« December 2004 | Main | February 2005 »

January 31, 2005

این مطلب را یک دوست

این مطلب را یک دوست ارسال کرده
در میان اخباری که در دو روز گذشته توسط خبرگزاریها پخش گردیدند دو خبر توجه مرا بیش از دیگر خبرها بخود جلب کردند.
خبر اول مربوط به اعتراض آمریکا به سهمی از معدن اورانیوم در آفریقا میباشد که در زمان شاه توسط نامبرده برای ایران خریداری شده بود و مالکیت این سهم از دیدگاه حقوقی هنوز هم بقوت خود باقی مانده و ظاهرا ایران هنوز صاحب بخشی از این معدن میباشد.
خبر دوم اقرار آقای بیل کلینتون رئیس جمهور سابق آمریکا میباشد که طی آن آقای کلینتون اقرار کرده بود که حکومت قانونی آقای دکتر مصدق توسط سازمانهای جاسوسی آمریکا سرنگون گردید. البته مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه آقای کلینتون نیز این امر را پیشتر از این بیان کرده بود. همگان می دانند که آقای کلینتون شیپور را از دهانه گشادش نمیزند و بسیاری از ایرانیان اینرا بمنزله پیروزی معنوی برای خود گرفتند.

همگان میدانند که یکی از جناحهای شرکت کننده در جریان سرنگونی حکومت مردمی دکتر مصدق , جناح وابسته به آیت الله کاشانی میباشد که در کنار حزب توده و دربار با کودتاگران همکاری نزدیک داشت.

بنظر من با توجه به جریانهای حاضر در ایران و منطقه اعم از انتخابات عراق ، تلاشهای بحق هسته ای ایران ، نارضایتی روزافزون مردم، بروز ضعفهای بارز مدیریت در ایران و انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران این پیامی مخفی از طرف آمریکائیها برای برخی گروههای داخله میباشد که بگونه ای به سر نخ دادن بیشتر شباهت دارد. این پیام را میتوان بدینگونه تعبیر کرد که آمریکا با رژیمی که در ایران باشد ولی مطابق میلش رفتار نماید کنار آمده و همانند زمان شاه حتی فعالیت های هسته ای را اعم از خریدن نیروگاه و سهیم شدن در معادن اورانیوم خارجی ( و نه داخلی که کنترل و هدایتش برای آمریکائیها مشکل آفرین باشد) تحمل مینماید و برای آمریکا هیچ فرقی نمیکند که این رژیم در داخل ایران چه بر سر مردم بیاورد و چه محدودیتهائی را به پیش بکشد. مهم اینستکه با آمریکا کنار آمده باشد. شبیه این گونه درخواستها را آمریکائیها در افغانستان و عراق نیز مطرح کردند و عناصری را که از دید خودشان پاک بودند به کرسی رساندند.
بخاطر دارم، زمانیکه فرمانده انگلیسی نیروهای مسلح حافظ صلح و حاضر در افغانستان پس از موعد شش ماهه دوره ی ماموریتش میخواست کشور افغانستان را ترک کرده و مقام را به گروه دیگری واگذار نماید آقای حامد کرزای در مراسم وداع گفته بود که در واقع این حق این آقای نیمسار انگلیسی است که رئیس جمهور منتخب افغانستان باشد نه من. انگلیسها چنانچه همگان دانند از رفیقان دزد و شرکای قافله سیاستهای اخیر آمریکا و اتحادیه اروپا بوده و هستند.

حال خود پیدا کنید پرتقال فروش را.

January 30, 2005

همین دیروز تلفنی با برادرم

همین دیروز تلفنی با برادرم روی موضوع حمله آمریکا به ایران صحبت می‌کردم و نظر من بر این بود که امکان حمله آمریکا به ایران زیاد شده با اینکه من قبلآ معتقد بودم حمله آمریکا بخاطر مشکلاتی که آمریکا در عراق گرفتار آن شده غیر محتمل به نظر می‌رسه ولی امروز این امکان را بیشتر می‌دانم. برادرم معتقد بود که بخاطر مشکلات آمریکا در عراق حمله‌ای صورت نخواهد گرفت.
همه این بحث ها بر اساس منطق پی‌ریزی شده و نه اطلاعات پیچیده مخفی و افکار سیاست مداران آمریکا، ملاهای ایران. همانطور که می‌دانید در مورد عراق هم عده زیادی بر این نظر بودند که حمله انجام نخواهد گرفت، مخصوصا پس از اعتراض‌های بسیار زیاد بین‌المللی که قبل از حمله صورت گرفت.
امروز صبح میلی از والد بمانعلی دریافت کردم که نوشته بود


Khosen Agha Jan,

In tahlil beh khondanesh miarzeh. Hatman shenidi keh ajsameh nourani dar asman iran peyda shodeh. Shayad inha dalilesh basheh.

Tasadoghat


والد همراه این نامه یک فایل word ارسال کرده بود که تحلیلی بود از ریچارد سیل (Richard Sale) در باره همین فعالیت‌های نیروی هوایی آمریکا بر فراز مرزهای ایران. متن فایل بصورت html در این آدرس قابل دسترسی است.


خلاصه این تحلیل این است که پروازهای هوایی آمریکا بر روی ایران می‌تواند یک جنگ خطرناک را دامن بزند و در این تحلیل از اطلاعاتی از سیاست مداران آمریکایی که خواسته‌اند نامشان فاش نشود نقل شده که همگی دال بر این دارد که فعالیت نیروی هوایی آمریکا در ایران برای جمع کردن اطلاعات از قوه‌ی دفاعی ایران است تا در یک حمله احتمالی آینده اگر نیاز باشد از آن استفاده شود.
اینکه بتوان با خواندن اینگونه تحلیل‌ها پیدا کرد که آیا حمله‌ای رخ خواهد داد یا نه کار چندان ساده‌ای نیست و فقط با دسترسی به محتویات مغز بوش، کندولیزا رایس و دیگر دست اندرکاران سیاست آمریکا و همچنین محتویات مغز سران جمهوری اسلامی قابل حدس زدن ست. ولی به همان روشی که این تحلیل گران مسائل را تحلیل می‌کنند می‌توان گفت که هنوز مشخص نیست که آیا جنگی یا حتی حمله محدودی انجام می‌شود یا نه.
اگر مذاکرات اروپا با ایران را وارد این معادلات کنیم و روابط انگلیس با امریکا را در این اواخر مدنظر قرار بدهیم می‌توانیم به این نتیجه برسیم که حمله‌ای انجام نخواهد گرفت، دلیل این مدعا : آمریکا فشار را بر ایران افزایش داده تا حکومت ملایان را مجبور به قبول خواسته اروپایی‌ها کند (توقف کامل غنی سازی). البته اگر حکومت ایران در مقابل خواسته‌های اروپا سماجت به خرج ندهد و غنی سازی را متوقف کند یقینآ جنگی در نخواهد گرفت ولی اگر آقایان ملاها به خیال باطل تصور کنند که با حقه بازی می‌توانند از این خطر هم فرار کنند و با این استدلال به ادامه غنی سازی ادامه دهند یقین بدانید که هم آمریکا و هم اروپا جنگ را اجتناب ناپذیر خواهند یافت و دیر یا زود وارد چنین مقابله‌ای خواهند شد. حالا گیرم این بار آمریکا مجبور شود در معاملات پشت پرده سهم بیشتری برای اروپا در نظر بگیرد.
نکته دیگری را که در این بحث باید در نظر گرفت حماقت عده‌ای در ایران است که ممکن است به یک باره به این خیال باطل دچار شوند که مثلا می توانند با سرنگون کردن یک هواپیمای تجسسی آمریکایی برفراز ایران عضلات خود را به آمریکا نشان دهند و از یک جنگ احتمالی جلوگیری کنند که در چنین شرایطی مطمئن باشید که حکومت آمریکا حتی برای حفظ نام خود (قلدر محله) مجبور خواهد شد در مقابل چنین حرکتی ایستادگی کند و در چنین شرایطی امکان اینکه حملات دوجانبه افزایش یابد و عاقبت به یک جنگ واقعی و تمام عیار تبدیل گردد دور از واقعیت نیست.

در همین زمینه نگاهی هم بیندازید به این خبر

January 29, 2005

مدیار نویسنده وبلاگ من نه

مدیار نویسنده وبلاگ من نه منم از زندان آزاد شد.
بنا به خبر کوتاهی که ایسنا مخابره کرده مجتبی سمیع‌نژاد نویسنده وبلاگ من نه منم پس از 88 روز زندان آزاد شد. تنها جرمش نوشتن بود، همان سلاحی که حکومتگران را بیشتر از موشک‌های کروز آمریکایی به وحشت می‌اندازد.

به امید آنکه هرچه زودتر شروع به نوشتن کند.

صبح زود زنگ زدم ایران

صبح زود زنگ زدم ایران دیدم اهل خانه نیستند، زنگ زدم به تلفن همراهی که یکی از اهالی خونه داره، می‌پرسم چه خبره که صبح به این زودی از خونه زدین بیرون!؟ می‌گه مسافرتیم. می‌گم مسافرت چه موقع!؟ می‌گه آخه امروز روز عید غدیر خم هست تعطیل هستیم زدیم بیرون! می‌گم عید چی‌چی!؟ می‌گه عید غدیر خم! می‌گم این دیگه چه عیدی هست!؟ آخه می‌دونید وقتی که آدم بیش از ربع قرن از او جهنم آخوندی دور باشه دیگه عید هاشَم یا می‌شه عید پاک یا چمی دونم روز تولد مسیح یا از این دست اراجیف و دیگه حتی در خاطراتش هم اثری از عید غدیر خم و این دست جفنگیات باقی نمی‌مونه. در جوابم می‌گه عید غدیر خم همون روزی هست که محمد علی رو سردست بلند کرد و گفت این جانشین من هست! می‌گم پس بگو این روز همون روزی بود که سنگ بنای بدبختی شیعیان و مخصوصا ما ایرانی‌ها گذاشته شد! می‌گه یه چیزی در همین حدود.
می‌گم می‌دونی شاید تو سنت به اون اندازه نباشه که یادت بیاد، اگر خاطرت بیاد خمینی لعنت الله علیه قبل از اینکه ملت تا دم در جهنم بدرقه‌اش کنند سعی زیادی کرد تا بلکه عیدهای عربی رو به جای عیدهای ایرانی یا بقول خودشون عرب‌ها عیدهای عجمی جایگزین کنه، البته نه اون لعنت الله علیه و نه اراذل و اوباشی (از این دست) که بعد از او قدرت را بدست گرفتند تونستند از این غلط‌ها بکنند و یقین داشته باش دیری نخواهد گذشت که ریشه این عید های عربی هم بزودی از آن دیار برچیده شود.
گفت خوب حالا برای چی زنگ زدی؟ گفتم زنگ زدم تا این عید منحوس رو به شما تسلیت بگم! گفت تو که نمی‌دونستی امروز عید غدیر هست! گفتم خوب حالا که می‌دونم! زد زیر خنده و در جوابم گفت: زبون تو یکی رو کسی نمی‌تونه ببنده. با خنده بهش گفتم مگر شکی هم داشتی.

• مرگ در تهران" نام

• مرگ در تهران" نام فيلم مستندى‌ست ساخته‌ى «توماس گيفر» پيرامون قتل سياسى پروانه و داريوش فروهر، دوشخصيت پيشتاز جنبش دمكراسى ايران. اين فيلم قرار است روز دوشنبه ۳۱ ژانويه در ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه به وقت آلمان از شبكه سوم تلويزيون آلمان WDR پخش شود. توماس گيفر تنها چند هفته پيش از قتل فروها با ايشان در تهران ملاقات و گفتگو كرده بود.

January 27, 2005

گزارشگران بدون مرز همه کاربران

گزارشگران بدون مرز همه کاربران اینترنت را دعوت می کند تا در انتخاب بهترین وبلاگ مدافع آزادی بیان شرکت کنند.


هدف گزارشگران بدون مرز از انتخاب بهترین وبلاگ مدافع آزادی بیان، جلب توجه افکار عمومی به اهمیت وبلاگ در کشورهایی ست که مطبوعات سنتی، تحت کنترل و سانسور حکومت ها قرار دارند.


گزارشگران بدون مرز همه کاربران اینترنت را دعوت می کند تا در انتخاب بهترین وبلاگ مدافع آزادی بیان شرکت کنند.در مرحله اول کاربران اینترنت وبلاگ منتخب خود را معرفی کنند. گزارشگران بدون مرز پس از انتخاب وبلاگ های دارای شرایط، انتخاب وبلاگ برگزیده را به رای کاربران خواهد نهاد.

هدف گزارشگران بدون مرز از انتخاب بهترین وبلاگ مدافع آزادی بیان، جلب توجه افکار عمومی به اهمیت وبلاگ در کشورهایی ست که مطبوعات سنتی، تحت کنترل و سانسور حکومت ها قرار دارند. امروز وبلاگ در چهار گوشه ی جهان، ابزارجدیدی است که کاربران از آن برای مبارزه با سانسور و اطلاع رسانی مستقل استفاده می کنند.

شرایط انتخاب

وبلاگ ها باید :

- توسط یک کاربر یا گروهی از کاربران نوشته شده و وابسته به سازمانی دولتی و یا عیر دولتی نباشد.

- بیش از شش ماه سابقه داشته باشد و به طور مرتب به روز باشند.

- از نرم افزار ها و سیستم های متداول و تخصصی برای وبلاگ استفاده کنند. وب سایت ها یی که از این نرم افزار ها استفاده نمی کنند ولی کارکردی مانند وبلاگ دارند مورد به مورد بررسی می شوند.

- وبلاگ های روزنامه نگاران حرفه ای مورد پذیرش قرار خواهند گرفت

وبلاگ های پیشنهادی فارسی زبان را با خلاصه ای از فعالیت های وبلاگ به آدرس زیر ارسال کنید. هویت و نام واقعی وبلاگ نویس اجباری نیست.

internet.Iran@rsf.org

منبع خبر

دجالان تاریخ چنان احمق‌اند که

دجالان تاریخ چنان احمق‌اند که همه را در سطح خود احمق می‌پندارند. آنها حتی قادر نیستند از تاریخ درس بگیرند. سه روز رفته بودم مسافرتی کاری از دست این حماقت‌ها راحت بودم و اعصابم راحت شده بود تا اینکه بازگشتم حماقت‌ها دوباره هویدا شد. دوباره دیدم که جهان‌ما ایرانی‌ها بر محور همان حماقت‌های قبلی می‌چرخد و این روند تا زمانی که ما به دجالان چنگ و دندان نشان ندهیم درها بر همان پاشنه خواهند چرخید.
فقط با خواندن دو نامه، دو مطلب خواهید دید که چرا دوباره جوش آورده‌ام.
اولی نامه دجال بزرگ امام چهاردهم خامنه‌ای به مجلس شوربای اسهالی هفتم است که خود نشانه بارزی از حماقت شرکت در شو اسلامی به اسطلاح انتخابات است. یکی نیست از این دجالها بپرسد: ملت برای چه رای بدهد؟ وقتی که حرف آخر را دجال بزرگ خامنه می‌زند.
از همه دجالب تر اینهایی هستند که خود را روزنامه نگار و خبرنگار می‌نامند.
توضیح در باره این جفنگیات چنان طولانی می‌شد که تصمیم گرفتم همگی را در جایی دیگر بعنوان سندی برای روسیاهی آنها قرار دادم. آن مردک الدنگ که خودش را رهبر می‌خواند هم به اندازه کافی روسیاه است نیازی به کمک من نیست. آنرا به ریشخند عبدلقادر و قلم توانایش وا می‌گذارم.

تصورش را بکنید دو عدد موشک كروز به دو نیروگاه برق و این وضع نابسامان. حالا محاسبه کنید اوضاع سرزمین اسلام ناب محمدی را!

January 23, 2005

بنا به خبری که از

بنا به خبری که از خبرگزاری سینا منتشر شده. (اول فکر کردم خبرگزاری ایسنا ست و به اشتباه نوشته شده سینا ولی با خواندن خبر دیدم که خیر نام خبرگزاری درست است و بنا به دیگر عادات ما ایرانی‌ها حتی در این زمینه‌ها هم باید مثل تولید آخوند که خوشبختانه در کشور بطور انبوه تولید می‌شود خبرگزاری هم این روزها به تولید انبوه رسیده و روزی چند خبرگزاری به خبرگزاری‌های مملکت اسلامی افزوده می‌شود).
برویم سر خبر! حالا بنا به همین خبر گویا دوباره قشقرقی در ایران راه افتاده و هر کسی هم نظری دارد چه دست راستی چه اقتدار گرا، چه چپ حزب اللهی، چه راست خدا پرست، چه چپ ملی مذهبی ملحد و الی آخر، همگی در این زمینه صاحب نظراند. ولی برای اینکه به قلب اَن‌قلاب (انقلاب سابق) رخنه کرده باشیم و خبرهای دقیق کسب کرده باشیم خبرنگار خبرگزاری خُسن آقا (همین امروز به ثبت رساندیم آقاجان ایراد نگیر جانم!) را فرستادیم سراغ یکی از ستون های اَن‌قلاب (انقلاب سابق) تا چند سوال درست و حسابی از ایشان بپرسیم و خبرهای دقیق به خوانندگان عزیز بدهیم.
خبرنگارما به حضور بانوی اول! مملکت خانم عشرت شایق رفته و با ایشان در این باره صحبت کرده نتیجه این مصاحبه را در زیر می‌خوانید.

خانم عفیفه شایق نمایند وزین ملت ایران در مجلس شوربای اسلامی مرحمت فرموده نظر خودتان را در باره مسدود کردن اورکات ویاهو مسنجر بدهید.

خانم شایق: با درود به کفن سفید رهبر اَن‌قلاب و روح پاک شهیدان، بنده مخالفتی با اورکت ندارم چه همه برادران حزب الله از همان اول اَن‌قلاب به این نوع پوشش عادت کرده‌اند و بنظر بنده این سروصداها که این اواخر برسر اُورکت روی داده همگی از جانب ضد اَن‌قلاب فریب خورده است.
- می‌بخشید خانم شایق سوال ما در باره اورکات بود نه اُورکت
خانم شایق: اورکت چه چیزی هست؟
- اورکات یک سایت اینترنتی دوست یابی است!
خانم شایق: آهان همون سایت مستهجنی که برادر شریعتمداری در باره‌اش نوشته بودند؟
- واله مستهجن بودنش را بنده خبر ندارم ولی درست برداشت کردید همان سایتی است که برادر شریعتمداری درباره‌اش نوشته بودند.
خانم شایق: واله بنا به بولتنی که برادر شریعتمداری در اختیار مجلس قرار داده‌اند این سایت به تنهایی مشکل‌ساز نیست ولی جدیدآ ضد اَن‌قلاب خارج از کشور یک چیزی که بنده‌ام نمی‌دانم چیست، فقط بنا به توضیحات برادر شریعتمداری که چیزی است بنام پلاگ‌این که ضد اَن‌قلاب خارج از کشور ساخته و اگر این چیز را یعنی همان پلاگ‌این را به اون یکی چیز دیگه که گفتید اورکت یا هرچه اسمش هست وصل کنند باعث می‌شود که چیز پسرها به چیز دخترها برخورد کند و همین باعث فحشا می‌شود و در اسلام خوردن چیز پسر با دختر حرام است که در نتیجه ما هم تصمیم گرفتیم که قانون اورکت را تصویب کنیم.

- خوب نظر شما در مورد مسدود کردن "یاهو مسنجر" چی است.
خانم شایق: بنده بطور کلی با اینکه در دین اسلام عده‌ای دارند تفرقه می‌اندازند واقعا نگرانم، شما ببیننید اول اَن‌قلاب مجاهدین بودند که نفاق می‌انداختند و بعد این وهابی‌های ملعون اول سعی کردند از طریق وهابی‌گری اسلام عزیز را هجمه کنند و چه و چه و حالا وقتی دیدند این حیله‌ها اثر نمی‌کنند به فرقه علی اللهی‌ها روی آورده‌اند. باز هم خدا برادر شریعتمداری را برای اَن‌قلاب حفظ کند که این توطئه ضد اَن‌قلاب را برملا کرد بنا به نوشته برادر شریعتمداری در یک بولتن مجلس، این وسیله برای ترویج فرقه علی اللهی ها درست شده و بهمین دلیل هم اسمش را گذاشته اند "یاهو مسنجر" و کار این وسیله ضاله هم این هست که جوانان ما را از طریق این به دراویش وصل می‌کند و صبح تا شب می‌نشینند و یاهو یاهو می‌گویند این هم خودش یک نوع ضد اَن‌قلاب و یک نوع وسیله نفاق است که خوب یقینآ برادر سعید مرتضوی باید جلوش را بگیرد.

- با تشکر از اینکه وقت خودتان را به ما دادید

January 21, 2005

پس از سروصداهایی که در

پس از سروصداهایی که در باره وبلاگ نویس‌ها به راه افتاد مثل همیشه ملاهای تهران شروع به ریختن اشک تمساح کردند.
ابطحی به میدان آمد و با خواندن روضه کربوبلا ملت از همه جا بی‌خبر را یک شکم سیر گریاند و عاقبت هم نه مامورین شکنجه‌ها شناسایی شدند و نه کسی واجبی خورد.

باز دوباره مجبوریم برای یک نفر دیگر همان سروصدا را راه بیندازیم تا باز یک ملای دیگر به میدان بیاید و روضه‌ای خوانده شود و باز ملت فریب بخورند که "ای بیچاره آخوند دلش ریش ریش شده!!".
خریت هم حد و اندازه‌ای دارد. اگر این بار یک آخوندی آمد و روضه خواند و اشک تمساح ریخت و یک الاغی هم آمد پای منبر این حرامزادگان گریه کرد باور کنید هزار فحش خواهر و مادر نثار او خواهم کرد. تا کی باید گرفتار این خریت شیعه‌گری باشیم. یکی را شهید می‌کنند یکی را شمر یکی دیگر روضه می‌خواند و بقیه گریه می‌کنند.

این را نوشتم که اعتراضی کرده باشم به دستگیری آرش سیگارچی (سردبیر روزنامه گیلان امروز). دوستان، بدون اینکه اجازه دهید دوباره یک آخوند حرامزاده‌ای موج سواری کند برایش سروصدا راه بیندازید تا بلکه او را آزاد کنند اگر نکردند ما هم چنان سروصدا می‌کنیم، آنقدر سروصدا می‌کنیم تا بلکه یکی این طرف دنیا دلش به حال ما بسوزد و یک فشاری به این حرامی‌ها بیاورد.

این هم آخرین خبر در باره دستگیری آرش سیگارچی :

طبق آخرین اخبار رسیده توسط پدر آرش سیگارچی، دادگستری رشت، برای سردبیر "گیلان امروز" به اتهام مصاحبه با رادیو های بی بی سی و رادیو فردا قراری به مبلغ دویست میلیون تومان صادره نموده که با توجه به عدم حمایت گسترده از این روزنامه نگار، تهیه مبلغ قرار صادره، از سوی والدین این روزنامه نگار امکان پذیر نمی باشد و اساسا تعیین چنین قراری تنها با هدف در زندان نگه داشتن سیگارچی، آن هم به مدت طولانی صادر شده است. منبع : گویا نیوز

پ.ن.: کانون وبلاگنویسان ایران در بیانیه‌ای دستگیری آرش سیگارچی را محکوم کرد، متن بیانیه را در زیر می‌خوانید:

کانون وبلاگ نویسان ایران خواستار آزادی فوری و بدون قید وشرط آرش سيگارچی است
هنوز رسوایی شکنجه‌ی وب‌لاگ‌نويسان و اعتراف‌گرفتن از آن‌ها در جريان است که روزنامه‌نگار و وب‌لاگ‌نويس ديگری دستگير شد.

آرش سيگارچی سردبير روزنامه‌ی "گيلان امروز" و نويسنده‌ی وب‌لاگ "پنجره‌ي التهاب" به جرم آزادانديشی دستگير و روانه‌ی زندان لاکان رشت شد. به دليل مستقل و غيرحکومتی بودن او پوشش خبری وسيعی در موردش صورت نگرفته است.

کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران ضمن محکوم کردن دستگيری و زندانی شدن آرش سيگارچی نسبت به سرنوشت مجتبا سميعی‌نژاد هم ابراز نگرانی می‌کند و خواهان آزادی هر چه سريع‌تر ايشان و ساير زندانيان سياسی به‌خصوص روزنامه‌نگاران و وب‌لاگ‌نويسان دربند است.

از تمام وب‌لاگ‌نويسانی که به آزادی انديشه بها می‌دهند تقاضا می‌کنيم وب‌لاگ خود را محلی برای اعتراض به دستگيری وب‌لاگ‌نويسان کنند. دستگيری هر وب‌لاگ‌نويس بايد موجب گشودن جبهه‌ی جديدی برای دفاع از آزادی بيان و يورش به دشمنان و محدودکننده‌گان اين آزادی باشد.

کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران (پن‌لاگ)

January 20, 2005

کانون وبلاگ نویسان ایران در

کانون وبلاگ نویسان ایران در اولین حرکت خود پس از پایان انتخابات شورای دبیران نامه‌ای به کوفی عنان نوشته و از مشکلاتی که در زمینه آزادی بیان در ایران وجود دارد شکایت به سازمان ملل برده.
این نامه را در وبلاگ کانون می‌توانید بخوانید. درضمن پولاد همایونی از طرف کانون مصاحبه‌ای با رایدو فردا کرده و توضیحات بیشتری در باره ارسال این نامه و دیگر مسائل داده که بدنیست این مصاحبه را هم گوش بدهید.


کاربران داخل ایران که دسترسی به سایت رادیو فردا را ندارند می‌توانند از این لینک استفاده کنند



فعالیت انتخاباتی در ایران دارد

فعالیت انتخاباتی در ایران دارد به مرحله حساسی می‌رسد و رژیم در حال زمینه سازی برای فریب دوباره ملت است.
بدون شک رژیم در هفته‌ها و حتی یکی دوماه قبل از شروع انتخابات برای جلوگیری از افشاگری‌های وبلاگرها سانسور را حتمآ تشدید خواهد کرد از این رو از دوستان وبلاگ نویسی که قصد فعالیت در این زمینه را دارند دعوت می‌کنم با پیشنهاد در این زمینه و همچنین همکاری کار مبارزه انتخاباتی را هر چه زودتر شروع کنیم تا از قافله عقب نیفتیم.

تحریم انتخابات این مرتبه باید چنان گسترده شود تا شاید به این وسیله به جهانیان بفهمانیم که این رژیم در پیش ملت ایران هیچ طرفداری ندارد.

January 18, 2005

نمی‌دونم که این فقط احساس

نمی‌دونم که این فقط احساس من هست یا همین احساس رو دیگران هم دارند، روند اتفاقات در ایران بسیار شتاب بهم زده. عقب نشینی‌های رژیم دارد دوباره روز به روز افزایش پیدا می‌کنه از همه اینها که بگذریم این مقاله سیمور هرش (Seymour Hersh) هم که شده قوز بالا قوز برای رژیم.

دیروز لینک این خبر رو والد بمانعلی برام فرستاد، براش نوشتم که خبر رو خوندم ولی چه کار می‌شه کرد، تازه خبر رو هم یک شایعه می‌دونستم. امروز که خبر کمی جا افتاده دارم می‌بینم مثل اینکه این خبر رو باید جدی گرفت وقتی که به مرور زمان یکی یکی تلویزیونهای دنیا و رسانه‌های خبری نوشتاری خبر رو با آب و تاب منتشر می‌کنند یعنی هشیار باشید خبر فقط یک شایعه نیست.
مساله این هست که حتی اگر حمله‌ای هم انجام نشود همین که چنین خبرهایی منتشر می‌شود خود به خود فشار شدیدی است بر ایران. ایران نه به این معنی که فقط این فشار روی رژیم باشه، خیر، این فشار بر تک تک ملت به مرور زمان لمس خواهد شد.
اولین اثر این فشار را گروه‌های سیاسی که در درون هستند و هنوز به این امید بسته‌اند که اصلاحات انجام بدهند مثل ملی مذهبی ها اینها با این خبر مجبور خواهند شد فاصله‌ای از رژیم بگیرند تا چنانچه خبر بالا صحت داشته باشد خودشان از این مساله آسیب نبینند.
آثار اینگونه خبرها را کمی بعدتر در بازار بورس و تجارت هم حس خواهیم کرد. یقین داشته باشید که سرمایه دار اگر تصمیم به شروع پروژه‌ای در ایران گرفته باشد بخاطر این خبر کمی عقب نشینی خواهد کرد و منتظر موقعیت بهتری خواهد نشست. توریست‌ها را البته اگر توریستی باشد، خواهد ترساند. از این دست فشارها آنقدر زیادند که اگر بخواهیم همه را ردیف کنیم چند صفحه باید در باره شان بنویسیم.
البته اگر جنگی اتفاق بیفتد که دیگر باید فاتحه ایران را درست مثل عراق تا سال‌ها خواند. آثار جنگ را و همچنین مخارج آنرا تا نسل‌ها بعد همگی ما باید با گوشت و پوست و جان خود بپردازیم.
حال اگر با این مساله بصورت دیگری هم نگاه کنیم نیروهای مخالف رژیم اگر این تهدید را تبدیل به اهرمی‌کنند، می‌توانند بوسیله آن رژیم را به عقب نشینی مجبور کنند حداقل عقب نیشنی از مواضعی که در این سه چهار سال گذشته بخاطر ضعف اصلاح طلبها بر گرده ملت تحمیل شده است. مخصوصا اگر بتوان همزمان به دولت مردان امریکا فهماند که در صورت وقوع جنگ مواضع رژیم مستحکم تر خواهد شد شاید بتوان این تهدید را به روندی مثبت تبدیل کرد.

سه نفر هواپیما ربای جوان

سه نفر هواپیما ربای جوان در ایران تا فردا اعدام خواهند شد (اطلاعات بیشتر).
اگر سرعت عمل نشان ندهیم دیرخواهد شد. لطفآ این خبر را به سرعت به هر کس که می شناسید پخش کنید.
فکر کنید یکی از این سه نفر می توانست من یا شما باشیم. با جهنمی که رژیم در ایران برای ملت بپا کرده جوانان برای نجات از آن جهنم دست به هر ریسکی می زنند.
لطفآ این طومار را هم امضا کنید

معمولا در محاسبه قیمت‌ها در

معمولا در محاسبه قیمت‌ها در هر کشوری معیار قیمت گذاری بر قیمت خدمات یک نسبت معقولی به درامد شهروندان آن جامعه دارد.
البته این قاعده کلی شامل حال کشورهایی می‌شود که حکومت گرانش دزد نباشند. ولی در ایران خودمان که از سرکرده سرکردگانش که ولی مسلمین باشد دزد است تا آفتابه حمل کن آخوند سرکوچه، دیگر نمی‌توان منتظر بود که این قاعده در ایران هم جاری باشد.
من که همیشه آدم فضولی بوده‌ام امشب هم فضولی کردم و سری زدم به سایت ندا رایانه و برحسب اتفاق دیدم که ADSL در ایران هم به فروش می‌رود با خودم گفتم ببینم قیمت‌هایش در چه سطحی است.
قیمت‌ها را در زیر می‌بینید:

قیمت ایرانی یک ADSL با سرعت 64-256 kb/s برابر است با 69 هزار تومان در ماه درصورتی که پایین ترین سرعت موجود در بازار نروژ 128-704 را می‌توان با قیمت 299 کرون در ماه تهیه کرد (299 کرون نروژ معادل 39 هزار تومان است).
سرعت دوم ندارایانه 256 kb/s - 1 Mb/s که با قیمت 235 هزار تومان در ماه به فروش می‌رود. درصورتی که دومین انتخاب در نروژ 254 kb/s - 1 Mb/s به 379 کرون معادل 49 هزار تومان عرضه می‌شود.


در این مقایسه نکته دیگری را هم باید در نظر داشت. اگر درست حدس زده باشم متوسط حقوق یک معلم در ایران معادل 200 هزار تومان در ماه است در صورتی که متوسط حقوق یک معلم در نروژ 30 هزار کرون معادل 3 میلیون و 900 هزار تومان در ماه است. حالا محاسبه کنید ثروت آقای خامنه‌ای و هاشمی دزد را

منبع قیمت‌های ندا رایانه
منبع قیمت‌های نروژی

January 17, 2005

خزعلی رو که می شناسید؟

خزعلی رو که می شناسید؟ ایشون از اینکه به اندازه کافی به عید غدیر توجه نمی‌شه انتقاد کرده‌اند و فرموده‌اند:
غدیر عید اول شیعیان است و خواستار توجه بیش از پیش به آن شد و گفت: به سردار قالیباف گفتم شما هم اکنون شهربانی کل هستی، چراغ قرمز قرمز باشد، اما چراغ سبز علی باشد، ... در دروازه‌ها، پشت ماشین‌ها و همه جا نام علی باشد، من کنت مولا، فهذا علی.
از همین رو یکی از هموطنان همیشه در صحنه این چراغ را ابداع کرده و نامش را هم من بجای چراغ راهنمایی گذاشتم چراغعلی.

این چراغعلی را همراه با دسته‌اش پیش کش حاج آقا خزعلی می‌کنم

January 16, 2005

برنامه تور (Tor) را چند

برنامه تور (Tor) را چند مدت پیش هم در اینجا و هم در گروه یاهوی کانون برای ناشناس ماندن و همچنین دورزدن فیلترهای مخابرات معرفی کردم. متاسفانه کسی توجهی به آن نکرد تا اینکه مجددا با پیگیری هاله این مساله دنبال شد.

برای استفاده از برنامه نامبرده یک روش استفاده تهیه کردم و آنرا برای ویرایش در اختیار هاله قرار دادم، گویا در این مدت محمد (آنسوی ناپیدا) هم روش استفاده دیگری برای آن نوشته، پس تا اینجا دو روش استفاده از این برنامه را داریم گرچه نسخه من هنوز ویرایش نشده ولی اگر خواستید می‌توانید آنرا ویرایش نشده در اینجا (Tor) ببینید.

برنامه خوبی است. متاسفانه یا شاید خوشبختانه آزمایش اینگونه برنامه‌ها برای بچه‌های خارج از کشور چندان آسان نیست (باید در محیط فیلتر شده امتحان شود) اگر کسی از شما آنرا استفاده کرد و اگر برنامه ثمر بخش بود لطف کنید یک اطلاعی بدهید تا نتیجه آزمایش شده آنرا هم در اختیار دوستان در ایران بگذاریم.

January 15, 2005

من از این نوع تحلیل‌ها

من از این نوع تحلیل‌ها خوشم می‌اید، خوشم می‌آید که نه حتی بهتر، خوش خوشکانم می‌شود. البته دلیل اینکه چرا خوشم می‌آید را نمی‌نویسم، ولی رندان خود می‌دانند که من چرا از اینگونه تحلیل‌ها خوشم می‌آید.

January 14, 2005

این تحلیل رو امیر در

این تحلیل رو امیر در وبلاگ هاله توی پیام گیر گذاشته بود دیدم تحلیل خوبی است گفتم من هم آن را اینجا منعکس کنم :

"چندی قبل اردوی اقتدارگرایان با فراغ بال و همچنین به پشت گرمی شورای نگهبان، تصمیم گرفت با تشکیل جلسه شورای ائتلاف گروههای محافظه کار که اکبر ناطق نوری ریاست آنرا بعهده داشت ،نامزدان ریاست جمهوری خود را معرفی و استراتژئی که این کاندیداها میباید دنبال کنند را نیز معین سازد.کاندیداهای این گروه که عبارت بودند از:محسن رضائی،علی لاریجانی،اکبر ولایتی،احمد توکلی در آن جلسه اقدام به سخنرانی نموده و رسمآ نامزدی خود را برای احراز پست ریاست جمهوری اعلام کردند.محمود احمدی نژاد(شهردار تهران و دیگر نامزد این گروه) هم با این استدلال که:اگر از هم اکنون اقدامات تبلیغاتی خود را شروع کند،تا موعد انتخابات به مهره سوخته ای ((؟!)) تبدیل خواهد شد ،با ارسال پیامی از حضور در آن جلسه خودداری ورزید.این ظاهر امر بود.
ولی در اصل این جلسه مقاصد و اهداف مستتر دیگری را هم بغیر از آنچه بدان اشاره شد ،نیز دنبال مینمود....که آنها بترتیب عبارت بودند از:
۱-گرفتن نبض جامعه در خصوص انتخابات.
۲-نظر افکار عمومی در مورد کاندیداهای معرفی شده.
۳-دیدگاه افکار عمومی نسبت به اردوگاه محافظه کاران.(چون بهرحال نمیخواهند افتضاح انتخابات مجلس هفتم تکرار شود).
پس از گذشت مدتی کوتاه و مشخص شدن پاسخ تقریبی مقوله های فوق که اکثرآ خبر از حس انزجار مردم از وضعیت فعلی میداد و از دیگر سو عدم توافق و عدم انصراف نامزدهای معرفی شده ،با عث گردید تمامی افراد فوق الذکر بغیر از لاریجانی ضمن اعلام عدم وابستگی جناحی و گروهی خواهان شرکت در انتخابات بشکل مستقل گردند.
اینها استدلال آقایان بود،غافل از اینکه مردم آگاهانه این جریانات را زیر نظر داشته و حداقل از نزدیک به گرایشات فکری این اشخاص اشراف کامل دارند.مردم یکبار بقول یکی از دوستان (ترانه عزیز)در انتخابی میلیمتری میان بد و بدتر ،گزینه بد را آزمودند و نتیجه آن شد که :قتلهای زنجیره ای بوقوع پیوست و مجرمان بجای مجازات ،تاریکخانه های دیگری تشکیل دادند......فرزندان آزاده میهن در کوی دانشگاه با فجیع ترین ظلمها مواجه شدند و بانیان آن فاجعه هم اکنون به صندلیهای نرم مجلس لم داده اند و جوانانمان هنوز تحت شکنجه های دهشتناک استخوان خرد میکنند.....مطبوعاتی که قصد داشتند اندکی به سطح آگاهی مردم بیافزایند قتل عام شدند و دهها شاید هم صدها مورد مشابه دیگر.....!
البته ناگفته نماند که دو کاندیدای دیگر یعنی رفسنجانی و احتمالآ حسن روحانی هم شاید بعنوان یاران ذخیره این تیم در دقیقه ۹۰پا بعرصه انتخابات بگذارند تا بزعم خود تغییری در دیدگاه مردم ایجاد نمایند.
در این بین برای ترغیب مردم و جلب علاقمندی ایشان نسبت به یک کاندیدای خاص ،پروژه های گوناگون و متعددی هم اجرا میشود، از جمله همین دیدار وبلاگنویسان شکنجه شده با شاهرودی را میتوان در همین راستا ارزیابی نمود!بیاد داریم بعد از حادثه کوی نیز تعداد انگشت شماری(۲۰/۱۰نفر) از دانشجویان صدمه دیده هم با رهبر دیدار کردند تا از رحم و شفقت پدر بزرگوار ! ملت برخوردار شوند .....ولی........
بعقیده من و "بفرض محال "امکان دارد فردا مرتضوی از سمت خود استعفا داده یا عزل شود و صورتحساب آنهم بنام یکی از جناحهای درگیر انتخابات (که حدس آنهم زیاد دور از ذهن نیست)بریده شود.!!!!!!!!( گرچه پستهای مهمتر دیگری در انتظارش خواهد بود همچنانکه در مورد سایرین هم این رویه دنبال شد.) تا دن کیشوت دیگری معرفی شده ،تعداد بیشتری را بر سر صندوقها بکشانند."

January 13, 2005

ما به کمتر از واجبی

ما به کمتر از واجبی رضایت نمی‌دیم حاج آقا

این سخنرانی هاشمی رسمنجانی را

این سخنرانی هاشمی رسمنجانی را گوش کنید! من داشتم از خنده روده بر می شدم شدیدآ سخنان اعلاحضرت همایونی را در آن روزهایی که در اوج قدرت بود و از جشنهای 2500 ساله می گفت را به خاطر من می آورد. درست زمانی که عده ای در کشور از گرسنگی داشتند می مردند حضرت اش جشنهای 2500 ساله را با پول ملت فلک زده برگزار می کرد آقای هاشمی هم در این سخنرانی از جشنهای 1400 ساله صحبت می کنند آدم واقعآ نمی داند باید بخندد یا گریه کند وقتی اینگونه اراجیف را می شنود. گویا هاشمی بد جوری خود را برای ریاست جمهوری آماده می کند. حتمآ تصمیم دارد در این دوره تاج گذاری هم بکند! البته اگر تاجی باقی مانده باشد.

January 12, 2005

نسخه انیترنتی روزنامه VG خبر

نسخه انیترنتی روزنامه VG خبر از توقف موقت حکم اعدام لیلا م. را از قول امنستی اعلام کرد.
توقف این حکم پس از تلاشهای زیاد فعالین حقوق بشر میسر شد در این رابطه حتی نخست وزیر و وزیر امورخارجه نروژ نیز هرکدام جداگانه با ارسال نامه خاتمی را زیر فشار گذاشتند .
امنستی نروژ با جمع آوری نزدیک به 20 هزار امضا بیشترین فشار را بر جمهوری اسلامی وارد کرد.
در این باره تلاش دوستان وبلاگ نویس را هم نباید از یاد برد که با افشاگری و اطلاع رسانی این حرکت را یاری دادند.

دوستان عضو کانون، لطفآ اگر

دوستان عضو کانون، لطفآ اگر رای نداده‌اید به قسمت رایگیری کانون بروید و آرای خود را به صندوق بریزید. همانطور که آگاهید اگر تعداد شرکت کنندگان در رایگیری کمتر از 50 درصد اعضا باشد مجبور به تکرار انتخابات خواهیم شد.

January 11, 2005

سعید مرتضوی : بستن سایت

سعید مرتضوی : بستن سایت هاى اینترنتی خلاف عفت عمومی و الحادى نيازى به اعلام نظر کمیته تعيين مصادیق ندارد. منبع: پیک ایران

اگر بنا به این روش بخواهند عمل کنند چه این رژیم چه هر رژیم حقوقی دیگری هم می‌تواند به دلخواه هر پدیده تبادل اطلاعات را نه فقط اینترنت بلکه هر نوع دیگرش را هم ببندد.
این را از آن نظر نوشتم که هشیار باشیم تا روزی که حکومت آخوندی سرنگون شد در دام چنین پدیده‌ای گرفتار نشویم.
سانسور عقیده از هر نوع آن محکوم است. اگر بنا شد که بنا به تعاریفی عقیده‌ای سانسور شود به مرور زمان این تعاریف گسترش پیدا می‌کنند و عاقبت شامل همه خواهند شد. تنها راه علاج جلوگیری از سانسور است.
فقط با قبول این که کلام *مقدس است و نباید سانسور شود می‌توان جلو سانسور را گرفت.

این مقدس را با مفهوم مذهبی آن اشتباه نکنید این واژه را از آن جهت استفاده کردم که اعتقادم را به آزادی بیان برسانم.

January 10, 2005

عده‌ای تا حرکتی انجام می‌شود

عده‌ای تا حرکتی انجام می‌شود تنها بلدند شعار بدهند و مثل همیشه در اپوزیسیون قرار بگیرند بدون اینکه راهکاری را نشان بدهند چون اینها بجز رجزخانی کاری بلد نیستند.
آقایان و خانم‌های انقلابی بفرمایید این گوی واین میدان بجای رجزخوانی کاری بکنید. مگر نه اینکه عده‌ای در بند گرفتارند و بوسیله رژیم شکنجه می‌شوند؟ خوب کاری بکنید! اینکه نشد مبارزه که تا کسی سعی کرد کاری بکند شما همگی به سرش هجوم بیاورید و با چوب قلم فلک‌اش کنید و با قرار دادن خود در جایگاهی انقلابی!! نقش منجی راستین را بازی کنید! نه حاضرید هزینه بپردازید و نه حاضرید از آنهایی که در میدان با رژیم دست و پنجه نرم می‌کنند حمایت کنید. فقط منتظرید تا رژیم سرنگون شود و شما را با هواپیمای درجه یک ببرند به تهران و بر صندلی ریاست بنشانند!
از نشستن مشکلی حل نمی‌شود، یا نق نزنید یا خود پا به میدان بگذارید و کاری بکنید.
نامه نوشتیم به پارلمان اروپا اعتراض کردید نامه به مجامع حقوق بشر می‌نویسیم در بهتری حالت شرکت نمی‌کنید و اگر نامه کمی بنا به سلیقه مبارکتان نباشد هزار گونه بحث راه می‌اندازید بدون اینکه عاقبت بحث‌هایتان به ثمری برسد.
جلل خالق چرا خودتان پا درمیان نمی‌گذارید تا ما با کمال میل از شما پیروی کنیم!؟ می‌فرمایید مرتضوی کوچک است برای شما!؟ بفرمایید شما جلو بیفتید تا با هم برویم به جنگ خود رهبر، چرا کوتاهی می‌کنید؟ شما که انقلابی واقعی هستید! چرا نشستید و فقط لجن پراکنی می‌کنید خوب اهن و تالاپ ندارد! بیاید به میدان.

January 09, 2005

آقای مرتضوی ( دادستان غیرقانونی

آقای مرتضوی ( دادستان غیرقانونی تهران)

اقارير اخير آقايان روزبه مير ابراهيمی و اميد معماريان در جلسه هيات نظارت بر قانون اساسی که تنها بخشی از آن و آن هم به شکل سربسته از طريق مشاور محترم رئيس جمهور (غیرقانونی) جناب آقای ابطحی منتشر شد نشاندهنده تخلف آشکار شما و ارگان زيرمجموعه شما در برخورد با متهمين بود. از آنجايی که اينگونه برخورد ها در زير فشار گذاشتن متهمين و شکنجه آنها به قصد گرفتن اعترافات دروغين در مجموعه (غیرقانونی) دادستانی سابقه ديرين دارد و اين کار مخالف اصول مصرح در قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر هست لذا ازديدگاه ما شما در دادگاه افکار عمومی متهم به جنايت عليه بشريت هستيد.

آقای مرتضوی! شما بارها تبحر خود را در تهديد افراد به بازداشت و شکنجه واعدام به قصد اعتراف گيری از آنها يا وادار نمودنشان به سکوت اثبات کرده ايد. با کمال تاسف شواهد حاکی از احتمال تکرار اين رويه در مورد روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان،فرشته قاضی و سيد محمدعلی ابطحی است.

آقای مرتضوی! ما نويسندگان اين نامه هر چند که در بسياری از اصول دارای عقايد و آرای متفاوتی هستيم ولی در جايی که بحث دفاع از شرافت و حرمت انسان هاست همه هم رای و هم صدا بپا می خيزيم و سکوت نخواهيم کرد.

آقای مرتضوی! می دانيم که از قدرت و گستردگی نفوذ اينترنت در بين جوانان به خوبی آگاهيد که اگر جز اين بود اکنون شاهد فيلترينگ گسترده و بی سابقه آن نبوديم. پس به شما هشدار می دهيم که در صورت هر گونه تعرض به روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان، فرشته قاضی، سيد محمدعلی ابطحی و يا خانواده های شان، در يک اقدام هماهنگ وگسترده اعمال کاملا غيرقانونى و مستبدانه شما را با روش های مختلف به گوش جهانيان خواهيم رساند.

پ.ن. خواهش میکنم برای حمایت از بچه های داخل ایران این نامه رو در وبلاگهاتون منعکس کنید.

January 08, 2005

هاله عزیز اینکه تو در

هاله عزیز اینکه تو در ابراز عقیده‌ات آزادی در آن هیچ شکی نیست و من حتی با اینکه با این عقیده تو کاملا مخالفم ولی باوردارم که جز سرفرازی ایران چیزی را خواستار نیستی، ولی:
چند نکته را در این باره باید گوشزد کنم.
لطف کن این مطالب را قبل از ادامه این نوشته اگر نخواندی بخوان:
1. افشاگری های قطره‌ای و همراه با شک و تردید آقای ابطحی
2. این مطلب بهنود را هم که می دانم خوانده ای چون خودت به دفاع از مواضع من در این زمینه پرداختی
3. آقای ابطحی! عبدی هم گفت آش با جاش! سید ابراهیم نبوی
4. تلاش مرتضوی برای مخفی نگه داشتن نام بازجوی پرونده وبلاگ نویسان

نوشتم افشاگری های قطره‌ای برای اینکه آنهایی که به کار سیاست واردند می‌دانند معنی این واژه چیست و از چه جهت بصورت قطره‌ای اطلاعاتی علنی می‌شوند و نه همه حقیقت، البته اگر بتوان اینگونه اطلاعات را حقیقت نامید.
دفاع آقای بهنود از ابطحی را نباید جدی گرفت اینها همه نان قرض دادن است و با تحلیل‌های بی شیله و پیله فاصله زیاد دارد. همچنین نوشته آقای نبوی هم که با اینکه به ابطحی تا حدودی مثلآ حمله کرده بود ولی باز در آن می‌شد نان قرض دادن ها را دید.
برای اینکه بدانی اینها تا چه اندازه دنبال حقیقت هستند:
این خطوط را (مطالب مطرح شده در چند مطلب بالا) اگر پیگیری کنی خواهی یافت که همه این بحث‌ها و افشاگری‌ها! و دعواها زرگری همه و همه برسر لحاف ملا است نه آزادی و مساوات. اینها افکار من و تو را غیر خودی می‌دانند در نتیجه (آزادی بیان و حقوق بشری!!) که اینها از آن سخن می‌گویند و گوش خلق الله را با آن کر می‌کنند شامل حال من و تو نمی‌شود، در این مسائل از غیر خودی‌ها فقط در شرایطی که منافع خودشان (خودی‌ها) ایجاب کند سوء استفاده خواهند کرد در غیر این صورت آزادی بیان در پیش اینها کشک است و بس.
مطلب شماره چهار را مخصوصا اگر نخواندی بخوان در پشت این خبر نکته‌های فراوانی نهفته است که بد نیست نگاهی به آن انداخت.

آقایان که نامشان اصلاح طلب است از رئیسشان (تئوریسینشان) که حجاریان باشد تا همین تربچه نقلی تو (راستی حالا که اسمش را گذاشتی تربچه نقلی بد نیست بدانی که ترجمه شیرازی‌اش می‌شود تربیزه نقلی) همگی در دستگاه عریض و طویل خلافت خامنه‌ای و قبل از او خمینی کاره‌ای بوده‌اند و مخصوصا عده‌ای از اینها همگی قبل از اینکه شل و کور و علیل بشوند دستگاه‌های مربوطه را اداره می‌کرده‌اند یا مهره‌های بسیار حساس آن بوده‌اند. حالا بدون اینکه از علوم پیشرفته استفاده کنیم، به زبان ساده و بی سوادی خُسن آقا سوال می‌کنیم.

1. آیا آقای حجاریان سردسته اصلاح طلب‌ها و بقیه از وجود شخصی با نام مستعار «فلاح» که در پاراگراف چهارم این مطلب نوشته شده خبر نداشته‌اند یا اصلآ چنین جانوری را نمی‌شناخته‌اند. یا مثلآ آقای تربچه نقلی که در این دستگاه سال‌ها فعال بوده و هنوز هم هست این آقای فلاح را نمی‌شناسد؟ یا حداقل تفکر غالب بر دستگاه امنیتی که خودشان بجود آورنده آن هستند را نمی‌شناسند!؟

2. آیا گردانندگان دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی که این اصلاح طلب‌ها اکثرآ از آنجا سربر آورده‌اند مسئول ترورها را یا همین اوباشی را که روزانه با چماق برسر جوانان آن دیار می‌زنند را نمی‌شناسند!؟ بابا امروز برای هر انسان بی تجربه‌ای چنین امکاناتی مهیاست حالا گمان می‌کنی اینها نمی‌دانند!؟ نگاهی به شجره‌نامه این آقایان نشان می‌دهد که اکثرا پسر خاله دخترخاله همدیگراند. اینها یک خانواده هزار فامیل هستند همگی همدیگر را می‌شناسند. آیا از خودمان پرسیده‌ایم چرا اینها این همه تهدید به افشا می‌کنند ولی هنوز حتی یک قطره هم افشا نکرده‌اند!؟

اینها یا ما را هالو فرض کرده‌اند یا اینکه مثل کبک سر خود را در زیر برف فرو برده‌اند و دل به آن بسته‌اند که ملت هم هیچ چیز را نبیند و به این اوباش اجازه دهد با شعبده بازی به راه خود ادامه دهند و فرضآ 25 سال دیگر هم به جنایات و دزدی‌های خود ادامه دهند. زهی خیال باطل آن دوران دیگر باز نخواهد گشت.

هاله جان هشیار باش و نگاهی به نوشته‌های دخو زیر عنوان "تسلط ملایان به کلام" بینداز تا گوشی بیاید دستت.
گرچه من هم با قسمتی از رفتار تو موافقم و آن اینکه برای عبور از ملایان باید از ملاها استفاده کرد و با گذاشتن پا بر دوش یکی از کله آن یکی بالا رفت تا بلکه موفق شویم این رژیم قرون وسطایی را سرنگون کنیم ولی در این بالا و پایین رفتن ها و فعل و انفعالات نباید فراموش کنیم که دشمن حقیقی کیست و یک مرتبه بجای بالا رفتن به ملایی اجازه دهیم که فریبمان دهد و بالا برود و دوباره سوارمان بشود.
این ضجه زدن‌ها همه برای بازار گرمی انتخابات است تا بلکه بتوانند عده‌ای را گمراه کنند و به پای صندوق‌های رای بکشند. اگر در این حیله موفق نشوند روزگارشان از این هم که هست بدتر خواهد شد.

ملت ایران همیشه انگلیسی‌ها را سیاست مدارانی مکار می‌انگاشته‌اند و لی امروز با سیاست مدارانی بسیار مکارتر روبرو هستند! ای کاش این مکر را می‌توانستیم بیشتر بشکافیم تا همگی‌مان بهتر ببینیم.

January 07, 2005

این مطلب رو دیشب نوشته

این مطلب رو دیشب نوشته بودم، پستش نکردم گفتم بیخود تشویش اذهان نکنم!! آخه می‌دونید تشویش کردن اذهان مخصوصآ از نوع اینترنتی‌اش این روزها جرمش سنگین شده! ولی امروز وقتی مطلب هاله رو دیدم گفتم حالا که هاله تشویش کرده چرا خُسن آقا تشویش نکنه!؟ این هم مطلب دیروز:

از قرار معلوم دوباره وضع سانسور تشدید شده. این را از آنجا می‌دانم که صفحه‌های ضد سانسور از دیروز دوباره بسیار مورد استفاده قرار می‌گیره. معمولا آمار این صفحه به روزی هزار هیت یا کمتر می‌رسد و درست در روزهایی که سانسور افزایش پیدا می‌کنه یک مرتبه هیت این صفحه‌ها به بالای هزارو پانصد می‌پره.
اگر اطلاعاتی در این مورد دارید لطف کنید من رو هم باخبر کنید.
درضمن اگر صفحه‌های مبارزه با سانسور مسدود شدند لطفآ خبر بدین تا جای صفحه‌ها رو عوض کنم.
این صفحه معمولا در پنج نقطه مختلف نگه‌داری می‌شن که هر از چند مدتی یکی از اونها بوسیله رژیم پیدا می‌شه و من هم مجبور می‌شم محل آنرا عوض کنم ولی متاسفانه این اطلاعات رو کسی به من نمی‌ده و من خودم از روی آمار صفحه‌ها می‌فهمم که سانسور شده یا حتی بعضی مواقع مجبور می‌شم برای امتحان صفحه از طریق پراکسی‌های ایران به این صفحه‌ها مراجعه کنم و سانسور شدن آنها را ردیابی کنم.
خلاصه این صفحه ها برای بچه های داخل ایرانه من که نیازی به اونها ندارم پس لطفآ یک کم بیشتر عکس العمل نشون بدیت.

فراموش نکنید شما هم حتما تشویش کنید این اذهان زپرتی رود.

سايت امروز : 01


سايت امروز :
01 نخستين بار بهار امسال آقاي علي‌رضا علوي تبار با اتهام اداره "سايت امروز" به دادستاني تهران احضار شد. وي از مديريت سايت اظهار بي‌ اطلاعي كرد.

02 در اوايل تابستان 83 آقاي سيد مصطفي تاج زاده در ملاقات با وزير ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات و معاون وي به نماينده قوه قضائيه در كميته سه نفره فيلترينگ اعلام كرد مديريت سايت امروز به عهده اوست و درباره فيلترينگ سايت امروز هشدار داد.

03 در اواسط مرداد ماه يكي از مرتبطين سازمان مجاهدين انقلاب آقاي وطن‌خواه كه در زمينه جذب آگهي تجاري براي سايت امروز فعاليت مي‌كرد، بازداشت شد. سپس آقاي مسعود قريشي، مسئول فني سايت امروز در دفتر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي دستگير شد.

04 آقايان وطن‌خواه و قريشي يك هفته در قرارگاه فاتب واقع در پشت مترو ميرداماد همراه شخصي به نام اخوان در بازداشت به سر بردند. آقاي اخوان مدير شركتي به نام نوژان است كه آقاي وطن‌خواه براي ايشان كار مي‌كرد.

05 پس از چند روز شعبه 7 بازرسي كاركنان دولت مستقر در ساختمان دادستاني در ميدان ارك براي هر سه متهم پرونده (اخوان، قريشي و وطن‌خواه) قرار وثيقه (به ترتيب 20 ميليون، 5 ميليون و 10 ميليون) صادر كرد.

06 به علت نسبت فاميلي دور آقاي اخوان با آقاي مرتضوي دادستان تهران، او با وثيقه گذاشتن 20 ميليون تومان آزاد شد.

07 پس از چند روز آقايان قريش و وطن خواه با امضاء سندي كه توسط فرمانده بازداشتگاه تنظيم شده بود، به اطلاعات ناجا تحويل شدند و با چشمبند به بازداشتگاه مخفي برده شدند.

08 پس از چند روز بازجويي از آقايان قريشي و وطن‌خواه در محل بازداشتگاه مخفي، آن دو را براي بازجويي‌هاي فني به اداره اماكن نيروي انتظامي در خيابان مطهري مي‌برند. در آنجا شخصي كه خود را نماينده ويژه قاضي مرتضوي مي‌نامد به عنوان بازجوي فني پرونده، متهمان را بازجويي مي‌كند. اين شخص كه از متهمان بعدي پرونده نيز بازجويي كرد (آقاي پيام فضلي نژاد) متهمان را به سرانجامي مشابه مقتولان پرونده قتل‌هاي زنجيره اي تهديد مي‌كرد تا با ايجاد ارعاب در متهمان همكاري بازداشت شدگان را جلب كند.

09 بعد از بازجويي‌هاي پيام فضلي نژاد، آقاي اخوان متهم اين پرونده كه با قيد 20 ميليون تومان وثيقه آزاد شده بود،‌ در دادستاني حضور يافت و به همراه پيام فضلي نژاد و شخص ديگري كه از همكاران آقاي اخوان بود و با همراهي بازجوي اصلي پرونده كه خود را كشاورز مي‌ناميد به بازجويي از آقاي قريشي پرداختند و كماكان به تهديدهاي خود ادامه دادند.

010 تيم آقاي اخوان با اطلاعاتي كه در اينترنت در مورد شركت‌هاي ثبت كننده دامين سايت‌ها موجود بود به سراغ اين شركت‌ها و صاحبان آن رفتند و موج دوم دستگيريها صورت گرفت و افراد زير دستگير شدند:

- آقايان اميرحسن كامروا و كيارش قدملي از شركت ميزبان كه كار Domin, hosting سايتهاي امروز و رويداد (rouydad.info) را عهده دار بودند.

- آقاي ماني جوادي و نامزد ايشان كه بازارياب شركت ميزبان به شمار مي‌رفتند.

- آقايان فريد ثاني و آرش نادرپور از شركت پرسان كه ثبت دامين سايت رويداد (rouydad.ws) و سرويس hosting اين سايت را به مدت سه ماه عهده دار بودند.

- آقاي مهدي درايتي كه رابط و معرف شركت پرسان به سايت رويداد بود.

- آقاي محمد بلوچستاني كه تخصص ايشان تنظيم آنتنهاي "ديش" است، براي شركت پرسان در پروژه هايي كه به ارتباطات pzp مربوط مي‌شد، فعاليت مي‌كرد.

011 پس از دستگيري مسئولان شركتهاي مذكور و اعمال فشار به آنان، سرور مشترك سايت امروز و رويداد خاموش شد. پس از حدود دو هفته آقايان كامروا، قدملي و جوادي آزاد شدند.

012 بعد از مدتي موج سوم دستگيري‌هاي روزنامه نگاران آغاز شد. پروژه‌اي كه در زمان دستگيري آقاي سينا مطلبي (تقريباً يك سال و نيم پيش) شروع شده بود و كارهاي اطلاعاتي اين پرونده توسط تيم پيام فضلي نژاد در دفتر فاطمي آغاز شده بود.

013 آقايان شهرام رفيع زاده، بابك غفوري آذر، حنيف مزروعي و سعيد مطلبي (پدر سينا مطلبي) در اين دوره بازداشت شدند. به غير از آقاي حنيف مزروعي كه از روي اعترافات ديگران به علت سفارش دُمين رويداد به مهدي درايتي با حكم جلب دستگير شد، ساير افراد در ادامه پروژة سركوبهاي قديمي (دستگيري آقاي سينا مطلبي) دستگير شدند و طبق اطلاعات حاصله، توسط پيام فضلي نژاد از قبل براي آنها پرونده تشكيل شده بود.

014 آقاي سعيد مطلبي به اتهام فراري دادن پسرش و "همكاري با افراد فاسد در سينماي قبل از انقلاب" مورد بازجويي قرار گرفت. آقايان شهرام رفيع‌زاده و بابك غفوري آذر هم به علت يادداشت نويسي براي سايت گويا بازجويي ‌شدند. طبق گفته‌هاي متهمان اين پرونده تمام تلاشهاي بازجو براي معطوف كردن و ارتباط دادن جريانهاي اپوزيسيون خارج از كشور به اصلاح طلبان داخلي بود. به همين منظور سعي كردند با اعمال فشار بدني و رواني در سلولهاي انفرادي، آنچه پرورده ذهن هاديان پشت پرده اين پرونده بود را در اعترافات متهمين وارد كنند.

015 پس از دو هفته سه تن از متهمان (آقايان سعيد مطلبي، بابك غفوري آذر و‌ فريد ثاني) آزاد شدند. اين حركت براي كاهش فشارها بود و تا حدود يك ماه بعد نيز كسي بازداشت نشد.

016 از نكات جالب در طول اين پرونده اين بود كه بازجويي‌ها هدفمند نبود. آنان بدون هيچ هدفي به دنبال لكه سياه يا نقطه ضعف مي‌گشتند (به گفته يكي از آقايان شخص بازجو به ايشان گفته بود، بالاخره اگر زندگي هر كسي را زير و رو كني يك مشكل كه بتوان از آن استفاده كرد وجود دارد). براي مثال آقايان درايتي و نادر پورثاني به علت ثبت دامين سايت رويداد دستگير شدند ولي در تمام مدت به دنبال اعتراف‌گيري از ايشان در مورد استفاده كردن از رانت شخصي و سود شركتهايشان بودند و حتي در مورد شركت آلماني كه طرف قرارداد شركت ايشان بود و با آن ارتباط كاري داشتند بارها گفته شد كه شما چه كارة اين مملكت هستيد كه با خارجي‌ها قرار مي‌گذاريد و ارتباط داريد. در انتها نيز متهم به راه اندازي شبكه مخابرات موازي شدند!

017 موج چهارم دستگيري‌ها، با بازداشت آقاي روزبه ميرابراهيمي و پس از چندي آقاي اميد معماريان و خانم ها فرشته قاضي و محبوبه عباسقلي نژاد آغاز شد و آقاي جواد تميمي براي جنجالي كردن اين پروژه به آن اضافه شد.

018 يكي ديگر از نكات جالب اين پرونده آن است كه قبل از دستگيري آقاي تميمي (ايشان حدود يكسال قبل توسط وزارت اطلاعات به مدت 45 روز در زندان اوين بازداشت بود و يك پرونده در همين زمينه براي وي باز شده و به قيد وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شد) به گفته بازجو مدارك و دليلي براي بازداشت مجدد او وجود نداشت. به همين دليل از ديگر متهمان اين پرونده خواستند كه براساس موضوعاتي كه بازجو به آنها مي‌دهد، گزارشي تهيه كنند و متن اين گزارش‌ها بارها توسط قاضي كه دستور بازداشت را صادر مي‌كرد تصحيح و دوباره توسط متهمان بازنويسي شد. براساس اين گزارش‌ها آقاي تميمي را دستگير كردند.

019 از رفتارهاي غيرقانوني و غيرانساني ديگري كه با متهمان اين پرونده صورت گرفت، استفاده از اسپري اشك آور براي ساكت كردن متهمان در ماه مبارك رمضان است. به گفته تعدادي از متهمان اين اقدام كه از سوي يكي از ضابطان قضايي صورت گرفت چنان ناجوانمردانه و غيرانساني بود كه موجب شد مأموران اطلاعات نيروي انتظامي كه پايگاه آنها در اداره اماكن است (اين مأمورين مسئوليت انتقال متهمان از بازداشتگاه مخفي به مجتمع قضايي فرودگاه را عهده دار بودند) به مافوق خود گزارش دهند. بازجوي پرونده از متهمان عذرخواهي كرد و از آنان خواست كه در ملاقاتهاي خود مطلبي در اين زمينه بازگو نكنند.

020 در ابتداي بازجويي‌ها سعي مسئولان قضايي در چسباندن انگ روابط نامشروع و اعمال خلاف عفت عمومي و يا مسائلي مانند شرب خمر و ... به متهمان بود. با اعمال اين ترفند سعي در شكستن و خرد كردن شخصيت زنداني‌ها مي‌كردند. چنانچه در اين گونه مسائل موفق به پيدا كردن نقطه ضعفي مي‌شدند به بي‌شرمانه‌ترين حالت شخص را به دستگيري و آزار و اذيت نزديكان متهمان تهديد مي‌كردند.

021 اگر وكلا يا خانواده متهمي مصاحبه مي‌كردند و خواستار رسيدگي مجامع بين المللي به وضعيت عزيزانشان مي‌شدند، سريعاً متهم مورد نظر توسط بازجو به اتاق هاي بازجويي احضار مي‌شد و پس از تهديد در مورد اينكه اينگونه مصاحبه‌ها به صلاحتان نيست و در رأي قاضي مؤثر است، از شخص متهم مي‌خواستند در حضور ايشان با بستگان خود تماس بگيرند و از آنها بخواهند از انجام هرگونه مصاحبه كه باعث افشاي مسائل مي‌شود خودداري كنند.

022 همانگونه كه اعلام شده است نوشته‌اي از بازداشتگاه توسط آقاي حنيف مزروعي خارج شده كه در آن درخواست‌هاي هاديان اين پروژه مطرح است. اين سند مهم كه به دستخط بازجوي پرونده مندرج در برگه‌هاي سربرگ دار بازجويي است گوياي روند غلط امور در دادگستري تهران است.

023 بازجوي پرونده داستان آقاي حسين شريعتمداري را در روزنامه كيهان با عنوان "خانه عنكبوت" در همان روز انتشار و به متهمان پرونده مي‌دهد و از آنها مي‌خواهد آنرا مطالعه كنند و پس از مطالعه از ايشان مي‌خواهد كه مطالبي مجزا در تأييد اين مقاله بنويسند تا آنرا در مطبوعات به انتشار برساند.

January 05, 2005

آیا من بخاطر دوری از

آیا من بخاطر دوری از ایران و زبان فارسی مفاهیم را بد می‌فهمم یا اینکه آقایون معروف به اصلاح طلب هستند که در انتخاب واژه هایشان با مشکل روبرو هستند!؟

بیشتر از چند روز از سانسور نظری را که در وبلاگ آقای بهنود گذاشتم نمی‌گذرد، جمله‌ای که استفاده کردم در حقیقت چیزی بجز گفتن عریان حقیقت نبود، در آن نظر خواهی نوشته بودم:
خوب است والله! پس از قرار معلوم چیزی هم بدهکار شدیم! مدال هم باید به گردنشان بیندازیم؟ عجب دنیایی شده مدال هم باید به گردن همکاران جنایت کار ترین رژیم دنیا بیندازیم!

آقای بهنود را از این دو خط من خوش نیامد و قسمتی از آنرا سانسور کردند، مگر من چه نوشتم؟ مگر نه اینکه رژیم جمهوری اسلامی جنایت کار ترین رژیم دنیاست؟ حالا نگاه کنید به این جمله آقای نبوی و کلاه خود را قاضی کنید ببینید من از محدوده خارج شدم یا ایشان. این دو نوع نگاه را با هم مقایسه کردم زیرا از نگاه جامعه این دو نویسنده در یک ردیف قرار دارند یا حداقل برداشت من اینگونه است.

حالا برویم سر روش نگارش آقای نبوی. ایشان از روی عصبانیت یا هر چیز دیگر مرتضوی را روستایی خطاب می‌کنند، آن هم نه یک بار و نه دوبار بلکه در تیتر مطلب هم از همین واژه استفاده می‌کنند.
تیتر دوم مطلب آقای نبوی در گویا نیوز:

آقای خاتمی! هشدار می دهم! کسانی که اقرار گرفته شده اند بی پناه اند و هر بلایی که برسرشان بیاید مسوول مستقیمش قاضی مرتضوی است و هر کسی که می تواند جلوی این مردک روستایی را بگیرد و نمی گیرد.

آقای نبوی خوشحال باشید که یک نویسنده نروژی نیستید وگرنه با استفاده از چنین واژه‌ای و استفاده از توصیفی چنین ناروا باور کنید کار شما بعنوان یک نویسنده برای همیشه تمام شده بود.

مگر روستایی بودن از نظر شما عمل خلافی است که آقای مرتضوی را که یک جنایت کار است را روستایی می‌نامید؟ آیا اینکه کشاورز روستایی وطن‌تان با سخت ترین فشارها و کمترین امکانات مواد غذایی برای شما تولید می‌کند و بر روی میز شما می‌گذارد مستحق همردیف قرار گرفتن با مرتضوی است؟ چه اتفاقی در آن دیار افتاده که یک نویسنده مدال به گردن ابطحی می‌اندازد و آن یکی دیگر مرتضوی را به روستایی بودن متهم می‌کند، انگاری که روستایی بودن یک جنایت است. آقایان آیا واقعآ من هستم که زبان فارسی را بخاطر دوری از وطن فراموش کرده‌ام یا شما چنان از جاده خارج شده‌اید که دیگر دست چپ و راست خودتان را هم تشخیص نمی‌دهید! باور کنید ملت ایران خیلی خوش نشاس هستند که شما نویسنده ایرانی هستید و کس دیگر نوشته‌های شما را نمی‌خواند وگرنه این نوشته‌های شما مایه آبرو ریزی برای ایران و ایرانی می‌شد.

January 04, 2005

آقا جان قیمت‌اش چنان گران

آقا جان قیمت‌اش چنان گران شده که مصرف کنندگان عمده آن را مجبور به تغییر قانون کرده تا بلکه مجبور نشوند از درامد بخور و نمیر ملایی هزینه سنگین آنرا بپردازند و با کشت آن در داخل شاید رونقی هم در زمینه کشاورزی بوجود بیاید.


از روزی که زلزله جنوب شرقی آسیا را لرزاند و آماری از نروژی‌های کشته شده به اینجا رسید (تاکنون 21 نفر) بیچاره نخست وزیر، وزیر امور خارجه، وزیر بهداشت و چند وزیر دیگر تقریبا نخوابیده‌اند این را در چهره هایشان می‌توان بخوبی دید.
در این مدت نشریات و رادیو تلویزیون‌ها این بیچاره‌ها را دقیقه‌ای رها نکرده‌اند و شبانه روز زیر فشارشان گذاشتند تا بلکه اعدادی را بطور رسمی در مورد کشته شدگان و مفقودین نروژی منتشر کنند. حالا که دیروز لیست منتشر شده نشان از این دارد که تعداد مفقودین کمتر از آن است که نخست وزیر اعلام کرده. از بعد از ظهر دیروز تا حالا ژورنالیست‌ها این بیچارگان، نخست وزیر و وزرا را در مقابل بینندگان تلوزیون کباب کرده‌اند و مدام آنها را سرزنش می‌کنند. کم مانده این بیچاره‌ها در مقابل چشم بینندگان زار زار گریه کنند ولی خبرنگارها رهایشان نمی‌کنند.
وظیفه ژورنالیست‌ها در چنین شرایطی همین است "انتقاد از قدرت" گرچه ممکن است گاهی اوقات زیاده روی کنند ولی این وظیفه شان هست هرچه باشد سیاست مداران خود به میدان می‌آیند و صندلی‌های قدرت را با آغوش باز اشغال می‌کنند و هیچ کس آنها را مجبور به این کار نکرده.


January 03, 2005

این تحلیل حقوقی را آقای

این تحلیل حقوقی را آقای عطااله مرادی برای من ارسال کرده‌اند به جهت اینکه ممکن است عده‌ای آگاهی از قوانین نداشته باشند خوب است که مروری بر آنها بشود.


عطااله مرادی: ataalah_moradi@yahoo.com
دانشجوی حقوق

با نگاهی کوتاه و گذرا به اعترافاتی که معمولاً برخی از فعالین سیاسی در زندان انجام می‌دهند و به تبع آن نمایش تلویزیونی که پخش می‌شود حاکیت از آن دارد که چه نوع فشاری بر فعالین و روشنفکران در زندان اعمال می‌شود که در بیرون از زندان و در فضای آزاد حاضر به گفتن چنین مطالبی نیستند و یا بعد از آزادی از زندان درصدد تکذیب آن بر می‌آیند و آن را ناشی از فشار روحی روانی ، جسمی محیط زندان می‌دانند.

باید به این نکته اشراف داشت که محبوس نمودن فعالین سیاسی بخصوص دانشجویان که نسل جوان جامعه را تشکیل می‌دهند ؟ در سلولهای انفرادی نه تنها خلاف مقرّرات و قوانین داخل و کنوانسیونهای بین المللی است بلکه از آن می‌توان به عنوان شکنجه‌ای سفید نام برد که دستگاه قضایی با توسل به سیاق فوق و تدوین برنامه‌های هویت درصدد ترور شخصیت سیاسی دانشجویان ، روشنفکران و دگراندیشان است .

در سالهای اخیر و بعد از وقایع تیرماه 1378 این پروژه در رأس برنامه‌های دستگاه قضایی قرار گرفته و دانشجویان را به دلیل اتهامات واهی و بی‌اساس وادار به اظهار ندامت واعتراف نمودند. قابل توجه است که اعتراف و اقرار تحت شرایط خاص و اجبار به اعتراف در محیط زندان بهیچ وجه قابل استناد حقوقی و قانونی نبوده و محاکم دادگستری نمی‌توانند با استناد به این نوع از اقاریر که معمولاً در شرایط تحت سلولهای انفرادی از فعالین سیاسی می‌گیرنداستناد نموده و با تکیه بر آن حکم صادر نمایند.

ماده 5 : حقوق بشر:؟ هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی یا تحقیر آمیز ، قرار گیرد ؟.

بنابراین هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع بوده و اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرارو سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است

از طرفی در هیچ یک از موارد قوانین عادی و اساسی قاضی مخیر به نگهداشتن متهمان بالخصوص(متهمین سیاسی)در سلولهای انفرادی و شرایط تحت زندان نیست، فقط در ماده 181 آیین نامه زندانها در مورد تخلفات زندانیان شورای مرکب از رئیس زندان یا جانشین او ، معاونین یا مسئولین انتظامی و فرهنگی ، قضایی و؟ تنبیهاتی در نظر گرفته می‌شود. که در بند 4 ماده 182 آیین نامه زندانها یکی از موارد تنبیه انضباطی را زندان انفرادی تا یک ماه تعریف نموده‌اند . بنابراین نگهداشتن متهم در سلول انفرادی فقط در صورتی است که زندانی مرتکب اعمال خلاف مقررات زندان شود ( که این خود جای بحث مفصلی را می‌طلبد ) نه اینکه قاضی قبل از محکوم شدن متهم، خودسرانه با توجه به روحیات و احوالات شخصی ، متهم را در سلول انفرادی محبوس نموده و بعد از مدتی اقاریر و اعترافات مورد دلخواه خود را از فرد زندانی دریافت نماید و آن را مستند صدور حکم قرار دهد.

علیهذا اعترافات حاصله در ایام انفرادی فاقد اعتبار قانونی بوده و از درجه سندیت حقوقی ساقط می‌باشد .

January 02, 2005

بدبختی ما ملت می‌دانید


بدبختی ما ملت می‌دانید در چیست؟ اینکه نصف بیشتر مطالب گویا نیور یکی از بزرگترین سایت‌های خبری ما ملت مربوط می‌شود به مانورهای آخری که حضرت تربچه نقلی به راه انداخته وای به روزگار آن ملت!

بجای این همه غوغا فاکت‌ها را کنار هم بگذاریم و بجای دعوا سر لحاف ملا با منطق بررسی کنیم، جر و دعوا که ندارد.
حکومت اسلامی 25 سال است که جنایت می‌کند. این بر هیچ انسان عاقل و بالقی پوشیده نیست، ممکن است عده‌ای ایدالیست بگویند در هیچ دادگاهی ثابت نشده که اینها جنایت کاراند! می‌گویم حتی با احکام دادگاه‌های ایدالیستی هم نمی‌توان چنین اتهامات سنگینی را بی پاسخ گذاشت. باید متهمین را دستگیر کرد چپاند توی زندان تا وضع‌شان مشخص شود. این فاکت را دیگر حتی آنهایی هم که در دنیای خواب و رویا زندگی می‌کنند نمی‌توانند انکار کنند.
پس این جر و دعواهای روشنفکری!! برای چیست که یکی مدال به سینه حضرت تربچه نقلی می‌اندازد یکی دیگر بارک الله و احسنت می‌گوید و آن یکی اسمش را در لیست نظر سنجی می‌گذارد آن سومی او را روشن فکر دینی می‌نامد. گرچه با آن اسامی که در آن لیست کذایی هست شاید بتوان وجود این تربچه نقلی را کمی منطقی‌تر دانست وقتی در لیست نام‌هایی مثل خامنه‌ای و رسمنجانی را می‌توان دید.
آخر الاغ جان اگر گفتی روشنفکر که دیگر نمی‌توانی دینی به پشتش بچسبانی که، کسی که دینی شد روشنفکر نمی‌شود او ذوب در یک ایدئولوژی است آن هم از نوع قرون وسطایی‌اش، مگر اینکه مغز خر هم جزو روشنفکرها شده باشد در غیر این صورت کسانی که از عقاید ماقبل تاریخ پیروی می‌کنند را امروزه روشنفکر نمی‌نامند آنها را در بهترین حالت شارلاتان می‌توان خواند ولی روشن فکر نه.


خُسن آقا: توی این نوشته

خُسن آقا: توی این نوشته که از پیک نت کپی شده خطوطی را ترسیم و آنها را با خط قرمز مشخص می کنم تا ببینیم چگونه ملت را از این یا آن پدیده می ترسانند تا به اهداف خود برسند. مطالب قرمز رنگ داخل پرانتز از من است مطلب آبی رنگ خطوطی است که اینها سعی در ترسیم دارند و می خواهند به ملت القا کنند که بهترین گزینه است.


ميزگرد مطبوعاتی فراكسيون جديد دفترتحكيم (بخوانید فراکسیون رفسنجانی)

جنبش دانشجوئی بايد با استراتژي حاكميت يكدست "راست" مقابله كند (رای جمع کند برای هاشمی )

منبع: پیک نت
اعضای هيات‌رييسه‌ فراكسيون روشنگری طيف علامه‌ دفتر تحكيم وحدت يك ميزگرد انتخاباتی، درباره انتخابا