16 Jun 2003
حزب خرای تقدیم میکند: اطلاعیه
حزب خرای تقدیم میکند:
اطلاعیه رهبری
خانه : عرعر : اطلاعیه رهبری
اطلاعیه رهبری
• پخش زنده
• دريافت فايل صدا
اطلاعیه مقام رهبری در باره تظاهرات اخیر (۷ دقيقه)
آخرين عرعرها:
• اطلاعیه رهبری
16 Jun 2003
حزب خرای تقدیم میکند:
اطلاعیه رهبری
خانه : عرعر : اطلاعیه رهبری
اطلاعیه رهبری
• پخش زنده
• دريافت فايل صدا
اطلاعیه مقام رهبری در باره تظاهرات اخیر (۷ دقيقه)
آخرين عرعرها:
• اطلاعیه رهبری
15 Jun 2003
یک مشکل اجتماعی ویک پاسخ!
چند روز پیش هموطنی با ارسال یک میل سوالی را برای من مطرح کردند که چندروزی است ذهن مرا به خود مشغول کرده بود، نه اینکه تصمیم به پاسخگویی نداشتم بلکه دو مشکل با این میل داشتم یک زبان میل بود که به انگلیسی نگاشته شده بود و مانده بودم که آن را ترجمه کنم یا اصلاش را بدون ترجمه منعکس کنم. ولی مشکل اساسیتر من نداشتن پاسخ بود! گرچه در ذهنم پاسخهایی داشتم ولی در درست بودن پاسخها شک و تردید داشتم و هنوز هم دارم، ولی چون روش و منش من بر این بوده و هست که پاسخگو باشم امروز تصمیم گرفتم به این نامه پاسخ!! گویم کرچه نیم بند باشد. باز هم تکرار میکنم من پاسخی برای این معضل ندارم ولی فقط سعی میکنم تا با طرح آن و انتشار افکار خود شاید بتوان به پاسخی درست! برسیم( انگار که پاسخ درست هم وجود دارد!؟ باور من حداقل بر این است که در رابطه با آنسانها هیچ پاسخی درست یا نادرست نیست اینها فقط برداشتهای ما هستند و بس)
اصل نامه را با هم میخوانیم:
برای کسانی که با انگلیسی مشکل دارند، چکیدهی مضمون نامه چنین است. این دوست از لینک الپر که در وبلاگ من است(بود) به وب لاگ شخصی بنام عبدالله شهبازی رسیدهاند و ادعای این دوستمان این است که نامبرده یک تواب است و از من سوال میکنند که نظرم در باره این معضل اجتماعی ما چیست.
نکته اول این است که من شخص عبدالله شهبازی را نمیشناسم و از اینکه نامبرده تواب است یا نه اطاعی ندارم در نتیجه این مشکل را به دیگران که آشنایی به تاریخ انقلاب اسهالی دارند وامیگذارم.
حال بر سر اینکه با توابین چه باید کرد هم من مشکل دارم چون واقعآ نمیدانم چه راه درست است چه را نادرست. حداقل یک چیز را میدانم و آن اینکه اینگونه اشخاص نباید در آیند در هیچگونه پست سیاسی شرکت داده شوند چون حداقل میتوان گفت که یک تواب مسولیتی را (شرکت در یک حزب سیاسی) پذیرفته ولی هنگامی که مجبور به پرداختن هزینه کارهایاش شده از کیسهی خلیفه بخشش کرده و دوستان و همفکران خود را لوداده و به کلامی ساده تر خیانت کرده(از نظر من خیانت به دوستان و آشنایان کثیف ترین کار است). یک معضل بیپاسخ دیگر هم میماند و آن این است که آیا اگر خُسن آقا را در “شرایط” یک تواب قرار دهند خیانت نخواهد کرد!؟
این را هم میتوانم با صراحت بیان کنم که چنین شخصی باید در یک دادگاه بخاطر به خطر انداختن جان دیگران یا حتی اگر بانی تباهی کسی شده پاسخگو باشد. البته پاسخگو بودن بمعنای محکوم شدن نیست چون متهم شدن و محکوم شدن دو مقولهی کاملآ جدا از هم است و چیزی که بیشتر در مردم عامی به آن باور دارند این است که متهم شدن و محکوم شدن یک معنی دارد.
خلاصه بگویم شکافتن جراحات چرکین 24 سال کثافتکاری آخوند کار شخص بی سوادی مثل من نیست این را باید یک گروه تحقیق که درای مدارک و تجربیات کارشناسی در این زمینه هستند بطور بیطرف انجام دهند ولی همینقدر به خودم بعنوان یک شهروند اجازه میدهم که نظرم را در این باره بیان کنم.
باز هم میگویم من شناختی از آقای شهبازی ندارم و همزمان با این مطلب نامهای هم بوسیله آدرس میل ایشان برایشان خواهم فرستاد تا از خود دفاع کنند البته اگر مایل بودند.
15 Jun 2003
این هم آخرین خبر رسیده از شیراز تنها تغییر داده شده در متن نام فرستنده خبر است که بصورت XXXXX نوشته شده. زمان دریافت خبر 25 خرداد ساعت 13:00
15 Jun 2003
آيا ديگر بار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پيش از اينكه به نوشتن ادامه دهم، اقرار ميكنم كه با بيان اين جملات و طرح اين پرسشها، مورد سرزنش و پرخاش بسياري از خوانندگان قرار خواهم گرفت. ميدانم كه عده اي خير نيز خواهند گفت كه اي آقا حالا موقع چنين پرسشهائي نيست. بعضاْ عده اي نيز احياناْ مرا متهم به داشتن وابستگي و علاقه به رژيم حاكم بر ايران خواهند كرد اما چه باك از ياوه گوئيها، من ميگويم.
بگذاريد تا وقايع اخير در ايران را در كنار هم و حدس در باره رابطه هايشان با يكديگر دوباره بررسي كنيم :
هژده تير با تمامي خاطرات تلخش براي ملت ايران دارد نزديك ميشود و طبيعي است كه مردم اين فداكاري و شهامت فرزندان تحصيلكرده اين مملكت را پاس داشته و فراموش ننمايند.
مصباح يزدي صحبت از كمك پانصد ميليون دلاري آمريكا به گروههائي در ايران ميكند كه سعي در براندازي رژيم ملايان دارد. سام براون بك سناتور آمريكائي نيز از همين ميگويد و فقط مبلغ را پائين تر ذكر ميكند ( پنجاه ميليون دلار). پس چيزي وجود دارد و ملايان نيز بيم آن دارند كه از ميان ايشان كسي پنهاني با آمريكا به توافق رسيده باشد و بخواهد كه سر ديگران را زير آب نمايد. فراموش نكنيم در كودتاي ضد مصدق و در اوج هيجانات و التهابات مردمي بناگاه با پرداخت صدهزار دلار از سوي سيا مسير مبارزات عوض شد و دكتر مصدق سرنگون. پس مشابهات اين امر در ايران چندان هم بيسابقه نيست و مكرر بوقوع پيوسته.
شاهدين وقايع اخير صحبت از نقش فعال و آرامش طلب دانشجويان در تظاهرات ميكنند و در همين زمان گفتمان به حضور فعال و اغتشاشگر موتورسواران طرفدار رژيم نيز كشانده ميشود كه تنور نا آراميها را بگونه اي داغ نگاه ميدارند. هر دو امر بنا به تاْئيديه هاي وارده از ايران صحيح بنظر ميرسند.
معمولاْ رژيمهاي توتاليتر در چنين مواردي سعي در اجتناب از گسترش ناآرامي و تحريك دارند و در ايران امر بگونه ديگريست.
جنبش دانشجوئي و حركت اصلاح طلبان (كه هر دو عمدتاْ خواهان جاينشين گشتن نظام مردم سالار و مستقل از مذهبيون ميباشند) بنظر ميرسد كه آغاز به گزيدن راهي براي مبارزه نموده اند كه احياناْ بدون دخالت كشورهاي خارج هم به مقصد خواهد رسيد. اين راه ميتواند (الزاماْ نه ولي ميتواند) براي كشورهائي كه علاقه به تعيين نوع حكومت آينده ايران دارند مشكل آفرين باشد.
فراموش نكنيم كه در اواخر دوران رژيم پهلوي نيز ارتش بيكبارگي و بي انتظار تسليم گرديد گرچه سران ارتش حتي تا پاي جوخه هاي اعدام بالاي سر حاج آقا خميني به شاه وفادار ماندند. مسئله تباني براي انتقال قدرت از پهلوي ها به خميني ها بود كه در بحبوهه هيجانات مردمي و بي اطلاع ايشان انجام گرفت. آيا ديگر بار در گرماگرم پيكارهاي بحق مردم، باز هم بر سر حقوق ايشان معامله اي در پيش است؟
مردم ايران مدتهاست كه ماءيوس و ناراضي هستند. مردم ايران علاقه به شركت در اجتماعات ضد رژيم دارند. مردم ايران ميخواهند كه خود تعيين كننده سرنوشت خويش باشند. مردم ايران همچنين علاقه به شركت و يا حداقل تماشاي چنين مراسمي دارند. سئوال اينستكه گوشه هائي از اين جنبشها و شورشها تا چه حد متاْثر از عوامل وابسته و غير ايراني ميباشند و چه فيلتري براي جدا كردن سره از ناسره از سوي ايراندوستان تعبيه گرديده است. آيا صرف مخالفت تنها با رژيم، براي جزئي از جنبش مردمي شدن و احياناْ سو دادن به آن كافيست؟
با آغاز رياست جمهوري آقاي خاتمي، بسياري از نويسندگان فضا را براي نبشتن باز پنداشته و به اين امر اقدام ورزيدند. اين عده بسرعت شناسائي شده و در طي قتل هاي زنجيره اي بر طرف گشتند. اين ماجرا گروههاي داخلي مخالف رژيم را مدتها به بهت كشاند صرفنظر از اينكه در مملكتي مانند ايران تعداد اينگونه افراد معدود ميباشد و فقدان ايشان بسادگي براي جامعه جبران پذير نيست. آيا باز چنين دامي گسترده شده است؟
در خبر هاست كه ايالات متحده با گروهها و نمايندگان اقوام در ايران بطور جداگانه به ايجاد رابطه پرداخته است. هدف چيست؟ براي عراق كليه گروهها و نمايندگان اقوام در زير يك سقف و همزمان مخاطب قرار ميگرفتند. در مورد ايران وضع بگونه ديگر است. چرا؟ ايا از اتحاد و ايجاد ارتباط و تبادل نظر ايرانيان با يكديگر وحشت بدلها راه پيدا كرده است؟ اينكه گروههاي مخالف رژيم بايستي براي ايجاد تفاهم بين المللي و دفاع از مواضع ايران با ديگر كشورها گفتگو كنند (منظور به بيع گذاشتن منافع ملي و خود ملت نيست)، امريست درست ولي چرا گروهها بطور جداگانه و مجزا مخاطب قرار ميگيرند؟
بسيار علاقه مند هستم تا نظر خوانندگان ،اظهارات و ايرادات ايشان را بدانم. تنها با تبادل نظر و حفظ نظم فكري درون خودمان ميتوانيم بر مشكلات و جهل غلبه كنيم. اين نيز روشن است كه نميتوان تمامي وقت را به بحث و گفتگو پرداخت ولي بدون آن نيز آزادي واقعي ميسر نميباشد.
بيغرض
15 Jun 2003
ادامه و شدت گرفتن درگیریها در شیراز
این بار هم همشهری ها آبروی خُسن اقا را حفظ کردند و پیگیر تر از همیشه وارد میدان شدند. آنچنان تظاهرات در شیراز فراگیر شده که روزنامه VG نروژی هم که همیشه دیر ازخواب بیدار می شه از خواب بیداراش کرده اند و مجبور شده در نسخه اینترنتی روز یکشنبه در مورد وقایع ایران و مخصوصآ در مورد ….. شیراز نوشته . خوب معلومه اون واژه قبلی رو که ممنوع کردید حالا خُسن آقا مونده و چندتا نقطه. در هرصورت گویا اینطوری که VG مینویسه در پنجمین شب درگیریهای مخالفان رژیم (این واژه “درگیری” بهتره!!؟ بجای اون واژه که بد بود!) و حزب الله در ایران در یک شهر جنوبی ایران بنام شیراز درگیریهای شدیدی بوقوع پیوسته تظاهر کندگان شعارهایی علیه ملاها میدادند.
این روزنامه همچنین نوشته که درگیریها در تهران منجر به ضدوخورد بین نیروهای ان صار و مردم و همچنین نیروهای بسیجی و مردم. ( ما آخر نفهمیدم چه فرقی هست بین ان صار و بسیجی) مگه اینها همگی چماق دار نیستند!؟)
15 Jun 2003
اول یک خبر، تیشع جنازه اولین جانباخته انقلاب نوین ایران فردا در شیراز انجام خواهد شد.
اقا ما پشیمون شدیم دیگه نمیخوابیم. آخه اینطوری که بوش میاد شما حوصله ندارید و مثل یک بچه هفت ماهه میخواهید همین امشب خواهر مسلمین جهان را بگایید. حالا که بناس ما بیدار باشیم پس بهتره که یک تحلیلی از سایت آقای رضایی بیضه راست مجلس مصلحت بیضه اسلام ناب محمدی همونی که تازگیها دکتر هم شده، شناختید اونو! بنیوسم.
اگر حتی 3 روز پیش رفته بودید به این سایت کاملآ معلوم بود که یک سایت حزب الله است. ولی امشب انگار مرکز انقلاب نوین ایران شده برید و ببینید چطور بعضی ها رنگ عوض میکنن.
چند تیتر خبری را با هم مرور میکنیم:
● سعيد عسگر دستگير شد
● پزشكي قانوني شيراز در گزارشي علت مرگ فرد مذكور را ضربات متعدد چاقو اعلام كرده است
● فرمانده نيروي انتظامي مستقيما حادثه گيشا را پيگيري ميكند
● گزارش «بازتاب» از وقايع بامداد شنبه
● آتشسوزي در خوابگاه دانشگاه صنعتي اصفهان
● سعيد عسگر،حادثه گيشا را رهبري ميكرده است
● نامه سرگشاده دانشجويان به رييسجمهور
● حادثه كوي دانشگاه دوم در گيشا رقم خورد
● تا خون در رگ ماست، پهلوي رهبر ماست!!
15 Jun 2003
سر جدتون قسم امشب انقلاب نکنیدها!! من باید برم بخوابم خوابم میاد. حداقل تا صبح صبر کنید تا من هم بیام. آقا نامردی اگه امشب انقلاب کنیدها! من 24 سال منتظر این موقعیت بودم حالا نامردی شما بدون من انقلاب کنید صبر کنید حداقل تا صبح.