جامعه ایران زن سالار است نه مردسالار لطفا نسخه عوضی نپیچید
زیتون عزیز مطلبی نوشته و از دست مردها گله کرده که زنهاشون رو از نظر پوشش زیر فشار میگذارند و در ادامه ادعا میکند که مردها ریشه این مصیبت هستند. من با این حرف مخالفم و امیدوارم که خانمهای فعال حقوق زنان بدون آدرس عوض دادن و عصبانی شدن این مطلب را بخوانند و حداقل سعی کنند کمی منصفانه با آن برخورد کنند، من هدفی بجز یاری رساندن به آنها ندارم.
این مساله ناموس و غیرت و از این دست چرندیات هم مثل دیگر معضلات لاینحل ایران از اسلام سرچشمه میگیرد و نه از فرهنگ اصیل ایرانی.
یونانی ها در دوران قبل از اسلام منظورم دوران ایران باستان است معتقد بودند که ایرانیها انسانهایی خوش گذران، عیاش و لاابالی هستند.
جامعه ایران یک جامعه زن سالار است به چند دلیل بسیار ساده.
اگر به تاریخ ایران نگاه کنید میبینیم که تا قبل از هجوم اسلام زنها تا حدودی در ایران جایگاهی برابر با مردها داشتهاند و حتی به پادشاهی می رسیدهاند (این یک مقایسه نسبی است با دیگر نقاط دنیا، لطفا چماق تکفیرتان را بلند نکنید!!) پس باید پدیده نابرابری زنان در ایران را در دوران بعد از اسلام جستجو کرد.
حالا اگر قبول کردیم که این عرف و قوانین زن ستیز از اسلام به این طرف شروع شده میتوانیم بحث را پیگیری کنیم و به آن نتیجهای که من در اول این نوشته گرفتم برسیم.
من ادعا دارم که زنان در ایران از مردها مذهبی تراند. برای اثبات این ادعا میتوانید سری به مساجد بزنید و ببینید چه کسانی پای منبر آخوندها چمباتمه زدهاند، آمار بگیرید اگر آمار زنان بیشتر نبود آنوقت من حرفم را پس میگیرم. البته اینکه بعد از انقلاب تعداد مردها توی نمازهای جمعه بیشتر شده دلیل سیاسی دارد نه دلیل مذهبی. مردها بیشتر برای دکان و کاسبی خود ریش میگذارند و مذهبی میشوند و به مسجد میروند و جانماز آب میکشند، درصورتی که خانمها بیشتر برای اعتقادی که دارند به مسجد میروند و اعمال مذهبی را اجرا میکنند. اسلام آقایان اسلام حقه بازی است در صورتی که اسلام خانمها از روی باور است.
تازه اگر هم عدهای از مردان جامعه ایران مذهبی معتقد هستند فقط به این دلیل است که در دامان مادرانی مذهبی پرورده شدهاند و در نتیجه به این فلاکت گرفتار شدهاند نه اینکه خود مذهبی باشند. بطور کلی تربیت فرزندان در خانواده به عهده مادر خانواده هست، حداقل در خانوادههای سنتی این چنین است و همین تربیت باعث رشد اسلام در ایران است مخصوصا قبل از انقلاب و روی کار آمد حکومت اسلامی. و همچنین اینکه کسی خودبخود مذهبی نمیشود، درست برعکس انسانها اگر زیر آموزش و فشار قرار نگیرند بطور طبیعی از هر نوع قانون و پایبندی فراری هستند. مثالی از خانواده خودم میزنم:
من در خانوادهای بزرگ شدهام که مادرم مذهبی بوده البته نه مذهبی به این صورتی که امروز میبینیم بلکه از آن نوع مذهبیهایی که هیچوقت به مسجد نرفتهاند و هیچگاه هم کسی را زیر فشار مذهبی قرار ندادهاند در نتیجه در خانواده ما هیچ یک از پسرها مذهبی نشدند و درست برعکس همه ضد مذهب شدند بجز دو خواهر من که هر دو کم و بیش مذهبی هستند البته آنها نیز به همان صورت بسیار ریلکس. پدرم هم کم و بیش بی مذهب بود و زیاد اهمیتی به مذهب نمیداد گرچه هیچوقت خدا را انکار نکرد.
مادرم با اینکه در دوران قبل از انقلاب چادری بود اولین باری که برای دیدن من به اروپا آمد زیر فشار من روسری را هم برداشت و حالا هم هر وقت به دیدن من میآید بدون حجاب اسلامی به اینجا میآید (البته این پدیده هم بخاطر روی کار آمدن آخوندیسم است که باعث افشای اسلام شده).
در کنار خانواده ما خانوادههای دیگری هستند که اکثرا خانمها مذهبی هستند و آقایان چندان رابطهای با اسلام ندارند و بیشتر زیر فشار زنها یا مادرانشان مجبورند به اجبار مسائلی را رعایت کنند. مثلا خانمها به آقایان اجازه نمیدهند مشروب بخورند و اگر آقایان مشروب خوردند تا یک هفته باید کفاره پس بدهند. یا مثلا در روزهای ماه رمضان خانمهای خانهدار آشپزی را تحریم میکنند و آقایان با اینکه روزه نیستند باید روزه اجباری بگیرند یا شکم مبارک را با نیمرو سیر کنند.
عرق خوری هم که از چند هفته قبل و بعد از ماه رمضان و محرم ممنوع میشود، اگر شوهری یا پسری جسارت آنرا پیدا کرد و دست از پا خطا کرد چنان پدرش را در میآورند که دیگر از این غلط ها نکند.
خلاصه مطلب اینکه خانمها برای آزاد شدن باید اول خود را از دست اسلام آزاد کنند تا بعد بتوانند در جامعه بصورت آزاد و برابر زندگی کنند و این کار هم میسر نیست مگر با مبارزه با ریشه این معضل.
خانم های فعال باید فعالیت خود را بجای شمشیر کشیدن روی آقایان معطوف کنند به کارهای فرهنگی در بین خود خانمها مخصوصا طبقه جوان که مستعد تغییر است باید کار فرهنگی انجام بدهند، مادران و پدران خود را فراموش کنید آنها درختان تنومندی هستند که کج ببار آمدهاند و دیگر قادر نخواهیم بود آنها را راست کنیم درصورتی که کار فرهنگی در بین جوانها زودتر نتیجه خواهد داد.
