12
Jun
2003
دیروز که مطلب اعتراض به نوشتهی ابولبلاگر را نوشتم دیروقت بود رفتم بخابم یادم به کسانی افتاد که بخاطر دفاع از چیزی که به آن اعتقاد دارند مجبور شدند حتی از نوشتن در دنیای مجازی هم دوری جویند. رفتم به فکر هیس، زمانی که او نوشتن را متوقف کرد من تازه وارد دنیای مجازی وبلاگستان شده بودم و زیاد هم او را نمیشناختم ولی بعد از اینکه مجبور به اسعفتا شد چند مطلباش را به لطف امید که به زنده کردن وبلاگهای مرده تخصص دارد خواندم. دیدم که بیخود نبود که او را از زیر تیغ سانسور ولی فقیه گذراندند. بهمین خاطر فکر کردم بد نباشد به یاد هیس این نوشته را از او بخوانید. درضمن یادآور بشوم که آرشیواش هنوز زنده است.
قبل از اینکه مطلب رو بخونید توضیح بدم که این مطلب انتخابی نیست این رو شانسی انتخاب کردم:
Saturday, August 03, 2002
● سلام و عليک يا جميع المخلصيني و کثير المفلسيني في کل البلاد الايران و السلام عليک الي جميع الخا ئفين مـِــن ال چماقنا والتفنگنا والفشنگنا والبقية الچيزهايمان . اسلام عليک الي ام نا و زوجنا و بنتنا و آبجينا (در کل العرض کنم الناموسنا ) في البيوت ال عفافنا ، اسلام عليک الي کل النسوان تحت الفشار في الجنت اليد سازنا و عفت البيتسازنا . اسلام و الدرود و الهزار باريکلا و الدوهزار باريکلا به الاون ابا البيامرزی که هذا الپيشنهاد مشتي رو الارائه داد .
بنده برادر فشارکي يکي از اعضای گروه فشار از اين به بعد در کنار اين مردک بي ادب ، آريا که طبق سخنان گه هر بار برادر پشت صحنه شمس الواعظين ، بهداشتي حرف نميزند ، مطالب نغز و نظرات هجو خودم را اينجا خواهم نوشت . لازم به ياد اوری نيست که من نماينده آقا ولي کد خدا در وبلاگ هيس خواهم بود و تا يک وقتي خدايي نکرده اينجا از زير دست مقدس آقا دست نخورده و انگشت نزده در نره .
همانطور که برادران و روم به ديوار ، خواهران ميدانند اين مردک مزلفِ کوني ِ ، سگ پدر ِ بي پدر ِ در به در ِ خاک به سر هيچ شعور و تربيت نداره ، اين نامبرده ء کون بشور ( متضاد کون نشور ، يکي از فحشهای خيلي بد برادران انصار و گروهای فشار ) اصلا عفت کلام نداره و کونده خوار اصلا عفت کلام عصمت زبان رو در نوشته هاش رعايت نميکنه ، لذا در شورای ا َ ن قــُــلاب فرهنگي ، تصميم گرفته شد که بنده مدتي را در کنار اين جونور به امر کتابت مشغول شوم .
البته اهداف ديگری هم درگرفتن اين تصميم مد نظر داشتيم که اصليترين آنها زدن مخ اين خورشيد خانم و ندا خانم بود .
راستش بنده البته از طرف حاج آقا( پيشنماز مسجد سر کوچه مون) حکم خروج از دين اين دو تا خانم رو داشتم ، به زبان ديگه اين دوتا خانم جزو اموال خصوصي بنده به حساب مياين چون که از دين خارج شدن ، وليکن اين که خودمون مخشون رو بزنيم و جفتشون رو ببريم شهد خدمت آقا تا آب توبه بريزيم سرشون يه چيز ديگس .
من از اين به بعد گه گاه در هيس خواهم نوشت و بيانيه های گروه فشار شعبه شهر نو را به اطلاع شما ملت عفاف پرور ميرسانيم .
بيانيه گروهای فشار در مورد طرح عفاف
ساملکم . هاپ هاپ .
بدين وسيله بدون هيچ گونه احساس حيا از محضر شهدا ، جانبازان ، ورزشکاران دلاوران نام آوران ، به نام يزدان پيروز باشيد .
(صدای نويسندگان بيانيه هم در اين بيانيه به چشم ميخورد )
ــ حاج آقا فشارکي احمق ، مومن کس نگو اينقدر ، اين يک آهنگ بود که وقتي علي دائي به گوام گل ميزد ميذاشتن
ــ ا شرمنده حاج اقا الان درستش رومينويسم.
خلاصه ما اعلام ميکنيم که از آقا ميخوايم که ما يعني گروهای فشار را بنا به دلايل زير مسئول راه اندازی و و دريافت وجوه دريافتي حاصل از کسب و کار خانه های فشار ببخشيد !!!! خانه های عفاف !!!!! بکنند .
اولا خواهران و مادران و دختران و زنهای ما بار اصلي اين کار را بر دوش ميکشند . بيخود که نيست ما خودمون جلق بزنيم چون نواميسمون شب خونه پيش ما نيستن بعدش مردم برن بزنن توش، تازه ما هم پولشم نگيريم ؟
دوما : کار اصلي که در خانه های عفاف انجام ميشود فشار است ،از انجا که فشار نام گروه ماست ، پس بايد خود ما عهده دار مسئوليت اين خانه ها باشيم ( طبق قانون کپي رايت )
سوما : تو کل بلاد اسلامي و غير اسلامي از ما کس کشتر پيدا نميشود .
و من ال آقا توفيق
خدافظ شما
شخصيت بالا که مشاهده ميکنين از مخلوقات جديد بنده هستند ، از دوستاني که موافق ادامه دادن نوشته های اين شخصيت هستند خواهش ميشود که يه ايي ميل برای من بفرستند تا من هم خير سرم يکم دموکراسي دار بشم !!! .
يا حق
□ نوشته شده در ساعت 1:29:02 AM
اگر گمان میکنید که مبهوت از یادم رفته در اشتباه هستید فقط درحال باز سازی آرشیواش هستم تا بعد به وضع او هم بپردازم.
در بخش: بدون دسته بندی
12
Jun
2003
عقلکل!
یک عده ای باید برای هر چیزی و هر موردی اعلام نظر بکنند وگرنه دنیا بهم میریزه. یکی نیست بگه آقا جان مگه مجبوری!! میگن چرا عصبانی میشم، چرا آمپرم میره بالا، چرا داغ میکنم، باور کن اگه شما هم بودین تاحالا گیرپاج کرده بودین میگین نه!؟ خودتون بخونید ببینید چی نوشته مردک:
شانس آورديم
خوشبختانه باوجود شلوغکاریها و اغراقهای راديوها و تلويزيونهای ماهوارهای، درگيریهای اطراف دانشگاه از همان منطقه فراتر نرفت و عمومی نشد. معلوم است که اين بار مردم حواسشان هست و مواظب بچههايشان هستند که بیخودی خود را به دردسر نيندازند. خبرها حاکی است که چند نفر هم دستگير شدهاند که دل آدم میسوزد. احتمالا يک سری جوان احساساتی شهرستانی هستند که چيزی برای از دست دادن ندارند. بابا الان وقت درگيری خيابانی نيست، وقت نامه نوشتن و امضا جمعکردن و وبسايت درست کردن و اين جور کارها است که هرکدام به اندازهی يک تجمع تاثير دارند.
12:02 PM
مواظب بچههاشون هستند بندهی خدا اگه یکی بچه باشه تو هستی، اینایی که دارن با رژیم خونخواری مثل رژیم ملاها میجنگند تا امثال من و تو بیایم خارج بعد هم چسنالههای اینچنینی بکنیم، یک سرو گردن از من و تو بلندتراند البته نه از لحاظ هیکل میگمها منظورم از لحاظ عقل هست. چون از قرار معلوم تو هم یک کمی عقلات پارسنگ میبره وگرنه نمینوشتی “احتمالا يک سری جوان احساساتی شهرستانی هستند که چيزی برای از دست دادن ندارند” حالا انگار خودت مثلآ تحفه نطنز هستی! که مثلآ فلانِ غول رو شکستی که مثلآ بچه تهران شدی!! مگه فرقی هم میکنه که توی کدوم خراب شده بدنیا اومدی. وقتی این جور حرفها رو میشنوم تازه دوزاریم میفته که چرا کسانی مثل ملای خمین و خامنه تونستن سوار ما ملت بشن، وقتی افکار ما مثل شما باشه، حاج آقا! وضع مملکت بهتر از این هم نباید باشه.
این جمله رو بخونین :
وقت نامه نوشتن و امضا جمعکردن و وبسايت درست کردن و اين جور کارها است که هرکدام به اندازهی يک تجمع تاثير دارند
ای بدبخت به امثال من و تو میگن مبارز سوفا نشین (مبل نشین). اگر من و تو 5 هزار سال هم امضا جمع کنیم و وبلاگ بنویسیم آب هم از آب تکان نخواهد خورد. اگر این جوانان نبودند که 16 آذر و 18 تیر رو بیافرینند من و تو باید امروز میرفتیم توی سوراخ موش قایم میشدیم بلکه آخوند نیات نفسمون رو بگیره.
در بخش: بدون دسته بندی
11
Jun
2003
نمیخواهم رئيس جمهور بشم! مگه زوره!؟
سر علی! یکی به این آقا یککم التماس کنه بلکه از خر شیطون بیاد پایین و حتمآ رئیس جمهور بشه. والله اخبار از بلاد اسلام هم نشان از این داره که گویا تظاهرات دیروز هم برای همین بوده!! مردم میگفتن خاتمی استعفا استعفا، برای همین بود دیگه!! چون میگن بهتره حالا که بنا است گوه بزنن به همه چی توی اون مملکت خراب شده! بهتره بزارن این کوسههه گوه بزنه، هم بهتر گوه میزنه و هم اینکه بعد خوب بلده گوه زدنهاش رو ماست مالی بکنه. عجب رنگ با حالی میشهها! سفید و خردل چه چیز هنرمندانهای میشه! به سر مبارک این دوتا قسم.
منبع عکس و خبر
در بخش: بدون دسته بندی
10
Jun
2003
در تهران چه خبر است؟ خواهشمندم دوستان وبلاگ نویسی که به اطلاعات دقیق دسترسی دارند آنرا به اطلاع دیگران برسانند اجازه ندهید اینبار هم رژیم با حیله و نیرنگ جوانان را به انفعال بکشانند.
پشت دانشجویان را خالی نکنید. از آنها حمایت کنید اینها فرزندان شما هستند. سردمداران رژیم و کارکزارانشان اعرابی هستند که 13 قرن بر ایران حکومت کردهاند
در بخش: بدون دسته بندی
10
Jun
2003
آقای !!دكتر محسن رضايي!!، دبير مجمع تشخيص مصلحت بیضه اسلام در گفتوگویی با ايسنا فرمودهاند:
براي شركت در سمينار علمي در آتن به دليل پذيرش مقالات، از من دعوت شد و در آن سمينار شركت كردم و طي يك روزي كه در آنجا بودم دو سخنراني در صحن عمومي سمينار و دو نشست در كميسيونهاي سمينار داشت. البته سمينار چهار روز بود كه من تنها در يك روز آن شركت كردم.
ببین علم چقدر به گوه کشیده شده که این تاپاله هم به کنفرانس علمی دعوت میشه!؟ البته که همین هم باید برسر علم بیاید! در جهانی که جرج بوش کلانتراش باشد و سیدعلی چلاق ولی فقیهاش روزگار علم هم از این بهتر نخواهد شد.
اگر دنیا بر روی چرخهای طبیعیاش میچرخید مطمئن باشید که جنابعالی حتی سبزی فروش محله هم به سختی میشدید، با پوزش از سبزی فروشان شریف متاسفانه مجبور به استفاده از این واژه شدم.
بگمانم که شما بدجوری فراموش کردید که جایگاهتان چه بوده و قبل از انقلاب در کجای جهان قرار داشتهاید ولی خوب نگران نباشید عمر من وشما کفاف این را میدهد که ببینیم در آینده نچندان دور جایگاه واقعی خود را باز خواهید یافت.
در بخش: بدون دسته بندی
10
Jun
2003
این مطلب رو با دوتا نظر که یکی در وبلاگ خودم نوشته شده و دیگری در وبلاگ مبهوت و هر دو از شبح عزیز است با هم بخوانیم تا بروم سر روضه ی امروز، بله درست خوندید چون این چیزایی که من اینجا مینویسم گویا مثل روزضه است به گوش هیچ کس فرو نمیره
نظر شبح در نظر خواهی من:
حسنآقای عزيز!
آيا فکر نمیکنی اين کارها برای ترساندن وبلاگنويس های داخل کشور است و به تر است به آن دامن نزد؟
اين روزها خيلی با عصبانيت و ناسزاگو مینويسی. خسنآقای عزيز باور کن کار اين کشور با عصبانيت جلو نمیرود. ضمنا اين رژيم خودش يد طولایی در پرورش لومپنيسم دارد بايد با آن مقابله کنيم نه آن را ترويج کنيم.
ما مثل هميشه مخلط شما هستيم البته!
نظر شبح در نظر خواهی مبهوت:
بايد ديد نظر شرکت فخيمهی پرشين بلاگ در اين مورد چيست! من فکر ميکنم کل موضوع بلوفی براي ترساندن وبلاگنويسها باشد. بلاخره قوه قضاييه! اگر بخواهد اين کار را شروع کند موردي انجام نميدهد ناگهان يورش ميبرد! که به نظر ميرسد الان در موقعيت اين کار نيستند. هر چند نبايد هوشياري را از دست داد.
شبح عزیز شاید حق با شما باشد وقتی که مینویسید: “کار اين کشور با عصبانيت جلو نمیرود” ولی چه کنم که گاهی اوقات تسلط بر اعصاب و روانم را از دست میدهم، من هم انسانم نه یک ماشین تایپ.
همانطور که شما هم نوشته بودید این یک بلوف بیشتر نیست و نباید از این حرکتهای رژیم ترسی به دل راه داد ولی چه کنم که باز حتی با اینکه مطمئن هستم که این یک بلوف است ولی نمی توانم حتی اگر یک درصد هم امکان حقیقت بودن این امر وجود داشته باشد ریسک اش را ببپزیرم نه برای خودم چون جای من امن است ولی برای آن جوانانی که بی باکانه در ایران درحال نوشتن هستند و هر روزه با فداکاری، آینده میهنام را بیمه میکنند.
حالا که درد دلهایم و احساساتم را نوشتم بروم سر مسائل فنی:
1. این امر ممکن است که حکومت با کمک و همکاری پرشین بلاگ نویسنده مبهوت را پیدا و دستگیر کرده باشد. گفتم این امکان وجود دارد اشتباه نکنید این امری حتمی نیست ولی چون احتمال اش وجود دارد در محاسبات هم جایی برای اش درنظر باید گرفت.
2. چنین چیزی اتفاق نیفتاده ولی پرسین بلاگی ها (آقا عطا و شرکا، شریک دزد و رفیق قافله) این وبلاگ را مسدود کرده اند و این پیام را هم تابلو کردن اون بلا برای ترساندن وبلاگ نویسها
3. همانطوری که این شخص مینویسد:
نويسنده: مبهوت
يكشنبه، 18 خرداد 1382، ساعت 5:31
دوستان وبلاگ من هک شده. اين بابا هم بامزگيش گرفته خواسته مردم رو بترسونه. در اولين فرصت وبلاگ جديدی تاسيس خواهم کرد.
اصلآ هیچ اتفاقی نیفتاده و فقط یک هکر بی مزه چنینکاری را انجام داده و مطلبی را هم برای خوشمزه گی آنجا تابلو کرده.
اگر به عقب برگردیم و مطالبی را که در چند وبلاگ تقریبآ یک سال پیش نوشته شد و من [1] [2] [3] [4] [5] [6] ، فضول [1] [2] و همچنین امید
که متاسفانه وبلاگ اش در دسترس نیست، مخصوصآ در این امر هشدار دادن خیلی فعال بودیم و سعی کردیم دوستان وبلاگ نویس را از نوشتن در پرشین بلاگ منع کنیم. شاید این اتفاق همان چیزی باشد که ما یک سال پیش پیشبینیاش را کردیم و هشدار به همه دادیم و حتی من همان موقع صفحهای را تهیه کردم و روش ساختن وبلاگ در بلاگ اسپات را بطور ساده توضیح دادم تا شاید بتوان دوستان را از دامی که جمهوری اسلامی گسترده بود تا کار فعالیت وبلاگ نویسان سیاسی را در روز مبادا مختل کند برهانیم. افسوس که گوش شنوا کم بود و تعداد کمی نقل مکان کردند متاسفانه حالا داریم نتایج اش را می بینیم.
هنوز هم دیر نشده از همه دوستانی که سیاسی مینویسند خواهش میکنم از اون دامی که جمهوری اسلامی گسترده بیرون بیایند. من خودم شخصآ حاضرم برای کسانی که مشکل در ساختن وبلاگ در بلاگ اسپات دارند وبلاگ بسازم و در اختیارشان بگذارم، پس دیگر هیچ بهانهای برای ماندن در پرشین بلاگ باقی نمانده، و درضمن این افتخار نیست که بی خود وبی جهت هزینه پرداخت کنیم، هرچه هزینه مبارزه را کمتر کنیم موثرتر خواهیم بود.
یک نکته اساسی برای آنهایی که هنوز پافشاری در نوشتن در پرشین بلاگ را دارند و یا نظرهاشون رو توی وبلاگهای پرشین مینویسند حتمآ برای نوشتن در پرشین بلاگ از آنونیمیزرها استفاده کنید، چون در اینصورت هویت شما مخفی خواهد ماند البته نه تمام آنونیمیزرها ولی تعداد زیادی از این آنونیمزرها IP شما را هنگام اسفتاده از آنها تغییر میدهند و پیدا کردن IP شما برای رژیم غیر ممکن خواهد شد.
در بخش: بدون دسته بندی