« May 2005 | Main | July 2005 »

June 30, 2005

سفر نمایندگان مجلس شوربای اسهالی به بلژیک

در اخبار شنیدم که آقایون و خانم‌های نمایندگان مجلس شوربای رهبری به یک سفر مجلسی به بلژیک تشریف برده‌اند. تا اینجای قضیه خیلی هم میمون است!! البته از نظر حکومتیان میمون هست ها نه از نظر ما تحریمی‌ها.
بعد از ورود آقایون و خانم‌های مجلسی به بلژیک اول از همه آقای حداد عادل همونی که گذاشتنش مبصر مجلس شوربای اسهالی باشه رو میگم از دست دادن به رئیس مجلس سنای بلژیک که یک خانم هست پرهیز می‌کند و بعد از این موضوع هم آقایون و خانم‌های اراذل مساله آبجو خوری را برسر میز شام بهانه می‌گیرند و خلاصه کل ماجرا به خیر و خوشی البته برای ما تحریمی‌ها می‌گذرد و آقایان دست از پا درازتر مجبور می‌شوند برگردند به ایران.
خانم رئیس مجلس سنای بلژیک گفته است که این وظیفه میهمان است که رسم و رسومات صاحب خانه احترام بگذارد.
احمدی نژاد تیرخلاص زن و گروگان گیر سابقخدمت خانم رئیس باید عرض کنم که اگر شما و امثال شما از روز اول همین گونه موضع گیری کرده بودید این اراذل این همه پررو نمی شدند ولی بدبختانه از روز اول شما برای منافع تان حتی حاضر شدید چادر چاقچور سر کنید و به پابوس قدرتمداران مافیای سیاسی ایران بروید، حالا هم دیگر دیر شده یا باید چادر به سر در مقابل اینها قرار بگیرید یا از چپاول اموال ملت بیچاره ایران محروم خواهید شد.


حالا باید دید وقتی این آقای جمهور! جدید خواست بره خارج از کشور چه غلطی می کنه، البته اگر بلافاصله بعد از فرود بوسیله پلیس بین المللی بخاطر شرکت در گروگانگیری سفارت نشینان آمریکا جلب نشه و روانه زندان نشود.


عجب دوران خوبی در پیش است باید فقط اخبار را خواند و از خنده روده بر شد!!!
 

داستان عشقی خانم رایس با یک جوان قزوینی

داستان رابطه عشقی خانم رایس را که حتما شنیده‌اید؟
شکرالله عطار‌زاده (قیافه خوش تیپ ایشان را اینجا ببینید)، عضو فراکسیون اصول‌گرایان مجلس هفتم داستان تحقیق یک خانم اصول‌گرای دیگر را در مجلس تعریف کرده و فرموده:
علت حملات و تاخت و تازهای خانم رایس به مقامات ایرانی، به شکست وی در رابطه عشقی با یک جوان ایرانی مربوط است.
البته بر اساس همین تحقیقات "معتبر!!" جوانک ایرانی قزوینی تشریف دارند.
از جمهوری پایین تنه چه توقعی می‌توان داشت. در حکومت گل و بلبل اسلامی باید هم نمایندگان از زور بیکاری تحقیق‌اتشان را روی این گونه مسائل متمرکز کنند (حتما در عکس‌های مجلسیان دیده‌اید که اکثرا دارند چرت می‌زنند).
فقط خانم "محقق!!" نفرموده‌اند که دلیل مخالفت و رویارویی وزیر امور خارجه قبلی و دیگر دولت مردان آمریکایی با ایران از چه منظور بوده. یا اصلا چرا راه دور برویم، خانم شاید بهتر می‌بود تحقیق می‌کردند که آیا دلیل مخالفت این همه ایرانیان مقیم ایران با این رژیم از چه منظور است آیا این‌ها هم بخاطر شکست در عشق با یک جوان دیگر ایرانی بوده یا عوامل ناشناخته!! دیگری در این کار دخیل است.

June 29, 2005

ترس سرمایه گذاران اروپایی از انتخاب احمدی نژاد

اصلاح طلبان نه فقط موفق شدند عده‌ای را با ترساندن از تحریم منصرف کنند و به نفع خود و در مرحله دوم به نفع هاشمی به میدان بکشند بلکه همزمان باعث شدند عده زیادی از آنهایی که در دور اول به کروبی رای داده بودند را در دور دوم به میدان بکشند و آرای آنها را به حساب احمدی نژاد واریز کنند. اینها همانها بودند که فریب 50 هزار تومانی کروبی را خورده بودند و وقتی که شکست او باعث شد به میدان نیاید رای خود را به حساب آن کسی ریختند که بیشترین قول‌ها را در زمینه اقتصاد و بهبود وضع معیشت طبقه ضعیف جامعه را داده بود.
از همه  مهم‌تر ترسی بود که اصلاح طلبان در بین شرکای اقتصادی اروپایی خود انداختند. این ترس باعث شد که در وهله اول باعث شود قیمت نفت به بالاترین مرز تا امروز برسد و بعد از قیمت نفت بازار بورس اروپا را مختل کند و باعث شود که حداقل برای یک روز هم که شده قیمت‌ها در این بازارها از جمله لندن، فرنکفورت پاریس را پایین بیاورد وضع بازار بورس اسلو از اینها هم بدتر شد و روز دوشنبه تنها در همان روز قیمت سهام (ایندکس اصلی) بیش از 2 درصد سقوط کرد. اینکه روز بعد از پیروزی، احمدی نژاد به میدان آمد و به همه اطمینان داد که تغییری در اوضاع داده نخواهد شد بیشتر برای شرکای اقتصادی ایران بود تا ملت رای دهنده.
آقای احمدی نژاد و یقینا تیم اقتصادی او به وخیم بودن اوضاع پی‌بردند و بلافاصله به میدان آمدند تا بلکه شایعه‌های موجود در بازار انتخابات را محدود کنند و از آسیب هر چه بیشتر به اقتصادی ایران پیش گیری کنند. هرچه باشد آقای احمدی نژاد هم مثل اصلاح طلبان نیاز بسیار مبرم به سرمایه گذاری خارجی دارد تا شاید بتواند روند تورم و بازار رو به رشد بی‌کاری را از وخیم‌تر شدن اوضاع برهاند.
از اتفاقات جالب روز دوشنبه (اولین روز بورسی بعد از انتخابات)  می‌توان سقوط ارزش سهام شرکت نروژی گلوبال جئو سرویس GGS را نام برد که بیشتر فعالیت‌هایش در زمینه نفت و اکتشاف نفت در ایران است. سقوط ارزش این شرکت 10 درصدی بود و وضع تا به آن اندازه وخیم شد که مسئولین این شرکت مجبور شدند پا به میدان بگذارند و به بازار و سهامداران اطمینان بدهند که هیچ مشکلی در ایران پیش نخواهد آمد و همه چیز بر روال گذشته ادامه خواهد یافت.
امروز که سه روز از نتیجه انتخابات می‌گذرد چنین به نظر می‌رسد که بازار بورس اروپا نه فقط از آن وحشت اولیه رهایی پیدا کرده بلکه گویا اطمینان دادن دست اندرکاران باعث شده که خیالشان از این بابت راحت شود و دوباره بقول معمول "بک تو بیزنس" و کار به شکل سابق ادامه یابد.

June 28, 2005

اصلاحات خیالی (خیاری)

بزک نمیر بهار میاد کمبیزه با خیار میاد

June 26, 2005

بی‌صبرانه منتظر تشکیل دولت احمدی نژاد هستیم

انتخابات تمام شد و حالا باید منتظر ماند تا احمدی نژاد به میدان بیاید و نشان دهد که چند مرده حلاج است.
شعار دادن به جای خود خوب و فریبنده است ولی زمانی که شعار دهند وارد میدان شد بازی شرایط دیگری را ایجاد خواهد کرد. اینکه آقای احمدی نژاد حرف‌های زیبا برای طبقه محروم بزنند بسیار ساده است و در یک نبرد مبارزاتی عواقب چندانی نخواهد داشت و حتی برای یک حزب و یا دسته‌ای که در اپوزیسیون قرار دارند فقط عواید مثبت خواهد داشت و اما بعد از پایان دوران شعار دادن و زمانی که فرمان رانندگی یک مملکت 70 میلیونی را در دست گرفتند و هدایت چنین ماشین عظیم الجثه‌ای را مجبور به هدایت کردن شدند آنگاه نیاز به راننده واقعی است، علی و حسین و امام غایب هم در چنین شرایطی هیچ کمکی به این آقایان نخواهد کرد.
از فردای قرار گرفتن در صندلی ریاست جمهوری تک تک آنهایی که به امیدی رای در صندوق انتخابات ریخته‌اند منتظر نتیجه‌ی مطلوب هستند و این نتایج مطلوب هم با شعار بدست نخواهد آمد. آقای خاتمی قولی را 8 سال پیش به رای دهندگان داد و برعکس شعارهای عوام فریبانه‌اش راهی را رفت که برخلاف تصور رای دهندگان بود، مخصوصا رای دهندگان جوانی که از حوصله چندانی برخوردار نیستند و دوست دارند نتایج را هر چه زود تر لمس کنند. اگر آقای معین و شرکا حتی به اندازه کروبی هم رای نیاوردند نه بخاطر تنفر مردم از آقای معین بلکه بیشتر برای بدقولی‌های آقای خاتمی و شکستن تعهده خود با رای دهندگان بود.
آقای احمدی نژاد فقط دو سال در اختیار دارند تا شرایط را به طریقی تغییر دهند تا رای دهندگان به شخصه تغییرات را لمس کنند در غیر این صورت آقای احمدی نژاد و شرکا نتیجه آن را در انتخابات مجلس هشتم با شدت بسیار زیاد حتی شدیدتر از این دوره انتخابات خواهند دید. البته اگر تا قبل از آن واقعه بخصوصی رخ ندهد و شورش‌های کور دامان ایشان را نگیرد.
 
روندی که در ایران درحال رخ دادن است گرچه به هیچ عنوان با شرایط یک کشور دموکراتیک مطابقت نمی‌کند ولی تنها به دلیل اینکه مردم را با قول‌های واهی به پای صندوق‌های رای می‌کشانند همان کاندیدهای منتصب هم مجبور خواهند بود که حداقل‌هایی را در مدت نه چندان طولانی برای رای دهندگان فراهم کنند در غیر اینصورت باید منتظر عواقب آن باشند.
آنهایی که شورش‌های گوناگونی را در دنیای امروز پی‌گیری کرده‌اند به خوبی می‌دانند که قیام‌های مردمی نه رهبر نیاز دارد نه اجازه تظاهرات می‌گیرد و نه مسیری را برای تظاهرات انتخاب می‌کند. چنین قیام‌هایی تنها پتانسیل مورد نیاز را می‌طلبد و جرقه‌ای که قیام را مشتعل کند.


29 آپریل 1992 رای یک دادگاه در کالیفرنیا با یک رای غیر عادلانه باعث شد که قیامی در بین سیاهان آمریکا بوجود بیاورد، این قیام بدون در نظر گرفتن عواقب مختلف آن تنها در عرض پنج روز 50 کشته 4 هزار مجروح بجا گذاشت بیش از 12 هزار نفر در این درگیری‌ها دستگیر شدند و یک میلیارد دلار خسارت مالی برجای گذاشت.
نمونه‌های زیادی از این نوع قیام‌های خودجوش مردمی و بدون رهبری در دنیای مدرن را می‌توان مثال زد شاید به همین خاطر هم بود که رهبر حکومت شب رای گیری قبل از اعلام نتایج با صدایی لرزان از هر دو طرف درگیر انتخابات خواست که هیچ گروهی نباید در هیچ شرایطی طرفداران خود را به خیابان بکشد. متن بیانیه او را بخوانید:


شنيده شد كه ستادهاي دو نامزد رقيب در تدارك جشن پيروزي و اعلام انتخاب شدن هر يك از آقايان مي‌باشند، موكدا به هر دو ستاد و نيز به وزارت كشور اعلام مي‌شود كه اولا با اعلام زودرس انتخاب يك نفر جدا مخالفت و از آن ممانعت شود.


ثانيا كشاندن مردم به خيابانها از هر طرف و به هر عنوان خلاف مصالح قطعي كشور است.


وحشت را در کلام رهبر احساس می‌کنید؟ آقایان به خوبی می‌دانند که با چه پتانسیل انفجاری در حال کلنجار هستند. در زمان‌هایی مثل آن شب وقتی عده‌ای احساس می‌کنند که با بی عدالتی روبرو شده‌اند قدرت انفجار شدیدی را در اینگونه فضا باید منتظر بود و در چنین شرایطی تنها یک اشتباه کوچک می‌تواند انفجاری را باعث شود که دیگر هیچ کس را یارای کنترل آن نیست. 


اینکه گروه‌های اصلاح طلب برای کسب رای مردم به دروغ آنها را از به روی کار آمدن احمدی نژاد می‌ترساندند تنها یک حقه‌ی انتخاباتی بود و نه بیشتر. آنهایی که کمی از شرایط سیاسی ایران باخبراند  به خوبی می‌دانند که هر کسی در ایران به قدرت برسد باید با مردم با ملایمت رفتار کند در غیر این صورت انفجار اجتناب ناپذیر خواهد شد. یقین بدانید که دولتی را که احمدی نژاد هدایت خواهد کرد بسیار ملایم‌تر با مردم رفتار خواهد کرد نه به خاطر اینکه این‌ها انسان‌تر از قبلی‌ها هستند بلکه این سرخوردگی مردم از رژیم است که شرایطی را بوجود آورده که یک اشتباه می‌تواند انفجار غیر قابل کنترلی را استارت بزند که هیچ کس عواقب آنرا نمی‌داند.
از فردای به روی کار آمدن احمدی نژاد باید منتظر اتفاقات زیادی بود صبر و حوصله کردن هم حدی دارد و تا بی نهایت نمی‌تواند دوام بیاورد.


 

June 25, 2005

خودی، غیر خودی و نخودی

تا قبل از این انتخابات در مملکت گل و بلبل دو شجره زندگی می‌کردند بنام‌های خودی و غیر خودی، از فردای شکست اسهال طلب‌ها بخاطر جدایی عده‌ای از این دسته از امروز یا بهتر است بگوییم از شکست اول ایشان (دور اول انتخابات) یک شجره دیگر به مملکت گل و بلبل افزوده شد. نام این شجره نخودی است.
نخودی‌ها آنهایی هستند که برای یک بار هم که شده پایشان را کردن در یک کفش و به پای صندوق‌ها نرفتند و رای خود را همچون شرف خود انگاشتند و آنرا به ارزانی به این یا آن مفت خر نفروختند.
نخودی‌ها تا قبل از این انتخابات همیشه برای گرم نگاه داشتن انتخابات چند ماهی قبل از انتخابات بوسیله خودی‌ها یا غیر خودی‌ها با چاپلوسی به میدان کشیده می‌شدند و بعد از انتخابات بر اساس اینکه کدام گروه (خودی یا غیر خودی) برنده شده بودند به طرق مختلف مورد سوء استفاده قرار می‌گرفتند.
این بار اما این نخودی‌ها فریب نخوردند و تا آخرین لحظه جایگاه خود را بالاتر از دو دسته اول قرار دادند و وارد خیمه شب بازی دیگران نشدند.
 
تحلیل‌های دو گروه خودی و غیر خودی از این پدیده نخودی.
آقایان اسهال طلب از یک سو تحریمی‌ها را عددی به حساب نمی‌آورند و مدام در بوق و کرنا می‌کنند و هنوز هم از رو نرفته‌اند و باز در بوق‌های خود می‌نوازند که اینها عده‌ای نیستند و الخ. درست بعد از این تحلیل‌ها وقتی که از آنها تحلیل باخت خودشان را می‌پرسی با آه و ناله همه چیز را به گردن این گروه نابخرد!! نخودی یعنی همان تحریمی‌ها می‌اندازند بی آنکه شعور خود را بکار برند و از خود بپرسند که اگر تحریمی‌ها عددی نیستند و فقط بقول شما شکست خوردگانند و بس پس از چه روست که زمانی که موضوع به تحلیل باخت شما می‌رسد یک مرتبه تحریمی‌ها عدد می‌شوند و باعث شکست؟
 
از طرف دیگر آن گروه دیگر یقینا بعد از پیروزی در جشن پیروزی خود شروع به بریدن سر تحریمی‌ها خدا نشناس خواهند کرد تا دل رنجیده برادران غیر خودی! را بدست آورند و طعم تلخ زهر شکست را از دهان این برادران بزدایند.
و این داستان همچنان ادامه دارد. 

شوربایی بنام انتخابات

انتخابات به این می‌گویند ناظر صندوق رای انتخابات وسط رای گیری می‌آید بیرون به نت وصل می‌شود وبلاگ‌اش را باز می‌کند و شعار به نفع یکی از کاندیدها می‌دهد، آن یکی تقلب می‌کند سومی برای رای گرفتن از مردم با چماق می‌افتد دنبال رای دهندگان تا از آنها رای بگیرد بعد هم روشنفکر خودش را جر می‌دهد که چه نشسته‌اید بروید رای بدهید. از همه بدتر رای دادن ملت تغییری در امر گزینش این یا آن ندارد زیرا همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و از طرف قدرتمداران منتصب اصلی انتخاب شده. از همه این‌ها که بگذریم، گیرم که با رای واقعی مردم هم یکی انتخاب شود تازه بعد از 8 سال مثل خاتمی می‌آید و خودش به زبان خودش می‌گوید تدارکاتچی بوده. نام این را عده‌ای با اصطلاح روشنفکر می‌گذارند انتخابات.

June 24, 2005

عاقبت انتخابات

اول از همه پیشگویی کنیم! پیشگویی که چه عرض کنم فقط جهت ثبت در تاریخ و جغرافیا بنویسم که امروز هاشمی سردسته دزدان از صندوق بیرون خواهد آمد، حالا چه ملت بروند پای صندوق چه نروند فرقی در خاتمه داستان (خیمه شب بازی) ندارد. تنها فرق آن در این است که اگر شرکت کنندگان زیاد باشند مشروعیت رژیم بالا خواهد رفت و راه تحریم کنندگان و مخالفین را در سرنگون کردن رژیم سخت‌تر خواهد کرد. دوم ریش عده‌ای روشنفکرنما در صندوق رای ولایت گیر خواهد کرد و آبروی نداشته را در این کارزار خواهند باخت.


ایسنا: آیت‌الله العظمی نوری همدانی در هنگام رای‌دادن:  مردم از انداختن تعرفه‌ی سفید به صندوق‌ها خودداری كنند


روش نمی‌شه بگه رای بدید به هاشمی می‌گه رای سفید نندازید


پ. ن.: فعالیت‌های اتاق فکر برای افزایش آرا شروع شد


پ.ن.: هیشکی نمی‌تونه مثل مو رای بده!@!،  آی مو دشمن می کُشُم

بشتابید شرف ارزان شد

می‌خواستم مطلبی در باره هاشمی و کلاه برداری (ببخشید عمامه برداری) دیروزش بنویسم که یکی از امدادهای غیبی امام زمان!! عکسی را برایم توی پیام گیر لینک داد.
گفتم چه بهتر حالا که بناست در باره شعبده بازی بنویسم هر دو شعبده بازی را در یک مطلب می‌نویسم.


اول برویم سراغ عمامه برداری رهبر جدید اسهالات. خبر اتفاق را در زیر می‌توانید از قول سایت اینترنتی حزب توده بخوانید.
 
توضیحات حقیر: اگر خاطرتان باشد امیرفرشاد ابراهیمی یک جایی توضیح داده بود که. نقل به مضمون: فائزه هاشمی و کرباسچی کسانی را اجیر کرده بودند تا به آنها در یک جلسه‌ای حمله کنند تا آنها بتوانند از این مساله برای مظلوم نمایی سود ببرند.
حالا پدر همان فائزه خانم آمده و از همان متد برای مظلوم نمایی استفاده کرده. به عکس‌های یک و دو نگاه کنید.
فرض کنید شما آیت الله هستید. همه می‌دانند که عمامه یک آیت الله همه چیز او ست اگر آنرا بردارید طرف همه چیزش را از دست می‌دهد، می‌شود یک آدم عادی (ببخشید که واژه آدم را استفاده کردم).
اگر شما به جای این آیت الله بودید چه می‌کردید؟ منظورم عکس العمل فوری و عاجل شما را می‌گویم. آیا حد اقل دستان خود را برای نگه داشتن  عمامه بالا نمی‌بردید؟ آیا حداقل او نباید دست خود را 10 درجه بالا بیاورد. حداقل عکس‌العمل هر انسانی در مقابل اتفاقات غافل‌گیر کننده برخلاف چیزی است که در تصویر مشاهده می‌کنیم. خودتان قضاوت کنید.
تازه مگر امکان دارد کسی مثل پدرخوانده به جبهه دشمن برود و بادی گاردهایش را همراهش نبرد و به هر کسی اجازه دهند به او نزدیک شود؟ ما ممکن است ساده انگار باشیم ولی احمق نیستیم. نکته دیگری که در عکس دیده می‌شود دستی است که در هر دو عکس در پشت خانم نمایان است. از این دست چنین به نظر می‌رسد که مرد دست چپ می‌خواهد دخالت کند (زیرا در جریان شعبده بازی نیست) دستی که پشت زن است با خشم می‌گوید دخالت نکن یا چمی دانم (Everything is under control).


 


حالا برویم سراغ اینتصویر و شعبده بازی شماره دو. عده‌ای که بلا نسبت هنرمند و دانشمند و روشن گوز (مخفف جدیدی برای روشنفکر) هستند اطلاعیه‌ای داده‌اند که احتیاجی به توضیح ندارد. چیزی که باعث شد مرا به خنده بیندازد این بود که روی تصویر اعلامیه با مداد اعدادی را نوشته‌اند با خودم فکر کردم حتما مبلغی است که این روشنفکران (ببخشید روشن گوزها) برای گذاشتن امضای خود زیر این بیانیه دریافت کرده‌اند، فقط چنان گوزپیچ بوده‌اند که جمع و تفریق مبلغ را روی سندی جا گذاشته‌اند که شده سند آبرو ریزی آنها. هاشمی است دیگه مگه توقع دیگری هم از او دارید.
 


این هم خبر پیک نت:


آخرین رویداد انتخاباتی که در جنوب تهران روی داد و روحانیت قم را تکان داد، هجوم عوامل ستاد کودتای انتخاباتی به هاشمی رفسنجانی در نازی آباد تهران بود. یک زن وابسته به این ستاد، خود را به هاشمی رساند و ناگهان عمامه را بنام حزب الله از سر او برداشت. عکس این یورش در بیت مراجع در قم به یک رویداد هشدار دهنده، که حمله به آیت الله جوادی آملی را تکمیل می کند تبدیل شده است. رویدادهای این دوره، قطعا کانون اصلی بحث در جلسه آینده مجلس خبرگان رهبری خواهد بود تا معلوم شود نقش مجتبی خامنه ای فرزند رهبر در این ماجراها و اطلاع رهبر از فعالیت های او و نظارتش بر فرماندهان کوتائی سپاه تا چه میزان است. این احتمال که برخی انتصاب ها در آینده شورائی شود و از یکه‌تازی رهبری جلوگیری شود، روز به روز بیشتر می شود و این یکی از دستآوردهای اصلاحات و این دوره از انتخابات ریاست جمهوری است. رویدادهائی که محافظه کارترین روحانیون را نیز به میدان کشانده تا تکلیف نهائی را با امثال مصباح یزدی، بودجه پنهان و اتباط های مشکوکی که دارد و رهبری بسیج و نمایندگی های رهبری در نیروهای نظامی را روشن کنند. کودتا و ضد کودتائی که ساعت به ساعت علیه هم عمل می کند، سرنوشت همین امر را می خواهد رقم بزند و تشدید عملیات کودتائی از بیم شکست و فردای پس از شکست است.

June 23, 2005

کودتا در حال تکمیل است

کودتای هاشمی با همیاری روشنفکران همیشه در صحنه درحال تکمیل شدن است (اگر در ایران هستید و پیک نت سانسور است می‌توانید خبر را اینجا هم بخوانید). آنهایی که عوام فریبی می‌کردند و احمقی نژاد را خطرناک‌تر از هاشمی می‌دانستند حالا یواش یواش باید پاسخ گوی کودتای خزنده هاشمی باشند. البته اگر بخواهند پاسخ بدهند.


آیا کسی خبر بالا را در جای دیگری هم خوانده. من هرچه سعی کردم خبر را در جای دیگری پیدا کنم نتوانستم. دلیل اینکه می‌خواهم خبر را از منبع دیگری هم بخوانم این است که به منبع خبر نمی‌توان اعتماد کرد لطفا اگر خبر را در جای دیگری خوانده اید که منبع خبرش از جای دیگری است مرا بی خبر نگذارید.



تحریم تنها راه نجات ملت ایران است.

شوخی کردم جدی نگیرید

خیر دوست عزیز ناراحت نشوید!! روشنفکر در لباس اصلاح طلبی (از نوع خاتمی و معین) نمی‌رود. یکی از مختصات روشنفکری شناخت و پیشگیری فاجعه قبل از وقوع است. اگر کسی در دام‌هایی به این گستردگی و روشنی که ملاها گسترده‌اند گرفتار آید روشنفکر نیست. اگر من از واژه روشنفکری استفاده می‌کنم فقط و فقط برای طعنه زدن  و تمسخر است و گرنه روشنفکری که هنوز بعد از 26 سال ماهیت رژیم جمهوری اسلامی را درک نکرده باشد و هم خود و هم عامه مردم را بفریبد و به راه فاشیزم بکشاند روشنفکر نیست. او تنها عوام فریب است.

پ.ن. : این مطلب (مراسم پوززنی وبلاگ عباس معروفی) را هم حتما بخوانید اگر در ایران هستید و سانسور شده اید هاله آنرا در وبلاگ خودش منعکس کرده آن را هم می توانید در اینجا بخوانید .
پ.ن.: دوستانی که از ایران می آیند لطفا برایم بنویسید آیا این وبلاگ هم سانسور شده (هاهاها عجب خنگولی هستم من اگر کسی نتواند بیاید اینجا چطور برایم پیام بگذارد) و اگر شده درجه سانسور تا چه اندازه است آیا وبلاگهای آینه ای هم سانسور شده.

باج گیری 15 میلیونی یکی از دزدی های خاندان هاشمی

سال 2003 شرکت بزرگ نیمه دولتی نفت نروژ (Statoil) در یک معامله نفتی 15 میلیون دلاری برای چرب کردن سبیل آقازاده سلطان اصلاحات نوین ایران آقای مهدی هاشمی رفسنجانی پرداخت کرد. این سبیل چرب کردن‌ها را روزنامه اقتصادی نروژی داگنس نرینگس لیو (Dagens Næringsliv) برملا کرد و این مساله باج‌دهی باعث شد که رئیس حیات مدیره شرکت استاد اویل همراه با مدیر عامل آن و چند نفر دیگر را از شرکت نفتی نروژی اخراج کردند.
آن روزها من تمام ماجرا را در نشریات نروژی پی‌گیری کردم و هر روز اخبار مربوط به آن را ترجمه و در وبلاگم قرار دادم. حالا به برکت پدیده وبلاگ، لینک آن مطالب را برای آنهایی که زیر بیرق آقای هاشمی رفته‌اند و می‌خواهند ایشان را بعنوان رئیس جمهور "محبوب!!" خود انتخاب کنند اینجا قرار می‌دهم تا دوستان فردا نگویند که ما یادمان رفته بود که ایشان دزد تشریف دارند. گرچه ایشان نه فقط دزد تشریف دارند بلکه در جنایت مربی احمقی نژاد هستند و دستورات را ایشان به روسای احمقی نژاد از جمله فلاحیان داده‌اند تا او هم به این بچه پادوها دستور کشتار بدهد.
 
لینک مطلب را بترتیب تاریخ انتشار در زیر می‌خوانید:


بطور اتفاقی به خبری برخوردم
تحقیقات در زمینه فساد مالی در رابطه با ایران

ادامه تحقیقات در زمینه فساد مالی در رابطه با ایران
ادامه ماجرای StatOil و مهدی هاشمی رفسنجانی
پی‌گیری قرارداد مهدی هاشمی با StatOil
پس از اینکه بوی گند خاندان هاشمی در ایران بلند شد

پی‌گیری قرارداد مهدی هاشمی با StatOil
پرونده نفتی ایران و نروژ

June 22, 2005

‌لیست طرفداران پدرخوانده

گفته بودم که سعی خواهم کرد لیست وبلاگ‌هایی که به حمایت از هاشمی برخواسته‌اند تهیه خواهم کرد. این لیست را که هنوز تکمیل نیست را گذاشتم اینجا نگاهی به آن بیندازید و آنها را بشناسد عده‌ای از آنها یقینا همان‌ها هستند که با اتیکت‌های HASHEMI بر روی قمبل‌شان و یا پستان‌های سیلیکونی شان قبل از دور اول برای پدرخوانده تبلیغ انتخاباتی می‌کردند، عده‌ای دیگر هم از لشکر شکست خوردگان معین هستند. اکثرا جوانند، بی‌تجربه و البته بزرگترهایی هم در بین شان یافت می‌شود، خوب اگر نمی‌شد که شاید این جوانترها به این سادگی در دام صیاد بزرگ نمی‌افتادند که! می‌افتادند!؟ اکثرا از یک جمله یا چند جمله کلیشه‌ای که از اینجا و آنجا کپی پیست کرده‌اند به این استدلال رسیده‌اند که اگر به هاشمی رای ندهند احمقی نژاد می‌آید و می‌خوردشان، درست مثل بچه‌های هفت هشت ساله که مادران برای ساکت کردنشان و پیروی از اوامر ملوکانه مادر از لولو خورخورک استفاده می‌کنند.


استراتژیست های هاشمی طراحان خوبی بوده‌اند، مگر چیز دیگری هم توقع داشتیم. آقا بقول یک خبری که یک جایی خوانده بودم، گمانم فوربز بود نوشته بود چهلمین ثروتمند دنیاست برای چنین ماشین پول سازی تهیه یک استراتژی و فریب چند صد جوان زیر بیست و دوسه سال مثل آب خوردن است سه سوته همگی را به پیروی واخواهند داشت. چرا این جوانان را بترسانند!؟ مگر چند جوان وبلاگ نویس تاثیری بر اوضاع دارند!؟ خامی شما که ساده انگارید در همین است. چه کسانی هستند این وبلاگ نویس‌ها جوان و بی‌تجربه اکثرا در خانواده‌های ثروتمند یا نمیه ثروتمند یا حداقل طبقه متوسط زندگی می‌کنند اکثر در محیط خود دست بالا را دارند و کافی است تئوری‌های خودشان (آقای هاشمی) را برای بچه‌های دیگر محل یا مدرسه یا چمیدانم رفقای خراباتشان تعریف کنند آخر مگر پیام‌هایشان را گاهی نخوانده‌اید اکثرا پیام‌گیرشان مثل اطاق چت می‌ماند فری برای سَمی پیام می‌فرستد و نیما برای یاشار یا چمیدانم من زیاد این اسم‌های جدید فوفولی را در جمهوری اسلامی نمی‌دانم شما خودتان بهتر می‌شناسیدشان. اینها با هم در کوچه و خیابان در مدرسه و سر گذر پیام آوران پیام هاشمی خواهند شد. اینها همانها هستند که وقتی لینک‌های کنار وبلاگشان را نگاه می‌کنی پی به بی‌تجربگی و بی گناهیشان می‌بری نیازی به خواندن مطلبشان نیست اکثرا چنان کلیشه‌ها را با دقت کنار هم چیده‌اند که خیال می‌کنی وارد همان وبلاگ قبلی شده‌ای اکثرا لینک ایدول هایشان، همان‌ها که امروز خط‌شان می‌دهند همان‌ها که گفته می‌شد در اتاقهای کوفت زهر مار هاشمی دارند تعلیم می‌بینند همان‌ها که برای اهدافشان حاضرند شرق و غرب را طی کنند و پیام آور پدرخوانده باشند همان‌ها که یقینا اگر هاشمی به پست پادشاهی برسد پول‌های کلانی خواهند گرفت. همانها که نسل بعد از نسل خود فروخته بدنیا آمده‌اند و باید در این برهه هم سهم خود را بپردازند. همان‌ها که با قلم‌هایشان می‌توانند مرده را زنده و زنده را مرده جلوه دهند و توهم بیافرینند. کوتوله ترین خبرنگار دنیا هم منشی صحنه‌شان شده
روزگار غریبی است ای کاش شاملو زنده بود و با صدای خود بریشان می‌خواند


 خورشيد را گذاشته ،
می خواهد با اتکا به ساعت شماطه دار خويش
بی چاره خلق را متقاعد کند
که شب
از نيمه نيز برنگذشته ست


پ.ن.: گویا یکی از خُسن آقا سریعتر این لیست را تهیه کرده. البته بهتر این بود که به متن حمایت لینک داده می شد تا بعد ها باعث شک وتردید نوشد

بی چاره اصلاح طلب

شاید بد نباشد یک نگاهی به این جدول بیندازید. جدول را از این آدرس (کیهان) کپی کرده ام فقط تصویر آنرا برداشتم گفتم شاید کیهانی ها فردا این اثر انگشت را هم پاک کنند در قسمت سهم معین از انتخابات قبل از شمارش آرای تهران این مفلوک هفت میلیون و اندی رای داشته حالا بعد از شمارش آرای تهران آرای او تقلیل هم پیدا کرده.
بیچاره اسهال طلب ها که حتی قادر نیستند حق خودشان را بگیرند می خواهند ادعا کنند که حق مردم را می گیرند؟

سناریوی مشروعیت

کروبی اعتراض خودش را درباره تقلب پس گرفت. چرا؟ دلیلش خیلی ساده است. اصلا ادعا کرد که تقلب شده تا بعد از برسی شورای نگهبان بگوید که تقلبی درکار نبوده و باعث مشروعیت انتخابات و صحت شمارش آرا شود.
معین از هاشمی حمایت می‌کند تا همه آنها که تا کنون با اصلاح طلب‌ها بوده‌اند و هنوز به آنها امید بسته‌اند باز دوباره رای‌شان را به دستور اصلاح طلب‌ها به صندوق هاشمی بریزند.
احمدی نژاد را کاندید کرده‌اند و به دوره دوم رساندند تا مطمئن بشوند مردم برای فرار از دست این شپشوی مفلوک به دامن افعی پناه خواهند ببرند.
تمام جوانب برای یک انتخابات با شکوه برای جلوس پادشاه عمامه به سر فراهم شده، آخر نمی‌توان پادشاهی را با رای 30 تا 40 درصدی به سلطنت رساند آرا باید بالا باشد.
از این به بعد رهبر اون بلا می‌نشیند می شود خدایگان رهبر، هاشمی هم می‌شود پادشاه و سایه خدا و تماس‌ها را با آمریکا برقرار خواهد کرد بعد هم رهبر فتوا می‌دهد که جورج بوش را ختنه کرده‌اند و یک شیعه تمام عیار شده در نتیجه مراوده با آمریکا نه فقط گناه نیست بلکه عین ثواب است. این را که می‌گویم سابقه تاریخی دارد آن هم نه یکی نه دوتا بلکه صدها بار هر حرامی را ملاها در راستای منافعشان بوده حلال کرده‌اند و هر حلالی را حرام.
پس از به سلطنت رسیدن هاشمی و شیعه اثنی عشری (هشری) شدن بوش دیگر این رژیم برای سال‌ها بیمه شده (بیمه عمر) و از آن به بعد هاشمی می‌دزد می‌دهد شرکا بخورند و فربه شوند ملت ایران هم بروند سماق بمکند.


با این اوصاف باید به عرض حکومت گران جمهوری اسلامی برسانم:
متاسفانه با اینکه من خود را مدافع حقوق بشر می‌دانم (گرچه اینها را بشر نمی‌دانم) ولی باور کنید در فردای سقوط رژیم شما، اگر آنهایی که حکومت آینده را به دست گرفتند خواستند پوست از سر شما بکنند من قادر به مخالفت با آنها نخواهم بود چون در آن صورت ملت نجیب ایران مرا بعنوان طرفدار شیاطین به صلابه خواهند کشید.
برای آینده شما شدیدا نگرانم چون که عاقبت تمام جباران و جنایت پیشگان جز این نخواهد بود.



 

June 21, 2005

تعارفات را کنار بگذارید و عوام فریبی نکنید

 
دوباره مادر حامله جامعه ايران
حامله دمکراسی
کورتاژ شد


به سر انگشتت نگاه کن
به شناسنامه ات نگاه کن
اون جوهر نيست
لکه خون سقط جنينه
سقط جنين نطفه
نطفه دمکراسی
نطفه مردمسالاری
ادامه در وبلاگ ادشیر دولت

من راستش را بخواهید این مطلب آخر زیتون رو نخونده بودم این روزها هم سرم شلوغ بوده هم یک لنگم توی سایت *ایسنا بوده تا آخرین خبرها رو بگیرم و بعد یک لنگم توی وبلاگ‌هایی بوده که امیدوار بودم خبرهای دست اولی بدون ملاحظات سیاسی از داخل ایران بلا زده منعکس کنند. یک نگاهم به متحصنین دم در زندان بوده تا بتونم خبرهای اونها را منعکس کنم و یک نگاه هم دنبال آنهایی بوده که در اتاق‌های شستوشوی مغزی هاشمی کار می‌کنند.


از این حرف‌ها که بگذریم دوستانی که وبلاگ نویس هستند و مخصوصا آنها که خوانندگان زیادی دارند نمی‌توانند از این حربه ساده انگارانه سوء استفاده کنند و بنویسند که "ما نظر خودمان را می‌هیم" یا "این حق ماست که هر نظری بخواهیم بدهیم" خیر دوستان این چنین نیست وقتی خُسن آقا نظر شخصی‌اش را می خواهد بدهد و نمی خواهد بر جامعه حتی یک جمعیت 10 نفره تاثیر بگذارد آنرا در وبلاگش نمی‌نویسد وبلاگ با آینکه به گمان عده‌ای یک دفتر خاطرات است ولی در حقیقت یک رسانه است حالا یا این رسانه 10 خواننده دارد یا 10 هزار فرق چندانی از نظر مسئولیت ندارد گرچه آنکه بیشتر خواننده دارد بیشتر هم مسئولیت دارد.
دیروز در وبلاگ یکی از وبلاگ نویس‌ها که بسیار شناخته شده است و در گویا نیوز روزانه مطلب می‌نویسد و حتی گاهی اوقات مطالبش را فقط در گویا نیوز می‌خوانید برداشته چنین ونوشته:


پس آقاي هاشمي در همين جا به صداي بلند اعلام مي کنيم:
"ما به شما و نظام مقدس تان راي نمي دهيم بلکه به ضرر احمدي نژاد راي مي دهيم!"


نحسي اين چهره آن قدر هست تا از روي اکبر گنجي و ناصر زرافشان به خاطر رايي که مي دهم خجالت نکشم.


دوستان و خوانندگان عزيز توجه داشته باشند که اين فقط راي من است و هر کس که بخواهد "به ضرر احمدي نژاد راي دهد" طبيعتا خود تصميم مي گيرد.


دوست عزیزمان گمان می‌کند با نوشتن این یک خط آخر می‌تواند از زیر بار مسئولیت فرار کند. آقای عزیز اگر این نظر شماست که یقینا نظر شما محترم است آنرا به این صورت نباید در وبلاگتان منعکس کنید مخصوصا در دیار بلا زده ایران که حکومت مکار بچه‌های 15 ساله را هم وارد میدان کارزار انتخابات (انتصابات) مسخره‌اش کرده تا بتواند میلیونها از این جوانان را با حیله‌های ارزان فریب دهد.
شما چه بخواهید چه نخواهید یقین داشته باشید که عده‌ای را با این کارتان فریب داده‌اید مخصوصا آن 15 ساله‌هایی که شما برایشان تبدیل شده‌اید به یک سمبل آزادی و برابری آیا این را هم انکار می‌کنید؟
همین وضع را هم زیتون عزیز دارد او چه بخواهد چه نخواهد با نوشتن عقاید سیاسی‌اش در وبلاگش عده‌ای را با خود همراه خواهد کرد. پس لطفا دیگر از این تعارف‌های آبکی نفرمایید که این عقیده من است هر کس دلش خواست به هر کس دلش خواست رای بدهد.
من و شما خوب می دانیم که با این کارمان وارد کارزاری شده‌ایم که عواقبی را برای جامعه دارد که بسیار بیشتر از حق مان (حق یک نفر) خواهد بود ما (وبلاگ نویس‌ها را می‌گویم) داریم بر جامعه تاثیر می‌گذاریم. این هم حق شماست نه که گمان کنید من با این تاثیر گذاری مخالفم ولی دیگر بعد از یک موعظه سیاسی حق ندارید عوام فریبی کنید و بنویسید که من فقط نظرم را نوشتم شما هر کار خواستید خودتان بروید تصمیم بگیرید. این ژست‌ها پشیزی ارزش ندارد همگی می‌دانیم که بر جامعه تاثیر می‌گذاریم یکی بیشتر یکی کمتر.
گمان می‌کنید اگر وبلاگ‌ها تاثیر گذار نبودند سیاست بازانی همچون کروبی معین و هاشمی و دیگران می‌آمدند سایت و وبلاگ دایر می‌کردند؟؟ اگر خودتان ساده انگار هستید لطفا به شعور خوانندگان خود توهین نکنید.



*(ایسنا تقریبا تنها منبع خبررسانی داخلی است که هنوز 10 درصد حقایق را گزارش می‌کنه)


 

تكذيبيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي اصفهان و علوم پزشكي

شوراي محترم مركزي دفتر تحكيم وحدت


سلام عليكم


احتراما به عرض مي رساند بيانيه اي با امضاء سي و هشت انجمن اسلامي دانشجويان عضو دفتر تحكيم وحدت منتشر گرديده است كه نام انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان و علوم پزشكي نيز در آن ذكر گرديده است.


به اطلاع مي رساند كه در مرحله دوم انتخابات، هيچ بيانيه يا اطلاعيه اي از طرف اين تشكل صادر نگرديده است و دو نفر عضو داراي حق راي اين واحد نيز در هيچ جلسه اي حضور نداشته اند. بديهي است هيچ كس به جز اعضاي داراي حق راي، كه منتقل كننده نظرات مجموعه انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي اصفهان و علوم پزشكي به شوراي عمومي يا شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت مي باشند، مجاز به موضعگيري از طرف اين مجموعه نمي باشد، چه رسد به كسي كه روزگاري عضو غيرقانوني اين تشكل بوده است و از دو سال پيش نيز دانشجوي اين دانشگاه ها نمي باشد.


لذا با تكذيب امضاي اين واحد در پاي بيانيه منتسب به سي و هشت دانشگاه و همچنين بيانيه مربوط به تشكيل فراكسيون دموكراسي خواه و ملي گرا، از شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت مي خواهيم با اين تخلف آشكار تشكيلاتي كه از سوي فردي شناخته شده در شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت هدايت مي شود واكنش نشان داده و نسبت به توبيخ آن فرد فرصت طلب اقدامي جدي به عمل آوريد.


لزومي به ذكر اين نكته نمي دانيم كه موضع انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي اصفهان و علوم پزشكي جداي از مواضع دفتر تحكيم وحدت نبوده و هيچ برنامه اي از طرف اركان اين انجمن جهت شركت در مرحله دوم انتخابات به تصويب نرسيده است.


انجمن اسلامي دانشجويان


دانشگاه هاي اصفهان و علوم پزشكي


 

دوباره روشنفکران نسخه پیچیدند

سیاست، بازی مکاران است، این مساله‌ای است شناخته شده حتی در دنیای دموکراتیک هم همین مکرها که آقایان بکار می‌برند بکار برده می‌شود فقط فرق‌اش در این است که در یک سیستم دموکراتیک اگر یکی از بازیگران قواعد بازی را بهم بزند برای همیشه یا حداقل برای مدتی طولانی از مشروعیت خواهد افتاد تا زمانی که حافظه جامعه موضوع را فراموش کند. متاسفانه حافظه جامعه ایرانی بسیار کوتاه است و کمتر از یکی دو هفته همه همه چیز را فراموش می‌کنند و در دامی می‌افتند که برایشان پهن کرده‌اند. این که می‌نویسم مخصوصا شامل حال روشنفکران ایرانی می‌شود چه مردم عادی نه فقط حافظه‌شان بیشتر از طول دماغشان می‌بیند بلکه گاهی اوقات باید این بیچارگان (ملت را می‌گویم) کمکی برای حافظه روشنفکر هم باشند.
آقایان تا همین دیروز می‌گفتند برای رای ندادن به بدتر (هاشمی و جناح راست) بروید و به معین رای بدهید. این بیچاره‌ها حتی یک لحظه در خود فرو نمی‌روند و تک سلول‌های مغزشان را به کار نمی‌گیرند تا از خود بپرسند چرا معین بهتر از هاشمی یا احمدی نژاد است. مگر نه اینکه معین و دارو دسته‌اش همانها بودند که در دهه اول انقلاب بازوی بقدرت رسیدن این هیولا که نامش جمهوری اسلامی است شدند؟ مگر نه اینها بودند که خود تیر خلاص زن بودند حالا چطور شده چه واقعه‌ای پیش آمده که آقای معین و خط امامی‌ها بهتر از احمدی نژاد شده‌اند. هیچ یک از این روشنفکران کیلوی سه عباسی حتی زحمت این را به خود ندادند تا این سوال‌ها را پاسخ گویند که چرا یک پیرو خط امامی بهتر از تمساح یزدی است یا چرا پیروان جنتی باید بدتر از پیروان خمینی باشند. مگر نه اینکه اینها بودند که پی‌ریزی این بدبختی را مسئولند؟


وقتی که می‌گویم این حضرات روشنفکرنما حتی نوک دماغ خودشان را هم نمی‌بینند دلیل دارم.
مگر همین هاشمی نبود که در انتخابات مجلس ششم با تقلب حتی نتوانست مقام 30 تهران را کسب کند. آیا از خود پرسیده‌اید چرا؟ مگر همین انتخابات مجلس هفتم نبود که کروبی نتوانست رای کافی برای نمایندگی مجلس بیاورد حالا چطور شد که یک مرتبه همان آدم می‌آید و در مقام دوم انتخابات ریاست جمهوری قرار می‌گیرد؟ می‌دانم سوال‌های سخت سخت می‌کنم نباید توقع ما از روشنفکر ایران تا این اندازه باشد این ملت بدبخت هستند که باید حافظه تاریخی داشته باشند و روشنفکر فلک زده را از خواب خرگوشی بیدار کنند.


حالا اما همان روشنفکران نسخه جدیدی پیچیده‌اند و می‌خواهند شما را به سراط مستقیم!! رهنمون گردانند بخوانید و بخندید:


پس آقاي هاشمي در همين جا به صداي بلند اعلام مي کنيم:
"ما به شما و نظام مقدس تان راي نمي دهيم بلکه به ضرر احمدي نژاد راي مي دهيم!"


این دوستان حتی عربده کشی رهبر را که حتی صبر نکرد جوهر انتخابات خشک شود و بعد شروع به عربده کشی کند نشنیدند یا شنیدند و زیر سبیلی در کردند. اینکه ما مدتهاست می‌گوییم رای به این رژیم حالا فرق نمی‌کند کدام جناح آن باشد رای به رهبر و مشروعیت رژیم است برای همین است که می‌بینیم هرگاه در انتخاباتی یا در تظاهراتی تعداد شرکت کنندگان کم می‌شود رهبر مثل سگی که از ترس قالب تهی کرده دمش را لای پایش می‌گیرد و مدتی ساکت می‌شود و باز دوباره وقتی روشنفکر!! فرمان شرکت در انتخابات را صادر می‌کند و تعداد رای دهندگان کمی می‌رود بالای 50 درصد دوباره رهبر مثل سگ هار شروع به پارس کردن می‌کند.


آقایان حالا تصمیم گرفته‌اند بروند به هاشمی دزد جانی مکار و خلاصه هر چه در یک انسان باید باشد این یارو کم دارد رای بدهند. وقتی می‌گویم آقایان و خانم‌های روشنفکر ما حافظه‌شان تا نوک دماغشان هم نمی‌رسد برای همین است. اینها به همین زودی یادشان رفته که هاشمی در همین یکی دوهفته گذشته قبل از انتخابات حداقل سه چهار بار تکرار کرد که کابینه‌اش را با همفکری رهبر تشکیل خواهد داد. حالا باید از این روشنفکران پرسید چه فرقی است بین احمقی نژاد و هاشمی وقتی هر دویشان باید به دست بوس رهبر بروند تا کابینه شان را تعیین کنند؟ تازه بعد از اینکه کابینه تعیین شد باید بروند به پابوس مجلس همان مجلسی که پر است از افرادی از قماش احمقی نژاد تا بلکه آقایان مرحمت کنند و کابینه را تایید کنند. الحق که این روشنفکران ما تا نیمه دماغ شان را هم نمی‌توانند ببینند چه رسد به نوک دماغشان.


تحریم تنها ابزاری است که مشروعیت رژیم را از بین می‌برد در ضمن باید به آنهایی که از به روی کار آمدن احمقی نژاد می‌ترسند گفت که در دنیای امروز دیگر آقایان احمقی نژاد و دیگران مثل سالهای 60 نخواهند توانست جولان بدهند. حتی میلیتاریست ترین گروه‌های آنها هم قادر نخواهند بود دیگر آن جنایت‌های گذشته را تکرار کنند دنیای امروز با دنیای سالهای 60 تفاوت فراوان دارد دیگر دنیا این گونه جنایات را نمی‌پذیرد. تازه مگر هاشمی کم جنایت کرده که ملت را از جنایت احمدی نژاد می‌ترسانید. آقایان و خانم‌های روشنفکر در دوران همین هاشمی و قبل از آن (دوران اصلاح طلبان امروزی) ما حتی در اروپا هم مصونیت نداشتیم و با پنجه بوکس و کپسول اسپری و چاقو توی اروپا تردد می‌کردیم تا بتوانیم در مقابل اوباش هاشمی و سازمان امنیت‌اش از خود دفاع کنیم.   چرا راه دور برویم مگر همین اصلاح طلبان امروزی کم در سالهای 60 جنایت کردند اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم جنایاتی که همین اصلاح طلب‌ها در سالهای 60 انجام دادند بیشتر از متحجرین نبوده.

June 20, 2005

آیا فروپاشی رژیم درحال آغاز است؟

جنگ قدرت در کلیه ارکان رژیم تا بلاترین نقظه هرم قدرت رسوخ کرده این همان روزهایی بود که 26 سال خواب اش را می دیدم حالا باید نشست و لذت برد، ملا علیه ملا
اعلام جنگ کروبی با رهبر


اعلام اتفاقات بیشتر در روزهای دوشنه و سه شنبه


June 19, 2005

نیمه خالی لیوان


شوک؟ کدام شوک آن شوکی که عده‌ای از آن صحبت می‌کنند آنها را شوکه کرد نه ما را. ما همین را می‌خواستیم دفن مرده اصلاحات را تا پس از دفن بتوانیم با خیال راحت بگوییم که اصلاحات میسر نیست. هدف ما مشخص بود امروز هم مشخص است با این تفاوت که امروز یک قدم به هدف‌مان نزدیکتر شده‌ایم. چرا همه آرای به صندوق ریخته شده را می‌بینند آیا قادر نیستید آراء به صندوق ریخته نشده را ببینید نیمه خالی لیوان را می‌گویم.


از امروز دیگر شعبده بازانی بنام اصلاح طلب راه‌مان را سد نکرده‌اند. امروز ما هستیم رو در روی اقتدار ولایت فقیه امروز فقط یک سد باقی مانده و خورده پا ها را به کنار زده‌ایم. امروز سد واقعی را  در برابر خود داریم و پرده ریا را از روی آن کنار زده‌ایم با کوله باری از تجربه.
امروز آن نیرویی که در 2 خرداد به رژیم نه گفت راه خود را بهتر یافته و آماده است تا از کنار جسد اصلاح طلبی عبور کند و استحاله کامل رژیم را خواستار شود.
عده‌ای که یقینا از خود رژیم هستند می‌خواهند چنین القاء کنند که ما شکست خورده‌ایم پاسخ واضح است این حکومت ولایت است که اولین مرحله شکست را مزه مزه می‌کند دیگر آن پرده اصلاح طلبی در بین مردم و رژیم وجود ندارد. دیگر آقایان نمی‌توانند دموکراسی دینی شان را با حقه بازی به خورد ملت بدهند امروز همه می‌دانند که دموکراسی هر شکلی داشته باشد یقینا اسلامی نیست.


آنهایی که دارند فریب رژیم را می‌خورند و می‌خواهند با دست خود به رسمنجانی دزد رای بدهند فقط یادشان نرود که درست همین استدلال بد در مقابل بدتر را قبل از دوره اول برای معین مطرح می‌کردند حالا می‌خواهند به دامان دزد ترین، فاسد ترین و خیانت کارترین آنها "هاشمی بروند وای به حال شما.


از فردا یک بلاگ رولینگز راه می‌اندازم و اسمش را می‌گذارم رفقای دزد بغداد و همه موافقان هاشمی را در آن لیست قرار می‌دهم و آن لیست را تا روز سرنگونی رژیم روی وبلاگم قرار خواهم داد تا همه بدانند که چه کسانی به آنها خیانت کرده‌اند.


آمدن هاشمی یعنی مذاکره با بوش وشرکا و تخلیه ثروت ایران با همکاری بوش و بلر و نجات رژیم در صورتی که آنهایی که با رهبر همراه‌اند شهامت مذاکره با آمریکا را نخواهند داشت فراموش کردید که خامنه‌ای در باره مذاکره با آمریکا به نمایندگان مجلس ششم چه گفت.


تحریم انتخابات یعنی خلع سلاح رژیم و مشروعیت زدایی از آن.


 


 

چند خبر و یک پوزخند

راهیابی احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی به دور دوم انتخابات قطعی شد
کروبی : خامنه ای دخالت کند [+]


ابراهیم یزدی : شورای نگهبان به مانند همیشه نشان داد که در یک اقدام یک جانبه آرا مردم را تصرف می کند و قابل اعتماد نیست و این حرکت قابل پیش بینی بود [+]


ایرنا :  دکتر معین از نامزدهای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: "من همچنان که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردم ، در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز شرکت نخواهم کرد و به نفع هیچ کس هم تبلیغ نخواهم کرد اگر جهت‌گیری به سمت خاصی کنیم مردم ما را هم از آن جنس خواهند شناخت. [+


به اینها چه می‌توان گفت؟ یا بهتر  بگویم چه می‌توان خواند شان؟ احمق؟ خیر اینها احمق نیستند، رند؟ خیر اینها رند هم نیستند چه اگر رند بودند باید این وضع را پیشبینی می‌کردند و می دانستند که اجازه حضور یافتن‌شان در انتخابات فقط یک بازی بسیار دقیق از پیش طراحی شده بود تا تنور انتخابات را اینها گرم کنند و آنهایی که نانوایان خوبی هستند نان را بچسبانند این آقایان فقط نخودی بودند و موج سوار وقتی کسی خواست موج سواری کند عاقبت‌اش بهتر از این نخواهد بود. موج‌سوارانی سوار بر تخته موج‌سواری که موج سواری نیز نمی‌دانند.


آقای کروبی مردک گنده خجالت نمی‌کشد مثل بچه‌های دوساله وقتی در بازی بازنده می‌شود می‌رود پیش پدر خوانده و از او می‌خواهد که بازی را به سود او بهم بزند بی آنکه بداند که تمام این خیمه شب بازی برای برنده شدن فرزند مورد علاقه و دلبند رهبر "احمدی نژاد" طراحی شده بود. اصل بازی برای او و هاشمی طرح ریزی شده بود و این بی‌چارگان را بعنوان سیاهی لشکر وارد میدان کردند تا بازی گرم تر شود، که شد.


گفته های آقای معین از همه قشنگ‌تر است او هم که مثل بچه‌های احمق به بازی گرفته شده حالا پس از گردن نهادن به حکم حکومتی و شرکت در بازی می‌خواهد مثل بچه‌ها جر بزند و بازی را با قوانین خودش ادامه دهد، غافل از اینکه این بازی اصلا برای او طرح ریزی نشده او فقط بازیچه‌ای بوده برای بازی بزرگترها. باز هم خنده‌دارتر قهر کردن و پشت چشم نازک کردن ایشان است که حالا پس از مرگ سهراب می‌خواهد باز عوام فریبی کند و مردم مردم می‌کند. آقا جان شما یا از مرحله پرت تشریف دارید یا مردم را از مرحله پرت می‌دانید. شما در شعبده بازی ضد مردمی انتصابات شرکت کردید و بازنده این بازی شدید، حالا می‌خواهید وارد "بازی مردمی" شوید!؟ الحق که یا خودتان خیلی خر تشریف دارید یا مردم را خیلی خر فرض گرفته‌اید. صریح بگویم آقای دکتر شما یک مهره سوخته و یک جنازه سیاسی بیش نیستید. 


ابراهیم خان یزدی را که اصلا نباید در باره‌اش صحبتی کرد او بی‌ارزش‌تر از آن است که اصلا بتوان به او پرداخت او بازیچه یکی از این فریب خوردگان است. او بیچاره‌ای است که برای یک پست دست چندم دولتی حاضر است یک روز ریش بگذارد یک روز کراوات بزند یک روز هم با همان دستمال گردن ابریشم‌اش بیضه‌های ناب محمدی را نوازش دهد تا بلکه در یک بازی رده دهم شرکت‌اش بدهند. او مرا به یاد آن بی چاره بچه‌هایی می‌اندازد که در مدرسه هیچ کس آنها را به بازی راه نمی‌داد.


 


آقای شاهین رحیمی حیف وقت که تلف اینگونه افراد می‌کنید وقت خود را صرف کارهای مفیدتر کنید.


پ. ن.: امروز صبح بعد از پست این مطلب امام زمان آمد به دیدنم و در نظرخواهی پیامی گذاشت، دلم نیامد آنرا برای شما ملت همیشه در صحنه اینجا منکعس نکنم. این یپام امام زمان:


تو اين انتخابات تعداد راي دهندگان خيلي کم بود و احتمال تقلب در اعلام شمار راي دهندگان بسيار است و احتمالا در کل کشور کمتر از 15ميليون نفر راي داده اند .
به نظر مي رسد راي کروبي از همه بيشتر بوده و راي کروبي و معين را بين رفسنجاني و احمدي نژاد تقسيم کرده اند چون نفوذ رفسنجاني و طرفداران احمدي نژاد در شوراي نگهبان و امور اجرايي انتخابات بسيار قوي است.
علت اينکه مي گم راي کروبي از همه بيشتر بوده شناختي است که از مردم دارم و دوستي که اخيرا به چند شهر فقير رفته بود مي گفت همه دوست دارن کروبي برنده بشه چون به هر شخص بالغ 50000 تومان ميده.
شما که خواننده يا نويسنده اين وبلاگ هستيد آيا مي دانيد در استان هاي زاهدان، کرمان ، هرمزگان، خوزستان، بوشهر، خراسان، ايلام، لرستان و کهکيلويه و بوير احمد شمار وسيعي از خانوارهاي شهرهاي کوچک و روستاها با ماهي 20000تومان درآمد زندگي ميکنند! مي دانيد اين شهر ها اصلا پولدار نداره که کسي براي کارگري پيش اونها بره؟ مي دانيد هر خانوار فقير از کميته امداد ماهي 5000 تومان ميگيره و از ترس قطع شدن مستمري حتما مي خواهد شناسنامه اش مهر بخوره؟
 تازه 50000 تومان براي تهراني ها چيزي نيست ولي براي مردم فقير يعني يک گنج! اگه بگيريم در تهران هر خانواده 6 نفر باشه و سه نفر از آنها بالاي 18 سال و شاغل باشن هرکدام ماهي 120000تومان درآمد داشته باشن درآمد خانوار مي شه 360000تومان. اما اين پيشنهاد در صورت اجرا زندگي فقراي شهرستانها و روستاهاي ياد شده را دگرگون ميکنه. درآمد همان خانوار 6 نفره که 3نفر بالاي 18 سال داره از 20هزار تومان به 150000 تومان تغيير ميکنه! مثل اينکه در آمد آن خانواده تهراني از 360000 تومان به دوميليون ونيم افزايش يابد. شايد اگه تهراني ها هم انتظار داشتن با بردن يک نامزد درآمدشان ماهي 4 تا 7 برابر شود مي گفتن گور باباي دموکراسي و حتي به چنگيز مغول هم راي مي دادن!
من حدس ميزنم مردم شهرها و روستاهاي فقير با رقبت در انتخابات شرکت کرده و به کروبي راي دادن و راي شون به حساب هاشمي واريز شده.
من طرفدار کروبي نيستم ولي مي دونم درد مردم فقير چيست. اونجا فعلا به آزادي اجتماعي و سياسي فکر نميکنن بلکه درد اصلي فقر وحشتناک است.
کروبي حرف مفت زده بود و اين وعده با اقتصاد ايران امکان پذير نيست و مثل وعده هاي آب و برق و مسکن مجاني که خميني به مردم داد يا حکايت از ناداني وعده دهنده دارد يا حکايت از شيادي و جز اين نيست.

June 18, 2005

تبریکات صمیمانه ما به رای دهندگان

تبریک و تهنیت! هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم راه یافتند.
همچنین تبریک به آنها که زمینه این عربده کشی‌ها را فراهم کردند. حرکت بعدی یقینا شاخ و شانه کشیدن در مقابل تحریکات آمریکا خواهد بود و ملت ایران (آنها که رای دادند) با دست خود راه یک جنگ خانمان سوز را هموار کردند. این همه را یقینا مدیون هشت سال حکومت ننگین اصلاح طلبان و سردرگمی اپوزیسیون باید باشیم.


دیدم بد نیست این جملات را آنها که در سینه زنی انتخابات (انتصابات) شرکت کردند و زمینه جان گرفتن دوباره رهبر را فراهم آوردند بخوانند و پند بگیرند البته اگر پند بگیرند.
 
از پیام خامنه‌ای مورخه 28 خرداد (امروز): دشمن نابخرد شما با اين گمان غلط كه ملت ایران را مرعوب و  اغفال كند،‌ در اعلاميه‌ئي سراپا دروغ و دغل،‌ به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی دشنام داد.‌ رئیس جمهور رو سیاه امریكا که خود با پول کمپانیهای غارتگر صهيونيستي و براي تأمين منافع نامشروع آنان بر سر كار آمده،‌ در پيش‌داوري احمقانه‌ي خود در روز 26 خرداد، انتخابات شما را نادرست و مخدوش دانست.


تبریک و باز هم تبریک به آنها که زمینه این عربده کشی را فراهم کردند حالا خود مسولیت این گناه‌تان را به گردن بگیرید ما تلاشمان را کردیم نشد.
 
حتما در انتخابات دوره دوم هم باز همان سینه‌زن‌ها به میدان خواهند آمد و باز خواهند گفت در انتخاب بین بد و بدتر باید بد را انتخاب کرد و حتما این بار بد هاشمی خواهد بود!
الحق و والنصاف که خوب دو دُزد و جانی را بعنوان رئیس جمهور به گرده ملت فرو کردید تبریک و باز هم تبریک به این همه هوش و استعداد شما. مشروعیتی که رژیم در یکی دو انتخابات گذشته از دست داده بود دوباره به همت اصلاح طلب‌ها به دست آورد، بیخود نیست آنها را به لقب اسهال طلب ملقب کرده ام که.



 پ. ن.: از خنده ترکیدم، گفتم این پیام رو حتما باید شما هم بخونید:
اطلاعيه! به اطلاع کليه راي دهندگان محترم به دکتر معين مي رساند ضمن عرض تسليت مراسم شب هفت آن عزيز از دست رفته روز جمعه آينده همزمان با انتخابات دور دوم رياست جمهوري در حوزه هاي انتخابيه به صورت نشست و برخاست برگزار مي شود. با حضور خود بار ديگر روح آن روانشاد را شاد و مجددا بيعت خود را يا نظام مقدس اسلامي اعلام نماييد. شعار جديد ما اين خواهد بود: (( به هاشمي راي بديد که احمدي نژاد راي نياره)) لطفا در اين مدت تمرين نماييد تا حفظش کنيد. بخدا همه اش هشت کلمه است. واسه شما روشنفکرا که کاري نداره. آرزوي صبر جميل براي شما داريم.


 

میزان رای ملت است!!

قبل از شروع: می‌خواستم تیتر مطلب را بنویسم "انکار نکنید برای چندمین بار فریبتان دادند!" بعد یادم افتاد به تیتر خبرهای ایسنا که در تمام اخبار انتخاباتی از آن استفاده می‌کند تا مردم را با این جمله کلاش بزرگ خمینی بیشتر بفریبد، بهمین رو آن تیتر را برای این مطلب انتخاب کردم چون زهرآگین‌تر است تا این تیتری که خودم می‌خواستم انتخاب کنم.
 
اول از همه می‌خواهم تبریکی بگویم به آنهایی که تحریم کردن و تا آخرین لحظه بر این موضع پافشاری کردند، ما تنها گروهی هستیم که فریب نخوردیم.



بر اساس آخرین آمار منتشر شده، خبرگزاری ایسنا رده بندی منتصبین با کسب آرای زیر اعلام شده‌اند
- اكبر هاشمی بهرمانی 4 میلیون و 568 هزار و 134 رای
- مهدی كروبی 4 میلیون و 213 هزار و 454 رای
- محمود احمدی‌نژاد 3 میلیون و 730 هزار و 556 رای
- محمدباقر قالیباف 3 میلیون و 198 هزار و 431 رای
- مصطفی معین 2 میلیون و 970 هزار و 191 رای
- علی اردشیر لاریجانی 1 میلیون و 432 هزار و 62 رای
- محسن مهرعلیزاده 954 هزار و 286 رای


در این آمار تعداد کل آرا را ایسنا 21 میلیون و 671 هزار و 114 رای اعلام کرده که با سرجمع کل آرا اعلام شده مطابقت ندارد. کل آرای به صندوق ریخته شده (مجموع آرا کل کاندیدها) برابر 21 میلیون و 67 هزار و 114 رای می‌باشد. حالا یا ایسنا در نوشتن اعداد اشتباهی انجام داده یا اینکه آرای سفید را چنان بی‌اهمیت تلقی می‌کنند که آنرا در آمارهایشان نمی‌آورند یا شمارش و رده بندی‌ها چنان آخوند در آخوند است که هر کسی آماری می‌دهد و ساز خودش را می‌نوازد.
این مساله را می‌توان از خبر دیگری هم دریافت که ایسنا از قول خاتمی اعلام کرده. خاتمی:  "تنها نتایجی كه از طریق وزارت کشور اعلام می‌شود رسمیت دارد" این بدان معناست که سیستم هرکی هرکی آخوندی اینجا هم موثر افتاده و هر کسی آمار خودش را ارائه می‌دهد.

جالب اینجاست که آنهایی که در آخرین لحظات به پای صندوق‌های رای شتافتند تا بلکه از به قدرت رسیدن هاشمی یا احمدی نژاد جلوگیری کنند و حتی آنها که در یکی دو هفته گذشته با تحلیل‌های آب دوغ خیاری خود می‌گفتند که برای جلوگیری از به قدرت رسیدن جناح راست به پای صندوق‌های رای می‌روند بجز مشروعیت بیشتر بخشیدن به حکومت کار دیگری انجام نداده‌اند و عملا کاندیدای ایشان در رده پنجم قرار گرفته.


جالب ترین نتیجه این انتخابات مقام دومی آن کروبی است. کروبی که در حقیقت تا قبل از اعلام بذل و بخشش 50 هزار تومانی خود در رده‌های آخر بود با اعلام حقوق مکفی 50 هزار تومان برای تمام افراد بالای 18 سال توانست بهترین حقه انتخاباتی را بزند و ساده انگارترین‌ها را به نفع خود به پای صندوق‌ها بکشاند.


نتیجه دیگری که می‌توان از این آمار گرفت این است که تا این لحظه 4 میلیون و 568 هزار و 134 چهار دزد و کلاش در ایران شناسایی شده‌اند، استدلال: تقریبا همه بجز خاندان هاشمی بر این نظر متفق القول‌اند که هاشمی دزد است و اگر کسی رای به دزدی داد باید خودش هم دزد باشد.


ضرب‌المثل "خود کرده را تدبیر نیست" که می‌گویند دقیقا همین وضع ملت ایران است، البته باید دید که بعد از هفت هشت ماه (دوران ماه عسل حکومت گران و ملت همیشه در صحنه) چه اتفاقاتی خواهد افتاد، وقتی که همه رای دهندگان سرخورده از قول‌های داده شده از کرده خود پشیمان شدند روبه چه گزینه‌ای خواهند آورد، طغیان یا انفعال.



 

طومار حمایت بار آزادی ناصر زرفشان

برای حمایت از نامه خانواده­های مختاری، پوینده،فروهر،زال زاده، دوانی، حاجی زاده به کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل جهت در خواست آزادی بی قیدوشرط  دکتر زرافشان به آدرس زير مراجعه فرمائید:


http://www.petitiononline.com/evin/petition.html


بیانیه شماره 6 کمیته پیگیری آزادی دکتر ناصر زرافشان
مردم آزاده ایران !


همانگونه که اطلاع دارید روز سه شنبه 24 خرداد1384 به دعوت کانون نویسندگان ایران و کمیته پیگیری آزادی دکتر زرافشان عده کثیری از مردم آزادی خواه و شخصیت های سیاسی ، نمایندگان گروه ها و انجمن ها و کانون های دانشجوئی ، زنان ، کارگران و آموزگاران در آن محل گرد آمدند . با وجود ممانعت و اخطارهای شدید پلیس و نیروهای امنیتی برای برچیدن گرد هم آیی برنامه طبق معمول پیش رفت و لحظه به لحظه به تعداد مردم افزوده می شد . اما نیروی امنیتی مرتب برگزار کنندگان را احضار می کردند و در نتیجه ما نتوانستیم بیش از نیم ساعت از برنامه خود را اجرا کنیم و اجرای بقیه برنامه ناگزیر به دست خود مردم سپرده شد . که خود با خواندن بیانیه ها و سر دادن شعار به برنامه ادامه دادند .


یادآوری می کنیم که کمیته پی گیری آزادی ناصر زرافشان و اعضای کانون نویسندگان و خانواده زندانیان و دیگر تحصن کنندگان همچنان به تحصن خود در مقابل زندان اوین تا آزادی دکتر ناصر زرافشان ادامه خواهند داد .
کمیته پیگیری آزادی دکتر ناصر زرافشان
سه شنبه 24 خرداد 1384
بیانیه شماره 7 کمیته پیگیری آزادی دکتر ناصر زرافشان


مردم آزاده ایران !


در ادامه برنامه تحصن در مقابل زندان اوین برای آزادی دکتر ناصر زرافشان روز چهارشنبه 25 خرداد 1384 شمار زیادی از دانشجویان و دیگر حمایت کنندگان حضور به هم رسانده و نسبت به بی توجهی مسئولان به درمان بیماری زرافشان و اعتصاب غذای 9 روزه ایشان و عدم پاسخگوئی مسئولان دست به اعتراض زدند . پس از آن در ادامه تحصن نیروهای امنیتی و انتظامی ناگهان به مردم یورش برده و شماری را مجروح کردند . در ادامه این یورش تعداد دیگری از متحصنین نیز بازداشت نیز بازداشت شدند و شماری از آنها بعد از گذشت 8 ساعت آزاد و از سرنوشت دو نفر از آنها تا این لحظه اطلاعی در دست نیست .
در همانحال گزارش وکیل ناصر زرافشان که با ایشان ملاقات داسته است از این پس امکان ملاقات وکلا فقط با اجازه دادستان تهران شده است .
بدینوسیله اعلام می دارد : اوضاع جسمی او شدیدا تحلیل رفته و درجه حرارت بدنشان کاملا پایین است .
ضمنا فشار خون ناصر زرافشان 9/5 روی 5/5 است و از وزن ایشان روز به روز کاسته می شود و مسئولان بهداری اعلام کرده اند زرافشان از وصل کردن سرم خودداری می کند .
کمیته پی گیری آزادی دکتر ناصر زرافشان ، با توجه به وضع عمومی ایشان مراتب نگرانی عمیق خود را اعلام می دارد و در این لحظات حساس مسئولیت عواقب وخیم ناشی از ناپاسخگوئی مسئولان و بی اعتنایی به وضعیت ایشان را متوجه مقامات می کند .
بدیهی است بهانه هایی مانند ممنوع بودن اعتصاب غذا و یا گزارش های کذب مسئولان زندان و تهدید تحصن کنندگان به عدم استفاده از حق مصرحه قانونی ایشان برای عدم تحصن نمی تواند در عزم زرافشان و ما ، برای آزادی و مداوای او خللی وارد آورد .
یاد آور می گردد :
تحصن ما همچنان ادامه دارد .


کمیته پیگیری آزادی دکتر ناصر زرافشان


چهارشنبه 25 خرداد 1384


 

June 17, 2005

تصاویری از دارلمجانین

اینجا رو چی‌چی بنویسم؟
حاج آقا اسمتو بنویس، اونجا رو هم انگشت بزن!
بابا من سه روزه داشتم تمرین امضا می‌کردم حالا انگشت بزنم!؟
حاج آقا آبرو ریزی نکن انگشت بزن ناسلامتی مثلا شما رجل این مملکت هستی! اینقده سه بازی درنیار بابا! دوربین‌ها روی شما فُکوس کردن.
حاجی بُکُن توش اینقده شفتش نده بابا! این مگسا هم که ول کن معامله نیستند برو آقا اوبر بزار باد بیاد!
بیا حاجی برو گندش در میاد، مردم می‌فهمن تو یک جایی‌ت باد می‌ده.
نمی‌یام! می‌خوام برم کاخ ریاست جمهوری!
کجا آقا به این زودی!؟ باید شما چند روز صبر کنید ببینید رهبر و جنتی کیرو از توی صندوق‌ها بیرون می‌کشن!
نه خیر من نمی‌یام من می‌خوام برم کاخ ریاست جمهوری!
برو تو حاجی! عجب گرفتاری شدیم‌ها! باید مثل خر چموش از کون بکنیمش توی طویله! بروتو می‌گم تا بیشتر از این گندشو در نیاوردی!


مچ بندازیم ریغو

هیچکی هم اینجا نیس از رو دستش تقلب کنیم!

اوهوی گوزعلی مراد، ننداز تو اون صندوق! اونجا نوشته تعرفه آبی احمق جان بنداز قاطی تعرفه‌های سفید!
نه خیر بنده رئیس جمهور هستم هر کار دلم بخواد می‌کنم!
جیش داری آقا اینجا شما اگه رئیس جمهور هم بشی باید هرچی رهبر بگه بگوی چشم!

شما چرا رای سفید می‌ندازید توی صندوق!؟ آخه همه وبلاگ نویس‌ها گفتن باید تحریم کنیم ما هم رای سفید می‌ندازیم تو صندوق.
صغرا خانوم هم که سفید انداختن؟ آره ایشون هم وبلاگ زیاد می‌خونن

من هم بازی

ای آقا خجالت داره این رئیس مجلس مملکت 70 میلیونی است یا یه خل و چل مشنگ؟

هیشکی نمی تونه مثل مو انگشت بزنه

صل علی محمد هرکول مقوا خوش آمد!

ما هم رای سفید می دیم تا بلکه ملت از ما هم خوشش بیاد.

فقط مُو حق امضا کردن دارُم باقیه همه باید از دم انگشت بزنن

نتیجه رای گیری زودتر از موعد مقرر از توی صندوق‌ها بیرون آمد

نه خیر آقا شناسنامه تو بگیر! رای گیری عراق هزار کیلومتر اونور تره

June 16, 2005

تحریم شعبده بازی آخوندی

دوستان فلشی را که دیروز اینجا گذاشتم حجمش زیاد بود با خاتمه انتخابات آنرا از روی صفحه برداشتم در صورتی که علاقه به دیدن آن می توانید فلش را از این لینک دریافت کنید.
تحریم انتصابات فرمایشی تنها راه نجات ایران
ما با رای خود بر این جنایات مهر تایید نمی‌زنیم

حرفی با حسین درخشان در ایران، مرثیه ای بر زیباکاظمی در ایران

حسین درخشان در دامان اسلام محمدیمیدونی زیبا وقتی اومد مثل تو اپوزیسیون نبود. زیبا هم وقتی اومد مثل تو کانادایی بود. زیبا وقتی اومد به کسی فحش نداده بود. زیبااصلا کسی رو فحش نداده بود. نه به رهبر فحش خواهر مادر می داد و نه رییس مجمع تشخیص مصلحت رو گی خطاب کرده بود. زیبا حتی وقتی اومد به عنوان یه خبرنگاراومد. زیبا وقتی اومد کارت خبرنگاری داشت. زیبا هیچ کاری نکرده بود. زیبا فقط چند تا عکس گرفت. زیبا صد تا مصاحبه علیه حکومت نکرده بود. زیبا فقط چند تا عکس گرفت. زیبا زن بود. زیبا سنش زیاد بود. زیبا رفت اوین. زیبا نتونست بره آب انار بخوره. زیبا اصلا کاری به انار نداشت. ریبا اصلا انار نداشت. زیبا جایی ننوشت که میره به ایران. زیبا فقط دوربین داشت. زیبا وبلاگ نداشت. زیبا حتی اجازه حرف زدن پیدا نکرد. یعنی تو قکر می کنی اگه زیبا وبلاگ انگلیسی داشت و تو وبلاگ انگلیسیش می نوشت که میره کمتر شکنجه میشد؟ یعنی اینجوری کسی نمی فهمید می خواد عکس بگیره؟ یعنی تو فکر می کنی حداقل بهش تجاوز نمی کردن؟ یا حداقلش اونجوری وحشیانه بهش تجاوز نمی کردن؟ یعنی تو فکر می کنی اگه زیبا بدون اینکه بدترین توهین ها رو کرده باشه صبر می کرد و موقع انتخابات میرفت ایران حداقل یواشتر سرش لگدمال چکمه ها می شد؟ یع