آدم اگر مجبور باشد ميان حزب الله و ظل الله و گنج الله و بوش الله و کوفت الله يا زهر مار الله يکی را انتخاب کند، آخر يا اين را و يا آن را انتخاب ميکند. آدم اگر مجبور باشد ميان سرکوبگران ساواکی و ساواجائی يا ينگه دنيائی و يا ازهر نوع ديگر يکی را انتخاب کند، اين کار را ميکند. آدم اگر مجبور باشد از ميان چند نوع گه يکی را بخورد، و هيچ راه گريزی ازاين گه خوری نداشته باشد، بالاخره يا خودش يکی از آنها را ميخورد يا آنرا عاقبت با زور حلقش ميکنند. اما آدم بايد آنقدر شعور داشته باشد که بداند که گه گه است و با ده من شکر و ده مَشک گلاب قمشه و هيچ زعفرانی شيرين و خوشبو و خوش طعم نميشود. حالا اگر کسی اينها را به آن اضافه کرد و خودش آنرا خوش داشت نوش جانش باشد. اما اين ديگرچه جار و جنجال است که "بيائيد که اين که من دارم ميخورم هم بهترين حلوا وهم درمان هر درد و بلاست!" ويا - در منصفانه ترين حالت - اين چه حجت است که کسی دليل بياورد که اين گه نسبت به آنهای ديگر زياد بد نيست!
طبيعی است که هر آدم با شعوری از خوردن انواع اين "حلوا ها" اکراه دارد و با هيچ تيغ و تبليغی به طرف هيچ کدامش نميرود. اين ديگر چه فحاشی است که فلانی چون نمی آيد از کاسهء من بخورد پس يا آدم بی شعوريست يا پست و خبيث است وحتما با آشپز آن گه های ديگر سر و سری دارد و لابد هم دارد در نهان از پختهء آنها ميخورد، اينهم در حالی که همه ميدانند اين که ما داريم ميخوريم چه خوشبو و لذيذ است و آن گه های ديگر چقدر بدبو و بد طعمند! (مگر آنکه آدم زياد هم به خودش اطمينان نداشته باشد و برای آسايش وجدان و تلقين به خود، به خراب کردن ديگران نياز داشته باشد تا به خود بقبولاند که: " اينکه من دارم ميخورم زياد هم چيز بدی نيست!"...) آنچه که شايد قابل تامل باشد اين است که – اگر بايد حتما يکی را خورد - آيا بعد از تناول کدام نوع از گه ميتوان فورا معده را شستشو داد ودست و دهان و دندانها را شست.
اما گه خوردن که ديگر تشريفات نميخواهد که آدم به آنچه خودش دارد ميخورد به به بگويد و به دوستانش بفرما بزند و به آنچه که ديگران دارند ميخورند اخ کند و به آنها که هنوز تصميمشان را نگرفته اند، و يا اصلا نميخواهند به هيچ کدامش لب بزنند فحش بدهد...
خسن آقا جان
این مرتیکه زشت کلام که عکسش را صدر مجلس گذاشته اند این هفته در برنامه تیم سباستین در بی بی سی با انگلیسی «دیس ایز اه بووک» اش و کراوات جوادی که افسار کرده بود از در مخالفت با ادعای خطرناک بودن ایران برای منطقه درآمد. خودمانیم آن طرفی هاشان هم یک مکش مرگ مائی باسم نازنین نمیدانم چی چی از کیهان لندن فرستاده بودند که مثل عروسک کوکی خزعبلاتی سرهم کند و هم سنگر و هم پیمان یک پوک مغز دیوث عراقی که هر گهی میخورد بشود. من که خجالت کشیدم. هم از گماشتگان رژیم هم از آدمک های شرف بر باد ده بی خبر «مید این یو که». آدم حسابی های ما کجا قایم شده اند که ما رااز ملال(غلط گفتم از شر) این دیوها و ددها برهانند.
--------------
پاسخ:
والد جان شما دیگر چرا چنین میگویی! آدم حسابیهای ما را که توی برنامههای بیبی سکینه یا سی اَناَن نمیآورند که عزیزجان، اگر اینکار را کردند که آنوقت میشوند مدیای دست چپی قربانت بروم
Comments
heyf wordart
Posted by: sh | April 7, 2006 01:16 AM
مربوط به يکی از پستهای پيشين
آدم اگر مجبور باشد ميان حزب الله و ظل الله و گنج الله و بوش الله و کوفت الله يا زهر مار الله يکی را انتخاب کند، آخر يا اين را و يا آن را انتخاب ميکند. آدم اگر مجبور باشد ميان سرکوبگران ساواکی و ساواجائی يا ينگه دنيائی و يا ازهر نوع ديگر يکی را انتخاب کند، اين کار را ميکند. آدم اگر مجبور باشد از ميان چند نوع گه يکی را بخورد، و هيچ راه گريزی ازاين گه خوری نداشته باشد، بالاخره يا خودش يکی از آنها را ميخورد يا آنرا عاقبت با زور حلقش ميکنند. اما آدم بايد آنقدر شعور داشته باشد که بداند که گه گه است و با ده من شکر و ده مَشک گلاب قمشه و هيچ زعفرانی شيرين و خوشبو و خوش طعم نميشود. حالا اگر کسی اينها را به آن اضافه کرد و خودش آنرا خوش داشت نوش جانش باشد. اما اين ديگرچه جار و جنجال است که "بيائيد که اين که من دارم ميخورم هم بهترين حلوا وهم درمان هر درد و بلاست!" ويا - در منصفانه ترين حالت - اين چه حجت است که کسی دليل بياورد که اين گه نسبت به آنهای ديگر زياد بد نيست!
طبيعی است که هر آدم با شعوری از خوردن انواع اين "حلوا ها" اکراه دارد و با هيچ تيغ و تبليغی به طرف هيچ کدامش نميرود. اين ديگر چه فحاشی است که فلانی چون نمی آيد از کاسهء من بخورد پس يا آدم بی شعوريست يا پست و خبيث است وحتما با آشپز آن گه های ديگر سر و سری دارد و لابد هم دارد در نهان از پختهء آنها ميخورد، اينهم در حالی که همه ميدانند اين که ما داريم ميخوريم چه خوشبو و لذيذ است و آن گه های ديگر چقدر بدبو و بد طعمند! (مگر آنکه آدم زياد هم به خودش اطمينان نداشته باشد و برای آسايش وجدان و تلقين به خود، به خراب کردن ديگران نياز داشته باشد تا به خود بقبولاند که: " اينکه من دارم ميخورم زياد هم چيز بدی نيست!"...) آنچه که شايد قابل تامل باشد اين است که – اگر بايد حتما يکی را خورد - آيا بعد از تناول کدام نوع از گه ميتوان فورا معده را شستشو داد ودست و دهان و دندانها را شست.
اما گه خوردن که ديگر تشريفات نميخواهد که آدم به آنچه خودش دارد ميخورد به به بگويد و به دوستانش بفرما بزند و به آنچه که ديگران دارند ميخورند اخ کند و به آنها که هنوز تصميمشان را نگرفته اند، و يا اصلا نميخواهند به هيچ کدامش لب بزنند فحش بدهد...
Posted by: jamshid | April 7, 2006 11:10 PM
حیف نون
Posted by: web-A-ward وب - آ - ورد | April 8, 2006 01:20 AM
خسن آقا جان
این مرتیکه زشت کلام که عکسش را صدر مجلس گذاشته اند این هفته در برنامه تیم سباستین در بی بی سی با انگلیسی «دیس ایز اه بووک» اش و کراوات جوادی که افسار کرده بود از در مخالفت با ادعای خطرناک بودن ایران برای منطقه درآمد. خودمانیم آن طرفی هاشان هم یک مکش مرگ مائی باسم نازنین نمیدانم چی چی از کیهان لندن فرستاده بودند که مثل عروسک کوکی خزعبلاتی سرهم کند و هم سنگر و هم پیمان یک پوک مغز دیوث عراقی که هر گهی میخورد بشود. من که خجالت کشیدم. هم از گماشتگان رژیم هم از آدمک های شرف بر باد ده بی خبر «مید این یو که». آدم حسابی های ما کجا قایم شده اند که ما رااز ملال(غلط گفتم از شر) این دیوها و ددها برهانند.
--------------
پاسخ:
والد جان شما دیگر چرا چنین میگویی! آدم حسابیهای ما را که توی برنامههای بیبی سکینه یا سی اَناَن نمیآورند که عزیزجان، اگر اینکار را کردند که آنوقت میشوند مدیای دست چپی قربانت بروم
Posted by: والد بمانعلی | April 8, 2006 08:41 AM