جوگیر شدهام
همیشه به خودم نهیب زدهام که جو گیر نشوم و سعی کنم تحلیلهایم از روی منطق باشد و نه جو حاکم. یکی از شاخصههای حرکتهای اجتماعی همین بوده و هست که معمولا همه در مدتی که حرکت ادامه دارد و خصوصا در مراحل جوش و خروش، به شکلی جوگیر میشوند و در نتیجه قدرت تحلیل مستقل و صحیح رو از دست میدهند.
انقلاب 57 نمونه بارزی از همین جوگیر شدن بود که روشنفکر ترین قشرهای جامعه حتی غیر مذهبیها هم جوگیر شدند و به زیر سلطه خمینی و مذهبیون خزیدند.
در چند روز گذشته متاسفانه من هم مجددا جوگیر شدم و تحلیلهایی که نوشتم جملگی تحت تاثیر این جوگیر شدن بود.
شاید منطقی ترین تحلیل من مربوط میشود به قبل از انتخابات و از همین حالا هم قول میدهم که جوگیر نشوم و از شما هم خواهش میکنم اگر جوگیر شدم گوش مرا بگیرد و مرا از این مسیر دور کنید.
حالا برویم سر تحلیل مسائل تا امروز.
این حرکت که بعد از انتصابات شروع شده ما را به دموکراسی نخواهد رساند، شاید ما را یکی دو قدم به هدف نزدیک تر کند ولی نه بیشتر. این حرکتها ابزاری است(خواهد بود) برای جناحی از حکومت که خواستار باز پس گرفتن سنگرهای از دست رفته قدرت است و متاسفانه در این مسیر خون عدهای از ملت بیچاره نیز ریخته خواهد شد. همان گونه که در این تحلیل نوشتم این حرکت در بهترین حالت تبدیل خواهد شد به یک انقلاب مخملی با رنگ سبز و قدرت گرفتن جناحی از رژیم که به اصلاح طلب معروف شدهاند. این حرکت در حقیقت به گمان من حرکتی است که زیر عبای هاشمی شروع شده و هدفش بر قدرت نشاندن هاشمی بجای خامنهای است و با شناختی که ما از این یکی داریم او نیز کمتر از خامنهای نیست، به قول معروف طرف آب نمیبیند وگرنه شناگر قابلی است.
چیزی را که میتوانیم در این تحولات آرزو کنیم این است که این درگیری جناحی باعث شود که کمی از قدرت نظام حاکم کم کند و به همان مقدار به قدرت مردم افزوده شود. البته این هم بستگی دارد به مردم و نخبگان جامعه که تا چه اندازه موفق شوند در این جابجایی قدرت مقداری از این قدرت را با زرنگی از دست قدرتمداران خارج کنند.
این تحولات تا امروز دو دستاورد بسیار مهم داشته که این دو دستاورد غیر قابل بازگشت است. اولین دست آورد لکه دار شدن هر چه بیشتر دامن ناپاک ملاها است و خصوصا گروه هاشمی با افشاگریهای مناظرههای انتصاباتی که به نظر من دیگر قابل بازگشت نیست. دستاورد دوم این است که مردم به این باور رسیدند که هرگاه بخواهند میتوانند با حرکتها و جنبشهای همبسته خود، کل رژیم را به لرزه در آورند.
نکته دیگر که در این تحولات باید مورد توجه داشت این است که اگر این روزها یک اپوزسیون واقعی و کمی قدرتمند وجود میداشت، میتوانست در چنین درگیریهای جناحی، مسیر تحولات را به نفع ملت تغییر دهد، متاسفانه چنین اپوزسیونی امروز وجود خارجی ندارد. شاید همین تحولات باعث بوجود آمدن چنین نیرویی بشود.
یک مساله بسیار مهم دیگرهم این است که تمام اخبار دنیا تبدیل شده به اخبار در رابطه با ایران.
دو خبر مهم هم که امروز شنیدم این بود که وزیر امور خارجه نروژ اخراج خبرنگاران خارجی از ایران را محکوم کرد.
خبر دوم اینکه تویتر امروز میخواسته سیستم اش را بروز کند که باعث میشده تویتر 90 دقیقه غیر قابل دسترسی بشه. این برزو رسانی را تویتر عقب انداخته فقط بخاطر استفاده ملت ایران از این وسیله خبررسانی.
پیامهای شما:
مسئولیت پیام ها به عهده پیامگذار استخسن آقا جان سلام،
امروز نمایندگان هر چهار سرباز فدایی بیضه اسلام، رفتن پیش مقام معظم برای کسب تکلیف (منبع: یاری نیوز، کد خبر 204)
ایشون هم با تاكید بر اینكه انتصابات نباید وسیله انشقاق و اختلاف در میان مسلمین شود، خاطرنشان كردن: «اینكه تصور شود در یك طرف 24 میلیون نفر و در طرف دیگر 14 میلیون نفر قرار دارند خطای بزرگی است زیرا آن كسانی كه به رییس جمهور منتصب و همچنین كاندیداهای دیگر رای دادند ، همه به یك اندازه دلبسته و معتقد به نظام اسلامی هستند.»
فکر کنم بوی گند ماسمالیزاسیون هم داره به مشام میرسه. اسهال طلبها هم که در عقب نشینی و سر کار گذاشتن مردم ید طولی دارند.
اخبار رسمی ساعت 9 رو هم میدیدی، نت برداریهای تند تند و با دقت «فاطی کروبی» از بیانات معظم له دیدنی بود.
فراموش نکنیم، این فاطی خانوم همونی هستن که در جریان انتصابات مجلس (1386) هم بعد از گرفتن سهم کروبی از شورای نگهبان، خودش و شوهرش یک مرتبه 180 درجه تغییر موضع دادن و شروع کردن به تعریف و تمجید از جنتی و دار و دسته و عملکرد این شورا رو "زیبا"، باعث بروز "نشاط در جامعه" و نشانهی "دفاع از حق مردم" توصیف کردن و اون رو شایسته قدردانی و سپاسگزاری دونستن.
منبع:
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3139214,00.html
Posted by: آ سد ممد | June 16, 2009 09:15 PM
hashemy dige ghodraty nadare,, khameny motmeyn bash inghadr ghodrat dare ke ahmadynejad o rayisjomhor kone,
hameye eslahtabalabno gereftan andakhtan zendan
man motaghedam agar entekhabat batel beshe yek piroozye bozorge , valy motmeynam chennin chizy emkan nadare onha hata be in razy nemishan vagarna kodeta rah nemiandakhtan
-----------
پاسخ:
این جمعیت رو که آمده اند توی خیابان به این راحتی نمی شود فرستاد منزل باید حمام خون راه بیندازند و ترس من هم از همین است که اینها بخواهند از روش چینی استفاده کنند.
البته با اوضاع اطلاع رسانی این دهه تقریبا غیر ممکن می نماید که اینها بتوانند به همین راحتی حمام خون راه بیندازند
Posted by: mohsen | June 16, 2009 10:26 PM
می دانید؟شما یک چیز را پاک فراموش کرده اید و آن یک چیز "همه"مردم ایرانند...فکر کرده اید مردم ایران همین چندصدهزار نفر تهران و چند ده هزار نفر شهرستانها هستند؟ابدا...من در قزوین زندگی می کنم...امروز سرسام گرفتم از بس با یک مشت موجود زیرخاکی بحث کردم که بهشان ثابت کنم احمدی نژاد دیکتاتور است...اما در آخر جواب انها این بود:احمدی نمیخوره!!!! البته من ثابت کردم می خوره فقط جور دیگر ولی برای این جماعت خوردن یعنی کاخ خریدن...باورتان میشود که بعضی از این موجودات ده سالی از من جوانتر بودند و ظاهر مذهبی هم نداشتند؟وقتی از دیکتاتوری و حاکمیت در پیش برایشان میگفتم تا احساس خطر کنند دقت میکردم و می دیدم هیچ واکنشی ندارند.این جماعت که بخش بزرگی از جماعت ایرانند فقط به شکم فکر می کنند و واقعا نمیدانم چطور قرار است اینها به دموکراسی برسند...شاید باید صبر کنیم و ببینیم نسل نوه ها و نتیجه هامان هم همینقدر بیشعورو بی رگ هستند یا نه...من که خیلی نانمیدم و برای اینهایی هم که کشته اند خیلی غمگین...روزهای بدی است و مردم ایران دو گروه شده اند...حتی در یک خانواده هم این گروه بندی مشاهده می شود و شوربختانه تعداد احمدی نژادیها بیشتر از "ضد احمدی نژادیها"ست...
-----------
پاسخ:
نگران نباشید، باور کنید اکثر ملل دنیا همین گونه هستند زود جوگیر می شوند و این یک پدیده فقط ایرانی نست. کافی است ما بتوانید جو مثبت ایجاد کنیم، آنها هم مثبت جوگیر میشوند، خاصیت عوام همین است و اکثریت مطلق مردم دنیا را همین عوام تشکیل میدهند.
زیاد نا امید نباشید و بجای نا امیدی فعالیت کنید
Posted by: فاطمه | June 16, 2009 10:38 PM
گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر, ادامه انتخابات و نتایج ديروز
محمد عسگري،مسول شبكه ارتباطي انتخابات دهم درپي افشاي آمارها واقعي انتخابات براي نامزدها و مردم صبح امروز ترورشد ديروز
Posted by: Aasi | June 17, 2009 03:50 AM
توطئه ی دیگری در راه است...اینبار جمهوری اسلامی با چهره ای جدید
ب . ( پارسوماش)
چند روزیست که در کشورمان ایران شاهد صحنه های خشونت بار و ناراحت کننده از زد و خورد میان مردم و اوباش جمهوری اسلامی و کشته شدن تعدادی از هم وطنانمان هستیم
اینجانب با تمام وجود از جان باختن و دستگیری و کتک خوردن هم میهنان متاثر هستم ولی آنچه که باعث نگرانی من شده است , انحراف این حرکت و سکوت نیروهای اپوزیسیون است!!!با توجه به آنچه از فیلم ها و گزارشات به دست آمده دیده ایم,این اعتراضات یک تظاهرات (درون) حکومتی است و نه( ضد) حکومتی! جنگ بین دو جناح جمهوری اسلامی,اصلاح طلبان و اصول گرایان یا به عبارتی طرفداران احمدی نزاد و طرفداران میرحسین موسوی....نیروهای اصلاح طلب که خود از عمال نظام هستند خیلی زیرکانه کنترل این تجمعات و اعتراضات را به دست گرفته اند .در این میانه عده ای لابی های جمهوری اسلامی در خارج از کشور مانند اقای محسن سازگارا و اقای ابراهیم نبوی و .... , با اثبات این مسئله پوچ که دیگر در ایران دگرگونی و انقلابی رخ نمیدهد و باید با همین نظام سازش کرد, سعی در خوب نشان دادن اصلاحات و صحبت تغییر قانون اساسی در جمهوری اسلامی می کنند..ایا این یک نوع توطئه برای تغییر ظاهری جمهوری اسلامی و خوراندن شکل جدیدی از این حکومت به مردم نیست؟!! جای پرسش اینجاست که ایا با روی کار آمدن موسوی , مشکلات مردم بر طرف می شود؟! ایا تغییری در ماهیت جمهوری اسلامی حاصل می شود؟!چگونه است که بعد از بیست سال یکباره اقای مهندس موسوی در صحنه ی سیاست وارد می شوند و یکباره از مواضع پیشین خود ( خدمت نزد خمینی و فرزند راستین امام!) فاصله میگیرد و تبدیل به یک چهره ی مردمی و اصلاح طلب می شود؟!! ایا تمام مشکلات ایران در وجود احمدی نزاد خلاصه می گردد؟مگر نه اینست که او خود نیز یکی از ( تدارکاتچی ) های درون نظام است!در شگفتم که مردم چگونه فریب مردی را می خورند که تا همین دو ماه پیش نام او برای بسیاری از جوانان ناشناخته بود و بسیاری از هم میهنان یک در دهه شصت بزرگسال بوده اند نیز او را در خاطر نداشتد!!! حال یکباره این فرد قد علم میکند و صحبت از آزادی های فردی و اجتماعی و تغییر در قانون اساسی میزند..قانون اساسی که برای تغییر اول باید به تصویب مجلس و شورای نگهبان برسد و اساسا از اختیار رئیس جمهور خارج است
در هر حال به عقیده اینجانب دسیسه ی دیگری از سوی جمهوری اسلامی در راه است واحتمال این می رود که میرحسین موسوی ( که از سوی رفسنجانی پشتیبانی می شود) با جناح دیگر حاکمیت( باند رهبر و اطرافیانش ) سازش کنند و من در این میانه برای مردمی افسوس می خورم که در این مدت شجاعانه مقاومت کردند.کتک خوردند.بازداشت و یا کشته شدند
مشکل با روی کار آمدن موسوی حل نمی شود..مشکل ایران و مردم ایران حاکمیت نظام جمهوری اسلامی است
پاینده ایران
برافراشته باد درفش سه رنگ شیر و خورشید نشان
ب . ( پارسوماش)
Posted by: Aasi | June 17, 2009 03:55 AM
این کد پراکسی در پی فیلتر شدن یاهو مسنجر دیروز پخش شد بین همه . صفحه یاهو مسنجر رو باز میکنن و در قسمت سوکت پراکسی این کد رو وارد و یاهو باز میشه . اما خیلی ها میگن این کد میتونه از طریق اطلاعات باشه و رد گیری کنه . لطفا بررسی کنید :
60.208.106.34
پورت : 1080
Posted by: b | June 17, 2009 06:41 AM
به نظر من این جریان خیلی بو میده
۱. اکبر شاه را دست کم نگیر - او رئیس مافیایه اقتصاد ایران و رئیس کمیته مصلحت نظام است. او میتواند کهلی راحت رهبر را بکسد یا خلج مسئولیت کند. به عنوان رئیس مصلحت میتونه یه نفر دیگه را رهبر کند. ولی خوب بلد است خودش را به موش مردهگی بزند.
۲. رژیم توانست خیلیها را به پای صندوقها بیاورد. با گمشتن موسوی، بسیار راحت میتوانست سناریوی اول خودت را به اجرا بگذرد و یا واقعا اگر احمدی را میخواست، میتوانست با کمی اختلاف آرا اوو را برنده علم کند. بردن احمدی به این ترتیپ فقط برای عصبانی کردن مردم بود. اینها که تونستیند مردم را سی سال خر کنند، بعید بنظر میرسد اینطور خام عمل کنند.
۳. با نبودن الترنتیو دیگر، مردم نمیتوانند انقلاب کنند و این را رژیم خوب میدونه. با ترس اوو وحشت هم که همیشه کارشان را پیش برده.
۴. احمدی هم که رفته شروی و با استقبال روبرو شد. هم از طرف شوروی هم از طرف کینیها تبریک گرفت، انگار نه انگار که ایران خبریه. به این میگن بیلاخ گنده به ملت.
حالا این چه بزیهٔ که اینها در آوردند خود دانند.
Posted by: fredi | June 17, 2009 09:45 AM
by the way,
sorry about bad farsi in last post- it is the keyboard.
I meant Russians and Chineese.
Posted by: fredi | June 17, 2009 09:50 AM
one more thing, this is "es hal talab
for you
www.badongo.com/t/640/2087798.jpg
Posted by: fredi | June 17, 2009 09:55 AM
خسن آقا امروز تو هفت تیر تظاهراته .اونایی که خودرو دارن باید تو بزرگ راه ها منتهی به هفت تیر ترافبک کنن که نیرو های ضد شورش نتونن به مردم دسترسی پیدا کنن.در این مورد اگه صحبت کنی خیلی خوبه.بعد ایا میشه همه مردم ایران به طور مجزا به لاهه علیه احمدی نژاد شکایت کنن؟به کجا باید شکایت کنن؟اصلا چطوره همه یه شکایت تنظیم کنن واسه قوه قضاییه اینا محض آبرو بری
++++
پاسخ: ببینید اگر کسی به همین سادگی می توانست پروسه ای در لاهه برا علیه آخوندها براه بیندازد یقینا حقوق دانان ایرانی مقیم خارج تا حالا این کار را کرده بودند یک مرتبه من خودم این سوال را از آقای لاهیجی کردم و پاسخ ایشان هم این بود که چنین پروسهای ساده نیست.
تازه یک موضوع را نباید فراموش کنید دیوان لاهه هم یک ابزار سیاسی است و اگر جو سیاسی جهان فراهم شود بدون اینکه ملت ایران حتی تقاضایی هم کرده باشند پروسه شروع می شود.
Posted by: عباس | June 17, 2009 10:18 AM
اوضا خراب شد :
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=52163
--------
پاسخ:
از این گه خوری ها را هم قبلا سپاه و اوباش حکومت کرده اند، زیاد نگران نباش مگر اینها چندتا زندان دارند فعلا که اکثریت ملت دارند با رفتارشان در چشم دولت اوباش می شوند، گرچه قبلا هم ابواش بوده ایم فقط اگر کسی یک ابزار اندازه گیری اوباشی گری داشت یقین بدانید قبل از هر کس خود این اراذل آخوندی اوباش شناخته می شدند.
Posted by: b | June 17, 2009 10:36 AM
سم الله الرحمن الرحیم ، ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين ... درود خداوند بر ملت مسلمان ایران که بار دیگر با رأی 85 درصدی نظام اسلامی را تأیید نموده و مستکبرین عالم را نا امید کردند . آفرین بر این همه شور و شوق ، آفرین بر این همه هوش و درایت ملت مسلمان ایران . دشمنان که سخت مات و مبهوت این عظمت و غرور ملت شهید پرور شدند برای انتقام گیری از ملت مسلمان ، بلندگوهای استکباری را به کار انداخته و شروع به کاشتن بذر نفاق کردند که خوشبختانه مقام معظم رهبری با هوش سرشارشان دست دشمن را خوانده و دشمن را از عملی کردن توطئه شان ناکام گذاشتند . حوادث و اغتشاشات اخیر که توسط عناصر وابسته به آمریکا ، انگلیس و رژیم صهیونیستی سازماندهی شده بود با دقت توجه و هشیاری سربازان گمنام امام زمان در نطفه خفه شد و آرامش بار دیگر در کشور حکمفرما و دشمن مأیوس شد . از بعد از انتخابات ریاست جمهوری نقشه و توطئه دشمن این بود که با عوامل نفوذی خود کشور را به بلوا و آشوب کشیده و با تضعیف دولت مرکزی زمینه را برای تجزیه ایران فراهم نماید ، خوشبختانه بیشتر عوامل نفوذی دشمن توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور دستگیر شده و توطئه دشمن خنثی شد . انتخابات جمهوری اسلامی ایران بار دیگر نشان داد که دموکراسی واقعی و اصیل جهان در ایران حکمفرماست ... شرکت حداکثری ملت مسلمان ایران که خود رسانه های بیگانه نیز مُهر تأیید بر آن زدند ، تجدید میثاق دیگری بود با ولایت و آرمان های والای امام راحل ( ره ) . ملت مسلمان انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد را به فال نیک می گیرند و من مطمئن هستم در چهار سال آینده نظام مقدس جمهوری اسلامی بر بلندای اوج عزت و اقتدار جهان قرار خواهند گرفت . ان شاء الله .
Posted by: سید رسول بنی هاشمی | June 17, 2009 11:22 AM
درود
تحلیلی منطقی است.اما اگر یک قدم هم به جلو برویم و بتوانیم مردم را در جامعه فعلی صاحب حقوقی همچون رای ازاد و ازادی نسبی بیان کنیم باز هم کار بزرگی کردیم.نباید نادیده گرفت که وقوع تجمعات براندازنده و انقلابها در قرن بیست و یکم بسیار مشکلتر از انقلابهایی همچون اکتبر روسیه و 22 بهمن ماه شده است و برای رسیدن به هدفمان به جای یک قدم باید چندین گام برداریم تا به ارمان اصلی خود برسیم.اما از نظر من اگر قرار باشد تغییراتی اساسی صورت گیرد و یا احیانا سید علی گدا از راس حکومت به زیر کشیده شود رفسنجانی جایش را نخواهد گرفت.در صورتی هم که موسوی رئیس جمهور شود و خامنه ای سر جاش باشد فکر نمی کنم دیگر بتوان این ملت را در اعتراض به اصول کثیف حکومت ارام نمود.
این ملت فکر میکنم دست کم فهمیده باشد که از چه قدرتی برای ترساندن حکومت برخوردار است.
موسوی هم اگر مغزش کار کند تا به حال باید فهمیده باشد که ملت همان کاری را که اکنون با احمدی نژاد دارند میکنند با او هم میتوانند بکنند.من فکر میکنم اگر این قضایا به خیر بگذرد قدرت مردم هم به نسبت افزایش پیدا خواهد کرد.
مگر انکه با کودتایی دیگر یعنی کودتای رفسنجانی و امدن اسلام امریکایی مواجه شویم که فکر نمی کنم به این سادگی ها باشد.
Posted by: فربود | June 17, 2009 01:21 PM
با عرض تسلیت،
مخلص حٌسن آقا گل
دیدی گفتم یک قادسیه دیگه در راه است، با این همه نیروی عرب و عربزده داریم کشور رو 2 دستی تقدیم آقا میکنیم، والا من دیگه نمیدنم اسمش چیه؟؟؟
Posted by: Siavash.B | June 17, 2009 01:24 PM
این مردکی که به نام سید بنی هاشمی نظر داده خیلی جوکه.کلی خندیدم.اقا هنوز نفهمیدن تازه ماجرا شروع شده.به قول مرحوم فاضلی این درختانی که در خیابان مصدق(ولیعصر) وجود دارند و قطع نشده اند جایگاهی است که روزی با ان ملایان را به دار خواهیم اویخت.شما هم منتظر باش حضرت هاشمی.
-------
پاسخ:
اتفاقا من فکر میکنم این بنی هاشمی هم از زنادقه هست، فقط اینگونه مینوسید تا جماعت را بیشتر تحریک کند!
Posted by: فربود | June 17, 2009 01:48 PM
یه قول یکی از بچه ها (ورتیگونه): میگویم اگر می خواهی انقلاب تمام عیار کنی، باید ساماندهی و مدیریت و رهبری داشته باشی، اگر میخواهی انقلاب مخملی کنی، راهش یک راهپیمایی حتی میلیونی برای چند ساعت، رفتن به خانه و فردا دوباره آمدن نیست، باید آن یک میلیون نفر برای روزها، شبانه روز محل تجمع خود را ترک نکنند، باید پلن B داشته باشی، باید مثل یک شطرنجباز به تکتک حرکتهای احتمالی گروه مقابلت از پیش بیاندیشی و راه مقابله با آن را ترسیم کردهباشی، باید راه فرار هم برای خود داشته باشی. آنجا که درباره جان مردم تصمیم گیری میکنی این تفکر که «هرچه پیشآید خوشآید»، جز کشته و مجروح شدن انسانهای بیگناه دستآوردی برایت نخواهد داشت...
*****************
به نظر من هم موسوی اگر ذره ای صداقت داشت و واقعاً میخواست مردم به هدفشان (هرچند محقر: ابطال انتصابات) برسند، میرفت مدل اوکراین را مطالعه میکرد که چگونه موفق به دستیابی به هدف خود شدند و از این پس، آدرس غلط نمیداد.
یکی از فعالان جنبش انقلاب نارنجی اوکراین: «ما انگار کبریتی بودیم که به میان آتش مردمی انداخته شد که از پیش می سوختند.» فعالان جنبش شهری با 1546 چادر بر پا کردند و از سراسر کشور جوانان به سوی کیف هجوم آوردند. گروه یوشچنکو نیز تمام تلاش خود را به کار برد تا کار به تصحیح این انتخابات تقلبی بیانجامد... (منبع: http://beheshtipour.blogfa.com/post-40.aspx)
مشکل اینجاست که آقایان موسوی و کروبی آنقدر کارنامه ناپاکی دارند که تنها با سر دواندن مردم و فرستادنشان پی نخود سیاه میخواهند قضیه را ماسمالی کنند. اگر راهکاری ارائه شود که جداً بخواهد این اعتراض مردمی را به سرانجامی برساند، از این گوش به آن گوش در میکنند... چراکه اگر کار بالا گیرد، هم پالگیها پته مبارکشان و فسادها و جنایاتشان دراین سی ساله را رو میکنند. گرگها به جان هم می افتند و هر دو بی نصیب و بی بهره از برکات نظام مقدس خواهند شد.
بنابراین چپ و راست راهکارهای ترمزگونه و آب روی آتش پیشنهاد میکنند تا بلکه با به درازا کشاندن داستان، قضیه لوث شود و خشم مردم فروکش کند ... نیک میدانند چهار سال دیگر هم خدایشان کریم است. و بهانه برای مشارکت در انتصاباتی دیگر فراوان...
Posted by: آ سد ممد | June 17, 2009 04:26 PM
بگير، ببند، بكش، گور خود كني به دست خود .......
-------------به پيام ذيل توجه فرمائيد---------------
رفراندوم رفراندوم بايد شعار روز بشود از الله اکبر چيزي بهتر از جمهوري اسلامي در نميايد!!!
خودمان را گول نزنيم کسي موسوي را هم نميخواهد در واقع اين جنبش بايد به سمتي برود که از کليت اين نظام ضد بشري بگذرد و خواستار رفراندوم براي تعين نظام آينده کشور بشود.
رفراندوم رفراندوم بايد شعار روز بشود از الله اکبر چيزي بهتر از جمهوري اسلامي در نميايد.
همانطور که خميني گفت سي سال پيش ما حق داريم نظام خود را انتخاب کنيم. ما هيچ راهي براي اصلاح اين نظام نداريم زيرا جمهوري اسلامي يک حکومت توتاليتر است و مکانيزم هاي اصلاح در يک چنين نظامي وجود ندارد و لذا دير يا زود محکوم به فروپاشي است. يکي از اين مکانيزم ها در کشور هائي که بر مبناي دمکراسي ليبرال اداره ميشوند حق انتخاب شدن و انتخاب کردن است که نمونه هاي وافري در اغلب کشور هاي اروپائي و ايالات متحده امريکا قابل ديدن هستند . برگرديم به وضعيت کشور خودمان و اين انتخابات کذئي اينها اول سعي کردند با کارت خاتمي بازي کنند براي همين هم چندين شو مختلف اجرا کردند و کلي تلاش کردند و حتي پاي هنرپيشه ها را کشيدند وسط ( ليلا حاتمي با گريه و ديگري با مضحکه) بالاخره به اين نتيجه رسيدند که مردم بعد از دو دوره ديگه براي اين امامزاده تره هم خرد نميکنند. اين بود که رفتند سراغ يک ديناسور ديگه چون نسل جوان اين فسيل را نميشناسد و نسل قبلي هم که حافظه تاريخي ندارد. براي يک کشور پهناور هفتادميليون نفري فقط و فقط چهار نفر صلاحيت رقابت داشتند (فرماليته) و ما بايد يکي از اين چهار نفر انتصاب شده را انتخاب کنيم اين قرار بود که سناريو ماجراي انتخابات ايران باشد اما ولي امر مسلمين ( بالاخره ايشان ولي ما هستند ديگه) تصميم خودش را گرفته بود بنظر ميايد که بالاخره تضاد موجود بين فاتحان و ميراثخوران سي ساله انقلاب به نقطه اي رسيده است که حتي تاب و تحمل همديگر را هم ندارند و هر کدام تلاش در حذف ديگري دارد. راستش را بخواهيد هيچ کدام از اين چهار تا رييس جمهور من نيستند و از نظر من همشان سر تا پا يک کرباسند و اين اختلافات صرفا داخلي است و يک گروه ميخواهد گروه ديگر را از سر راه بردارد . بنظر من تعداد اندکي از راي دهندهگان به اين نظام اعتقاد دارند ويا منافعشان در اين حکومت است اکثريت راي دهندگان به موسوي و يا حتي کروبي کليت اين نظام را نميخواهند ولي راه ديگري هم براي ابراز مخالفت در دسترس ندارند. در هر حال شرايط فعلي ما راهي جز استفاده از مستمسکي بنام موسوي نداريم و بنظر ميايد که حکومت آخوندي مجبور به عقب نشيني خواهد بود
Posted by: دكتر لائيك | June 17, 2009 04:27 PM
هموطن دریای غم در قلبم موج می زند از این همه جفا که به شعور و آبرو و نظر و رای مردم ایران روا داشته اند. آنروزها ما را هم در جریان 18 تیر به خیلی الفاظ رکیک و زشت و تهمتهایی که هر کدامشان لیاقت خانواده های کثیفشان بود متهم و زندانی کردند و آنقدر هوار زدیم تا به امروز رسیدیم. امروز روز دیگری است. روزی است که همه خواستند که نشان دهند احمدی نژاد را نمی خواهند و حتا به تحریم هم رازی نشدند و رفتند رای دادند اما.....
ولایت وقیح و گستاخ جمهوری اسلامی که هر چه می کشیم از اوست با خیالی آسوده تقلب کرد باند بازی و نمایش قدرت را به نحو کامل به راه انداخت و به خواسته میلیونها ایرانی پشت کرد. و حالا دارند با گلوله سربی پاسخ اعتراضهای شما را می دهند. اعتراضی که از هر چیز دیگری در این سی سال گذشته به حق تر و کاملن قانونی است. شما باید اعتراض کنید و فریاد بزنید که این نظام حرف اعتراض با زبان خوش و آرام را نمی فهمد، چون گوشهایش کر و چشمانش کور است و فقط با فریاد و توهین می توانی اعتراضترا به مشتی آدمخوار شبه انسان حالی کنید.
ولی من پرسشی دارم. که امیدوارم به زودی پاسخش را از حرکت مردم بگیریم. و آن اینکه مردم می گویند: رای من کو؟ رای من چه شد؟
با سابقه کثیفی که جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته از خود نشان داده آیا فکر نمی کنید که همیشه مکر و حیله ای در آستین خود دارد؟ اگر فردا خامنه ای آمد و گفت رای شما پیش من است و قبول موسوی رییس جمهور خواهد بود و حتا انتخابات هم نمی گذاریم و موسوی رییس جمهور است و آنوقت حالا سکوت کنید و برگردید به خانه هایتان چه می کنید؟؟؟
او می تواند با موسوی به زور یا بدون زور معامله های پنهانی انجام دهد و فردا روز هر بلایی که خواستند مانند دوران خاتمی بر سر مردم پیاده کنند و اگر دوباره مردم حرف بزند پاسخ دهند که : این رییس جمهوری بود که خود انتخاب کردید و حالا ساکت باشید چون خودتان خواستید، آنوقت تکلیف چیه؟
ببینید بنده نه احمدی نژادی هستم و نه موسوی. مخالف تمام سیستم جمهوری اسلامی بوده ام و هستم و خواهم بود. بی زحمت انگ کمونیستی و مجاهدین و هزار گروه دیگه که من هم حالم از ایشان به هم می خوره را نزنید که به دانشتون شک میکنند که نوشته های پیشینم گویای این موضوع است ولی باز پرسشم را می گویم که اگر خامنه ای موسوی را رییس جمهور کرد و درآینده دوباره اعدامها و بسته شدن روزنامه ها و همان جریانات زمان خاتمی و به مراتب بدتر از آن اتفاق افتاد چه خواهید کرد؟ چون موسوی هنوز هم در زیر قید و بند ولایت مطلقه فقیه و خط امام خمینی گجستک هست. تا کنون هم به جز یک راهپیمایی در جایی دیگر خود را نشان نداده و گویا به نظر من منتظر است تا ببیند که اوضاع چگونه پیش می رود.
ما هرگونه حمایت که بتوانیم را از مردم در کوچه و خیابان دریغ نداریم و نخواهیم داشت ولی تنها این پرسش را از خود بپرسید و ببینید آیا برنامه ای برای پس از آن دارید؟ یا می خواهید صبر کنید و ببینید دوباره 8 سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟
به هر روی پیش از انتصابات گفتیم که اگر تقلب شد چه می کنید؟ و کما بیش یا جوابی نشنیدیم و یا اگر شنیدیم پاسخ پرسش نبود. ما با رژیم دموکراتی طرف نیستیم که بخواهیم مثل انسان با او برخورد کنیم و گواه آن رفتار مزدوران کثیفشان در چند روز گذشته و کشته شدن مردم بیگناه بود. ما نیاز داریم برای همیشه ریشه تقلب را از این خاک برکنیم. ریشه دروغ و فساد و جنایت را باید برکند و نه تنها پس گرفتن رایها بلکه پس گرفتن آبرو و حیثیت از دست رفته مان. مرگ بر جمهوری اسلامی و پس از آن مرگ بر دیکتاتور.
آنکس که باید برای همیشه برود خامنه ای است.
Posted by: اردی خان | June 17, 2009 05:39 PM
خسن آقا این را دیدی؟
http://www.youtube.com/watch?v=bMjitlSYtWo&feature=channel
Posted by: اردی خان | June 17, 2009 08:00 PM
martike ahmagh
az gharai ke mozakhrafat to ra mikhanam mesle inke mavade mokhdar alkohol ziadi maghze tora kharab karde.hadeghal be ehteam onahi ke to khiban hastan khafesho
Posted by: arash | June 17, 2009 08:08 PM
مرگِ جمهوری اسلامی را فریاد بزنیم ,سیامک مهر
--------------------------------------------------------------------------------
گزارش به خاک ایران:
قیام ملت ایران که کمتر از یک انقلاب شکوهمند واقعی نیست، برعلیه نظام سنگسار اسلامی آغاز شده و به وقوع پیوسته و تا پیروزی و آزادی راه درازی در پیش رو ندارد. غرش رعدآسای گام های استوار جوانان و دختران و پسران شجاع ایرانزمین بر خیابان های ایرانشهر، جهان را به بهت و حیرت انداخته است.
زمین لرزه ای به پا شده که این روزها خواب از چشم نه فقط رهبر شیره ای مسلمین جهان، که خواب از چشم دیکتاتورهای ریز و درشت جهان نیز ربوده است. قیام ملت ایران بر ضد خونخوارترین و پلیدترین و تبه کارترین نظام استبدادی حاضر، بدون شک موجی از امید در دل مردم اسیر اسلام و اسیر طالبان و سربران مسلمان در کشورهای موسوم به اسلامی ایجاد خواهد کرد. به جرأت می توان گفت که با پیروزی ِ ملت ایران بر رژیم تجاوز اسلامی، آن پدیدهء شومی که به نام تروریسم اسلامی و بنیادگرایی اسلامی معروف گشته است از جهان برخواهد افتاد و اسلامخواهان برای ابد آنچنان محاصره و منزوی خواهند گشت که فرزندانمان و نسلهای آینده به جز با مراجعه به اسناد تاریخی، وجود چنین آدمخواران و خونریزانی چنین پلید را باور نخواهند کرد.
امروز آن شیرزنان ایرانی که وصفشان را بارها شنیده ایم و در تاریخ و اشعار و منظومه ها و حماسه های فرهنگ ایرانزمین ستایش شده اند، آنان را در خیابان های تهران و سایر شهرهای ایران به چشم خود عیان می بینیم. امروز گردآفریدها و پوراندخت ها و آذرمیدخت ها، امروز کیسیای مرزبان و آناهیتا فرماندهء نیروی دریایی هخامنشیان و طاهرهء قره العین را به چشم خود می بینیم.
امروز پسران برومند ایران ِ جان، یادآور بابک خرمدین و مازیار و بهمن جازویه و روزبهان خراسانی اند که مرگ نظام نکبت الهی را فریاد می کشند.
به هوش باشیم، خیابان ها را ترک نکنیم و تا گرفتن نتیجهء مطلوب که همانا سقوط و سرنگونی و برافتادن نظام اسلامی است- و یا اگر بهتر می پسندید، انحلال، اضمحلال و یا هر واژه و اصطلاح و مفهوم دیگری که گویای مقصود نگارنده است- از پای ننشینیم.
اگر ملت ایران خیابان ها را ترک کند و فریب آیت الله های مکار و نیرنگ باز و دشمن آزادی نظیر صانعی و اردبیلی و منتظری و سایر آخوندهای به ظاهر لایت و خوش خیم که مردم را به آرامش دعوت می کنند را بخورد و به خانه ها باز گردد،
اگر ما مردم هنوز دچار ذره ای توهم اصلاح طلبی بوده باشیم و اصلاح طلبان و دوم خردادی های ورشکسته و دودوزه باز بتوانند با دعوت به آرامش و تحت شعارهای اسلامی و با الله اکبر و یا حسین، جنبش براندازی ملت ایران را به استحاله بکشانند و ما را به کمتر از نفی و انکار جمهوری اسلامی در تمامیتش راضی و قانع سازند، بطوریکه قبل از سرنگونی نظام سنگسار اسلامی به خانه ها برگردیم،
اگر از خشونت و سرکوب مأموران و پاسداران و بسیجی ها و دیگر اوباش رژیم اسلامی بترسیم و یا با دلنگرانی های پیش پاافتاده و بی منطقی نظیر توقف کار و کسب و خسارت های بی ارزشی مانند شکستن شیشه ها و آتش گرفتن چند بانک و اتومبیل از پرداختن این کمترین هزینه ها سرباز زنیم...
آنوقت یقین بدانید که جامعه و ملت ایران برای یک دوره ای که طول و دوام آن غیرقابل پیش بینی است، گرفتار آنچنان اختناق و سرکوب و استبداد وحشیانه و خونریز و پر از شکنجه و مرگ و اعدام و سنگساری خواهد شد که سال های سیاه و اهریمنی دههء شصت را آرزو کند.
انسان سنگی را که برای کوبیدن بر سر جانوری وحشی که قصد جانش را کرده از زمین بر می دارد، باید با تمام نیرو و توان به هدف بکوبد. اگر در میانهء راه دچار تزلزل شود باخته است. باید مرگش را پیش چشم ببیند. چنانچه حکومت اسلامی از این مرحلهء مرگ و زندگی جان به سلامت در ببرد و خود را بازسازی کند، همچون ماری زخمی تک تک ما را که در خیابان ها آرزوی مرگش را فریاد زدیم، می گزد و می کشد. تمام فیلم ها و عکس ها و تصاویر مبارزان را یک به یک بررسی خواهد کرد و در سر فرصت به سراغمان خواهد آمد.
جمهوری اسلامی در روز دوشنبه(25 خرداد 88) با قتل حداقل هشت تن از معترضین در تهران و در برابر چشم جهانیان، ماهیت خونریز و جنایتبار خود را برای هزارمین بار به نمایش گذاشت. اکنون تصور کنید که برای این مارزخمی فرصت و سکوت مطلوبش را فراهم کنیم تا از سرتاسر ایران سیاه چاله ای به تاریکی ِ غار حرا و عمق چاه جمکران بسازد و کینه و نفرت آیت الله ها را از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر با قتل عام و ترور دگراندیشان و مخالفان خود تسکین دهد و هر فروزهء نیک و فکر زیبا و هر وجود ارزشمندی را در خود ببلعد.
مشاهده کنید که یک تن از اهریمنان آدمخوار- بسیار پیش از ماجرای انتخابات- در بارهء قیام احتمالی ِ ملت ایران چه می گوید:
حجت الاسلام والمسلمین سید احمد علم الهدی صبح روز سهشنبه در دیدار جمعی از فرماندهان، مسوولان و مربیان عقیدتی - سیاسی سپاه امام رضا(ع) در مشهد تصریح کرد: هر جریانی که در عرصه سیاست کشور روی کار آید و پرچم مردم را در برابر رهبری، ولایت، خدا و نظام بردارد، باید مچ او را گرفت و آن را نابود کرد چرا که این جریان، جریان دشمن است .
وی خاطرنشان کرد: جریان مردم، مقدس است اما به عنوان خلق خدا بودن؛ اگر جریان مردم به عنوان جریان ضد ارزشی بخواهد مقابل خدا بایستد، شرک است و باید نابود گردد .
این حقیقت را هم به خوبی می دانیم که مقصود وی از خدا، هزاران آخوند و آیت الله مفتخوار و انگل پیشه و کینه توز است. هزاران امام جمعه و حجت الاسلام و مرجع تقلید و مجتهد و دزد و دشمن ایران و دشمن زن و آزادی و حقوق بشر و پیشرفت است که قرن هاست دسترنج زحمتکشان را خورده و شکم گنده کرده اند.
از طرفی آن ساده اندیشانی که گمان می برند که امروز دنیا دیگر نمی پذیرد و اجازهء وجود و بروز چنین شرایط و وضعیتی را نخواهد داد و منبعد رژیم اسلامی در جهانی به کوچکی ِ دهکده که از همه سویش فریاد دموکراسی خواهی به هواست، قادر نخواهد بود ملت ایران را سرکوب و خفه کند، مگر نمی بینند که همین غرب مدرن و پیشرفته چگونه دیکتاتوری ِ حسنی مبارک در مصر و حکومت وحوش وهابی در عربستان صعودی را حمایت می کند؟
کافی است اختناق و انقیاد و گرسنگی و زندگی ِ پر از زجر و شکنجه مردم کره شمالی را در نظر بگیرید و ببینید که چگونه غرب متمدن با سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشرش، چند دهه است که چشمش را بر تمامی ادبار و سیه روزی این ملت بسته است و با معامله و بازی های پشت پرده و اغفال و سرگرم ساختن دنیا با مضحکهء و جنجال بر سر فعالیت های اتمی و سلاح های کشتار جمعی ، زندگی ِ نکبت بار مردم کره شمالی را به فراموشی سپرده است.
هم اتحادیه استعمارگران اروپا و هم ایالات متحده آمریکا که به قولی وزارت امور خارجه اش در لندن است و آن حسین اوبامای اسلامنواز و کمپانی های جهانخوارش، اگر منافعشان را در حفظ جمهوری اسلامی بدانند، بدون هیچ تردیدی در برابر خواست و ارادهء و آرزوی دیرینهء هفتاد میلیون ایرانی با تمام قوا می ایستند. استعمارگران هرگز هیچ دغدغه ای از بابت حقوق بشر و آزادی و دموکراسی، آنجا که با منافع و سیاست های غارتگرانه خود تضادی پیدا کند، نداشته و ندارند. بلکه سرکوبگران واقعی و پیگیر آزادی و دموکراسی و سکولاریسم در سرتاسر جهان بوده و هستند. *
در پایان شاید لازم باشد به آندسته از هم میهنانی که گمان می کنند راقم این سطور در خارج و دور از گود نشسته و نسخه می پیچد، خاطر نشان سازم که برعکس، بنا به دلایلی هرگز موفق نشدم حتا چند روزی جهت سیاحت و گردش هم از ایران خارج شوم. با نام مستعار می نویسم و خوشبختانه روز یکشنبه(24 خرداد 88) یک ضربت باتوم از مأموران نوش جان کردم که به پشتم اصابت کرد و اگر سرم را ندزدیده بودم دیگر نفسم بالا نمی آمد و اکنون در خدمت شما نبودم. سال 57 نیز آنان می زدند و ما می خوردیم، امروز هم چنین است و با این سن و سال بالا که آردمان را بیختیم و الکمان را آویختیم، دیگر هیچ ترسی حتا از مردن در راه آزادی در وجودمان راهی ندارد که موجب افتخار هم هست. این سخنان البته با احساس عمیق قدردانی و سپاس نسبت به مبارزه و روشنگری های ارزشمند هموطنانی بر زبان جاری می شود که سی سال تبعید و دربدری در اطراف و اکناف جهان را پذیرفتند و هرگز از فکر آزادی ملت ایران غافل نگشتند.
------------------------------------------------------------
سخنان آخوند اعلم الهدی:
http://www.aftab-news.com/vdcaw6na.49nay15kk4.html
siamakmehr@yahoo.com
Posted by: Omid kord | June 17, 2009 09:32 PM