گذشتههای دور
نمیدونم به خاطر آغاسی بود که امروز اشکم سرازیر شد یا اینکه با شنیدن خبر مرگ او به حال و روز خودم و ملتم گریستم. پس از چند ساعتی که زانوی غم در بقل گرفتم با خودم گفتم نباید اجازه داد غم در دل خانه کند. شرابی باز کردم و بطری را با خودم بردم توی آشپزخانه، فکر کردم چه غذایی میتواند خاطرات گذشتهها را از پشت غبار زمان بیرون بکشد. یاد عیدهایی افتادم که آغاسی توی تلویزیون میخواند و میرقصید و با ترانههای شاد و موسیقی جنوبیاش همه را به وجد میآورد. همان روزهایی که مادر با دست پختاش خانه را پر میکرد از بوی عید و بهار، همان شبهای بهاری که میهمانها میآمدند و با هم تهچین مادر را میخوردیم و به نوای شادی آور آغاسی گوش میدادیم. همان روزگاران را من امروز در قلبم زنده کردم.
Comments
با اين آهنگ خيلي از خاطرات من هم زنده شد مرسي
Posted by: sh | November 6, 2005 09:47 PM
حسن اقا
روزگار خوبی داشتيم و به آينده نيز بايستی اميد داشته باشيم و برايش سرمايه گذاری كنيم.
Posted by: 006,5 | November 6, 2005 10:31 PM
يادش گرامی
Posted by: گيسو | November 6, 2005 10:49 PM
روحش شاد که هرچه خاطره از اوست، زيباست. يادش گرامی باد که قسمتی از موسيقی و هنر ايران بود. خاک بر سر مذهبيونی که صدای او را در پستو خانه ها مخفی کردند.
Posted by: آرمان | November 6, 2005 11:39 PM
حسن آقای عزیز
از اینکه اینطور صادقانه و بی ریا به گرامیاد آغاسی و ارزش کارش در شادداشت مردم ابراز احترام و علاقه و از درگذشتش ابراز اندوه می کنید قدردانی میکنم. ایکاش همه ما میتوانستیم فارغ از افه های روشنفکری مد روز قدردان کار کسانی باشیم که سبب شادی اجتماع میشدند یا میشوند.
زنده باشی موفق که اغلب شرمشق نیکی برای خوانندگانت میشوی.
روحش شاد که همیشه روح ملت را شاد می خواست و می ساخت.
دوستدارت نادر
Posted by: نادر | November 7, 2005 04:03 AM
درود بر شرف و انديشه پاکت خسن آقا. درود بر انسانيت و عشق ات برای ايران و ايرانی. واقعا من هم روزی نيست فقط يک روز که دلم به حال خودم در غربت و ايران و ايرانی کباب نشود.
Posted by: سرهنگ صادق حمايت | November 7, 2005 04:43 AM
خوبه آدم بعضی وقتا اشک بريزه . شراب ٍ اشک و خاطرات ترکيب جالبی از آب در ميان !
Posted by: Scarlet | November 7, 2005 10:05 AM
دماغم خشک و بختم واژگون و قسمتم رسوا /
فلک بي مهر و من کم طاقت و معشوقه بی پروا /
نمیدانم چسان گردد سرانجام من شیدا /
ملامت یک طرف غم یک طرف من در میان تنها-
دمت گرم حسن آقا و خدایش بیامرزاد او که از راهبران هنرهای مردمی بود. آنزمانی که مردم مرده های متحرک نبودند.
Posted by: گاو مقدس | November 7, 2005 10:58 AM
راستش من برای اولين بار آهنگی از آغاسی ديدم و شنیدم ! بايد بگم که هيچ خاطره ای هم ازش ندارم و حتی آهنگ هاش رو هم نشنيده بودم ! ولی بهر حال هنر مندی بوده عامه پسند و شايد شبيه فيلم فارسی های دوره شاه ! توی دوران ملا ها همه شادی ها پرکشیدن و هر چیزی بوی شادی بده باید سرکوب بشه :-(
Posted by: jay | November 7, 2005 10:53 PM
the video clip brought back good momories to me too. thanks;;;
Posted by: farhad | November 11, 2005 02:58 PM