17
Mar
2003
کس میون مشترک
خبرگزاري فارس:محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:وقتي موردي به عنوان اختلاف مجلس و شوراي نگهبان به مجمع مي آيد و در باره آن تصميم گيري مي شود به عنوان قانون بايد ابلاغ شود.البته اگر اختلافي پيش بيايد راه حل وجود دارد.
خبرگزاری خُسن آقا: خود خُسن آقا فرمودند: برای رفع اینگونه ابهامها اگر رهبر عظیم الجسته اجازه بدهند یک مجمعی درست می کنیم بنام کس میون مشترک حل اختلاف مجمع تشخیص بیضهی اسلام و مجلس شوربای اسلامی، که البته هیچ کسی هم لایق تر از محسن آقای رضایی خودمان برای ریاست این کس میون نخواهد بود.
با گفتن این جملات گوهربار ملت ایران تکبیر گویان به سینه زنی برای سرور شهیدان پرداختند و مرگ بر منافق سردادند!!
در بخش: بدون دسته بندی
17
Mar
2003
فاجعه ای در کردستان که اصلاح!! طلبان سعی در مخفی کردن آن دارند، جان هزاران هموطن کرد را تهدید می کند. این خبر را میتوانید در وبلاگ شبح بخوانید.
در بخش: بدون دسته بندی
17
Mar
2003
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم …
حالا فهمیدید چرا میگفتیم در انتخابات شرکت نکنید! چون میدانستیم مملکت را فقط هاشمی رفسنجانی اداره میکند و همهی این حقه بازیها و رای گیری و دموکراسی و اینجور چیزا کشک است. اکبر شاه است که در مجمع تشخیص مصلحت بیضهی اسلام، همهی تصمیمها را میگیرد تا او از صحنهی بازیهای سیاسی ایران حذف نشود کاری از پیش نمیرود و همه چیز دیگر کشک است و بس.
مگر این نطفهی حرامی یک نـــــه بزرگ از ملت ایران دریافت نکرد!؟ مگر همو نبود که با خفت و خاری و حتی با تقلب نتوانست حتی مقام سیام لیست تهران را کسب کند!؟ پس حالا چگونه است که در هر امر مهم مملکتی بایستی کلیه امور به امضاء ملوکانه توشیت یابد تا حکم قانون پیدا کند. حالا دیدید آنهایی که میگفتند انتخابات بی انتخابات راست میگفتند. این حکومت باید برود و راه چاره دیگری برای مملکت وجود ندارد.
باید قبل از اینکه مملکت را آخوند حرامزاده به تاراج دهد کاری کرد و این دزدان سر گردنه را از آب و خاک میهن آریایی بیرون راند.
در بخش: بدون دسته بندی
16
Mar
2003
قوقولي قوقو قوقو قوقو
حامد گداي ما بگو
سر كچلش بو كرده
ولي جرجي بهش رو كرده
طرف بعد ازاينكه عدل را در سراسر افغانستان داير كرد!! و پس از حل تمامي مشكلات افغانستان و به روزي رساندن مردم افغانستان!! كه بحمدالله اصلا ْ ديگر غم روزي و آزادي ندارند!! سنگ حق انتخاب آزاد را براي مردم عراق به سينه ميزند!! طرف نميداند كه عراق را با قاف مينويسند يا با غين.
در ضمن حامد گدا، بگم كه خودت چه جوري آزاد انتخاب شدي؟ و بابت اين چه كساني پول يا بقول شما افغانها پيسه گرفتند؟ بگم كه روز انتخابات لويه جرگه چرا يكدفعه ظاهر شاه براي بازديد مملكت ميبايستي به نواحي قندهار ميرفت.
حامد گدا لوطي گري از اين نظرها براي ايرانيها نديها كه پتت بيشتر رو آب ميره.
در بخش: بدون دسته بندی
16
Mar
2003
آخي بميرم . مردم افغانستان ديگه از شنيدن كلمه بازسازي خسته شدن و حامد گدا در عوض پنج ميليارد تقاضاي پانزده ميليارد كمك به افغانستان را دارد. يكي نيست به حامد گدا بگه خب همون كسي كه اوردت همون هم پانزده ميليارد بهت بده. ناراحت وضع ماليش هم نباش چونكه داره لوله نفت براتون ميكشه، خشخاش براتون ميكاره، از كشورهاي ديگه آجان براتون مياره محله وزيراكبرخان تون رو هم در كابل آباد و درست ميكنه كه حامد گدا و ديگر گدايان ارشد بتونن با خيال راحت در خارج گدائي كنند و در داخل پادشاهي. خدا روزيتون رو جاي ديگه بده، نداريم برو در پائيني.
در بخش: بدون دسته بندی
15
Mar
2003
اندر ولایت ملایان
در اخبار آمده بود که گویا در مجلس تشخیص مصلحت بیضهی اسلام، بودجهی سال آیندهی شورای نگهبان از 4.4 میلیارد تومان به 10 میلیارد تومان افزایش یافت، مبارک است انشاالله. یکی نیست به اینها بگوید خوب اصلآ چه نیازی به مجلس شورای اسلامی است چون این مجلسی که بناست فقط بفرمان شورای نگهبان انتخاب شود و بدستور رهبر مسائل را آنگونه که رهبر میفرمایند حل و فصل کند دیگر چه نیازی به اینهمه شامورته بازی است خوب مستقیمآ شورای نگهبان و رهبر و تشخیص مصلحت تصمیم بگیرند پولها را هم که هرطوری هست که ملاخور میکنند پس چه نیازی به ملت دارند که به صحنه بیاید یا نیاید، مگر این بار که ملت با یک بیلاخ بزرگ دست رد به سینهی ملاها زد فرقی در کار پیش آمد!!؟ پس سر جد کس کشتان حسین شهید، دست از سر این ملت بدبخت بردارید و به جاکشی خود بپردازید.
در بخش: بدون دسته بندی
15
Mar
2003
سید حسین مسلم (حسین دوبارزنده سابق)
حتمآ گمان میکنید امروز بمناسبت عاشورا میخوام راجع به حسین شهید و از اینگونه کس شعر ها بنویسم! خیر امروز می خوام در باره یکی از نوادگان حسین بنویسم که گویا اکنون نامش سید حسین مسلم است. این شخص در دوران قبل از انقلاب سالهای 1352 تا 55 محصل دبیرستان شاهپور شیراز بود و نامش “حسین دوبارزنده” . در ساعات بعد از مدرسه در دکه روزنامه فروشی برادرش که در خیابان زند شیراز بود کار میکرد و به شغل شریف روزنامه فروشی مشغول بود. با بروز انقلاب او هم همچون دیگر نوادگان حسین به سربازان گمنام امام زمان ملحق شد و کمکم از گمنامی خارج و به مرور زمان تبدیل شد به یکی از سرداران جنگ تحمیلی همان جنگی که بدرستی بر آن نام نعمت نهادند، البته نعمت برای نوادگان حسین. حسین مسلم که در دوران پهلوی نامش حسین دوبارزنده بود همراه با همکلاسی و یار جنگیاش محمد بیستونی به مرور زمان به مراکز قدرت رژیم نزدیک شدند و پس از جنگ به جمع آوری غنائم مشغول، در آخرین اطلاعاتی که از نامبرده بدست آورده ام ایشان مالک املاکی هستند که فقط یکی از این املاک پاساژی است در تهران که برآوردها حکایت از آن دارد که ارزشی حدود 150 میلیارد تومان دارد. نامبرده با انتقال خانواده و ثروت خود به دوبی آیندهی خود را بیمه کرده و دوبار در هفته برای سرکشی به اموالش در ایران به تهران میآید. آری این است داستان نوادگان حسین در ایران امروز.
در بخش: بدون دسته بندی