بازگشت رئیس جمهور منتخب!!
نظر به اینکه دوستان عزیزی به نوشته امروز من ایرادهایی داشتند مجبور شدم چند خط دیگر به این نوشته اضافه کنم. چند سطر اضافه شده را در پایان مطلب مطالعه فرمایید.
حالا که بنا شده و تصمیم گرفتهاند که آقای بنی صدر زحمت بکشند و قدم رنجه بفرمایند و به ایران بروند و همه کاستی های رژیم های گذشته در 50 سال پیش را برطرف کنند بد ندیدم قبل از ورود ایشان به ایران و جلوس بر تخت سلطنت چند سوال ناقابل از ایشان بکنیم.
اول از همه بفرمایند آیا اگر مثلا یکی از خانمهایی که در دفتر ریاست جمهوری کار میکنند خدای نکرده مقعنهشان پس رفت و زلفهایشان آشکار شد آیا تشعشعات منتشر شده از این موها باز هم رئیس جمهور منتخب را حالی به حالی خواهد کرد؟ یا به دلیل پیری فلانشان چنان از فعالیت افتاده که دیگر با چنین مشکلاتی روبرو نخواهیم شد.
(جوانهایی که نمیدانند این گونه تشعشعات چه صیغهای است از بزرگترها بپرسند که یادشان هست)
سوال دوم اینکه، آیا رئیس جمهور محترم این بار هم تا خواباندن فتنه در کردستان چکمهها را از پاهای مبارکشان در نخواهند آورد، یا اینکه این مرتبه بخاطر باز هم پیری دیگر نای چکمه پا کردن ندارند؟
سوال سوم
قبل از تشریف فرمایی به ایران آیا وضع هووی دخت گرامیشان را مشخص کردهاند؟ منظورم خانم مریم رجوی است تا خدای نکرده یک مرتبه بین این دو هوو درگیری ایجاد شود و ایران را به یک جنگ داخلی بکشاند!
زیاده عرضی نیست فقط دستور بفرمایید به اطلاع عموم برسانند برای عزیمت به ایران با ایرفرانس میخواهید بروید یا با ایران ایر. آخه با وضع هواپیمایی ایران ایر میترسیم شما هم به لقا الله پرتاب بشوید، همانگونه که میدانید ما تحمل از دست دادن یک رهبر فرزانه دیگر را نداریم.
-------------------------
پ.ن.:
چند سال پیش در اسلو رادیویی که هفته ای یک بار شب ها برنامه فارسی پخش میکرد بخشی از این برنامه را به پرسش و پاسخ با سیاستمداران و شنوندگان اختصاص داده بودند که هر هفته از یک شخصیت شناخته شده سیاسی دعوت میکردند و از طریق تلفن شنوندگان میتوانستند از آن اشخاص بصورت زنده سوال کنند و جواب دریافت کنند.
در یکی دو برنامه هم آقای بنی صدر میهمان این برنامه بودند. حقیر تقریبا هر هفته سوالهایی را بعنوان یک شنونده مطرح میکردم. هفته اولی که آقای بنی صدر در این برنامه شرکت کرد من سوالی را از ایشان کردم که ایشان بلافاصله با اعتراض به سوال بنده پاسخ ندادند. سوال در حد همین سوالهایی بود که در همین مطلب امروز خواندید، البته بصورت خیلی جدی و نه طنز.
تا آن روز تمام میهمانان آن برنامه بدون پیش شرط در این برنامه شرکت میکردند و سوال و جوابها هم بدون سانسور و مستقیم پخش میشد. از همان شبی که من سوالم را مطرح کردم، آقای بنی صدر پس از طرح سوال من با مجریان برنامه اتمام حجت کرد که اگر برنامه مستقیم باشد حاضر به شرکت در برنامه نخواهد بود و سوالها قبل از طرح در برنامه باید در اختیار ایشان قرار بگیرد.
دوستان آقای بنی صدر به دموکراسی اعتقادی ندارد اگر با رژیم جمهوری اسلامی مخالفت کرده فقط بخاطر این بوده که خود را برتر از این آقایان میدانسته و پیش خودش چنین تصور کرده بوده که این حق اوست که بر اریکه قدرت تکیه بزند. حالا اگر شما فکر میکنید که باید زیر بیرق این آدم سینه بزنید این حق شماست همان طور که سال 57 آنهایی که رفتند و زیر بیرق خمینی سینه زدند حقشان بود، من هم به نوبه خودم حق دارم این اراذل و اوباش را افشا کنم. به این زودیها هم قصد خفه شدن ندارم.
این هم از هنرهای رئیس جمهور منتخب امروزمان

یک خبر:



کنجکاو عزیز
یک ملای احمق (دست نشانده) توی دانمارک حرکتی را شروع میکند، حالا تمام نیروی سیاسی اروپا بسیج شدهاند با این حال قادر نیستند آتش بپا شده را خاموش کنند. (یک دیوانه سنگی را در چاهی میاندازد حالا 40 عاقل نمیتوانند آنرا از چاه در آورند).
این شعاری است که بر روی یکی از پلاکارتهای تظاهر کنندگان تهران برای اعتراض به مساله کاریکاتورهای محمد به نمایش گذاشته شده بود (
از عوام بدتر آنهایی هستند که به اصطلاح خود را عوام نمیدانند! ارواح عمه جانشان بعضیشان حتی جو زده شدهاند و خیال میکنند روشن فکر هم هستند باور ندارید!؟ با نگاهی به بیانیه (مثلا هنرمندان کشورمان!!) باورتان خواهد شد. با دیدن این همه عجایب چارهای بجز گریستن برای ایران نداریم:
بحث آقایان عربده کش در جریان ماجرای کاریکاتورهای محمد بر این اساس پی ریزی شده که: در اسلام نشان دادن یا ترسیم عکس محمد و شرکا گناه محسوب میشود و هر کس این کار را کرد مستوجب فلان و بهمان است. اگر بخاطر داشته باشید آقایان اوایل انقلاب هم از همین اراجیف زیاد بهم میبافتند ولی همین که منافعشان ایجاب کرد تبصرهای برای آن ساختند.