« February 2006 | Main | April 2006 »

March 31, 2006

رژیم خود را برای جنگ آماده می‌کند!

در خبرها آمده بود که ایران موشک با قابلیت گریز از رادار تولید کرده و همچنین رزمایش پیامبر را هم همزمان در آبهای (نیلگون!!) خلیج فارس انجام شده. همیشه هم همه چیز با موفقیت انجام می‌شود!!

یادتون هست در دوران جنگ حق علیه باطل!! یا بهتر است بگوییم باطل بر علیه باطل. هر روز می‌گفتند هزاران نفر نیروهای صدام عفلقی را تار و مار کرده‌اند و نیروهای خودی همگی سالم به قرارگاه ها بازگشتند!؟ یکی نیست حالا از این حرامزادگان بپرسد پس چرا هنوز ربع قرن بعد از شروع جنگ باطل علیه باطل، جنازه می‌آورید و تعداد این جنازه‌ها چنان زیاد است که نه فقط موفق شدید گورستان‌هایمان را آباد کنید که اخیرا دانشگاه‌ها، میدان‌ها، معابر عمومی و خلاصه هر سوراخ و سنبه‌ای گیر می‌آورید یک کشته جنگی چال می‌کنید و همه ایران را به گورستانی تبدیل کرده‌اید! حالا هم که دوباره بر طبل جنگ می‌کوبند و تصمیم دارند آن کسانی را که در آن دوران به کشتن ندادند حالا به کشتن بدهند.
یکی نیست خِر این‌ها را بگیرد و ازشان بپرسد موشک‌تان را با کدام رادار آزمایش کرده‌اید!؟ با رادارهای زپرتی تولید خودتان، یا مال کره شمالی!؟ یکی نیست به این حرامزادگان خر فهم کند که رادارهایی که دوروبر شما کار گذاشته‌اند چنان پیشرفته است که شما حتی قادر نیستید ردشان را پیدا کنید چه رسد به اینکه آنها را خنثی کنید. ببین روزگار ملت فلک زده ایران به کجا رسیده که آخوندی که حتی استفاده از آفتابه پلاستیکی را هم حرام می‌دانست حالا کارش به جایی رسیده که موشک هوا می‌کند! همان آخوندی که با خر می‌رفت این طرف و آنطرف تا بلکه یک آدم ساده دلی را پیدا کند و بعد از عرعر کردن چندتا خط چرندیات 5 تومان کاسب شود، وای به حال آن ملت!
خبر را بخوانید و به حال من و خودتان بخندید. این پاراگراف خبر از همه خنده دارتر بود موشک برای اعلام پیام صلح هوا می‌کنند خدا به دادمان برسد اگر روزی بخواهند چیزی را به عنوان پیام جنگ هوا کنند! معلوم نیست آن چیز چی خواهد بود.
از متن خبر:
بزرگ دریایی را با نام پیامبر اعظم و با رمز «محمد رسول الله» و با پرتاب یک فروند موشک شهاب 2 به نشانه اعلام پیام صلح و دوستی به کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان آغاز کرد.

پ.ن.:
جهت اطلاع: ژاک شیراک امشب در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که قانون کاری را که بنا بود برای جوانان بکار گرفته شود تغییر خواهد داد. این قانون به کارفرما اجازه می‌دهد تا نیروی کار زیر 26 سال را بدون دلیل اخراج کند. این قانون باعث شده بود که میلیون‌ها فرانسوی مخصوصا جوانان در دو سه هفته گذشته به خیابان‌ها بیانید و مخالفت خود را با این قانون اعلام دارند.
عقب نشینی دولت‌ها در فرانسه امر تازه‌ای نیست. قوانینی که ضد مردمی هستند اکثرا در فرانسه با مخالفت شهروندان به چالش کشیده می‌شوند و تغییر می‌کنند. بعید نیست که این قانون هم بعد از اعتراض‌های گسترده تغییر کند.

March 30, 2006

موضع من در مقابل معضل اتم

موضع اول و اصلی من بطور کلی این است که با هر نوع استفاده یا سوء استفاده از اتم مخالفم، دلیلش هم خیلی واضح، ابتدایی و و ساده است. انرژی اتمی در هر نوع آن خطرناک و محیط زیست انسان را آلوده بلکه از بین می‌برد در نتیجه وقتی انسانی زنده نباشد که از این انرژی استفاده کند پس نیازی هم به آن نیست. آلودگی محیط زیست این روزها بزرگترین دشمن انسان شده است با آن نمی‌توان شوخی کرد مخصوصا به وسیله رژیم‌هایی که به هیچ اصولی پایبند نیستند. برای مثال کافی است نگاهی به اطراف خود بیندازید تا متوجه این خطر واقعی بشوید در چهار پنج سال گذشته حداقل 10 نفر از نزدیکان و آشنایان من بر اثر بیماری سرطان مرده‌اند، واقعیت‌ها را نمی‌توان منکر شد و از آنها روی برگرداند. با این مشکل باید برخورد جدی کرد.


موضع دوم من این است که نمی‌توان یک ملت را از چیزی منع کرد بعد کنار گوش همان ملت به حداقل دو ملت دیگر (پاکستان و اسرائیل) اجازه استفاده، بلکه سوء استفاده از همان چیز را داد حال چه این چیز (چیز) یعنی پنیر باشد چه انرژی هسته‌ای چه بمب اتمی. این موضوع نمی‌تواند قابل قبول باشد. این بی عدالتی نسبت به ملتی است حالا چه این ملت، ملت خودم باشد چه ملت دیگری.

در این موقعیتی که بوجود آمده، تعقل به ما حکم می‌کند که از این وضع پیش آمده استفاده بهینه کنیم و فشارهایی را برای تقلیل استفاده از این نوع انرژی را نه تنها در ایران بلکه در کل منطقه خاورمیانه راه بیندازیم. اگر این مشکل در اروپا پیش آمده بود یقین بدانید نیروهای مدافع محیط زیست از این اهرم بوجود آمده بهترین استفاده را می‌کردند تا حکومت‌های خود را مجبور به عقب نشینی کنند.

رژیم‌هایی مثل حکومت آخوندی این نوع انرژی را برای بهبود وضع ملت خود نمی‌خواهند اگر واقعا هدفشان بهبود وضع مردم بود معضل‌های بسیار پیچیده و مهمتری برای حل کردن وجود دارد. نگاهی به اقتصاد تک پایه ایران نشان می‌دهد که این رژیم به فکر بهبود حال ملت نیست پس چرا ما باید باور کنیم که این یکی (انرژی اتمی) برای بهبود وضع ملت است.
اگر رژیم راست می‌گوید و سرمایه گزاری‌های هنگفت در زمینه انرژی اتمی را برای بهبود وضع ملت انجام می‌دهد خوب باید از خود پرسید چرا همین سرمایه گزاری‌ها را در زمینه انرژی خورشیدی انجام نمی‌دهد که این نوع انرژی با کمترین هزینه به وفور در ایران موجود است و هیچ مشکل سیاسی هم برای ملت بوجود می‌آورد.


در حاشیه: این خبر اقتصادی که در متن بالا لینکش را گذاشتم را حتما بخوانید و حتی اگر آگاهی کافی از مسائل اقتصادی ندارید حتما سعی کنید تا آنرا درک کنید. مکانیزم‌هایی که در اقتصاد برای کنترل تورم و مشکل بیکاری وجود دارد را نمی‌توان به شوخی برگزار کرد و از کنارشان گذشت این مشکلات هر رژیمی را از هم می‌پاشد چه رسد به حکومت‌های خودکامه. من توی همین وبلاگ بارها به این مشکل پرداخته‌ام و حتی نوشته‌ام که حتی اگر ملت هم نتواند این حکومت را سرنگون کند همین مشکلات اقتصادی باعث از هم پاشیده شدن این رژیم خواهند شد.

پ.ن.: خبر مربوط به بیانیه شورای امنیت


یک موضوع کاملا بی ربط به موضوع بالا: همانطور که دوستان متوجه شده‌اند چند روزی است که آدرس HASANAGHA.NET قابل دسترسی نیست. بعضی دوستان گمان کرده‌اند که این هم از شاهکارهای رژیم است!!
خیر قربان این از شاهکارهای شرکت مسئول ثبت دامنه هست که امیدوارم هرچه زودتر مشکل رفع شود، فعلا تنها آدرس‌های زیر مجموعه بلاگ اسپات و دامنه دیگرم hasanagha.org فعال هستند.
با پوزش از دوستان لطفا دست به گیرنده‌ها نزنید تا مشکل رفع شود.

March 29, 2006

بیانیه در محکومیّتِ کمکِ دولت آمریکا

منبع: ایران امروز
اپوزیسیون مستقل ایران دریافتِ هر گونه کمک (اعم از مالی و غیر مالی) از ایالات متحده و دیگر دولت­های خارجی را عملی مذموم و از نظر اخلاق سیاسی مطرود می­داند، آن را محکوم و توهینی آشکار به مردم ارزیابی می­کند.

اقدام دولت آمریکا برای اختصاص ٨٥ میلیون دلار بودجه جهتِ کمک به نیروهای مخالف رژیمِ جمهوری اسلامی، امضا کنندگان این بیانیه را ملزم به اعلام موضع روشن در باره آن می­سازد.

١ـ اپوزیسیون مستقل ایران دریافتِ هر گونه کمک (اعم از مالی و غیر مالی) از ایالات متحده و دیگر دولت­های خارجی را عملی مذموم و از نظر اخلاق سیاسی مطرود می­داند، آن را محکوم و توهینی آشکار به مردم ارزیابی می­کند.

٢ ـ اپوزیسیون مستقل ایران همواره، چه در دورانِ دیکتاتوری پهلوی ـ که از حمایت آشکار و مستقیم ایالات متحده­ی آمریکا برخوردار بود ـ و چه از نخستین روزهای حاکمیت رژیم استبدادِ مذهبی جمهوری اسلامی، بدون هیچ چشمداشت به کمک مالی از قدرت های ذینفع خارجی به مبارزه پرداخته است و تا پیدایشِ ایرانی آزاد، مستقل و دمکراتیک از پای نخواهد نشست.

٣ ـ اهداف سوداگرانی که همواره در هر مقطع مهم تاریخِ ایران از استبداد پشتیبانی کرده­اند و در سرکوب جنبش های ملّی و ترقیخواهانه دخالت مستقیم و آشکار یا غیر مستقیم و پنهان داشته اند از اختصاص چنین کمک هائی روشن است. مردم ایران هنوز از یاد نبرده­اند که دولت آمریکا دستاوردهای تلاش­هایشان برای دستیابی به آزادی و استقلال را با کودتای ننگین ٢٨ مرداد علیه دولت ملّی دکتر مصدق پایمال کرد و کشور را به محاقِ دیکتاتوری پهلوی فرو کِشاند.

٤ ـ آزادی­خواهانِ ایرانی نیازی به کمکِ سوداگرانِ نفت و خون ندارند. هدف اینان اسارت و چپاول مردم است.چشم دوختن به کمک خارجی نشانه­ی وابستگی است. سرنوشتِ غم انگیز مبارزاتِ مردم افغانستان و عراق برای رهایی از دیکتاتوری­ برای همگان درس روشنی از عواقب چنین دخالت­هایی به شمار می­رود. تنها با برچیده شدنِ نظام جمهوری اسلامی است که شرایط واقعی آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در ایران برقرار می­شود. سرنوشتِ کشور تنها به دست مردم تعیین خواهد شد.

٢٩ اسفند ١٣٨٤

امضاهای اولیه: مجید آژنگ، بهرام آوخ، بهروز اسدی، اصغر اسلامی، نسرین الماسی، پوران بازرگان، رضا براهنی، سهراب بهداد، امین بیات، ناصر پاکدامن، مهران پاینده، نصرت تیمورزاده، ناهید جعفرپور، علی اصغر حاج سید جوادی، حسن حسام، امیر حسن­پور، تراب حقشناس، نسیم خاکسار، علی راسخ افشار، سعید رهنما، مجید زربخش، حسن زرهی، اسد سیف، اکبر سیف، خسرو شاکری (زند)، حماد شیبانی، کامران صادقی، عباس عاقلی­زاده، سرور علی­محمدی، شهرام قنبری، هوشنگ کشاورز صدر، مریم متین دفتری، هدایت متین دفتری، شهرزاد مجاب، باقر مرتضوی، رضا مرزبان، مهران مصطفوی، بهروز معظمی، هایده مغیثی، ناصر مهاجر، شیدا نبوی، علیرضا ندیمی، بهمن نیرومند، فریدون هشیارنژاد.

برای امضا متن فوق (به زبان انگلیسی)، خواهشمندیم به نشانی اینترنتی زیر مراجعه بفرمایید.
http://www.petitiononline.com/NoUSAID/petition.html

March 27, 2006

عجب شعبده بازی است این سلیطه!

خانم معصومه ابتکار مری یا معصومه! گروگان‌گیر و جان وین دوران انقلاب! یا معاون رییس جمهور خاتمی و عضو هیئت مؤسس جبهه مشارکت! یا شاید هم خانم معصومه ابتکار برنده جایزه ویژه " قهرمانان زمین ۲۰۰۶"!!!

باور کنید عده‌ای مثل گربه مرتضی علی می‌مانند از هر طرف که به هوا پرتاب‌شان کنید باز با چنگال و بدون هیچ آسیبی به پایین می‌آیند.
از همه جالبتر این جمله (معصومه ابتکار: محیط زیست و سینما هر دو از جنس هنر هستند)

مرا به خنده که خیر به گریه انداخت و از خودم پرسیدم، آیا راهی برای خنثی کردن چنین شعبده بازانی وجود دارد!؟ یا باید تا ابد بازیچه دست این گونه اراذل شد!؟ خلاصه مطلب این خانم معصومه خانم یا همان مری شعبده بازی است که از هر راهی و با هر روشی می‌خواهد به قدرت برسد، حالا فرقی نمی‌کند این قدرت از طریق درخت کاری باشد یا از دیوار سفارت بالا رفتن یا هزار شامورتی بازی دیگر، هدف قدرت است، چه فرقی می‌کند چه نوع آن باشد.

March 25, 2006

آخوند که بختش بر می‌گرده دوجا دوجا دعوت می‌شه!

این ضرب‌المثل رو شنیدید؟ معنی این ضرب‌لمثل اینکه که وقتی برای یکی مثل من مشکلی پیش میاد دوتا دوتا مشکل پیش میاد.
امروز داشتم تغییراتی روی سرور وبلاگ‌ام می‌دادم یک مرتبه دیدم همه چیزی قاطی پاتی شد. بعد هم هر کاری کردم درست نشد که نشد. بعد از چند ساعت فشار روی اعصابم فهمیدم که عیب از اینترنت هست، زنگ زدم به آی‌اس‌پی اینترنتم ببینم چه مشکلی دارند، فرمودند خط نوری بین اروپا و آمریکا مشکل داره و این مشکل فقط به اتصال اینترنت من ربط نداره بلکه تمام اروپا همین مشکل رو دارند. به این میگن خوش شانسی!!
خلاصه اگه می‌بینید وبلاگ خُسن آقا مشکل داره این اشکال از فرستنده هست دست به گیرنده‌هاتون نزنید.

March 22, 2006

بازی با واژه‌ها و داستان الفبای غیرت!

امروز صبح وقتی داشتم خودم را آماده رفتن سر کار می‌کردم، از اخبار صبح‌گاهی تلویزیون نروژ شنیدم که رهبر حکومت آخوندی عاقبت قبول کرده با آمریکا مذاکره کند.
پس از گشت سریعی روی نت رسیدم به این خبر از ایسنا، عجله داشتم بروم سرکار و هر چه خبر را خواندم و زیر و رو کردم دستگیرم نشد که عاقبت ایران می‌خواهد با آمریکا (بر سر مساله عراق!!) مذاکره بکند یا نه!
سرکار یک نشریه نروژی بنام VG را دیدم در یکی از خبرهایش تیتر زده Kjærkomment pusterom که به این معنی است که یک تنفسی در درگیری‌های ایران با آمریکا بر سر مساله عراق بوجود آمده. چند خبر دیگر را هم از منابع دیگر خواندم عاقبت دستگیرم نشد که آیا امام چهاردهم "بله" رو گفته یا نه!؟ آخه مثل عروس‌های نُنُر که هزار بار باید بپرسی "وکیلم؟" تا طرف "بله" را بگوید، این مردک الدنگ هم عشوه می‌آید.
درست مثل بچه‌ها که بر سر خوردن دارو الم‌شنگه بپا می‌کنند وقتی که مادر یا پدر با قاشق داروی بدمزه به سراغشان می‌آیند و حاضر نیستند با زبان خوش دارو را ببلعند، حضرت رهبر هم الم‌شنگه به پا کرده و حاضر نیست جام زهر را بدون الم‌شنگه درآوردن نوش جان کند.
هم ما می‌دانیم و هم او و هم اطرافیانش که این جام زهر را هم باید مثل جام زهرهای دیگر بخورد.
عاقبت قضیه اینکه برگشتم اصل خبر را که ایسنا منعکس کرده بود این بار با دقت خواندم تازه دوزاریم افتاد و آن جمله مشهور "بله" را پیدا کردم.
وقتی خبر اصلی که ایسنا مستند به گفته‌های خود او منعکس کرده را می‌خوانیم بهتر درک می‌کنیم که در پشت این بازی با واژه‌ها فقط یک چیز نهفته است و آن هم همین خوردن جام زهر آقا است. همه این زحمات برای این است که آقا وقتی جام زهر را سر می‌کشد کسی او را نبیند و الخ.
حالا برای اینکه دیگران هم مجبور نشوند مثل من هزار و یک روزنامه را زیرورو کنند تا اصل مطلب را دریابند، جملات گه‌‎هر بار ایشان را که دال بر قبول سر کشیدن جام زهر است را با حروف پررنگ اینجا می‌نویسم.
البته فراموش نکنید که ایشان این "بله" گه‌هر بار را لابلای 1769 واژه که برابر است با 7642 حرف، در چهار صفحه مخفی کرده‌اند تا خدای ناکرده دل اوباشان چماق به دست خود را نشکنند و همچنین آثار سرکشیدن جام زهر کمی تا قسمتی کمتر شود. و عاقبت با هزار شامورتی بازی در یک کلمه فرموده‌اند "بله!" البته با حرف زرین (الفبای غیرت!!).

نقل از پاراگراف 17 خبر ایسنا:

ایشان با اشاره به برخورد وقیحانه‌، دروغ‌پردازانه و ناشایست مقامات آمریکایی با بحث‌هایی که در روزهای اخیر مطرح شده افزودند: مسوولان آمریکا در داخل و خارج عراق بارها از ایران درخواست مذاکره کردندکه مقامات ما اعتنایی نکردند اما با تکرار این درخواست، مسوولان ایرانی با درنظر گرفتن این احتمال که شاید مذاکره درباره‌ی اوضاع عراق، در جلوگیری از ناامنی‌های فاجعه‌ آفرین این کشور موثر باشد با انتقال دیدگاه‌های خود به آمریکا موافقت کردند.

March 20, 2006

بهارتان خجسته باد

gandom.jpg



آزادی همه زندانیان سیاسی را خواستاریم
سال خوبی را برای همه آرزو دارم

March 19, 2006

Bakvendtland سرزمین وارونه

در خبری خواندم که آقایان حکومت‌چی مجری اوامر امام زمان تصمیم گرفته‌اند تغییر ساعتی را که معمولا اول فروردین ماه همراه با دیگر کشورها انجام می‌شد از امسال انجام ندهند.
آقایان در این باره همچنین استدلال کرده‌اند که عمل تغییر ساعت که هماهنگ با دیگر کشورهای جهان انجام می‌شود از نظر اقتصادی هیچ گونه صرفه اقتصادی ندارد در نتیجه نیازی به تغییر ساعت نیست!
حالا باید از آقایان پرسید کدام کار شما با صرفه است که این یکی را تصمیم دارید بخاطر بی صرفه بودن انجام ندهید!؟ در زبان نروژی اصطلاحی داریم بنام Bakvendtland این باکوندلان یعنی یک جایی، یک سرزمینی که همه چیزش برعکس است، درست مثل جمهوری امام زمان. در چنین مملکتی حتی ملت هم بجای اینکه جلوروی کنند عقب روی می‌کنند، آب هم در جوی آب بجای سر پایین روان بودن سربالایی روان است و یقینا قورباغه هم بجای صدای قورباغه در آوردن ابوعطا می‌خواند.
حالا چون قورباغه‌ها در ایران ابوعطا نمی‌خوانند و نظر به اینکه مملکت امام زمان خودش هزاران نوع قورباغه بدترکیب مثل احمقی نژاد دارد در نتیجه بجای قورباغه بنا شده آقای رئیس جمهور منتخب امام زمان برای ملت ابوعطا بخواند.
حتما آقایان بین خودشان استدلال کرده‌اند که در مملکتی که هیچ چیزاش درست کار نمی‌کند دلیل نمی‌کند ساعتش درست کار کند. از اول فروردین وقتی که ملت البته آن بخش از ملت که با جوامع دیگر مراوده دارند دچار سردرگمی شدند آنگاه آقای رئیس جمهور ابوعطا خوان یا همان قورباغه بدترکیب منتخب امام زمان باید پاسخگو باشد و چون می دانیم که رئیس جمهور و دیگر عمله اکره حکومت امام زمان به هیچ کس بجز امام زمان پاسخگو نیستند پس باید ملت برود پاسخ‌ها را از امام زمان بگیرد.
یک حکایت دیگه هم این است گویا اینکه می‌گویند عده‌ای از این آقایان باورمند هستند که اگر جهان را هرج و مرج فرا بگیرد امام زمان می‌آید، مثل اینکه حضرات دارن راستی راستی به آن عمل می‌کنند. آخه در خبری یک جایی چند وقت پیش خواندم که عده‌ای از این حکومت‌چی‌ها واقعا به این تئوری باور دارند و دارند همه سعی خودشان را می‌کنند تا بلکه هرج و مرج هرچه بیشتر برقرار بشود تا آقاشون امام زمان هر چه زودتر بیاد. الحق که دیگه در اون مملکت امام زمان نیازی به واردات خر از قبرس نیست، ما خودمان توی ایران بزرگترین تولید کننده آن هستیم.

March 18, 2006

اگر قمارباز نگوید به تخمم می‌ترکد

تیتر بالا ضرب‌المثلی است که اوضاع امروز رهبر مستضعفان جهان، امام چهاردهم، آقای خامنه‌ای را بخوبی تشریح می‌کند. آقای رهبر در هر سخن‌رانی که این اواخر از خود "دروکنه" حرف از "مقاومت" و ایستادگی می‌زنه، باور ندارید خودتان بخوانید:

مقاومت در کردن‌های رهبر: سیاست ما در مسئله هسته ای، تاکنون سیاست "مدارا" و "انعطاف" بوده، اما از حالا سیاست "مقاومت" و "ایستادگی" خواهد بود. اگر ما در این مرحله ، در پرونده هسته ای کوتاه بیائیم ، دشمن اصلی ما ،آمریکا، به همین بسنده نخواهد کرد و چنانچه اولین امتیاز را بگیرد جلوتر می آید. ما اگر در گام اول کوتاه بیاییم تا آخر باید عقب نشینی کنیم و ما برای اینکه کار به آنجا کشیده نشود از اول مقاومت خواهیم کرد و عزت و مصلحت کشور و نظام هم در همین است

البته این سخن‌رانی در وَکردن‌ها فقط برای مصارف داخلی است، در اصطلاح فارسی به آن می‌گویند "فرار به جلو"، داستان پشت پرده اما چیز دیگری است، زیرا این اواخر ایشان چنان زیاد از حد از خود وقاهت در وَکرده که بیا و ببین.
آقای رهبر این اواخر چنان گه زیادی نوش جان کرده‌اند که حالا همان گه توی گلوی مبارکشان گیر کرده به همین خاطر مجبور است صبح تا شام هر خری که به دیدن حضرتش می‌آید با تاکید زیاد اعلام کند که در مقابل آمریکا می‌خواهد مقاومت کند!! یکی نیست از این مردک الدنگ بپرسد شما می‌خواهی مقاومت کنی یا ملت بیچاره باید مقاومت کند!؟ اگر بنا بر این است که شما از خود مقاومت "در وَکنی" که بنده بدون تردید می‌توانم به شما قول بدهم که مقاومت شما حتی در مقابل گاز معده تان هم دوام نخواهد آورد و چنانچه خواسته باشید یک گوز نا قابل از خود "در وَکنید" یقین بدانید که بجای گوزیدن خواهید رید. پس زیادی گه بزرگ تر از دهانتان نخورید که یقینا دوباره توی گلوی مبارک گیر خواهد کرد.


آقای رهبر بجای گه خوری‌های کیلو کیلو بهتر است توضیح بفرمایند الفبای غیرت و سیاست که از آن صحبت می‌کردند را توی کدام مستراح گم و گور کرده‌اند که یک مرتبه 180 درجه سیاست شان تغییر جهت داده و گویا بناست بروند به بابوس نه آقای بوش زیرا که او رهبر معظم را قابل پابوسی ندیده و در عوض نوکر حلقه به گوش خود زلمی خليلزاد را می‌خواهد مامور این کار کند تا یک دست بریند به هیکل حضرت رهبر تا دیگر گه زیاد تر از دهانش نخورد.
عاقبت همه دیکتاتورها همین گونه است، چنان در مقابل خواسته‌های به حق ملت در رنج خود (مقاومت و ایستادگی!!) می‌کنند که آخر سر مجبور می‌شوند به گه خوری بیفتند و به پابوس دولت‌های استعماری بروند و به خیال خود از خود مقاومت در وَکنند.

March 16, 2006

حقوق بشر که وجود ندارد حداقل حقوق حیوانات را در ایران به اجرا بگذارید

در خبری آمده بود که در رابطه با جشن چهارشنبه سوری هزار نفر دستگیر شده‌اند، در ادامه خبر آمده است که گروهی از دستگیر شدگان با تعهد کتبی آزاد شده‌اند و عده‌ای نیز به سبب اقدامات خطرناک و بر هم زدن نظم شهر و آرامش شهروندان (آقایان چقدر برای آرامش شهروندان نگرانند!!) با تشکیل پرونده روانه‌ی زندان شدند و حداقل تا پایان تعطیلات نوروزی در زندان خواهند بود.
تنها نگاه به آمار دادن آقایان نشان می‌دهد که تا چه اندازه آقایان برای شهروندان خود ارزش قائل‌اند!! یکی نیست به اینها بگوید آقا در آن کشورهایی که برای شهروندان ارزش قائل‌اند حتی برای زندانی کردن یک نفر هم آداب و رسومی برقرار است، حساب و کتابی وجود دارد نه اینکه فله‌ای "عده‌ای" را بگیرند یا "عده‌ای" را روانه زندانی کنند چه رسد برای دستگیری فله‌ای 1000 نفر. در کشورهایی که قانون حکم‌فرماست حتی برای دستگیری 10 سگ ولگرد هم آداب و رسومی حکم‌فرماست که نکند یک روز یک مامور خودسر بی خود و بی دلیل عده‌ای سگ بی‌چاره را دستگیر کند. اگر در این آمار دهی آقایان قوه قضاییه (بهتر است آنرا قوه قصابیه بنامیم) بجای عده‌ای واژه "راس" را استفاده می‌کردند بسیار بجاتر می‌بود چونکه رفتارشان با این هزار انسان بیگناه فرقی با رفتار با حیوانات ندارد. در هیچ کجای دنیا نمی‌توان هزار نفر را فله‌ای دستگیر کرد و بعد هم با این روش فله‌ای بدون هیچ توضیح دقیق، آمار دستگیر شدگان را داد. رژیم برای به اصطلاح (دفاع!) از زندانیان گوانتانامو کوش فلک را کر کرد، فقط جهت اطلاع به عرض می‌رساند که تعداد کل زندانیان زندان گوانتانامو 500 نفر می‌باشد (منبع بازتاب) که این تعداد نصف تعداد دستگیر شدگان چهارشنبه سوری دولت عدل علی است.

March 15, 2006

خدا ذلیل کنه ملا حسنی کانادایی رو! عاقبت کار دست ملت میده!

حتما می‌پرسید چرا یک مرتبه مچ پای ملای کانادایی را گرفته‌ام!؟ اگر این مطلب ملا رو بخونید و بعد چرندیات آصفی رو هم بخونید و مقایسه کنید می‌فهمید از چی‌چی می‌نالم.
آقا این ملای کانادایی توی مطلب قبلیش برداشته نوشته "پرونده ايران گم شد!" (برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب) تا این برداشته از قول رئیس جمهور نوشته پرونده ایران گم شد، یک مرتبه اون مرتیکه آصفی هم باورش شده که اینها گفته های رئیس جمهوریه و اومده جلو غریب و خودی، جلو خبرنگار خارجی و داخلی، نه زیر گذاشته نه رو گفته: "پرونده ایران به شورای امنیت نرفته"! یکی نیست به این ملای کانادایی بگه کاکو این آخوندزاده‌ها خیلی خراند شوخی و طنز هم سرشون نمی‌شه نه زیر می‌زارن نه رو زرتی هرچی نوشتی برای خبرنگارهای خارجی تعریف می‌کنن و آبروی ملت میره یکی هم نیست به این مرتیکه آصفی بگه احمق حالا ملای کانادایی برداشت یک چیزی به طنز نوشت توی احمق هم باید حرفهای وزاری خارجه پنج شیش‌تا کشور گردن کلفت دنیا رو به تخم چپت حساب کنی و بچسبی به حرفهای ملای یک لا قبای کانادایی! آخه آدم از دست احمق‌هایی مثل این مرتیکه آصفی به کی پناه ببره!؟ خدا عاقبت اون ملت فلک زده رو به خیر کنه!!
بابا یکی بیاد به این آصفی احمق حالی کنه که بدخت همین روزاس که تخم‌های نداشتتونو بزارن لای منگنه‌ی شورای امنیت، حالا هی پشت سر هم چرند بهم ببافید!

باز هم در باره جشن و شادی

این چند روز خیلی شنیده‌ام که ای تهران از کنترل خارج است، ای این مردم خیلی در برگزاری جشن چهارشنبه سوری اسراف می‌‌کنند، ای قدیم‌ها اینجوری نبود و خلاصه کلی از این دست حرف‌های منفی.

دوستان عزیز این اتفاق‌های نا هنجار در نروژ هم که واقعا ملت متمدنی هستند می‌افتد. همین جا شب سال تحویل حداقل ده بیست مورد آتش سوزی‌های بزرگ رخ می‌دهد. این‌ها هزینه جشن‌های اینچنینی است و باید این هزینه‌ها را پرداخت عده‌ای زیاده روی می‌کنند، این هم همه جای دنیا در چنین روزهای بخصوصی طبیعی است. این قدر به خود و دیگران سخت نگیریم، بگذارید این حداقل‌ها را از هم دریغ نکنیم. باور کنید هزینه افسردگی‌ها بسیار بسیار بیشتر از هزینه این گونه شادی هاست. فرق موضوع در این است که افسردگی‌ها در یک شب بخصوص روی نمی‌دهند در تمام سال در جریان است. وقتی می‌شنوید پسر یا دختر همسایه‌تان خودکشی کرده یا می‌بینید که جوانها از اون مملکت فلک زده فراری هستند بخش کوچکی از همین هزینه‌های گزافی است که برای افسردگی می‌پردازیم، این گونه اتفاق‌ها هر روز و هر شب رخ می‌دهند بهمین دلیل به آنها عادت کرده‌ایم و دیگر حتی قادر به دیدنشان هم نیستیم.

شاد باشید! هزینه شادی بسیار کمتر از هزینه‌هایی است که برای افسردگی می‌پردازیم. حکومت آخوندی بر پایه شیون و گریه و افسردگی استوار شده برای فرو ریختن آن باید زمینه‌های آنرا محو کرد.

March 14, 2006

چهارشنبه سوری 2006

امشب رفتیم چهارشنبه سوری. توی اسلو عده‌ای از بچه‌ها هر سال چهارشنبه سوری را در کنار یکی از دریاچه های اسلو برپا می‌کنند. موزیک هست رقص هست و خوردنی و آشامیدنی و خصوصا آتش فراوان که در این سرمای اسلو شدیدا می‌چسبد.
امشب دوستان کرد رقص کردی کردند دوستان ترک رقص ترکی و دیگران هم رقصیدند و شادی کردند.

این هم عکسی از چهار شنبه سوری تهران chaharshanbesori_tehran_2006.jpg

شب خوبی داشته باشید و فراموش نکنید که مبارزه فرهنگی بهترین و موثر ترین نوع مبارزه با این رژیم است، مبارزه فرهنگی رژیم را از درون تهی می‌کند.

March 13, 2006

آزادی خواهی خرج دارد آقاجان!

عجب دنیایی هست ها! آقایون آزادی خواهان!! مدتی است به پرو پای هم می‌پرند این یکی اون یکی را متهم می‌کنه که چرا با آمریکایی‌ها آبگوشت خوردی اون یکی هم جواب می‌دهد که بابا این یک کار حرفه‌ای ست والخ!
یک مرتبه یکی در می‌آید سوالهای (بی مربوط!!) می‌کند، تازه تلقی دوزاری آدم می‌افتد!! که ای دل غافل طرف خودش هم پول می‌گیرد حالا گیرم از یکی دیگه و تازه وقتی هم ازش سوال می‌کنند به تته پته می‌افتد ...
اصلا بهتر است خودتان بخوانید و خودتان هم دو دوتا چهارتا بکنید، مگر من سر پیازم یا ته پیاز که بی‌خودی خودم را قاطی اینجور مسائل پیچیده! بین‌المللی کنم!؟

نیکاهنگ جان من یک سوالی برام پیش اومده در این چند روزی که تو این بحث رو مطرح کردی. تو که انقدر داری وسواس نشون میدی و به نوعی به بقیه پریدی برای همکاری با رادیو فردا یا حضور در کنگره آمریکا و... هیچ وقت توضیحی ندادی که همکاریت با روزنت به چه نحویه. ایا مشکل فقط پول امریکاست یا کلا این مساله حقوق گرفتن و یا همکاری با دولتهای خارجی ایراد داره.
سوال من معنی اش این نیست که کار افشاری و دیگران رو تایید کنم و در ضمن روزآنلاین رو هم خیلی دوست دارم ولی کلا می خوام نظرتو در این مورد بدونم لینک


چون از توضيح رسمی اين مساله در وبلاگ منع شده ام، آنرا برايت ايميل میکنم لینک

March 12, 2006

فوتبال اتمی

حرف توی دهان ملت می‌گذارند و بعد ملت باید هزینه آنرا بپردازد.
به همان شکلی که 27 سال پیش شعار "جمهوری اسلامی" را بجای "جمهوری" در دهان ملت گذاشتند، حالا هم می‌خواهند با گذاشتن شعار "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست" در دهان ملت به اهداف خود که چیزی بجز سلاح اتمی نیست برسند، هزینه آنرا هم ملت با جان و مال خود باید بپردازد.

فراموش نکنید اینها همان‌هایی هستند که قبل از انقلاب می‌گفتند نفت مال ملت است و باید با پیت داد در خانه ملت! یقینا فردا هم خواهند گفت انرژی هسته‌ای را می‌خواهند با پیت بدهند در خانه ملت!

fotbal_atomi.jpg

تصویر از پیک نت

پ.ن.:
به آنهایی که برای حمله آمریکا شدیدا ذوق زده شده‌اند و برای وقوع آن دقیقه شماری می‌کند پیشنهاد می‌کنم این نوشته را حتما بخوانند:


لطفا بیاید ما را بخورید
ظاهرا مقامات نظامى آمريكا در مورد منتهاى قدرت اين تسليحات مايل به صحبت نيستند اما مشخص است كه اين تسليحات با اشعه مايكرو ويو و ليزر كار مي كنند و مي توانند سيستم هاى الكترونيكي (مثل فرودگاه ها ، مراكز فرماندهي و ....) را از كار بيندازند يا افراد را با ايجاد دردى تحمل نكردني - در خوشبينانه ترين حالت البته- از پا درآورند .ميزان تخريب كاملا بسته به زمان تابش اشعه روي هدف بخت برگشته است (آنهايي كه گوشت را براي باز كردن يخ در دستگاه مايكروويو چند ثانيه اضافي گذاشته اند مي دانند چه بلايي سر گوشت بيچاره مي آيد).همين باعث شده وزارت دفاع امريكا از طرفداران اين نوع اسلحه باشد چرا كه مي توانند ادعا كنند لزوما اسلحه اى كشنده نيست.. تنها دو تانيه تماس اشعه با پوست بدن سلول هاي زير پوست را به دماى 51 درحه سانتيگراد مي رساند . اشعه از ديوار رد ميشود بنابراين پناه گرفتن و پنهان شدن چندان به كار نمي آيد. و البته اين همان تكنولوژى است كه دانلد رامسفلد وزير دفاع آمريكا در آستانه جنگ در عراق به آن مي نازيد و تلويحااز تصرف ساده خاك عراق با اتكا به آن صحبت كرد .
سودای مکالمه

March 09, 2006

سیاه نمایی اسهال طلبان

در نوشته‌ای آقای شیرزاد تنها تنها به قاضی رفته‌اند و می‌نویسند:

احساس بسیار بدی نسبت به حضور دو تن از اعضای سابق دفتر تحکیم در سنای آمریکا دارم. شاید جوانها فکر کنند من قدیمیام و با پارادایم های دهه 60 خو گرفتهام. شاید برای برخی امروزیها چیزی به نام غرور ملی مفهوم رنگ باختهای باشد که فقط برای کتابهای تاریخ و مسابقات ورزشی به درد میخورد. اما من هر کار کنم نمیتوانم خود را قانع کنم که دو جوانی که طی سالهای اخیر به سهم خودشان برای جنبش دانشجویی کار کردند، زحمت کشیدند و صدمه خوردند بروند مقابل سناتورهای آمریکایی و از جامعه بین الملل (یعنی در واقع از آنها) تقاضای "حمایت علمی و معنوی از مطالبات دموکراتیک مردم ایران" داشته باشند. تصور من این است که این نوع درخواست برای هر ایرانی که هنوز از غرور ملی خود چندان فاصله ای نگرفته، بسیار مشمئز کننده است.
لینک مطلب

گرچه با حضور علی افشاری و اکبر عطری دو رهبر دانشجویی در کنگره آمریکا مخالفم ولی این ننه من غریبم بازی‌های آقای شیرزاد هم چندان با واقعیات مطابقت ندارد. سیاه نمایی آقای شیرزاد بیشتر از آن سرچشمه می‌گیرد که ایشان نتیجه پشت کردن ملت و از جمله دانشجویان را به اسهال طلب‌ها با پوست و خون خود لمس کرده‌اند و دیری نخواهد پایید که کل رژیم‌شان گرفتار گردبادی گردد و از هستی ساقط شود.
آقایان اسهال طلب همین که پا را روی دوش دانشجوها و دیگر اقشار پیشرو جامعه گذاشتند و از پلکان قدرت بالا رفتند کلا فراموش کردند که به چه دلیل عده زیادی فداکاری کردند تا آقایان بتوانند بر صندلی‌های سرخ رنگ مجلس تکیه بزنند. خاطرم می‌آید زمانی که عده‌ای از همین دانشجوها از خاتمی خواستند تا برای آزادی زندانیان سیاسی و خصوصا گنجی کاری انجام دهد، حضرت رئیس الرئسای اسهال طلبان بادی به غب غب انداخت و گفت "از کجا معلوم که او بیگناه باشد" (نقل به مضمون).
آقایان حالا که دیگر در قدرت نیستند خود زنی می‌کنند و عوام می‌فریبند، وگرنه باید آدم کور و کر باشد که نداند آنهایی که خود را اسهال طلب می‌خوانند وقتی که به صندلی‌های قدرت رسیدند به کلا همه‌ی وعده و وعیدهایی را که داده بودند فراموش کردند و یکه تاز، اسب بی رحم قدرت را سوار شدند و مدام بجای پابوسی ملت یا حداقل آنهایی که قلاب گرفته بودن تا آنها بالا بروند به پا بوسی رهبر معظم شان می‌رفتند.
آقایان فراموش کرده‌اند آن روزی را که تنها با استناد به سه چهار خط حکم حکومتی رهبر معظم‌شان همه قوانین نوشته و نانوشته را زیرپا گذاشتند و اصلاح قانون مطبوعات را بایگانی کردند، از همه بدتر زمانی که برخلاف قانون اساسی خودشان دارو دسته اوباش خامنه‌ای اقدام به حذف همین نمایندگان اصلاح طلب کردند، آقایان بجای ایستادگی در مقابل این همه بی عدالتی و قانون ستیزی نوکر وار و حلقه به گوش در مقابل رهبر مستبدشان سر تعظیم فرود آوردند و فراموش کردند که نمایندگی آنها را ملت به آنها اهدا کرده نه رهبر مستبد خودکامه‌شان.
آقای شیرزاد درست مثل آخوندهای دیگر توقع دارند که همه فداکاری کنند تا حضرات منت بگذارند و حکومت بکنند.
آقایان باید قبل از اینکه کار به این جا بکشد حدس می‌زدند و بجای استراتژی فشار از پایین و سازش در بالا و حفظ قدرت، چاره‌ای می‌اندیشیدند تا به اینجا نرسند که امروز رسیده‌اند.
اگر جدال آمریکا با حکومت به یک جنگ خانمان‌سوزی بی‌انجامد به نظر نگارنده دقیقا همین آقایان اسهال طلب بیشتر از آن دسته دیگر مقصراند، زیرا که در بدترین و سخت ترین شرایط ملت بیچاره با فداکاری و جانفشانی نوردبان قدرت ساختند تا آقایان از آن بالا بروند تا بلکه رژیم منفورشان را به راه راست هدایت کنند، درست برعکس این آقایان نیز بجای خدمت راه خیانتی غیر قابل بخشش را پیمودند. در واقع گناه دو دانشجویی هم که به کنگره آمریکا رفتند نیز به گردن آقایان اصلاح طلب است.
آقای شیرزاد بی خود آدرس عوضی به ملت ندهید، مسئول این فلاکت بیشتر از همه شما هستید.

March 08, 2006

بازی با آتش

جمهوری اسلامی 27 سال با روحیه خشونت طلبی قدم به قدم به اینجا رسیده که همگی می شناسیم.
ضرب المثلی در فارسی داریم به این صورت: هنوز طرف جای سفت نشاشیده.
حکومتی که حتی نمی تواند تجمع سیصد چهارصد نفری زنان را که بصورت کاملا آرام گردهم آیی را برگزار می کنند تحمل کند نشان از این دارد که این رژیم منتظر جرقه‌ای است و می داند که این جرقه هر لحظه ممکن است زده شود.

این رژیم امروز جای بسیار سختی شاشیده که هر لحظه باید منتظر نتیجه آن باشد. این بار حرکت های حساب شده آمریکا با سیاستی بسیار ظریف طراحی شده حکومت را به گوشه‌ای کشانده که دیگر نه راه پیش دارد نه راه پس.
کافی است نگاهی به تحرکات سیاسی دولتمردان آمریکا در دولت دوم بوش بیندازید تا ظرافت و پشتکار آنها را در به بن‌بست کشانده بحران اتمی جمهوری اسلامی دریابید. در این مدتی که رایس به وزارت امور خارجه منسوب شده تنها کاری که کرده مسافرت به نقاط مختلف دنیا بوده و تنها مساله‌ای را که در این سفرها پیگیری کرده مساله اتمی ایران بوده. هیچکس گمان نمی‌کرد که بعد از برملا شدن دروغ‌های آمریکا و انگلیس در باره سلاح های کشتار جمعی عراق که اصلا وجود خارجی نداشت دیگر کسی اینگونه ادعاها را از بوش یا بلر بپذیرد ولی همان گونه که می‌بینید با یک برنامه سیاسی پیچیده پس از بیش از یک سال امروز هر کس و ناکسی ادعاهای آمریکا را در باره خطرناک بودن پروژه اتمی ایران می‌پذیرد. کار به جایی رسیده که حتی روسیه هم منافع خود را کنار گذاشته (شاید هم منافع دیگری به آنها پیشنهاد شده) و هم صدا با آمریکا انزوای ایران را پی‌گیری می‌کند، روسیه‌ای که بیشترین منافع را از پروژه اتمی ایران می‌برد چرا یک مرتبه جبهه عوض می‌کند و
وزیر امور خارجه‌اش سرگئی لاورف در واشینگتن اعلام می‌کند: مسکو هیچ پیشنهاد جدیدی برای حل وفصل بحران ایران نداده است! این سخنان سرگئی لاورف می‌تواند دوش آب سردی باشد برای خوش خیالی آقایان در ایران که نمی‌دانستند که اگر جای سفت بشاشند ممکن است ترشح‌اش باز گردد و گریبانشان را بگیرد.

اینکه آمریکا از این موقعیت چگونه می‌خواهد استفاده کند هنوز واقعا بر هیچکس آشکار نیست. حمله نظامی همان اندازه که برای جمهوری اسلامی مرگبار می‌تواند باشد به همان اندازه نیز می‌تواند برای اقتدار آمریکا خطرناک باشد و آنها را وارد یک جنگ چریکی بسیار خطرناک و فرسایشی، به مراتب بدتر از آنچه در عراق شاهد آن هستیم کند.
بازی سیاسی اما گرچه ممکن است جدال آمریکا با رژیم را طولانی کند ولی در عوض می‌تواند در طویل المدت هم به نفع دولت آمریکا باشد هم به نفع ملت ایران و باعث شود که تنفری که ملت ایران از آمریکا دارند را تا حدودی التیام بخشد، گرچه این راه راهی است طولانی ولی در عوض راهی است که می‌تواند در یک مدت زمان یک تا دو سال رژیم را از نفس بیندازد. حال آنکه یک حمله نظامی حتی به صورت حملات محدود هوایی به مراکز قدرت هم می‌تواند عمر رژیم را طولانی کند و حتی آنرا درست به همان گونه‌ای که جنگ عراق در اوایل انقلاب به کمک ملاها آماد اینبار نیز چنین حمله‌ای باعث شود که عده‌ای از عوام رگ گردن‌شان کلفت شود و برای دفاع از "خاک پاک میهن" به کمک رژیم بشتابند و مخصوصا با جمعیت جوان ایران چنین اتفاقی می‌تواند نیروی عظیمی از سربازان دم توپ و نیروهای چریکی بی عقل را به میدان کارزار بکشاند و خاورمیانه را به یک جنگ طولانی مدت سوق دهد.

March 07, 2006

مدار بسته

حکومتی که پرورش و تولید دلال تنها کار اساسی است که در این 27 سال انجام داده این هم نتیجه‌اش هست.
نوشته‌ای که در زیر می‌آید را از یک وبلاگ کپی کرده‌ام نامی از وبلاگ نمی‌برم چون چندان فرقی در اصل قضیه نمی‌کند، این خوی دلالی و از حاصل بیهوده کاری و تورم زندگی کردن یکی از اساسی ترین شغل‌هایی است که در این 27 سال جمهوری اسلامی بوجود آورده، گمان می‌کنید این تورم طاقت فرسا از کجا سرچشمه می‌گرد!؟ دقیقا از همین نوع درآمدهای کاذب دلالی.
این دلالی را آقازاده‌ها و پشکل‌های ریز و درشت دور و بر آخوندها سالها انجام دادند و حالا دیگر کسی در آن دیار فلک زده نمی‌تواند بدون وابستگی به نوعی دلالی امور زندگی خودش را بچرخاند.
پارسال بود یا دو سال پیش وقتی رژیم 2 میلیون تلفن همراه را به بازار عرضه کرد، داد همه آنهایی که شغل تولیدی داشتند در ایران در آمده بود، چرا؟ برای اینکه یک شبه رژیم میلیاردها تومان نقدینگی در جریان را از بازار خارج کرد چنین نوسانی در بازار شکننده اقتصادی ایران یعنی فلج شدن تعداد زیادی شرکت‌های تولیدی کوچک و شکننده و در نتیجه بیکاری خیل عظیمی از ضعیف ترین قشر کارگر ایرانی.

این هم نوشته‌ وبلاگ دانشجوی نامبرده:

به مناسبت خبر خوشی که اکنون به دستم رسیده واینکه تا یک ساعت دیگه هم باید بروم تا بوق سگ و تمرینام هم هنوز تموم نکرده ام خواهم نوشت ، اکنون
الان از بانک بنیاد شهدای مستضعفان بسیجیان زنگ زدند که خانم وامتون آماده است بیاید ببرید ( بگیرید ) ، نظر به اینکه ما ( من و دوستم ) تصمیم گرفتیم امسال کمی اقتصاد از خودمون در بکنیم رفتیم موبایل هایمان را پول کردیم و نفری دویست تومن هم وام دانشجویی گرفتیم ودر نهایت تلفن همراه ثبت نام نمودیم ، و چشم امید دوختیم به این تورم بازار که پولی به چنگ آریم و به غفلت نخوریم ، والله ( والا ) عرض شود به حضورتون که پول رو از مامانم قرض گرفته بودم تا الان که باید الان برم پس بدم و پس دادن وام به این صورت است که ماهی 8 تومن ! حالا هنوز تصمیم نگرفتم که با سود حاصله چکارمیخواهم بکنم ولی بهرحال ... روزی که رفته بودیم برای وام بعد از پرس و جو تنها مواردی که به بنده به عنوان یک دختر مربوط میشد همین بود و وام جهیزیه که 1 میلیون بود ولی متاسفانه این یکی که پولش خیلی چرب و نرم تربود احتیاج به عقد نامه داشت که من و دوستم نمیتونستیم بریم به خاطر یه میلیون با هم عقد کنیم

این یک دانشجوی ایرانی است، وای به حال بی‌سوادهای اون مملکت. البته همان گونه که در بالا نوشتم مقصر ملت نیست، این حرفه دلالی را این حکومت عدل علی در دامان ملت گذاشت، با این کار هم ملت را محتاج دولت و دستگاه‌های زیر مجموعه‌اش نگه می‌‎دارند و هم همیشه همه سر نرخ کنترل‌ها در دست خودی هاست.

الفبای غیرت

آهای رهبر! ببین این هم آثار حکومت اسلام شماست. این خانم در حکومت اسلامی شما متولد شده حالا هم مرکز شهر اسلو وسط خیابون آثار انقلاب شما را به نمایش می‌گذارد یا به سخنی دیگر در حال صادر کردن انقلاب شما است. عمامه رو بزار بالاتر رهبر معظیم!!

aylar.jpg


March 05, 2006

مادر قحبه‌ای بنام مصباح یزدی

mesbah_yazdi.jpgمصباح يزدی (رهبر خجالتی حجتيه) : مردم وظيفه دارند به ولايت فقيه كمك كنند تا نظام اسلامي و حكومت اسلامي را بنا كند. يعني در واقع مردم ناصر هستند و نه ناصب (مردم فقط ياری دهنده ولی فقيه هستند و حق انتخاب ندارند). منبع پیک ایران

من قادر نیستم یک مورچه را بکشم، ولی اگر این مادر جنده را بدهید دست من یک ثانیه در قیمه قیمه کردنش درنگ نخواهم کرد. او کثیف ترین موجودی است که از مادرش زائیده شده.

March 04, 2006

تقدیم به خانم‌ها و سرداران مقاوم اسلام (اسهال) عزیز

عکس زیر هم تقریبا مثل عکس دانشجوی چینی که در مقابل تانک چینی ایستاد داره در بین ما ایرانی‌ها تبدیل به سمبل مقاومت در برابر زور می‌شود، هر جا می‌روم این عکس را می‌بینم.
از این رو تحلیل کوچکی بر این عکس می‌نویسم تا افکار عمومی را کمی بیشتر تشویش کنم!! خصوصا اینکه همین روزها روز زن هست و با این کار خُسن آقا هم به پیشواز روز زن بره.

عزیزان اگر سردار اسلام ناب محمد برای تمرین کیک بوکسینگ گریبان یک دختر بی سلاح و بی دفاع را نگیره توقع دارید بره در مقابل کماندوهای غول بی شاخ و دم آمریکایی قد علم کنه!؟
اونوقت می‌دونید خدای ناکرده چه اتفاقی می‌فته!؟ خوب معلومه اسلام ناب محمدی از آمریکا این شیطان بزرگ تودهنی می‌خوره و باعث می‌شه هم اسلام در دنیا کنف و هم روح مرحوم امام امت مکدر بشه، بس کنید بابا چقدر توقع‌های بیمورد از این سرداران مقاوم دارید!!

sardare_eslam_kicking.jpg

بدون شرح!

این نوشته یک وبلاگ نویس 17 ساله است که خود را یک استشهادی جنبشی می‌خواند


اوج نیت دوستان!!
masih_mahdavi.jpg

محمد مسیح مهدوی


بسم الله الرحمن الرحیم
حسین آمده بود می گفت بیا بریم این تجمع ها حال این سفیرا و کشوراشون رو بگیریم، باس داغونشون کنیم ...
گفتم: مخالفم!، این کارا آتیش بازیه!
گفت: اینا از توهین ها حمایت کردند!
طبق فکرایی که کرده بودم، و می خواستم با حسین و سید در میون بذارم بهش گفتم: بیا پولامون رو بذاریم رو هم برای یکیمون بلیط جور کنیم بریم اون کاریکاتوریسته و دبیر اون صفحه را بکشیم! مگر حکم سب النبی اعدام نیست؟!
گفت: حکم حاکم شرع می خواهد!
گفتم: شما ها می رید سفارت کشوری که دولتش عذرخواهی کرده، مردمش عذرخواهی کردن و فقط می گن به دلیل آزادی برخورد نمی کنیم(هرچند آزادی دروغین!) را بدون حکم آقا آتیش می زنی!، تازه بدون این که از توهین ها حمایت مستقیم کرده باشه!
گفت: آقا به دلائل سیاسی حکم حمله به سفارت را نمی ده!
گفتم: عجب!!!!
***
این جماعت کارشان برایم عجیب است!!، جماعتی که چند سال است بهشان می گوییم کوکاکولا را به خاطر حمایت مستقیمش به اسرائیل تحریم کنند ولی از نوشابه اشان نمی توانند بزنند!؛ بهشان می گوییم کاکائو فلان مارک نخورید نمی توانند جلوی خودشان را بگیرند!؛ آقا کفش تیم برلن نخر! نمی تواند ... (خودت ادامه اش را توی ذهنت یاد آوری کن!)
حالا اگر فردا توی تجمع سفارت یک نفر بهت آدامس اوربیت تعارف کرد تعجب نکن!
به حاج رضا می گفتم دیشب، کم کم به نظرم تجمع های جلوی سفارت داره می شه مثل سخنرانی های استاد پناهیان تو شهرک غرب، شاید هم برو بچ برایشان عقده شده یکم آتیش بازی کنند یا عقده اشان را خالی کنند!
فقط می دانم نیت خیلی از اینا بخاطر رسول الله نیست!، مثل همون که رفتار خیلی از این بچه حزب اللهی ها یا برای تیپ حزبلی بودن است یا بر اثر جوگیری!؛ خیلی مردند بروند گناهان کبیره اشان را ترک کنند!، قابل توجه این که استفاده از محصولات کشورهای محارب با مسلمین و توهین کنندگان به اسلام حرام است!!!!! -اصلا رساله ات را نگاه می کنی؟!-
***
این هم چت من با یکی از بچه ها - خودتون قضاوت کنید-

Mohammad Masih Mahdavi: بسم الله ashoora63: سلام برادر ashoora63: خوبی؟ Mohammad Masih Mahdavi: علیک السلام ashoora63: به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید، بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایى از بردگى و یورش به دشمنان اسلام باشید، که عزت و حیات در سایه مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است. و پس از آن، تصمیم بر اینکه سیادت کفر و شرک جهانى، خصوصا امریکا را بر خود حرام کنید. ما در مکه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مکه است.

ashoora63: خدا را سپاس مى گزاریم که در میثاقمان باخداى کعبه پایدار مانده ایم و پایه هاى برائت از مشرکین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده ایم.
و منتظر هم نمانده ایم که حاکمان بى شخصیت بعض کشورهاى اسلامى و غیر اسلامى از حرکت ما پشتیبانى کنند.
ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم.
ما غیر از خدا کسى را نداریم.
و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داریم.

ashoora63: میاد مطلبا؟
ashoora63: اینا جملات امامه
Mohammad Masih Mahdavi: بله اومد
ashoora63: راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود? هم اکنون اگر امریکا یک کشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه کسى جلوى او را خواهد گرفت? پس راهى جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریکا را شکست، و الزاما یکى از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت.
یا پیروزى.
که در مکتب ما هر دوى آنها پیروزى است.

ashoora63: بخون برادر
ashoora63: این جملات منو دیوونه می کنه
ashoora63: تو چی؟
Mohammad Masih Mahdavi: به فکر فرو می بره
Mohammad Masih Mahdavi: دیوانگی متناقضه با تفکر
ashoora63: ملت عزیز ما که مبارزان حقیقى و راستین ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبى سازگار نیست، و آنها که تصور مى کنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بیگانه اند.
و آنهایى هم که تصور مى کنند سرمایه داران و مرفهان بى درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پیوسته و یا به آنان کمک مى کنند آب در هاون مى کوبند.

ashoora63: منظورم همونه برادر
ashoora63: یعنی فوق العاده منو شیدای امام میکنه
ashoora63: افتاد حالا؟
Mohammad Masih Mahdavi: چه عرض کنم
Mohammad Masih Mahdavi: از کاراتون خوشم نمی آید
ashoora63: جالبه
ashoora63: اما من از کارای تو خوشم میاد
ashoora63: از طینت پاکت هم همینطور
Mohammad Masih Mahdavi: این آتیش زدن ها ...
ashoora63: اینها با قیافه اى حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بى دین معرفى مى کنند.
باید از شر اینها به خدا پناه بریم.
Mohammad Masih Mahdavi: چه عرض کنم
ashoora63: جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى شناسد.
و ما باید در جنگ اعتقادىمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.
انشاءاللّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختیهاى جنگ را به شیرینى شکست دشمنان خدا در دنیا جبران مى کند.
و چه شیرینى بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است.

ashoora63: پس حتما از این جمله های امام هم بوی خشونت به مشامت می رسه
ashoora63: حتما تسخیر لانه جاسوسی که امام آن را انقلاب دوم نامید هم خشونت بود
Mohammad Masih Mahdavi: اون خشونت عشقه!!!
Mohammad Masih Mahdavi: به نظرم یه سری از این کارا خشونت تنفره
Mohammad Masih Mahdavi: خشونت تخلیه
Mohammad Masih Mahdavi: خشونت حماقت!
ashoora63: یا شاید اصلا نیاز نبود با خشونت پادگان ها را فتح کنیم و انقلاب کنیم، چون می شد مذاکره کرد و به نتیجه رسید با شاه
ashoora63: اما امام اهل تساهل و تسامح نبود
ashoora63: برادر عزیز من
ashoora63: مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست
ashoora63: می فهمی؟
ashoora63: همان جمله های امام درباره مبارزه و رفاه طلبی را هم بخوان
ashoora63: تا بدانی اسلام ناب و منطق امام یعنی چه
Mohammad Masih Mahdavi: مگه من اینایی که گفتی را گفتم؟!

March 03, 2006

انسان‌های نئاندرتال و انسان‌های مدرن

golpaigani_safi.jpg
در عجبم که چگونه انسانهای جوان و پرشور و با عقل و درایت حاضرند چرندیات یک احمق فسیل شده‌ای مثل این نئاندرتال‌ها را گوش بدهند.


آیت‌الله نئاندرتال صافی گلپایگانی: استفاده از مواد محترقه از نظر فقهی جایز نیست !
ایام نوروز چون با اربعین و ...مصادف است مردم سیره سوگواری را حفظ کنند!
منبع خبر: پیک ایران

March 02, 2006

ببینید و لذت ببرید، شما که بیمارید!!

چهره واقعی اسلام و ننگی را که گریبان گیر ملت بی چاره ایران شده نگاه کنید. از یک طرف باید توحش حکومت را نظاره گر باشیم و از طرف دیگر حماقت عوام را.
در این روزگار سخت، تنها آرزو می‌کنم ملیت م ایرانی نبود، تحمل این ننگ را دیگر ندارم.

اول عکس‌های اعدام‌ها را مستقیما گذاشتم روی وبلاگ، هدف از این کار تنها این بود که به خودمان اجازه ندهیم که از این گونه جنایات روی برگردانیم و وانمود کنیم که اتفاقی نیفتاده. چرا اتفاقی افتاده، فاجعه‌ای پس از فاجعه دیگر در حال رخ دادن است، اگر وجدان آگاهی داشته باشیم باید نگاه کنیم تا به تنفر خود از این گونه توحش در جامعه ایران بیفزایم.
تصاویر را برداشتم زیرا می‌دانم که عده‌ای را بسیار متاثر می‌کند لینک‌ها را همین زیر می‌بینید اگر خواستید آنها را نگاه کنید تا تنفر شما هم از این وضع بیشتر شود روی آنها تقه بزنید شاید توانستیم بپاخیزیم و نسل ملای مکار و جنایتکار را از ایران برکنیم.


تصویر 1
تصویر 2

منبع عکس‌ها پیک ایران

March 01, 2006

Iran body count

اگر یادتون باشه روزهای اولی که جنگ آخری آمریکا با عراق شروع شد، یک سایتی رو بنام http://www.iraqbodycount.org عده‌ای بشر دوست راه اندازی کردند که هنوز هم فعال است و در اون سایت تعداد کشته‌های عراقی‌ها رو شمارش می‌کردند. من هم برای مدت زیادی لوگو (شمارنده) این سایت رو گذاشته بودم کنار وبلاگم. امروز اتفاقی برخوردم به یک سایت به نام http://www.iranbodycount.org آیا خطر رو می‌تونیم هنوز هم جدی نگیریم و از کنارش بی تفاوت بگذریم؟
فعلا در باره‌اش فکر کنید و یک سری بزنید به این سایت و طرح‌ها و اما و اگرهای این مساله رو کمی زیر و رو کنید تا بعد.