جامعه قانونمند
حدود یک هفته پیش در نروژ حادثهای رخ داد که باعث شد بحثی بسیار گسترده در جامعه دامن زده شود. جریان از این قرار است که یک مراکشی در یک پارک در شهر اسلو مورد حمله یک خارجی دیگر قرار گرفت و بر اثر این درگیری فرد مراکشی مجروح شد. مامورین اورژانس با آمبولانس سر محل حاضر شده بودند و بعد از معاینه او را با خود به بخش اورژانس نبرده بودند. این اولین اطلاعاتی بود که از این حادثه در اخبار منتشر شد. بعد از پخش این خبر اعتراضهای زیاد و شدیدی از همه لایههای جامعه در گرفت. به مرور زمان خبرهای تکمیلی منتشر شدند. بر اساس این خبرها گفته شد که مرد مراکشی مجروح سابقه ای در نزد پلیس داشته و به همین دلیل بوده که مامورین اورژانس بجای حمل او به مرکز اورژانس به پلیس خبر دادهاند تا پلیس او را به مرکز اورژانس منتقل کند. همچنین در اخبار گفته شد که این روش (روتین) انتقال معمولا برای افرادی که مشکل ساز باشند اجرا میشود تا از درگیری و مشکل برای مامورین اورژانس جلوگیری شود.
اعتراضها باز ادامه پیدا کرد و اکثر مطلق آنهایی که در این بحثها شرکت کردن و اظهار نظر کردند بر این نظر بودند که مامورین اورژانس علی رغم پیشینه مجروح، باید او را خود به اورژانس منتقل می کردند و حق نداشتند برای انتقال او منتظر پلیس میشدند.
این واقعه رو داشته باشید تا بعد در باره آن نتیجه گیری کنم.
حوادثی که این اواخر در ایران اتفاق افتاده و اعدامهای بی رویهای که بنام اجرای احکام در مورد اراذل و اوباش اجرا شده را میخواهم در این رابطه بررسی کنم.
حالا قبل از اینکه ادامه بحث را بخوانید از شما خواهش میکنم این فیلم را هم ببینید. دقت کنید این فیلم بسیار مشمئز کننده است، ولی برای ادامه بحث نیاز به اون داریم.
در ایران وقتی قضات حکومت آخوندی میخواهند بدون زحمت احکام قضایی صادر کنند، از واژهها و اتهاماتی استفاده میکنند که اصلا وجهه حقوقی ندارند و در یک دادگاه قابل استفاده نیستند، احکامی که در دادگاه صادر میشوند شعار نیست که بتوان شکمی آنها را صادر کرد. ماجرایی که در فیلم بالا اتفاق میافتد یقینا از نظر غازی مرتضوی و شرکاء جرم آن اوباش و اراذل گری است ولی در یک دادگاه صالحه این جرمها نامهای مختلفی دارند. آیا از خود پرسیدهاید، چرا آقایان برای صادر کردن احکام از این روش (شکمی) استفاده میکنند!؟ پاسخ آن بسیار ساده است. با استفاده از این روش میتوان هر کسی را که از نُرومهای (Norm) آقایان کمی پا پس و پیش گذاشت به جرم اراذل و اوباش گری حکم اعدام برایشان صادر کرد. چرا!؟ برای اینکه اوباش و اراذل گری قابل اندازه گرفتن نیست، پس با همین نوع احکام میتوان در آیندهای نه چندان دور مثلا کسانی را هم که پمپ بنزینها را آتش زدند اعدام کرد و پس از آن یواش یواش میتوانند یک روزنامه نگار را هم با همین نوع استدلال اعدام کنند یا حداقل زندانهای طویل المدت برایشان صادر کنند.
با این روشی که توضیح دادم آقایان حکومت گر در ایران اول با اعدام چند مجرم به جرم اراذل و اوباش تایید جامعه و افکار عمومی (عوام) را بدست میآورند و بعد به مرور زمان این جرم را برای همه بکار خواهند گرفت و با این راه و روش به راحتی هر کس و ناکسی را خواهند توانست با اتهامهای واهی و شکمی به اعدام یا زندانهای طویل المدت محکوم کنند.
نتیجه گیری:
در یک جامعه به هنجار (نرمال Normal) مثل نروژ حتی شخصی که جرمی مرتکب شده باشد با او مثل یک انسان برخورد میشود، گرچه در واقعهای که در بالا توضیح دادم چنین نشد، ولی معمولا با مجرمین چنین برخورد نمیشود به همین خاطر هم بود که افکار عمومی در مقابل واقعه مذکور که در نروژ اتفاق افتاد عکس العمل شدید نشان داد.
در عوض در یک جامعه ناهنجار (غیر نرمال Abnormal) مثل ایران وقتی که رژیم دست به اعدامهای بی قاعده میزند، اکثریت مردم عادی (عوام) از این عمل حمایت میکنند، بدون اینکه بدانند عواقب چنین رفتاری در آینده نزدیک گریبان خود یا اطرافیانشان را هم خواهد گرفت.
تمرین:
حالا برای اینکه از این همه بحث و جدل به جایی برسیم از دوستان خواهش میکنم با در نظر گرفتن صحنه مشمئز کنندهای که در فیلم دیدید توضیح بدهید به نظر شما این فردی که در فیلم به آن خانم تعرض میکند چه جرمی مرتکب میشود. آیا میتوان او را مثل غازی مرتضوی اراذل و اوباش نامید و برای او شکمی حکم صادر کرد!؟ لطفا اگر برای شما امکان دارد جرمهای واقعی این شخص را نام ببرید.
Comments
حسن آقا
ظاهرا این فیلم مربوط به برخورد یک آدم معمولی با یک زن معمولی نیست.
شواهد و قرائن بر این است که این خانم همان مهماندار بدبختی است که در زمان وزارت فلاحیان٬ مدتی با وزارت همکاری کرد ولی همینکه خواست با آنها قطع همکاری کند و ظاهرا با یک خلبان ضد انقلاب ازدواج کند گیر ماموران افتاد و پس از بازجویی و کتک و شکنجه نهایتا در داخل ماشینش او را با دو گلوله از پای درآوردند.
حسن آقا
امیدوارم کسی هرگز پایش به زندان نخورد و گیر بازجوهای این نظام نیفتد اما در یک کلام میتوانم بگویم حتی اگر این فیلم مربوط به بازجویی نباشد٬ مرا دقیقا به همان حال و هوای بازجویی برد. دقیقا همینجوری با آدم رفتار میکنند.
--------
پاسخ:
ملا جان من اطلاعی از فیلم ندارم تنها این مساله در فیلم برام مهم بود که رفتار این مرد رو تشریح کنم و او را با آنهایی که اراذل و اوباش نامیده میشوند مقایسه کنم.
البته اگر گفته شما درست باشه پس این مرد نمونه کاملی است از اراذل و اوباش
Posted by: ملا حسنی | August 15, 2007 09:39 PM
میگم خسن جان ببین این حاج هودر شریعتمداری به چه روزی افتاده که هر کسی پتشو میریزه رو آب.
طفلک پدر وبلاگ نویسی چیزی از آبرو واسش نمونده. دستش برای همه رو شده:
http://weblogcrawler.blogspot.com/2007/08/hoder.html
Posted by: مهران | August 16, 2007 01:12 AM
با سلام من بدهی خود را به حساب محمد کس خل الله واریز نمودم.و حواله آنرا را برای 14 معسوم فرستادم .
Posted by: آزادی | August 16, 2007 06:49 AM
با درود به خسن آقا , من فکر ميکنم اين فيلم از آنجا که کمانگير در تاريخ 14 aug روي live leak گذاشته و درست چند روز قبلش اين مطلب رو در وبلاگش نوشته, بيشتر موضوع در رابطه با مطلب وبلاگش باشه.
http://persian.kamangir.net/?p=369
Posted by: Ramez | August 16, 2007 12:47 PM
گرامی خسن آقا فیلم ناراحت کننده ای بود ولی این مردک کوچه بازاری از قبل این زن را میشناخته چون مرتبا با حسن داخل فیلم التماس میکنه که به او تجاوز نکنه در هر حال شما فکر میکنید این زن زندانی سیاسی است؟لطفا کمی بیشتر درباره این مطلب توضیح دهید
Posted by: اسپنتمان | August 16, 2007 01:14 PM
اسپنتمان عزیز من از این هیچ نمی دانم لینک آنرا ملا حسنی برام گذشات توی پیام گیر من هم تنها برای نشان دادن نمونه ای از اراذل و ابواش از آن استفاده کردم.
بنا به گفته حسنی این ویدئو از یک زندانی سیاسی گرفته شده.
Posted by: خُسن آقا | August 16, 2007 02:38 PM
قانون براي مردم ايران امري دست و پا گير است. چيزي كه ملت يعني عوام دنبالش است اين است كه هر كدام زودتر خود را به علف و علوفي برساند و خود و بستگانش را برخوردار كند. اين تفكر عقب افتاده ايراني سده ها است كه بلاي جانش شده و حكومت هاي ديكتاتوري را قدرت مي بخشد. نگاه كنيد مثلا انتخابات ها را بيش از 60 درصد مردم شركت مي كنند حال خود هم مي دانند ريش و قيچي دست بت اعظم است ولي مثلا براي 2 زار ارزان شدن پنير و 4 زار لوبيا و يا 2 سانت عقب و جلو رفت روسري و.. مي آيند و راي ي دهند. يعني اصلا و ابدا منفعت كلي را نمي توانند در نظر بگيرند و به اين فكر كنند كه اگر يك سيستم كاملا دموكراتيك داشته باشيم همه اين مشكلات خود به خود حل ميشود و نيازي به التماس براي گرفتن حق نيستند.
ما فرهنگ عقب مانده اي داريم و اين فرهنگ عقب مانده پدر ما را درآورده شما نمي توانيد تمام ردم را آن 10 درصد بالاي شهر نشين و با سواد در نظر بگيريد خيل عظيمي از اين مردم حتي روزانه 1 صفحه كتاب و يا صفحه اينترنتي و .. كه ربطي به سياست و . داتشه باشد نمي خوانند فقط دنبال پيدا كردن راه هاي كلاه برداري جديدتر و پول يكشبه هستند تا بار خود را ببندند. پس لعنت به اين مردم
Posted by: شلغم مراد | August 16, 2007 07:38 PM
ضمن اينكه همين مردم احمق و بيشعور بودند كه فرياد زنان آن كار را با بختيار كردند و هيچ گوش شنوايي براي سخنان او نداشتند و راه عر عر كردن و دادن شعارهاي توخالي و انقلابي را برگزيدند و مدام و مكرارا به اشتباه خود ادامه دادند و هنوز هم ميدهند.
اين ملت ملتي نيست كه شايسته دموكراسي و برخورداري از حق و حقوق بدون التماس و گريه باشد
اين ملت همان ملتي است كه در هر معركه اي كه چوبه داري برپا است با اشتياق و خنده به تماشاي آن ميرود درست مانند اينكه به تماشاي يك تئاتر روحوضي مي رود.
اين ملت همان است كه انقلاب اسلامي را روي كار آورد 98 درصد هم به آخوند و روحاني راي داد مجلس ابتداي اين حكومت را هم كلا به مذهبي ها و آخوند ها واگذار كرد و هنوز هم مانند گله هايي در هر بار انتخابات نمايشي شركتي پرشور !!!! دارد. و به قول خامنه اي راي به نظام و راي به جمهوري اسلامي مي دهد.
Posted by: شلغم مراد | August 16, 2007 07:46 PM
آیا شما هیچگونه وجه تشابه و یا نقطه مشترکی بین مثلا یک لیتر شیر و یک نکه ذغال می بینید؟ مسلما نه...
پس مقایسه کردن این دو موضوع با هم بمثابه مشت بر سندان کوفتن است !!
Posted by: فضول میرزا | August 17, 2007 12:15 AM
سلام خسن اقا.دیشب برنامه کوله پشتی دو تا مهمون داشت.این دوتامهمون دوتاپاسدارخلبان بودند
مثل همیشه صحبت ازدفاع از کشور بود واز این جور حرف ها .
یکی از اونها گفت اره امکانات ما در سطح منطقه داره حرف اول میزنه وما سلاح هایی داریم
که در جهان تکه وهمین طور لاف میزد.
دومی هم بخاطر اینکه از اولی عقب نمونه گفت اره سپاه از نیروهایی تشکیل شده که ایمان بالایی
دارندوسپاه یک نیروی اعتقادی هستش.دوباره اولی گفت اره ما موقع زلزله بم خیلی کمک کردیم و
امدادرسانی کردیم و فیلم هم گرفتیم.فیلم پخش شد .2یا3 دقیقه بیشتر نبود.منتها من هرچی نگاه
کردم چیزی بنام کمک کردن ندیدم الا چندتا خونه خراب شده وچندتا درخت.
حالااینها چطور کمک کردن من نمیدونم.
دومی ادامه داد ما توکارهای سازندگی هم شرکت کردیم .کار عمرانی وکارفرهنگی هم انجام میدیم(اصلااینها همه کارند
.شرمنده اینقدر حرف زدم.موفق باشی خسن اقا.متشکرم.پیمان از اهواز
Posted by: peyman | August 17, 2007 11:59 AM
if you are member of facebook.com you can join the group to support Ali Haj Mohammad
http://www.facebook.com/group.php?gid=4271361451&ref=mf
Posted by: Behdad | August 17, 2007 01:52 PM
آنها که به کینه ها عشق و آزادی را به زنجیر کشیدند ، دیری نیست که در آتش خشم مردم خواهند سوخت
Posted by: ببک خرمدین | August 17, 2007 04:51 PM
عزیز برادر! قضاوت یکی از مشکل ترین مشاغلی است که میتوان با تحصیل علم حقوق و تجربه آشنایی با قانون به آن دست یافت ( البته در یک سیستم قضایی بهنجار). بنابراین در مورد اتهامات این فرد هیچ نظری ندارم اما با نکته بحث شما کاملا موافقم. بسیاری از حکمهایی که در سالهای اخیر داده شده غیر علمی بوده است. در پایان باید ذکر کنم تا جایی که من شنیدم افکار عمومی مردم چندان اعدام اراذل و اوباش را تایید نکرد.
Posted by: قهوه چی | August 23, 2007 12:05 AM