<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>خُسن آقا</title>
      <link>http://blog.hasanagha.org/</link>
      <description></description>
      <language>fa-ir</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Fri, 03 Jul 2009 13:35:34 +0100</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>سید علی ماند و قدرت قداره بند و لایزالش!</title>
         <description><![CDATA[<p>آنهایی که مردم را تحریک به شرکت در انتخابات کردند و باعث کشته و زخمی شدن عده زیادی شدند و عده بیشتری را اسیر زندان‌های مخوف جمهوری اسلامی کردند، حالا که روز پاسخگویی است کجا مخفی شده‌اند!؟ کسی می‌داند این آقایان کجا گم گور شده‌اند!؟ <br />
چرا حالا بیانیه نمی‌دهند!؟ همه ادعای‌شان همین بود!؟ همه ایستادگی‌شان همین بود!؟ پاسخ این همه خون‌های ریخته شده را چه کسی باید بدهد!؟ رهبران به اصطلاح اصلاحات مردم را فریب دادن و آنها را تشویق به شرکت کردند و حالا می‌خواهند چکار کنند!؟<br />
پاسخ این سوال های بی پاسخ را چه کسانی می‌خواهند بدهند!؟ <br />
گفتیم و نوشتیم که بطور کلی نام انتخابات بر این شعبده بازی‌های آخوندی گذاشتن فریب دادن مردم است. باز اسرار داشتند که باید در انتصابات شرکت کرد. گفتیم این انتخاب نیست! این انتصاب است. گفتند اگر تعداد شرکت کنندگان زیاد باشد، سید علی نمی‌تواند تقلب کند!؟ عجب خوش باور بودند این خوش خیالان! مگر سید علی یک سال پیش به صراحت نگفت و دوره دوم احمدی نژاد را تایید نکرد!؟ مگر یادتان رفته که یک <a href="http://news08.hasanagha.org/?p=6164">سال پیش چه گفت</a>!؟ مگر به صراحت به احمدی نژاد نگفت: <br />
<i><br />
آنچه که در مورد سال آخر این دوره باید به شما عرض بکنم، چند نکته است. یکی اینکه در این سال آخر با روحیه سال اول کار کنید. البته احساس می کنم همین جور است؛ اما در عین حال تاکید می کنم. فکر نکنید که امسال، سال آخر دولت است؛ نه. <br />
مثل کسی که پنج سال دیگر بناست کار بکند، کار بکنید؛ یعنی تصور کنید که این یک سال به اضافه چهار سال دیگر در ید مدیریت شماست. با این دید نگاه کنید و کار کنید و برنامه ریزی کنید و اقدام کنید.<br />
</i><br />
به همین راحتی از سید علی یک دست رو دست خوردید!؟ شما سیاستمدار هستید!؟ این چه سیاستمداری است که به این سادگی از اشاره‌های به این وضوح می‌تواند بگذرد و این همه اشارات را نادیده بگیرد!؟ شما 30 سال با این حقه باز نیرنگ پیشه همراهی و همزیستی داشته‌اید هنوز او را نمی‌شناختید!؟ یا اینکه می‌شناختید ولی شهوت قدرت چنان شما را کور کرده بود که از این همه شواهد چشم پوشیدید!؟ <br />
 <br />
حالا که نتیجه انتصابات را با وقاهت تایید کردند، شما چه می‌خواهید بکنید!؟ حالا که سید علی مانده و قدرت لایزالی که همیشه خوابش را می‌دید و این همه میسر نمی‌شد بجز این بازی‌های اسهال طلبی آقایان که در همان مجلس ششم هم با خواندن حکم حکومتی پایه چنین استبدادی را گذاشتند. حالا چه راهکار به اصطلاح اصلاح طلبی برای ارائه دارید!؟</p>

<p>شاید هم ما خوش باوریم و این همه سیاست بازی مکارانه‌ای بیش نبود و حالا که بازی مشروعیت رژیم به ثمر نشسته با هم پشت پرده دارند نقشه پرده‌های آینده این بازی مرگبار را طراحی می‌کنند و به ریش ملت می‌خندند!<br />
مگر نه اینکه همین دو روز پیش بود که مجددا هم خاتمی و هم موسوی وفاداری خود را به ولایت وقیح اعلام کردند!؟ مگر ولایت وقیح چیز دیگری است بجز آنچه سید علی می‌گوید!؟ یک حکومت اقتدار گرا به رهبری یک فرد که به گفته ایشان قدرت لایزالش از جانب خدا تفویض شده است و بیچاره خلق را هیچ دخالتی در آن نیست.<br />
این چه پارادکس و کوچه بن بستی است که بیچاره ملت را در آن گرفتار کرده‌اند!؟ این معضل بجز سرنگونی آخوند و جمع کردن بساط اسلام میسر نیست و گمان هم نمی‌کنم بدون خونریزی میسر باشد. این خونخواران و این ننگ را تنها با ریختن خون می‌توان پاکسازی کرد. با سوسول بازی و تئوری‌های صد من یک غاز نمی‌توان به هدف که سرنگونی این رژیم است رسید.</p>

<p>نکته ای قابل تامل در رابطه با وقایع این روزها <br />
وقتی جوانان جان به لب رسیده قیام می‌کنند و در کوی و برزن با اوباش حکومتی درگیر می‌شوند آیا از نظر حقوقی از هر اتهامی که بخواهند به آنها بزنند مبرا نمی‌شوند؟<br />
ببینید اگر نگاهی اجمالی به قوانین کشورهای پیش رفته بیندازید می بینید که در همه این قوانین دفاع از جان یک عمل مشروع به حساب می‌آید و اگر در کارزار دفاعی فردی جان فرد متعرض را بگیرد از اتهام قتل تبرئه می‌شود. حالا اگر کسی در خیابان در اثر درگیری با یکی از اوباش لباس شخصی او را که متعرض واقعی است کشت آیا شما حاضرید همان حق را به او بدهید؟<br />
آیا اگر کسی از امروز برای دفاع از جان و ناموس خود و هموطنانش دست به اسلحه برد، آیا چنین انسانی از پیش بی گناه نیست؟<br />
آیا می‌توان در شرایط امروز ایران چنین افرادی را تروریست نامید؟ من گمان نمی‌کنم که حتی پیشرفته ترین قوانین حقوقی دنیا هم بتوانند چنین انسان‌های آزاده‌ای را تروریست و قاتل بنامند.</p>

<p>بزرگی سراسر به گفتار نیست ... دو صد گفته چون نیم کردار نیست</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/07/post_2537.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/07/post_2537.php</guid>
         <category>انتخاباتی</category>
         <pubDate>Fri, 03 Jul 2009 13:35:34 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مهندسی کردند انتخابات رو!؟</title>
         <description><![CDATA[<p>از روزی که سید علی رهبر اعلام کرد که مموتی برنده انتصابات هست، همه از این می‌گویند که انتصابات مهندسی شده. ببین این جماعت چقدر از مرحله پرت هستند که این عمله گری و گند کاری سید علی را مهندسی می‌نامند. بنده به مهندس‌ها پیش نهاد می‌کنم به این سوء استفاده از واژه مهندس و مهندسی اعتراض کنند. مهندسی کردن به این معنی است که شما با دقت، درایت، بررسی و نقشه برداری و نقشه کشی و خلاصه هزار و یک نوع بررسی از مشکلی انجام می‌دهند و برای اون مشکل یک راه حل پیدا می‌کنید و بعد از برنامه ریزی‌های دقیق آنرا با دقت به  اجرا می‌گذارید.<br />
چیزی که در این انتصابات اتفاق افتاد کمال بی برنامه گی بود. ببینید سید علی که از قرار معلوم مهندس این پروژه بوده، یکی از اساسی ترین نکات را رعایت نکرده است. اگر فرض را بر این بگذاریم که اینها تصمیم داشتند روند انتصابات را به گونه‌ای مهندسی کنند که مردم نفهمند که انتصابات انجام شده، بلکه برعکس در اذهان عمومی چنین القا کنند که انتخابات انجام شده و محمود احمدی نژاد در این انتخابات پیروز شده است. خوب این پروژه مهندسی شده کاملا به شکست برخورده و درست برعکس، چنین در اذهان عمومی پذیرفته و ثبت شده که محمود احمدی نژاد با زور به ملت قالب شده است. حتی عوام از همه جا بیخبر هم می‌دانند که این انتخاب سید علی بوده نه رای و انتخاب رای دهندگان. نه تنها تقلب شده که اصولا اعداد و ارقام بدست آمده از صندوقها در این ماجرا موثر نبوده و همه اعداد و ارقام عملا دیکته شده. ببینید مهندس یک دست داستان غم انگیز انتصابات ما، قبل از اینکه مراحل (قانونی!!) انجام شود دست برنده(!!) را برد بالا. مهندس سید علی چنان بی عقلی و بی درایتی از خود نشان داد که عمله اکره اطرافش هم شوکه شدند.<br />
در عمل آمدند انتصابات را مهندسی کنند تا مشروعیتی برای رژیم دست و پا کنند، آن چس مثقال مشروعیتی را هم که داشت زیر سوال بردند. به قول معروف آمدند زیر ابروی رژیم را بردارند، زدند چشم چارش را هم کور کردند.<br />
مهندسی که سید علی چلاق باشد! عاقبت پروژه مهندسی انتصابات هم می‌شود همین که داریم مشاهده می‌کنیم.<br />
البته اگر بخواهیم <a href="http://roozna.com/WebTools/PrintVersion/?NewsID=newsContent_4259">نامه امروز کروبی</a> را مد نظر قرار بدهیم و به آن استناد بکنیم باید بگوییم که این روسیه بود که در پروژه مهندسی انتخابات بدجوری دست سید علی را در حنا گذاشت و این مهندسی انتخاباتی روسیه هم دست کمی از مهندسی راکتور اتمی بوشهر نداشت.</p>

<p><br />
پ.ن.: اگر خواستید مهندسی ببینید <a href="http://www.flickr.com/photos/fhashemi/sets/72157619758530748/show/">این را ببینید</a>. جوانان دلیر ایران زمین کم مانده بود در یک قیام خود جوش خانما آخوند را برباد بدهند.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/07/post_2536.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/07/post_2536.php</guid>
         <category>انتخاباتی</category>
         <pubDate>Wed, 01 Jul 2009 19:45:11 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>انقلاب شده! باور ندارید بخوانید</title>
         <description><![CDATA[<p>با مادرم صحبت می‌کنم. از اینجا و آنجا می‌گوییم در پس بحث‌های اینجا و آنجا و حملات من به اسلام و بحث‌های مختلف، در پاسخ شکایت های او از اوضاع ایران و فریبکاری ملاها. به او می‌گویم، اگر می‌خواهید از دست این مفت خورهای عمامه بسر نجات پیدا کنید! باید اصلاح و انقلاب و تحولات را از خود  و درون خانواده‌ها شروع کنید. می‌گویم وقتی یکی از اعضای خانواده می‌میرد بجای اینکه در مسجدی آخوند مفت خوری را برای خوانده روضه و چرندیات از این دست دعوت کنید، بروید یک مکان دیگر و از یک سخنران غیر معمم یا حتی از یکی از آنهایی که مرده شما را می‌شناخته استفاده کنید و خلاصه، مراسم مرگ و میر و عروسی و عزای خود را بدون دخالت آخوند ترتیب بدهید. وقتی این کار را کردید، دیگر آخوند در زندگی شما دخالت و تاثیر نخواهد داشت. <br />
می‌خندد و توضیح می‌دهد:<br />
عباس آقا که مرد، برایش در یک سالن ختم گرفتند. خانواده‌اش تصمیم گرفته بودند چون نوازنده تار بوده، در ختم او بجای آخوند از یک نوازنده استفاده کنند و با تار خودش برایش نوایی بنوازند.<br />
مادر ادامه می‌دهد: مامان مهوش خانم که مرده بود به همین شکل در یک سالن شیک مراسم گرفتند و چون به پرویز یاحقی علاقه بسیار داشته، برایش مراسم را با ویلون یاحقی و اشعار عارفانه انجام دادند.<br />
یکی از دوستان مقیم نروژ هم چند مدت پیش برای ختم مادرش وقتی به ایران رفت، زیر بار جماعت مرده خور نرفته بود و برخلاف توقع آنها مراسمی را در یک سالن گرفته بود و بجای آخوند، از فامیل برای سخنرانی دعوت کرده بود.<br />
خلاصه، همان گونه که می‌بینید، انقلاب مخملی از درون قلب مردم شروع شده و دیگر نمی‌توان جلو این تحول را گرفت.</p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2535.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2535.php</guid>
         <category>اجتماعی</category>
         <pubDate>Sun, 28 Jun 2009 10:33:54 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن </title>
         <description><![CDATA[<p>۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.</p>

<p>۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.</p>

<p>۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.</p>

<p>پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی</p>

<p>بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی</p>

<p>متمم:<br />
خُسن اقا کل این رژیم را قبول ندارد و سرنگونی و دادگاهی کردن همه اعضای موثر در این حکومت را خواستار است.<br />
 <br />
Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events</p>

<p>1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."</p>

<p>2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.</p>

<p>3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.</p>

<p>A part of the large community of Iranian bloggers<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2534.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2534.php</guid>
         <category>اعتراض و تظاهرات</category>
         <pubDate>Sat, 27 Jun 2009 23:30:58 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سیاست رفت پشت پرده</title>
         <description><![CDATA[<p>آقایان، منظورم زعمای قوم است، رفته‌اند پشت پرده تا در آرامش کامل! از روی مقدار قدرتی که توانستند در یکی دو هفته گذشته به نمایش بگذارند، سهم قدرت را بین خودشان تقسیم کنند.<br />
به آنها که به این موضوع شک دارند پیشنهاد می‌کنم بروند در سطح اکابر درس سیاست بخوانند.<br />
از همه جالب‌تر محسن رضایی است که مثل کش تنبان به این طرف و آنطرف متمایل می‌شود. این خود نشان از آن دارد که در بین بعضی از سیاست بازان هم حتی در تصمیم گیری تزلزل تصمیم گیری وجود دارد و واقعا نمی‌دانند به کدام طرف متمایل شوند که منافعشان به خطر نیفتند. آیت الله‌ها که از همه بهتر عمل می‌کنند! بعضی شان مثل روباه نشسته‌اند و لام تا کام نمی‌گویند و مترصداند کدام جناح را حمایت کنند تا فردای خاتمه مناقشات خدای ناکرده دکان دونبش شان تخته نشود.<br />
خلاصه دوران دوران حزب باد است، هر که بادبانش بزرگتر سهمش در آینده مطمئن تر و پر و پیمان تر.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2533.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2533.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Sat, 27 Jun 2009 10:15:02 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>Iran doctor tells of Neda&apos;s death </title>
         <description><![CDATA[<p><object width="358" height="280"><param name="movie" value="http://news.bbc.co.uk/player/emp/external/player.swf"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param  name="allowScriptAccess" value="always"></param><param name="FlashVars"  value="config_settings_showUpdatedInFooter=true&playlist=http://news.bbc.co.uk/media/emp/8110000/8119600/8119658.xml&config=http://news.bbc.co.uk/player/emp/config/default.xml?1.3.114_2.11.7978_8433_20090514110202&config_settings_language=default&config_settings_showFooter=true&config_plugin_fmtjLiveStats_pageType=eav6&config_settings_showPopoutButton=false&config_settings_showPopoutCta=false"></param><embed src="http://news.bbc.co.uk/player/emp/external/player.swf" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" allowScriptAccess="always" width="358" height="280"  FlashVars="config_settings_showUpdatedInFooter=true&playlist=http://news.bbc.co.uk/media/emp/8110000/8119600/8119658.xml&config=http://news.bbc.co.uk/player/emp/config/default.xml?1.3.114_2.11.7978_8433_20090514110202&config_settings_language=default&config_settings_showFooter=true&config_plugin_fmtjLiveStats_pageType=eav6&config_settings_showPopoutButton=false&config_settings_showPopoutCta=false"></embed></object><br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/iran_doctor_tells_of_nedas_dea.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/iran_doctor_tells_of_nedas_dea.php</guid>
         <category>جنایات رژیم</category>
         <pubDate>Thu, 25 Jun 2009 22:59:12 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خبررسانی</title>
         <description><![CDATA[<p>آهای کسی در ایران قادر است این بلاتکلیفی را از بین ببرد!؟ بابا در عصر اطلاعات هستیم نا سلامتی! این به خیال خودشان حضرات اصلاح طلب، مثلا قرار است از آن یکی گروه دیگر پیشرو تر باشند، با این حال جز نابسامانی در خبررسانی هنر دیگری ندارند. درعوض شاهدیم که در دنیای دیجیتال امروز جوانان یک لاقبای داخل بهتر از هر خبرنگار حرفه‌ای دارند وظیفه خبررسانی را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهند.<br />
آیا کسی هست که بتواند بصورت قطع بگویید کانالهای ارتباطی/خبری موسوی و دار و دسته‌اش کدام‌ها هستند؟<br />
مطالبی که در اینجا و آنجا منتشر می‌شود دال بر این است که موسوی را خانه نشین کرده‌اند و دو سایت قبلی که منتسب به او بوده هر از گاهی ساز خارج می‌زنند و از محتوای آنها چنین به نظر می‌رسد که یا هک شده‌اند و در دست دیگران هستند یا اینکه آنهایی که فرمان این دو سایت را در دست دارند بسیار غیر حرفه‌ای عمل می‌کنند.<br />
در <a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/089897.php">این خبر</a> آمده که میرحسین موسوی در حبس خانگی است و تنها سایت مورد اعتماد را هم <a href="http://nasimfarda.com">نسیم فردا</a> اعلام کرده که این یکی هم کار نمی‌کند.</p>

<p><a href="http://www.ghalamnews.ir/">قلم نیوز</a> و <a href="http://kalemeh.ir/">کلمه</a> هم هر نیم ساعت یک بار در دسترس نیست و هر از گاهی هم سازها و نواهای عجیب غریبی را به گوش می‌رساند.</p>

<p>تعداد بیانیه‌های میر حسین هم که خدا قوت بدهد بنا به گفته بعضی سایت ها به 12 و بعضی به 7 و عده ای دیگر هم <a href="http://kalemeh.ir/vdcb.gb9urhbwfiupr.txt">به 8 رسیده</a>. به جدم قسم این روندی که شما پیش گرفته‌اید نامش در بهترین حالت هرج و مرج است، اگر از غازی مرتضوی بپرسی خواهد گفت نامش تشویش اذهان عمومی است.</p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2532.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2532.php</guid>
         <category>آزادی بیان</category>
         <pubDate>Thu, 25 Jun 2009 12:41:47 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هموطن غیرت داشته باش کاری بکن</title>
         <description><![CDATA[<p>همین چند لحظه پیش بی‌بی‌سی در مصاحبه‌ای با هوشنگ امیر احمدی تایید کرد که اوباما قبل از انتخابات نامه‌ای به سید علی چلاق نوشته و از او خواهش کرده کمک کند تا مشکلات ایران و آمریکا حل شود.  <a href="http://edition.cnn.com/video/#/video/world/2009/06/24/bpr.amanpour.obama.letter.cnn">سی‌ان‌ان</a> هم همین خبر را تایید می‌کند.</p>

<p>حالا می‌فهم چرا این سید علی شیره‌ای یک مرتبه چنین شیر شده و شمشیر از رو بسته و ملت بیچاره را سلاخی می‌کند. حضرت شیره‌ای دلش به نامه آن سید زنگی مست خوش است.</p>

<p>ایرانیان وطن پرست و نیروهای وفادار به ایران در آمریکا باید همه تلاش خود را بکار ببرند تا این مردک مسلمان زاده مادر قحبه را مهار کنند و تسمه بر پوزه نکبت بارش بزنند. وای بر ملت ما! بعد از 30 سال زجر و یک انقلاب که به وسیله آخوندها به استفراغ تبدیل شد، حالا باید مجددا سر سپرده آمریکا هم بشویم تا بجای تاج بر سر شاه مان عمامه بگذارند! وای بر غیرت ایرانی وای اگر ما این ننگ را بپذیریم.</p>

<p><br />
در همین رابطه:<br />
<a href="http://www.washingtontimes.com/news/2009/jun/24/us-contacted-irans-ayatollah-before-election/">EXCLUSIVE</a>: U.S. contacted Iran's ayatollah before election<br />
Administration overture to Khamenei ridiculed in sermon<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2531.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2531.php</guid>
         <category>روابط خارجی</category>
         <pubDate>Wed, 24 Jun 2009 19:07:06 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خائنین به ملت فتیله مبارزه را پایین کشیدند</title>
         <description><![CDATA[<p>دو سه روز است که این مطلب را نوشته‌ام ولی در منتشر کردن آن مترصد بودم، به خودم نهیب زدم که نباید ملت را ناامید کرد، حتی اگر یک هزارم درصد هم شانس این وجود داشته باشد که این تلاش به ثمر برسد، نباید مردم را ناامید کرد. چگونه می‌توانم بر خلاف باورها و تحلیل‌هایم باز هم سکوت کنم؟ مگر نه اینکه سکوت پیشینیان باعث شد تا ملت 30 سال در دام مستبد ترین و سفاک‌ترین حکومت زمان گرفتار آید؟ چگونه با این داده‌ها می‌توانیم این مرتبه هم سکوت کنیم و به سیاست بازان و کلاشان اجازه دهیم میداندار این معرکه باشند.<br />
<!-- http://www.facebook.com/event.php?eid=93864702334&ref=mf<br />
http://www.facebook.com/mousavi?ref=ts%2F<br />
http://www.facebook.com/pages/Zahra-Rahnavard-/79757303129 --><br />
کجا هستند این رهبران جنبش به اصطلاح اسهال طلبی!؟ کجاست آن سید سبز که هنوز نیامده عده‌ای او را از خود پیغمبر هم عزیز تر می‌دارند!؟ کجاست این شیاد که امروز وقتی جوانان بی دفاع دارند در خیابانها یکی یکی پر پر می‌شوند دریغ از یک بیانه، دریغ حتی از یک صدای نارسا! کو چه شد؟ کجا رفتند آنهایی که قسم خورده بودند تا آخر خط خواهند ایستاد؟ آخر خط همین جا بود!؟ یک هفته خونریزی و سرکوب جوانان، و حالا آقایان خسته شده‌اند!؟ یا شاید هم منافع پشت پرده که دارند با هم چانه زنی می‌کنند دل فریب تر است از پیوستن به ملت! زحمت نکشید اگر قرار بود این گونه رهبری جنبشی به این عظمت را به مقصد برسانید ما یک تنه بهتر قادر به چنین نمایشی هستیم.</p>

<p>خاک بر سرها یک سایت خبر رسانی مورد اعتماد ندارند! یک شبکه اطلاع رسانی حتی نیمه موثر هم ندارند!؟ شاید هم مخصوصا هیچ مکانی برای متمرکز کردن مخالفت‌ها دایر نکرده‌اند تا مثل  شیادها، کلاشان و کلاه برداران بی هویت بتوانند جیب مردم را ببرند و در تاریکی محو و گم و گور شوند(کی بود کی بود من نبودم!). اگر نبودند این کانالهای خبر رسانی جوانان دلیر داخل کشور و سایت‌های خبری ایرانیان خارج از کشور، سید میر حسین موسوی اصلا شناخته نمی‌شد. </p>

<p>وقتی که می‌گفتیم کسی نباید به هیچ عنوان در شعبده بازی انتصابات حکومتی شرکت کند می‌دانستیم و می شناختیم، کسانی که در این 30 سال همراه و همگام با حکومت خون ریخته‌اند، سر و زبان بریده‌اند، نمی‌توانند یک شبه منادیان آزادی باشند، می‌دانستیم و می‌شناختیم این شیادان را.<br />
 </p>

<p>این مطلب هم در رابطه با <a href="http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2529.php#comment-12368">این پیام</a> نوشته شده:<br />
<strong>هیشکی نمی‌تونه مثل مو جو گیر بشه!</strong><br />
گفته بودم اگر جو گیر شدم مرا نهیب بزنید تا از جو گرفتگی نجات یابم، این دوست نادیده ما هم هنوز دو روز نشده گریبان ما را گرفته که جو گیر شده ایم.<br />
در پیامگیر مطلب قبل دوست عزیز ما تنها <a href="http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2529.php#comment-12368">نوشته</a>:<br />
<i><br />
واقعا فکرشو کردین تصاویری فجیع تر از ندا اومد رو نت و نشد الگوی مبارزه.چرا؟ چون اون بدبختا پسر بودند و یا مرد؟ یک دختر شهبد میشه الگوی مبارزاتی .حتی بین شهیدان هم فرق میزارن این ایرانی ها.فکرکنم به دنیا باید اثبات شده باشه در قساوت و سنگدلی روی تمام ابوالبشر رو سفید کردیم.آفرین به خودمون .آفرین به شاهنامه مون که سهراب به دست رستم یعنی فرزند کشی در فرهنگ دهان پرکن 2500ساله.خودمون رو هم گول میزنیم که این نیروهای سرکوبگر افغان و لبنانی هستن<br />
</i><br />
شاید حق با او باشد حداقل اگر دلایلم را ننویسم.<br />
اولین دلیلی که باعث شد من دو مطلب در باره ندا بنویسم این بود که، وقتی کسی در مقابل چشمانمان پرپر می‌شود، تاثیر روحی بیشتری بر ما می‌گذارد تا اینکه کسی دور از چشم ما کشته شود. شاید این منطق بسیار بچه گانه باشد و شاید بگویید این هم خود یک نوع جو گرفتگی است ولی برای من این نوع مردن بیشترین تاثیر را برو روی روح و روان من می‌گذارد. همین تاثیر گذاری است که باعث می‌شود توجه بیشتری به یک کشته شود در صورتی که کشته‌های دیگر حتی اگر فجیع تر هم کشته شده باشند تنها به علت اینکه در دید ما نبوده‌اند، تاثیر شان کمتر است. این ضرب المثل که می‌گوید "هر که از دیده برفت از دل برود" یک نوع اشاره هست به همین پدیده‌ای که نوشتم.<br />
فراموش نکنید که در قیام قبلی احمد باطبی بود که مظهر مقاومت شد، گرچه این دیگران بودند که جانشان را در آن روزها و بعدا بخاطر همان قیام از دست دادند. کدام یک از شما نام <a href="http://bit.ly/rsoNR">عزت‌الله ابراهیم‌نژاد</a> را بخاطر دارید!؟<br />
نمادها را من و شما انتخاب نمی‌کنیم، نمادها را افکار عمومی به ما تحمیل می کنند(شاید بتوان نامش را جو گیر شدن گذاشت).<br />
من اما اتفاقا از روی عمد این انتخاب را کرده‌ام، می‌دانید چرا!؟ این بر می‌گردد به آن موضوعی که بارها در همین وبلاگ به آن اشاره کرده‌ام. زنان بزرگترین مشکل جامعه ایران هستند، هم آنها هستند که با افکار مذهبی و عقب افتاده خود باعث عقب افتادن جامعه ایران شده‌اند. بیخود اعتراض نکنید قبل از اعتراض بروید یک نگاه به خانواده و ساختار خانواده خود بیندازید و بعد از اینکه آمار گرفتید، ببینید چند درصد زنهای خانواده شما مذهبی هستند و چند درصد مردان! ببینید کدام‌ها هستند که بیشترین تاثیر را بر خانواده و تربیت فرزندان می‌گذارند. همین مساله باعث می‌شود که من به زنهایی که خود را از قید و بند خرافات و مذهب جدا کنند را بیشتر دوست دارم و مورد توجه قرار می‌دهم. باید چنین شیر زنانی را تشویق و ترغیب کرد تا بلکه بتوانند نسل زنان عقب افتاده مذهبی را برچینند. به همین دلیل هم هست که زنها هم نیاز به قهرمان و الگو دارند، آنها هم نیاز دارند بتوانند بگویند ما هم شهید دادیم(چقدر از این واژه شهید بدم می‌آید!). شاید بتوان گفت یکی از مهمترین دلایل جنب و جوش جامعه امروز ایران هم همین مساله باشد، که زنان امروز بیش از 60 درصد سهمیه دانشگاههای ما را به خود اختصاص داده‌اند. رشد فکری زنان ایران شاید تنها راه نجات ملت ایران از قید و بند مذهب و خرافات باشد. خلاصه مطلب اینکه باید به زنها میدان بیشتری داد تا بلکه فرزندان بهتری برای آینده ایران پروش دهند.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2530.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2530.php</guid>
         <category>اعتراض و تظاهرات</category>
         <pubDate>Wed, 24 Jun 2009 08:50:19 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بیا عاشقی کن دوباره - (برای ندا) </title>
         <description><![CDATA[<p>منبع: <a href="http://www.songsdaily.com/blogs/songsdaily/">آوازهای روزانه</a><br />
فایل <a href="http://home.c2i.net/hasanagha/lyd/baraaye_nedaa.mp3">mp3</a></p>

<p>خرامان خرامان به خون در نشستی...در آیینه دل چو نوری شکستی<br />
چو کبکی پریدی تو ای مرغ عاشق..ز چشم و دهانت برون زد شقایق<br />
به دام که رفتی؟ به کام که رفتی؟..شراب که بودی ؟ به جام که رفتی؟</p>

<p>بیا عاشقی کن دوباره ..که دل شد ز غم پاره پاره</p>

<p>وطن رنگ خون دارد و بوی آتش .. دل شیر دارند و بازوی آرش .. به آتش درون اند همچون سیاوش</p>

<p>بیا عاشقی کن دوباره ..که دل شد ز غم پاره پاره</p>

<p>سکوت تو فریاد و سبز تو خونین .. گل سرخ جاری بر آن روی سیمین ..ز چشمم فرو ریخت بس ماه و پروین</p>

<p>بیا عاشقی کن دوباره ..که دل شد ز غم پاره پاره</p>

<p>(مهران راد)<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2529.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2529.php</guid>
         <category>مبارزه با رژیم</category>
         <pubDate>Tue, 23 Jun 2009 08:14:02 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ندای آزادی ایران</title>
         <description><![CDATA[<p>نمی‌خواهم وسیله‌ای باشم که جهان اطرافم را بسوی توحش و خشونت سوق می‌دهد، به همین دلیل هم معمولا سعی می‌کنم بعضی تصاویر را روی صفحه اصلی وبلاگ نگذارم. بعضی از این تصاویر اجتناب ناپذیراند، برای عریان کردن حقیقت لازم‌اند. برای نشان دادن هنرمندی‌های سید علی و گماشتگان با غیرت او نیاز است. بگذار جهان بداند. بگذار جهان با تصاویر ندا، ندای آزادی خواهی ملت ایران را بشنوند<br />
<center><br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=bbdEf0QRsLM"><img alt="nedaye_azadi.jpg" src="http://blog.hasanagha.org/images/nedaye_azadi.jpg" /></a><br />
</center></p>

<p>تو که گمان می‌کنی با کشتن هم وطن ات می‌خواهی اسلام عزیزت را حفظ کنی! باور کن این تیری را که به قلب ندای آزادی ما زدی، پایانی بود بر اسلام نفرت انگیزت.  </p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2528.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2528.php</guid>
         <category>جنایات رژیم</category>
         <pubDate>Sun, 21 Jun 2009 06:34:38 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عاقبت زور آزمایی جناحی</title>
         <description><![CDATA[<p>با پوزش از اینکه وبلاگ چند روزی محو شد. باور کنید خودم بیشتر از شما دلم برای اینجا تنگ شده بود. دلیل‌اش تنها قطع شدن ADSL ملوکانه بود. گویا ترکش‌های جنگ سیاسی ایران به خطوط ارتباطی نروژ هم اصابت کرده که به حمدالله با درایت های ملوکانه رهبر یک دست بخیر گذشت و درست شد .</p>

<p>سخنان سید علی در نماز جمعه دیروز حساب همه را مشخص کرد و آب پاکی را روی دست اسهال طلب‌ها ریخت. از دیروز هنوز هیچ عکس‌العملی از آقایان نشان داده نشده. از همه مهم تر هاشمی که این همه شر و مکافات زیر عبای او برپا شده و پشت این ماجراها است، هنوز هیچ سخنی نگفته و از همه بدتر، معلوم هم نیست کدام جهنم دره‌ای رفته و در کدام سوراخی مخفی شده! آقایان کروبی و میر حسین هم علی رغم همه شعارهایشان هنوز آنطور که باید و شاید رفتار یک رهبر مسئول را از خود نشان نداده‌اند. ترس من اما از آن است که امروز نیز مردم را به حال خود رها کنند، تا مردم بیچاره و عاصی که مجبور شدند در شعبده بازی انتصابات بین "طاعون" و "وبا"،  دومی را انتخاب کنند، حالا باید هزینه این سیاست بازی و قدرت طلبی این اراذل و اوباش حکومتی را هم با خون خود بپردازند. وقعایع کوی دانشگاه را که یادتان هست؟ دوران خاتمی را یادتان می‌آید؟ یادتان هست همین اسهال طلب ها چطور سیاسی بازی کردن و وقتی که نتوانستند کار خود را به پیش ببرند چند نفر از فعالین را لای ماشین سرکوب حکومت آخوندی به حال خود رها کردند؟<br />
راستی چرا هاشمی که بر صندلی ریاست مجلس خبرگان رهبری تکیه زده است و در حقیقت اولین و بزرگترین مسئولیت او در این مواقع دخالت در این گونه مسائل است، هنوز حتی در این مقام هم هیچ عکس‌العملی از خود نشان نداده!؟ مگر نه اینکه اگر رهبر دروغ گفت، از عدالت خارج شد یا امنیت ملی را به خطر انداخت و هزاران عیب مرض دیگری که خوشبختانه رهبر فرزانه همه این بیماری های لاعلاج را یک جا دارد، مگر در چنین شرایطی هاشمی مسئول برکناری او نیست!؟ پس کجاست این امیرکبیر(!) عمامه به سر و عبا بدوش؟ امیدوارم که خون مردم، امروز باعث آبیاری درخت خشکیده ولایت نشود و عاقبت این زور آزمایی حداقل منفعتی برای ملت داشته باشد.<br />
 </p>

<p>از این صحبت‌ها که بگذریم! خنده دار ترین خبری که امروز خواندم <a href="http://news09.hasanagha.org/?p=1574">این خبر</a> بود. خود خبر منظورم نیست، منظورم امضای زیر خبر است. حضرت سرتیپ پاسدار که گمان نمی‌کنم سوات ششم ابتدایی هم داشته باشد، خود را دکتر اسماعیل احمدی مقدم معرفی کرده است. حتما دکترای او هم در جوار دکترای دکتر کردان استعمال شده!</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2527.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2527.php</guid>
         <category>اعتراض و تظاهرات</category>
         <pubDate>Sat, 20 Jun 2009 11:36:20 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خُسن آقا به تظاهرات می‌رود!</title>
         <description><![CDATA[<p>دیروز رفته بودم تظاهرات وقتی بخش اول آن پایان یافت مجبور شدم بروم، سرکار جلسه‌ای داشتیم که باید می‌رفتم، در عوض امروز تا آخر بودم. وقتی از جلو مجلس نروژ به طرف سفارت ایران رفتیم نزدیک سفارت که رسیدیم دیدم تعداد زیادی گارد ضد شورش پلیس دور و بر سفارت بودند و به ما اجازه نزدیک شدن به سفارت را ندادند و ده بیست متری قبل از سفارت مستقر شدیم. از بچه‌ها پرسیدم چرا این همه پلیس ضد شورش؟ مسئولین تظاهرات گفتند این پلیس‌ها برای حفاظت سفارت نیامده‌اند و درست برعکس آمده‌اند از تظاهر کنندگان حفاظت کنند. گویا دیروز جلو سفارت وقتی جمعیت جمع شده بودند، یکی از چاقوکش های سید علی از داخل سفارت خارج شده و به یکی از تظاهر کنندگان حمله کرده و او را شدیدا زخمی کرده. خبرش را من همین عصر در روزنامه های نروژی خواندم.<br />
نکات جالب این تظاهرات یکی این بود که تعداد بسیار زیاد بود و برخلاف تظاهرات‌های قبلی که اکثرا فقط گروه های سیاسی حضور داشتند، امروز اکثر اقشار ایرانی مقیم اسلو شرکت کرده بودند. نکته مهم تر اینکه از همه گروه های سیاسی هم با هم هماهنگ کرده بودند. این یکی از مسائلی بود که قبلا خیلی مشکل ساز شده بود، چه اکثرا گروه‌های مختلف سیاسی بصورت فرادا اینگونه آکسیون‌ها را انجام می‌دادند، در صورتی که امروز همه گروه‌ها با هم شعار می‌دادند و شعارهایشان را با هم هماهنگ می‌کردند.<br />
از تظاهرات امروز چند دقیقه فیلم هم گرفتم که بعد از ادیت شدن روی نت خواهم گذاشت.<br />
راستی یک نکته دیگر را هم گوشزد کنم و آن اینکه وقتی جماعت شعار می‌دادند رای ما را پس بدهید، من شعار نمی‌دادم چونکه می‌ترسیدم بعضی رفقا مرا دست بیندازند و بگویند تو که تحریمی هستی کدام رای را می‌خواهی پس بگیری، ولی درعوض وقتی می‌گفتند مرگ بر دیکتاتور من دوبرابر شعار می‌دادم.<br />
در آخر تظاهرات هم اعلام شد که از امروز تا پایان ماجرا هر شنبه تظاهرات خواهد بود.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2526.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2526.php</guid>
         <category>اعتراض و تظاهرات</category>
         <pubDate>Wed, 17 Jun 2009 22:05:47 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جوگیر شده‌ام</title>
         <description><![CDATA[<p>همیشه به خودم نهیب زده‌ام که جو گیر نشوم و سعی کنم تحلیل‌هایم از روی منطق باشد و نه جو حاکم. یکی از شاخصه‌های حرکت‌های اجتماعی همین بوده و هست که معمولا همه در مدتی که حرکت ادامه دارد و خصوصا در مراحل جوش و خروش، به شکلی جوگیر می‌شوند و در نتیجه قدرت تحلیل مستقل و صحیح رو از دست می‌دهند.<br />
انقلاب 57 نمونه بارزی از همین جوگیر شدن بود که روشنفکر ترین قشرهای جامعه حتی غیر مذهبی‌ها هم جوگیر شدند و به زیر سلطه خمینی و مذهبیون خزیدند.<br />
در چند روز گذشته متاسفانه من هم مجددا جوگیر شدم و تحلیل‌هایی که نوشتم جملگی تحت تاثیر این جوگیر شدن بود.<br />
شاید منطقی ترین تحلیل من مربوط می‌شود به قبل از انتخابات و از همین حالا هم قول می‌دهم که جوگیر نشوم و از شما هم خواهش می‌کنم اگر جوگیر شدم گوش مرا بگیرد و مرا از این مسیر دور کنید.</p>

<p>حالا برویم سر تحلیل مسائل تا امروز.<br />
این حرکت که بعد از انتصابات  شروع شده ما را به دموکراسی نخواهد رساند، شاید ما را یکی دو قدم به هدف نزدیک تر کند ولی نه بیشتر. این حرکت‌ها ابزاری است(خواهد بود) برای جناحی از حکومت که خواستار باز پس گرفتن سنگرهای از دست رفته قدرت است و متاسفانه در این مسیر خون عده‌ای از ملت بیچاره نیز ریخته خواهد شد. همان گونه که در <a href="http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2516.php">این تحلیل</a> نوشتم این حرکت در بهترین حالت تبدیل خواهد شد به یک انقلاب مخملی با رنگ سبز و قدرت گرفتن جناحی از رژیم که به اصلاح طلب معروف شده‌اند. این حرکت در حقیقت به گمان من حرکتی است که زیر عبای هاشمی شروع شده و هدفش بر قدرت نشاندن هاشمی بجای خامنه‌ای است و با شناختی که ما از این یکی داریم او نیز کمتر از خامنه‌ای نیست، به قول معروف طرف آب نمی‌بیند وگرنه شناگر قابلی است.<br />
چیزی را که می‌توانیم در این تحولات آرزو کنیم این است که این درگیری جناحی باعث شود که کمی از قدرت نظام حاکم کم کند و به همان مقدار به قدرت مردم افزوده شود. البته این هم بستگی دارد به مردم و نخبگان جامعه که تا چه اندازه موفق شوند در این جابجایی قدرت مقداری از این قدرت را با زرنگی از دست قدرتمداران خارج کنند.<br />
این تحولات تا امروز دو دستاورد بسیار مهم داشته که این دو دستاورد غیر قابل بازگشت است. اولین دست آورد لکه دار شدن هر چه بیشتر دامن ناپاک ملاها است و خصوصا گروه هاشمی با افشاگری‌های مناظره‌های انتصاباتی که به نظر من دیگر قابل بازگشت نیست. دستاورد دوم این است که مردم به این باور رسیدند که هرگاه بخواهند می‌توانند با حرکت‌ها و جنبش‌های همبسته خود، کل رژیم را به لرزه در آورند.</p>

<p>نکته دیگر که در این تحولات باید مورد توجه داشت این است که اگر این روزها یک اپوزسیون واقعی و کمی قدرتمند وجود می‌داشت، می‌توانست در چنین درگیری‌های جناحی، مسیر تحولات را به نفع ملت تغییر دهد، متاسفانه چنین اپوزسیونی امروز وجود خارجی ندارد. شاید همین تحولات باعث بوجود آمدن چنین نیرویی بشود.<br />
یک مساله بسیار مهم دیگرهم این است که تمام اخبار دنیا تبدیل شده به اخبار در رابطه با ایران.</p>

<p>دو خبر مهم هم که امروز شنیدم این بود که وزیر امور خارجه نروژ اخراج خبرنگاران خارجی از ایران را محکوم کرد. <br />
خبر دوم اینکه تویتر امروز می‌خواسته سیستم اش را بروز کند که باعث می‌شده تویتر 90 دقیقه غیر قابل دسترسی بشه. این برزو رسانی را تویتر عقب انداخته فقط بخاطر استفاده ملت ایران از این وسیله خبررسانی.<br />
</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2525.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2525.php</guid>
         <category>اعتراض و تظاهرات</category>
         <pubDate>Tue, 16 Jun 2009 20:20:53 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اقتدار سید علی و نخبگانش!</title>
         <description><![CDATA[<p>کسی می‌داند چه خبر است!؟ رفقا در گذشته همیشه مرا کعب الخبار می‌نامیدند. از دیروز گویا کعب الخبار هم بی خبر از همه جا شده!<br />
سایت‌های شناخته شده یکی پس از دیگری از صحنه اینترنت مفقود می‌شوند، بعضی هک شده‌اند بعضی با فشار بر سرورهایشان بل اجبار به لقاالله پیوسته‌اند. بعضی ربع ساعتی طول می‌کشد تا باز شوند، تازه آنها هم خبر چندانی برای گزارش کردن ندارند. درعوض انفجار خبر است که در وبلاگ‌ها و جاهای غیر رسمی در فوران است. تو گویی انقلابی در زمینه اینترنت رخ داده است. عکس، ویدئو و خلاصه هرچه بخواهی روی نت هست، مشکل آن است که اکثرا به علت نامعلوم بودن منابع قابل استناد نیستند. مشکل بزرگتر این است که تصاویر و ویدئوهایی را می‌بینی بدون اینکه بدانی کی و کجا گرفته شده و حتی نام شهرها هم نامعلوم است، مگر اینکه مکان ها را بشناسی.<br />
کار به جایی رسیده که حتی فارس نیوز هم که گردن کلفت ترین حامی مموتی است به لقا الله پیوسته، تنها می‌توان لوگوی آنرا دید و دیگر هیچ. گویا مموتی که قرار بود بر دنیا حکمرانی کند! حالا قادر نیست یک سایت فکسنی اینترنتی را سرپا نگه دارد، همین یک نکته نشان دهنده اقتدار سید علی و نخبگان‌اش است.</p>

<p>یکی دو ساعت پیش سایت سید علی گدا هم به جهنم فرستاده شده بود و قابل دسترسی نبود</p>]]></description>
         <link>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2524.php</link>
         <guid>http://blog.hasanagha.org/2009/06/post_2524.php</guid>
         <category>انتخاباتی</category>
         <pubDate>Mon, 15 Jun 2009 11:34:44 +0100</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
