<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>خُسن آقا</title>
      <link>http://blog.hasanagha.org/</link>
      <description></description>
      <language>fa-ir</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Sun, 29 Aug 2010 09:45:24 +0100</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>بزم و عرق خوری ایتام با رئیس مجلس قانونگذاری نروژ!</title>
         <description><![CDATA[<p>اول داستان بی سوادی خُسن آقا را تعریف کنم بعد بروم سر موضوع تیتر این مطلب.<br />
دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ! راستش را بخواهید تا همین چند دقیقه پیش معنی ایتام را نمی‌دانستم! چند بار هم که این واژه را دیده بودم و قصد کرده بودم معنی آنرا پیدا کنم یادم رفته بود، تازه فکر می‌کردم به جهنم که معنی این واژه را نمی‌دانم مگر آسمان به زمین می‌آید!؟ واژه‌ای که معمولا هر بیست سی سال یک بار می‌شنوم به چه دردم می‌خورد!؟ امروز اما مجبور شدم معنی واژه را بگردم پیدا کنم، آخه خبری که خواندم بدون دانستن معنی این واژه اصلا معنی نمی‌داد!<br />
خبر را بخوانید تا متوجه شوید که مجبور بودم واژه را پیدا کنم.<br />
<a href="http://www.khabaronline.ir/news-88260.aspx">امشب؛ رئیس مجلس با ایتام افطار می‌کند</a></p>

<p>چرا تیتر را به این شکل و شمایل نوشتم به این دلیل است که، بعد از اینکه معنی واژه ایتام را پیدا کردم، تازه دوزاریم افتاد که رئیس مجلس آخوندی چه شامورتی بازی‌هایی برای عوامفریبی می‌کند!<br />
با خودم فکر کردم اگر رئیس مجلس قانونگذاری نروژ هم می‌خواست به سبک و سیاق آقای لاریجانی عوامفریبی کند باید چکار می‌کرد!؟ هرچه به مغزم فشار آوردم نتوانستم آقا یا خانم رئیس مجلس نروژ را در حال خوردن افطاری تجسم کنم! بعد سعی کردم راه و چاره‌ای برای بیچاره رئیس مجلس نروژ برای اینگونه عوامفریبی‌ها پیدا کنم! عاقبت رسیدم به این استدلال که تنها راهی که او دارد این است که بزمی چیزی برای ایتام نروژی ترتیب بدهد و یقینا در چنین بزمی عرق خوری هم بکند بد نیست!؟ <br />
عوامفریبی و شارلاتانیزم آخوندی حد و مرزی دارد!؟</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2674.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2674.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Sun, 29 Aug 2010 09:45:24 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حکومت لات و لوت ها</title>
         <description><![CDATA[<p>نمی‌دانم درگیری‌های لات لوت های دور و بر حکومت با نزدیکان رئیس جمهور منتخب را تعقیب می‌کنید یا نه! اگر تعقیب نمی‌کند، به شما پیشنهاد می‌کنم اگر آتش هم دست تان هست زمین بگذارید و تمام وقت این درگیری‌ها را پیگیری و تحلیل کنید. این درگیری‌ها هم روح و روانتان را مفرح می کند، آخه چنان خنده آور است که اخموترین آدم‌ها را هم به خنده وا می‌دارد. و هم اینکه از امور کشوری و روش حکومت کردن دولت امام زمان سر در می‌آورید!<br />
ادبیات رئیس جمهور را اگر بردارید ضرب در دو یا سه بکنید و همچنین خود محوری و خود باوری و اعتماد به نفس رئیس جمهور را هم اگر ضرب در چهار پنج بکنید، تازه می‌رسید به یک عددی که نشان دهنده شخصیت مداحان دولتی است که این روزها بدجوری مثل خوره افتاده‌اند روی جنازه دولت کودتا و حالا نخور کی بخور. تو گویی لاشه متعفن دولتمداران کودتاچی روی دست آسید علی آقا چنان باد کرده که مجبور شده این سگ‌های هار ولایت را بفرستد سراغ مموتی و دور و بری هایش تا بلکه قبل از اینکه کار دست سید علی و حکومتش بدهند آنها را به طریقی از میدان بدر کنند.</p>

<p> فقط دو نمونه از عکس العمل‌های دو تا از مداحان را برای نمونه در زیر بخوانید تا گوشی بیاید دستتان:</p>

<p>سعید حدادیان: این مردمی که اینجا نشسته‌اند سیاسیون نیستند، این‌ها مردمند و نسبت به برخی انتقاد دارند، تا این مشکل حل نشود این انتقادها هم باقی است.<br />
بنده اعلام می‌کنم مشایی برای دولت لکه ننگ و منحرف است... من قبلا هم گفته‌ام تا این آقای مشایی هست من با آقای احمدی‌نژاد نشست و برخاست نمی‌کنم؛ خوب این را بردار یک نفر دیگر را منصوب کن. اما یک خطی کشید این آقای جوانفکر و گفت ما که ندیدیم، مردم همه با احمدی‌نژاد‌اند و فقط سیاسیون منتقدند. این خط‌کشی غلط است، آیا ائمه جمعه مردم نیستند و سیاسی‌اند، چقدر این حرف بودار است و این‌ها دنبال دعوا هستند که ما ندیدیم و انتظار دارند که ما به خیابان بیاییم. <br />
منبع <a href="http://www.aftabnews.ir/vdcdk90fxyt0zx6.2a2y.html">آفتاب</a></p>

<p><br />
ببین وضع مموتی چقدر خرابه که یک مداح(آخوند زاپاس) حاضر به نشست و برخواست با او نیست. حالا یکی از احمدی نژاد بپرسه، بدبخت فلک زده تو که یک مداح حاضر به همنشینی با تو نیست، چطور می‌خواهی برای قدرت‌های شرق و غرب شاخ وشانه بکشی و ادعای مدیریت جهان را داری!؟ فعلا همین یکی دوتا مداح مافنگی را مدیریت کن، مدیریت جهان پیش کش ات!</p>

<p>نمونه دوم حاج منصور ارضی است.<br />
ایشان همان کسی است که هفته گذشته مشایی (دست راست و پدر زن پسر احمدی نژاد) را آلت تناسلی خطاب کرده بود و در یکی از سخنرانی های دیگر باز هم دست راست احمدی نژاد، مشایی را به  مسئول آفتابه‌های مسجد شاه ملقب کرد.<br />
ببینید کار به جایی رسیده که یک مداح می‌زند توی پوز دولت امام زمان و خودش دولت تعیین می کند! باور کنید دولت گینه بی صاحاب هم به این بی حساب و کتابی نیست که حکومت سید علی و مموتی این روزها هست.</p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2673.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2673.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Tue, 24 Aug 2010 15:10:06 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نرمش اخیر آسید علی آقا از چه جهت است؟</title>
         <description><![CDATA[<p>در آخرین سخنرانی سید علی آقای رهبر نشان از نرمشی داشت که در سالهای اخیر نمونه نداشته. چه شده که یک مرتبه کسی که تا همین یکی دو هفته قبل بر طبل جنگ می‌کوبید یک مرتبه می فرماید:<br />
<i><br />
«عده ای در حال آتش افروزی های سپاسی میان جناح ها و عناصر مختلف جناح ها هستند و مقابله با این تحرکات، از مصادیق بارز تقوای الهی است.»<br />
«البته میزان و معیار این کار اصول و ارزش ها است اما باید توجه کرد که ایمان اشخاص درجات متفاوتی دارد و باید کسانی را که جزو مجموعه بوده اند اما بر اثر اشتباه یا غفلت، کنار افتاده اند با نصیحت و دلالت به راه برگرداند.» </i><a href="http://news10.hasanagha.org/?p=2351">منبع</a> </p>

<p>اینکه آقا دارد در اینجا کمی نرمش نشان می‌دهد نه از سر مهر و محبت است که بیشتر از سر ترس و وحشت است. اگر به اتفاقات دیگر در همین یکی دو هفته نظر بیندازید می‌بینید که دو تهدید عمده در این یکی دو هفته مطرح بوده که باعث شده آقا بدجوری ترس برش دارد.<br />
بیخودی نیست که سید علی مدام دشمن دشمن می‌کند، دلیل اش توهمی است که در او خانه کرده، توهم دشمن در همه جبهه‌ها. این است که آقا دیگر حتی به نزدیکترین هایش هم اعتماد ندارد و اگر به یک گروه تکیه می‌کند نه از آن نظر است که به آنها اعتماد دارد، بلکه بیشتر از آن نظر است که کمتر از این گروه می‌ترسد و وحشت دارد.<br />
رفتار رئیس جمهور منتخب و خصوصا دست راست او مشایی باعث شده که آقا به این گروه اندک اعتمادی که داشته را از دست بدهد و یک شبه مهربان شود و دشمنان قبلی را دعوت به دوستی کند. در این یکی مقوله، کار به جایی رسیده که مداحان بیت رهبر مشایی را <a href="http://www.iranpressnews.com/source/081454.htm">به آلت تناسلی تشبیه می‌کنند</a>. و دیگر اتفاق، جدی شدن تهدید حمله نظامی آمریکا و اسرائیل است. </p>

<p>خلاصه اینکه سید علی آقا هر وقت ترس برش می‌دارد یا می‌زند زیر گریه یا دشمنان را دعوت به دوستی می‌کند. <br />
رفتار ایشان شده مثل آن انتری که هر وقت می‌پرسیدی جای دوست کجاست به سر خود اشاره می‌کرد و اگر می‌پرسیدی جای دشمن کجاست نشیمنگاه مبارک را نشان می‌داد. زیاد  نباید او را جدی گرفت رفتارش دست کمی از آن انتر ندارد! نرمش ایشان هم در این سخنرانی اخیر از همین دست است.</p>

<p>پ.ن.:<br />
یک نکته که بعد از نوشتن متن به ذهنم رسید:<br />
حاج آقا سید علی آقا زمانی که دستور تقلب در انتخابات را صادر فرمودند، به خیال خودشان می‌خواستند هر سه قوا را یک دست و با خود همراه کنند! غافل از اینکه بطور کلی این حکومت از ریشه مشکل دارد. حالا که به خیال سید علی آقا هر سه قوه همراه و هم سو شده‌اند، دارند نتیجه را مشاهده می‌کنند که درگیری‌های نه تنها تقلیل پیدا نکرده، بلکه درست برعکس جنگ حالا در سنگرهای خودی هم دارد به شدت هرچه تمام تر ادامه پیدا می‌کند. کار چنان بیخ پیدا کرده که قوه غذاییه رژیم و مجلس شوربای اسلامی هم که روسای آنها برادر تنی هستند هم با یکدیگر مشکل دارند، چه رسد به احمدی نژاد چموش و دولت نظامی‌اش!</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2672.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2672.php</guid>
         <category>ملای حیله گر</category>
         <pubDate>Sat, 21 Aug 2010 08:41:24 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خودزنی حزب توده سابق با ربنای شجریان!</title>
         <description><![CDATA[<p>یکی میرد ز درد بینوایی ... یکی گوید خانم زردک می‌خواهی!<br />
این چه داستانی است که عده‌ای سعی دارند مردم را در پیچ و خم خریت اسلام نگاه دارند!؟<br />
از چند روز پیش به هر رسانه‌ای که سرک می‌کشی، این خبر جلب نظر می‌کند که "صدا و سیمای حکومت اسلامی در ماه رمضان ربنای شجریان را پخش نخواهد کرده!".<br />
از من می‌پرسید می‌گویم به جهنم!<br />
از همه جالب تر سایت پیک نت است! این سایت که آبشخور فکری‌اش حزب توده سابق است، حالا برداشته برای لجبازی با رژیم تیتر زده "ایرانی ها دهان روزه را با صدای شجریان باز می کنند" بعد هم لینک کرده به یک <a href="http://www.peiknet.com/1389/08mordad/23/page/Rabanaa.wma">کپی از ربنای شجریان</a>! ببین سیاسیون ایران چقدر از مرحله پرت‌اند و از ملت عقب که گمان می‌کنند مردم از اینکه صدا و سیما ربنا پخش نمی‌کند از فردا دق خواهند کرد.</p>

<p>آدم نمی‌داند به ریش آقایان باید خندید یا برای فلاکت ایدئولوژیک آنها گریه کرد!<br />
زیاد سخت نگیرید! برای شما کمونیست‌های ورشکسته که بعد از سقوط کعبه آمال تان شوروی سابق و استقرار مک دونالد در میدان سرخ، اصلح این است که "دهان روزه را با <a href="http://www.youtube.com/watch?v=-tqYUTjQIc0">صدا و قر کمر مایکل جکسن</a> باز کنید!"</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2671.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2671.php</guid>
         <category>اسلام و مسلمین</category>
         <pubDate>Sun, 15 Aug 2010 22:52:24 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سه کوتوله سه یار غار</title>
         <description><![CDATA[<p>مطهری پس از حمله به رحیم مشایی و خط و نشان کشیدن برای او <a href="http://www.tabnak.com/nbody.php?id=60984">گفته</a>:<br />
<em>علی مطهری با اشاره به سخنان اسفندیار رحیم مشایی که گفته بود، «تک تک ایرانیان یک رستم، سیاوش و یک رزمنده دلاور هستند»، گفته است: «آیا قرار است به جای حمزه سید الشهدا و علی علیه السلام و حسین بن علی علیه‌السلام و مالک اشتر و عمار یاسر و ابوالفضل العباس و سلمان و ابوذر و مقداد، از این پس رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش الگوی ما باشند؟»<br />
</em><br />
چند مدتی است که این درگیری‌ها بین اصولگرایان یعنی بعضی از اطرافیان احمدی نژاد و بعضی دیگر از اصولگرایان شدت گرفته است. در این درگیری‌ها سیبل حمله هم اول از همه رحیم مشایی است، بعد هم رحیمی و خود احمدی نژاد. نکته جالب در این درگیری‌ها این است که کار دارد یواش یواش بیخ پیدا می‌کند و با آخرین دردسرهایی که رحیم مشایی بر سر مساله اسلام ایرانی و نه اسلام بوجود آورد، به نظر من این آقایان دولت کودتایی منظورم احمدی نژاد، رحیم مشایی و رحیمی و عقبه دولت کودتاست، اینها مدتی است دارند یواش یواش از اسلام(آلت الله‌ها) فاصله می‌گیرند و می‌خواهند به مرور زمان نقش آلت الله‌ها را کم کنند و با طرح مسائلی که می‌تواند کمی جنبه کشش ناسیونالیستی داشته باشد، بخشی از جامعه را به خود جلب کنند تا به خیال خودشان با بدست آوردن این پشتوانه بتوانند ملاها را کم کم عقب بزنند و دولت را تبدیل کنند به یک دولت سیاسی متصل به سپاه و بدون عمامه. حالا چرا در این قضیه سردار فیروزآبادی برعلیه آقایان جبهه گرفت!؟ این دیگر بر من مشخص نیست، شاید هم بخشی از سپاه دارد از بخشی دیگر از سپاه هم در این مناقشات از هم جدا می‌شود. مطرح کردن مسائل بو دار که صدای آلت الله‌ها را در بیاورد اولین بار نیست که مطرح می‌شود، پیش تر هم احمدی نژاد بر سر مساله حجاب و پیش تر از آن در مساله ورود خانم‌ها به استادیوم های ورزشی هم از این گونه مسائل بودار را مطرح کرده بود. داستان مشایی اما از همه بودار تر است او که حتی در اوایل دولت دهم <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/07/090721_op_mashai_contradictions.shtml">گفته شد</a> که به دستور خامنه‌ای کنار گذاشته خواهد شد، باز هم از این چالش جان سالم بدر برد و هنوز که هنوز است با مطرح کردن مسائل جنجالی خبر ساز می‌شود.</p>

<p>یقینا مقدار زیادی از این جنجال‌ها برای هرچه بیشتر معروف و مطرح شدن مشایی است. به گمان من این سه نفر (احمدی نژاد، مشایی و رحیمی) تصمیم دارند در انتخابات آینده مشایی را جلو بیندازند تا باز هم این سه به کمک یکدیگر بتوانند قدرت را در کنترل داشته باشند. یقینا مدل پوتین، مدوف برای آقایان سرمشقی شده که بتوانند با این شامورتی بازی‌ها قوانین دست و پاگیر که اجازه نمی‌دهد قدرت ریاست جمهوری بیشتر از دو دوره در دست یک نفر باقی بماند را دور بزنند. هر چه باشد برای احمدی نژاد بهتر است که <a href="http://www.asriran.com/fa/news/40228">پدر زن آقازاده رئیس جمهور</a> شود تا شخص دیگری! بهتر است قدرت در فامیل باقی بماند. شاید به همین دلیل و وحشت از چنین پروژه‌ای است که جناح مقابل در پوست خانم فاطمه رجبی نفوذ کرده و <a href="http://news5.iransarfaraz.com/ShowNews.aspx?page=News&id=7692">به او القا کرده‌اند که بگوید</a>:</p>

<p><em>فاطمه رجبی با تاکید بر اینکه یکی از معضلات نظام جمهوری، همین رای گرفتن ها می باشد"، خواستار حذف پست ریاست جمهوری از کشور شد و اظهار عقیده کرد "کشوری که رهبر و به خصوص رهبری ولایت فقیه با اختیارات تام دارد، رئیس‌جمهور همیشه یک معضل است، چرا که وقتی رهبری سیاست‌ها و چهارچوب حرکت نظام را مشخص می‌کند، یک قدرت اجرایی به نام نخست‌وزیری باید این سیاست‌ها را دنبال کند." <br />
</em><br />
این بدان معنی است که کسانی هم در ارکان قدرت از مانورهای احمدی نژاد و مشایی چنان وحشت زده شده‌اند که فاطی خانم را فرستاده‌اند چنین چیزهایی را بگوید، تا شاید بتوانند که دم و دستگاه ریاست جمهوری را بکل جمع و خیال خودشان و دیگران را راحت کنند.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2670.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2670.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Thu, 12 Aug 2010 13:34:08 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شعبه ولایت ائمه اطهار!</title>
         <description><![CDATA[<p>رهبر معظم ان‌قلاب این روزها بدجوری بی کس و کار شده‌اند. آخه یکی نیست به ایشان بگوید مردک خر، یک موجود [1]نجیبی مثل خاتمی رو ول کردی رفتی چسبیدی در کون این <a href="http://www.president.ir/fa/">یابوی چموش</a> واصه چی!؟ ضرب المثلی است که می‌گوید "عقل که نباشد جان در عذاب است" حالا این هم شده حکایت سید علی آقای نادان! مردک نانت نبود آبت نبود رئیس جمهور تعیین کردن‌ات چی بود توی این دنیای بی حساب و کتاب. یک آخوند عبا شکلاتی داشتی که آبدار چی درگاه ات بود و شده بود دیوار حائل بین تو و ملت، بی خودی زدی کردی بیرون، حالا جونت در برود این قاطرهای چموش را خود از طویله بیرون  آوردی خودت هم بکنشان توی طویله!<br />
حضرت‌اش یکی دو هفته می‌شود که پس از آن <a href="http://robertafnani.com/moonew/index.php?afnani=aHR0cDovL3BhcmxlbWFubmV3cy5pci8%2Fbj0xMjUzOA%3D%3D">زر زدن کذایی</a>، همان که گفته بود "ولایت فقیه شعبه‌ای است از ولایت ائمه‌ اطهار و ولایت رسول‌الله" دیگر لام تا کام نمی‌گوید تو گویی که زبانش را بریده‌اند! <br />
این روزها با درگیری‌های جناحی که در بین اصولگراها در جریان است، دارد کم کم دلایل اظهارات ولی امر مسلمین! جهان بیشتر برملا می‌شود. وقتی آقایان لاریجانی‌ها چهار نعله به رئیس جمهور منتخب آسید علی آقا می‌تازند [<a href="http://news10.hasanagha.org/?p=2225">1</a>][<a href="http://www.hamshahri.org/news-112263.aspx">2</a>] و شلوار نکنده می‌رینند روی هیکل رئیس جمهور، این معنای دیگری ندارد جز ریدن مستقیم روی آسید علی آقا! آخه هرچی باشد ایشان خودشان تو دهن ملت زدند و رئیس جمهور تعیین کردند، حالا هم خودشان این ریدن‌های آقایان را تحویل بگیرند. از همه اینها بدتر وقتی است که <a href="http://news10.hasanagha.org/?p=2253">کلاغ کون دریده</a> هم نه زیر می گذارد و نه رو باز هم شلوار نکنده می‌ریند روی رئیس جمهور منتخب آقا.<br />
خلاصه اینکه آسید علی آقا با آن نادانی که کرد بنیان همه چیز را از ریشه در آورد. من در این عجبم که چنین حکومتی که نه سرش پیداست و نه تهش چرا هنوز پابرجاست! البته اگر بتوان این اوضاع بلبشوی سیاسی ایران امروز را دولت یا حکومت نامید. باور بفرماید اوضاع سیاسی امروز ایران از دوران شاه سلطان حسین خودمان هم خر تو خر تر شده، بلکه شده شعبه ولایت ائمه اطهار!</p>

<p>[1]نجیب اینجا به معنی اصلی واژه نیست‌ها! چه این حرامی از آن نا نجیب‌ها ست که بیا و ببین، اگر نوشتم نجیب بیشتر از آن معنی بود که برای آن چهارپای نجیب استفاده می‌شود به معنی مطیع و فرمان بر و خلاصه خر بار بر.</p>

<p>عکس رئیس جمهور متخب آقا همراه با رئیس جمهور گینه بی صحاب</p>

<center>
<img alt="ahmadi_gine_bi_sahab.jpg" src="http://blog.hasanagha.org/images/ahmadi_gine_bi_sahab.jpg" width="350" height="233" />
</center>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2669.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2669.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Tue, 10 Aug 2010 13:33:21 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سنگسار مجازاتی باستانی است!</title>
         <description><![CDATA[<p>خانم شرین عبادی جمله بالا را <a href="http://www.radiofarda.com/archive/news/20100806/143/143.html?id=2119993">اختراع کرده‌اند!</a> خُسن آقا هم در مقابل جمله بالا این جمله را خدمت شما تقدیم می‌کند: "ملی مذهبی هم یک مکتب سیاسی قرون وسطی است!"<br />
خانم شیرین عبادی از روزی که جایزه صلح نوبل را دریافت کردند، مدام در بوق اش دمیده و بر این نظر پافشاری کرده که اسلام با دموکراسی همخوانی دارد! این مدعا فقط از مغز آدم‌های گرفتار مذهب تراوش می‌شود وگرنه با نگاهی گذرا به قوانین عقب افتاده اسلام، هر انسان ناآگاهی هم می‌تواند سریعا به این نتیجه برسد که قوانین اسلام حتی از قوانین قرون وسطی هم عقب افتاده تراند.<br />
چرا من به این واژه "باستانی" عکس العمل نشان دادم؟ معمولا در ادبیات فارسی واژه باستانی را برای پدیده‌های تاریخی ماقبل اسلام بکار می‌برند نه بعد از اسلام! حداقل برداشت من از این واژه این است. اگر من جای خانم عبادی بودم بجای استفاده از این واژه از واژه "ماقبل تاریخ" یا اینکه واژه "ماقبل وسطی" استفاده می‌کردم نه واژه باستانی. معمولا ما واژه باستان را در فارسی برای دوران پیش از حمله اعراب استفاده می‌کنیم. این تقدم و تأخر از نظر تاریخی بسیار مهم است و نباید همین طوری شکمی هر واژه‌ای را بکار برد، خصوصا از یک آدم حقوقدان که باید در استفاده از واژه ها دقت بیشتری بکار ببرد. خصوصا که قانون سنگسار قانونی اسلامی است و ربطی به دوران باستان ایران ندارد، مگر اینکه خانم عبادی مدعی باشند که این قانون در ایران باستان وجود داشته!<br />
حالا چرا خانم عبادی از این واژه بجای "قرون وسطی" استفاده کرده را باید از خود خانم شیرین عبادی پرسید. شاید خانم عبادی سعی دارند ایده‌های اسلامی خود را مدرن تر از وسطی‌ای قالب کنند. توجه داشته باشید که خانم عبادی هنوز بر سر افکار اسلامی (ماقبل تاریخی) خود پافشاری دارند و هنوز بر این عقیده پا می‌فشارند که اسلام با دموکراسی سازگاری دارد.<br />
خدای خانم عبادی ما را از شر این عقب افتاده‌های سیاسی حفظ بدارد! آمین یا رب العالمین!</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2668.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2668.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Fri, 06 Aug 2010 07:22:35 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مارمولک</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811090145"><img src="http://media.farsnews.com/Media/8805/Images/jpg/A0716/A0716079.jpg" title="مارمولک" align="left" /></a><a href="http://www.fararu.com/vdcjaxei.uqetvzsffu.html">خبری</a> نظرم را به حضرتش جلب کرد(منظورم حضرت مارمولک است!). پس از چند جستوجو با گوگل، دیدم الحق که تهیه کننده فیلم مارمولک چقدر خوب زوایای افکار پلید روحانیون را روانکاوی کرده.</p>

<p>نمونه این مارمولک‌ها در ایران زیاد هستند. همان‌هایی که می‌دانند با چه ابزاری می‌توان نردبان ساخت و از دیوار قدرت بالا رفت.<br />
در هر سخنرانی که از این مارمولک بخوانید، حتما یک یا دو جمله یا حتی بیشتر در باره سیدعلی رهبر یافت می‌شود. و با چنان تبحری خایه‌های ملوکانه را می‌مالد که بیا و ببین. در همه زمینه‌ها هم ابراز وجود می‌کند و با مغلطه و سفسطه و آخوند بازی حرفهایی می‌زند که از هیچ جعبه مارگیری بیرون نمی‌آید. خلاصه اینکه شارلاتانیزم را از مکتب ماکیاولی به خوبی فرا گرفته، خلاصه اگر کسی می‌خواهد فیلمی بسازد و یا داستانی درباره حرامزادگی ملاها بنویسد یا اگر می‌خواهید در زمینه روانشناسی تحقیق کنید، این خوکچه هندی کیس(case) خوبی برای آزماشگاه شما خواهد بود:</p>

<p>حجت الاسهال والمسهلین عليرضا پناهيان، اگر اشتباه نکرده باشم <a href="http://panahian.blogfa.com/Profile/">خودش می‌گوید متولد 1368 است</a> که از قرار معلوم باید 21 ساله باشد و از طرفی در جنگ هم شرکت کرده <a href="http://www.kanoonandisheh.com/masters/ethies/panahian.php">جای دیگری می‌گوید</a> متول 1344 است، و خلاصه اینکه دروغ زیاد می‌گوید. شاید هم این آدرس متعلق به او نیست و شخص دیگری است، باز هم خدای مسلمین داند! آخه این مسلمان‌ها یک روده راست توی شکمشان نیست، در نتیجه نمی‌توان از روی گفته‌های آنها قضاوت کرد و بیشتر باید با حدس و گمان حقایق را کشف کرد.</p>

<p><strong>سخنان گه هربار حجت الاسهال والمسهلین علیرضا پناهیان در همه زمینه‌ها!:</strong><br />
<a href="http://funshad.com/View/panahian-hejab.html">حجاب</a><br />
<a href="http://rasadgar.ir/?p=9885#more-9885">تحریم</a><br />
<a href="http://www.fararu.com/vdcjaxei.uqetvzsffu.html">عضو هیئت امنای دانشگاه هنر تهران</a><br />
حجت الاسهال والمسهلین علیرضا پناهیان مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها <a href="http://news.kodoom.com/iran-politics/%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1/topic/1005443/">در باره آبروی جمهوری اسلامی و الخ</a>.</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2667.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2667.php</guid>
         <category>ملای حیله گر</category>
         <pubDate>Wed, 04 Aug 2010 11:01:10 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مزخرفات آخوندی خوراک فکری عوام</title>
         <description><![CDATA[<p><i><br />
تحلیل فقاهتی رابطه زلزله با گناه براساس مبانی فیزیک دینی توسط آیت الله خرازی<br />
زلزله تجلی غضب مقام ولایی اهل بیت برضد منکرات با چگالی بی نهایت است.<br />
</i><br />
آقا به جدم قسم شاید این ایده پیوند حوزه و دانشگاه چیز بدی هم نباشه ها! باور کنید شاید اگر این آخوندها را بفرستیم دانشگاه یک چیزی یاد بگیرند کمتر این همه مزخرفات به هم ببافند!<br />
آخه یکی نیست از این آخوند شارلاتان بپرسه، معنی این چرندیاتی که به هم بافتی چی هست!؟ باور کنید وقتی این تصویر رو که یکی برام فرستاده بود دیدم، نیم ساعت مشغول بودم ببینم این حاج آقا چی می‌خواد بگه! بیخود نیست اینها در بین عوام این همه طرفدار دارند! آخه مرتیکه ده دوازده تا واژه قلمبه سلمبه که نه خودش ازش چیزی می‌فهمد و نه دیگران، همین طوری استفراغ کرده، عوام بیچاره هم نمی‌فهمند چه می‌گوید در نتیجه نفهمیدن چرندیات آقا را به حساب بیسوادی خودشان می‌گذارند، بدون اینکه به مخیله شان برسد که بابا این مردک بیسواد دارد مزخرف می‌گوید. شما نگاه کنید به چرندیاتی که اسهال طلب‌ها چند سال بستن به خیک طبقه مثلا روشن فکر ما! بدبختی این هست که این آخوندها چنان اعتماد به نفسی دارند که هر مزخرفاتی را به نام علم می‌کنند توی حلق مردم بیچاره و کسی هم جرات نمی‌کند اعتراضی بکند، چونکه اکثرا مذهبی هستند و خیال می‌کنند اگر روی حرفهای این ارازل و اوباش حرفی بزنند سنگ می‌شوند و یک راست می‌روند به قعر جهنم!<br />
شما چیزی از این سخنان گه هر بار آیت الله خرازی می‌فهمید!؟ <br />
<center><br />
<img alt="mozakhrafate_ayatola_kharazi.png" src="http://blog.hasanagha.org/images/mozakhrafate_ayatola_kharazi.png" width="528" height="399" /><br />
</center><br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2666.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/08/post_2666.php</guid>
         <category>ملای حیله گر</category>
         <pubDate>Sun, 01 Aug 2010 11:48:35 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سیاست بی درایت اسلامی</title>
         <description><![CDATA[<p>حکومت آخوندی از روزی که به قدرت رسید هیچ برنامه‌ای برای اداره مملکت نداشت. اصلا روزی که انقلاب رخ داد خود آقایان هم شوکه شدند و باور نداشتند که مملکتی 40 میلیونی را دربست داده‌اند دست آنها.<br />
از همان روزهای اول هم برای هر مشکلی بعد از اینکه مشکل شناسایی می‌شد به سبک اداره مساجد با یک یا حسین زیر لنگ مشکل را می‌گرفتند، آن وقت معلوم نبود که مشکل را حل خواهند کرد یا مشکلی به مشکلات خواهند افزود.<br />
اکنون پس از نزدیک به 32 سال، نتایج سیاست مسجدی آقایان دارد هویدا می‌شود. در همه زمینه‌ها معضلاتی دارند که کمر هر دولتی را می‌تواند خورد کند، ولی اینها بجای حل مشکل صورت مساله را پاک می‌کنند.<br />
احمدی نژاد اعلام کرده که باید تا پایان مرداد ماه ۴۰ درصد از کارمندان دولتی از تهران خارج شوند! تو گویی که قرار است یک خانواده از محلی به محل دیگر اسباب کشی کند. این سرعت عمل در تصمیم گیری خود دلیل واضحی است به اینکه آقایان هیچ برنامه‌ای برای این جابجایی عظیم جمعیتی ندارند. درست مثل استالین که تعداد زیادی از قومیت‌ها را جابجا می‌کرد تا مشکلات را حل کند، اینها هم با همان روش می‌خواهند مشکل تهران را حل کنند! غافل از اینکه گیریم که مشکل تهران را حل کردند با مشکلی که در جاهای دیگر بوجود خواهد آمد چکار می‌خواهید بکنید!؟<br />
سیاست تمرکز زدایی در این اواخر در خیلی از کشورها اجرا شده و نسبت به توانایی‌های دولت‌های مربوطه، این سیاست موفق یا ناموفق بوده، ولی چیزی که در همه این موارد یکسان بوده این است که همگی قبل از شروع، مدتی را برای برنامه ریزی در نظر می‌گیرند و با مطالعه مشکلاتی که چنین تمرکز زدایی می‌تواند بهمراه داشته باشد، سعی می‌کنند مشکلات را پیش بینی کرده و قبل از وقوع مشکلات، راهکارهایی برای حل آنها پیدا کنند.<br />
کارگزاران حکومت آخوندی اما بدون نقشه و برنامه بیل و کلنگ بر می‌دارند و می‌زنند به ریشه هرچه وجود دارد، بدون اینکه قبل از شروع فکری به حال مشکلات پیش روی چنین طرح هایی کرده باشند.<br />
سیاست تمرکز زدایی در نروژ سالهاست که اجرا می‌شود، درست برعکس آقایان که صبر می‌کنند مشکل بوجود بیاید بعد با آن برخورد کنند، اینها قبل از وقوع مشکل برنامه ریزی می‌کنند که اصلا مشکل بوجود نیاید. نروژی‌ها سیاستی را پیگیری می‌کنند بنام Distriktpolitikk (سیاست منطقه‌ای). این سیاست به این معنی است که بجای اینکه مردم را دولت جابجا کند، برنامه‌هایی را به اجرا می‌گذارند تا مردم خود مناطق مختلف را ترک نکنند و به مراکز استانها یا پایتخت کوچ نکنند. <br />
مثلا در شمال نروژ سالها پیش کمبود معلم و پزشک داشتند، بجای اینکه با سیاست ترور و وحشت پزشک و معلم به استانهای شمالی بفرستند، آمدند مالیات معلمین و پزشکان را در آن مناطق تقلیل دادند با این سیاست خود معلمین و پزشکانی که علاقمند بودند به این مناطق کوچ کردند. با این سیاست نه در جامعه تنش ایجاد کردند و همزمان کمبودها را با این روش تامین کردند.<br />
حالا شما همین پروژه دولت احمدی نژاد را پیگیری کنید ببینید به کجا می‌کشد! یقین بدانید که این تمرکز زدایی در بهترین حالا کمتر از صد تا دویست هزار نفر را جابجا خواهد کرد. هزینه بسیار سنگینی را روی دوش مالیات دهندگان خواهد گذاشت و نتیجه ملموسی هم ببار نخواهد آورد. توجه داشته باشید که این سیاست تمرکز زدایی از تهران را رژیم زمانی کشف کرد که پارسال دیدند مردم ریختند به خیابان و نزدیک بود ریشه حکومت را بزنند. حالا حکومت آخوندی به خیال خودش می‌خواهد جمعیت تهران را کم کند تا در آینده بهتر بتواند اینگونه شورش ها را کنترل کند، زهی خیال باطل!</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2665.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2665.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Fri, 30 Jul 2010 12:45:55 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تا خدایی راه کمی مانده</title>
         <description><![CDATA[<p>سالها مشکل داشتیم که ولی وقیح رفته پشت سر این و اون سنگر گرفته و دستورهایی که می‌دهد به نام این و آن ننه مرده که رانت حکومتی دریافت می‌کند را به جامعه تحمیل می‌کند.<br />
خوشبختانه بعد از انتصابات سال گذشته و دخالت مستقیم سید علی دیگر به قول معروف "چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من" حالا پرده‌ها کنار رفته و آقا بدون هیچ حجابی لخت و عریان جلو ملت قرار گرفته و هر چه هم سعی می‌کند برود پشت پرده نمی‌شود.<br />
اگر رفتار اخیر سید علی آقا را این روزها زیر نظر گرفته باشید می‌بینید که آقا اول یک چیزی می‌گوید، بعد ملت و رسانه‌ها تو دهنی شدیدی به آقا می‌زنند، بعد نوچه‌های آقا می‌آیند همان چرندیات را به شکل دیگری می‌گویند، بلکه حرف‌های آقا را تایید کنند یا شاید هم می‌خواهند با این کار به شکلی آقا را ببرند پشت پرده و خودشان بیایند جلو تا تیر و ترکش‌ها به اینها بخورد بلکه ستون انقلاب فرو نریزد ولی نمی‌شود که نمی‌شود. برعکس کارها خراب تر هم می‌شود. <br />
همان گونه که در مطلب قبلی نوشتم، پریروز آقا صادق آمد و در مورد علوم انسانی و الخ که سید علی قبلا یک غلط‌هایی کرده بود گفت، خواست ترکش‌ها را از سمت و سوی آقا دور کند، نشد که نشد، بلکه خودش هم گرفتار خمپاره اندازهای دشمنان اسلام ناب سید علی شد. <br />
دیروز اما آقا جنتی <a href="http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=137943">سنگ تمام گذاشته</a> و در باره جایگاه رهبر و الخ گفت:<br />
<em>« به همین دلیل در زمانی که امام خمینی(ره) رحلت کرد، خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد و ایشان، مأمور شد از طرف خداوند، که این انقلاب را و این نظام را و این راه علی(ع) را حفظ کند و ادامه دهد. »</em></p>

<p>حالا باید از آقا جنتی ریزه میزه پرسید، خداوند بوسیله کدام فرشته‌ای این دستور را به شما و دیگر ملاها رسانده!؟ خصوصا اینکه اگر به گفته شما، ایشان از طرف خداوند مامور شده‌اند تا راه علی را ادامه بدهند! این یک کمی بی لطفی به خدا نیست!؟ مگه خدا مرض داره یکی را مامور کند که از پیغمبر قبلی نه، بلکه از راه امام علی حفاظت کند!؟ آخه احمق یک چیزی بگو که بگنجد! اگر خدا می‌خواست کسی را مامور کند خوب یک پیغمبر جدید می‌فرستاد، چرا این همه شامورتی بازی!؟<br />
خوشبختانه که حقیر به خدا و پیغمبر و اینگونه اراجیف اعتقادی ندارم ولی دلم برای آن بیچاره‌هایی می‌سوزد که مجبورند این همه مهملات را گوش کنند و به آن عمل هم بکنند. باور کنید آدم باید مغز خر داشته باشد که این چرندیات را از ملاها بپذیرد.<br />
گفته جنتی دارد کار را به جاهای باریک می‌رساند، به این معنی که در مانور بعدی باید عملا جایگاه خامنه‌ای را به مقام پیغمبری یا خدایی ترفیع بدهند، وگرنه کمیتشان لنگ خواهد شد. تحولات اخیر نشان می‌دهد که دیگر جانشین امام غایب بودن خامنه‌ای برای تحمیق عوام کفایت نمی‌کند، در نتیجه به زودی باید منتظر آن بود که خامنه‌ای به عنوان پیغمبر جدید ظهور کند.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2664.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2664.php</guid>
         <category>ملای حیله گر</category>
         <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 13:20:53 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عرایض حاج صادق!</title>
         <description><![CDATA[<p><i><br />
<a href="http://www.radiofarda.com/content/F8_LARIJANI_ON_HUMANITIES/2109403.html">حاج صادق لاریجانی</a>: "در کشوری که بنای آن توحید و ایمان به حق تعالی بوده و براساس قرآن شکل گرفته، آیا درست است بر علوم انسانی اتکا کند که پیش فرض‌های آن به هیچ وجه الهی نیست؟ چه معنی دارد در کشور خود تئوری‌هایی درباب روانشناسی و جامعه‌شناسی ترویج کنیم که بر پیش فرض‌هایی استوار است که به هیچ‌وجه با پیش فرض‌های دینی ما هماهنگی و همخوانی ندارد؟"<br />
</i><br />
<img alt="تصویر یک اوران اوتان" src="http://blog.hasanagha.org/images/sadegh_larijani.jpg" width="250" height="188" align="left" /><br />
پاسخ خُسن آقا به این سوال آقا صادق یقینا منفی است! حق با حاج آقا صادق است، اگر نگاهی به شکل و شمایل آقا صادق و اون دوتا برادر دیگه‌اش بیندازید و از حیوان شناسان سوال کنید، یقینا در خواهید یافت که نژاد این خاندان از انسان بسیار دور است. شکل و شمایل آقا صادق بیشتر شبیه به اوران اوتان است تا انسان. یقینا برای این حیوان ماقبل تاریخ نمی‌توان علوم انسانی تدریس کرد و حتی اگر از من بپرسید اینها اصلا نمی‌توانند هیچ علمی را درک کنند. برای چنین موجوداتی باید از علوم حیوانی بهره برد. مثلا می‌توان برای اینکه کار خطایی نکنند آنها را تنبیه بدنی کرد. به خیال شما بیخود است که در قوانین اسلامی که ایشان و دیگر ریشوها خلق کرده‌اند احکامی از قبیل شلاق، سنگ سار، چشم در آوردن، دست و پا بریدن و از کوه پرت کردن وجود دارد!؟ دلیل‌اش واضح و مبرهن است اینها علوم و قوانین حیوانی را بهتر درک می‌کنند تا انسانی را!<br />
مگر ما در این 31 سال مدام تکرار نکرده‌ایم که این رژیم متعلق به دوران ماقبل تاریخ است؟ خوب حالا اینها خودشان به زبان خودشان می‌آیند و می‌گویند <i>  "در کشوری که بنای آن توحید و ایمان به حق تعالی بوده و براساس قرآن شکل گرفته، آیا درست است بر علوم انسانی اتکا کند"</i> <br />
من نمی‌فهمم چرا ملت ایران اسرار دارد این نوع جانوران را تربیت کند!؟ درست است که با تلاش می‌توان بعضی حیوان‌ها را تربیت کرد، ولی به جدم قسم آن حیوان‌ها چند درجه از این آقایان باهوش تر هستند که می توان آنها را تربیت کرد، برعکس علمای شیعه متعلق به دوران ماقبل غار نشینی هستند، به همین دلیل هنوز از لحاظ فکری و هوشی به آن درجه از رشد نرسیده‌اند که بتوان آنها را بر اساس علوم نوین تربیت کرد.</p>

<p>از طنز که بگذریم علت چرند گویی این بار آقا صادق این است که دیدند آسید علی آقا آمد همین چرندیات را چند ماه پیش در مورد تدریس علوم انسانی در دانشگاه ها گفت و مردم زدند توی دهن سید علی آقا. حالا این یکی آمده به خیال خودش می‌خواسته به زبان دیگری همان چرندیات را بگوید شاید گوش شنوایی پیدا شود، ولی گویا دیگر هیچ گوشی برای شنیدن این چرندیات ماقبل تاریخ در ایران وجود ندارد.<br />
آقا صادق یادش رفته که از آن زمانی که این مزخرفات در جامعه خریدار داشت 31 سال گذشته و خصوصا که درجه حیوانی آقایان چنان برملا شده، که دیگر عوامفریبی آقایان بی اثر شده و کسی برای‌شان تره هم خورد نمی‌کند.<br />
  <br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2663.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2663.php</guid>
         <category>ملای حیله گر</category>
         <pubDate>Mon, 26 Jul 2010 12:17:41 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دو کابوس</title>
         <description><![CDATA[<p>دو کابوس می‌بینم اولی زنی به طرف من می‌دود و خبر از دو بمب گذاری می‌دهد و اینکه هر دو انفجار همزمان رخ خواهد داد، وقت هم تنگ است و تنها می‌توان یکی از این دو بمب را خنثی کرد. من هم تنها کسی هستم که می‌توانم این دو بمب را خنثی کنم.<br />
یکی از این دو بمب در یک میخانه جاسازی شده و دومی در یک مسجد.<br />
کابوس دوم:<br />
قاضی یک دادگاه هستم. دو متهم را می‌آورند.<br />
متهم اول زمینی داشته، آنرا بدون رعایت قانون و بستن قرارداد رسمی، به اجاره متهم دوم داده. متهم دوم به گفته متهم اول در این ملک یک کارخانه تولیدی مواد شیمیایی برپا کرده و موادی را تولید کرده که قانونی نیست. بازپرس مربوطه مدعی است که متهم اول دروغ می‌گوید، قراردادی درکار نیست در نتیجه متهم اول مسئول تولید مواد شیمیایی هم هست، در نتیجه متهم دوم اصلا بیگناه است و متهم اول خود مسئول هر دو اتهام است. <br />
در ضمن بررسی پرونده برای من مشخص می‌شود که متهم دوم وابستگی خانوادگی دارد با یک نماینده مجلس.</p>

<p>به نظر شما اگر این دو کابوس دو اتفاق واقعی بود، باید چه کار می‌کردم در این دو موقعیت.<br />
آیا در کابوس اول باید از انفجار مسجد جلوگیری می‌کردم یا میخانه؟<br />
در کابوس دوم آیا متهم اول مجرم است یا متهم دوم یا هر دو.<br />
  </p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2662.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2662.php</guid>
         <category>حقوق بشر</category>
         <pubDate>Sun, 25 Jul 2010 11:26:23 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شاعری که ادبیات را به من شناساند</title>
         <description><![CDATA[<p>نوزده سال داشتم و مثل تقریبا اکثر هم سن و سال هایم هیچ از ادبیات فارسی نمی‌دانستم. دوستی داشتم از اعراب اهوازی، برخلاف من بسیار زیاد از ادبیات ایران می‌دانست. یک روز آمد پیشم و سه تا کاست داد دستم و گفت بیا حالا که حوصله و علاقه مطالعه ادبی نداری اینها را گوش کن شاید رستگار شدی!<br />
کاست‌ها را برداشتم دیدم نوشته، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، احمد شاملو، خیام، حافظ، نیما و...<br />
خودش یکی از کاست‌ها را چپاند توی ضبط صوت، پرسید عرق داری؟ گفتم آره، گفت بیار بخوریم و دکمه ضبط را فشار داد.<br />
عرق را آوردم ریختم و خوردیم. کاست خیام بود. پر کن پیاله را که شنیدم تو گویی همان رباعی کافی بود تا جرقه‌ای در ذهنم زده شود. کسی که مشکل خواندن و نوشتن داشت یک مرتبه به گنجینه‌ای رسیده بود که به مرور زمان او را با ادبیات ایران آشنا می‌کرد.<br />
از آن تاریخ تا امروز گمان می‌کنم همان کاست‌ها را هشت نه بار کپی کرده‌ام و همین دو سال پیش همه آن سه کاست را تبدیل کردم به فایل های ام پی تری و همیشه روی کامپیوترم هستند. نمی‌دانم چند بار این سه کاست را شنیده‌ام، فقط می‌دانم که در دورانی که در فرانسه تنها بودم، حتی یک شب هم نمی‌شد که یکی دو ساعت به آنها گوش ندهم. بدون این سه کاست نمی‌خوابیدم.<br />
به گمان من هنوز زمان نیاز است تا ایران و ایرانی با معجزه شاملو آشنا شوند، باید زمان بگذرد تا او هم مثل حافظ و خیام قوام یابد، کارهایش صیقل یابند و شناخته شوند.</p>

<p>شاعری مردمی که قلب‌اش برای ایران، ادبیات و فرهنگ ایران می‌تپید.<br />
شاملو از اندک روشنفکرانی بود که صدای چکمه فاشیزم را شنیده بود، ولی افسوس که کسی گوش شنوا نداشت.<br />
بیچاره می دانست در کدام خراب آبادی به دنیا آمده که سرود:<br />
هرگز از مرگ نهراسيده‌ام!<br />
اگرچه دستانش، از ابتذال شكننده‌تر بود!<br />
هراس من باری،<br />
همه از مردن در سرزمينی ست،<br />
كه مزد گوركن،<br />
از آزادی آدمی<br />
افزون باشد<br />
...</p>

<p>افسوس که هیچگاه دستگاه‌های حکومتی در ایران به کار او ارزشی نگذاشتند و بجای همیاری با او بر سر راهش هزاران مانع ایجاد کردند.<br />
فقدان شاملو را به همه ایران دوستان تسلیت می‌گویم</p>

<p>پ.ن.:<a href="http://blog.hasanagha.org/lyd/marg_shamlo.mp3"><br />
شعر بالا را از زبان شاملو بشنوید</a></p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2661.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2661.php</guid>
         <category>فرهنگ و هنر</category>
         <pubDate>Sat, 24 Jul 2010 09:29:56 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فرو ریزی پایه‌های قدرت آسید علی آقا</title>
         <description><![CDATA[<p>گویا همه دیکتاتورها به یک روش سرنگون می‌شوند و آنهم خودسری تا سرحد مرگ است. اکثر دیکتاتورها چنان بر مواضع غلط خود پافشاری می‌کنند تا دیگر حتی نزدیکترین نیروهای درون دایره بسته قدرت آنها هم، به مرور زمان مجبور به دوری از دیکتاتور می‌شوند و عاقبت دیکتاتور در انزوای کامل از میان می‌رود.<br />
آسید علی آقای ما به باور من از همه دیکتاتورها یک دنده تر است. نگاه کنید در عرض یک سال توانست همه زحمات حکومتچیان را که بیش از سه دهه یک حکومت یک دست و مستحکم برپا کرده بودند و موفق شده بودند در همه زمینه‌های زندگی شهروندان رسوخ کنند، یک شبه به جایگاهی رسیدند که دیگر حتی نزدیک ترین حلقه‌های قدرت هم با هم سازگاری ندارند. امروز پس از یک سال، دیگر حرف و حدیث اصلاح طلب و تمامیت خواه نیست، امروز دیگر حتی <a href="http://news10.hasanagha.org/?p=2069">شریعتمداری هم با دولت احمدی نژاد مشکل دارد</a>، وزیر با وزیر مشکل دارد، مجلس با دولت مشکل دارد و قوه قضائیه رژیم با هر دو مشکل دارد. <br />
آسید علی آقا که به خیال خودش توانسته بود قیام پارسال را سرکوب کند، یک مرتبه می‌بیند در هر بزنگاهی دوباره جوانان عاصی به خیابان می‌ریزند، با دستگیر کردن ریگی و برادرش و اعدام این دو خیال می‌کند که سرکشی‌ها در بلوچستان فروکش کرده که یک مرتبه بمبی خواب از چشمان تاجدار اعظم می‌رباید. حتی نزدیک ترین نیروها به حکومت، بازاری‌ها هم در یک سال گذشته دست به گستاخی زده‌اند و اعتصاب می‌کنند. فراموش نکنید بازار مهم ترین رکن قدرت در حکومت آخوندی است. فراموش نکنید که همین بازار بود که سرمایه گذاری کرد و خمینی را با سلام و صلوات به ایران آورد. همین بازار بود که در آخرین روزهای شاه با اعتصاب، نخاع حکومت شاه را قطع کرد. <br />
وقتی سید علی آقا <a href="http://news10.hasanagha.org/?p=2050">فتوا صادر می‌کند</a> و خود را در جایگاهی بالاتر از رسول اش قرار می‌دهد نه از روی قدرت که از ترس است، چه اگر از روی قدرت بود کمتر از 48 ساعت <a href="http://news10.hasanagha.org/?p=2068">فتوای صادره را لغو نمی‌کرد</a>، این مساله دقیقا از ضعف قاعد اعظم سرچشمه می‌گیرد نه از قدرت. آسید علی آقا گمان می‌کرد اگر با فتوایی خود را در جایگاه سایه خدا قرار بدهد، مردم هم مثل بره از او تبعیت خواهند کرد. غافل از اینکه دیگر بعد از وقایع سال گذشته، ملت برای علی آقا تره هم خرد نمی‌کند.<br />
وقتی ارکان قدرت یکی یکی فرو می‌ریزند، همین روزها ست که باید منتظر سرنگونی دیکتاتور بود.<br />
چند روز پیش با یک شخصی صحبت می‌کردم که در یک بانک نروژی مسئول معاملات بین المللی است. طرف تعریف می‌کرد که به آنها لیست بلندبالایی از شرکت‌های ایرانی داده‌اند و دستور داده‌اند با این شرکت‌ها نباید مراوده داشته باشند. به گفته او لیست این شرکت‌ها چنان گسترده است که باز به گفته او امکان ندارد دولتی بتواند با این سطح از تحریم‌ها اصلا دوام بیاورد. چنین که او تشریح می‌کرد، مشکلات تجارت بین المللی رژیم با این سطح از تحریم‌ها چنان مشکل خواهد شد که دیگر اداره مملکت حداقل در میان مدت غیر ممکن خواهد شد.<br />
   <br />
این هم یک نمونه از تحریم های فلج کننده:<br />
<a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5826264,00.html">حمل‌ونقل دریایی ایران در بحران </a></p>

<p>حکومتی که با ساندیس پابرجا باشد سقوط اش هم با گوزی میسر است<br />
<center><img alt="sandis.png" src="http://blog.hasanagha.org/images/sandis.png" width="330" height="366" /></center></p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2660.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2010/07/post_2660.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Thu, 22 Jul 2010 23:47:59 +0100</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
