مغز خر
در جمهوری اسلامی گویا داشتن مغز خر ارثی است و همه از دربان رهبری گرفته تا خود رهبر معظم همه این نوع مغز را از پدران خو به ارث بردهاند.
نگاهی به این برنامه رایانهای تولید آقایان نشان میدهد که نه تنها آقایان خود را در ایران مسخره خاص و عام کردهاند حالا تصمیم دارند خود را به جهانیان هم بشناسانند.
اگر متن طنز زیر را در یکی از خبرگزاری های ریز و درشت جمهوری اسلامی نخوانده بودم گمان میکردم این هم یکی از جوکهای اپوزیسیون است که در باره رژیم بهم بافتهاند. خود بخوانید و بخندید.
گزارش فارس از اولین بازی رایانهای در زمینه انرژی هستهای ایران (حتما باید هسته خرما باشد!)
خبرگزاری فارس: بهمن، فرمانده نیروهای ویژه، مأموریت نجات یکی از متخصصان هستهای ایران را بر عهده دارد و در 8 مرحله تلاش میکند تا مأموریت خود را به نحو احسن به پایان برساند. اما در پایان، مأموریتی بزرگتر در انتظار اوست.
به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، این پیرنگ اولین بازی رایانهای انرژی هستهای است که مسئولان اتحادیه انجمن اسلامی دانشآموزان ساخت آن را آغاز کردند و قول دادهاند که امسال در بین نوجوانان عرضه شود.
بازی رایانهای انرژی هستهای یک داستان جذاب است که در 8 مرحله طراحی شده است. در این بازی با سعید کوشا (نام قهرمان داستان هم باید سعید باشد، آخه این قهرمان نمی تواند چیزی کمتر از سعید امامی یا سعید مرتضوی داشته باشد) آشنا میشوید که یکی از متخصصان انرژی هستهای ایران است و به همراه همسر خود عازم سفر کربلا میشود. (چیزی را که آقایان رایانه ای فراموش کرده اند این است که هیچ متخصص انرژی هسته ای مغز خر نخورده که به مامبو جامبوهای کربلا یا چرندیاتی مثل جمکران باورمند باشد)
آنها در بین راه گرفتار نیروهای اشغالگر شده و آمریکاییها که به هویت دکتر کوشا پیبردهاند، آنها را به نقطهای نامعلوم منتقل میکنند. اما در ایران بهمن، فرمانده نیروهای ویژه و همرزم پدر دکتر کوشا، که در جنگ شهید شده است، مأمور نجات آنها میشود. (بیچاره فردین مرد وگرنه حتما نقش اول این سریال آبگوشتی هم نسیب او میشد! تا بعد از پیروزی باطل علیه باطل یک آبگوش درست و حسابی هم نوش جان کند!)
بهمن، مردی 40 ساله و با اراده است که برای نجات دکتر کوشا متخصص جوان 30 ساله و همسرش در هر مرحله مبارزه میکند و با خطرات بسیاری مواجه میشود. فضای این داستان به چند کشور نیز برده میشود که به جذابیت این بازی میافزاید.
این بازی ویژگی خاصی نیز دارد و آن واقعهای است که در پایان بازی به وقوع میپیوندند. در حقیقت در کنار روند تعقیب و گریز این بازی و هدف نجات دکتر کوشا و همسرش، در پایان مرحله هشتم مأموریتی بزرگ در انتظار بهمن خواهد بود که اشتیاق به گذراندن هر مرحله را بیش از پیش افزایش میدهد.
سازندگان این بازی رایانهای تفکر ضرورت ساخت این بازی را از سال 1383 و در زمانی میدانند که گیمنتها در بین نسل جوان کشور جایی برای خود باز کرده بود. اما شروع ساخت این بازی به طور جدی بهمنماه سال 1384 است و هم اکنون نسخه آزمایشی مرحله هشتم نیز به پایان رسیده است و به زودی نسخه اصلی این بازی ساخته میشود.
بازی رایانهای انرژی هستهای ایران برای نوجوانان و جوانان در نظر گرفته شده است (آخه نسل قبلی دیگه به این آسانی ها فریب اینگونه نیرنگ ها را نمی خورد) و به گفته سازندگان آن، در ساخت این بازی جوانان مبتکر ایرانی با حداقل امکانات و حداقل اعتبار فعالیت می کنند.
این بازی، اولین بازی رایانهای است که در خصوص انرژی هستهای در کشور ساخته شده است که فعلا به زبان فارسی و در سراسر کشور عرضه میشود. البته سازندگان این داستان تصمیم ساخت این بازی به زبانهای دیگر و توزیع آن در کشورهای دیگر را به بعد از اتمام ساخت این بازی به زبان فارسی موکول کردهاند. (زبان های دیگر هم حتما بورکینا فاسویی و پشتو و چمیدانم سواحیلی باید باشد)
اتحادیه انجمن اسلامی دانشآموزان در نظر دارد که این بازی با قیمت مناسب در اختیار دانشآموزان قرار گیرد تا همه مخاطبان بتوانند از آن استفاده کنند. (حتما توقع دارند با اینگونه بازیها جوانان را آماده شهادت طلبی کنند تا بعد در جنگ واقعی گوشت دم توپ شان کنند)
به گزارش فارس اسم شخصیتهای این داستان به طور کامل نهایی نشده است و سازندگان در نظر دارند که اسامی به روند داستان هویت ببخشد و متناسب با شخصیت ها انتخاب شود.
در حال حاضر این بازی در مرحله صداگذاری قرار دارد و تا تیرماه مراحل ساخت بازی کامل میشود. (زود باش آقا وقت نداریم، اگه بناست مغز جوانها را شستشو بدهیم و آنها را برای جنگ باطل علیه باطل آماده کنیم باید دست بجنبانیم تا جنگ واقعی شروع نشده آنها را مسخ کنیم!)
Comments
سلام حسن اقاي
اينها براي ايجادغرورملي وسواستفاده ان براي نيت خودشان هركاري ميكنندومتاسفانه تا حدودي هم موفق بوده اند... دوستي دارم كه مخالف نظام است ولي در قضيه ي هسته اي از ايده احمدي نجاد حمايت ميكندوى درجواب من كه از او سوال ميكنم فورا غرور ملي رابهانه ميكند ومعتقداست اكر اين حكومت نتواند به اين خواسته برسد هيج وقت ايران نخواهد توانست به قدرت هسته اي برسى... اينهازحمت كشيده اندهم حماقت را بالا برده اند هم غروركازب ملي را
Posted by: saghand | May 28, 2006 03:06 AM
ويديو از منصور اسانلو
http://priceofthefreedom.blogspot.com/2006/05/new-video-from-mansour-osanlo-the.html
http://jenayatjomhoreeslame.blogspot.com/2006/05/blog-post_18.html
Posted by: كوروش | May 28, 2006 07:40 AM
فکر کنم اسم يکي از شخصيت ها محمود گدا باشه در نقش راکي.
قبلا پسترش زمان انتخابات چاپ شده بود!
Posted by: حزب الله | May 28, 2006 09:18 AM
خلقت
دوش در علميه گل از خاک ترميساختند
خاک را گِل، خر سپس از خاک تر ميساختند
تربت پای پيمبر بود گويا خاکشان
آن کزان هم ماچه هم از جنس نر ميساختند
خود خمينی بود آنجا همچو الگوی الاغ
طبق آن از نـُخله آنجا کره خر ميساختند
فضلهء حور و ملک را نيک بر هم ميزدند
لوله ميکردند و از آن فخر خر ميساختند
تا که باشد خر خری با فخر و با نام و نشان
لای پايش فخر خر را کير خر ميساختند
کره خرها تـُرد و تر بودند و خام و بی ثبات
زان سبب با دود و دم در کوره خر ميساختند
ديدم آنجا هم ملايک را به حکم رب به گا
ميدميدند در خر و با بال و پر ميساختند
تا که آيد نيک و خوش تکبير رب از خر برون
خِر خِر ِ خر را و کونش را ز زر ميساختند
چون ندا آمد ز رب اقرب وکـُر آغاز شد
با چه غوغا گوش می بردند و کر ميساختند
Posted by: الاغنامه | May 28, 2006 09:38 AM
گل بود به سبزه نیز اراسته شد
Posted by: Winston | May 28, 2006 10:30 AM
احتمالا این مغز متفکر هم مانند دیگر مغزها فرار از دست ملایان یا به تعبیر رایج فرارمغزها را دنبال مینماید اما از آنجا که ملایان باور نمیکنند رژیم کریه آخوندی مایه فرار اندیشمندان باشد ، سربازان بی نام و گمنام خود را مامور خفه کردن او میکنند . بهرحال بازی زمانی جالب میشود که در انتها و با یافتن مسعود خان اتمی ، وی از بازگشت سرباز زند و بگوید کجا ؟ تازه از دست شما راحت شدم!
Posted by: فرهاد | May 28, 2006 11:24 AM
با اجازهء صاحب خانه
به دوست گرامی م. سهرابی
برای پيام وپيشنهادی که چندی پيش در پيامگير خسن آقا نوشته بودی بسيار سپاس گزارم. اما من متاسفانه در حال حاضر وقت و امکانات لازم را برای وبلاگنويسی ندارم. اگر فرصتی پيش آمد تماس ميگيرم و ياريت را سپاس گزارانه می پذيرم. چون شوربختانه نتوانستم در وبلاگ خودت پاسخ بگويم (اشکال فنی پيش آمد) پيامم را اينجا نوشتم.
شاد و پيروز باشی
Posted by: الاغنامه | May 28, 2006 12:43 PM
حسن اقا
این بازی یا برنامه یا نمیدانم چی فاجعه ای بس عمیق تر را بیان میکند. اگر فراموش نکرده باشم در اوایل انقلاب و یا حتی تا همین اواخر نیز از تهاجم فرهنگی صحبت بود و اینکه بایستی به ارزشهای ملی و فرهنگی خود توجه بیشتر داشته باشیم تا بتوانیم بعنوان وزنه ای متعادل در برابر تهاجم فرهنگی با اتکای به اراده ملی مبارزه کنیم . این گونه بازیها و احتمالا گسترشش در ایران ما را به این نتیجه میرساند که نه تنها در برابر تهاجم فرهنگی موفق نبوده ایم بلکه از ابزار همان مهاجمان فرهنگی نیز استفاده میکنیم تا سر صحبت را با نسل جوان خود باز کنیم چونکه احتمالا به این نکته رسیده ایم که با نسل جوان خود نقطه مشترک کم داریم.
من نمیدانم که دم خروس را بالاخره باور کنم یا نه؟
Posted by: شاخ بز | May 28, 2006 12:57 PM
احتمالا سعید کوشا ورژن آخوندی فرار مغزهاست که یه کاره بلند شده به زیارت مشتی خاک و فلز همت گمارده
Posted by: هژبر | May 28, 2006 02:19 PM
حسن آقا
در مورد یک از مطالب حاشیه وبلاگت در مورد رفیقدوست یک جمله نوشته ای که غلط است
انرا اصلاح کن
رفیقدوستی که آن اضهارات را کرده برادر آن رفیقدوستی است که میلیاردها تومان کلاهبرداری کرد و باید زندان باشد.
این رفیقدوست که این اضهارات را کرده همان رفیقدوست پشتیبانی و تدارکات سابق سپاه است و البته دست کمی از برادرش ندارد و در بیت رهبری است و از نزدیکان خامنه ای.
Posted by: mollah | May 28, 2006 02:41 PM
مثل هميشه جالب بود.
Posted by: پراکنده | May 28, 2006 11:00 PM
آخي خسن آقا جون. بميرم براي دلتون. امان از دست اين صهيونيستها كه مايه دردسر هستند! بخصوص صهيونيستهاي شيرازي!
Posted by: Ahoo | May 29, 2006 08:12 AM
نوشته بودی:\"عجب! آش چنان شور شده که آشپز را هم نگران کرده!؟
خریت که مالیات ندارد که. حالا چه فرقی میکند چه یک طویله خر چه ده طویله\"
و اما من:
اولا هنوز اشی پخته نشده است که شما از مزه آن حرف می زنید
ثانیا آشپزی که شما حرف از آن می زنید نگران هیچ چیز نیست
و در نهایت با توجه به تخصص شما در زمینه حمارشناسی بهتر است تجربه مفید خودتان را دراختیار سیاست مداران قبرس قرار دهید.
Posted by: yalasarat | May 30, 2006 05:53 AM
به !!!
خُسن آقا جان ، مگر خبر نداری صبحانه در حوزه علميه قم چی صرف ميشه ؟
بدستور مقام معظم رهبری هر روز صبج کله پاچه و سيراب شيردان اعلا توزيع ميشه ....
( البتّّه سر مغزش بين برادران حوزوی هر روز صبح دعواست !!! )
Posted by: سيدعلی گدا | May 30, 2006 07:34 AM