« May 2007 | Main | July 2007 »

June 30, 2007

بنزین سر سفره مردم!

آیا تب و شورش بنزین فروكش کرده است!؟ اگر کسی پاسخ مثبت به این سوال بدهد، یقینا هیچ اطلاعی از اقتصاد و تاثیر گذاری قیمت بعضی از اقلام بر تورم و بطور کلی اقتصاد ندارد.
وقتی قیمت بنزین را افزایش دادند باید می‌دانستند که همه اقلام دیگر خصوصا اقلام ضروری افزایش خواهند یافت. اشتباه نکنید من مخالفتی با افزایش قیمت بنزین یا بطور کلی حذف سوبسید ندارم، ولی برای این کار باید از راه‌هایی رفت که طبقه محروم جامعه را آسیب نرساند و برعکس باید برای بهبود بخشیدن به وضع این طبقه طراحی شود، مگر نه این است که سوبسید را برای بهبود بخشیدن به وضع اقتصادی طبقه محروم منظور می‌کنند!؟ اینکه این شورش مجددا کجا سربرآورد را نه من می‌دانم نه هیچ کس دیگری، ولی این نارضایتی‌ها کم کم و قطره قطره روی هم انباشته می‌شوند و مثل یک غده سرطانی روزی دیگر در جایی دیگر سربرخواهد آورد. بهترین پزشک‌ها هم نمی‌دانند وقتی در بدن یک بیمار سرطان شروع به رشد کرد کجای بدن غده بعدی سر بر خواهد آورد، پزشک هم فقط می‌داند که غده روزی در جایی دیگر در بدن بیمار سر بر خواهد آورد و مشکلات بیشتری را برای بیمار بوجود خواهد آورد. یقین بدانید که غده‌های سرطانی در اقتصاد ایران هم روزی در جاهایی دیگر سر بر خواهند آورد و هر بار هم شدت بیماری بیشتر خواهد شد تا اینکه این بیمار را روزی هلاک کند.

در اینکه قیمت بنزین و بطور کلی همه اقلامی که با سوبسید فروخته می‌شود باید افزایش یابد و به قیمت طبیعی فروخته شوند شکی نیست، چه بطور اصولی سوبسید بدترین نوع تقسیم ثروت در یک جامعه است.
وقتی دولت بنزین را با سوبسید می‌فروشد به این معنی است که این کمک اقتصادی را بیشتر به جیب طبقه متوسط به بالا سرازیر می‌کند تا آنها که واقعا به این کمک نیاز دارند. آنها که پول خرید یک وسیله نقلیه را در ایران داشته باشند یقینا از طبقه فقیر جامعه نیستند، درصورتی که آنها که واقعا نیاز به سوبسید و کمک دارند از طبقه دیگری هستند. آنها که نیاز به کمک اقتصادی برای ادامه حیاط خود دارند نه ماشین شخصی دارند و نه حتی یک موتورسیکلت تا بتوانند به طریقی از این سوبسید سود ببرند، انکار نمی کنم که این سوبسید کمکی هم برای طبقه محروم هست ولی بیشترین سود را به جیب طبقه مرفه سرازیر می‌کند. سوبسید بنزین بیشترین سودش به جیب آن قشر از اجتماع ریخته می‌شود که نه تنها یک وسیله نقلیه بلکه هر یک از اعضای خانواده یک ماشین بزرگ، پرمصرف و گران قیمت دارند، این گروه هم یقینا پول خرید بنزین به قیمت بدون سوبسید را دارد و نیازی به سوبسید ندارد.
تقسیم عادلانه ثروت در جامعه مهم ترین وسیله برای برقراری امنیت در آن جامعه است. وقتی قشر بزرگی از یک جامعه بطور غیر طبیعی به فقر مطلق کشانده شود، شورش‌ها و بی امنیتی‌هایی از نوع شورش بنزین را اجتناب ناپذیر می‌کند. در جامعه امروز نمی‌توان ثروت را در دست گروه کوچکی از جامعه قرار داد و بقیه را برده وار به کار کشید و بعد توقع داشت که امنیت را با پلیس و نیروی سرکوبگر برقرار کرد، این کنترل ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد ولی در دراز مدت یقینا چنین نخواهد بود و دیر یا زود باید منتظر عواقب این سیاست غلط بود.

عواقب جیره بندی و تغییر قیمت بنزین یقینا در روزها و هفته‌های آینده خودنمایی بیشتری خواهد کرد. تورم لجام گسیخته‌ای که اقتصاد بیمار ایران را فلج کرده یقینا در روزها، هفته‌ها و ماه‌های آینده شورش‌های دیگری را در جاهای دیگر و برای اهدافی دیگر پی ریزی خواهد کرد.

June 26, 2007

به دست بریده سید ممد چاخان قسم!

جریان دست دادن خاتمی با خانم‌های ایتالیایی در جریان مسافرت‌اش به ایتالیا را حتما شنیده‌اید؟ بعد از این جریان عده‌ای از غوغا سالاران حکومت آخوندی کم مانده بود حاج آقا محمد چاخان را بر سر این مساله خلع لباس کنند. وقتی این جمله خلع لباس را خواندم، داشتم از خنده می‌مردم! فکرش را بکنید ممد چاخان لخت و عریان راه بیفتد برود مسجد برای نماز جمعه، یا مثلا بخواهد یک روضه کربلا بخواند.
بعد از اینکه روزنامه کیهان و دیگر رسانه‌های غوغا سالار رژیم دست به کار تخریب خاتمی شدند، عده‌ای از اسهال طلب‌ها هم بیکار ننشستند و شروع کردند به بدل سازی و حتی خود خاتمی هم کل ماجرا را انکار کرد و مدعی شد که فیلم مونتاژ شده.
کار حتی به جایی رسید که سایت آفتاب وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام هم وارد معرکه شد و کل این فیلم را زیر سوال برد. در همین رابطه سایت آفتاب متعلق به اکبر شاه (ارباب محمد چاخان) چنین استدلال می‌فرمایند:


پس از آن کاربران اینترنتی آشنا با فضای مجازی و فنون مونتاژ تصاویر دست به کار شدند و با تحقیقات گوناگون اثبات کرده‌اند که این فیلم دست‌کاری شده است. شنیده‌های خبرنگار آفتاب حاکی از آن است که سید محمد خاتمی نیز توسط پسرش متوجه این دست کاری در فیلم و جعلی بودن آن شده و با اطمینان بیشتری به صورت علنی و شخصاً این صحنه را تکذیب کرده است.

دقت کردید!؟ دم خروس را دیدید!؟ تقیه ملای عبا شکلاتی را دیدید!؟ ندیدید!؟ ای بابا شما باید کور باشید اگر دم خروس را در پاراگراف بالا نبینید! برای اینکه روشن شوید دوباره بخش کوتاهی از همان پاراگراف را با هم مرور می‌کنیم.

شنیده‌های خبرنگار آفتاب حاکی از آن است که سید محمد خاتمی نیز توسط پسرش متوجه این دست کاری در فیلم و جعلی بودن آن شده و با اطمینان بیشتری به صورت علنی و شخصاً این صحنه را تکذیب کرده است.

اگر تقیه حاج آقا ممد چاخان را به زبان آدمیزاد ترجمه کنیم می‌شود یک چیزی در این حدود:
ممد چاخان خودش نمی‌دانسته که داده یا نه (منظور دست هست فکر بد کنید!)، پسرش پا پیش گذاشته و به حاج آقا با عکس و دلیل و مدرک ثابت کرده که حاج آقا دست نداده، بعد از این ماجرا حاج آقا یک مرتبه از خواب بیدار شده که ای دل غافل اصلا دستی به کسی نداده بوده، همه این ماجرا ساخته دست استکبار جهانی است.

اول از همه باید به ممد چاخان تبریک و تهنیت گفت که بعد از 8 سال سرکار گذاشتن مردم برای اصلاحات، هنوز ایشان و دستگاه عریض و طویل اسهالات نتوانسته‌اند حتی همین مسائل جزیی را هم اصلاح کنند چه رسد به مسائل مهم تر را.

برای اینکه عاقبتی برای این دادن و ندادن ممد چاخان ترسیم کرده باشیم، به عرض مبارکتان می‌رسانیم که رادیو فردا دو روز بعد از جنجال‌های موضوع دست دادن یا ندادن خاتمی، مصاحبه‌ای داشت با کسی (یک استاد دانشگاه) که فیلم‌ها را گرفته بود و ایشان با صراحت کامل تایید کردند که این ویدئو مونتاژ نشده و اگر کسی شک دارد می‌توانید بیاید و از خود آن خانم‌هایی که به آقای خاتمی دست دادند بپرسد و برای محکم کاری مامورین محافظت از خاتمی را هم به شهادت طلبیده بود.
همچنین آنهایی که چند سالی در اروپا زندگی کرده باشند به خوبی می‌دانند که این کفار معمولا بدون دلیل دروغ نمی گویند، خصوصا آنهایی که سرشان به تنشان می‌ارزد، اینها آخوند نیستند که صبح تا شام دروغ و حقه بازی سر هم کنند.

اگر واقعن می‌خواهید ببینید که خاتمی نه تنها دست به خانم‌ها می‌دهد بلکه دست به جاهای دیگر خانم‌ها هم می‌زند و حتی بیشتر از آن کمی هم می‌چلاند این فیلم را ببینید.

این هم ویدئوهای بیشتر.

June 24, 2007

اسلام و مسلمین در بلاد کفر!

داستان عجیبی است. چند روزی است تعدادی افغان که مدتها پیش به نروژ پناهنده شده بودند را دولت نروژ تصمیم گرفته آنها را به افغانستان برگرداند. چند روزی هم این گروه در مقابل مجلس نروژ دست به تحصن زدند ولی عاقبت دولت تصمیم گرفت که آنها را به افغانستان بازگرداند. دیروز یک کشیش معروف نروژ اعلام کرد که عده‌ای از این افغانها به مسیحیت گرویده‌اند و در نتیجه اگر آنها را دولت نروژ به افغانستان بازگرداند جانشان در خطر خواهد بود. امروز هم چند نفر از این افغان‌ها مدارکی را ارائه دادند که نشان می‌داد این چند نفر به مسیحیت گرویده‌اند.
داستان عجیبی است نه!؟ کسانی که تا وقتی که در افغانستان هستند برای اسلام حاضراند جان خود را فدا کنند وقتی چند سالی می‌آیند بلاد کفر و مزه زندگی این کفار می‌رود زیر دندانشان یک شبه تغییر مذهب می‌دهند. آن هم برای چی، یقینا برای اینکه بتوانند در بلاد کفر باقی بمانند. حالا باید به آقایان علما تبریک گفت که در عرض مدت چند سال موفق شده‌اند وضعی را در بلاد اسلام بوجود بیاورند که مسلمین حاضراند برای فرار از آن جهنم تغییر مذهب بدهند.
چند مدت پیش هم رسم شده بود بعضی از ایرانی‌هایی که دولت نروژ پناهندگی شان را نمی‌پذیرفته، خود را یک شبه همجنس باز معرفی کردند و مدعی می‌شدند که بخاطر اینکه همجنس باز هستند در ایران جانشان در خطر است.
نتیجه اخلاقی از این اتفاقات:
مسلمین حاضراند مهر همجنس بازی و خروج از مذهب را بر خود بپذیرند تا بلکه به بلاد اسلام برگردانده نشوند.

June 22, 2007

هرج و مرج سیاسی

من هرگاه بخواهم خانه را سرو سامان بدهم اول همه چیز را می‌ریزم بیرون وسط یکی از اتاق‌ها و بعد از آن شروع می‌کنم به مرتب کردن. این تجربه را کسب کرده‌ام که تا زمانی که همه چیز را از پستو، گاراژ، کمد و دیگر مخفیگاه‌های خانه خارج نکنم، قادر نخواهم بود نظم قابل قبول را در خانه برپا کنم.

از وقتی که تحریم انتخابات گزینه اکثریت ملت ایران شد، آقایان اصلاح طلب، داد و فریاد بپا کردند و هشدار دادند که اگر آنها قدرت را به دست نگیرند، تمامیت خواهان رژیم دمار از روزگار ملت در خواهند آورد.
بعد از گذشت دو سال از به روی کار آمدن احمدی نژاد و دار و دسته چماق دارش، عملا به همه ثابت شد که حتی خشن ترین جناح حکومت هم دیگر قادر نخواهد بود قدرت مطلقه را به رژیم باز گرداند. امروز می‌توان با اطمینان گفت که دیگر رژیم قادر نیست به سالهای اول انقلاب برگردد و درست برعکس روز به روز هم قدرت مطلقه و کنترل خود را از دست می‌دهد.
با کمی دقت به اوضاع ایران می‌توان به این نتیجه رسید که هرج و مرجی که امروز حکومت را در برگرفته دیگر امکان جمع و جور کردن حکومت به هیچ جناحی از رژیم را نخواهد داد.

در انتخابات آینده هم یقینا اصلاح طلبان که اولین بار من آنها را به حق اسهال طلب نامیدم، سعی خواهند کرد مجددا رای دهندگان را از جناح تمامیت خواه بترسانند و نوید اصلاح رژیم را بدهند.
خنده دار نیست آقای خاتمی که مدعی بود آمده تا رژیم را اصلاح کند، حالا خودش برای بقای خود مجبور است دست دادن با یک خانم ایتالیایی را انکار کند، تصاویری را که همه در یوتیوب دیدند آقای خاتمی با وقاهت کامل انکار می‌کند و همزمان مدعی است که می‌خواهد رژیم را اصلاح کند. باید از ایشان پرسید چه گونه است که شما پس از 8 سال اصلاح رژیم هنوز قادر نبوده‌اید این رژیم قرون وسطایی را تا همین حد اصلاح کنید که به شما اجازه بدهد با یک خانم دست بدهید! واقعا باید دید در انتخابات آینده گروهی که خود را اصلاح طلب می‌نامد با چه استدلالی می‌خواهد ادعا کند که قادر است رژیم را از درون متحول کند!؟
من به سهم خود وقتی مردم را تشویق به تحریم انتخابات می‌کردم هدفی بجز ایجاد هرج و مرج سیاسی نداشتم، به همان دلیلی که در بالا نوشتم، وقتی می‌خواهیم در جایی نظم برقرار کنیم، گاهی مجبور می‌شویم اول هرج و مرج لازم را ایجاد کنیم تا بعد نظم را برقرار کنیم. وضع رژیم هم امروز دقیقا به همین شکل است، بی نظمی و هرج و مرج از بند بند این رژیم نمایان شده، در سیاست خارجی کاملا منزوی است، تحریم ها دارد کم کم رژیم را از نفس می‌اندازد. همین هرج و مرج هم در اپوزیسیون رژیم برقرار شده، چپ و راست جایگاه خود را عوض کرده‌اند (از دست داده‌اند) آنها که روزی چپ بودند، امروز ندای راستگرایانه سر می‌دهند و آنها که راست بودند گاهی ندای چپ سر می‌دهند و نهایتا انتخاباتی دیگر در راه است، اگر با هشیاری عمل شود می‌توان این انتخابات را به آخرین میخ تابوت رژیم بدل کرد و بعد از یک دوره هرج و مرج نظم دلخواه را به ایران داد.

June 21, 2007

test

تست

June 17, 2007

اندک اندک جمع مستان می‌رسند

حقیر بارها در این وبلاگ نسبت به نقش مقتدا صدر و نیروهای تحت فرمانش مطلب نوشته‌ام. بارها موقعیت او و گروهش را در عراق و رابطه‌اش را با حکومت آخوندی ایران مورد تردید قرار داده‌ام و بارها سوال کرده‌ام که چه دلیلی دارد که آمریکا نیروهای او را که تقریبا به صورت علنی در جنوب عراق فعالیت می‌کنند را سرکوب نمی‌کند و خود مقتدا صدر نیز به راحتی بین ایران و جنوب عراق رفت و آمد می‌کند!؟
حالا گویا نقش آقای مقتدا صدر و نوکران تحت فرمان او مشخص شده و عملا نشان داده که رژیم آخوندی مجددا از سیاستمداران کارکشته انگلیسی رو دست خورده. این خبر را بخوانید:
نشریه اینترنتی عصرایران از قول روزنامه الحیات می‌نویسد:

معاون مقتدی صدر: ایران عمق استراتژیک القاعده عراق است
"اوس الخفاجی" معاون مقتدی صدر روحانی جوان عراق،‌ مدعی شد که ایران به عمق استراتژیک القاعده عراق تبدیل شده است و اضافه کرد که "سرویس های اطلاعات و امنیت در اقدامات خرابکارانه در جنوب عراق دخالت دارند."

سرویس های امنیتی ایران در عراق، اتاق عملیاتی به مدیریت شخصی به نام محمد تقوی ایجاد کرده که ماموریت آن برهم زدن امنیت و ثبات در جنوب عراق است.

در صورت علاقه می‌توانید کل خبر را در اینجا بخوانید.
از قرار معلوم سیاست پیشگانی که عملیات را در عراق طراحی می‌کنند مقتدا صدر را به ایران نزدیک کرده‌اند تا او نقش یک جاسوس دوجانبه را بازی کند و در این راه، اول رژیم ایران را به دخالت داشتن در عراق متهم کنند و هم زمان از طریق رابطه او با ایران، اطلاعات امنیتی رژیم را به دست استراتژیست‌های دولت انگلیس و آمریکا برسانند. اینکه اول نام انگلیس را بردم به این دلیل است که دولت فخیمه همیشه این ملاها را زیر چتر حمایتی خود داشته و یقینا این طرح بوسیله انگلیسی ها اجرا شده، یانکی‌ها بی سیاست‌تر از آن هستند که بتوانند عملیاتی این چنینی را طراحی کنند.
حالا باید دید چه گروه‌های دیگری در عراق همین نقش را برای آنها بازی کرده‌اند.
آقای مقتدا صدر نیز در این مدت هم از توبره خورده و هم از آخور و یقینا در آینده هم نقش مهمی در عراق به او واگذار خواهد شد تا پاداش این خوش خدمتی را به او داده باشند.

June 16, 2007

رویارویی نهایی

رویارویی کامل و غیر قابل بازگشت شده. باید کور باشیم اگر این رویارویی کامل را نبینیم. دولت فلسطین منحل شد و نیروهای دو گروه عمده به جان هم افتاده‌اند، لبنان هم به همین شکل، هر دو گروه اسلامیست‌ها و غیر اسلامی‌ها به جان هم افتاده‌اند، عراق که وضع‌اش واقعا کوک کوک است. همه به جان هم افتاده‌اند، شیعه سنی را می‌کشد و سنی شیعه را. القاعده هم افتاده به جان هر دو، آمریکا هم آن وسط مثل یک ننه مرده بدبخت گرفتار شده. افغانستان هم که عددی نیست که بخواهیم در باره‌اش فکر کنیم، این آخری یقینا وقتی دیگر کشورهای اسلام زده مشکل شان حل شود، مشکل آنها هم حل خواهد شد. پس می‌توان گفت که دیری نخواهد پایید که وضع امروزی به نتیجه‌ای خواهد رسید، ادامه این وضع غیرممکن شده و به نقطه جوشش رسیده. یا نیروهای اسلامی نابود خواهند شد و سفره اسلام برای همیشه از سیاست برچیده خواهد شد، یا غرب به لقاالله پرتاب خواهد شد، البته بعید تر به نظر می‌آید که غرب با آن همه نیرویش به این راحتی نابود شود. در مورد همزیستی هم اصلا حرفش را نزن که این کار از اسلام بر نمی‌آید، اسلام یا همه را ختنه خواهد کرد یا خود ساقط خواهد شد، اگر کسی فکر می‌کند که اسلام قادر خواهد بود خود را اصلاح کند و وارد یک بازی معقول سیاسی شود، اسلام و مسلمین را نشناخته است. اسلام به هیچ شکلی اصلاح شدنی نیست، پس باید به پستوی خانه‌ها رانده شود، در غیر این صورت این رویارویی تا نابودی کل منطقه به پیش خواهد رفت.
این که می‌گویم رویارویی کامل شده، نشانه‌های دیگری هم دارد، وقتی حرم‌های امامان شیعه را که هزار و اندی سال بجا مانده بودند در مدت کمتر از یکی دو سال روی سر شیعیان خراب می‌کنند حداقل به این معنی است که تاریخ مصرف شیعیسم (شیعه سیاسی) پایان یافته و این رویارویی به مرحله نهایی نزدیک شده است.
اگر باور ندارید سخنان از روی استیصال رفسنجانی را در نماز جمعه دیروز بخوانید. ترس و وحشت در تک تک کلمات او خودنمایی می‌کند، زنگ خطر به گوشه آقایان رسیده، همین روزها ست که یا تسلیم شوند یا رویارویی شروع شود.

June 10, 2007

مجلس ختنه سوران حاج آقا سید دانیل اورتگا

abji_ortega.jpgهمان گونه که آگاهید آقای دانیل اورتگا رهبر ساندنیستهای نیکاراگوا (سابقاً کمونیست) جدیداً به دین مبین اسلام گرویده‌اند! دروغ چرا تا قبر آ آ آ ما که از خودمان در نیاورده‌ایم که! دیدیم منزل آقای اورتگا محجبه شده، گفتیم حتما به دین مبین اسلام گرویده! و به همین جهت هم (مسلمان شدن) برای پابوسی رهبر شیعیان جهان و یقینا مراسم ختنه سوران آقای اورتگا به تهران رفته‌اند.
خبرنگار خُسن آقا هم یواشکی به محل ملاقات آنها رسوخ کرده و گزارش‌های داغی را برای ما فرستاده که به عرض مبارکتان می‌رسد.
اول از همه این عکس را نگاه کنید. خواهر شهید پرور همسر گرامی سید دانیل اورتگا با همسر رئیس جمهور سرگرم بحث هستند. بنا به اطلاعاتی که خبرنگار ذلیل مرده ما گزارش کرده، در این بحث داغ همسر گرامی سید دانیل اورتگا با نگرانی از همسر رئیس جمهور احمدی نژاد در مورد کوتاه کردن دودول سید دانیل سوال‌هایی می‌فرمایند و نگران هستند که نکند خدای ناکرده دودل مبارک کمونیست جهانی بر اثر ختنه کردن کمی بیش از حد کوتاه بشود. همسر رئیس جمهور احمدی نژاد هم با کلمات دیپلوم‌آتیک پاسخ می‌دهند که نگران نباشید دلاک‌های مسلمین علوم قطع دودول را در مکتب اسلام به خوبی یاد گرفته‌اند، در ضمن آقام امام زمان همیشه در چنین مواقعی حضور دارند و با توکل به امام زمان همه چیز به خیر و خوشی سپری خواهد شد. برای قوت قلب دادن به حاجیه خانم همسر سید دانیل خان اورتگا، همسر رئیس جمهور محبوب فرمودند که برادر مکتبی هوگوچاوز هم در مراسم مشابهی چند ماه پیش ختنه شدند و هیچ مشکلی پیش نیامد و حتی همسر ایشان از شکل و شمایل دودول حاج آقا چاوز پس از پخ پخ کردن، بسیار خوششان آمده و به همین دلیل هم قرارداد تجاری با ایران عقد فرمودند و بنا شده از چند ماه آینده دلاک‌های ایران برای ختنه کردن همه امت در صحنه ونزوئلا عازم آن بلاد سابقاً کفر شوند.

در تصویر دیگری که خبرنگار ما برایمان ارسال کرده، آقای اورتگا را پس از عمل قطع عضو مبارک نشان می‌دهد که ایشان (حاج آقا سید دانیل اورتگا) پیروزمندانه این عمل میمون را با افتخار به همه جهانیان اعلام می‌دارند، کنار دست ایشان هم قصاب مربوطه هستند که دست سید اورتگا را به نشانه پیروزی کفر بر اسلام بالا برده‌اند (ببخشید منظور خبرنگار ما پیروزی اسلام بر کفر بود که حول شده بود عوضی نوشته بود).
یک تصویر دیگر هم هست که قبل از عمل قطع عوض شریف ایشان گرفته شده، ولی چونکه حاج آقا اورتگا بدجوری ترس و وحشت در چهره‌اش پیداست نخواستیم خلق و خوی شما را زیادی خراب کنیم، به همین منظور هم اینجا نگذاشتیم. خبرنگار ما تاکید فرمودند که در این عکس ترس چنان آقای اورتگا را فرا گرفته که انگاری جن دیده باشند و دارند قالب تهی می‌کنند.


June 09, 2007

حکومت جن‌گیرها و عوامل جن زده آن

تور رو سر جدتون قسم این به قول یاورحق "مکتوب" رو بخونید، ببینید مملکت چند هزار ساله ایران گرفتار چه معلولین مغزی شده.
بخوانید و بخندید، پیام گذار یاورحق:
ما حسین درخشان را تایید نمی کنیم هرچند به ظاهر از حق دفاع می کند که همانا تداوم اصلاحات و بقای انقلاب اسلامی است ولی سفر به صهیون و دیدار با مشرکین بسیار سوال برانگیز است و تا توبه نکند و آقا اورا نبخشد نمی توانیم او را دلسوز اسلام بدانیم.

لینک به سایتش دادی دیدم از خانم کار صحبت کرده و مقاله این خانم را خواندم.

خانم کار از حضرت آیت الله فسنجانی دفاع کرده اند که این امر بیانگر این است که بانوان فهیم کشور می دانند که این اولیای اسلام هستند که باید حریم و حدود را مطابق شرایط زمان و مکان تعیین کنند و شرعا و اخلاقا این امر باید از جایگاه اولیا دین بررسی شود.

هاشمی مردی معتدل است و حتما خواسته های خانمها را در حوزه علمیه قم مطرح خواهد کرد و این مسئله به بحث گذاشته خواهد شد و چنانچه انشاالله اجماعی حاصل شد شایستگان آنچه را که شایسته است حکم خواهند داد.


امید است بانوان فهیم مثل خانم کار از ائتلاف حضرت آیت الله عظما رفسنجانی و خاتمی حمایت کنند تا در انتخابات آینده کما فی سابق (دوره های قبل از احمدی نژاد) شایستگان بر اریکه امور نظام شکوهمند اسلامی تکیه زده مردم کشور طعم شایسته سالاری را باردیگر بچشند.

بیگمان این خواست باری تعالی بوده که احمدی نژاد بر جایگاهی تکیه زند که شایسته اش نیست تا مردم فرق بین اصلح و غیر اصلح را درک کنند و ناشکری نکرده و تداوم مبارزات انقلابی در روح ملت دمیده شده نهال انقلاب اسلامی آبیاری شود.

حتما خانمی مثل خانم کار که بواسطه کمالات معنوی که به مراتب از دانش تو بیشتر است و حتی در رادیو آمریکا دعوت شده را از عوامل ما حزب اللهی ها می دانی؟


فراموش کردم که مکتوب کنم که اگر ملاک دموکراسی باشد حتی با 2میلیون امضا اکثریتی در بین زنان حاصل نمی شود که قوانین مکتوب در قرآن به بررسی مجدد احتیاج یابد و 35 میلیون زن کجا و 2میلیون امضا کجا؟

زنان حزب الله اگر آقا فرمان دهد در یک روز 30 میلیون شیر زن به خیابانها ریخته و به جای سیاه کردن کاغذ که نیاز آموزشی کشور است دست بیعت به سنت رسول الله خواهند داد.

با این وجود در نظام دموکراسی اسلامی اشکالی ندارد که به مسائل اسلامی اعتراض شود و امضا جمع آوری شود چرا که فقها با تسلط کامل بر فلسفه و منطق راه راست را به بانوان نشان داده این اندک مخالفان را نیز به جمع موافقان خواهند افزود.

آیت الله هاشمی به این امر واقف است و به خوبی مصلحت اسلام و ملت را می داند و سکان کشتی را به درستی هدایت خواهد کرد و اصحاب افکار و سلایق از ایشان رضایت خواهند داشت.

می‌گما عمو یاورحق تو مطمئنی حالت خوبه!؟ زیاد که توی آفتاب وای نسادی که ببم جان!؟
آخه این چرندیات چی چی هست که بر می‌داری می‌نویسی!؟ فکر کردی ملت هنوز دوران غارنشینی رو سپری می‌کنند!؟ بابا دیگه دوران علما، معممین، مفتی، مفت خور و جن گیرها سپری شده، مخصوصا دوران فسنجانی. اگر این فسنجانی شما رای بیاور بود توی چند اَن‌تخابات گذشته رای آورده بود.
اون امضا جمع کن‌های زن هم اگر نتونستند به اندازه کافی امضا جمع کنند به این دلیل هست که ملت اصلا این رژیم رو می‌خواهد ریشه کن کند، و به همین دلیل هم حاضر نیستند امضای خود را زیر هر چیزی که اسم اصلاح و اسهال و بطور کلی نگه داشتن این جماعت ریشو بر قدرت را در پی داشته باشد بگذارد.
هم خودت و هم رهبر چلاق‌ات قربونم بریت! اگه رهبر می‌تونست 30 میلیون زن رو بیاره پای صندوق رای، یقین بدان که یک لحظه هم درنگ نمی‌کرد. چون شدیدا مشروعیت رژیم‌اش مخدوش شده و کل موجودیت آن زیر سوال رفته و هر رایی که در صندوقی ریخته شود، سید علی چلاق روی سرش خواهد گذاشت، حالا فرق نمی‌کند رای گیری شوربای اسهالی باشد یا شوربای شهر یا مجلس پخمه‌گان یا هر جن دانی دیگری.

دوستان عزیز به نظر من نوشته‌هایی مثل این نوشته یاورحق بیشتر به شعور خوانندگان توهین می‌کند تا فحاشی‌های بعضی. من که شخصا با این مهملاتی که این یاورحق بهم بافته بیشتر ناراحت می‌شوم تا فحش‌های بعضی. این گونه استدلال ها چیزی نیست بجز توهین به شعور خوانندگان.


June 06, 2007

برای چند دلار ناقابل

یادتان هست چند مدت پیش نوشتم که اگر رژیم به قول خودش اوباش و اراذل را می‌گیرد بخاطر امنیت جامعه نیست و بیشتر رژیم از آن می‌ترسد که دلارهای آمریکایی به دست بعضی از این به قول رژیم اراذل برسد و باعث شود دودمان آخوند را برباد بدهند!؟
حالا گویا دلارها به بعضی جاهای دیگر رسیده و تومان‌های جمهوری اسلامی هم به بعضی جاهای دیگر و این همه باعث جنگ حیدری نعمتی شده که بیا و ببین. این بچه بازاری را از روز اولی که شروع کرد به وبلاگ نویسی من و دیگر دوستان افشایش کردیم، از همان روز اول گریبانش را گرفتیم، نوشته‌های من خود شاهد این جدال است. امروز دیگر نیازی به گریبان گرفتن این مفلوک نیست، خودش با پای خودش در باتلاق گه و تعفن فرو می‌رود و نیازی به کمک دیگران ندارد. دیگران هم به همت دلارهای آمریکایی دارند یکی یکی وارد گودال تعفن می‌شوند ای کاش این حکومت یکی دو سال دیگر دوام بیاورد و آمریکا هم دلار تقسیم کند تا پرده از چهره کریه نوکران این و آن بر افتد، آنوقت است که مبارزین واقعی از پشت ابرهای تاریک نمایان خواهند شد. دلیل اینکه انقلاب 57 به لجن کشیده شد هم همین بود، "تداوم نیافتن مبارزه" اگر مبارزه چند سالی دیگر دوام آورده بود، همه خودفروختگان یکی یکی برملا می‌شدند و امروز به این بدبختی گرفتار نبودیم. آهن وقتی آب دید پولاد می‌شود.


June 04, 2007

عواقب یک رئیس جمهور دیوانه

یک جوان بیچاره مست مفلوکی، در جریان مسابقه فوتبال بین دانمارک و سوئد پس از اینکه داور رای به اخراج یک بازیکن دانمارکی و یک پنالتی داد، دوید وسط میدان و می‌خواست گریبان داور را بگیرد. بازیکنان دانمارکی از تعرض او به داور جلوگیری کردند با این حال فیفا مجازات‌های سنگینی برای دانمارکی‌ها تعیین کرد. به اتفاقات مربوط به این حادثه کاری ندارم، فقط قصدم از مطرح کردن این حادثه این بود که به این نتیجه برسم که، در دنیای امروز یک تماشاگر مست (جوانک بیچاره 18 بطری آبجو خورده بود) می‌تواند عواقبی را برای ملت خود باعث شود که آن سرش ناپیدا ست.
حالا رئیس جمهور مهرورز ما نه زیر می‌گذارد و نه رو، 24 ساعت اسرائیل را تهدید به نابودی می‌کند، به نظر شما چنین حرکت بی مغزی را دنیا باید بی پاسخ بگذارد!؟
وقتی در دنیای امروز در روابط بین کشورها حرکت یک تماشاگر فوتبال که شدیدا هم مست بوده، چنین عواقبی را برای دانمارک در پی داشته، آیا گمان نمی‌کنید وقتی که رئیس جمهور مملکتی کشور دیگری که سازمان ملل هم آن کشور را به رسمیت می‌شناسد را تهدید به نابودی می‌کند، نباید عواقبی حداقل در حد همین مسابقه فوتبال داشته باشد!؟
به نظر شما ملت ایران برای فرار از عواقب دیوانگی‌های رئیس جمهورش باید به چه استدلال‌هایی روی بیاورد تا بلکه از عواقب رفتار احمدی نژاد رها شود!؟
گمان می‌کنید اگر او را دیوانه اعلام کنیم، کمکی به ما خواهد کرد!؟ گمان نمی‌کنم! آن وقت می‌آیند و از ما می‌پرسند، پس چرا شما به او رای دادید!؟ چه بگوییم!؟ بگوییم ما به او رای ندادیم!؟ این که نمی‌شود! همه ملل دنیا بر روی صفحه تلویزیون‌های خود دیدند که جمعیتی چند میلیونی دو مرتبه به پای صندوق‌های رای رفتند و عاقبت از داخل آن صندوق‌ها نام این دیوانه زنجیری بیرون آمد. آیا گمان می‌کنید باز هم با این شرایط می‌توانیم او را دیوانه اعلام کنیم و از عواقب شرارت‌های او در امان بمانیم!؟ من که گمان نمی‌کنم، دنیا استدلال خواهد کرد که شما دوبار رفتید پای صندوق و به او رای دادید (حداقل اکثریت رای‌ها به نام او ثبت شده). حالا متوجه می‌شوید که چه عواقبی دارد این پای صندوق رای رفتن‌ها!؟ واقعا اگر دنیا بخواهد با همین سختی و شدتی که ملت دانمارک را در این مسابقه مجازات کرد، ایران را هم با همین نوع نگرش محک بزند و مجازات کند، یقینا مجازات ما بسیار شدیدتر خواهد بود. دقت کنید مسئول حادثه مسابقه بین سوئد و دانمارک تنها یک دانمارکی بوده، در صورتی که احمدی نژاد رای میلیون‌ها ایرانی را در جیب دارد. آیا می‌توانیم استدلال کنیم که همه این رای دهندگان مجنون بوده‌اند!؟





شمارشگر