تصمیم داشتم مطلبی در رابطه با دبی بنویسم، حتی مطلب را هم آماده کرده بودم ولی با اتفاقاتی که در مدت اقامتم در دبی افتاد و مسائلی را که دیدم تصمیم گرفتم این مطلب را به اسلام و مسلمین اختصاص بدهم.
هر چه بیشتر بر اوضاع مسلمین ریزبین تر میشوم و هرچه بیشتر حرکات و رفتار آنها را زیر زرهبین میگذارم بیشتر به این موضوع اعتقاد پیدا میکنم که افکار و اعتقادات بیشتر مسلمانها، خصوصا ایرانیها بر پر کاهی استوار شده که با فوتی از بیخ و بن و از پایه فرو خواهد ریخت.
داستان را از خانواده خودم شروع میکنم، چه بیشتر می شناسمشان. خانواده مادری من و حتی خانواده پدریام مذهبی هستند، یا بهتر است بگویم بودند. چون آن اسلامی که آنها در دوران شاه به آن اعتقاد داشتند، با آن اسلامی که امروز به آن اعتقاد دارند از زمین تا آسمان با هم فرق دارد.
در دوران شاه یادم میآید آن روزهایی که من تازه از اسلام روی برگردانده بودم و به قول خانواده کافر شده بودم هر اظهار نظر من بر علیه اسلام با واکنش شدید خانواده روبرو میشد و گاهی حتی به کدورت و جنگ و دعوا تبدیل میشد. در سالهای بعد از انقلاب کمتر با آنها رابطه نزدیک داشتم، دلیل آن هم دوری من از ایران بود. بعد از اینکه راه ایران تا حدودی باز شد و پای من به ایران رسید، رفتار خانواده را بیشتر زیر زرهبین قرار دادم و حرکات آنها را ثبت کردم. با اطمینان میتوانم بگویم که فرو ریزی باورهای مذهبی آنها روز به روز مشهود تر میشود. مردها که بطور کلی اکثرا لامذهب شدهاند و علنا به اسلام و دین و محمدش فحش و ناسزا میگویند. زنها هم با اینکه بطور مستقیم با اسلام گلاویز نمیشوند، ولی در مقابل رفتار مردها بیشتر جانب سکوت و بردباری را انتخاب میکنند و از رویارویی دوری میجویند.
اتفاقی که در دبی افتاد مرا واقعا شوکه کرد. ماجرا خصوصا با یکی از آنهایی شروع شد که اصلا برایم غیر قابل پیش بینی بود. یکی از نزدیکان که تا چند سال پیش حتی نماز میخواند و روزه میگرفت و مراسم اسلامی را تا حدود زیادی اجرا میکرد، در برابر چشمان ناباور من، وقتی که به او در دبی آبجو تعارف کردم و او بعد از مکثی و لبخندی لیوان را گرفت و تا آخر سر کشید، مرا در یک شوک رعشه آور فرو برد. چشمانم میدید ولی در افکارم نمیتوانستم آن چیزی را که میدیدم باور کنم، حتی امروز که این مطلب را مینویسم بارها به چیزی که دیدم شک میکنم، چه او را انسانی راست کردار میدانم، او انسانی بوده و هست که هیچ گاه بر خلاف اکثر ایرانیان انسانی درست کردار بوده و هست و از نیرنگ و ریا دور بوده و هست و اگر تا این سالها در باورهای اسلامی خود استوار بوده نه از روی حیله و نیرنگ که یقینا از روی باور و اعتقاد بوده. وقتی چهره مادرم را در مقابل نوشیدن آبجو این عضو خانواده دیدم باورم نمیشد، چه او همیشه رفتارهای غیر مذهبی از این دست را سرزنش کرده و میکند ولی این روزها حتی وقتی که روسری از روی سر خودش بر میدارم، با چهرهای خندان به من اعتراض میکند و چون میداند که این روزها من در رفتارم سخت استوار هستم، از مقاومت دست بر میدارد. مادرم تا قبل از انقلاب همیشه با چادر زندگی کرده، ولی از چند سال پیش که چند باری نزد ما آمد و او را مجبور کردم دست از سر چادر بردارد، کم کم به روسری تن داد. این روزها حتی در ایران هم با حجابی بسیار سبک یا به قول خودش بد حجاب از خانه خارج میشود.
خلاصه بگویم، بیشتر آنهایی که هنوز در ایران به اسلام اعتقاد دارند، منظورم آنهایی است که از خودیهای رژیم نیستند، اسلام شان دست کمی از تصویر بالا ندارد. پس از وظایف اصلی ما برای مبارزه با رژیم یکی هم همین زیر ضربه قرار دادن باورهای اسلامی مردمی است که به رژیم وابسته نیستند. هرچه این باورها را سست تر کنیم فرو ریزی رژیم زودتر اتفاق خواهد افتاد.
پ.ن.:
حسن آقای عزیز
دوست ندارم این نوشته لابلای کامنتها گم بشه. ممنون میشم توی وبلاگت پابلیشش کنی.
آقا یا خانوم مارمولک
لازم دیدم چند کلمه برایت بنویسم تا بدانی انسانها کس خل نیستند.
1. هیچکدام از دوستانی که اینجا در مقابلت جبهه گرفته اند شکی ندارند که قران کلام الله کیری مسلمانان است. ولی در عین حال همه این افراد آنقدر عقل دارند که بدانند انسان بودن و مانند انسان زیستن با خزعبلانی چون کلام الله هیچ نسبتی ندارد.
2. علاوه بر تمام چیزهایی که تو می دانی، این افراد می دانند که این الله کیری ساخته ذهن معیوب موجود انگلی است به نام محمد و بر خلاف نظر شما این الله آفریننده جهان نیست.
3. علم به راحتی می پذیرد که درجه ای از هوشمندی کل هستی را اداره می کند. می توانی این هوشندی را خدا بنامی یا کیر حسن آقا یا هر چیز دیگر. در وجود این نیرو شکی نیست. ولی ما به خوبی می دانیم این نیرو دست کم الله کیری محمد نیست که جهان بینی اش از آلت تناسلی اش فراتر نمی رود. در این جهان از زنان عرب حرمسرا می سازد و در آخرت به پیروانش 72 باکره می بخشد. ناراحت نشو. این الله که به جای آموزش و هدایت گمراهان را گردن می زند و دست پا می برد و به باورمندانش در بهشت دروغینش کس و کون می بخشد اگر کیری ننامیم چه بنامیم. حال انتظار داری باور کنیم که این الله کیری آفریننده این جهان است؟ این لطیفه ایست بسیار کودکانه که من هر بار می شنوم از خنده در تنبانم می شاشم و بعد به یاد می آورم که باید بشاشم به باورمندانی که این الله کیری را آفریننده جهان می دانند و محمد زنباره را فرستاده او. البته باید اعتراف کنم که من هم چون مسلمانان باور دارم که محمد فرستاده این الله کیری است. ولی دی عین حال باور دارم این الله کیری ساخته و پرداخته ذهن بیمار محمد است.
3. چند سال پیش در دبی زندگی می کردم و با یک آقای لبنانی دوست بودم. این آقا یک ایمیل دریافت کرد که شما در یک لاتاری برنده شدید و برای دریافت یک میلیون پوند تشریف بیارین انگلیس. این طفلک هم باور کرد و راه افتاد رفت انگلیس. وقتی رفت اونجا بهش پیغام دادن که برای دریافت جایزه باید 5000 پوند به فلان حساب واریز کنه. این دوست عزیز هم همین کار رو کرد و از اون لحظه به بعد کل ارتباطش با لاتاری قطع شد. سرش کلاه گذاشتن و 5000 دلار ازش دزدیدن و آقا رو با کون پاره برگردوندن دبی. حالا این داستان رو با پیامبری محمد مقایسه کن. محمد بهت مژده میده که تو برگزیده شدی که الله کیری بهت بهشت و کس و کون و باغهای سر سبز و شراب ناب بده. بعد ازت می خوان در راه همین الله کیری و پیامبرش از خودت مایه بذاری (5000 پوند) تا جایزه عظیم گیرت بیاد. آخرش هم تو رو حواله یک ناکجا آبادی می کنن که کسی ازش خبر نداره. نکته اینجاست که اگر این دوست لبنانی من 200 هزار پوند تو حساب بانکیش بود یه خورده عقلش رو به کار می انداخت و طمع یک میلیون پوند اون رو به چنین حماقتی وا نمی داشت. شما هم اگر در طبیعت زیبای ارو پا زندگی می کردی و می تونستی آخر هفته یک سری به کلوپهای شبانه بزنی و دختر بازی کنی و مشروبت رو بخوری، جنده خانه محمد و الله کیری اش که بهشت نام دارد انگیزه نمی شد که بیایی اینجا کس شعر بنویسی و ز رسالتش دفاع کنی. اگر حکومت اسلامی تو رو از سکس و شراب منع نمی کرد یه خورده فکر می کردی و محمد مج نمی تونست تو هزاره سوم خرت کنه که به هوس کس حوری و شراب ملکوتی سرگردان وبلاگها بشی تا تاریخ رو نبش قبر کنی.
این نوشته رو چند بار بخون. اگر به هوشمندی جهان (منظورم الله کیری نیست) باور داری به یاد داشته باش که بخشی از این هوش هم سهم تو هست و وظیفه داری ازش استفاده کنی. یه خورده فکر کن...