« July 2005 | Main | September 2005 »

August 31, 2005

تلاش بیهوده برای دروغ گویی

حتما در جریان خرید هواپیمای تشریفاتی رهبر و مشکلاتی که این خرید برای رهبر مستضعفان!! بوجود آورده هستید.
آخرین تلاش برای فریب اذهان عمومی را به عهده آقای رضایی مالک بازتاب قرار داده‌اند تا از قول یک "منبع آگاه!!" برای مردم توضیح داده شود که رهبر در اصل با این خرید مخالف بوده‌اند ولی این دیگران بودند که اسرار داشته‌اند که حتما این هواپیما را برای خودشان بخرند. می‌نویسم برای خودشان چونکه در خبری که آقا یا خانم "منبع آگاه!!" به اطلاع عموم می‌رسانند می‌فرمایند که رهبر با این خرید مخالف بوده ولی چون نمی‌خواسته در کار دولت‌یان دخالت کند این موضوع را به عهده آنها گذاشته تا خودشان تصمیم بگیرند! دروغ که خناق نیست که جان من اگر بود تا حالا همگی از خناق مرده بودند.
سئوالی که رهبر از پاسخ به آن جدا خودداری کرده این است که چگونه است که در همه زمینه‌ها ایشان حکم حکومتی صادر می‌فرمایند و حتی در موارد آب خوردن دولت مردان هم از حکم حکومتی استفاده فرموده‌اند ولی در این مورد بخصوص ترجیح داده‌اند که دست دولت مردان را در تصمیم گیری باز بگذارند!؟

قسمتی از خبر را با هم مرور می‌کنیم فقط در پرانتز توضیحاتی را می‌افزایم:
این منبع گفت: طرح خرید یک هواپیمای تشریفاتی برای آشیانه که دورپرواز باشد، از مدتها پیش و در زمان دولت سازندگی مطرح شده بود که در آن زمان به دلیل قیمت پایین نفت و مشکل درآمدهای ارزی، به حالت تعلیق درآمد.

این منبع افزود: در زمان دولت اصلاحات و با افزایش درآمدهای ارزی، بار دیگر این مسئله در دستور کار قرار گرفت و وزارت دفاع، پیگیر خرید آن شد.

وی تأکید کرد: طی همین زمان در مواردی که دستگاه‌های مرتبط با این خرید، نظر رهبر انقلاب را در رابطه با این خرید جویا شده بودند، آیت‌الله خامنه‌ای در پی‌نوشت گزارش‌ها تأکید کردند که ایشان به هیچ وجه تمایلی به استفاده از هواپیمای تشریفاتی ندارند (تمایلی ندارند!؟ به نظر می‌آید که آیت الله تعارف می‌فرمایند بهمین خاطر هم توی رودربایستی قرار می‌گیرند و حکم حکومتی صادر نمی‌فرمایند!) و اگر خرید این هواپیما برای استفاده ایشان انجام شود، آن را مجاز نمی‌دانند، اما اگر با تشخیص مسئولان مربوطه و همانند دیگر خریدها بنا بر ضرورت صورت می‌‌گیرد، با نظر این مسئولان پیگیری شود (منظور ایشان فقط تعارفات معمول است بهمین خاطر کمی ناز می‌کنند و حتما دولت اصلاحات هم برای اینکه از زحمات رهبر قدردانی کند اقدام به خرید می‌فرمایند).
شرم را خورده‌اند حیا را استفراغ کرده‌اند

August 28, 2005

ما باز هم خوشحالیم

قاضی آقازاده سرپرست بخش قضایی ملارد صبح امروز ترور شد.
این عنوان خبری بود که باز مرا خوشحال کرد شاید عده‌ای باز بپرسند این چه انسان بیماری است که از مرگ دیگران خوشحال می‌شود. عزیز دلم کسی که در حکومت آخوندها قاضی است و هنوز هم قاضی مانده یعنی تا مغز استخوانش فاسد و نوکر این رژیم است و مرگش به هر طریقی که باشد باعث شادی من خواهد بود.
دفعه قبل که قاضی مقدس ترور شد و به درک فرستادندش عده‌ای آه و ناله سر دادند که "مسلمانی نیست" یا بهتر است گفته شود فرمودند که این برخلاف اله و بله هست هر کدام هم استدلال های خودشان را داشتند.
بنده حقیر که خودم را انسانی صلح طلب می‌شناسم و قادر نیستم جان یک مورچه را هم بگیرم برعکس با شفافیت نوشتم که از این اتفاق میمون خوشحالم.
استدلالم هم در مقابل مخالفین این بود که اولا این آقایان انسان نیستند که بخواهیم حقوق بشر یا حقوق انسان‌ها را بر این جانوران دوپا جاری کنیم. وجود این اراذل بجز نابودی و کشتار برای بشریت و بخصوص دنیای ما که در کشورهای اسلامی هستیم نداشته و نخواهد داشت. عده‌ای هم استدلال کرده بودند که این کار کار خودشان است باز هم گفتم و می‌گوییم که فرقی در اصل مساله نمی‌کند حتی اگر این ترورها تسویه حساب داخلی هم باشد باز ما خوشحالیم. تازه اگر این ترور ها تسویه حساب‌های داخلی باشد که جای خوشحالی بیشتری دارد. چرا!؟ برای اینکه نشان می‌دهد اوضاع چنان حاد شده که برای حل معضل‌های داخلی و خارجی مجبور به حذف یکدیگر شده‌اند که نشان از بهم پاشی رژیم دارد.
درست مثل مساله انتخابات که عده‌ای می‌گفتند اگر رای ندهیم (از بین بد و بدتر بد را انتخاب نکنیم) اله می‌شود و بله می‌شود باز هم گفتیم بهتر است رژیم به دست فاشیست ترین گروهشان اداره شود تا وضع ملت مشخص شود چه باید بکند.
حالا اگر بخواهیم تحلیل اوضاع را مجددا باز بینی کنیم باید گفت که این اتفاقات و ترورها و مرگ‌های مشکوک (مرگ مبهم)
همگی به انتخابات جدید ربط دارد و مایه شادمانی است. نگاهی به مطلب شریعتمداری که روی سخنش به کروبی است بیندازید.
شریعتمداری به کروبی می‌نویسد:
نامه شريعتمداری به کروبی : شبكه تلويزيون ماهواره‌اي مورد نظر شما در صورت راه اندازي، يك شبكه ضد انقلابی است. آيا شما خود را تافته اي جدا بافته از امام و نظام اسلامي ميدانيد؟
این گونه درگیری‌ها در جمهوری اسلامی همگی بعد از انتخابات مرسوم شده و ترورها هم یقینا از همین اختلافات سرچشمه می‌گیرد.
وقتی گفته می‌شود که مرگ زواره‌ای مشکوک است و همزمان نامه‌ای از او یا از طرف او روز بعد از مرگش منتشر می‌شود که سخن از زمین خواری دارد و درست روز بعد ترش یک قاضی که عموما مسئول رسیدگی به دعاوی ملکی دارد ترور می‌شود. شاید باید این گونه حذف‌ها را به هم ربط داد که آقایان مافیا دارند خود از اندرون رژیم را به فروپاشی نزدیک می‌کنند. چه چیزی بهتر از این. اختلافات چنان بزرگ و پیچیده شده‌اند که بجز حذف یکدیگر راه دیگری برایشان باقی نمانده.
همیشه گفته‌ام اینها مکارتر از آن هستند که ما به تنهایی موفق به سرنگون کردنشان شویم مخصوصا با دست خالی تنها راه سرنگونی این اوباش درگیری‌های خودشان با خودشان است که ثمر بخش خواهد بود.
شاید اگر خوش شانس باشیم چند روز دیگر هم کروبی ترور می‌شود البته ما اینقدرها هم خوش شانس نیستیم ولی دنیا را چه دیدی شاید این بار شانس مان زد و آقا را به لقاالله فرستادند.


این هم یک نمونه جدید سرویس دهی حکومت الله: گویا از این به بعد هر وقت سایتی را سانسور کنند یکی خواهد آمد و با سلام و صلوات خبر سانسور شدن را خواهد داد. شخصی با نام احمد نجفی پیامی را در مطلب قبلی من نوشته به این صورت:

بسم الله الرحمن الرحیم . سایت خسن آقا با موفقیت فیلتر شد. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته .

آی پی حضرت سانسورچی:67.19.183.212
آدرس میلش را هم گذاشته که اگر خواستیم ازش تشکر کنیم راه را گم نکنیم: javanan_hizbullah@tebyan.net

ناکجا آباد!

آدرس‌های ایران رو که حتما همگی می‌شناسید! همان آدرس‌هایی را می‌گویم که به این شکل است: شیراز خیابان لطفعلی خان زند بالاتر از چهار راه فلان دست راست بالا تر از چلوکبابی سلطانی درب سبز رنگ منزل ممد آقا.
چرا این موضع را مطرح می‌کنم!؟ به این دلیل که دیشب به یکی از دوستان زنگ زدم آدرس دقیق پستی‌اش را بپرسم یک کتاب خواسته بود برایش تهیه کرده بودم زنگ زدم می‌پرسم آدرس دقیقت را بده، یک آدرسی می‌دهد به همین شکل بالا. گفتم ببین عزیز جان من یک روز از کار بی‌کار شدم رفتم این کتاب را برایت تهیه کرده‌ام حالا حاضر نیستم به چنین آدرسی پست‌اش کنم که معلوم نیست به دستت برسد یا نه، این چه وضعی است یک آدرس درست و حسابی بده. می‌گوید همین هست که می‌بینی می‌خواهی بفرست نمی‌خواهی نفرست اینجا ایران است. گفتم این که نمی‌شود که، حالا گیرم مامورین کشف جرم ولایت مسلمین خواستند بیایند شما را بگیرند دست بسته ببرند حضور داروغه، چگونه شما را پیدا می‌کنند!؟ خندید و گفت شاید به همین خاطر است که هنوز دستگیرمان نکرده‌اند.

آمدیم زیر ابرویش را برداریم زدیم چشمش را هم کور کردیم

آی‌اس‌پی ما چند هفته پیش تماس گرفت و عنوان کرد که با پرداخت 200 کرون بیشتر در ماه سرعت اینترنت را به 4 مگابیت افزایش خواهند داد. من هم بدون مکث گفتم بسم‌الله. از آن که تلفن زده بود پرسیدم چه موقع سرعت را افزایش می‌دهید؟ گفتند بعد از یکی دو هفته. ما هم که خوره اینترنت هستیم خوشحال از این واقعه با خودم گفتم یک مقدار از این پهنای باند را هم در اختیار بچه‌های توی ایران قرار خواهم داد تا بتوانند از سانسور عبور کنند.
امروز صبح وقتی به اینترنت وصل شدم دیدم حالش زیاد خوش نیست! با خودم گفتم حتما دارند سیم میم‌ها را جابجا می‌کنند!! بعد از یکی دو ساعت شستم خبردار شد دیدم خیر وضع اینترنت بهتر که نشده هیچ بدتر هم شده.
زنگ زدیم آقای آی‌اس‌پی پرسیدم چه خبر است؟ فرمودند سرعتتان را زیاد کرده‌ایم! گفتیم آقا اگر ممکن است مرحمت بفرمایید سرعت ما را کم کنید! طرف مثل اینکه جن دیده باشد گفت نمی‌شود. گفتم آقا جان ما قبلا سرعت مان 1 مگابیت بود وضع مان کوک بود! حالا از امروز صبح که شما سرعت ما را به 4 مگابیت افزایش داده‌اید دیگر اصلا به اینترنت دسترسی نداریم! مثل کش تنبان شل و سفت می‌شود.
خلاصه بعد از کمی بالا و پایین کردن فرمودند حتما به خاطر سیم‌های تلفن شماست که این وضع پیش آمده! فرمودند حتما سیم ها قدیمی هستند. گفتیم حق با شماست سیم‌ها تقریبا مال شست هفتاد سال پیش است، البته سیم‌ها مال ما نیست این سیم‌ها مال شماست و در اجاره ما البته با پول کلان! ماهیانه 250 کرون برای سیم‌ها می‌گیرید و یک چیزی حدود 1000 کرون برای مکالمات می‌گیرید حالا هم که 500 کرون برای اینترنت می‌گیرید! خلاصه برای این دوتا نخ سیم که از منزل ما به دستگاهای شما وصل است هزار و هفت صد هشت صد کرون می‌گیرید عاقبت هم نه تلفن درست کار می‌کند نه اینترنت.
خلاصه مطلب اینکه اگر می‌بینید وبلاگ خُسن آقا خط خطی نشان می‌دهد و اسباب زحمت شما شده مقصر ما نیستیم بلکه این سرویس دهنده اینترنت ما است.

August 26, 2005

اقوام ایرانی و ناسیونالیسم/شوینیسم ایرانی

یک مساله‌ای هست که همیشه منو عصبانی می‌کنه اون هم اینه که عده‌ای با ادعاهاشون گوش خلق رو کر می‌کنند با ادعاهایی که از دموکرات بودنشون دارند و الخ ولی همین که وارد یک مقوله عملی می‌شوند در گل گیر می‌کنند و عقب افتاده ترین و فاشیست ترین عقاید رو از خودشون نشون می‌دن.
در مطلب قبلی من که هیچ ربطی همه به مساله اقلیت‌ها نداشت (از این واژه اقیلت‌ها خوشم نمی‌یاد) آقای صادق خان و فرانک خانم مطالبی رو نوشته‌اند که نتونستم از کنارشون بگذرم. اول نظر آنها را بخوانید تا بعد از آن پاسخ این گونه تفکر را بدهم.

قسمتی از پیام صادق:
كردستان از دير باز مانند استانهاي ديگر جزئي از خاك ايران بوده اگر جدا بوده و ايران آنرا اشغال كرده شما هم مثل عربها خجالت نكشيد بگوييد!!تحت تاثير يك عده خائن به كشور و ملت قرار داريد؟ اگر هر قومي از ايراني بودن خود نا راضي است چاره اش مهاجرت است نه اين كه تكيه از ايران را هم بدزدد و با خود ببرد
اين را هم ميدانيم اكثر كردها كه خيلي از آنها درنواحي مختلف پراكنده اند اصلا بهايي براي اين طور مسائل قائل نسيستند و خود را يك ايراني مي دانند نه يك تجزيه طلب.
عده بسيار اندكي هستند كه از بي اطلاعي عوام در كردستان سوئ استفاده مي كنيد و به انها بهشت را در جدا شدن از ايران تلقين مي كنيد. به گوش باشید خطر تجزیه بیخ گوشمان می باشد.

پیام فرانک:
در ضمن هر کس خودش را ايرانی نميدونه هری گورش را گم کنه و از ايران بره گم شه ولی رويای اينکه حتی يک وجب از خاک ايران را با خودش ببره را از کله يوکش بيرون کنه

این ابراز عقیده ای که این دوستان کرده اند متاسفانه با افکار هیتلر و خمینی تفاوت چندانی ندارد. تنها فرقش در این است که این دوستان قدرت اجرایی برای عملی کردن تهدیدهای خود ندارند درصورتی که هیتلر و خمینی این امکان را داشتند.

فقط یک بار دیگر متن نوشته خودتان را بخوانید و برای یک بار هم که شده خودتان را بگذارید به جای یک کرد یا یک عرب یا یک ترک ایرانی.
بنا به عقاید شما حتی اگر 100 درصد کردهای ایران هم رای به جدایی بدهند شما می‌خواهید آنها را از ایران یا بهتر بگویم کردستان که سرزمین آنهاست بیرون بیندازید. مخصوصا نظر فرانک خانم مرا یاد سخنان گهربار شاهنشاه آری از مهر انداخت که پس از پروژه حزب رستاخیز فرمودند هرکس نمی‌خواهد عضو حزب شود بیاید پاسپورت بگیرد و از ایران برود. دیدید که عاقبت او چه شد؟ عاقبت خودش مجبور شد بدون گرفتن پاسپورت گریان از ایران برود.
مگر خمینی را به خاطر ندارید!؟ وقتی که با یک فتوا دستور داد هر آن کس را که به اسلام او گردن ننهد باید کشت! این نسخه‌هایی که شما می‌پیچید مگر فرقی هم با نسخه های خمینی و شاه و دیگر خونخواران تاریخ دارد؟
راستی اگر کردها به شما بگویند که اگر نمی‌خواهید عقاید ما را بپذیرید، گورتان را گم کنید و از این دیار بروید چه پاسخی خواهید داد؟
یک سوال دیگر، اگر صد درصد کردهای ایران تقاضای جدایی از ایران را کردند شما چه خواهید کرد؟ مثل خمینی به کردستان لشکر خواهید کشید؟؟

دزدی های رژیم
حتما شنیده‌اید که آقای زواره‌ای زهوارش در رفته و به لقاالله پیوسته. امروز متن نامه‌ای که بنظر می‌آید خودش قبل از شرفیاب شدن به دفتر لقاالله نوشته منتشر شده. در این نامه حضرت که تازه به لقاالله پیوسته نکاتی را مطرح کرده که نشان می‌دهد آقا مثل دیگران مقداری لفت و لیس کرده و حالا گندش در آمده. البته این به آن معنا نیست که ما نمی‌دانستیم که اینها لفت و لیس می‌کنند بلکه اینکه خودشان بصورت شفاف می‌نویسند و مطرح می کنند جالب است.

برای نمونه‌ای از این گونه دزدی‌ها یک نگاه بیندازید به این مطلب "دو سند نمونه از غارت ثروت های ملی توسط نزديکان خامنه‎ای"

August 25, 2005

قتل یک عضو حزب دموکرات کردستان در سوئد

از قرار معلوم آقای محسنی اژه‌ای هنوز بر کرسی خلافت ننشسته کشتار را شروع کرده‌اند. آقایان هنوز رای اعتماد نگرفته می‌خواهند بگیر رو ببندها را راه بیندازند. ملت هم که انگاری اگر دنیا را آب ببرد ایشان را خواب خواهد برد.
سانسور را چند برابر کرده‌اند خفقان را همه گیر، حالا همین کم مانده که قتل های دهیه 60 و هفتاد را هم شروع کنند.

پیک ایران : بنابه گزارش حزب دموکرات کردستان ایران، آقای کاوه زارعی 25 ساله روز دوشنبه 22 اوت برابر با 31 مرداد ساعت شب بوقت اروپای مرکزی، توسط سه فرد ناشناس در شهر Lindsberg در سوئد بقتل رسید.
هنوز از اهداف و انگیزه های قاتلین زارعی اطلاعی در دست نیست.

August 24, 2005

گردانندگان حکومت وبلایت

رهبر به اینها می نازه!؟ الحق که این ملت ایران چقدر بدشانس شده‌اند که دشمنانشان باید این مافنگی‌ها باشند.
این هم یکی دیگه
نگاه کنید بخندید یا شاید هم باید گریه کرد به حال ایرانزمین

August 23, 2005

انصار حزب الله به گه خوری افتادند

پ.ن.: خبر رسیده که این وبلاگ (http://hasanagha.net/blog) را هم سانسور کرده‌اند مبارک است این هشتمین وبلاگ من است و هچنین 12 تا سایت مختلف رو که برای مبارزه با سانسور راه انداخته بودم را زیر تیغ سانسور برده‌اند. آقایان اراذل، اوباش کی می‌خواهید توی اون کله پوکتان فرو کنید که صدای من یکی را نمی‌توانید خفه کنید هرچه ببندید من دوبرابرش را باز خواهم کرد فعلا این آدرس (hasanagha.org) جدید من است.


این هم آخرین مواضع انصار حزب‌الله، بعد از نامه قبلی که باعث شده عده‌ای از سرکردگان رژیم به میدان بیایند و به آقایان هشدار بدهند.
عده‌ای از سردسته های انصار در جلسه هفتگی این گروه فرموده اند:
از بیانیه‌مان دفاع می‌کنیم
لحن ما عوض نشده...کی گفتیم بگیر و ببند یا قلع و قمع می‌كنیم!؟
کجا گفتیم مردم را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنیم

آقایان کاری بجز بگیر و ببند نداشته و ندارند حالا یک مرتبه همه چیز را هاشا می‌کنند. اینها همان‌هایی هستند که از روز اول انقلاب با چماق، نیروهای دگراندیش را گروه گروه قلع و قمع کردند تا جا برای نیروهای متحجر باز شود و حالا گمان کرده بودند می‌توانند آنهایی را که این انگل‌ها را تغذیه می‌کردند را هم از میدان بدر کنند که پیام مقتضی را دریافت کردند و همانگونه که رسم نوکران دست بوس است به سوراخی خزیدند تا بلکه مورد غضب قرار نگیرند.
آقایان چماقدار فراموش کرده‌اند که حالا حکومت، حکومت حزب الله است، یا بهتر است بگوییم حکومت آنهایی است که حزب الله را بوجود آوردند و اگر از امروز چماقداران ولایت بخواهند بر خلاف منافع حکومت حزب الله عمل کنند دم‌شان را خواهند چید.

کی بود می‌گفت روی کار آمدن احمدی نژاد بد است!؟ با روی کار آمدن اینها تمام آنهایی که تا امروز در پشت پرده اداره مملکت را در دست داشتند حالا مجبورند به میدان آیند و هزینه بپردازند.

August 21, 2005

آثار به قدرت رسیدن اقتدارگرایان درحال ظهور است

عباس سلیمی نمین مدیرمسئول سابق روزنامه تهران تایمز در مناظره‌ای که با حضور صادق اشک تلخ عضو شورای مرکزی انصار در محل خبرگزاری فارس برگزار شد، برای اولین بار از نفوذ یک مدیر نزدیک به حزب کارگزارن در درون انصار حزب الله سخن گفت که به گفته وی، بیانیه اخیر انصار توسط او نوشته شده است.

همانطور که بارها در باره مبارزه با آخوندها نوشته‌ام این حضرات قدرتمندتر از آن هستند که بتوان آنها را به سادگی و بدون هزینه یا با هزینه کم شکست داد و درست برعکس با تشدید تضاد آنها می‌توان بجای مبارزه مستقیم خودشان را به جان همدیگر انداخت و از آن سود برد. تضادی که بین نیروهای اصلاح طلب و رهبر و همچنین نیروهای دیگر درون حلقه خودی‌ها رهبر در حال شکل گیری است بهترین ابزار مبارزه با دادن هزینه کم است. بگذارید خودشان یکدیگر را حذف کنند نیازی به ما نیست کافی است کمی آتش بیار معرکه شان بشویم.
مرحله اول انقلاب که این نیروها با هم "برادرانه!" می‌خوردند و می‌چاپیدن سپری شده و اکنون بر سر تقسیم قدرت به جان هم افتاده‌اند این موقعیت را باید غنیمت شمرد و از آن استفاده کامل را برد.

اگر با هشیاری روی اینگونه برخوردها کار شود می‌توان بدون پرداخت هزینه نیروهای "خودی" حضرت رهبر را به جان هم انداخت و آنها را تحلیل برد. این درگیری‌ها نشان می‌دهد که حضرات تصمیم دارند تا حدودی "دُم" نیروهای از کنترل خارج شده انصار حزب الله را قیچی کنند. شاید بد نباشد در این زمینه قیچی را کمی تیز کرد و به دستشان داد تا قسمت بریده شده دُم هرچه ممکن است طولانی‌تر شود. شاید قتل قاضی مقدس هم از آثار همین درگیری ها باشد که یقینا هست وگرنه تا امروز کسی را بعنوان قاتل او دستگیر و معرفی کرده بودند.

August 20, 2005

ساخت باتری که با ادرار کار می کند و باعث افزایش نور ولایت می شود.

دانشمندان موسسه نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی سنگاپوری موفق به ابداع باتری بسیار کوچکی شده‌اند که با ادرار کار می‌کند. منبع خبر
خدا را صد هزار مرتبه شکر که سنگاپوری ها بداد نور ولایت رسیدند! می پرسید چگونه!؟ خبری بعدی را بخوانید:

به گزارش" ایلنا" به نقل ار "رسا" آیت الله ناصر مکارم شیرازی در دیدار گروهی از معلمان استان خراسان، وظیفه معلمان را در تربیت ‌نوجوانان و حفظ نور ولایت در آنها بسیار سنگین ارزیابی کرد و گفت: شما معلمان که در مناطق سنی‌نشین هستید، وظیفه سنگینی برای تربیت فرزندان و حفظ نور ولایت در دل آنها بر عهده دا‌رید. شما گام در جای پای امیر مومنان علی(ع) می‌گذارید. پدران ما نور ولایت را با تربیت‌‏شان به ما آموختند، علمای گذشته این چراغ را روشن نگه داشتند و ما وظیفه داریم به نسل آینده منتقل کنیم.

نگفتم! خدا را صد هزار مرتبه شکر که سنگاپوری های کافر این باتری را ساختند. بنا به خبرهای محرمانه ای که به خبرگزاری خُسن اقا رسیده آیت الله مکارم شیرازی (حتما ادعای همشهری بودن هم دارند!؟) به نزدیکان خود دستور داه اند تا جهت حفظ و افزایش نور ولایت تعدادی از باتری های ذکر شده در بالا را وارد مملکت کنند تا از این به بعد برای افزایش نور ولایت امت همیشه در صحنه صبح تا شب پی پی کنند به ولایت.

جلسه پالتاک در رابطه با نقض گسترده حقوق بشر در کردستان

برگزارکنندگان: فعالین ایرانی حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی.
موضوع: گزارش، بحث و گفتگو از وضعیت نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در مناطق کرد نشین ایران.

زمان: یکشنبه 30 مرداد برابر 21 آگوست
ساعت 20:30 بوقت تهران 18:00 بوقت اروپای مرکزی
آدرس پالتاک: By Language/Nationality/Other
اتاق: IRAN-HoqhoogheBashar/Kurdestan

August 18, 2005

Too Good To Be True

روزی که خبر هدیه لپ‌تاپ‌های رئیس جمهور خندان به خبرنگاران را خواندم باورم نشد با خودم گفتم Too Good To Be True . چرا باورم نشد!؟ چون همه می‌دانند و این یک پدیده شناخته شده‌ای است که آخوند دست دادن ندارد و همیشه گرفته و هیچگاه چیزی به کسی نداده حتی اگر اموال عمومی و دارایی خود ملت باشند. اینها همگی یا خودشان گدا بوده‌اند یا پدرانشان. نسل اندر نسل با سهم امام، خمس و زکات یا خیرات و مرده خواری زندگی کرده‌اند هیچ گاه هم در طول زندگی‌شان کار نکرده‌اند تا معنی تولید را بدانند اینها فقط مصرف کننده هستند درست مثل زالو. آیا کسی از شما حتی برای نمونه هم که باشد سراغ دارد که ملایی را در حال کار کردن دیده باشد!؟
حالا که پیش فرض را خواندید این خبر را هم که ایسنا امروز منتشر کرده بخوانید:


نامه‌ی تعدادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران: مبلغ لپ‌تاپها را قسطی بگیرید
تعدادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران با نوشتن نامه‌ای خطاب به انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، پرداخت قسطی مبلغ لپ‌تاپ‌هایی را که قرار است این انجمن به آنها واگذار کند خواستار شدند.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در نامه‌ی این خبرنگاران آمده است: مبلغ هفتصد تا هشتصد هزار تومان نرخ گرانی است و در زمان کوتاه اعلام شده همه قادر به پرداخت آن نیستند، بنابراین خواستار آن هستیم که فرآیند تقسیطی به جای پرداخت یک‌جا و نقدی برای این منظور اتخاذ شود.

در ذیل این نامه امضای تعدادی از خبرنگاران به چشم می‌خورد.

این لپ‌تاپها قرار است از محل هدیه سیدمحمد خاتمی در دوران ریاست‌جمهوری به خبرنگاران پس از نام‌نویسی و مشخص‌شدن واجدان شرایط ، واگذار شود.

نگفتم آخوند هدیه نمی دهد اگر هدیه ای بدهد یا وبا است یا طاعون یا گلوله داغ آنرا هم بعدا خانواده باید قیمت گلوله مصرفی را بپردازند

عرض نکردم؟ آقایان چیزی را به کسی نمی‌دهند حتی اگر در حقیقت مال و اموال عمومی باشد. اگر می‌خواستند چیزی از منابع ایران را به کسی بدهند مثل بختک روی جان و مال ملت نمی‌افتادند. تا خون در رگهای ایران زمین جریان دارد این زالوها از جان و مال ملت تغذیه خواهند کرد مگر اینکه آستین‌ها را بالا بزنیم و یک بار برای همیشه ریشه‌هایشان را خشک کنیم.

August 17, 2005

نگذاشتن برهان را ببينم، تنها چند لحظه تلفنی با او صحبت کردم!

برهان دیوار گراکنون ٨ روز است برهان را بدون مجوز قانونی زندانی کرده اند. بعد از ٨ روز امروز يکشنبه ٢٣ مرداد فقط چند لحظه تلفنی و از پشت شيشه های مات و تاريک با برهان صحبت کردم. همچنانکه انتظار ميرفت او را شديدا شکنجه کرده اند. عينکهايش را شکسته و در همين ٨ روز به اندازه ٨ سال زدن و توهين و بی حرمتی را ديده است. از صدايش ميشد فهميد چه بلايی سرش آورده اند. برهان را شديدا شکنجه کرده اند و نگذاشتن قيافه او را ببينم. در ابتدا پرسيدم چرا درخواست وکيل نکردی ؟ در جواب برهان فهميدم که اصلا جوابش را نمی دهند و تا در خواست وکيل کرده او را شکنجه و آزار داده اند و مورد توهين و بی حرمتی قرار داده اند. اين در حالی است که برهان مبتلا به مشکل تنفسی است و آسم دارد. و وقتی من به اين بربريت در حق شوهرم اعتراض کردم هيچ يک از مسئولين زندان و دادگاه حاظر به پاسخگوئی به اعتراضات من نشدند . اين در شرايطی است که قرار بود ٤٨ ساعت بازداشتش کنند ولی اکنون ٨ روز است در زندان و شکنجه گاه حکومت است و هنوز معلوم نيست به کجا خواهد رسيد.
از وبلاگ آزادی همه زندانی های سیاسی

لطفا این پتیشن را برای حمایت از دستگیر شدگان کردستان امضا کنید


hojat_khatami.jpg

حجت الاسلام سيد احمد خاتمي
نماينده مجلس : چرا خرافه 13 نوروز را تعطیل نمی کنید ؟

پوست موز زیرپای حکومت نینداز مردک! اگر می شد عید های ایرانی را کنار گذاشت قبل از شما خیلی ها سعی کرده بودند. مسائل ملی از اسلام و مسلمین قدیمی تر و پایدارتراند.
هزاران سال بعد از شما و اسلام این آثار برقرار خواهند ماند
لینک خبر

August 16, 2005

چند خبر و چند نظر

بر اساس خبری که در پیک ایران از قول بازتاب خواندم نیروهای پ.ک.ک چهار گروگان ایرانی را آزاد کرده‌اند.
در این خبر ذکر شده "در پی افزایش فشارهای نیروهای سپاه پاسداران به گروه‌‌های شبه‌نظامی تجزیه‌طلب، نیروهای «پ.ک.ک» عصر روز گذشته چهار گروگان ایرانی را آزاد كردند"

دروغ است آقا! اگر بخاطر فشار بود یقین بدانید که هر چهار نفر را کشته بودند. فکرش را بکنید یک نیروی چریکی (بقول رژیم تروریستی) چهار مامور دولت متخاصم را دستگیر می‌کند ولی بعد بر اثر فشار آنها را آزاد می‌کند!؟ حتما یک باجی یا سبیل چرب کنی چیزی رژیم داده یا نیروهایی از آنها را آزاد کرده یا خلاصه یک باجی داده‌اند وگرنه نیروی تروریستی (بنا به ادعای رژیم) هدف‌اش ترور است و در نتیجه کسی را زنده رها نمی‌کند چونکه کشتن بهترین نوع ترور است و نیروهای دشمن را حداقل به ترس و وحشت خواهد انداخت.

پرونده جوجه‌تیغی‌‌های تهران در شورای امنیت
مسئول مجتمع نمایشگاهی مارهای سمي و غيرسمي مؤسسه فلات قاره ايران، در مصاحبه‌اي با روزنامه «اعتماد» ـ 16 مرداد 84 ـ يك پيشنهاد بسيار عالي، كارآمد و از همه مهم‌تر، «جدي» براي مقابله با موش‌هاي تهراني ارائه داده است. وي پيشنهاد داده است، «تعدادي مار غيرسمي در سطح تهران رها شوند تا معضل موش در اين ابرشهر حل شود». باقی را در این آدرس بخوانید

این مطلب را دلم نیامد بدون نظری بر آن رهایش کنم و مخصوصا به همه پیشنهاد می کنم آنرا حتما بخوانند.
نکته اول و اساسی در این مطلب شکست آقای رضایی است (مالک بازتاب). ایشان چون هم در انتخابات مجبور به کناره گیری شدند و هم چانه زنی هایشان با شهردار سابق رئیس جمهور منتخب!! برای یک پست وزارت به نتیجه نرسید و هم از قرار شنیده شده می خواهند جلو پلاس ایشان را از مجمع تشخیص مصلحت بیضه ناب محمدی هم بیرون بیندازند در نتیجه این داستان جوجه تیغی ها هم دروغ چرا به گمان ما از همین موضوع سرچشمه می گیرد. این از این حالا یک پیشنهاد هم من می دهم برای این مشکل موشهای تهران: برای فراری دادن موشهای تهران بهترین راه فرستادن چند موش به حوزه علمیه قم یا نجف است تا به درجه اجتهاد نائل آیند و همینکه چند نفرشان آیت الله شدند یقین بدانید که دیگر موشها را از تهران فراری خواهند داد به شهرها یا حتی کشورهای دیگر بروند پناهنده شوند.


این را آرمان توی نظرخواهی مطلب دیروز نوشته بود بدندیدم یک نگاهی هم دیگران به آن بیندازند، جمع بندی خوبی است از هشت سال حکومت اسهال طلب‌ها البته با یک توضیح و تصحیح در پایین متن:

"بسم العقل الرحمن الرحیم"

خصویات جناح منافق و ستون پنجم اپوزیسیون:

- طرح درخواست رفراندم را مسخره کردند و گفتند "با کلیک نمیشود انقلاب کرد !"
- با هرگونه مبارزه علنی و موثر (مانند قیام تیر 76 دانشجویان) که "منافع گره خورده شان با نظام" را به خطر انداخت, مخالفت کردند.
- به تحصن نمایندگان خیانت کردند.
- منافع مردم را به منافع نظام فروختند.
- گنجی سمبل مقاومت و آزادگی را احمق و شجاعتش را "قهرمان بازی" خواندند.
- دمکراسی را در دایره دیکتاتوری تعریف کردند ("دمکراسی حداقل" !!).
- شریف ترین, تحصیل کرده ترین و آگاه ترین قشر (ایرانیان مقیم خارج) را خیال پرداز نامیدند.
- 8 سال شعار دادند.
- 8 سال عمل نکردند.
- هیچگاه جرات (حتی بیان) مخالفت با راس دیکتاتوری (ولی فقیه) را نداشتند.
- به شکست خود و اشتباه عملکردشان هیچگاه اعتراف نکردند.
- ظرف 24 ساعت از این رو (معین) به اون رو (هاشمی) شدند !
- با خفت (قبول حکم حکومتی) وارد انتصابات شدند و با ذلت از آن خارج شدند.
- با "خروج از حاکمیت تا کسب حقوق" مخالفت کردند تا زمانی که آنها را با خواری از حاکمیت بیرون انداختند.
[1]- دو دهه از هاشمی (از رهبران اصلی مافیای قدرت) انتقاد کردند و در عرض یک روز او را ناجی ایران معرفی کردند !

- مخالفت و مبارزه شرافتمندانه با دیکتاتوری را مسبب حمله آمریکا به ایران قلمداد کردند !
- سپر بلای دیکتاتوری شدند.
- عمر دیکتاتوری را اضافه کردند.
- به "حداقل" ها راضی شدند.
- از ترس "بدتر", "بد" را خوب نامیدند !
- "لولو"ی ساختگی علم کردند تا رای جمع کنند.
- به عیادت متحصنین رفتند تا رای جمع کنند.
- برای رای جمع کردن به اوباش و سوسولان متوسل شدند تا کارنوال شهرنو راه بیاندازند.
- خواستند از مس طلا بسازند و مدعی "دمکراسی اسلامی" شدند !
- و....

سوال: آیا تعجب دارد اگر این گوشکوبان با نامه "دعوت به مخالفت علنی رژیم" مخالفت کنند ؟

جواب من: اگر کسی تعجب کند باید به عقل او شک کرد !

[1] خُسن آقا: این یکی فقط یک تاکتیک بود (بقول سرکار استوار پولتیک زدند) اینها خودشان از شکم هاشمی زاده شدند و بعد هم دوباره پشت سر پدرخوانده به سینه زنی رفتند. روی کار آمدن اسهال طلب‌ها فقط یک دلیل داشت "مافیای هاشمی بعد از شکست در تلاش فراوان برای تغییر قانون اساسی و ادامه ریاست جمهوری دائمی برای جلوگیری از به روی کار آمدن مافیای خامنه‌ای اسهال طلبی را رواج داد تا بعد مجددا خودش بتواند پست ریاست جمهوری را بازپس بگیرد.

August 14, 2005

معرفی کابینه حکومت مستضعفان!!

این مطلب را دیروز شروع به نوشتن کردم، هدفم از نوشتن این مطلب اشاره به درآمد ایران از صادرات نفت بود و اینکه این صادرات از چهارسال پیش تا امروز چه تحولی را پیموده تا به این وسیله موقعیت اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد (بخوانید دولت دست نشانده رهبر) را در آغاز کار روشن کنم و سخنان عوام فریبانه ایشان را در باره "تقسیم عادلانه ثروت!!" "پول نفت سر سفره ملت!!" را که ایشان بوسیله آن و تقلب در انتخابات برنده انتخابات شدند را گوشزد کنم. خبرهای امروز را که خواندم دیدم آقای احمدی نژاد کابینه خود را معرفی کرده‌اند و همین موضوع باعث شد که همزمان با نوشتن این مطلب از دیگر دوستان وبلاگ نویس که سیاسی می‌نویسند خواهش کنم هر کدام بنا به شناختشان از اعضای معرفی شده کابینه احمدی نژاد مطالبی بنویسند تا بدینوسیله در آگاهی رساندن به هموطنان، چشم و گوش ملت را بیشتر باز کنیم تا بدانند چه کسانی بر سر سفره غنایم این انتخابات قرار است بنشینند. فعلا اولین نامی که نظر من را به خود جلب کرد نام محسنی اژه‌ای است. ایشان به علاوه جنایاتی که از قبل در شناسنامه خود دارند (قتل های زنجیره‌ای) عادت دارند در ملا عام مثل سگ گوش ملت را گاز بگیرند. این از این و حالا قیمت نفت.

درآمد نفت در زمان شروع دولت مستضعفان!! (احمدی نژاد):

خبرگزاری فارس می‌نویسد: با توجه با افزایش قیمت نفت درآمدهای نفتی کشور به حدود 48 میلیارد دلار خواهد رسید. این محاسبات بر اساس نفت به قرار هر بشکه 46 دلار و 70 سنت محاسبه شده. این در صورتی است که قیمت نفت حتی تا مرز 60 دلار هم بالا رفت. آقای احمدی نژاد! بر اساس محاسبات سرانگشتی هم سهم هر ایرانی از این درآمد معادل 685714 تومان در سال خواهد بود. البته امیدواریم آقایان بصورت شکمی این ثروت را سر سفره ملت نگذارند!! که در آن صورت فاجعه حتمی است و تورم دقیقا همان‌هایی را که امروز در فقراند را فقیرتر خواهد کرد.


همان خبرگزاری از قول یک کارشناس نفتی در یک خبر دیگر می‌نویسد:
قیمت جهانی نفت تا پایان امسال به بیش از 75 دلار در هر بشکه خواهد رسید. کارشناس نفتی موسسه تگزاس اویلمن گفت : با توجه به شرایط کنونی حاکم بر بازار جهانی ، قیمت نفت تا پایان سال 2005 میلادی به بیش از 75 دلار در هر بشکه خواهد رسید.

قیمت نفت اگر اشتباه نکنم چهارسال و نیم پیش در حدود دوازده دلار بود و امروز که قیمت نفت به مرز 50 دلار رسیده باید از آقایان پرسید کجاست درآمدی که از این تفاوت قیمت بدست آمده؟ آیا در این مدت چهارسال تغییری قابل مشاهده در وضع زندگی ملت بوجود آمده است!؟ پاسخ را به عهده دیگران می‌گذارم گرچه می‌دانم که وضع سفره ملت بدتر شده که بهتر نشد. آقای احمدی نژاد! ملت منتظرند تا ببینند شما سفره‌هایشان را رنگین‌تر خواهید کرد یا مثل چهارسال گذشته و بیست و دو سال قبل‌تر آن حرف ملا فقط حرف مفت است و از این امامزاده‌ها معجزه‌ای بر نخواهد خواست.

August 12, 2005

ادامه روابط نامشروع نروژ و ملاهای تهران

Sintef Petroleumsforskning David Lysne
داوید لیسنه (David Lysne) مدیرعامل شرکت نروژی سینتف Sintef امروز مجبور به کناره گیری موقت شد. دلیل این کناره گیری شروع تحقیقاتی است که پلیس جرائم اقتصادی نروژ از این شرکت به عمل خواهد آورد.

خلاصه ماجرا: فروردین 82 سینتف پترولیوم قراردادی را با شرکت هینسون انجینیرینگ (Hinson Engineering) به امضا رسانده که بر اساس این قرارداد هینسون متقبل شده برای بدست آوردن قراردادهای نفتی با شرکت ملی نفت ایران NIOC سینتف را یاری رساند. معمولا در اینگونه قراردادها تقلب، فساد و رشوه خواری را "یاری رساندن" می‌نامند.

آغاز این تحقیقات زمانی شروع شد که سندیکای کارگری/کارمندی صنایع نفت نروژی (Nopef) در یک تحقیقات داخلی به این نتیجه رسید که شرکت سینتف مبلغ 750.000 کرون نروژی را بعنوان (پیش پرداخت!!) به شرکت هینسون Hinson پرداخت کرده تا در بدست آوردن قرارداد با شرکت پژوهشگاه صنعت نفت (RIPI) سینتف را یاری رساند. این قرارداد بعدا لقو شده است. پژوهشگاه صنعت نفت RIPI بخش تحقیقات شرکت نفت ایران است.


حالا باید منتظر ماند تا نتیجه تحقیقات پلیس جرائم اقتصادی نروژ به اتمام برسد تا مشخص شود چه کسی در شرکت ملی نفت ایران این رشوه را دریافت کرده و اینکه آیا مبالغ دیگری هم در کار بوده یا نه.

تحقیقات قبلی که در زمینه رشوه دهی شرکت نروژی استات اویل به عمل آمد باعث شد که مدیرعامل و رئیس شرکت نفتی نروژی استات اویل و همچنین چند نفر دیگر در این شرکت از پست های خود کناره گیری کنند. آن سر رشوه خواری به خاندان هاشمی وصل بود که متاسفانه هیچ اتفاقی نیفتاد و آقای هاشمی و پسران هنوز بر اریکه قدرت هستند. لینک مطالبی در همین زمینه که در آن زمان نوشتم

منابع (به زبان نروژی):
Dagens Næringsliv
Adress A.

دو همجنس‌گرای دیگر در ایران محکوم به اعدام شدند

بنابه یک گزارش دو تن توسط دادگاه شهر اراک به اتهام همجنس‌گرائی محکوم به اعدام شده اند. هم اکنون این دو تن، فربد مستعار و احمد چوكا در شهر اراک نگهداری می‌شوند. جمهوری اسلامی اعلام نموده که این دو تن روز پنجم شهریور ماه در میدانی در شهر اراک در ملاعام اعدام خواهند شد.
چندی پیش جمهوری اسلامی دو نفر را در خراسان به جرم همجنس‌گرائی اعدام کرد که با اعتراضات گسترده ای در جهان روبرو شد. منبع خبر

کاری باید کرد. دست روی دست نمی‌توان گذاشت و نظاره کرد تا اینگونه وحشیانه ملت را به خاطر متفاوت بودن با سردم‌داران رژیم سلاخی کنند.

کاری باید کرد.
پیشنهاد می‌کنم ایرانیان مقیم خارج از کشور با تماس با NGO های همجنس گرایان خبر این حکم را به گوش آنها برسانند و از آنها بخواهند که در این باره کاری بکنند.
معمولا در کشورهای غربی همجنس‌گرایان از تشکل‌های منسجمی برخوردارند از آنها کم بخواهید. کاری بکنید دست روی دست نگذارید و منتظر باشید. این شتری است که پشت در همگی خوابیده نفر بعدی ممکن است خود شما یا خانواده‌تان باشد.

حرکت جمعی

عده‌ای از فعالین وبلاگ شهر و همچنین غیر وبلاگ شهری دست به حرکتی زده‌اند. خودتان می‌توانید اصل مطلب را در وبلاگ بیلی و من بخوانید. و درصورت موافقت به آن بپیوندید.

برخی از امضا کنندگان نامه:

آریان/ علی‌اکبر امیدمهر / اعتراض / جمشید اخوان / هشیار ایرانی/ نادر احمدزاده/ دکتر سمیرا اروجانی/ دکتر امیر اروجانی/ عبدالقادر بلوچ/ کيا بهادری / نیما نیلیان بوشهری / دکتر اردوان بیانی / مزدک بامدادان / برون‌کا/ توفان آریا تهم/ جهانشاه جاوید/ امید حبیبی‌نیا / خنده‌های شراب/ خُسن‌آقا /حسن درویش‌پور/ روشنک داوری / اردشیر دولت / دکتر پرویز داورپناه/رادیو سپهر / رهایی / روجا/ زیر چتر چل ‌تیکه / احمد زاهدی / ف.م. سخن / سرزمین آفتاب / ستیغ خانوم / سینه‌چاک/ سایه‌آبی/ شیما کلباسی / شبنم فکر / Carpe Diem/ صعود برهنه / کورش صحتی/ دکتر حسین عبقری / دکتر شهلا عبقری/ اسدالله علیمحمدی/ Freedom For All / فریاد جرس/ سیاوش فرجی/ فرزاد فدایی/ حمید کُدیوری / گوشزد / گل آفتابگردون/ عباس معروفی/ شکوه میرزادگی/ من در غربت/ مستور / ماه‌می/ اسماعیل نوری‌علاء / پدرام هاشمی/ هانا/ هموطن‌ها/ پيام يزديان / یک قطره /

**********

برای امضا این نامه به این آدرس ایمیل بزنید:
assada@gmail.com

August 11, 2005

براساس گفته‌های مصباح یزدی و استدلال خُسن آقا احمدی نژاد مفسد است!

مصباح‌یزدی: احکام در کشور اسلامی باید مطابق قرآن و سنت باشد، احمدی‌نژاد با توجه‌ به‌ ارزش‌های‌ دینی‌، زمینه‌ ظهور امام‌ زمان‌ را مهیا می‌کند

از همین دو کلاس سواد اسلام شناسی که من دارم می‌دونم که در اسلام عقیده بر این است که امام زمان زمانی ظهور می‌کند که فساد بر زمین حکم فرما شود. این را که نوشتم یک مرتبه امر برتان مشتبه نشود که خدای ناکرده خُسن آقا به این اراجیف اعتقاد دارد ها! این را فقط جهت اطلاع گفتم وگرنه همانطور که همه می‌دانند خُسن آقا به هیچ خدایی بجز خود بنده نیست.
حالا برگردیم به صحبت‌های شیرین آقای تمساح یزدی.
بر اساس سخنان ایشان و داده‌های فقهی اسلامی مبنی بر اینکه امام زمان زمانی ظهور می‌کند که فساد بر زمین حکم فرما شده باشد، حالا هم که آقای تمساح فرموده‌اند: "احمدی‌نژاد با توجه‌ به‌ ارزش‌های‌ دینی‌، زمینه‌ ظهور امام‌ زمان‌ را مهیا می‌کند" پس می‌توان استدلال کرد و نتیجه گرفت که آقای احمقی نژاد مفسد فل ارض هستند و آمده‌اند تا فساد را بر روی زمین جاری فرمایند. انشاالله!! البته چیزی را که آقای مصباح متوجه نشده‌اند که فساد بیشتر از این که تا حالا آقایان برپا کرده‌اند اصلا میسر نیست.


پ.ن:
یکی از خوانندگان خوش فکر این پیشنهاد رو در نظرخواهی مطرح کرده که به اطلاع همگی می رسد:

پیشنهادی داشتم راجب نام مصباح یزدی که بنظرم بیشتر یرازنده او و بنیادهای فکری ایدئولوژی اش می باشد وآنهم نام آیت الله مستراح یزدی است. آنهم مستراح یزد در آن ایام که تنهاخوراکی معمول درطول فصولی از سال شلغم بود.

August 10, 2005

گنجی را فراموش نکنید

روز نت "روز" در خبری که لینک آنرا در قسمت "اخبار و مطالب خواندنی" گذاشته بودم روز 8 آگوست مطلبی تحت عنوان "گنجی از مرگ نجات يافت" نوشت که در آن نوشته خبر از پایان اعتصاب غذای گنجی را می‌داد.
اخبار اما هنوز خبر از چیز دیگری می‌دهد و در آخرین خبرها حتی 150 نفر از فعالین سیاسی برای نجات جان گنجی و رهایی او از بند فراخوانی را امضا کرده‌اند و از همه می خواهند که به ملاقات اکبر گنجی بروند.
امروز دیدم که سایت گویا نیوز عکس و دیگر مطالبی را که در باره گنجی در بالای صفحه داشت را هم حذف کرده.
چرا؟
آیا دلیل این کار تغییر آرایش سیاسی در ایران است؟ همگی کم و بیش آگاهند که هم سایت روز و هم گویا نیوز کم و بیش از خانواده اصلاح طلب‌های درون رژیم حمایت می‌کنند. اخبار و همچنین تحلیل‌های سیاسی شان نیز چنین می‌نماید که همگی کم و بیش از این جناح رژیم تغذیه می‌گردند. همچنین می‌دانیم که مواضع اصلاح طلب‌ها از اول این ماجرا بر این بوده که به حرکت گنجی وقعی نگذارند و تقریبا می‌توان ادعا کرد که همگی بجز جناح رادیکال آن در باره گنجی سکوت اختیار کرده‌اند و حتی جناح نزدیک به هاشمی آنها از خاتمی گرفته تا دیگران بطور مستقیم و غیر مستقیم گنجی را مقصر می‌دانند و حرکت او را تحریم خبری کرده‌اند. این خبرها و اتفاقات ضد و نقیض برای چیست؟ آیا کسی از شما می‌داند چه خبر است؟ چه اتفاقی افتاده که مثلا سایت گویا نیوز یک شبه تیتر بزرگ خبری خود را از صفحه اول حذف کرده و انگار نه انگار که اکبر گنجی وجود خارجی دارد!
چه شده که دیگر منافع‌شان ایجاب نمی‌کند از یک انسان دربند که شجاعانه از عقایدش دفاع می‌کند حمایت کنند!؟

پ.ن.: امروز بعد از ظهر مجددا سایت گویا نیوز بخش مربوط به اکبر گنجی را در بالای صفحه اول قرار داد

August 09, 2005

گلزار خاوران با شعر "بارون" و صدای شجریان

یک فلش دیگر برای شهدای تابستان 67، گلزار خاوران با شعر "بارون" و صدای شجریان
لینک فلش از طریق بادبان


بارون

ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
دادو بیداد از این روزگار
ماه و دادن به شبهای تار
ای بارون

ای بارون و ای بارون
ماه و دادن به شبهای تار
بر کوه و دشتامون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار

ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
دلم خون سد خون ببار
برکوه و دشتامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
ای بارون


ببار ای ابر بهار
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار

ترجمه نامه « فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی »

منبع: میل دریافتی
به رئيس کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد
در رابطه باسرکوب تجمع مسالمت آميزمردم مناطق کردنشين

خانم لويز آربور
رئيس کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد !
طبق اخبار منتشره دولتی و غير دولتی ، بدنبال قتل همراه با شکنجه کمال اسفرام (شوانه) 25 ساله در تاريخ20تير 84 در شهرستان مهاباد توسط نيروی انتظامی ، مردم در مقابل فرمانداری مهاباد تجمع نموده و خواهان محاکمه آمرين و عاملين شکنجه و قتل کمال اسفرام می شوند . نيروهای اطلاعاتی و انتظامی با حمله به تجمع آرام مردم اقدام به ضرب و شتم آنها نموده و عده ای را دستگيری می کنند . در ادامه مردم مناطق کردنشين در شهرهای بوکان ، ربط ، اشنويه ، پيرانشهر ، سردشت ، بانه ، ديواندره ، سنندج و سقز با حمايت از خواست مردم مهاباد اقدام به اعتراض مي نمايند . مسئولين رژيم جمهوری اسلامی ايران به جای پاسخگويي به خواست مردم با بکار گیری هلی کوپترهای جنگی اقدام به سرکوب وسيع آنها مي نمايند .
رژيم جمهوری اسلامی ايران در امتداد نقض گسترده ، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر،تجمعات مسالمت آميز مردم کردستان را همچون ديگر اعتراضات مردمی توسط نيروهای انتظامی سرکوب نمود.
طی 25 روز گذشته در شهرهای مناطق کردنشين تعداد زيادی کشته ، مجروح و دستگير شده اند . بر اساس آمار منتشره حدود 25 نفر کشته که اسامی تعدادی از آنها به این شرح است :

1 ـ عباس رمضان زاده 2 ـ ناصر نيلوفری 3 ـ بهزاد رحيمی 4 ـ عبيد کمالی 5 ـ کاوه وکيلی 6 ـ کاوه حجازی 7 ـ محمد شريعتی 8 ـ فرزاد محمدی 9 ـ افشين مروتی 10 ـ شادمان محمدی 11 رحمان( در شهرستان سقز )12 ـ عمر امینی 13 ـ حیدر عبدالله زاده 14 ـ جميله خضری 15 ـ بایزید علی حسن( در شهرستان اشنویه )16 ـ لقمان نصراللهی 17 ـ حکیم سوور( در شهرستان بانه )18 ـ حسین بالانی در شهرستان سردشت 19 ـ کمال اسفرام درشهرستان مهاباد 20 ـ حسن احمدی در شهرستان مریوان

درضمن بیش از 1000 نفر بازداشت شد ه اند که اسامی تعدادی از آنها به این شرح است :

1 ـ رويا طلوعی 2 - مادح احمدی 3- جلال اقوامی 4 ـ آزاد زمانی 5- كيوان ملاميرزايی 6 - فرهاد صابری 7 - اميد اسدی 8- شاهو عبدالهی 9- حسن تاری مرادی 10 - وريا زمانی 11- عليرضا نصرتی 12- فايق مرادی 13- وهاب محمد رضايی 14- ارسلان صادقی نيا 15- اميرعلي ويسی 16 ـ رئوف حيدريان 17- ميلاد محبوبی 18 - سيروان كشاورز 19- كمال محمدی 20- ساسان آقاياری 21- فرزاد صلواتی 22- شاهو امجدی 23 - حبیب الله ساعت خوانی 24 - جواد رحیمی 25- صلاح فیضی 26 - هیرش رحیمی 27- توفیق سیفی28- فرهاد علی خانی 29- تیمور قبادی 30- خالد امجدی 31- هیوا حسینی 32- نیما فلاحی 33- سامان بهمن زاده 34- جمال علی محمد 35 ـ فرید صبحانی 36 ـ ایرج کنعان 37 - آرمان امینی 38 - داریوش آ رمند 39- صلاح زمانی 40 - افشین حبیبی 41 - حمید نفسی 42- افشین غریبی 43 - وهاب علی خانی 44 - حمید تزئینی 45- سامان بهمن زاده 46 - شاهو سليمی 47ـ سیروان فیضی نژاد 48 ـ عرفان سلیمانی 49 ـ رامین امینی 50 ـ خالد امینی 51 ـ امید معینی 52 ـ عمر مرادیان 53 ـ امید اسدی 54 ـ لقمان غلامی 55 ـ محمود صالحی 56 ـ جهانبخش فیضی نژاد 57 - پويا .
طبق گزارشات منتشره صدها نفر زخمی نيز گزارش شده است . همچنین دو نشریه کردی زبان بنامهای « ئاسو » و « آشتی » توقیف گردیده اند.

ما "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی" از شما و دبير کل سازمان ملل متحد خواستاريم که :
1 ـ تمامی دستگير شدگان را هرچه زودتر آزاد کنند . گفتنی است که دستگير شدگان امکان دسترسی به وکيل مدافع ندارند و خانواده هايشان از محل بازداشت آنها بي اطلاعند .
2 ـ منع تعقيب مجروحين و معالجه سريع آنها .
3 ـ تحويل دادن اجساد به خانوادهای مقتولين و اجازه سوگواری برای آنها .
4 ـ اعزام يک هيئت تحقيق از جانب کميسيون حقوق بشر سازمان ملل به محل درگيريها .

«فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی»
ihrnena@gmail.com
71 مرداد 1384 برابر با 8 اگوست 2005

انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253@hotmail.com
info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین:
info@irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر

August 08, 2005

باز هم سانسور

از قرار معلوم بلاگ رولینگز هم فیلتر شده. حالا تا چه حد فیلتر شده باید دوستان داخل ایران نظر بدهند ولی این هم حتما مثل موارد دیگر سانسورها سیکیم خیاری است یک آی‌اس‌پی سانسور می‌کند یکی نمی‌کند حکومت ملوک الطوایفی است و کاریش هم نمی‌شود کرد!
اینها سانسور می‌کنند و ملت وب‌گرد هم بدل می‌زنند و خیلی هم زود می‌زنند من وقتی شنیدم می‌خواستم فکری به حالش بکنم دیدم دیگر جماعت وب‌گرد قبل از من فتیله پیچش کرده‌اند و هزار و یک راهکار برای این درد پیدا کرده‌اند. حداقل نکته مثبت‌اش این است که همگی با هم متخصص فیلترشکنی می‌شویم حالا هی رو رژیم فیلتر کند و ملت خلاق هم راهی برایش پیدا می‌کنند، روسیاهی‌اش فقط می‌ماند برای رژیم. همین دیروز مطلبی نوشتم در مورد مبارزه با سانسور هنوز تعداد زیادی پا پیش نگذاشته کنجکاو عزیز که بلافاصله با یکی دوتا سرور و پهنای باند 2 مگابیتی پا پیش گذاشت. آهای ملت بجنبید تا این رژیم را روسیاه‌تر از این که هست بکنیم. باور کنید اگر دست در دست هم بدهیم نه فقط سانسورشان را در هم می‌شکنیم که حتی خود رژیم را هم کمرش را خواهیم شکست، فقط اتحاد لازم است. ندیدید گنجی یکه و تنها چگونه کل رژیم را به گوز گوز انداخته حالا فکرش را بکنید اگر همه با هم متحد بودیم چه بلایی می‌توانستیم سر این دجالان تاریخ ایران بیاوریم.

این هم لینک کسانی که راههای شکستن فیلتر بلاگ رولینگز را توضیح داده‌اند:
حضرت مارمولک
آقای دکتر

یک نکته‌ای را در این سانسور جدید توجه کنید: به نظر می‌آید که رژیم در مورد سانسور وبلاگ‌ها به گوزگوز افتاده به همین خاطر رفته سراغ لینک‌ها حتما فکر کرده‌اند حالا که نمی‌توانیم خود وبلاگ‌ها را سانسور کنیم لینک‌هایشان را سانسور می‌کنیم.

پ.ن.: یادم رفت بنویسم که بلاگ رولینگز را با روشی که دکتر گفته بود با کمی تغییر درست کردم حالا باید شما که در ایران هستید بگویید که آیا قبل روئیت است یا نه.

August 07, 2005

سیستم سانسور اینترنت ایران را می‌توان از کار انداخت

سانسور را می‌توان و باید کم اثر یا حتی از بین برد این امر شدنی است البته اگر بخواهیم.
حتی با آمار سر انگشتی همی می‌شود به این نتیجه رسید که این امکان وجود دارد که سانسور اینترنت در ایران را از کار انداخت. این کار نیاز به هم دلی و همکاری دارد.
در این سه سالی که در این زمینه فعالیت داشته‌ام مشاهدات من نشان می‌دهد که هرگاه سایتی اینترنتی را برای مبارزه با سانسور راه اندازی کرده‌ام تقریبا یک سال و در بعضی موارد دو سال طول کشیده تا رژیم این سایت یا صفحه اینترنتی را پیدا و سانسور کرده. این خود نشان از ضعف سیستم سانسور در ایران است. از این ضعف و همچنین امکانات ایرانیان خارج از کشور می‌توان با هم سود برد و یک سیستم ضد فیلتر بسیار کارا بوجود آورد.

چگونه:
نیاز سخت افزاری:
برای راه اندازی یک سرور لینوکس که دارای قابلیت انواع پراکسی‌ها باشد تقریبا بدون مخارج و با استفاده از پی‌سی‌های قدیمی می‌توان سود برد. سروری که وبلاگ خُسن آقا و بسیاری دیگر از فعالیت‌های اینترنتی من را تامین می‌کند یک پی‌سی 200 مگاهرتس با یک دیسک 9 گیگا بایتی است. اینگونه پی‌سی‌ها مدت‌ها ست که از رده خارج شده و در نتیجه تمام ایرانیان خارجه نشین یا یکی از اینها را توی انبار خانه هایشان دارند یا قادرند از محل کارشان یا دوستانی که دارند بدون هزینه تهیه کنند.

نیاز نرم افزاری:
نرم افزارهای لینوکس و خود سیستم عامل لینوکس مجانی است و می‌توان با استفاده از این نرم افزارها یک سیستم قابل اعتماد و کارا تهیه کرد و برای آسان کردن کار کسانی که می‌خواهند در این پروژه شرکت کنند سیستم عامل و برنامه‌ها را از پیش تهیه نصب و بصورت (Image) برروی یک CD قرار داد و محتویات سی‌دی را روی نت قرار داد تا هرکس که علاقه‌مند بود بتواند آنرا داونلود و بر روی پی‌سی (سرور) مربوطه نصب کند. تمام این عملیات را می‌توان بصورت اتوماتیک (خودکار) از قبل برنامه ریزی کرد تا مرحله نصب کردن (Installation) برای کسانی که از امور فنی آگاهی ندارند امکان پذیر باشد. احیانا یک تیم مجری پروژه می‌تواند در موارد نیاز از راه دور این سرورها را رفع اشکال کند.

روش به کار گیری این سیستم:
هرچه تعداد پی‌سی‌های (سرورهای) این سیستم بیشتر باشد یقینا عمل مبارزه با سانسور موفق‌تر خواهد بود اگر فرض را بر این بگذاریم که فقط 3000 نفر ایرانی مقیم خارج از ایران که امکانات ADSL دارند در این پروژه شرکت کنند و این 3000 پی‌سی را به سه گروه هزارتایی تقسیم کنیم هر گروه می‌تواند با اتصال به اینترنت برای یک زمان 8 ساعته در شبانه روز آماده استفاده باشند. این سرورها را می‌توان به گونه‌ای تنظیم کرد که فقط به تقاضاهایی که از ایران می‌رسد پاسخ بدهند تا از سوء استفاده دیگران از این سرورها جلوگیری شود و تمام انرژی موجود در سیستم مورد استفاده ایرانیان داخل ایران قرار گیرد.
دلیل تقسیم سرورها به سه گروه این است که از پهنای باند اینترنت ایرانیان زمانی که در خواب هستند و خود از پهنای باند اینترنت استفاده نمی کنند (شب به وقت محل زندگی شان) این سرورها برای استفاده در داخل ایران استفاده شوند.
سیستم بسیار ساد و در عین حال بسیار کارآمد است.

تا نظر دوستان صاحب نظر چه باشد. نکات دیگری هم در این زمینه وجود دارد که بعدا در موردشان خواهم نوشت، البته اگر این پروژه مورد قبول و پسند واقع شد.

مسئولان و مردم جدی بگیرند وبا به پایتخت رسید!

این تیتر خبری است که متاسفانه هرچه سعی کردم نتوانستم صفحه مربوطه که صفحه 12 روزی نامه رسالت بود را باز کنم.

اینکه وقوع وبا را حالا روزی‌نامه رسالت پس از بیش از 26 سال متوجه شده مشکل خودشان است ولی ما 26 سال است که وقوع وبا را نه فقط در پایتخت ایران که در تمام ایران هشدار داده‌ایم ولی متاسفانه کو گوش شنوا!؟
حالا هم به نظر این حقیر تنها داروی ضد وبا که می‌تواند به داد ملت ایران برسد یک نوع ماده شیمیایی است که خاصیت آخوند زدایی داشته باشد. در غیر اینصورت وبا جان یک یک ملت ایران را به مرور زمان خواهد گرفت.
فکرش را بکنید! آخوند بی همه چیز مملکت را به جایی رسانده که بیماری‌هایی که سال‌ها پیش حتی از کشورهای عقب افتاده و جهان سومی هم رخت بربسته حالا در قرن بیست و یکم باید گریبان گیر ملت ایران بشود و حکومت ننگین آخوندی بجای رسیدگی به این امور مشغول ساختن بمب اتم است.

August 06, 2005

بحران اتمی ایران به کجا می‌برد ما را؟

گمان می‌کنم که آقای خامنه‌ای ، جنتی و دیگر دست اندرکاران قدرت در تهران بسیار از مرحله پرت‌اند و هنوز متوجه نیستند که دوران اولیه انقلاب سپری شده که آقایان می‌توانستند به پشتوانه میلیون‌ها انقلابی هر کاری دلشان خواست بکنند. آن زمان بیش از 95 درصد ملت ایران بی‌خبر از آنکه چه می‌رود که بسرشان بیاید از انقلابی حمایت می‌کردند که گمان می‌بردند برای بهبود و پیشرفت وضع شان برپا شده. امروز اما حتی با شعبده بازی انتخابات هم نمی‌توان این امر را پرده پوشی کرد که رژیم جایگاهی ندارد. دیگر حتی رژیم هم می‌داند که در بهترین حالت این رژیم از کمتر از 10 تا 15 درصد طرفدار در داخل برخوردار است.
حالا اما باید از آقایان پرسید پس به چه دلیل است که این همه نشانه‌های موجود در جو بین‌المللی را بر علیه ایران نمی‌بینند! چرخی در اخبار خبرگزاری‌های خود رژیم هم حتی کافی است تا دریابیم که کشورهای قدرتمند چه آنها که سال‌ها با باج دهی این رژیم ملت ایران را چاپیده‌اند و از باج‌های ملایان سبیل هایشان چرب شده و چه آمریکا که از روز اول خواستار سرنگونی رژیم بوده همگی درحال تغییر موضع هستند. بیانیه‌ها روز بروز شدیدالحن‌تر می‌شوند و خط و نشان‌ها در هر بیانیه مشخص‌تر از قبلی می‌شود. شاید آقایان با در اختیار گرفتن صندلی ریاست جمهوری امر برشان مشتبه شده که می‌توانند بدون درنظر گرفتن قواعد بازی بین‌المللی هر جولانی که دلشان خواست بدهند!؟

حالا باید از خود پرسید آیا رژیم موفق به ساختن بمب اتمی شده که با اتکا به این قدرت خودسری می‌کند یا فقط توهمی باعث این خودسری است؟ این خودسری نه فقط آقایان را به فنا خواهد داد بلکه از همه بدتر و مهمتر ملت بیچاره و بی‌پناه ایران را هم مثل عراق به نابودی خواهد کشید.

برای لمس بیشتر جو جهانی بر علیه ایران نگاهی بیندازید به بیانه‌هایی که در همین چند روز گذشته منتشر شده:

وزیر امور خارجه آلمان : ایران غنی سازی را از سرنگیرد

دوست بلازی: از سرگیری فعالیت های هسته ای ایران سرآغاز بحرانی بین المللی است

آژانس بین المللی انرژی اتمی سه شنبه درباره ایران نشست اضطراری تشکیل می دهد

خبرگزاري فرانسه در مورد نشست فوق‌العاده آژانس بين‌المللي انرژي اتمي كه قرار است سه‌شنبه برگزار شود نوشت: در اين اجلاس، ممكن است پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شود.


واقعا چندتا ملای بی مغز چه بلایی می‌خواهند سر ایران و ایرانی بیاورند؟ وقتی می‌گویند دیوانه‌ای می‌تواند سنگی در چاه بیندازد که چهل عاقل از درآوردن آن عاجز خواهند بود مصداق وضع امروز ایران است.

August 05, 2005

بر قله آزادی

در تلاش و در مبارزه برای بدست آوردن، هر جا که برای هدفی مشترک دور هم جمع می‌شویم خواسته یا ناخواسته در بین ما عده‌ای به حداقل‌ها راضی هستند و جان و توان تلاش بیشتری را ندارند در مقابل این گروه، گروه دیگری هم همیشه هر چند کوچک و جود دارند که اهداف بزرگتری را مدنظر دارند و هم مقاومت‌شان و هم تلاش‌شان در این راه بیشتر از دیگران است. اگر کوهنوردی کرده باشید مخصوصا کوه‌های سعب‌العبور و مرتفع همیشه در بین راه عده‌ای هستند که مدام نق می‌زنند و به حداقل‌ها راضی هستند.برعکس در مقابل این گروه هم هستند کسانی هرچند کم تعداد که اهدافی بلندپروازنه‌تر و رفیع‌تر را خواستاراند. این گروه دوم هستند که همیشه موتور محرکه هر حرکتی هستند، اینها هستند که با قبول مسئولیت و با فشار، با التماس یا خواهش با تحدید و ... دیگران را با خود همراه می‌کنند.
رادیکالیزم از این گروه دوم سرچشمه می‌گیرد. اینها هستند که همیشه در زندگی بیشتر می‌خواهند نه ضرورتا برای خودشان بلکه برای همه. اینها هستند که با تلاش، از خود گذشتگی و ایثار موتور محرک انسان‌ها و جوامع هستند.
این محرکین گاهی خود به تنهایی مجبور به فتح قله‌های رفیع هستند، تنهای تنها.

August 04, 2005

افزایش شرکت‌های هرمی در ایران

پس از صندوق‌های قرض‌الحسنه حالا که دیگر کسی حاضر نیست در آنها سرمایه گذاری کند همان‌هایی که قبلا به این شغل شریف دزدی مشغول بوده‌اند اکنون به بازار تازه‌ای روی آورده‌اند تا جایگزینی برای درآمدهای غیر قانونی و غیر عرفی خود دست و پا کنند.
این نوع جدید دزدی و کلاشی شاید در ایران پدیده‌ای نو باشد ولی در غرب مدت‌ها ست که رواج دارد و عده زیادی ساده انگار و خوش باور را به کام خود کشیده است.
این نوع جدید (در ایران) کلاشی، شرکت های هرمی است. روش کار این شرکت‌ها به این صورت است که در راس هرم کلاشی قرار دارد که بیشترین سود را می‌برد و هرچه به قاعده هرم نزدیکتر می‌شوید بجای سود ضرر کار را باید متحمل شوید.
چند توضیح کوتاه از این سیستم‌ها می‌دهم تا بهتر درک شوند:
یک یا چند نفر شرکتی را راه اندازی می‌کنند و هر کدام تعدادی انسان را به دام می‌اندازند و به آنها قول می‌دهند که در ازای هر عضو (شریک) دیگری که وارد شرکت کنند یا فروش فراورده‌ای مبلغی را دریافت می‌کنند. در شروع کار چون شرکت هنوز شناخته شده نیست و معلوم نیست عاقبت‌اش چیست عده زیادی را به دام می‌اندازند و هر عضو جدید با پرداخت مبلغی باعث رشد بی رویه شرکت می‌شود. یک توضیح دیگر اینجا لازم است تا مکانیزم اینگونه شرکت‌ها بهتر شناخته شوند.
هر شرکت اقتصادی باید مقداری درآمد داشته باشد تا بتوان قسمتی از آن را سود نامید معمولا شرکت‌ها با تولید فراورده یا خدماتی درآمد و در نتیجه سود بوجود می‌آورند در عوض شرکت‌های هرمی یا هیچ فراورده‌ای ندارند یا اگر دارند فراورده آنها چنان بی ارزش است که قادر به سود دهی نیست در عوض صاحبان (موسسین) یا (افراد بالای هرم این شرکت‌ها) با عضو گیری و دریافت حق ورود که معمولا آنرا خرید سهم از شرکت می‌نامند برای شرکت تولید نقدینه‌گی می‌کنند. این روند تولید نقدینگی تا زمانی که محیط اطراف این شرکت‌ها اشباع شوند ادامه پیدا می‌کند و در نتیجه تا آن زمان پول‌های کلانی به شرکت سرازیر می‌شود و چون سیستم هرمی است و سود شرکت نسبت به عضو گیری تقسیم می‌شود (تعداد اعضای زیرین هر عضو هرم) و همیشه بالای هرم (موسسین) بیشترین تعداد عضو را برای شرکت جذب کرده‌اند (چون تمام اعضای زیر راس هرم بوسیله راس هرم عضو گیری شده‌اند در نتیجه) بیشترین سود را راس هرم می‌برد و به این دلیل سرمایه اولیه‌ای را که برای این کار خرج کرده‌اند را بزودی بدست می‌آورند درصورتی که هرچه به قاعده هرم نزدیک‌تر می‌شویم این سهام‌دارن کمترین عضو گیری (فروش فراورده) را کرده‌اند در نتیجه کمترین سهم را از سود شرکت بدست می‌آورند و این سود گاهی به صفر هم می‌رسد (زمانی که دیگر کسی حاضر به خرید فراورده یا سهام این شرکت نباشد).

دلیل نوشتن این مطلب سایتی است که با فریبکاری مبادرت به معرفی یکی از این گونه شرکت‌ها کرده. در خاتمه قسمتی از نوشته این سایت را در زیر نقل می‌کنم فقط قبل از آن شدیدا به همه خوانندگان این مطلب هشدار می‌دهم از فعالیت در این گونه شرکت‌ها جدا دوری جویند. عاقبت اینگونه شرکت‌های هرمی از دست رفتن سرمایه آنهایی است که در این شرکت ها سهیم می شوند. شعار این شرکت از همه خنده دارتر است "كسب درآمد 100% قانوني . حلال از اينترنت" معنی حلال! را ملت ایران به خوبی می‌داند و قانونی هم که در جمهوری اسلامی باز چیز زیادی با شرعی فرق ندارد یعنی همه چیز برای ملا، باقی ملت بروند درشان را بگذارند.

این هم مطلب شرکت هرمی نامبرده، بخوانید ولی باور نکنید همه دروغ و نیرنگ است از همان دست دروغ‌هایی که ملاها 26 سال است برای ملت ایران تعریف می‌کنند:

چگونگی بازاريابی و كسب درامد از اين سايت:

در اين سايت شما با مبلغ 15000 تومان به عضويت ويژه در سايت در خواهيد امد كه ضمن استفاده از مزايای عضويت در سايت كه در زير اورده ام ميتوانيد برای سايت بازاريابی نيز بكنيد به اين صورت كه سايت به ازای هر دو نفری كه در شما و يا زير مجموعه های شما سايت ايران بين را به آنها معرفی می كنيد و در سمت راست و چپ شما قرار گيرند 2 هزار تومان به شما پرداخت ميشود. يعني در واقع شما با معرفي افراد ديگر به سايت و قرارا گرفتن در زير مجموعه بازار يابي مي كنيد. با پولي كه زير مجموعه هاي شما(15000 تومان) به سايت پرداخت ميكنند سايت با اين پولها با همكاري كه با بانكهاي سامان،تجارت و توسع صادرات دارد به سرمايه گزاري در بانكها پرداخته و سود سرمايه گذاري را كه براي هر شخص كه شما معرفي مي كنيد 2000 تومان است به عنوان سود به شما پرداخت ميكند. حال اگر اين دو نفر زير مجموع شما كه الان عضو ويژه سايت هستند نيز هر كدام دو نفر ديگر را به سايت معرفی كنند 4 نفر ديگر در زير مجموعه شما قرار ميگيرد و الی اخر.می بينيد كه اگر هر كس فقط به 2 نفر از دوستانش اين عضويت را معرفی كند و فرايند توجيه و تصميم گيری برای اين عضويت را نيز يك هفته تصور كنيم شاخه زير مجموعه شما ظرف 4 ماه 16 رديف پايين ميرود. يعنی در پايان ماه چهارم زير مجموعه شما به 65535 نفر می رسد (كه همه انها زير مجموعه شما نيز هستند و تنها با همان دو نفر عضو مستقيمی كه خود به سايت معرفی كرده اييد)كه از اين بابت درامدی چندين هزار توماني نصيب شما می كندفقط كافيست شما دو نفر اول را خوب توجيه كنيد. به اين ترتيب نيز انها دو نفر بعدی را خوب توجيه می كنند و الی اخر. حتی اگر همه چيز ايده ال پيش نرود و برخی از شاخه ها خوب عمل نكنند باز هم شما با صرف وقت اندكی به درامد قابل توجهی خواهيد رسيد. . شما ميتوانيد با معرفی افراد ديگر (علاوه بر 2 نفر اول) به درامد بيشتری نيز دست يابيد.

یک توضیح:
اول تصمیم داشتم به سایت لینک بدهم بعد فکر کردم حتی اگر یک نفر هم با همه هشدارها که دادم به دام اینها بیفتد وجدانم راضی نشد. اگر کسی اسرار به دریافت لینک مطلب دارد می‌تواند با من تماس بگیرد تا لینک را در اختیارش بگذارم.

رئیس جمهور جدید کوتاه می‌آید

(Ny president bøyer av) این تیتری است بر یک خبر و تحلیل که روزنامه آفتن‌پُستن صبح امروز نوشته. اول قبل از خواندن مطلب گمان کردم منظورش رئیس جمهور در مقابل رهبر کوتاه می‌آید چون در عکسی که برای مطلب استفاده شده احمدی نژاد دارد دست رهبر را می‌بوسد. قبل از خواندن متن نزدیک بود از خنده بترکم ولی بعد از خواندن مطلب گوشی آمد دستم که خیر ایشان قبلا به دست بوسی رهبر رفته‌اند حالا اما قرار است به دست بوسی اروپا و یقینا بوش بروند.
منظور مقاله نویس روزنامه کوتاه آمدن رئیس جمهور (منتخب!!) احمدی نژاد در مقابل سازمان انرژی اتمی (بوش) است نه رهبر.
راستی فکرش را کرده‌اید چرا اینها درست در آخرین روزهای تدارکاتچی قبلی با سروصدای زیاد ادعا کردند که می‌خواهند برنامه هسته‌ای (حتما غنی سازی هسته هلو منظورشان بوده!) را از سر بگیرند و درست در اولین روز بر قدرت(!!) نشستن رئیس جمهور احمقی نژاد یک مرتبه بدون هیچ گونه کم و کاستی عقب نشینی می‌کنند. آیا حکومت جمهوری اسلامی تا این اندازه بند تنبانی است که برنامه امروز تا فردای خود را از حفظ نیست!؟ بعید می‌دانم. اینها یقینا برنامه این مانور سیاسی را هم از قبل ریخته بودند. اول در آخرین هفته ریاست جمهوری سید خندان دنیا را با ادعاهای پوشالی‌شان می‌ترسانند و بعد در اولین روز به قدرت رسیدن رئیس جمهور جدید 180 درجه عقب گرد می‌کنند تا با این وسیله چراغ سبزی به اروپا و مخصوصا آقای بوش نشان بدهند و مخصوصا با دست بوسی احمقی نژاد می‌خواه