بازی با واژهها و داستان الفبای غیرت!
امروز صبح وقتی داشتم خودم را آماده رفتن سر کار میکردم، از اخبار صبحگاهی تلویزیون نروژ شنیدم که رهبر حکومت آخوندی عاقبت قبول کرده با آمریکا مذاکره کند.
پس از گشت سریعی روی نت رسیدم به این خبر از ایسنا، عجله داشتم بروم سرکار و هر چه خبر را خواندم و زیر و رو کردم دستگیرم نشد که عاقبت ایران میخواهد با آمریکا (بر سر مساله عراق!!) مذاکره بکند یا نه!
سرکار یک نشریه نروژی بنام VG را دیدم در یکی از خبرهایش تیتر زده Kjærkomment pusterom که به این معنی است که یک تنفسی در درگیریهای ایران با آمریکا بر سر مساله عراق بوجود آمده. چند خبر دیگر را هم از منابع دیگر خواندم عاقبت دستگیرم نشد که آیا امام چهاردهم "بله" رو گفته یا نه!؟ آخه مثل عروسهای نُنُر که هزار بار باید بپرسی "وکیلم؟" تا طرف "بله" را بگوید، این مردک الدنگ هم عشوه میآید.
درست مثل بچهها که بر سر خوردن دارو المشنگه بپا میکنند وقتی که مادر یا پدر با قاشق داروی بدمزه به سراغشان میآیند و حاضر نیستند با زبان خوش دارو را ببلعند، حضرت رهبر هم المشنگه به پا کرده و حاضر نیست جام زهر را بدون المشنگه درآوردن نوش جان کند.
هم ما میدانیم و هم او و هم اطرافیانش که این جام زهر را هم باید مثل جام زهرهای دیگر بخورد.
عاقبت قضیه اینکه برگشتم اصل خبر را که ایسنا منعکس کرده بود این بار با دقت خواندم تازه دوزاریم افتاد و آن جمله مشهور "بله" را پیدا کردم.
وقتی خبر اصلی که ایسنا مستند به گفتههای خود او منعکس کرده را میخوانیم بهتر درک میکنیم که در پشت این بازی با واژهها فقط یک چیز نهفته است و آن هم همین خوردن جام زهر آقا است. همه این زحمات برای این است که آقا وقتی جام زهر را سر میکشد کسی او را نبیند و الخ.
حالا برای اینکه دیگران هم مجبور نشوند مثل من هزار و یک روزنامه را زیرورو کنند تا اصل مطلب را دریابند، جملات گههر بار ایشان را که دال بر قبول سر کشیدن جام زهر است را با حروف پررنگ اینجا مینویسم.
البته فراموش نکنید که ایشان این "بله" گههر بار را لابلای 1769 واژه که برابر است با 7642 حرف، در چهار صفحه مخفی کردهاند تا خدای ناکرده دل اوباشان چماق به دست خود را نشکنند و همچنین آثار سرکشیدن جام زهر کمی تا قسمتی کمتر شود. و عاقبت با هزار شامورتی بازی در یک کلمه فرمودهاند "بله!" البته با حرف زرین (الفبای غیرت!!).
نقل از پاراگراف 17 خبر ایسنا:
ایشان با اشاره به برخورد وقیحانه، دروغپردازانه و ناشایست مقامات آمریکایی با بحثهایی که در روزهای اخیر مطرح شده افزودند: مسوولان آمریکا در داخل و خارج عراق بارها از ایران درخواست مذاکره کردندکه مقامات ما اعتنایی نکردند اما با تکرار این درخواست، مسوولان ایرانی با درنظر گرفتن این احتمال که شاید مذاکره دربارهی اوضاع عراق، در جلوگیری از ناامنیهای فاجعه آفرین این کشور موثر باشد با انتقال دیدگاههای خود به آمریکا موافقت کردند.
Comments
من بعید میدونم که این تو بمیری از اون "تو بمیری ها" باشه
این حکومت رفتنیه...
Posted by: Winston | March 22, 2006 11:31 AM
واااااااای
چــه نــازی هـم فــرمـودن!!!
الـهـی ایـن نـظام اسلامـی و رهـبـر مـسلـمینـش و جـان نـثاران چـماقـدارش رو مـــــوش ِ کـور بـخـــوره. . .
Posted by: کیانوش | March 22, 2006 12:34 PM
حُسن آقای گل گلاب
بجان همان جام شوکرانی که از اون یاد کردی این تو بمیری از اون تو بحیری ها نیست. کلاه پس معرکه است. امیر المفسدین میدونه ، همه میدنن ، ما هم میدونیم که این شانس آخرشونه
Posted by: گاو مقدس | March 22, 2006 12:59 PM
سلام حسن آقا جان ...
سال جدید واست سال پر از شادی باشه. سبز و پایدار باشی
Posted by: کامران کامیاب | March 22, 2006 03:10 PM
بچه هاي بي حيا
بهتون نگفتم امريکا اينا رو با تحقير سرنگون خواهد کرد
باور کنيد داره باهاشون مثل يک عروسک زپرتي بازي
ميکنه
براشون هيچ امکاني به جز رفتن با آرامي
و يا چون ملا عمر کردنشان باقي نميذاره
وه که چه لذت بخشه ذلت اينان را نظاره کردن . نانا
Posted by: nana | March 22, 2006 03:50 PM
شما همه كوني هستيد
مردم ايران اعتقادات محكم مذهبي دارند
و رفتار شما مثل دست و پا زدن پشها در دريايي از كثافت مي ماند
ضمنا هنوز بوd اني كه مردم در انتخابات بر روي شما ريخت به مشام ميرسد
واقعا قيافه شما ديدني بود در آن هنگام من كلي كيف كردم و در هر انتخابات كيف ميكنم
كه بر هيكل شما ريده مي شود
رهبر شما اهورا پيروز خالق يزدي معروف به هخاست بسيار ايدال است براي شما
شما رو چه به سياست
تحليلهاي سياسيتان از نوك دماغ و سوراخ كونتان فراتر نميرود
Posted by: هخا !!!!!!!!!! | March 22, 2006 06:47 PM
هخا ببین آمدی و نساختی!
از کی تا به امروز کونی در اسلام بد به شمار می آيد. اگر ما کونی باشيم بدان که هنوز هم چيزی از اسلام در ما به جا مانده و ما بار گذشته های اسلامی مان را به دوش می کشيم. اسلام دين کونی پروری بوده و هست و گرنه مردان دیوث اش به اميد گاييدن و شدن و هم خوابه گی با غلمان به بهشت نمی روند، ها!
زين العابدين شما که اسطوره کون زايی در اسلام است (از شمر برای واژه سپاس گزارم) و سيدان شما که همه از ماتحت ايشان پا به جهان گذاشته اند نشان از ارزش کونی بودن در اسلام را دارد. اين امام ناخوش شما الکی هم زنده جان به در نکرد. برو از "خولی" بپرس.
ار اين ها گذشته ما که ره برمان مصباح يزدی نيست (يکی از آن جنده مردان نام دار فيضيه) ، هست؟ او ره بر ريس حکومت مافيایی اسلامی شما است نه ما.
به اميد غلمانی که در آن بهشت کلفت تر بارت کند.
می بخشی خُسن آقا جان.
Posted by: کنجکاو | March 22, 2006 08:09 PM
هخا!
اين نوشته را هم برو در شمرنامه به خوان و با تاريخ و فرهنگ اسلامی ات آشنا بشو.
http://shemr.blogspot.com/2003/09/blog-post_11.html
Posted by: کنجکاو | March 22, 2006 08:22 PM
hasan jan!
ın rooza baray dıdan weblog to majbor hastım payman ra bezarım ınvare ab!
bad az modatha dıdab webloget ke khalı ham zıba shode hayajanzade shodam!
zende o payanede bashı rafıghe azız!
----------------------
مرسی شبح جان به امید اینکه همین روزها این سانسور لعنتی هم برچیده بشه.
سال خوبی برات آرزو دارم.
Posted by: shabah | March 22, 2006 09:43 PM
تازه ببينيد اين مادر جنده چی گفته:
"با انتقال دیدگاههای خود به آمریکا موافقت کردند."
نگفته که:
با انتقال دیدگاههای آمريکا به خود موافقت کردند.
Posted by: زکی | March 22, 2006 10:05 PM
Hasan aghaye aziz, happy new year. Thanx a lot for both this weblog and chencheneh:)
By the way, some body should tell this hazrate rahbar: "ey joon bekani, lope kalam ro begho, ham maro rahat kon va ham khodet ro:)"
take care
setareh
-----------------
مرسی ستاره عزیز
در باره رهبر هم آخه می دنی که این بیچاره هم دست و بالش گیر چماقداراش هست آخه اون چماقدارهایی که این یارو پرورش داده ممکن هست هر روز گریبان خودش را هم بگیرند
سال خوبی هم برای شما آرزو دارم
شاد و سرفراز باشید
Posted by: setareh | March 22, 2006 11:47 PM
ایشالله به پای هم پیر شن ! تازه این گوشکوب فهمیده که برای بقا باید هوای قلدر محله را داشت و بیخود واق واق نکرد.
Posted by: آرمان | March 23, 2006 01:38 AM
دوش
دوش ديدم که اجانب به در خانه زدند
کيرشان را به به دم رهبر فرزانه زدند
کيرها با دو پر و بال مجهز بودند
لشکری بود که بر امت بی خايه زدند
يادش ازعهد شباب آمد و لذت می برد
رحمتی را که به پيرانه به پيرايه زدند
خوش خوشش آمد و تکبير دمادم می گفت
کز چه اين مائدهء لطف خدا مايه زدند
کيرها در دهنش چون رطب شيرين بود
به به ش بود که بر رطب ما خامه زدند
تا بگايند همه ايل و تبارش را نيز
خيمه را در بر طوبی همه در سايه زدند
جهل اين امت نادان همه را عذر بنه
خانهء دين ز خريت همه بی پايه زدند
فهم چون بار خرد را نتوانست کشيد
مفت گفتند و سخنها همه بی مايه زذند
باور خر چو پيازی است که با بی مغزی
لايه بر لايه نهادند و بر لايه زدند
Posted by: lamazhab | March 23, 2006 01:44 AM
تصحيح:
به دم
Posted by: lamazhab | March 23, 2006 01:49 AM
خسن آقا جان
برای سر درآوردن از قر و قمیش حکومت اسلامی باید «مزرعه حیوانات» اورول را دوباره کتاب بالین خودمان کنیم. رهبر سفیه که جخت خود «ناپلئون» خوک مکاری است که توله سگ ها را دزدید و در کاهدان برای خودش بسیجی و لباس شخصی درنده خو پرورش داد. حالا هم که قرار است با آقای «جونز» وارد مذاکره شود و دور نیست با همدیگه توی طویله پالوده بخورند (کمی اسلامیش کردم چون خوک ها و جونز ویسکی سر می کشیدند!)
Posted by: والد بمانعلی | March 23, 2006 11:27 AM
این شیوه جدید جام زهر نوشیدنه ، یکی نیست به این مرتیکه بگه دیدگاه شما را همه میدانند و بخاطر همین هم شما را تروریست مینامند
Posted by: فرهاد | March 24, 2006 01:23 AM
حسن أقا
خداازدلت بشنود
Posted by: saghand | March 24, 2006 11:03 PM
آخه کاکوجان با سرمای اینجا مگه می شه جوش آورد؟؟؟؟
تازه مگه فکر کردی من کنجکاوم که جوش بیارم؟؟؟ غش غش خنده ها رو نمی بینی؟؟؟
از اون گدشته دیدی که گلی که دستم بود چه تر و تازه بود کدوم آدم جوشی با دسته کل میاد برای مباحثه؟؟؟
خُسن آقا جون قراره اواسط مای بیام اُسلو! می خوام حتمن بیام ببینمت! حالا نشینی دعا کنی دوباره بیمار بشم:)) به امید دیدار و یک لقمه نون و شراب!!
Posted by: ترانه | March 25, 2006 03:05 PM