دوران سیاه ما
اگر شهیار قنبری می دانست که چه روزگار پلیدی در انتظار ماست یقینا بجای هفته خاکستری "دوران سیاه ما" را میسرود تا فرهاد آنرا بجای هفته خاکستری اجرا کند.
اخبار را که میخوانی تازه متوجه میشوی که چه بر سر ملت بیچاره ایران آمده و هنوز شب به نیمه هم نرسیده و از شروع صبح و طلوع خورشید هنوز مدت زیادی باقی است.
نتایج قرعهکشی واگذاری سیمکارت تالیا اعلام شد
در تمام دنیا شرکتهای سرویس دهنده تلفن همراه دنبال مشتری میدوند تا سرویس تلفن همراه به مشتری قالب کنند در ایران فلک زده باید در قرعه شکی برنده بشوی تا تلفن همراه را به قیمت خون پدرشان به مشتری بدهند
عصر چارشنبهی من!
عصر خوشبختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جونسختی ما!
در پی ترور قاضی صادر کننده حکم منع حجاب در ادارات دولتی ترکیه، دهها هزار مخالف حکومت اسلامی در ترکیه دست به تظاهرات زدند. یکی از شعارها این بود: «ملاها به ایران بروید!»
انگاری ایران زباله دانی است که زبالههای خطرناک را به آنجا منتقل کنند! شرم هم نمیکنند از اینکه ایران ما زمانی مهد تمدن و فرهنگ بوده و اینکه اکثر همین کشورهای مثلا پیشرفته در آن دوران داشتند توی غارهای دوران بربریت شپش های بدنشان را میگرفتند.
نئونازیهای آلمان میخواهند روز 21 جوئن هنگامی که ایران در مقابل آنگولا مسابقه دارد در حمایت از آقای احمقی نژاد رئیس جمهور منتخب!! ملت ایران تظاهرات برپا کنند.
نگفتم!؟ روزگار غریبی است، ملتی که ملت یهود را 2500 سال پیش از نابودی نجات داد حالا باید به عنوان یک ملت نژاد پرست و خواهان حذف یهودیها در دنیا معرفی شود. روزگار غریبی است نازنین کاری باید کرد. بازسازی این همه آسیب به آبروی ایران و ایرانی قرنها طول خواهد کشید، کاری بکن هموطن!
پ.ن.:
انگاری همه بلاهایی که سرملت ایران آمده کم بوده این یکی را هم آقای امیر طاهری بر سر ملت ایران فرود آورده.
Comments
زير بار باورت گشتی تو در امت فسيل
خوش به حالت گر شود روزی زخر پيدا فسيل
خانهء بالای خود را تا تو دادی دست رب
نيست کونت را حريف حتی بيل اردبيل
چون خوری هر ريدهء رب را تو چون خرمای تر
ميزنند جمعی ملک بر رطب رب زنجبيل
گرچه الله تو را موری نمی گيرد به کير
می چـسی تکبير گويان با تفخر همچو فيل
کون خود را پيشکش چون ميکنی در هر نماز
لشکری کـير ملک را ميکنی بر خود گسيل
بر قد و قدر تو و قبر پيمبر اهل دل
چون بشـاشند می برد آن شاششان رونق ز نيل
آنچنان آباد گردد باغ اوهام تو زان
تا که از يادت رود حور و بهشت و سلسبيل
Posted by: الاغنامه | May 20, 2006 03:18 PM
ای بابا
اين حاج سيد رسول بنی قريظه (بنی هاشم، بنی جاکش، بنی کس کش، بنی همه کش،...)
کجا رفت؟ اکثر اوقات به عشق کس شعر های اون ميامدم اين سايت. هر چه باشه اون به گردن همه ما حق داره چون چند وقته که همه ما را سر گرم کرده بود!
در هر صورت توصيه ميکنم حرفهای اين بابا را زياد جدی نگيريد. من اصلا تصور نميکنم که اون حرف دلشو ميزنه، در واقع فقط برای خرابکاری مياد اينجا
Posted by: xyz | May 20, 2006 04:37 PM
حسن آقا,
هی بهت گفتم با این رسولک بنی قریظه مدارا کن و نزار از دست ما بره. گوش نکردی و هرچی دلت خواست بارش کردی. خوب اینهم نتیجه اش ! من بدون اون دیگه انگیزه نوشتن ندارم ! اون شوتعلی با تناقضات گفتاری و سوتیهاش یکی از بهترین همکاران ما در مبارزه با خرافات بود. آخه چطور دلت اومد اینجوری برونیش پیش یکعده عرب ملخ خور ؟ اون گوسفند که به کسی آزاری نمی رسوند. حالا ما بدون سوژه چکار کنیم ؟ فقط مجبوریم باز هم تو سر و کول هم بزنیم. اون جوجه بسیجی برای رفع کتی واقعاً نعمت بود. من هر روز که جنایات رژیم مذهبی را در روزنامه ها میخواندم خیلی عصبی میشدم و میومدم اینجا خودمو روی این گوشکوب خالی میکردم و احساس خیلی خوبی داشتم. انگار اینکه تو صورت احمقی نژاد سیلی زده باشم. حالا ما چیکار کنیم ؟ تو کدوم سوراخ بکنیم ؟ سوراخ فوری بهتر از رسولک بنی قریظه پیدا نمیشه. من پیشنهاد میکنم همه ما که تو سر اون بدبخت زدیم ازش بابت اینکه ناکام شهیدش کردیم عذرخواهی کنیم تا بلکه برگرده و ما هم از خماری در بیاییم. حالا بجای ما عربها دارن کیفیشو میکنن.
Posted by: آرمان | May 20, 2006 06:11 PM
شرم اوره
Posted by: Winston | May 20, 2006 07:36 PM
سلام ويندوز xp من حرف "ي" رو جدا ميزنه يعني اينطوري: تعيين . لطفا" رراهنمايي كنيد.
----------------
پاسخ:
حتما ویدوز شما زبانش عربی است برای فارسی کردن زبانش
برید به
Control Panel -->
Regional and Language Option -->
Languages -->
بعد توی پنجره زبانها دکمه Detailes... رو فشار بدید
تا پنجرهای بنام
Text Services and Input Languages
باز بشه در قسمت
Installed services
ببین فارسی رو میبینی
اگه نه دکمه کنار رو بنام Add رو فشار بده و زبان فارسی رو اضافه کن و بعد از این برای نوشتن حتما از زبان فارسی برای نوشتن استفاده کن
Posted by: hldv | May 21, 2006 06:08 AM
مژده مژده المپيك حوزه علميه قم آغاز شد: از علاقه مندان دعوت مي شود در رشته هاي 1- طناب زني با عمامه 2- پرش از حوض با عبا 3- پرتاب مهر 4- وضو سرعتي 5- دو صد متر با نعلين 6- نماز استقامت 7- خوردن لوبيا و نگه داشتن وضو 8- بالا رفتن از منبر با چشم بسته شركت نماين
---------------
هشدار:
یا سید رسول از اول یک چهره سرکاری بوده یا اینکه این شخصی که اینجا بنام سید رسول نوشته قصد تشویش اذهان عمومی را دارد.
جاویدان عزیز لطفا با نام دیگران پیام نگذار، اگر قصد شوخی هم داری امضا خودت را زیر پیام بنویس تا تشویش اذهان نکرده باشی
دوستان اگر بنارو بر تشویش اذهان بگذارید کامنتهای شما پاک خواهد شد من اینجا سانسور بر قرار نمیکنم ولی اگر کسی بنا را بر این بگذارد که خوانندگان اینجا را به بازی بگیرد یقین بدانید که از پاک کردن پیاماش کوتاهی نخواهم کرد
Posted by: سید رسول بنی هاشمی | May 21, 2006 08:26 AM
بسمه تعالي سازمان تبليغات اسلامي آمريکا اعلام ميکند: مراسم شهداي 11 سپتامر برگزار مي گردد. مکان : مهديه واشنگتن... زمان جمعه 5/3/85 مداح: حاج مايکل جکسون از تمامي عاشقان امامت و ولايت دعوت به عمل مي ايد
Posted by: جاویدان | May 21, 2006 08:28 AM
انگاری همه بلاهایی که سرملت ایران آمده کم بوده این یکی را هم خسن اقا به صرفئاری از آخوندها سر ملت ایران فرود آورده و چه و چه و چه.
پ.ن
حسن آقا! جناب عالی هم؟ پس چه و چه و چه!
Posted by: و...چه و چه و چه | May 21, 2006 09:37 AM
سلام حسن آقا:اگه فرصت کردی به این دو مطلب نگاهی بنداز:
http://mag.gooya.com/technology/archives/048146.php
http://mag.gooya.com/technology/archives/048145.php
تابعد...
Posted by: امیر | May 21, 2006 09:42 AM
خسن آقای عزیز
به کار بردن فحش (های خواهر مادری) -هر چند برای آخوند جماعت کم هم هست - باعث فراری دادن تعدادی از خوانند گان وبلاگ شما می شود(که تعدادشان کم هم نیست!)
دوست عزبز ،قبول دارم که وبلاگ یک جای شخصی است و قرار نیست دست کم در وبلاگ برای مراعات احوال عده ای خودسانسوری کنیم ولی می شود با همه مطالب را کم فحش تر هم بیان کرد
وقتی مطالب اینقدر دقیق و کامل است چرا باید عده ای را به خاطر واژه هایی که می توانیم به کار نبریم فراری دهیم؟
خسن آقای عزیز عصبانیت شما را می فهمم ولی اگر قرار باشد همه مثل آخوند ها و رساله اشان حرف بزنیم،چه تفاوتی است بین ما و آنها؟
-------------------
پاسخ:
دوست عزیز حرف شما بجاست ولی فحاشی به آخوندها و اسلام خالی کردن عقدههایی است که در این 27 سال در ما ایجاد و جمع شده و خاصیت یک نوع تراپی را دارد و برای جلوگیری از طغیان و روانی شدن مفید است.
نکته دیگر این فحاشیها در نوشتههای شمر نهفته است که باعث میشود تابوهای مذهبی را شکست و آنهایی را که در نیمه راه مذهب و لامذهبی گرفتار آمدهاند را شهامت بخشد تا از چنبره این دام مخوف خود را رها کنند.
Posted by: رضا باقری | May 21, 2006 09:59 AM
گفتم که،عصبانیت شما (و البته همه ما)کاملا قابل درک است،قبول که کمی فحش هم دل آدم را خنک میکند ولی فحش مثل شراب است
به اندازه اش خوب است ولی زیادش ممکن است مشکل ساز بشود.
با شما هم موافقم که اولین قدم برای نجات ،شکاندن تابوهاست ولی تابوهای مذهبی را با نوشته هایی مانند نوشته های مثل "محمدابن عبدالله وکوروش بزرگ"(مسعود انصاری)و شیبه آن بهتر می توان شکاند
تفاوتش مثل کتاب آیات شیطانی(از نظر ادبیات داستانی)و کتب انصاری است
اولی را فقط به کمک تبلیغات می توان به خورد ملت داد ولی دومی خواننده خودش را پیدا می کند.(البته شکاندن تابوهای ناسیونالیستی هم بد نیست!)
من به هیچ وجه قصد ندارم نوشته ای شما را در سطح آیات شیطانی پایین بیاورم ،
نظر من این است که نوشته های حاوی بعضی واژه ها،آدم را به یاد رساله و حلیه المتقین می اندازد!(هر چند برعکس آن کتابها حرفهای بدرد بخوری برای زدن داشته باشد)
از مثالی که زدم معذرت می خواهم ولی مثال بهتری به نظرم نرسید.
Posted by: رضا باقری | May 21, 2006 12:17 PM
سلام خدمت شما دوست عزیز کاملا حق با شماست دیدم عزیزان دلشان برای سید رسول تنگ شده گفتم یادی ازش کرده باشیم و دوستان کمی بخندند ولی شما هم مثل قاضی های جمهوری اسهالی فوری جرم تشویش اذهان عمومی رو به من زدید.
با شما در مورد اینکه فحش انسان رو تخلیه روحی می کند موافقم من از نزدیک مادری رو میشناسم که فرزندش به دست نیروهای اطلاعات کشته شد و حتی جسدش رو هم به مادرش نشون ندادن الان انقدر کینه و عقده تو دلش جمع شده که فقط با فحش تخلیه میشه . مرگ بر آخوندهای بی پدر و مادر
Posted by: جاویدان | May 21, 2006 04:05 PM
درود خـسن آقای عـزیز
مـن اگـر کامـنت هم نـنویسـم روزی چـند بار ایـنجا سـر میزنـم ؛)
Posted by: کیانوش | May 23, 2006 10:09 AM
لطفا سری هم به وبلاگ من بزنید .
Posted by: جمیل جمالی | May 23, 2006 02:03 PM
احتمالا اين رسول بنی هاشمی در حين طواف مشغول ماليدت زنهای جلويی هست.
شايد هم مشغول ماليده شدن از طرف مردهای عقبی هست!
در هر صورت حجش قبول باشه و دعا ميکنم زودتر برگرده که خيلی دلم براش تنگ شده.
Posted by: xyz | May 23, 2006 02:43 PM