18
Apr
2003
به خودم هم بگم كه يادم نره
بجاي اينكه به مطلب امروز بپردازم، لازم ميبينم كه اشاراتي در مورد نوشته ها و مقالات خود بكنم. اينچنين بنظر ميرسد كه با توجه به مطالب اخير، عده اي بر اين گمانند كه نويسنده اين وبلاگ به مخالفت با كشورهاي بخصوصي برخاسته و حب كشورهاي بخصوص ديگري را در دل ميپروراند. بايستي بگويم كه نخير نه دشمني با كشوري در كار است و نه دوستي با ديگري. تنها هدف اين نوشتارها در ميان گذاشتن مستدل مسائل روز با هموطناني است كه از آمدن هر بيگانه متجاوزي به اين مملكت نگراني بدل راه ميدهند و براي آينده اين ملت و مملكت نگران هستند ضمن اينكه معضلات داخلي را نيز از نظر دور نميدارند. از ديد من ايران و ايراني هيچگونه ديني به هيچ كشور و يا گروه بخصوص خارجي نداشته و تنها بايستي كه در چارچوب قوانين و ضوابط قبول گشته بين المللي، تمامي هم و غم خود را بر آن دارد تا مشكلات اين كشور را از طريق مشاوره و محاوره با تمامي آحاد و اقشار اين مملكت و سپس با ديگر كشورها بر طرف نمايد. در اينگونه بحث و گفتگو، حق قبول و يا رد و علي الخصوص انتقاد را نه تنها مجاز بلكه كاملاْ لازم و مفيد ميباشد، بشرطيكه از محدوده احترام به عقايد حتي غير قابل قبول ديگران و حوزه منطق، پاي بيرون ننهيم. هرگونه برخورد فيزيكي را محكوم نموده و معتقدم كه ميزان تعدد طرفداران يك نظر به تنهائي پايه مقبوليت و درستي آنرا تعيين نمينايد و گرنه همگي ما ميبايستي كه طرفدار نظريه كمونيستي مائو ميگشتيم كه ظاهراْ بيشترين طرفداران را حد اقل در كشور چين و يا در سطح آسيا دارد. استقلال راي و عمل و مصالح ملي بنظر من در درجه اول اهميت قرار داشته و تحديد حقوق گروه يا قوميتي را به نفع گروه و يا قوميتي ديگر، در جائي كه استدلال محكم و قابل قبول ملي بهمراه نداشته باشد محكوم ميدانم. مشتاقم كه بدانم كه كشورم با تمامي موازين علمي و فرهنگي جهان همگام به پيش ميرود و ملتم سربلند و خوشبخت و داراي آينده اي با ثبات و مداوم هستند. به عدالت اجتماعي معتقد و پايبندم. بدين منظور مينويسم و اميدوارم كه بتوانم در حدي هر چند ناچيز، مثمر ثمر باشم و عقايدم نيز پيوسته محك خورده و تصحيح گردند و يا اينكه مورد قبول عامه.
در بخش: بدون دسته بندی
18
Apr
2003
بدون اجازهی قیصر خان اینو از توی وبلاگِش کش رفتم:
قيصر حكايت مي كند نامرد شكايت مي كند
ديرو يه چيزي نوشتم و پاره ش كردم. راجع به جنگ بود. ديدم چي بگم؟ چي بگم به اونايي كه به اسم منافع ملي از راه دور دو دسسي چسبيدن به خايه هاي آمريكا و انگليس. به اونايي كه خيال مي كنن اين دو تا بهتر از صدام هسسن. انگار يادشون رفته همه ي بمباي شيميايي كه صدام ريخ رو سر ايرونيا و’كردا ساخت آمريكا بود و آمريكاييا يادش دادن كجا بندازه و چه جوري بندازه. انگار يادشون رفته همه ي خاور ميانه يه روزي زير كنترل انگليس بود و كودتاي 28 مردادم انگليسا نقشه شو دادن به آمريكا و با كمك آخوندا مصدق خونه نشين شد تا روزي كه تو احمد آباد مرد. بعضيشون اميدوارم خام باشن. ولي بعضيشون شك ندارم منظورشون از منافع ملي، منافع خودشونه. پست ومقامي كه دارن و پست مقامي كه شايد در آينده داشته باشن. گفتم ولش بابا هر كي داره زور مي زنه كه بگه من راس مي گم. حق با منه. و ايروني جماعت بيچاره كه هميشه سرش از دس اين نامردا كلا رفته. اسم نمي برم. فرقي يم نداره اسم ببري يا نه. فقط بگم كاش يه روزي بشه كه ايروني جماعت از دس اين وابسسه ها نجات پيدا كنه. اگه اين وابسسه ها نباشن اون گردن كلفتا نمي تونن هر كاري بخوان بكنن. ولي من تو يه چيزي موندم. اينا كي مي خوان بفهمن كه خارجي ها( هر نوعش) دلشون نه واسه عراقيا سوخته و نه به حال هيچ كس ديگه. اينا به مردم خودشونم دروغ مي گن. عين هر سياستمدار ديگه يي. کي مي خوان بفهمن که وقتش که برسه اونا رو عین یه تیکه سنده ی مي اندازن تو خلا. همین کاری که الان دارن با صدام مي کنن. اونا كه روياي زندگي ي بهتر بعد از اومدن آمريكا و انگليس رو براي ايراني و خاور ميانه مي بينن و خیالشون امریکا و انگلیس همیشه هواشونو دارن بهتره از رويا در آن. شايدم واسه اونا بهتر باشه. ولي هر چي كه واسه من خوبه يني واسه همه خوبه؟ تا بعد. صفا.
در بخش: بدون دسته بندی
18
Apr
2003
خوش رقصیهای آقای هاشمی رسمنجانی از قرار معلوم نتیجه داده که باعث شده عشوهگریهای جنرال مایرز را در پی داشته باشد. البته باید دید آیا این طنازی و عشوهگریها عاقبت به ازدواج این دو دشمن ملتها خواهد انجامید یا اینکه باز هم تجاوز این یکی به منافع آن یکی از ازدواج ایندو جلوگیری خواهد کرد.
نيويورک تايمز به نقل از يک افسر ارتش آمريکا نوشت: آمريکا حداقل دو پايگاه سازمان مجاهدين خلق، از جمله ستاد فرماندهی نظامی آن به نام “اردوگاه اشرف” در 100 کيلومتری شمال بغداد را “ويران” کرده است.
خبر حمله به پايگاه های مجاهدين ابتدا در يک کنفرانس خبری در روز سه شنبه از سوی ژنرال ريچارد مايرز، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا، فاش شد.
وی گفت: “ما هنوز دنبال اين گروه هستيم. اين که اين مساله چه تاثيری بر روابط آمريکا و ايران بگذارد، فکر می کنم بايد صبر کنيم تا زمان نشان دهد.”
حتمآ به خوبی و خوشی خواهد گذشت، چون بنظر میرسد که رژیم ملاها با دیدن هیولای وحشتناک جنگی آمریکا همچون موشی آب کشیده به دنبال سوراخی است تا خود را از گزند این حیوان درنده برهاند.
در بخش: بدون دسته بندی
18
Apr
2003
شنبه گذشته بنا به قراری که داشتم رفته بودم خونه یکی از آشناها. از من خواسته بود که برم خونهاش و برایش یک کامپیوتر انتخاب کنم. تعدادی بروشور را با خودم بردم تا از میان آنها یکی را نسبت به نیاز و بودجهاش انتخاب کنیم. پس از بررسی چند تا کامپیوتر مشخص شد که کامپیوتری که میخواهد در چه سطح قیمت است وخلاصه چهار پنج تا آلترناتیو را کنار هم گذاشتیم برای انتخاب نهایی. تقاضای بعدی او این بود که یکی را انتخاب کن که آمریکایی نباشد! کمی فکر کردم و با تعجب گفتم مگر چنین چیزی هم ممکن است! آخر میدانید این پدیدهی تحریم آمریکاییها در حال شکل گرفتن است. بحث طولانی داشتیم و با اینکه من خودم یکی از سرسخت ترینها در تحریم کشورهای فاشیست هستم در این کار عاجز ماندم. به او گفتم که ببین در این خرید امکان تحریم وجود ندارد چون تو هر کامپیوتری را که بخری حداقل CPU آن آمریکایی است و هیچ کجای دنیا هم چنین چیزی را تولید نمیکنند.
دوست من که در تصمیمهایش همیشه مصمم است، گفت پس فعلآ از خیر خرید کامپیوتر میگذرم و با همان کامپیوتر قدیمی سر میکنم. به او پیشنهاد کردم که بجای خریدن کامپیوتر میتوانی با خرید قطعاتی که غیر آمریکایی است آن را بروز کنی و گرچه مثل یک کامپیوتر نو نخواهد شد ولی میتوان با افزایش حافظه و بزرگ کردن دیسک و یک کارت گرافیک خوب و تغییر Windows از 98 به 2000 به نتیجهی مطلوب دست یافت. پرسید مگر Windows 2000 آمریکایی نیست، گفتم چرا ولی آن را میتوان از کپی رایتاش گذشت و یک کپی مجانی آن را استفاده کرد. پریروز تلفن کرد و گفت که قطعات را خریده و خواست که بروم و قطعات را سوار کنم. دیروز هم کار سوار کردنش را تکمیل کردیم و با پیشنهاد خودش ناماش را هم گذاشتیم خاورمیانه. خلاصه با یک بودجهی 1500 کرونی موفق شدیم کامپیوتر 200MHz او را تبدیل کنیم به یک کامپیوتر قابل استفاده.
در بخش: بدون دسته بندی
17
Apr
2003
دبير مجمع تشخيص مصلحت بیضه اسلام ناب محمدی فرموده اند:
آمريكاييها طالب مذاكره نيستند وگرنه چراغ سبزهايي در زمان رياست جمهوري آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي به آنها داده شده است. در دوران هاشمي، تورگت اوزال و نخست وزير ژاپن به ما گفتند اگر شما به آزادي گروگانها در لبنان كمك كنيد، آمريكا نيز سياست خود را تغيير خواهد داد اما پس از تحقق اين امر هيچ اتفاقي نيفتاد. در دوران خاتمي هم به نهادهاي دولتي دستور داده شد كه در پادگانها و مراكز دولتي پرچم آمريكا را آتش نزنند.
ما شنیده بودیم آمریکایی ها خیلی ساده لوح هستند! ولی نه به این ساده لوحی!! که فقط بخاطر توقف آتش زدن پرچمهایشان شتابان به پابوسی رهبر!! مسلمانان جهان بیایند و باج سبیل بدهند.
ایشان ادامه میدهند: همچنين ما در بحران افغانستان و عراق هم دخالتي نكرديم اما در ازاي آن هيچ امتيازي نگرفتيم.
از قرار معلوم آقایون خیلی عادت دارن با انجام کمترین کاری حق حسابهای هنگفتی دریافت کنند، بهمین خاطر بد عادت شدهاند و گمان می کنند که آمریکاییها هم به همین سادگی باج سبیل میدهند. وتازه وقتی آمریکایی ها تا کربلا آمدهاند پس قبول کنید که برای آنها هم راه تهران از کربلا میگذرد و حالا که تا کربلا آمدهاند بنظرم بجز جام زهرمار به چیز کمتری قانع نخواهند شد.
در ادامه می فرماییند:ايران علاوه بر سلاحهاي نظامي از تواناييهاي ناشناختهاي برخوردار ميباشد و نمونه آن حزب الله است كه جزو اولين كشور عربي بود كه توانست اسراييل را شكست دهد. و مصداق آن هم در ايران وجود دارد و اگر مسوولان استراتژي مناسبي را به موقع اتخاذ كنند آمريكاييان نميتوانند از طريق نظامي به اهداف خود برسند.
البته ایشان اگر میفرمودند توانایی های ایران چیست بد نبود و مارا مجبور به حدس زدن نمی کردند، تا آنجایی که ما میدانیم آقایان بجز گاز معده سلاح خطرناک دیگری در اختیار ندارند.
یکی نیست به این آقای دکتر!! بگوید، مربا جان!! شما هنوز فرق بین کشور و گروه را نمی دانی بیخودی اظهار فضله نکن جانم مگه مجبوری!! در هر موردی اظهار نظر کنی!! در مورد استراتژی و اینجور چیزهایِ سخت سخت هم بهتر است قبل از اظهار فضله با دکتر!! الله کرم تبادل نظر کنی چون از قرار معلوم او هم دکترای!! استراتژی یک چیزی را داره.
بیخود نیست مملکت روی آبه، وقتی هر بچه بازاری شروع میکنه به اظهار فضله وضع از این هم بهتر نخواهد شد.
در بخش: بدون دسته بندی
17
Apr
2003
با بسته شدن شیرهای نفت عراق بر روی سوریه و همچنین تشدید حملات لفظی آمریکا به ایران و سوریه باعث خواهد شد که پیمان سوریه و ایران مجددآ قویتر شود و ایران هم برای نگاه داشتن سوریه در بین کشورهای حامی خود نفت بیشتری را از جیب ملت ایران به سوریه هدیه کند.
در بخش: بدون دسته بندی
16
Apr
2003
در بگیر و ببند جنگ و گردو خاک کردن های جرج بوش نوشتهای را به مسابقه گذاشتم و از شما خواستم که نام صاحب گفتار را معرفی کنید و همچنین جایزهای هم برایاش در نظر گرفتم . متاسفانه هیچ کس مطلب رو جدی نگرفت، درصورتی که بنظر من حرفها بس جدی بود وشاید حتی بتوان گفت که برای آینده جهان بسیار خطرناک. سخنان را از یک مصاحبه جورج بوش کپی کرده بودم البته ترجمهاش کرده بودم. حالا این اصل و همچنین ترجمه آن و همچنین اصل مصاحبه آنرا با دقت بخوانید این مرد فوقالعاده خطرناک است. این قسمت را از پاراگراف دوم مصاحبه کپی کرده ام:
There is a value system that cannot be compromised. And if the values are good enough for our people, they ought to be good enough for others, not in a way to impose because these are God-given values. These aren’t US-created values. These are values of freedom, the human condition, mothers loving their children.
ارزشهایی هستند که نمی توان آنها را به مصالحه گذاشت. اگر این ارزشها برای ملت ما به اندازه کافی پسندیده هستند، پس باید همین ارزشها برای دیگران هم پسندیده باشد نه بصورت اجبار، زیرا اینها خدادادی هستند.
در این قسمت جرج بوش با چنان وقاحتی بر این باور است که ارزشهای آمریکا حقیقت محض است و در نتیجه همه باید سر تسلیم در مقابل آنها فرود آورند و در پاراگراف هفتم حتی پا را از این هم فراتر میگذارد و خود را خدای آمریکا و در نتیجه خدای دنیا میانگارد.
این هم پاراگراف هفتم این مصاحبه :
I’m the commander, I do not need to explain why I say things. That’s the interesting thing about being the President. Maybe somebody needs to explain to me why they say something, but I don’t feel like I owe anybody an explanation….
اصل مصاحبه
با خواندن این مصاحبه باید که نسبت به آینده دنیا نگران شد، چون این شخص بسی دیوانه تر از هیتلر و استالین است، صدام و خمینی در مقایسه با او طفل بی گناهی بیش نیستند.
در بخش: بدون دسته بندی