<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>خُسن آقا</title>
      <link>http://blog.hasanagha.org/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Sat, 19 Jul 2008 16:25:30 +0100</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>ملاها و La Danse Macabre</title>
         <description><![CDATA[<p>حتما می‌دونید که هفته گذشته در پاریس جلساتی ترتیب داده بودند برای اینکه کشورهای حاشیه دریای مدیترانه را در یک نوع اتحادیه متشکل کنند. در همین رابطه سران کشورهای حاشیه مدیترانه هم در پاریس جمع شده بودند. برحسب اتفاق محل اقامت حقیر هم فاصله چندانی از کاخ الیزه نداشت و در این چند روز مدام رفت و آمد سران را بدون خواست خودمان شاهد بودیم. یک روز هم که پاریس شده بود مثل میدان جنگ و مدام هواپیماهای جنگنده شکاری و حتی یک هواپیمای آواکس بر فراز سر ما پرواز می‌کرد. نکته جالبی که در این جمع سران نظر مرا بیشتر جلب کرد، این بود که آقای بشیر اسد در هر خبری قیافه‌اش را نمایش می‌دادند و خلاصه معلوم بود که دولت فرانسه بدجوری تصمیم دارد قاپ آقای اسد را برباید. نکته جالب تر این بود که در بین سران دولت های حاشیه مدیترانه این مردک سبیل کلفت امیر قطر هم دعوت شده بود. با اینکه جغرافیای حقیر چندان تعریفی ندارد ولی با این حال می‌دانم که قطر جزو کشورهای حاشیه مدیترانه نیست، حالا چرا این آقای امیر سبیل کلفت قطر را مثل نخود آش در این جمع گنجانده بودند بر من پوشیده ماند. اگر کسی این معما را رمزگشایی کرد برای بنده حقیر هم توضیح بدهد تا هم من رستگار شوم و هم شما. <br />
<img alt="anti_war.jpg" src="http://blog.hasanagha.org/images/anti_war.jpg" align="left">یک واقعه دیگری هم که نظر مرا جلب کرد این بود که یک روز وسط شهر پاریس که داشتم در یک بار آبجو می‌خوردم یک مرتبه دیدم چند نفر که می‌گفتند آمریکایی هستند آمده بودند و یک تظاهرات دو سه نفره بر علیه جنگ احتمالی آمریکا با ایران ترتیب داده بودند. راستش را بخواهید این خانمی که در سمت چپ تصویر می‌بینید بد جوری قیافه ایرانی داشت. رفتم و سعی کردم با او فارسی صحبت کنم ولی حاضر نشد با من فارسی صحبت کند! باور کنید قیافه‌اش صد در صد ایرانی بود.</p>

<p>در این مدتی که شو سران حاشیه دریای مدیترانه برقرار بود و اخبار تلویزیون های فرانسه مدام این شو را به نمایش می‌گذاشتند، من فکرم به ایران بود، چونکه می‌دانستم که این شعبده بازی فرانسه بیشتر برای جلب نظر اسد و سوریه بود تا بلکه بتوانند از این طریق سوریه را از ایران دور کنند. در فکر این پروژه بودم که یادم به قطعه (رقص مرگ) La Danse Macabre اثر Camille Saint Saens افتاد! آنهایی که این قطعه را می‌شناسند می‌دانند که نمایشی از مرگ و ترس و وحشت را ترسیم می‌کند. حالا چرا در آن لحظه‌ها این قطعه به ذهن من خطور کرد، شاید به این خاطر بوده که گمان می‌کرده‌ام جهان دارد آماده می‌شود تا آخوندها را به رقص مرگ وادار کند. باید منتظر ماند و دید نتیجه مذاکرات امروز و روزهای آینده در رابطه با بحران اتمی رژیم چه نتیجه ای به ارمغان خواهد آورد.<br />
 <br />
اگر خواسته باشید قطعه رقص مرگ را بشنوید می توانید آنرا <a href="http://www.youtube.com/watch?v=csJJIp7jCYA">از یوتیوب بشنوید</a>.</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/07/_la_danse_macabre.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/07/_la_danse_macabre.php</guid>
         <category>بحران اتمی، جنگ</category>
         <pubDate>Sat, 19 Jul 2008 16:25:30 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>غیرت نداشته رهبر و مذاکرات پشت پرده با آمریکا</title>
         <description><![CDATA[<p>یادتان می‌آید در دوران اسهال طلب‌ها زمانی که مجلس نشینان سخن از مذاکره با آمریکا بر زبان آوردند، رهبر عظیم الشان! در رابطه با مذاکره با آمریکا چه فرمودند!؟ <br />
ایشان فرمودند:<br />
<i>در شرایطی‌ كه‌ آمریکا صراحتا نظام‌ اسلامی‌ را تهدید و به‌ ملت‌ ایران‌ اهانت‌ می‌كند عده‌ای‌ دم‌ از مذاكره‌ با آمریکا می‌زنند كه‌ این‌ افراد یا با الفبای‌ سیاست‌ و یا با الفبای‌ غیرت‌ آشنایی‌ ندارند. ایشان‌ تصریح‌ کردند: طرح‌ اینگونه‌ مسائل‌ در این‌ شرایط، اهانت‌ به‌ عزت‌ و غیرت‌ ملت‌ ایران‌ است‌. </i><br />
منبع <a href="http://www.khamenei.ir/FA/News/detail.jsp?id=810301B">سایت خامنه‌ای</a> (البته گویا سید علی چلاق برای رد گم کردن این مطلب را از روی سایت حذف کرده)</p>

<p>حالا گویا حضرت رهبر غیرت نداشته خود را می‌خواهد باز هم بیشتر تنزل دهد، به همین خاطر هم دستور به مذاکره داده است. آمریکا هم به علت زمین‌گیر شدنش در دو جنگ اخیر، گویا راهی بجز کوتاه آمدن در مقابل حکومت آخوندی ندارد. حالا باید منتظر شد و دید نتیجه این مذاکرات چه خواهد شد. <br />
ملت ایران سیاسی ترین ملت دنیاست، در این مساله هیچ شکی نیست و همین مساله باعث می‌شود که نه آمریکا و نه ایران  بتوانند بدون در نظر گفتن خواست ملت ایران دست به یک توافق پشت پرده بزنند، البته حکومت آخوندی می‌تواند باز هم با سرکوب بیشتر دست به کنترل اوضاع بزند. اگر حکومتگران چه ایرانی و چه آمریکایی در این توهم باشند که می‌توانند بدون رضایت ملت ایران دست به توافقی محرمانه بزنند و بده و بستانی پشت پرده انجام دهند، یقینا هزینه این توهم و توهین به خواست ملت ایران را در آینده پرداخت خواهند کرد. <br />
حکومت ایران در کوتاه یا دراز مدت سرنگون خواهد شد، در این مساله هم هیچ شکی نیست چه این حکومت دستش به خون هزاران ایرانی آغشته شده و این گناه را ملت ایران هیچگاه نخواهد بخشید، حالا باید دید آیا آمریکا حاضر است با مذاکره با این حکومتی که فاقد مشروعیت است، جایگاه خود را در نزد ملت ایران خراب تر از این که هست بکند یا نه!؟ دولت مردان آمریکایی باید بدانند که یکی از دلایل وقوع انقلاب 57، نتیجه سیاست‌های مداخله جویانه و غلط امریکا در قبال ایران بود و نتیجه آن را هم در این 30 سال گذشته دیدند. حالا نیز اگر باز با مداخله در اوضاع سیاسی ایران بخواهند با توافق با ملاها سلطه خود را مجددا بر ایران اعمال کنند، دیری نخواهد پائید که مجددا سیل خانمان سوزی دیگر این روابط را بهم خواهد زد و اینبار یقینا عواقب آن برای آمریکا بسیار مخرب تر و درازمدت تر خواهد بود.<br />
آمریکا باید بداند که حکومت آخوندی از مشروعیت برای مذاکره از طرف ملت ایران برخوردار نیست و هر مذاکره‌ای با این رژیم از طرف مردم ایران به عنوان دهان کجی به خواست ملت ایران تلقی خواهد شد. </p>

<p>خبرهایی در این رابطه:<br />
<a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=13951">اجماع مسئولان و هنر دیپلماسی، توشه جلیلی در مذاکرات مهم شنبه</a><br />
<a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=13929">افشای مذاکرات رسمی مکرر مقامات ایران و آمریکا</a><br />
<a href="http://asriran.com/view.php?id=47725">نگاه جهانی به «مهم ترین تماس دیپلماتیک» پیش روی آمریکا با ایران</a><br />
<a href="http://www.radiofarda.com/Article/2008/07/17/o2_iran_welcome_us_presence.html">متکی: ایران از مشارکت آمریکا در مذاکرات هسته ای ژنو استقبال کرد</a><br />
<a href="http://shahabnews.com/vdcf.tdtiw6dymgiaw.html">گشایش دفتر دیپلماتیک آمریکا در تهران ظرف یک ماه آینده؟</a><br />
<a href="http://ii.blogfa.com/post-90.aspx">مذاکره با آمریکا؛ احمدی نژاد الفبای غیرت را نمی داند یا سیاست</a><br />
<a href="http://i13.tinypic.com/6379ca8.png">آیت الله خامنه ای: مبارزه با آمریکا = بی غیرتی | اما حالا با امریکا مذاکره می کنیم!!!</a><br />
<a href="http://jomhour.ir/2007/05/14/post_251/">سلام آقای گرگ </a><br />
<a href="http://www.rajanews.com/News/?12264">حمله ی شدید رجانیوز: محمدجواد لاریجانی بی غیرت و نااصولگراست</a></p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/07/post_2384.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/07/post_2384.php</guid>
         <category>روابط خارجی</category>
         <pubDate>Fri, 18 Jul 2008 03:47:30 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ما دوباره آمدیم خدمتتان</title>
         <description><![CDATA[<p>ذلیل بشوند این تولید کنندگان هارد دیسک، بعضی شان یک چرندیاتی می سازند که حتی چند روز هم دوام نیاورد. حقیر با یک هارد دیسک جدید به مسافرت رفتم، پس از چند روز دیسک PC به لقا الله پرتاب شد و ما را بدون PC گذاشت.<br />
حالا که برگشتیم یک چیزهایی که پاریس اتفاق افتاد را بصورت خلاصه به عرض مبارکتان می رسانیم.<br />
اول از همه رفتیم یک توک پا گورستان پرلاشز بلکه دیداری و ادای احترامی کرده باشیم به مشاهیر مملکت به خاک خفته مان در این گورستان. روز اول هرچه گشتم قبر صادق هدایت را پیدا نکردم، به همین دلیل هم افسوس خوران از آنجا بیرون آمدم، من را که می‌شناسید اگر تصمیمی بگیرم دست بردار نیستم، در نتیجه سه روز بعد دوباره رفتم سراغ گورستان و عاقبت گور هدایت را پیدا کردم (برای آنهایی که ممکن است روزی مثل من سرگردان بشوند، هدایت در قطعه 85 پرلاشز خفته است).<br />
نشستم پای گور او و مثل ابر بهار گریستم، گریه‌ام نه برای هدایت بود ها! چه برای هدایت نمی‌توان گریست اوست که برای ما سالها پیش گریسته. گریستن من بر اوضاع و احوال خودمان بود، گریه برای وضع اسفبار ایران و ایرانی بود. از این می‌گریستم که چرا ما در چند دهه گذشته بجای ترویج افکار کسانی مثل صادق هدایت رفتیم و افکار شیادان و کلاشانی مثل شریعتی و دیگر دکانداران را ترویج کردیم. از آن گریه‌ام گرفته بود که چرا روشنفکران ما بجای ترویج "<a href="http://blog.hasanagha.org/2002/07/post_146.php">البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه</a>"  رفته بودند دنبال کون شریعتی و دیگر کلاشان و شرکاء و شهادت حسین و حسن و فلان اجنبی را ترویج می کردند! گویا ملت ایران مغز خر خورده بود وگرنه به چه علت از مشاهیر و تاریخ خود دور می‌افتد و بجای آن به کون تاریخ و چرندیات ملت عرب روی می‌آورد که 1300 سال ما را به نابودی کشیده!</p>

<p><br />
<img alt="dessine_moi_un_connard.jpg" src="http://blog.hasanagha.org/images/dessine_moi_un_connard.jpg" align=left></p>

<p> عکسی از کوچه و بازار پاریس: همین طوری که توی خیابون های پاریس پرسه می زدم در خیابانی به نام Rue de l'esperance چشم افتاد به این نقاشی دیواری سارکوزی رئیس جمهور فرانسه که بسی جالب بود، گفتم شما هم از آن بی بهره نمانید.<br />
ِDessine moi un connard ترجمه فارسی آن می‌شود "یک کس مشنگ برام بکش" واژه "connard" به معنی احمق است، ولی واژه ایست بسیار زننده و معمولا در ادبیات رسمی از این واژه استفاده نمی‌شود، خصوصا برای جنس مونث. شاید "کس مشنگ" بهترین ترجمه برای این واژه باشد.<br></p>

<p></p>

<p>عکس زیر را هم از منطقه باربس پاریس براتون به ارمغان آوردم. در عکس یک جوان خلاق را می بینید که به کمک یک دیگ زودپز و آتیش زیر دیگ در حال درست کردن چس فیل است تا با فروش آن نان شب خود را تهیه کند. فکرش را بکنید در دنیای پیش رفته امروز و در پایتخت یکی از کشورهای پیشرفته صنعتی گیتی، شاهد چنین دستگاهی بودن نشان از یک کنتراست (Contrast)  واقعی دارد.<br />
<center><br />
<img alt="popcorn.jpg" src="http://blog.hasanagha.org/images/popcorn.jpg"><br />
</center><br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/07/post_2383.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/07/post_2383.php</guid>
         <category>نقد اسلام</category>
         <pubDate>Wed, 16 Jul 2008 23:05:43 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سیاست وارونه حکومتگران!</title>
         <description><![CDATA[<p>دلم نیامد این سخنان گه هر بار آقای ولایتی دست راست رهبر را یک انگولکی نکنم!<br />
ایشان (بخوانید رهبر) از پشت پرده بیرون آمده‌اند و <a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=13142">می‌فرمایند</a>:<br />
<i>مذاکره با «1+5» را از سالها پیش ما پذیرفته ایم. اینکه آقای سولانا به ایران می‌آید و نامه 6 وزیر را می‌آورد معنایش این است که در قاعده مذاکره «1+5» را پذیرفته ایم والا نه میزبان آقای سولانا می‌شدیم و نه نامه 6 وزیر را دریافت می‌کردیم. به موازات آنکه ما می‌آییم طراحی‌های شیطنت آمیزی که بعضی از قدرتهای مخالف ما در دنیا دارند می‌کنند آنها را با تدبیر خنثی می‌کنیم متقابلا هم باید خودمان ابتکاراتی داشته باشیم. موقعی که مطرح کردند آقای سولانا قرار شد بیاید ایران هنوز ایران پاسخ آقای سولانا را نداده بود، آقای بوش اعلام کرد که ما متاسفیم که ایران نپذیرفته آقای سولانا به ایران بیاید. موقعی که چنین اتفاقی می‌افتد که رئیس کشوری مثل آمریکا که اینقدر مدعی است مسایل بین‌المللی را رعایت می‌کند، قبل از اینکه ایران جوابی به سفر سولانا به تهران بدهد آنها اینطور تبلیغ کنند که ایران نپذیرفته و متاسف بشوند.</p>

<p>مشاور بین‌الملل رهبر انقلاب ادامه داد: این نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها دلشان می‌خواست ما آقای سولانا را نپذیریم. پس معلوم است آنهایی که خلاف مصالح ما عمل می‌کنند می‌خواهند ما نپذیریم پس مصلحت ما در این است که بپذیریم. به دلایل مختلفی. یکی از دلائلش همین است.</i></p>

<p>یکی نیست از ایشان بپرسد که آقای عقل کل! شاید هم آمریکا چون می‌دانسته که شما مثل خرس وارونه عمل می‌کنید، تصمیم گرفته برعکس آن چیزی را که خواست و منافع کشورش است را اعلام کند، چون می‌دانسته که شما مثل خرس رفتارتان وارونه است، در نتیجه با این سیاست می‌خواهند که سیاست تعلیق را بصورت وارنه از مقعد به شما تنقیه کنند! </p>

<p>اول رژیم آخوندی را (بصورت وارونه) تحریک می‌کنند تا به خواست جهانی (تصمیم‌های شورای امنیت) مخالفت کند، تا بتوانند از این راه از ایران یک کشور شرور بسازند و همزمان با تحریم‌ها ایران را مجبور کنند که جنس بنجل آنها را بخاطر تحریم‌ها به چند برابر قیمت بخرد. وقتی که دیدند رژیم آخوندی دارد خطرناک می‌شود با همان سیاستی که قبلا نوشتم، حکومت را به آن راهی که می خواهند هدایت می کنند و همه آن جنس‌های بنجلی را که قبلا به رژیم ایران قالب کرده بودند تا به خیال خودشان بمب اتمی بسازند را نابود کند. به این می‌گویند سیاست به بازی گرفتن حکومتی که ملتش را پشت سر خود ندارد و تصمیم‌های مهم را در خلوت چند نفره می‌گیرد، آن هم بوسیله چند نفری که نه از سیاست چیزی می‌دانند و نه از هوش و استعداد خارق العاده‌ای برخوردارند. نتیجه چنین بده بستانی هم چیزی نیست بجز به هرز رفتن ثروت‌های ملی ملت ایران و سرازیر شدن آن به جیب شرکت‌های چند ملیتی.<br />
راستش را بخواهید آقایان دلشان می‌خواهد دستمال به دست پیش جرج بوش بروند ولی از بس گه زیادی خورده‌اند روی شان نمی‌شود. یکی از دلایل بگیر و ببندهایی هم که <a href="http://shahabnews.com/vdci.va5ct1aq3bc2t.htm">می‌خواهند راه بیندازند</a> یا بهتر است بگوییم راه انداخته اند از همین روست که بتوانند هنگامی سید علی گدا جام زهر را سر کشید سرکوب داخلی را شروع کنند درست مثل جام زهر خمینی جلاد که باعث خونریزی 67 شد.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/07/post_2382.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/07/post_2382.php</guid>
         <category>بحران اتمی، جنگ</category>
         <pubDate>Thu, 03 Jul 2008 14:54:26 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یکی دو هفته‌ای میرم مسافرت</title>
         <description><![CDATA[<p>دوستان امروز دارم میرم تعطیلات تابستانی، جای شما را حتما سبز خواهم کرد. قصد دارم 20 روزی برم پاریس بیاد جوانی، می‌خوام فقط شراب بخورم و توی خیابانهای پاریس شبگردی کنم. متاسفانه آنجایی که اقامت می‌کنم اینترنت ندارد، شاید این طور هم بهتر باشد! برای آدم معتادی مثل من، بهترین راه ترک اعتیاد نبود مواد مخدر مربوطه است. سعی می‌کنم توی کافی نت‌ها یا اگر جایی وایرلس پیدا کردم، سری به اینجا بزنم و اگر دستم رسید مطلبی بنویسم. اخبار کنار را سپردم دست یکی از دوستان اهل بخیه، اگر محبت کند این بخش راکد نخواهد ماند.</p>

<p>تابستان خوبی داشته باشید</p>

<p><br />
پ.ن.:<br />
گویا این فرانسوی ها از نروژی ها خیلی بیشتر دنبال پیشرفت و تنولوژی هستند. برای آنهایی که به پاریس سفر می کنند. اینجا توی همه پارک ها یک جایی هم برای اینترنت بازها دارند البته اگر پی سی با کارت شبکه بی سیم داشته باشید می توانید در هوای آزاد وسط یک پارک به اینترنت دسترسی داشته باشید.<br />
این بخش را از یکی از پارکها پاریس می نویسم پس بشتابید به سوی پاریس و انترنت بی سیم مجانی.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2381.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2381.php</guid>
         <category>گوناگون</category>
         <pubDate>Fri, 27 Jun 2008 08:38:18 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حالا که همه افشاگری می کنند چرا ما نکنیم!؟</title>
         <description><![CDATA[<p>حضور تان عرض کنم که چند سال پیش که رفته بودم ایران، یکی از رفقای یکی از فامیل‌های ما اصرار ورزیدند که ما را ببیند. می‌دانید که در ایران به همین سادگی ها نمی‌توان خواسته رفیق یکی از فامیل‌ها را بی پاسخ گذاشت! هر چه هم اصرار کردم که پیام شان را به صورت غیر مستقیم منتقل کنند قبول نکردند و اصرار ورزیدند که حضوری پیام را به دست من برسانند. <br />
در نتیجه آن قوم و خویش ما وقت گرفتند تا دوست گرامی شان را به حضور خُسن آقا بیاورند! یک شب این آقا آمدند و بعد از صغرا کبرا چیدن فراوان فرمودند که ایشان دوستی دارند که سفیر ایران در اسلو هستند و از من خواستند تا سلام مخصوص ایشان را به حضرت سفیر برسانم! من هم که در پر رویی روی سنگ پای قزوین را سفید کرده‌ام، نه زیر گذاشتم و نه رو و به ایشان گفتم که متاسفانه من نمی‌توانم چنین کاری بکنم، چونکه از ریشه من با عوامل این رژیم مشکل دارم. آقا یا خانومی که شما باشید، آن شب هم قوم و خویش ما ناراحت شد و هم این دوست محترم شان!!<br />
بعد از اینکه به نروژ برگشتم، طبع کنجکاوی ام مرا راحت نگذاشت در نتیجه سعی کردم پیدا کنم این آقای سفیر جمهوری اسلامی ایران در اسلو چه جور جانور دوپایی است.<br />
پس از تحقیقات عدیده، از دور با ایشان آشنا شدم، تا اینکه چند مدت پیش یکی از دوستان نروژی در یک میهمانی باز نام ایشان را بر زبان آورد. البته این یکی دوست ما گفت که پسر سفیر سابق جمهوری اسلامی را می‌شناسد و اصرار داشت که من با ایشان ملاقات کنم. وقتی از این دوست نروژی نام طرف را جویا شدم باز هم نام همان همشهری حقیر را هم ایشان تکرار کردند (آقای نقره کار شیرازی).<br />
حالا برگردیم به افشاگری<br />
آقای حسین نقره کار شیرازی در سالهای 1378 تا 1383 سفیر ایران در اسلو بوده‌اند در نتیجه در این مدت خانواده ایشان هم در نروژ اقامت داشته‌اند. مساله جالبی که نظر من را به ایشان و خانواده محترم شان بیشتر جلب کرد این بود که، ایشان پس از ترک نروژ خانواده خود را با خود به ایران نبرده‌اند و همان گونه که قبلا نوشتم پسر ارشد ایشان(علی نقره کار شیرازی) هنوز مقیم نروژ هستند و اطلاعات اخیر من نشان می‌دهد که ایشان در رشته زیان انگلیسی در دانشگاه اسلو درس می‌خوانند (خدا ذلیل کند این جمهوری اسلامی و اعوان و انصارش را که اینجا هم دست از سر ما بر نمی دارند و بنده حقیر باید پول دانشگاه ایشان را هم از طریق مالیات بپردازم!).<br />
نکته جالبی که در زندگی این آقای سفیر سابق و معاون وزیر امروزی پیدا کرده‌ام این است که ایشان پسر خودشان را در نروژ جا گذاشته‌اند و خانم و دخترشان را هم فرستاده‌اند دبی. جالب تر اینکه همین اواخر تحصیلات پسر ایشان خاتمه یافته و در نتیجه پسر آقای سفیر سابق در اسلو و معاون وزیر امروزی باید هر چه زودتر نروژ را ترک کنند(در خاتمه تحصیل ایشان دیگر حق ماندن در نروژ را ندارند)، در نتیجه شنیده شده که ایشان چند مدتی است به کلیسای یکی از فرقه‌های مسیحیت اسلو در رفت و آمد هستند و چنین که این دوست نروژی من نقل می‌کرد، گویا ایشان تصمیم دارند به دین مسیحیت بپیوندند. یکی نیست به این آقای معاون وزیر (حسین نقره کار شیرازی) بگوید پدرسگ‌ها اسلام فقط برای ملت ایران است که خوب است! اگر اسلام دین خوبی است پس چرا فرزند برومند خودتان دارد از این دین خارج می‌شود!؟</p>

<p><br />
اطلاعاتی که از حسین نقره کار شیرازی پیدا کرده‌ام:</p>

<p><a href="http://www.nioc.ir/newnioc/(S(hah3qeujn3cufa45w4szdv45))/news/n310.htm">معاون امور بین الملل وزارت نفت</a><br />
--------<br />
مشاور عالی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران<br />
دکتر حسین نقره کار شیرازی <br />
» سمت:مشاور عالی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران <br />
» آدرس پست الکترونيکي:noghrekar@tccim.ir <br />
لیسانس بازرگانی از مدرسه عالی بازرگانی تهران <br />
فوق لیسانس مدیریت اداری از آمریکا <br />
دکترای ناتمام از دانشگاههای مدیریت رفتاری از آمریکا و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تیلبرگ هلند <br />
<a href="http://www.tccim.ir/executive.aspx">منبع</a><br />
--------</p>

<p>آقازاده نقره کار:<br />
<a href="http://folk.uio.no/alinsh/">صفحه شخصی</a> علی نقره کار پسر آقای سفیر در دانشگاه اسلو<br />
در این دوران که یقینا باید مال سالها پیش باشد، ایشان داشتند سعی می کردند در رشته انفورماتیک تحصیل کنند، که یقینا مثل پدر گرامی شان موفق نشدند و به رشته دیگری روی آورده‌اند، رشته او در این اواخر زبان انگلیسی بوده و در همین رشته هم در بخش <a href="http://www.ils.uio.no/studier/ppu/index.html">تربیت معلم </a>تحصیلات خود را همین چند روز پیش به پایان رسانده‌اند.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2379.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2379.php</guid>
         <category>مبارزه با رژیم</category>
         <pubDate>Sun, 22 Jun 2008 19:42:23 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وقتی که شیرازه‌ها از هم می‌پاشند</title>
         <description><![CDATA[<p>اوضاع امروز ایران بسی شیر تو شیر تر از شش ماه آخر دوران شاه شده است! ممکن است بپرسید پس چرا رژیم سکته نمی‌کند و به درک واصل نمی‌شود! دلیل این مساله بسیار ساده است، در زمان شاه آلترناتیوی برای جایگزینی وجود داشت، امروز هیچ گروهی که بتواند داعیه حکومت داشته باشد را نداریم. فکرش را کرده‌اید اگر امروز حکومت سرنگون شود چه اتفاقی می‌افتد!؟ نه واقعا فکرش را کرده‌اید!؟ هرج و مرج سر تا پای مملکت را خواهد گرفت و همین اراذل و اوباش حکومت گر بشکل نیروهای مافیایی بسی گسترده تر از امروز، وارد کارزار چپاول خواهند شد. خاک بر سر اپوزیسیون بی خاصیت ایران.<br />
هر گروه، دسته یا صنفی را که فکر کنید دارد طغیان می‌کند، از کارگر کارخانه بگیرید تا دانشجو، از معلم بگیرید تا مردم عادی، حتی درون رژیم هم خودی‌ها به جان نخودی‌ها افتاده‌اند. <a href="http://news08.hasanagha.org/show_news.php?id=1&news_id=1279&row=2">این همسنگران احمدی نژاد</a> (پالیزدار، اجرلو و شرکا) را ببینید، دسته دسته دارند افشاگری می‌کنند. زمان شاه شاید یکی دو تا از این نوع افشاگری‌ها صورت می‌گرفت و آن هم نه از طرف نزدیکان حکومت شاه، در بدترین حالت افشاگری‌ها بوسیله یک کارمند بانک صورت می‌گرفت یا یک وکیل مجلس، حالا هر کدام دست اندرکاران رژیم آخوندی از آن دیگری سبقت می‌گیرد تا افشاگری کند. زمان شاه هیچوفت دیده نشد یکی از معاونین دانشگاه را با تنبان پائین دستگیر کنند! امروز در حکومت مذهبی اسلامی آخوندی روزی نیست که از <a href="http://news08.hasanagha.org/show_news.php?id=1&news_id=1239&row=2">این نوع افشاگری‌ها</a> نشود. راست چپ را لو می‌دهد، چپ راست را، معمم غیر معمم را لو می‌دهد و برعکس، نظامی غیر نظامی را لو می‌دهد و برعکس، <a href="http://news08.hasanagha.org/show_news.php?id=1&news_id=1223&row=2">بازوهای نظام</a> با فاحشگان نماز عریان می‌خوانند، مامور امنیتی رژیم دست به <a href="http://www.shahbazi.org/Oligarchy/index.htm">افشاگری</a> می‌زند، باز هم رژیم پا برجاست! چه چیزی مسبب این وضع است!؟ باور بفرمایید اگر اپوزیسیون ایران اندازه شاه سلطان حسین هم قدرت و درایت داشت، تا حالا حکومت به درک فرستاده شده بود.</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2378.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2378.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Fri, 20 Jun 2008 14:43:58 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کارخانه تولید شهید</title>
         <description><![CDATA[<p>ریشه های این رژیم در خون می‌روید و اگر روزی خون و خونریزی در ایران متوقف شود، شیون و گریه متوقف شود، ریشه های این رژیم هم خشکیده خواهد شد. این شهید پروری و سینه زنی و قتل و جنایت همه بر بستر همین تئوری استوار است و از همین جنس است. به همین دلیل هم هست که رژیم 20 سال بعد از خاتمه جنگ هنوز هر از چندی یک چند عدد تابوت را به دوش ارذل و اوباش‌اش در شهر می‌چرخاند تا عوام فریبی کند، گریه و شیون راه بیندازد و خلاصه "خون" را حتی اگر شده در تابوتی خالی برای مردم به ارمغان بیاورد.<br />
اگر تابوت خالی هم گیر نیاورد، در کارخانه شهید سازی به شکلی آنرا تولید می‌کند. هر نوعش را هم در انبار تلنبار کرده‌اند، از نوع نیمه جانش، تا نیمه ایستاده و کاملا ایستاده و نیمه خوابیده و خلاصه هر نوعش را که بخواهید آخوند حرامزاده در آستین دارد. هر اراذل و اوباشی هم که از این جماعت میمیرد در همین راستا مثل برق و باد تبدیل می‌شود به شهید.<br />
<a href="http://tabnak.ir/pages/?cid=12464">این یکی نمونه</a> دیگر خیلی با حال است، حتما بخوانید و بخندید! گویا مردن از بیماری سرطان هم شما را با پاسپورت شهادت به بهشت خواهد فرستاد.<br />
در این خبر در سایت بازتاب می‌خوانیم که  "شهادت فرمانده لجستیک قرارگاه حمزه پس از سال‌ها جانبازی"، اول یک توضیحی در باره این (فرمانده لجستیک!) بدهم که یک مرتبه جو گیر مقام (Title) ایشان "فرمانده لجستیک" نشوید!! این شهید! طبق معمول که قبل از جنگ در حسینه‌ها و مراسم سینه زنی‌ها آش و پلو تقسیم می‌کرده، در دوران جنگ هم بر طبق روال همیشگی به این سمت برگزیده شده، حالا گیرم چهارتا پتو و پوتین هم تقسیم می‌فرموده‌اند، فرق چندانی نمی‌کند پس زیاد جو گیر این تیتر نشوید که بسی غلط انداز می‌نماید. دوم اینکه بر اساس *پیام یکی از آشنایان ایشان که پای مطلب نوشته شده، این شهید جان برکف(!!) بر اثر بیماری سرطان و شیمی درمانی به لقا الله پرتاب شده‌اند نه بر اثر حمله شیمیایی. به گمان من، در آینده وقتی که آقایان به سنین 80 و 90 هم برسند باز باید به عنوان شهید در همین راستا شناخته شوند، تا هم خودشان بتوانند به بهشت بروند(!!) و هم خانواده باقی مانده به نان و نوایی برسد. ما هنوز نشنیده بودیم که کسی بیست سال بعد از جنگ به درجه رفیع شهادت نایل شود! البته در حکومت کلاشان همه چیز میسر است. به قول معروف باید به این شهید دارز شده گفت "خدا روزی‌ات را جای دیگری حواله کند!"</p>

<p>* این هم پیام زیر خبر سایت تابناک:<br />
به راستی انسان با روحیه ای بود - از یک سال پیش که متوجه بیماری خود و بحث شیمی درمانی شد یک لحظه دروجود ایشان ترس دیده نشد و به زندگی و کار خود می پرداخت - قبل از شروع شیمی درمانی با توجه به اینکه می دانست موها و محاسن خود را از دست می دهد با تراشیدن موهای خود برای اینکه همسر و دخترانش آمادگی داشته باشند خود به استقبال رفت - یادش گرامی باد</p>

<p>----------<br />
پ.ن.: <br />
برای اولین بار پس از فیلتر شدن این وبلاگ، امروز آمار نشان می‌دهد که تعدا بازدیدکنندگان اینجا از داخل ایران به همان حدی رسیده که قبل از اعمال سانسور بود، یعنی حدود 34% از بازدیدها از ایران است. البته همه این بازدیدکنندگان از طریق پراکسی و آنونیمزرها و وی پی ان به اینجا می‌آیند و حتی یک هیت مستقیم هم از ایران در این آمار یافت می‌نشود گشته‌ایم ما!<br />
نتیجه: سیاست فیل‌ترینگ رژیم شکست کامل خورده و کاربران امروز می‌توانند به راحتی به سایت‌ها و بلاگ‌های فیلتر شده سر بزنند. <br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2377.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2377.php</guid>
         <category>ملای حیله گر</category>
         <pubDate>Wed, 18 Jun 2008 09:17:09 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وقتی حوادث از کنترل ما خارج می‌شوند</title>
         <description><![CDATA[<p>دیشب خواب از چشمان من ربوده شد، امروز هم در تمام مدتی که سر کار بودم انگاری یک مرده متحرک بودم، مدام خودم را جایی می‌دیدم که نباید می‌بودم، درست مثل یک مرغ سر بریده، بی هدف این ور و آنور می‌رفتم. با خودم استدلال می‌کردم، کلنجار می‌رفتم، که آیا می‌شود چند دانشجو یک مرتبه <a href="http://news08.hasanagha.org/show_news.php?id=1&news_id=1224&row=2">این همه </a>نیروی جوان را مثل شعبده بازی که کبوتر از آستین بیرون می‌آورد، این همه نیرو از آستین بیرون بیاورند!؟ آن هم در مملکتی که اگر بدون اجازه آب بخوری مامورین امنیتی اش را به سراغت می‌فرستند!؟<br />
آیا شما هیچگاه مراسم بزرگی را سازمان داده‌اید!؟ چند نفر را در بهترین حالت توانسته‌اید هم آهنگ کنید!؟ ده نفر!؟ صد نفر!؟ آیا واقعاً به ابعاد این بسیجی که دیروز در کمتر از 24 ساعت اتفاق افتاد فکر کرده‌اید!؟ فکرش را کرده‌اید، که هماهنگ کردن چنین لشکری چه قدرت بسیجی نیاز دارد!؟<br />
فقط خواستم اتفاقات را در یک پرسپکتیو قابل فهم ارائه بدهم، فکر کردن بیشتر را به شما واگذار می‌کنم، من فکرم به جایی قد نمی‌دهد!</p>

<p>پ.ن.: </p>

<p>یک موضوع دیگر تا یادم نرفته:<br />
عربستان تولیدات نفت خودش را بالا برد، با این حال قیمت نفت باز هم بالاتر رفت! اگر اقتصاد سرتان می‌شود این مساله را توضیح بدهید! (20 نمره)</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2376.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2376.php</guid>
         <category>اعتراض و تظاهرات</category>
         <pubDate>Mon, 16 Jun 2008 19:15:59 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حزب الله ماشاالله!!</title>
         <description><![CDATA[<p>شهلا در وبلاگ‌اش <a href="http://21mehr.com/2008/06/post_463.html">الهه مهر</a> عکس‌هایی از دختران لبنانی را که در تظاهرات حزب الله شرکت کرده‌اند گذاشته (یک نمونه آنرا اینجا می‌بینید) و در آخر، زیر عکس‌ها نوشته:<br />
<i><br />
ما کجائیم و اینها کجایند!!!؟ خوب اینجور مسلمانی بهتر نیست؟</i><br />
<img alt="hezbola_mashalla.jpg" src="http://blog.hasanagha.org/images/hezbola_mashalla.jpg" align=left><br />
بعضی از هموطنان و از جمله همین شهلا خانم گویا یا سن ایشان قد نمی‌دهد، یا دوران اَن‌قلاب را فراموش کرده‌اند. اکثریت مطلق تظاهر کنندگان زن ایرانی در تظاهرات‌های پیش از اَن‌قلاب 57 زنانی بودند به همین شکل و شمایل، درست همین فریبی که امروز ملت لبنان دارد از ملاهای شیعه می‌خورد، همین فریب را هم ما خوردیم، وقتی قدرت دست ملا افتاد تازه فهمیدیم که این حرامزادگان چه مکارانی هستند. <br />
شهلا خانم می‌نویسند "ما کجائیم و اینها کجایند!!!؟" در پاسخ ایشان باید بگویم، دوست عزیز ما حداقل 30 سال از این ملت احمق لبنان جلو هستیم. ما 30 سال پیش چنین خریتی را کردیم، در نتیجه 30 سال از آن تاریخ گذشته و یقینا ما اگر نه بیشتر که حداقل 30 سال از لبنانی‌ها جلو هستیم. لبنانی‌ها حداقل این شانس را داشته‌اند که اَن‌قلاب و فلاکت ایران را زیر چکمه‌های اسلام ببینند و مطالعه کنند و از آن درس بگیرند، با این حال باز هم به دام ملا افتاده‌اند!؟ باور بفرمایید بر اساس همین محاسبه، ملت لبنان صدها سال از ما عقب تر است. صد رحمت به ترک‌های همسایه که حداقل 30 تا 40 درصدشان از انقلاب ملت ایران پند گرفته‌اند و دارند با آگاهی کامل در مقابل اسلامیست‌ها مقاومت می‌کنند، در عوض این لبنانی‌های احمق، جملگی انگاری در خریت گوی سبقت را از خود خر ربوده‌اند.<br />
این وظیفه ما و هم سن و سال‌های  ما که انقلاب را دیده‌ایم است تا نسل جدید را که از سالهای 57 چیزی نمی‌داند را آگاه کنیم، تا مبادا مجددا مجبور به تکرار تاریخ شویم.</p>

<p>پ.ن.: شاید بد نباشد به <a href="http://blog.hasanagha.org/images/no_hejab.jpg">این نوع</a> تصاویر هم در همین زمینه اشاره شود. اگر تصاویر بیشتری هم پیدا کردم در زیر مطلب قرار خواهم داد.</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2375.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2375.php</guid>
         <category>نقد اسلام</category>
         <pubDate>Fri, 13 Jun 2008 09:09:46 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>زنجیره‌های قدرت</title>
         <description><![CDATA[<p>در <a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1145347&Lang=P">خبرها</a> خواندیم که تحصن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم پایان یافت و اینکه دانشجویان به همه خواسته های خود دست یافتند، این به آن معنی است که دانشجویان در مقابل حکومت پیروز شدند! این خبر را داشته باشید تا مجدد به آن بپردازیم.<br />
در <a href="http://www.radiofarda.com/Article/2008/06/10/f7_Iran_postponed_death_sentence.html">خبر دیگری</a> می‌خوانیم که شاهرودی دستور توقف اجرای احکام اعدام سه نوجوانی را صادر کرد که هنگام ارتکاب جرم کمتر از 18 سال سن داشته‌اند. این خبر هم بدان معنی است که فعالین حقوق بشر در این حرکت شان پیروز میدان شدند.<br />
در <a href="http://www.radiofarda.com/Article/2008/06/09/f4_Palizadar_interview_corruption.html">خبرهای دیگر</a> نیز خواندیم که آقای پالیزدار افشاگری فرمودند و کله گنده های رژیم را برملا کردند. در این اواخر این یکی جناح از آن یکی در افشاگری سبقت می‌گیرد به این امید که جایگاه خود را در پیش ملت استحکام بخشد، غافل از اینکه کار از کار گذشته و دیگر زمان این مانورها نیست.<br />
هم زمان می‌دانیم که فشارهای آمریکا و طرفدارانش در مساله هسته‌ای می‌رود که حلقه تحریم‌ها را تنگ تر کنند. </p>

<p>حالا از خودتان سوال کنید چرا دانشجویان امیرکبیر را ماها بلکه سالی است که تحت شدید ترین فشارها قرار دادند و حکومت حتی حاضر نشد در این زمینه یک قدم به عقب بردارد ولی امروز یک مرتبه نه تنها یک قدم که بلکه صدها قدم به عقب رانده شده، باز هم اگر فشار وارد شود عقب نشینی بیشتری خواهد کرد.<br />
دلیل این عقب نشینی‌ها این است که در زنجیره‌های قدرت شکافی ایجاد شده (حلقه قدرت ترک برداشته) در نتیجه قدرتمداران دیروزی که با قدرت و حدت جنایت می‌کردند و دست و زبان می‌بریدند، به علت اختلافات درونی و فشار روز افزون بیرونی دچار تزلزل شده‌اند و وقتی که زنجیره‌های بهم پیوسته قدرت ترک برداشت، آنگاه است که قدرت آهنین و پولادین تبدیل می‌شود به هیچ، یک مرتبه می‌بینید همه آن تشر زدن‌ها و بگیر و ببندها متوقف می‌شود، درست همان اتفاقی که در دوران قبل از خاتمی افتاد و باعث شد رژیم عقب نشینی کند و دست به رفرم های کوتاه مدت بزند تا بتواند بازسازی قدرت کند. اگر نیروهای مقابل رژیم آن روزها به این درک رسیده بودند که رژیم تضعیف شده و باید با شدت ضربه آخر را وارد کرد، یقینا تا کنون رژیم سرنگون شده بود ولی متاسفانه نیروهای مخالف رژیم بجای وارد کردن ضربه آخر به شیادی خاتمی دل بستند و فریب نیرنگ اسهال طلب‌ها را خوردند. امروز نیز وضع به همان شکل است، رژیم تضعیف شده و برای سرنگونی آن نیاز به تلنگری بیش نیست، اگر مردم اراده کنند این رژیم در اولین پیچ شتابان از جاده قدرت خارج خواهد شد. <br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2374.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2374.php</guid>
         <category>مبارزه با رژیم</category>
         <pubDate>Wed, 11 Jun 2008 21:32:15 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کجای تاریخ ایستاده‌ایم</title>
         <description><![CDATA[<p>وقتی دولت خاتمی به قدرت رسید همه، چه نیروهای داخلی و چه اپوزیسیون خارج از کشور و چه کشورهایی که منافعی در ایران دارند بر این عقیده متفق القول بودند که خاتمی گوربایچف ایران است و پرسترویکایی در راه است. اگر این تئوری درست باشد (من بعید می‌دانم)، باید منتظر یک یلدسینی هم بود و اگر جریان سیاست ایران در بستر همان راهی که شوری رفت قرار بگیرد، یقینا باید منتظر یک پوتینی هم بود، باز هم من این را بعید می‌دانم، چه حکومت آخوندی قابل اصلاح نیست. این حکومت حکومتی است که در حقیقت باید پنج شش قرن پیش‌تر در ایران به ظهور می‌رسیده و نه در اواخر قرن بیستم، در نتیجه باید منتظر سرنگونی آن بود و نه دگرگونی از درون و جایگزینی نیروها. دلیل اینکه می‌گویم این رژیم مثل دولت شوروی سابق نیست این است که بجای یلدسین یک مرتبه شاهد نیروهای پادگانی هستیم و به شکلی بجای باز کردن فضای سیاسی داخل کشور برعکس شاهد بسته‌تر شدن جو سیاسی هستیم.<br />
اگر افشاگری‌های(1) یکی دو سه ماه گذشته را پی گیری کرده باشید می‌بینید که درست مثل دوران قبل از شروع سرنگونی شاه که اینگونه افشاگری‌ها هر روزه اتفاق می‌افتاد، امروز نیز همان روند دارد اتفاق می‌افتد. گرانی بدون حد، تورم افسار گسیخته و بیکاری بدون حد و مرز، اینها حداقل نشانه کامل یک فرو ریزی اقتصادی تمام عیار است. افشاگری‌های بسیار حساس و حساب شده و سرعت گرفتن تحولات را هم اگر به روند اقتصادی بیفزاییم، می‌بینیم که سناریوی سقوط یکشبه، دارد خود نمایی می‌کند و تکمیل می‌شود و حکومت اسلامی می‌رود تا همه شیرازه‌های اش از هم بپاشد.</p>

<p>(1)<br />
عبدالله شهبازي چهره اطلاعاتی رژیم<br />
<a href="http://www.shahbazi.org/Oligarchy/index.htm">زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز</a></p>

<p>وبلاگ عبدالله شهبازی : <a href="http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8703.htm#اسنادي_جديد_از_فساد_مالي_عبدالعلي_نجفي">اسنادي جديد از فساد مالي عبدالعلي نجفي</a></p>

<p>وبلاگ من و شما: <a href="http://manshoma.wordpress.com/2008/06/06/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d9%be%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%b9%d9%84/">افشاگری عباس پالیزار در دانشگاه بوعلی همدان</a></p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2373.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2373.php</guid>
         <category>دزدی های رژیم</category>
         <pubDate>Sun, 08 Jun 2008 14:48:42 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آزادی بیان مهم تر از نان شب</title>
         <description><![CDATA[<p>ملا حسنی در پیامی پای مطلب قبلی می‌نویسد:<br />
حسن آقا اینجا شده مثل توالتهای ترمینال غرب تهران<br />
راستش را بخواهید من هم با این گفته ملا موافقم. حتما عده‌ای می‌پرسند پس چرا پیام‌های نا مناسب را حذف نمی‌کنم، پاسخ من به این سوال مثل همیشه این است که، آزادی بیان مهم تر از آن است که برای چند پیام نامناسب بدعت سانسور کردن را در این وبلاگ بگذارم. من هنوز پس از بیش از 6 سال وبلاگ نویسی هیچ پیامی را سانسور نکرده‌ام. تنها پیام‌هایی اینجا حذف خواهند شد که به قومیت‌ها توهین کرده یا نژاد پرستی را ترویج کرده باشند، در غیر این صورت هیچ پیامی را حذف نمی‌کنم، حتی پیام طرفداران رژیم را، به سخن دیگر "آزادی بیان مهم تر از نان شب است برای ما".<br />
با اینکه خود من هم گاهی در مطالبم فحاشی می‌کنم ولی فحاشی‌های حساب شده، من کجا و فحاشی‌های بی حد و حساب و انتهای بعضی از دوستان. <br />
شما دوست عزیزی که در پای هر مطلبی بدون هیچ گونه منطقی ده‌ها پیام فحاشی می‌نویسید، آیا فکر کرده‌اید که این فحاشی‌های بی منطق که می‌نویسید چه منفعتی برای من و شما و دیگران دارد!؟ خصوصا وقتی که فحاشی‌ها چنان زیاد می‌شود که مطالب مفید در بین آنها مفقود می‌شوند. شاید این هم یکی از شگردهای مامورین رژیم است تا بوسیله فحاشی می‌خواهند، بعضی  وبلاگ‌های مخالف را غیر قابل تحمل کنند! آیا شما که بی وقفه فحاشی می‌کنید در این باره هم فکر کرده‌اید، که این می‌تواند بهترین ابزار برای رژیم باشد تا وبلاگهای مخالفین را از رونق بیندازد!؟<br />
اگر کسی بی منطق بود نیازی به فحاشی نیست، حد اقل در این ابعاد، کافی است نوشته‌های چنین افرادی را بی پاسخ گذاشت و کم بها داد تا بعد از مدتی خود طرف دل سرد شود و از ادامه بحث‌های بی منطق دوری جوید. از همه این انتقادهای که بگذریم، حرف آخر من این است، اسلام و مسلمین مسئول اصلی این همه دشمنی با اسلام هستند، هم آنها هستند که با رفتار غیر اخلاقی انسانی خود دیگران را مجبور به مقابله به مثل می‌کنند.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2372.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2372.php</guid>
         <category>آزادی بیان</category>
         <pubDate>Fri, 06 Jun 2008 19:31:23 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وقتی شیادی در انسانها نهادینه می‌شود</title>
         <description><![CDATA[<p>مدتی است که جماعت متقاضی پناهندگی از کشورهای مسلمان، برای پناهنده شدن دلایلی می‌آورند که قبلا امکان نداشت یک مسلمان چنین کند.<br />
عده‌ای خود را همجنس گرا معرفی می‌کنند و عده زیادی هم خود را برگشته از دین اسلام و حتی به مسیحیت گرویده معرفی می‌کنند.<br />
داستان این یکی هموطن ما (محمود قدیری) از همه جالب تر است. او مدعی است که پیش تر عضو نیروی بسیج بود و پس از اینکه به دین مسیحیت گرویده مورد اذیت و آزار حکومت ایران قرار گرفته است و پس از پناهندگی به نروژ، خانواده او هم در ایران زیر فشار قرار گرفته‌اند و در نتیجه این فشارها ده ماه پیش برادر و زن برادر ایشان هم به نروژ فرار کرده‌اند و این دو نیز به مسیحیت گرویده‌اند. خدا قوت بدهد به مسلمین! گویا اسلام این آقایان هم مثل کش تنبان می‌ماند که هر ساعت می‌شود شل و سفتش کرد.<br />
اگر بخواهیم گفته‌های این حضرت آقای بسیجی سابق و مسیحی امروزی را باور کنیم! به این معنی است که فاصله بین بسیجی بودن و مسیحی شدن کمتر از یک تار مو ست.<br />
در ضمن باید به عرض مبارکتان برسانم که ایشان چند مدت پیش در اسلو پس از خریدن یک پاسپورت جعلی دادگاهی و مجرم شناخته شده است.<br />
نکته اساسی که مسئولین در کشورهای اروپایی در نظر ندارند این است که دولت ایران نیاز به جاسوس و مامور دارد تا بتواند مخالفین خود را تحت کنترل داشته باشد و چه راهی بهتر از این که عده‌ای بسیجی را به لباس مسیحی یا هم جنس باز در آورد و عازم اروپا کند.<br />
<a href="http://www.aftenposten.no/nyheter/uriks/article2455871.ece">منبع</a> خبر آفتن پستن روزنامه صبح نروژ 2008.05.31</p>

<p><a href="http://www.alef.ir/content/view/27272/">لاریجانی بدون رای مخالف رئیس مجلس شد</a><br />
این اروپایی‌ها بعضی هاشان چنان هالو هستند (ببخشید منظورم همان الاغ است) که آدم در این می‌ماند که چگونه اینها نصف بیشتر جهان را تا همین اواخر زیر کنترل خود داشته‌اند.<br />
سیاست هسته‌ای و روابط دیگر ایران با اروپا در این دهه اخیر همیشه بر این استوار بوده که به شکلی اروپایی‌ها را در خماری نگه دارند. واژه "درخماری نگه داشتن" را که یقینا می‌شناسید! نگران نباشید توضیح می‌دهم.<br />
آخوندهای شیاد سیاست پیشه، مدتی است با نشان دادن "در باغ سبز" به اروپایی‌ها (قراردادهای بی حساب و کتاب) و همزمان تغییر مدام سیاست هایشان همراه با تعویض سیاستمداران خودی، اروپایی‌ها را همیشه در این امیدواری نگهداشته‌اند (خماری نگهداشته‌اند) که عاقبت یکی از سیاستمداران حکومت آخوندی به سر عقل خواهد آمد و روابط را بهبود خواهد بخشید و مشکل اتمی را هم برطرف خواهد کرد و الخ.<br />
آنروزی هم که خاتمی را سر کار آوردند تا هم ملت را سر کار بگذارند و هم اروپا را، همین هدف را دنبال می‌کردند. با روی کار آمدن خاتمی و جار و جنجال اصلاحات، اروپایی‌ها فریب خوردند و گمان بردند که همین روزها ست که حکومت ایران رفتار خود را معقول خواهد کرد و بیزنس هم که رواج دارد، پس به این نتیجه رسیدند که با آمریکا همکاری نکنند و به رژیم کمی وقت بدهند تا اوضاع را سر و سامان بدهد.<br />
وقتی اروپا پس از 8 سال متوجه شد که چه حقه‌ای خورده (به قول لات‌ها چه کیری خورده) دوباره به آمریکا روی آورد و دوباره فشارها بر حکومت آخوندی شروع شد.<br />
حالا پس از کمی فشار غرب، دوباره آقایان به سیاست "یکی به نعل و یکی به میخ کوبیدن" روی آورده‌اند و با قرار دادن لاریجانی در جایگاه ریاست مجلس و شایع کردن این موضوع که لاریجانی می‌خواهد در مقابل احمدی نژاد ایستادگی کند و سیاست‌های او را تعدیل کند!! دوباره دارند اروپایی‌ها و حتی آمریکایی‌ها را فریب می‌دهند تا بتوانند در این وقت کشی‌ها سلاح‌های مورد نیاز را برای مقابله با غرب تهیه کنند.<br />
آخه مگر می‌شود "رهبر عالیقدر" پدر زن پسر خود را از کار برکنار کند و لاریجانی را بجای او بنشاند!؟ آن هم بدون هیچ رای مخالفی!؟ آخه چقدر آدم باید ساده انگار باشد که باور کند لاریجانی با اکثریت مطلق توانسته بر ریاست مجلس تکیه بزند، بدون اینکه آسید علی چلاق در این کار دخالت داشته باشد.<br />
 <br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2371.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/06/post_2371.php</guid>
         <category>گوناگون</category>
         <pubDate>Sun, 01 Jun 2008 17:19:41 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دیشب در خواب دیدم!</title>
         <description><![CDATA[<p>حجت‌الاسلام محمد سلیمی روز پنجشنبه در گردهمایی یكروزه روحانیت سراسر مازندران تحت عنوان «مشعلداران هدایت» فرمودند<i>: متاسفانه برخی از افراد با ادعاهای دروغین ارتباط با امام زمان (عج) و یا حضرت فاطمه زهرا (س) می‌خواهند با این خرافات و انحرافات، اهداف مقدس دین اسلام را خدشه دار كنند. </i><a href="http://shahabnews.com/vdcg.79wrak9uupr4a.html">منبع</a><br />
منظور حجت‌الاسهال و المسهلین محمد سلیمی از این شکر خوردن‌ها این است که هر ننه قمری نمی‌تواند چنین ادعاهایی بکند، وگرنه دیگران یا بهتر است بگوییم از ما بهتران یقینا ارتباطاتی با امامان دارند! مثلا همین آقای مشکینی خودمان که چند وقت پیش به لقاالله پرتاب شد، هر گاه نیاز بود، برای تایید لیست‌های انتخاباتی به حضور آقام امام زمان می‌رسید و تائیدیه هم از ایشان می‌گرفت!! تازه چرا برای ارائه مدرک به جهان باقی برویم، همین بقل گوشمان می‌توانیم چندین نفر را معرفی کنیم که با آن بالا بالاها رابطه تنگاتنگ دارند! احمدی نژاد هر وقت شب زیادی می‌خورد و خواب نما می‌شود، آقام امام زمان را ملاقات می‌کند! این یکی بیچاره آن قدر امام غایب را ملاقات کرده که برق سه فاز دور سر امام زمان به او هم سرایت کرده و هر از گاهی، هم از بالای او و هم از پائینش نورهایی ساطر می‌شود که بیا و ببین. <br />
حتی متخصصین امور انرژی جملگی بر این عقیده هستند که کمبود برق در ایران هم از این جهت است که برای نورانی کردن کله و ماتهت این رابطین وضابطین امام زمان است که کمبود برق داریم!!<br />
البته این چیزیهایی را که حقیر نوشتم همین طوری شکمی ننوشتم ها! باور کنید همین دیشب که خواب بودم آقام امام زمان به خواب من هم آمد و این چیزها را در گوشی به من گفت که برای شما بنویسم! تازه خدا هم رحم کرد که توی خواب قالب تهی نکردم! آخه صبح که از خواب بیدار شدم گلاب به جمالتان، دیدم بر اثر هیجان‌های شب قبل توی خودم خرابی کرده‌ام! باور بفرمایید! به جد آسید علی چلاق قسم، راست می‌گویم!!</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2008/05/post_2370.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2008/05/post_2370.php</guid>
         <category>طنز</category>
         <pubDate>Fri, 30 May 2008 12:50:53 +0100</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
