دموکراسی دینی، حیطه خصوصی و آش شله قلمکار!
آقای نیک آهنگ کوثر و حقیر بر سر یک مساله بسیار مهم اختلاف عقیده داریم، چند بار در وبلاگ ایشان این مساله را گوشزد کردهام و توضیح دادهام ولی گویا ایشان و همچنین عده دیگری از وبلاگ نویسان که بعضی شان جایگاه بسی بالاتر از بنده حقیر در محیط وبلاگ ها و اینترنت دارند در اشتباه بزرگی هستند و همگی گمانشان بر این است که وبلاگ حیطه شخصی ایشان است و در نتیجه آزادند هر چیزی که خواستند مطرح کنند و اگر کسی هم گریبانشان را گرفت، داد و فریاد بر میآورند که وبلاگ یک حیطه خصوصی شخصی است، در نتیجه میتوانند هر جور دلشان خواست بنویسند و هر چیزی را بدون پاسخگو بودن مطرح کنند!
آقای نیک آهنگ در پاسخ به این سوال من:
از شوخی که بگذریم! یک نکته اساسی از نظر مبارک شما که این همه تیزبین هم هستید دور مانده است، که بد نمی دانم به آن اشاره کوچکی بکنم.
دوست عزیز شما به عنوان یک روزنامه نگار به خوبی می دانید و آگاه هستید که اعتقادات وقتی در حیطه خصوصی باشد، یقینا که حق شما و من و همه هست که هر اعتقادی می خواهیم داشته باشیم، ولی همین که این اعتقادات به حیطه عمومی (مثلا وبلاگ شما یا من) کشیده شد، دیگر این یک مساله شخصی و خصوصی نیست و می توان با شدیدترین انتقادات با آن برخورد کرد.
وقتی که شما بصورت رسمی و علنی ترویج مهدویت میکنید، یقینا این حق را به من می دهد تا با این ایدهها برخورد کنم و هر نوع انتقادی را که لازم بدانم بر آن جاری کنم. مشکل اساسی امروز ما با اسلام این است که اسلام را سیاسی کردهاند و آنرا به عنوان ابزاری برای کسب قدرت استفاده میکنند.
اگر برخلاف این عقیده فکر کنید! یقینا دروس روزنامه نگاری را با دقت کافی نخواندهاید که امیدوارم این چنین نباشد. لینک پیام
ایشان در پاسخ سوالهای بنده در بالا زحمت کشیدهاند و این پاسخ را دادهاند:
از منظر دیگه، وبلاگ، نوستن در باب مسائلی هست که نویسنده دوست دارد به عنوان یادداشتهای روزانه بنویسد، و صرفا تبلیغ نیست، و میتواند نگاه و هویت او را برساند. هر وقت هم که تولد قمری اوست، دوست دارد آنرا ذکر کند! اما تبليغ گمانم برای خودش تعریفی دارد. من نه مبلغ مهدویت هستم، و نه با مبلغانش موافقم. وبلاگ نویسي، در قالب و فرم وبلاگنویسي، روزنامهنگاری نیست! خسنآقاجون، وقتی می کواهی گیر بدهي، فرق اين دو تا يادت میرود!!! منبع: همان جا
حالا صحبت من با آقای نیک آهنگ و شاید دیگران
اومدی و نسازی ها! پس از قرار معلوم وبلاگ رئیس جمهور هم یک سایت (وبلاگ) شخصی است و هر غلطی دلش خواست می تواند در آن بکند!؟ وبلاگ احتمالی سید علی چطور! آن هم شخصی است!؟ راستی فرق بین شخصی و غیر شخصی، حیطه عمومی و حیطه خصوصی را می توانی برایم توضیح بدهی!؟
اول از همه دوست عزیز با کشف وبلاگ نویسی بوسیله پدر(!!) وبلاگ نویسی ایران! تعاریف هم دچار تغییر و تحول شدهاند، در ضمن وبلاگ نویسی هم با دفتر خاطرات که من و شما در دوران بچگی مینوشتیم و آنرا زیر متکای خود قایم میکردید فرق بسیار دارد!
عزیز دل هر وقت یک محیط بسته بر روی اینترنت برپا کردی و در آنرا قفل کردی که دیگران نتوانند وارد آن شوند، آنوقت میتوانی آنرا حیطه خصوصی و شخصی خود بنامی و تا زمانی که این وبلاگ به قول شما شخصی، دسترسیاش برای همه باز و آزاد باشد، دیگر حیطه شخصی و خصوصی من و شما نیست. فکرش را بکن یک وبلاگ به قول شما شخصی، خصوصی، چه بد آموزیهایی میتوانند برای فرزندان من و شما و جامعه داشته باشد! آیا هنوز هم این وبلاگها شخصی هستند!؟ قربانت گردم تا زمانی که من و شما با نوشتههای خود افکار عمومی را (((تحت تاثیر))) قرار میدهیم، در حیطه عمومی قرار داریم و هر وقت در ِ وبلاگ یا سایت خود را (((چفت و بست وقفل))) زدیم در آن صورت میتوانیم مدعی شخصی و خصوصی بودن آنرا داشته باشیم.
ای کاش ما هم مثل ملل پیشرفته دنیا مجبور نبودیم همه چیز را از پایه دوباره برای خودمان تعریف کنیم! ایکاش میتوانستیم از تجربیات دیگران برای پیشرفت خود سود ببریم و حداقل از تعاریفی که در جوامع پیشرفته پس از سالها کوشش و تلاش بدست آمده، مفت و مجانی سود ببریم، ولی گویا فعلا ما همه چیز را میخواهیم وطنی کنیم و همه چیز را باب سلیقه خود تعریف کنیم. دموکراسی را دینی میخواهیم، حقوق بشر را اسلامی کردهایم، پیتزا را هم با قرمه سبزی درست میکنیم! خلاصه همه چیز را میخواهیم وطنی کنیم آن هم وطنی که دیگر حتی در و پیکر هم ندارد، چه رسد به دموکراسی و الخ.
توضیح: اولین انتقاد من در پاسخ به این مطلب آقای نیک آهنگ کوثر نوشته شده، برای اینکه شبههای پیش نیاید، لینک مطلب را هم اینجا میگذارم تا دوستانی که میخواهند قضاوت کنند به اصل ماجرا دسترسی داشته باشند.
Comments
سلام
من معمولا به وبلاگ شما سر میزنم ولی اولین بار است که برای شما چیزی می نویسم.
حقیقت مطلب آن که من بخاطر نداشتن کیبرد فارسی؛ همه فامیلم میان جلو چشمم وقتی میخوام فارسی بنویسم. لطفا ببینین خاطرتون چقدر عزیز است که به این زحمت و فشردن بیش از 1000 بار کلید بک سپیس برای شما مینویسم.
از نظر من آقای نیک آهنگ اصلا ترویج مهدویت نکرده است. خیلی صریح ابراز کرده که چون مامان باباش یه جوری تنظیم کردن برنامه ی سفر سانفرانسیسکوشونو، این بنده خدا ذوق مرگ شده و داره به همه اعلام عمومی میکنه که والدینشون اولین بار کی سانفراسیسکو رفتن. بعد دوباره کی رفتن که ایشون و بعد هم آبجیشون ایجاد شدن.
این چه ربطی داره به یک مشت مشنگ که منتظرن یارو از تو چاه بیاد بیرون و حکومت رو بده به اینا؟
ضمنا آقای محترم که میگین از 13 سالگی به این اراجیف اعتقاد نداشتین. خوب منم نداشتم. ولی اشتباه ما همینه.
یک نگاه به ایرانی که اینا ساختن بکن. وضعیت امروزایران از هر دلیلی برای اینکه یک بابایی 1176 سال یا همین حدودا ته چاه شاشبند شده و گیر کرده محکم تر است.
اگه این آقای منجی افسانه ای - همون گربه ی کلنداک خودمون وقتی که بچه بودیم - نبود تاحالا تو ایران ملت استخون هم رو هم خورده بودن.
توی این خرتوخری، فقط دست آقای منجی است که خشت به خشت رو نگه داشته.
Posted by: اشکان - کافر | August 20, 2008 02:22 PM
اگر تبریک نیمه شعبانش یه شوخی و طعنه هستش که چه شوخی خشک و مظحکی , اگر هم واقعی میگه که این هم از ادمهاییه که دری وری یه مشت کلاش ریده به عقلش .
Posted by: Sanaz | August 20, 2008 07:18 PM
Hasan aghai aziz
ba salam cheghadar khoobast bavareshan ra ba shaeor bavar koonand ne ba arse az valedin in bavarha neshan az khoda neshenasi darad.
Posted by: kambiz | August 20, 2008 11:17 PM
hi
webloge shoma ro be khatere update boodan mikhoonam.
motaasefane bana be dalayeli hanooz dar irane emrooz hastand kasani ke hoghe baz haye shabihe shariaati va shamloo ro motafaker midoonan....
yeki az in dalayel vojood e amsale in aghast ke be khatere ozaa e emrooze iran va dar naboode afrade dana va be khateere ye loghme noon(pitza) va char
ta safare kharej
ab be asyabe in rejim mirizan...
lotfan mohite weblogetoon ro ba link haii dar in sath aloode nakonin
Posted by: ...sad | August 21, 2008 01:30 AM
dar zemn azatoon ejaze mikham ke ye payame khosooosi ro tooye mohite khosoosie blogetoon bedam.
age mikhayn bedoonin chera babaye in agha mamanesho joori mikarde ke nime shaaban be donya bian bayad berin hely a tol motaghin bekhoonin shayad ye hadisi dar bare savabe karn be nahvi ke bache injoori darbiad bashe
va inke
amsale in kesafat hastan ke tooye har rejime diktatori az khode diktatorha kasif tar hastan mage hamin kesafat ha naboodan ke ba khordane poole nafte mardome iran tavasote roozname haye kasife iran e khatami be inja naresidan ke hala betoonan bian urope?
age mamlekate iran sahab dasht ke in bayad alan miraft mesle babash ketab hadis mikhoond ta bedoone zanesho key bekone savabesh bishtare....gooosfande kesafat fekre ine ke vaghti khatemi ina bargashtan sare kar baz betoone b argarde iran va ela azash bepors agha joon agha emame zaman labod kiresh to kose naneye to boode ke vojoodesho hes mikoni va tavalodesho midooni va tabrik migi bache kooni.
mersi az inke ye mahale khosooosi dar ekhtyare man gharar dadin bye
Posted by: ...sad | August 21, 2008 01:37 AM
خسن آقای عزیز
من اتفاقا وقتی آن مطلب نیکان را خواندم دقیقا همین مطالبی که شما نوشتید در ذهنم آمد. من آقای کوثر را جزو معدود وبلاگ نویسانی می دانم که محافظه کار نیست و حرفش را می زند. شاید اینکه ایشان بی رو درواسی به این موضوع اشاره کردند هم از همین محافظه کار نبودنشان است. اما به نظر من وقت آن رسیده که فعالان سیاسی ما ( مثل ایشان ) تکلیفشان را با خودشان و بقیه مشخص کنند. آدم نمی تواند مرتب از حکومت ایران انتفاد کند آخرش هم همان چیزهایی که باعث نابودی ایران شده است را به عنوان اعتقاد بیان کند. یکی نیست بگوید آقای کوثر، شما شیعه ی 12 امامی هستید و به اما تایمری اعتقاد دارید؟ پس چگونه احمدی نژاد را مسخره می کنید؟ شتر سواری دولا دولا که نمیشه؟ شما هم می خواهید طرفدار حکومت سکولار باشید هم خودتان اعتقاد مذهبی ای که باعث نابودی ایران شده است را حفظ کنید.
این که نشد!
Posted by: ط | August 21, 2008 02:08 AM
در تایید صحبت شما، این دوستان که قاعده همه چیر و میخوان خودشون کشف و اختراع کنند لطفا یک نگاهی بکنند به نمونه های مشابه در کشورهای متمدن و مترقی در مورد موارد نوشته های وبلاگی نژادپرستانه.
ایراد بزرگ کار ما اینه که همه میخوان حقایق رو بزارن کنار و با شعار کار رو پیش ببرن!
صحبت اعدام میشه همین، صحبت آزادی بیان میشه همینه، صحبت ....!
Posted by: خواننده | August 21, 2008 09:44 AM
حسن آقا جان اینکه 48% یا ....جمعیت بسیجی یا پشمی و غیره اند قدری به واقعیت نزدیک است اما نه آنگونه که این حرامی ها مد نظرشان است! یارو بسیجی شده تا وام بگیره....زمین بگیره....دانشگاه و رشته خوب بره...ارتقاءشغلی پیدا کنه...از گمرک جنس بیشتر بدون عوارض وارد کنه....حواله تاکسی بگیره....مواد مخدرمرغوب بفروشه و گیر نیافته .....
Posted by: امیر | August 21, 2008 04:50 PM
http://www.ir-uk.com/article.php?id=31018
يه سر ب اينجابزنين يه بلوايي ه بر سر وصيت امام خون
Posted by: Heeva | August 22, 2008 01:14 AM
به نظر این حزب آزادی بیان لازم است لکن این طور نباشد که آزادی هر بیانی به عمل برسد.
شرح مناقب حضرت فاطمه زهرا بنت رسول الله وداستان حسین کرد شبستری در وبلاگ بنیاد الزهرا وابسته به گایا
zahra-zeynab.blogspot.com
Posted by: گایا-اولین حزب سبزاینترنتی لبه تاریکی ایران | August 22, 2008 04:14 AM
سلام خسن اقا من فایل صدای خمینی گور به گورو میخواستم دانلود کنم اما هر چی زور زدم خراب دانلود شد تو اون پست هم نتونستم پیام بذارم.
یه چک کن ببین درسته یا نه اگ جواب هم بدی که بفهمم درست بود یا درستش کردی ممنون میشم.
Posted by: سیروس | August 22, 2008 10:26 PM
حسن آقا دمت گرم. از این تصاویر آزاد و مجانیت خیلی حال کردم و هنوزم با برو بچه های اینجا داریم می خندیم. روز منو ساختی با این سایت چنچنه! همیشه شاد باشی.
Posted by: شیمبل | August 22, 2008 10:33 PM
آقا سیروس کدام لینک، کدام صدا منظورتون هست اگر توضیح بدین شاید بتونم کمکتون کنم.
خمینی ملعون زر زیاد زده باید بگید کدام گه خوری خمینی منظورتون هست.
Posted by: خُسن آقا | August 22, 2008 11:59 PM
Imam amad
http://uk.youtube.com/watch?v=0Ey505T2XK0
Posted by: Farzande enghelaab | August 23, 2008 09:49 AM
خسن آقا خیلی با نیک آهنگ مسامحه کردی من نمیدونم چرا ولی این که اینطوری علنی مینویسه و بعد هم میگه کامنتهای بی تربیتی رو پاک میکنم به کوری چشم آستیگماتیسم ها ، یه آدم لجنیه که یا شعور نداره و یا داره و مخصوصن داره اینجوری مینویسه .. شاشیدم به اون روزنامه که تو براش مینویسی. مردک دونگ نیمه شعبان روز ازدواجته .. بگو بهش زنت رو گای... که روز نیمه شعبان با تو نکاح کرده بده من هم باهاش نکاح کنم... کسکش ... ببخشید خسن آقا .. پاینده باشی
Posted by: اردی خان | August 23, 2008 09:55 PM