حکومتی که به استدلال خود بی مشروعیت است
بیانیه دولت : تظاهر کنندگان روز عاشورا گروهی از اراذل و بازماندگان گروهک های ضد انقلابی بودند
گرچه همگی میدانیم که اینها ادعاهایی توخالی بیش نیست، با این حال حتی اگر گفتههای حکومت در این زمینه حقیقت هم داشته باشد، باز تنها دلیل دیگری است برای اینکه مدعی شویم که: "حقوق بگیران، طرفداران و سرکوبگران رژیم، چنان کم تعداد شدهاند که دیگر حتی با توپ تانک و بسیجی مفت خور هم نمیتواند نیروهای مخالف حکومت خود را کنترل کنند". و این نیز خود دلیل غیر قابل انکاری است بر ازدست دادن مشروعیت حکومتی غیرقانونی.
حالا فرق نمیکند نیروهای مخالف منافق باشند، یزدیدی یا هر نام دیگری که حکومت روی مخالفین خود بگذارد.
گروههای مخالف حکومت امروز در اکثریت مطلق هستند و همین مساله مشروعیت رژیم را ساقط میکند.
این بیانیه دولت اسلامی دقیقا به این معنی است که حکومت دیگر توانایی کنترل ضد انقلاب(بخوانید انقلابیون) را ندارد.
وقتی حکومت قتلهای روزهای اخیر را به نیروهای اجنبی نسبت میدهد، این نیز خود دلیل واضح بر از دست دادن کنترل از سوی دولت است. دولتی که بر اوضاع کنترل ندارد طبیعتاً مشروعیت نیز ندارد.
نکته ای که حکومت درک نمیکند این است که درست همین گونه استدلالها در روزهای پایانی رژیم شاه نیز از سوی رژیم پهلوی مطرح میشد. در آن روزها هم حکومت اول نیروهای مخالف خود را به *شدت سرکوب میکرد و چند روز بعد خود به کمک پول و نیروهای مزدور تظاهرات دولتی برپا میکرد. اگر آن ترفندها نتیجه بخش شد این ترفندها نیز نتیجه خواهد داد!
* من که شاهد زندهای بر وقایع انقلاب 57 هستم، هیچ گاه ندیدم و نشنیدم که شدت خشونت آن دوران به اندازه امروز بوده. رژیم آخوندی دست همه دیکتاتورها را از پشت بسته و بیشتر از سلف خود استالین پیروی میکند. رژیم شاه را در مقابل این رژیم سفاک میتوان به فرشتهای بیگناه تشبیه کرد.
پ.ن.: دلم نیامد این ویدئو را اینجا نگذارم
تظاهرات دولتی امروز 9 دی ماه
این همه لشگر آمده به عشق ساندیس آمده. پخش کیک و ساندیس در میان هموطنان گرسنه مان که برای رسیدن به تهران ساعتها در اتوبوسهای دولتی بودند, ۹ دی
پیامهای شما:
مسئولیت پیام ها به عهده پیامگذار استآقا چرا سنت رو لو میدی تو کجا و 57 کجا.نکته دیگری که درک نمی کند اینست که ما که به خاتمی و موسوی رای دادیم در حقیقت آخرین فرصتها را به رژیم دادیم که خودش را اصلاح کند و از این فرصتها استفاده نکرد.
الان هم آخرین فرصت را بهشان داریم می دهیم که دمشان را روی کولشان بگذارند و بزنند به چاک.
Posted by: بهمن ایرانی | December 30, 2009 05:06 PM
نمیدونم انسانیت در لغت نامه اسلامی..من می دونم معنی گرسنگی چیه ولی باز در اوج گرسنگی هم انسان نمی تونه انسانیتشو از دست بده...این ساندیس ها باید مزه خون جوانان وطن رو بدن...دیشب این فیلم کشته شدن امیر ارشد رو دیدم که ماشین نیروی انتظامی چند بار از روش رد شد به شدت گریستم...برای او که جاودانه شد برای مردم که در چه جهنمی هستند.
Posted by: دفترها | December 31, 2009 12:25 AM
فرض کنیم که چند نفر از بازداشت شدگان واقعاً عضو سازمان مجاهدین باشند و هیچ کدام هم زیر شکنجه (تعزیر)، اعتراف دروغین و اجباری نکرده باشند. انتظار ندارید از چند هزار نفر بازداشتی 0.1-1% هم مجاهد باشند؟ این معنیش اینه که جنبش سبز از مجاهدین خط می گیره یا معنیش اینه که مجاهدین می خوان سوار موج بشن؟
Posted by: بابک | December 31, 2009 02:25 AM
در جواب بابک: الان جبهه های مخالف در ایران فقط به سبز ها و مجاهدین خلاصه نمیشه...بسیاری از مردم هستند که حتی گرایشی به هیچ گروهی ندارند ولی خسته از این همه خیانت و فریب و نامردمی هستند.
اگه بخواهید گروه ها رو با رنگ مشخص کنید بیشتر قرمز هستند یعنی به نوعی ضد حکومت اسلامی حالا اسمشو هر چه می خواهید بگذارید.
مردم برای آزادی و بر ضد ولایت فقیه میجنگند و توافق گروه ها و جناح ها بر ضد حکومت مرکزی بودن آنهاست.
Posted by: daftarha | December 31, 2009 03:15 AM
این شد یه تحلیل درست و حسابی
Posted by: shiva | December 31, 2009 08:31 AM
ازهاري هم از برخورد خشن و بدون ترحم حرف ميزد!
مخالفان آن روزها هم از بيبيسي خط ميگرفتند يا كمونيست بودند...
Posted by: رضا باقري | December 31, 2009 08:45 AM
حسن آقا
برنامه ملت ما بعد از رفتن اینها چی هست؟
کسی میتونه به این سئوال ساده یک پاسخ غیر احساساتی و منطقی بده؟ یکی از علتهایی که اینها تا کنون سرکار موندن اینه که مطمئن هستند که بقیه برنامه ای ندارند.
خب گیربم که اینها رفتن بعدش چی؟ اینها موندنشان شر و رفتنشان شر شده.
Posted by: bandeh khoda | December 31, 2009 09:37 AM
حرکت خودروهای سنگین زرهی به سمت تهران
Posted by: asghari | December 31, 2009 11:21 AM
جناب daftarhaی عزیز،
حق با شماست. منظور من هم از سبز این نبود که همه مردم طرفدار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یا جبهه مشارکت ایران اسلامی هستند. تعداد اعضا و طرفداران پر و پا قرص این گروه ها چندان زیاد نیست. اکثر مردم هم نه از حب علی، که از بغض معاویه به خیابان می آیند.
حکومت دروغ برای سال های متوالی بی شرمانه همه چیز را جور دیگری نشان داده. به صدا و سیما و مجریانش و نوع برنامه هایش نگاه کنید. در همه ادارات دولتی هم وضع به همین منوال است. مهم نیست چی فکر می کنی یا واقعا آن باشی که می خواهند. فقط تظاهر دروغین به آن چه آن ها می خواهند برایشان کافی است.
این وضعیت بیمار سبب شده که نارضایی عمومی به وجود بیاید که سازمان دهی مشخصی هم ندارد. جنبش سبز سعی در هدایت این نارضایی دارد که تا این جای کار به نظر من قابل تقدیر است. از طرف دیگر همه امید حکومت هم این است که با سرکوب بیش تر و وحشی گری عریان توده مردم را بترساند تا این سازمان دهی انجام نگیرد.
Posted by: بابک | December 31, 2009 01:50 PM
زمان شاهنشاه آریامهر هم تانک و نفربر زرهی ریختن تو خیابون ها کسی پشمش حساب نکرد
Posted by: sed ali | December 31, 2009 04:35 PM