09
Oct
2003
دوستان وبلاگ نویسی که هنوز این اعتراض به حکم اعدام افسانه نورزوی را امضا نکردهاند خواهشمندم هرچه زودتر درصورت موافقت با این اعتراض به من اطلاع دهند تا اسمشان را در لیست قرار دهم. گلکو تصمیم دارد فردا لیست را برای دبیر کل سازمان ملل ارسال کند.
در بخش: بدون دسته بندی
09
Oct
2003
روزنامه VG مجددآ امروز به رشوه گیری مقامات ایران از شرکت Umoe Schat-Harding میپردازد و درست همان چیزی را که دیروز من به کنایه نوشتم که “حتمآ آقازاده آقای هاشمی رفسنجانی در این رشوه گیری هم دستی دارند!” را با اطلاعات بیشتری منتشر کرده.
اصل مقاله
VG از قول منابع ایرانی خود مینویسد که هنوز برای بدست آوردن قراردادهای نفتی در ایران باید از خانواده هاشمی استفاده کرد.
بنا به نوشته VG دعوای مالی بین طرفین قرارداد (شرکت نفت ایران و Umoe Schat-Harding) به نتیجهای نرسید تا اینکه شرکت نروژی طرف قرارداد یک مشاور ایرانی را به استخدام در آورد. با همکاری این رابط پای آقای مهدی هاشمی به این ماجرا کشیده میشود و این امر دعوای مالی را برطرف میکند.
VG ماجرا را چنین توضیح میدهد:
16 ژانویه 1997 مشاور ایرانی پیغامی را برای روسای شرکت نروژی ارسال میدارد و در آن از آنها میخواهد تا فاکسی را به این مضمون برای مهدی هاشمی رفسنجانی ارسال دارند.
در پیغام همچنین از آنها خواسته میشود که پس از دریافت پاسخ مهر و امضا شده آقای هاشمی رفسنجانی مبلغ 15000 دلار را به عنوان پیش پرداخت حق الزحمه به حسابی واریز کنند در همین پیغام مبلغ کل حقالزحمه 124544 دلار ذکر شده است.
در ادامه به شرکت نروژی قول داده میشود که بمحض انجام خواستههای بالا پولهای مسدود شده شرکت نروژی پرداخت خواهد شد. همچنین شرکت نروژی توافق میکند که بلافاصله پس از دریافت طلب خود باقیمانده حقالزحمه را نیز به مبلغ 109544 دلار را به حساب طرفهای ایرانی واریز کند.
در نامه ای که رئیس وقت شرکت Scat-Harding ، یارله روت از مشاور ایرانی دریافت کرده شماره فاکس مهدی هاشمی بعنوان گیرنده فاکس یافت میشود.
در فاکس ارسالی به دفتر هاشمی روت (رئس شرکت نروژی) مینویسد «In the name of Allah!» از شما تقاضا میکنیم به مشکل ما رسیدگی کنید.
بعد از ظهر همان روز شرکت نروژی جوابی از مشاور ایرانی خود دریافت میکند که مینویسد “فاکسی را از هاشمی دریافت کرده که دستورات لازم را برای گره گشایی کار آنها داده است” همچنین از نورژی ها خواسته میشود تا مبلغ 15000 دلار را به حساب شرکت واریز کنند.
20 ژانویه مبلغ مورد توافق به حساب بانک تجارت واریز میشود و از این به بعد آقای هاشمی خود مستقیمآ وارد عملیات شده و در روز 13 فوریه 1997 نامبرده با امضایی مشکل مالی بین دو شرکت را حل می کند و پول شرکت نروژی را به آنها پرداخت میکنند.
در بخش: بدون دسته بندی
08
Oct
2003
از قرار معلوم شرکتهای نروژی سوراخ دعا را در ایران پیدا کردهاند و فهمیدهاند که چگونه میتوان در حکومت اسلامی معاملههای نان و آب داری را به خود اختصاص دهند.
روزنامه نروژی VG، امروز مینویسد: شرکت Umoe Schat-Harding از این طریق دعوای مالی خود را بر سر فروش 9 قایق نجات با شرکت نفت ایران حل کرد.
بعد از پرداخت رشوهای به مبلغ 1.2 میلیون کرون نروژی مقامات شرکت نفت حاضر شدند پولی را که شرکت Umoe Schat-Harding مطالبه میکرد پرداخت کنند.
داستان از این قرار است که شرکت نامبرده در فورییه 1996 قراردادی به مبلغ 9 میلیون کرون نروژ با شرکت (Iranian Offshore Engineering and Construction Company) به امضا رسانده بود تا 9 قایق نجات با کلیه تجهیزات لازم را برای سکوی نفتی ابوذر ارسال کند. این قایقهای نجات پس از تکمیل از کارخانه یی که متعلق به شرکت Schat-Hardings در انگلستان است بسوی ایران بارگیری و در بندرعباس تحویل ایران داده میشود. چند روز بعد از تحویل محموله مقامات شرکت نفت ایران به اطلاع شرکت Umoe Schat-Harding میرسانند که کلیه قایقها بخاطر بسته بندی غیراستاندارد هنگام تخلیه آسیب دیدهاند و آسیبها بقدری است که قایقها قابل استفاده نیستدند و از پرداخت باقیمانده مبلغ معامله خوداری کردند.
شرکت Umoe Schat-Harding برای جبران خسارات وارده، حاضر به یک تخفیف 10 درصدی به شرکت نفت ایران میشود ولی شرکت نفت ایران از قبول این تخفیف خودداری میکند.
داستان را کوتاه کنم. بعد از آن طرفین به توافق میرسند که مبلغ 1.2 میلیون کرون نروژ را به حساب مسدود شده شرکت نفت واریز کنند تا مقامات ایرانی باقیمانده طلب شرکت Umoe Schat-Harding را به آنها پرداخت کنند.
از قرار معلوم شده این مبلغ بجای واریز شدن به حساب شرکت نفت به حساب مقامات ایرانی ریخته شده.
البته در خبرها هنوز نامی از این مقامات دولتی برده نشده، ولی با آشنایی که با ساختار قدرت در ایران و همچنین شرکت نفت ایران داریم بعید بنظر نمیرسد که آقازاده هاشمی در این معامله هم دخالت نداشته باشد.
اصل خبر
در بخش: بدون دسته بندی
07
Oct
2003
باور بفرمایید میخواستم یک چند خطی در مورد این نامه نگاریهای عاشقانه بین سروش و سازگارا بنویسم هرچه سعی کردم بصورت طنز تلخ بنویسم نتوانستم، حالا دیدم فضول زحمت این کار را کشیده و الحق هم سنگ تمام گذاشته.
در بخش: بدون دسته بندی
07
Oct
2003
چند مدت پیش کوشش کردم تا بلکه یک انجمنی راه بیندازیم تا بلکه وسیلهای شود برای اتحاد بین وبلاگ نویسان، البته نه به تنهایی بلکه با یاری دیگران، با همکاری کسانی که اعتقاد به کار دست جمعی دارند.
در آن زمان نوشتم که “سندیکا یا حسنیته انتخاب با شماست” کسی حرفم را جدی نگرفت. البته یکی دو نفری گرفتند ولی بقیه علاقهای نشان ندادند. حالا میتوانم با اطمینان بگویم که اگر ما موفق به تشکیل چنین انجمنی نشدیم مشاهده میشود که حتمآ حسینیهای در حال شکل گرفتن است. باز هم عدهای که گویا هنوز عقل شان به این جور چیزها نمیرسد، با اطمینان خاطر میفرمایند “مگر وبلاگ هدف سياسی-اجتماعی دارد که NGO لازم داشته باشد يا بخواهد از هويتش دفاع کند؟ اصلا مگر وبلاگها همه يک هويت واحد دارند که کسی يا چيزی بخواهد از آن دفاع کند؟“. یکی نیست از این حضرت سوال کند، خوب آدم حسابی تو این تئوریها را بر اساس کدام تحقیق یا تجربه میگویی که این همه به آن اطمینان داری!؟ مینویسد مگر وبلاگها هدف سیاسی اجتماعی دارند!؟ یا العجب پس بلا نسبت این همه انسان دست خرند! یا شاید این همه اصلآ وبلاگ نیستند و فقط شما وبلاگ می نویسید! پس این همه حرکتهای اجتماعی و سیاسی به حساب نمیآیند!؟ الحق که انسان بسیار باهوشی است این بشر!
این انجمنی که من تصوراش را میکردم برای این منظور بود که بتوانیم دوستانه با تقسیم کار دست به حرکتهای اجتماعی از این نوع (افسانه نوروزی) بزنیم. چنین کارهایی بدون یک همکاری دسته جمعی تقریبآ غیر ممکن است. درصورتی که اگر چنین اتحاد گروهی از قبل وجود داشته باشد این نوع آکسیونها در عرض چند ساعت قابل اجراست.
البته باید بگویم که این مسالهی افسانه نوروزی مرا امیدوار کرد که چگونه حرکتی خودجوش و بدون برنامه ریزی قبلی با این سرعت عملی شد و همه دوستان به اندازه توان خود وارد عمل شدند و دیدیم که چه سریع امضا جمع شد و چه سریع اخبار به سایتهای بزرگتر رسید و خلاصه کار مثبتی انجام شد.
در خاتمه پیشنهاد میکنم یک سری به این حسینیهای که گفتم دارند برایمان میسازند بزنید تا متوجه شوید که درد من از چیست قبل از رفتن به حسینیه پیشنهاد میکنم چند مقطع کوچک از نوشته هایشان را برایتان بازگو کنم:
تصویب اساسنامه
به اطلاع دوستان ميرساند :
۱- بدنبال برگزاری جلسات متعدد و دريافت نظرات راهگشای شما عزيزان نهايتا اساسنامه ذيل به تصويب کميته روابط عمومی و هيات موسس رسيد و ظرف روزهای آينده مراحل قانونی ثبت انجمن در وزارت کشور پيگيری و نتايج آن به اطلاع دوستان خواهد رسيد .
۴- شناساندن فرهنگ و اعتقادات اصیل ایرانی به جامعه جهانی از طریق وبلاگ نویسی
صفحه مربوطه
در بخش: بدون دسته بندی
07
Oct
2003
این بی شرفها همشهری مارو میخوان درکونی بزنن!
در پي شكايت مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس از يك آهنگساز شيرازي، سعيد نياكوثري به هفتاد ضربه شلاق تعزيري محكوم شد.
نياكوثري با بيان اينكه مديركل ارشاد فارس در دادگاه ادعا كرده است كه من در شب ارتحال امام (ره) ساز ميزدهام، تصريح كرد: وي بايد اين ادعاي خود را ثابت كند كه از نظر من كذب محض است.
من واقعآ به این میگم همشهری. زنده باد کاکو، دفعهی دیگه شب قتل علی مطربی بکن تا بیشتر خوشمون بیاد.
من همیشه گفتم شیرازی جماعت بجز خوشگذرونی و عیاشی وشعرگویی و رقاصی کاری ازش بر نمییاد، البته بعلاوه شراب سازی و شرابخواری.
باقیمانده خبر
در بخش: بدون دسته بندی
06
Oct
2003
از قرار معلوم فشارهای بینالمللی بر آقایان فشار کافی را آورده که قاضی پرونده خود را مجبور به پاسخگویی دیده.
قاضی پروند به خدا و پیغمبر قسم میخورد که از روی عدالت حکم صادر کرده و اگر رييس قوهي قضاييه تشخيص دهد كه حكم صادره اشتباه بوده، با اختياراتي كه دارد، ميتواند پرونده را براي رسيدگي مجدد به شعب ديگر ارجاع كند.
با فشارهای بیشتر شاید بتوان هاشمی عراقی را هم مجبور به واکنش کرد. پس خواهشآ فشار (فشار 1 ، فشار 2) را افزایش دهید.
منبع خبر
در بخش: بدون دسته بندی