روزمرگی گریبان گیر
این هفته در نروژ تعطیلات پاییزی است، نه اینکه من هم اتوماتیک تعطیل باشم ولی خودم یک هفته تعطیلی گرفتم گفتم هم استراحت کنم هم یک مقدار سرو سامان به باغچه بدهم. آخه من یک مزرعه 9 متری انگور دارم و همین روزها باید انگورها را درو کنم.
رفته بودم طبقه زیر پشتبان همان جایی که ادراه مخابرات خُسن آقا مستقر گردیده. از اوضاع بسی نگران شدم. با خودم گفتم اگر کسی، یک میهمانی چیزی یک مرتبه بدون اجازه من برود اون بالا آبروی نداشته خُسن آقا خواهد رفت. گفتم فردا یا پس فردا بریزم همه چیز را پایین و این chaos را سرو سامانی بدهم البته اگر این کار را بخواهم جدی انجام بدهم وبلاگ خُسن آقا چند ساعتی شاید هم یک روز از مدار خارج شود. حالا ببینیم تا فردا چه میشود.
راستی کسی معنی این Error را میداند؟ صبح تا حالا گیر این مشکل افتادهام تمام روزم را هدر داده:
Warning: Cannot send session cache limiter - headers already sent (output started at /var/www/html/db_conn.php:18)
in /var/www/html/member.php on line 5
یک توضیح کوچک خط پنج این جمله هست: session_start();
آخه تصمیم داشتم یک چیزی مثل بلاگ رولینگز راه بیندازم. آخه یک هفتهای میشه که این بلاگ رولینگز هم ترکمون زده و کار نمیکنه. همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه دیشب ساعت چهار صبح یک مرتبه این جملات مشکل زا بر صفحه مانیتور ظاهر شد و تمام روزم را به گا داد.
Comments
خسن آقا عجب دم وذستگاهي داري اونا كه به ديوار وصل كردي چيه راتره
Posted by: sh | October 5, 2005 02:21 AM
من محکوم ميکنم !
Posted by: آرمان | October 5, 2005 05:21 AM
حسن جان خسته نباشی :-)
به نظر من مشکل از cach memmory هست و شاید م Virtual memory ات هنگ کرده .چون کلی فایل و برنامه همزمان run شده اند حداقل برنامه های موجود رو باز کن و ۲ باره و امتحان کن شاید اقر کرد.
Posted by: jay | October 5, 2005 12:49 PM
خسن آقا جان
سهم ما از تاک چينی يادت نره! بعد هم لابد برای اين هم سيم و ميمه که گه گاه به سيم آخر می زنی!!! هميشه دلخوش باشي.
Posted by: والد بمانعلی | October 5, 2005 01:36 PM
حسين تجربه به من ثابت کرده هر وقت آدم تل انبار تکنولوژی رو مرتب ميکنه نصفش از کار می افته خلاصه مواظب باش :)
Posted by: nima | October 5, 2005 02:24 PM
جی جان حتی سرور را هم ری بوت کردم ولی نتیجه نداد.
یک جایی خوانده بودم که این مشکل گاهی اوقات بخاطر استفاده از فایل هایی است که به یونیکد سیو می شوند. چون فایل های یونی کد چند بایت اول فایل سیو می کنند که با فایل های دیگر فرق می کند و همین مساله می تواند جنریتور پی اچ پی را به گه گیجه دچار کند و گمان کند که این کد ها قسمتی از session برنامه است.
خلاصه فعلا که مثل خر در گل گیر کرده ام ولی هنوز مایوس نشده ام و یقینا راه فراری از مشکل پیدا خواهم کرد مرا که می شناسی آدم سمجی هستم به این سادگی ها چیزی را رها نمی کنم
Posted by: خُسن آقا | October 5, 2005 03:15 PM
سلام خسن آقا جان: اين تشکيلات تورو ديدم اميدوارتر شدم که تا ۵۰ سال هم اين کسافتای بی همه چیز نميتونن جلوی پيشرفت تو رو بگيرن(هميشه پر تلاش و پيروز باشی دوست دارت سعيد).
Posted by: yek doost | October 5, 2005 06:49 PM
به به:) باغت آباد شه انگوری:) با انگوراش شراب درست میکنی؟ تو چنچنه يادمون بده تا اشکالامون رو هم بپرسيم:)
Posted by: زیتون | October 6, 2005 04:09 AM
سلام علیکم و رحمة الله و برکاة عجل الفرجنا .
برادر مکرمه حسن آقا دامن اضافه تو . فرا رسیدن ماه رمضان رو به شما تسلیت میگم و برایتان اضافه وزن آرزو دارم . تا میتوانید در این ماه بخورید و می بنوشید که ثواب داره
اجرتان با برادر امام تایمر الزمان یا مرد نامرئی .
سر نماز ما را هم دو آ کنيد باشد کهآمرزيده شويم .
Posted by: SHIVA | October 6, 2005 11:34 AM
که اينطور ! حالا پا تو کفش من ميکنی ؟ سوسکت ميکنم !!!!! امشب يه مطلب برات ميفرستم رو آنتن که کيف کنی تا تو باشی با من کل نندازی !!!!!!!!!!!! اميدوارم به تير آخوند گرفتار بشی ! الهی بری بهشت ! اميدوارم عمامه سرت کنن ! اميدوارم رهبر بهت تقدير نامه بده ! اميدوارم ننه رهبر زمين خوردت بشه ... اميدوارم يه دختر چادری زنت بشه !
Posted by: SHIVA | October 6, 2005 09:47 PM
دوره آخرالزمون شده خسن آقا...ام روز همه سايت ها واسه من بی فيلتره...اينه که بعد مدتها تونستم واسه ت کامنت بذارم...ياللعجب...احمدی نژاد راس ميگفت...آغا داره مياد ها؟...ميگن اسبش هم راه راه اه...ياللعجب
Posted by: شميده | October 7, 2005 05:34 AM