استدلال ما که تحریم را تنها راه مبارزه با رژیم میدانستیم این بود که هیچ فرقی نمیکند کدام یک از جناحهای رژیم پست ریاست جمهوری یا هر پست دیگری را اشغال کنند. حالا پس از سپری شدن دوران انتخابات نگاه کنید به اظهار نظرها، جناح بندیها و باجدهیهای آقایان تا به استدلال ما باور بیاورید.
اصلاح طلبها:
مصطفی معین: نگذاریم همبستگی ایجاد شده در انتخابات اخیر مجدداً به یأس و سرخوردگی تبدیل شود. منبع
تفکری که در پشت این پیام نهفته است بسیار ساده است به همان سادگی که رهبر انقلاب گفت (همه با هم برای چاپیدن ملت)
برای حکومتچیان (جبهه خودی) فقط یک چیز مهم است حفظ همبستگی (بخوانید "همه با هم") تا اینها بتوانند مثل 26 سال گذشته به چپاول خود ادامه دهند و در اصل برای هیچکدام شان فرقی نمیکند کدام دسته یا گروه از آنها بر سر قدرت بیاید، به اندازه کافی منابع ثروت در ایران وجود دارد تا جیب این عده معدود پر شود.
جناح کارگزاران و به تازگی اصلاح طلب نوین!!: هاشمی و یارانش میخواهند رقابت به رفاقت تبدیل شود، امروز دفاع از هاشمی، دفاع از انقلاب، جمهوریت و حق ملت است. کسانی که به هاشمی حمله میکنند، رهبری انقلاب و نظام را نشانه گرفتهاند. منبع
اینجا هم آقای هاشمی و شرکا همان حرف معین را میزنند (رفاقت بین خودیها برای چاپیدن ملت)
حالا برای اینکه تصویر باز هم واضح تر شود که اینها که بر ایران حکومت میکنند تنها یک هدف را دنبال میکنند این هدف هیچ چیز بجز حفظ "اسلام ناب محمدی" بخوانید (ملاها، همه با هم برای چپاول ملت) نیست تا در پناه آن اراذل بتوانند به پر کردن جیبشان بپردازند.
حالا برای تکمیل استدلال میرویم به سراغ روابط خارجی "حکومت عدل علی":
اول نگاهی میاندازیم به مناظرهای که قبل از انتخابات بین سخنگویان ستادهای دو نامزد انتخاباتی از ستاد اکبر هاشمی رفسنجانی، فرهنگ نادری و از ستاد محمود احمدینژاد، ابومحمد عسگرخوانی. در اینجا به بحثهای رد و بدل شده نمیپردازیم که این خود مقولهای است برای یک تحقیق وسیع برای شناخت ماهیت آن. در اینجا فقط به خود عمل مناظره و اینکه این مناظره در کجا انجام شده است میپردازیم.
مگر همین دو جناح رژیم نیستند که مخالفینی را که با رادیوهای بیگانه مصاحبه میکنند به زندان میاندازند و آنها را متهم میکنند به اینکه نوکر اجانب و بخصوص آمریکا هستند، و اینکه دلارهای آمریکایی به ایران آورده شده تا عدهای بتوانند رژیم را سرنگون کنند و از این دست چرندیات. خوب حالا باید از آقایان همین سوال را پرسید پس شما هم از آمریکا پول گرفتهاید که در این میزگرد شرکت کردهاید؟ مگر اصول گرایان یا همان برندگان انتخابات (انتصابات) نیستند که مدام گوش خلق را کر میکنند و هر گونه تماس با آمریکا را خیانت و الخ میخوانند؟ باید از آقایان پرسید: خوب چگونه است که یک مرتبه همه آن اصول و اهداف انقلاب و چرندیات دیگری که در این 26 سال به شکم مردم بستند به کناری گذاشته میشود و "پیش به سوی شیطان بزرگ"!؟ چون تنها ناجی شماست؟ این بذل و بخششها فقط به اینجا ختم نمیشود باید نگاهی به چپاولها و بذل و بخششهای دیگر هم کرد. همان بذل و بخششهایی که در خارج از مرزها انجام میشود تا زمینه ادامه بقای "حکومت عدل علی" بر ایران را میسر سازد.
چشم پوشی جمهوری اسلامی از میلیاردها دلار خسارت جنگ ایران و عراق: دیدار وزیر دفاع عراق از تهران سعدون الدولیمی، وزیر دفاع عراق و کمال خرازی وزیر خارجه "حکومت عدل علی". منبع
جمهوری اسلامی استاد این گونه بذل و بخشش هاست. همان بذل و بخششهایی که در این 26 سال هرگاه که رژیم خود را در تنگنا میبیند با چوب حراج زدن به اموال ملت از تنگناها خارج میشود. مثال میخواهید؟ مثال فراوان است، برای اینکار نگاه کنید به قراردادهای اقتصادی منعقده نان و آبدار برای فرانسه با فرانسه بعد از قتل مخالفان سیاسی از جمله بختیار. باز هم نمونه میخواهید؟ نگاه کنید به قراردادهای منعقده انرژی بین ایران و چین برای باج دهی به چین تا در مرحله بعد چین در شورای امنیت در مقابل آمریکا از حق وتوی خود استفاده کند. باز هم مثال میخواهید؟ رجوع کنید به قراردادهای بلاعوض نفتی بین ایران و آقای حافظ اسد در دوران اولیه انقلاب، کجاست آقای اسد تا حالا از آقایان دفاع کند؟
تمام این بذل و بخششها و صدها بذل و بخشش دیگر همه برای این انجام میشود تا دولت های خارجی دست رژیم "حکومت عدل علی" را برای سرکوبهای داخلی باز بگذارند تا رژیم بچاپد و ملت هیچ نتواند بگوید.
حالا یک کاریکاتوریست میتواند از این تصویر نوشتاری تصویری را ارائه دهد که تن مام وطن را نشان میدهد و لاشخورهایی (حکومت عدل علی) با همراهی حکومت های خارجی شرکای رژیم درحال خوردن این تن که نامش وطن است هستند.