« June 2004 | Main | August 2004 »

July 31, 2004

این زن‌های عجوزه در جمهوری

این زن‌های عجوزه در جمهوری اسلامی هم دردسری شده‌اند برای مردهای بدبخت ها!! اول می‌گویند هرکس دلش خواست چند زن بگیرد! باور ندارید!؟ به سخنان خانم فاطمه آليا نماینده مجلس توجه کنید:
تعدد زوجات حمايتي است و تعدد زوجات در شرايط خاصي قابل اجراست [ + ]
و بعد که بدبخت بینوا زن می‌گیرد می‌خواهند نقره داغ‌اش کنند. بنا به خبری که در پیک ایران نقل شده هووی خانم جميله كديوربا شکایت بردن به دادگاه می‌خواهد آقای مهاجرانی (رئیس جمهوری در نمک خوابانده شده) را نقره داغ کند. [ + ]

این خبر بنظرم خیلی مهم

این خبر بنظرم خیلی مهم آمد و ضروری دیدم به اطلاع‌تان برسانم، البته بدون اینکه از واقعیت داشتن یا نداشتن آن خبر داشته باشم. بنا به نوشته سایت روزنه شرکت مخابرات ایران برای تمام دارندگان میل یاهو اقدام به فرستادن میلی با یک ویروس کرده. کار این ویروس یک نوع KeyLogger است.
KeyLogger به برنامه‌هایی گفته می‌شود که تمام اعمال شما را بر روی کی بورد ضبط می‌کند و بنا به نوشته روزنه لوگ‌های ضبط شده هر 20 دقیقه به این research@irantelecom.ir آدرس که متعلق به مخابرات هست ارسال می‌شوند.
در هرصورت نه فقط ویروس‌های از این نوع بلکه تمام ویروس‌ها با اجرا کردن آنها آسیب می‌رسانند و چنانچه شما آگاهانه عمل کنید می‌توانید قبل از اجرای آنها میل نامبرده همراه با پیوست آن را پاک کنید و همچنین سطل زباله میل خود را هم خالی کنید تا میل پاک شده که بعد از پاک شدن در سطل زباله قرار می‌گیرد بطور اشتباه اجرا نشود.

July 30, 2004

با عرض پوزش از وقفه

با عرض پوزش از وقفه بیش از حد. باور کنید دو هفته گذشته تقریبآ از تمدن دور بودم و نه فقط دسترسی به اینترنت میسر نبود بلکه حتی تلویزیون هم نداشتم، با خودم می گفتم ای چه می شد اگر یک دفعه خبر می آمد که در این مدت حکومت ملاها از صحنه گیتی پاک شده است.
از فردا قول می دهم که جبران این مدت را بکنم و هر روز مطلبی بنویسم. فعلا تازه از راه رسیده ام و بعد از 2800 کیلومتری که در عرض سه روز رانندگی کردم دیگر رمقی در من برای نوشتن باقی نمانده، پس تا فردا.

July 21, 2004

شوشو، بنیه، بنیه و پُم، دومانده!

سالها قبل زمانی که دانشجو بودم برای گذران زندگی تابستانها روی پلاژ گرم جنوب فرانسه همین جایی که امروز مثل توریستها دراز کشیده ام فروشندگی می کردم. از صبح راه می افتادیم تا شب بلکه 100 فرانکی کاسبی کنیم تا با جمع آوری فرانکهای توریستها بتوانیم به بقای خود در فرانسه ادامه دهیم. اون زمانها دیگه پولی از ایران نمی رسید مخصوصآ دانشجوهایی که با سفارت درگیری داشتند و تنها راه درآوردن پولی برای گذران امور روی آوردن به کارهای سیاه (غیرقانونی) بود.کار طاقت فرسایی بود ولی اگر حاصل این کار رضایت بخش می شد آخر روز خستگی از تن ما بدر می کرد و خوشحال به خانه باز می گشتیم. وای از آن روزهایی که آخر شب با حساب و کتاب درمی یافتیم که حاصل منفی بوده و با بنیه هایی که روی دستمان باد کرده بود به خانه بازمیگشتیم، شوشوها را می شد روز بعد فروخت ولی بنیه ها اگر روی دستمان باد می کرد مجبور بودیم آنها را بعنوان شام شب و یا صبحانه روز بعد بخوریم تا بلکه جلو ضرر را گرفته باشیم. مشکل فقط گرمای تابستان و کار طاقت فرسا نبود مامورین پلاژ هم که مدام با آنها در حال تعقیب و گریز بودیم قوز بالا قوز می شدند. اگر می گرفتندمان نه فقط اجناسمان را توقیف می کردند بلکه باید جریمه هم می دادیم.

شوشو (chouchou): بادام سوخته، بادم شیرین شده.
بنیه (beignet): یک نوع شیر
ینیبنیه و پُم (beignet aux pommes): همان بنیه هست فقط مقداری سیب هم در تهیه آن بکار رفته.
دوماندِ (demandez) :تقاضا کنید، مشتقی از فعل تقاضاکردن

July 18, 2004

عاقبت پس از پشت سر

عاقبت پس از پشت سر گذاشتن 2700 کیلومتر به مقصد رسیدیم.در یکی از پلاژهای پرپینیا مستقر شدیم. Perpignian یک شهر 200 هزار نفری به فاصله 25 کیلومتری اسپانیا، جنوبی ترین نقطه فرانسه است.  اینجا شیراز دوم خُسن اقا است. زمانی که حکومت ملاها راه را برای رفتن به ایران بسته بودند تابستانها را اینجا می گذراندم تا یادی از آفتاب سوزان شیراز کرده باشم. امروز فقط برای زنده کردن خاطرات دوران تحصیل به اینجا می آیم. جای همگی شما اینجا خالی است. شبها با شراب در کنار دریا می گذرد روزها را در آفتاب سوزان ساحل به برشته کردن پوست تن مشغولیم. 
 

July 15, 2004

این مطلب دیشب نوشته شده.

این مطلب دیشب نوشته شده.
با عرض پوزش که بی خبر دکه خُسن آقا را ول کردم وزدم به چاک جاده. روزی که از نروژ رفتم فکر می کردم فرداش توی آلمان دسترسی به اینترنت پیدا خواهم کرد و همچنین وقت نوشتن چند خطی، ولی متاسفانه نه دسترسی به اینترنت پیدا کردم و نه وقت نوشتن. حالا هم اگر فردا کافی نتی پیدا کردم این مطلب رو پست خواهم کرد اگر نه، معلوم نیست که در چند روز آینده بتونم به نت دسترسی پیدا کنم یا نه آخه برعکس تصور، هم آلمان وهم فرانسه از نظر ارتباطات حداقل از نروژ سالها عقب تراند. راستش با همراه داشتن یک لپتاپ فکر می کردم که می تونم هرگوشه ای از این دوکشور به نت وصل بشم، مدتی که ایران بودم دسترسی ام به اینترنت آسونتر بود تا توی آلمان و فرانسه. فرانسوی ها که انگاری چیزی بنام انترنت هنوز نمی دونند چی چی هست! امشب توی هتل پرسیدم آیا امکان اتصال به اینترنت دارند یا نه، یارو جواب منفی داد. پرسیدم، آیا کافی نتی این نزدیکی ها هست یا نه بازم گفت نه. خلاصه انگار اینجا از لحاظ ارتباطات وضعشان از مملکت آخوندا هم بدتره!
یک کمی درباره این ده کورکی که امشب بناست توش شب را به صبح برسونم.
اسمش نُف شاتو هست، با نوفل لو شاتو اونجایی که خمینی قبل از انقلاب توش اقامت کرده بود اشتباه نشه ها! اینجا توی شرق فرانسه ست، یک جایی نزدیکی های لوکزامبورگ و آلمان (دویست کیلومتری).
ژاندارک در نزدیکی های اینجا در مکانی بنام دُم رمی لا پوسل (Domremy-la-Pucelle) در ژانویه 1412 بدنیا آمده و سالها بعد (1428) برای فرار از دست ژان دو لوکزامبورگ و آنتوان دو ورژی کاپیتانهای بورگینیون به نُف شاتو پناه برده. رابطه عجیبی که همیشه بین من و این شهرک کوچک فرانسوی وجود داشته اینه که هروقت به فرانسه اومدم روز چهارده ژوئیه گزارم افتاده به این شهرک گمنام. این شاید ششمین یا هفتمین باری است که روز 14 ژوئیه سر از اینجا در میارم.

چهارده ژوئیه سالروز انقلاب فرانسه است، چهارده ژوئیه 1789 ملت فرانسه کشاورز و شهر نشین بر علیه لوئی 16 قیام کردند و بعد هم گردن کلفتش را با گیوتین زدند، مبارک است، امید وارم که همین روزها هم همین عاقبت نسیب حاج آقا خامنه ای و دیگر لوئیی های ایران شود.

July 08, 2004

18 تیر، 16 آذر، جمعه سیاه، تابسان 67 تاریخ‌هایی است که خود به تنهایی مرگ رژیم‌هایی را رقم می‌زنند دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد

July 07, 2004

بازم جای شکرش باقی است

بازم جای شکرش باقی است که ما برای مبارزه مجبور نیستیم Fuck کنیم . نخندید! چندتا جون نروژی دور هم جمع شدند و برای نجات جنگل‌های آمازون رفتن روی سن (یک کنسرت موزیک) و خلاصه فاک کردن برای نجات آمازون، این هم آدرس سایتشون: fuckforforest.com.
پلیس هم گیرداده به همه اونهایی که روی سن بودند. در تصویر کنار صفحه خانم لئونا یوهانسون 21 ساله و آقای تومی هُلم الینگسن 28 ساله رو در حال مبارزه برای نجات جنگل‌های آمازون می‌بینید. مشکل اینجاست که هیچ انجمن و گروهی که برای نجات جنگل‌های آمازون تلاش می‌کنه حاضر نیستند پولهای جمع شده (دویست هزار کرون نروژ معادل بیست میلیون تومان) رو قبول کنند.
انقلاب ایران رو بعضی‌ها انقلاب سکسی خوندن، شاید بد نباشه ما هم Fuck for revolution راه بیندازیم.

فضول مطلبی نوشته که به

فضول مطلبی نوشته که به همگی پیشنهاد می‌کنم آنرا بخوانید، آنرا چندبار بخوانید و باز دوباره بخوانید و رویش ساعت‌ها فکر کنید تا عمق مطلب را دریافت کنید، بسیار ضروری است، می‌پرسید چرا؟ همین الان براتون توضیح خواهم داد.

نگارنده و عده‌ای دیگر از دوستان بارها و بارها سعی کردیم انجمنی برای وبلاگ نویس‌ها راه بیندازیم تا بتوانیم بوسیله آن در حرکت‌های هم آهنگ شرکت کنیم از همین حرکت‌هایی که تا کنون چندبار رژیم را مجبور به عقب نشینی کرده. اگر خاطرتان باشد در آخرین حرکتی که شکل گرفت تنبلی و کوتاهی ما قبل از اینکه حرکتی را ترتیب دهیم اصلاح طلبان وبلاگستان کاری را شروع کردند، آقایان بکمک عمله اکره اصلاح طلب با راه انداختن یک حرکت مشروعیت بخش به رژیم توانستند عده‌ای را فریب دهند و با جمله بندی های فریبنده به جمع آوری امضاها پرداختند و بطور علنی به رژیم گفتند: "ما با سانسور مخالف نیستیم ولی حالا که می خواهید سانسور کنید به روشی که فضولک توضیح داده سانسور کنید (" تعداد فاعل ها را زياد کنيد که در جلوی دروازه شهر معطل نشويم!!!"). بگمان این زیباترین توصیفی است که در تشریح این حرکت خوانده‌ام.
درمورد گفته‌های دیگری که فضول از قول وبلاگ نویس مربوطه نوشته فقط می‌توان با پوزخندی از آن گذشت، زیرا اگر بنا به گفته وی این حرکت‌ها بی نتیجه هستند پس دلیل موضع گرفتن رژیم چه چیزی می‌تواند باشد؟ و اینکه سایت راه اندازی شده برای قطعه 33 به چه دلیلی در کمتر از 24 ساعت سانسور می‌شود و همچنین تومار مربوط به سانسور که باز آنرا هم در کمتر از یک یا دو روز سانسور می‌کنند، درصورتی که هنوز کسی کاری به کار این دوستان نداشته؟ آیا این خودش یک دلیل قاطع بر حقانیت کارهای انجام شده ما نیست؟

درمورد اظهارنظر آقای درخشان نیاز به پاسخی نیست بجز رجوع دادن ایشان به نوشته خودشان که فرمودند:

ايجاد انجمن وب‌لاگ‌نويسان مخالف ذات بی‌مرکز وب‌لاگ است ... ... من شک ندارم که اين کار را می‌کنند تا بعدا از آن برای محدود کردن وب‌لاگ به انواع مختلف استفاده کنند. مثلا فهرست درست کنند و به شورای سانسور اينترنت بدهند که مثلا اينها را ببنديد، ما تاييدشان نمی‌کنيم. يا اينکه مثلا درباره‌ی مسايل سياسی-اجتماعی گوناگون موضع بگيرند و بيانيه بدهند از قول همه‌ی وب‌لاگ‌نويسان ايرانی.

البته ایشان چرندیات دیگری هم در همین نوشته‌شان نوشتند که بشما پیشنهاد می‌کنم آنها را هم بخوانید.
حالا سوال من از ولی فقیه وبلاگستان خیلی ساده و صریح است، چطور شد که یک مرتبه 180 درجه تغییر عقیده دادید؟ آیا بخاطر این نیست که به شما پیشنهاد (دستور) داده‌اند و شاید قول رهبری چنین جریانی بعنوان پاداش خدمتتان به رژیم!؟

راستی اینکه در مخالفت با تشکیل انجمن نوشته بودید:

اينها را از روی بدبينی ماليخوليايی فرانسوی‌مآبانه نمی‌گويم. کاری است که حزب‌اللهی‌های باهوش در زمان اوج قدرت سعيد امامی ياد گرفتند تا بطور کاملا موجه و مشروع، گروه‌های مدنی و NGO درست کنند و به گندش بکشند که هم در دنيا پزش را بهند، هم برايشان در داخل دردسر درست نکنند.
(همان جا)

پس می‌توان نتیجه گرفت که اینکه فرمودید صحت دارد و حتمآ شما مامور چنین کاری شده‌اید وگرنه ما را که همه می‌شناسند و مواضع ما شفاف‌تر از آب چشمه است و مارا با رژیم کاری نیست، ولی اگر به نوشته‌های شما رجوع کنیم به راحتی درخواهیم یافت که شما از مواضع شفافی برخوردار نیستید، بلکه بیشتر تمایل به اصلاح طلبی و مجیز گویی رهبر دارید، باور ندارید! بفرمایید:

خامنه‌ای با وجود تمام ظلمی که در اين سال‌ها بر جريان روشن‌فکری دينی کرده است، بسيار بيشتر از رفسنجانی به دموکراسی، استقلال و پيشرفت ايران معتقد و پايبند است، ولی ترس عجيبی که از نوعی کودتای خارجی يا داخلی دارد، او را در عمل تبديل به يک رهبر مستبد کرده است. همزمان برخلاف رفسنجانی رسالتی معنوی و دينی هم برای خود قایل است
منبع
راستی گمان می‌کنید اگر بنا باشد انجمنی برای وبلاگ نویسها برپا شود چند درصد حاضرند زیر علم افرادی مثل شما که چنین مجیزگوی مستبدترین رهبر موجود در جهان هستید بروند! یا شاید پناه برخدا وبلاگ نویس‌ها را خرفت و کودن فرض کرده‌اید.

اینکه تشکیل چنین انجمنی ضروری است نیاز به دلیل و برهان ندارد، البته اگر طالب یک ایران دموکراتیک هستیم که این تنها راه و روش آن است (تشکیل جریانهای مردمی برای دفاع از حق مردم)، ولی اینکه آنرا عده‌ای بدستور قدرتمداران برایمان برپا کنند خیر.

July 06, 2004

اول اینکه اگر این لینک‌های

اول اینکه اگر این لینک‌های بغل رو بروز نمی‌کنم بخاطر بلاگر هست نه تنبلی، آخه دو روز هست بلاگر مشکل بهم‌زده و هر صفحه‌ای رو که می‌خوام باز کنم سه تا چهار مرتبه باید Refresh بزنم تا بلکه باز بشه. شاید هم سانسور رو مرتضوی به نروژ هم صادر کرده باشه!


می‌گن زمانی که آدم توی باتلاق میفته با اینکه می‌دونه اگر دست و پا بزنه بیشتر در باتلاق فرو می‌ره ولی یک غریزه طبیعی انسان رو وادار می‌کنه دست و پا بزنه و همین مساله باعث فرورفتن سریعترش می‌شه. حالا اگر نگاهی به این دو خبر زیر بکنید می‌بینید که این قانون در هر حالتی که احساس خطر جان موجودات زنده (حتی خامنه‌ای) رو تحدید کنه صدق می‌کنه. این هم دو خبر [ 1 ] ،[ 2 ] قضاوتش با خودتون.

July 05, 2004

کورش آسوده بخواب که ما بیداریم!!

کاسه گدایی حکومت اسلامی هنوز

کاسه گدایی حکومت اسلامی هنوز از تصدق سر زلزله زدگان بم پر می‌شود

July 04, 2004

اطلاعیه‌ی انجمن اسلامي دانشجویان دانشگاه تهران درباره‌ی صادر نشدن مجوز برگزاری تجمع

حسين باقري: برخي مي‌خواهند پاسخ منفي به درخواست مجوز در روز 17 تيرماه صادر شود تا عملا فرصتي براي برگزاري اين مراسم در جاي ديگر نيز باقي نماند.
باقري الويت دوم محل برگزاري مراسم را حسينيه‌ي ارشاد اعلام كرد و گفت: صبح امروز درخواستمان را به معاونت سياسي وزارت كشور ارسال كرديم و رونوشتي از آن نيز به مدير كل سياسي و مدير كل امنيتي وزارت كشور فرستاده شد.
«زماني»، عضو شوراي مركزي اين انجمن اسلامي دانشجويان نيز با تاييد ارسال درخواست مجوز برگزاري مراسم 18 تيرماه در حسينيه‌ي ارشاد گفت: اين انجمن اسلامي خواهان آن است كه ياد 18 تيرماه كهنه‌تر و به فراموشي سپرده نشود از مسوولان وزارت كشور خواست تا با اين تقاضا موافقت كنند. منبع خبر
تاکیدها از من است.

به این می‌گویند اطلاعیه‌ی آبکی و چنین بیانیه‌هایی در مقابل قدرت طلبان یعنی شکست، یعنی عقب نشنی، یعنی انفعال، یعنی بدبختی ملت ایران، یعنی کشک.

با قدرتمداران باید با زبان قدرت صحبت کرد. اگر دانشجویان بعنوان یک نیروی پیشرو با چنین مواضع آبکی می‌خواهند نیروی پیشرو باشند! وای بر ملت ایران.


حتمآ بخوانید لینک از طریق هاله

گزارش تظاهرات 13 تیر اسلو

طبق برنامه امروز (دیروز ایران) اولین گروه ایرانیان اسلو درمقابل مجلس قانونگذاری نروژ برای حمایت از جنبش دانشجویی تجمع کردند. این اولین تظاهرات اسلو بود. طبق برنامه‌های ازپیش اعلام شده این هفته قرار است دو تظاهرات دیگر در اسلو برگزار شود یکی بعداز ظهر پنجشنبه 18 تیر در مقابل مجلس و دیگری همان روز درمقابل سفارت ایران در اسلو. معمولآ در تظاهرات روز 18 تیر تعداد بیشتری شرکت خواهند کرد. سال گذشته حدود هزارنفری در تظاهرات 18 تیر شرکت کردند.
اساسی ترین اتفاقی که امسال برای اولین بار افتاد این بود که نماینده‌ای از حزب سوسیالیست نروژ SV در این اجتماع شرکت کرد و از طرف حزب سوسیالیست نروژ یک بیانیه حمایت از نیروهای مخالف رژیم را خواند. بشما قول می‌دهم که این اتفاق بسیار مهمی است. اتفاق دومی که امروز برای اولین بار افتاد تلویزیون نروژ هم از تظاهرات فیلم گرفت این هم اتفاقی نیست که بهمین سادگی ها پیش بیاید، معمولآ دستور از بالابالاها که می‌آید از این اتفاق‌ها می‌افتد. نکته دیگری که قابل ذکر است حضور (جعفر زرین) نماینده اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران بود که در این گردهمایی سخنرانی کرد. خلاصه اینکه تظاهرات امروز برخلاف دیگر تظاهرات‌های ایرانیان در نروژ در مجموع مثبت تر از همیشه بود.

خلاصه‌ای از بیانیه حزب سوسیالیست نروژ را امشب ترجمه خواهم کرد و فردا تقدیم حضورتون خواهم کرد این بیانیه در دوصفحه تهیه شده یک صفحه در باره ایران و موقعیت حکومت و مواضع حزب سوسیالیست نروژ درباره ایران و صفحه دوم درباره وضعیت کردهای ایران و حمایت از آنهاست.

July 03, 2004

دوست ناشناخته

یکی از شما که زبان هلندی بلد هست بره برای این دوست نا شناخته ما یک کامنت سپاسگذاری به زبان هلندی بنویسه. هرکه هست دستش درد نکند یک لینک داده به صفحه ضد سانسور، ملت هم دارن کرور کرور میان سراغ صفحه، باز هم این خارجی‌ها. راستش را بخواهید من از این سایت‌های به اصطلاح ایرانی دمق و گچی هستم، مخصوصآ از گویا نیوز من شخصآ دوبار از گویا نیوز خواستم که به وظیفه خبررسانیشان عمل کنند و این حرکتی را که بچه‌ها شروع کرده‌اند را حداقل بعنوان یک خبر پوشش بدهند، ولی محل سگ هم به ما نگذاشتند. ولی این هلندی که نه من را می‌شناسد و نه شاید آشنایی چندانی با ایران و ایرانی دارد برداشته اون وسط صفحه تبلیغ صفحه ضد سانسور را کرده. بروید آقا یک پیام تشکر برایش بنویسید تا دل من خنک بشود.

July 02, 2004

اگر حوصله تان سر رفت جنگ راه بیندازید آقا!

در خبری که در سایت اینترنتی کانال 2 تلوزیون نروژ خوندم حضرت صدام حسین عفلقی سابق و برادر مبارز امروز فرموده‌اند:


Jeg beordret invasjonen av Kuwait for at hæren skulle få noe å gjøre, hevdet Saddam Hussein i avhør. Link ...

این به زبان نروژی‌اش را اول آوردم که بر کسی شک فایق نشود که مثلآ پناه بر خدا خُسن آقا دروغ می‌گوید. ترجمه این سخنان گوهربار چنین است:
بر اساس این خبر صدام حسین آقا برای اینکه حوصله دارو دسته ارتش‌اش سر نرود و سربازان و امرای ارتش‌اش بیکار نباشند با کویت وارد جنگ شده!! به این می گوید سیاست با تدبیر!! حتمآ فردا هم که امام چهاردهم را درمقابل یک قاضی غیر مکتبی قرار بدهند از همین گونه اراجیف به خوردمان خواهد داد و مثلآ خواهد گفت: بخاطر اینکه تریاک داشت گرون می‌شد نیروهام رو فرستادم جبهه تا وقت نداشته باشن این همه تریاک بکشن!

جایگاه زن در اسلام

هیچکی نمی‌تونه مثل ... مثل این عین‌الله موا...مواضع ضد زن داشته باشه! اصلآ خدایی‌ش می‌گه یک انگشت بزنم توی اون چشمای هیز عین‌الله ها.
سرکار استوار، سرکار استوار ببین این مز...مز...مزدور عین‌الله چی می‌گه به :زن‌ها

ده‌‏نمكي: تدبير امور مملكت را برعهده زنان گذاشتن، اشتباه محض است

مدير مسوول هفته نامه" صبح دوكوهه" گفت: به اعتقاد من تدبير امور مملكت را برعهده زنان گذاشتن براساس روايت اشتباه محض است.

مسعود ده‌‏نمكي در گفت و گو با خبرنگار" ايلنا" با انتقاد از روحيه برخي مديران نظام كه در مراحل حساس تصميم‌‏هاي درست نمي‌‏گيرند، گفت: در حالي‌‏كه مردان زن نمايي در سيستم هاي مديريتي و تصميم گيري، شهامت گرفتن حق مردم را از بيگانگان ندارند، زنان بايد حساب كار خود را بكنند. [+]


به دستور بهزاد رفتم یک سایت آینه‌ای راه انداختم البته شبیه این یکی نیست ولی مطالبش یکی است. چه فرق می‌کنه که شکلش چی جوری باشه همین که محتویاتش یکی است کفایت می‌کنه! نمی‌کنه!؟
به همه سانسور شدگان راه امام امت پیشنهاد می‌کنم برن یک وبلاگ آینه‌ای درست کنند. خیلی هم راحت هست همه چیز هم بصورت قبل همونجایی که قبلآ می‌نوشتی می‌نویسی فقط این یارو آینه ساز خوبی هست خودش ترتیب همه چیزو برات می‌ده.

آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج

تقلب نکنید ها، اگر گفتید این دوتا شیع توی این عکس چی هست!؟
نمی دونید؟ ای بابا اگه مثل من مجبور شده باشید توی اینجور وبلاگها کامنت بگذارید وقتی یکی چند بار گذاشتید و بخاطر فشار دادن دکمه اشتباه همه کامنتتون به درک واصل شد اونوقت یاد می گیرید این دوتا چه معنی داره.اینها دوتا دکمه ژاپنی هستند، دسته راستی معنی "Post" کن رو می ده و دست چپی یعنی بی خیال.

July 01, 2004

دوستان باید به همگی تان

دوستان باید به همگی تان مژده بدهم، امروز متن پتیشن را به فارسی در سایت گزارشگران بدون مرز دیدم. من این اتفاق را به فال نیک می‌گیرم. بنا بود یک کپی از این نامه برای گزارشگران بدون مرز ارسال شود ولی گویا آنها زودتر از اینکه نامه ارسال شود خودشان کشفش کرده‌اند. این موضوع نشاندهنده این نکته است که، هستند سازمان‌هایی که رفتار ما را زیر نظر دارند. پس باور کنیم که تنها نیستیم و تلاش‌های ما پاسخ می‌دهند. مخصوصآ زمانی که این سازمان‌ها از نوع گزارشگران بدون مرز باشد این سازمان بر اساس همان پرنسیپ‌هایی راه اندازی شده که پزشکان بدون مرز. این دو سازمان غیر وابسته را من سال‌هاست می‌شناسم اینها از رادیکال‌ترین فعالین دنیای غرب هستند وقتی نظرشان به مشکلی در جهان جلب شود مطمئن باشید که هرچه در توانشان باشد انجام می‌دهند. از همه مهم‌تر غیروابسته بودن این سازمان‌هاست.

آیا جنگی در راه است؟

سعید توی نظرخواهی دیروز نوشته بود:

اين ها خواب های بدی برای ايران ديده اند و به زودی جنگی با سپاه در جنوب ايران آغاز خواهد شد
مثل هر جنگ ديگری، بازنده اصلی مردم ايران هستند. اپوزيسيون خواب ايران، متفرق و نا متحد تنها شعار خواهند داد و به گوشه اي هل داده خواهند شد
هوشيار و در مسائل درگير باشيد، خواب بدی حتی تجزيه ايران را برای ما ديده اند.
اتحاد تنها راه حل ما است
موفق و هوشيار باشيد
سعيد 33

می‌خواهم این سوال رو از دیگران هم بپرسم، ببینم چند درصد از شما با سعید هم عقیده هستید.
آیا جنگی در راه است یا اینکه این نشانه‌ها فقط به قول لات‌ها قمپز درکردن و خالی بندی سیاسی است و جنگی در نخواهد گرفت.
فراموش نکنید که اگر چنین جنگی درگیرد خاورمیانه ممکن است در آتش چنین جنگی بسوزد. جنگی که پیش خواهد آمد حتی فکرش بدن هر انسان آگاهی را به لرزه در می‌آورد.
سعید درست تشخیص داده نشانه‌هایی از بروز چنین جنگی وجود دارد، ولی آیا نیروهای تایین کننده چنین جنگی حاضرند هزینه‌های آنرا بپردازند!؟
آیا اسلام حاضر است هزینه چنین جنگی را بپردازد؟ این رویارویی یقینآ جایگاه و قدرت اسلام را بکلی تغییر خواهد داد، یا شاید عده‌ای چنان در حماقت و رویا بسر می‌برند که گمان می‌کنند پیروز چنین جنگی خواهند بود.