« March 2007 | Main | May 2007 »

April 29, 2007

بازگشت فراماسون‌ها!

می‌گن بعد از اینکه امام امت از پاریس وارد ایران شد، دستور داد همه فراماسون‌ها را جمع کنند در جماران و برای همگی نطقی کرد و فرمود: دولت فخیمه انگلیس فرموده که از این به بعد همه فراماسون‌ها باید زیر بیضه اسلام ناب محمدی خدمت کنند!
از آن روز به بعد رابطه فراماسون‌های ایرانی با دولت فخیمه از بین رفت! بابای این مشنگ هم جزو همان گروه بوده.
حالا گویا حلقه گم شده داروین را این وروجکِ بچه فراماسون دوباره پیدا کرد.
دروغ چرا تا جهنم آ آ آ آ، به گمانم که این موسسه‌ی غیرانتفاعی انگلیسی بی نام و نشان همان حلقه گم شده داروین باشد. خدا به خیر کند!!

پ.ن.:
دیدم نانا نوشته منو جدی گرفته مجبورم کرد این پی‌نوشت رو اضافه کنم:
دوستان وقتی آخر جمله‌ای علامت تعجب می‌گذارم، به این معنی است که یا اصلا اصل خبر یا مطلب را باور نکرده‌ام (علامت تعجب) یا اینکه پوزخندی است به آن خبر یا مطلب.
پس لطفا همه چیز را جدی نگیرید، گاهی اوقات در نوشته‌های من نکته‌های تعنه آمیزی تعبیه می‌شود که ممکن است از چشم خوانندگان مخفی بماند.
بطور کلی من دیگر به نوشته‌های حاجی هودر مسلمان وقعی نمی‌گذارم، او دیگر رسوا تر از آن است که بتوان جدی گرفتش. فقط گاهی اوقات چنان مسخره و جوک می‌شود که بدم نمی‌آید کمی به ریش‌اش بخندیم و بهمین خاطر هم لینکی به او می‌دهم تا کمی بخندیم و شاد شویم.
آخه کدام انگلیسی می‌آید برای چنین کارهایی به این مشنگ مراجعه کند؟ انگلیسی‌ها لاریجانی را دارند، اگر می‌خواستند از او و شرکای پرقدرت ترش سوال می‌کردند نه این پادوی شریعتمداری.

April 28, 2007

باید کاری کرد

این متن را یک پیام گذار در وبلاگ نیک آهنگ گذاشته بود. در باره فیلمی است که در مطلب قبل در باره آن نوشتم. دیدم بد نیست هموطنان داخل یا حتی آنها که امکاناتی در خارج دارند این را بخوانند. شاید فرجی شد و توانستیم به طریقی بدنه رژیم را زیر فشار قرار بدهیم.

پیام:
ایرانیان غیرتمند همیشه در صحنه این بار هم تماشاچی بودن اما این دفعه نمیگذاریم .من با بازبینی عکس متوجه شدم که این ماشین کلانتری 127 نارمک هست کلانتري نارمک در گذشته نيز داراي سابقه در اين اعمال سخيف مردم ستيزانه داشته که در 2 سال گذشته موجب شد تا درب اين کلانتري را ببندند و با امدن دولت مهر ورزي دوباره بازگشايي شد تلفن اين کلانتري :77894241 با تلفن عمومي به اين شماره تماس بگيريد و ان چه لايق اين بي وطنان است نثارشان کنيد خداوندا بر سر دختران ایران چه میاید و لی نمیدانیم خدا سالهاست چشمش را به خاطر کدام گناه نا کرده بر ما بسته است جالب این جاست وقتی من و مادرم جداگانه تماس گرفتیم با تعجب میپرسیدند فیلم را از کدام کانال تلویزیون ی پخش کردهاندکدام انسان با شرفی است که با زجه های این دختر زار نزند تف بر ما تف بر این مردم که دیگر نمیدانم چه اهانتی باید انان را تکان بدهد
لینک پیام

April 26, 2007

بدون شرح

نیازی به توضیح نیست، تصاویر خود سخن می‌گویند. سپاس از هموطنی که زحمت کشیدند و لینک این فیلم را برایم فرستادند.


پ.ن.: این هم لینک ویدئو، اگر در صحفه وبلاگ قابل مشاهده نیست می‌توایند آنرا دوانلود کنید و بوسیله ویندوز مدیا پلیر اون ببینید.

این هم آدرس یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=3zYKlSeIbrw

April 25, 2007

نوحه‌های احمدی نژاد

این قطعه فیلم 1 دقیقه و 3 ثانیه‌ای از مصاحبه احمدی نژاد رو به فرمت فیلم‌های تلفن همراه تبدیل کردم، اگر خواستید اینو استفاده کنید. حرف‌های جالبی می‌زنه (حقه باز که میگن همین هست). این فیلم برای تبلیغات منفی راه انداختن برای رژیم چیز خوبی است. این آقایون جنگ زرگری راه انداختند و دوباره دارند ملت رو برای انتخابات آینده آماده می‌کنند. یکی از جناح‌های رژیم می‌ریزه توی خیابون ملت رو می‌گیره (150 هزار نفر رو توی همین چند روز گرفتند)، در عوض یک جناح دیگه از خودشونی‌ها میان و این حرف‌ها رو می‌زنن. همه این خیمه شب بازی‌ها هم برای این هست که در انتخابات بعدی یکی رو بکنن شمر و یکی رو بکنن اما حسین مظلوم و روضه خونی به سبک شناخته شده آخوند راه بیندازند و ملت رو با این روش دوباره مثل گله گوسفند بکشن پای صندوق های رای. اینها همگی دست در دست هم دارند و منافع هر دو گروه در این شعبده بازی تامین می‌شود. این شعبده بازی رای و انتخابات هم فقط برای اینه که به غرب بقبولانند که اینها در ایران طرفدار دارند وگرنه برای ملت و رای‌اش پشیزی هم ارزش قائل نیستند.

April 24, 2007

در دیگ بازه حیای گربه کجاست!

دوران قبل از انقلاب هم بودند ارازلی که در نیروهای انتظامی هر کار دلشان می‌خواست می‌کردند و خصوصا آنهایی که شدیدا عقده‌ای بودند، عقده‌های فرو خفته خود را با سوء استفاده از لباس قدرت سر جوانان بیچاره خالی می‌کردند. آن دوران را اگر بخواهیم با دوران حکومت آخوندی مقایسه کنیم مقایسه‌ای نا عادلانه خواهد بود، چه در این زمینه تنها می‌توان گفت، میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. آنها که در آن دوران به ما زورگویی می‌کردند در مقابل این اوباش فرشته بودند.
تصویر زیر را نگاه کنید، نیازی به توضیح نیست. باید از این مجریان اسلام ناب محمدی پرسید: این مردک الدنگ عقده‌ای به چه هدفی دختر بی پناهی را با این وضع تحت فشار قرار می‌دهد؟ آیا حدود شرعی که شما این همه از آن داد سخن می‌گویید در این رابطه نا برابر رعایت شده!؟ آیا کسی از آن علمای ریز و درشت نیست که به این هیولای بی شاخ و دُم گوشزد کند که آنجا مملکت اسلامی است و برادران چماقدار هم باید حدود خود را در رابطه با خانم‌ها رعایت کنند!؟ نکند خدای ناکرده در آن مملکت مامورین انتظامی همگی خواجه‌گان حرمسرا هستند که اجازه دارند چنین به زنان نزدیک شوند!؟
وقتی که قدرت بی حساب را بدست انسان‌ها بدهند و هیچ کنترلی بر این قدرت نباشد، آنگاه است که فاجعه غیرقابل اجتناب است. حالا فرقی نمی‌کند این قدرت در دست یک گروهبان انتظامات باشد یا در دستان بی کفایت چلاق رهبر اَن‌قلاب.

hejab_va_bi_hejabi.jpg

برای مشاهده عکس به اندازه بزرگتر به این لینک مراجعه کنید.


پ.ن.:
این تصویر را هم حتما ببینید: Beauty and the beast

April 22, 2007

اسلام سکسی

در خبرهای دیروز و امروز می‌خوانیم که مجددا بگیر و ببندهای بی حجابی یا به گفته خودشان بد حجابی یا کم حجابی یا هر کوفت زهر ماری که اسمش را گذاشته‌اند شروع شده. آخوند حرامزاده هر وقت به تنگنایی بر می‌خورد به این راه بر می‌گردد و از این طریق می‌خواهد جو رعب و وحشت ایجاد کند. دلیل آن هم این است که دیگر موضوعی در جامعه نمانده که اینها محدودیت برایش وضع نکرده باشند و مردم هم کم و بیش به آن گردن نهاده‌اند. از وضع دانشجویان بگیرید تا اواضاع آزادی بیان تا برخورد با کارگر و معلم و خلاصه هر چیزی که در جامعه بجنبد آخوند مثل بختک روی آن می‌افتد، ملت بیچاره هم عقب نشینی می‌کند. این یک موضوع اما با دیگر موضوعات فرق می‌کند. این یکی به جوانان مربوط می‌شود و جوان هم خواهی نخواهی کمی بیشتر از مسن ترها خُلق و خوی سرکشی دارد و هرچه این‌ها بگیر و ببند هم راه بیندازند باز عده‌ای رژیم را به چالش می‌کشند.
چیزی که در این خبرها بیشتر نظرم را جلب کرد این بود بعضی از دستگیر شده‌گان هنگام عبور از مقابل دوربین خبرنگاران چهره خود را می‌پوشانند. عزیزان این شما نیستید که باید چهره خود را بپوشانید، این حکومت ننگ است و عمله اکره مزدور آن، از فاطی کماندوها بگیر تا چفیه بندهای اوباش هستند که باید از شرم چهره بپوشانند. اینها هستند که باید در مقابل دوربین شرم کنند نه آن جوانی که از حداقل حقوق انسانی خودش دارد دفاع می‌کند. این فاطی کماندوهای بد ترکیب و ترشیده هستند که باید چهره بپوشانند. این اوباش چفیه به گردن هستند که باید بخاطر نوکری ملا از شرم آب بشوند نه شما که روح زندگی و مقاومت هستید.
سال های اول اَن‌قلاب برادرم تعریف می‌کرد از یک صحنه شلاق زدن یک جوان شیرازی، تعریف می‌کرد که بعد از اینکه جوان بیچاره را زیر شلاق سیاه کرده بودند، بلند شده بود و به علامت پیروزی انگشتان خود را بشکل V نشان جمعیت داده بود.
در شرایط امروز هم جوانانی را که به خاطر رعایت نکردن حجاب می‌گیرند در حقیقت باید چنین رفتاری داشته باشند. این گونه جوانان هستند که روحیه مبارزه طلبی را زنده نگاه داشته‌اند و با اینکه اکثر آنها در همین رژیم ترور و وحشت بزرگ شده‌اند ولی هنوز نشان می‌دهند که انسان هستند و حاضر نیستند از اولین و مهم ترین حقوق طبیعی خود که پوشش است کوتاه بیایند.
من مدت ها ست که به این نتیجه رسیده‌ام که همین جوانان هستند که روزی روزگار این رژیم را سیاه خواهند کرد و خصوصا دختران این نقش را بهتر از حتی پسرها ایفا خواهند کرد. وقتی که بیش از 60 درصد دانشجوها دختر هستند یقینا این روند رشد زنان باعث سرکشی بیشتر آنها از دستگاه امنیتی رژیم خواهد شد. کافی است نگاه کنیم به وضع لباس زنها در دهه اول اَن‌اقلاب و آن را مقایسه کنیم به وضع امروز این خود نشان از عقب نشینی کامل رژیم دارد. این فشارها که رژیم امروز می‌آورد همه از سر استیصال است نه قدرت.

از شما چه پنهان برخلاف این ملاهای چشم هیز، حقیر سر تا پا خطا، از دوران طفولیت تا امروز بیشتر از هر چیز از خانم‌های چادر مشکی که گاهی قسمت‌هایی هر چند کوچک از بدن شان از لابلای آن پیداست شهوانی می‌شوم! باور کنید وقتی در کنار دریا با خانم‌های لخت عریان روبرو می‌شود هیچ احساسی به من دست نمی‌دهد ولی همین که سر و کله یک خانم چادر مشکلی با قمبل‌های بر آمده ظاهر می‌شود بلا نسبت شما، فلانم راست می‌شود! امشب با دیدن آستین و دستان این خانم محجبه (فاطی کماندو منظورم هست)، به قول آخوندها حمام بر من واجب شد! خدا این زنان پتیاره چادری را به عذاب جهنم گرفتار کند.

April 21, 2007

گرفتاری و سردرگمی حکومت آخوندی

اعتراضات و تظاهرات کارگری، صنفی و اجتماعی که این اواخر در ایران اتفاق افتاده و هر روز هم بیشتر از گذشته اوج می‌گیرد رژیم را با چالشی روبرو کرده که سران رژیم را شدیدا به وحشت انداخته. زنان هم که دیگر تره‌ای برای قدرت آخوندی خورد نمی‌کنند و چالش بی حجابی می‌رود که آخرین سنگر آخوندی را هم در هم کوبد. حجاب را می‌توان سمبل اسلام آخوندی نامید و با فروریختن این سنگر دیگر سنگری برای دفاع باقی نخواهد ماند و رژیم آخوندی از درون تهی خواهد شده.

در نماز جمعه این هفته هاشمی رفسنجانی می‌گوید: راضی نبودن معلمان از وضعیت‌شان در این مقطع خطرناک است.
هاشمی در ادامه می‌افزاید: در این شرایط مصلحت نیست بین معلمان و دولت سوء تفاهم وجود داشته باشد، هر دو طرف باید با تدبیر و حکمت و توجه به واقعیات مسائل مطرح شده را حل کنند و مجلس نقش مهمی را باید در اين‌جا ایفا کند.

هاشمی در باره کارگران هم همین افاضات را ادامه می‌دهد و می‌گوید: این قشر تا به حال همیشه در خدمت تولید بوده و امروز هم به نظر می‌‌رسد یکی از اهداف دشمن تحریک همین قشر است، لذا باید عزت کارگران حفظ شده و موقعیت آن‌ها را بشناسیم، آن‌ها هم مثل همیشه وفادار خواهند بود. منبع: ایسنا

نکته اولی که باید از سخنان حضرت هاشمی دزد استخراج کرد این است که معلم و کارگر و خلاصه همه اقشار ملت فقط در صورتی باید به وضع شان رسیدگی کرد که ممکن است قیام کند و دودمان آخوند را برباد دهند در غیر این صورت بی خیال ملت.
این گفته‌های هاشمی را اگر کنار برخوردهای اخیر و گفته‌های دیگر سرکوبگران رژیم قرار دهیم می‌توانیم به خوبی ترس رژیم را از اوضاع بسنجیم. رژیمی که پیشتر در مقابل چنین مسائلی تنها با خشونت برخورد می‌کرد امروز مجبور است که دست به عصا راه برود و مجبور به گردن نهادن به خواسته گروهای مختلف شود، در غیر این صورت نیازی بنود که شاه مهره رژیم (هاشمی) در نماز جمعه این سخنان را به زبان بیاورد.
برخورد با بی حجابی هم یکی از همین نوع برخوردها ست. رژیم به خوبی می‌داند که کنترل از دست ارکانش به طور کلی خارج شده و روز به روز سرپیچی ملت از قوانین دست و پا گیر و قرون وسطایی رژیم بیشتر می‌شود و زمانی که این حرکت‌های کوچک به هم متصل شوند، سیل خروشان شروع خواهد شد، همان سیلی که حکومت شاهنشاهی را سرنگون کرد و ارتش قدرتمند شاهنشاه هم نتوانست بجز نظاره گری کار دیگری انجام دهد.
سردرگمی رژیم از آنجا سرچشمه می‌گیرد که نمی‌داند با این سرپیچی‌ها باید برخورد کند یا با دستگیری عده‌ای معدود آنرا به انفعال بکشاند. در هر صورت چنین به نظر می‌رسد که دیگر حتی سرکوب هم دوای درد این رژیم نیست. شاید به همین دلیل است که هاشمی رسمنجانی که خود سالها با سرکوب حکومت کرده مجبور به استفاده از این نوع زبان شده خود نشان از نگرانی شدید رژیم دارد. این رژیم بارها نشان داده که اگر امکان سرکوب وجود داشته باشد از سرکوب ابایی ندارد.

April 18, 2007

ملت، امت یا گله گوسفند!؟

از من می‌پرسید!؟ این بیشتر شباهت به چوپان و گله‌اش دارد تا رئیس جمهور و ملت‌اش.

چوپان و گله‌اش

هر ملتی جایگاه‌اش را در جهان خودش تعیین می‌کند.

عکس با اندازه بزرگتر را در این آدرس مشاهده کنید.

پ.ن. 2:
این عکس‌ها را هم درهمین رابطه ببینید.


پ.ن.:
این سایت رو امروز پیدا کردم. بد نیست آنهایی که در ایران هستند و می خواهند از سد فیلتر عبور کنند با این سایت آشنا شوند. کارشان مورد ستایش است.

حالا که بحث فیلترینگ و ضد فیلتر شد یک خبر خوش هم به فیلتر شده‌ها بدهم، گرچه فیلتر شده‌ها کمتر پایشان به اینجا می‌رسد ولی باز بد نیست دوستان دیگر بدانند و آنرا به دیگران منتقل کنند.
ویندوز ویستا یک ابزار جدید دارد بنام gadget یکی از کارهایی که این وسیله می‌کند این است که می‌تواند RSS یا فیدها را بر روی دسکتاپ شما نمایش بدهد.
من تازه ویدوز ویستا را برای آزمایش روی یک پی سی سوار کرده‌ام، بعد از اینکه بیشتر روی آن کار کردم بیشتر در باره آن خواهم نوشت، فعلا که چنان گرفتارم که روزنامه وقت سرخواراندن را هم ندارم چه برسد به بررسی ویستا.

April 14, 2007

اخبار ناگوار از ایران

چند روزی بود گرفتار کارهای فنی این وبلاگ فکسنی بودم، مخصوصا قسمت خبرها که تبدیل شده بود به خناق و بت خر سرور را گرفته بود، هر وقت می‌خواستم یک خبر پست کنم بیش از 3 دقیقه طول می‌کشید تا تمام کند. مجبور شدم خبرها را تقسیم بندی کنم. حجم خبرها بیشتر از آنی بود که گمان می‌کردم با اینکه قبلا یک بار تقسیم کرده بودم باز هم سنگین شده بود. دلم نمی‌آید بیش از هفت هزار خبر حاصل بیش از 5 سال جمع آوری خبر، همین طوری دود شود برود هوا. اگر نیاز داشتید می‌توانید خبرها را در این سه آدرس مطالعه کنید [1] [2] [3].


این روزها نگرانی‌هایم از اوضاع ایران بیشتر شده. رژیم دارد جامعه را خفه می‌کند و ملت هم در خواب است (منظورم آن بخش از ملت است که در خواب خرگوشی است). بگیر و ببندها که دیگر چندان زیاد شده که دیگر برای مردم دارد عادی می‌شود، درست همان وضعی که رژیم می‌خواهد.

خصوصا بعد از این تمرین‌های پدافند هوایی، بیشتر نگران اوضاع ایران شده‌ام. این مساله نشان از آن دارد که رژیم دارد مردم را غیر مستقیم آماده جنگ می‌کند و هم زمان می‌خواهد قدرت پوشالی خود را به رخ آمریکا بکشد.
رژیم از یک طرف برای غرب شاخ و شانه می‌کشد و از طرف دیگر هر زمان که یکی از سیاستمداران آمریکایی حرف ملاقات با همتایان ایرانی خود می‌زند چند عدد از این ریشوها می‌خواهند از حول حلیم بیفتند توی دیگ و همگی ابراز علاقه می‌کنند، خلاصه وضع بسیار خطرناک شده.
هفته پیش یکی از دوستان که برای تعطیلات عید پاک رفته بود شیراز، برگشت. چیزهایی تعریف می‌کرد که آدم شاخ در می‌آورد. تعریف می‌کرد که عده‌ای از همه جا بی خبر، بر این باورند که اگر آمریکا حمله کند ایران پیروز جنگ خواهد بود. این دوست ما آدم هشیاری است، برای همین هم بود که نشستم حسابی پای صحبت‌اش. از تورم دادش در آمده بود. می‌گفت قیمت‌ها نسبت به دو سال پیشتر که او ایران بوده سرسام آور شده. توجه داشته باشید که این دوست ما با پول بسیار قوی نروژ رفته بود ایران نه تومان که تقریبا بی ارزش شده. تعریف می‌کرد همه از وضع اقتصادی ناراضی‌اند ولی هم زمان وقتی صحبت از هسته و اتم و کوفت و زهر مار می‌شود، شروع می‌کنند به "حق مسلم ماست" سر دادن.
این گروگان گیری‌های رژیم هم شده مزید بر علت[1][2]، گمان می‌کنم که رژیم به خیال خودش می‌خواهد با چند گروگان آمریکا را از یک حمله احتمالی بر حضر دارد. گویا یادشان رفته که صدام حسین و ملا عمر هم دقیقا همین گروگان گیری‌ها را انجام دادند ولی دیدیم که وقتی زمان حمله رسید آمریکا به این مسائل اصلا توجه‌یی نکرد.

April 10, 2007

دروغ هرچه بزرگتر بهتر

میخاییل کامینین، سخنگوی وزارت خارجه روسیه در بیانیه ای گفت که روسیه ازدستیابی جمهوری اسلامی به هرگونه تکنولوژی که به این کشور امکان می دهد اورانیوم را در حد صنعتی غنی سازی کند، بی خبر بوده است. [+]

منار مسجد تو مقعد آدم دروغ گو

April 07, 2007

اقتدار پوشالی رژیم

آنهایی که به اقتدار پوشالی رژیم می‌نازند باید بدانند و آگاه باشند که:
اتفاقی که روز جمعه 17 فروردین دیروز در اطراف بوشهر پیش آمد را نمی‌توانند به این سادگی و زیر سیبیلی در کنند.
واقعه در حقیقت یک سناریوی بسیار زیبا طراحی شده از طرف آمریکا و متحدانشان بود تا بوسیله آن بتوانند وضع روانی رژیم و نیروهایش را بسنجند.
در این بازی، از هفته‌ها قبل با دادن اخبار و اطلاعات غلط به رسانه‌ها، خصوصا رسانه‌های روسی، زمینه یک جنگ روانی تمام عیار را برای رژیم مهیا کردند. کار به جایی رسیده بود که چندین رسانه شناخته شده بین‌المللی و خصوصا چند روزنامه روسی و کارشناسان نظامی شناخته شده آنها مطمئن شده بودند که حمله آمریکا روز جمعه 17 فروردین شروع خواهد شد.
این جنگ روانی چنان واقعی طراحی شده بود که نیروهای رژیم را با کوچکترین اشتباه (دیدن یک شئی نورانی خیالی در اطراف بوشهر) به واکنش وا دارد. واکنش هم اتفاقی چندان کوچک نبود. پدافند هوایی اطراف بوشهر حدود 20 دقیقه فعال شد و یک حالت جنگ واقعی را برای شهروندان بوشهری فراهم کرد. [منبع خبر فعالیت پدافند بوشهر]

حادثه پدافند هوایی بوشهر چنان آشکار و گسترده بود که رژیم نتوانست آنرا انکار و لاپوشانی کند، در نتیجه مجبور شد آنرا با دروغ پردازی‌ها و شگردهای شناخته شده بنگاه‌های سخن پراکنی‌اش ماست مالی و منتشر کند و با وقاهت هم برای آن دلیلی آخوندی سرهم بندی کنند. در همین رابطه سایت بازتاب می‌نویسد:

معاون سیاسی امنیتی استاندار بوشهر اعلام کرد: صدای شلیک‌های شنیده شده صبح روز جمعه در بوشهر مربوط به مانور مشترکی بین سپاه و ارتش به منظور کسب آمادگی بیشتر بوده است.

وقاهت را مشاهده می‌کنید!؟ یکی نیست از آقای معاون امنیتی استانداری بوشهر بپرسد که در کجای دنیا در شرایط جنگی و زمانی که همه منتظر یک حمله واقعی هستند، حکومت دست به مانور می‌زند، آن هم بدون هیچ گونه خبررسانی قبلی!؟ یکی نیست از آقایان بپرسد، این چه امنیتی است که مردم بی چاره بوشهر و اطراف، بی خبر از همه جا و با داشتن انتظار یک جنگ واقعی، باید نیمه‌های شب روز جمعه با صدای وحشت زای پدافند هوایی از خواب بیدار شوند!؟ آیا این نشانه اقتدار و امنیتی است که سران رژیم صبح تا شام گوش ملت را با آن کر کرده‌اند!؟
ای کاش تنها همین واقعه بود. داستان گروگان گیری ملوان‌های انگلیسی از این هم مفتضحانه تر است. این حادثه هم یک برنامه از پیش طراحی شده قدرتهای درگیر در جنگ عراق بود چرا!؟
انگلستان پس از این حادثه گشت زنی در شط العرب را متوقف کرده و از شورای امنیت برای اجازه تیر در گشت زنی‌های خود کسب تکلیف کرد. این به آن معنی است که شورای امنیت باید به این نیروها اجازه دفاع از خود را بدهد. این سناریو هم یقینا به این نتیجه ختم خواهد شد که از این به بعد درگیری‌ها مسلحانه خواهند بود و دیگر سربازان انگلیسی یا آمریکایی بدون مقاومت تسلیم رژیم آخوندی نخواهند شد. که این نیز خود می‌تواند جرقه مورد نیاز برای شروع یک جنگ تمام عیار را فراهم کند.

April 05, 2007

شبیه سازی احمدی نژاد

از دیروز که حضرت رئیس جمهور منتخب!! سخن پراکنی فرمودند و ژست مردم دوستی گرفتند و الخ، خصوصا با پخش شدن این گونه تصاویر در سطح جهانی، این ملت فضول نروژ حقیر را گاییدند از بس که سوال‌های عجیب غریب مطرح می‌کنند. برای نمونه یکی دوتا از این سوال‌ها را برایتان می‌نویسم، لطفا اگر پاسخی برای آنها دارید حقیر را هم آگاه کنید تا بتوانم پاسخ سوال‌های مسخره نروژی‌ها را بدهم.
جالب ترین سوال این بود:
این کت و شلوارهایی که احمدی نژاد به گروگان‌های انگلیسی داده یک نوع لباس مذهبی است!؟
سوال بعدی:
این مدل کت و شلوارهایی که تن گروگان‌ها کرده بودند توی ایران مد است!؟
چرا لباس‌هایی که تن گروگان‌ها کرده (بودید) شبیه به لباس خود رئیس جمهور بود!؟
این سوال آخری یک نکته جالب داشت که آنرا توی پرانتز گذاشتم. سوال کننده سعی داشت به من بقبولاند که من هم مسئول به تن کردن این کت شلوارها به تن گروگان‌ها هستم. من هم یک ساعت داشتم با طرف کلنجار می‌رفتم که بابا این رئیس جمهور منتخب من و حتی اکثریت ملت ایران نیست، در نتیجه این کت شلوارها را (شما) باید پولش را به ملت ایران برگردانید، چونکه پول این کت و شلوارها بدون اجازه اکثریت ملت ایران از خزانه مملکت دزدیده شده و به تن گروگان‌ها کرده‌اند. خوشتان آمد! من هم در جوابش (شما) بکار بردم، یعنی که هر غلطی هم که انگلیسی‌ها بکنند شما هم مسئولش هستید. آخه دیدم وقتی طرف کارهای رئیس جمهور منتخب!! و محبوب!! را به حساب من می‌گذارد نامردی است اگر که من هم کارهای انگلیسی‌ها را به گردن نروژی‌ها نیندازم.

خودمانیم‌ها این حکومت تخصص فوق العاده‌ای در ساختن شوهای تلویزیونی خنده دار دارد، باور کنید هالیوود هم این همه تبحر در ساختن شوهای کمیک ندارد.

April 03, 2007

خیمه شب بازی غرب

در خبری دیروز خواندیم که "کمک فنی ناتو به کویت برای مقابله با سانحه اتمی" ، خبر دیگری هم بود در رابطه با دادگاه علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی، در لابلای خبرهای دیگر هم می خوانیم که "بازرگان هلندی ادعای بی اطلاعی از حمله شيميايی رژيم بعث به کردها" کرده!؟ یقینا دولت‌های متبوع فروشندگان این تجهیزات هم هیچ خبری از فروش این تجهیزات نداشته‌اند!!! همان‌هایی که چهار سال پیش تر مدعی شدند که صدام حسین سلاح‌های کشتار جمعی در اختیار دارد و به همین دلیل هم به عراق لشکر کشی کردند، و حالا هم که شکر خدا دموکراسی را به عراق صادر کرده‌اند!!! این "غربی‌های چشم آبی" همه نوع صادرات دارند، از شیر مرغ بگیر تا جان آدمیزاد، کافی است شما لب تر کنید اینها برایتان تهیه می‌کنند.
پس از خواندن این خبرها وقتی در وبلاگ نیک آهنگ، لینک فیلم سکسی آقای لاریجانی با سولانا را دیدم نزدیک بود از خنده روده بر شوم (توجه داشته باشید که این نوع خنده‌های من معمولا از روی خشم است و معمولا این خنده‌ها با فریادهای خشم آلود همراه است). یادتان می‌آید که رامسفلد سالها پیش به پابوس صدام حسین رفت و درست مثل همین دیدار سکسی آقای لاریجانی سولانا، با هم روبوسی کردند!؟ حالا امروز هم در خبری خواندم که یک مامور سابق اف بی آی که برای بیزنس به جزیره کیش رفته بوده مفقود شده. ملوان‌های انگلیسی هم که در دامان اسلام دارند چلو کباب می‌خورند و همه ادعاهای ایران را مبنی بر ورود غیر قانونی به مرزهای آبی ایران را تایید می‌کنند. یک دقیقه با خودتان خلوت کنید و روی این خبرها کمی فکر کنید. آیا این خبرها به دروغ‌های سیزده و یا دروغ اول آپریل شباهت ندارند!؟ چشم‌هایتان را بمالید تا مطمئن شوید که خواب نمی‌بینید و تاریخ خبرها را هم کنترل کنید، یقین حاصل خواهید کرد که نه شما خواب می‌بینید و نه این خبرها، دروغ سیزده است. اینها همه حقایق خاورمیانه‌ای است که از بخت بد سرزمین ما هم در آن واقع است. اینها همه از آثار دخالت‌های تاریخی و امروزی دولت‌های سلطه گر غرب در خاورمیانه است. همه این دخالت‌ها را هم زیر نام منافع ملی‌شان انجام می‌دهند. یکی نیست به اینها بگوید چگونه است که شما هزاران فرسنگ آنطرف تر از مرزهای خود منافع ملی دارید، ولی ما حتی در درون مرزهای خودمان هم منافع ملی و امنیت نداریم!؟
گور پدر رژیم آخوندی هم کرده ولی ما که نمی‌توانیم بخاطر مخالفتمان با رژیم آخوندی این دخالت‌ها را نادیده بگیریم و بپذیریم که! مگر فرقی بین ملاها و این غربی‌ها هم وجود دارد!؟ هر دو منافع ملی و امنیت ما را نه تنها به خطر می‌اندازند بلکه سال‌هاست که این منافع را نابود کرده‌اند و در نابودی آن امروز هم از هیچ عملی کوتاهی نمی‌کنند. تازه به فرض اینکه برای سرنگونی حکومت آخوندی هم با ما همراه شوند، ولی یقین بدانید که فردای سرنگونی این رژیم، مجددا رژیم دیگری را بر ما تحمیل خواهند کرد تا منافع ملی‌شان را تامین کند. اینجاست که باید از ضرب‌المثل "نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتا شون" استفاده کنیم و یک نه بزرگ به هر دو اینها بگوییم.

April 01, 2007

وقتی که علما شیپور را از سر گشادش می‌زنند

آنهایی که سالهای 56 و 57 را بخاطر دارند می‌دانند که آن روزها دست اندرکاران رژیم پادشاهی یکی یکی پشت رژیم شاهنشاهی را خالی کردند و هر کدام بسته به هوش و ذکاوت خود به طرقی بجای حمایت از رژیمی که نان خورش بودند به چرخ‌های پنجم مخالفین رژیم پهلوی تبدیل شدند و هر کدام باز نسبت به هوش و ادراک خود ضربه‌ای به آن رژیم زدند، تا اینکه روزهای آخر که فقط علی ماند و حوض ش.
این روزها هم داریم به مرور زمان همان اتفاقات را مشاهده می‌کنیم. آنهایی که روزی سینه چاک حکومت اسلامی آخوندی بودند حالا یکی یکی پشت رژیم را خالی می‌کنند و هر کدام نسبت به هوش و استعدادشان ضربه‌ای هر چند کوچک به این رژیم متزلزل وارد می‌کنند. عده‌ای هم که هنوز رژیم را ترک نکرده‌اند و هنوز گمان می‌کنند که می‌توانند این دستگاه ظلم را پابرجا نگاه دارند، باز نسبت به مکر، هوش و استعداد خود سعی در دیگرگون جلوه دادن اوضاع دارند.
اگر از گروه اول بخواهیم مثال بزنیم کوچک و بزرگ زیاد هستند که در این دو سه سال گذشته به مرور جبهه عوض کرده‌اند. عده‌ای حتی به زندان هم افتاده‌اند، گرچه هنوز خود را از خودی‌ها می‌دانند ولی رژیم دیگر آنها را خودی نمی‌شناسد. عده‌ای هم که فرار را بر ماندن ترجیح داده‌اند و خارج از مرزها جذب این یا آن قطب قدرت شده‌اند و باز نسبت به وزن خود ضربه‌ای را به حکومت آخوندی وارد می کنند، بعضی هم جاسوس دوجانبه هستند و از هر طرف پولی برسد همکاری می‌کنند.
گروه دوم آنهایی که هنوز درون رژیم مانده‌اند، از آن جمله خود سید علی چلاق، این روزها پوست انداخته‌اند و یک شبه میهن پرست شده‌اند و خیلی راحت فراموش کرده‌اند که جملگی دست اندرکاران رژیم آخوندی از روز اول ضد ایرانی بوده‌اند و همه با هم پشت خمینی سنگر گرفتند و هر چیزی که اثری از ایران و ایرانیت داشت را نفی کردند و همه چیز را اسلامی می‌خواستند. حالا که خطر یک حمله خارجی روز به روز نزدیک تر می‌شود و نشانه‌های سقوط قدرت ملایان روز بروز بیشتر هویدا می‌شود، آقایان هم بیشتر و بیشتر ملی می‌شوند و بجای بیرق اسلام زیر بیرق ملی گرایی سینه می‌زنند. همان‌ها که تا دیروز ایران را برای اسلام می‌خواستند، امروز سخن از "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" به میان می‌آورند و به خیال باطل خود گمان می‌کنند که با چند شعار از درون تهی می‌توانند هفتاد میلیون ایرانی را که شاهد 28 سال خیانت این آقایان به ایران و ایرانی بوده‌اند را یک شبه فریب دهند و شیپور ملی گرایی بزنند. اگر این یکی دو هفته گذشته تیتر اخبار خبرگزاری‌های داخلی را زیر نظر دشته‌اید یقینا این شعارها را دیده‌اید که جملگی ملایان بعد از چرند گویی رهبر که سال 86 را سال اتحاد ملي و انسجام‌ اسلامی نامید و این شعار چرند را "اتحاد ملی، انسجام اسلامی" را مطرح کرد همگی از بزرگ و کوچک و نازک و کلفت همین شعار طوطی وار تکرار می‌کنند.

یقینا هر چه خطر حمله یا سقوط رژیم بیشتر شود و علما پایان عمر خود را نزدیک تر ببینند، این روند هم بیشتر تشدید خواهد شد و روز به روز از تعداد سینه چاکان رژیم کاسته و شعارهای از این دست هم بیشتر خواهد شد. شوکه نشوید اگر در چند ماه آینده یک مرتبه بسیجی‌های جان برکف رهبر بجای چفیه فلسطینی، پرچم ایران به دور گردن بستند و یا از پیشانی بندهایی با مارک‌های ملی و میهنی بجای "یا حسین شهید" استفاده کردند. تا جهان برقرار بوده همین بوده، نان به نرخ روز خورها هر روز نان را به نرخی می‌خورند، نرخ روز را آنها خوب می‌شناسند.