من تو دهنی میزنم! من دولت وبلاقی تعیین میکنم!!
من توی دهن این دولت میزنم من همین طوری که دولت تعیین کردم شورای نگهبان هم تعیین کردم ولی خوب حالا باید شورای نگهبان در توی وبلاگستان هم باشهَ اینطوری نباشه که مسلمین با هم نفاق باشن من تو دهن این نیک آهنگ میزنم اون هم خائن هست به این انقلاب همه باید باهم باشن ولی این نیک آهنگ نباید باشه
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی میخواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت میکنم، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و میتواند تعیین کننده سرنوشت وبلاگستان نیز باشد بعنوان روز وبلاق انتخاب و طی مراسمی در رادیو دویچه وللله جایزه قرائت قران بین وبلاقهای مسلمین تقسیم کنند آی پاد هم بدن این آی پاد خیلی به اسلام کمک هست میشه توش آیه و سوره قرآن قرائت کرد میشه توش نوحه خوند این دوچه ولللهایها قبلا ثابت کردن که ضد صهیونیست هستن هرچی یهودی بوده تو اون مملکت جرمنی آلمان اینا قبلا کشتن کردن مثل ما که منافین را کشتن کردیم این دویچه ولللهایها فرزندان اسلام هستن اینطوری نباشه که کسی هجمه کنه به این دویچه ولللهایها من توی دهن منافقین ضد دویچه ولللهای میزنم.
هَمه با هم همبستگی بینالمللی مسلمانان داشته باشن من خودم از همین جا که اون طرف دنیا هست یعنی من دیگه در قید حیات نیستم و لاجرم رفتم توی حیاط خلوت دستور میدهم که برادران حزب الله که اون طرف هستند با هم دست به دست بدهند و رادیو دویچه وللله هم کمک کنهَ و من خودم به حاج حسین درخشان دامن افاضاته حکم دادم دست خطش هم پیش حاج احمد آقا هست تا بلکه ایشون بشن مدیر کل شورای نگهبان وبلاگستان و مسلمین را هدایت کنن من این حاج حسین رو خودم بزرگش کردم من باباشو میشناسم باباش سالها خمس و ذکات میداده به ما اینجوری نباشه که من مجبور بشم نعلین بپوشم بیام اون طرف تو حیاط و تو دهنی بزنم به این غاصبین صهیونیست.
من روز وبلاق تعیین میکنم من تو دهنی میزنم به این دولت این دولت نوکر آمریکاست من روز وبلاق را روز اسلام و روز رسول اکرم میدانم، روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ایستادهایم، و نخواهیم اجازه داد کسان دیگر در وبلاگستان ما دخالت کنند، و مسلمین نباید اجازه بدهند که کسان دیگر در وبلاقشان دخالت کنند. وبلاق ناموس مسلمین هست
باید انقلاب اسلامی وبلاقی را به هَمَهی دنیا بلکه به کهکشانها هم صادر کنیم.
این انقلاب بهترین صادرات هست تا آخر دنیا طلبهها میتونن از پای این انقلاب نون بخورن.
در خاتمه این نطق همه وبلاق نویسها یک صدا فریاد زدند
روح منی خمینی بت شکنی خمینی
پ.ن:
در همین باره بخوانید:
خوابگرد: آقای دویچهوله، لطفاً صفرا پخش نکنید!
جمهور: اعترافی در محضر ملا
زیتون: مسابقه یا رفیقبازی؟(رقابت یا رفاقت مسئله ایناست!)
نیک آهنگ کوثر: و اما ماجرای رقابت کشکی دويچه وله
ملاحسنی: شارلاتانيسم چگونه رشد ميکند؟
وبلاگ روزمرگی های من: این خط کش به دستها
اگر مطلب دیگری هم سراغ دارید لطفا خبرم کنید میخواهم همه را یک جا جمع کنم شاید بعدا جمع بندی از این موضع کردم یا کس دیگری زحمت اینکار را بکشد.
یکی از دوستان میل فرستادهاند و در میل گوشزد کرده بودند که انتخابات نزدیک است و سوال کرده اند چرا امسال مثل دورههای قبل برای تحریم انتخابات فعالیتی نمیکنم؟ و اینکه آیا این بار موافق شرکت در انتخابات هستم!؟ این سوال آخری از همه خنده دار تر بود! دوست عزیز مگر تغییری در ساختار جمهوری اسلامی اتفاق افتاده که من بر اساس آن تغییر، تصمیم را تغییر داده باشم و خواستار شرکت در انتخابات شده باشم!؟ علت اینکه این مرتبه فعالیتی بر علیه شرکت در انتخابات نمیکنم به این دلیل است که بر این باورم که در این دوره حتی گوسفندان پشمالوی نیوزیلندی هم در این انتخابات شرکت نخواهند کرد چه رسد به انسان عاقل و آنهایی هم که در این انتخابات شرکت خواهند کرد و یا آنرا تشویق و تبلیغ میکنند، این گروهها هم همگی جزئی از خائنین، مزد بگیران و دست اندرکاران حکومتی هستند و عدهای معدود از هموطنان هم هستند که چنان مفلوک و نا آگاه هستند که حتی شعور گوسفند نیوزیلندی را هم ندارند. پس میبینید که در این دوره اصولا تبلیغ بر علیه انتخابات موضوعیتی ندارد، آنهایی که شعور داشته باشند خودشان میدانند و آنهایی هم که نداشته باشند که دیگر نمیتوان برایشان کاری کرد، کسی که مغزش تا این اندازه معیوب است دیگر برایش علاجی پیدا نمیشود. در چنین شرایطی حتی تبلیغ برای تحریم هم باعث خواهد شد که انتخابات مطرح شود، در نتیجه از مطرح کردن آن هم باید خودداری کرد.
1. جایزه صلح نوبل امسال مرا خیلی خوشحال کرد، بخاطر اینکه برخلاف آنهایی که ادا و اطوار طرفداری از سوسیالیسمِ را در میآورند، محمد یونس (Muhammad Yunus) بجای ادای سوسیالیست بودن را در آوردن و ژست انسان دوستی گرفتن آستینهایش را بالا زد و کاری برای مبارزه با فقر در دنیا فقر زده جهان سوم انجام داد. برای آنهایی که او را نمیشناسند توضیح بدهم که او ابدا کننده ایده میکروکریدیت (وام کوچک) است به این معنی که مبلغ کمی را به فقرایی که هیچ بانک یا موسسه مالی حاضر به وام دادن به آنها نیست میدهد تا بتوانند با این مبلغ کم کاری را شروع کنند و زندگی خود را از بن بستی که در آن گرفتار آمده اند نجات بدهند. او موسسهای بنام گرامین (بانک گرامین) را به همین منظور راه اندازی کرده.