« شاید برای آنهایی که منتظرند | Main | قرتی بازی‌های جمهوری اسهالی آدم »

این ترانه رو دوست عزیزی

این ترانه رو دوست عزیزی همراه با یک میل پر مهر و محبت از ایران برایم فرستاده اند، با سپاس از ایشان.


مام وطن

مام وطن مام وطن
خسته و درمونده چرا؟
ساز تولد می‌زدن
بچه‌ی ناخونده چرا؟

برای تو هزار هزار
قلندرا رفته به دار
ما سپر حادثه‌ها
تو پير و وامونده چرا؟

نپرس از اين پاره‌دلی
قصه‌ی تبعيد و قفس
ساز پر از زخمه‌ی خون
کبوترِ کُشته‌نفس

نپرس از اين ساعت شب
چراغ و تکليف عزا
هم‌نفس گريه شدن
لعنت چشمای خدا

مُهر عذابه داغ من
رو قلب ويرون زمين
چارقدتو بالا بزن
چشماتو وا کن و ببين

مام وطن مام وطن
شبپرِ سينه‌شعله‌ور
بغض هميشه تو گلو
مادر پير دربه‌در

برای تو هزار هزار
باز می‌ميرن قلندرا
اونا از اون بالا می‌گن
کودک آزادی بيا

بايد دوباره روشنی
رو خاک تو پا بگيره
حتی اگه صدا ما
تو راه فردا بميره

م. مهدی مرادی