<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>خُسن آقا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://blog.hasanagha.org/atom.xml" />
   <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4" title="خُسن آقا" />
    <updated>2012-05-19T05:11:37Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>خورشت قیمه، سپاه و مقاومت وا رفته!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/05/post_2804.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10937" title="خورشت قیمه، سپاه و مقاومت وا رفته!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10937</id>
    
    <published>2012-05-19T05:11:04Z</published>
    <updated>2012-05-19T05:11:37Z</updated>
    
    <summary>مدتی است این بانک جرسی ها با آب و تاب مرگ و میر ناگهانی و بی دلیل بعضی از سرداران سپاه را در بوق می‌کنند! و یقینا به خیال خودشان می‌خواهند با این ترفند دیگر سرداران را از این بترسانند...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="طنز" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>مدتی است این بانک جرسی ها با آب و تاب مرگ و میر ناگهانی و بی دلیل بعضی از سرداران سپاه را <a href="http://www.rahesabz.net/story/53293/">در بوق می‌کنند</a>! و یقینا به خیال خودشان می‌خواهند با این ترفند دیگر سرداران را از این بترسانند که، ببینید ماندن در کنار سدعلی از این عاقبت‌ها را دارد. و ممکن است روزی ایست قلبی به سراغ شما هم بیاید! چیزی که آقایان یادشان می‌رود برای خواننده تعریف کنند این است که مرگ در سنین 50 به بالا آن هم در بین مردها و خصوصا وقتی که طرف از سکته قلبی می‌میرد امری است بسیار عادی! <br />
نگرانی و ناراحتی اصلی جرسی‌ها از این موضع سرچشمه می‌گیرد که چرا از این همه سردار جان برکف کسی به یاری جرسی‌ها نمی‌آید تا زودتر سر سدعلی را زیر آب کنند تا بلکه آقایون جرسی‌ها برگردند سرکار و زندگی خود در ایران! </p>

<p><br />
جالب اینکه یک چیزی در همین حدود را هم سد علی آقا در نطقی بیان کرده‌اند البته با فرمول بندی متفاوت. <br />
ایشان هم از وا دادن بعضی گویا نگران شده‌اند <a href="http://fararu.com/fa/news/113009">می‌فرمایند</a>:</p>

<p><br />
<blockquote>ما با ایستادگی و حرکت درست، جامعه را هم تشویق می کنیم و البته باید بدانیم این حرکت ملت ایران با خستگی و بی حوصلگی برخی افراد دچار تزلزل و انحراف نمی شود. </blockquote></p>

<p><br />
اینکه ایشان از "خستگی و بی حوصلگی برخی افراد" سخن گفته‌اند به این معنی است که ایشان هم نگران هستند که آن جوانان سابقاً سلحشور و امروز مردنی و ریغو یکی یکی بمیرند و یا از خستگی از میدان بدر بروند و سدعلی آقا را با ملت آماده قیام تنها بگذارند. چیزی که آقا یادشان رفته این است که این خستگی و مرگ بزودی گریبان خود حضرتش را هم خواهد گرفت. و اینها همه چیزی نیست بجز آثار آن همه خورشت قیمه نذری که آقایان چه سپاهی و چه آخوند و ملا و مفتی در این سالها (33 سال) شبانه روز خورده‌اند و حالا نوبت تقاص پس دادن این همه خورشت قیمه است!</p>

<p>پس می‌بینید که هر دوی این جریان چه جریان بانگ جرسی‌ها و چه جریان رهبر فرزانه هر دو بی دلیل نگران وادادن و خستگی و مرگ و میر بی دلیل هستند! چه اینها همه دلیل دارد و دلیل آن هم چیزی نیست بجز خورشت قیمه زیاد خوردن و رودل کردن، ایست قلبی و عاقبت هم مردن!</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>&quot;خلو و اوشی&quot; به هم راه پیدو کِردَن!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/05/post_2803.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10936" title="&quot;خلو و اوشی&quot; به هم راه پیدو کِردَن!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10936</id>
    
    <published>2012-05-09T07:20:07Z</published>
    <updated>2012-05-09T07:24:58Z</updated>
    
    <summary>این ضرب‌المثلی است شیرازی که در شرایطی بخصوص بکار برده می‌شود، شرایط آنرا پائین‌تر توضیح خواهم داد، فعلا خود ضرب‌المثل را توضیح بدهم. خلو (خلا) واژه ایست که شیرازی‌ها برای بیت الخلا استفاده می‌کردند. اینکه می‌نویسم استفاده می‌کردند به این...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="سیاسی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>این ضرب‌المثلی است شیرازی که در شرایطی بخصوص بکار برده می‌شود، شرایط آنرا پائین‌تر توضیح خواهم داد، فعلا خود ضرب‌المثل را توضیح بدهم.<br />
<a href="http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-c4acb385b7b1484eb0557d9177fa0a01-fa.html">خلو</a> (خلا) واژه ایست که شیرازی‌ها برای بیت الخلا استفاده می‌کردند. اینکه می‌نویسم استفاده می‌کردند به این دلیل است که دیگر گمان نمی‌کنم کسی از اینگونه واژه‌ها استفاده کند!</p>

<p><br />
اوشی هم همان واژه آبشی است که در <a href="http://www.loghatnaameh.org/dehkhodasearchresult-fa.html?searchtype=0&word=2KLYqNi024w%3d">لغت‌نامه دهخدا</a> به غلط آنرا توضیح داده‌اند: "چاهی که در صحن سرای کَنند رفع حوائج کودکان و گرد آمدن فاضل آب را".</p>

<p>اوشی در فارسی شیرازی به چاهی گویند که آب باران و آبهای اضافه را به آن سرازیر می‌کرده‌اند تا بعد تر بتوانند از آن استفاده‌های دیگر بجز استفاده خوراکی بکنند. مثل آبیاری باغچه، شستن حیاط و اینجور چیزها(مخزنی یا چاهی برای پساب). به همین دلیل راه یافتن چاه خلو (چاه خلا) به چاه اوشی (چاه آبشی) اتفاقی بوده بسیار نامیمون، به همین جهت این ضرب‌المثل را استفاده می‌کردند برای شرایطی از این دست!</p>

<p>حالا برویم سر باقی قضایا!<br />
وقتی دو یا چند انسان که از هیچ نظر به هم همخوانی و همراهی نداشته باشند و شاید در بعضی مواقع مخالف ساز هم ساز بزنند به هم آیند و برای پروژه‌ای مشترک شریک شوند، این ضرب‌المثل را بکار می‌گیرند. این ضرب‌المثل در حقیقت تمسخری است به کسانی که از روی منافع شخصی و عموما کوتاه مدت، دور هم جمع می‌شوند و تنها منفعت طلبی آنها را گرد هم آورده نه چیز دیگری! اینجور آدم‌ها حتی اگر از نظر باور هم با هم فرسنگها فاصله داشته باشند، باز برای منافع گرد هم می‌آیند. به همین جهت همراهی آنها با هم را، راه یافتن خلا در اوشی نامند، که اتفاقی است بس نامیمون. این ضرب‌المثل همچنین از آن نظر بکار برده می‌شود که دو یا چند نفری که دور هم جمع می‌شوند عموما افرادی هستند نابکار چه به تنهایی و چه با هم و خصوصا با هم. فکرش را بکنید چند آدم پلید با هم همداستان شوند آنوقت چه شود.</p>

<p>یادم رفت راه یافتن خلو و اوشی را به جایی ربط بدهم! این ضرب‌المثل وقتی به ذهنم رسید که این دو مطلب را خواندم!</p>

<p><a href="http://www.drkhazali.com/index.php/1388-11-13-14-14-13/231/1662.html?phpMyAdmin=bUkIpBM7-6bduKU--HB1XjejWR7">"مسعود بهنود":درست همین است که دکتر خزعلی به ساکنان تهران توصیه کرده است تا بروند و به دکترعلی مطهری رای بدهند</a></p>

<p><br />
<a href="http://www.drkhazali.com/index.php/1388-11-13-14-14-13/231/1666.html?phpMyAdmin=bUkIpBM7-6bduKU--HB1XjejWR7">بهنودکشون !</a></p>

<p><br />
نفر سوم هم که <a href="http://www.drkhazali.com/index.php/home.html">کتالیزور</a> این "خلو و اوشی" است دیگر توضیح ندارد!</p>

<p><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بازگشت همه بسوی اوست!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/05/post_2802.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10935" title="بازگشت همه بسوی اوست!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10935</id>
    
    <published>2012-05-08T10:26:04Z</published>
    <updated>2012-05-08T10:26:55Z</updated>
    
    <summary>اومده دیدنم، وقتی وارد شد دیدم چشماش اشک گرفته! می‌پرسم چی شده! می‌گه ممد عمرشو داد به تو! بهش می‌گم، اگه ممد عمری براش باقی مونده بود خودش استفاده می‌کرد، چیزی‌شو به من یا دیگری نمی‌داد! بی آنکه منتظر پاسخی...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="دیگران" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>اومده دیدنم، وقتی وارد شد دیدم چشماش اشک گرفته! می‌پرسم چی شده! می‌گه ممد عمرشو داد به تو! <br />
بهش می‌گم، اگه ممد عمری براش باقی مونده بود خودش استفاده می‌کرد، چیزی‌شو به من یا دیگری نمی‌داد! <br />
بی آنکه منتظر پاسخی باشم ادامه می‌دم: <br />
تازه بازگشت همه عاقبت به سوی اوست!<br />
چشماش از شادی برق می‌زنه و با یک حالت متعجب می‌پرسه، از کی مسلمون شدی! <br />
می‌گم مسلمون نشدم! <br />
با چشمانی گرد و متعجب می‌پرسه: پس چرا گفتی بازگشت همه به سوی اوست!؟<br />
با پوزخندی پاسخش دادم: منظورم زباله دان تاریخ بود نه خدا و اینجور چیزا! <br />
دو دستی زد توی سرم و از خنده روده بر شد! هنوز چند دقیقه نگذشته بود که ماجرای مردن ممد از یادش رفته بود و داشت چرندیات دیگه زندگی رو تعریف می‌کرد.</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>نیش عقرب نه از ره کین است...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/05/post_2801.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10934" title="نیش عقرب نه از ره کین است..." />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10934</id>
    
    <published>2012-05-03T20:25:29Z</published>
    <updated>2012-05-03T20:26:21Z</updated>
    
    <summary>بچه ملا عاقبت بچه ملا است، هیچ کاریش هم نمی‌توان کرد. به قول معروف نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبعت اش این است. آخوند زاده دست خودش نیست اگر دروغ می‌گوید اقتضای طبعت‌اش این است. این حرامزادگان...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="انتخاباتی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>بچه ملا عاقبت بچه ملا است، هیچ کاریش هم نمی‌توان کرد.<br />
به قول معروف نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبعت اش این است. آخوند زاده دست خودش نیست اگر دروغ می‌گوید اقتضای طبعت‌اش این است. این حرامزادگان نطفه هایشان را با دروغ بسته‌اند!<br />
شعبده بازی که می‌گویند یعنی همین، طرف می‌رود زندان به گفته و مدعای خودش 64 روز یا بیشتر اعتصاب غذا می‌کند تو گویی که گاوی مشغول نشخوار بوده، وقتی که از اعتصاب غذا بیرون می‌آید فربه تر از قبل از اعتصاب غذا شده است! حالا هم آمده می‌خواهد به خیال خودش به پشتوانه آن اعتصاب غذای کذایی مردم را سرکار بگذارد و ببرد پای صندوق رای، تا دوباره سید علی چلاق رای دادن مردم را به حساب خودش واریز کند! ملت بیچاره را به بازی گرفته‌اند و مدام می‌خواهند از یک راهی ببرندشان پای صندوق رای! این بار آن هم به این استدلال مسخره که مطهری با دیگران فرق می‌کند باید به او رای داد! آدم نمی‌داند باید به این مدعا بخندد یا بگرید! مردک او و تو و کل طایفه آخوندیسم باید بروید تا ایران آباد شود و ملت ایران هم تا رسیدن به این خواسته از پا نخواهد نشست. شما را باید فرستاد پشت میله‌های زندان تا بلکه ایرانی بتواند روی خوش ببیند!<br />
بعد از به اصطلاح شکستن اعتصاب غذا این آخوند زاده، عده ای متوهم در نوشته‌هایی این بچه آخوند را با بابی ساندرز مقایسه کرده بودند. نزدیک بود از خنده بمیرم! یکی نبود به این متوهمین بگوید اسکول‌ها! بابی نماد خواسته و در و رنج یک ملت بود، مهدی خزعلی پشگل ملت ایران هم به حساب نمی‌آید!<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>عقل که زایل شد جان در عذاب است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/04/post_2800.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10933" title="عقل که زایل شد جان در عذاب است" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10933</id>
    
    <published>2012-04-23T11:31:33Z</published>
    <updated>2012-04-23T11:32:24Z</updated>
    
    <summary>نهضت آزادی را که می‌شناسید؟ همان حزب الشیاطینی که مردم بیچاره ایران را در دامان خمینی افکند، همان حزبی که من ترجیح می‌دهم آنرا نهضت نکبت و در بند کشی بنامم! آقای دبیر کل آن دکتر ابراهیم یزدی در نامه...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="سیاسی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>نهضت آزادی را که می‌شناسید؟ همان حزب الشیاطینی که مردم بیچاره ایران را در دامان خمینی افکند، همان حزبی که من ترجیح می‌دهم آنرا نهضت نکبت و در بند کشی بنامم! آقای دبیر کل آن دکتر ابراهیم یزدی در نامه اخیرشان <a href="http://news.hasanagha.org/?p=3482">شکر فراوان خورده‌اند</a> به این هوا! به این بخش آن گوش فرا دهید:</p>

<p><br />
<blockquote>من نه از زندان می ترسم و نه از مرگ، اما شما چه بخواهید و چه نخواهید، این دو محاکمه‌ را با هم مقایسه می کنند و جمهوری اسلامی در این مقایسه زیان می بیند. من به نظام جمهوری اسلامی رای داده‌ام و به رای خود وفادارم. شما با این ظلم‌ها و ستم‌ها، مقدمات سقوط نظام را فراهم می کنید. حیف است نکنید! در لایحه‌ی دفاعیه‌ی خود در اولین جلسه‌ی دادگاه – در ۱۳۹۰/۸/۱۱ – یعنی همان روز که شما یادداشت برای من نوشته‌اید در رد صلاحیت دادگاه نوشتم که کار شما ظلم است و پیامبر خدا فرمود: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. شما براندازان آرام و خاموش این نظام هستید. اما این همه‌ی داستان نیست.</blockquote></p>

<p><br />
آدم چه بگوید به این آقای دکتر!؟ اگر این بدبخت دکتر بودی یک سوزن در کون خودش می‌زد بلکه به هوش آید و از خواب خرگوشی بیدار! آخه بدبخت فلک زده! تو از یک طرف حکومت آخوندی را که خود در تشکیل آن سهیم و شریک هستی را به هزار و یک نوع گناه و بی قانونی و و و متهم می‌کنی! بعد هم می‌نویسی که "من به نظام جمهوری اسلامی رای داده‌ام و به رای خود وفادارم"!؟ آخه بدبخت با این اقرارها شما خود شریک جرم هستی که!</p>

<p>آی خدایی که وجود نداری و من تو را نمی‌پرستم و نه به تو باور دارم و نه تو را قبول دارم! کاری بکن ما از دست این مجانین رها شویم. خدایا به ما مرگ اعطاء کن تا از دست این همه آدم احمق رها شویم!<br />
آمین!</p>

<p><br />
(توضیح: منظور ایشان از دو محاکمه، دادگاه‌های نهضت آزادی در رژیم شاه و خمینی است)</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پیش لوطی و معلق بازی!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/04/post_2799.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10932" title="پیش لوطی و معلق بازی!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10932</id>
    
    <published>2012-04-20T12:17:57Z</published>
    <updated>2012-04-20T12:18:48Z</updated>
    
    <summary>دروغ ابدا! کدام دروغ؟ در اسلام ناب محمدی به این جور دروغگویی‌ها می‌گویند تقیه! همان که من تنقیه نامیده امش! در خبری می‌خوانیم که: سفارت ایران در برزیل: اتهام تخلف جنسی حاصل &apos;تفاوت فرهنگی است&apos; در پی انتشار گزارش هایی...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="اسلام و مسلمین" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>دروغ ابدا! کدام دروغ؟ در اسلام ناب محمدی به این جور دروغگویی‌ها می‌گویند تقیه! همان که من تنقیه نامیده امش!<br />
در <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/04/120420_l03_iran_brazil_diplomat.shtml">خبری</a> می‌خوانیم که: </p>

<p><br />
<blockquote><br />
سفارت ایران در برزیل: اتهام تخلف جنسی حاصل 'تفاوت فرهنگی است'<br />
در پی انتشار گزارش هایی حاکی از اینکه حکمت الله قربانی، عضو سفارت ایران در برازیلیا، پایتخت برزیل، چند دختر نوجوان را در یک استخر شنا مورد تعدی جنسی قرار داده است، سفارت جمهوری اسلامی در برزیل اطلاعیه ای را منتشر کرده و گفته است که اتهام تعدی جنسی علیه این فرد نادرست بوده و "حاصل سوء تفاهم ناشی از تفاوت در رفتارهای فرهنگی بوده است."<br />
</blockquote></p>

<p><br />
یکی نیست به این یارو که از خودش اطلاعیه در وکرده بپرسد، خوب مردک پدر سگ حالا گیریم که توانستید با این ادعا که این تفاوت فرهنگی بوده برزیلی ها رو بفریبید! برای ملت ایران این واقعه را چگونه می خواهید ماست مالی کنید! اصلا شما بیا توضیح بده کجای فرهنگ اسلامی شما گفته که طرف باید برود در یک استخر مختلط، زیر آبی بزند و در کون و کفل دخترکان خردسال را پنجیر بگیرد!؟  والله دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ! همین روزها ست که حضرت آسد علی رهبر از خودش فتوا در کنه و بگوید که در اسلام ناب محمدی زیر آبی زدن و پنجیر در کون دخترکان خردسال گرفتن از رفتارهای بسیار عادی است و برای اثبات هم از هزار و یک آیه و حدیث مدرک رو کند. مگر نه اینکه محمد با عایشه زیر 9 سالگی همخوابگی می‌کرد!<br />
خلاصه اینکه زیاد سخت نگیرید هر چه بر طول عمر این رژیم افزوده شود بهتر است. حداقل ریشه این بی ریشه‌ها با نشان دادن طینت سرشت خود را برملا خواهند کرد.</p>

<p>در زبان سلیس فارسی شیرازی به عملی که حاج آقا حکمت الله قربانی انجام داده می‌گویند! <a href="http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-3e7c60dcbf254913adf8d7e76b5aa88d-fa.html">پنجیر</a> در لهجه‌ها و گویش‌های دیگر به آن ویشگون نیشگون و هزار و یک چیز دیگر گفته می‌شود!</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جام زهر را بپایید! </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/04/post_2798.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10931" title="جام زهر را بپایید! " />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10931</id>
    
    <published>2012-04-15T07:14:10Z</published>
    <updated>2012-04-15T07:14:59Z</updated>
    
    <summary>به تاریخ 01/ 03/ 81 حضرت رهبر در جمع تعدادی بسیجی و سپاهی یک چند کیلو شکر خوردند به این مضمون: عده‌ای‌ دم‌ از مذاكره‌ با آمریکا می‌زنند كه‌ این‌ افراد یا با الفبای‌ سیاست‌ و یا با الفبای‌ غیرت‌...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="سیاسی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>به تاریخ 01/ 03/ 81 حضرت رهبر در جمع تعدادی بسیجی و سپاهی یک چند کیلو شکر خوردند به این <a href="http://news06.hasanagha.org/?p=328">مضمون</a>:</p>

<p></p>

<blockquote>عده‌ای‌ دم‌ از مذاكره‌ با آمریکا می‌زنند كه‌ این‌ افراد یا با الفبای‌ سیاست‌ و یا با الفبای‌ غیرت‌ آشنایی‌ ندارند</blockquote>

<p></p>

<p>البته ایشان هر از چندگاهی وقتی می‌خواهند الفبای غیرت را در کوزه بگذارند و آبش را نوش جان کنند! این متن شکر خوردن‌ها که <a href="http://www.khamenei.ir/FA/News/detail.jsp?id=810301B">در سایت ملوکانه قرار دارد</a> را حذف می‌کنند. گویا این بار هم مذاکرات با شیطان بزرگ و آسد علی آقا که در استانبول جریان دارد جدی شده، شاید به همین دلیل هم هست که ایشان مجددا متن معروف غیرت و این جور صوبتها را از سایت ملوکانه حذف کرده‌اند.</p>

<p>شاید هم دلیل <a href="http://www.radiofarda.com/content/f8_iran_debit_card_problem/24548500.html">هک شدن اطلاعات کارت‌های بانکی</a> چند میلیون کاربر ایرانی هم به همین جهت باشد تا بلکه بتوانند توجه ملت بیچاره فلک زده را به جاهای دیگر جلب کنند.</p>

<p>توجه داشته باشید که اکثر جن‌گیرها، رمال‌ها و مارگیرها برای اینکه هنگام نمایش توجه تماشاگر را از واقعه غیرواقعی ظاهر کردن جن یا هر شیعی که قرار است جن گیر و رمال ظاهر کنند دور کنند، با دست دیگر خود شامورتی بازی دیگری انجام می‌دهند تا توجه تماشاگر را از اصل موضوع دور کنند. این شگرد همه جادوگرها، رمال‌ها و آخوندهاست!</p>

<p>سخن آخر اینکه <a href="http://www.radiofarda.com/content/f8_5plus1_iran/24548346.html">جام زهری که آمریکا دست رهبر داده</a> را مراقب باشید و اجازه ندهید که او در خفا این جام را سر بکشد هرچه باشد لذت دیدن این لحظه را نباید از ملت بیچاره ایران دریغ کرد!</p>

<p><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>به اسب شاه گفتند یابو!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/04/post_2797.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10930" title="به اسب شاه گفتند یابو!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10930</id>
    
    <published>2012-04-11T19:47:26Z</published>
    <updated>2012-04-11T19:48:41Z</updated>
    
    <summary>ندای انقلاب یکی از این سایت‌های حکومتی است که مثل علف هرز هر روز ده بیستایشان روی نت سبز می‌شوند. این وب سایت برداشته و به تلویزیون سانسور شده حکومت آخوندی ایراد گرفته که چرا خمینی را کنار چند تا...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="طنز" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p><a href="http://www.nedayeenghelab.com/vdchmxnx.23n6wdftt2.html">ندای انقلاب</a> یکی از این سایت‌های حکومتی است که مثل علف هرز هر روز ده بیستایشان روی نت سبز می‌شوند. این وب سایت برداشته و به تلویزیون سانسور شده حکومت آخوندی ایراد گرفته که چرا خمینی را کنار چند تا دیکتاتور دیگر نمایش داده! البته در خبر ذکر نشده که کدام دیکتاتور کنار دست حضرت امان نشانده بودند! دروغ چرا از برداشت های حقیر و از نتیجه‌ای که از خواندن خبر دست گیرم شده این است که در فیلم "سوسیس کانادایی" که فیلم مورد نظر ندای انقلاب است، از نام فیلم چنین به نظر می آید که در آن سوسیس‌های کانادایی نمایش داده می‌شده! الله اعلم ما که به چشم خودمان ندیدیم خبر هم که ناقص منتقل شده بود در نتیجه خودمان نتیجه گرفتیم که توهین باید در این باشد که امام را نشانده‌اند کنار دست یک قطعه سوسیس کانادایی! خدا این غربی‌ها را ذلیل کند که امام امت بیچاره را در آن دنیا هم رها نمی‌کنند و او را کنار دست این چیز و آن چیز می‌نشانند. خدا ذلیل تان کند حداقل می‌خواستید بجای سوسیس کانادایی که یقینا با گوشت خوک هم درست شده، امام امت عزیز ما را می‌نشاندید کنار دست یک فروند بادمجان! بادمجان هم شباهت بیشتری به امام امت دارد و هم از نظر اسلامی حجاب کامل دارد. </p>

<p>این هم اصل خبر:<br />
<blockquote><br />
<strong>مسئولین تلویزیون در خواب، توهین به امام خمینی(ره)در سیما</strong></p>

<p>ظاهرا بقایای باند پورزند همچنان درتلویزیون جمهوری اسلامی فعال هستند!<br />
سه شنبه شب شبکه نمایش با پخش فیلمی آمریکایی به نام "سوسیس کانادایی "توهین بیشرمانه ای به حضرت امام خمینی(ره)بنیانگذار انفلاب اسلامی ایران نمود.<br />
به گزارش ندای انقلاب در صحنه ای از این فیلم تصویر حضرت امام(ره)در کنار دیکتاتورهای دنیا نمایش داده می شود!و بازیگر فیلم نیز سخنانی ناشایست را به زبان می راند!<br />
</blockquote></p>

<p><br />
یک مطلبی نوشته بودم در رابطه با یونان که فدای سوسیس کانادایی شد، خدا از سر تقصیرات ما بگذرد!<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بهشت کشیش آتنی!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/04/post_2796.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10929" title="بهشت کشیش آتنی!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10929</id>
    
    <published>2012-04-05T14:04:06Z</published>
    <updated>2012-04-05T14:11:09Z</updated>
    
    <summary>سربالایی را طی می‌کنیم می‌رسیم به کلیسایی که در بالاترین نقطه تپه قرار دارد. کلیسایی کوچک و دنج مشرف به تمام آتن(کلیسای سنت جرج آتن). در محوطه جلو کلیسا که مثل یک حیاط است همه آتن را زیر پای خود...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="اجتماعی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>سربالایی را طی می‌کنیم می‌رسیم به کلیسایی که در بالاترین نقطه تپه قرار دارد. کلیسایی کوچک و دنج مشرف به تمام آتن(<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mount_Lycabettus">کلیسای سنت جرج آتن</a>). <br />
در محوطه جلو کلیسا که مثل یک حیاط است همه آتن را زیر پای خود داری. یک مرتبه سر و صدا و داد و قال کشیش کلیسا نظرم را به او جلب می‌کند. کشیش سر یک پسر بچه 10-12 ساله به زبان یونانی فریاد می‌زند و با عصبانیت از دست پسرک لاک پشتی را که از جایی در آن نزدیکی برداشته می‌گیرد. زبانش را نمی‌فهمیم ولی همراهم می‌گوید حتما دارد به بچه نهیب می‌زند که چرا لاک پشت بیچاره را می‌آزارد! با پوزخندی به او می‌گویم نه گمان نمی‌کنم! کشیش دلش برای سوپ خودش سوخته نه برای لاک پشت بیچاره! دو تا چشم دارد دوتای دیگر هم روی صورتش سبز می‌شود و چهار چشم به من خیره نگاه می‌کند، انگاری دارد شاخ در می‌آورد، می‌پرسد "سوپ!". می‌گویم "آره سوپ" پس چی فکر کردی! فکر کردی کشیش دلش برای لاکپشت بدبخت سوخته!؟ دو مرتبه می‌پرسد سوپ این وسط چه دخالتی دارد؟ در جوابش با پوزخند می‌گویم مگر تا حالا سوپ لاکپشت نخورده‌ای؟ با تمسخر پاسخم می‌دهد تو بیماری! فکر کردی کشیش بدبخت می‌خواهد از لاکپشت سوپ درست کند؟ <br />
در پاسخش می‌گویم نگاهی به دور و برت بینداز! ببین این پیرمرد کشیش چه ملکی برای خودش دست و پا کرده! پاسخم می‌دهد، این که ملک شخصی او نیست! می‌گویم اهمیت ندارد، مهم این است که این کشیش در این کلیسای دنج کله کوه مشرف به آتن دارد زندگی می‌کند و این کلیسا هم شده مثل ملک شخصی او. چه فرقی می‌کند او مالکش است یا نه! مهم این است که فعلا او دارد در بهترین نقطه آتن زندگی می‌کند و من و تو با پرداخت هزینه گزاف می‌آییم بالای این تپه تا از این منظره چند دقیقه‌ای یا در بهترین حالت چند ساعتی لذت ببریم، فراموش نکن  او مالک اینجاست، فرقی هم نمی‌کند که سند آن بنام او است یا به نام کلیسا!<br />
سر و صدا و دعوا و مرافعه کشیش با بچه تمام شده، من هم از بحث خود با همراهم کوتاه می‌آیم، هر دو به سوی کافه‌ای که در کنار کلیسا ساخته شده می‌رویم و پشت یک میز مشرف به شهر آتن می‌نشینیم، آبجو خنکی سفارش می‌دهیم. هر جرعه آبجو خنک آن بالای تپه مشرف به شهر آتن یک دنیا ارزش دارد. پدر سوخته کشیش مفتخور این همه لذت را یک جا مالک شده. بیچاره آتنی ها آن پائین باید برای یک لقمه نان و یک جای کوچک در بهشت خیالی شان صبح تا شب سگ دو بزنند!</p>

<p><img title="کلیسای سنت جرج آتن" src="images/saint_george.jpg" /><br />
کلیسای سنت جرج آتن<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سیزده بدر شما به سلامت!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/04/post_2795.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10928" title="سیزده بدر شما به سلامت!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10928</id>
    
    <published>2012-04-01T21:05:46Z</published>
    <updated>2012-04-01T21:06:55Z</updated>
    
    <summary>امروز بی خبر از اینکه سیزده بدر است رفته بودم کنار آکروپولیس جایی بنام (پلاکا) شامی جای شما خالی خوردیم و برگشتیم. در راه بازگشت توی یک حوضچه نزدیک هتل اقامت‌ام، دیدم کسی چند سبزه نوروزی انداخته توی آب. نزدیک...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>امروز بی خبر از اینکه سیزده بدر است رفته بودم کنار آکروپولیس جایی بنام (پلاکا) شامی جای شما خالی خوردیم و برگشتیم. <br />
در راه بازگشت توی یک حوضچه نزدیک هتل اقامت‌ام، دیدم کسی چند سبزه نوروزی انداخته توی آب. نزدیک بود شاخ در بیاورم! وقتی تاریخ را چک کردم دیدم امروز سیزده بدر بوده. یقینا ایرانیان فراری از وطن در این دیار غربت، سیزده بدر را گذرانده‌اند  و سبزی نوروزی را در آب‌های حوضه شهر آتن رها کرده‌اند.<br />
<img title="سیزده بدر در آتن" src="images/athen_sizdebedar.jpg" /><br />
کسی سبزه نوروزی‌اش را در آتن گم نکرده! </p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سن که رسید به پنجاه فشار میاد به چند جا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/03/post_2794.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10927" title="سن که رسید به پنجاه فشار میاد به چند جا" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10927</id>
    
    <published>2012-03-30T16:01:29Z</published>
    <updated>2012-03-30T16:03:43Z</updated>
    
    <summary>خودم هم فراموش کرده بودم که وبلاگ خُسن آقا ده ساله شده. 27 مارس 2002 بود که شروع کردم به نوشتن وبلاگ! آن روزگارها شاید تعداد وبلاگ‌های فارسی به 30 عدد هم نمی‌رسید. خدا بیامرزد حسین درخشان را همان که...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="طنز" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>خودم هم فراموش کرده بودم که وبلاگ خُسن آقا ده ساله شده. <br />
<a href="http://blog.hasanagha.org/?p=10">27 مارس 2002 </a>بود که شروع کردم به نوشتن وبلاگ! آن روزگارها شاید تعداد وبلاگ‌های فارسی به 30 عدد هم نمی‌رسید. خدا بیامرزد <a href="http://i.hoder.com/">حسین درخشان</a> را همان که خود را پدر وبلاگ نویسی فارسی می پنداشت، هم او که حالا به علت حمایت‌های بی دریغ اش از حکومت آسد علی حالا توی زندان همان آسد علی دارد آب خنک می‌خورد! هم او بود که یک روزی فرمود اگر تعداد وبلاگ نویس‌های ایرانی به 100 برسد شاهکار کرده‌ایم! جل الخالق این تعداد از ده ها هزار بلکه صد هزار هم گذشت و هیچ شاهکاری هم به وقوع نپیوست! <br />
حداقل در این 10 سال وبلاگ نویسی می‌توانم به جرات بگویم که سواد خواندن و نوشته من یکی که بیشتر شده. ماشاالله ماشاالله سه سوت یک صفحه A4 را سیاه می‌کنم، حالا مهم نیست اگر محتوای آن چرند و پرند باشد!<br />
حالا که این طور شد به میمنت ده سالگی وبلاگ خُسن آقا فردا صبح با اجازه دوستان می‌روم یک سفر به آتن و به مدت ده روز آنجا بست خواهم نشست. <br />
تا برگشتن اگر اینترنتی برقرار بود، چیزی اینجا خواهم نوشت وگرنه تا بعد!</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>هرج و مرجی که آسد علی آفرید!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/03/post_2793.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10926" title="هرج و مرجی که آسد علی آفرید!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10926</id>
    
    <published>2012-03-27T11:25:09Z</published>
    <updated>2012-03-27T11:26:00Z</updated>
    
    <summary>مملکتی که چهارتا و نصفی بچه ریقوی بسیجی دوتا فیلم مجوز دار از دارالخلیفه مسلمین جهان را سه سوت از اکران پایین بکشند دیگر حتی تنبان ننه رهبراش هم ایمن نیست. بخوانید اولتیماتم را: سینمانگار: اولتیماتوم 48 ساعته انصار حزب...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="سیاسی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>مملکتی که چهارتا و نصفی بچه ریقوی بسیجی دوتا فیلم مجوز دار از دارالخلیفه مسلمین جهان را سه سوت از اکران پایین بکشند دیگر حتی تنبان ننه رهبراش هم ایمن نیست. بخوانید اولتیماتم را:</p>

<p><br />
<blockquote><a href="http://www.suiglenews.com/newss_331835">سینمانگار</a>: <br />
اولتیماتوم 48 ساعته انصار حزب الله به وزارت ارشاد: اگر اكران اين دو فيلم را متوقف نسازید رأساً وارد ماجرا شده و كار را يكسره خواهیم ساخت</blockquote></p>

<p></p>

<p>آقای خامنه‌ای این خط این هم نشان! یک روزی همین بچه کون نشسته‌های انصار حزب الله یا چمیدانم بسیجی، جلو ننه شما را هم خواهند گرفت و خواهند گفت می‌کشی پایین یا بکشیم برات پایین!<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>قانون گرایی یا هرج و مرج</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/03/post_2792.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10925" title="قانون گرایی یا هرج و مرج" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10925</id>
    
    <published>2012-03-24T05:00:56Z</published>
    <updated>2012-03-24T05:08:25Z</updated>
    
    <summary>خانم 50 ساله‌ای همسایه ماست، او شوهر ندارد و در عوض هر از چند مدتی سرو کله یک دوست جدید در زندگی‌اش پیدا می‌شود. این روزها هم یک [1] یونانی زبان نافهم را به تور زده. توی حیاط خانه به...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="اجتماعی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>خانم 50 ساله‌ای همسایه ماست، او شوهر ندارد و در عوض هر از چند مدتی سرو کله یک دوست جدید در زندگی‌اش پیدا می‌شود. این روزها هم یک [<a href="#greek">1</a>] یونانی زبان نافهم را به تور زده.<br />
توی حیاط خانه به جهت هوای بهاری داشتم با درخت‌های انگور ور می‌رفتم. همسایه و دوست اش داشتند روی تراس عرق خوری می‌کردند. دوست پسر همسایه با دیدن من از روی تراس آمد پایین و به انگلیسی دست و پا شکسته شروع کرد صحبت کردن. پرسید درخت انگور است؟ گفتم بله! گفت از محصول آن شراب درست می‌کنی؟ گفتم بله! با شوق برگشت روی تراس، یک گیلاس <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Rak%C4%B1">راکی</a> برداشت آورد داد دستم. گفت بخور ببین خوشت می‌اید! با اینکه میانه خوبی با عرق سگی ندارم، گیلاس راکی را بالا کشیدم. پرسید خوب بود! برای اینکه بی ادبی نکرده باشم با سر علامت دادم که خوب بود. گفت این را خودش درست کرده. در جوابش گفتم عرق گیری در نروژ غیرقانونی است. گفت پس تو چرا شراب درست می‌کنی؟ گفتم شراب درست کردن غیر قانونی نیست! تو گویی  از پاسخ من داشت شاخ در می‌آورد! دیدم بدجوری گیج شده، برایش توضیح دادم که فرق است بین شراب درست کردن و عرق گرفتن. اولی تخمیر است و دومی تقطیر! دیدم باز دارد نگاه عجیب عاقل اندر سفیه به من می‌کند. برایش توضیح دادم که قانون در نروژ بین تقطیر و تخمیر تفاوت قائل شده است، به همین جهت هم اولی را ممنوع اعلام کرده و دومی را قانونی! دیدم مثل اینکه اصلا قادر نیست درک کند. بی خیال توضیح دادن بیشتر شدم، در عوض او برایم توضیح داد که حتی اگر در نروژ عرق سگی گرفتن غیر قانونی است می‌توان آنرا مخفیانه در منزل با کمک یک دستگاه کوچک درست کرد! هم زمان با توضیح این جملات با انگلیسی دست و پا شکسته با حرکات دست و شکلک در آوردن‌های عجیب و غریب برایم شکل یک دستگاه تقطیر را هم در فضا کشید.<br />
در پاسخش گفتم فرقی نمی‌کند که می‌توان مخفیانه با یک دستگاه کوچک عرق سگی درست کرد یا نه، بطور کلی من با کار غیر قانونی کردن مخالفم، حالا فرقی هم نمی‌کند این بی قانونی برای درست کردن چند بطر عرق سگی باشد یا بریدن سر یک آدم! <br />
دیدم گویا این صحبت‌ها توی کت طرف نمی‌رود و کلا با مقوله قانون گرایی آشنایی ندارد و بیشتر به فکر راکی ساختن و خوردن است! رو کردم به دوست دخترش و به نروژی توضیح دادم تا بلکه به زبان خودشان به او حالی کند. زن همسایه چون نروژی است درک درستی از مقوله قانون و قانون گرایی دارد با این حال او هم هرچه تلاش کرد نتوانست توی کله یونانی بکند که قانون گرایی بهتر از هرج و مرج است! خلاصه اینکه، هم من خسته شدم هم خانم همسایه، به همین جهت یونانی هرج و مرج طلب را به حال خودش رها کردیم. <br />
نگاهی به اوضاع نابسامان اقتصادی در یونان به ما نشان می‌دهد که فرقی نمی‌کند که در کشوری دموکراسی باشد یا نباشد، همین که مردم با بی قانونی زندگی کردن عادت داشته باشند، اوضاع نابسامان خواهد شد فرقی هم نمی‌کند دیکتاتوری برقرار باشد یا دموکراسی! بیچاره آنهایی که در اینگونه جوامع سعی در اصلاح امور می‌کنند با چه قوم نادانی باید سرو کله بزنند!</p>

<p></p>

<p>[<a name="greek">1</a>] به جهت توهین از واژه "یونانی زبان نافهم" استفاده نشده! دلیل استفاده از این واژه برای آن است که نامبرده زبان نروژی نمی‌داند و برای مکالمه زبان انگلیسی دست و پا شکسته ای صحبت می‌کند.</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>نوروزتان پیروز، هر روزتان نوروز!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/03/post_2791.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10924" title="نوروزتان پیروز، هر روزتان نوروز!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10924</id>
    
    <published>2012-03-20T05:11:53Z</published>
    <updated>2012-03-20T05:15:51Z</updated>
    
    <summary>فرا رسیدن بهار بر شما فرخنده باد سالی که در پیش است را برای شما بدون مفتی و مفت خور و آخوند آرزو دارم. به امید آنکه این سال آخرین سال حکومت ننگ باشد. قوی دل، سربلند و پیروز باشید...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="اجتماعی" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>فرا رسیدن بهار بر شما فرخنده باد سالی که در پیش است را برای شما بدون مفتی و مفت خور و آخوند آرزو دارم.<br />
به امید آنکه این سال آخرین سال حکومت ننگ باشد.<br />
<img src="http://blog.hasanagha.org/images/nowrooz.jpg" /><br />
قوی دل، سربلند و پیروز باشید<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سید اولاد پیغمبر، حرامزدادگانی که ایران را به نابودی خواهند کشید!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.hasanagha.org/2012/03/post_2790.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://hasanagha.org/edit-ha/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=4/entry_id=10923" title="سید اولاد پیغمبر، حرامزدادگانی که ایران را به نابودی خواهند کشید!" />
    <id>tag:blog.hasanagha.org,2012://4.10923</id>
    
    <published>2012-03-11T18:41:47Z</published>
    <updated>2012-03-11T18:43:14Z</updated>
    
    <summary>به قول ولی وقیح خدا به شما بصیرت بدهد! بعد از اینکه خاتمی رفت رای داد عده‌ای مثلا شوکه شدند! حالا هم که حضرت‌اش نه زیر گذاشته و نه رو فرموده: ما هیچگاه انتخابات را تحریم نكردیم بلكه به صراحت...</summary>
    <author>
        <name>خُسن آقا</name>
        
    </author>
            <category term="ملای حیله گر" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.hasanagha.org/">
        <![CDATA[<p>به قول ولی وقیح خدا به شما بصیرت بدهد! <br />
بعد از اینکه خاتمی رفت رای داد عده‌ای مثلا شوکه شدند! حالا هم که حضرت‌اش نه زیر گذاشته و نه رو <a href="http://www.khodnevis.org/index.php?news=17136">فرموده</a>:<br />
<blockquote>ما هیچگاه انتخابات را تحریم نكردیم بلكه به صراحت گفته شد كه ندادن لیست و عدم معرفی نامزد به معنی تحریم انتخابات نیست ولی از دو سو این طور القاء شد كه اصلاح‌طلبان تحریم كننده انتخابات هستند بخصوص از سوی بعضی محافل تندرو و انحصار طلب در درون كشور كه می‌خواستند بهانه‌ای پیدا كنند و مدعی شوند كه اصلاح‌طلبان براندازند و از این راه تنگناهای جدیدی را ایجاد كنند.</blockquote></p>

<p>آخه برادر مگر نه اینکه بنده حقیر هزاران مرتبه حضرت خاتمی و شرکاء را اسهال طلب نامیده‌ام! فکر می‌کنید بی جهت آنها را اسهال طلب می‌نامم!؟ خیر عزیز! بنده هم دلم می‌خواهد که مشکلات مملکت هرچه زودتر حل شود. برای من اصلا هم مهم نیست که چپ قدرت را در دست دارد یا راست، جمهوری است یا پادشاهی، مذهبی است یا غیر مذهبی! مهم برای من سربلندی ایران و خوشبختی ملت ایران است و اگر اصرار دارم که این حرامزادگان سید اولاد پیغمبر را اسهال طلب بنامم به این دلیل است که عاقبت نتیجه کار این حرامی‌ها چیزی بجز نابودی ایران نیست. اینها دست کمی از طالبان ندارند، فقط کمی حرامزاده تر و مکار تراند، همین! وگرنه در تحجر دست طالبان را اینها از پشت می‌بندند.</p>

<p>حالا مجددا در انتخابات بعدی عده‌ای از همه جا بی خبر می‌روند پای صندوق رای و رای می‌دهند. رای به چی! رای به نابودی ایران و ایرانی!</p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed> 


