« گپی با یک همکار |   صفحه نخست   | نوئل شما هم مبارک »

وقتی که مذهب ابزار بیزنس می‌شود

در ایران همه می‌دانند که اگر کسی بخواهد وارد سرمایه گذاری‌های کلان بشود، بدون همکاری و همیاری آقازاده‌ها امکان چنین کاری عملا وجود ندارد. مثلا اگر شما بخواهید یک کارخانه راه اندازی کنید همین که این کارخانه از یک اندازه و ابعاد بخصوص گذشت و خواست در بازار ایران خودی نشان بدهد، حتما باید سهمی از سهام این کارخانه به حساب یکی از آقازاده‌ها واریز شود و معمولا آقازاده‌ها هم به کمتر از 50 درصد سهام قانع نیستند، چونکه می‌خواهند کنترل شرکت را در دست داشته باشند.
بازار اینترنت و تلفن اینترنتی (VOIP) را خودم شخصا در پیچ و خم آن بوده‌ام و تا حدودی کسانی را هم در این محدوده می‌شناسم. سالها پیش وقتی که اینترنت در ایران داشت پا می‌گرفت یکی از دوستان پیشنهاد داد تا با همکاری چند تن از دوستان داخل ایران یک شرکت ارائه دهنده اینترنت راه اندازی کنیم. دلیل اینکه من را هم می‌خواستند وارد این بازی کنند، این بود که من امکانات خرید دستگاه‌های مورد نیاز آنها را در خارج از کشور داشتم و همچنین می‌توانستم در خارج از ایران یک پایگاهی باشم برای شرکت مورد نظر. بعد از چند مدت سعی، همگی آنهایی که در ایران بودند به این نتیجه رسیدند که بدون شرکت دادن یکی از دم کلفت‌های رژیم نمی‌توان چنین شرکتی را راه اندازی کرد، به همین دلیل هم من خودم را از پروژه کنار کشیدم. آنها شرکت را راه اندازی کردند و پس از کمتر از یک سال و نیم وقتی که شرکت سر و سامان گرفت و سود آور شد، آقازاده‌ای که سهامدار!! شرکت بود همه موسسین را از شرکت یکی یکی بیرون کرد و خودش شد صاحب 100 درصد شرکت. این ماجرا را نوشتم تا برسم به این نوشته تلاش بهاييان براي تسخير بازار VOIP که دقیقا وضع موجود در این زمینه را در ایران نشان می‌دهد. آقایی بنام "مسعود فاتح" مطلبی را نوشته و چند سایت حکومتی (بخوانید آقازاده پرور) آنرا ترویج دا‌ده‌اند (بازتاب، اخبار انصار و بهائیت در ایران) . همه این تلاشها هم یقینا برای این است که آقایان دستشان به سرمایه این شرکت نمی‌رسد، در نتیجه می‌خواهند آنرا بدنام کنند. یکی نیست از آقایان بپرسد بیزنس VOIP چه ربطی به دین اسلام یا بهائیت دارد که شما مهر بهائیت به یک شرکت VOIP می‌زنید!؟ مگر نه اینکه همه سرمایه و دار و ندار آن مملکت بدست بی کفایت آقایان مسلمان و مسلمان زاده است و تاکنون بجز گه کاری هنر دیگری از خود نشان نداده‌اند، حالا گیرم که یک شرکتی هم صاحبانش بهایی باشند! این موضوع چه ربطی به بیزنس VOIP دارد!؟ مگر دیگر ادیان حق ندارند شرکت راه بیندازند!؟ مگر حق حیات فقط برای مسلمانان است!؟
وضع اقتصاد ایران نشان می‌دهد که چه کسانی انقلاب (استفراغ) 57 را سامان دادند، همان‌ها بودند که بعد از روی کار آمدن خمینی و دار و دسته‌اش واقعا نشان دادند که "اقتصاد مال خَرَه" چه ایشان جملگی چسبیدند به اقتصاد و هر چه که سود آور بود. اعتراض نکنید این گفته خمینی است که فرمود "اقتصاد مال خَرَه" و حالا هم می‌بینیم که اقتصاد ایران تنها در دستان بی کفایت یک طویله خر است و گرنه وضع اقتصاد ایران می‌توانست از این بهتر باشد.


یک توضیح: هیچ یک از سه سایت بالا که مطلب را انعکاس داده‌اند، آدرسی از سایت شخصی آقای مسعود فاتح نداده‌اند، من با کمک گوگل به این آدرس رسیدم http://revisal.blogfa.com، البته اینکه آدرس وبلاگ شخصی ایشان همین باشد یا نه را نمی‌دانم، باید منتظر شد تا عکس العمل ایشان را دید. در پیامگیر وبلاگ http://revisal.blogfa.com پیامی گذاشتم اگر پاسخی دریافت کردم یقینا منعکس خواهم کرد.

Comments

حسن اقا جان انقدر وضعيت مسخره است كه حرفي اصلن نميشود گفت بخدا يكساعته تلاش كردم تا تونستم از فيلتر بگذرم و وبلاگت را بخونم موفق باشي
دردهايم را در ماتمكده دل ميسوزانم تا بخندم و نگويم كه دلتنگم

آقاجان
کارهای اقتصادی مملکت دست سپاه است. هرجا که اینها میخواهند سفره ای پهن کنند ابتدا به طرف یک انگ سیاسی یا فرقه ای میزنند و طرف را از میدان به در میکنند. این روظ های بازتاب یک روش قدیمی است و بقول معروف خیلی تابلو شده. همه میفهمند که حتما یک خبرهایی هست.

برنامه امروز بلاگ‌آباد: حسن آقا جيمز باند می‌شود. :-)

جناب رهگذر:

من مبارزهء ايدئولوژيک ميکنم. من فقط یک پیشرو و پیشقدم هستم؛ به قول کوهنوردا پاکوب درست میکنم تا کسانی که از پشت میآیند، راحت تر بالا روند.

وظیفهء من ریختن قباحت فحاشی به ائمه اطهار است تا این مهم در نظر همگان آسان شود و بتوانند بدون ترس آزادانه اسلام را به چالش بکشند

اگر فاطمه زهرا تخم چپم رو بخوره و زینب کبری تخم راستم را، هرگز از رسالت خطیر برائت از کسکشین و جهاد در راه خدا علیه پیامبران دروغین دست نخواهم کشید.
--------
حضرت علی می خواد به بچه محلاش ضد حال بزنه ، فاطمه زهرای سوزاکی-سفلیسی رو می گیره.

امام حسین (ع) با ننه ش میره بیرون یه خره رو میبینه، کیرخره رو نشون میده به فاطمه زهرا میگه: این چیه؟ فاطمه فیل کس میگه: هیچی نیست عزیزم بیا بریم.

فرداش امام حسین با باباش میره بیرون بازم کیر خره رو میبینه به علی (ع) میگه: بابا، این چیه؟ علی میگه: این کیر خره. امام حسین: پس چرا مامان گفت هیچی نیست؟ علی: آخه برای مامانت این هیچی نیست!

دو تا از اصحاب میرن خونهء علی بن ابی طالب، کیر اولی به کیر دومی میگه : خدا کنه فاطمه زهرا نیاد وگر نه بااس تا آخر مهمونی سر پا وایستیم !!!

امام حسن و امام حسین میرن دم حموم زنونه
امام حسن میره بالا پنجره به آغا سیدالشهدا میگه من تعریف میکنم تو جلق بزن
امام حسن:وای چه هیکلی داره!بزن بزن!
امام حسن:وای داره کرستش رو در میاره ...وای چه پستونه گنده ای!بزن بزن!
امام حسن:وای چه شرت سیاه خوشگلی...داره در میاره ..در آورد ..وای چه کسی!بزن بزن!
امام حسن: حسین! کس کش...! نزن! نزن! ننهء خودمون فاطمه زهراس!

به حضرت علی (ع) میگن بدو که همه محل دارن زنت رو میکنن!
میره از پنجره یه نیگا میکنه میزنه زیر خنده. بش میگن چرا میخندی؟
میگه آخه کون همه رو دیده بودم الا کون بابام ابوطالب رو!

چهار تا خر چه جوری روی هم سوار میشند !؟ هــان؟
حضرت محمد، فاطمه زهرا رو بغل میکنه سوار خرش (براق) میشه میره رو قبر بابای دیوثش

عليرضای عزيزم
پاينده باشی

فقط اينو بگم كه فايلهای ضددين وبلاگ من هركدومش 1 يا 2 مگابايت بيشتر نيست و ظرفيت دانلود 19 گيگابايت در ماه است. اين ماه روز بيستم ظرفيت تكميل شد!! يعني 19 گيگابايت توي 19 روز دانلود شد از اين سايت.هرماه همينطور ميشه و همه بهم اعتراض ميكنند كه چرا ظرفيت رو بالاتر نميبرم. اين نشون ميده كه چقدر همه تشنه اينجورحرفها هستند.


به اميد نابودی هرچه سريعتر اسلام

* *
*در خــــواســـــــــــت*

درود بر حسن اقای عزیز وباقی دوستان.. میدونید که الان در دی ماه هستیم و 1 ماه تا سالگرد استفراغ اسلامی بیشتر نمونده..من الان چند روزه که دارم فکر میکنم که کلفنت ترین و حجیم ترین التی که میشه در این ایام به معقداسلام وجمهوری اسلامی واردکرد چیه؟ وبه این نتیجه رسیدم که پخش سخنرانی بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(وز) درانجایی که میفرمایند نفت مال خودتانه گاز مال خودتانه چرا باید پول اب وبرق.. بدید و غیره.... دراینترنت موبایل ها وکامپیوترها و شبکه هایی مثل CHANNEL ONE , PARS , VOA شاید فکر خوبی باشه. البته حتما می دونید طبق یک قانون نا نوشته در جمهوری اسلامی داشتن این سخنرانی در دست هرکسی به منزله امضای حکم اعدام شخص است.. ازدوستانی که میدانند که این فیلم یا صدا را از کجا میتوان تهیه کرد عاجوزانه درخواست کمک میکنیم.
چهره سردمداران حکومت اسلامی در هنگام پخش این فایل درسراسرجهان که سند کلاه برداری . زنازادگی و مادرقهبگی انهاست دیدنی خواهد بودD:
++++++++++
خُسن آقا:
این هم اسنادی که می خواهی:
http://www.zandiq.com/farsi/audioandvideo/khomeini.htm
این یکی از همه بهتر است این عینا نشان می دهد که دستور کشت و کشتار را خمینی جلاد صادر کرده است:
http://www.zandiq.com/farsi/audioandvideo/khomeini_bani_quraizah.htm
----------
این هم آیاتی از قران که خمینی از روی آن دستور صادر می کرد

https://www.zandiq.com/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=20

متاسفانه تقریبا تمامی افراد این سایت.تعصب های پوچ چشم و گوششان را بسته و قادر به درک حقیقت نیستند.
نه می بینند نه می شنوند و نه........
اما برای علیرضا که شاید از بقیه اندیشمند تر باشد.و سوالی درباره عید سعید قربان پرسیده بود می گویم:
اول اینکه فکر نمی کنم هیچ کدام از افراد این سایت گیاهخوار باشند که اینگونه درباره قربانی حیوانات صحبت می کنند!کشتن حیوانات در تمام دنیا رواج دارد.
اما در این روزسعید.مسلمانان توانگر(زیرا این امر تنها بر توانگران مستحب است)حیوانی را می کشند و گوشت آنرا را در بین ضعفا تقسیم می کنند.و این روز را با هم جشن می گیرند.در واقع این یکی از جشن هایی است که در آن سعی شده در هر دوره ای از تاریخ که باشد.برای یک روز فاصله بین فقیر و غنی از بین رفته و هرکسی به مقدار توانش برای دیگران که توانایی ندارند خوراکی تهیه کرده و دل آنان را شاد کند.
البته از منظر فلسفی نیز می توان به این عید نگاه کرد که شاید اینگونه باشد:
همانطور که هر یک از اعمال حج فلسفه ای دارد قربانی کردن گوسفند در عید قربان نیز فلسفه خاصی دارد كشتن حس حیوانیت در انسان و دوری جستن از بعد حیوانی انسان یکی از فلسفه های قربانی کردن گوسفند در عید قربان است.
زمان قدیم رسم توده ملتهاست که جهت زنده نگهداشتن کارنامه های بزرگواران و فاتحان، دولتمردان و نامدارن بناها ساختمانها و مناره ها یا مجسمه هایی به طور یادگار می سازند، هر چند آنها مستحکم باشند باز هم شکار حوادث روزگار خواهند شد اما دین اسلام در این سلسله بعضی اعمال را مشروع قرار داده که با آن شخصیت ارتباط خاصی دارند از انجام آن اعمال نه تنها ثواب می رسد بلکه سیرت و زندگانی، فداکاری و مجاهده های آن شخصیت در ذهن ترسیم می گردد تا آنها را مشعل راه خویش قرار داده و خود را جهت عمل و دعوت به راه حق آماده سازد. بخصوص این عمل مبارک (قربانی) یعنی مال و متاع، تن، سن و وطن همه اینها را به خاطر رضایت خداوند قربان کند و از آنها بگذرد. بطور خلاصه نفس و هوای انسان مانند گوسفند کشته شود تا رضای الهی حاصل گردد.
یک فرد مسلمان وقتی که دوست داشتنی و بهترین حیوانی از قبیل شتر و گاو و گوسفند را در راه رضای خدا قربانی می کند در واقع گویا برای تکامل روحی و تربیت تدریجی نخستین درسی به او آموخته می شود که او از قربانی نفیس برای قربانی نفس خویش آماده گردد و در عین حال برای فقراء و مساکین بهترین صدقه و خیرات است که خانواده خویش نیز از آن استفاده می کند. یقینا در کشورهای اسلامی بین شهر نشینان و روستائیان خانواده های بسیاری هستند که در طول سال یک بار هم گوشت بر سر سفره شان نمی بینند اگر گوشت قربانی عادلانه طبق سنت توزیع شود بهترین خدمت و کمک برای خانواده های ستمدیده خواهد بود.
در آخر معنای قربانی:
از نظر معنای لغوی «قربانی» از لفظ «قربان» ماخوذ است، هر آن چیزی که ذریعه و وسیله تقرب و نزدیکی الله تعالی باشد آن را «قربانی» می گویند، آن چیز خواه ذبح حیوان باشد یا دیگر صدقات.

بعضی از علماء هر نیکی و عمل خیر را که باعث قرب و رحمت الهی باشد «قربانی» می نامند.

البته در عرف عام به آن حیوان مخصوص «قربانی» گفته می شود که به خاطر رضای الله در روزهای معین عید الاضحی- عید قربان- مسلمانان آن را ذبح می کنند و کلمه قربانی از لفظ قربان گرفته شده و چندین بار در قرآن مجید آمده است، در اکثر مواقع مراد از آن «حیوان مذبوحه» است.
در ضمن اسم بنده مارمولک است نه چیز دیگر.امیدوارم جوابم قانعتان کرده باشم.
یا حق

عجب...! پس در اسلام تکامل معنوی و دوری جستن از بعد حیوانی انسان و از بین بردن فاصله طبقاتی با کشتن گوسفند میسر میشود.

عجب دین کسوشعری داری عمو!

پس حتماً فلسفهء(!؟) سیفون کشیدن روی پی پی در توالت فرهنگی هم دوری جستن انسان از کثیفی ها و رذالت ها است!

حسن اقا جون دمت گرم دستت طلا

Thank You

فرموده اند که مارمولک هستند نه چیز دیگری
وااسلاما وامحمدا که مسلمانان نطفه ی شان علاوه بر اسپرم تازی ها با اسپرم مارمولک و سوسمار و سمندر و تمساح هم بسته می شود

کمــــــــــی هـــم بخـــندیم

رویای حــــاج ممـــد

به قلم موج نو.از
http://www.goftegu.com

همه اسپرمها در حال بستن بار و بنديل هستند به اميد اينكه بتوانند با تخمك جمع شوند
يكي از اسپرمها يك بسيجي جانباز است به نام حاج ممد، يك اسپرم ارزشي و حزب اللهي كه يكي از پاهاي خود را در جنگ از دست داده است.
پس از رفتن به خانه خدا تنها آرزويي كه برايش باقي مانده است آنست كه بتواند با تخمك جمع شود و تبديل به يك فرزند طيب و ارزشي شود. هر بار كه مي ديد اسپرمهاي جوان و سالم با چه شوقي به سوداي تخمك در حال دويدن هستند اشك در چشمهايش جمع مي شد. دستهايش را بالا مي برد و به درگاه خدا گريه مي كرد:
ــ خدايا پس كي نوبت من مي رسه؟
سالهاست كه با اين سودا زندگي كرده است اما اينبار مثل اينكه با دفعات قبل فرق داره. وجودش سرشار از طلب شده است.ديگر كسي جلودار او نيست.
ناگهان خبر مي دهد همه اعضاي خانواده اش در تالار جمع شوند . قضيه را با آنها در ميان مي گذارد.
اسپرم زن: اما حاجي تو كه يك پا نداري زير دست و پا له مي شي. تو كه نمي توني حريف اين اسپرمهاي جوان و قوي بشي.
اسپرم جانباز: نه خانوم ما تو جبهه بزرگ شديم
اسپرم پسر : بابا نرو. مارو تنها نذار.
اسپرم جانباز: عزيزم به اون بچه ارزشي كه مي خواهد از من توليد بشه فكر كن
و...
خلاصه كسي نتونست جلودارش بشه .خانواده اش هم كه ديدند در تصميمش مصمم است همگي شروع به گريستن كردند .زنش هم دويد بساط قرآن و كاسه آب را فراهم كنه.
ناگهان اسپرم سيد هم از راه رسيد و با ديدن اين وضعيت پرسيد :
ــ حاجي چي شده؟
ــ هيچي مي خام دل به دريا بزنم؟
ــ حاجي دلم واست كبابه.
ــ پس كمكم مي كني؟
ــ نوكرتم حاجي.( دختر حاجي هم توي اون جمع هست هان )
...
حاج ممد شال و كلاه مي كنه و دست به عصا مي شه. بيرون خانه شور و همهمه اي به پاست. همه اسپرمها دارند به سوي يك هدف مشترك مي شتابند.
زنش از زير قرآن ردش مي كنه . بچه ها هم در حال گريه كردن هستند. دوتا پسر بزرگه هم ميان از دو طرف زير بغل حاجي را مي گيرند تا در راه رفتن كمكش كنند. سيد هم از خانواده ( بخصوص دختر حاجي ) خداحافظي مي كنه و با آنها رهسپار مي شود.
هر چه جلو تر مي روند ازدحام اسپرمها بيشتر مي شد. بگونه اي كه يكي از عصاهاي زير بغلي حاج ممد مي شكند و راه رفتن براي او بسي سختتر مي شود. اسپرمهاي ديگر بي رحمانه همديگر را هل مي دهند و كنار مي زنند. از اين چند مليون اسپرم فقط يكي از آنها شانس داره به تخمك برسه.
حاج ممد با سختي همه فشار ها را تحمل مي كنه و لنگان لنگان پيش مي ره. سيد داد مي زنه:
ــ بابا نامردا . جانبازه...
اما فايده اي نداره. تا جايي كه اون يكي عصاي حاجي نيز مي شكنه. اما حاجي مرد جبهه است. به هر طريقي كه هست خودش رو به طرف جلو مي كشه.
به طرف ختنه گاه حركت مي كردند كه يك گروه سينه زن متشكل از ائتلاف بسيجيان اسپرم كه آنها هم در مسير خروجي در حال حركت بودند حاجي رو مي بينند و مي شناسند:
ــ سلام حاجي! نوكرتم ! تو كجا ؟ اينجا كجا؟ اين چه سر ووضعيه ؟ چي به سرت اومده؟
ــ هيچي ! در ازدحام اين مردم نمك نشناس دو تا عصام خرد شد و دارم لنگان لنگان به سمت ختنه گاه و خروجي حركت مي كنم. به خواست خدا قصد تشكيل نطفه دارم.
ــ راست مي گي حاجي؟
ــ دروغم چيه؟
ــ تكبير : الله اكبر ... الله اكبر ... خامنه اي رهبر ... ...
تكبير گروه بسيجي موجب جلب توجه سايرين شد و جمعيت انبوهي اطراف حاجي جمع شدند. رئيس هيئت بالاي سكويي مي رود و فرياد مي زند:
ــ اي ملت شهيد پرور ! اي ملت با ايمان! بار ديگر فرصتي فراهم شده است كه حماسه اي ديگر بيافرينيد...
جمعيت كه از واقعيت ماجرا با خبر شده بودند به سمت حاجي هجوم مي آورند و او را بر روي دوش خود قرار مي دهند و شعار گويار و الله اكبر گويان به سمت ختنه گاه روانه مي شوند...
حاجي هم اشك در چشماش جاري است و شكر و ثناي خدارا مي گويد

سيد كه خيالش از بابت حاجي راحت شده مي گه:
ــ حاجي مي خاي برم جلو تر ببينم چه خبره ؟
ــ آره سيد جان حتما اين كارو بكن.
سيد با سرعت به طرف جلو مي دود. و در ازدحام ناپديد مي شود.
حاجي هم مي ره تو رويا. در رويا يك تخمك بزرگ رو مي بينه كه داره به او خوش آمد گويي مي كنه.بعد به فكر اين مي افته كه چه جوري بايد با اون جمع بشه... بعد به فكر اون بچه ارزشي مي افته ... توي همين روياهاي شيرين است كه سيد را از دور مي بينه كه داره فرياد مي زنه و با دست اشاره مي كنه.
ــ جاجي نيا...نيا ... جاجي نيا...
حاج ممد گوشارو تيز مي كنه :
ــ حاجي نيا ... بر گرد... برگرد
حاج ممد كه روي شانه جمعيت لم داده مي پرسه:
ــ آخه چرا ؟ مگه چي شده؟
ــ حاجي برگرد... برگرد... نيا...
ــ مي خاي حرف بزني يا نه ؟چرا بايد برگردم؟
ــ حاجي برگرد ...استمناست ...استمنا...

اگه خرمولک بتونه ارتباط زجرکش کردن گاو و گوسفند با کشتن حیوانیت در انسان و دوری جستن از بعد حیوانی انسان رو پیدا کنه، من بلافاصله اسلام میارم و همه اشقیای این سایت رو به مذهب شیعه دعوت میکنم

خرمولک این گوی و این میدان (این کس جفنگیات رو نگو بهت میخندن بابایی)
---
حضرت علی (ع) از فاطمه زهرا می پرسه تو چه فکری هستی؟
فاطمه فیل کس می خواسته تیریپ لاو بزاره میگه تو همون فکری که تو هستی.
آغا امیر المومنین میگه اااااااااااااه.... یعنی تو هم میخوایی منو بکنی؟

مارمولک:
آخه احمق چرا زر اضافه ميزني؟ شما مسلمونا چرا يه جا که گير ميکنين و حرفي براي گفتن ندارين زرتي بعد حيواني- انساني ميکنين و دم از فقيرو غني ميزنين. عيد ان قربان دقيقا براي ارضا شدن حس خونخواريه شما مسلموناست. اسمش روشه" قربان" . يعني کسي يا چيزي رو براي بتي(خدايي ) کشتن. کدوم فقيرو غني؟ عرب وحشي آدمکش رو چه به گوشت تقسيم کردن بين ضعفا؟؟!!! برو اين اراجيف براي بچه بسيجي هاي مخلصي بگو که تو نوبت سرو دست ميشکنن براي شکنجه بچه هاي ايران نه توي سايتي که خواننده هاش از نسل کوروش کبيرن.

پیشاپیش فرا رسیدن فرخنده ایام کریسمس را خدمت تمامی نا مسلمانان جهان تبریک می گوییم
ناراحت نشید فرزندان کوروش ولی عید نوروز ما تبدیل شده به اسبابی برای مسلمین کس کش
این مسلمین مادر قحبه لحظات تحویل سال را با خواندن دعا و قران شروع می کنند و سر سفره ی هفت سین قران می گذارند و بعد از تحویل سال پای سخنان خامنه ای مادر جنده می نشینند تا سالشان را مزین به اسم یکی از ائمه ی جمیعا حرامزاده کند و بعد از روز اول 2 هفته ی اول سال را در مشهد و قم (منجس) سپری می کنند
شما بگید این همان نوروز ایین ایرانیان است ؟
تازه حیف نیست ان پاپانوئل شاد و خوشتیپ و با بزل و بخشش را با عمو نوروز کریه منظر (علی ابن ابی طالب منظر) عوض کنیم
خوش بحال حسن اقا اول زانویه که از خواب بلند میشه می بینه زیر درخت کریسمسش براش کلی کادو گذاشتن

کریسمس مبارک کریسمس مبارک
Happy christmas

کشتن بخش منحوسی است از وجود آدمی،
برای همین است که آدمیان (معمولا!)این کار را در خفا انجام می‌دهند!
مثل خیلی از کارهای دیگر آدمی که ادم مجبور است انجام دهد(وگرنه می‌پکد!) ولی دور از چشم دیگران،
خود کار، شاید کار بدی نباشد اما در جمع انجامش دادن و برایش جشن گرفتن کمی مسخره و البته بسیار سادیسمی است.

fire on quran


http://www.fireonquran.com/

کشتن حس حیوانیت را از آن جهت می گوییم که این عمل اولا یک نماد است و در ثانی.در واقع پیروی و یادآوری از عمل بزرگ حضرت ابراهیم علیه السلام می باشد.که ایشان آنچنان ایمان قوی داشتند که توانستند جهت رضای خدا وگردن نهادن به فرمانی که از سوی فرمانروای مطلق جهان به ایشان رسیده بود پا بر روی احساسات و در واقع بعد جسمانی خویش گذاشتند و حاضر به قربانی کردن فرزند خویش جهت رضای خداوند شدند و از آزمون الهی پیروز بیرون آمدند.ما نیز به پیروی از حضرت ابراهیم هر ساله با انجام قربانی به خود یادآوری می کنیم که برای رسیدن به مقام قرب الهی و رضا حضرت باری تعالی باید فراتر از جسم خویش شویم و پا بر روی خواسته های جسمانی خویش نهیم و در واقع روح را از اسارت جسم رهایی بخشیم.
گرچه همانطور که گفتم شما آنچنان نابینا و ناشنوا هستید که سخن حق را نمی شنوید -نمی توانید و نمی خواهید-و تعصب کور جلوی چشمانتان را گرفته و یا حاضر به این نیستید که سعادتمندی ابدی و سعادت حقیقی را در این جهان با بارها و کثافت کاری هایتان عوض کنید.ولی من این را هم گفتم تا به پیروی از حضرت نوح که هدایتشان طولانی ترین هدایت بود و تا مدتی طولانی صبر پیشه کرده و دست از هدایت برنداشتند.عمل کرده باشم و آن کسانی که گوش حق شنو دارند بشنوند.
خداوند آن کس را که بخواهد هدایت می کند و آن که را بخواهد گمراه می کند.
عسل هم قربانی را اشتباه معنی کرده.قربانی به معنی عملی است که باعث قرب بشود.

مارمولک

توضیح بده چگونه زجرکش کردن گاو و گوسفند باعث کشتن حیوانیت در انسان و دوری جستن از بعد حیوانی انسان میشه نه اینکه گوز رو به شقیقه ربط بدی.

گاییدن کودکان نماد و سمبل بلوغ فکری:
اگر کشتن گاو و گوسفند نماد کشتن حیوانیت در انسان است، پس حتماً تجاوز کردن به کس و کون نوزادان و کودکان هم نماد دوری جستن انسان از دوران کودکی و بلوغ فکری است!!!
زیرا در این عمل انسان کودکی را میگاید!

پس جا داره در جشن تکلیف پسران، مراسم با شکوه گاییدن نوزادان را نیز بگنجانند تا با اجرای این سنت نبوی ِ نمادین، پسران تازه بالغ از کودکی دوری بجویند.

مارمولک بذار روشنت کنم:
ما نه ادعای پیامبری بهاء الله و محمد و عیسی و موسی رو قبول داریم (چون ادعای پیامبریشون اثبات نشده)، و نه به مامبو جامبوهای کسوشعرنامهء قرآن و تورات معتقدیم. (چون دلیلی دال بر اینکه کلام خدا هستند پیدا نکرده ایم - بگذریم از اینکه آنها را مملو از یاوه های ضد علمی سخیف میابیم)
وحی به ابراهیم که جای خود دارد.

مشکل مغزی و خطای منطقی تو:
در اینجا مطرح میشه که قربانی گاو و گوسفند دنبالهء سنت های خرافی انسان بدوی است که در راه خدا کباب و موز و کودک و دختر قربانی میکرد و فرقی بین عمل مضحک هدیه کردن بیسکویت به خدا با عید قربان نیست.

تو میایی میگی خدا به ابراهیم وحی کرده بود که کودک و گوسفند قربانی کنه و عید قربان پیروی از عمل بزرگ حضرت ابراهیم است

اگر ما ابراهیم را پیامبر خدا و در نتیجه قربانی را امر خدا میدانستیم که دیگر مراسم سخیف قربانی را استهزا نمیکردیم

** شما اول ثابت کن کتاب اقدس و قرآن و تورات کلام خدا هستند، سپس از وحی خدا برای ما دلیل بیار **

اولا خوشحالم که با اینکه نتوانستی جواب مرا بدهی باز هم ایمان نیاوردی.و پیش بینی مرا تایید کردی.
و باز از یک شاخه به شاخه دیگر پریدی.
دوست داری بدونی چرا قرآن وحی خداست؟
البته برای شما من هر حجت روشنی بیاورم شما گوش نمی دهید.
پس بزار با روشن ترین مفاهیم ریاضی شروع کنم...
این اعمال رو می تونی با کامپیوتر امتحان کنی.
يکى از بزرگترين معجزات [۷۴:۳۵]

پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.

بسادگى قابل درک

غير قابل تقليد

براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى_ ترکيب رياضى ماوراء انسانى.

خوانندگان اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرين صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خدا" است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).

عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است.

اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نضر داشته باشيم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلمه بسيار گستره، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.

حقايق ساده

مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشگل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:

۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.

۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود................................۱۹۶ .

۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................۱۹۲۳۴ .

[۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود...........۱۹ .

۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹۶ .

۵. از غيبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.

۶. مجموع شماره سوره ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ يا ............۱۹۱۸.

۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹۱۸.

۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.

۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹ ۴.

۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.

۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همين است.

۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............۱۹۱۶.

۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.

۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.

۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا ۱۹۳.

۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:

۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹۴۴.

۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹۳۸.

۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹۸۵۳۴.

اين خلاصه فشرده اى بود از معجزات ساده.


New NUM 19



A Java based program. Advanced.
Divide very long numbers.
click here


If your browser does not support Java , use our older version.

NUM 19



A computer program to divide very
long numbers. It is free to download
click here



انشاء رياضى

قرآن پديده خاض و بى نظيرى در بر دارد که هرگز در کتاب ديگرى يافت نميشود. ۲۹ سوره با ۱۴ مجموعه مختلف به اسم "پارافهاى قرآنى" (امضاء مخفف قرآنى ) آغاز ميشوند که هر کدام شامل يک تا پنج حرف هستند. ۱۴ حرف، يعنى نصف حروف الفباء عربى، در اين مجموعه ها بکار رفته است. اهميت پارافهاى قرآنى از طريق الهى به مدت ۱۴ قرن حفظ شده بود و پنهان مانده بود. قرآن در آيات ۱۰:۲۰ و۶-۲۵:۴ درباره معجزه خود، بعنى اثبات نويسندگى الهى، ميگويد که مقدر شده بود تا براى زمانى تعيين شده از قبل، پنهان بماند:

آنها گويند، "چرا معجزه اى از طرف پروردگارش بر او نيامد "آينده از آن خدا است، پس منتظر باشيد، و من هم با شما منتظر هستم." [۱۰:۲۰]

کسانى که کافر شدند گفتند، "اين دروغى است که او با کمک مردم ديگر جعل کرد. " آنها کفر گفته اند و دروغ. ديگران گفتند، "افسانه هاى قديمى است که او نوشته است؛ براى او شبانه روز ديکته شده." بگو، اين از طرف کسى فرستاده شده است که راز آسمانها و زمين را ميداند. او عفو کنده است؛ مهربانترين.

[۶-۲۵:۴]

پارافهاى قرآن قسمت مهمى از معجزه رياضى قرآن را بر پايه عدد ۱۹، تشکيل ميدهند.

زمينه تاريخى

در سال ۱۹۶۸ به اين نتيجه رسيدم که ترجمه هاى کنونى قرآن به انگليسى، پيغام حقيقى آخرين کتاب خدا را در بر ندارند. براى مثال دو نفر از معروف ترين مترجمان قرآن، يوسف على و مارمادوک پيکتال، هنگام ترجمه ۳۹:۴۵ که معيار عظيم مشخص کننده قرآن است، نتوانستند بر سنتهاى دينى فاسدشان غلبه کنند.

هنگامکه تنها خدا دکر شود، قلب کسانى که به آخرت ايمان ندارند با بيزارى تنگ ميشود. اما وقتى ديگران در کنار او ذکر شوند، راضى ميشوند. [۳۹:۴۵]


جدول شماره ۱ : فهرست پارافهاى قرآنى و سوره هايشان

شماره
شماره سوره
اسم سوره
پاراف قرآنى

۱
۲
گوساله ماده
ا. ل. م.

۲
۳
آل عمران
ا. ل. م.

۳
۷
برزخ
ا. ل. م. ص.

۴
۱۰
يونس
ا. ل. ر.

۵
۱۱
هود
ا. ل. ر.

۶
۱۲
يوسف
ا. ل. ر.

۷
۱۳
رعد
ا. ل. م. ر.

۸
۱۴
ابراهيم
ا. ل. ر.

۹
۱۵
سرزمين حجر
ا. ل. ر.

۱۰
۱۹
مريم
ک. ه. ى. ع. ص.

۱۱
۲۰
ط. ه
ط. ه.

۱۲
۲۶
شعرا
ط. س. م.

۱۳
۲۷
مورچه
ط. س.

۱۴
۲۸
تاريخ
ط. س. م.

۱۵
۲۹
عنکبوت
ا. ل. م.

۱۶
۳۰
روميان
ا. ل. م.

۱۷
۳۱
لقمان
ا. ل. م.

۱۸
۳۲
سجده
ا. ل. م.

۱۹
۳۶
ى. س.
ى. س.

۲۰
۳۸
ص
ص

۲۱
۴۰
عفو کننده
ح. م..

۲۲
۴۱
مفصل
ح. م.

۲۳
۴۲
مشورت
ح. م. ع. س. ق.

۲۴
۴۳
تجملات
ح. م.

۲۵
۴۴
دود
ح. م.

۲۶
۴۵
زانو زدن
ح. م.

۲۷
۴۶
تپه هاى شنى
ح. م.

۲۸
۵۰
ق
ق

۲۹
۶۸
قلم
ن و ن


يوسف على کلمه بسيار مهم "تنها" را در ترجمه خود حذف کرد، و بقيه آيه را با اضافه کردن کلمه "(خدايان)" تغيير داد. بنابراين، او کاملا اين مهم ترين معيار قرآنى را از بين برد. او آيه ۳۹:۴۵ را اينطور ترجمه کرد:

هنگاميکه خداى يکتا ذکر شود، قلب کسانيکه به آخرت ايمان ندارند پر از ترس و وحشت ميشود؛ اما وقتى (خدايان) غير از او دکر شوند، مشاهده ميشود، آنها پر از شادى ميشوند. (طبق گفته يوسف على) [۳۹:۴۵]

اصطلاح "هنگاميکه خداى يکتا ذکر شود،" مانند گفته "هنگاميکه تنها خدا ذکر شود،" نيست، هر کسى ميتواند خداى يکتا را ذکر کند و همچنين محمد يا مسيح را ذکر کند و هيچکس هم ناراحت نخواهد شد. اما اگر "تنها خدا ذکر شود،" ديگر نميتوانيد اسم ديگرى را ذکر کنيد، و بسيارى از مردم- کسانيکه محمد يا مسيح را بت قرار داده اند- ناراحت خواهند شد. بنابراين، يوسف على نتوانست خود را راضى کند تا حقيقت قرآنى را نشان دهد، چنانچه اين باعث آشکار شدن ايمان فاسدش ميشد.

مارمادوک پيکتال "تنها" را درست ترجمه کرد، اما معيار قرآنى را با قرار دادن عقايد شخصى خود در پرانتز، از بين برد؛ او ۳۹:۴۵ را اينطور ترجمه کرد:

و هنگاميکه تنها الله ذکر شود، قلب کسانى که به آخرت ايمان ندارند متنفر ميشود، و هنگاميکه کسانى که در کنار او (ميپرستند)، ذکر شوند، مشاهده ميشود! آنها خوشحال هستند. [۳۹:۴۵] (طبق مارمادوک پيکتال)

هنگاميکه ديدم حقيقت کلام خدا اينطور تغيير داده شده، تصميم گرفتم تا قرآن را ترجمه کنم، حداقل براى منفعت فرزندان خودم. از آنجاييکه حرفه من شيمى بود، و با وجود تاريخچه گسترده دينى من-پدر من صوفى مشهورى بود در مصر- من به خدا قسم خوردم که از آيه اى به آيه ديگر نروم مگر اينکه کاملا آنرا درک کنم.

من همه ترجمه ها و تفاسيرى را که ميتوانستم پيدا کنم خريدارى کردم، آنها را روى ميزى بزرگ قرار دادم، و ترجمه خود را آغاز کردم. اولين سوره، کليد، در چند روز کامل شد. اولين آيه از سوره ۲، "ا. ل. م." است. ترجمه اين آيه چهار سال بطول انجاميد، و مصادف شد با آشکار شدن "راز" الهى، معجزه عظيم رياضى قرآن.

کتابهاى تفاسير قرآنى به اتفاق آرا به اين نتيجه رسيده بودند که " هيچکس معانى و اهميت پارافهاى قرآنى ا. ل. م.، يا هر پاراف ديگرى را نميداند." من تصميم گرفتم تا قرآنى را در کامپيوتر بنويسم، و همه متن آنرا بررسى کنم، و ببينم آيا در ميان اين پارافهاى قرآنى رابطه اى از نظر رياضى وجود دارد يا نه.

من از کامپيوترى استفاده ميکردم که بوسيله خد تلفن به کامپيوترى عظيم متصل بود. براى امتحان فرضيات خود تصميم گرفتم پارافهاى قرآنى تک حرفى "ق" از سوره ۴۲ و ۵۰ و "ص" از سوره ۷، ۱۹، و ۳۸، و "ن" (نون) از سوره ۶۸ را بررسى کنم. همانطور که در اولين کتابم معجزه قرآن : اهميت الفباى مرموز (توليدات اسلامى، سال ۱۹۷۳) نشان داده شده است، بسيارى از کوششهاى قبلى براى آشکار کردن اين راز با شکست مواجه شده بود.

پاراف قرآنى " ق "

اصلاعات کامپيوترى نشان داد که تنها سوره هايى که پاراف "ق" دارند، ۴۲ و ۵۰، هر دو داراى تعداد مساوى "ق" هستند، ۵۷ و ۵۷. اين اولين اشاره بود که نشان ميداد سيستم رياضى سنجيده اى در قرآن وجود دارد.

اسم سوره ۵۰ "ق" است و با "ق" شروع ميشود، و اولين آيه اينطور خوانده ميشود، "ق و قرآن مجيد." اين نشان ميدهد که "ق" نمانيده "قرآن" است و مجموع "ق" ها در هر دو سوره پاراف دار "ق" نشان دهنده ۱۱۴ سوره قرآن است (۶۱۹ = ۱۱۴ = ۵۷+ ۵۷). اين عقيده با اين واقعيت که کلمه "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است محکم تر شد.

قرآن در سوره "ق" بعنوان "مجيد" توجيه شده است، و کلمه عربى "مجيد" مقئار عدديش ميشود : ۵۷ = (۴)د + (۱۰) ى + (۳) ج + (۴۰) م.

سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۵۱۹ = ۹۵ = ۵۳ + ۴۲.

سوره ۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۹۵= ۴۵+۵۰ ، همان مجموع در سوره ۴۲ است. با شمردن "ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن، مجموع ميشود ۷۶ يا ۴۱۹. خلاصه اصلاعات مربوط به "ق" در زير نوشته شده است:

۱. تعداد تکرار "ق" در سوره "ق" در سوره "ق" (شماره ۵۰) ۵۷ مرتبه است، ۳۱۹.

۲. حرف "ق" در سوره ديگر پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ که مساوى تکرار شده است، ۵۷.

۳. مجموع تکرار "ق" در دو سوره پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ مه مساويست با تعداد سوره هاى قرآن.

۴. "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است.

۵. توجيه قرآن بعنوان "مجيد"، به تعداد تکرار حرف "ق" در هر يک از سوره هاى پاراف-ق مربوط ميشود، مقرار عددى کلمه "مجيد" ۵۷ است.

۶. سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۴۲+۵۳ ميشود ۹۵، يا ۵ ۱۹.

۷. سوره ۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۵۰+۴۵ هم ميشود ۹۵، ۵ ۱۹.

۸. تعداد "ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن ميشود ۷۶، يا ۴۱۹.

نشانه هايى از انشاء رياضى قرآن پديدار شد. براى مثال، مشاهده شد که مردميکه به لوط کافر شدند، در آيه ۱۳:۵۰ آمده است و در همه قرآن ۱۳ مرتبه تکرار شده است- ۷:۸۰؛ ۸۹، ۷۴، ۱۱:۷۰؛ ۲۱:۷۴؛ ۲۲:۴۳؛ ۲۶:۱۶۰؛ ۵۶، ۲۷:۵۴؛ ۲۹:۲۸؛ ۳۸:۱۳؛ ۵۰:۱۳؛ و ۵۴:۳۳. همه جا به آنها بعنوان "قوم" اشاره شده است، بجز يک استثناء در سوره پاراف دار-ق ۵۰، جاييکه به آنها بعنوان "اخوان" اشاره شده است. واضح است که اگر کلمه ق- دار "قوم" استفاده شده بود، شمارش حرف "ق" در سوره ۵۰ ميشد ۵۸، و اين پديده بکلى از بين ميرفت. صحت و دقت مطلق رياضى طورى است که تغيير تنها يک حرف، اين سيستم را بکلى از بين ميبرد. مثال ديگرى در همين رابطه اشاره به مکه است در آيه ۳:۹۶ بعنوان "بکه"! ديکته عجيب اين شهر معروف، قرنها مساله طلاب مسلمان بوده است. اگر چه مکه در قرآن آيه ۴۸:۲۴ درست ديکته شده است، بجاى حرف "م" در آيه ۳:۹۶ حرف "ب" بکار برده شده است. معلوم ميشود که سوره ۳ با پاراف "م" شروع ميشود، و اگر "مکه" در آيه ۳:۹۶ صحيح ديکته شده بود، شمارش حرف "م" با کد رياضى قرآن مغايرت پيدا ميکرد.

نون (ن)

اين پاراف در نوع خود بى نظير است؛ در يک سوره آمده است، ۶۸، و اسم اين حرف در نسخه اصلى با سه حرف ديکته شده است- نون- بنابراين، دو "ن" شمره ميشود. شمارش اين حرف در سوره پاراف دار-ن ۱۳۳ مرتبه است، يا ۷۱۹.

"ن" آخرين پاراف قرآنى است (جدول ۱) و اين واقعيت مشاهدات خاصى را بوجود مى آورد. براى مثال، تعداد آيات از اولين پاراف قرآنى (ا. ل. م. از ۲:۱) تا آخرين پاراف (ن. از ۶۸:۱) ميشود ۵۲۶۳، يا ۲۷۷۱۹. کلمه "خدا" (الله) ۲۶۴۱ (۱۳۹۱۹) مرتبه در بين اولين پاراف و آخرين پاراف تکرار شده است. از آنجاييکه مجموع تکرار کلمه "خدا" ۲۶۹۸ است، در نتيجه تکرار آن در خارج از پارافهاى "ا. ل. م." از سوره ۲:۱ از يک طرف، و پاراف "ن" از سوره ۶۸:۱ از طرف ديگر، ميشود ۵۷، يا ۳ ۱۹. جدول ۹ تا ۲۰ ثابت ميکند که پاراف "نون" بايد با دو "ن" باشد.

(ص)

اين پاراف در ابتداى سه سوره آمده است، ۷، ۱۹، و ۳۸، و مجموع تکرار حرف "ص" در اين سه سوره ميشود ۱۵۲، ۸۱۹ (جدول ۲). قابل توجه است که در ۷:۶۹، کلمه "بسطه" با "ص" نوشته شده است بجاى "س." اين تغيير بسيار اشتباه است و کد قرآن را از بين ميبرد. با نگاهى به قديمى ترين قرآن موجود، نسخه تاشکنت، معلوم شد که کلمه "بسطه" با ديکته صحيح نوشته شده است، يعنى با "س" (به کپى زير توجه کنيد).

جدول ۲ : تعداد تکرار حرف "ص" در سوره پاراف دار "ص"

تعداد تکرا ر حرف "ص"
شماره سوره

۹۷

۲۶

۲۹
۷

۱۹

۳۸

(۸X۱۹ )= ۱۵۲


نکته اى تاريخى

اين کف مهم که عدد "۱۹" مضرب مشترک قرآن است، در ژانويه سال ۱۹۷۴ حقيقت گرفت که مصادف شد با ذيحجه سال ۱۳۹۳ هجرى. قرآن در سال ۱۳ قبل از هجرت وحى شد. به اين نتيجه ميرسيم که تعداد سالهاى از تاريخ وحى قرآن، تا تاريخ وحى معجزه قرآن، ميشود ۱۴۰۶=۱۳+۱۳۹۳ يا ۷۴۱۹. همانطوريکه در بالا اشاره شد، معجزه قرآن در ژانويه سال ۱۹۷۴ آشکار شد. از ارتباط بين سال ۷۴۱۹ قمرى و ۱۹۷۴ خورشيدى نميتوان چشم پوشى کرد. اين مساله بخصوص قابل توجه است هنگاميکه متوجه شويم که عدد "۱۹" در سوره ۷۴ آمده است.

س. س. (يس)

اين دو حرف در ابتداى سوره ۳۶ آمده اند. حرف "ى" در اين سوره ۲۳۷ مرتبه تکرار شده است، و حرف "س" ۴۸ مرتبه. مجموع هر دو اين حروف ميشود ۲۸۵، يا ۱۵۱۹.

قابل توجه است که حرف "ى" در قرآن به دو صورت نوشته شده است؛ يکى مشخص و ديگرى مخفى يا نامشخص. "ى" مخفى ممکنست براى کسانيکه به زبان عربى مسلط نيستند اختلال ايجاد کند. مثال خوب کلمه "ارينى" است که دوبار در ۱۲:۳۶ آمده است. حرف "ى" دو بار در اين کلمه آمده است، اولين "ى" نامشخص است و دومين "ى" مشخص. سوره ۳۶ هيچيک از "ى"هاى مخفى را ندارد. اين پديده هيبت انگيزى است، و معمولا در سوره طويلى مانند سوره ۳۶ چنين پيده اى را نمى بينيم. در کتابم، "قرآن: معرفى بصرى معجزه (توليدات اسلامى، سال ۱۹۸۲)، "ى"ها و "س"ها در سوره ۳۶ با ستاره مشخص شده اند.

ح. م. (حم)

هفت سوره در قرآن با حروف "ح" و "م" شروع ميشود؛ سوره ۴۰ تا ۴۶. مجموع تکرار اين حروف در اين هفت سوره پاراف دار- ح. م. ميشود ۲۱۴۷، يا ۱۱۳۱۹. جزييات در جدول ۳ نشان داده شده است. طبيعتآ تغيير تنها يک حرف "ح" يا "م" در هر يک از اين هفت سوره پاراف دار- ح. م. اين پديده هيبت انگيز را از بين ميبرد.

جدول ۳ : تکرار حروف "ح" و "م" در هفت سوره پاراف دار- ح. م.

تکرار حروف
شماره

سوره

ح+م
م
ح

۴۴۴
۳۸۰
۶۴
۴۰

۳۲۴
۲۷۶
۴۸
۴۱

۳۵۳
۳۰۰
۵۳
۴۲

۳۶۸
۳۲۴
۴۴
۴۳

۱۶۶
۱۵۰
۱۶
۴۴

۲۳۱
۲۰۰
۳۱
۴۵

۲۶۱
۲۲۵
۳۶
۴۶

ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ


۲۱۴۷ (۱۱۳ x ۱۹)
۱۸۵۵
۲۹۲





ع. س. ق. (عسق )

اين پاراف ها آيه ۲ از سوره ۴۲ را تشکيل ميدهند و مجموع تکرار اين حروف در اين سوره ميشود ۲۰۹، يا ۱۱ ۱۹. حرف "ع" ۹۸ مرتبه و حرف "س" ۵۴ مرتبه، و حرف "ق" ۵۷ مرتبه تکرار شده است.

قابل توجه: "شمارش مجدد و با دقت حروف مقطعه (پاراف های) قرآنی که در سال ۲۰۰۲ با شمارش دستی و استفاده از دو نرم افزار کامپیوتری انجام شد، صحت شمارش دکتر رشاد خلیفه را تایید نمود به استثناء تعداد کمی از محاسبات مربوط به دو حرف مقطعه "ا" و "ل". شمارش جدید حروف مقطعه قرآنی اگرچه با شمارش دکتر خلیفه تفاوت دارد، اما بازهم ضریب ۱۹ بوده و به عنوان قسمتی از معجزه ریاضی قرآن باقی می ماند. جزئیات این شمارش جدید را میتوان در تارنمای زیر یا دیگر تارنماهای مربوطه مشاهده نمود www.submission.org/miracle"

ا. ل. م. (الم )

حروف "ا،" "ل،" "م،" مورد استفاده ترين حروف در زبان عربى هستند، و به همين ترتيبى که در پارافهاى قرآنى مى بينيم_ اول "الف،" سپس "ل،" و بعد "م". اين حروف شش سوره را آغاز ميکنند- ۲، ۳، ۲۹، ۳۰، ۳۱، و ۳۲- و مجموع تکرار اين سه حرف در هر يک از اين شش سوره مضربى از ۱۹ است [۹۸۹۹ (۵۲۱۱۹)، ۵۶۶۲ (۲۹۸۱۹)، ۱۶۷۲ (۸۸۱۹)، ۱۲۵۴ (۶۶۱۹)، ۸۱۷ (۴۳۱۹)، و ۵۷۰ (۳۰۱۹ ) بترتيب]. بنابراين، مجموع تکرار آنها در شش سوره ميشود ۱۹۸۷۴ (۱۰۴۶۱۹)، و تغيير هر يک از اين حروف اين پديده را از بين ميبرد.


جدول ۴ : تکرار حروف "الف،" "ل،" "م"

در سوره هاى پاراف دار- ا. ل. م.

تعداد تكرار
شماره

مجموع
م
ل
أ
سوره

۹۸۹۹ (۱۹ x ۵۲۱)
۲۱۹۵
۳۲۰۲
۴۵۰۲
۲

۵۶۶۲ (۱۹ x ۲۹۸)
۱۲۴۹
۱۸۹۲
۲۵۲۱
۳

۱۶۷۲ (۱۹ x ۸۸)
۳۴۴
۵۵۴
۷۷۴
۲۹

۱۲۵۴ (۱۹x ۶۶ )
۳۱۷
۳۹۳
۵۴۴
۳۰

۸۱۷ (۱۹ x ۴۳ )
۱۷۳
۲۹۷
۳۴۷
۳۱

۵۷۰ (۱۹ x ۳۰)
۱۵۸
۱۵۵
۲۵۷
۳۲

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ


۱۹۸۷۴ (۱۹X ۱۰۴۶)
۴۴۳۶
۶۴۹۳
۸۹۴۵


ا. ل. ر. (الر )

اين پاراف ها در سوره هاى ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۴، و ۱۵ يافت ميشوند. مجموع تکرار اين حروف در اين سوره ها ميشود ۲۴۸۹ (۱۳۱۹ )، ۲۴۸۹ (۱۳۱۱۹)، ۲۳۷۵(۱۲۵۱۹)،۱۱۹۷ (۶۳۱۹)، و ۹۱۲ (۴۸۱۹)، بترتيب (جدول ۵).

جدول ۵ : تکرار حروف "الف،" "ل،" "ر"

در سوره هاى پاراف دار- ا. ل. ر.

تعداد تكرار
شماره

مجموع
ر
ل
أ
سوره

۲۴۸۹ (۱۹ x ۱۳۱)
۲۵۷
۹۱۳
۱۳۱۹
۱۰

۲۴۸۹ (۱۹ x ۱۳۱)
۳۲۵
۷۹۴
۱۳۷۰
۱۱

۲۳۷۵ (۱۹ x ۱۲۵)
۲۵۷
۸۱۲
۱۳۰۶
۱۲

۱۱۹۷ (۱۹ x ۶۳ )
۱۶۰
۴۵۲
۵۸۵
۱۴

۹۱۲ (۱۹ x ۴۸ )
۹۶
۳۲۳
۴۹۳
۱۵

ـــــــ
ــــــ
ــــــــ
ــــــ


۹۴۶۲ (۱۹X ۴۹۸)
۱۰۹۵
۳۲۹۴
۵۰۷۳


اين حروف در ابتداى يک سوره آمده اند سوره شماره ۱۳، و مجموع تکرار اين چهار حرف ميشود ۱۴۸۲، يا ۷۸۱۹. حرف "الف" ۶۰۵ مرتبه تکرار شده است حرف "ل" ۴۸۰ مرتبه و حرف "م" ۲۶۰ مرتبه و حرف "ر" ۱۳۷ مرتبه.

ا. ل. م. ص. (المص )

تنها يم سوره با اين پاراف ها آغاز شده است، سوره ۷، و حروف "الف" در اين سوره ۲۵۲۹ مرتبه تکرار شده است، حروف "ل" ۱۵۳۰ مرتبه، حرف "م" ۱۱۶۴ مرتبه، و حرف "ص" ۹۷ مرتبه . بنابراين، مجموع تکرار اين چهار حرف در اين سوره ميشود: ۲۸۰۱۹=۵۳۲۰=۹۷+۱۶۴+۱۵۳۰+۲۵۲۹.

نکته قابل توجهى در اينجا است که ارتباط خاص اتصال حرف "ص" را نشان ميدهد. اين پاراف در سوره ۱۹ و ۳۸ هم آمده استأ حرف "ص" در سوره ۷ باعث ميشود تا مجموعى حاصل شود که بر عدد ۱۹ قابل قسمت باشد، و اين مجموع همچنين با سوره هاى ۱۹ و ۳۸ باعث ميشود تا مجموعى قابل قسمت بر عدد ۱۹ تشکيل دهد. (به صفحه ۶۱۴ توجه کنيد).

بعلاوه، پاراف قرآنى "ص" با پارافهاى قرآنى "ک. ه. ى. ع." از سوره ۱۹ هم ارتباط پيدا ميکند تا مجموعى حاصل کند که بر عدد ۱۹ قابل قسمت باشد (به صفحه ۶۱۷ توجه کنيد). اين ارتباط اتصال- که فقط مختص پاراف "ص" نيست- به پيچيدگى کد رياضى قرآن کمک ميکند.

ک. ه. ى. ع. ص. (کهيعص )

اين طولانى ترين مجموعه پارافها است که داراى پنچ حرف است و در يک سوره آمده است، سوره ۱۹. حرف "ک" در سوره ۱۹، ۱۳۷ مرتبه تکرار شده است، حرف "ه" ۱۷۵ مرتبه، حرف "ى" ۳۴۳ مرتبه، حرف "ع" ۱۱۷ مرتبه، و "ص" ۲۶ مرتبه. بنابراين، مجموع تکرار اين پنچ حرف ميشود

۴۲۱۹=۷۹۸=۲۶+۱۱۷+۳۴۳+۱۷۵+۱۳۷.

ه. ، ط. ه. (طه)، ط. س. (طس)، ط. س. م. (طسم)

ارتباط پيچيده اى اين پارافهاى قرآنى را بهم مربوط ميسازد تا مجموعى حاصل کند که بر عدد ۱۹ قابل قسمت است. پاراف "ه" در سوره هاى ۱۹ و ۲۰ آمده است. پاراف "ط. ه." در سوره ۲۰ آمده است. پاراف "ط. س." در ابتداى سوره ۲۷ آمده است، در حالى که پاراف "ط. س. م." در ابتداى سوره هاى ۲۶ و ۲۸ آمده است.

در اينجا بايد توجه شود که پاراف هاى طولانى تر و پيچيده تر در سوره هايى يافت ميشوند که معجزاتى بسيار قوى، و غير عادى در آن سوره ها شرح داده شده است. براى مثال، تولد عيسى توسط مريم باکره در سوره ۱۹ آمده است که با طولانى ترين پارافها، ک. ه. ى. ع. ص. آغاز ميشود. پارافهاى متصل "ه.،" "ط. ه.،" "ط. س.،" و "ط. س. م." در ابتداى سوره هايى آمده است که معجزات موسى، و عيسى، و وقايع غير عادى در رابطه با سليمان و جن هايش را توضيح ميدهد. خدا اينچنين شواهد محمکترى براى حمايت معجزات قوى تر فراهم ميکند. تعدد تکرار اين پارافهاى در جدول ۶ آمده است.


جدول ۶ : تکرار پارافهاى قرآنى "؛ح،" "ط. ح. س.،" و "ط. س. م." در سوره ها يشان

تكــــــــــــــــــــــــــــــــــــرار
تعدد



م
س
ط
هــ
السورة

ــــــــ
ــــــــ
ــــــــ
۱۷۵
۱۹

ــــــــ
ــــــــ
۲۸
۲۵۱
۲۰

۴۸۴
۹۴
۳۳
ــــــــ
۲۶

ــــــــ
۹۴
۲۷
ــــــــ
۲۷

۴۶۰
۱۰۲
۱۹
ــــــــ
۲۸

ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ


۹۴۴
۲۹۰
۱۰۷
۴۲۶


۴۲۶ + ۱۰۷ + ۲۹۰ + ۹۴۴ =۱۷۶۷ = (۱۹ x ۹۳)


"مقدارعددى"چيست

هنگاميکه قرآن وحى شد، ۱۴ قرن پيش، اعدادى که امروزه ميشناسيم وجود نداشتند. در آن زمان از روشى عمومى پيروى ميشد که از حروف عربى، عبرى، آرامى، و يونانى بعنوان اعداد استفاده ميشد. عدد تعيين شده براى هر حرف "مقدار عددى" (حساب ابجد، يا حساب جمل آن حرف است. مقدار عددى حروف الفباى عربى در جدول ۷ نشان داده شده است.

جدول۷:مقدارعددىحروف الفبا،


أ

۱

ى
۱۰
ط

۹
ح

۸
ز

۷
و

۶
هـ

۵
د

۴
ج

۳
ب

۲

ق

۱۰۰
ص

۹۰
ف

۸۰
ع

۷۰
س

۶۰
ن

۵۰
م

۴۰
ل

۳۰
ك

۲۰

غ

۱۰۰۰
ظ

۹۰۰
ض

۸۰۰
ذ

۷۰۰
خ

۶۰۰
ث

۵۰۰
ت

۴۰۰
ش

۳۰۰
ر

۲۰۰











خواص رياضى ديگر سوره هاى پاراف دار

چهارده حرف عربى، نيمى از الفباى عربى، در تشکيل ۱۴ مجموعه مختلف پاراف ها شرکت دارند. با اضافه کردن مقدار عددى هر يک از اين حروف، به تعداد سوره هايى که با پارافهاى قرآنى آغاز ميشوند (۲۹)، مجموعى بدست مى آيد که ميشود ۷۲۲، يا ۲ ۱۹ ۱۹.

بعلاوه، اگر مجموع مقدار عددى همه ۱۴ پاراف را با هم جمع کنيم، باضافه شماره اولين سوره اى که پاراف در آن آمده است، جمع کل ميشود ۹۸۸، يا ۵۲۱۹. جدول ۸ نشان دهنده اين اطلاعات است.


جدول ۸: ۱۴ حرفى که پاراف هاى قرآنى را بوجود مى آورند

اولين سوره
مقدار عددى
الحروف

۲
۱
أ

۲
۳۰
ل

۲
۴۰
م

۷
۹۰
ص

۱۰
۲۰۰
ر

۱۹
۲۰
ك

۱۹
۵
هــ

۱۹
۱۰
ى

۱۹
۷۰
ع

۲۰
۹
ط

۲۶
۶۰
س

۴۰
۸
هـ

۴۲
۱۰۰
ق

۶۸
۵۰
ن

ــــــــــ
ــــــــــ


۲۹۵
۶۹۳


۶۹۳ + ۲۹۵ =۹۸۸ =۱۹X ۵۲

همچنين ۶۹۳ + ۲۹ (سوره) =۷۲۲ = ۱۹ x ۱۹ x ۲ .

اگر تعداد تکرار هر يک از ۱۴ حرفى را که در جدول ۸ آمده است، بعنوان پاراف باضافه شماره سوره هايى که حروف در آنها بعنوان پاراف آمده اند، کنيم، جمع کل ما ميشود ۲۰۳۳، يا ۱۰۷ ۱۹. به جدول ۹ توجه کنيد.

جدول ۹ : ساختمان رياضى طريقه قرار گرفتن پاراف هاى قرآنى

مجموع
سوره اى که در آن تکرار شده
تعدد تکرار
پاراف

۲۲۲
(+۲+۳+۷+۱۰+۱۱+۱۲+۱۳+۱۴+۱۵+۲۹+۳۰+۳۱+۳۲)
۱۳
ا

۲۲۲
(+۲+۳+۷+۱۰+۱۱+۱۲+۱۳+۱۴+۱۵+۲۹+۳۰+۳۱+۳۲)
۱۳
ل

۵۱۹
(+۲+۳+۷+۱۳+۲۶+۲۸+۲۹+۳۰+۳۱+۳۲+۴۰+۴۱+۴۲+۴۲+۴۴+۴۵+۴۶)
۱۷
م

۶۷
(+۷+۱۹+۳۸)
۳
ص

۸۱
(+۱۰+۱۱+۱۲+۱۳+۱۴+۱۵)
۶
ر

۲۰
(+۱۹)
۱
ك

۴۱
(+۱۹+۳۶)
۲
هـ

۵۷
(+۱۹+۴۲)
۲
ي

۶۳
(+۲۰+۲۶+۲۷+۲۸)
۲
ع

۱۰۵
(+۲۶+۲۷+۲۸+۳۶+۴۲)
۴
ط

۱۶۴
(+۲۶+۲۷+۲۸+۳۶+۴۲)
۵
س

۳۰۸
(+۴۰+۴۱+۴۲+۴۳+۴۴+۴۵+۴۶)
۷
ك

۹۴
(+۴۲+۵۰)
۲
ن

۷۰
(+۶۸)
۲


ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ


۲۰۳۳
۱۹۵۴
۷۹


(۱۹X ۱۰۷)



جدول ۱۰ مجموع تکرار پارافهاى قرآنى، باضافه مجموع مقدار عددى اين حروف را در کل سوره نشان ميدهد. مجموع کل براى همه سوره هاى پاراف دار ميشود ۱۰۸۹۴۷۹. اين عدد که بيش از يک ميليون است بر ۱۹ قابل قسمت است (۵۷۳۴۱۱۹=۱۰۸۹۴۷۹). کوچکترين تغيير يا تحريفى اين سيستم را بر هم ميزند.

تذکر: مجموع مقدار عددى پارافهاى قرآنى در هر سوره مساوى است با مقدار عددى هر پاراف ضرب در تعداد تکرار آن پاراف در سوره.

جدول ۱۰ : مجموع مقدار عددى همه پاراف هاى قرآنى

مجموع مقدار عددى همه سوره
تعدد تكرار پاراف ها
پاراف
سورة

۱۸۸۳۶۲
۹۸۹۹
أ . ل . م
۲

۱۰۹۲۴۱
۵۶۶۲
أ . ل . م
۳

۱۰۳۷۱۹
۵۳۲۰
أ .ل . م .س
۷

۸۰۱۰۹
۲۴۸۹
أ .ل . ر
۱۰

۹۰۱۹۰
۲۴۸۹
أ .ل . ر
۱۱

۷۷۰۶۶
۲۳۷۵
أ .ل . ر
۱۲

۵۲۸۰۵
۱۴۸۲
أ .ل . م . ر
۱۳

۴۶۱۴۵
۱۱۹۷
أ .ل . ر
۱۴

۲۹۳۸۳
۹۱۲
أ .ل . ر
۱۵

۱۷۵۷۵
۷۹۸
ك . هـ . ي . ع . ص
۱۹

۱۵۰۷
۲۷۹
ط . هـ
۲۰

۲۵۲۹۷
۶۱۱
ط . س . م
۲۶

۵۸۸۳
۱۲۱
ط . س
۲۷

۲۴۶۹۱
۵۸۱
ط . س . م
۲۸

۳۱۱۵۴
۱۶۷۲
أ . ل . م
۲۹

۲۵۰۱۴
۱۲۵۴
أ . ل . م
۳۰

۱۶۱۷۷
۸۱۷
أ . ل . م
۳۱

۱۱۲۲۷
۵۷۰
أ . ل . م
۳۲

۵۲۵۰
۲۸۵
ي . س
۳۶

۲۶۱۰
۲۹
ص
۳۸

۱۵۷۱۲
۴۴۴
ح . م
۴۰

۱۱۴۲۴
۳۲۴
ح . م
۴۱

۲۸۲۲۴
۵۶۲
ح . م . ع . س . ق
۴۲

۱۳۳۱۲
۳۶۸
ح . م
۴۳

۶۱۲۸
۱۶۶
ح . م
۴۴

۸۲۴۸
۲۳۱
ح . م
۴۵

۹۲۸۸
۲۶۱
ح . م
۴۶

۵۷۰۰
۵۷
ق
۵۰

۶۶۵۰
۱۳۳
ن . ن
۶۸

ــــــــــ
ــــــــــ



۱۰۴۸۰۹۱
۴۱۳۸۸



۴۱۳۸۸+۱۰۴۸۰۹۱=۱۰۸۹۴۷۹ (۱۹ x ۵۷۳۴۱)


اجزاء اصلى پارافهاى قرآنى ( سوره ها، آيات، تعداد تکرار، اولين سوره، و آخرين سوره)

جدول ۱۱ نشان ميدهد که شماره سوره ها و آياتى که پاراف هاى قرآنى در آنها آمده است، باضافه تعداد تکرار پاراف ها در آن سوره، باضافه شماره اولين سوره اى که پراف در آن آمده است، باضافه شماره آخرين سوره اى که پراف در آن آمده است، مجموعى حاصل ميکند که ميشود ۴۴۲۳۲، يا ۲۳۴۸۱۹. بنابراين، طريقه تقسيم پارافهاى قرآنى در سوره هاى پاراف دار آنقدر پيچيده است که شمارش و مکانشان در هر سوره طورى تنظيم شده است تا جمع کل بر ۱۹ قابل قسمت باشد.

قابل توجه است که پاراف "ن" بايد دو "ن" شمرده شود. اين بخاطر اين واقعيت است که در نسخه اصلى قرآن اين پاراف با دو "ن" ديکته شده است.

کد رياضى خاصى تعداد آياتى را که پراف هاى قرآنى در آنها آمده اند تصديق ميکند. همانطور که به تفصيل در جدول ۱۱ نشان داده شده است، همه پارافهاى قرآنى در آيات ۱ آمده اند، بجز در سوره ۴۲ (پارافها در آيات ۱ و ۲). اين واقعيت با پديده رياضى خارق العاده اى که در جدول ۱۲ آمده حمايت شده است. اگر ما اولين دو ستون جدول ۱۲ را در هم ضرب کنيم، بجاى جمع کردن، هنوز مجموعى بدست مى آوريم که بر ۱۹ قابل قسمت است (به جدول ۱۳ توجه کنيد).

جدول ۱۱ : معادلات ۱۴ پاراف قرآنى

آخرين سوره
اولين سوره
سوره ، آيه، و ( تعدد تکرار ) پاراف در هر سوره
پاراف

۳۲
۲
۲: ۱ (۴۵۰۲) ,۳: ۱ (۲۵۲۱) , ۷: ۱ (۲۵۲۹) , ۱۰: ۱ (۱۳۱۹), ۱۱: ۱ (۱۳۷۰), ۱۲: ۱ (۱۳۰۶), ۱۳: ۱ (۶۰۵), ۱۴: ۱ (۵۸۵ ), ۱۵: ۱ (۴۹۳ ) , ۲۹: ۱ (۷۷۴ ), ۳۰: ۱ (۵۴۴ ) , ۳۲: ۱ (۲۵۷)
أ

۳۲
۲
۲: ۱( ۳۲۰۲ ) ,۳: ۱( ۱۸۹۲) ,۷: ۱ (۱۵۳۰) ,۱۰: ۱ (۹۱۳ ) ,۱۱: ۱ (۷۹۴) ,۱۲: ۱ (۸۱۲) ,۱۳: ۱ (۴۸۰ ) ,۱۴: ۱ (۴۵۲ ) ,۱۵: ۱( ۳۲۳ ) ,۲۹: ۱ (۵۵۴ ) ,۳۰: ۱ ( ۳۹۳ ) ,۳۱: ۱ (۲۹۷) ,۳۲: ۱ (۱۵۵ )
ل

۴۶
۲
۲: ۱ ( ۲۱۹۵ ) ,۳: ۱ (۱۲۴۹ )۷: ۱ (۱۱۶۴ )۱۳: ۱ (۲۶۰)۲۶: ۱ (۴۸۴)۲۸: ۱ (۴۶۰ )۲۹: ۱ ( ۳۴۴ )۳۰: ۱ ( ۳۱۷ )۳۱: ۱ ( ۱۷۳ )۳۲: ۱ (۱۵۸) ۴۰: ۱ (۳۸۰ )۴۱: ۱ (۲۷۶) ۴۲: ۱ (۳۰۰ )۴۴: ۱ (۱۵۰) ۴۵: ۱ (۲۰۰)۴۶: ۱ (۲۲۵)
م

۳۸
۷
۷: ۱(۹۷)۱۹: ۱ (۲۶ ) ۳۸: ۱(۲۹)
ص

۱۵
۱۰
۱۰: ۱(۲۵۷) ۱۱: ۱(۳۲۵) ۱۲: ۱ (۲۵۷) ۱۳: ۱ (۱۳۷) ۱۴: ۱(۱۶۰) ۱۵: ۱(۹۶)
ر

۱۹
۱۹
۱۹: ۱ (۱۳۷)
ك

۲۰
۱۹
۱۹: ۱(۱۷۵) ۲۰: ۱(۲۵۱)
هـ

۳۶
۱۹
۱۹: ۱(۳۴۳) ۳۶: ۱(۲۳۷)
ي

۴۲
۱۹
۱۹: ۱(۱۱۷) ۴۲: ۱(۲۳۷)
ع

۲۸
۲۰
۲۰: ۱(۲۸) ۲۶: ۱ (۳۳)۲۷: ۱(۲۷) ۲۸: ۱(۱۹)
ط

۴۲
۲۰
۲۶: ۱(۹۴) ۲۷: ۱(۹۴) ۲۸: ۱(۱۰۲) ۳۶: ۱(۴۸ ) ۴۲: ۲(۵۴)
س

۴۶
۴۰
۴۰: ۱(۶۴) ۴۱: ۱(۴۸) ۴۲: ۱(۵۳) ۴۳: ۱(۴۴) ۴۴: ۱(۱۶) ۴۵: ۱(۳۱) ۴۶: ۱(۳۶)
****

۵۰
۴۲
۴۲: ۲(۵۷) ,۵۰: ۱(۵۷)
ق

۶۸
۶۸
۶۸: ۱(۱۳۳)
ن

ـــ
ـ
ـــــــــــــــــــــ


۵۱۴
۲۹۵
۴۳۴۲۳


جمع کل : ۴۳۴۲‎+ ۲۹۵ + ۵۱۴ =۴۴۲۳۲ = ۱۹ X۲۳۲۸


واضح است که براى مطابقت داشتن با کد رياضى قرآن، بايد دو آيه پاراف دار مختلف در سوره ۴۲ وجود داشته باشد. اين که آيه ۱ از سوره ۴۲ شامل دو پاراف قرآنى "ح. م." است و آيه دوم شمل سه پاراف "ع. س. ق." طلاب مسلمان و خاورشناسان را مدت ۱۴ قرن به حيرت واداشته است.

در پايان اين ضميمه خواننده خواهد ديد که هر يک از اجزاء قرآن از نظر رياضى تصديق شده است. اجزايى که ما اکنون با آن سر و کار داريم "تعداد پارافهاى قرآنى است در هر سوره پاراف دار" و "تعداد آياتى که پارافهاى قرآنى در آنها آمده است." جدول ۱۱ تا ۱۳ با اين اجزاء سرو کار دارد.


جدول ۱۲ کد رياضى تعداد آيات پاراف دار

آيات پاراف دار
تعداد پارافها
شماره سورة

۱
۳
۲

۱
۳
۳

۱
۴
۷

۱
۳
۱۰

۱
۳
۱۱

۱
۳
۱۲

۱
۴
۱۳

۱
۳
۱۴

۱
۳
۱۵

۱
۵
۱۹

۱
۲
۲۰

۱
۳
۲۶

۱
۲
۲۷

۱
۳
۲۸

۱
۳
۲۹

۱
۳
۳۰

۱
۳
۳۱

۱
۳
۳۲

۱
۲
۳۶

۱
۱
۳۸

۱
۲
۴۰

۱
۲
۴۱

۲
۵
۴۲

۱
۲
۴۳

۱
۲
۴۴

۱
۲
۴۵

۱
۲
۴۶

۱
۱
۵۰

۱
۲
۶۸

ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ

۳۰
۷۹
۸۲۲

۸۲۲+۷۹+۳۰=۹۳۱=
۱۹X۴۹


جدول (۱۳)

جدول ۱۳ : ضرب کردن دو ستون اول جدول ۱۲، بجاى جمع کردن

تعداد آيات پاراف دار
تعداد پارافها

شماره سورة

۱
۳
X
۲

۱
۳
X
۳

۱
۴
X
۷

ــ
ــ
X
ــ

۲
۵
X
۴۲

ــ
ــ
X
ــ

۱
۱
X
۵۰

۱
۲
X
۶۸






۳۰
۲۰۲۲



۲۰۰۲ +۳۰ =۲۰۵۲ (۱۹ x ۱۰۸ )

قابل توجه است که اگر دو ستون اول جدول ۱۴ را در هم ضرب کنيم، بجاى اينکه جمع کنيم، باز مجموعى بدست مى آوريم که بر عدد ۱۹ قابل قسمت است. (جدول ۱۵)

جدول ۱۴: خواص رياضى سوره هاى پاراف دار

جمع کل
مقدار عددى پاراف دارها
تعداد آيات پاراف دار
تعداد آيات
شماره سورة

۳۶۰
۷۱
۱
۲۸۶
۲

۲۷۵
۷۱
۱
۲۰۰
۳

۶۳۵
۱۶۱
۱
۲۰۶
۷

۳۵۱
۲۳۱
۱
۱۰۹
۱۰

۳۶۶
۲۳۱
۱
۱۲۳
۱۱

۷۱۷
۲۳۱
۱
۱۱۱
۱۲

۳۲۸
۲۷۱
۱
۴۳
۱۳

۲۹۸
۲۳۱
۱
۵۲
۱۴

۶۲۶
۲۳۱
۱
۹۹
۱۵

۳۱۳
۱۹۵
۱
۹۸
۱۹

۱۷۰
۱۴
۱
۱۳۵
۲۰

۴۸۳
۱۰۹
۱
۲۲۷
۲۶

۱۹۰
۶۹
۱
۹۳
۲۷

۲۲۶
۱۰۹
۱
۸۸
۲۸

۴۱۶
۷۱
۱
۶۹
۲۹

۱۶۲
۷۱
۱
۶۰
۳۰

۱۳۷
۷۱
۱
۳۴
۳۱

۲۹۹
۷۱
۱
۳۰
۳۲

۱۹۰
۷۰
۱
۸۳
۳۶

۲۱۷
۹۰
۱
۸۸
۳۸

۴۰۷
۴۸
۱
۸۵
۴۰

۱۴۴
۴۸
۱
۵۴
۴۱

۳۷۵
۲۷۸
۲
۵۳
۴۲

۱۸۱
۴۸
۱
۸۹
۴۳

۱۵۲
۴۸
۱
۵۹
۴۴

۱۳۱
۴۸
۱
۳۷
۴۵

۱۳۰
۴۸
۱
۳۵
۴۶

۱۹۶
۱۰۰
۱
۴۵
۵۰

۲۲۱
۵۰+۵۰
۱
۵۲
۶۸

ــــ
ــــ
ــــــــــ

ــــــــــ

۷۰۳۰
۳۷۰ X ۱۹ .
۳۴۳۵
۳۰
۲۷۴۳
۸۲۲


جدول ۱۵ : ضرب کردن دو ستون اول جدول ۱۴، بجاى جمع کردنشان

جمع کل

مقدار عددى پاراف ها

تعداد آيات پاراف دار

تعداد آيات

شماره سورة

۶۴۴
=
۷۱
+
۱
+
۲۸۶
x
۲

۱۶۰۴
=
۱۶۱
+
۱
+
۲۰۰
x
۳

۱۶۰۴
=
۱۶۱
+
۱
+
۲۰۶
x
۷

ـ
=
ـ
+
ـ
+
ـ
x
ـ

۲۳۵۱
=
۱۰۰
+
۱
+
۴۵
x
۵۰

۳۶۳۷
=
(۵۰+۵۰)
+
۱
+
۵۲
x
۶۸

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

۶۰۰۷۱ + ۳۰ +۳۴۳۵ =۶۳۵۳۶ (۱۹ x ۳۳۴۴)

جدول ۱۶ : ساختمان رياضى آيات و سوره هاى پاراف دار

جمع کل
مجموع شماره آيات
تعداد آيات
شماره سورة

۴۱۳۲۹
۴۱۰۴۱
۲۸۶
۲

۲۰۳۰۳
۲۰۱۰۰
۲۰۰
۳

۲۱۵۳۴
۲۱۳۲۱
۲۰۶
۷

ـــــ
ـــــ
ـــــ
ـــــ

۱۱۳۰
۱۰۳۵
۴۵
۵۰

۱۴۹۸
۱۳۷۸
۵۲
۶۸

ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ
ــــــــــ

۱۹۰۱۳۳

(۱۹X ۱۰۰۰۷)
۱۸۶۵۶۸
۲۷۴۳
۸۲۲

تعداد آيات در هر سوره، و شماره هايى که براى هر آيه تعيين شده است، از اجزاء اصلى قرآن هستند. نه تنها اين اجزاء از نظر رياضى تاييد شده اند، بلکه همه سوره هاى پاراف دار و بدون پاراف به تنهايى کد شده اند. از آنجاييکه اکنون ما با سوره هاى پاراف دار سرو کار داريم، جدول ۱۶ نشان دهنده شماره تعيين شده براى اين سوره ها است که با تعداد آيات در هر سوره جمه شده، باضافه مجموع شماره آيات ( + .....+۳+۲+۱). جمع کل ميشود ۱۹۰۱۳۳، يا ۱۰۰۰۷۱۹.

با جمع کردن شماره هر سوره با سوره بعدى، و جمع کردن حاصل با سوره بعدى، همينطور که اين مراحل را تا آخر قرآن ادامه دهيم، براى هر سوره عددى خاص خواهيم داشت. بنابراين، سوره ۱ عدد ۱ را خواهد داشت، عدد سوره ۲ ميشود ۳=۲+۱، عدد سوره ۳، ۶=۳+۳ خواهد بود، عدد سوره ۴، ۱۰=۴+۶ خواهد بود، و همينطور تا آخر قرآن. مجموع اين اعداد براى سوره هاى پاراف دار و بدون پاراف، بطور جداگانه بر ۱۹ قابل قسمت است. اين اعداد براى سوره هاى پاراف دار در جدول ۱۷ نشان داده شده اند.

مجموع اعدادى که براى سوره هاى بدون پاراف مشخص شده اند، ميشود ۲۳۷۷۸۵ که همچنين مضربى از ۱۹ است (۱۲۵۱۵۱۹=۲۳۷۷۸۵).

جدول ۱۷ : مقدارى که از اضافه کردن سوره ها با يکديگر بدست مى آيد

مقدار اضافه شده
شماره سورة

۳
۲

۶
۳

۲۸
۷

۵۵
۱۰

۶۶
۱۱

۷۸
۱۲

۹۱
۱۳

۱۰۵
۱۴

۱۲۰
۱۵

۱۹۰
۱۹

۲۱۰
۲۰

ـــــ
ـــــ

۹۹۰
۴۴

۱۰۳۵
۴۵

۱۰۸۱
۴۶

۱۲۷۵
۵۰

۲۳۴۶
۶۸

ــــــــــ


۱۵۶۷۵


(۱۹ X ۸۲۵)


کد رياضى کلمات خاص، کلمه "خدا" (الله )

(۱) همانطور که قبلآ نشان داده شد کلمه "خدا" در قرآن ۲۶۹۸ مرتبه تکرار شده است، ۱۴۲۱۹.

[۲] مجموع شماره آياتيکه در آنها کلمه "خدا" آمده است، ميشود ۱۱۸۱۲۳ که مضربى از ۱۹ است يا (۶۲۱۷۱۹).

اين پديده هاى ساده مشکلات فراوانى براى ما ايجاد کرده بود، هنگامى که ما بسادگى کلمه "خدا" را مى شمرديم. ما گروهى بوديم مجهز به کامپيوتر و همه ما فارغ التحصيل از دانشگاه بوديم. اما با اين وجود، در شمردن و حساب کردن و يا بسادگى نوشتن شمارش کلمه "خدا اشتباهات زيادى از ما سر ميزد. کسانى که هنوز ادعا دارند محمد نوسينده قرآن بود، واقعا غير منطفى فکر ميکنند؛ او هرگز به دانشگاه نرفته بود، و هرگز کامپيوتر نداست.

[۳] از اولين پاراف قرآنى (ا. ل. م. ۲:۱) تا آخرين پاراف (ن ۶۸:۱)، ۲۶۴۱، ۱۳۹۱۹، کلمه "خدا" تکرار شده است.

[۴] کلمه "خدا" ۵۷ مرتبه در قسمت خارج پاراف ها آمده است (جدول ۱۸).

[۵] با جمع کردن شماره سوره ها و آياتى که اين ۵۷ مرتبه کلمه "خدا" در آنها آمده است، مجموع ميشود ۲۴۳۲، يا ۱۲۸۱۹. به جدول ۱۸ توجه کنيد.


جدول ۱۸ : تکرار کلمه "خدا" خارج از قسمت سوره هاى پاراف دار

تعدد تکرار
تعداد آيات
شماره سورة

۲
۱, ۲
۱

۱
۳, ۳
۶۹

۱
۳
۷۰

۷
۳, ۴, ۱۳, ۱۵, ۱۷, ۱۹, ۲۵
۷۱

۱۰
۴, ۵, ۷, ۱۲, ۱۸, ۱۹, ۲۲, ۲۳
۷۲

۷
۲۰
۷۳

۳
۳۱, ۵۶
۷۴

۵
۶, ۹, ۱۱, ۳۰
۷۶

۱
۲۵
۷۹

۱
۲۹
۸۱

۱
۱۹
۸۲

۱
۲۳
۸۴

۳
۸,۹, ۲۰
۸۵

۱
۷
۸۷

۱
۲۴
۸۸

۲
۱۳
۹۱

۱
۸
۹۵

۱
۱۴
۹۶

۳
۲, ۵, ۸
۹۸

۱
۶
۱۰۴

۲
۱۲
۱۱۰

۲
۱۲
۱۱۲

ـــــ
ـــــ
ـــــ

۵۷ = (۱۹x ۳)
۶۳۴
۱۷۹۸

مجوع شماره آيات و شماره سوره ها ميشود =۱۷۹۸+۶۳۴=۲۴۳۲=
۱۹X۲۲.

مجوع تکرار کلمه "خدا" خارج از قسمت سوره هاى پاراف دار ميشود =۵۷=۱۹X۳ .


[۶] کلمه "خدا" در ۸۵ سوره آمده است. اگر شماره هر سوره را با آياتى که ما بين اولين و آخرين تکرار کلمه "خدا" آمده است، با هم جمع کنيم، طوريکه آيه اول و آخر هم بحساب آيد، جمع کل ميشود ۸۱۷۰ يا ۴۳۰ ۱۹. اطلاعات خلاصه شده در جدول ۱۹ آمده است.

[۷] مهمترين پيغام قرآن اين است که فقط "يک خدا" هست. کلمه "يک" در عربى ميشود "واحد" و ۲۵ مرتبه در قرآن تکرار شده است. ۶ مرتبه از اينها به غير از خدا اشاره دارد (يک نوع غذا، يک در، و غيره). ۱۹ تکرار ديگر آن اشاره به خدا دارد. اين اطلاعات در فهرست لغات قرآن يافت ميشود. اهميت فراوان کلمه "واحد" بعنوان پيغام اصلى قرآن از اين مشخص ميشود که مضرب مشترک قرآن، ۱۹، مقدار عددى کلمه "واحد" است.



جدول ۱۹ : همه سوره هاييکه کلمه "خدا" (الله) در آنها تکرار شده است

از آيه اول تا آخرين آيه
آخرين آيه
اولين آيه
شماره سوره
شماره

۲
۲
۱
۱
۱

۲۸۰
۲۸۶
۷
۲
۲

۱۹۹
۲۰۰
۲
۳
۳

ـ
ـ
ـ
ـ
ـ

۲
۲
۱
۱۱۰
۸۴

۲
۲
۱
۱۱۲
۸۵

ـ
ـ
ـ
ـ
ـ

۴۲۶۰


۳۹۱۰


۳۹۱۰ + ۵۲۶۰ = ۸۱۷۰ = ۱۹X۴۳۰ اين خواص رياضى تکرار همه کلمات "خدا " در قرآن را در بر دارد.


چرا ۱۹ !

__________

همانطور که بعدا ً در اين ضميمه به آن اشاره خواهد شد، همه کتابهاى خدا، نه فقط قرآن، به طريق رياضى با عدد "۱۹" کد گذارى شده بودند. حتى جهان به اين پهناورى اسن علامت الهى را در بر دارد. عدد ۱۹ را ميتوان امضاء خالق بر روى هر چه خلق کرده است، در نظر گرفت (به ضميمه ۳۸ توجه کنيد). عدد "۱۹" داراى خواص رياضى خاصى است که از محدوده اين ضميمه خارج است. براى مثال: [۱] عدد اول است. [۲] شامل اولين عدد (۱) و آخرين عدد (۹) است انگار که صفت خدا را در ۵۷:۳ نشان دهد "اولين و آخرين." [۳] اين عدد در همه زبانهاى دنيا به يک شکل نوشته ميشود. هر دو عدد ۱ و ۹ تنها اعدادى هستند که در همه زبانها يک شکل نوشته ميشوند.

[۴] داراى خواص رياضى فراوانى است. براى مثال، عدد ۱۹ مجموع اولين توان ۹ و ۱۰ است، و اختلاف بين دومين توان ۹ و ۱۰ است. حالا متوجه ميشويم که مد گذارى جهانى خدا با شماره ۱۹ در اين واقعيت گنجانده شده است که مقدار عددى "واحد" در همه زبانهاى کتابهاى آسمانى- آرامى، عبرى، و عربى، ۱۹ است.

پروردگار، خداى ما واحد است!

بنابراين، پروردگار، خدايتان

را پرستش کنيد،

از صميم قلبتان،

با تمام روحتان،

با تمام فکرتان،

و با تمام قدرتتان.

[تثنيه ۵ - ۶:۴ ]

[مرقس ۱۲:۲۹ ]

[قرآن ۲۳-۱۷:۲۲ ،۱۲:۱۶۳]

عدد ۱۹، بنابراين اولين دستور در همه کتابهاى آسمانى را اعلام ميدارد: که خدا يکى است. همانطورى که در جدول ۷ نشان داده شده است، حروف الفباء آرامى، عبرى، و عربى، بر طبق سيستم جهانى معينى بعنوان اعداد هم استفاده ميشدند. کلمه عبرى براى يک، (واحد، تلفظ ميشود). يک به زبان عربى ميشود "واحد." به جدول ۲۰ توجه کنيد.


جدول ۲۰ : چرا "۱۹ !"

مقدار
عربي
عبري

۶
و
V

۱
ا
A

۸
ح
H

۴
د
D

ـــــــــ



۱۹



کلمه "قرآن "

کلمه " قرآن" در قرآن ۵۸ مرتبه تکرار شده است که يکى از آنها در ۱۰:۱۵ به "قرآنى ديگر" اشاره ميکند. پس اين تکرار خاص بايد حذف شود. بنابراين، تکرار "اين قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه است يا ۳۱۹. دو شکل ديگر کلمه "قرآن" از نظر دستورى در ۱۲ آيه آمده است. اين کلمات شامل "قرء انا ً" و "قرء آنه" هستند يکى از اينها در ۱۳:۳۱ آمده است که اشاره به "قرآنى ديگر" دارد که باعث متلاشى شده کوهها ميشود. ديگرى در ۴۱:۴۴ آمده است و اشاره به "قرآنى غير عربى" دارد. بنابراين، اين دو تکرار به حساب نمى آيند.


جدول ۲۱ فهرست سوره ها و آياتى را که کلمه "قرآن" در تمام حالات دستوريش در آنها آمده است، نشان ميدهد.

جدول ۲۱ : سوره ها و آياتى که کلمه "قرآن" در آنها تکرار شده است

آيات
سوره

آيات
سوره

۵۸
۳۰

۱۸۵
۲

۳۱
۳۴

۸۲
۴

۲
۳۶

۱۰۱
۵

۶۹
ــــ

۱۹
۶

۱
۳۸

۲۰۴
۷

۲۷
۳۹

۱۱۱
۹

۲۸
ــــ

۳۷
۱۰

۳
۴۱

۶۱
ــــ

۲۶
ــــ

۲
۱۲

۷
۴۲

۳
ــــ

۳
۴۳

۱
۱۵

۳۱
ــــ

۸۷
ــــ

۲۹
۴۶

۹۱
ــــ

۲۴
۴۷

۹۸
۱۶

۱
۵۰

۹
۱۷

۴۵
ــــ

۴۱
ــــ

۱۷
۵۴

۴۵
ــــ

۲۲
ــــ

۴۶
ــــ

۳۲
ــــ

۶۰
ــــ

۴۰
ــــ

۷۸
ــــ

۲
۵۵

۸۲
ــــ

۷۷
۵۶

۸۸
ــــ

۲۱
۵۹

۸۹
ــــ

۱
۷۲

۱۰۶
ــــ

۴
۷۳

۵۴
۱۸

۲۰
ــــ

۲
۲۰

۱۷
۷۵

۱۱۳
ــــ

۱۸
ــــ

۱۱۴
ــــ

۲۳
۷۶

۳۰
۲۵

۲۱
۸۴

۳۲
ــــ

۲۱
۸۵

۱
۲۷

........
........

۶
ــــ

۳۰۵۲
۱۳۵۶

۷۶
ــــ




۹۲
ــــ

۱۳۵۶+۳۰۵۲=۴۴۰۸=
۱۹X۲۳۲


۸۵
۲۸


پايه اى محکم

اولين آيه قرآن "به اسم خدا، بخشنده ترين، مهربانترين،" معروف به بسم الله، شامل ۱۹ حرف است. اجزاء تشکيل دهنده آن هم هر يک در قرآن به تعداد دفعاتى تکرار شده که مضربى از ۱۹ است.


اولين کلمه ................."اسم" ....................تکرار...................۱۹ مرتبه

دومين کلمه .............."الله " ....................تکرار..................۲۶۹۸ مرتبه(۱۴۲۱۹)

سومين کلمه..........."الرحمن"(بخشنده ترين)....تکرار......۵۷ مرتبه (۳ ۱۹ )

چهارمين کلمه........"الرحيم" (مهربانترين).........تکرار.....۱۱۴ مرتبه (۶ ۱۹ )

استاد سزار ماجول ( ) مقدار عددى بيش از ۴۰۰ صفت خدا را مورد بررسى قرار داد و فقط چهار اسم پيدا کرد که مقدار عدديشان بر ۱۹ قابل قسمت است.

اسمهاى الهى
مقدار عددى
کلمه

واحد
۱۹
اسم

ذو الفضل العظيم
۲۶۹۸
الله

مجيد
۵۷
الرحمن

جامع
۱۱۴
الرحيم


همانطور که در بالا نشان داده شده، تنها اسمهاى الهى که مقدار عدديشان بر ۱۹ قابل قسمت هستند، دقيقا ً مقدار عدديشان مانند تعدد تکرار چهار کلمه در بسم الله است. شکل زير اين پديده هيبت انگيز را توصيف ميکند:

اسم _________________۱۹ _______ واحد (واحد)

الله _____________ ۲۶۹۸ _____ذوالفضل العظيم(صاحب رحمت بى پايان)

رحمن____________ ۵۷ _________ مجيد (بزرگوار )

رحيم ____________ ۱۱۴ _________ جامع (جمع کننده )

چهار کلمه بسم الله در سمت راست نشان داده شده