وقتی که واژه وقاحت بی رنگ میشود
حکومت ایران به جایی رسیده که دیگر نیازی به لاپوشانی و رودربایستی ندارد، گرچه از اول هم هیچ وقاحتی نداشتهاند ولی این چند سال آخر به قول معروف شمشیر از رو بستهاند و از هیچ جنایت، خیانت و وقاحتی حتی در روز روشن هم کوتاهی نمیکنند.
وقتی به دستور سید علی رهبر، احمدی نژاد دست بوس، کردان را به مجلس معرفی کرد، یقینا همه دست اندرکاران بالای رژیم وضع کردان را میدانستند. با این حال به علت قحط الرجال که چه عرض کنم بیشتر به دلیل کم بود عمله اکره ولایت این متخصص و دکترای ازاله بکارت را به پست وزارت کشور گماردند.
حالا گیریم که اشتباه کرده باشند و پیشینه کردان از زیر دست سیستم تو در توی امنیتی رژیم در رفته باشد، پس حالا دیگر چرا اسرار به نگهداشتن او دارند!؟ کار به جایی رسیده که گروههای فشار مزد بگیر سید علی در مجلس چک 5 میلیونی می دهند و دست به درگیری فیزیکی هم میزنند تا دکتر کردان(دکترای ازاله بکارت) را در این پست نگهدارند.
دلیل این امر ساده است. وقتی سید علی چنین اوباش و اراذلی را دور خود جمع کند، اگر روزی یکی از آنها خواستند در کارها فضولی کند با همین مدارکی که از آنها دارند به راحتی کنارشان میگذارند. وقتی شما بخواهید بر اوضاع کنترل کامل داشته باشید چند نفر بی کفایت را بر امور میگمارید تا هر وقت طرف مربوطه زیاده خواهی کرد به سادگی زیرابش را بزنید.
حالا سوال اساسی که این میان مطرح است این است که با این وضع موجود، چند درصد ملت ایران حاضرند باز به پای صندوقهای رای بروند، البته منظورم عوام است، چه نخبگان مدت زیادی است که این رژیم را رها کرده اند و دنبال یک آلترناتیو مشروع می گردند و فریب این گروه آخری دیگر در شرایط موجود غیر ممکن است.
هر انسان آگاهی، باور کنید نیازی هم نیست زیاد آگاه باشد، کافی است کمی حساب و کتاب بلد باشد و باز به همین نتیجه که مطرح میکنم برسد.
سید علی چلاق شورای نگهبان را میگمارد، شورای نگهبان گماشتگان حکومت را پیش از شرکت در هر انتخاباتی غربال میکند. بعد وقتی همه غیر خودیها و نخودیها را از هم جدا کردند، یک شعبده بازی راه میاندازند به نام انتخابات و حتی در چنین جو و فضایی هم بعد از اینکه نتیجه مشخص شد، اگر کمی نتیجه برخلاف خواست صد در صدی سید علی باشد، باز جر میزنند و مهرهها را جابجا و با تقلب در انتخابات یا با باطل اعلام کردن آرا باز هم تغییراتی انجام میدهند و عاقبت یک دسته اراذل و اوباش کاملا گوش به فرمان سید علی را میفرستند سر پستهای کلیدی، مثل مجلس و دولت. تازه بعد از این همه تسویههای بنیادی و غربال کردن های مختلف، باز هم میبینی اگر یک وقت خدای ناکرده بعضی از این آقایان دست به سینه، یک میلیمتر از خواستههای سید علی دور شدند، تازه سیدعلی به میان میدان میپرد و با حکم حکومتی ترکمان میزند به هیکل نماینده و کل جماعت رای دهنده.
حالا به چه منظور هنوز عدهای ساده انگار گمان میکنند اگر این یا آن منتخب رهبری به مجلس یا دولت برود فرقی در ماجرا خواهد داشت بر من روشن نیست! باور کنید اگر کسی بتواند این معما را برای من حل کند، بیچاره ای را از حیرانی نجات داده است. راستی چرا هنوز عدهای خود فریبی میکنند و به پای صندوقهای رای میروند و هنوز در این گمانند که میتوانند تاثیری بر روند حکومت ایران بگذارند!؟

