کشور اسراطین هم متولد شد!
همیشه دلم میخواسته طنزنویس بشوم! ولی گویا طنزنویس شدن هم مثل هنرهای دیگر باید آنرا به ارث برد، طنزنویسی را نمیتوان رفت مدرسه یا دانشگاه یاد گرفت.
سوژه طنز شدن هم مثل طنزنویسی نمیتوان آنرا یاد گرفت، ژنتیک است، بعضیها از بدو تولد این پدیده درشان ظاهر میشود و تا آخر عمر هم آنرا با خودشان یدک میکشند و باعث خنده دیگران میشوند و همچنین خوراکی میشوند برای طنز نویسها.
اگر از احمدی نژاد خودمان بگذریم، بعضی از سران دولتهای جهان هم دست کمی از او ندارند. مثلا همین معمر قذافی ننه مرده! این مردک یک مرتبه میبینی برای سفر به اروپا یک گله شتر را پیشاپیش میفرستد به اروپا تا وقتی معظم اله تشریف شان را بردند اروپا، شیر شتر که هیچ حتی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد هم برای ایشان مهیا باشد.
ایشان در آخرین شاهکار هنری خود در مورد بحران اسرائیل و فلسطین فرمودهاند یا بهتر است بگوییم پیشنهاد در کردهاند که کشوری تشکیل شود بنام «اسراطین»! باور کنید نیازی نیست که طنزنویس باشی تا بتوانی از گفتهها و رفتار این مردک مسخره یک طنز جانانه بنویسی، همین که شرح واقع را بنویسی می شود بهترین طنز روزگار! به قول معروف، او خودش طنز سر خود است.
این از طنز امروز
از فردا با اجازه دوستان برای یک هفته می روم مرخصی، یک جایی وسطهای اقیانوس آتلانتیک، یک جایی که خورشید میتابد و گرمایش را میتوان حس کرد، خسته شدم از این زمستان سخت نروژ.
سایت خبری