« December 2005 | Main | February 2006 »

January 31, 2006

وقتی مسلمانان کون گشاد گه زیادی می‌خورند

پیش زمینه:
زیتون می‌نویسد:
4- بدترین قسمت‌های شب‌های برره قسمت‌هایِ زوری اون بید!
یعنی قسمت‌هایی که به سفارش آقای ضرغامی نوشته شده!
چند شب پیش مثلا خواسته بود ماجرای اسرائیل و فلسطین رو نشون بده.
مردی به نام مهندس"موشه" به برره میاد و زمین‌های روستایی‌های ساده‌دل رو یکی یکی می‌خره. این قسمتش خیلی مسخره و بی‌مزه و بی‌سر وته بود. در جایی مردم اسم " موشه" را مسخره می‌کنن. می‌گن آقا موشه و گربه‌هه و تام و جری و... همه می‌دونن که موشه یعنی موسی( پیغمبر یهودی‌ها) مثلا موشه‌کاساب همون موسی‌قصاب یزدی خودمونه. خوب حالا اگه کسی اسم پیغمبر مسلمون‌ها رو مسخره کنه برخورد امثال ضرغامی‌ها باهاشون چه‌جوریه؟کفن می‌پوشن و می‌ریزن تو خیابونا:)

داستان اسلام و شمشیر کشیدن مسلمین بر روی این یا آن برای ما ایرانی‌ها پدیده تازه‌ای نیست سال‌هاست که از فاضلاب متعفن اسلام رنج می‌بریم.
داستان این بار از آنجا شروع شد که یک روزنامه دانمارکی به نام یلاند پُستن با چاب دوازده کاریکاتور از محمد پیغمبر مسلمانان باعث می‌شود که مسلمانان دوباره باد در بیضه‌ها اندازند و شروع به واق واق کنند. بعد از آن یک مجله مذهبی نروژی در حمایت از یلان پُستن اقدام به دوباره چاپ همان کاریکاتورها می‌کند و اینبار صدای واق واق کشورهای مسلمان بیشتر بلند می‌شود و شروع به تهدید می‌کنند و از همه بد تر صحبت از تحریم صادرات این دو کشور می‌کنند و الخ. این اروپایی‌های بی خایه هم که تا دست روی منافع مالی‌شان بگذاری مثل جن که از بسم الله فرار می‌کند کک به تنبانشان افتاده و زبونانه نزدیک است که تمام پرنسیپ‌هایشان را از حقوق بشر گرفته تا آزادی بیان و کش و ماست و دوغ را یک شبه فراموش کنند و مخصوصا وقتی گشنه گداهای مسلمان مهاجر مقیم اروپا شروع به شاخ و شانه کشیدن می‌کنند آقایان سیاست پیشه مقیم اروپا هم یک مرتبه مثل جن زده‌ها زبونانه حرف از عذرخواهی و الخ می‌زنند (بخوانید به گه خوردن افتادن). یکی نیست از این گدازاده‌های مسلمان بپرسد چطور است که دنیای مرفه اروپا برای گشنه گداهایی مثل شما خوب است، ولی همین که پای ساختارهای اساس برپایی این کشورها به پیش می آید بدرد شما نمی‌خورد؟ و در حقیقت آمده‌اید اینجا تا به این کشورها هم مثل کشورهای عقب افتاده خودتان برینید و بروید!؟

اروپایی بی خبر از همه جا هم غافل از اینکه اگر در مقابل مسلمان زبون عقب نشینی کردی تا تو را نابود نکنند دست بردار نیستند.
چیزی را که حضرات اروپایی نمی‌دانند این است که در مقابل اسلام یا باید با زور شمشیر جنگید تا این حرامزادگان زاده محمد عقب نشینی کنند یا باید مثل دوران محمد پاپتی خراج داد یا کشته شد.
از همه جالب تر آقای کلینتن هم زر یامف زده‌اند و بر اساس این خبر، ترسیم کاریکاتور مربوطه را محکوم فرموده‌اند (یعنی آزادی بیان غربی ها به گوزی بیشتر بند نیست)


کل ماجرا را از این آدرس به زبان نروژی بخوانید


این قسمت قرار بود مقدمه باشد دیدم مطلب زیتون بیشتر برای مقدمه به دل می‌چسبد.
یک کسی رفته روی گوگل جستجو کرده (کاریکاتور موهن روزنامه دانمارکی) سر از وبلاگ من دراورده دیدم نباید ملت ایران را از این کاریکاتورها محروم کرد بهمین خاطر با هزار و یک مکافات روی نت این کاریکاتورها را برایتان پیدا کردم و در این آدرس همه را به امت همیشه در صحنه تقدیم می‌کنم.

-----------------------------
کاریکاتور از این آدرس
http://www.faithfreedom.org/Gallery/28.htm

آدرسهایی در باره همین موضوع:
http://www.bt.no/meninger/kommentar/article235588.ece
http://www.dagbladet.no/nyheter/2006/01/26/455939.html
http://www.rights.no/islam_gen/hrs_25.20_081205_110.htm

January 30, 2006

نویسنده ی جوان زیر شکنجه و سکوت رسانه ای

نویسنده ی جوانی به نام «الهام افروتن» به دلیل انتشار یک مقاله ی طنز سیاسی، در معرض شکنجه و در خطر مرگ قرار گرفته است. اتهام او نوشتن مقاله ای به نام «مبارزه با ایدز حکومتی را علنی کنیم» در یک روزنامه ی محلی به نام «تمدن هرمزگان» است که به مدیر مسئولی یکی از راهیافته گان به مجلس رژیم اسلامی در استان هرمزگان منتشر می شود.

الهام افروتن در این مقاله آیت الله خمینی را به ایدز تشبیه کرده است که در سال 57 از فرانسه به ایران منتقل شد، او لاجوردی ها و و خلخالی ها را به عنوان ناقلان اولیه ی بیماری معرفی نموده و و مراکز تجمع کنونی بیماری را سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و قوه ی قضائیه و نمود عینی بیماری را محمود احمدی نژاد معرفی کرده است.

او در این مقاله خاتمی را به آنتی ویروسی تشبیه کرده که علاوه بر عدم توانایی در نابودی بیماری، در تکثیر این بیماری نقش عمده ای ایفا نموده است.

الهام افروتن از اعضاء اصلی انجمن داستان نویسان شهر بندرعباس بوده و جامعه ی ادبی شهر بندرعباس به توانایی های ادبی او اعتقاد دارند. چند تن از اعضاء این انجمن در نامه ای خطاب به مریم هوله و پایگاه ادبی «مانیها» خواستار اطلاع رسانی درباره ی وضعیت او شده اند. این نویسنده ی جوان هم اکنون در بازداشتگاه های اطلاعات استان هرمزگان به سر می برد و ظواهر امر نشان می دهد که جریانات حکومتی سعی در حذف بی سروصدای او دارند.

با توجه به این که مسئولیت نشریه ای که اقدام به انتشار مقاله ی مورد نظر نموده است، برعهده ی یکی از راهیافته گان مجلس رژیم اسلامی ایران است، این شخص و جریاناتی که او را مورد حمایت قرار می دهند، با حذف این نویسنده ی جوان سعی در بازسازی چهره ی این راهیافته و نشریه ی او دارند و در مقابل هر گونه تلاش برای نجات او مقاله ی او را «غیر قابل دفاع» می نامند.

گمنامی این نویسنده ی جوان و عدم اطلاع رسانی درباره ی وضعیت او می تواند دست حکومت ایران و عوامل آن را برای هر گونه جنایت و سپس سرپوش گذاشتن بر آن باز خواهد گذاشت و هم چنان که بر هیچ کس پوشیده نیست، رژیم حاکم بر ایران در این گونه جنایات، پرونده ی سیاهی دارد و به عنوان مثال جنایتی که در مورد خانم زهرا کاظمی صورت گرفت، به لطف تابعیت کانادایی ایشان و بازتاب خوب رسانه ای همیشه در اذهان باقی خواهد ماند. در صورتی که خانم کاظمی حتی بر طبق قوانین رژیم ایران نیز هیچ جرمی مرتکب نشده بود و حتی برای دستگیری او هیچ توجیهی وجود نداشت. یادآوری این خاطزه ی تلخ؛ شدت خطری که این نویسنده ی جوان را تهدید می کند، روشن تر می کند. عدم اطلاع رسانی در این مورد می تواند به مرگ فجیع یک انسان زیر شکنجه منجر شود، هیچ انسانی نباید به خاطر آراء و عقایدش مورد شکنجه قرار گیرد، زندانی یا کشته شود و موافقت یا مخالفت ما با آراء و نظریاتش نباید باعث شود که در برابر آزار و قتل او که تجاوز به حقوق تمامی انسانها است، سکوت کنیم. همین دلیل از تمامی رسانه ها، انجمن های دفاع از حقوق بشر، دفاع از روزنامه نگاران، دفاع از زندانیان سیاسی، انجمن های دفاع از حقوق زنان، فعالین سیاسی و تمامی انسانهای آزاده و آزاداندیش و تمامی کسانی که برای آزادی بیان و اندیشه مبارزه می کنند و آن را محترم می شناسند، فارغ از تمام موضع گیری های سیاسی و ... تقاضا می کنیم برای نجات این نویسنده ی جوان از مرگی تلخ و دردناک نجات دهید.

انتشار این خبر حتی در یک وبلاگ بیشتر هم می تواند عامل بازدارنده ای دربرابر این تجاوز باشد، پیشاپیش دستان همه ی شما را که به یاری او برمیخیزید، می بوسیم.

با احترام و عشق

هومن عزیزی و مریم هوله

www.maniha.com

برگرفته از وبلاگ شمر

مبارزه علنی با ایدز
بیایید آشکارا با مردم در مورد ایدز سخن بگوییم و مبتلایان
را از رنج آن نجات بخشیم . واضح و مبرهن است که ایدز یک بیماری خطرناک است که از میمونی که شبیه انسان است به بشر عادی منتقل شده . مردم تا قبل از شیوع این ویروس خطرناک زندگی عادی شان را می کردند ، می زدند و می رقصیدند و کافه کاباره می رفتند و در رستوران غذا می خوردند و زن می گرفتند و به هم خون می دادند و بدون نگرانی به عملی که منجر به تولید مثل می شود مبادرت می ورزیدند .خلاصه بساط کباب و شراب هم بود و هر کس به فراخور وضع خود به حال کردن مشغول و به شعار جنگ نکن عشق بورز هیپی ها اجر می گذاردند .تا اینکه یکنواختی دلشان را زد و شیر پاک خورده ای، رفت پیش میمون آلوده ی نفرین شده و نمی دانم با او چکار کرد که گرفت و چون به بستر همسرش رفت او را هم آلوده کرد و یک بدبخت دیگر ( احتمالاً همسایشون اینا ) مبتلا شد و شوخی شوخی هزاران هزار و بعد ملیون ها نفر آلوده شد . واضح و مبرهن است که ویروس ایدز خیلی حرامزاده میباشد و سریع قیافه عوض می کند و هر چه سیستم ایمنی زور می زند ، ( ایدز) به حیات ننگینش ادامه می دهد . ایدز بر دو نوع است : بیولوژیک و پولیتیک . امروز می خواهیم نوع پولوتیک را زیر میکروسکوپ قرار دهیم . و به توصیه و مبارزه علنی علیه آن بپردازیم .

ایدز در سال 57 از فرانسه به ایران وارد شد و چون بدن افراد پذیرش آن را داشت در عرض مدت کوتاهی تمام ساختار اجرایی و قانون گذاری را آلوده کرد وبه ملت هم در اثر هیجان بیش از حد و شور جوانی از اعمال رنجی که بر روی او صورت می گرفت لذت مازوخیستی دست می داد ... وقتی کار از کار گذشت دیدند ای وای ، رعایت نکات بهداشتی نکرده ، خود را به دست خلخالی ها ،هادی غفاری ها ، و ماشائالله قصاب ها و امسال تیغ زن ها داده . و از آن تاریخ به بعد که هیجان شور و جوانی و عشق آن که قابل گفتن نیست- فروکش کرد و و ملت را کهولت در پیش گرفت و فهمید که چه خاکی به سر کرده و سعی کرد که از دست منبع ایدز حکومتی بگریزد اما دیگر آن منبع ول کن نبود و ملت را دنبال می کرد و کاری که نباید انجام می شد انجام شد و روزانه بر تعداد مبتلایان افزوده می گشت . و خبرگان و متفکران و اندیشمندان برای اینکه به این بیماری مبتلا نشوند راه خارج در پیش گرفتند ولی ای اقا کجای دنیا افراد مشکوک به ایدز را دوست دارند که آمریکایی ها و اروپایی ها دوست داشته باشند ؟ تازه مال خودشان هم زیادی است چه برسد به نوع وارداتیش . نتیجه ان شد که از همان گیت اول با آن ها مثل یک ایدزی واقعی بر خورد شد . انگشت نگاری، ندادن ویزا، گرفتن پاسپورت به گونه ای دیگر... تازه پس از این ها مامور با دستکش به دنبال عوامل مرض تا انجا که گفتنی نیست را معاینه می کرد ( تازگی ها مشاهده شده که بر سر گذزگاه های مرزی وبلاگ آدم ها را با گوگل کشف می کنند و می خوانند و به استناد نوشته های آدم پی به بیمار بودن یا نبودن او می برند . از نشانه های بیماری که بگذریم عملکرد این ایدز حکومتی بسیار جالب است ...
هسته مرکزی این ویروس در جاهای مخفی مثل سازمان های موازی و تاریکخانه ها تکثیر می شود و در محیط های کاملاً بسته و دور از چشم رشد می کند و به ناگهان از چند کانال به مردم اهل اندیشه هجوم می آورد .بخش تئوریک ان از طریق مطبوعاتی که با یک رگ مستقیم به این تاریک خانه ها وصل است ، به داخل جامعه حمله می برد و بخش پراتیک آن توسط اشخاصی که قیافه ترسناکی دارند و حال و حوصله درستی ندارند و گوشه چشمشان می پرد و لبشان از شدت خشم و عصبانیت می لرزد از طریق ماشین های پرده دار و بخصوص فولکس واگن ، به وسیله ابزاری مانند لنگه کفش و شیشه عرق و کارد و خنجر و طناب و سیم پیانو و دسته جک و آب حوض و شیاف پتاسیم وداروی نظافت و کابل و شلاق و وسایل مشابه به بدن های سالم هجوم می آورد و شخص را آلوده و در فاصله زمانی مختلف از چند ساعت گرفته تا چند ماه به آن دنیا روانه می کند . و گاه در بدن شحص می ماند و تا آخر عمر موجب هراس و وحشت او حتی از سایه خودش می شود .

چگونه در مقابل ایدز حکومتی مصون شویم؟

نا گفته نماند که درون دستگاه حکومتی گلبول هایی هستند که سعی میکنند عمل این ویروس را کند کنند و از میزان آسیب آن بکاهند . اما خود آن گلبول های بدبخت هم یکهو توسط ویروس خورده میشوند و آه و حسرت در دل گلبول های زنده مانده میگذارد . و آن گلبولها می رودند بر ضد ویروس برنامه درست میکنند و معتقدند که تا 700 سال دیگر شاید بتوان آن را ساکت کرد . البته سابقه آزمایش ها نشان داده که نه تنها ویروس بی خطر نشده بلکه ترتیب گلبول ها را به شکل پیچیده تری داده . . گاه مخ گلبول را نشانه رفته و او را تا آخر عمر علیل کرده ، گاه در سلول های تنگ ماده وحشت و تنهایی به گلبول خورانده و تا آخر عمر او را ساکت کرده ، گاه گلبول را با تقلب در انتخابات به بیرون از عروق حیاتی و پیشابراه پرت کرده .
.اما سروران ارجمند ما باید ضمن توجه به عمل گلبول ها و کمک به مبارزه آن ها ، به فکر خودمان هم باشیم و جانمان را از دست این ویروس بدنهاد نجات دهیم . برای سالم ماندن خود و خانواده تان سعی کنید هیچ تماسی با ویروس نداشته باشید و به کا و زندگی و نماز روزه تان مشغول باشید .اگر کنجکاوی و شر و شور جوانی دارید و جلو رابطه داشتنتان را نمی توانید بگیرید ، با عرض معذرت با عرض معذرت ربانم لال از کاندوم استفاده کنید . این کاندوم در داروخانه خبر گزاری های دولتی فروخته می شود و خط قرمز نظام نام دارد و هر چند هی تنگ و گشاد می شود و باز هم زبانم لال از سز جایش در می رود ، اما بودنش بهتر از نبودنش است .( علامت مشخصه این کاندوم علامت ورود ممنوع و لطفاً خفه شوید در نوک آن است)
این کاندوم خط قرمز باعث می شود ویروس به شما نزند و شما عمری سرافراز زندگی کنید.به خاطر این کاندوم شما اوج لذت را درک نمی کنید ؟ به درک که درک نمیکنید . مگر از جانتان سیر شده اید؟ همان یک ذره لذت کافی است .شما یک جور ارتباط برقرار کنید که نه سیخ بسوزد نه کباب . حرف هایتان را دو پهلو و سه پهلو بزنید و به جای برخی اسامی از سه نقطه در وسط کروشه استفاده کنید . مطالبتان را در لفاف بپیچید و با استعاره و کنایه و صنایع بدیع سخن بگویید . مطلقاً با عامل اصلی ایدز و پلاسما و مواد ناقل مانند سپاه و قوه قضائیه و وزارت اطلاعات و جدیداً شخص رئیس جمهور محترم کاری نداشته باشید . از ما گفتن بود . تو خواه پند بگیر خواه ملال .امیدوارم درس امروز باعث نجات جان شما خردمندان گردد .

January 29, 2006

بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ) در رابطه با سرکوب فعالین سندیکای شرکت واحد

کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ) با محکومیت سرکوب وحشیانه اعتصاب کارگران شرکت واحد ،همه کاربران اینترنت را به یک کمپین اینترنتی در روز دوشنبه فرا می‌خواند.

بنا به گزارشات رسیده مامورین امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران شب گذشته با یورش به منازل کارگران مظلوم شرکت واحد با اعمال ضرب و شتم , صدها نفر را دستگیر کرده اند.در میان دستگیر شدگان همسران کارگران و کودکان دو ساله نیز به چشم می‌خورند. جرم دستگیر شدگان، اعتصاب برای بهبود شرایط طاقت فرسای شغلی آنان بوده است .

کانون وبلاگ نویسان ایران ضمن محکومیت این برخورد وحشیانه و خشن ، با توجه به سابقه دولت ایران درزمینه نقض گسترده حقوق زندانیان سیاسی مشتمل براعدام و شکنجه های مختلف روحی و جسمی و غیره بشدت نسبت به وضعیت دستگیرشدگان ابراز نگرانی کرده و همه ایرانیان و سازمانهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر را به اقدام فوری و موثر در برابر این جنایت وحشیانه فرا می‌خواند.
کانون وبلاگ نویسان ایران از همه وبلاگ‌نویسان و وب‌نویسان محترم تقاضا دارد: با نصب لوگوی سندیکای کارگران شرکت واحد در صفحات خود با ایشان اعلام همبستگی نموده و با همه امکانات به خانواده های دستگیر شدگان کمک کنند.

از همه وبلاگ نویسان و کاربران اینترنت درخواست می‌کنیم روز دوشنبه دهم بهمن ماه برابر با 30 ژانویه 2006 با تماس تلفنی و ارسال فکس به سازمان عفو بین‌الملل,دیده بانان حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل وپارلمان اتحادیه اروپا وهمچنین صلیب سرخ جهانی و روزنامه‌های محلی در کشورهای متبوعه ،آنان را در جریان موارد نقض آشکار حقوق بشر توسط رژیم قرون وسطایی ایران قرار دهند و خواهان پیگیری ایشان برای آزادی دستگیر شدگان گردند.

کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ)

January 28, 2006

سانسور نون و آب دار برای پارس آنلاین

چرا آقایان سانسور را بیشتر از حکومت دوست دارند و کاسه گرم تر از آش هستند؟
دلیل‌اش را در مقایسه دو قیمت زیر به آسانی می‌توانید پیدا کند. رژیم جیب آقایان (آقازاده‌ها) را پر می‌کند آنها هم مراقبت می‌‌کنند که خدای ناکرده یک مرتبه تلنگ حکومت در نرود و اینها از نان و آب بیفتند.


پارس آنلاین: 3700 کرون برای یک ماه استفاده از ADSL با سرعت (1024/512) این قیمت متعلق به تهران است در شهرستانها از این هم گرانتر است.
تله‌نور: 499 کرون برای یک ماه استفاده از ADSL با سرعت (6000/500)
دقت کنید که درآمد متوسط مردم ایران حداکثر ده درصد نروژی‌ها است، یعنی باید قیمت‌های پارس آنلاین را ضرب در ده کرد تا واقعیات درست نشان داده شود. تازه ADSL با سانسور به این معنی است که کم فروشی هم می‌کنند. سرعت شرکت نروژی هم که تقریبا شش برابر پارس آنلاین است.

January 27, 2006

دموکراسی ، اومد و نیومد داره!

داشتم این مطلب را می‌خواندم "انتخابات فلسطین : دموکراسی ، اومد و نیومد داره!" با خودم گفتم که چه ساده سرمان را کلاه می‌گذارند و طرح‌هایی را برایمان تهیه می‌بینند تا با پای خود به چاهی که برایمان کنده‌اند برویم یا بهتر است بگویم سرنگون شویم.
در پاسخ با این سوال‌ها می‌توان و باید یک سوال اساسی دیگر هم طرح کرد.
آیا آمدن بوش و بلر به خاورمیانه برای برقراری دموکراسی بود (هست)؟
اگر پاسخ این سوال مثبت باشد که یقینا نیست! باور بفرمایید این آقایان بوش و بلر را برای این همه هوش و ذکاوتی که به خرج داده‌اند را باید مجسمه‌شان را ساخت و بجای خودشان لای جرز گذاشت، آخه حیف جرز نیست چنین مبتکرینی را در خود جا دهد!؟
اگر پاسخ منفی باشد که یقینا هست! پس باید سوال‌ها را به گونه‌ای دیگر طرح کرد، و اینکه آیا از اساس مسیر مبارزه ما غلط نبوده؟ آیا نقشه راه را کسانی به دست ما نداده‌اند که در حقیقت هدفشان گمراه کردن ما بوده و از اول همین راهی را که رفتیم هدف اصلی آنها بوده. اتهام دائی جان ناپلئون زدن هم جزو همین پروژه هاست تا کسی جرات طرح سوالی را نداشته باشد. چه کسی بیشتر از آمریکا و انگلیس قدرت رسانه‌ای در منطقه دارد؟ چه کسی می تواند یک حرکت را به این سادگی در منطقه سامان دهد؟ یقینا وبلاگ فکسنی من و شما نیست، در عوض آنهایی که رسانه‌های بین‌المللی را در اختیار و کنترل خود دارند می‌توانند عکس خمینی یا هر سگ دیگری را در ماه بیندازند و عامه مردم را مثل حکایت خر دجال به دنبال خود بکشند.
آخر هر انسان عاقلی باید از خودش بپرسد چطور است که حماس تا آن روزی که جنبش فتح قدرت را در سرزمین‌های فلسطینی در دست داشت، این آقایان (حماس را می‌گویم) با هزار نوع کار شکنی و خراب کاری از شکل گرفتن یک کشور مستقل فلسطینی جلوگیری می‌کردند و درست زمانی که حکومت می‌خواهد شکل بگیرد (زمانی که قطار راه افتاد و میوه درخت مبارزه رسیده شد) همه آقایان یک شبه دست از ماشه بر می‌دارند و سیاست مداری را جایگزین جنگ ورزی می‌کنند؟ نکته اساسی تر اینکه چگونه است که همان حماسی که دیروز یک سازمان تروریستی بود امروز با حمایت آمریکا در یک رای گیری، موفق به کسب قدرت می‌شود، چرا؟ مگر آمریکا حماس را یک سازمان تروریستی نمی‌نامد؟ مگر آمریکا به منطقه نیامده تا ریشه تروریزم را از جهان برکند؟
پس چرا زیر چکمه‌های آمریکا و انگلیس یکی یکی حکومت‌های شیعی متولد می‌شوند؟
مگر مقتدی صدر در عراق نبود چطور شد که یک مرتبه سر از ایران در می‌آورد؟ چگونه ممکن است که آمریکا کل منطقه‌ای را به خاک و خون بکشد و هر جنبده‌ای را در منطقه درگیری با مقتدی صدر قتل عام کند ولی این موش بتواند از دستشان در برود؟؟ مگر اینها نمی‌گویند که تمام منطقه را با ساتلیت‌های خود زیر نظر دارند و هر جنبده‌ای را می‌توانند ردیابی کنند.
از همه جالب تر اینکه آقایان بوش و بلر (منظور حکومت هایشان هست) موفق شدند در یک مدت زمان 27 ساله کل منطقه را بدست شیعیان که در حقیقت در اقلیت هستند بسپارند و زمینه را برای یک دست شدن منطقه برپا کنند. آن هم چه یک دست شدنی! بر هیچ کس پوشیده نیست که قلاده علمای اسلام مخصوصا شیعی آن در دست چه دولتی است.

January 26, 2006

ماشین‌های جستجوگر اسلامی!

چند مدتی است از یک سایت داخلی با این آی‌پی 80.191.91.128 و گاهی با آی‌پی های دیگر تقریبا روزانه بصورت اتوماتیک این وبلاگ جستجو (سرچ) می‌شود. به این دلیل می‌نویسم بصورت اتوماتیک، چون که زمان اتصال به سرور تا وقتی که اطلاعات مورد نیازشان را از روی سرور برمی‌دارند و اتصال را قطع می‌کنند چیزی کمتر از 5 تا 10 ثانیه است و مخصوصا اتصال‌ها به فاصله چند ثانیه مجددا تکرار می‌شوند وحجم اطلاعات برداشته شده بیشتر از یک بازدید کننده معمولی است، این نوع اتصال (کانکشن) به سرورها معمولا برای جستجو و بایگانی کردن است، از همان نوعی که گوگل انجام می‌دهد البته مال این آقایان گویا از نوع هندلی آن هست، چون سرچ هایشان کمی طولانی‌تر از حد معمول است.

معمولا من به این گونه مسائل اهمیت نمی‌دهم، حتی از ماشین‌های جستجوگر دولتی هم می‌آیند و نمونه برداری می‌کنند آن هم اهمیتی ندارد، اینکه این بار در مورد آن می‌نویسم به خاطر این موضوع است که کسانی که پشت این جستجوها و بایگانی کردن‌ها هستند از مراکز قم و حومه و از دفاتر آیت الله‌ها هستند (The Aalul Bayt IT Center, An Islamic Shi`a site affiliated with the Office of Ayatullah al-Uzma, Qom, IRAN) به همین خاطر اطلاعات را اینجا می‌گذارم تا شاید آنها هم بخوانند و بدانند که ما می‌دانیم که دارند چه کار می‌کنند.

برای خنک شدن دل خودمان هم که باشد همین جا یک بیلاخی نثار آقایان می‌کنیم. درضمن به اطلاع آقایان برسانم که هرگاه صلاح بدانم می‌توان با سه سوت جلو ورودشان را به این سرور بگیرم ولی فعلا گذاشتم بیایند بخوانند تا بلکه سواتشان بالا برود.

January 25, 2006

انتصاب ابولهودر دامن افضاته به امامت جمعه جروزالم

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب مستطاب مستراح سیدالاعلام و حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید هودر کانادایی دامن بركاته
اکنون که جنبش حماس دست ما را توی حنا گذاشته و دارد با اسرائیلی‌های ملعون لاس خشکه می‌زند و از امامت آن دیار کناره گیری کرده جنابعالی را كه مزین به زیور بلاق و چه و چه و مفت خر به خدمات ارزنده به نظام مقدس جمهوری اسهالی و سرافراز به تقدیم شهدای عالی مقام میباشید، به امامت جمعه‌ى جروزالم و حومه و نمایندگی خود در میان مردم مومن و شجاع و شهید پرور جروزالم منصوب می‌كنم .
اسرائیل و الخصوص جروزالم در تاريخ انقلاب دارای نقشی ویژه است و مردم هوشمند و لایق آن، برجستگی‌های فراوانی را در میدان جهاد و سیاست و علم و سازندگی از خود نشان داده‌اند. فراموش نکنید که طایر طیّاره همین جروزالمی‌ها بود که ما را در سخت ترین شرایط جنگ با صدام عفلقی کمک و یاری رساند.
جوانان پرشور وانقلابى آن در همه‌ى آزمايش‌هاى دشوار توانستند راه درست را هوشیارانه بیابند و آن را شجاعانه طی کنند. نام شهیدان پرآوازه‌ى جهود مثل شارون دامن افاضاته هم اکنون در چهار گوشه‌ى گیتی با گوش دل و جان مردم شهید پرور آشناست .

در خاتمه محشور شدن شما و حضرت حجت السلام شارون دامن افاضاته را در بهشت با حوریان بهشتی از خداوند من نان مسالت دارم.

والسلام عليكم و رحمه الله

سیدعلی گدا
24 ذی الحجه 1426

January 23, 2006

قمار آخر!

larijani_sadr.jpg
منبع عکس


اینکه آقایان در اغتشاش‌های عراق دست داشتند بر کسی پوشیده نبود ولی اینکه امروز خودشان چنین آشکارا نقش خود را در عراق برای همه به نمایش می‌گذارند نشان از این دارد که آقایان در حال بازی کردن برگ‌های آخر بازی هستند.

وقتی که ملاها به آخر خط می‌رسند

آقایان در خبری پس از شایعاتی در باره جابجایی حساب‌های ارزی ایران، بعد از اما و اگرهای فراوان و تکذیب، مجبور شدند این امر را تایید کنند (رییس‌کل بانک مرکزی: حساب‌های ارزی ایران به آسیای جنوب شرقی منتقل شد).

پس از تایید تازه متوجه شدند که چنین عملی چه تاثیر منفی بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت در نتیجه دوباره به میدان آمدند و همان چیزی را که قبلا تایید کرده بودند اینبار تکذیب کردند (روابط عمومی بانک مرکزی امروز بار دیگر در نمابری اعلام کرد:« این خبر که ذخایر ارزی کشور ایران به کشورهای آسیای جنوب شرقی منتقل شده تکذیب می‌شود.)،

غافل از اینکه این تکذیب و تاییدها خود به تنهایی قادر است هر بازار اقتصادی را به لرزه در آورد، چه رسد به اقتصاد ورشکسته ایران. آقایان هنوز بعد از 27 سال حکومت این پیش پا افتاده ترین مسئله سیاست پولی را درک نکرده‌اند.
حالا بعد از این ندانم کاری آقایان هم این یک خبر (غول بانکی سوییس (UBS) انجام کلیه امور تجاری با ایران را متوقف کرد) کافی است تا بازار آقایان و در نتیجه دکانشان را تخته کند.

حالا گویا ضرب‌المثل "قوز بالا قوز شدن" که می‌گویند حکایت همین وضع آقایان را دارد. مشکلات عدیده‌ی سیاسی بین‌المللی که از قبل داشتند کم بود حالا خودشان با دست خودشان یک قوز دیگر هم گذاشتند بالای قوز قبلی.
سرمایه گذار چه ایرانی چه غیر ایرانی وقتی پول و دارایی خود را در خطر ببیند سعی در ایمن کردن آن می‌کند. ایمن کردن دارایی هم چیزی نیست بجز جابجا کردن آن و آن را به مکانی امن منتقل کردن.
حالا باید آقایان پس از افتضاحی که آقای احمدی نژاد بر سر بازار بورس ببار آورد، این بار باید منتظر افتضاح دوم اقتصادی خود در کمتر از 6 ماه باشند. این یکی به مراتب بدتر از اولی است زیرا مساله این بار نه تنها بازار داخلی را تحت تاثیر خواهد گذاشت بلکه بازار بین‌المللی ایران را هم که با آن سروکار دارد دچار مشکل خواهد کرد.
اگر آقایان منتظر بمب و حمله نظامی یا فشار سیاسی به ایران بودند، حالا باید بدانند که تنها این دو مقوله نیست که می‌توان از آنها بعنوان ابزار سرنگونی استفاده کرد، رژیم ملایان را می‌توان با این گونه فشارها هم سرنگون کرد، مخصوصا برای کشوری که از قبل با مشکلات عدیده اقتصادی مواجه است.

January 22, 2006

مجتبی سمیعی نژاد ، وبلاگ نویس ِ محبوس در زندان قزل حصار کرج

mjtaba.jpg

مجتبی سمیعی نژاد ، وبلاگ نویس ِ محبوس در زندان قزل حصار کرج ، ساعت سه و نیم امروز شنبه 1 بهمن هشتاد و چهار به همراه دو مامور محافظ و در حالی که دستبند به دست داشت اجازه یافت در امتحان آخر ترم ِ دانشگاه خود حضور یابد. وی دانشجوی رشته ی ارتباطات اجتماعی ِ دانشگاه آزاد ، واحد تهران مرکز است و به خاطر تعلل مسئولین زندان نتوانست در سه امتحان ِ نخست خود شرکت کند. مسئولین حراست دانشگاه به او اجازه ی نشستن در بین بقیه ی دانشجویان ِ امتحان دهنده را ندادند و وی را به کلاس خالی ای هدایت کردند و او با دستبند به نوشتن پاسخ سوالات ِ امتحان اش مشغول شد. سمیعی نژاد را بلافاصله بعد ازامتحان به زندان باز گرداندند. این وبلاگ نویس قرار است به همین گونه در دو امتحان ِ باقی مانده اش در تاریخ های دوم و ششم بهمن شرکت نماید. سکوت ِ رسانه های عمومی در مقابل سیر پرونده ی این وبلاگ نویس باعث شده که او یک سال و نیم در زندان ( هشتاد و هشت روز انفرادی ) ، بدون حتی یک روز مرخصی محبوس باشد. وی به خاطر توهین به مقام رهبری به دو سال حبس محکوم گشت که این حکم پس از اعتراض وی توسط دیوان عالی عدالت تائید شد. همچنین او در پرونده ی دیگری به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی به ده ماه حبس محکوم شد که این حکم پس از درخواست تجدید نظر هم اکنون به دادسرای ارشاد ارجاع یافته است و در حالت مسکوت و مسکون به سر می برد.

لطفا" اگر در باره‌ی مجتبی می‌نویسید به همین وب‌لاگ (من نه من‌ام) لینک بدهید.

January 19, 2006

تيغ برهنه در کف زنگی مست

پ.ن. دوم:
دلم نیامد این یکی را هم از شما دریغ کنم فقط پاراگراف اول نمونه ای است سخنان یک انسان درد کشیده که عمق قلب صحبت می کن.:

آقاي موسوي خوئيني‌ها مقصر شماييد نه دانشجويان
سه‌شنبه، 27 دی 1384


دکتر محمد ملکی

قصد نداشتم از خاطرات و اطلاعاتم در مورد افرادي كه در اين 27 سال ستونهاي اصلي نظام بوده‌اند ـ جز به ضرورت ـ سخني بگويم، چه بايد اين مهم به عهدة مردمِ ايران باشد تا با ملاحظة اعمال و رفتار اين جماعت و مقايسة آنچه پيش و پس از انقلاب ادعا مي‌كردند و مي‌كنند پي به صداقت يا خباثت آنها برده بر همگان روشن گردد اينها در كسوت روحانيت و خود را رابط خدا و خلق دانستن با بندگان خدا چه‌ها كردند و مي‌كنند و چگونه از خدا و پيامبر و كتاب و امامان براي حفظ قدرتِ خود «ابزار» مي‌سازند و همين آگاهي موجب گردد مردم راهِ آيندة خود را با شناخت بيشتر برگزينند. اما موضع‌گيري‌هاي اخير آقاي سيد محمد موسوي خوئيني‌ها و حملات شديد او به دانشجويان و برخورد تند و خشمگينانة ايشان با دگرانديشان و شكنجه‌ديده‌ها و زندان‌رفته‌ها و به فراموشي سپردن خانوادة اعدام‌شدگان دهة 60 به‌ويژه قتل‌عام سالِ 67 و اتهام طرفداري دانشجويان از شاه و بوش و دفاعشان از اعمالِ گذشتة رژيم و حملة مغرضانه به مخالفين و منتقدين نظام ولايي و عدم آشنايي كامل دانشجويان و نسل جوان با گذشتة آقاي خوئيني‌ها و ديگر قدرت‌به‌دستان بر آنم داشت تا برخلاف رويه‌اي كه تاكنون در پيش گرفته بودم براي دفاع از دانشجويان كه بيشتر مورد خطاب ايشان هستند، در اين نوشته فعلاً قسمتِ كوچكي از حقايقي را كه به فعاليتهاي سياسي اين روحاني، به‌خصوص پس از پيروزي انقلاب مربوط مي‌شود بازگو نمايم تا اخطاري باشد براي ديگر سردمداران نظام ولايي.
برای مطالعه باقی متن اینجا را کلیک کنید.


پ.ن.: دلم نیامد این لینک را از شما دریغ کنم، باور کنید حرامزادگان در دنیای ما فقط مصباح و خامنه‌ای و شرکا نیستند. این مدلش را من هنوز ندیده بودم:
The Leaders are the sun of the nation and mankind


همان گونه که عده‌ای حدس زده بودند حکومت گران ایران در حال سوء استفاده از مساله اتمی به نفع خود هستند، از این رو وظیفه همه ماست تا با افشاگری و بحث پیرامون این مساله سعی در خنثی ساختن این حیله شویم.
خمینی زمانی که جنگ ایران و عراق درگرفت آنرا یک نعمت خواند، همه می‌دانیم که این ادعا بسیار دقیق بود و همان گونه که سران حکومت آخوندی حدس زده بودند جنگ نعمتی شد برای تحکیم پایه‌های رژیمی که همه گمان می‌کردند در عرض چند سال سقوط خواهد کرد.
همچنین با شروع تهدیدهای آمریکا بحث این موضوع که یک جنگ دیگر می‌تواند مجددا باعث مستحکم شدن پایه‌های لرزان رژیم شود هم استدلال درستی است.
نکته‌ای که در این گونه استدلال‌ها باید به آن توجه شود هم ساختار حکومت آخوندی است. ساختار این رژیم تنها و تنها بر پایه بحران پی ریزی شده و بدون بحران مخصوصا از آن نوع که بتواند دوباره عامه مردم را تهییج کند برپا شده.
مساله اتمی ایران هم از همین نوع است. ملاها با اعمال سانسور و فشار بر کسانی که ممکن است بر علیه این برنامه اتخاذ موضع کنند و هم زمان تبلیغ وسیع و دامن زدن به مساله ناسیونالیسم و میهن پرستی کور و این استدلال که "چرا ایران نباید مثل همه ملل دنیا دسترسی به این تکنولوژی داشته باشد" می‌خواهند مجددا عامه مردم را برای مقابله با آمریکا و در نتیجه بسیج ملت به نفع خود دوباره به میدان بکشند و رژیم خود را بیمه کند. فراموش نکنیم که مساله ناسیونالیسم نزد ملاها تا امروز هیچ جایگاهی نداشته و همیشه در همه این 27 سال رژیم بر طبل اسلام کوبیده و ایران را برای اسلام می‌خواسته و با هر پدیده ایرانی با جدیت و شدت برخورد کرده. باور کنید اگر رژیم توانسته بود در این 27 سال حتی زبان ما را هم به عربی تغییر داده بود، پس بیایید دوباره فریب حیله ملاها را نخوریم.

استدلال بسیار ساده است، باید از خود پرسید که ملت ایران و نه رژیم این تکنولوژی را برای چه می‌خواهد. آیا ملت ایران نیاز به انرژی اتمی دارد؟ پاسخ به این سوال بسیار آسان است با نگاهی به حجم ذخایر انرژی ایران پاسخ این سوال منفی است، حداقل در کوتاه مدت ملت ایران نیازی به انرژی اتمی ندارد.
سوال دوم این است که آیا ملت ایران نیازی به سلاح اتمی دارد؟ پاسخ به این سوال هم ساده است. نه تنها ملت ایران در این اوضاع و احوال نیازی به سلاح اتمی ندارد که برعکس چنین ابزاری در شرایط امروز ایران درست مثل پاشیدن نمک بر زخم خواهد بود. دسترسی رژیم به چنین سلاحی سرنگون کردن رژیم ملاها را تقریبا غیر ممکن خواهد کرد. تنها فکر این موضوع که رژیم به سلاح اتمی دسترسی پیدا کند پشت هر انسان آگاهی را به لرزه در خواهد آورد.
فکرش را بکنید امروز شاید با فشار کشورهای دموکراتیک بتوان یا رژیم را به کلی سرنگون کرد یا حداقل با زیر فشار گذاشتن آن، حکومت را مجبور به عقب نشینی کرد. حال برعکس اگر رژیم به سلاح اتمی دست پیدا کند دیگر باید از فشار کشورهای دیگر بر آن فاکتور گرفت چون دیگر هیچ فشاری بر چنین رژیمی موثر نخواهد بود.


نگاهی به این مصاحبه بیندازید و بعد تصویر آن روزی را که رژیم به سلاح اتمی دسترسی پیدا کرده را ترسیم کنید و خود استدلال کنید که در چنین شرایطی چه به روز دنیا خواهد آمد. فکرش را بکنید رژیم با درست کردن بمب‌های کوچک اتمی و بستن آن به کمر انسان‌های روانی از این نوع چه آتشی می‌تواند نه تنها در ایران و خاورمیانه بلکه در جهان به راه بیندازد.

در این معرکه اتمی که برپا شده دل سوزان ایران و ایرانی تنها یک گزینه را پیش رو دارند و آن هم هم صدا شدن با جامعه بین‌الملل برای افزایش فشار بر ملاها تا شاید در این زور آزمایی بتوان رژیم را یا سرنگون کرد یا حداقل از مواضع امروزی‌اش به عقب راند و امتیازی گرفت.

بیایید دست به دست هم بدهیم و اجازه ندهیم تا مشکل اتمی هم مثل جنگ ایران و عراق برای رژیم تبدیل به یک نعمت شود و در عوض با همراهی با جامعه بین‌المللی این چالش را به کابوسی برای رژیم تبدیل کنیم و زمینه سرنگونی آن را هر چه زودتر فراهم کنیم

January 16, 2006

در لابلای خطوط اخبار

گاهی اوقات برای پیدا کردن حقیقت باید خطوط نانوشته اخبار و تحلیل‌ها را خواند، باید واژه‌های مخفی شد در متن خبر را دید تا حقیقت پشت خبر را رمزیابی کرد.
با شناخت 27 ساله از حکومت آخوندی، اخباری از این نوع را "مشمولان غایب به مناسبت عید سعید غدیرخم عفو شدند" باید با دقت خواند و معانی پنهان شده در لابلای این بخشش را رمزیابی کرد.
آیا رژیم جنگی را تدارک می‌بیند؟ قسمتی از ادامه خبر را بخوانید:

آفتاب: به پیشنهاد ستاد کل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا: «بمناسبت فرا رسیدن عیدسعید غدیر خم، غیبت سنواتی کارکنان وظیفه در حال خدمت و افرادی که در عین خدمت در دانشگاهها پذیرفته شده اند و کلیه مشمولانی که خود را تا عید سعید غدیر خم 29/10/1384 معرفی نمایند مورد بخشش قرار می گیرند.»

تا آنجایی که می‌دانیم و شناختی که از این رژیم داریم به ما می‌گوید که حرف‌های رژیم را در هیچ شرایطی نباید باور کرد. ملاهای رژیم در این 27 سال به خوبی نشان داده‌اند که واژه‌ای بنام بخشش در فرهنگ آخوندی وجود ندارد. پس چگونه است که یک مرتبه این همه بخشنده شده‌اند!؟ آیا می‌خواهند با این بخشش!! آن عده از جوانانی را که حاضر نیستند دو سال از عمر و جوانی خود را فدای این رژیم ضد مردمی کنند به دام بیندازند؟

January 14, 2006

حاصل عمر ما!

سال 57 اگر به کسی می‌گفتی این انقلابی را که داریم پی‌ریزی می‌کنیم به اینجا ختم خواهد شد، می‌گفتیم طرف یا ساواکی است یا مجنون.
نسل جدید که پس از انقلاب به دنیا آمده حق دارد اگر حرف‌ها و حدیث‌های زیبای فداکاری‌ها و جانفشانی‌های آنهایی که برای این انقلاب جان‌فشانی کردند را باور نکند.
آنهایی که بودند و هنوز هستند بهتر می‌دانند که آنچه ما می‌خواستیم با آنچه امروز ثمره مغز بیمار عده‌ای ملای قرون وسطایی است از زمین تا آسمان فاصله داشت.
اینکه چه مغز بیماری چنین طرحی را برای آینده ما تدارک دیده بود را تاریخ پیدا خواهد کرد واژگان و جملات از تحلیل چنین بیماریی عاجزاند، باید این مهم را به تاریخ سپرد که خود بهترین داور است.
در وصف این انقلاب بیمار گونه همین بس که پس از 27 سال عمر، یکی از ثمرات‌اش راه اندازی خبرگزاری مواد مخدر ایران (ایدنا) است.

چه می‌تواند گفت یا نوشت بجز نگاهی و زهرخندی از روی درد، دردی از درون، دردی به بزرگی تاریخ ایران زمین.

January 12, 2006

فراخوان گزارشگران بدون مرز برای دفاع از آزادی بيان

دوستان عزیز برای یک بار هم که شده بیایید با هم دست به دست هم بدهیم و از این حرکت گزارشگران بدون مرز که مغز سانسور را هدف گرفته حمایت کنیم.

فراموش نکنید پس از ثبت نام وبلاگ خود در پتیشن میلی دریافت خواهید کرد در پایین میل لینکی قرار دارد برای تایید امضای خود حتما روی لینک تقه بزنید و صفحه مربوطه را باز کنید تا با این وسیله امضاء شما تایید شود

گزارشگران بدون مرز از کاربران و وبلاگ نويسان مى خواهد طومار ([انگلیسی] [فرانسه]) برای مسئوليت پذيری شرکت های بزرگ را امضا کنند
در ششم ژانويه گزارشگران بدون مرز ٦ پيشنهاد مشخص برای تضمين رعايت آزادی بيان به شرکت های بزرگ بخش اينترنت که با کشورهای سرکوبگر آزادی بيان همکاری اقتصادی دارند، ارائه کرد.
توصيه ها و طومار خطاب به دولت و نمايندگان امريکا است چرا که شرکت های مورد اتهام در اين کشور مستقر هستند. در عين حال همه کشورهای دمکراتيک نيز مورد خطاب اين درخواست قرار مى گيرند، اين طومار برای دبير کل سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OCDE و مسئولان اتحاديه اروپا نيز ارسال مى شود.

توصيه های گزارشگران بدون مرز :
سرويس های نامه الکترونيکی
شرکت های امريکايى اجازه نداشته باشند که ميزبانى سرورهای ای ميل خود را در کشورهای سرکوبگر نصب کنند. اگر مقامات کشوری سرکوبگر خواهان دريافت اطلاعاتى شخصى در باره ی يکى از استفاده کنندگان سرويس های ی نامه الکترونيکی ارائه شده توسط يکى از شرکت های آمريکايى ست، بايد اين درخواست را در چارچوب قوانين نظارتى امريکا انجام دهد.

موتورهای جستجوگر
موتور های جستجوگر نبايد فيلتر های اتوماتيک سانسور کننده ی حرف های کليدی به اصطلاح "حفاظتى" را در خود جای دهند. ليستى از اين به اصطلاح حرف های کليدی "حفاظتى" مانند دمکراسى ، حقوق بشر را بايد جهت عدم استفاده برای سانسور به قوانين مدنى و يا آئين نامه متضمن اخلاق حرفه ای اضافه کرد.
ميزبانى سايت ها، وبلاگ ها و سالن های گفتگو و ...
شرکت های امريکايى مجاز به نصب سرورهای ميزبانى خود در کشورهای سرکوبگر نباشند. اگر مقامات کشوری سرکوبگر خواهان مسدود و تعطيل کردن سايتى و عدم انتشار نوشته ای توسط يکى از شرکت های آمريکايى خدمات دهنده هستند؛ بايد اين خواست را در چارچوب قوانين نظارتى امريکا انجام دهند. و همچون مورد موتور های جستجوگر شرکت ميزبان اجازه نداشته باشد فيلترهای اتوماتيک سانسور کننده ی حرف های کليدی "حفاظتى" را بکار گيرد.

تکنولوژی سانسور اينترنت
در اين باره گزارشگران بدون مرز دو پيشنهاد ارائه مى کند :
الف: شرکت های امريکايى مجاز به فروش برنامه های سانسور کننده اينترنت به کشورهای سرکوبگر نباشند.
ب : اين برنامه ها بهر حال به فروش خواهند رسيد، اما بايد در کدهای آنها ليستى از حرف های کليدی "حفاظتى" نصب شود که سانسور را از نظر فنى امکان ناپذير کند.

تکنولوژی و ابزار مراقبت اينترنت
برای فروش تکنولوزی و ابزارهای کنترل و مراقبت و يا فنون و امکاناتى که اجازه مى دهند مکالمات الکترونيکى شنود شوند. و يا ابزار و تکنيک هايی که به شکل تخصصى برای کنترل و مراقبت کاربران ساخته شده اند، به کشورهای سرکوبگر، شرکت های امريکايى بايد اجازه نامه ی اداره ی تجارت را به شکل مشخص دريافت کنند.

آموزش
برای هر گونه برنامه آموزشى در باره ی کنترل و سانسور اينترنت در يک کشور سرکوبگر، شرکت های امريکايى بايد اجازه نامه ی اداره ی تجارت را به شکل مشخص دريافت کنند.
ليستى از کشورهای سرکوبگر بر اساس مدارک اداره ی دولت امريکا بايد تهيه شود و آئين نامه اخلاق حرفه ای و يا قوانين مدنى در آن ملحوظ شوند. اين ليست بايد مرتبا به روز شود.
توضيح : هدف اين توصيه ها حفظ و تامين آزادی بيان است و همکاری های بين دولت ها در عرصه های ضروری مبارزه با تروريسم، سواستفاده های جنسى از کودکان و بزهکاری اينترنتى را شامل نمى شود.

برای حمايت از اپن خواست ها طومار گزارشکران بدون مرز را امضا کنيد.
http://www.rsf.org/article.php3?id_article=16118

گزارشگران بدون مرز ازهمه ی کاربران مى خواهد در اين کارزار مهم برای مبارزه با سانسور، به هر طريق که مى توانند، با امضا کردن و تشويق به امضا و حمايت از طومار، انتشار خبر آن، دادن پيوند به صفحه سايت برای امضا و .. همياری و از آن حمايت کنند

متن انگلیسی و فرانسه فراخوان

چرند و پرند!

احمدی‌نژاد: علیه همه ظالمان جهان، اقامه دعوی خواهیم کرد [+]

خُسن آقا: پس لطفا زحمت کشیده اول از همان کِر گوش خودتان شروع کنید تا بعد به ینگه دنیا برسید.

خوشوقت، مدیرکل رسانه‌های خارجی وزارت ارشاد: تکذیب حضور امانپور خبرنگار CNN در تیم خبری همراه احمدی‌نژاد [+]

خُسن آقا: در خبرها آمده بود که گویا همخوابگی احمدی نژاد با شیطان بزرگ شروع شده! تنها کم رویی احمدی و شرکا باعث شده موضوع را علنی نکنند.

بازتاب: گزارش تصویری، سفر دولت به هرمزگان [+]

خُسن آقا: نقل است، در صفر احمدی نژاد به استان هرمزدگان شیر بیشه ولایت!! پنجه در پنجه استکبار جهانی افکند و زورآزمایی‌های فراوان بنمود.

بازتاب: سقط جنین، پذیرش ازدواج همجنس‌گرایان و روابط جنسی اتفاقی از جمله عواقب دیگر هستند. اروپا با این کار در حال یک خودکشی سیستماتیک با از بین بردن جمعیت خویش است. هیچ‌کدام از کشورهای اروپای غربی، درصد تولد کافی برای جایگزینی جمعیت خود را ندارند. [+]

خُسن آقا: به قول معروف، دیوانه که دیوانه ببیند خوشش آید (خبرنگار بازتاب را می گویم با این خبرنگار آمریکایی). فرق چندانی هم بین حکومت گران خشک مغز خودمان با این مذهبی های آمریکایی وجود نداردها، عجیب است که اینها با هم این همه پدر کشتگی دارند!

January 11, 2006

جنایت، خیانت و دزدی تنها دستاورد رژیم اسلامی

(منبع) دوستان عزیز و هموطنان گرامی
دلارا دختر 19 ساله ایرانی كه هنگام جرمی كه به او وصله شده فقط 17 سال داشت محكوم به اعدام شده است. تا كی ما می خواهیم هر چه كه این دم و دستگاه فاسد و پر از رشوه و فاقد صلاحیت رژیم اسلامی به ما می گوید باور كنیم؟ شما چطور می توانید رژیمی كه خود میدانید تا چه اندازه فاقد صلاحیت در هر مورد است را در مورد حكم دادگاه هایش كه از بیخ فاسدند را بدون كمترین اعتراضی قبول كنید؟ خواران و برادران و دوستان و هموطنان ما را به راحتی به قتل می رسانند وما هیچ نمی گوییم. بیایید تا این دستگاه رعب و وحشت رژیم را با حمایت و فشار های بین المللی از كار بیاندازیم تا با ترس كمتری بتوانیم در مقابل این رژیم فساد و ضد زن و ضد جوان و ضد بشری بایستیم و مقاومت كنیم.

دوستان این شاید برای شما كه بسیاری از این گونه اعدام ها را دیده اید و یا در موردش خوانده اید یكی دیگر باشد و فردا همه بكار خویش بروید واین یكی هم بد ست فراموشی سپرده شود. اما وجدان خود را چه گونه می خواهید آرامش دهید وقتی می دانید كه این رژیم هموطنان ما را هرگاه كه بخواهد به راحتی جرم های بی پایه و بی اساس به آنها می بندد و به قتل می رساند؟
پس بیایید و از این به بعد در مقابل حكم های اعدام هموطنانمان ولو اینكه به حكم فاقد صلاحیت رژیم مجرم شناخته شوند اعتراض كنیم.

لطفآ متنی را در این مورد در وبلاگتان قرار دهید و مرا آگاه كنید تابا یك حمایت گسترده در این رابطه برای نجات جان دلارای احتمالآ بیگناه قدمی مثبت بداشته باشیم. من متنی را به انگلیسی نوشته ام كه شما- اگر می خواهید- می توانید در وبلاگتان قرار بدهید.

موفق باشید

دوستار شما و دوستار حقوق بشر

اردشیر


Delaraa Darabi, a 19 year young Iranian girl, is sentenced to death by hanging by the Islamic regime’s incompetent courts. She was only 17 at the time of her alleged crime. However, her conviction may well be unsafe and doubtful as at the time, she was led to believe, by her boyfriend and an accomplice, that if she falsely confessed to the killing she would not be sentenced to death as she was under aged and they would both escape the death penalty. We appeal to the international organisations around the globe to intervene to stop this illegal state killing of Delaraa and at least demand a proper retrial of her case in which the entire evidence against her can be properly scrutinised by an experienced advocate and in the event of her being found guilty beyond reasonable doubt, her sentence be replaced with a lesser punishment. Needless to say that the death penalty against persons who committed their crime when under 18 is against the United Nations International Convention on the Rights of the Child. Iran signed that convention nearly 14 years ago and has ratified it.

یوم الخریت

تا این مرده پرستی‌ها که در حقیقت ترس از مرگ است از میان برداشته نشود، همیشه کسانی برای تسلط بر ما از آن سوء استفاده خواهند کرد.

January 09, 2006

بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان در حمایت از زندانیان زندان رجایی شهر

دوستان عزیز طومار درحمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر منتشر و همچنین پتیشنی در این باره برای امضا آماده شده خواهش می‌کنم با امضای این پتیشن و همچنین اطلاع رسانی در این باره زندانیان سیاسی را در مبارزه‌ای که برای آزادی ایران آغاز کرده‌اند را یاری رسانید.

متن فارسی، متن انگلیسی در سایت پتیشن، این هم صفحه امضای پتیشن.

پیشرفت های علمی در جمهوری اسهالی

sardar_kazemi.jpgشکافتن هسته اتم تو سرتون بخوره! اگه خیلی از نظر علمی پیشرفت کرده‌اید! پنچری این هواپیماها رو بگیرید که این همه مثل پشه که میفته تو خلو، هفته‌ای یک مرتبه هواپیماهاتون نیفته پایین.


عکس مقابل تصویر سردار کاظمی است که به لقاء الله پرتاب شده.
ستاد كل نیرو‌های مسلح دلیل سقوط هواپیمای حامل فرمانده نیروی زمینی سپاه را نقص فنی در هر دو موتور آن عنوان كرد.
به گزارش "ایلنا"، در این اطلاعیه آمده است: "با نهایت تاسف و تاثر سانحه سقوط هواپیمای فالكن سپاه كه ساعت 30/9 صبح امروز در حدود 10 كیلومتری فرودگاه ارومیه به خاطر نقص فنی در هر دو موتور آن با زمین اصابت كرده را به اطلاع عموم می‌رساند.
این هواپیما حامل سردار كاظمی، فرمانده‌ نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار سعید مهتدی، فرمانده لشكر پیاده مكانیزه 27 محمد رسول الله و 9 نفر دیگر از همراهان بود كه عازم ماموریت عملیاتی بودند.

منبع خبر پیک ایران

January 08, 2006

زهی از عرش اعلی بر گذشته!

زهی از عرش اعلی بر گذشته!!     وز آنجا عرش بالا بر گذشته!!
چه گویم من که از هر جا که گویم!!     به صد عالم از آنجا بر گذشته!!
همه روحانیان بر جای مانده!!     تو در بی جایی از جا بر گذشته!!
هم از عقل معظم پیش رفته!!     هم از روح معلی بر گذشته!!
قیامت نقد امروزت که هاتین!!     تو از دی و ز فردا بر گذشته!!
به خاصیت تو دری عالم افروز!!     ز قعر هفت دریا بر گذشته!!
به یک دم چون گهر از طشت پر زر!!     ازین نه طشت مینا بر گذشته!!
به نور جان به ذات حق رسیده!!     ز آلا و ز نعما بر گذشته!!
شده مستغرق نور مسما!!     ز اعداد و ز اسما بر گذشته!!
زهی دانای اسرار معانی!! ورای این جهان و آن جهانی!!

این شعر را در وصف حاج آقا کروبی از قول عطار داشته باشید تا برویم سراغ باقی اوصاف حاج آقا کروبی. البته با اجازه!! عطار علائم تعجب را حقیر به آن اضافه فرمودیم تا در معنای و منظور بنده از آن شکی بوجود نیاید.

آقای کروبی حقه بازی است که بندبازی سیاسی را خوب یاد گرفته و بهمین دلیل هم تا به امروز همیشه در هر دولتی و در هر مقطعی سوار بر قدرت بوده. ایشان در این اوخر با جهش بزرگی تصمیم داشت رئیس جمهور شود و به خوبی هم با بندبازی ماهرانه (50 هزار تومان ماهیانه به حساب ملت!!) توانست تا یک قدمی صندلی ریاست جمهوری پیش برود، تنها چیزی که جلو آقا را گرفت قول بزرگتر احمدی نژاد و شرکا بود. آخه هرچه باشد ارزش لوله نفت سر سفره ملت بیشتر از 50 هزار تومان ناقابل ماهیانه پیشنهادی کروبی بود.
تازگی ها هم آقا شروع به نق زدن کرده و در آخرین تلاش اش مثلا می خواهد با تحجر مبارزه کند! غافل از اینکه کل این رژیم بر پایه‌های خرافه گرایی و تحجر برپا شده و اگر کسی از این رژیم خواست تیشه به ریشه تحجر و خرافه پرستی بزند درست مثل حکایت ملانصرالدین خواهد شد که روی شاخه درخت نشسته بود و می خواست شاخه زیر پایش را ببرد.
چیزی که آقای کروبی را ناراحت کرده نه تحجرگرایی دولت مردان است که هرچه باشد ایشان خودش در این خرافه گرایی شریک و رفیق راه بوده و هست، تنها حالا می خواهد رفیق نیمه راه شود دلیلش هم فقط این است که عده‌ای صندلی دل ربای مورد علاقه آقا که همان صندلی ریاست جمهوری باشد را از زیر کون ایشان کشیدند.
نگاهی به مصاحبه ایشان با سایت آفتاب بیندازید، بد نیست از زبان خود ایشان بخوانید.

January 05, 2006

آهای ملت! خر دجال هوا می‌کنند

مدتی است که "گویا" سریالی یا بهتر است بگوییم دوریالی در تلویزیون جمهوری اسهالی پخش می‌شود که شدیدا مصداق "خردجال" را در اذهان زنده می‌کند.
آقایان وقتی که شعبده بازی فرمان ده ماده‌ای امام چهاردهم در باره مبارزه با مفاسد اقتصادی را راه انداختند تصمیم داشتن با این شعبده بازی سر ملت را برای مدتی گرم کنند و احیانا یکی دوتا بدخت دزد دست دهم و دوازدهم را هم بگیرند تا این کار باعث شود نظر مردم به تنگ آمده از دزدی‌های رژیم را برای مدتی از مساله اصلی منحرف کنند. وقتی دیدند که بد غلطی کرده‌اند (آخه مردم منتظر بودند که حداقل پسران هاشمی ، طبسی و خزعلی را بگیرند) سرو صدای این شامورته بازی را خواباندند و چون دیدن باز صدای مردم از این همه دزدی و حقه بازی دارد در می‌آید حالا شروع کرده‌اند به عنوان یک داروی مسکن به نمایش دزدگیری، و مثلا می‌خواهند با انتقاد از این همه دزدی و حقه بازی به طریقی سر مردم را شیره بمالند و گرم کنند و مثلا به ملت بیچاره القاء کنند که ببینید ما هم می‌دانیم، و منتقد این مساله هستیم و الخ.
چیزی را که درک نکرده‌اند این است که دیگر نمی‌توان با این نمایش‌ها مشکلات لاعلاج فساد را در ایران با اینگونه شامورته بازی‌ها ماست مالی کرد.
آخرین پدیده این سرگرمی و خردجال هوا کردن‌های رژیم هم همین روزها به بازار آمده و بر اساس خبری که در سایت آفتاب منتشر شده گویا آقایان بعد از نمایش سریال برره حالا بانک مرکزی برره اقدام به نشر اسکناس برره کرده است و روی آن هم بجای تصویر امام امت عکس سر بزی را قرار داده‌اند.
چیزی را که آقایان نمی‌دانند این است که ملت تا سر بریده بز اصلی را بر روی یک سینی نبیند راحت نخواهند شد. چیز دیگری را هم که رژیم فراموش کرده این است که دوران رژیم قبلی هم همین حقه‌ها را در اواخر دوران آن رژیم به خورد مردم می‌دادند و همان گونه که می‌دانیم در آن دوران هم همین گونه خردجال‌ها را هوا کردند ولی کمکی به رژیم نکرد و عاقبت فروپاشید.
نکته آخر اینکه آقایان با این خردجال هوا کردن آخری نه تنها با باج گیران رژیم مبارزه نمی‌کنند که برعکس در این یکی آخری حتی پولی هم بابت این مسخرگی و لودگی خود با فروش این اسکناس‌های بی ارزش به جیب می‌زنند.
عجب دنیایی شده!

January 04, 2006

رویارویی مراجع تقلید!!

nori_hamedani.jpgحضرت آیت الله نوری همدانی از مراجع تقلید، سه شنبه پس از نماز مغرب و عشا در دیدار گروهی از مسئولان ستاد امر به معروف و نهی از منکر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیشنهاد تأسیس وزارت‌خانه امر به معروف و نهی از منکر را دادند.


آیت الله خُسن آقا شیرازی دامن افاضاته از مراجع تقلید نروژ روز چهارشنبه پس از نماز میت در دیدار با گروهی از مسئولان قبرستان‌های نروژ فرمودند: آیت الله نوری همدانی بهتر است در کونشون رو بگیرند تا خدای ناکرده اون نیمه جونی که در تن دارند از اونجاشون در نره!

January 03, 2006

جمهوری جوک و خنده

صد بار نوشته‌ام، خوش به حال طنز نویس‌ها چیزی که توی مملکت ما کم نیست سوژه طنز است. در آن دیار فلک زده هر چیزی بد باشه حداقل اوضاع خنده ملت برقرار است، باور ندارید یک نگاه به این خبر بازتاب بیندازید اگر از خنده نمردید حتما خیلی جون سخت هستید.


امام جمعه تگزاس مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت شد.

رسا ، سرویس سیاسی _ دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در حکمی حجت الاسلام دکتر محمد ناصر سقای بی ریا را به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت منصوب کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رسا ، حجت الاسلام بی ریا از اساتید حوزه علمیه قم و از شاگردان اصلی آیت‌الله مصباح یزدی، دارای دکترای علوم تربیتی از دانشگاه هیوستون آمریکا می باشد که در کنار تحصیل به مدت ۱۲ سال در این کشور و کانادا مشغول به تدریس و تبلیغ علوم اسلامی بود. وی همچنین امام جمعه شهر هیوستون از ایالتهای تگزاس نیز بود.
بر اساس گزارشهای دریافتی قرار است برای ارتباط مستمر و نزدیک با حوزه علمیه ، دفتری در قم به عنوان محل استقرار مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت ایجاد شود.
متن کامل حکم رئیس جمهور به شرح ذیل است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر محمد ناصر سقای بی ریا
با توجه به ضرورت همکاری دولت اسلامی با مراجع عظام و حوزه های علمیه در جهت گسترش معارف و ارزشهای اسلامی و رعایت احکام دینی در تصمیم گیری ها و هماهنگی هر چه بیشتر با نهادهای روحانیت و نظر به جامعیت جنابعالی نسبت به علوم مختلف اسلامی، دانشگاهی، مسایل فرهنگی جهانی و صلاحیت اخلاقی ممتاز، به موجب این حکم، شما را به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت منصوب می نمایم.
ارتباط با مراکز علمی و پژوهشی دینی و استفاده از ظرفیت علمی حوزه ها در تامین نیازهای فکری و بنیادین دولت و اجرای برنامه های آموزشی و طرح های پژوهشی لازم که دولت را در جهت هرچه بیشتر اسلامی شدن فعالیت ها کمک کند اقتضا می کند که واحد مشاورت ریاست جمهوری با روحانیت تاسیس گردد.

باقی خبر رو اگر علاقمند بودید می‌تونید خودتون توی سایت بازتاب بخونید، البته اگر هنوز از خنده سنگ کپ نکرده‌اید.

فکرش را بکنید توی مملکتی که آخوند مثل پشکل همه جا پخش و پلاست، آقای احمقی نژاد می‌رود از آمریکا، آن هم از تکزاس یکی شو وارد می‌کنه. همه چیزمون که وارداتی بود این یکی رو هم وارداتی کرد احمقی نژاد. از همه خنده دار تر اینکه طرف بجای حوضه علمیه قم در حوضه علمیه هیوستون تکزاس درس خونده. همونطوری که می‌دونید آخوندها هنگام درس خوندن عادت دارند شب‌ها هم به لواط فی سبیل الله می‌پردازند، این آقا هم حتما توی تکزاس با آقای بوش لواط فی سبیل الله می‌کرده!! از همه خنده دار تر نام این مردک هست. فکر کنید یکی بیاد توی دفترتون و مثلا بخواد با شما یک قراردادی چیزی امضا کنه وقتی می‌خواد خودشو معرفی کنه دستشو دراز می‌کنه و می‌گه: دکتر "محمد ناصر سقای بی ریا، خوشوقتم"! راستشو بگین شما از زور خنده، تو خودتون نمی‌شاید!؟ من که یقینا پهن می‌شم روی زمین و دستمو می‌زارم روی دلم و از ته دل می‌خندم اگه یکی بیاد توی دفترم و خودشو با این نام معرفی کنه.

January 02, 2006

حفره ایمنی جدید در ویندوز

از قرار معلوم مایکروسافت مجددا کار دست ملت داده! در چند گزارش ایمنی که در سایت‌های مختلف منتشر شده بر اساس این گزارش‌ها یک سوراخ (حفره) ایمنی جدید در ویندوز کشف شده که هکرها می‌توانند با سوء استفاده از این حفره ایمنی کنترل کامل ویندوز شما را در دست بگیرند. این حفره ایمنی شامل کلیه نسخه‌های ویندوز می‌شود.


بر اساس این گزارش‌ها [1] , [2] هنوز هیچ اصلاحی برای این مشکل جدید ویندوز نوشته نشده. گزارش سایت‌های ایمنی روش سوء استفاده از این حفره را به این صورت توضیح داده‌اند:
هکر با هدایت شما به یک وب سایت، فایل پیشرفته‌ای با فرمت WMF را به پی سی شما منتقل می‌کند و سپس از طریق این فایل کنترل پی سی شما را در اختیار می‌گیرید. مشکل اصلی در آن است که اینترنت اکسپلورر (نت براوزر استاندارد ویندوز) هیچ هشداری هنگام بار کردن این فایل به شما نمی‌دهد. تنها براوزر Firefox از کاربر سوال می‌کند که آیا مایل به بار کردن تصویر هست یا نه و چنانچه کاربر پاسخ مثبت بدهد برنامه بر روی پی‌سی کاربر نسب خواهد شد و از آن به بعد کنترل پی سی در اختیار هکر خواهد بود.

پیشنهاد مایکروسافت برای پیشگیری از سوء استفاده از این حفره: برنامه ضد ویروس خود را به روز نگاه دارید و درصورت امکان از برنامه بتای AntiSpyware برای دور نگاه داشتن اسپی ورها استفاده کنید.
برای اطمینان هم می‌توانید به این آدرس مایکروسافت بروید و یک چک آپ کامل از پی سی خود انجام دهید.

اگر هیچ کدام اینها اثر نکرد یک نامه به امام زمان بنویسید و در چاه جمکران بیندازید!!!!!