Apr 02 2011

داستان سیدعلی دسپوت به قلم رضا ناظم

نوشته: خُسن آقا    :::       8 پیام

همیشه نوشته های رضا ناظم (جواد سعیدی پور) را دوست داشته‌ام. مدتی خواننده وبلاگ‌اش بودم، یک مرتبه دیگر ننوشت و من هم دیگر پیگیر مطالب‌اش نبودم. این وبلاگستان چنان بی در و پیکر است که اگر کسی را گم کردی دیگر پیدایش نخواهی کرد، مگر اینکه اتفاقی مجددا با هم روبرو شوید وگرنه این گل و گشادی شهر بی در و پیکر وبلاگستان مثل تهران می‌ماند اگر کسی را گم کردید دیگر پیدایش نخواهید کرد.
امروز صبح از لینکی به لینکی یک مرتبه سر از وبلاگ او در آوردم و داستان کتابش که اجازه چاپ پیدا نکرده را خواندم. کتاب را داونلود کردم. پس از خواندن یکی دو خط، متوجه شدم چرا اجازه نشر به او نداده‌اند! آخه برادر توی روز روشن سید علی را کُشتی کردی زیر خاک، بعد آن دنیای او را هم ترسیم کردی، بعد هم توقع داری سید علی به تو اجازه نشر کتاب را بدهد!؟ جل الخالق گویا معنی دیکتاتور و دسپوت را نمی‌دانی برادر! عادت دیکتاتور و دسپوت‌ها همین است که به منتقدین خود اجازه ابراز عقیده نمی‌دهند وگرنه آنها هم انسانهایی هستند مثل دیگران!
یک نکته در باره کتاب: اگر نویسنده‌ای در نروژ به این روز افتاده بود که به علت سانسور مجبور شده بود کتابش را روی نت مجانی در اختیار خوانندگان قرار بدهد، یقین بدانید هر خواننده‌ای قیمت کتاب را به حساب او واریز می کرد و یقینا کتاب بیشترین فروش را در نروژ پیدا می‌کرد.
هیچان – مجموعه داستان جواد سعیدی پور

پ.ن.:
یادم رفت دروغ سیزده را تبریک بگویم!
دروغ سیزده شما هم مبارک!

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 11:16 am در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

8 پیام  |           

8 پیام به “داستان سیدعلی دسپوت به قلم رضا ناظم”

  1. sh مى گویند:

    kosen agha en link download virus dareh

    ——–
    پاسخ:
    من خودم کتاب را داونلود کردم هیچ مشکلی نداشت. شاید مشکل از ویروس کش شما است!

  2. kia مى گویند:

    خسن اقای گرامی
    سیزده بدر شما مبارک باد و امیدوارم سیزده بدر بدی را در ایران و در کنار خانواده خوش بگذارانی در مورد سید علی اخونده ادمکشزاده درست میگویی دیکتاتور و دسپوت اصلان کارش اینه که دیگران را از فکر کردن وا بدارد و خود برای همه فکر و تصمیم بگیرد وقتی هم این دیکتاتور اخوند باشد و از نوع اسلامیش باشد که دیگر واویلا میشود همانی که در ایران میبینیم یکی از سیاه ترین و ادمکشترین دیکتاتورهایی که این کره خاکی بخودش دیده است در مورد کتاب و برخورد مردم نروژ بله درست میگویی فرهنگ و شعور مردم این کشور است که نروژ را به اینجا رسانده است چیزیی که در کشور ایران شاید باید قرنها بدنبالش گشت تا پیدا شود که انهم من اطمیان ندارم پیدا شود کشوری که سرطان اسلام تمام وجودش را گرفته است دیگر مداوا نخواهد شد ندیدی دیروز افغانها با نیروهای سازمان ملل برای اعتراض به قران سوزی چه کردند 8 نفر را کشتند که سره یکی یا دو نفرشان را هم بریده بودند کسانی که برای کمک به همین مردم به جهندم افغانستان امده بودند که در بین این کشته شده گان یکی از کشور شما یعنی نروژی بود خب حالا مسلمونها انتظار دارند مردم غرب چی در باره اسلام و مسلمان فکر بکنند جز تنفر و بیزاری از اسلام و مسلمونها و ما باید اینجا چوبش را بخوریم چون از یک کشور اسلام زده امده ایم واقعن که حالم از این دین و باورمندانش بهم میخورد لعنت بر شما و دین سراسر جنایت تان

  3. بزی مى گویند:

    ای نامرد….
    من گول خوردم حسابی ام گول خوردم فقط اون موقعی که گفتی فراموش کردم رضا رو یه خورده شک کردم…آخه تا اینجا که یادمه توی لینک لیست شما بود رضا ناظم من همیشه بعد از سر زدن به سایت شما به رضا ناظم سر میزدم

    • خُسن آقا مى گویند:

      ای بابا مگه مرض دارم دروغ بگوییم!؟ تو گویی دروغ گویی در بین ما ایرانی‌ها چنان همه گیر شده که همه پیش فرض را بر این می‌گذارند که طرف دارد دروغ می گویند و تنها وقتی که طرف قسم جلاله خورد آنوقت با شک و تردید باور می‌کنند!
      حق با شماست لینک رضا ناظم در لیست من بود. بعد از اینکه مدتی به روز نکرد از لیست حذف کردم. این کار را هر از گاهی می کنم، برای اینکه لیست بیخودی سنگین و طولانی نشود. دلیل نکرده لینک وبلاگی که به روز نمی‌شود در لیست باشد.
      حالا هم بعد از مطلب قبلی دوباره آدرس را وارد لیست کردم.
      حالا کجای نوشته من دروغ بود که شما مرا به دروغگویی متهم می‌کنید؟
      برادر ناشناس من عادت به دروغ گفتن ندارم، اگر هم جایی چیزی بگویم که صحت نداشته باشد یا از فراموشکاری است یا اشتباهی رخ داده است وگرنه دارم تمرین می‌کنم مثل اجدادمان قبل از حمله اعراب “پندار نیک, گفتار نیک, کردار نیک” را سرلوحه زندگی خودم قرار بدهم. به شما هم پیشنهاد می کنم پندار نیک را حداقل سرلوحه زندگی خود قرار بدهید و پیش فرض را بر این بگذارید که همه راست می‌گویند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود!

  4. بزی مى گویند:

    خصوصی برای خودتان
    خسن آقا از کی قفل گزاشتی برای پیاما….شما که صاحب سایتی حقتونه از شما ناراحت نیستم تازه شدید یکی مثل خیلی های دیگه.ناراحتی ام از بی ادب هایی است که آزادی را با فحاشی اشتباه میگیرند.
    موفق باشی

    • خُسن آقا مى گویند:

      قفل روی پیامگیر وجود ندارد! قفل تنها برای اسپم تنظیم شده و هر گاه کسی برای اولین بار پیام بگذارد پیام او برای بررسی شدن منتشر نمی شود و پس از اینکه پیام تایید شد، از آن پس دیگر در مورد این پیامگزار کنترلی اجرا نمی‌شود .

  5. shabnam مى گویند:

    مرتضی تمدن برای سپری کردن تعطیلات نوروزی به همراه خانواده خود و تنی از مسئولان روز دوشنبه هشتم فرودین ماه به لبنان و سواحل زیبای این کشور سفر کرده بود.
    یادآور می شود که سفر در ایام تعطیل حق طبیعی تمام مردم و مسئولان کشور بعد از سپری کردن سال همت و تلاش مضاعف است (همت مضاعف برای نابودی کشور، شکنجه و کشتار آزادیخواهان) ولی با نامگذاری سال جدید با شعار “جهاد اقتصادی” به نظر می رسد که انتظار بیشتری از مسئولان و مردم برای تحقق این شعار می رود

  6. ilia مى گویند:

    سلام من اسمم ایلیاس
    من دانشجوی یکی از واحدهای دانشگاه آزاد تهرانم
    مثل تموم ایران حال منم خرابه خرابه خرابه…
    من میخوام رای مو و کشورمو پس بگیرم
    می خواستم اگه میشه دوستی مثل شما واسم یه دعوتنامه ی عضویت بالاترین بفرسته
    واسه اینکار یه ای میل و یه وبلاگ ساختم که این پایین واست نوشتمش
    به عشق صبح آزادی
    یار دبستانی سبز تو
    Email: mabishomarim1988@yahoo.com
    Weblog: mabishomarim1988.blogfa.com

پیامی دارید؟ ilia

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر