« June 2005 | Main | August 2005 »

July 31, 2005

هر دم از این باغ بری می‌رسد تازه‌تر از تازه تری می‌رسد

در اخبار آمده بود که گندش درآمده آقایان مجلس نشین موادی تشریف دارند. زحمت کشیده‌اند! عجب کشفی کرده‌اند اینها!! آقا جان مگر اینکه کور و کر باشید وگرنه کافی است به سخنرانی‌های و برنامه‌های رسمی آقایان رهبر و هاشمی کمی دقت کنید تا ببینید که آقایان هم هر وقت در مجالس رسمی شرکت می‌کنند کیفور کیفوراند، حداقل اگر کمی به شواهد ظاهری دقت کنید خواهید دید که آقای هاشمی مدام دارد دماغ مبارک را می‌خاراند و همین را هم در مورد رهبر می‌توانید ببینید البته رهبر چون از یک دست چلاق است و آن یکی دست را هم برای خاراندن خایه‌های نداشته‌اش استفاده می‌کند در نتیجه نمی‌توان خاراندن دماغش را زیاد مشاهده کرد.
اصلا چرا راه دور برویم قیافه آقایان اکثر نشان می‌دهد که عملی هستند. نگاهی بیندازید به قیافه آقایان حداد عادل، محمد رضا باهنر و یا همین رئیس جمهور منتخب!! قیاف همگی شان از صد کیلومتری داد می‌زند که بابا ما موادی هستیم. حالا چرا بند کرده‌اند به یک نماینده بدبخت معلوم نیست! تازه مگر نمی‌گویند که وقتی پیش نماز بگوزد پس نماز باید بریند!؟ خوب حالا گیرم که یک نماینده مجلس هم شیره‌ای یا تریاکی باشد! مگر ما همین چند ماه پیش عکس چند نماینده مجلس را اینجا نگذاشتیم و ننوشتیم که نگاه کنید همگی چرت می‌زنند!؟ اینها خمار یا بیدارشان برای ملت ضرر خالص است حالا چه فرقی می‌کند موادی باشند یا نه، خواب باشند یا بیدار تازه تصمیم‌ها جای دیگری گرفته می‌شود و اینها که در مجلس می‌نشینند فقط سیاهی لشکراند و بس.

July 30, 2005

دگردیسی روحانیت

حتما در جریان هستید که از آن روزی که آقای کروبی در انتخابات شکست خورد از دبیرکل مجمع روحانیون مبارز استعفا داد و به صورتی با دیگر عمامه پوشان قهر و یک شبه موجودیت یک حزب ملی را اعلام کرد.

ایشان در یک مصاحبه با خبرگزاری کار ایران به صراحت می‌فرمایند:

با اعتقاد به اینکه دیگر "تشکیلات روحانی صرف" پاسخگوی فعالیت در فضای سیاسی ایران نیست، بر عزم جدی خود در ایجاد حزب مدرن و فراگیر اعتماد ملی تاکید کرد.

ترجمه سخنان ایشان چنین است:
دکان مذهب و اسلام دیگر منفعت چندانی ندارد از این ببعد دکان ایرانی برپا می‌کنیم. برپا کردن خزب (ببخشید دکان) هم که در جمهوری اسلامی فقط جزو حقوق خواص است و هر کس و ناکسی نمی‌تواند خودسر حزب راه بیندازد.

خودشان حزب می‌زنند خودشان هم اعتماد می‌خرند می‌چسبانند پشت اسم حزب شان! حزب می‌زنند انگاری می‌خواهند مغازه باز کنند! اسمش را هم می‌گذارند حزب اعتماد ملی، یکی نیست از اینها بپرسد حزب بجای خود ولی اعتماد ملی را از کجا آورده‌اید!؟ این یکی را دیگر همینطوری بیخودی نمی‌توانید پشت نام حزب‌تان بچسبانید. آخه اعتماد خریدنی نیست که شما بروید با پول‌های دزدی‌تان چهار کیلو و نیم خریداری کنید که! از قدیم گفته‌اند اعتماد بدست آوردنی است نه خریدنی. از همه خنده‌دارتر این هست که این آقایونی که اسامی و القاب ملی را این روزها مصادره کرده‌اند همان حرامزادگانی هستند که اوایل انقلاب، همان روزهایی که آقایان قدرت بی‌کرانی را رهبری می‌کردند، هر کسی حرف از ملی و میهنی و اینگونه می‌زد از تخم دارش می‌زدند و می‌گفتند ایران اسلامی است، ولی از زمانی که اسلامی تبدیل شد به "اسهالی" یعنی چنان ریده‌اند به اسلام و مسلمانی که دیگر هیچ کس حاضر نیست حتی از کنارش هم رد بشود چون بوی گندش حتی مذهبی‌های بوگندو را هم به سرگیجه انداخته. حالا دیگر کم کم این اراذل بجای استفاده از واژه اسلام، اسلامی یا روحانیت و .. درپیش و یا پس احزاب یا مغازه‌های دونبششان هم خودداری می‌کنند و بجای آن از واژه های ملی، میهنی و یا وطنی استفاده می‌کنند. آینها منفعت طلبانی ریاکارند که شیطان را درس می‌دهند و هرگاه بخواهند رنگ عوض می‌کنند. یقین بدانید که اگر روزی منفعت‌شان ایجاب کند لباس روحانیت را هم در خواهند آورد و بجای آن هر لباسی را که نان‌دارتر باشد خواهند پوشید.

July 29, 2005

آقایان بچرخید تا بچرخیم

دستگاه فیلتر و سانسور ولایت وقیح یکی از سایت‌های ضد فیلتری را که راه انداخته بودم پس از دوسال پیدا کرد( نگاه کنید به آمار سایت) بنازم به هوش و استعداد سانسورچی های دستگاه ولایت! دو سال طول کشیده تا آدرسی را که تقریبا همه توی وبلاگستان می‌شناختند اینها پیدا کنند.
چیزی را که آقایان نفهمیده‌اند این است که هرگاه سایتی یا وبلاگی را از خُسن آقا سانسور کنند خُسن آقا دوتا بجای هر کدامشان راه اندازی خواهد کرد. اولش یک وبلاگ داشتم و می‌نوشتم یکی را سانسور کردند دوتای دیگه باز کردم بعد یکی دیگه را هم سانسور کردند دوتای دیگه باز کردم حالا گمان کنم شمارشان به هفت رسیده، حسابش از دست خودم هم در رفته چه رسد به دستگاه سانسور ولایت. خلاصه اینجا مبارزه بر خلاف روش عیسا مسیح که می‌گفت اگر یک سیلی زدند به گونه‌ات آن طرف صورتت را هم بگیر تا یکی دیگر هم بزنند آنطرف رفتار می‌شود. بنده اگر کسی یک سیلی به من بزند یقین بدانید اگر چهارتا دریافت نکند حتما دوتا را دریافت خواهد کرد. باز هم به سردمداران سانسور ملایان می‌گویم و اخطار می‌دهم مچ پای خُسن آقا را نگیرید به نفع شما نیست.
آدرس دو صفحه ضد فیلتر جدید در بالای وبلاگم قابل دسترسی است. حالا شد سه عدد.
آقایان بچرخید تا بچرخیم.

اراده پولادین گنجی

کاری را که خاتمی با پشتیبانی 22 میلیون رای و یک لشکر اسهال طلب نتوانست و نخواست انجام بدهد یک مرد تنها همراه با همسر شجاعش در حال انجام‌اش هستند. عده ای بر این عقیده هستند که جوامع امروزی نیازی به قهرمان ندارند. این سخن حرف پوچی بیش نیست. جوامع امروز هم مثل قبل نیاز به قهرمان دارند و این قهرمان‌ها هستند که ضربه آخر را فرود می‌آورند.
این مساله را در هریک از انقلاب‌ها و تحولات سیاسی در تاریخ معاصر نمونه های بسیاری را شاهد بوده‌ایم و از این به بعد هم شاهد آن خواهیم بود.

آقایان خامنه‌ای و شرکا با آن همه توپ و تفنگ و بسیجی می‌روند تا در برابر یک انسان تنها به زانو در آیند. تنها سلاح این انسان اراده پولادین اوست.

متن آخرین مصاحبه معصومه شفیعی با رادیو آلمان

July 28, 2005

دخالت پدرخوانده برای آزادی گنجی!

یکی از مسئولین به بند کشیده شدن گنجی در تلاش برای نجات گنجی است! عجب دنیایی شده! فرهنگ نادری یکی از نوچه‌های پدرخوانده هاشمی در مصاحبه‌ای با رادیو فردا اعلام داشته که آقای رفسنجانی (پدرخوانده) در تلاش است تا عفو گنجی را بدست بیاورد. هنوز هیچکس از این آقایان نگفته‌اند عفو برای چه؟ برای شرکت در یک کنفرانس یا نوشتن و افشاگری دزدی‌ها و جنایات پدرخوانده؟ آیا شرکت در یک کنفرانس و یا نوشتن کتابی باید نتیجه‌اش سال‌ها زندان و شکنجه باشد؟ چه کسی از چه کسی باید تقاضای عفو کند گنجی از پدرخوانده یا پدرخوانده از گنجی؟

گنجی در آخرین نامه‌اش به سروش که همین امروز منتشر شد حتی در شرایطی که دارد باز از افشاگری دست برنمی‌دارد و باز با صراحت رفتن خامنه‌ای را تقاضا کرده او در این نامه با شهامت از دزدی‌های یکی دیگر از حکومتیان نوشته این قسمت از نامه را بخوانید:

استاد عزیز
حتماً به یاد می‌آورید که آقا، فاشیست‌های چماقدار را فرستاد تا در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران با مشت و لگد و میز و صندلی به جان شما بیافتند و اگر آن روز من و رضا تهرانی شما را در بر نگرفته بودیم و بخشی از کتک‌ها را نخورده بودیم و شما به دست آنها می‌افتادید، امروز شما وضع دیگری داشتید. حتماً به یاد می‌آورید که یکی از سر دسته‌های واقعه‌ی آن روز، اینک به تئوریسین شبکه‌ی اول سیما تبدیل شده و هفته‌ای چند بار برای فاشیست‌ها در سیما فلسفه‌بافی می‌کند و دن کیشوت‌وار به جنگ دنیای جدید می‌رود. تئوریسین خشونت و مدافع برده‌داری، دشمن شما و دکتر شریعتی؛ در روزهای اول انقلاب فردی را می‌فرستد تا برایش دو سیر پنیر بخرد. وقتی آن فرد با سه سیر پنیر بازمی‌گردد، آقا با آن فرد بسیار دعوا می‌کند که من خرج زندگی تا آخر ماه را ندارم، آن وقت تو به جای دو سیر، سه سیر پنیر می‌خری؟ اینک دو فرزند تئوریسین خشونت میلیاردر شده‌اند و خود این شخص حواله‌ی هفت میلیارد تومانی شکر را می‌گیرد و در بازار آزاد با چند میلیارد سود به فروش می‌رساند. می‌دانید که در شهر قم چه دم و دستگاهی به راه انداخته است. همه‌ی اینها از ثمرات حمله به شما و دیگر دگراندیشان و دفاع از خشونت و ترور بدست آمده است. فکر می‌کنید بی‌جهت او را جانشین علامه طباطبایی و مطهری خطاب کردند. این یکی از موارد مبارزه با فساد اقتصادی رژیم است. یعنی شعار عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد اقتصادی سردادن و جیب عمله‌ی ظلم و استعمار را پر کردن، دکتر سروش را از شغل محروم کردن و به جاهلانِ دِه شغل دادن.

همه آزادی خواهان امروز موظف‌اند که از تلاشهای گنجی حمایت کنند و نگذارند که رژیم او را نیز سربه نیست کند.


پ.ن.: آخرین وضعیت اکبر گنجی:

مدیر روابط عمومی بیمارستان میلاد: علایم حیاتی گنجی طبیعی است
گنجی با پزشکان همکاری نمی‌کند
مولایی: عدم همکاری او با پزشکان برای این است که خواسته‌هایی دارد سرویس: فقه و حقوق - حقوق سیاسی

مدیر روابط عمومی بیمارستان میلاد اعلام کرد که علایم حیاتی گنجی طبیعی است ولی به این معنی نیست که در سلامتی کامل به سر می‌برد.

سیروس تابش در تماس با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)‌، با بیان این که گنجی با پزشکان همکاری نمی‌کند و عملا پزشکان مداخله‌ای در درمان او انجام نمی‌دهند، افزود: مشکل اساسی او ضعف و بی‌حالی است که با خوردن چای و آب و نخوردن پروتئین و دیگر مواد، نیاز بدن روز به روز تشدید می‌شود و احتمال ایجاد اختلال الکترولیت (اختلالی که بر اثر کمبود سدیم و پتاسیم به وجود می‌آید) وجود دارد.

یوسف مولایی، وکیل مدافع گنجی در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت: در حال حاضر تمام نگرانی ما سلامتی گنجی است؛ عدم همکاری او با پزشکان به خاطر این است که خواسته‌هایی دارد و برای درمان نیازمند برآورده کردن آنهاست.

وی خواستار این است که گنجی به عنوان یک بیمار درمان شود نه به عنوان یک زندانی بیمار و برای این درمان تمام امکانات در اختیار تیم پزشکی قرار گیرد.

برگزیده‌ی تصاویر دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی

خاتمی تو زنونه بدون شرح تصویر از ایسنا

July 27, 2005

مملکت بی در و پیکر

گویا نیوز خبر می‌دهد که ساعتی پیش مامورین قاضی مرتضوی برای جلب عبدالفتاح سلطانی به منزل عبدالفتاح سلطانی وکیل اولیای دم زهرا کاظمی هجوم برده تا نامبرده را دستگیر نمایند. آنان با مراجعه به منزل مسکونی وی در حالیکه موفق به یافتن وی نشده‌اند، به خانواده وی گفته‌اند که برگ جلب وی را در دست دارند و برای بازداشت او آمده‌اند. گزارش فوق حاکی است، سلطانی بطور اتفاقی در منزل حضور نداشته است.

آقای هاشمی عراقی از آن حیله گرانی است که شباهت‌اش با خاتمی ملعون بسی ملموس است. خاتمی نیز در روزهای بحرانی مدام با خنده‌های ژُکوند مانندش مردم و نخبگان را با جملاتی فاضلانه! فریب می‌داد تا بحران را حتی برای چند روز هم که شده به عقب بیندازد. او هم مدام وعده در باغ سبز را به ملت می‌داد درصورتی که در پشت آن در جهنمی خودنمایی می‌کرد.
آقای هاشمی عراقی نیز با همین روش هر از گاهی مظلوم نمایی می‌کند و قول بررسی پرونده گنجی و دیگران را می‌دهد درصورتی که در پشت پرده این مکاران فقط یک چیز می‌توان یافت مکر و حیله برای به تعویق انداختن بحران.
آقای هاشمی عراقی نیز همزمان که در مطبوعات و دیگر رسانه ها با چهره‌ای مظلوم نما قول رسیدگی می‌دهد در پشت صحنه اما به سگ‌های خود دستور می‌دهد تا حلقه‌های محاصره را تنگ تر و تنگ تر کنند و مچ پا بگیرند و بدرند و ملت هنوز پس از نزدیک به 27 سال فریب این جانیان مکار را می‌خورد از همه بدتر نخبگان! جامعه هستند که هنوز پس از این همه فریب با نوشتن نامه‌های فدایت شوم به جلادان به گمان خود می‌خواهند هاشمی عراقی را به راه راست هدایت کنند این همان تفکر اصلاح طلبی است که مدت‌ها ست نگارنده این سطور آن را اسهال طلب نامیده است.
روش و راه مبارزه با این مکاران تنها و تنها با همان روشی میسر است که گنجی مدتی است پی‌گیری می‌کند. تحریم، مبارزه طاقت فرسا و رویارویی مستقیم. آنها باید بروند از کوچک تا بزرگشان باید بروند و برای رسیدن به این هدف هیچ راهی بجز رویارویی مستقیم و شفاف کارساز نیست.

July 26, 2005

المامور معذور!

آهای ملت کجای کاریت؟ آقا بعد از رفتن به ایران یقینا شغل شریف شریعتمداری را به عهده گرفته. این روزها کسی برای شریعتمداری تره هم خورد نمی‌کنه، بهمین خاطر این آقازاده قراره جایگزین حضرت شریعتمداری بشه.
حضرت شریعتمداری (ببخشید درخشان) می‌فرمایند:

کسی که بیشتر از همه می‌خواهد گنجی بمیرد، جورج بوش، رییس جمهور آمریکا است، نه خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی.

نومحافظه‌کاران آمریکایی، ناامید از از تغییر حکومت ایران به روش نظامی، مدت‌ها است که تصمیم گرفته‌اند حکومت ایران را به کمک اپوزیسیون خارجی و نارضایتی داخلی از هم بپاشند. اگر دقت کنید از چند ماه پیش آرام آرام دارند لوازم این کار را فراهم می‌کنند: پول که تا بخواهید به بهانه‌های مختلف از کنگره گرفته‌اند، ایده‌ی چترمانند (رفراندم) برای متحد کردن اپوزیسیون را با زرنگی از محسن سازگارا قاپیده‌اند، و حالا هم منتظرند که با مرگ گنجی قهرمان سمبولیکی را هم که برای زیر چتر گرفتن حداکثر اپوزیسیون و مردم عادی ایران نیاز دارند به دست آورند.

گنجی زنده به درد بوش نمی‌خورد، چون حرف می‌زند، عقیده دارد، می‌فهمد و فکر می‌کند. کسی هم که اهل این جور کارها باشد به درد قهرمان سمبولیک شدن نمی‌خورد، چون هر روز ممکن است علیه خود جورج بوش و دخالت آمریکا برای تغییر رژیم ایران از بیرون موضعی بگیرد و حرفی بزند.

دقیقا به همین دلیل است که خامنه‌ای دوست ندارد گنجی بمیرد. چون آن قدر باهوش هست که بداند با این کار بی‌خود و بی‌جهت شهیدی درست می‌کند که تا سال‌های سال دنیا با آن توی سر رژیمش خواهد زد.

از طرف دیگر جمهوری اسلامی خوب بلد است آدم‌های ساده مثل گنجی و عبادی را بازی بدهد (با ترویج ایده‌ی تحریم انتخبات، بدون کوچکترین مزاحمت رژيم) تا نتایج دلخواهش (انتخاب احمدی‌نژاد) را از وجود آنها بگیرد. +

این تحلیل هم یقینا دستورش از تهران رسیده. چرا!؟ برای اینکه دارند یک نوع نظرسنجی می‌کنند ببینند مزه دهن ملت مخصوصا جوانان که می‌تونن درصورت کشته شدن گنجی برای رژیم دردسر درست کنند را بفهمند. بهمین خاطر هم هست که سایت اصلاح طلب گویانیوز به مطلب آقا لینک داده تا هرچه بیشتر خواننده داشته باشه از طرفی هم آقایون اصلاح طلب بسیار از دست گنجی بخاطر تحریم گچی هستند و بدشان نمی‌آید در پروژه سر به نیست کردن او با رژیم همکاری کنند. با نوشته آقا می‌خواهند زمینه را آماده کنند تا بعد از عملی شدن پروژه سربه نیست کردن گنجی گناه کشته شدن او را هم بیندازند به گردن بوش. انگار بوش و دستگاه عریض و طویلش نیاز به این گونه مانورها برای سرنگون کردن حکومت آخوندی دارد! در ضمن حضرت آقا باید به عرض مبارک برسانم که اگر بوش بخواهد بودجه برای سرنگونی رژیم تهیه کند حتی نیازی به کنگره هم ندارد، کافی است یک سفر وزیر خارجه یا دفاع شان را بفرستند خدمت عرب‌ها دم کلفت و بودجه آنرا مثل بودجه کنترا و دیگر بودجه‌های مخفی مشابه تهیه کنند.

July 25, 2005

رو که نیست سنگ پای قزوین است انگاری

همه آنهایی که تلاش کردند انتخابات تحریم شود، استدلال آقایان اصلاح طلب را به خاطر دارند که ادعا می‌کردند: اگر انتخابات تحریم شود جناح مقابل برنده انتخابات خواهد شد و همچنین همگی بر این استدلال پافشاری می‌کردند که با تصاحب صندلی ریاست جمهوری بگیر و ببندها شروع خواهد شد و ایران را به سالهای 60 باز خواهند گرداند! و الخ، در مقابل تحریم کنندگان همگی بر این عقیده بودند که جو جهانی و سطح آگاهی در جامعه امروز ایران این اجازه بازگشت را نخواهد داد. و همچنین اینکه آزادی‌های بدست آمده نه بخاطر اصلاحات که پیشتر به خاطر فشارهای ملت بدست آمده و نه اصلاحات اصلاح طلبان و در نتیجه دیگر امکان پس گرفتن این آزادی‌ها میسر نیست.

حالا اما بخوانید و ببینید که آقای نبوی یکی از سردسته‌های جناح اصلاح طلب در نشستی چه می‌گوید:

ما نه به سقف اهداف که اصلاحات گامی به پیش برد و نه به کف خواسته‌هایی که جلوگیری از انتخاب یک رییس دفتر بود، نرسیدیم. اما این انتخابات نتیجه مثبت داشت؛ یکی این‌که بعد از این کسانی که تمام اختیارات را دارند باید پاسخگوی ملت باشند. این‌که احمدی‌نژاد فقر و فساد را برطرف نکند دیگر پذیرفته نیست.
این برای مخالفان اصلاحات آخرین مرحله است و بعد از این کاری نمی‌توانند بکنند. باید پاسخگوی مردم باشند. نتیجه مثبت دیگر اجماع فکری و نه تشکیلاتی بود. اجماع فکری در طیف گسترده‌ای از نخبگان جامعه از عزت‌الله سحابی تا جوادی آملی ایجاد شد و همه یک چیز را فهمیدند.

مخالفان اصلاحات اگر بخواهند اختناق ایجاد کنند، توفیق نخواهند یافت. اجماع فکری در داخل و شرایط خارجی مانع از آن می‌شود که اختناق و استبداد دلخواه برخی را حاکم کنند. منبع: پیک نت

ایشان گمان کرده‌اند حافظه ملت تا این اندازه مختل شده است که گفته‌های ایشان و همپالکی‌ها را به همین زودی همه فراموش کرده‌اند!؟ بابا صبر می‌کردید یک سالی بگذرد تا شاید ملت فراموش می‌کرد چه چرندیاتی به خوردشان داده‌اید، هنوز یک ماه نگذشته شروع کرده‌اید!؟ الحق که سنگ پای قزوین در مقابل پررویی شما باید لُنگ بیندازد.

پ.ن.: گنجی می‌گوید خامنه‌ای باید برود جناح مقابل آنرا مثل دولی *(Dolly) شبیه سازی کرده.:rofl

khamenei.jpg
* Dolly همان گوسفندی است که اولین بار شبیه سازی (cloning) شد

July 24, 2005

هشدار ! ! ! جان گنجی در خطر است

خُسن آقا: یک توضیح: توجه داشته باشید که این بیانیه دیروز نوشته شده در نتیجه عمل جراحی ذکر شده در این بیانیه امروز خواهد بود. 


هموطنان عزیز بنا بر اخبار رسیده ، اکبر گنجی قرار است فردا تحت عمل جراحی مینیسک زانو قرار گیرد .
از آنجا که این عمل جراحی با وجود مخالفت خود گنجی و خانواده او صورت میگیرد ، و به هیچ وجه عملی ضروری نمیباشد ، و با توجه به وضعیت جسمی ایشان ، درچهل و دومین روز اعتصاب غذا ، و قرنطینه خبری ، و خصوصاً کارنامه سیاه حاکمین در نقض گسترده ، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران ،  ما " فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر  در اروپا و آمریکای شمالی " ، ضمن ابراز نگرانی خود ، از کلیه هموطنان و نهادهای مدافع حقوق بشر خواستاریم ، که با حفظ هوشیاری در این مقطع زمانی حساس ، با پخش هرچه وسیعتر و سریعتر خبر در رابطه با اکبر گنجی ، با درخواست آزادی هرچه زودتر و بدون قید و شرط گنجی ، به حفظ جان او یاری رسانیم . 
 " فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر  در اروپا و آمریکای شمالی "      23 جولای  2005
ihrnena@gmail.com            


انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
  hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران –   فرانسه
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com
انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک :  kanon253@hotmail.com
  info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :
kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند
info@komitedefa.org  : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد 
defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا
noranali2003@yahoo.no  کمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) : 
yebarak@yahoo.ca  :  سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا
demokrasi9@yahoo.com کمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :
mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:
کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
info@irantestimony.com  : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر


 

نامه اكبر گنجی به آيت‌الله منتظری

آخرین نامه گنجی را که در پاسخ به نامه منتظری نوشته و به تاریخ(!) 31 تیرماه است را حتما بخوانید.


کپی نامه را برای آنهایی  که به علت فیلترینگ دسترسی به سایت گویا نیوز را ندارند گذاشتم در اینجا. نسخه پی دی اف آنرا هم می توانید در اینجا بخوانید


 

July 23, 2005

قتل زهرا کاظمی و عواقب آن

تصویر زهرا کاظمیدر خبری که دیروز ایسنا منتشر کرد در آن آمده که دومین جلسه دادگاه تجدید نظر قتل زهرا کاظمی روز دوشنبه پس فردا برگزار خواهد شد. آقای سیف زاده وکیل خانواده کاظمی روی چند نکته انگشت گذاشته است که چنانچه این نکات را آقای سیف زاده و خانم عبادی که وکلای خانواده زهرا کاظمی هستند بتوانند به نتیجه برسانند حرکت بسیار حساب شده و خوبی خواهد بود. متاسفانه بیشتر رسانه‌ها یا این خبر را بدون توجه به این نکات و انگشت گذاشتن روی آن از آن گذشتند یا اصلا خود خبر را هم منتشر نکردند.
آقای سیف زاده از همان جلسه اول روی نکات زیر انگشت گذاشته که چنانچه بتواند آنها را با فشار فعالین حقوق بشر و همچنین دولت کانادا به حلقوم دولت جمهوری اسلامی ایران فرو کند پیروزی خوبی برای فعالین حقوق بشر خواهد بود. نکات مهم این خبر را که دیروز لینک‌اش به ایسنا را همین کنار در قسمت لینک‌ها گذاشته بودم با هم مرور می‌کنیم توضیح ها در پرانتز از من است:
 
دادگاه بدوی به دلایلی که ابراز کردیم مثل احضار شهود(آقای مرتضوی) و همچنین درخواست بازسازی صحنه‌ی قتل (در زمان قتل آقای مرتضوی کجا بوده مجری بوده یا شاهد) توسط وزارت اطلاعات توجهی نکرد؛ همچنین از این دادگاه درخواست کرده بودیم که ضربات وارده به جمجمه بررسی و مشخص شود که در چه ساعتی وارد شده (برای اینکه بتوانند نتیجه گیری کنند که آقای مرتضوی در این زمان کجا بوده) و کدام ضربه کشنده بوده که متأسفانه به این موضوع نیز توجهی نشد و در نهایت آن رأی خلاف را صادر کرد.


چنانچه وکلای این پرونده بتوانند نکاتی را که در بالا خواندید به جمهوری اسلامی زورچپان کنند آقای مرتضوی و همکاران شکنجه‌گر ایشان را به پای میز دادگاه خواهند کشاند. حتی اگر نتوانند او را به عنوان مسئول و متهم اصلی به محاکمه بکشند همین که مشخص شود آقای مرتضوی حتی به عنوان شاهد در این قتل حضور داشته راه او را برای پیشرفت بیشتر در جمهوری اسلامی سد خواهد کرد. فراموش نکنیم که با خیزی که آقای مرتضوی برداشته یقینا به زودی یا وزیر دادگستری خواهد شد یا اینکه یک پست کلیدی دیگر را در جمهوری اسلامی برای او در نظر خواهند گرفت.


 پ.ن.: حالا که مساله حقوق بشر است بد ندیدم قسمتی از متن بیانیه گزارشگران بدون مرز را که همین امروز منتشر شده را اینجا بیاورم:


اکبر گنجی،ابهام و عناد دستگاه قضایی ایران


گزارشگران بدون مرز نگرانی و انزجار خود را از عدم شفافیت که قوه قضاییه پیرامون بستری شدن این روزنامه نگار در بیمارستان به وجود آورده است و عنادی که با وی می شود، اعلام می کند. ما بار دیگر از دستگاه قضایی ایران می خواهیم بدون قید وشرط اکبر گنجی را آزاد کند.


خانواده ی اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی که از ٤۱ روز پیش در اعتصاب غذا به سر می برد. با ارسال نامه ای سرگشاده خطاب به آیت اله شاهرودی رئیس قوه ی قضائیه به وضعیتی که وی در بیمارستان میلاد در آن بسر می برد، اعتراض کردند. از سوی دیگر کمیته ی سه نفره ی مذاکره کننده با اکبر گنجی و قوه قضاییه دیروز با انتشار اطلاعیه ای اعلام کردند تلاش شان "به دلیل عدم همکاری مقامات دادستانی و مسئولان زندان تا کنون به هیچ نتیجه ای نرسیده است." خانواده و دوستان اکبر گنجی در نامه های خود به محدودیت های ایجاد شده در رابطه با ملاقات با وی و به ویژه عدم امکان دیدار وکلای این زندانی با او اعتراض کرده اند.  ادامه بیانیه


 

July 22, 2005

بشتابید که آقایان برای سرمایه‌هایتان کیسه دوخته‌اند!

رئیس فراکسیون ایرانیان در مجلس جمهوری اسهالی می‌فرمایند:
همراهی جدی‌مان را با سرمایه‌گذاری ایرانیان در کشور اعلام می‌کنیم و از سرمایه‌گذاران ایرانی خارج از کشور برای سرمایه‌گذاری در داخل در قالب اصول و نظام اقتصادی کشور دعوت می‌کنیم. منبع: ایسنا

باید هم در مجلس رژیم ملایان کمیسیون ایرانیان تشکیل شود! تا آنجا که ما می‌دانیم این رژیم توسط نوادگان حسین عرب اداره می‌شود و جهت اجرای عدل علی!! ایشان مرحمت فرموده‌اند نیم دانگ از مجلس را هم به امور ایرانیان واگذار کرده‌اند!!
از این مساله که بگذریم می‌رسیم به اصل قضیه که آقایان هدفشان از راه اندازی کمیسیون ایرانیان خدمت به ایرانیان خارج از کشور یا داخل کشور نیست، هدف اما از آن جهت است که حالا بعد از اینکه جیب ایرانیان داخل را بریده و هرچه در آن بوده خالی کرده‌اند تازه به صرافت افتاده‌اند که چونکه دیگر چیزی برای دزدی در داخل ایران باقی نگذاشته‌اند حالا نوبت ایرانیان خارج از کشور است تا جیب آنها را هم ببرند. آخر می‌دانید که اینها همگی بجز جیب بری و دله دزدی کار دیگری بلد نیستند.
البته باید به آقای رئیس کمیسیون ایرانیان!! گوشزد کنم که ایرانیان معمولا انسان‌های الاغی نیستند و همگی از عقل و درایت برخوردارند. مگر ایرانیان مغز خر خورده‌اند که سرمایه‌هایشان را از دنیای سرمایه‌داری که از امنیت سرمایه برخوردار است بردارند و بیاورند در کشور دزد زده ملایان که فقط سالانه 20 تا 30 درصد تورم غیرقابل کنترل در آن وجود دارد و سرمایه آنها را در عرض سه تا چهار سال نابود شود!؟ البته اگر قبل از نابودی از دست تورم، ملاها آنرا ملاخور نکرده باشند. گمان می‌کنید بیخودی و از روی شکم است که واژه "ملاخور شدن" در زبان فارسی رایج شده است!؟


ایشان بعد از صغرا کبرا چیدن‌های بی مورد می‌روند سر اصل مطلب و ادامه می‌دهند:


شنیده‌ام و گاهاٌ آماری هم داشته‌ایم که ایرانیان مثل همیشه در همه جا چندان توفیقاتی داشته‌اند که از نظر سرمایه‌گذاری و میزان موجودی‌شان موفقیت‌های خیلی جدی داشته‌اند به خصوص در کشورهایی که مسایل اقتصادی و سرمایه‌ای‌شان پیشرفت خوبی داشته است.


فقط جهت اطلاع آقای رئیس کمیسیون ایرانیان مجلس شوربای اسهالی به اطلاع ایشان می‌رسانم که بر اساس چرتکه اندازی آقای یونسی وزیر اطلاعات دولت مطبوع (مدفوع) ایشان سرمایه ایرانیان خارج از ایران چیزی حدود 800 میلیارد دلار است. منبع: مهر نیوز

نگاهی هم به این عکس که ربطی به موضوع بالا ندارد را از رئیس جمهور منتخب!! در مجلس حکومت شپش بیندازید. منبع عکس: ایسنا

اسلام خندان!!

کی میگه اسلام فقط شیون و زاریه!؟

July 20, 2005

نقدپذیری حکومت اسلامی در صدر اسلام توهمی بیش نیست

دوست عزیز آقای دخو در نظرخواهی مطلبی که روز 14 جولای نوشته بودند مدعی شده‌اند که در صدر اسلام دموکراسی وجود داشته و مسلمین و مخالفین آزادی نقد داشته‌اند و جسته و گریخته به تاریخ طبری اشاره کرده بودند و اینکه "ابن ملجم مخالف سیاسی بود حتا از بیت المال مواجبش قطع نشد"
متاسفانه در آن نظرخواهی عده‌ای اوباش بجای بحث‌های سازنده شروع به فحاشی کرده بودن و من هم بخاطر مسافرت دسترسی به اینترنت نداشتم و بعدا این بحث‌ها را و همچنین فحاشی‌ها را خواندم. اول از همه من از جانب اوباش از دخوی عزیز عذرخواهی می‌کنم و سپس می‌روم سراغ پاسخ ایشان.


دوست عزیز تمام این ادعای شما در وهله اول از اصل بی‌اساس است چرا؟ به یک دلیل بسیار واضح و بدون شک، "در اسلام بطور کلی شک در وجود خدا عقوبتی دارد که از دید هیچ کس پوشیده نیست". حالا شما چگونه مدعی هستید که در صدر اسلام همه حق نقد آنرا داشته‌اند و الخ، بر بنده پوشیده است! لطف کنید و مرا از این گمراهی! برهانید!!
دوست عزیز حکومت‌ها و سیستم‌های دیکتاتوری همیشه عده‌ای را خودی تلقی می‌کنند و عده‌ای دیگر را غیر خودی و محدودیت این دو گروه هم در آزادی‌ها با هم فرق می‌کند. اسلام در اوایل و قبل از قدرتمند شدن از کنترل کامل بر اوضاع عاجز بود مخصوصا می‌نویسم عاجز چون فرق است بین اینکه حکومتی از اجرای احکام شدید عاجز باشد تا اینکه حکومتی که قدرت اجرا داشته باشد و اجرا نکند. در اسلام دوران صدر آن هم وضع مثل حکومت آخوندی اول بخاطر فقدان قدرت با مخالفین با رئوفت!!  رفتار می‌کرد ولی به مرور زمان وقتی قدرت بیشتری گرفت شروع به قتل عام و قلع وقمع کردن مخالفین خود شد. در مورد مشخص افرادی مثل ابن ملجم باید گفت که درست به همان دلیلی که آقای عبدی و دیگر نزدیکان رژیم آخوندی با رئوفت بیشتری از طرف رژیم مواجه هستند تا دیگر مخالفین درست به همین دلیل هم حکومت صدر اسلام از برخورد با معدودی از خودی‌ها خودداری می‌کرده. این مساله یک مساله عمومی و همیشگی نبوده که بتوان به این نتیجه نادرست رسید که در صدر اسلام آزادی نقد وجود داشته! اگر آزادی بوده بخاطر فقدان قدرت در صدر اسلام بوده و نه نقد پذیری اسلام، این مساله بحث شکاکان را که شما پیش کشیده‌اید واقعا جای تعجب دارد. در دینی که حتی شک به وجود خدا کفر محسوب می‌شود و عقوبت آنرا هم شما بهتر از من می‌دانید این بحث از پایه و اساس بی‌مورد است.
 
در خاتمه باید گوشزد کنم که حکومت اسلام هم مثل همه ایدئولوژی‌ها در شروع با قوانین مردم پسند (پوپولیستی) به فریب مردم بی‌خبر اقدام کرده و به مرور زمان که قدرت و جایگاه خود را تحکیم بخشیده با قوانین ارتجاعی به شکار مخالفین پرداخت، در این مساله هیچ جای شکی وجود ندارد. برای اینکه به ماهیت اسلام بطور کلی و شخصیت فریبکار محمد بطور اخص پی‌ببرید نگاه کنید به زندگی زناشویی او قبل از فوت همسر اولش و بعد از آن. محمد بخاطر قدرت مالی و جایگاه اجتماعی خدیجه سال‌ها با او که 15 سال از او پیرتر بود زندگی کرد و بعد از فوت او توحش جنسی واقعی خود را به نمایش گذاشت. آیا ازدواج محمد با عایشه چیز دیگری را به اثبات می رساند بجز اینکه او تا زمانی که اسیر دستان پرقدرت خدیجه بود دست از پا خطا نکرد و به کوه پناه برد؟ آیا این خود دلیلی برای اثبات این مدعا نیست که او تنها زمانی طینت واقعی خود را نشان داد که به قدرت کافی دست یافته بود؟
آیا از عجایب نیست که محمدی که در سن ۲۵ سالگی با خدیجه‌ی ۴۰ ساله زن دست سوم  ازدواج می‌کند پس از مرگ او با دختری 8 ساله ازدواج کند؟ چه عاملی باعث شده که یک مرتبه محمد 53 ساله بعد از دست یافتن به بارگاه خدا!!!! (بخوانید قدرت بی حد و حساب) یک مرتبه با دخترکی 8 ساله ازدواج می‌کند!؟ آیا این هم نشانه دموکرات بودن و انتقاد پذیری محمد و دستگاه تحت امرش می‌باشد!؟ یا نشان از سوء استفاده از قدرت؟ خواهشمندم توهم را در جامعه پرورش ندهید.


 

July 19, 2005

برگی دیگر از دفتر جنایات اسلام

دو نوجوان بخاطر داشتن رابطه جنسی عملی که در تمام دنیای آزاد جرم تلقی نمی شود به اعدام محکوم و حکم آنها امروز صبح در مشهد به اجرا در آمد. دو نوجوان را قبل از اعدام با احکام شلاق شکنجه کرده اند و سپس احکام اعدام آنها در ملاء عام به اجرا درآمد. منبع خبرایسنا تصویر بزرگتر

July 14, 2005

توهم ملاحسنی

مطلبی از ملا حسنی را می‌خواندم نوشته بود:



شما از يزيد و اين ملجم کثيف تر و درنده خو تريد. کجاست رافت اسلامی؟ کجاست اخلاق محمدی؟ کجاست انسانیت ؟ کجاست مروت و جوانمردی؟
 
اين عکس اکبر گنجی را که در سايت ايرانيان ديدم بشدت مرا اندوهگين کرد.


ما گير عجب ارتجاع سياهی افتاده ايم. به نام دين بر گرده مردم سوار شدند و مثل سگ دروغ ميگويند (دور از جون سگ. سگ که اصلا از اینکارها نمیکند). ببینید بنام خدا و نمایندگی از طرف خدا با مردم چه میکنند؟


اگر اسلام و دين و خدا و پيغمبر آنچيزی است که شما محصول آنيد، درود بر کفر و بی دينی.


آقا جان! ملا جان! بنا نبود گرفتار توهم بشویم  و دنیای رویاهایمان را با اسلام یکی کنیم و بعد از آن توقع‌های بی‌جا داشته باشیم.
اولا باید به عرض مبارک برسانم  که به نظر بنده اسلام آقای خمینی و خامنه‌ای بسیار هم رئوف‌تر و متمدن‌تر و با مهر تر از اسلام ناب محمدی  است.
شما کافی است نگاهی به اسلام و تاریخ اسلام بیندازید، البته نه تاریخ شفاهی که در خانه و خانواده به خورد من و شما داده اند ها! منظورم تاریخ واقعی اسلام است، با یک نگاه سطحی  پی خواهید برد که دین اسلامی را که آقایان خمینی و خامنه‌ای نمایندگی می‌کنند بسیار با تمدن‌تر از دینی است که محمد و علی به دنیا عرضه کردند. کافی است نگاهی به دین همسایگان ما بیندازید تا گوشی کمی دستتان بیاید دین آقای بن لادن و شرکا نزدیک تر به دین اسلام واقعی است تا این بچه سوسول مسلمان‌های ایرانی. این دین با فرهنگ ایرانی ادغام شده و تا حدودی متمدن‌تر از ریشه اصلی آن عمل می‌کند.
 کجا محمد یا علی به گنجی مانندی اجازه این همه خود رایی و خود سری می‌دادند باور بفرمایید همان روز اول گردن‌اش را می‌زدند. در دین اسلام ناب محمدی از این سوسول بازی‌ها وجود ندارد که احکام آبکی صادر کنند و بعد اگر عده‌ای اعتراض کردند همان احکام آبکی را هم لغو کنند که! قربان گویا شما خواب نما شده‌اید!
کجای اسلام به مسلمین اجازه بحث و شک و خلاصه از این گونه سوسول بازی‌ها را می‌داده که شما از خامنه‌ای بدبخت توقع دارید. اسلام همین هست که می‌بینید از این آبکی‌تر میشود خاکشیر و دیگر نمی‌توان نام اسلام بر آن نهاد.
خدا خیرات بدهد برادر! مگر ندیدی در روزهای انتخابات چه سوسول بازی‌هایی را اجازه ظهور می‌دادند؟ گمان می‌کنی در دین اسلام محمد و علی هم از این لیبرال منشی‌ها وجود داشته!؟ اصلا چه معنی می‌دهد که این آقا رفته دراز به دارز خوابیده و اعتصاب غذا کرده!؟ بر اساس شریعت پاک!! محمد و علی، این عمل خودش هزار و یک عقوبت دارد اگر نمی‌دانستید بروید اسلام را مجددا مطالعه فرمایید.
خلاصه مطلب اینکه مرحمت فرموده لیبرال منشی‌های خامنه‌ای را به حساب اسلام ناب محمدی نگذارید که اینها هم بخاطر تاثیر آئین مهرورزی ایرانیان به این درجه از رئوفت دست یافته‌اند.

به بهانه سفر به پراگ

این اولین باری هست که به پراگ میام به همین خاطر هم چیزهای دیدنی زیاد خواهد بود برای دیدن.


امروز سر راه یک مرتبه چشمم خورد به موزه ابزار شکنجه در دوران قدرت کلیسا. رفتم داخل متاسفانه اجازه عکس گرفتن نمی‌دادند وگرنه تصمیم داشتم چند تا عکس را در اینجا بگذارم.
این ملاهای کلیساهای اروپا هم دست کمی از ملاهای خودمان نداشته‌اند ابزاری را که در این موزه دیدم باعث شد که نهار را اعتصاب غذا کنم چون بعد از دیدن این همه توحش دیگر علاقه‌ای به خوردن برای انسان باقی نمی‌ماند.
برداشت من در این سه روز در پراگ این است که چک ها ملت با فرهنگی هستند.


مرکز شهر پراگ بر قطعه سنگ قبری دو عکس و دو نام خودنمایی می کند این دو همان قهرمانان چک هستند که در روزهای شوم حمله سربازان چکمه پوش پیمان ورشو جان خود را برای مبارزه و اعتراض به تجاوز سربازان پیمان ورشو فدا کردند تا به گوش جهانیان برسانند آنچه که برسر این ملت آوردند.
شب 21 آگوست 1968 چهارصد هزار سرباز پیمان ورشو از زمین و آسمان برسر ملت چک ریختند تا سلطه شوم خود را بگسترانند.
هفته ها و ماه های بعد از حمله مبارزه پراکنده ای هنوز وجود داشت ولی به مرور  این مبارزات کمتر و کمتر شد . 16 ژانویه 69  ساعت 3 بعد از ظهر Jan Palach دانشجوی بیست و یک ساله با آتش زدن خود در این محل اعتراض خود را به حضور اشغالگران ابراز داشت. سه روز بعد Jan Palach بر اثر جراحات وارده جان سپرد و نام خود را در تاریخ چک ابدی کرد.


اکبر گنجی را دریابید


July 12, 2005

تصاویر خبرگزاری ها از تجمع اعترای به وضعیت اکبر گنجی


تصاویر خبرگزاری ها از تجمع اعترای به وضعیت اکبر گنجی تصاویر خبرگزاری
ایسنا از تجمع
عده ای در اعتراض به وضعیت اکبر گنجی


 


 


 


 


 


 



تصاویر خبرگزاری مهر نیوز از تجمع عده ای در اعتراض به وضعیت اکبر گنجی
[1]
[2]
[3]


 


 


 


 

July 10, 2005

فراخوان گردهم‌آیی در مقابل دانشگاه تهران

فراموش نکنیم! هنوز خون زیبا کاظمی را پاسخ نگفته اند


کپی شده از وبلاگ هاله


● ما امضاکنندگان این فراخوان با استفاده از همه شیوه‌های مسالمت‌آمیز ، برای اعطای مرخصی بابت مداوای اکبر گنجی ، نجات و آزادی همه زندانیان سیاسی که در راه بیان حقایق و طرح آزادانه اندیشه‌هایشان به زندان افتاده‌اند خواهیم کوشید.
● به همین سبب در ساعت پنج تا هفت بعد از ظهر روز سه شنبه بیست و یکم تیرماه ٨٤ مقابل در اصلی دانشگاه تهران ، گردهم خواهیم آمد. از همه نیروهای آگاه و مبارز میهنمان دعوت می‌کنیم در این گرد هم آیی حضور به هم رسانند.


فراخوان گردهم آیی در اعتراض به تضییع حقوق اکبرگنجی


مردم آزاده و شریف ایران!


اعتصاب غذای روزنامه نگار شجاع ایرانی – که بیش از پنج سال است به گناه افشای برخی از نکته‌های مبهم قتل‌های سیاسی دهه هفتاد و ابراز عقیده و انتقاد صریح نسبت به حاکمیت – در زندان بسر می‌برد ، وارد بیست و هشتمین روز شده است.
او در مدت تحمل مجازات خود دچار بیماری دشوار تنفسی (آسم) شده است. این روزهای دشوار را تنها به دلیل اعتقادی که به بیگناهی خود در محکومیتی که بار سنگین تحمل آن را بر دوش دارد بر خود هموار می‌کند ، اما هر انسانی توانایی محدودی در تحمل فشار جسمانی دارد و دیری نخواهد پایید که اکبر گنجی نیز سرنوشت محتوم خویش را در پی آیند این ماراتن دشوار مرگ در خواهد نوردید ، مگر اینکه وجدان بیدار شما مردم وخواست‌های پیگیرتان برای درمان بیماری و آزادی او در دگرگون ساختن سرنوشتی که برای او رقم خورده است کارساز شود..
بی تردید کسانی مانند گنجی ، خود خواسته به آغوش مرگ نمی‌روند. اینان به سبب ماموریتی که در بازگفتن حقیقت در باره شیوه‌های امنیتی ضد مردمی که گهگاه شاهد آن در سرنوشت مردم بوده ایم ، تن به مرگی ناخواسته سپرده اند و بی تردید اگر اینجنین تقدیر فاجعه باری به نامشان رقم زده شود جز اثبات حقانیت شان در راهی که به ناگزیر برگزیده اند و بی اعتباری بیشتر مرگ اندیشانی که در گوشه و کنار این راه به کمین پویندگان راه حقیقت نشسته‌اند ، حاصلی نخواهد داشت.
تا دیر نشده است با تمام توان ، برای رهایی زندانیان سیاسی که سلاحی جز قلم ، و جرمی جز بیان حقایق ندارند ، تلاش کنیم.
ما امضاکنندگان این فراخوان با استفاده از همه شیوه‌های مسالمت آمیز ، برای اعطای مرخصی بابت مداوای اکبر گنجی ، نجات و آزادی همه زندانیان سیاسی که در راه بیان حقایق و طرح آزادانه اندیشه‌هایشان به زندان افتاده اند خواهیم کوشید.
به همین سبب در ساعت پنج تا هفت بعد از ظهر روز سه شنبه بیست و یکم تیرماه ٨٤ مقابل در اصلی دانشگاه تهران ، گردهم خواهیم آمد.


از همه نیروهای آگاه و مبارز میهنمان دعوت می‌کنیم در این گرد هم آیی حضور به هم رسانند.


کمیته پیگیری آزادی اکبر گنجی
خانواده زندانیان سیاسی
دفتر تحکیم وحدت
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ایران
ماهنامه نامه
نشریه دانشجوئی بذر



لیست امضاء کنندگان


 

July 09, 2005

به بهانه سالگرد 18 تیر 1378

می‌گویند ملتی که تاریخ خود را نداند مجبور به تکرار آن است. امروز که امکانات موجود به ما اجازه ثبت تاریخ را به آسانی می‌دهد اگر آنرا به ثبت نرسانیم در مقابل نسل آینده گناه کاریم.


آنها که به میدان آمدند و جانفشانی کردند هنوز گرفتارند. کمترین مسئولیت ما بعنوان یک ایرانی تلاش برای آزدی آنها و ثبت آن وقایع برای آیندگان است.
در بین آنها که گرفتار شدند احمد باطبی شاخص ترین است و از آنها که جانفشانی کردند عزت ابراهيم‌نژاد هنوز پس از گذشت شش سال جانیان آزادند و خانواده عزت ابراهيم‌نژاد درپی دادخواهی.

در بی‌دادگاه "حکومت عدل علی" تنها یک مقصر یافتند آن هم به جرم دزدی یک ریش تراش و هنوز بی‌دادگاه باطبی به نتیجه نرسیده است!
باطبی
و او شایسته و سربلند هنوز آزادی را فریاد می‌کشد.

و ما نیز اشک در دیده خنجری در دل آزادی را فریاد می‌کشیم


نامه باطبی از زندان

July 08, 2005

بنا به ادعای سایت بازتاب احمدی نژاد پسر مریم مقدس از آب درآمد

احمدی نژاد در انفجار بیروت دست داشته استسایت خبری بازتاب که متعلق به آقای رضایی است در باره مطلبی که از قول ایران فوکوس نقل کرده به دفاع از احمدی نژاد پرداخته و گویا مساله ساز شدن اعمال احمدی نژاد تا قبل از انتخاب (انتصاب) شدنش به عنوان رئیس جمهور باعث شده که تمام ارکان رژیم را به تکاپو انداخته تا بلکه او را از هر نوع اتهامی تبرئه نمایند. آخر مگر می‌شود رژیم رئیس جمهورش مخصوصا وقتی که منتصب باشد قاتل باشد!؟ اگر توانستند چنین امری را ثابت کنند آنگاه لنگ آقایان بدجوری در هوا خواهد بود. اینکه اینها سال‌ها ملت بدبخت ایران را سلاخی کرده‌اند را دنیا می‌پذیرد ولی اگر این آقایان مویی از سر یک شهروند اروپایی یا آمریکایی کنده باشند آنگاه است که خشتک آقایان را سرشان خواهند کرد. بنا به نوشته[1] سایت بازتاب به نقل از ایران فوکوس گویا آقای رئیس جمهور محبوب!! و منتخب!! در انفجار بزرگ پایگاه نظامی آمریکا در بیروت در سال 1983 هم شرکت داشته است.
خوب این از اصل موضوع، حالا یک سوال از آقایان گردانندگان سایت بازتاب:
آقایان شما بهتر از ما می‌دانید که این رژیم در طول مدت 26 سال گذشته بجز خون ریزی ترور، سر بریدن و چشم درآوردن، سنگسار، آدم خوری و خلاصه هرگونه توحشی را بکار برده و بجز این کار دیگری نکرده است. حالا سوال ما این است که به فرض که آقای احمدی نژاد در این ترور شرکت نکرده باشد آیا می‌توانید بفرمایید که ایشان در کدام ترور شرکت داشته اند؟ مگر می شود کسی 26 سال در رژیم ترور شریک باشد و هیچ کسی را نخورده باشد!؟ آخر مگر می‌شود جگر گوشه رهبر که حتی برای به ریاست جمهوری رساندن این جگر گوشه رهبر پسر مبارکشان (آقازاده مجتبی) را هم به میدان فرستادند تا با تقلب این جگر گوشه انقلاب و اسلام ناب محمدی را به حکومت برسانند همین طوری فقط برای خنده بوده!!؟ و هیچ گونه کمکی به کشتار و سلاخی نکرده‌اند!؟ لطفا نگویید که ما هم جو گیر شده‌ایم و اصلا تقلبی در کار انتخابات نبوده! این را دیگر اگر قبول ندارید به رفیق شفیق سابق خود آقای کروبی و خاتمی و زیر کشور گل و بلبل مراجعه کنید تا تفهیم‌تان کنند.
اینجور که از دفاعیات شما و سردمداران رژیم بر می‌آید این آقای احمدی نژاد کسی نیست بجز پسر ناشناخته مریم مقدس!!


از مساله جدید که بگذریم حزب سبزهای اتریش هم گویا دینامیت خوبی پیدا کرده و ول کن معامله رژیم نیست و همین روزهاست که آنرا زیر پای آقایان منفجر کند، البته اگر اینبار هم مثل سال 89 با چرب کردن سبیل اتریش رژیم خودش را خلاس نکند. پتر پیلتز عضو حزب سبز پارلمان اتریش با پی‌گیری مساله قتل قاسملو بوسیله احمدی نژاد تا آنجا پیش رفته که حتی وزیر سابق اتریش را هم در این جنایت شریک می‌داند که باعث فرار آقای احمدی نژاد و شرکا شده است.


‌‌البته قابل ذکر است که وزیر سابق اتریش همان کسی که مامورین امنیتی ایران از جمله احمدی نژاد را درسال 1989 به ایران بازگرداند تا از دست قانون فرار کنند با ادعای آقای پتر پیلتز مخالف است که این هم یک امر طبیعی است! هرچه باشد ایشان شریک دزد و رفیق قافله بوده‌اند، نباید توقع داشت که به این راحتی اقرار کنند که در جنایتهای رژیم شریک بوده‌اند.



یک مطلب دیگر از آقای احمدی نژاد اینکه در سایت بازتاب آمده بود که: ایشان برای تشکیل کابینه سخت در تلاش‌اند. وقتی که این مطلب را خواندم بی اختیار یاد آقای بیل گیتس مالک مایکروسافت افتادم و از خنده روده بر شدم. فکر کردم به روش ویندوز بیل گیتس آقای احمدی نژاد هم می‌تواند از منوی ادیت گزینه کپی(Copy) را انتخاب کند و بعد هم منوی  پیست(Paste)  را بچلاند کار تمام است. همان ها که در بیست و هفت سال گذشته وزیر و وکیل بودند امروز هم می‌توانند Paste شوند.


[1] اصل خبر را هر چه گشتم پیدا نکردم

July 07, 2005

مانورهای رژیم برای حفظ قدرت (کاریکاتوری برای به تصویر کشیدن)

استدلال ما که تحریم را تنها راه مبارزه با رژیم می‌دانستیم این بود که هیچ فرقی نمی‌کند کدام یک از جناح‌های رژیم پست ریاست جمهوری یا هر پست دیگری را اشغال کنند. حالا پس از سپری شدن دوران انتخابات نگاه کنید به اظهار نظرها، جناح بندی‌ها و باج‌دهی‌های آقایان تا به استدلال ما باور بیاورید.
 
اصلاح طلب‌ها: 
مصطفی معین: نگذاریم همبستگی ایجاد شده در انتخابات اخیر مجدداً به یأس و سرخوردگی تبدیل شود. منبع


تفکری که در پشت این پیام نهفته است بسیار ساده است به همان سادگی که رهبر انقلاب گفت (همه با هم برای چاپیدن ملت)


برای حکومت‌چیان (جبهه خودی) فقط یک چیز مهم است حفظ همبستگی (بخوانید "همه با هم") تا اینها بتوانند مثل 26 سال گذشته به چپاول خود ادامه دهند و در اصل برای هیچکدام شان فرقی نمی‌کند کدام دسته یا گروه از آنها بر سر قدرت بیاید، به اندازه کافی منابع ثروت در ایران وجود دارد تا جیب این عده معدود پر شود.


جناح کارگزاران و به تازگی اصلاح طلب نوین!!: هاشمی و یارانش می‌‏خواهند رقابت به رفاقت تبدیل شود، امروز دفاع از هاشمی، دفاع از انقلاب، جمهوریت و حق ملت است. کسانی که به هاشمی حمله می‌‏کنند، رهبری انقلاب و نظام را نشانه گرفته‌‏اند. منبع


اینجا هم آقای هاشمی و شرکا همان حرف معین را می‌زنند (رفاقت بین خودی‌ها برای چاپیدن ملت)


حالا برای اینکه تصویر باز هم واضح تر شود که اینها که بر ایران حکومت می‌کنند تنها یک هدف را دنبال می‌کنند این هدف هیچ چیز بجز حفظ  "اسلام ناب محمدی" بخوانید (ملاها، همه با هم برای چپاول ملت) نیست تا در پناه آن اراذل بتوانند به پر کردن جیبشان بپردازند.


حالا برای تکمیل استدلال می‌رویم به سراغ روابط خارجی "حکومت عدل علی":
اول نگاهی می‌اندازیم به مناظره‌ای که قبل از انتخابات بین سخنگویان ستادهای دو نامزد انتخاباتی از ستاد اکبر هاشمی رفسنجانی، فرهنگ نادری و از ستاد محمود احمدی‌نژاد، ابومحمد عسگرخوانی. در اینجا به بحث‌های رد و بدل شده نمی‌پردازیم که این خود مقوله‌ای است برای یک تحقیق وسیع برای شناخت ماهیت آن. در اینجا فقط به خود عمل مناظره و اینکه این مناظره در کجا انجام شده است می‌پردازیم.


مگر همین دو جناح رژیم نیستند که مخالفینی را که با رادیوهای بیگانه مصاحبه می‌کنند به زندان می‌اندازند و آنها را متهم می‌کنند به اینکه نوکر اجانب و بخصوص آمریکا هستند، و اینکه دلارهای آمریکایی به ایران آورده شده تا عده‌ای بتوانند رژیم را سرنگون کنند و از این دست چرندیات. خوب حالا باید از آقایان همین سوال را پرسید پس شما هم از آمریکا پول گرفته‌اید که در این میزگرد شرکت کرده‌اید؟ مگر اصول گرایان یا همان برندگان انتخابات (انتصابات) نیستند که مدام گوش خلق را کر می‌کنند و هر گونه تماس با آمریکا را خیانت و الخ می‌خوانند؟ باید از آقایان پرسید: خوب چگونه است که یک مرتبه همه آن اصول و اهداف انقلاب و چرندیات دیگری که در این 26 سال به شکم مردم بستند به کناری گذاشته می‌شود و "پیش به سوی شیطان بزرگ"!؟ چون تنها ناجی شماست؟ این بذل و بخشش‌ها فقط به اینجا ختم نمی‌شود باید نگاهی به چپاول‌ها و بذل و بخشش‌های دیگر هم کرد. همان بذل و بخشش‌هایی که در خارج از مرزها انجام می‌شود تا زمینه ادامه بقای "حکومت عدل علی" بر ایران را میسر سازد.


چشم پوشی جمهوری اسلامی از میلیاردها دلار خسارت جنگ ایران و عراق: دیدار وزیر دفاع عراق از تهران سعدون الدولیمی، وزیر دفاع عراق و کمال خرازی وزیر خارجه "حکومت عدل علی". منبع 


جمهوری اسلامی استاد این گونه بذل و بخشش هاست. همان بذل و بخشش‌هایی که در این 26 سال هرگاه که رژیم خود را در تنگنا می‌بیند با چوب حراج زدن به اموال ملت از تنگناها خارج می‌شود. مثال می‌خواهید؟ مثال فراوان است، برای این‌کار نگاه کنید به قراردادهای اقتصادی منعقده نان و آبدار برای فرانسه با فرانسه بعد از قتل مخالفان سیاسی از جمله بختیار. باز هم نمونه می‌خواهید؟ نگاه کنید به قراردادهای منعقده انرژی بین ایران و چین برای باج دهی به چین تا در مرحله بعد چین در شورای امنیت در مقابل آمریکا از حق وتوی خود استفاده کند. باز هم مثال می‌خواهید؟ رجوع کنید به قراردادهای بلاعوض نفتی بین ایران و آقای حافظ اسد در دوران اولیه انقلاب، کجاست آقای اسد تا حالا از آقایان دفاع کند؟
تمام این بذل و بخشش‌ها و صدها بذل و بخشش دیگر همه برای این انجام می‌شود تا دولت های خارجی دست رژیم "حکومت عدل علی" را برای سرکوب‌های داخلی باز بگذارند تا رژیم بچاپد و ملت هیچ نتواند بگوید.
حالا یک کاریکاتوریست می‌تواند از این تصویر نوشتاری تصویری را ارائه دهد که تن مام وطن را نشان می‌دهد و لاشخورهایی (حکومت عدل علی) با همراهی حکومت های خارجی شرکای رژیم درحال خوردن این تن که نامش وطن است هستند.

این هم دست پخت من

این غذای مورد علاقه من است، دیدم این همه اینجا از سیاست حرف زده می شود گفتم برای یک بار هم که شده از مسائل دیگری بنویسم شاید غم های سیاسی مان را برای مدتی هر چند کوتاه فراموش کنیم.


 

July 06, 2005

نقطه فشار بر رژیم

 نقطه خم کردن رژیم فعلا و تا اطلاع ثانوی باید بر روی زرافشان و گنجی متمرکز شود. این دو بخاطر مقاومت‌شان و مخصوصا انگشت اتهام گنجی به طرف خامنه‌ای پرستیژ رژیم را در بین خودی‌ها به چالش کشیده است، می‌نویسم در بین خودی‌ها بخاطر اینکه خارجی‌ها مدتهاست اینگونه جلف بازی‌های رژیم را به سخره گرفته‌اند ودرضمن امیدی به آنها نیست چون در مقابل هر مشکلی که رژیم با آن روبرو شود با یک باج چرب و نرم صدای خارجی‌ها را خفه می‌کند. عقب نشینی در مساله مدیار فقط عقب نشینی‌های تاکتیکی است و این اتهام "اسهال النبی" مسخره بازیی بود که حتی خودشان را هم به خنده انداخته بود. جوانی که در حقیقت مذهبی است و چند جمله علیه این یا آن ریشوی شپشو نوشته را اگر می‌خواستند به او اتهام "اسهال النبی" بدهند بعد باید احکام سی صد بار اعدام برای دیگران صادر کنند. می‌بینید که حتی رژیم دلقک خامنه‌ای و شرکا هم نمی‌توانند چنین مسخره بازی‌هایی را در دنیای امروز در بیاورند. آن دوران که می‌شد به این سادگی ملت را به زندان‌های طولانی مدت فرستاد گذشته.
فقط کافی است این بیانیه را بخوانید تا متوجه شوید که حتی صبر اروپایی‌های منفعت طلب هم به سر آمده.


اگر بخواهیم مثل اقتصاد دانها به مساله مقابله با رژیم نگاه کنیم بهترین پروژه‌ها در حال حاضر یکی پروژه بالاست یکی هم این مساله احمدی نژاد و ترور قاسملو است. البته این مساله آخری باید به آن با احتیاط پرداخت تا این هم پروژه‌ای مثل عکس احمدی نژاد در مساله گروگان گیری نشود. این خط دادن‌ها می‌تواند از طرف رژیم باشد تا با بدل زدن بعد بتوان مشروعیت مصنوعی برای احمدی نژاد بخرد.
آقایون سیاستمداران اطریش که در آن زمان تروریست‌ها را به ایران تحویل دادند و هیچ کس هم آن زمان نتوانست پی‌گیر مساله شود باید پاسخگو باشند که به چه دلیل تروریست رژیم را به تهران برگرداندن. همین مساله را هم باید از فرانسه پی‌گیری کرد و آن تروریستهایی را که فرانسه سه بار آزاد کرد و هر بار مجددا سویس در مرز خود آنها را دستگیر کرد و به فرانسه تحویل داد و فرانسه دوباره با باج گیری از رژیم آنها را آزاد کرد باید پی گیری کرد، آبروی این اروپایی‌های منفعت طلب را باید برد.


کسانی که به زبان‌های اروپایی وبلاگ می‌نویسند باید از این مسائل بنویسند تا ملت از همه جا بی خبر اروپایی بخوانند این حرام‌زادگان چه معامله‌های نان و آب داری  را بر سر جان و مال ملت ایران انجام داده اند


 

اسهال انگلیسی


گاهی اوقات بعضی مطلبی را که می خوانم حالت تهوع به من دست می دهد، شما هم همین طور هستید؟ رفتم دنبال یک مطلبی توی روزی نامه شکنجه گر برادر شریعتمداری می گشتم رسیدم به مطلبی که نقل قول شده بود از فرد هالیدی. راستش را بگویم داشتم بالا می آوردم. گفتم بد نیست آن متن را اینجا بیاورم شاید عده ای دیگر هم به حالت من دچار شوند تا شاید این تهوع به یک نیروی تخریب تبدیل شود و روزی روزگاری ریشه این حرامزادگان سفید رنگ را که به آنها انگلیسی می گویند از زمین برکنیم. این شما و این هم اسهال انگلیسی:


هالیدی: دنیا نمی تواند انتخاب ایرانی ها را نادیده بگیرد


یک دیپلمات قدیمی انگلیسی تصریح کرد: رویداد چشمگیر انتخابات ایران هم نشانه جوشش 20ساله انقلاب و قدرتمندی همیشگی نیروهای ملی گراست و دنیا نمی تواند پیام نهفته در این انتخاب را نادیده انگارد.
فرد هالیدی طی مقاله ای در سایت اوپن دموکراسی افزود: پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران همزمان شگفت آور، چشمگیر و بالقوه خطرناک است و از حس و حال نهفته در بخش قابل توجهی از مردم ایران حکایت دارد. این پیروزی پیامی محسوب می شود که دنیای بیرون نباید نادیده بیانگارد.
وی که سال ها به عنوان دیپلمات در ایران و سایر کشورهای خاورمیانه فعالیت کرده، اگرچه نسبت به پیروزی احمدی نژاد ابراز ناخرسندی شدید می کند، نوشت: نتیجه این پیروزی از این لحاظ چشمگیر است که تاکید می کند ایران هنوز هم کشور نیروهای قدرتمند مردمی و ملی گرا است، کشوری که انقلاب 79-1978 را هرگز فراموش نخواهد کرد، نتیجه پیروزی همچنین نشان می دهد که این انقلاب همچنان به جوشش بیست ساله منتهی می گردد.
هالیدی اظهار داشت: من چند سال قبل زمانی که از حرم امام خمینی دیدن کردم با واقعیت آن روبرو شدم، واقعیت انبوه رو به گسترش مساجد، آپارتمانها و رستورانها در قشر کارگر جنوب شهر تهران. دوستان غیرمذهبی من متحیر شده بودند از اینکه من تصمیم گرفتم در اولین روز اقامت خود در این کشور پس از بیست و یک سال به حرم بروم. آنها به من اطمینان خاطر دادند که جمعیت عظیمی که از حرم دیدار می کنند، ایرانی نیستند بلکه «افغانها و ازبکهایی» هستند که آخوندها به واسطه آذوقه و ایاب و ذهاب رایگان به آنها رشوه داده اند تا به حرم بیایند. خادم حرم به من خوشامد گفت و دست من را گرفت تا به داخل ساختمانی ببرد که مقبره های آیت الله خمینی و پسرش احمد آنجا قرار داشتند. مردم نماز می خواندند، می خوابیدند و به مرثیه شهادت امام علی و پسرش حسین گوش می دادند.
بعد از آن با مردی حدوداً سی ساله همصحبت شدم. از او پرسیدم که نظرش در مورد خمینی چیست و پاسخ او نظرات بسیاری از آدمهای دیگر را منعکس می کرد: «امام ساده و خالص بود. او روراست بود. دروغ نمی گفت. او با دیگران فرق داشت.» این «دیگران» شاه و همدستانش نبودند بلکه سرمایه گذاران، افراد اهل زد و بند و طبقه مرفه بودند که احمدی نژاد آنها را در انتخابات مغلوب کرد. وی افزود: به تعبیر ایرانیان داخل کشور نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 5002 با پیروزی رهبر معظم آیت الله خامنه ای جانشین آیت الله خمینی مصادف است.
هالیدی نوشت: پیروزی احمدی نژاد نقش یک فاکتور حیاتی و ضمنی را در شکل گیری نظام انقلابی ایران پررنگ می سازد اینکه کشور، ایدئولوژی و نگرش آن در جنگ بسیار ددمنشانه و پرهزینه با عراق شکل گرفته.
این دیپلمات قدیمی انگلیسی گفت: در اینجا یک زمینه مهم تاریخی وجود دارد که کمک می کند عمق احساسات ملی ایرانیان را شرح دهیم. ایران در هر دو جنگ جهانی بدون هیچگونه عمل تحریک آمیزی مورد هجوم انگلیس و روسیه قرار گرفت؛ آمریکا حاکم ایران را بین سالهای 1950 و اواخر دهه 1970 بر مسند قدرت نشاند و او را تایید کرد؛ و به دنبال امتناع غرب از اجازه دادن به شورای امنیت سازمان ملل برای محکوم کردن عراق و دستور دادن به این کشور برای بازگشتن به نواحی مرزی قبل از تعارض (دست نخورده)، ایران در سپتامبر 0891 به هجوم نظامی صدام حسین تن داد.
هالیدی تصریح کرد: برای اصلاح طلبان ایران به قدرت رسیدن احمدی نژاد لحظه ای هولناک به شمار می رود.
وی همچنین افزود: در حیطه گسترده تری نتایج انتخابات شیوه های عمومی جهان امروز را منعکس می کند. پاسخ ملی گرایانه شمار زیادی از ایرانیان به جهانی شدن با واکنش بسیاری از اروپاییان به قانون اساسی اتحادیه اروپایی یا واکنش آمریکایی ها در برابر نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی مشابه است.  لینک مطلب


 

July 05, 2005

دو رئیس جمهور و جفنگیات ایشان

 آقای رئیس جمهور جدید افاضاتی فرموده‌اند که تیتر خبر را اینجا می‌خوانید:


دفتر رییس‌جمهور منتخب خطاب به مردم:
با ارسال پیشنهادات خود، دولت 70 میلیونی را در تحقق اهداف مورد نظر یاری کنید.
منبع: ایسنا


دفتر خُسن آقا دامت افاضاته خطاب به رئیس جمهور منتصب:
حضور محترم رئیس جمهور منتصب 70 میلیمتری.
با عرض سلام، تبریکات خود را بخاطر انتصاب جناب عالی به مقام شامخ تدارکات‌چی رهبری اعلام می‌دارم.
نظر به اینکه از ملت همیشه در صحنه خواسته بودید که نظر خودشان را برای تحقق اهداف مورد نظر اعلام کنند به عرض می‌رساند که جهت دستیابی به این مهم  تنها یک کار از دست شما بر می‌آید، سرتان را بگذارید زمین و در جا سقط شین.


با احترامات بی‌پایان
تدارکات‌چی دفتر وبلاگ خُسن آقا


این از افاضات رئیس جمهور جدید و حالا چند کلام هم بشنوید از مادر عروس ببخشید رئیس جمهور قبلی:


سیدخندان: امیدوارم بتوانم در آخرین لحظات مسئوولیتم یک کار دیگری انجام دهم و آن این که بگویم که تشکیلات و سازمان‌‏دهی برای تخریب افراد یا برای ایجاد جنگ‌‏روانی در جامعه و تاثیر گذاشتن آن در جامعه, استفاده از امکانات عمومی و بیت المال و نیز اطلاعات و برنامه‌‏ریزی توسط چه کسانی انجام شده است تا آنها هم ریشه‌‏کن شود، تا تاثیر گذاری در جریانات اجتماعی آینده را هم چنان که تاثیر گذاری قتل های زنجیره ای از بین رفته است از بین ببرم.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که سخنگوی شورای نگهبان گفته است چرا اطلاعات در خصوص تخلفات سازمان یافته قبل از انتخابات مطرح نشده است، اظهار داشت: بنای ما بر این بود که ما این انتخابات را به خوبی و سلامت برگزار کنیم، ولی معتقدم که جلوی تخلفات را گرفتیم، اما یک روند بداخلاقی و تخریب وجود داشت که اطلاعات آن جمع‌‏آوری شده است که ان شا الله خدمت رهبری و مقام محترم ریاست قوه قضاییه ارایه خواهد شد.
منبع: گویا نیوز


سخنان رئیس جمهوری قبلی هم که نیازی به توضیح نداره، خالی بندی های ایشون رو همه دیگه می‌شناسند ولی باور کنید وقتی این یکی خالی بندی جدید ایشون رو خوندم نزدیک بود از زور خنده از روی صندلی بیفتم پایین که خوشبختانه صندلی دسته داشت و تونستم خودم رو نگه دارم.

July 04, 2005

سخنی با آقای ف. م. سخن

آقای ف.م. سخن دوباره برای گنجی به مرثیه گویی روی آورده‌اند که دردی را از کسی دوا نخواهد کرد مخصوصا گنجی را. ایشان گویا فراموش کرده‌اند که روزهای قبل از انتخابات  نوشتند:
 


من به ضرر احمدی نژاد رای مي دهم!
پس آقاي هاشمي در همين جا به صداي بلند اعلام مي کنيم:
"ما به شما و نظام مقدس تان راي نمي دهيم بلکه به ضرر احمدي نژاد راي مي دهيم!"


نحسي اين چهره آن قدر هست تا از روي اکبر گنجي و ناصر زرافشان به خاطر رايي که مي دهم خجالت نکشم.


دوستان و خوانندگان عزيز توجه داشته باشند که اين فقط راي من است و هر کس که بخواهد "به ضرر احمدي نژاد راي دهد" طبيعتا خود تصميم مي گيرد.



البته ایشان به خود این زحمت را نداده‌اند تا دیدگاه‌های این دو، گنجی و زرافشان را در مقوله انتخابات به خوبی بررسی کنند!! و دوباره و چند باره بر مواضع دفاع خود از شرکت در انتخابات پافشاری کردند. ایشان در جایی دیگر باز بر رای خود پافشاری کردند و نوشتند:


آري، من رايم را فروختم تا اين گروه مخلص نتوانند بر سر کار بيايند. تا جوانان ما دوباره به رنج و زحمت نيفتند. تا جوانان ما روزگاري را که ما ديديم نبينند. من رايم را با افتخار و با خوشحالي فروختم. لینک



حالا اما یک مرتبه به فکر گنجی افتاده‌اند و برای او شروع به مرثیه خوانی کرده‌اند بی آنکه به خود زحمت بدهند و از خود سوال کنند چرا گنجی و گنجی‌های نوعی در زندانند؟ ایشان می‌نویسند:


براي نجات گنجي از که ياري بجوييم؟ ف.م.سخن
اکبر گنجي در شُرُف ِ مرگ است. او مردانه بر سر عقيده اش ايستاده و يک تنه با سپاه جور به جهاد برخاسته است. دنيا به مرگ تدريجي او چشم دوخته است. گنجي با اعتصاب غذاي خود سينه ي گند گرفته ي "رهبر معظم" را شکافته و قلب سنگي اش را در مقابل چشم مردم آزاده ي جهان قرار داده است. اکبر با گرسنگي خود بر دملي به نام خامنه اي نيشتر زده و چرک و کثافت حاصل سال ها ظلم و جنايت را بيرون ريخته است. بوي تعفن اين غده مردم عالم را معذب کرده است


آقای ف. م. سخن عزیز آیا شما که به سبک روضه خوان‌ها به مرثیه خوانی و سینه زنی عاشورایی روی آورده‌اید هیچ گاه از خودتان پرسیده‌اید که گنجی به چه دلیل به زندان گرفتار است؟ پاسخ مثبت است شما بخوبی آگاهید ولی سعی در این دارید تا این آگاهی را از دید دیگران مخفی نگاه دارید. برای روشن شدن شما و دیگران می‌نویسم با اینکه یقین دارم شما می‌دانید و برای لاپوشانی آدرس اشتباه می‌دهید. گمان نکنید که من و ما رهبر را گناه کار نمی‌دانیم، برعکس ما او را بزرگترین گناه کار در بدبختی ملت ایران می‌دانیم ولی اینکه بخاطر چه کسی و برای چه اهدافی گنجی در زندان است با شما مخالفیم. گنجی بخاطر افشاگری‌هایش در باره عالی جناب سرخ پوش اول بار به زندان افتاد و حالا بخاطر مواضع‌اش در تحریم انتخابات همان دو مقوله‌ای که شما درست در جهت عکس او حرکت کردید در زندان است.
و مگر هم او نبود که اعلام کرد که تنها راه نجات ما تحریم است. حالا که انتخابات تمام شده و آب‌ها از آسیاب‌ها باز ایستاده شما دوباره برای مطرح کردن خود و افکارتان به گنجی روی آورده‌اید؟ مگر همین شما نبودید که نوشتید "نحسي اين چهره آن قدر هست تا از روي اکبر گنجي و ناصر زرافشان به خاطر رايي که مي دهم خجالت نکشم." وارونه جلو دادن حقایق عاقبتی بهتر از این برای گنجی و  زرافشان نخواهد داشت. تلاش شما هم نه برای رهایی گنجی از زندان ستم کاران که پیشتر برای راحت کردن درد وجدان خودتان است. عوامفریبی را رها کنید و قلم شیوای خود را در راهی بکار برید که نتیجه بخش باشد.
یک تحریم همه جانبه نه فقط می‌توانست گنجی و دیگران را از رندان آزاد کند که باعث می‌شد رژیم را فرسنگ ها به عقب براند ولی افسوس.
 

تخریب آثار باستانی 6 هزار ساله در فارس

<