« February 2005 | Main | April 2005 »

March 23, 2005

قبل از شروع: دوستان متاسفانه

قبل از شروع: دوستان متاسفانه این چند روز دسترسی به اینترنت برایم مقدور نبود و امروز هم با یک لپ تاپ توی یک کافی نت دارم این مطلب را پست می کنم بخاطر همین هم دسترسی به میل اصلی ام امکان پذیر نیست. اگر مجبور به تماس با من هستید و نمی توانید تا هفت هشت روز دیگر صبر کنید لطفا به این آدرس تماس بگیرید.

چند روز پیش بر سر مساله مدیار مطلبی نوشتم و تا نمیه‌های شب پس از قرار دادن آن بر روی وبلاگم به ده‌ها وبلاگ مراجعه کردم و همان مطلب را در سیستم نظرخواهی وبلاگ‌ها نوشتم، همان مطلب را هم در نظر خواهی آقای درخشان قرار دادم متاسفانه بخاطر روش سانسوری که ایشان بر نظر خواهی خود اعمال می‌کنند نظر منعکس نشد و بعد هم دیگر حوصله پیگیری نداشتم. در آن مطلب خواستم به گوش وبلاگ شهری‌ها برسانم که اگر می‌خواهید کاری بکنید این بهترین دلیل است زیرا ر‍‍ژیم مجتبا (مدیار) را به ارتداد متهم کرده و اگر مخالفت‌های گسترده‌ای بر علیه این اتهام سامان داده نشود رژیم با خیال راحت صدای وبلاگ نویس‌ها را هم مثل روزنامه نگاران خفه خواهد کرد. حالا گویا آقای درخشان پاسخی نوشته‌اند ایشان در مطلبی از کانون وبلاگ نویسان ایران پن‌لاگ خواسته‌اند که در نشستی اختلافات خود را با بچه‌های کانون حل کنند. این ابراز علاقه خود به خود یک قدم بسیار مثبت است اما چیزی که در این مقوله مرا باز مشوش خاطر می‌کند، یعنی آقای درخشان باعث تشویش اذهان شده‌اند این است که باز خُُسن آقا را (گل سرسبد کانون وبلاگ‌نویسان ایران) خوانده‌اند و این مساله مرا شدیدا نگران می‌کند چه اگر بنا به بحث باشد باید این بحث از اول برپایه‌های غلط سوار نباشد یعنی اینکه طرف صحبت ایشان یا باید خُسن آقا باشد یا پن‌لاگ چون که این دو، دو مقوله جدا از هم هستند. من چند مرتبه این مساله را متذکر شده‌ام ولی متاسفانه ایشان یا از روی عمد یا از روی بی توجهی این دو مساله را باز با هم مخلوط می‌کنند. من هم مجددا باید این مساله را تکرار کنم تا شاید ایشان و دیگران به اشتباه کانون را ملک تلق خُسن آقا به حساب نیاورند. دوستان توجه داشته باشید که پن‌لاگ یک کانون خصوصی نیست و مخصوصا مالک آن نه من و نه هیچ کس دیگری است پن‌لاگ کانونی است که به یاری و کوشش همه دوستان مسئول هدایت و همراهی می‌شود و خُسن آقا هم یکی از اعضای آن است. اگر هدف آقای درخشان حل اختلاف خود با پن‌لاگ است همان بهتر که روی سخن خود را به شورای دبیران آن بکنند و اختلافات خود با این کانون را از راه درست حل و فصل کنند بنده حقیر هم یقینا به عنوان یک عضو عادی در چنین تلاشی هر کاری که از عهده‌ام برآید کوتاهی نخواهم کرد. در هرصورت تا آنجایی که من می‌دانم پن‌لاگ مشکلی با آقای درخشان ندارد و اگر هم داشته باشد دیگران باید در مورد آن اظهار نظر کنند ولی تا آنجایی که به خُسن آقا مربوط می‌شود گمان نمی‌کنم بنده و آقای درخشان چندان نقاط مشترکی داشته باشیم که بتوانیم بر سر اختلافات شور و مشورت کنیم چون تا آنجا که من از نوشته‌های ایشان برداشت کرده‌ام ایشان طالب حفظ جمهوری اسلامی هستند درصورتی که بنده حقیر خواهان سرنگونی آن هستم پس می‌بینید که ما درست در دو جبهه مخالف قرار داریم و تا آنجایی که از نوشته‌های ایشان برداشت می‌شود ایشان متعلق به راست افراطی هستند و بنده حقیر حداقل به گفته ایشان کمونیست مقیم اروپا هستم. خلاصه می‌بینید که فاصله‌ها بسیار هستند و نقاط مشترک تقریبا صفر.
درضمن ایشان یک مقدار شکسته نفسی هم کرده‌اند و فرموده‌اند:

مایلم در آستانه‌ی سال نو با بچه‌های پن‌لاگ آشتی کنم و بخاطر فحش‌هایی که راه به راه ازشان می‌خورم از آنها معذرت خواهی کرده، کینه‌های آنها را به دست فراموشی بسپارم.

گویا آقای درخشان فراموش کرده‌اند که اول ایشان بودند که همه ما را کمونیست و پناهنده و مفت خور و سربار کشورهای اروپایی خواندند و باعث شدند که بنده به ایشان نازک تر از گل بگویم.
نتیجه: آقاجان اگر گمان می‌کنید که بنده در مقابل رژ‍‍‍‍یم ایران مواضعم را تغییر می‌دهم باید مایوستان کنم.

March 19, 2005

هفت سین امسال متاسفانه

هفت سین امسال متاسفانه فقط یک سین دارد "سمیعی" نژاد را آزاد کنید

March 18, 2005

اسلام همین است و دیگر

اسلام همین است و دیگر هیچ: کشت و برداشت خشونت

خشونتها که جمع شد روزی بصورت یک انفجار مهیب و غیر قابل کنترل اسلام را همراه با ملاها به جهنم خواهد فرستاد، این را در تاریخ آینده ایران خواهید خواند.

March 15, 2005

اتهام ارتداد به مجتبی سمیعی

اتهام ارتداد به مجتبی سمیعی نژاد (مدیار)

آقای سیف زاده وکیل مدیار (مجتبی سمیعی نژاد) در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته است که مدیار را به ارتداد متهم کرده اند. همگی حکم چنین اتهامی را می دانیم پس منتظر چه هستیم؟ می خواهیم اجازه بدهیم که رژیم قتل عام های سالهای 60 را دوباره شروع کنید؟ این مساله شوخی بردارد نیست اینکه آقایان می نشینند در کانادا و حکم صادر می کنند باید بدانند که ما همه را در این مساله مسئول می دانیم. این یک وظیفه انسانی است بازی و شوخی بردارد نیست حکم ارتداد برای چی برای نوشته های یک جوان پر شور که چیزی بجز آزادی و سربلندی ملتش را نمی خواهد؟؟

وجدان خود را قاضی کنید آیا اگر حکومت آخوندی موفق شد در برابر سکوت ما دست به چنین عمل زشتی بزند دیگر قادر خواهیم بود در مقابل آیینه خود را نگاه کنیم.
این یک مساله شخصی نیست که عده ای مدیار را پسرخاله من یا ما بخوانند و شانه خود را از زیر بار چنین مسئولیتی خالی کنند.

من دست التماس به طرف همگی دراز می کنم و همزمان به همه هشدار می دهم این شتری است که جلو خانه همه ما خواهد خوابید دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد پس بیایید متحد و یک پارچه دست در دست هم این دد منشی رژیم را پاسخ بدهیم.

برای یک بار هم که شده اتحاد خود را نشان بدهید! با استفاده از عکس بلا و لینک به وبلاگ مدیار رژیم را مجبور به عقب نشنی کنید

برای مدیار پتیشنی قبلا درست شده بود که می توانید برای امضا به این آدرس مراجعه کنید
لیست وبلاگهایی که تا امروز در این باره نوشته اند:
کانون وبلاگنویسان ایران ، روزنامه های دخو ، شبنم فکر ، آتش ، سرزمین آفتاب ، آزادی برای ایران ، ایران بان ، Freedom for all ، لندنی ، شادی شاعرانه ، یورش برای آزادی ، بی قرار ، حذف مجازات اعدام ، سوسکی ، فضول ، شبح ، زنانه ها ، زیتون

پ. ن.: پس از دو روز کرشمه و ناز یا بقول نماینده مجلس ولی فقیه (طنازی) بلاگر عاقبت رخسار نمایان کرد، گرچه هنوز معلوم نیست که اجازه دخول بدهد یا نه.

رضا اقبال پس از نوشتن در باره مدیار ارتداد را بررسی کرده خواندن این مطلب را برای مرتدان بسیار واجب می‌دانم.
لندنی ، دادامن ، شرحی بر شبهای بی سحر ، گزارشگران

March 14, 2005

امروز داشتم درباره ایران روی

امروز داشتم درباره ایران روی نت جستجو می‌کردم که سر از یک سایت نروژی در آوردم با اطلاعات بسیار جامع نه تنها در باره ایران بلکه در باره تمام کشورها اطلاعات جامعی را در اختیار می‌گذارد.
این سایت به چند زبان مختلف هم قابل درسترس است. خلاصه گفتم اگر خواستید اطلاعات در باره کشورها بدست بیارید منبع خوبی است.

این هم صفحه مربوط به ایران آن به زبانهای نروژی ، انگلیسی ، سوئدی و دانمارکی

اول در باره نشست کمیسیون

اول در باره نشست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو که در روز 16 مارس برپا خواهد شد. پن لاگ بیانیه ای برای این نشست نوشته که اون رو می تونید در وبلاگ کانون بخوانید.


خبر زیر را نتوانستم بدون شکافتن زوایای آن از کنارش بگذرم. مسلمانان متعهدی که در جایگاه مجلس شوربای اسلامی تکیه زده اند را باید از این زوایا شناخت. اینها که در دورویی و نیرنگ سرامد هر شارلاتانی هستند چنان گرفتار خود مهوری یا بهتر است بگویم زیر شکم مهوری هستند که برای آن حاضراند تیشه به ریشه خود و حکومتشان بزنند. البته من بر این عقیده نیستم که بنا به خبر زیر خبرنگار زنی آگاهانه از این تاکتیک برای کسب خبر استفاده کرده باشد ولی چه آگاهانه و چه نا آگاهانه ثمره اش همین است که نماینده اصولگرای مجلس تشریح کرده:

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم: خبرنگاران زن با عشوه و طنازی با نماینده‌‏ها مصاحبه می‌‏کنند و از آنان خبر می‌‏گیرند.

خُسن آقا: با عرض پوزش از خانم های خبرنگار! خوب حاج آقا در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته!؟

ماجرای افشای پاداش و عیدی نمایندگان مجلس هفتم در صحن علنی امروز مجلس، اتهام جدیدی را متوجه خبرنگاران پارلمانی ساخت.

به گزارش " ایلنا" به دنبال انتشار کمک سه میلیون و پانصد هزار تومانی رئیس مجلس به نمایندگان و افشای عیدی و پاداش یک میلیون صد هزار تومانی رئیس مجلس به نمایندگان، برخی از نمایندگان اصول گرای مجلس این گونه اخبار را در راستای تخریب مجلس هفتم خوانده و از سوی دیگر برخی ها به خبرنگاری که فیش حقوقی نماینده را منتشر ساخته بود اتهام" سرقت" و "دستبرد" فیش از کازیوی نمایندگان را نسبت دادند.
در نشست علنی امروز مجلس، یکی دیگر از نمایندگان انتشار چنین اخبار محرمانه ای را از طریق در پیش گرفتن شیوه های طنازی از سوی خبرنگاران نسبت داد و گفت: خبرنگاران زن با عشوه و طنازی و با وضعیتی خارج از شان یک زن مسلمان با نماینده ها مصاحبه می‌‏کنند و از آنان خبر می‌‏گیرند.

خُسن آقا: خوب حاج آقا گیرم خبرنگار عشوه گر و طناز بود شما چرا پناه برخدا فلانتان بلند شد!؟ ترس از خدا کجا رفت!؟ یا شاید فلانتان چنان بلند شد که جلو چشمتان را گرفت و خوف از خداوند را نادیده گرفتید!؟

وی پس از طرح این ادعا گفت: به یاری حق هیچ نماینده‌‏ای در مجلس با حیله های این دسته از خبرنگاران تشویق به ارایه خبر و مصاحبه نمی‌‏شود.
خُسن آقا: چطور شد حاج آقا مگر همین الان شما ادعا نکردید که خبرنگاران عشوه گر و طناز اینگونه خبرها را از فلانجای شما خارج کرده اند، آخه دروغ خناق که نیست جان من!
یحیی‌‏زاده هم چنین از حداد عادل انتقاد کرد که چرا نمایندگان را قابل ندانسته و در دادن عیدی و پاداش با آنان مشورت نکرده است.

وی گفت: اینکه آقای حدادعادل با نامه‌‏ای محرمانه مبالغی را به نمایندگان بدهد کار غلطی است و توضیحات و توجیهات ارائه شده، صحیح نبود.
خُسن آقا: تا آنجا که ما اطلاع داریم در مجالس فقط مسائل امنیت ملی را بطور محرمانه بررسی و شور می کنند و اینگونه مسائل باز باز است درصورتی که در جمهوری اسلامی درست همه چیز بر خلاف این روال است، یعنی مسائل امنیت ملک و ملت بر سر هر زبانی هست ولی چپاول مفت خورانی که بر جایگاه نماینده ملت تکیه زده اند باید جزو رازهای محرمانه باشد.

یحیی زاده به توضیح حدادعادل درمورد اینکه مبلغ یکصدهزار تومان عیدی برای کارکنان دفاتر نمایندگی است، اعتراض کرد و گفت: آیا در این مورد با حیثیت عزیزانی که در دفاتر نماینده به صورت افتخاری کار می‌‏کنند، بازی نشده است؟

خُسن آقا: آقای نماینده نارحت است که چرا آن صد هزار تومان را هم به جیب گشاد و گنده ایشان واریز نکرده اند.
منبع خبر: گویا نیوز

March 13, 2005

دیروز لینکی دادم به ایسنا

دیروز لینکی دادم به ایسنا و اون عکس‌های کذایی بتول و اقدس کوماندوها را معرفی کردم بعد یکی از پدیده‌های دوران قبل از حکومت آخوندی بخاطرم آمد بد ندیدم آن پدیده را تشریح کنم.

در بین سال‌های 50 تا 57 گروهی از خانم‌های ماشین سوار در جامعه پدیدار شدند که درست به شکل و شمایل این اقدس کوماندوها لباس می‌پوشیدند و همگی هم سوار بر ماشین‌های گران قیمت بودند، گران قیمت که می‌گویم نه از آن نوع ماشین‌هایی که امروز در ایران گران قیمت خوانده می‌شوند بلکه بسیار گرانقیمت‌تر از ماشین‌های امروزی، مثلا بنزهای بسیار گرانقیمت و یا جاگوارهای نایاب سوار می‌شدند. این اقدس و بتول‌ها را معمولا در خیابان کمتر مشاهده می‌کردیم، حداقل در شیراز چنین بود. لباس هایشان دقیقا به همین شکل اقدس کوماندوهای امروزی بود. آنها به نظر من البته این نظر و عقیده را بعد از انقلاب کشف کردم، فرزندان و زنهای بازاری‌های بسیار ثروتمندی بودند که به هیچ عنوان نمی‌توانستند و اجازه نداشتند در جامعه خود را در معرض دید نامحرم!! قرار بدهند از همین رو هم آقاهایشان!! برایشان چنین وسیله‌های نقلیه گران قیمتی خریده بودند تا بتوانند از این جلسه و سفره امام حسین به آن جلسه قران که آن طرف شهر بود بدون کمک آقایانشان تردد کنند.
خاطرم می‌آید دوستان و هم کلاسی‌ها تا یکی از این جانوران را می‌دیدند آنها را به همدیگر نشان می‌دادند درست به همان طریقی که اگر مثلا کسی شتری در ناف پاریس دیده بودند، خلاصه عجایبی بودند. اینها پدیده‌هایی بودند که بسیار جلب توجه می‌کردند. برای کسانی که در آن دوران یا به دنیا نیامده بودند ویا کم سن و سال بودند و بخاطر ندارند باید توضیح بدهم که در دهه 50 خانم‌ها اکثرا لباس‌های شان فرق چندانی با پاریس و لندن نداشت و مدهای پاریس و لندن حداکثر شش ماه بعد در تهران و دیگر شهرهای بزرگ تولید و مصرف می‌شد. این اقدس کماندوها بعد تر ها کم‌کم پایشان به دانشگاه‌ها و دیگر مراکز هم کشیده شد و همچنین تعدادشان بیشتر و بیشتر شد بطوری که کم‌کم از آن حالت شتر نایاب در ناف پاریس خارج شدند و تبدیل شدند به یک پدیده معمولی. اگر ردپای این عجوزه‌ها را جستجو کنیم یقینا تعدادی از آنها را در لباس خانم‌هایی مثل کدیور و شایق و از این دست می‌توانیم پیدایشان کنیم.
اگر بخواهیم این پدیده را با پدیده‌های مشابه آن در دوران امروز ایران مقایسه کنیم نگاهی باید انداخت به دخترکان زیبا رویی که بعد از پایان جنگ آهسته و کم کم وارد جامعه شدند و مساله حجاب رژیم را زیر سوال بردند و آهسته و خزنده کم کم و قدم قدم حجاب را به عقب راندند و یقینا تا چند سال دیگر کل رژیم را از پا در خواهند آورند، البته اگر رژیم به دلایل دیگری قبل از آن سقوط نکرده باشد. "دقت کنید این مقایسه فقط مقایسه ظاهری است و نه چیز دیگری"

March 12, 2005

اقدس و بتول کماندوها رو

اقدس و بتول کماندوها رو دیده اید؟

وقتی سیستم نظر خواهی نداشته

وقتی سیستم نظر خواهی نداشته باشی همین مکافات هاست، اگر مراجعین خواستند یک نظری بدهند باید بروند توی وبلاگ خودشان و نظر بدهند.
نانا جان این مساله نژاد پرستی یک مساله نا آگاهی است و اگر می بینی ما ایرانی ها تا این اندازه نژاد پرست تشریف داریم بخاطر نا آگاهی است. اینجا هم ما همین مکافات را داریم کثرا با ایرانی ها که حرف می زنی همگی می نالند از نژاد پرستی نروژی ها و در عوض اگر خودشان یک همسایه افغان یا سیاه پوست کنارشان زندگی کند دماغشان را می گیرند و می گویند این دیگه کی بود همسایه ما شد و وقتی گوشزد می کنی که اینی که می گویید نژاد پرستی است این بار دماغ خودشان را بالا می گیرند و استدلالهای ملا مکتبی صدتا یک عباسی به خوردت می دهند.

در مورد این مطلب هم این درسترین تحلیل هست صداشو هم در نیاور وگرنه دوباره می ریزند سر من و تو

March 11, 2005

این مقاله را حتما بخوانید

این مقاله را حتما بخوانید ("اتاق فكر" يا اضمحلال مطبوعات، ش. نوربخش) هنگاه خواندن آن همچنین در این زمینه فکر کنید که وظیفه وبلاگ نویسها در این دوره چیست. کارهای زیادی می تواند به وسیله وبلاگ نویسها انجام شود. خیانتهای بسیاری می تواند بوسیله ما خنثا شود.

گویا نبوی دست برداشته از

گویا نبوی دست برداشته از سر کچل خُسن آقا ولی این المیرا خانوم ول کن معامله نیست. ایشان بعد از گلاویز شدنهای قبلی با بنده، امشب هم مرا قرین مرحمت فرموده اند و این جملات گهربار را بی مزد و منت نثار این حقیر لاغر اندام فرموده اند:

سلام خسن اقا:
۱- خيلی بی كلاسيد۲-بد جوری هم بيسواديد!۳- فحش نويسی را هم که با طنز عوضی گرفتید!۴- قدرت قلمت و نقد سیاسی تان هم که صفر هست.۵. ترسو هم که هستی.۶. حدس ميزنم لاغر و مردنی هم باشی.
اما پيشنهاداتم.۱. کتاب زياد بخوان۲. راه دشوار ازادی(نلسون ماندلا) تحملت رو زياد می کنه. راستی اصلا ماندلا رو مي شناسی؟!!۳.موسيقی کلاسيک هم يادت نره يا اهل ادمفروش ، ديونه ديونه اي.!
می بوسمت. الميرا.

elmira خانم بنده حقیر از مو هم نازک ترشریف داره، بلکه شما که چاق تشریف دارید منت بگذارید و یک تیکه نان برای من بیچاره لاغر تهیه فرمایید و درضمن اگر وقت کردید یک کم هم موزیک ماندلایی برایم بنوازید شاید شوپن مخلص خوب بشه. البته قبل از این همه زحمت اگر مرحمت فرمودید رابطه طنز و لاغری را هم توضیح دهید بسیار خوشحال خواهم شد (البته بر وزن رابطه گوز با شقیقه).
درضمن مثل اینکه زحمت کشیدی و وضع کامنت دونی ما رو هم روبراه کردی چون دیدم امشب برخلاف دیشب بدون غلط نوشتی خوشحالم که حداقل نظرخواهی برای شما درست شد آخه می دونید که این حقیر برای پیام مراجعین برخلاف دیگران ارزش قائلم.

خبرنامه گویا - سایت خبری

خبرنامه گویا - سایت خبری روزنامه Le Soir به نقل از پلیس فدرال بلژیک نوشته است که مسافران ایرانی الاصل هواپیمای آلمانی لوفت هانزا، حاضر به خروج از هواپیما نشدند.

هواپیما از فرانکفورت حرکت کرده بود و قرار بود ساعت 15 و 30 دقیقه بعد از ظهر در فرودگاه بروکسل توقف کند. دیگر مسافران این پرواز توانستند در کمال آرامش و بدون هیچ مشکل هواپیما را ترک کنند.

در این گزارش به نقل از خبرنگار زد دی اف آلمان آمده است که این یک هواپیماربایی نیست و هیچ سلاحی در هواپیما وجود ندارد. این خبرنگار تعداد ایرانیان را 73 نفر می داند با ملیت های مختلف نظیر آلمانی، کانادایی و هلندی. اما پلیس از یک گروه 59 نفری خبر می دهد. بر همین اساس این افراد وابسته به گروهی بنام "کاوه" هستند.
گویا نویز

BRUSSELS (Reuters) - A group of passengers of Iranian origin refused to disembark from a plane at Brussels airport on Thursday in protest against the government in Tehran.
رویترز

لینک های دیگری در همین رابطه:
صدای آمریکا
دیلی تلگراف
فوکس نیوز
ام اس ان بی سی
BBC News

March 10, 2005

شایعاتی دال بر پرداخت پول

شایعاتی دال بر پرداخت پول به روزنامه نگارانی برای نوشتن مطالب مثبت در باره هاشمی را همه شنیده‌اند. آنهایی که گمان می‌کنند که این یک پدیده جدید است از سیاست هیچ سرشان نمی‌شود.
این پدیده فقط متعلق به ایران هم نیست و یقینا یک کشف تازه آقای هاشمی هم نمی‌باشد. تنها فرق در این است که این آقای هاشمی چنان از این نوع ژورنالیسم بد استفاده می‌کند که دم خروس زود پیدا می‌شود.
نگاهی به مصاحبه‌های هاشمی در این اواخر نشان می‌دهد که طرف برخلاف آن که عده‌ای می‌انگارند خیلی هم اینگونه کارها را ناشیانه انجام می‌دهد.
این اواخر حضرت آقا مدام مثل صفحه سوزن خورده گرامافون تکرار می‌کند:

اگر فرد دیگری دارای قدرت مدیریت و مقبولیت باشد، دیگر نیازی برای ورود به صحنه نمی‌بینم.

این جمله و جملات مشابه آن را گمان می‌کنم حداقل صد بار شنیده باشم اینکه شخصی بتواند چنین جمله تکراری را روزانه به خورد ژورنالیست‌ها بدهد و ژورنالیست‌های نادان هم دانسته یا ندانسته به زور تهدید یا با دریافت پول آنرا منعکس کنند باید از خود پرسید اشکال از کجاست از مغز ژورنالیست است یا از حماقت آقای رفسنجانی یا هر دو؟ تکرار یک نوع پروپاگاندا روزانه بیشتر باعث تنفر گیرنده می‌شود تا مورد قبول، حالا این گیرنده نماز گذار نماز جمعه باشد یا دانشجوی دانشگاه، تکرار و دوباره تکرار این اراجیف فقط باعث تمسخر نفرت می‌شود.

یا اینگونه مصاحبه‌ها:

خبرنگاری از هاشمی رفسنجانی پرسید که برخی افتتاح سد کارون 3 را مرهون دستاوردهای اقتصادی دولت شما می‌دانند، نظر شما چیست؟ (خُسن آقا: نظر ما گوشت کوب است به مقعد خبرنگار احمق مزد بگیر)

وی پاسخ داد: احداث این سد در طول سه برنامه طراحی و تدوین شده، از افتخارات نظام است و متعلق به شخص خاصی نیست، طبیعتا طرح‌های مهم، سالها بعد نتیجه می‌دهد. تاکید از من است. ایسنا

از همه جالب تر این *ایه مالی‌های روزی نامه شرق است که به این گونه بحث‌های بیخود دامن می‌زند و به وظیفه نوکری بخوبی عمل می‌کند:

شرق آنلاین: تعدادى از نمایندگان مجلس به انتشار مطلبى در هفته نامه پرتو چاپ قم درباره دیدگاه هاى فقهى هاشمى رفسنجانى انتقاد کردند.
هفته نامه پرتو در شماره روز چهارشنبه خود مورخ دوازدهم اسفند ماه دیدگاه هاى هاشمى رفسنجانى را درباره ولایت فقیه شبیه دیدگاه هاى سیدمحمد خاتمى و اصلاح طلبان دانست و نوشت: برخلاف گفته هاى هاشمى رفسنجانى نظریه ولایت فقیه مبتنى بر مشروعیت الهى است و مقبولیت مردم تاثیرى بر مشروعیت این نظام ندارد. این در حالى است که هاشمى رفسنجانى طى مصاحبه اى با خبرگزارى ایسنا در بهمن ماه سال جارى درباره ولایت فقیه گفته بود: «ائمه (ع) معصوم و مخصوص اند و بعد از آنها نایب آنها شرایطى دارد و شرایط آن هم در قانون اساسى آمده. ولى فقیه را خدا تعیین نکرده و ممکن است تعداد زیادى فقیه این شرایط را داشته باشند. بنابراین انتخابات از رهبرى شروع مى شود. در تفکر امام (ره) و ما هم وقتى کسى مى خواهد سرنوشت مردم را در اختیار بگیرد و در امور مردم دخالت و قانونگذارى کند به اجازه مردم احتیاج دارد و این اجازه با برگزارى انتخابات شکل مى گیرد.»

با انتشار چنین مطالبی نشریه *ایه مال فقط یک هدف را دنبال می‌کند، تمیز کردن نام حرامزاده‌ای بنام هاشمی رفسنجانی در این مقاله شرق با وقاحت می‌خواهد به خورد مردم بدهد که هاشمی مخالف تئوری ولایت فقه است و ولی فقیه را منتخب خدا نمی‌داند و از این دست اراجیف. چیزی را که روزی‌نامه نویس‌های این دست فراموش می‌کنند از خود و اربابانشان بپرسند این است که پس آقای هاشمی تا امروز در خواب بوده‌اند که حالا یک مرتبه خواب نما شده‌اند؟
چیزی را که تمیزکنندگان نام هاشمی فراموش کرده‌اند این است که در چشم مردم ایران آخوند "گوه" است حالا فرقی نمی‌کند این "گوه" گوه سگ باشد یا گوه زرد یا گوه سیاه، گوه گوه است رنگش چنان فرقی در ماهیت آن ندارد.

March 08, 2005

آقای " خوش معلق تازه

آقای " خوش معلق تازه به تبعيد آمده"! را که حتما می‌شناسید؟ همان را می‌گویم که درس تاریخ و جغرافیا به همه می‌دهد و گاه گاهی وقتی قافیه کارش تنگ می‌شود به این و آن بند می‌کند تا بلکه نان شب‌اش تامین شود! راستش را بخواهید تصمیم نداشتم پاسخی به او بدهم چونکه او و امثال او را لایق پاسخ نمی‌دانم ولی دیدم متاسفانه چه بخواهیم چه نخواهیم ایشان و امثال ایشان در این دنیای مجازی دستی دارند و خواهی نخواهی تاثیراتی بر این میدان زورآزمایی خواهند داشت. پاسخ را اما نه از قول خودم که از قول یکی از خوانندگان خُسن آقا بنام آرمان به حضور ایشان تقدیم می‌کنم:

جناب نبوی:

1- ف م سخن حداقل شرافت این را دارد که نظرات را بدون سانسور در بلاگش قرار دهد. شما که فقط یک طرفه مثل کیهان مینویسید.

2- در این شرایط ما احتیاجی به اسم و آدرس دقیق آقای سخن نداریم و بلکه احتیاج به شعور و هنر ایشان در «افشاء حقایق», «انتقال صحیح اطلاعات» و «تحلیل واقعیات» داریم. افشاء آدرس محل زندگی ایشان و خانوادشان در شرایط فعلی حماقت محض است. مثل آنست که سایت "گویا" که شما از آب و برق آن مجانی استفاده میکنید, آدرس محل سِرورش را برای حفاظت و اطلاعات ملایان بفرستد !

3- اگر قستمی از جبهه مخالف دژخیم مذهبی ناهماهنگ عمل میکند و دارای ایراداتی است, اولاً که کاملاً طبیعی است و دومآ علت اصلی آن وجود افراد منفی گرا و ناامیدی مثل شماست که با طنز گاه نابخردانه تان آب در آسیاب کیهان اندیشان میریزید. مطئمن هستم خیلی زود از سوی شریعتمداری تعریف و تمجید خواهید شد. آنگاه به حال خود تاسف خواهید خورد و دیگر بدون تفکر قلم نمیزنید (امیدوارم).

4- آزاد اندیشان از گوشکوبی مثل تاجزاده انتظار قهرمان بودن و فداکاری ندارند ولی فریب خود را هم تحمل نمیکنند. حداقل کاری که این عروسکان خیمه شب بازی میتوانند انجام دهند, استعفاء و واگذار کردن امور به کسانی است که عرضه انجام کاری مثبت را دارند. فریب و گمراهی حرکت مردم از بدترین کارهایست که جبهه خاتمی و دوستانشان (نبوی) در حال انجام آن هستند.

5- قبلاً آقای عبدی به شما گفت که «آش با جاش» و ایشان اکنون در زندان بسر میبرند و شما در عوض زدید به چاک ! ملامتتان نمیکنم. شما تحمل و ظرفیت قهرمان بودن را نداشتشید و ما برویتان نمی آوریم ولی این بی انصافی است که دیگران را به ترسو بودن متهم میکنید.

6- در شرایط فعلی «نالیدن» و «انتقاد کردن» از دیگران ساده ترین کاری است که عامه مردم ما به آن معتاد شده اند. هنر آنست که در «سیاه نامه» خود محض رضای خدا یک راه حل (منطقی و نه مسخره) هم ارائه میدادید.

7- اکثریت مردم به سه گروه موافق, مخالف و بی طرف تقسیم شده اند و هر کدام از مزایای گروه خودش استفاده میکند. شما چه ؟ با این روش بچگانه و نابخردانه هم از سوی ج.ا. مفسد شناخته شده اید و هم در میان اپوزسیون جای خاصی ندارید. مردم به طنزتان میخنند و میگویند "این بابا خلاصه کدوم طرفیه ؟! خودشو و مارو گیج کرده !"

8- این بار اول نیست که همجبهه کیهان میشوید. دو سال پیش هم وقتی که انصار حزب الله شیرین عبادی, بهنود و چندی دیگر از روشنکفران را به گلوله داغ تهدید کردند جنابعالی طوری وانمود کردید که خود این نویسندگان با انتشار این تهدید قصد محبوبیت دارند ! و بسیجی و حزب الله را به ستایش خود وادار کردید.

در خاتمه به شما توصیه میکنیم اگر نمیتوانید قدمی در راه آزادی ملت ایران بردارید چوب لای چرخ کسانی که حداقل سعی در آن دارند, نیاندازید.

March 07, 2005

بر اساس این خبر خانم

بر اساس این خبر خانم جمیله کدیور دلشان می خواهد که می شد مثل ماشین آدم هم دنده عقب می داشت تا می توانست دنده عقب برود!! چی می خندید؟ نخند آقا جان گریه داره!

تصورش را بکنید خانم جمیله کدیور با چادر و چاقچور پشت فرمان نشسته اند و وسط خیابانهای تهران گذاشتند دنده عقب و تخته گاز دارند عقب نشینی می کنند! عقب نشینی از چی؟ ای بابا عقب نشینی از عواقب خریت خود و دیگر حکومت چی ها آخه گویا به گوش مبارک ایشان هم رسیده که همین روز ها ست که آمریکا یا یک انقلاب سبز در ایران راه خواهد انداخت یا یک جنگ سرخ و در هر دو حالت آن خانم جمیله خانم و رفقا باید سوراخ بخرند شونصد تومن و قایم بشن.
حالا برای اینکه شرایط عقب نشینی خانم باجی رو بررسی کنیم شرایطی فراهم می کنیم تا ایشون اجازه پیدا کنند در خیابانهای تهران دنده عقب بروند.

بزار دنده آبجی بریم.

سبزی فروش سر کوچه: اوهوی آبجی مگه کوری زدی میوه و سبزی های مار رو داغون کردی!!
جمیله ورپریده: ببخشید آقا ما می خوایم عقب عقب بریم.
سبزی فروش: چی چی رو عقب عقب بری زدی نون دونی مارو لت و پار کردی!
جمیله ورپریده: آخه برادر ما گویا در حکومت زیاد تند رفتیم و زدیم به جاده خاکی بهمین خاطر می خوایم دنده عقب بریم بلکه وضع رو یک کمی اصلاح بکنیم
سبزی فروش: بیا پایین آبجی شما دنده جلو ریدیت حالا می خواین دنده عقب برین!؟
جمیله ورپریده: والله حاج آقا وضع چنان خرابه که اگه یک مقداری عقب نشینی نکنیم همه چیز برباد می ره!
سبزی فروش: ول کن آبجی همه چی برباد رفته دیگه تنها چیزی که مونده بود این سبزی مبزی های ما بود که اونها رو هم شما زدی له و لورده کردی!
جمیله: حاج آقا ما به شما قول می دیم اگه به ما اجازه بدین دنده عقب بریم همه اشتباهات دنده جلو رفتن رو اصلاح می کنیم.
سبزی فروش: بیا ضعیفه پایین هشت سال دنده جلو مثل کورا رانندگی کردید همه زندگی مارو به باد دادید حالا می خوای دنده عقب هم برامون بری؟ اگه شما راننده بودی همون دنده جلو درست می روندی که نیازی به دنده عقب نداشته باشی!

March 06, 2005

آقایانی که با فریب مردم

آقایانی که با فریب مردم و بخصوص طبقه دانشجو و جوان کشور توانستند هشت سال بر گرده ملت سوار شوند حالا که پس از این دوره مجددا خواستار تکرار مجدد همان همراهی از جوانان هستند هنوز به این درک نرسیده‌اند که چوپان دروغگو را کسی یاری نخواهد رساند و دوباره هشت سال کمتر یا بیشتر بر گرده ملت سوار نخواهد کرد اینها فراموش کرده اند که وقتی چوپانی دروغگو شد دیگر راه بازگشت نیست.
داستان از این قرار است که دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی از دکتر معین برای سخنرانی در این دانشگاه دعوت کرده در عوض انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ پزشکی دانشگاه اصفهان این دعوت را پس گرفته و بصورت خیلی شفاف به این میهمان ناخوانده هشدار داده که : «ضمن احترام به شخصیت حضرت عالی و با توجه به مصوبه‌ شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت[طیف علامه] مبنی بر دوری از قدرت و همچنین عدم طرح موضوع دعوت از حضرتعالی در شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان و تخلف آشکار برخی از اعضا که متأسفانه امروز وابستگی ایشان به حزب متبوع حضرتعالی عیان شده ،از پذیرش جنابعالی به عنوان مدعو این تشکل معذوریم. بدیهی است در صورت حضور شما در دانشگاه به عنوان کاندیدای انتخابی، عواقب تلخی گریبان‌گیر دانشگاه و متعاقب آن مبارزات انتخابی شما و احزاب حامیتان خواهد شد.»

پس از ارسال این نامه و خط و نشان کشیدن‌های انجمن اصفهان آقای مومنی و جناب رضوی فقیه پادرمیانی کرده‌اند و آقای رضوی فقیه هم نامه‌ای به انجمن اسلامی دانشجویان اصفهان نوشته و بطور غیر مستقیم خط و نشان کشیده و باج خواهی می‌کند و ...

اینها فراموش کرده‌اند که وقتی پس از آن همه حمایت‌های طبقه جوان از خاتمی در عوض خاتمی بجای عمل کردن به حتی حداقل‌هایی از وعده‌هایش خیانت پیشه کرد و یکی یکی نیروهای پیشرو و رهبران دانشجویی را به سیاه چال‌های حکومتی روانه کرد دیگر نباید توقع حمایت از این طبقه را داشته باشند، حالا دیگر زمان مکافات پس دادن فرا رسیده.
تازه گیرم که رهبرانی از دانشجوها بخواهند با پشت پا زدن به آرمان‌های جوانان وارد زد و بندی با قدرت نشینان بشوند آیا گمان نمی‌کنید که حتی در چنین شرایطی البته اگر چنین کسانی را بتوان یافت (خود فروشان را می‌گویم) خوب اینها هم اگر بنا به خود فروشی باشد می‌روند سراغ عمده فروش یا بهتر است بگوییم عمده خر. اگر رهبرانی در بین جوانان و جود داشته باشند که بخواهند خود فروش شوند یقینا ترجیح خواهند داد خود را به عمده فروش‌ها بفروشند عمه فروش‌ها هم امروز نامشان اصلاح طلب نیست این عمده فروشان هاشمی و خامنه‌ای هستند.
خودفروشی به این دو گروه هم که امروزه نتیجه‌ای جز فنا شدن ندارد و رهبران دانشجویی که خود را به این دو دسته بفروشند دیگر از نظر سیاسی مردگانی بیش نخواهند بود.
منابع: گویا نیوز، پیک نت


پ. ن.: درجریان برگزاری جلسه انتخاباتی معین در دانشگاه اصفهان این نشست به تشنج کشیده شد. منبع خبر: پیک ایران

داشتم دنبال یک مطلبی می

داشتم دنبال یک مطلبی می گشتم یک مرتبه رسیدم به یک صفحه نظر خواهی. آدم این روزها به چه چیزهایی برمیخورد. خودتان بخوانید و قضاوت کنید، البته نه قضاوت به سبک قاضی مرتضوی ها! وگرنه سرما بر فناست.

استشهاد محل
بنام نامی خودم
به تمامی خوانندگان وبلاگ حسن آقا
از آنجایی که گفتمان بین مهشید و حسن آقا پیرامون مسئله شریف پرونو گرافی به جاهای باریک کشیده شده و بگمانمان به هیچ نتیجه ای هم نخواهد رسید.
لذا ما امضا کنندگان زیر ابتکار عمل را در دست گرفته و بدینوسیله و با قسم جلاله به قرآن مجید شهادت می دهیم که خسن آقا عقاید ضد زن ندارد و همانگونه که خود اذعان دارد پروفمینیست هم هست.
شمر ـ عمرو عاص ـ خولی ـ خالد ابن ولید و ابن ملجم مرادی
از تمامی خوانندگان این وبلاگ خواهشمندیم برای رضای خدا و خشنودی آقا امام زمان و نایب برحقش سیدعلی میرزا و امت شله زرد خور انگل پرور این قسم نامه در حضور یکی از آیت الله های مرجع تقلید خود(آیت الله استمناو یا آیت الله عظما روح الله پهلوی) را امضا نموده و به این بخش نظر خواهی ارسال نمایند

حالا شما بگوید ما با این دسته طرفداران چه بکنیم! آن هم در دنیایی که یکی از این طرفداران برای برباد دادن سر خُسن آقا کفایت می کند.

March 04, 2005

قسمتی از دفاعيات دکتر مصدق

قسمتی از دفاعيات دکتر مصدق در جلسه دادگاه فرمایشی کودتاچیان آمریکایی:

بمن گناهان زيادی نسبت داده اند . ولی من خود می‌دانم که يک گناه بيشتر ندارم و آن اين است که تسليم تمايلات خارجيان نشده و دست آنان را از منابع ثروت ملی کوتاه کرده‌ام ، و در تمام مدت زمامداری خود از لحاظ سياست داخلی و خارجی فقط يک هدف داشته‌ام و آن اين بود که ملت ايران بر مقدرات خود مسلط شود و هيچ عاملی جز اراده ملت در تعيين سرنوشت مملکت دخالت نکند. پس از پنجاه سال مطالعه و تجربه به اين نتيجه رسيدم که جز تأمين آزادی و استقلال کامل ممکن نيست که ملت ايران بر مشکلات و موانع بيشماری که در راه سعادت و عظمت خود دارد غلبه کند ، و برای نيل به اين منظور تا آنجا که توانستم کوشيدم .
راست است که می‌خواستند سرنوشت من و خانواده‌ام را درس عبرت ديگران کنند . ولی من مطمئنم که نهضت ملی ايران خاموش نشدنی است و هرگز فراموش نمی‌شود. تنها آرزويم اين است که تمام طبقات و آحاد ملت پيرو هر مسلک و مذهب و دين ، بخصوص افراد طبقه جوان که چشم و چراغ مملکت و مايه اميد کشورند ، عظمت و اهميت نهضت خود را بخوبی درک کنند و بهيچ صورت از تعقيب راه پرافتخاری که رفته‌اند دست نکشند.

زمانی که پدر ایران را از صحنه خارج کردند می‌دانستند که ملتی که یتیم شد دیگر کمر راست نخواهد کرد. خیانت کارانی که چنین بلایی را بر سرملت ایران آوردند اکنون نیز هنوزبه همان روش گذشته دستان کثیف خود را از سر ملت بر نداشته‌اند . یاورانشان نیز امروز در پی تجاوز دیگری هستند تا ادامه سلطه خود را میسر سازند.

14 اسفند ماه سالروز درگذشت پدر ایران زمین را به همه هموطنان تسلیت می‌گویم

March 03, 2005

این جملات وزیر خارجه انگلیس

این جملات وزیر خارجه انگلیس را بخوانید:

وزیر خارجه انگلستان در پاسخ به سئوالی در باره توانایی دولت آینده‌ عراق برای ایجاد كشور یكپارچه با توجه به استقلال طلبی كردهای عراق گفت:

بهتر است كه دولت یكپارچه‌ای تشكیل شود. مرزهای عراق به دقت ترسیم شده‌اند و رهبران عالی‌رتبه‌ی كرد عراق هم این مساله را كاملا دریافته‌اند. هیچ ابزاری در جهان وجود ندارد كه ایران و تركیه را به تغییر مرزهای بین‌المللی‌شان قانع سازد. بگذارید بگویم هیچ یك از چهار كشور همسایه‌ی عراق هرگز با تغییر مرزهایشان موافقت نمی‌كنند.
منبع خبر
این حرامی ها اول یک تخم لق توی دهن مردم دنیا می شکنند بعد وقتی مزه دهن افکار عمومی جهان را سنجیدند بنا به این افکار برنامه های شوم خو را پیاده می کنند.
اپوزیسیون فلج ایران اینگونه مداخلات را باید بسیار جدی بگیرد و تا دیر نشده کاری بکند وگرنه ایران را هم مثل یوگسلاوی تقسیم خواهند کرد چون در آن صورت کنترل کشورهای کوچک بسیار راحت تر است تا قدرتی منطقه ای.
مسئول هر اتفاقی هم ملاهای بی شعور خواهند بود و البته نیروهای اپوزیسیون.

March 02, 2005

چند روز پیشتر رفته بودم

چند روز پیشتر رفته بودم توی وبلاگ بلوچ دیدم سردر وبلاگ اش یک عکس ویندوز مدیا پلیر انداخته و نوشته رادیو بلاگ، هرچه تقه زدم دیدم خیر خبری نیست، با خودم گفتم حتما این هم از همان طنزهای معروف عبدالقادر است. دیروز که رفتم توی وبلاگ اش دوباره بی اختیار تقه ای زدم روی همان پلیر نامبرده دیدم نه خیر گویا حقیقت داشته بلوچ رادیو دار شده. با خودم گفتم وای بر احوال امام امت همین فرداست که اینترنت می شود پر از رادیوهای این دستی، آنوقت است که دیگر امام و رادیواش باید بروند درشان را بگذارند. دنیا را چه دیدی شاید همین روزها هم یک چیزی اختراع کردن بنام تلویزیون بلاگ آنوقت است که دیگر کل دکان علمای اسلام بسته خواهد شد.
الحق که خوب هم درست کرده. اولین برنامه اش را بروید بشنوید مطمئن هستم که بعدی ها را از دست نخواهید داد.