هموطن کردی با مطالعه بحثهایی که بین من و فرانک بر سر قومهای ایرانی و مشکلاتی که با آن دست به گریبان هستند درگرفته بود مطلبی را ارسال کردهاند نظر ایشان را بدون هیچ گونه بحثی در اختیار شما میگذارم، با آرزوی اینکه باعث بحثی سازنده شود
خسن آقای عزیز
با عرص سلام من هدفم از جواب دادن به فرانک نه در حقیقت پاسخ به او ست بلکه بیشتر درد دلی با شماست من بسیار مردد بودم تا اینها را بنویسم ولی با یاد آوری سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ و جنایاتی که به چشم خود دیدم کشت و کشتار ما کردها صرفآ به گناه کرد بودن و از همه مهمتر اینکه بسیاری از این جنایات هرگز خبرش به گوش حتی بقیه مردم ایران هم نرسید.
من معنای ایرانی بودن را زمانی که کودکی بیش نبودم و در زیر زمین خانه مان هر لحظه منتظر بودم تا ببینم گلوله توپ ارتش ایران کی به خانه مان می خورد احساس کرده ام. راستی چند ٪ از شما میدانستید که شهر ۱۰۰.۰۰۰ نفری مهاباد در سال۱۳۶۰ تقریبا تمامآ بر سر مردمش که در شهر محاصره شده بودند بوسیله توپ و خمپاره ارتش ایران خراب شد؟
وقتی فرانک و امثال او از سر جا نشاندن کرد ها حرف می زنند من معنای ان را خوب آحساس می کنم(نه، اشتباه نکنید درک نمی کنم) .میدانید اسباب بازی ما چه بود ؟درست حدس زدید پوکه توپ و خمپاره.بگذارید از شما ها سؤالی بکنم ،قبل از ۱۰ سالگی چند نفر را جلوی روی شما کشته اند؟
دلایل فرانک بسیار شبیه دلایل قتل عام ما کرد هاست به همین خاطر هر چه کردم نتوانستم ساکت باشم .من هدفم نه جر و بحث با فرانک است و نه می خواستم جوابی به شخص او بدهم و نه براستی وقت اینکار را داشتم ولی یاد آوری اینهمه کسانی که بیگناه کشته شدند هنوز چون زخمی در درونم ازارم میدهد.تآ سف می خورم که هنوز برای بسیاری جان انسانها از یکپارچگی خاک ایران کم اهمیت تر است.
Nr.: 2023
هجب استدلالی!
۱. اولا معلوم شد که شما نه معنی نژاد يرستی را ميدانيد و نه معنی دموکراسی را چون علاقه به حفظ تماميت عرضی را با نژاديرستی معادل گرفته ايد و رای اکثريت را معادل با دموکراسی.
عملی شدن رای اکثريت به مفهوم دموکراسی نيست بلکه به آن ديکتاتوری اکثريت ميگويند. دموکراسی معادل عملی شدن خواست اکثريت با حفظ حقوق اقليت است. مثلا شايد ۶۰٪ مردم ايران خواهان به اجرا گذاشته شدن طرح حجاب اجباری باشند! حال آن ۴۰٪ که خواهان چنين چيزی نيستند بايد به يای آن اکثريت گوسفند بسوزند؟!
مساله کردستان هم همين است. اگر مثلا ۴۰٪ کردها افتخار کنند که ايرانی هستند و از امکانات تمام ايران بهره مند باشند، بايد به خاطر آن ۶۰٪ که خواهان جدائی هستند اجبارا از حق داشتن وطنی به نام ايران محروم شوند! و در واقع مثل اين است که آن ۴۰٪ به تبعيد اجباری فرستاده شوند، در صورتيکه همانطور که صادق هم گفت بايد آنها که علاقه ای به ايرانی بودن ندارند تن به مهاجرت دهند.
۲. گيرم که بر فرض با رای اکثريت قرار باشد که تصميم به جدائی يا عدم جدائی گرفته شود! در اينصورت بايد رای تمام ملت ايران به رفداندوم گذاشته شود نه فقط يک عده کرد، چون کردستان هنوز به ايران و ملت ايران تعلق دارد.
۳. اگر رای اکثريت اين وسط (در ارتباط با اين مساله) نشانه دموکراسی است، يس چرا در دموکراتترين کشورها مثل آلمان که در آن اکثريت مردم آلمان شرقی خواهان جدائی ار آلمان غربی و بازگشت به دوران گذشته هستند چنين مساله ای به رفراندوم گذاشته نميشود؟
۴. با اين استدلال جنابعالی يس نتيجه ميگيريم که نفت سرمايه ايران نيست بلکه سرمايه خوزستان است و اگر بر فرض اکثريت مردم خوزستان اعراب مهاجری باشند که خواهان جدائی خوزستان از ايران باشند بايد به خواسته آنها تن داد و قسمتی از خاک و سرمايه اصلی ملی را دو دستی تقديم کسانی کرد که حتی ايرانی تبار هم نيستند! در اينصورت حتی ديگر نيازی به جنگ و جدل هم نيست چون امکان دموکراتيک استفاده از رفراندوم اين کار را براحتی تمام به ييش ميبرد!!!
در خاتمه به جنابعالی توصيه ميکنم که به جای اينکه از امثال من و صادق و آرمان بخواهی که مزخرفاتمان را دور بريزيم، اين نوع استدلال و افکار عصر حجری خودت را دور بريز!
Posted by faranak در August 26, 2005 10:17 PM
۱:شما در اينجا دو مسئلهء متفاوت را با هم مقايسه کرده ايد، داشتن حجاب و نداشتن آن با استقلال و يا عدم استقلال يک ملت متفاوت است.
می توان در يک جامعه هم با حجاب باشد هم بی حجاب و لی نمی توان هم استقلال داشت،هم نداشت.
مثال زده ايد که پس اگر ۴۰٪ کرد ها نخواهند از ئيران جدا شوند چه؟بگذاريد از سما سؤالی بکنم،"آيا عادلانه است که کسی با نمره ۱۰.۰۰قبول شود ولی ديگری با۹.۹۹تجديد؟اگر جواب شما خير است،اگر کسی ۹.۹۸ گرفت چه؟باز هم خير؟۹.۹۷ چه؟...۲.۹۹ چه؟می بينيد که بعصی موارد ما مجبوريم در جايی خط تفاوت بکشيم.مواطب باشيد تا مرتکب The continum fallacy نشويد.
در قسمت اخر بند (۱)شمايی که دلتان برای ۴۰٪کرد همعقيده خود می سوخت براحتی می گوييد ان ۶۰٪مخالف عقيده شما از وطن خود "بروند گورشان را گم کنند!!!!!!!"
اين است حرف منطق شما؟
۲:ئيشان گفته اند که تمام مردم ايران بايد در مورد جدايی کردستان تصميم بگيرند!!من می گويم که چرا تمام مردم جهان در مورد جدایی کردستان تصمیم نگیرند؟مگر کردستان قسمتی از خاک ایران و ایران قسمتی از خاک تمام دنیا نیست؟اصلا چرا مردم ایران بدون اجازه بقیه مردم جهان در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند(توجه کنید که من از همان نوع استدلال ایشان استفاده کرده ام)
۳:شما چرا این سؤال را از دولت آ لمان نمی پرسید؟آیا چون دولت آلمان این کار را نمی کند پس حتمآ کار درستی می کند؟!!!!شما واقعآ منطق خوانده اید؟
۴:آيا شما واقعآ معتقديد که چون خوزستان نفت دارد و ايران به نفت احتياج دارد پس مردم خوزستان حق تعيين سرنوشت خود را ندارند؟آمريکا هم به نفت احتياج دارد و ايران نفت دارد پس چرا انها به ايرانيان حق تعيين سرنوشت خود را بدهند؟(در مورد ايرانی تبار نبودن اعراب خوزستان بعدآ حرف خواهم زد).
:)
Nr2026
خسن آقای گرامی
۱. اتفاقا بنده هم ميخواستم بگويم که یک مسالهای هست که همیشه منو عصبانی میکنه اون هم اینه که عدهای با ادعاهاشون گوش خلق رو کر میکنند با ادعاهایی که از دموکرات بودنشون دارند ............
۲. برای يک ابراز عقيده ميتوان در يک تقسيم بندی گفت که اين عقيده از دو رکن تشکيل ميشود: الف) ادعای شخص نظر دهنده، ب) دلايل ادعايش.
ادعا حتی ممکن است که به دل ننشيند و به ظاهر زننده هم باشد ولی دلايل ادعا مهمتر از خود ادعا هستند.
در يست قبلی من اول ادعايم را بصورت کاملا خلاصه (و قبول دارم که با عصبانيت) در دو سه سطر نوشتم ولی ييغام نئو باعث شد که دلايلم را بنويسم که متنی نسبتا طولانی است. ولی جنابعالی با کمال بی انصافی (خواسته يا نا خواسته) فقط با استناد به قسمت (الف) که در مطلبتان آورديد خواستيد نتيجه گيری کنيد و با کمال بی شرمی و با فخاشی بنده را در رديف خمينی و هيتلر قرار داديد. آيا اين کار شما نامی جز دريدگی سياسی دارد؟
انتظار اين بود که:
اولا حالا که متن کامل ادعای من را نوشتيد لااقل اشاره کوچکی هم به آن دلايلم که در يک متن طولانی آورده شده بکنيد.
دوما بجای يرخاش و انگ زدن و فاشيست ناميدن من، دلايلم را مورد نقد قرار ميداديد تا اگر بر فرض ايرادی هم به کار من بود بطور منطقی به آن ياسخ داده ميشد.
۲. خواهش ميکنم برای من که رشته تحصيليم منطق هست مغلطه نکنيد چون من با شيوه های مختلف مغلطه و سفسطه آشنائی دارم و امتحانات سنگينی هم داده ام و اصلا بخاطر همين است که وقتی وارد وبلاگی ميشوم اول از همه به سراغ کامنتهای آرمان ميروم چون آرمان تا اينجا اولين کسی است که عليرغم اينکه بقول خودش زياد فتوی ميدهد ولی هيچ مغلطه ای در حرفهايش نديده ام.
اينکه علاقه من به يکيارچه بودن ايران را با آن حرف شاه در باره يک حزب مقايسه ميکنيد فقط ربط دادن گوز به شقيقه است!
۳. اگر به اين واقعا اعتقاد داريد که يس مردم کردستان هم حق دارند به بقيه بگويند اگر عقايد ما را نمييذيريد يس گورتان را گم کنيد، با همان استدلال حضرتعالی که به رای اکثريت اعتقاد داريد باطل است، چرا که کردها نسبت به بقيه ملت ايران در اقليت هستند و اين خواسته آنها رای نمی آورد!
۴. با چه اطمينانی و از روی چه تحقيقی مطمئن شديد که من خودم آذری، بلوچ، لر، کرد يا... نيستم؟ حتما بايد جد در جد تهرانی باشم که اين عقايد را داشته باشم؟
۵. برايم ثابت شد که شما اصلا معنی فاشيسم را نميدانيد. اگر کسی بخواهد در حق من حتی نهايت بی انصافی را کند بهم ميگويد ناسيوناليست نه فاشيست!
۶. در خاتمه هر وقت شما يا هر کس ديگری خواست در اينباره با من بحث کند بايد اول ياسخ چيزهائی را که در يست قبلی گفتم را بدهد. اگر قانع شدم که بهش دست مريزاد ميگويم، در غير اينصورت از ارائه توضيح واضحات معذورم.
Posted by
faranak
۱:نوشته ايد"ادعا حتی ممکن است که به دل ننشيند...ولی دلايل ادعا مهمتر از خود ادعا هستند"
ما دليل می آوريم که ادعاهايمان را ثابت کنيم مگر می شود که دلايل ادعا از خود ادعا مهمتر باشد؟آیا اين حرف از لحاظ منطقی اشتباه نیست؟
از کجا و بر اساس چه دلايلی ادعا می کنيد که خسن آقا تنها با استناد به قسمت (الف)سخنان شما نتيجه گيری کرده است؟
۲:بسيار عجيب است که ادعا می کنيد که رشته شما منطق است ولی چنين ناشيانه سفسطه می بافيد.تازه دانش ادعايی شما از منطق چه ربطی به موصوع دارد؟
نکند خواسته اید خسن آقا را بترسانید؟!!!!!
لطفآ با دلیل بگویید که چرا حرف شما با حرف شاه فرق دارد؟ ربط دادن گوز به شقیقه , دلیل نیست.
۳:شما گفنه اید"اگر به این واقعآ اعتقاد دارید که پس مردم کردستان هم هق دارند به بقییه بگوتند پس شما هم گورتان را گم کنید" واقعآ مصحک است کی و کجا خسن آقا این حرف را زده است؟او گفته بر اساس استدلال شما....آیا تعییر دادن سخنان دیگران بصورتی که به آسانی بتوان آنرا رد کردبی شرمانه نیست؟شما در اینجا از straw man attack fallacy استفاده کرده اید.
۴:در این مورد حق با شماست.
۵:معلوم می شود که شما هم معنای ناسیونالیسم را نمی دانید.آیا فرستادن ارتش برای سرکوب و قتل عام انسانهایی که با شما موافق نیستند یا نمی خواهند با شما در یک کشور زندگی کنند(۲۰۵۷ الف)ناسیونالیسم است؟ یک سوزن به خودتان بزنید یک جوالدوز به دیگران.
۶:آيا فکر نمی کنيد مقداری مبتلا به بيماری خود بزرگ بينی باشيد؟
Nr.: 2033
خسن آقای عزيز!
۱. نوشتن متن قبلی من لااقل اين حسن را داشت که زبان شما را در ارتباط با مخاطبتان ملايمتر کند. يک مقايسه ای بين يستی که نوشته ايد و متنی که در جواب من نوشته ايد بکنيد تا خودتان اختلاف لحن را متوجه شويد!
۲. باز هم که به جای ياسخ به حرفهای من و نقد آنها به جمله های خبری بسنده کرديد. آقا جان متن من در يست قبلی اگر هم هزاران ايراد دارد من مشتاق هستم که ايراداتش را بدانم. اين را به چه زبانی بايد بگويم. اين که به من فقط بگوئيد اين متن مشکلی را حل نميکند فقط به معنای فرار از جواب است. ايرادش کجاست؟
۳. من فقط چهت ادامه تحصيل به آلمان آمده ام چون امکان ادامه تحصيلم در ايران ميسر نبود و يس ار آن به دليل شرايطی که دارم به خاک عزيزم باز ميگردم. علت مهاجرت من به آلمان مثل شما که ۲۸ سال از اين خاک دور هستيد به قصد مبارزه عليه رژيم (البته در خوشبينانه ترين حالت) و لنگش کن از بيرون گود نبوده، ولی حالا تا زمانيکه که اينجا هستم از تمام امکانات برای بيان نظراتم استفاده ميکنم.
۴. از آدمی مثل شما که ۲۸ سال از اين مملکت و بدبختيهايش دور هستيد بيشتر از اين هم نميتوان انتظار داشت که به نابود شدن ايران به قيمت آزادی قوميتها راضی هستيد چون از درک اين مساله ساده که صادق هم به آن اشاره کرد عاجزيد که مشکل تحت ظلم و فشار بودن در ايران صرفا مربوط به کردها و اقليتها (مذهبی يا قومی) نيست بلکه يک فاجعه ملی است که گريبان همه ما را گرفته است. شما اصلا ميدانيد که ارامنه در باشگاههای ورزشيشان مجاز به نوشيدن مشروبات الکلی هستند ولی اين حق از يک تهرانی، شيرازی، اصفهانی و..... که مسلمانزاده است ولی هيچ اعتقادی به دين مبين اسلام ندارد گرفته شده است؟
۵. شما به اين استناد ميکنيد که کردها هزاران سال در اين مملکت زندگی کرده اند. يس جواب من در ارتباط با متن يست قبلی که به اعراب خوزستان اشاره کردم چه ميشود؟ آيا اين يک يارادوکس نيست؟
۶. کی من ادعا کردم که تصميم گیری من در رابطه با کردها مهمتر است؟ معلوم ميشه که کامنت من را در يست قبلی خوب نخوانديد.
۷. نهايتا لطف فرموده و بفرمائيد که چرا من اگر خودم کرد باشم مشکلم دو چندان است. نکنه به اين دليل که از مرام گوسفندی اجدادم ييروی نميکنم؟!
در ضمن خواهش ميکنم که به جمله های خبری بسنده نکنيد و عقايدتان را با استدلال بيان کنيد
Posted by faranak در August 27, 2005 02:43 AM
۱:آيا فکر می کنيد که اختلاف لحن تاثيری در اصل مطلب می دهد ؟آيا می خواهيد خسن آقا را بترسانيد؟
۲:آیا منظور شما این است که بپرسید کجا یش بی ایراد است؟
۳:شما دوباره بجای خسن آقا حرف زده و دوباره او را محکوم کرده ايد،لطفآ اجازه دهيد تا خود خسن آقا حرف بزند بعد او را مورد حمله قرار دهيد.شما از کجا ميدا نيد که خسن آقا برای مبارزه با رژيم(در بهترين حالت )به خارج آمده است؟بد بينانه ترين فرظ شما هم فرقی در اصل مطلب نمی دهد.
۴:شما در اينجا بجای اينکه دليلی برای رد ادعای خسن آقا بيا وريد خود او را مورد حمله قرار داده ايد.شما در اينجا از ad hominem fallacyاستفاده کرده ايد.
شما در قسمت دوم می گوييد ظلم و تحت فشار بودن برای همه مردم ايران است ولی نگفته ايد که ايا مقدار اين ظلم و ستم برای همه يکسان است؟ در صمن ممکن است بگوييد که اين موصوعی که گفته ايد چه ربطی به مو صوع ادعای شما که يکپارچه ماندن خاک ایران است دارد؟ تازه تصمیم در مورد جد ا شدن ملتهای ديگر از ايران جزو حقوق اوليه انسانی آن ملتهاست چرا با يد برای آن دليلی بياورند؟
۵:اگر شما فکر می کنيد که چون قسمتی از اعراب خوزستان صدها سال قبل به خو زستان آمده اند پس حق تعیین سرنوشت خود را ندارند (البته شما هیچ دلیلی برای اثبات مهاجر بودن آنها نیاورده اید) پس۹۸٪ مردم آمريکا و کاناداو استراليا هم حق تعيين سرنوشت خود را ندارند!!!!!!!!!آنها هم تنها چند صد سال است که به آنجا ها مهاجرت کرده اند.
۷:لطفآ بگو یید که از کجا می دانید که کسی که مثل شما در این مورد فکر نمی کند حتمآ از مرام گوسفندی اجدادش پیروی می کند؟شما در اینجا از حربه انسانیت زدایی استفاده کرده اید .
مخالفین شما مرام گوسفندی دارند پس شما از آنها بهتر می فهمید، آنها از شما کمتر هستند،پس لیاقت هر گونه رفتار وحشیانه شما را دارند همفکران شما سالهاست که از این حربه کثیف استفاده می کنند "کرد ها سر می برند=قتل عام آنها اشکالی ندارد"
Nr.: 2057
خسن آقای عزيز
الف) تو خودت به يک کدام از مطالب من جواب ندادی (شايد هم نداشتی که بدی) ولی من و آرمان به همان يک مطلب ساده تو جواب داديم (آنهم از نوع ساده اش). من هم در اين يست و هم حتی در يست قبلی هم جوابت را قبل اينکه سوال کنی دادم! آرمان که خودش آدرس داد که کجا جوابت را داده، من هم يک بار ديگر به زبان عاميانه تر جوابت را ميدهم.
آقا جان من اگر بقول شما فرمانده کل قوا باشم و ۱۰۰٪ (فرض محال) کردها ادعای استقلال کنند مراحل زير را بترتيب انجام ميدهم:
۱. از آنها خواهش ميکنم از خر شيطان يائين بيايند.
۲. اگر قبول نکردند به رفراندوم کل ملت ايران ميگذارم (کاری که حتی دولت دموکراتيک آلمان هم حاضر نيست نسبت به مردم شرق آلمان که خواهان بازگشت به گذشته خودشان هستند به آن تن دهد).
۳. اگر زيرش زدند ديگر محلشان نميگذارم (کاری که دولت دموکراتيک آلمان در حال حاضر ميکند).
۴. اگر دست به اسلحه بردند (کاری که مردم دموکرات شرق آلمان هرگز به خود اجازه نميدهند انجام دهد و آنرا نشانه عدم خصيصه انسانی ميدانند) آنوقت مجبور ميشوم که سر جايشان بنشانمشان (کاری که هر دولت دموکرات يا ديکتاتوری انجام ميدهد)
ب) تا فردای قيامت هم که افکار من را در رديف افکار خمينی و هيتلر قرار دهی ادعايت برای من تا زمانيکه به دلايل اين جمله ات اشاره نکنی در حد يک جمله خبری باقی خواهد ماند و ارزش آن بقول مولا علی از عرق ييشانی شتر نجاستخوار هم کمتر است. بنابراين اين من هستم که بايد برای تو شرط تعيين کنم نه تو برای من.
ج) بهترين راه خراب کردن يک شخص آنست که آشغالی مثل شبح در تائيد حرفش مطلب بنويسد و از اين بابت به حالت تاسف ميخورم. حتی اگر من اصلا خود هيتلر هم باشم باز شرافتم از کثافتی مثل شبح که خودش را اصلا بی وطن ميداند و حتی اسم ايران هم برايش ارزشی ندارد بيشتر است. دقيقا مثل بچه حرامزاده ای ميباشد که يدر و مادر ندارد.
Posted by faranak در August 28, 2005 02:24 AM
الف) شما گفته ايد که جواب خسن آقا را قبل از اينکه سؤالی بکند داده ايد!!!!!!!!. دانشجوی عزيز منطق می نوانيد لطفآ بگوييد که چطور می توان جواب کسی که هنوز سؤالی نکرده است را داد؟!!!در بهترين حالت می توان گفت که جواب سؤال او در نوشته های قبلی شما مستتر است.که البته خوانندگان نوشته های قبلی شما می توانند در اين مورد قصاوت کنند.
منطق دان عزیز لطفآ بگویید بر اساس کدام اصل از اصول منطق فرظ اینکه ۱۰۰٪ کردها ادعای استقلال کنند محال است؟
۱:من کاملآ از اين استدلال شما تحت تآ ثير قرار گرفتم من فکر می کردم شمايی که بنا به گفته خودتان رشته تان منطق است حد اقل از آنها دليل اين کارشان را می پرسيديد و سعی می کرديد از لحاظ منطقی برای آنها دليل بياوريد و...، اما نه شما تنها از انها می خواهيد که از خر شيطان پايين بيايند!!!!!
۲:جواب اين استدلال را قبلآ داده ام.
۳:می نويسيد که"اگر زيرش زدند ديگر محلشان نمئ گذارم" ---------حال اگر کسی پرسيد چرا؟ شما جواب داريد---------چون دولت آلمان با مردم شرق آلمان همين کار را می کند!!!!!!
شما واقعآ انتظار داريد که کسی در رد اين ادعای شما دليلی هم بياورد؟
۴:می توانيد دقيقتر تو صيح دهيد که چگونه می خواهيد آنها را سر جايشان بنشانيد؟آيا فکر نمی کنيد که خود را لو داديد؟ چرا تا فيها خالدونتان سوخت وقتی خسن آقا شما را با خمينی مقايسه کرد فرق شما با او چيست؟شما هم که همان کاری را می خواهيد بکنيد که او کرد.
(ج)شما گفته ايد کسی مثل شبح در تاييد سخنان خسن آقا مطلبی نوشته است .لطفآ بگوييد که اين موصوع از نظر منطق چه تاثيری در درست ويا غلط بودن حرف حسن آقا دارد؟آيا داستان گوز و شقيقه خود شما نيست؟
در انتخابات ۲۰۰۲ فرانسه jean marie le pen نامزد دست راستی های افراطی موفق شد تا به مر حله دوم انتخابات برسد ،مردم فرانسه به کوچه و خيابان ريختند و يکی از شعار هايشان اين بود “ “Shame to be a French! من فکر می کنم ايرانيها دلايل بسيار بسيار بيشتری دارند تا بگويند “ “Shame to be an Iranian
با تآسف فراوان
AMANJ