نوروز تا مبارک باد
تا نیم ساعت دیگر از خانه خارج میشوم و میروم یکی دو روز دانمارک و تا برشتن به اینترنت دسترسی نخواهم داشت. گفتم قبل از رفتن عرض ادب کرده باشم و سال نو را به همه تبریک گفته باشم.
با امید و آرزوی اینکه سالهای آینده سالهای خوشی برای ملت ایران و ایرانی باشد.
شاد و سربلند باشید
ارادتمند همگی
خُسن آقا
Comments
سال نو شما هم فرخنده باد. همیشه شاد و سر افراز باشی.
آلتت برقرار باد
Posted by: شیمبل | March 19, 2008 03:17 PM
to gohhhhhhhhhhhhhhhhhh mikhory
Posted by: moshak | March 19, 2008 04:30 PM
سال نو شما هم فرخنده باد همیشه شادندرست و وبلاگت پاينده باشد چون خاري در جشم دشمنان اَسلام.
Posted by: pink ponk | March 19, 2008 07:12 PM
سال نو شما هم فرخنده باد همیشه شاد،
تندرست و وبلاگت پاينده باشد چون خاري در جشم دشمنان ايران زمين.
Posted by: pink ponk | March 19, 2008 07:14 PM
نوروز باستاني خجسته باد
به كوري چشم دستار بندان تاريك انديش
Posted by: تن تن | March 19, 2008 11:38 PM
خسن آقای همیشه نگران و عصبانی !
سال نو مبارک
به امید آنکه در دانمارک زیبارویان بتوانند چهره منحوس احمدی نژاد را از خاطرت محو کنند!
Posted by: فرهاد | March 19, 2008 11:39 PM
خُسن آقا گل!
نوروز بر شما هم مبارک!
به امید اینکه سال آینده این حکومت از میان برود تا دیگر فقط چنچنه را بنویسی البته غذا های گیاهی! قول بده اگر این رژیم ساقط شد گوشت خوردن را ترک کنی
پ ن. اگر می دانستم میایی دانمارک به دیارت می اومدم
Posted by: ترانه | March 20, 2008 05:23 AM
خُسن آفای عزیز . نوروز تان خجسته باد . سال پر برکتی را برایتان آرزومندم
Posted by: کل موک | March 20, 2008 06:31 AM
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخيز و بجام باده کن عزم درست
کاين سبزه که امروز تماشاگه ماست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
حسن آقای عزیز نوروزت پيروز باد
Posted by: طاها بذري | March 20, 2008 07:03 AM
خسن آقاي عزيز نوروزت پيروز , سال نو مبارک
ممنون از زحماتت که براي آگاهي و اطلاع رساني ميکشي و صداي همه ما رو به گوشها ميرساني و دشمنان ايران و ايراني رو اينچنين کلافه کردي, سر بلند و پيروز باشي.
با اجازه خسن آقا ميخواستم اينجا از ناناي خوبم هم به خاطر زحمات و پشتکارش در نوشتن در سالي که گذشت تشکر کنم ....ناناي عزيز نوروزت پيروز.
Posted by: Ramez | March 20, 2008 01:41 PM
حسن آقای نازنينم
نوروزت خجسته باد
تو انسان موفقی هستی و نياز به آرزوی موفقيت نداری ولی بهرحال به سهم خودم بعنوان يكی از دوستداران تو اميدوارم زندگيت همواره پر ازشادی و سلامتی باشه
ارادتمند
مانی
Posted by: مانــــی | March 20, 2008 07:48 PM
عید شما هم مبارک...
Posted by: گیجعلی | March 20, 2008 09:40 PM
می خواستم فیلم شکنجه ی زن سعید امامی رو ازتون بگیرم. ممنون. منتظرم
Posted by: مرضیه | March 20, 2008 11:19 PM
حسن آقای عزیز سال نو و عید نوروز بر شما مبارک ...
تعطیلات خوش بگذره ...هوای دانمارک که خیلی خرابه :-(
Posted by: دختر همسایه | March 21, 2008 12:36 AM
حسن آقا
سال نو شما مبارک
ایشالله سال خوبی داشته باشی
Posted by: ملا حسنی | March 21, 2008 07:33 PM
مولا علی بواسیر داشته میره پیش حکیم. حکیم میگه بخواب رو تخت بعد یکی از انگشتاشو میکنه تو کون شیر خدا و میپرسه چه احساسی داری؟ حضرت علی میگه هیچ احساسی چیزی رو احساس نمیکنم!
حکیم ۲ تا انگشت میکنه میپرسه چه احساسی داری؟ علی (ع) میگه هیچ احساسی! حکیم ۳ تا انگشتشو میکنه بازم حضرت علی میگه احساسی ندارم!
خلاصه ۴ تا انگشت میکنه میپرسه چه احساسی داری؟ علی میگه هیچ احساسی!
حکیم شاکی میشه دستشو تا آرنج میکنه تو کون شیر خدا(!) و میپرسه چه احساسی داری؟ حضرت علی میگه «حکیم دوست دارم! دوست دارم!»
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 09:57 PM
امام جعفر صادق یبوست داشته، میره پیش جکیم. حکیم یک نسخه براش مینویسه بهش میگه: این قرصا رو میخوری، این شیاف رو هم استعمال میکنی. امام صادق میگه: آقای دکتر استعمال میکنم یعنی چی؟ حکیم بهش میگه: عزیزم یعنی باید یه جوری به بدنت برسونی. امام صادق میگه: یعنی چی؟ یعنی بخورمش!؟ حکیم میگه: ببین عزیز من! باید یه جوری به بدنت برسونی اما نه از دهن. امام میگه: یعنی از گوشم؟!... حکیم حوصلش سر میره با خنده میگه: باباجون باید بکنیش تو کونت! امام صادق هم میگه: ببین حکیم! خودت شوخی رو شروع کردی ها! منم کیرم دهنت!
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 10:01 PM
یه سوسکه داشته میمرده
امام حسین از باباش میپرسه: بابا این چرا داره دست و پا میزنه؟
حضرت علی میگه : داره جان به جان آفرین تسلیم میکنه
فرداش باباهه میاد خونه از پشت در به امام حسین میگه سریع مامانت رو صدا کن
امام حسین میگه: مامان وقت نداره آخه داره جان به جان آفرین تسلیم میکنه ولی ابن ملجم نمیذاره!
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 10:07 PM
یه روز حضرت علی (ع) میره مهمونی خونهٔ یه مجوسه. صاحبخونه یه سگ داشت به اسم جو. جو میره زیر صندلی امیرالمومنین میشینه
حضرت علی هم داشته از گوز میمرده با خودش میگه: اگه بگوزم صابخونه فکر میکنه کار سگه بوده. یه کم میگوزه. صابخونه سریع به جو میگه: جو برو تو حیاط. اما جو تکون نخورد. حضرت علی که خیلاش راحت شده بود یه کم دیگه گوزید. بازم صابخونه سریع به جو میگه: جو برو تو حیاط. اما جو بازم تکون نخورد. امیرالمومنین این دفعه با خیال راحت گوزش رو ول کرد..
صاحبخونه یهو داد زد: جو حتما میخوای آقا امیرالمومنین رو سرت برینه!؟
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 10:14 PM
امام حسین یه روز که داشته با مامانش از مهد میومده خونه
یه دفه به مامانش میگه
مامان مامان دیروز که نبودی بابا اومد خونه آبجی زینبو برداشت برد تو اتاق خواب... بعدش رفتن...
مامانه میگه مامانی وایسا بقیشو شب که بابات اومد جلو خودش بگو
شب حضرت علی میاد سر شام بودن یه دفه فاطمه زهرا میگه
مامانی ظهر داشتی میگفتی دیروز بابات آبجی زینبو برد تو اتاق خواب چیکار کردن؟ هــان؟
امام حسین: هیچی دیگه رفتن تو تخت خواب... همون کاریو کردن که تو و بابایی محمد همیشه میکنین
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 10:15 PM
یه روز به محمد رسول الله می گن از بیسکویت خوردن کدوم قسمتشو بیشتر دوست داری؟
می گه آخرش که انگشت میکنم تو دهنم بقیه بیسکویتای لای دندونامو در میارم!
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 10:17 PM
محمد رسول الله فرق وسط وا میکنه، میپرسن تیریپ چیه؟
میگه: شیپیشای نر راست، شیپیشای ماده چپ!
[سند شپشو بودن محمد: الصحیح البخاری جلد ۴ شمارهٔ ۱۳۰]
[لینک سند]
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 10:18 PM
از حضرت علی میپرسن: موقع سکس چه جوری زنتو دیونه میکنی؟
میگه: خیلی ساده ... آبم که میاد با سورهٔ کوثر پاک میکنم!
Posted by: علیرضا | March 21, 2008 10:20 PM
حضرت علی میره خواستگاری دختر رسول خدا که از قضا سیبیل داشته!
حضرت برمیگرده بهش میگه یا فاطمه! چرا شما سیبیل دارین؟!
فاطمه زهرا ناراحت میشه میزنه زیر گریه!
آغا امیرالمومنین میاد تیریپ همدردی و اینا از دلش دربیاره میگه :ای بـــــابــا! مرد که گریه نمی کنه!!!
Posted by: علیرضا | March 22, 2008 01:18 AM
پیش از بعثت، رسول الله با یکی از رفقا نشسته بود پای یک تکه گُه و مشعول گُه خوردن بودن... حالا نخور کی بخور... رفیقش میگه:
- عجب گُه خوبیه!!!!
- خفه شو کثافت داریم غذا می خوریم!!
Posted by: علیرضا | March 22, 2008 02:00 AM
درود بر خُسن آقا عزيز
سال نو بر تو عزيز خجسته باد / اُميدوارم که سالی پُربار و سرشار از شادی و پيروزی در پيش رو داشته باشی
Posted by: سيدعلی گدا | March 22, 2008 07:48 AM
یه مغز راه میافته دنبال یه مسلمونه
مسلمونه میگه چرا دنبال من راه افتادی؟
مغزه میگه: بگو منو کم داری بگو...
Posted by: علیرضا | March 22, 2008 11:14 AM
حسن آقای عزیز
سال نو مبارک و سفر خوش !
Posted by: نسرین | March 22, 2008 02:01 PM
عليرضا جان كجا بودي اين مدت؟
بابا تو و حامد يه دفعه رفتين ما رو در حسرت جوكهاتون گذاشتين. :*
نوروزت پيروز
Posted by: مانــــی | March 23, 2008 08:32 AM
مانی جان درس و امتحان وقت سر خاروندن رو ازم گرفته.
عیدت مبارک
Posted by: علیرضا | March 24, 2008 11:53 AM
با درود حق با شماست. سال نو بر شما مبارک و در سال جدید حضورتان همچنان پر رنگ باد.
Posted by: عبدالقادر بلوچ | March 25, 2008 09:03 AM