« آخرین صدا!؟ | Main | یک هم‌وطنی بنام علی رضا »

قبل از اینکه پریشان خاطر

قبل از اینکه پریشان خاطر شوم و با عصبانیت مطلب قبلی رو بنویسم به اتفاق دوستان هسته‌ای رو کاشته بودیم، این هسته را دیگران با زحمت زیاد آبیاری کرده بودند همین موضوع من را مجبور به دوباره نوشتن کرد.

پن لاگ را بسیاری از دوستان با پشتکار در ایام تعطیلات تابستان شروع کردند. کاری را که خود من بارها در باره ضرورت چنین کانونی قلمفرسایی کرده بودم و بنا بر این شده بود که من و هاله کارهای فنی آن را به عهده بگیریم همین مسولیت مرا بر آن داشت که دوباره اینجا بنویسم. گرچه بهیچ وجه علاقه‌ای به نوشتن ندارم.
به شما دوستان هم قول می‌دهم که مسولیتی را که پذیرفته‌ام حتی اگر در وبلاگ خُسن اقا ننویسم آن مسولیت را چون از قبل پذیرفته‌ام تا آنجایی که در توانم باشد دست در دست شما در آن راهی که می‌روید همراهی خواهم کرد.