« قانون گرایی | Main | هر کسی رو برق می‌گیره ما رو فاطی کماندو! »

دوباره می‌سازمت وطن

Comments

حسن آقا
اگر اول فيلم را دقت کرده باشی ميبينی دو نفر داشتند وطن همديگر را می ساختند.
من فکر کردم بايد همينجوری وطن را بسازيم
-------------
پاسخ:
ملاجان من هم همین مدلی را منظورم بود

خُسن آقا جان!
دريغ از اين چکامه شورانگيز و اين آهنگ خوب که به دست يک مشت بازاری بـــــــــد ( چه بگويم- هرچه که خواستی توی اين کمانه بذار) افتاده تا به هست و نيست هر آن چه زیباشناسی هست برينند.
دوستی دارم که هرگاه دچار دلتنگی های گاه گداری می شدم، او سختی های روزگار مرگ پرستان و امت امام را ياد آوری می کرد و هر چه از دهن اش در می آيد می گويد (چه برسد به امروز که شيرازه همه چيز پاشيده و کشوری از سرتا پا به سراشيبی فروپاشی افتاده). بايد بی رودر بايستی بگم که سال هاست بر اين باورم که تنها برای در سد کوچکی از مردم ايران دل تنگ می شوم و برايم ارزش مندند.
رفتم دوش بگيرم که ياد اين گفتار مرتضی مير آفتابی افتادم، گفتم بد نيست تو هم گوش بدی.يکی دو سال پيش من هم چيزايی در همين راستا در وب لاگ نانا نوشته بودم. گر چه روی سخن ميرآفتابی، به بیشينه مردم ايران در بیرون کشور هست که شمارشان رو به افزونی است. همان کسانی که از دست ملا در رفته، اما و نياز سر به زنگ ها خود را پاپتی به نماينده گی ولی فقيه می رسانند که گذرنامه خود را مُهر کنند و به همان ملا ها و يا دست پروده گانشان رای بدهند. همان کسانی که سفره رقيه و ابوالفضل پارتی راه می اندازند و....
تو هم اگر به گرداگرد خود نگاهی کنی آنها را می بينی و شايد در اين باره هم انديش باشيم.
اين هم لينک:
http://www.krsi.net/archive/archive.asp?archive=17&month_select=11&Go=Go

Saturday Nov, 25 روی بلندگو کوبه بزن از دقيقه 24تا 40، که بايد کمی جلو بکشی.

اين را بگم که خاله خان باجی های حکومت در افزودن آن تيکه کوتاه جلو فيلم را هم نبايد فراموش کنيم.

------------
شنیدم کنجکاو جان. برای آن ملت دیگر باید خون گریست
جالب اینجاست که درست بعد از این قسمت یک آهنگ مکش مرگ مای فرانسوی پخش می کند که دست کم از همان آهنگهای وطنی که به آن اشاره می‌کند نیست

Post a comment