وقتی که آخوند نادان دستور صادر میکند
در این هفته گذشته دوتا از آخوندها زر زدند که نشان میدهد حکومتگران ایران اصلا حالیشان نیست چه میگویند. این نوع نگرش نشان میدهد که حضرات یا زیاد نعشگی زدهاند و در هپروت سیر میکنند یا اینکه قدرت خودشان را چنان لایزال میپندارند که چنین بی محابا به کاهدان میزنند.
اولین چرند گویی را سید علی رهبر فرمودند. دومی را هم قربانعلی دری نجف آبادی.
سید علی رهبر گویا پس از یکی دوتا بست اضافی چرند گوییاش دوباره گل کرد و امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کرد. دری نجف آبادی هم بیخبر از همه جا فرمودند که باید MMS ها را کنترل کرد. این یارو هم حتما بغل دست رهبر بوده و یک بست گنده زده یا اینکه یک کوفت زهر مار دیگری زده وگرنه باید میدانست که اگر می شد SMS را کنترل کرد این یکی (MMS) را اصلا نمیشود کنترل کرد. البته میتوان کنترل کرد ولی باید یک نیروی عظیم انسانی بنشیند جلو هزاران دستگاه کامپیوتر و یکی یکی MMS های ملت را نگاه و کنترل کنند. یکی نیست به اینها بگوید الاغ ها شما SMS را که بصورت متن بود و امکان کنترل ماشینی برای آن وجود داشت نتوانستید کنترل کنید! حالا چگونه میخواهید این کنترل را بر محتوای MMS که بصورت تصویر هست و اصلا امکان کنترل ماشینی آن وجود ندارد کنترل کنید!؟؟ به قول معروف عقل که نباشد جان در عذاب است.
از این یکی جالب تر چرند گویی سید علی رهبر بود! ایشان هم به علت بریز و بپاش در درگاه خلیفه، گمان برده که ملت گرسنه ایران چنان وضعش خوب است که میتوان مقداری را صرفه جویی کرد، بدون اینکه فشاری به کسی بیاید!
دلم میخواست وقتی رهبر از همه جا بیخر چنین فرمایشاتی صادر میکند کنار دستش بودم یک پس گردنی بهش میزدم تا نعشگی از سرش بپرد.
یکی نیست به این مافنگی بگوید آخه نادان در مملکتی که خط فقر 800 هزار تومان است و حقوق اکثر حقوق بگیران متوسط زیر 400 هزار تومان است دیگر چه چیزی را باید صرفه جویی کرد!؟
در مملکتی که گوشت کیلویی 8 هزار تومان به بالاست، دیگر نیازی به صرفه جویی نیست، بیچاره ملت پول ندارد نان بخورد دیگر در چه زمینهای باید صرفه جویی کند؟
گویا حضرت آقا خیال کرده سر سفره همه ملت مثل سفره آخوندها لبریز است از اطعمه و اشربه انبار شده، نادان نمیدانند که حتی طبقه متوسط هم رفته زیر خط فقر.
اتفاقا این چرندیات رهبر اگر به اجرا گذاشته شود یعنی باید حضرات سوبسید نان را هم حذف کنند. چیزی را که آقایان درک نکردهاند این است که نان با بنزین فرق میکند، اگر توانستند به شکلی سوبسید بنزین را بردارند نمیدانند که کسی که یک اتومبیل دارد کم و بیش میتواند بنزین گرانتر را هم تهیه کند، ولی کسی که پول ندارد نان خشک و خالی را تهیه کند اگر سوبسیدش برداشته شود دیگر باید برود گرسنگی بمیرد.
من واقعا امیدوارم که آقایان در این زمینه حتما اقدام کند و سوبسید نان را بردارند، آنوقت خواهیم دید این پوست موز زیر پای چه کسی قرار خواهد گرفت.
پیامهای شما:
این دری نجف آبادی که فرق ان با کوکو را نمیداند. بیچاره کارشناس های زیر دستش یک نامه ای نوشته اند و این هم آنرا منتقل کرده.
حالا بماند که احتمالا کارشناس ها هم یا از نوع بسیجی اش بوده اند و یا واقعا خواسته اند حاجی را سرکار بگذارند.
مقام عظمای ولایت هم که اصلا توی باغ نیست. برای خودش یک چیزی میگوید و دور و بری هایش برایش به به میکنند.
Posted by: ملا حسنی | March 31, 2009 10:34 PM
سلام ... من هم کله اش را نگه میداشتم و هی تشویقت میکردم ..بزن ..محکمتر بزن ..بزن کبابش کن ...
Posted by: آرمین گیلهمرد | April 1, 2009 05:00 AM
فقط یک نکته :
هیچ دقت کرده اید که وقتی دری حرف می زنه یا به قولی " زر " میزنه چقدر چونه اش تکون می خوره و به چپ وراست میره ؟وقتی این دری حرف میزنه و چونه اش اینطوری میشه یاد باسن یک نفر می افتم که وقتی راه می رفت آنقدر به چپ و راست متمایل میشد که همزمان برایش دم می دادیم :
لندن ، پاریس، لندن ، پاریس ! چه سفری بود !
Posted by: بهلول | April 1, 2009 12:30 PM
درود بر شما؛
نخست اینکه گمان می کنم نشعه درست باشد.
دیُم اینکه به فرموده قرآن "همانان نادانانند" این حکایت شماست که می فرمایید ام ام اس را نمی شود. چرا نمی شود؟ در ید قدرت اسلام همه چیز می شود اگر باری بخواهد. می شود برگردان فرتور (تصویر) آن چیز مبارک، آن عمودِ دوست داشتنی که پیامبر به کمکش چه ها که نکردند و چه زنانی را سعادتمند نکردند را به زبان دودویی (باینری) درآورد و به مغز رایانه سپرد تا زان پس همه ی ام ام اس ها را، دودویی شان را بخواند و بفمد که آیا این فرتور مستهجن است یا نیست.
سیُم اینکه ما با شما بسی هم اندیشیم. دوست داریم سوبسید برداشته شود، بر شمار احمدی نژادها افزوده شود، امنیت اجتماعی شود، فشار از بالا شود تا ببینیم این ملتِ ندار، بالاخره تکانی می خورند یا خیر!
می بخشید که جسارت شوخی را به خود دادیم.
پاینده باشید.
Posted by: کوروش بیخدا | April 1, 2009 05:51 PM
از سید علی چهبر پرسیدند نشئه با «ع» صحیح است یا با حمزه؟ فرمود اگر با بست سناتوری روی حقه ناصرالدینشاهی با زغال سینه کفتری باشد که نورچشمی داروغه مرتضوی بگیرد هردو مستحب است!
Posted by: والد بمانعلی | April 2, 2009 09:46 AM
خسن آقا سیزدهت به در
ببین توی گوگل هرچیزی رو که سرچ می کنیم گوشه صفحه تبلیغ تشویق مردم به انتخابات میاد!
از حالا دست به کار شدند برای تشویق مردم به رای گیری کلی هم دارند پول به تبلیغات گوگل می دهند!
Posted by: ط | April 2, 2009 09:56 AM
گاهی فقط دلم واسۀ این آخوند های ابله میسوزه که هر کاری میکنند بتونند ادای شاه رو در بیارن نمیتونند!!!!
Posted by: شری -اروپا | April 2, 2009 02:39 PM
البته منظورمن از ادای شاه حرفهای قلمبه سلمبه زدن بود!
Posted by: شری -اروپا | April 2, 2009 02:41 PM
با شری موافقم. تابلوئه داره ادای شاهو در میاره آخوند کثیف.
گه به گور جفتشون بباره!
Posted by: هویج | April 2, 2009 05:26 PM
الا آخوندک زالوی خواره1
به پالان خر دولت سواره
همه دانند که تو نحس و پلیدی
نباشد چون تو در شهر زواره
تو دزدیدی بسی از مال ملت
به سر بستی کنون این چند قواره
ز نعلینت نگویم چونکه دانی
چو نعلین خرانست زیر باره2
ببخشد خر که خرجنس شریفست
ز آسیب تو جوید راه چاره
عبای تازیت دانی چه ماند ؟
چو موی اشترانست در کواره3
ز تازی گفتنت پیداست ای دیو
تهی باشد سرت از فکرو چاره
ز بد اندیشیت این بس که گویند
نباشد مهر میهن در تو کاره4
همه ایران چو آبست ای سیه روی
تویی در پیش او چون سنگ خاره
ندانی چون کند این آب با سنگ
شوی در زیر پایش پاره پاره
کنون باید که فکر چاره باشی
تو ای آخوند زشت بد قواره
1 - خواره : پست
2 - باره : بار ، دیوار قلعه
3 - کواره : حرکت سریع و دویدن تند ( در اینجا اشتران)
4 - کاره: کارآمد ، نا پسند(آخوند بدکاره)
akhondak.blogspot.com
Posted by: akhondak.blogspot.com | April 12, 2009 01:30 PM