پیشنهادهای که دکتر لائیک مطرح کردند و نظر دوستان را با دقت خواندم. حالا میخواهم کمی از تجربیات خودم در این مدت وبلاگ نویسی و همچنین از تجربه زندگی که در توشه دارم چند نکتهای را مطرح کنم تا هم نظر خودم را گفته باشم و هم دوستان دیگر با مطرح کردن نظرهایشان به شفاف سازی موقعیتها کمکی کرده باشیم.
برای اینکه زیاد تئوریک نشود(آخه من آدم زیاد تئوریکی نیستم) از پروژه کانون وبلاگ نویسان ایران چند نکته مطرح خواهم کرد. این پروژه کار گروهی بود که بسیار خوب شروع شد و به نتیجههای بسیار ملموس و ثمر بخشی هم رسید، ولی متاسفانه به علت کم تجربگی ما در کار گروهی و عجله بعضی از دوستان به سرعت بخشیدن به روند پروسس رشد کانون، باعث متوقف شدن و شکست آن پروژه شدیم. بزرگترین تجربهای که من از پروژه کانون بدست آوردم این بود که ما اکثرا قادر نبودیم مشکلات را بررسی کنیم و راه کارهای موثر و مفید ارائه دهیم، در بحثهای طاقت فرسا گرفتار میشدیم و از همه بدتر قوانینی که خود نوشته بودیم، بعضی مواقع دست و پاگیر میشد و باعث زمین گیر شدن ما و کانون میشد. این مساله را کمی بیشتر توضیح میدهم تا شک و شبههای باقی نماند.
معمولا در پروژههای بزرگ برای اینکه پروژه قابل کنترل و عملی کردن در آید، آن پروژه را به قطعات کوچکتر تقسیم میکنند(چندین پروژه کوچکتر) تا هم اداره آن آسان تر شود، هم مشکلات به راحتی قابل رویت شوند و همچنین برای تقسیم کار و تقسیم مسئولیت قابل اجرا تر باشد.
نکته دیگری که در هر نوع پروژهای مهم است این است که زحمات هر چه سریع تر به نتیجه برسند و خصوصا اگر زحمات زود به نتیجه برسد پویایی پروژه بهتر و موثر تر خواهد شد. دقیقا به همین دلیل هم هست که پروژههای بزرگ را به قسمتهای کوچکتر تقسیم میکنند، تا هم زودتر به نتیجه برسند و هم بتوان برآوردی از نتیجه کار ارائه داد، و با ارائه بیلان مثبت باعث شادمانی دست اندرکاران شد و تحرک و پویایی گروه را افزایش داد.
مثلا وقتی ما برای نجات یک زندانی سیاسی فعالیت میکردیم، باید سرعت پروژه چنان میبود که در کمترین مدت نتیجهای قابل لمس حاصل شود، در غیر این صورت فعالین در گروه دلسرد میشدند و همین مساله باعث شکست و عاقبت باعث رخوت کانون میشد و دقیقا همین مسائل هم عاقبت کانون را به بنبست کشاند.
حالا اگر میخواهیم پروژهای را راه بیندازیم، به نظر من باید این گونه مسائل را در نظر بگیریم و به قول معروف لقمه بزرگتر از دهانمان نگیریم که باعث شود در گلویمان گیر کند و ما را قبل از به نتیجه رسیدن خفه کند.
حتی اگر ما Ambition (متاسفانه معنی این واژه را به فارسی نمیدانم) بالایی داریم باید یواش یواش قدم برداریم و تنها پروژه را تا آن اندازه بزرگ کنیم و وسعت بدهیم که قادریم آنرا اداره کنیم و به هدف برسانیم، خصوصا اینکه باید نتایج زود بدست آیند و قابل اندازه گیری باشند.
تا نظر دوستان چه باشد.
پ.ن.:
متن زیر رو دکتر لائیک در پایم گیر گذاشتند:
دومين خواهش (ميشه اين متنو بالاي كامنت نظريات در تاپيك جديدتون هم بزاري؟؟)
چكامه رهائي براي پروژه رهائي
خسن جان ما مخلصيم...
هدفِ پيشنهادِ من رعايت وزنه تعادل بود ، در واقع نه هيجان(شور بيشتر از شعور) و نه
خمود(بي حركتي و رسوب) ونه حركت بي مسير يابي( هزليات و هجوگوئي ) درواقع
هدف مند كردنِ اين مجموعه گفتمان، باعث ميشه نه محضا فضا خسته كننده كليشه مبناي
"تئوريك/تاكتيك" باعث بي حالتي اين وبگاه بشه ونه هزليات تكراري برخي از دوستان باعث
پوچي و توقف ، و وقت تلف كردن و دافعه فرهيختگان و بي محتوايي نظريات(من تو اين چند
سال، حس ميكنم شما هم دنبال همين تعادليد) چون دوستان عزيز اين سايت به نظر من در 3 گروه قابل دسته بندي اند:
1- دوستانِ هيجاني كه خشمِ بجاشونو، بصورت الفاظ ركيك به شخصيتها بكار ميبرند(حوصله
اين نوع حرفايِ ما رو هم ، ندارند) شايد بشه به دسته مكالمات انتقادات "پا منقلي" گفت.
2- دوستاني كه نظر انتقادي دارند ولي زياد علاقه ندارند بنويسند يا برخي ملاحظات را ميكنند
يا همياري نميكنند ......
3- دوستاني كه اهل تئوري و مطالعه اند و مسئوليتشونو در روشنگري ميبنند....
* عده ديگري هم هستند مراجعه كنند به اين سايت هستند يا نفوذي اند و يا تخريبچي"كه در زمره دوستان ما نيستند و مشتني مزدور احمقِ اس هولِ جمهوري اسلاميند"!!
اما يه گروه عمده جاشون خاليه( نه اينكه نباشن اصلا) ......."دانشجويان"
خسنِ عزيز منظور من از پيروزي شروع حركت هست ...من هدفِ پيشنهادام افزايش هيت ريت دسته سوم فوق ، نسبت به گروه اول و دوم است ..... و آمدن گروههاي فعال هست
حركت ، باعث شكستن اين ركود مرگبار در جامعه است كه نتيجش واپسگرائي و سقوط به منجل آبِ 1400 سال پيشي مردم بدوي گرسنه و بي فرهنگ عربستان آن موقع است
....ببين اين شروع شده ....منهم تجربياتي دارم و اما نه در حد شما ...باز هم ميگم وبينار را صورت يك لينك در صفحه اصلي اضافه كن اما با چارت تشكيلاتي ذيل مديريت كن ....
1- گروه تبليغات و روابط عمومي( با شرح وظيفه معرفي ماموريتها و سايت شما در ديگر مامن ها)
2- گروه توسعه و طرح و برنامه ( تحقيقات موضوعي در پر بار تر نمودن مطالب و تنظيم و ظرفيت سازي مخاطبين)
3- گروه پژوهش و نظريه پردازان(اين افراد مسئول شناخت نكات كليد و معرفي به شما هستند)
ميدوني خسن جان؟ منم ميبينم بچه ها "تابو" و "بت شكني "شكني ميكن و بي محابا فحش ميدم به بخش فاندامنتال اين كون نشور هاي اسلامي ، كلي حال ميكنم اما بعضي وقتا ميبيم
: شما يه موضوع جالبو شناسائي و مطرح ميكنيد و از مجموع 1000 كلمه كامنتي كه بچه ها ميزارن 700 كلمش، فحشه؟!؟!
اين شبيه كار حزب الهي مادر جنده(اوپس ، خودمم فحش دادم!!- رطب خورد منع رطب كي كند؟)
در اوايل انقلاب و بعد آن ان است.........
من ميخوام دانشجو بيان اينجا .... ببين ريت سني نظر دهندگان بالاست ....بايد جذابيت هاي خودشه داشته باشه اين سايت
... ما نميخواهيم چرخو دوباره اختراع كنيم ...چون شما ظرفيتهائي داريد ، ميخوايم
از اين پتانسيلها بايد خوب استفاده بشه ...........همين. قرار نيست به جنگ جمهوري اسلامي بريم( نميتونيم هم بريم) چون اينجا اينا مسلح به ساليانه 270 ميليارد دلار پول يامفت بي دردسر نفت هستند و 60 ميليون بع بعي اسلحه بدست .... خسن آقا فقط يه سايت داره........اما ، اما روشنگري از اين دو ماژور برنده تره
**************ما ميخواهيم جراحي كنيم .....نه قصابي******************
لطفا اين حركت را نهادينه و بزارين اين ارتعاش از بين نره به گوش جهان برسه.....نتايج خوب هميشه از يه سري نوينگرائي شروع ميشه".............................دير هست اما دور نيست"
اميد وارم حرفام خسته كننده نشده نباشه!