« April 2006 | Main | June 2006 »

May 30, 2006

انتخاباتی دیگر در راه است بساط تحریم را علم کنید

پ.ن.: دوستان عزیز وبلاگ نویس دوتن از رهبران دانشجویی بوسیله اوباش رژیم ربوده شده‌اند، برای دفاع از دانشجویان دستگیر شده هر گونه تلاشی که از دستتان بر می‌آید انجام دهید. این جوانان تنها روزنه امیدی هستند که در ایران امروز وجود دارد، این امید را نگذارید به یاس تبدیل شود.
لوگوی کنار بوسیله یکی از دانشجویان تهیه شده کد آن و اطلاعات بیشتر را می‌توانید از این وبلاگ دریافت کنید.

پ.ن.2:
تصاويری از اعتراضات دانشجوئی امروز دانشگاه امير کبير

از قرار معلوم خمره‌گان رژیم استارت انتخابات خمره‌گان را زدند. ما نیز مثل دوره‌های قبل باید تلاش کنیم که در خمره این خمره‌گان چیزی بجز کثافات ریخته نشود. مخصوصا آن عده از وبلاگ نویسانی که در دوره‌های قبل در بین راه با شعبده بازی در دقایق آخر به ملت پشت کردند و از شرکت در انتخابات حمایت کردند باید اینبار نشان دهند که تا چه اندازه از حرکت‌های براندازی مردم حمایت می‌کنند.

با اینکه انتخابات در حکومت ولایت فقیه بی معنی است ولی مشروعیت رژیم در گرو تعداد آرایی است که ملت به صندوق می‌ریزیند، برای از بین بردن مشروعیت رژیم و برملا کردن آنها در سطح جهانی بهترین راه تحریم انتخابات است. این جناح یا آن جناح رژیم با هم فرقی ندارند همه در راستای یک هدف (پادشاهی فقیه) حرکت می‌کنند، دشمن اصلی ملت خود سیستم ملایان است نه این یا آن گروه ملایان، دعوای اینها فقط دعوای لحاف ملاست و ربطی به ملت ایران ندارد. دعوای ملت بر سر خود ملاست نه لحاف ملا.


تصویر روز:
یاقمر مصنوعی! این یارو هرچی خورده نریده

May 28, 2006

مغز خر

در جمهوری اسلامی گویا داشتن مغز خر ارثی است و همه از دربان رهبری گرفته تا خود رهبر معظم همه این نوع مغز را از پدران خو به ارث برده‌اند.
نگاهی به این برنامه رایانه‌ای تولید آقایان نشان می‌دهد که نه تنها آقایان خود را در ایران مسخره خاص و عام کرده‌اند حالا تصمیم دارند خود را به جهانیان هم بشناسانند.
اگر متن طنز زیر را در یکی از خبرگزاری های ریز و درشت جمهوری اسلامی نخوانده بودم گمان می‌کردم این هم یکی از جوک‌های اپوزیسیون است که در باره رژیم بهم بافته‌اند. خود بخوانید و بخندید.

گزارش فارس از اولین بازی رایانه‌ای در زمینه انرژی هسته‌ای ایران (حتما باید هسته خرما باشد!)

خبرگزاری فارس: بهمن، فرمانده نیروهای ویژه، مأموریت نجات یکی از متخصصان هسته‌ای ایران را بر عهده دارد و در 8 مرحله تلاش می‌کند تا مأموریت خود را به نحو احسن به پایان برساند. اما در پایان، مأموریتی بزرگتر در انتظار اوست.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، این پیرنگ اولین بازی رایانه‌ای انرژی هسته‌ای است که مسئولان اتحادیه انجمن اسلامی دانش‌آموزان ساخت آن را آغاز کردند و قول داده‌اند که امسال در بین نوجوانان عرضه شود.
بازی رایانه‌ای انرژی هسته‌ای یک داستان جذاب است که در 8 مرحله طراحی شده است. در این بازی با سعید کوشا (نام قهرمان داستان هم باید سعید باشد، آخه این قهرمان نمی تواند چیزی کمتر از سعید امامی یا سعید مرتضوی داشته باشد) آشنا می‌شوید که یکی از متخصصان انرژی هسته‌ای ایران است و به همراه همسر خود عازم سفر کربلا می‌شود. (چیزی را که آقایان رایانه ای فراموش کرده اند این است که هیچ متخصص انرژی هسته ای مغز خر نخورده که به مامبو جامبوهای کربلا یا چرندیاتی مثل جمکران باورمند باشد)
آنها در بین راه گرفتار نیروهای اشغالگر شده و آمریکایی‌ها که به هویت دکتر کوشا پی‌برده‌اند، آنها را به نقطه‌ای نامعلوم منتقل می‌کنند. اما در ایران بهمن، فرمانده نیروهای ویژه و همرزم پدر دکتر کوشا، که در جنگ شهید شده است، مأمور نجات آنها می‌شود. (بیچاره فردین مرد وگرنه حتما نقش اول این سریال آبگوشتی هم نسیب او می‌شد! تا بعد از پیروزی باطل علیه باطل یک آبگوش درست و حسابی هم نوش جان کند!)
بهمن، مردی 40 ساله و با اراده است که برای نجات دکتر کوشا متخصص جوان 30 ساله و همسرش در هر مرحله مبارزه می‌کند و با خطرات بسیاری مواجه می‌شود. فضای این داستان به چند کشور نیز برده می‌شود که به جذابیت این بازی می‌افزاید.
این بازی ویژگی خاصی نیز دارد و آن واقعه‌ای است که در پایان بازی به وقوع می‌پیوندند. در حقیقت در کنار روند تعقیب و گریز این بازی و هدف نجات دکتر کوشا و همسرش، در پایان مرحله هشتم مأموریتی بزرگ در انتظار بهمن خواهد بود که اشتیاق به گذراندن هر مرحله را بیش ‌از پیش افزایش می‌دهد.
سازندگان این بازی رایانه‌ای تفکر ضرورت ساخت این بازی را از سال 1383 و در زمانی می‌دانند که گیم‌نت‌ها در بین نسل جوان کشور جایی برای خود باز کرده بود. اما شروع ساخت این بازی به طور جدی بهمن‌ماه سال 1384 است و هم اکنون نسخه آزمایشی مرحله هشتم نیز به پایان رسیده است و به زودی نسخه اصلی این بازی ساخته می‌شود.
بازی رایانه‌ای انرژی هسته‌ای ایران برای نوجوانان و جوانان در نظر گرفته شده است (آخه نسل قبلی دیگه به این آسانی ها فریب اینگونه نیرنگ ها را نمی خورد) و به گفته سازندگان آن، در ساخت این بازی جوانان مبتکر ایرانی با حداقل امکانات و حداقل اعتبار فعالیت می کنند.
این بازی، اولین بازی رایانه‌ای است که در خصوص انرژی هسته‌ای در کشور ساخته شده است که فعلا به زبان فارسی و در سراسر کشور عرضه می‌شود. البته سازندگان این داستان تصمیم ساخت این بازی به زبان‌های دیگر و توزیع آن در کشورهای دیگر را به بعد از اتمام ساخت این بازی به زبان فارسی موکول کرده‌اند. (زبان های دیگر هم حتما بورکینا فاسویی و پشتو و چمیدانم سواحیلی باید باشد)
اتحادیه انجمن اسلامی دانش‌آموزان در نظر دارد که این بازی با قیمت مناسب در اختیار دانش‌آموزان قرار گیرد تا همه مخاطبان بتوانند از آن استفاده کنند. (حتما توقع دارند با اینگونه بازی‌ها جوانان را آماده شهادت طلبی کنند تا بعد در جنگ واقعی گوشت دم توپ شان کنند)
به گزارش فارس اسم شخصیت‌های این داستان به طور کامل نهایی نشده است و سازندگان در نظر دارند که اسامی به روند داستان هویت ببخشد و متناسب با شخصیت ها انتخاب شود.
در حال حاضر این بازی در مرحله صداگذاری قرار دارد و تا تیرماه مراحل ساخت بازی کامل می‌شود. (زود باش آقا وقت نداریم، اگه بناست مغز جوانها را شستشو بدهیم و آنها را برای جنگ باطل علیه باطل آماده کنیم باید دست بجنبانیم تا جنگ واقعی شروع نشده آنها را مسخ کنیم!)

May 25, 2006

اینترنت برای همه دنیا

nera_modem.jpg
این نام مقاله‌ای است که در نسخه نروژی نشریه PC World منتشر شده و اشاره دارد به یک سیستم جدید اینترنتی از طریقه ماهواره است که با پهنای باند 240 کیلوبایت upload و 384 کیلوبایت Download ارائه می‌شود. گرچه این سیستم در حال حاضر برای مصرف کنندگان معمولی زیاد گران تمام می‌شود ولی با در نظر گرفتن تکنولوژی‌های مشابه مثل تلفن همراه به زودی با قیمت ارزان تر و حتی سرعت بالاتر به بازار ارائه خواهد شد، فراموش نکنید که روزهای اولی که تلفن همراه به بازار آمده بود هزینه خرید یک دستگاه تلفن همراه بیشتر از 30 هزار کرون نروژ (بیش از 4 میلیون تومان) بود و اندازه آن چیزی بود بیشتر از یک پی‌سی لپ‌تاپ، هزینه مکالمه آن هم بیشتر از 10 کرون نروژ در دقیقه بود. قیمت این دستگاه ارتباط اینترنتی که ساخته شرکت نروژی نرا (Nera) است پانزده هزار کرون نروژی (تقریبا دو میلیون تومان) برای تجهیزات آن و هزینه اتصال 7 کرون در دقیقه و 20 کرون برای هر مگابایت دیتا می‌باشد. با رواج چنین سیستم‌هایی دیگر سانسور اینترنت بی معنی خواهد شد و به آسانی در دسترس تمام نقاط دنیا حتی دور افتاده ترین دهات کشورهای عقب افتاده قرار خواهد گرفت.
از مشخصات دیگر این سیستم مخابراتی اینکه اندازه آن تقریبا به اندازه یک مودم است 15 در 20 سانتیمتر و وزن آن کمتر از یک کیلو است.
این سیستم دارای نقطه اتصال ISDN ، USB ، Bluetooth و Ethernet است در نتیجه می‌توان از آن همزمان بعنوان تلفن همراه هم استفاده کرد.

nera_modem2.jpg

لینک مربوط به مودم به زبان انگلیسی، مرسی رکگو جان

May 23, 2006

چند سوال اساسی

qasemfar-neyestani.jpgبنام آزادی بیان و حقوق بشر، آزادی بدون قید و شرط مانا نیستانی کاریکاتوریست و مهرداد قاسمفر سردبیر هفته نامه ایران را خواستاریم


اتفاقات چند روز گذشته مناطق آذری ایران را باید با دقت زیاد دنبال کرد. چند نکته در این باره قابل تامل است.
نکته اول اینکه مرز طنز کجاست و چه موقع باید در مقابل آن جبهه گرفت و عکس‌العمل نشان داد؟
نکته دوم اینکه چگونه است که وقتی آخوندها در طول 27 سال گذشته همه گونه زورگویی و جنایتی در ایران کردند هموطنان آذری هیچ گونه عکس‌العملی از خود نشان ندادند؟
نکته سوم اینکه هموطنان آذری در مقابل دو کلمه در یک مطلب طنز نیرویی را بسیج کردند که تاکنون نمونه آنرا در ایران ندیده ایم، منظورم نیرویی که در بسیج آن دولت دخالت نداشته (!!). آیا این بسیج خود جوش بوده یا با اهدافی سیاسی بوسیله دستانی در پشت پرده راه اندازی شده؟
نکته چهارم: آیا همین مرزها را که این هموطنان تعیین کردند (دو کلمه در یک متن طنز) را هم باید در مورد رژیم بپذیریم، یعنی اگر روزنامه ای دو کلمه انتقاد یا طنز در باره یک مسئول حکومتی یا کل حکومت نوشت باید این همه نیرو بسیج کنیم و روزنامه ای را تعطیل کنیم و شهری را به آتش بکشیم!؟

آیا اگر کسی طنزی در باره ما که شیرازی هستیم نوشت باید تمام شیراز را به آتش بکشیم و روزنامه‌ای را تعطیل کنیم!؟ یا این قانون فقط شامل حال ترک زبان‌ها می‌شود؟
راستی چرا هموطنان آذری زمانی که خانم عشرت شایق نماینده مردم تبریز هزار گونه توهین به عقل، درایت و شرف ما ملت ایران می‌کند هیچ عکس‌العملی از خود نشان ندادند؟
سوال آخر: کسی می داند چند درصد دولت مردان ایرانی آذری زبان هستند؟

از ماست که برماست

May 20, 2006

دوران سیاه ما

اگر شهیار قنبری می دانست که چه روزگار پلیدی در انتظار ماست یقینا بجای هفته خاکستری "دوران سیاه ما" را می‌سرود تا فرهاد آنرا بجای هفته خاکستری اجرا کند.
اخبار را که می‌خوانی تازه متوجه می‌شوی که چه بر سر ملت بیچاره ایران آمده و هنوز شب به نیمه هم نرسیده و از شروع صبح و طلوع خورشید هنوز مدت زیادی باقی است.
نتایج قرعه‌کشی واگذاری سیم‌کارت تالیا اعلام شد

در تمام دنیا شرکت‌های سرویس دهنده تلفن همراه دنبال مشتری می‌دوند تا سرویس تلفن همراه به مشتری قالب کنند در ایران فلک زده باید در قرعه شکی برنده بشوی تا تلفن همراه را به قیمت خون پدرشان به مشتری بدهند
عصر چارشنبه‌ی من!
عصر خوش‌بختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جون‌سختی ما!

در پی ترور قاضی صادر کننده حکم منع حجاب در ادارات دولتی ترکیه، دهها هزار مخالف حکومت اسلامی در ترکیه دست به تظاهرات زدند. یکی از شعارها این بود: «ملاها به ایران بروید

انگاری ایران زباله دانی است که زباله‌های خطرناک را به آنجا منتقل کنند! شرم هم نمی‌کنند از اینکه ایران ما زمانی مهد تمدن و فرهنگ بوده و اینکه اکثر همین کشورهای مثلا پیشرفته در آن دوران داشتند توی غارهای دوران بربریت شپش های بدنشان را می‌گرفتند.

نئونازی‌های آلمان می‌خواهند روز 21 جوئن هنگامی که ایران در مقابل آنگولا مسابقه دارد در حمایت از آقای احمقی نژاد رئیس جمهور منتخب!! ملت ایران تظاهرات برپا کنند.

نگفتم!؟ روزگار غریبی است، ملتی که ملت یهود را 2500 سال پیش از نابودی نجات داد حالا باید به عنوان یک ملت نژاد پرست و خواهان حذف یهودی‌ها در دنیا معرفی شود. روزگار غریبی است نازنین کاری باید کرد. بازسازی این همه آسیب به آبروی ایران و ایرانی قرنها طول خواهد کشید، کاری بکن هموطن!

پ.ن.:
انگاری همه بلاهایی که سرملت ایران آمده کم بوده این یکی را هم آقای امیر طاهری بر سر ملت ایران فرود آورده.

May 19, 2006

آیا غرب خواهان عقب نشینی در مساله اتمی ایران است؟

بی‌بی‌سی مدعی شد:
اطلاعاتی که بی بی سی از منابع ديپلماتيک غربی به دست آورده، حاکی است که مواد اوليه ای که ايران در آزمايش غنی سازی اورانيوم به کار برده، حدود 15 سال پيش توسط چين در اختيار اين کشور قرار داده شده بود.
اطلاعاتی که اگر رسما تاييد شود، ميزان پيشرفت فناوری غنی سازی اورانيوم در ايران را مطرح خواهد کرد. اين موضوع نشان می دهد که ايران برای پيشبرد اين فناوری دلايل و انگيزه های سياسی محکمی داشته است.
بی‌بی‌سی


خبر و تحلیلی که بی‌بی‌سی منتشر کرده این شک را بوجود می‌آورد که با سرسختی‌هایی که رژیم جمهوری اسلامی در همکاری با اروپا نشان می‌دهد کشورهای اروپایی همراه با آمریکا را با چالشی جدی روبرو کرده و آنها را بر این داشته که راهی آبرومند را برای خروج از این بن‌بست به‌صورتی بیابند.
اینکه سایت بی‌بی‌سی به چنین تحلیلی رسیده خود جای شک دارد. مگر اطلاعاتی که امروز در اختیار غرب قرار گرفته قبلا قابل دسترسی نبوده یا مثلا چین که بنا به این خبر کاز هگزافلورايد اورانيوم را در اختیار ایران قرار داده نمی‌توانسته همین اطلاعات را قبلا به اروپایی‌ها یا حتی آمریکا بدهد تا از این همه جار و جنجال جلوگیری شود؟
مگر نه اینکه چین از اول با هر برخوردی با ایران مخالف بود!؟ یقینا چین برای پی‌گیری خواسته‌اش هم که باشد می‌بایست قبلا چنین اطلاعاتی را در اختیار غربی ها قرار می‌داد، حالا به چه دلیل این اطلاعات بعد از بیش از دو سال تلاش‌های پیچیده دیپلماتیک برملا می‌شود جای شک و تردید دارد.
آقایان همانطور که در بالا گفتم نمی‌توانند بدون چنین مانور سیاسی ایران را به حال خود رها کنند و همچنین به نظر می‌رسد که تحریم‌های اقتصادی هم نه کارساز خواهد افتاد و نه به نفع منافع اقتصادی غرب خواهد بود، گزینه نظامی هم که از همان اول غیر ممکن می‌نمود در نتیجه غرب با استفاده از چنین روشی می‌خواهد بدون آبرو ریزی برای غرب یک عقب نشینی اجباری را معقول جلوه دهد.
باید صبر کرد و دید که عاقبت این شعبده بازی‌های آخوندی و غربی‌ها به کجا ختم خواهد شد.

May 17, 2006

ارزش‌ها در حکومت آخوندی

در رابطه با قتل عام جاده کرمان بم رادیو فردا از قول الهام سخنگوی دولت می‌نویسد:
فعلا مسئولان دولت چندان از رودرروئی با مجلس بر سر این موضوع نگران به نظر نمی‌رسند و مانند غلامحسین الهام سخنگوی دولت معتقدند که اقدامات عوامل قتل‌های اخیر ارزش عملیاتی و فنی ندارد و نیروی انتظامی تاکنون به صورت مستحکم جواب آنها را داده است. منبع

خُسن آقا: آقای الهام از این نظر ترور جاده بم کرمان را از نظر عملیاتی و فنی بی ارزش می‌نامند زیرا برخلاف عملیات قبلی در بلوچستان، نیروهای دولتی در این ترور کشته نشده‌اند. به زبان ساده عوام فهم، ارزش جان انسان‌هایی که به صورتی به دولت و نیروهای سرکوب‌گر بستگی ندارند ارزش چندانی "از نظر عملیاتی فنی" ندارند. در حکومت آخوندی فقط جان و مال خودی‌ها از ارزش عملیاتی فنی برخوردار است.

May 14, 2006

پروژه‌های آخوندی

در خبرها آمده بود که از محل اعتبارات ستاد بهینه‌سازی و کمک‌های بلاعوض جمهوری اسلامی به افغانستان یک خط فیبر نوری مخابراتی در حد فاصل تایباد هرات احداث شده.
تا اینجای خبر اگر سیاست‌های جمهوری اسلامی را ندانیم و شگردهای آخوندی را نشناسیم با خود خواهیم گفت عجب ملت مهربانی هستند ملت ایران که برای بهبود وضع اطلاع رسانی به کشور همسایه حکومت ایران این همه پول خرج می‌کند تا وضع اینترنت و بطور کلی مخابرات و خبررسانی کشور همسایه بهبود یابد.
ولی خوب، این تصوری است که به مغز معیوب عده‌ای که آخوندیسم را نمی‌شناسد خطور می‌کند، برای ما که ملا جماعت را سال‌هاست شناخته‌ایم و شگردهایشان را از سیر تا پیاز تجربه کرده‌ایم می‌دانیم که این خط مخابراتی چیزی نیست بجز ابزاری برای کنترل و احیانا فشار در آینده.

آقایان این خط مخابراتی را کشیده‌اند و یک میلیون و 280 هزار دلار بی زبان را هم خرج پروژه کرده‌اند تا برای روز مبادا از آن بهره‌های عبادی سیاسی ببرند و اگر روزی دولت دوست و برادر کرزای خواست شلنگ تخته بیندازد با قیچی ولایت آنرا در یک چشم بهم زدن قطع یا از آن بهره‌های مورد نظر را ببرند، هم زمان امروز بتوانند پز بدهند و کمک‌های سخاوتمندانه آخوندی را در منطقه و جهان به رخ بکشند.


دیروز یک ویدئویی را در قسمت خبرها منعکس کردم که نشان می‌دهد آخوند جماعت چگونه عوام را می‌فریبند. اگر آنرا ندیده‌اید حتما ببینید بسیار دیدنی است (فایل 711 کیلو بایت). اگر کسی امکانات تبدیل آن به فایل قابل استفاده در تلفن‌های همراه را دارد این فایل را تبدیل کند برای دست به دست گشتن در ایران چیز خوبی است.

در راستای همین عوام فریبی‌های آخوندی در خبرها خواندم که آقایان ارشاد گر وزارت عریض و طویل ارشاد در یک پروژه "تدوین راهبردهای محتوایی" به این می‌گویند کار فرهنگی بخوانید در لابلای نوشته پرانتزهایی را خواهم گشود.

به گفته "محمد قهرمانی" در تدوین راهبردهای محتوایی، نقد مکاتب الحادی و انحرافی در عرصه‌های فرهنگی (می خواهند مثلا ترتیب الحادی هایی مثل خُسن آقا را در این پروژه اول بدهند)، هنری، اجتماعی و مبارزه جدی با خرافات و موهومات (بلانسبت انگاری در ایران هم خرافات وجود دارد!!) در کنار ضرورت تبیین و تقویت فرهنگ مهدویت و نهضت انتظار و ترویج روح بیداری اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است(فهمیدید چی شد!؟ منظور آقایان این است که خرافه پرستی مهدویت و چاه جمکران و چرندیاتی از این دست خرافه نیست و باید تروج شود تا بوسیله آن بتوانند مردم را تا ظهور مهدی موعود "منتظر" نگاه دارند تا در این مدت آخوند بتواند جیب ببرد و عیش کند و کسی هم (بخوانید الحادیون) مداخله نکند).

قهرمانی، سپس تبیین و تاکید بر مولفه‌های هویت ایرانی- اسلامی برپایه میراث تاریخ تمدنی، مشاهیر و مفاخر ایرانی و اسلامی (حتما در این پروژه می‌خواهند بجای کلاهخود عمامه به سر رستم بگذارند و بجای زره عبا روی دوش بیچاره رستم بیندازند تا ایرانی اسلامی شود و از آن برای پیش برد پروژه هایشان استفاده کنند، مثلا شاهنامه را بدهند به دست یک بچه آخوند تا آنرا اصلاح کند)، تقویت روحیه عزت، افتخار، خودباوری ملی، امیدواری و نشاط فردی و اجتماعی، تولی و تبری، تعمیق روحیه دشمن شناسی (گرفتید چی شد!؟ روحیه دشمن شناسی همان روحیه‌ای است که رهبر دارد و همه را دشمن می‌نامد بجز خودی‌ها)، ترویج فرهنگ ظلم ستیزی و استکبار ستیزی را از دیگر راهبردهای محتوایی وزارتخانه برشمرد(این قسمت هم برای آن قرار است تقویت شود تا اگر آمریکا حمله کرد ملت را آماده مبارزه با بخوانید استکبار کرده باشند).

وی گفت: براساس راهبردهای محتوایی تدوین شده، حوزه‌های مختلف موظف هستند برنامه‌های اجرایی را تنظیم و عملیاتی کنند و به وزیر و سایر مراجع ذیصلاح گزارش کنند. (در این قسمت هم دستور را صادر کردند و پروژه را استارت زدند)

May 11, 2006

حقوق بشر اسلامی!

ملا احمد ابولابان، همان ملایی که باعث و بانی بپا شدن سروصدای مربوط به کاریکاتورهای محمد شد از دانمارک کوچ خواهد کرد.
ملای فلسطینی که در دهه 80 میلادی از فلسطین به دانمارک پناهنده شده بود قصد دارد به فلسطین بازگردد.
او مدعی است که پس از برپا کردن شو کاریکاتورهای محمد مردم دانمارک به او به چشم یک تروریست نگاه می‌کنند.

خُسن آقا:
عجب! پس توقع داشتی با چه نگاهی به تو نگاه کنند تازه مگر شما مسلمان نیستید پس همان بهتر که در سرزمین اسلام زندگی کنید چه معنی دارد که در سرزمین کفر و الحاد زندگی کنید و خدای نکرده باعث گناهان کبیر شوید!!

ایشان می‌افزایند که جریان کاریکاتورهای محمد امتحانی بود برای غرب که در این امتحان غرب نشان داد ظرفیت حقوق بشر ندارد.
خُسن آقا:
عجب پس که این طور!؟ آقای گردن کلفت بیش از 20 سال از جیب ملت بیچاره دانمارک خورده و خوابیده بعد هم با همه اشکال مختلف تهدیدشان کرده حالا هم دو قورت و نیمش هم باقی است که "داد و فریاد مسلمانی نیست!!"
سنگ پای قزوین فقط مختص قزوین نیست در فلسطین هم می‌توان از همان نوع سنگ پا را یافت البته با کیفیت بهتر.

منبع خبر: VG

May 08, 2006

غیرت نداشته رهبر به گا رفت

رئیس جمهور محبوب برداشته نامه فدایت شوم برای آقای بوش فرستاده! برای همان آقای بوشی که تا دیروز قمپز در می‌کردند و می‌خواستند پوزه‌اش را به خاک بسپارند، از قرار معلوم آقایان خبردار شده‌اند که بوش بدجوری تصمیم گرفته پوزشان را بزند در نتیجه حالا قمپز در کردن را ول کرده‌اند و مثل موش مرده به موس موس افتاده‌اند. چه لذت بخش است وقتی پوزه اوباش به خاک مالیده می‌شود.
رهبر که به خیال خودش خیلی زرنگ تشریف دارد رئیس جمهور مفلوک را جلو انداخته و می‌خواهد با این کار به خیال خودش زیرآبی بزند!

اینکه رئیس جمهور مفلوک سر قدم رفته و یک زر یامفت زده از این روست که اگر فردا آقای بوش حاضر به مصالحه یا مذاکره نشد رهبر بیاید یک تو دهنی بهش بزند و فرامین صدمن یک غاز رئیس جمهور منتخب!! را باطل اعلام کند.
همه به یاد دارند که آقای رهبر فرموده بودند:
عده‌ای‌ دم‌ از مذاكره‌ با آمریکا می‌زنند كه‌ این‌ افراد یا با الفبای‌ سیاست‌ و یا با الفبای‌ غیرت‌ آشنایی‌ ندارند.
(اگر یک دفعه دیدید غیرت رهبر را برای رد گم کردن پاک کردن یک کپی آنرا من اینجا برای روز مبادا نگهداری می‌کنم)

در نتیجه رهبر می‌خواهد با ضایع کردن رئیس جمهور محبوب! و منتخب! یک زیرآبی جانانه بزند و اگر از این نمد کلاهی درست شد بگذارد سرش و بعد هم بگوید که من نبودم که بی غیرتی کردم! این دور و بری‌ها اسرار داشتند که با شیطان بزرگ مذاکره کنند و من هم کوتاه آمدم و یقینا اگر هم آقای بوش سنگ روی یخ‌شان کرد، احمقی نژاد مفلوک را به عنوان یکی از نیروهای "خودسر" معرفی خواهند کرد تا باز از آبروی نداشته رهبر مایه نگذاشته باشند!
آقای رهبر هنوز در عالم هپروت پرواز می‌کند و نمی‌داند که غیرت نداشته شان با گسیل داشتن دختران نوجوان بخت برگشته ایرانی به شیخ نشن‌های عربی برباد رفته بود، پس این شامورتی بازی‌ها غیرت نداشته ایشان را باز نخواهد گرداند. علمای اسلام در این 27 سال نشان داده‌اند که بهترین جاکش‌های موجود در بازار فاحشه خانه‌های بین‌المللی هستند. مگر آقای رفسنجانی را یادتان رفته که فائزه خانم را در واپسین روزهای سقوط صدام فرستاد به پابوسی به قول خودشان صدام عفلقی!؟ این آقایان اگر برای حفظ قدرت مجبور شوند فاطمه زهرایشان را هم در بغل شیطان بزرگ بخوابانند از این کار دریغ نخواهند کرد و بعد هم عمامه‌ها را به قول معروف کمی می‌گذارند بالاتر.

حالا باید منتظر بازی آقای بوش شد و دید که آیا آقای بوش هم الفبای غیرت را از رهبر فرزانه یاد گرفته و به مذاکره با ملایان گردن خواهد نهاد یا طبق قول‌هایی که بارها به ملت ایران مبنی بر خودداری از مذاکره با رژیم تروریست پرور جمهوری اسلامی داده عمل خواهد کرد و تهدید پوززنی آقایان را عملی خواهد کرد.


پ.ن.:
همین چند لحظه پیش در اخبار رادیو فردا خواندم که کاخ سفید اعلام کرده که نامه ای از احمقی نژاد دریافت نکرده است. حتما تمبر یادشان رفته بوده روی پاکت نامه بچسبانند!! یا اینکه احمقی نژاد آدرس را عوضی نوشته است!!

پ.ن. دوم:
ملاحسنی متن نامه احمقی نژاد به بوش را فاش کرده که حتما باید آنرا بخوانید.

May 07, 2006

در خبرها آمده بود که

خبر:برخورد جمهوری اسلامی با صاحبان سگ در خیابان شروع شد
کارشناسی اعلام کرد:از این به بعد پلیس باید با علما هم برخورد کنند!
مشنگی پرسید: چه ربطی بین علما و صاحبان سگ دارد!؟
کارشناس گفت: علما 27 سال است اوباش را مثل سگ قلاده زده‌اند و بنام حزب الله به جان مردم انداخته‌اند با این دستور پلیس باید با این نوع صاحبان سگ هم برخورد کند.

در ادامه این درگیری سگی، دکتر جاوید آل داود رئیس سازمان حمایت از حیوانات گفت: برای جلب سگ باید حکم قاضی داشت.
سردار طلایی در پاسخ آل داود گفت: قاضی مرتضوی قول همه نوع همکاری را به ما داده است.
مشنگی با یک شیشکی گفت: مرتضوی خود سگ هاری است و چنین حکمی برایش گران تمام خواهد شد.

در ادامه خبرهای سگی از بلاد اسلام همچنین شنیده شده که خانم عشرت شایق فرموده‌اند:
بدترین نوع پوشش بدحجابی برای آقایان همین کت و شلوار است!!

مشنگی پرسید: گوز چه ربطی به شقیقه دارد!؟
یک کارشناس بسیار نخبه پاسخ مشنگ را چنین داد: علت مخالفت خانم شایق با کت و شلوار از این مساله سرچشمه می‌گرید که بعضی آقایان با استفاده از شلوارهای *سگی قسمتهایی از بدن خود را به نمایش می‌گذارند که باعث باطل شدن غسل جنابت خانم شایق می‌شود. این کارشناس افزود همکار آمریکایی خانم شایق هم همین نظر را دارد، باور ندارید خودتان بخوانید.

کارشناس نخبه ما برای جلوگیری از باطل شدن غسل خانم شایق این دو بیتی سگی را هم به ایشان تقدیم کرد:
به سبک رپ بخوایند!

make peoples madd
come through hood,
let the pants sagg
off the hard, like fuck yall,
i wear me a du-rag

در همین رابطه آگاهان خبر می‌دهند که خانم شایق برای خریدن این سگ ملوس تلاش زیادی کرده که تلاشهای ایشان بی نتیجه مانده.


پ.ن.:
در رابطه با اوضاع سگی ما:

آقای رئیس پلیس این گشت ارشاد است؟!
حجاب اجباری در مملکت سگی

. ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران:فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حالی که مدعی است نیروهای سرکوبگر انتظامی در خصوص حجاب زنان تنها اقدام به ارشاد امر به معروف و نهی از منکر می کنند که این عکس دروغ بودن این ادعا را ثابت می کند.



*(اگر نمی‌دانید شلوارهای سگی چه شکلی هستند می‌توانید به این مطلب مراجعه کند، با اینکه خبر نروژی است ولی می‌توانید از روی تصویر بالای صفحه نوع شلوارهای سگی را تشخیص دهید)

May 06, 2006

دستگیری جهان بگلو زنگ خطری برای ایرانیان دو ملیتی

پس از قتل زهرا کاظمی که یک ایرانی دو ملیتی با تابعیت کانادا بود باید زنگ خطر را می‌شنیدیم که متاسفانه نشنیدیم، این بار رژیم با دستگیری جهان بگلو که بر اساس متن این خبر داری تابعیت مضاعف کانادایی نیز می‌باشد باید زنگ خطر را به گوش همه رسانده باشد.
رژیم جمهوری اسلامی با این کار (دستگیری دو ملیتی‌ها) تصمیم دارد بر کشورهایی که بر ایران فشار می‌آورند فشار وارد کند. دستگیری دو توریست سوئدی را هم در همین رابطه باید دید. قبلا هم بارها رژیم از این حربه برای فشار وارد کردن بر آلمان فرانسه و انگلیس استفاده کرده و یقینا ایرانیان دو ملیتی طعمه بسیار خوبی برای اینگونه اهداف جمهوری اسلامی هستند. از یک طرف جمهوری اسلامی می‌تواند در مجامع بین‌المللی استدلال کند که اینها شهروند ایران هستند و از طرف دیگر بخاطر رابطه‌ای که ایرانیان دارای تابعیت مضاعف با محیط زندگی خود در خارج دارند به آن کشور و در نتیجه جامعه بین‌المللی فشار وارد کند. این رژیم در شرایطی قرار گرفته که برای نجات خود دست به هر اقدامی خواهد زد.
رژیم جمهوری اسلامی بارها در گذشته نشان داده که برای دستگیری، زندانی کردن یا حتی اعدام شهروندان خو نیازی به دلیل و مدرک ندارد و در صورت نیاز خشک و تر را با هم می‌سوزاند، خصوصا در شرایط امروز که رژیم درست مثل یک جسم شناور در بین موج‌های بلند و پرقدرت و مخرب گرفتار آمده و می‌رود تا کل کشتی حکومتیش به زیر کشیده شود.
در چنین شرایطی بهترین کار این است که تا مدتی سفر به ایران را به تاخیر انداخت تا وضع این رژیم مشخص شود.

May 03, 2006

یک پیام

این متن توی پیام گیر بود دیدم از دل برخواسته می گذارم اینجا که همه اونو بخونند:

آقايون محترم برادراي عزيز، بسيجياي عاشق دلسوخته !!!
كجاي كاريد بابا جون ؟؟؟؟چرا اينقدر خوتون رو مشغول اين قضايا كرديد؟ من اشتباه بزرگ عمرم راي به آقاي احمدي نژاد بود! به من نگيد عوضي خودباخته! شايد سابقه داوطلبانه جبهه من از خيلي از بسيجياي رسمي و كادر سپاه كمتر نباشه !!! يادگاريشم يك پروتز گل و گنده س كه از زانوي چپم آويزونه !!!!
بگذريم! چون اينجا ميشه اين حرفا رو زد مينويسم. آقا چون نتونسته مافياي نفتي رو معرفي كنه،چون نتونسته وزراي هم قد وزير به مجلس ببره، نتونسته پول نفت سر سفره مردم ببره، چون سفرهاي استاني نمايشهاي از قبل تعريف شده هستند ، چون امنيت استانهاي مرزي خيلي پايين اومده ، چون خيلي و نصفي از عالم رو با خودمون عملا و علنا وارد جنگ و تخاصم كرديم، اومده شعار ورود خانمها به ورزشگاهها رو ميده كه بعد با مخالفت كساني كه خودشون ايشون رو حمايت كردن براي پيروزي در انتخابات، اعلام كنه كه مردم من ميخواستم ولي چون علما و رهبري مخالف بودن، پس ببخشيد،روم سيا، فعلا نميشه!!!
تازه مگر قراره من و تو خواهر و مادر و ناموسمون رو بفرستيم ورزشگاه كه اينقدر نگرانيم و نگرانند؟ اونايي كه ميرن ورزشگاه از جنس همين مانكنهاي خيابوني‌اند كه از هيچ مساله‌اي باكي ندارند!! كدوم فضاي فرهنگي در ورزشگاهها ؟؟؟
بابا تو رو بخدا بيخيال اين قضايا بشيد!!!! 22 جان پاك در تاسوكي به شهادت رسيدن جيك هيچكدوم از علما در نيومد ولي تماشاي يك ساق پاي پشمالو آنهم از آن فاصله دور در استاديوم كه واقعا تشخيص جنسيت زن و مرد داخل زمين مشكله، اينقدر علما را برآشفته !!!!

فیلترینگ و توهمات ایجاد شده

وقتی سایت رادیو بی بی سی می‌نویسد:
شناسايی کاربران؛ قانونی يا غير قانونی
مهمترين عملکرد اين پايگاه، شناسايی IP آدرس کاربران و تمام مراجعات آنها به سايت های مختلف و ذخيره سازی آنهاست به نحوی که از سوی مدير شبکه و اپراتورها قابل استخراج است.
اين توانايی نگرانی هايی را به دنبال داشته زيرا به دولت امکان می دهد با شناسايی کاربران، اطلاعات و سايت های مورد استفاده آنها را به دست بياورد و از آنها عليه افراد استفاده کند.
البته رضا رشيدی مدير عامل شرکت فناوری اطلاعات گفته است: ما به دنبال ثبت اطلاعات کاربران به سايت ها نيستيم و از اين مرکز تنها برای فيلترينگ سايت های غير مجاز استفاده خواهد شد.

وقتی سایت بی بی سی توانایی آنرا ندارد تا از کارشناسانی که بتوانند اطلاعات دقیق در اختیار خبرنگار این رادیو قرار بدهند تا به جای گمانه زنی و اما و اگر و به شک و تردید انداختن کاربران به فکت‌ها بپردازند آدم از خودش می‌پرسد آیا این چرندنویسی سایت بی بی سی عمدی است یا اینکه آقایان چنان از مرحله پرت‌اند که نمی‌دانند چه می‌گویند.

آهای ملت هر چرندیاتی را در باره سانسور و فیلترینگ گوش ندهید. فکت‌ها این‌ها هستند:
در همین وبلاگ من بارها روشهای شناسایی کاربران را توضیح داده‌ام نه برای اینکه کاربران را بترسانم بلکه برای اینکه آنهایی که وارد این بازی می‌شوند دانسته وارد این بازی بشوند.
حالا باز هم برای چندمین بار می‌روم سر فکت‌ها:

اینکه دولت می‌تواند IP کاربران را ثبت کند و آنها را شناسایی کند هم حقیقت دارد هم ندارد ولی بیشتر حقیقت ندارد، درست مثل این می‌ماند که شما بخواهید دنبال یک سوزن در کاه دانی بگردید. یقینا اگر شما از محل کارتان برای این کار استفاده کنید بخاطر اینکه محل کار شما معمولا آی پی ثابت دارد قابل ردیابی است در غیر این صورت فرض کنید شما رفته‌اید یک کارت اینترنت در فلان مغازه خریده‌اید با اینکه سرویس دهنده شما می‌تواند بداند چه آی پی این کارت را استفاده کرده ولی نمی‌داند این کارت را چه کسی خریده در نتیجه نمی‌تواند آی پی مربوطه را به خریدار کارت پیوند دهد مگر اینکه هنگام خریدن کارت از شما نام و نشانی درخواست کنند که این هم نه عملی است نه هنوز کسی اجرا کرده. پس دانستن IP هم نمی‌تواند به دولت کمکی بکند، مگر اینکه شما یک سرویس اینترنت آبونه شده باشید و نام و نشانی شما را بدانند. حالا که این را گفتم این را هم بگویم که چرا باز هم راه دیگری وجود دارد تا یک کاربر را ردیابی کرد این راه بسیار پیچیده و انرژی بر است.
سناریو:
دولت می‌خواهد یک کاربر را پیدا کند این کار را می‌تواند از روی شماره تلفن آن شخص پی‌گیری کند البته باید بداند از کدام سرویس دهنده استفاده می‌کند تا با کمک سرویس دهنده پی‌گیری کند چه زمانی نامبرده به نت وصل می‌شود
پس دستگاه تفتیش اول باید بداند چه کسی را می‌خواهد زیر نظر داشته باشند تا بتوانند با کنترل تلفن‌اش تشخیص بدهند که به فلان یا بهمان سایت ممنوعه رفته، درنتیجه برای این کار باید هزاران نفر را اجیر کنند تا اول پیدا کنند چه کسی مخالف حکومت است بعد باید تلفنش را کنترل کنند ببینند به کدام سایت ممنوعه مراجعه می‌کند خوب که چه بشود 80 درصد ملت ایران مخالف رژیم هستند باقی هم یا مزدوران رژیم هستند یا از کون کیج‌اند و از طرفی مگر همین مخالفان روزانه در تاکسی در صف نانوایی، در خیابان، سر کار و در هر جایی از جامعه از حکومت انتقاد نمی‌کنند؟ پس چرا دولت چرا آنها را ردیابی و دستگیر نمی‌کند!؟ دلیل بسیار ساده است دولت زندان کافی برای 80 درصد ملت ایران را ندارد، خوب حالا چه فرقی بین اینترنت و تاکسی وجود دارد که مثلا بیایند و شما را بخاطر اینکه همان انتقادهای روزانه را که در تاکسی می‌کنید در وبلاگ خود بنویسید.

یکی از دلایلی که از روزهای اول وبلاگ نویسی و فعالیت وبلاگ های سیاسی مدام من و دیگر دوستان راه های ایمن وبلاگ نویسی را توضیح داده‌ایم. یک بار دیگر هم باز همان راهنمایی‌ها را تکرار می‌کنم برای کارهای سیاسی اولین و مهم ترین نکته این است که نباید با نام واقعی نوشت، نباید از مدرسه، محل کار، محل سکونت و اینجور آدرس‌ها در نوشته‌ها استفاده کرد. و نکته بسیار اساسی این است که همیشه از کارت های اینترنت برای اتصال به اینترنت استفاده کنید چون کارت‌های اینترنت قابل ردیابی نیستند حتی اگر ابونمان اینترنت دارید برای کارهای سیاسی از کارت اینترنت استفاده کنید در چنین صورتی پیدا کردن شما درست مثل پیدا کردن سوزن در کاه دانی خواهد بود. مخصوصا از محل کارتان برای نوشتن مطالب سیاسی استفاده نکنید چون معمولا ادارات آی پی ثابت دارند و به راحتی می‌توان رد آی پی را پیدا کرد.

اگر خیلی سیاسی و فعال هستید و نوشتن می‌تواند جان شما یا خانواده شما را به خطر بیندازد حتما از سیستم‌های ایمنی استفاده کنید که با پرداخت مقداری پول می‌توانید این سرویس‌ها را از روی نت بخرید مثلا با استفاده از سرویس دهندگانی که سرویس تونلینگ (Tunneling) می‌دهند یک سرویس بخرید و با خیال راحت روی نت بی هویت مطلب بنویسید این نوع سیستم‌های ایمن اصلا قابل ردیابی نیستند