« November 2003 | Main | January 2004 »

December 30, 2003

دوستان لوگوی دیروزی را همراه

دوستان لوگوی دیروزی را همراه با کدهای نسب آن را در این صفحه قرار داده‌ام درصورت علاقه می‌توانید آن را برای نسب در وبلاگ خود استفاده کنید. مهشید جان متاسفانه عرض این لوگو زیاد است و برای استفاده در side bare زیاداز حد عریض است، بهمین خاطر آنرا در صفحه مجزایی قرار دادم متاسفم که بخاطر گرفتاری نتوانستم در این حرکت شما را همراهی کنم خلاصه باید مرا ببخشید.

دوستان متاسفانه اون سوراخی که

دوستان متاسفانه اون سوراخی که من توش گیر افتادم به اینترنت دسترسی درست حسابی نداشتم این رو هم از طریق مبایل می فرستم . این عکس را به نا به خواسته مهشید روی نت می گذارم دوستان اگه خواستن از این استفاده کنن. فردا اگه بتونم در این باره بیشتر می نویسم

آدرس تصویر بالا در زیر نوشته شده می توانید کپی کنید

http://home.c2i.net/ahoraian/images/bam01.jpg

December 26, 2003

خسته‌ام، طبیعت هم با ما لج افتاده. مرگ بر طبیعت!

دیو دستا بالا

این هم برای شمر که گمان نکند ما خواسته آن عزیز را فراموش کرده‌ایم ولی خوب جای مناسب نداشتم ولی حالا جابرایش باز کردم.
فقط یک چیزی در مورد موزیک متن صفحه‌های وبلاگها و دیگر صفحه‌های روی نت بگویم و آن اینکه کمی مراعات دوستان را در ایران بکنید. آنها با مودم به نت وصل می‌شوند و اکثرا با سرعت‌های پایین و یک فایل 3MB زمان زیادی می‌برد تا به PC کاربر برسد اگر در وبلاگهایتان موزیک می‌گذارید آنها را AUTOSTART=FALSE قرار دهید تا بطور اتومات موزیک نواخته نشود. چون در آنصورت اگر کسی خواست زحمت داونلود کردن را به خود میدهد و با یک تقه فایل را به کار خواهد انداخت، این انتخاب را به دیگران بدهید تا چنانچه نخواستند به موزیک گوش ندهند.

این هم دیو دستا بالا موزیک مورد علاقه شمر عزیز(هجم 3.8MB)
دیو

December 25, 2003

حق و ناحق فلسطین و اسرائیل

در این بحث مساله‌ی حکومت اسرائیل مدنظر است نه قوم یهود.
ای‌کاش می‌توانستم از بحث‌های جانبی دوری گزینم و به آن چیزی که عشق می‌ورزم بپردازم! ولی گاهی اوقات نمی‌گذارند. عده‌ای دانسته یا ندانسته به اینگونه بحث‌ها دامن می‌زنند و من و شما را به بیراهه می‌کشند.
آقای حدر را من کمتر از دیگران می‌شناسم ولی به اندازه کافی می‌شناسم تا بتوانم این ایده‌ی ایشان را کاری بس کثیف بدانم چرا؟ چون ایشان اگر اشتباه نکرده باشم یک زمانی با شمس‌الواعظين ¹فالوده می‌خوردند و بگمانم که هنوز هم می‌خورند دروغ چرا ما که خودمان به چشم خودمان ندیدیم که! ایشان خود یک جایی توی وبلاگ‌اش نوشته بود، متاسفانه دیگر ماشین جستجو هم در وبلاگ حدر وجود ندارد تا مطلب را برایتان پیدا کنم ولی به عقل خود که شک ندارم که! دارم؟ در جایی در وبلاگشان خوانده‌ام.
خوب شاید عده‌ای بپرسند که مگر آقای شمس‌الواعظين چه مرضی دارد. برای شما بگویم که این آقای آخری هم یک بار با هاشمی رفسنجای ²فالوده خورده و همین مرض برای من کافی است.

در مورد منفعت و ضرر و اینکه آیا باید اسرائیل را به رسمیت شناخت و حمایت از فلسطین را رها کرد. برای روشن شدن چنین پاسخی باید به وقایع بعد از جنگ دوم برگشت و نگاهی کرد به تشکیل حکومت اسرائیل و از بین رفتن حق فلسطینی‌ها. اینکه فلسطینی‌ها برای ما منفعت دارند یا اسرائیلی‌ها بحث من نیست. این بحث را به دکانداران سیاست وا می‌گذارم. همان‌ها که برای چند دلار حق مردم ایران را به استات اویل می‌فروشند و اگر لازم شد مادر خود را هم با شارون به حجله میفرستند تا بلکه یک روز بیشتر به زندگی ننگین خود ادامه دهند و یک دلار بیشتر بدزدند. من مطمئن هستم اگر در اتاق دربسته‌ای همین سوال را از هاشمی و خانواده‌اش بکنید درست جوابی را که حدر می‌دهد به شما خواهند داد. ولی من با اینها فرق دارم و مطمئنم که شما و پاگنده هم با اینها فرق دارید ولی گاهی اوقات پاگنده هم چرندیاتی می‌گوید که باید گذشت کرد و به روی خود نیاورد. دوست عزیز برای گفتن حق و حق طلبی باید هزینه داد هیچ کس از حق گویی و حق طلبی ثروتمند نشده پس باور کنید در حق طلبی هیچ منفعتی نیست بجز حق طلبی. حقایق را نمی توان با دلار اندازه گرفت و نمی توان آنها را با دلار خرید و فروش کرد. اگر رژیم به ظاهر از حق فلسطین دفاع می‌کند این بدان معنا نیست که پس در نتیجه ما باید با آن مخالفت کنم. عقل خود را باید بکار گرفتن نه گفته این یا آن را. آقای حدر هم ماموریتی دارد که باید انجام دهد. شاید عده‌ای را فریب دهد ولی ما را نه.
شاید استقلال فلسطین از اهداف من نباشد ولی دربین راه مبارزه‌ام این حق را به خود نمی‌دهم که برای رسیدن به حقی حق دیگری را پایمال کنم.


1. ایشان یک بار در کانادا میزبان شمس‌الواعظين بودند و با افتخار از ایشان یاد می‌کرد.
2. آقای شمس‌الواعظين یک بار فرمودند نقل به مضمون (اشتباه بزرگی بود که اصلاح طلبان هاشمی را کنار گذاشتند)

دیشب دیروقت مطلبی رو نوشتم

دیشب دیروقت مطلبی رو نوشتم و چون دیروقت بود آن را پست نکردم، بایستی باز خوانی می‌شد. امروز زمانی که نظر کنجکاو و گل‌کو رو دیدم مجبور شدم مطلب دیشب رو عقب بیندازم، گرچه از نظر من مطلب دیشب مهم تر بود، ولی بخاطر اینکه از واژه خائن برای مجاهدین خلق استفاده کرده بودم و اینکه این واژه ای نیست که بتوان بسادگی از کنار آن گذشت مجبور شدم امروز توضیحی بدهم. ولی همین حالا می‌گویم این بحث را ادامه نخواهم داد، چونکه بحث بی اهمیتی است و ربطی به روند نجات ایران ندارد. زیرا مجاهدین بعنوان یک گروه و پدیده، از بین رفته اند هم از نظر ایدولوژیک هم از نظر وزن سیاسی و همانطور که میدانید هدف من فقط یک چیز است نجات ایران نه بیشتر نه کمتر.
حالا بروم سر واژه‌ی خیانت. از نظر من رهبران مجاهدین خائن هستند زیرا:
درگیرودار درگیری ایرانیان با یک کشور خارجی با پیوستن به عراق آن هم عراقی که رهبرش از خمینی دست کمی نداشت، خود را در مقابل ایرانیان قرار داده اند و ازاین عمل فقط یک برداشت میتوان کرد. گروهی برای به قدرت رسیدن از استفاده از هیچ وسیله‌ای خودداری نمی‌کنند همانطور که دیدیم، آخر خط مجاهدین شد یک هدف و شعار (مریم رجوی، ایران رجوی و رجوی ایران) از نظر من کسانی که زیر بیرق چنین شعاری بروند خیانت پیشه هستند. باز هم می‌گویم از نظر من مجاهدین دوگروه‌اند رهبران، آنها که برای قدرت در مرکزیت مجاهدین ماندند و این شعارهای گمراه کننده را ساختند. دوم گروه‌های دون پایه که اینها نیز بر دوگروه‌اند عده‌ای که دانسته برای قدرت ماندند به این امید که بعده‌ها خود رهبر شوند وگروه دوم آنها که گمراه شدند. این گروه آخر از نظر من با ایرانیان کوچه و بازار، من و شما هیچ فرقی ندارند یکی فریب آخوند را می‌خورد و 25 سال عمر خود و دیگران را تلف می‌کند بدون اینکه هیچ منفعتی برای خودش و دیگران داشته باشد و گروهی فریب رجوی و مریم و دارودسته شارلاتان‌شان را خوردند و عمر خود تلف کردند و همچنین لطمه به ایران زدند.


گل‌کوی عزیز من از امضای این نامه بخاطر پاراگراف زیر (قسمتی که بصورت پرنگ نوشته شده) معذورم.

ما از سازمان ملل متحد و صليب سرخ بين المللي خواستار تامين امنيت و سلامت مجاهدين در خاك عراق هستيم. سكوت در مقابل نقض آشكار قوانين بين المللي و زد و بندهاي ننگين عليه مردم و مقاومت ايران, رژيم آخوندي و عواملش را در صدور بنيادگرايي و تروريسم جري تر ميكند. چرا كه مجاهدين اصلي ترين مانع گسترش پديده شوم بنيادگرايي در اين منطقه از جهان هستند.

گل‌کو جان مجاهدین خود گسترش دهنده‌ی پدیده‌ی شوم فردپرستی هستند. تازه، اگر بنابر این است که نامه نگاری شود باید به سازمانهای بین‌المللی نامه نوشت نه به آقای بوش، پاول و کوفت و زهرمار اینها خود جانیانند.

December 24, 2003

مخالفت خود را با بازگرداندن

مخالفت خود را با بازگرداندن نیروهای مجاهدین به ایران اعلام دارید. این کثیف‌ترین کاری است که با جان انسانها می‌توان کرد. گرچه مجاهدین از نظر من به ایران و ایرانی خیانت کرده‌اند ولی فرستادن آنها به ایران با تمام قوانین و کنوانسیونهای بین‌المللی مغایرت دارد و جان آنها را با خطر مواجه می‌کند. اگر آمریکا برای خوش رقصی دربرابر ملاها تصمیم به بازگرداندن این انسانهای بی‌پناه را دارد، مجامع بین‌المللی باید از این کار پیشگیری کنند.

برای کسانی که تحریم انتخابات

برای کسانی که تحریم انتخابات را کار درستی نمیدانند. چه فایده مجلسی را انتخابت کردن وبعد این باشد وضع مجلس منتخب!! مردم.

تبریک بخاطر تصويب قطعنامه سازمان

تبریک بخاطر تصويب قطعنامه سازمان ملل درباره نقض حقوق بشر در ايران. از امروز دیگر نمی‌توانیم بگوییم که دنیای بیرون از ایران با ما همگام نیست. این قطعنامه خود باعث فروریختن ستونهایی از برج ملاها خواهد شد. پیش بسوی سرنگونی رژیم، تحریم انتخابات اولین و محکم‌ترین قدم است.

December 23, 2003

این قسمت بعدآ اضافه شده

این قسمت بعدآ اضافه شده
مطلب "افشاگری برده فروشی در ایران" از وبلاگ آیات شیطانی رو حتمآ بخونید.



والدبمانعلی توی نظرخواهی مطلب قبلی آدرس صفحه‌ای رو از سایت مایکل مور داده که پیشنهاد می‌کنم به کسانی که انگلیسی می‌دونند سری به این صفحه بزنند. در این صفحه نامه‌هایی از تعدادی از نیروهای آمریکایی که در عراق می‌جنگند (آیا این واژه درستی است!؟ "جنگیدن") را منتشر کرده که نشان از درک سربازان آمریکایی از چرایی این جنگ و اینکه تا چه اندازه نیروهای مستقر در عراق خود نسبت به کاری که انجام می‌دهند نادم و نگرانند.
والدبمانعلی عزیز، من کارهای مایکل مور را مدتهاست پیگیری می‌کنم و باید بگویم که اورا انسانی آزادی خواه و حق طلب می‌دانم. خوشبختانه در آمریکا هم انسانهای آزادی خواه پیدا می‌شود گرچه ممکن است تعدادشان کم باشد.


امروز پدر من در آمد اول صبح که میخواستم برم سرکار درجه حرارت 12 درجه زیر صفر بود بعد هم از شانس من ماشین هم پینچر شد. خلاصه توی این استرس نوئل توی اتوبان پیاده شدیم و در سرمای نروژ لاستیک عوض کردیم. تازه در این مواقع می‌فهمم که رژیم چه بلایی سر ماها آورده. آخه این هم شد مملکت؟ تازه هنوز اول زمستونه پارسال دو هفته 25 درجه زیر صفر بود. مادرم سوال میکرد، خیلی سرده!؟ گفتم در فریزرت رو باز کن برو اونتو یک چند ساعت بشین تا بفهمی یک من روغن چقدر کره می‌دهد. تازه توی فریز خیلی باشه 18 درجه زیر صفر هست.
از فردا تعطیلات نوئل شروع می‌شه و خلاصه کار ملت اینجا می‌شه گوشت خوک خوردن و مستی کردن، جای آخوندا خالیست.
آخر هفته هم دیگه معلوم نیست ما در خدمت باشیم یانه یک سر ممکن بریم کوهستان. البته نه توی کوه ولی توی یک خانه کوهستانی بشینیم پای شومینه و عرق و شرق بخوریم و دعا به جون شما بکنیم. البته جاتون رو هم خالی خواهیم کرد. مخصوصآ دوستان عرق خورمون رو،آریا نانا، رهگذر، شمر، یزدانی و خلاصه همه‌ی عرق خورای وبلاگی. یک لپ تاپی با خودم می‌برم ولی اگه ارتباط از طریق موبایل امکان پذیر نشه وبلاگ بی وبلاگ.

December 22, 2003

دانشجویی که دست به اینگونه

دانشجویی که دست به اینگونه کارها می‌زند، نشان می‌دهد که به آگاهی کافی برای هدایت جامعه دست یافته و مشکلات جامعه را می‌شناسد.

دوستان از اخباری که از ایران بدستم می‌رسد چنین پنداشته بودم که سانسور تا اندازه‌ای شل شده. اگر چنین نیست حتمآ اینگونه خبرها را سعی کنید به دیگر وبلاگ نویسها اطلاع دهید مخصوصآ آنها که در ایران نیستند. با اینکار اول از همه رژیم را افشا می‌کنید و همچنین افرادی را که در پیداکردن راه چاره فعالند کمک می‌کنید تا بدانند کدام ISP ها بیشتر سانسور می‌کنند و کدام نمی‌کنند. همچنین تاثیر دیگری که این کار خواهد داشت نام ISP هایی که با رژیم همکاری می‌کنند فاش می‌شود و مردم از آنها کارت اینترنت نمی‌خرند.
درضمن دوتا وبلاگی که گویا هنوز سانسور می‌شوند یکی وبلاگ شمر و دیگری وبلاگ نت‌پد ایرانی است که امید آینه‌ای برای وبلاگ شمر در اینجا درست کرده و فضول هم خودش یک وبلاگ دیگه باز کرده که کپی مطلب‌اش را در آنجا قرار می‌دهد.
من همچنین در پی راه اندازی سایتهای آینه‌ای برای سایتهای خبری هستم البته اینها بسیار مشکل‌تر خواهد بود و فضای زیادی را می طلبد. نکته دیگر اینکه من زمانی که اخبار را دراین جا کپی کردم وقتی دیدم که تعداد مراجعه کنندگان کمتر از 10 نفر در 24 ساعت بود گمان بردم که نیازی به این کار نیست بهمین خاطر هم از این کار دست کشیدم وگرنه به نظر من اطلاع رسانی و خنثی کردن سانسور از نظر من یکی از اساسی ترین کارهاست که می‌توان برای جنبش آزادی خواهی انجام داد

ایا کسی یک پراکسی سرور

ایا کسی یک پراکسی سرور برای مبارزه با سانسور سراغ دارد. یکی چیزی که به راحتی قابل نصب کردن و برداشتن باشد. cgi یا چیزی در این مایه‌ها سوار کردن‌اش هم باید ساده باشد.
برای اینکه با سانسور احتمالی که در روزهای نزدیک به انتخابات بوجود خواهد آمد بد نخواهد بود اگر چند تایی از ما که خارج از ایران هستیم سایتهایی را برای اینکار درنظر بگیریم تا بتوانیم در سر بزنگاه راههای سانسور را حداقل برای یک مدت کوتاه هم که شده باز نگه داریم. یک چیزی در مایه همان چیزی که امید گاهی اوقات استفاده می‌کند.


روزنامه VG می‌نویسد: آقای پُل برمر در مصاحبه‌ای در CBS فرموده‌اند که صدام بدبخت توی سلول زندان صبح تا شام باید به عکس آقای جرج بوش نگاه کن. بنا به نقل قول این روزنامه نه تنها عکس دیکتاتور بوش به دیوار سلول صدام آویزان است بلکه دو عکس دیگر هم به دیوار زندان آویزان است این دوعکس متعلق به اودای وقصی دو پسر صدام هم برای زجر دادن او به دیوار سلول زندان آویزان شده. شاید بد نباشد که این اخبار را به گوش خامنه و هاشمی هم رساند تا بدانند که آدمهای دیگری هم در دنیا پیدا می‌شوند که اگر مریض تر از آنها نباشند دست کمی هم از آنها ندارند وچنانچه مراعات ملت ایران را نکنند در آینده نه چندان دور شاید مجبور شدند با این بیمار روانی بوش روبرو شوند و مزه شکنجه‌هایی را که در طی این 25 سال به ملت ایران دادند خود نیز بچشند

December 21, 2003

درخبرها آمده بود که امروز

درخبرها آمده بود که امروز ساعت 6 کنسرتی در اسلو به افتخار خانم عبادی اجرا خواهد شد. خوب مبارک است گویا ایلنا هم مثل دیگر دست اندرکاران رژیم جمهوری اسلامی قرنها از همه چیز عقب است حتی از خبرهایی که روی نت به آسانی در اختیار همه قرار دارد.
این بیچاره‌ها 10 روز بعد از وقوع خبر آن را دریافت می‌کنند! حتمآ بخاطر سانسورهای جمهوری اسلامی است. برای اینکه ایلنا خیال نکند که خدای ناکرده ما ضد انقلابی‌ها دروغ می‌گوییم عکسی هم از این اتفاق در اینجا برایتان می‌گذاریم. در ضمن باید بگویم که این کنسرت را در دنیا بیشتر از 100 ملیون نفر بطور زنده روز 11 دسمامبر دیدد.

دیگر فریب ملا اثر ندارد

كروبي: مردم به كساني كه قانون اساسي و نظام را قبول ندارند راي نمي‌دهند

خُسن آقا: حاج آقا شما اول برادریت رو ثابت کن بعد ادعای ارث بکن. یارو ملت رو هم مثل خودش بلانسبت خر فرض کرده!. آقا جان اگه این ملت دیگه به کسی از شما رای داد! به قول معروف اگه شما کف دستت مو دراورد ملت هم به شما رای خواهد داد.
این بار انتخاب مردم تحریمهست. چه آخوند بخواهد چه نخواهد. دوران فریب به سر آمده.

نه روسری نه توسری

امروز مطلبی رو توی گویا نیوز خوندم که داشت منو به گریه می آنداخت. چند سطر از این نوشته را برایتان نقل می کنم تا شما هم متوجه شوید چرا داشت گریه ام می گرفت.

نامه حسين خداداد به آيت الله منتظري پيرامون حجاب اجباري
به نام خداوند مهربان كه اختيار را در امر دين حكم كرد.

محضر مبارك حضرت ايت الله اقاي شيخ منتظري دامت بركاته

لادين لمن لاعقل له (بحار 77/158) كسي كه عقل خود را بكار نمي گيرد، دين ندارد. بنده عاجز مانده ام كه عقل را در دينم راه بدهم يا سكوت و اطاعت كوركورانه در احكام دين. آيا بايد احكام امضايي از روز خارج شده را بپذيرم يا سخن معاصر را گوش كنم.

امام باقر(ع) از رسول گرامي اسلام(ص) نقل مي كند «اگر روايتي از رسول خدا نقل شد، آنچه را كه قلب آدمي نسبت به آن واكنش مثبت نشان داده و پذيراي آن مي شود بايد پذيرفت و به كار بست و آنچه قلب آدمي نسبت به مفاد آن واكنش منفي نشان مي دهد كه در متن روايت مي گويد «ما اشمازت قلوبكم ... آنچه قلب شما از آن مشمئز مي شود.»(كافي 1/401 ش1 .
باقی نامه را چنانچه خواستید می توانید در این آدرس بخوانید.

فکرش را کرده اید!؟ 25 سال از زندگی من و شما را آخوند فریبکار بهدر داده تا تازه با سوال از یک ملا که چند سانتیمتری دماغ خودش را هم با هزار مشکل می تواند ببیند سوال شود که آیا زنان می توانند چادر از سر بردارند یا نه! حتمآ ملای فریبکار هم بعد از هزار و یک عشوه مکش مرگ ما می خواهد جواب بدهد که بعععله مرحمت فرموده ایم اجازه می دهیم زنها با احتیاط چادر از سر بکنند.
بیش از نیم میلیون کشته دادیم 1000 درصد فقیر تر شدیم، آبرویمان را در دنیا بردند تا تازه با هزار عشوه به ما اجازه کاری را بدهند که در زمان شاه دیکتاتور یک امر طبیعی می نمود و هیچ کس هم به خودش حتی اجازه این را نمی داد که از این سوالهای بی ربط بکند. حالا متوجه شدید چرا داشت گریه ام می گرفت.
شاید این گونه مسائل باعث شود تا عده ای که هنوز در خوابند از خواب بیدار شوند و درک کنند که هیچ امیدی نمی توان به این رژیم داشت و تنها راه نجات سرنگونی چنین رژیمی است، حتی اگر هزینه های سرنگونی چنین رژیمی بسیار سنگین تر از قیام 57 باشد.

تسليت به رئیس دانشگاه فردوسی

جمعي از فعالين سياسي دانشگاه فردوسي دستگيري صدام را به رياست اين دانشگاه تسليت گفتند

به این میگن خلاقیت، این مطلب رو حتمآ بخونید.

کسی خبری از خبرنامه امیرکبیر داره. آیا این سایت هم توی انشعابات و ... به فنا رفت یا با زور چماقداران خامنه بسته شد.

December 19, 2003

چوپان و بره‌های‌اش

رهبر عظیم الجثه: در منطق بسيار مستحكم و عميق مردم سالاري ديني هيچ ولايت و حاكميتي مطلوب نيست مگر پروردگار تفويض كرده باشد و خداوند نيز اين حاكميت را در رده‌‏هاي مختلف حاكميت اسلامي تنها به كساني تفويض مي‌‏كند كه عدالت و تقوا داشته باشند و مردم هم آنان را بخواهند.

ایشان با پیچیدن کلمات و سفسطه می‌خواهند به زبان آخوندی بگویند که:
1. حکومت مردم سالاری چیزی نیست جز رهبری یک شخص بر همه! مثال میزنم تا برای کسانی که زبان فارسی را خوب نمی‌فهمند شیرفهم بشوند. همگی بره تشریف دارید و امام چهاردهم چوپان.

2. ایشان می‌فرمایند خداوند در گیتی به این بزرگی هیچ کس را بعنوان چوپان قبول ندارد جز حضرت ایشان که بر حسب اتفاق چلاق نیز میباشند. حالا باید به ایشان دست‌مریزاد گفت و خر فهم‌شان کرد که: ای آقا ما ریدیم به آن خدایی که اول گیتی به این بزرگی و گل و گشادی را می‌آفریند! و این همه حیوانات و گیاهان را در آن قرار می‌دهد ولی در کشف رهبر به ذلیل ترینشان بسنده کند و از بس که پیدا کردن این رهبر مشکل بوده بدبخت خداوند مجبور شده چلاقی را برای این کار بگمارد. حالا با دانستن این داده ها آیا می‌توان در مقابل چنین خدای عاجزی سر تعظیم فرود آورد!؟ من که نمی‌توانم در برابر چنین خدایی سر تعظیم فرود آورم، ولی اگر شماها تا این درجه مفلوک تشریف دارید بفرماید.

ایشان در همان سخنرانی در تبيين اهميت مجلس و قانون می‌فرمایند:

قانون يعني سرنوشت كشور؛ بنابراين نمايندگان مجلس با تصويب قوانين, 4 سال سرنوشت كشور و مردم را تعيين مي‌‏كنند و اهميت فراوان مجلس شوراي اسلامي از همين نكته قابل درك است.
ايشان انتخابات را از مهمترين مظاهر مردم سالاري ديني خواندند و افزودند: نظام پارلماني شكل خوبي از مردم سالاري است چرا كه مجلس برخاسته از آراي مردم است و هر چه تصويب مي‌‏كند بايد عمل شود و اگر كسي قصوري دراين مصوبه ها مي بيند و يا احساس مي‌‏كند در برهه‌‏اي از زمان بر اساس مصالح كشور عمل نمي‌‏شود بايد بخود مراجعه كند چرا كه نمايندگان, با راي مردم به مجلس رفته‌‏اند. منبع خبر

از این یکی پاراگراف دو نکته دیگر را می‌توان استخراج کرد:
1. الاغعلی بعد از اینکه در قسمت اول روضه‌خانی‌اش می‌گوید: فقط او لیاقت چوپانی امت شله زردخور را دارد! برای اینکه همزمان شله زردخواران خیال نکنند که ایشان مسولیت هم می پذیرد، بلافاصله سر خر را کج می‌کند و با وقاحت کامل حرفهای قبلی‌اش را مثل گوه نشخوار می‌کند و می‌افزاید: در هرصورت اگر مملکت به گل نشست رای دهندگان مسولند!!

2. استیصال او و همچنین ترس و وحشت از عاقبتی که در انتظارش است تا مثل برادر صدام، روز موعود شپش‌های سرش را جستجو کنند و بعد هم قلاده به گردن به سیاه‌چال تاریخ بیندازنداش. البته چیزی را که این الاغعلی فراموش کرده یا گمان می‌کند که مردم فراموش کرده‌اند "حکم حکومتی" است که ایشان با آن شلوار پایین نکشیده ریدند به کل مجلس و رای دهندگان و فرمودن "مجلس حق تغییر قانون مطبوعات را ندارد" و تازه آنجایی هم که خود ایشان دخالت نکردند، چاکران سینه چاک ایشان و خانم بیاران دستگاه خلیفه راه را بر همین بقول خود ایشان مظهر مردم سالاری می‌بندند. به این می‌گویند پررویی به توان بی‌نهایت

خودشان می‌برند خودشان می‌دوزند و وقتی همه چیز به گوه کشیده شد، ایشان با پررویی می‌فرمایند مجلسیان با رای مردم انتخاب شده‌اند درنتیجه این مردم هستند که باید به خود مراجعه کنند.

با این همه باز هم عده‌ی در این توهم‌اند که با شرکت در انتخابات به دموکراسی خواهیم رسید!! بنظر من چنین افرادی باید با مراجعه به پزشک مغز خود را مورد معاینه قرار دهند ممکن است که از عقل سلیم برخوردار نباشند.
وگرنه در سیستمی که این الاغعلی رهبری را به عهده دارد نمی تواند چیزی بنام انتخابات را جدی گرفت.

تحریم تنها راه نجات ملک و ملت است.

اين ايميل را شخصی فرستاده

اين ايميل را شخصی فرستاده که چون ناشناس است گيرنده ايميل اسمش را گذاشته ( اميد)

فکر ما باشيد
نطق پذيرش جايزه نوبل شيرين عبادی فرصتی از دست رفته ای بود برای ايرانيانی که در صول ۲۴ سال گذشته در ديکتاتوری اسلامی از نظر حفوف انسانی زجر کشيده اند .
دليل اين از دست رفتن چيزی نيست چز همان بيماری مذمن که در عده ای زيادی از ايرانيان نسل قديمی وجود دارد و ان فراموش کردن مشگل خود و پرداختن به مساله ديگران است
اين بسيار رنج اور است که سالهاست ايرانيان به مسائل خود بيتفاوت هستند و در مقابل به مسائلی چون جنگ امريکا با ترورو يا اعتراض در برابر سياست دولت امريکا و حتی پشتيبانی و تطاهرات برای فلسطينيان.
(( ۱۴۰۰ سال پيش جنگی بين دو عرب بر سر قتل دختری بنام اوراينه در گرفت يک عرب خليفه بود و ديگری نوه پيغمبر دو گروه در کربلا روبرو شدند و طبق سنت عربها تا انجا که ميشد از همديگر کشتند به اضافه زنان و بچه ها .
حالا بيشتر دنيای عرب اين ماجرا را فراموش کرده اند ولی ايرانيان هنوز برايشان سوگواری ميکنند و به سر و کله حود کوبيده و سر خود را با قمه زخم ميکنند در خالی که هيج مراسمی برای قهرمانان خود که در طول ۲۵۰۰ سال تاريخ ايران پا به عرصه گذارده اند ندارند .
ايرانيان روز ملی ندارند که به ان مفتخر باشند . مراسمی که تاريخ ايران را بياموزند و به ان مفتخر باشند و ايران را اول و مهمترين قرار بدهند.
برای توصيح بيشتر مساله ايرانيان به مردم جهان بهتر است اينطور بگويم که تصور کنيد مردم يهود بجای ادای احترام برای قربانيان فاجعه يهود برای مرگ ۷۲ ژنرال المانی که در يک جنگ بی اهميت کشته شده اند سوگواری کند .
خنده دار است . نيست ))
هر کس ميتوانست اميد داشته باشد که زنی که از نظر بين المللی شناخته شده است و تمام دنيا به نطق قبولی جايزه او گوش ميدهند و متمرکز شده اند به نبود ازادی-- اعدام های دسته جمعی -- زير پا گذاردن روزانه حقوق انسانی بپردازد و از اين فرصت استفاده کند نه اينکه به تبليغ سياست خارجی جمهوری اسلامی در مورد جنگ امريکا با ترور يسم و فلسطين بپردازد اين فراموش کردن مردم خود از طرف شيرين عبادی بسيار غم انگيزه .

شيرين عبادی در همان سنت که بدبختی ملت فراموش ميشودمسائلی چون کشتار دسته جمعی زندانيان سياسی در سپتامبر ۱۹۸۸ --تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام برای جلوگيری انها از رفتن به بهشت --زندانی کردن دانشجويان و فعالين سياسی --کسانی که در جنگ برای دفاع از وطن هرچه داشتند از دست دادند --
فقر ايرانيها --بچه های خيابانی --جوانانی که در ملا عام شلاق ميخورند را فراموش کرد و بجايش از جه حرف زد
فلسطينيان زندانيان گوانتاتامو!!!! طوری که انگار مردم جهان به اندازه کافی به اين مسائل نميپردازند نسل قبل که ما را به اين کثافت کشاندند بار ديگر ما را و اينده مار را در انتهای خط نگه ميدارند .
شايد روزی انها ياد بگيرند که خيريه در خانه اغاز ميشود بگذاريد اول مردم خانه خود را ازاد کنيم و بعد به زندانيان گوانتانامو بپردازيم با بهتر بگويم همانطور که مردم در خيابان دسته جمعی شعار ميدهند .
به فلسطين کار نداشته باشيد يه کم بفکر ما باشيد.
اينحا ميخواهم به شيرين عبادی بگويم .
وطيفه شما در برابر ملت ایران که تاریکترین دوره تاریخ خود را میگذراند است . حمهوری اسلامی به اندازه کافی
امکانات ما را برای مساله فلسطين به هرز ميدهد مدرسه و بيمارستان برای فناتيک ها در لبنان و بوسنی ميسازد .
و از هر ايده ئولوژی غير دموکرا تيک حمايت ميکند.
امروز شما ميتوانيد سخنگوی همه مردان و زنان و پسران و دخترانی که در زندان جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند و يا هنوز وير شکنجه زجر ميکشند باشيد .
اين افتخاريست که شما برنده اين جايزه شده ايد ولی اگربهر دليلی با رژيم چه اصلاح طلب چه محافظه کار همراه شويد. در اينده هيچ گونه احترامی بين مردم ايران و همکيشان خود نخواهيد داشت .
لطفا فرصت را حرام نکنيد .

ترجمه این متن بوسله نانا

December 18, 2003

مصاحبه مطبوعاتی محمد خاتمی

سوال: آيا در سطوح بالای نظام تصميم گرفته شده كه كسی ردصلاحيت نشود؟

جواب: هرگز چنين تصميمی گرفته نشده است، البته مذاكراتی صورت گرفته. نظر نظام از سطح رهبری گرفته تا ما، اين است كه سختگيري‌ها زياد نباشد و در چارچوب قانون باشد، هم‌چنين بعضی بهانه‌هايی كه برای ردصلاحيت‌ها هست را كنار بگذاريم و واقعا امور را به سندهای دقيق قانونی مسترد كنيم.

سوال: آیا کروبی در انتخابات شرکت می کند.

جواب: از خودشان سوال كنيد ولی من معتقدم كه ايشان در انتخابات شركت كنند و فكر مي‌كنم كه تصميم گرفته‌اند ثبت‌نام كنند.

سوال: آيا ابراهيم يزدی و همفكرانش اجازه‌ شركت در انتخابات را دارند

جواب: اميدوارم كه همه بتوانند در انتخابات شركت كنند.

تحریم انتخاباتناز بشی تو ایشاالله. چشم نخوری ایشاالله، هم تو هم رهبر عظیم الجثه. آخه از قرار معلو صدای انقلاب مردم به گوش حضرات رسیده و فهمیده‌اند که کار بدجوری خراب است و اگر مردم از شرکت در انتخابات خودداری کنند آنگاه است که همه چشمها بطرف جمهوری ظلم برخواهد گشت. البته نه که خیال کنید این رژیم از نگاههای دیگران شرم داشته باشد ها! نه خیر، اینها از چیزی شرم ندارند ولی خوب ترس بسیار دارند. مخصوصآ از زمانی که برادر صدام مثل موش آب کشیده به دام افتاده و همچنین آمریکا شدیدآ درپی به تله انداختن بن لادن است بدجوری لرزه به ستون فقرات اسلام ناب محمدی افتاده. فکرش را بکنید! در روز انتخابات هیچ صفی درمقابل مراکز رای گیری نباشد و پس از شمارش عددی برابر 30 درصد از صندوقها بیرون بیاید آنگاه است که رژیم باید پاسخگوی جامعه‌ی جهانی شود.
این را که می‌گویم نه فقط بخاطر سخنان خاتمی است ها! اگر سخنان دیگر سردمداران را هم خوانده باشید و هم‌چنین خبرهایی که در مورد ثبت‌نام‌ها منتشر می‌شود را پی‌گیری کنید می‌بینید که گروهایی چون ملی! مذهبی‌ها و همچنین نوکران آمریکا مثل آقای یزدی و دارودسته توده‌ای‌ها و خلاصه همه و همه بسیج شده‌اند تا مردم را باز بفریبند و به پای صندوق‌ها بکشانند. قبول کنید اگر مثل سابق می‌شد جهان را با پرکرد صندوق‌ها با آرای قلابی پرکرد حتمآ این کار را می‌کردند ولی خوشبختانه امروز دیگر با چشمان تیزبین خبرنگاران به این سادگی‌ها نمی‌شود جهان را فریب داد.

December 17, 2003

چه گونه موتور انتخابات را از کار بیندازیم

چناچه ادعا کنیم که جدال واقعی در ایران بین نسل جوان و نسل پیر یا بهتر بگوییم نسل دایناسورهای ایران است بی خود نگفته ایم.
برای ادعای این گفته که ایران مملکتی است جوان احتیاجی به ارائه آمار نیست. حال چگونه است که هنوز در آن دیار، دایناسورها بر جوانان حکومت می کنند! دلیل اول و اصلی اش داشتن قدرت بی اندازه اقتصادی و در نتیجه سیاسی نسل مرده ایران است و تا زمانی که این قدرت به طریقی از چنگال این گروه خارج نشود راه به جایی نخواهیم برد.
اگر نگاهی به نظر خواهی زیر که بوسیله ی انجمن اسلامي دانشجویان دانشگاه اميركبير در سطح این دانشگاه انجام شده بیندازیم (این آمار از نمونه های آماری قشر جوان انتخاب شده) می توانیم نتیجه گیری کنیم که قشر جوان بطور کلی نسبت به این رژیم دل خوشی ندارد و این خود ماییه امید است.

نظرسنجی:

به گزارش خبرنگار خبرگزاري كار ايران، ايلنا، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات مجلس هفتم، نظرسنجي را در جامعه آماري، 500 نفري از دانشجويان اين دانشگاه را انجام داده است.
يك عضو شوراي مركزي اين تشكيلات نتايج اين نظرسنجي را به شرح ذيل اعلام كرد.
با توجه به نزديكي انتخابات دور هفتم مجلس شوراي اسلامي:
1- در هيچ شرايطي در انتخابات شركت نمي كنم.40 درصد
2-به شرط برگزاري رفراندوم قانون اساسي در انتخابات شركت مي كنم. 21 درصد
3-به شرط رفع نظارت استصوابي در انتخابات شركت مي كنم.10 درصد
4-در هر شرايطي در انتخابات شركت مي كنم. 29 درصد

گویا نیوز


اگر این آمار را با آماری که دیروز آوردم مقایسه کنیم می توانیم به همان نتیجه ای که پیشتر گفتم برسیم و آن اینکه در این آمار کسانی که بدون قیدوشرط در انتخابات شرکت خواهند کرد فقط 29 درصد است. درصورتی که در آمار دیروز که متعلق به جمعیت شهر تهران بود تعدادی که بدون قیدوشرط در انتخابات شرکت خواهند کرد 51.2 درصد بود. پس باید بتوان نتیجه گرفت که تعداد شرکت کنندگان در انتخابات شدیدآ بستگی به خواست جوانان دارد تا گروهای دیگر.
حال اگر این نتیجه گیری آماری را قبول کنیم برای کسانی که سعی در خاموش کردن موتور انتخابات دارند تنها یک راه وجود دارد: کار کردن بر روی گروهای سنی 16 تا 35 سال خواهد بود (*بیشتر از 21 میلیون نفر). حال آنکه آمار کل رای دهندگان برابر 36 میلیون نفر تخمین زده می شود. از بخت خوش ما اکثر استفاده کنندگان از اینترنت در ایران هم در این گروه سنی قرار دارند و یکی از دلایلی هم که رژیم سعی در مسدود کردن راههای دریافت خبر جوانان را دارد به همین خاطر است. پس باید هرچه می توانیم تلاش خود را بر روی جوانا متمرکز کنیم و استدلاهای خود را جوان پسند کنیم و از این طبقه بخواهیم که انتخابات را تحریم کند فراموش نکنیم که اکثرآ جوانان هستند که در خانواده ها خط دهی سنین بالا تر را هم به عهده دارند. اکثر پدرها، مادرها، پدر بزرگها و مادر بزرگها یا اطلاعی از مسائل سیاسی ندارند یا اگر دارند چنان پیشرفته فکر نمی کنند که به این جنبه های انتخابات توجه کنند. جوانان را ترغیب کنیم که در انتخابات شرکت نکنند و آنها خود اکثرآ رهبری فکری خانواده را به عهده خواهند گرفت.
دوستان دلیل ارائه آمارهای بالا و نوشتن این مطلب فقط هشداری است به همفکرانی که کمر به تحریم انتخابات بسته اند. عزیزان دست روی دست نگذارید وقت تنگ است. مطمئن باشید رژیم در هفته های نزدیک به انتخابات سانسور اینترنت را شدیدتر خواهد کرد پس برای تاثیر گذاری بر جوانان باید هرچه زودتر وارد عمل شد و از بحث های جانبی دوری جست

* آمار متعلق به سال 1375 از مرکز آمار ایران

December 16, 2003

خامنه ای :ذلت امروز صدام، سرانجام همه مستكبران و ظالمان جهان است!

به نقل از ايسنا : خامنه ای تاريخ را سرشار از درس و عبرت خواند و با اشاره به خشنودي فراوان ملت ايران از دستگيري صدام ديكتاتور گفت : ذلت امروز صدام، سرانجام همه مستكبران و ظالمان جهاني همچون آمريكا و رژيم صهيونيستي است و رييس جمهور آمريكا بداند همچنان كه دنياي بدون صدام براي منطقه بهتر است، دنياي بدون بوش و شارون هم براي همه جهان، بسيار بهتر خواهد بود.


راستی شما وقتی چنین وقاحتی را می‌بینید چه حالتی به شما درست می‌دهد؟ من که به نقطه‌ی انفجار نزدیک می‌شوم و گاهی اوقات حتی سرخودم را به دیوار می‌زنم تا بلکه در چنین جهانی نباشم تا مجبور شوم از همان هوایی تنفس کنم که رجاله‌های تاریخ می‌کنند

چه بر سر خبرنامه امیرکبیر

چه بر سر خبرنامه امیرکبیر آمده؟
اول چندروز از مراجعه کنندگان نام کاربر و رمز ورود میخواست و اکنون مدتی است که دیگر سایتشان کاملآ مفقود شده است از دوستانی که اطلاع دارند خواهشآ بنویسند که چه بر سر این سایت آمده.
مخصوصا حالا که بخش علامه دفتر تحكيم وحدت انتخابات را تحریم کرده، باید دانست که برای دسترسی به مواضع دانشجویان و مخصوصآ این گروه از دانشجویان به کدام سایت باید مراجعه کرد.

بشتابید وقت تنگ است

ميزان مشاركت‌ شهروندان‌ تهراني در انتخابات
براساس‌ گزارش‌ روابط‌ عمومي‌ جهاددانشگاهي‌ كه‌ به‌ طور اختصاصي‌ دراختيارخبرگزاري‌ دانشجويان‌ ايران‌ قرارگرفته‌ است‌، نتايج‌ حاصل‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ درمجموع‌ ‌51.2 درصد شهروندان‌ اعلام‌ نموده‌اند درانتخابات‌ آتي‌ شركت‌ مي‌كنند، ‌19 درصد از پاسخ‌ دهندگان‌ اعلام‌ داشته‌اند كه‌ هنوزبراي‌ شركت‌ درانتخابات‌ تصميمي‌ نگرفته‌اند و ‌1.5 درصد شركت‌ خود را در انتخابات‌ منوط‌ به‌ تحقق‌ شرايط‌ مورد نظر نموده‌اند .

براساس‌ نتايج‌ به‌ دست‌ آمده‌ 28.3 درصد پاسخ‌ دهندگان‌ عنوان‌ كرده‌اند كه‌ درانتخابات‌ شركت‌ نمي‌كنند. ایسنا

حال با درنظر گرفتن آمار بالا می‌توان گفت که تعداد کسانی که انتخابات را تحریم خواهند کرد بیشتر از 28 درصد است، چرا؟
دلیلش خیلی روشن است با ترسی که هنوز درجامعه وجود دارد کسانی که خواستار تحریم انتخابات هستند از ترس اینکه رژیم گریبانشان را بگیرد علنی چنین اظهار نظری نخواهند کرد و روز انتخابات یقینآ خیلی راحت تر درخانه خواهند ماند.
باید گفت برای کسانی که خواهان تحریم انتخابات هستند حتی اگر 50% از واجدین شرایط هم شرکت نکنند باز کارساز نخواهد بود. برای به تزلزل کشاندن رژیم حداقل به چیزی بیشتر از 60% نیاز است تا دیگر اما و اگر در آن نباشد، و بتوان با نشان دادن آمار شرکت کنندگان، رژیم را در جهان از مشروعیت انداخت.
درنتیجه باید به دوستانی که خواهان تحریم انتخابات هستند گفت که: دوستان پاشنه های کفش را باید کشید و با سرعت نیرو جمع کرد وگرنه مجددا 4 سال دیگر گرفتار جمهوری اسلامی خواهیم بود.
اگر کسی هنوز تصمیم نگرفته و درشک و تردید است، باید بداند که اگر درصد شرکت کنندگان در انتخابات بیشتر از 40% کل واجدین شرایط شود مطمئن باشید که وضع بر همین روال و حتی بدتر از قبل ادامه خواهد یافت. بهمین دلیل هم من از ماه ها پیش اعلام کردم که برای تحریم باید فعالیت را هرچه زودتر شروع کرد. در این شکی نیست که جناههای رژیم چه چپ، چه راست و چه میانه منفعتشان در این است که مردم در انتخابات شرکت کنند. حتی مخالفین شرکت در انتخابات موفق شوند آن 19 درصدی هم که هنوز تصمیم نگرفته‌اند را به جمع خود دربیاورند باز آمار تحریمی‌ها کمتر از 50 درصد خواهد بود و با چنین وضعی نخواهیم توانست مجامع جهانی را قانع به همکاری با مخالفین رژیم کنیم.

با ادامه روند کنونی باز اگر اصلاح طلبان به اکثریت برسند همان روش گذشته، پیش گرفته خواهد شد. یعنی لوایح آبکی به مجلس می‌روند و باز شورای نگهبان لوایح آبکی را رد خواهد کرد باز لوایح به تشخیص مصلحت نظام خواهد رفت و باز اصلاح طلبها خواهند گفت از دست ما کاری بر نمی‌آید. اگر هم که برعکس دست راستی های رژیم به اکثریت برسند همان خواهد بود که در دوره رفسنجانی بود. این دور باطل را فقط با تحریم تمام عیار می‌توان شکست. بیدار شویم انتخابات نزدیک است.

December 15, 2003

در ستايش شمر از نانا

در ستايش شمر
از نانا

شمر بزرگ پس از خواندن منشورت لازم ديدم که اين مطالب را برايت بنويسم .
حدود شش ماه پيش روزی که در وبلاگها ميگشتم در گيره مطلبی ازت خواندم و در جا ميخکوب شدم .
به دنبال ان هر چيزی که نوشته بودی با دقت و چند بار خواندم ميزان شگفتی مرا از پيدا کردن ازاده ای چون خودت حتی تصور نميتوانی کنی .
تمامی نا اميدی های ساليان که خمودی و سستی روحی به من داده بود ناگهان رخت بر بست
برای اولين با برای من در تاريخ معاصر ميهن ستمزده ما
مردی قد علم کرد که يک سر و گردن از ازادی خواهان ديگر بالاتر بود
مردس که علم و معرفت را با زبان مردم کوچه و بازار وطنم درهم اميخته بود و مبارزه ای را شروع کرده بود که
به قلب عناصر مستقل و صادق و ازادی خواه گرمی ميبخشيد .
با همه شوری که يافتن تو در من ايجاد کرد يک غم سنگين هم در دلم نشست و ان اين بود که من هرگز
هرکز تا روزی که زنده ام تو را نخواهم ديد.
چون مبارزه ای که تو با لجن قشريت اغاز کرده ای ريسکی است که حتی بعد از سقوط رژيم جان گران قدرت را تهديد خواهد کرد.

پس از کشف تو همانجا با خود پيمان بستم که در راهی که ميروی قدم به قدم همراهت باشم و تا دم مرگ از اين پيمان سر پيچی نخواهم کرد .
ديشب با خواندن منشور شمريت برام ثابت شد که النده ديگری در سرزمين ستمديده ما پا به صحنه گذارده برای من النده بزرگترين ازادی خواه معاصر دنياست .
و در منشورت ديدم که تمام کارهائی را که او سعی در انجامش در شيلی داشت تو برنامه خود برای ايران قرارداده ای .
بروشنی ميبينم که از درون مردابی که اين جنايتکاران از سر زمين ما ساخته اند تو چون دسته گلی سفيد و عطر اگين بيرون امده ای و روشنی و شادی و انسانيت برای همه به ارمغان خواهی اورد .
از هرچه که بگذريم ملت ما شايسته اين ارمغان تو هستند .

درود بر مرد ازاده راهت پر رهرو باد نانا

رئيس مجمع تشخيص بیضه اسلام:

رئيس مجمع تشخيص بیضه اسلام: عاقبت خفت بار صدام نتيجه ظلم و ناديده گرفتن حقوق مردم است.

خُسن آقا: دیگ به دیگ میگه روت سیاه. حضرت، عاقبت شما را هم خواهیم دید زمانی که گرفتن و توی تلوزیون تحقیرتان کردن و مثل یک حیوان دنبال شپش توی سرتان را گشتند و بعد سر و صورتتان را تراشیدند خواهیم دید چه کسی همین کرکری‌ها را برای شما خواهد خواند. مثلا رئیس حفظ بیضه حکومت قذافی خواهد گفت: عاقبت خفت بار هاشمی نتيجه ظلم و ناديده گرفتن حقوق مردم است.
رو که نیست، قربان سنگه‌پای قزوین.

درپی نوشتن یک پیام توی

درپی نوشتن یک پیام توی پیامگیر یکی از دوستان میل زیر رو دریافت کردم. میل رو بدون امضا اینجا می‌آورم چونکه از فرستنده میل اجازه نگرفتم که آیا می‌تونم میلشو اینجا منعکس کنم یا نه ولی مهم نیست چه کسی اونو نوشته همین که کسی این ارزش رو برای من قائل شده که یک نامه‌ با این صراحت و روراستی بنویسه مایه شادمانی است. من همیشه برای حقیقت گویی و راستی احترام زیادی قائلم نامه رو بخونید تا بعد یک چند نکته برای برطرف کردن چند سوء تفاهم اضافه کنم.

سلام خسن آقا ي گرامي .
مرسي از اينكه نظرتون رو برام نوشتيد . من نگفتم كه اون آقاهه تنها مرد فمنيستيه كه من ديدم . گفتم اولين مرد فمنيست بود كه باهاش آشنا شدم . بعد ها هم با يكي دو نفر ديگه آشنا شدم كه فقط ادعا داشتند و در عمل از اعراب جاهليت هم زن ستيز تر بودند . با كساني هم آشنا شدم كه هيچ ادعا يي نداشتند ولي در عمل به حقوق انساني زنان احترام مي گذاشتند و رعايت مي كردند .
با عرض پوزش من هيچ جوره نمي تونم شما رو فمنيست بدونم . دليلش هم فحش هاي جنسي است كه شما تو وبلاگتون مي نويسيد و من يك بار هم بهتون گفتم و شما فقط دستم انداختيد . من نمي دونم چرا هر مشكلي با هر كسي داريد بايد حتما ترتيب مادرشو بدين ؟ اين جور موقع ها از زن بودنم احساس حقارت مي كنم . مي فهميد منظورمو ؟
به هر حال من هيچ وقت برام مهم نبوده كه شما فمنيست باشيد يا نه يا از نظر سياسي چقدر با من مخالف باشيد . تا حالا براي شما به خاطر منطقي بودن و صداقتي كه به نظرم اومده داريد احترام قائل بودم و فكر كنم يه بار ديگه هم گفتم كه خيلي به نظرم دوست داشتني هستيد . و همين برام كافيه .
هر وقت مي خوام تو ذهنم مجسمتون كنم يه مرد كپل و قد كوتاه و كچل و سيبلو و خوش اخلاق به نظرم مياد .
همين ديگه . مواظب خودتون باشد .


نکته اول در مورد فحاشی. این روش مبارزه و نگارش من هست. من فحش رو یکی از حربه‌های حمله به رژیم قرار داده‌ام دلایل زیادی هم برای اینکار دارم که اگه بخواهم آنها را ذکر کنم مثنوی هفتاد من خواهد شد.
دوستی دارم مقیم انگلستان سالها قبل زمانی که تاچر نخست وزیر بود می گفت نمی دونم چطوره که خیلیها از تاچر بدشون میاد ولی او هنوز بر سر قدرت هست. باهم این بخث رو داشتیم که چگونه میشه یک نفر با کاریزمای مثلآ خمینی رو از کاریزما انداخت. من بر این باور بودم که اگر برای مردم این صحنه رو بیافرینیم که مثلآ خمینی روی توالت نشسته و داره برای ریدن زور می زنه و عرق از چهار ستون بدنش جاری شده در اون صورت میتونیم مقدار زیادی از کاریزماش رو ازبین ببریم. روش شمر هم یک چیزی در همین ردیف هست من هم سعی خودم رو میکنم.
ولی ایکاش می‌تونستم فحشهایی بدم که به مادر و یا خواهر این رجاله‌ها مربوط نشه و اکثرآ هم سعی می‌کنم که اینطور نباشه ولی خوب همگی آگاهید که فحاشی در زبان فارسی بیشتر سهم زنان فامیل این اراذل می‌شه ای کاش زنهای فمینیست فحشهایی اختراع می‌کردند که مردها رو مورد حمله قرار بده در اون صورت قول می‌دهم از آنها استفاده کنم ولی اینکه قول بدم به رژیمی‌ها فحش ندهم اینکار از دست من بر نمی‌آید. پس هرچه زودتر فمینستها بسیج بشوند وفحشهای آبدار مردانه درست کنند تا این مشکل حل بشه. یک جایی پاگنده گفته بود (نقل به مضمون) اگر یک روز خُسن آقا به رژیمیها فحش ندهد آن روز شب نمی‌شود.

درمورد اینکه نوشته بودید من شمارو دست انداخته ام باید به شما بگویم که از نوشته من برداشت بد کرده‌اید من هیچگاه چنین قصدی را نداشته‌ام و اگر چنین شده از شما عذر می‌خواهم.

درمورد فمینست بودن من هم باید دیگران قضاوت کنند نه من. اگر پیامی رو نوشتم فقط برای شوخی بود وگرنه من همیشه سعی کرده‌ام در مورد خودم قضاوت نکنم و اجازه دهم دیگران اینکار را بکنند، گرچه شاید همیشه موفق نبوده باشم.

درمورد شکل و شمایل من هم باید بگم که شما بدجوری به بیراه زده‌اید و شاید همین هم خودش نشان از آن باشد که من در گمراه کردن رژیم هم موفق بوده‌ام ولی برای اینکه کمی راهنمایتان کنم می‌گویم که کچل نیستم و سبیل یا ریش را هم اصلآ برنمی‌تابم چون این متعلق به مچوها و "اعراب جاهليت" هست. درمورد كپل و قد کوتاه هم گمان می‌کنم که باز به بیراهه رفته باشید. این برداشت به گمانم بخاطر عکسی باشد که بالای صفحه وبلاگم قرار داده‌ام همچنین درمورد خوش اخلاق بودن من. من انسانی هستم با صدای بلند (همه میگن من بلندگو قورت داده ام)و رک گو به همین خاطر گاهی اوقات به نظر می‌آید که بد اخلاق باشم ولی اصلآ چنین نیست من رک‌گو هستم و از بی عدالتی و نابرابری شدیدآ عصبانی می‌شوم. فقط برای اینکه رفرانسی داشته باشید عکسی از دوران کودکیم را برایتان در این کنار قرار می‌دهم از شما بخاطر نامه‌تان تشکر می‌کنم و همچنین آرزو می‌کنم که در مبازه‌تان برای احقاق حق زنان موفق باشید.

December 14, 2003

فرق میان صدام و خامنه

این کنجکاو هم تصمیم داره کار دست ما بده! ببینید چه چیزهایی برای ما می‌فرسته!
معما ی روز (ويژه وب لاگ خُسن آقا)

اگر گفتيد چه فرقی هست زمانی که صدام حسين را گرفتند و زمانی که مردم خامنه ايی را دستگير کنند؟

ريش!

صدام ريش گذاشته، خامنه ايی ريشش را می تراشته.

شو به سبک آمریکایی (We got him)

جسیکا لینچآیا صدام را گرفته‌اند یا این هم جزئی از پروپاگاندهایی است که بوش و دستگاه‌اش برای مقاصدشان اجرا می‌کنند تا بدین وسیله مقاومت نیروهای صدام را خنثی و با شکست مواجه کنند. از اتفاقاتی که در قبل هم در کویت و هم در عراق پیش آمده می‌دانیم که آمریکایی‌ها در تولید اینگونه حقایق!! تخصص خاصی دارند. یادمان نرفته زمانی که تاتری بنام جسیکا لینچ (Jessica Lynch) را برایما به روی صحنه آوردند و همگی هم باورمان شد. ولی امروز دیگر کسی اینگونه اخبار را تا اینکه تاییدی بر آن از دیگر منابع مستقل نرسد قبول نخواهد کرد(داستان چوپان دروغ گو را که می‌دانید). آمریکا برای نجات خود از مخمصه‌ای که گرفتارش هست دست به هرکاری می‌زند حتی ساختن یک صدام قلابی.

خبر جانبی:
محمدعلي ابطحي، معاون رييس جمهور : خبر دستگيري اين جنايتكار مرا بسيار خوشحال كرد. منبع خبر
به این میگویند سیاست مدار! اول صدام عفلقی بود بعد شد برادر صدام حالا شد جنایت کار. آخه حرامزادگان آدم کدام حرف شما را باور کند.
فکرش را بکنید صدام از این ماجرا پیروز بیرون بیاید آقای معون رئیس جمهور بعدآ چه خواهد گفت؟ اگر گفتید؟
حالا هی بگید دروغ در اسلام حرام است.

خرس را به دام انداختند

خرس را به دام انداختند

خرس را به دام انداختند

اینکه عده‌ای درپی راه انداختن

اینکه عده‌ای درپی راه انداختن جنگ در وبلاگستان هستند در آن شکی نیست. ولی چرا؟ معلوم است، برای اینکه انرژی من و شما را تهلیل ببرند و ... ، نشریه‌ای هم که دیگر در ایران باقی نمانده که بتواند بطور آزاد در زمینه انتخابات افکار مردم را بسیج کند. سایتهای خبری را هم که سانسور کرده‌اند و تلوزیونهای برون مرزی هم که مدام مورد تهاجم پارازیت قرار می‌گیرند. چیزی که شدیدآ مبارزه با آن مشکل است همین وبلاگهای فکسنی و صفحه‌های پراکنده ایست که بر روی جنگلی بنام اینترنت است. بهمین خاطر استراتژی رژیم بر این است که مارا به طریقی مشغول کارهای فرسایشی کند تا در زمان انتخابات بتواند جلو هرگونه تاثیری را بگیرد. شما را دعوت می‌کنم نگاهی به سه پیامی را که در زیر با دونام متفاوت در پیامگیر من قرار داده شده بیندازید. اولین پیام را همان Thinking معروف خودمان گذاشته. دومین پیام را باز هم همان Thinking گذاشته ولی با نامی دیگر فقط نامبرده چنان الاغ تشریف دارد که نمی‌داند که روی نت خیلی راحت می‌توان همه را ردیابی کرد مخصوصآ اگر نامبرده الاغی مثل Thinking باشد. پس از این دوپیام من به وبلاگ http://ayatesheytani.blogsky.com رفتم و پیامی گذاشتم و از بهزاد خواستم تا تایید کند که آیا او پیام برای من گذاشته یا نه و پیام سوم را خود می‌توانید ملاحظه کنید. جالب توجه است که هر سه پیام با یک آی پی نوشته شده. حالا یا باید این سه پیام به وسیله یک نفر نوشته شده باشد یعنی Thinking چون گمان نمی‌کنم کار بهزاد باشد یا اینکه معجزه‌ای رخ داده باشد. من گمان نمی‌کنم که بهزاد پیامی را با نام خود و با همان آی پی بنویسد و نام Thinking را بر آن بگذارد و بعد با همان آیپی قبلی پیام سومی مجددآ با نام خود و همان آی پی بگذارد.
ولی برعکس این حالت بیشتر طبیعی می‌نماید یعنی نویسنده هر سه آنها Thinking معروف است. مبارک است کاربر شماره: 217.218.127.71
این مطلب را نوشتم که دوستان هشیار باشند و بدانند که اگر رژیم وبلاگها را سانسور نمی کند ولی پیگیر راههای دیگری برای ایجاد اغتشاش و سرگرم کردن ملت و خنثی کردن اثر آنها هست.

بی هویتی بدچیزی است حضرت Thinking ، شماها در تاریخ ایران گاو پیشانی سفید شده‌اید همه شما را می‌شناسند و بزودی با پستیسید دفع خواهید شد.

این هم پیامها:
Thinking


ببينم خسن ! تو هنوز هم داری گه زيادی ميخوری ؟ عجب ! يعنی بعد از اين بيست و چهار سالی که اموراتت رو با کون شوری فرانسوی ها گذروندی نفهميدی که حرف ملت هر چی باشه اونی که تو ميگی نيست ؟ ای خاک بر سرت ! خيالت تخت اگر ملت از آخوندها يکی متنفر باشن از مادر قحبه هائی مثل تو دو تا متنفر هستن ! بشين همونجا و هی زور بزن و ان آخوندها رو قرقره کن و فکر کن آدمی ! دلت به همينا خوشه ... نه ؟ بد بختی ديگه !! بشين و ساک بزن و با خيالاتت خوش باش ! ... راستی ؟ نگفتی ؟؟؟ اين شيما جنده هه خواهر تو نيست که اون طرف وبلاک مينويسه ؟؟ راستش رو بگو کلک ؛)


[Ban] [delete]IP: 217.218.127.71
Dec 13 2003, 09:53 am [+]

[ | web ] behzad


جناب تينکينگ مطمين باش اگه از حسن اقا ۲ تا بدمون بياد از امثال شماها ۵۳۴۸۶۷۸۶۵۱۴۳۶۱۴۵۶۷۸۶۳۶۱۴۵۶۷۴۸۴۶۵۱۴۶۸۷۹۷۸۶۶۵۴۱۵۶۷۸۹ تا بدمون مياد پس بشين سر جات گه زيادی هم نخور :)) فدام بشی ايشالا بای


[Ban] [delete]IP: 217.218.127.71
Dec 13 2003, 11:15 am [+]

[ | web ] behzad


معذرت عزيزم اره ما ل من بود اخه اين thinking حرف گنده تر از دهنش زد قاط زدم يهو عذر ميخوام اگه ميخوای پاکش کن:)) فدات بای عزيز


[Ban] [delete]IP: 217.218.127.71
Dec 13 2003, 01:39 pm [+]

December 13, 2003

این پیام را یک هموطن

این پیام را یک هموطن با شرف در زیر مطلبی در گویانیوز نوشته بود چنان رسا و از ته دل نوشته شده بود که دلم نیامد شما آنرا نخوانید:

جمشيد ارزنده از تهران هستم
باسلام خدمت همه هم ميهنان عزيز. عرضم بيشتر از هر کس ديگر ختاب به کسانی ست که وابستگی و سر سپردگی به کسی جز ايران ندارند و تا کنون به هر دليل متوقغ و اميدوار بودند که تحولی از طريق حکومت اسلامی در ايران صورت گيرد. البته اين تحول صورت گرفته است. در آينده اين نوشته توضيح خواهم داد. ولی خطاب به کسانيکه تا کنون به راستی و درستی و انسانيت و اميد به تصحِح به اين آقايان رای دادند با اميد اينکه وضع بهتر شود، بايد بگويم که شما و حتی خود من، با رای دادن بهر کس در اين حکومت و حتی شرکت در انتخابات، هشت سال به جنگ رای داديم، بيست و پنج سال است که به غارت کشور و مردم خود رای می دهيم، بيست و پنج سال است که به زندانی شدن هموطنانمان و خودمان رای داه ايم، بيست و پنج سال است که به تجاوز جنسی دختر بچه های کشورمان پيش از اعدام رای داده ايم، بیست و پنج سال است که به کشتار زندانيان سياسی رای می دهيم، بيست و پنج سال است که به فحشای هر چه بیشتر کشورمان رای داده ايم، بيست و پنج سال است که برای ترويج هر چه بيشتر دروغ و تقيه و ريا و تزوير رای می دهيم، و حتی اگر اسلامی هم هستيم بيست و پنج سال است که با رای به حکومت اسلامی، اسلام خشن و رشت را خشن تر و زشت تر و کريه تر از آنچه بوده نمايان کرده ايم، شما را بخدا انسانيت، شرف درستی ، مردم دوستی، انصاف ، ميهن دوستی، اعتماد، امنيت، راستی، عفت، پرهيزکاری، و هر چه را شما خوبی و نيکی و درستی می دانيد را در امروز و تحت حکومت نايبان پيامبر اسلام و امام زمان را با زمان به قول آقايان طاغوت مقايسه کنيد و بر خود بلرزيد! شما را بخدا اهل هر فرقه ای هستيد جواب مرا بدهيد که از غم اين مردم و اين فرهنگ و اين کشور در آتش می سوزم. اگر خواهان اين هستيد که همچنان درستکاران اين کشور در زندان باشند، اگر خواهان آنيد که فتل های زنجيره ای با ادامه داشته باشد، اگر راضی هستيد ترياک و هرئين و مرفين در کشورتان ارزانتر از نان و آب و گوشت باشد، اگر خواهان آنيد که دخترکانتان در کشور های خليج فارس به رسم اسلام محمدی توسط شيوخ عرب ازاله بکارت شوند، اگر خواهان آنيد که کوس رسوايی ترور و وحشت ايرا اسلامی بیش از پيش در جهان بصدا در آيد، آری اگر خواهان اينهمه ايد باز هم به اين حکومت الله به اين حکومت آيت الله به اين حکومت خون و قيام، به اين حکومت اسلامی دوباره رای بدهيد. ولی اگر خواهان هر کيفيتی هستيد شما را بخدا ديگر بار در دام اين حکومت شيطان صفت مردم فريب نيفتيد. شما را بخدا اگر با من موافقيد مردم را تشويق کنيد تا خواهان يک رفراندوم تمام عيار شوند، شما را بخدا دوباره گول آخوند ديگری را نخورِد گول حتی منتظزی و کديور را نخوريد آینان سوپاپ های اطمينان رزيمند> گول خاتمی کم است؟ بايد گولها و گولهای ديگری بخوريم تا بخود آييم؟؟ پاسخ مرا بدهيد. تمامی کسانی که برای اين رژيم کار می کنند سرسپرده اين رژيمند. سايت ارزشمند گويا از احمد معتمدی گلايه کرده است. احمد معتمدی که نام اصلی او احمد تجاوز است خودش چند سال پيش در دانشگاه پلی تکنيک اعتراف کرده است که سالهای سال در پاريس و در مرکز اسلامی چماقدار و بزن بهادر بوده است. چنانکه دوست ديگر او در دانشگاه ما در تهران می گفت آنها در فرانسه مامور امر به معروف و نهی ار منکر بوده اند... اگر شما خواننده اين آقايان را می شناسيد اينان را افشاء کنيد. آقايان خانمها شما را بخدا يکبار ديگر گول اين حضرات را نخوريد. مردم را آگاه کنيد!!
جمشيد

خاتمی دروغ می گوید

بین خود ما ملایان بماند!!اصلاح طلبان که مرتظوی را مدام به دروغگویی متهم می‌کنند باید نخست نگاهی به رفتار و گفتار خود بکنند و مخصوصآ رئیس جمهوری بی‌شرم خود را بیشتر درنظر بگیرند زمانی که دیگران را به دروغگویی متهم می‌کنند. ملت بخوبی به دروغگویی مرتضوی و دیگر دست راستی‌های رژیم واقفند اما چیزی را که روز بروز بیشتر به آن آگاه می شوند این است که برخلاف فرهنگ ایرانی ما که بجز گفتار نیک، کردار نیک و رفتار نیک را برنمی‌تابیم ایشان برعکس به روش پیغمبر دروغگوی خود دروغ گویی را از ایشان به ارث برده‌اند و این کردار زشت را با بی شرمی تمام روزانه تکرار می‌کنند.
برای اینکه بدون مدرک و دلیل سخن نگفته باشم به گفته‌های دیروز رئیس جمهور محبوب!! نگاه می کنیم:

ژنو VG : بین خود ما ملایان بماند* ، خاتمی به شِل‌ماگنه بونده‌ویک قول میدهد که دستهای برنده جایزه نوبل خانم شیرین عبادی را باز بگذارد. مطلب به نروژی است

دروغ شماره یک. همگی آگاهیم که آقای خاتمی یا نخواهد توانست چنین کند یا نمی خواهد چنین کند. البته به نظر من هردو مورد صادق است چون ایشان نمی خواهد و نه می تواند چنین کند.
گویا آقای خاتمی قول دیروز خود را خیلی زود فراموش می‌کند (بی خود نیست که می‌گویند دروغگو فراموشکار است) باور ندارید سخنان دیگر ایشان را در جایی دیگر بخوانید تا باورتات شود.


خاتمي: خانم عبادي بايدخواست ملت مسلمان ايران را رعايت كند، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي - خارجي
شبكه‌ي تلويزيوني يورو با خاتمي مصاحبه‌اي اختصاصي داشت كه روز گذشته بارها خلاصه‌ي آن را پخش كرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، رييس جمهور كشورمان در اين مصاحبه گفت: جايزه‌ي نوبل جايزه مهمي است، تقريبا همه‌ي ما از اين كه يك زن ايراني برنده شد، خوشحال شديم.
البته بايد خوب صلح را يافت و آن گاه به آن جايزه داد. خانم عبادي هم بايد خواست ملت مسلمان ايران را رعايت كند. اصل خبر

اول از همه باید از ایشان پرسید که: آیا خانم عبادی باید خواست ملت را درنظر بگیرد یا خواست ملایان شپشو را؟ چون خواست ملت را همه می‌دانند و همچنین خواست زالوهایی مثل آقای خاتمی را.
دروغگوی ما اول به ملای نروژی قول بازگذاشتن دست عبادی را می‌دهد و بلافاصله یاداش می‌رود چه گوهی خورده و چند دقیقه بعد در یک مصاحبه سرخر را کج می‌کند و اراجیف دیگری را بهم می‌بافد.
تازه این قسمت کمی از اراجیف ایشان بود به شما پیشنهاد می‌کنم باقی گفتار این دجال را بخوانید تا بیشتر به وقاحت ملای فریب کار پی ببرید.

هنوز هم به رای دادن به این دجالان ایمان دارید!؟ یا اینکه تحریم را اجتناب ناپذیر می‌دانید

* قابل توضیح است که "شِل ماگنه بونده‌ویک" (Kjell Magne Bondevik)نخست وزیر نروژ هم ملاست البته ملای مسیحی و بدون عبا و عمامه (ملای خیلی اصلاح طلب!!).

December 12, 2003

این مطلب دیشب نوشته شده

این مطلب دیشب نوشته شده
اول چند خبر کوتاه و بعد مطلبی که به هاله قول داده بودم درجوابش بنویسم.
برای اونهایی که توی ایران هستند و به لطف سیمای لاریجانی قادر به دیدن مراسم توضیع جایزه نوبل نشده‌اند می‌توانند آنرا در این آدرس ببینند. آدرس از طریق شبح

خبرهایی از گویا و جاهای دیگه کپی کردم در این آدرس، تا برای دوستان داخل ایران که مورد سانسور رژیم واقع شده‌اند دسترسی به اندکی خبر میسر شود. به امید اینکه دیگران هم همین روش را پیاده کنند تا رژیم دریابد که حنایش رنگی ندارد.

این هم پاسخ هاله. هاله می نویسد:

حسن آقا با سلام. ميبخشيد اما من اينهمه obsession رو که شما و کسان دیگه با شيرين عبادی داريد درک نميکنم. يعنی ما ديگه دغدغه ای به جز شيرين عبادی نداريم؟ اونايی که دارن آدما رو سنگسار ميکنن و جوونامونو کردن تو محبس هيچ، تنها چشم دوخته ايم به دهن خانم عبادی و اينکه ايشون چه پوشيد و چه گفت؟ اگر اينجوره که ايکاش همه دغدغه های ما مثل خانم عبادی باشه. حسن آقا کاش اولويت ها رو بهتر ببينيم و بقول انگليسيها witch-hunt نکنيم. شاد باشيد.

هموطن عزیزم شاید شما ندانید، زمانی که کمیته نوبل خبر مربوطه را اعلام کرد من توی اداره بودم و بلافاصله اشک از چشمانم جاری شد. این اشک نه اشک خشم بود که برعکس اشک شادی بود. دیرزمانی بود که وطنم را در بد منجلابی می‌دیدم و هرچه خبر از آن دیار غمزده می‌آمد چیزی بجز ریختن اشک را سبب نمی‌شد. اما آنروز برای اولین بار اشک شوق بود که جاری شد.
افسوس که خانم عبادی در اولین سخنرانی‌اش این اشک را اول به غم و بعد به اشک خشم تبدیل کرد. چرا!؟
تصورش را بکنید، شما خانواده‌ای دارید که به جز مشکلات جانفرسا در زندگی چیز دیگری را تجربه نکرده‌اند و گرسنگی توان تان را گرفته. ناگهان از جایی یک وعده غذای لذیذ آن هم نه هر غذایی، یک وعده غذای شاهانه را به شما و خانواده شما میدهند. یک مرتبه یکی از افراد خانواده شما از روی بی فکری غذا را واژگون میکند آیا چنین رفتاری باعث حسرت و بلکه خشم شما و دیگران نمی شود؟ آیا خشم شما در چنین حالتی غیر منطقی است؟ آیا این پاسخ قانع کننده هست؟

شاید شما خانم عبادی را درک کنید ولی باور کنید من مشکل می‌توانم رفتاری را که ایشان در برابر رجاله‌های جمهوری اسلامی دارد درک کنم. ایشان ریسکهایی را به جان خریده تا به این جا رسیده. همگی آگاهیم چه فداکاری هایی را ایشان در دوران قبل از دریافت جایزه انجام داده در این هیچ شکی نیست. همین امر ما را متوقع‌تر می‌کند. چگونه است که ایشان با شهامتی بی نظیر با شکستن تابوی حجاب به این راحتی به ملایان دهن کجی می‌کند و این همه از خود شهامت نشان میدهد ولی از آنطرف به مجلس می‌رود و آن حرف‌ها را میزند که نیازی به تکرارش نیست. یا با مقایسه‌ای که درمورد اسلام و حقوق بشر می‌کند.

دیشب کانال 2 تلوزیون نروژ مصاحبه ای با ایشان داشت. پس از خاتمه مصاحبه خبرنگار در شک بود که آیا به خانم عبادی دست بدهد یا نه. عبادی خود پیشقدم شد و دست خبرنگار را فشرد و با شهامتی غیرقابل وصف دستان خبرنگار را بالابرد. قبول کنید چیزی که این زن کم ندارد شهامت است. پس چه چیزی است که او را وامیدارد که در مجلس چنان گوید و از خاتمی تمجید کند و هچنین حقوق اسلامی را با حقوق بشر قابل همزیستی بداند؟ خود او بهتر از من و شما آگاه است که اینگونه نزدیکیها به رژیم و اسلام و چنین ژستهای بی معنی تا چه اندازه مورد تنفر مردم است. قبول کنید مردم ما حتی مذهبی ترینشان از اینگون رفتار دل خوشی ندارند. نمی‌دانم که آیا این دلایل کافی است تا بتوان انتقادات مرا موجه دانست یا نه؟
از قرار معلوم خانم عبادی انسانی است که می‌داند چه می‌خواهد، چون در تمام مصاحبه‌های‌اش این دو جمله معروف‌اش را بدون هیچ تردیدی مدام تکار می‌کند.

December 11, 2003

صندوق‌های حقه‌بازی

صداي مهدي کروبي در سخنراني مجلس شوربای اسهالی: انتخابات پرشور لازمه براي ما و امكاناتي مي خواهد. با توجه به شرايط جهاني و منطقه اي و رشد سياسي كه مردم دارند، اميدوارم انتخابات خوبي انجام بشود و مردم خوب شركت كنندو همه بايد به قانون عمل كنند و تخطي از قانون نكنند.


قدیما بابای خُسن آقا وقتی یک کسی از این گوه‌های زیادی می‌خورد فقط یک کلمه برزبان جاری می‌کرد ودیگر هیچ نمی‌گفت. کلمه‌ی او را که دیگر در قید حیات نیست من بجایش می‌گویم و بعد می‌روم سر کلمات خودم: "میره"

جناب کروبی فراموش کرده‌اند یا بقول قدیمی‌ها زیر سیبیلی در می‌کنند یا گویا ایشان خود را به کوچه علی چپ می‌زنند یا اصلآ خنگ تشریف دارند. دیگر کسی که سرش به تن‌اش بیارزد در آن مملکت به پای صندوق حقه‌بازی (رمالی) آخوند مفت خور نخواهد رفت. تنها زمانی ملت به پای صندوق‌های رای خواهند رفت که آخوند جماعت به قول آریا در محدوده‌ی کویر درحال بیل زدن باشند و ملت از شر هرچی ریش و پشم دار هست خلاص شده باشد.
ملت قرار است انتخابات را تحریم کند.

اطلاعات تکمیلی

امروز با اینکه من درست مقابل در ورودی شهرداری اسلو بودم نتوانستم تمام مهمانانی را که برای جشن اهدای جایزه صلح نوبل دعوت کرده بودند را ببینم، اکثرآ با ماشینهایی با شیشه‌های دودی به محل آورده شدند. از جمله کسانی را که ندیدم حضرت آیت الله فرخ نگهدار و پرویز خزایی بودند. امشب اما در اخبار تلوزیون نروژ با هر دو در محل اهدای جایزه مصاحبه کردند که شاید بتوان گفت که جابجایی مهرها در شرف انجام شدن است.
آخر به چه علت دولت نروژ آقای نگهدار را به این میهمانی دعوت می‌کند!؟ حالا خزایی را بخاطر اینکه نماینده شورای ملی مقاومت در اسکاندیناوی است شاید منطقی باشد ولی آقای نگهدار سرپیاز است یا ته پیاز. درضمن از گفتارهای جانبی می‌توان چنین استنباط کرد که خانم عبادی و این حضرات درپشت پردههای سالن با هم گپی زده باشند. راستی چرا فرخ نگهدار را دعوت کرده بودند؟ اگر کسی میداند ما را هم خبردار کند.

از همه بامزه تر اینکه وقتی به این جمع خوبان شله‌زرد خورهای سفارت را هم اضافه کنید، تازه گمانه زنی‌ها تکمیل‌تر می‌شود و پازل درحال شکل گیری آشکارتر. البته شله زردخورهای سفارت آنقدر الاغ تشریف دارند که ممکن است فرخ نگهدار و پرویز خزایی را نشناسند! عاقلان دانند. گویا تنها گروهی که در این جمع نبودند شاهی‌ها بودند. البته اگر آنها را هم از راههای مخفی وارد معرکه نکرده باشند.

هموطن عزیز بنام هوشنگ در پیام‌گیر می‌نویسند:

اگر ممکن است «گروه دوم کردها کومله و حزب دموکرات بودند» را به گروه دوم «کردهای کومله و حزب دموکرات بودند» و يا یه جوری عوض کنيد که برداشت بد نشود و کارهای آن ها - چه خوب و چه بد - به پای همه کردها و از جمله همشهری های من تمام نشود. و اگر از من بشنويد آنها هم حزب هستند. مانند آن يکي ها مي شود به نام حزب ناميدشان نه با قوميت و يا مليت. به بخشيد هااااا.

دوست عزیز من از این روش نوشتن هیچ هدف بخصوصی نداشتم. من همیشه برای حزب دموکرات کردستان احترام بخصوصی قائل بوده‌ام در هرصورت اگر سوء تفاهمی شده پوزش مرا بپذیرید.

December 10, 2003

گزارش خبرنگار اعزامی خُسن آقا به مقر صلح و عدالت علوی در جهان!!

مطلبی رو شروع کرده بودم که نیمه تمام ماند بایستی می‌رفتم شهر تا ببینم در شهر چه خبر است، فردا مطلب را می‌دهم به خوردتان. درمورد امروز باید کمی مایوستان کنم! متاسفانه جمعیت خیلی کمی از ایرانیها آمده بودند، دو دسته بودند. گروه اول شاهی‌ها بودند تقریبآ 30 تا 40 عدد. اینها درمقابل گراند هتل اسلو جایی که هرسال برنده جایزه نوبل سکنی دارد اجتماع کرده بودند. ساعت یازده زمانی که خانم عبادی از در هتل خارج شد یکی از شاهی‌ها که از نظر تفکر شباهت زیادی به شعبان بی مخ داشت شروع به شعار دادن کرد و مرگ بر این و مرگ بر آن را برسر عبادی بیچاره خالی کرد.
گروه دوم کردها کومله و حزب دموکرات بودند و همچنین حزب توده و اکثریت که اکثریت و توده شعارهایشون رو توی یک صفحه A4 بطور مشترک توضیع می‌کردند و عده‌ای بی هویت و اتیکت مثل مخلص هم بودند. اینها هم درمجموع 50 تا 60 تایی می‌شدند. گروه دوم در تقاطع خیابان اصلی اسلو و همان خیابانی که به ساختمان شهرداری ختم می‌شود مستقر شده بودند و شعار می‌دادن، ساختمان شهرداری همان جایی است که جایزه را توضیع می‌کنند. حزب کمونیست کارگری را هم ندیدم، شاید آنها جای دیگری از شهر سنگر گرفته بودند!
تنها اتفاق قابل ذکری که افتاد این بود که ماشینی با شماره غیر دیپلوماتیک (معمولآ سفرا و مقامات رسمی با ماشین‌های دیپلوماتیک جابجا می‌شوند) با پرچم جمهوری اسلامی بر آن، شله زردخورهای سفارت را به شهرداری آورد. خانم سیتا جونز و آقای مایکل دوگلاس هم از سیاهی لشکرهای "مهم" این جشن بودند، البته بعلاوه پسر شاه و ملکه. پسر شاه آمده بود چون شاه عزیزمان شاش بند گرفته و دارند به طریق اسلامی دودول ایشان را ختنه می‌کنند!!
اگر کسی می خواهد بداند که چه اتفاقی را برای ایران دارند رقم می‌زنند پیشنهاد می‌کنم مصاحبه‌ی خانم عبادی را با جاناتان من خبرنگار CNN که امروز ساعت 16 بوقت گریمویچ بصورت مستقیم از شهرداری اسلو پخش شد و به احتمال قوی در روزها وساعات دیگر هم پخش خواهد شد را حتمآ ببیند. گفتنی است که خانم معصومه ابتکار هم در آخر مصاحبه از تهران چند کلمه‌ای اراجیف به خورد ملت شله‌زدخور دادند. خلاصه این مصاحبه که با تبلیغات بین برنامه تقریبآ یک ساعت بود خطوط مهمی را ترسیم کرد که نشان میدهد در پشت پرده همانطور که عده‌ای حدس زده بودند خبرهایی است و چون پرده برافتد نه علی ماند و نه حوض‌اش. این هم از افکار دایی جان ناپلئونی خُسن آقا.

خانم عبادی هم دو جمله معروفشان را دوباره تکرار کردند و ما را شاد و خوشحال.

سخنی با هاله عزیز: عزیز جان پیام شما را در پیام گیر خواندم. همین روزها خدمت شما هم پاسخی خواهم داد. شما فکر کردید علی آباد هم دهی است!!؟

عبادی: "هیچ مغایرتی بین اسلام و دموکراسی وجود ندارد"

(NTB 09.12.2003 kl. 16:18) خبرگزاری نروژ، روزنامه VG
خانم عبادی با تکرار جمله بالا و این جمله: "اسلام با دموکراسی ناسازگار نیست" خود را درتاریخ به لجن کشیدند.

اگر ویلیام شکسپیر به جمله‌ی To Be Or Not To Be معروف شد، حتمآ خانم عبادی هم به این دو جمله برای همیشه به تاریخ خواهد پیوست.

این دو جمله را تاکنون خانم عبادی بارها و بارها تکرار کرده‌اند. ای کاش می‌توانستیم از آقا عبدالکريم لاهيجی که برای دفاع از رفتار ایشان فرمودند:

توقع ما از رقبا و مخالفان حکومت هم اينستکه جايگاه و موقعيت سازمان های حقوق بشر را تشخيص دهند و از ما نخواهند که مواضعی همچون سازمان های سياسی اتخّاذ کنيم و به دنبال براندازی باشيم و يا موافق يا مخالف اصلاح طلبان و جز آن!؟ گویا نیوز

بپرسیم: آیا مخالفان رژیم هستند که از شما می‌خواهند که مواضع سیاسی بگیرید یا اینکه شما خود سیاسی کار شده‌اید؟ برکسی پوشیده نیست که هیچ گروهی سیاسی‌تر از مذهبیون ایران نیستند و امروز خانم عبادی به شکل ناباورانه‌ای سیاسی صحبت می‌کنند. و در راه نجات لاشه‌ی پوسیده‌ی اسلام سعی فراوان می‌کنند. گویا خانم عبادی با دریافت این جایزه ماموریت یافته‌اند تا برای نجات آخوندهایی که تا گردن در لجن فرو رفته‌اند از خود و دیگران مایه بگذارند. چه می‌شد اگر ایشان مردم زجر کشیده ایران و مخصوصآ زنان ستم دیده را درنظر می‌گرفتند و بی تفکر هر سخنی را بر زبان نمی‌راندند. کمترین توقعی که می‌توان از ایشان داشت سکوت است. ما هم چیزی بیشتر از این از ایشان نخواسته‌ایم. ایشان امشب مجددآ همان جمله معروفشان را تکرار کردند و آب پاکی را روی دست همه ریختند.

December 09, 2003

چند مطلب

فردا مرخصی گرفتم تا بروم مقابل ساختمان شهرداری اسلو، همانجا که جایزه نوبل می‌دهند. دوربین دیجیتال را هم با یک دفترچه یاداشت همراه می‌برم و خبرهایی برایتان خواهم نوشت.
رفتم سراغ رئیس برای مرخصی وقتی گفتم برای چه کار است، گفت: پس مرخصی بیشتر از یک روز می‌خواهی! گفتم نه فقط برای فردا. به شوخی گفت زندان رفتن‌اش را حساب نکرده‌ای؟

به نانا عزیز که نوشته بودی برای خبر رسانی چه کمکی از دستت بر می‌آید: دوست خوبم اگر خبرها را که می‌خوانی بوسیله‌ی میل برایم ارسال کنی بد نیست. مثلآ می‌توانی یکی از سایتهای خبری را تو مسولیت‌اش را بپذیری و خبرها را روزانه برای من ارسال کنی من هم آنها را در خبرنامه قرار خواهم داد.
کار اینا تمومه عزیز

عبدالواحد موسوی لارى، وزير کشور ايران روز دوشنبه هشتم دسامبر بار ديگر از حمله گروه های تندرو به اجتماعات و سخنرانی ها انتقاد کرد و گفت "هويت اين افراد را من روزى افشا خواهم کرد."

خُسن آقا:
حتمآ شما هم، "آقای موسوی لاری" درک کرده‌اید که آن روز نزدیک است. دیر نخواهد بود آن روزی که دادگاه ملت ستم دیده ایران شما را مجبور به پاسخگویی کند. یقینآ در چنین دادگاهی همه ناگفته‌ها گفته خواهد شد، امید داریم که هرچه زودتر آن روز فرا رسد.

به حزب الله کس خل: بدبختا چقدر ویروس می‌فرستید! اگه بنا بود PC من از کار بیوفته باید سالها پیش از کار می‌افتاد. بیخود وقت خودتون رو روی من تلف نکنید! گرچه شما بابت این کار حقوق می‌گیرید ولی باید به عرض تون برسونم که تمام ویروسهای شما قبل از رسیدن به PC من بوسیله‌ی Firewall اخته می‌شوند.

تجمع كارشناسان مامايي در مقابل درب مجلس شوراي اسلامي
حتمآ مجلس آبستن حوادثی است که ما خبر نداریم! ولی خوب ماماها هرچی باشد خبره‌ی اینکارند!

به جمهوری اسهالی: بچرخ تا بچرخیم

از امروز سعی خواهم کرد مهمترین اخبار روز رو از روی سایتهای خبری جمع کنم و در این آدرس قرار بدهم. به امید اینکه سانسور هرچه زودتر برچیده بشه.

December 08, 2003

برای مبارزه با سانسور همگی متحد شوید

این آدرس را دوستانی که در ایران هستند امتحان کنند و خبرش را بدهند که آیا کار می کند یا نه. فقط زمانی که سایت باز می‌شود یک یا دوبار پیغامی روی صفحه می‌آید و سوالی می‌کند محلش نگذارید فقط پاسخ منفی بدهید گورش را گم می‌کند می‌رود.

درضمن از دوستان خارج از کشور تقاضا دارم از این آدرسهای ضد سانسور استفاده نکنند چون سرورهایی که این فایل‌ها را سرو می‌کنند قدرت مراجعه کننده زیادی ندارند و "بوق اشغال" خواهند زد.

حلقه‌های سانسور تنگ‌تر می‌شوند

سانسور وبلاگ‌ها هم شروع شد

دوستی از ایران اطلاع داده که وبلاگهای زیر از ایران قابل دسترسی نیستند. البته ممکن است ISP های بخصوصی اینها را برای خود شیرینی و لیسیدن خایه قاعد اعظم بطور "خودسر!" بسته باشند. در هر صورت از کسانی که اطلاعات بیشتری در این مورد دارند خواهشمندم دیگران را در جریان بگذارند. ویا اگر وبلاگهای دیگری مسدود شده‌اند خبرش را سریع به اطلاع همه برسانید. این مساله‌ی مهمی است. چون انتخابات نزدیک است و باید تا آنجا که ممکن است این کانالهای خبررسانی باز بمانند.

وبلاگ شمرنامه، وبلاگ توضیح المسائل و وبلاگ شیطان رجیم مسدود شده‌اند.

درضمن از دوستانی که در شرایط امروز تحت فشار قرار می‌گیرند خواهشمندم به اطلاع دیگر دوستان که در خارج از کشور زندگی می‌کنند برسانند تا بلکه با همکاری دوستان فعالیت‌هایی را برای کم کردن فشار بر آنها انجام داد. از مواضعی که بعضی دوستان در این اواخر می‌گیرند چنین برداشت می‌شود که یا شدیدآ تحت فشارند یا شدیدآ خارج از نت می‌نوازند.

December 07, 2003

کاست‌های شاملو

مطلب دیروز بحث‌های خوبی را باعث شد که خیلی خوشحالم چون هدف من هم همین هست. متاسفانه خودم در آنها شرکت نکردم چون مجبور به قطع اینترنتم شدم(کمبود Ram). البته برای یک کار مهم.
3 تا کاست دارم که متعلق به دوران بلوغ "فکریم!!" هست. این سه تا کاست مدتها بود مغز من رو به خود مشغول کرده بود و باید حتمآ از نابودی نجاتشون میدادم و مدتها بود تصمیم داشتم آنها را دیجیتال کنم دیروز توانستم اینکار را بکنم . من زیاد در این کار صوت و اینجور چیزا تجربه ندارم بهمین خاطر مدتها طول کشید تا تونستم راهی براش پیدا کنم و دیشب تونستم 2 تاشو بیارم روی هارد PC ام اینها همان اشعاری هستند که شاملو در نیمه‌های دهه‌ی پنجاه دکلمه کرده. اشعار مولوی، حافط، خیام، نیما و خود شاملوست.
اگر کسی برنامه‌ای سراغ دارد که خش خش و ناصافی‌های صوتی را بتواند تصحیح کند بدم نمی‌آید آنها را کمی دستکاری کنم، سنگ مفت گنجشک مفت شاید بهتر شد.
مدتها بود دنبال اینها بود تا شاید بصورت CD بخرمشان ولی متاسفانه هرچه هست تولید جدید هست ولی این کاستها را من همان سال‌ها خریده‌ام و صدای جوانی شاملو چیز دیگری است. هربار که این کاستها را گوش می‌کنم حالت عجیبی به من دست می‌دهد. گرچه قسمت‌هایی از این کاست‌ها بخاطر کهنه شدن از کیفیت خوبی برخوردار نیستند ولی چیز بدی هم نیستند تا ببینم چه میشود.
بحث‌های دیشب چنان دلگیر بود که دلم نیامد توی نظرخواهی بمانند بهمین خاطر آنها را بدون تغییر در زیر می‌اورم. من هم می‌روم به سراغ کاست آخر.


amir

من همون اميری هستم که نظر من رو نقد کرديد من هم معتقدم بايد دلايل منطقی تری اورد تا مردم رو به شرکت در انتخابات دعوت کرد البته اگر گوشی برای شنيدن و منطقی برای تامل و فکر کردن باقی مونده باشه!! اگر مايليد دلايل من رو بشنويد با من تماس بگيريد.


Dec 06 2003, 07:47 am [+]

خُسن‌آقا


دوست عزیز شما نظری نداده بودید تا من بشنوم یا حتی آدرسی را ذکر نکرده بودید تا با مراجعه به آنجا نظرات شما را بخوانم یا بشنوم حالا چگونه توقع دارید من نظر شما را بشنوم. آدرس میل کفایت نمی‌کند. اگر مطلبی برای گفتن دارید آنرا ارسال فرمایید قول می‌دهم در اولین فرست پاسختان را بدهم.


Dec 06 2003, 07:55 am [+]

katbalou


سلام
من رای نمی دم. هيچ دليلی هم برای رای دادن نمی بينم. از اين حکومت خوشم نمياد و کسی از بين اين افراد نيست که بهش اعتقاد داشته باشم و اسمش رو توی برگه رای بنويسم.
بهت خوش بگذره


Dec 06 2003, 08:53 am [+]

nana


حسن اقا جون درود حالا که هوشيار هستم ميخوام بپرسم ايا هنوز تفاله های بی ابروی حزب توده مشغول دسيسه هستند .
من فکر ميکردم اين روباهان کهنه کار بعد از اون ابرو ريزی ها ديگه خفه شدند و متلاشی باور کن خيلی حيرت کردم بهر حال بعد از اخوندها من فکر ميکنم بزرگترين ضربه را اينها هميشه به ازادی خواهان ايران زده اند .
بهر حال من فکر ميکنم در موقعيت جساس کنونی هر گروه يا فردی که مردم را به شرکت در انتخابات تشويق کنه خائنانه سعی در به انحراف کشيدن جنبش مردم ايران داره . کار اينها تمامه


Dec 06 2003, 09:10 am [+]

nana


يزدانيان عزيز مطلبی که در وبلاگ اريا نوشته ای راجع به اينکه يه جای کارمان ميلنگد مرا به ياد اين شعر انداخت که بهت تقديم ميکنم .

خود به خود شکل ديو ميکردند
وز مهيبش نهيب ميکردند .

ولی کار اينها تمامه


Dec 06 2003, 09:24 am [+]

زهرخند


...به شدت به میخوارگیتان حسودی میکنم...با اینکه از سر پاتیل به تازگی بلند شده ام.

واما

شرکت ما در انتخاباتهای قبلی باعث شد که الان با خطر حمله خارجی مواجهیم.کاش اینرا درک کنیم.پرداختن به آن در این کوتاه نمیگنجد.


Dec 06 2003, 10:15 am [+]

يزدانيان


حسن آقای عزيز،مطلبی نوشتم در باب شرکت در انتخابات يا عدم شرکت در انتخابات


Dec 06 2003, 11:07 am [+]

nana


حسن اقا جونم
الان ياد روزی افتادم که اوائل انقلاب يه بحثی در دانشگاه تهران با يکی از اين توده ای ها داشتم وسط حرفاش گفت لنين گفته خيال کرد من جا ميزنم منم جلوی تمام بچه ها که بحث را گوش ميکردنند گفتم لنين گه خورده با تو .
انقدر عصبانی شد که گفت بعد از گرفتن قدرت از اخوندا اولين کاری که ميکنيم روشنفکرائی مث تو را ميذاريم لای جرز و ديوار رو ميبريم بالا .
کار اينها تمامه


Dec 06 2003, 12:15 pm [+]

حميد


خُسن آقا دمت گرم - تا پيروزی کامل همراهت خواهيم بود -

شعری از فريدون گيلانی تقديم ميشود:

هشدار مسلمان !

اين عاقبت دين مبين است مسلمان !
اين دين مبين غرقه به کين است مسلمان !

خون ميخورد و باکی از افلاک ندارد
اين معرکه با قتل عجين است مسلمان !

گردن زدن و حد زدن و دست بريدن
در دين مبين قاعده اين است مسلمان !

زن در نظر دين مبين " مال حلال" است
آزادی زن مشکل دين است مسلمان !

کشتند يلان را و بريدند زبان را
اين هديه‌ی آن خلد برين است مسلمان !

اين خاک زدين برسر اين خاک وطن شد
برنامه اسلام همين است مسلمان !

جز خدعه و نيرنگ چه ديدی تو از اين دين
هشدار که اين ننگ زمين است مسلمان !

بشکن تن اين قفل و برون آی از اين بند
اسلام جز اين نيست، همين است مسلمان !

فکری بکن آخر که وطن زير و زبر شد
اين فاجعه‌ی سلطه دين است مسلمان !

موفق باشيد


Dec 06 2003, 12:53 pm [+]

nana


حسن اقا جون اريا چی شد ازش خبری نيست .


Dec 06 2003, 01:21 pm [+]

behzad


خودتو ناراحت نکن عزيز مطمين باش مردم به اون درج از اگاهی رسيدن که خودشون بدوخوب و ميفهمن و مثل انتخابات شوراها ايم اخوندارو خيط ميکنن حالا اينا هم بزار زورشونو بزنن ولی واقعامسخرستا خيلی از اينا هم ادعا دموکراسی خواهی ميکنن بعد ميگن برين تو انتخابات شرکت کنين!! اخه ديگه از اين بيشتر ميخواين که خود اخوندا ميگن شرکت تو انتخابات يعنی مشروعيت بخشيدن به ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!۱۱۱


Dec 06 2003, 03:21 pm [+]

امیدِ میلانی


خسن‌آقاجان، حرفِ من روشن است، می‌گویم جز با سازمان‌دهی‌یِ مردم و مبارزه‌یِ جدی (با تجمع‌ها، با اعتصاب‌ها، با تظاهرات‌ها و غیره) نمی‌توان کار را پیش برد. شرکت در انتخابات هم با بازکردنِ فضا، با نشان‌دادنِ قدرتِ حمایتِ مردم در آمارِ رسمی و دقیق، با ایجادِ امکانِ درآمدنِ کتاب و روزنامه و مجله، با ایجادِ امکانِ تشکیلِ سازمان‌هایِ رسمی‌تر (NGOها و غیره‌یی که این‌مدت راه افتادند)، با فراهم‌کردنِ امکانِ تجمعِ قانونی (تجمع‌هایی که این‌مدت برگزار شد) با فراهم‌کردنِ نسبی‌یِ امکانِ افشایِ رسمی‌ترِ چیزهایی مثلِ قتل‌هایِ زنجیره‌یی یا قتلِ زهرا کاظمی آن هم از جایی مثلِ تریبونِ مجلس (که سابقه‌یی بسیار طولانی داشت، ولی این‌بار به خاطرِ رسمی‌شدنِ افشا این‌قدر جنجال ساخت) و غیره راه را برایِ‌مبارزه بازتر می‌سازد.


Dec 06 2003, 05:12 pm [+]

امیدِ میلانی


حالا تو می‌گویی نه، یک معجزه‌یی به اسمِ عدمِ شرکت در انتخابات هست، که بدونِ این‌که هیچ هزینه‌یی داده شود و هیچ کاری انجام شود می‌تواند از آسمان دموکراسی بباراند. خوب، بیا روشن کن چه‌طور این اتفاق می‌اُفتد. فرض کنیم انتخابات تحریمِ عمومی شد و ۱۵٪ بیش‌تر رأی ندادند (همان ۱۵ درصدِ طرف‌دارِ حکومت). حالا فردایِ این اعلامِ نتیجه چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بیا کاری که هیچ‌یک از مخالفانِ شرکت در انتخابات نمی‌کنند را بکن، دقیق یک سیرِ وقایعِ واقع‌بینانه و احتمالی بنویس که چه‌طور عدمِ شرکت در انتخابات باعث می‌شود جمهوری‌یِ اسلامی کنار برود و یک حکومتِ دموکراتیک معلوم نیست از کجا سبز شود. سیرِ وقایعی را بنویس که از فردایِ اعلامِ عدمِ شرکتِ مردم به دموکراتیک‌شدنِ حکومت خواهد انجامید.


Dec 06 2003, 05:16 pm [+]

امیدِ میلانی


حکومتِ دموکراتیک را هم می‌گویم معلوم نیست از کجا سبز خواهد شد، چون واقعاً معلوم نیست، و فکر کنم بتوانم بزرگ‌ترین نشانه‌یِ ضعفِ کاملِ اپوزیسیونِ خارج را در این بشمارم که تا امروز هم هنوز نتوانسته یک آلترناتیو برایِ حکومت مطرح کند. می‌دانید این حکومت از کجا قرار است تشکیل شود؟ دولتِ موقت را چه‌کسی باید بگرداند؟ اصلاً کلِ اپوزیسیونِ چپِ خارج (جز کمونیستِ کارگری) کسی دارد که حتی برایِ عضویت در شورایِ موقت طرح کند و پذیرفته باشد؟ از کجا معلوم نیم‌خمینی و ربعِ پهلوی از آسمان بر سرِ حکومتِ موقت نیاُفتند و ماجرایِ ۵۷ تکرار نشود؟ یا مثلاً رجوی و بنی‌صدر و مانندِ آن‌ها؟ مگر نه این‌که حکومتِ موقت اگر دستِ هریک از این‌ها افتاد فاتحه‌یِ دموکراسی را باید برایِ ۲۰ سالِ دیگر هم در کشور خواند؟


Dec 06 2003, 05:26 pm [+]

خُسن‌آقا


امید جان بگمانم که در پیام اولت حداقل نباید نام زیبا کاظمی را می بردی چون این یکی از بزرگترین ننگهای آقایان اصلاح طلب است که با داشتن حکومت با رفتار منفعلانه باعث شیر شدن اوباشانی شدند که در بهار و تابستان 76 داشتن وا میدادن دست آقای خاتمی درد نکند که هرکس حرف از تغییر قانون اساسی زد آقا با بی شرمی گفت این خیانت است. خیانت به کی مثلآ خیانت به ملای مفت خور که بجز از گرده ملت خوردن کار دیگری بلد نیست. یا آنکه زمانی که حتی نزدیک ترین حمایت کنندگان خاتمی این نگ تاریخ ایران را دانه دانه به زندان انداختن آشیخ مربا بجای دفاع از آنها گفت: خوب شاید گناهکار باشند.
این کسانی را که شما اصلاح طلب می نامید من نیرگباز می نامم و دیگر "آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت" اینبار ملا با اسلام به توالت تاریخ خواهد پیوست و راه برگشتی نیست.


Dec 06 2003, 05:58 pm [+]

خُسن‌آقا


در مورد اینکه روز بعد از خاتمه انتخابات چه خواهیم کرد به شما قول میدهم که همین نگ ملاها باعث تحرکی در جامعه خواهد شد و ملت کاری خواهند کرد کارستان نه نیاز به رهبری دارند نه سرخر. درمورد نیم خمینی و نیم پهلوی هم باید به شما بگویم که اگر ملت اینها را می خواست کار آخوندها دوسال پیش تمام بود ولی به شما قول میدهم نه مجاهد نه ملا نه شاهی دیگر آن ممه را لولو برد. دیگر ملت منظورم همان اکثریتی است که بزودی روی ملایان را سیاه خواهد کرد میداند چه کند. بقول معروف اگر علی ساربان است میداند شتر را کجا بخواباند.


Dec 06 2003, 06:01 pm [+]

nana


حسن اقا جون من که فکر ميکنم اگر خيزش مردمی شروع بشه گروه صادقی که بتونن رهبريت را در دست بگيرند از درونش خواهد جوشيد و بالا خواهد اما اگرچه اکنون ناشناسند.


Dec 06 2003, 06:19 pm [+]

nana


منظورم بالا خواهند امد اشتباه اما تايپ کردم .


Dec 06 2003, 06:20 pm [+]

امیدِ میلانی


خسن‌آقاجان، پس راهِ حلی وجود ندارد، تازه امیدوار ای که پس از تحریمِ انتخابات تحرکی در میانِ مردم ایجاد شود و بعد تازه ببینیم چه می‌شود... عدمِ شرکتِ مردم در انتخابات کدام تحرکی را می‌خواهد ایجاد کند؟ چه‌طور؟ چه‌طور می‌شود که انفعال ناگهان باعثِ تحرکی چنان بزرگ شود؟ دقیقاً (عینی، با مثالی چیزی) بیا بنویس این تحرکی که می‌گویی چه‌طور اتفاق می‌اُفتد.

ولی درباره‌یِ ره‌بری. تو می‌گویی از میانِ همان جمعیت یک ره‌بر در می‌آید. آخر عزیزِ من، مگر ۵۷ جز این شد؟ از کجا می‌گویی این‌بار به‌تر خواهد بود؟ من با خیلی فعال‌هایِ سیاسی‌یِ آن‌زمان‌ها صحبت کردم اکثراً تا ۶ ماه پیش از انقلاب اصلاً اسمِ خمینی را هم نشنیده بودند، و هیچ‌کس هم او را وزنه‌یِ جدی‌یی نمی‌دانسته. آن‌وقت یک‌روزه و از میانِ شلوغی‌ها علم شده و بعد چهره‌ئَ‌ش را در ماه دیده اند و برو تا آخر...


Dec 06 2003, 07:18 pm [+]

امیدِ میلانی


این‌جا هم همان است، اصلاح‌طلب‌ها و ملی‌مذهبی‌ها و به طورِ کلی هیچ‌یک از فعال‌هایِ داخلی را که قبول نداری، اپوزیسیونِ خارج هم که کسی برایِ طرح ندارد (جز همان پهلوی و خمینی و این‌ها)، آن‌وقت اگر هم از میانِ شلوغی‌ها ناگهان کسی در آمد، خوب کسی خواهد بود که شناخته‌شده نیست، کسی خواهد بود که نمی‌دانیم چه‌کاره است، دوتا مصاحبه می‌کند و مثلِ خمینی که وعده‌یِ آزادی و فلان و بیسار می‌داد ده تا وعده‌یِ توخالی می‌دهد، آن‌وقت باید برایِ شناختن و پذیرفتن یا نپذیرفتنَ‌ش به ماه مراجعه کنیم.

به‌علاوه می‌گویی مردم. فراموش نکن همین یک انجمنِ کوچکِ وب‌لاگ‌نویسان که می‌خواستیم درست کنیم چه دردسری شد و آخر هم به جایی نرسید. مردم همین‌ها هستند. وقتی سرِ یک انجمن این‌همه بحث هست و آخر هم بی‌نتیجه تو می‌خواهی دوروزه سرِ حکومت به توافق برسند؟


Dec 06 2003, 07:22 pm [+]

امیدِ میلانی


تأکید می‌کنم، حتی اگر انقلابی هم اتفاق بیاُفتد، اگر تشکلِ انقلابی از پیش وجود نداشته باشد می‌شود مثلِ همان ۵۷، پهلوی‌یی یا خمینی‌یی یا چلبی‌یی یا کرزایی از آستینِ‌شان در می‌آورند و می‌گذارند سرِ کار، ما هم انگشت‌به‌کون تماشا می‌کنیم.

بگذار درباره‌یِ تحرک کمی دیگر بنویسم. این‌همه سال تاحدی می‌شد مجوزِ گردِهم‌آیی و از این قبیل گرفت. جنبشِ دانش‌جویی (که باید پرتحرک‌ترین باشد) فعال بود. شلوغی‌هایِ سالِ پیش برایِ آزادی‌یِ آغاجری را به یاد بیآور (و نگو که اصلاح‌طلبانه بود، تندترین شعارهایی که هیچ‌وقت در جمهوری‌یِ اسلامی داده نشده بودند نخستین‌بار در آن تجمع‌ها طرح شدند.). چه‌طور شد آن تحرکی که تو می‌گویی در این فضا نتوانست ایجاد شود و قرار است به‌یک‌باره و در زمانی که نه مجوزِ گردِهم‌آیی هست، نه روزنامه‌یی که خبرَش را به مردم دهد، و فضایِ پلیسی هم حاکم، در این شرایطِ خفقان قرار است اتفاق بیاُفتد؟


Dec 06 2003, 07:27 pm [+]

masoud


امید عزیز
لطفا بگذار مرحله به مرحله پیش برویم اول به نقد دلایل شما بپردازیم و سپس به نقد دلایل مخالفین شما چرا که تداخل این دو چیزی عاید ما و شما نمیکند و نتیجه اش سر در گمی و استنتاج های بیمورد - خداییش من ربط عدم شرکت در انتخابات را با پهلوی و .... نفهمیدم - بگذریم
دلایل شما برای حضور در انتخابات بر سه پایه استوار است
1- عملکرد مجلس - آنجا که مسایلی نطیر طرح قتلهای زنجیره ای را به پای مجلسیان می گزاری

2- برای جلوگیری از مداخله خارجی و احتمالا تجزیه ایران و...

3- مجلسی اگر دست راستی ها بیفتد دیگر هر کار بخاهند میکنند و ... وضع بدتر میشود و ..

Dec 06 2003, 07:28 pm [+]

masoud

ادامه
و اما در مورد مطلب اول
اشکال شما در تچزیه و تحلیل عملکرد مجلس ششم اولن در این است که تنها یک سری از صحبتها و نطق پیش از دستور و ... که تماما حرف است انهم ار نوع مفتش را به پای عملکرد میگزاری ( تاکید میکنم عملکرد البته نطق یک پارالمنتر چزعی از وظایف وی هست به شرطی که مقدمه ای بر طرح قوانین بهتر باشد که در عیر این صورت به خطا نرفته ایم اگر آنرا روضه بنامیم)
و اتقاقن هر جا که میبایست اقدامی صورت دهند همگی جا زدند برای نمونه - طرح قانون مطبوعات و یا کابینه دوم خاتمی

Dec 06 2003, 07:29 pm [+]

masoud


ادامه
و در آخر در مورد مطلب سوم - آنجا که میگویید اگر مجلس دست راستی ها بیفتد دیگر همه کار میکنند - خب مگر الان نمیکنند و یا اگر کارهایی را نمیکنند از ترس رفیقهای اطلاح طلبشان است یا از ترس مردم

حال اگر موافق موارد فوق هستی آنوقت میتوانیم با هم در مورد فواید رای ندادن به بحث بشینیم

Dec 06 2003, 07:30 pm [+]

امیدِ میلانی


مسعودجان، خوب است، قدم‌به‌قدم بحث کنيم ببينيم به کجا مي‌‌رسيم.
درباره‌يِ چيزهايی که مطرح کردی،

۱. همان حرف‌ها و کارهايِ نافرجامِ مجلسي‌ها (قوانينی که در شورايِ نگه‌بان رد مي‌شوند و غيره) خودَش مقدارِ زيادی تحرک در جامعه ايجاد مي‌کند. مثالَ‌ش همين ماجرايِ قتلِ زيبا کاظمی، که خوب اگر آن رفتارِ متهورانه‌يِ معاونِ مطبوعاتي‌يِ‌ وزارتِ ارشاد و نطق‌هايِ محسنِ آرمين در مجلس و ايستاده‌گي‌يِ وزارتِ اطلاعات نبود اصلاً به اين صورت طرح نمي‌شد، خاکَ‌ش مي‌کردند و هيچ‌کس هم نمي‌فهميد، فوقَ‌ش مي‌گفتند سکته کرده. نمونه‌یِ دیگر قتل‌هایِ زنجیره‌یی، که به هیچ وجه نخستین قتل‌هایِ حکومت نبوده، ولی پی‌گیری‌یِ گنجی، عبدی، اصرارِ خاتمی بر استعفایِ دری‌یِ نجف‌آبادی، اطلاعیه‌یِ وزارتِ اطلاعات و تحقیقاتِ کمیسیونِ اصلِ ۹۰ باعث شد این‌قدر گسترده و جدی طرح شوند.


Dec 06 2003, 07:40 pm [+]

امیدِ میلانی


(بحثِ مداخله‌یِ خارجی را طرح نمی‌کنم. به‌علاوه تجزیه‌یِ ایران چیزی نیست که مرا بترساند، اگر اقلیت‌ها استقلال می‌خواهند حقِ‌شان است و باید به آن برسند.)

۳. بله، وجودِ دولت و مجلسِ اصلاح‌طلب خیلی آزادی‌ها را ایجاد کرده، که با ازدست‌رفتنِ‌شان آزادی‌ها هم گرفته خواهد شد. چنان‌چه در ماجرایِ شورایِ شهر به عنوانِ مثال فرهنگ‌سراها تعطیل شدند. آزادی‌هایی مثلِ انتشارِ کتاب، مجله، روزنامه، تشکیلِ سازمان‌هایِ نیمه‌رسمی‌یِ مستقل (مثلِ NGOها)، گردِهم‌آیی‌هایِ سیاسی و غیرِسیاسی، و از این قبیل.


Dec 06 2003, 07:43 pm [+]

امیدِ میلانی


واضح است وجودِ وزارتِ ارشادِ اصلاح‌طلب اجازه‌یِ چاپِ بیش‌ترِ کتاب‌ها، بسیاری مجله‌ها، و معدودی روزنامه را می‌دهد، که وزارتِ ارشادِ اسلامی نخواهد داد. درست است که قوه‌یِ قضائیه بسیار روزنامه‌ها و بعضی مجله‌ها را می‌بندد، و معدودی کتاب را از بازار جمع می‌کند، ولی صرفِ همین انتشار خیلی مفید است، و می‌تواند مردم را بسیار آگاه‌تر کند. حال تو بگو، منتشرشدنِ این‌ها به‌تر است یا نشدنِ‌شان؟
یا مثلاً این‌که بتوان صد مراسمِ حمایت از آغاجری در دانش‌گاه‌ها برگزار کرد، که در پایان همیشه به شعارهایِ ضدِحکومتی ختم شوند و بعضاً به درگیری بیاَنجامد به‌تر است، یا این‌که هیچ تجمعی مجوز نگیرد، و اگر گروهی هم گردِ هم آمدند پلیس فوراً سرکوبِ‌شان کند؟


Dec 06 2003, 07:50 pm [+]

nana


اولين غلط :
بالا امدن خبر مرگ زهرا کاطمی به هيچ کس ربطی نداشت جز دکترهای بيمارستان که به سفارت کانادا تلفن کردند و بعد خبر پخش شد و نتوانستند جلوش را بگيرند اون معاون وزارتخانه هم داماد رهبر جاکش بود که خواست از خودش سلب مسئوليت کنه . تقلب نکنيدبرای اثبات حرفهاتون لطفا


Dec 06 2003, 07:52 pm [+]

nana


دومين غلط:
سانسور نشريات را اصلاح طلبان هم نخواهند توانست کاری کنند کما اينکه همه روزنامه هارا بسته اند تقريبا
ولی چه غم در دوره اينترنت و تماس جهانی محافظه کاران در مورد پخش اخبار هيچ غلطی نميتوانند بکنند.


Dec 06 2003, 07:58 pm [+]

nana


مهمتر از همه اين حرفها هر نوع تظاهرات و يا گرد همائی که با مجوز تائيد گردد به نظرمن در شرايط امروز ايران يه جوری فرمايشی خواهد بود .
تظاهرات واقعی هميشه در اين شرايط بايد از اجازه و فرمان حکومت خارج باشه تا شکل صادقانه و مردمی خود را حفظ کنه وگرنه اگه رژيم اجازه بده که ميشه خود گوزی و خود خندی


Dec 06 2003, 08:02 pm [+]

امیدِ میلانی


۱. من تاکنون چیزی درباره‌یِ تلفنِ دکترهایِ بیمارستان به سفارتِ کانادا نشنیده ام. معاونِ مطبوعاتی‌یِ وزارتِ ارشاد هم مسئولیتی در ماجرا نداشت که بخواهد سلبِ مسئولیت کند و گردنِ کسی بیاَندازد. اگر جستُ‌جویی هم در اخبارِ گوگل برایِ کاظمی بکنید، که اتفاقاً در چند روزِ‌ اخیر دوباره مطرح شده، اکثرِ‌ نشریه‌هایِ معتبر (لااَقل گاردین و نیوزویک را دارم می‌بینم) ماجرا را همین‌طور که من شرح داده ام شرح داده اند.


Dec 06 2003, 08:09 pm [+]

امیدِ میلانی


۲. سانسور هست، ولی وجودِ روزنامه‌یی که سانسور شود به‌تر است یا عدمِ وجودَش؟ به‌علاوه چرا کتاب را نمی‌گویی که امروز انقلابی‌ترین کتاب‌ها چاپ می‌شوند و ممنوع‌ترین کتاب‌ها (مثلاً آیاتِ شیطانی یا تولدی دیگر) را هم می‌توان از دست‌فروش‌هایِ انقلاب خرید؟
و درباره‌یِ اینترنت، یک روزنامه میان‌گین ۲۰۰٫۰۰۰ تیراژ دارد، و هر نسخه‌ئَ‌ش را هم بیش از ۱ نفر می‌خواند، به‌علاوه مطالبَ‌ش در سایت‌هایِ اینترنتی و رادیوهایِ خارجی منعکس می‌شود. گویا که پرهیت‌ترین سایتِ ایرانی است ۵۰٫۰۰۰ هیت دارد، فقط ۳۶ درصدِشان در ایران هستند (۱۸ هزار نفر) و تازه هر مراجع چندبار شمرده می‌شود (چون چند صفحه را باز می‌کند). این کجا و آن کجا؟


Dec 06 2003, 08:10 pm [+]

امیدِ میلانی


این که تظاهرات نباید مجوز داشته باشد هم فکر کنم از آن حرف‌ها باشد. یعنی آن تظاهراتِ بزرگِ ۱۶ِ آذرِ پارسال و همه‌یِ تجمع‌هایِ رادیکال در دفاع از آغاجری در دانش‌گاه‌ها کشک؟ یعنی همه‌یِ جنبشِ دانش‌جویی حکومتی؟ یعنی همه‌یِ شعارهایِ ضدِحکومتی‌یِ داده‌شده بادِ هوا؟ من نمی‌دانم دیگرانِ حاضر در این‌جا در این مورد چه عقیده‌یی دارند. اگر این‌ها را بادِ هوا می‌دانید که فکر کنم دیگر اصلاً جایِ بحثی نداشته باشد، احتمالاً دموکراسی و حقوقِ بشر و مردمی که درباره‌ئَ‌ش حرف می‌زنید هیچ ربطی به آن دموکراسی و حقوقِ بشر و مردمی که من می‌شناسم ندارد.


Dec 06 2003, 08:13 pm [+]

nana


گفتم در شرايط کنونی منظورم اينه که مردم ايران ديگه از همه بازيهای اينها بايد خودشون را کنار بکشند از حکومتی که بدست يه مشت مافيا اداره ميشه که نبايد اجازه گرفت که برای احقاق حق اعتراض يا اعتصاب يا گرد هم ائی بشه .
مث اينکه باور نميکنی که در ايران دموکراسی وجود نداره .


Dec 06 2003, 08:39 pm [+]

امیدِ میلانی


معلوم است در ایران دموکراسی نیست، ولی چه اشکالی دارد اگر فرصتی پیش آمد با اجازه‌یِ حکومتِ غیرِدموکراتیک به آن اعتراض کنیم؟ تجمعِ ۱۶ِ آذرِ فردا (امروز) را هم تحکیمِ وحدت و انجمن‌هایِ اسلامی برگزار می‌کنند، مجوز هم دارد. نباید در آن شرکت کرد چون مجوز دارد؟ عجب حرفی است.
خوب، اگر شرکت در این تجمع خوب است، خوب این‌که حکومت این اجازه را بدهد و تبلیغ شود و در روزنامه‌ها گفته شود و در دانش‌گاه‌ها رویِ بورد برود و جمعیت جمع شوند و فرصتَ‌ش باشد که برگزار شود و حرف‌هایی گفته شود و شعارهایی داده شود، این به‌تر است یا این‌که هیچ‌کدامِ این‌ها نباشد و اگر اتفاقاً ده نفری هم گرد آمدند فوراً پلیس حمله کند و قضیه را بخواباند؟ خوب این مجوز یک فرصت است که به ما داده می‌شود، نباید خودِمان را از آن محروم کنیم که.


Dec 06 2003, 08:48 pm [+]

nana


اميد عزيزم خيلی هم خوبه که فردا همه در اين گرد هم ائی شرکت کنند مساله اين است که مردم به جان امده را ديگه تشويق به صبر و تامل و مدار نبايد کرد .

بنطر من جامعه ايران اماده يه تغيير بزرگ به دست خود مردم است هر حرکت ازادی خواهی قابل ستايش است ولی اصل قضيه اينه که همه يکپارچه برای اخرين بار به اين چنايتکاران بايد بگن نـــــــــه


Dec 06 2003, 08:53 pm [+]

امیدِ میلانی


ناناجان، خوب حالا که این تجمع خوب است برگزار شود، پس چرا بد است اگر به حکومت اصلاح‌طلبان را تحمیل کنیم که این فرصت را به ما می‌دهند؟

ببین، مسئله گفتنِ نه نیست، این نه خیلی وقت است که گفته شده، در دویُ‌مِ خرداد هم رأی به خاتمی محکم‌ترین نه به این‌ها بود. محکم‌تر از آن هم دیگر نخواهد شد. همه هم می‌دانند، هرکس انکار می‌کند سرَش را زیرِ برف کرده. مشکل گفتنِ این نه نیست، مشکل شنونده است، خامنه‌یی که ننشسته ما بگوییم نه او هم بگوید اه، ببخشید، بفرمایید حکومتِ‌تان را پس بگیرید. باید به زور انداختِ‌شان بیرون. نه شرکت در انتخابات زورَش به این‌ها می‌رسد نه عدمِ شرکت، راهِ حلِ مسئله را باید در آگاهی‌یِ مردم و سازمان‌دهی و تشکلِ نیرویِ آن‌ها جستُ‌جو کرد. بدونِ این آگاهی و آن نیرویِ سازمان‌یافته، اگر هم اتفاقی بیاُفتد (که به نظرِ من در آینده‌یِ نزدیک و با مداخله‌یِ آمریکا خواهد افتاد) به دموکراسی نخواهد رسید، می‌شود مثلِ ۵۷.


Dec 06 2003, 09:02 pm [+]

nana


اميد عزيزم باز هم ميگم احتياجی به تحميل اصلاح طلبان به ادمخوران نداريم .
باور کن الان ديگه اين فقط يه توهمه
اصلاح طلب و اصلاح طلبی مرده باور کن مردم خيلی جلوتر هستند چون باورهای قلابی خودشون را کاملا از دست دادند تو و امثال تو بايد از اين لجظه به بعد فقط روی نيروی جوان خود و پيشتيبانی گسترده مردم از خودتون حساب باز کنيد نيروی مردم را دست کم نگير
بخصوص اگه بجان امده باشند .


Dec 06 2003, 09:19 pm [+]

masoud


قوانینی که در شورای نگهبان رد میشوند .
شاهکارآنها در مورد لوایح دوقولو است . غیر از این است ؟ خب به فرض که انها هم تصویب میشد تفاوتی میکرد ! ریس جمهور منتصب رهبر قوی تر میشد تا تنها به محکوم کردن آنهایی که به قانون اساسی ایراد میگیرند اکتفا نکند و همچون 18 تیر راسا اقدام لازم را مبذول دارد . عیر از این است

- آزادی ها و فاش ساختن مواردی نظیر قتلهای زنجیره ای
بطور کلی شما سه نکته اصلی را در تحلیل موارد در نظر نمیگیرید و لذا با انگشت گذاشتن روی چند نکته میخاهید نتیجه گیری کلی کنید مثلا در مورد اینتر نت که به اصلاح طلبان امتیاز میدهید اگر واقعیت را بخاهید میبایست ممنون رفسنجانی و شرکا باشیم که با راه انداختین شرکتهای ( اصلی) اینترنتی این بیزنس را رونق بخشیدند ... بگذریم – راستی ایران در زمینه استفاده از اینترنت در رده چندم جهان است ؟

Dec 06 2003, 09:27 pm [+]

masoud

یک - جریان اطلاعات ( نظیر رادیو و اخیرا تلویریون و اینترنت )
که به طور کلی شرایط فعلی را از دهه 60 کاملا متمایز میکند
دو- آکاهی مردم و عدم اعتماد به حکومت
که بخشی از ان مدیون جریان اطلاعاتی است ولی شخصن معتقدم که تجربه مردم در مواردی نظیر جنگ و ..... بیشترین سهم را داراست
سه – تاثیر حکومتهای خارجی
(اگر بخاهی موفقیتی برای اطلاح طلبها قایل شوی این تنها مورد است که البته سود آن به سوی مردم نبوده است)

اگرمجموع این موارد را در نظر بکیری انوقت نمیتوانی ازادیها و... را به پای اطلاح طلبها بگذاری که در خوشبینانه ترین حالت آنها محصول عوامل فوق هستند
حال اجازه بده که رویکرد ج.ا. را به قتل و شکنجه که به قول شما یکی دست آوردهای اطلاح طلبان است بپردازیم

Dec 06 2003, 09:28 pm [+]

masoud


- دردهه 60 حکومت انها در داخل و خارج میکشتند و اگر سوال هم میشد میگفتند که ما کشتیم چون ملحد و منافق و ... بودند – چون رویکرد دیگر دولتها برایشان مهم نبود و در نیمه اول ان دهه هم اعتماد بسیاری از مردم را با خود داشتند
- از اواخر دهه 60 دیگر نمیتوانستند اینگونه عمل کنند بنابراین کشتند و بعد عده ای دیگر را وادار به مصاحبه کردند که ما کردیم تا ج.ا. را بدنام کنیم و... نظیرقتل کشیشان
- در اواسط دهه هفتاد ( اگر شما دوست داری ان را دوم خرداد بگو ولی من معتقدم که دوم خرداد محصول بود نه عامل ) دیگر این روند مقبولیت نداشت نه در اذهان مردم و نه جهانیان . پس نتیچه ان شد این حکومت به ورطه قربانی گرفتن از خود افتاد چرا که چاره جز این نبود.

Dec 06 2003, 09:29 pm [+]

masoud

براستی ایا از خود سوال کرده ای اگر اطلاح طلبها با قتل و شکنجه به واقع مخالف هستند چرا به چند نمونه خاص توجه نشان نیدهند و در مقابل مسایل دهه اول انقلاب سکوت میکنند لابد این موارد عطف به ما سبق نمیشوند
البته ناگفته نگذارم که معتقد نیستم مسایلی که طی چند سال گذشته اتفاق افتاده بر طبق سناریو از پیش نوشته شده انجام شده بلکه بسیاری ناشی از اختلاف رویکرد ( نه هدف ) مابین گروههای مختلف حکومت بوده که البته ما مردم بی بهره نبودیم ولی دیگر ادامه این روند سودمند نیست که بحث ان در ضرورت تحریم قابل تعمیم است

Dec 06 2003, 09:30 pm [+]

امیدِ میلانی


ناناجان، باور کن حرفِ من هم همین است، تنها نیرویی که می‌تواند ما را نجات دهد نیرویِ مردم است. نیرویِ مردم یقیناً بزرگ‌ترین نیرویِ دنیا است و جلویِ هرکسی می‌تواند بایستد. ولی فراموش نکن که این نیرو را باید سازمان داد و منظم کرد، باید به مردم آگاهی داد.
شرکت یا عدمِ شرکت در انتخابات تغییری در این اصلِ ماجرا نمی‌دهد. حرفِ من فقط این است که با شرکت در انتخابات ما یک‌سری فرصت به دست می‌آوریم. خاتمی و امثالِ او قرار نیست حکومت را ساقط کنند، ولی می‌توانند فرصتی به ما بدهند که آسان‌تر این کار را انجام دهیم. البته اصلِ مطلبِ به‌میدان‌آمدنِ مردم است که باید نتیجه را تعیین کند. خوب، چرا خودِمان را از این فرصت محروم کنیم؟


Dec 06 2003, 09:32 pm [+]

nana


اميد جان به بخش که جوابت دير شد من مشغول بازی بريج هستم با سه نفر ديگه ووقتی دستم روی ميز است ميام پشت کامپوتر.
بهر حال بنظر من تا شما دلسوزان واقعی و جوان ايران اين لباس کهنه باور به جناح خوب و جناح بد را از تنتون در نياريد و دور نيندازيد انطور که بايد به مردم و خودتون باور پيدا نميکنيد هر تعييری که در جامعه ايران شده تا حال اگه مثبت بوده ريشه اش در تلاش و کوشش عناصر صادق بوده و کرديتش را خاتمی اينها گرفتند .


Dec 06 2003, 09:41 pm [+]

nana


در ضمن عزيزم من به خوبی و باقلبی پر از درد ميدونم که اين جنگ نهائی خونين خواهد بود و بهمين دليل به شرافت انسان قسم ميخورم که برای شرکت درش به ايران خواهم امد .
ما چاره ديگری نداريم
بذار يه چيز ديگه هم اضافه کنم بنظر من بهترين فيلم ايرانی که در اين سالها ساخته شده فيلم طعم گيلاس کيارستمی بود
علتش هم پيامی که داشت بنظر من پيامش اين بود که زنده بودن به معنی زندگی کردن نيست و
بنابراين برای زندگی کردن فرزندان و نسل اينده شايد لازم باشه همه ما فدا بشيم مهم هم نيست چون الان فقث زنده ايم . اصلاح و اصلاحات را فراموش کن کار اينها تمامه دوستت دارم .نانا


Dec 06 2003, 09:46 pm [+]

nana


اينها که نوشتم به معنی پايان نيست اگه خواستی ادامه بده خواهم امد .


Dec 06 2003, 09:48 pm [+]

امیدِ میلانی


۱. اصلاح‌طلب‌ها بعضی جاها درباره‌یِ مسائلِ اوایلِ انقلاب خصوصاً ادامه‌یِ جنگ، قتل‌هایِ آن زمان (به‌خصوص قتلِ سعیدی‌یِ سیرجانی، میرعلایی و دیگران)، قتل‌هایِ سالِ ۶۷ و مانندِ این‌ها اشاره کرده اند، ولی دلیلِ کم‌بودِ این‌ها تا حدِ زیادی آن است که این مسائل در جمهوری‌یِ اسلامی خطِ قرمز به حساب می‌آید، و تخطی از آن مجازاتِ سنگینی در پی دارد (که تقریباً در همه‌یِ موارد چنین نیز بوده، مثلِ زندانِ سنگینِ عبداللهِ نوری، زندانِ گنجی، یا عبدی که با روزن مصاحبه کرده بود). اصلاح‌طلب‌ها هم طبیعتاً از زندان خوشِ‌شان نمی‌آید...


۲. می‌‌گویی اختلافِ هدفی نیست. به نظرَت چه هدفی باعث می‌شود کسی زندان را بپذیرد و رادیکالیسمِ خود را حفظ کند؟ اگر دنبالِ سهم و این قبیل بودند که دراختیارِشان بود، نبود؟ می‌توانی تصور کنی کسی بپذیرد که ۱۵ سال زندان برود به خاطرِ این‌که مثلاً وقتی ۱۵ سال بعد (۱۵ سال، شوخی نیست، می‌شود از سالِ ۶۷ تا حالا) بیرون آمد به پست و مقامی برسد؟


Dec 06 2003, 09:56 pm [+]

امیدِ میلانی


۳. واقعاً جمهوری‌یِ اسلامی در شرایطِ تازه‌سرِکارآمدنِ خاتمی، و در موقعیتی که بیش‌ترین مقبولیتِ مردمی (با توهماتِ اصلاح‌طلب‌هایِ آن زمان) و بیش‌ترین مقبولیتِ خارجی را داشت به ورطه‌یی افتاده بود که مهم‌ترین آدم‌هایِ وزارتِ اطلاعاتَ‌ش که مستقیم از خامنه‌یی دستور می‌گرفتند را قربانی کند؟


Dec 06 2003, 09:56 pm [+]

امیدِ میلانی


۴. واقعاً انتشارِ روزنامه‌ها و مجله‌ها و کتاب‌هایِ سیاسی اجبار بوده و نه امکانی که اصلاح‌طلبان دراِختیار گذاشتند؟ این چه حرفی است؟ واقعاً فکر می‌کنی اگر ناطق هم رییس‌جمهور می‌شد روزنامه‌هایِ آن‌زمان مجوزِ انتشار می‌گرفتند؟ این مجله‌هایِ تندرو منتشر می‌شدند؟ کتاب‌هایِ مارکس و انگلس در می‌آمد؟ نه، خامنه‌یی‌چی‌ها و رفسنجانی‌چی‌ها اگر بخواهند آزادی بدهند هم آزادی‌یِ اجتماعی و خصوصی می‌دهند نه آزادی‌یِ بیان و آزادی‌یِ سیاسی. اگرنه تجربه‌یِ شوراها و تعطیل‌شدنِ فرهنگ‌سراها هم خوب نشان داد که آن‌طرفی‌ها در خیالِ این‌چیزها نیستند و کارِشان را می‌کنند، اگر مجلس را بگیرند قوانینِ نشرِ کتاب را سخت‌گیرانه‌تر خواهند کرد، و اگر دولت را بگیرند هم به هیچ‌یک از این‌هایی که امروز منتشر می‌شود اجازه‌یِ انتشار نخواهند داد.


Dec 06 2003, 09:57 pm [+]

امیدِ میلانی


۵. مثال‌هایِ قوانینِ ردشده در شورایِ نگه‌بان:
الف. قانونِ انتخابات، حذفِ نسبی‌یِ نظارتِ استصوابی، و خلاصه‌کردنِ اعتقاد به اسلام و ولایتِ فقیه و غیره به اظهارِ فرد نه تحقیقاتِ محلی و مانندِ آن... بد است؟
ب. اختیاراتِ رییس‌جمهوری، که قدرتِ تشکیلِ کمیته‌یِ تحقیق و اعلامِ نتایجِ آن را به طورِ قانونی به رییس‌جمهور می‌دهد. خاتمی تاکنون دوبار کمیته‌یِ تحقیق تشکیل داده (با وجودِ آن‌که در قانون پیش‌بینی نشده بود)، یکی درباره‌یِ قتل‌هایِ زنجیره‌یی که به اطلاعیه‌یِ وزارتِ اطلاعات انجامید، یکی درباره‌یِ زیبا کاظمی که به افشایِ نسبی‌یِ ماجرا و نطق‌هایِ آرمین انجامید. من البته شخصاً با این لایحه موافق نیستم.
ج. بسیاری قوانینِ مثبتِ دیگر، که یادَم نیست مثال بیآورم. تنها موردی که به ذهنَ‌م می‌رسد پیوستن به کنوانسیونِ برابری‌یِ زنان و مردان است، شاملِ برابری‌یِ زنان و مردان در ارث و دیه و غیره (با تأییدِ فقهی‌یِ افرادی مثلِ صانعی). بد است؟


Dec 06 2003, 09:57 pm [+]

امیدِ میلانی


۶. من درباره‌یِ استفاده از اینترنت امتیازی به اصلاح‌طلب‌ها ندادم. حرفِ من اصلاً درست برعکس بود، گفتم هیتِ سایت‌ها و تعدادِ ایرانی‌هایی که از طریقِ اینترنت اخبارِ سیاسی را پی می‌گیرند نسبت به خواننده‌هایِ روزنامه‌ها خیلی کم است، و بنابراین وجودِ اینترنت به هیچ وجه نیاز به روزنامه‌یِ رادیکال‌تر را جبران نمی‌کند.


Dec 06 2003, 09:57 pm [+]

امیدِ میلانی


ناناجان، جناحِ خوب و جناحِ بد وجود دارند، البته بگذار بگویم جناحِ به‌تر و جناحِ بدتر، چون نه بد‌یِ‌شان بدترین است، و نه خوبِ‌شان آن خوبی که ما می‌خواهیم، ولی از سویِ دیگر این‌ها فقط دو تا جناح هستند نه سوارانِ سفیدپوشی که بیآیند مردم را نجات دهند. بعضی‌ها (خاتمی‌چی‌ها) یک رویِ سکه را پاک کردند و گفتند همه‌یِ کارها را بسپارید دستِ جناحِ فلان، نتیجه این شد. تو و بعضی دیگرِ دوستان رویِ دیگرِ سکه که مثبت‌بودنِ (نسبی) اصلاح‌طلب‌ها هست را پاک می‌کنید.
با حرفَ‌ت درباره‌یِ تلاش و کوششِ مردم موافق ام، البته که اگر روزنامه‌یی در آمده روزنامه‌نویس‌ها بوده اند که آن را در آورده اند، یا کتابی که چاپ شده، یا بچه‌هایی که تجمع برگزار کردند، اگر این آدم‌ها نبودند خاتمی و دیگران هم هیچ‌کاره بودند، ولی خوب، پوشاندنِ نقشِ اصلاح‌طلب‌ها هم در این میان بی‌اِنصافی است.


Dec 06 2003, 10:19 pm [+]

امیدِ میلانی


این‌جا دیگر صبح شده، و من کم‌کم باید بروم پیِ کارهایَ‌م. خیلی بحثِ خوب و سازنده‌یی بود، لااقل از نظرِ من. امیدوار ام شب‌هایِ دیگر هم اگر فرصت بود ادامه‌ئَ‌ش دهیم و شاید به توافقی هم برسیم، ولی لااَقل با نظراتِ هم بیش‌تر آشنا می‌شویم و می‌توانیم راه‌کارها را بیش‌تر بررسی کنیم. این پیامِ آخرَت هم حسابی احساساتی‌یَ‌م کرد، خصوصاً عبارتِ «شرافتِ انسان» را خیلی قشنگ گفتی. راستی که نه فقط شرافتِ خودِمان بل‌که شرافتِ کلِ انسان‌ها و انسانیت در بین است.
نه فقط کارِ این‌ها، که کارِ هرکسی که در برابرِ مردم بايستند تمامه، با دير و زود، ولی بی سوخت و سوز.


Dec 06 2003, 10:22 pm [+]

شمر


امید جان
راستش را بخواهی یاداشتهایت را خیلی سرسری خواندیم، کاری به اینکه تو بخاطر "توجیه بخشی از دستگاه قدرت" به چرت نویسی اوفتاده ای نداریم و در شان خودمان نمی دانیم که وارد گفتگو در اینباره بشویم، اما باور کن که ما هرچه امید توی زندگی مان تا کنون شناخته ایم همه مانند خودت خوب و در عین حال خیلی ساده بوده اند.
یکی از آنها امیدی بود فرزند کدخدا، هنگامی که مدرسه راهنمایی می رفتیم یک دستگاه ترانزیستوری خنده که آنزمان مد بود خریده و سر کلاس آورد و روشن کرد و چون صدای قاه قاه خنده از آن بگوش می رسید تا دوسه روز با شنیدن صدای آن می خندیدیم اما به مرور زمان دیگر بری هیچکس جز امید خنده دار نبود و بیشتر روزها دستگاهش را روشن نموده و خودش تنها می خندید. این نوشته های تو مرا یاد آن امید و آن دستگاه انداخت. روزها نخست می شد با تو خندید اما دیگر این نوشتهایت خنده دار نیست.
شادباشی
شمر


Dec 06 2003, 10:46 pm [+]

nana


شمر عزيزم امدم يه سر بزنم ديدم امده ای بهت بگم صدای خنده های رعد اسايت را از راه دور ميشنوم و لذت ميبرم شاد باشی .
کار اينها تمامه


Dec 06 2003, 11:21 pm [+]

fozoolak


تنها راه رهائی عدم شرکت در انتخابات و بطور کلی عدم شرکت در برنامه های رژيم است که سبب خواهد شد سند عدم مشروعيت مردمی اين نظام در دنيا منتشر شود


Dec 07 2003, 01:31 am [+]

16 آذر را گرامی میداریم

16 آذر را گرامی میداریم
گرامی باد خاطره جانباختگاه را ه ملت

December 06, 2003

مشروعیت رژیم در گرو رای ملت است

دیشب نشستم یک مطلب دوصفحه‌ای درباره اینکه چرا افرادی مثل امید بجای نوشتن چند جمله برای دفاع از انتخابات یک مطلب درست وحسابی نمی‌نویسند و توضیح نمی‌دهند به چه دلایلی می‌خواهند که مردم علیرغم خواسته‌شان به پای صندوق‌های رای بیایند!؟ درهمان زمان که مشغول نوشتن مطلب بودم امید این لینک را در نظرخواهی گذاشته بود خوشبختانه گویا امید و دیگر موافقین شرکت در انتخابات خود به این نیاز پی برده‌اند و می‌دانند که بدون دلایل منطقی دیگر هیچ گروهی نخواهد توانست مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند. امروز اکثریت مردم به ارزش آرای خود پی برده‌اند و بهمین دلیل باید بر روی این آگاهی سرمایه گذاری کرد.

یکی از استدلاهای امید این است که "عدمِ شرکت در انتخابات تنها کارآیی‌یَ‌ش بازکردنِ دستِ قدرت‌هایِ خارجی برایِ دخالتِ بیش‌تر و باج‌خواهی‌یِ بیش‌تر است. چنان‌چه گفتم فکر نمی‌کنم هیچ دخالتِ خارجی‌یی ما را به سویِ دموکراسی ببرد، بنابراین سودی از عدمِ شرکت به دست نمی‌آید"

حالا چگونه شما به این نتیجه رسیده‌اید مشخص نیست. تازه اگر فراموش نکرده باشید رژیم شاه هم به اینگونه تئوری‌ها دامن می‌زد تا مردم را از خواسته‌هایشان پشیمان کند و حتی مدام می‌گفت با رفتن او ایران تجزیه خواهد شد. آیا چنین شد؟
این ساده انگاری است اگر گمان کنیم با ماندن ملاها ایران مستقل خواهد ماند و برعکس اگر رای ندهیم ملایان مجبور به باج دهی بیشتر خواهند شد. پروتکل الحاقی را که به زور به خورد ملت ایران دادند به همت همین ملاهای "مستقل!!" بود که به خوردمان دادند. آیا این است استقلالی که شما می‌خواهید!؟ گمان نمی‌کنم. چنین نیست دوست عزیز. اینها همه توطئه های تولیدی کارخانه حزب توده است که این رژیم سالهاست که از آن بهره می‌برد.

امید با کم بها دادن به قدرت آرای مردم به تمام قدرتهای موجود در دست رژیم اشاره کرده بجز همان قدرتی که امروز رژیم را بیشتر از هر چیز به وحشت انداخته. چرا خواسته مردم را جدی نمی‌گیریم!؟ این بسیار ساده انگاری است اگر مردمی را که به این درجه از آگاهی رسیده‌اند و ارزش رای خود را میدانند می‌خواهیم علیرغم خواسته شان بپای صندوقهای رای بکشانیم و همزمان ادعای دموکراسی خواهی داشته باشیم. مگر نه این است که در یک جامعه‌ی دموکراتیک حق رای ندادن هم یکی از حقوق رای دهنده است؟ پس چرا اجازه نمی‌دهید رای دهنده از این وسیله استفاده کند؟


آیا فراموش کرده ایم که: جمهوری اسلامی از روز تاسیس اش همیشه سعی در نمایش دموکراسی داشته و مشروعیت خود را نیز البته با حیله و نیرنگ از همین طریق بدست آورده است.

آیا فراموش کرده ایم: تلاشی را که خمینی در نخستین روزهای به قدرت رسیدن اش بکاربرد تا با نیرنگ مردم را به پای صندوقهای رای بیاورد تا با این وسیله مشروعیت رژیم منحوس اش را به رخ جهانیان بکشد.

آیا فراموش کرده ایم: دورانی را که اگر کسی مهر شرکت در انتخابات در شناسنامه اش نبود هزار و یک دردسر برای او درست می‌کردند تا دیگر کسی جرات آن را نداشته باشد تا از این طریق دست رد به سینه ی ملایان بزند.

خیمه شب بازی مردمسالاری دینی دجالی بنام خاتمی را به آن چه دربالا گفتم اضافه کنید تا تصویر برایتان واضح‌تر شود که این حیله سر دراز دارد، و ربع قرن است که ملایان با کشیدن مردم به پای صندوق‌های رای یا در خیمه شب بازی‌های خیابانی روز قدس و شله زردخوری‌های دیگر می‌خواهند مردمی بودن خود را به خورد جهانیان بدهند و قدرت غیر مشروع خود را مشروعیت بخشند. و اینبار نیز با همکاری حزب توده شما را به همفکری با اقتدارگرایان متهم خواهند کرد اگر جرات آنرا بکنید و با مردم هم کلام شوید و یک صدا بگویید ما این انتخابات را تحریم می‌کنیم. درست شنیدید ما به این دجالان مشروعیت نمی‌دهیم.

توده‌ای بدبخت چنان مستاصل شده است که برای مردمی جلوه دادن خود و افزایش هیت سایتشان به این گونه (meta http-equiv="Refresh" content="900") حیله ها دست می‌زند. چه نیازی به دوباره تکرار خواسته های این گروه های وامانده داریم؟

December 05, 2003

گزارش عرق خوری بچه های

گزارش عرق خوری بچه های باحال تا ساعت 21:01 بوقت اروپای مرکزی در وبلاگ آریای عزیز
از پاین به بالا بخوانید مطلب از سیستم نظرخواهی کپی برداری شده

خُسن آقا

عزیز جان:
می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت
بی مونس و بی نسیب و همدم و جفت


Dec 05 2003, 02:52 pm [+]
[ | web ] شمر


هزاران حسين خاک پايت يزدانيان جان
ما که خشتک شهيدان کربلا و اهل بيت سابق سيد الجاکشين حسين ابن علي را در آورده و پشت رو کرده ايم ديگر پشت صحنه نمانده، زينب فدايت.

الي يزدانيان زينب فدايت
هزاران چون حسين آن خاک پايت

مپرس از چند وچون کربلايم
که خديجه کبري* آيد به خوابت

*خديجه کبري مادر فاطمه فيل کُس،
از قرار معلوم ما خيلي مستيم، مي نوشيم به تندرستي دوستان بويژه يزدانيان

Dec 05 2003, 02:49 pm [+]
[ | web ] Aria


... به به. نازنين دلبند خودم. شمر عزيزم. آقا دلم داشت مي ترکيد برات. کجا بودي تو؟. گفتم حتما تو يه ميخونه اي مست و پاتيل افتاده اي و مي تري به امت. البته که از يزيد شعرهاي نابي دارم. ولي من خيلي با » ابو نواس « صفا مي کنم. ديوانش٬ ميکده نابه عزيزم. اينم يکي از شعر هاي معرکه يزيد:

خليلي دير الي المدام وغن لي / بذکر سليمي و الرباب و نعمي
و ان حرمت يوما علي دين احمد / فخذها علي دين المسيح بن مريم
= آه اي دوستانم!. نگونسار کنيد شراب را در قدحم و خنياگري کنيد تابا يادهاي شورانگيزش دلشاد شوم. اگر ميگساري حرام است به رسم محمد٬ تو اي ساقي دل من٬ شرابم ده به آيين مسيح. ////


Dec 05 2003, 02:42 pm [+]
[ | web ] شمر


خُسن آقا جان
بزرگواري مي کنيد شما پيشکسوت شمريگري هستيد، راستش همين وبلاگ شما بود که هوس ظهور دوباره را در دل ما انداخت، ورنه ما به همان اندر دمشق ماندن و سرپرستي بيت سابق سيدالجاکشين حسين ابن علي سرگرم بوديم.


Dec 05 2003, 02:38 pm [+]
[ | web ] يزدانيان


شمر گرامي، يزيد باشه براي بعد .حالا که مجلس خودمونيه کله ها هم يه کمي گرمه نمي خواي يه کمي از ناگفته هاي ظهر عاشورا برامون تعريف کني.يه چيزايي تو مايه هاي پشت صحنه...


Dec 05 2003, 02:37 pm [+]
[ | web ] خُسن آقا


شمر جان همین که تو با مایی خودش بهترین مستی هاست. خُسن آقا به قربان شمشیرت


Dec 05 2003, 02:32 pm [+]
[ | web ] شمر


الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
اين تک پاره را از يزيد نازنين،به ياد او و رفيقش، چکامه سراي همشهري خُسن آقاي خودمان حافظ شيرازي داشته باشيد.
آريا اگر چيزي در باره اين تک پاره از زنده ياد يزيد مي داني بنويس.


Dec 05 2003, 02:31 pm [+]
[ | web ] خُسن آقا


یزدان جان نوش
به سلامتی همه ایرانی هایی که بجز سربلندی ایران آرزوی دیگری ندارند، Rouge ou blanc فرقی نمی کنه


Dec 05 2003, 02:29 pm [+]
[ | web ] شمر


رفقا و دوستان نازنين خودم
با اجازه شما و بکوري چشم امت چشمبراه مهدي (مج) ما امشب نخورده مستيم، ودکاي لهستاني مان هم ته کشيده، بقال محله هم که حسابي از بازار بورس جهاني سر در آورده، با توجه به اشغال کربلا از سوي آمريکاي مرده خوار و خر تو خر شدن اماکن مقدسه، خرقه شمري ما را بگرو نمي ستاند، پس براي تندرستي شما گرامي دوستان يک چاي قند پهلو مي زنيم.
اگر هم ناچار شويم يک ادکلن ارزان قيمت را با آب قاطي نموده و سر خواهيم کشيد.


Dec 05 2003, 02:22 pm [+]
[ | web ] Aria


.... به به. از اين همه شور و حال. آخوندا الان دق مي کنن. مخصوصا ولي فقيه و وقيح. به شادخواري خودمان و آينده ي درخشاني که در پيش رو داريم. نوشا نوش اي نگهبانان جان و زندگي. اي گيتي آران مهر ورز. ///.


Dec 05 2003, 02:13 pm [+]
[ | web ] يزدانيان


آقا من هم پريدم يه بطر rouge فرانسوي خريدم.اولين پيک به افتخار آريا ،حسن آقا وشمر گرامي


Dec 05 2003, 02:08 pm [+]
[ | web ] خُسن آقا


الله از همه کافرتر فقط هنوز حایش نشده.
نانا ی عزیز خوش بگذره. عزیز جان اینجا ساعت 8 شب هست هنوز چند ساعتی مونده ما تلپ شیم


Dec 05 2003, 01:56 pm [+]
[ | web ] يزدانيان


وبدينسان اولين عرق خوري مجازي دنيا در تاريخ ثبت شد


Dec 05 2003, 01:54 pm [+]
[ | web ] Aria


... دوستان عزيز. همگي خوش آمديد به ميکده ي » آريا « ساقي .حان و کوثر خودم خواهم بود. باکتون نباشه. دارام دارام براتون شرابهاي اعلا ميارم. به خورد الله نيز مي ديم تا کافر بشه مثل خودمون. ///


Dec 05 2003, 01:49 pm [+]
[ | ] nana


اريا جون و حسن اقا جونم نوش جونتون الان ساعت يک بهد از ظهره من يه قرار ناهار بيرون دارم وقتي برگشتم اگه شما هنوز سرحال بوديد و تلپ نشده بوديد بهتون خواهم پيوست خيلي دوستتون دارم . کار اينها تمامه


Dec 05 2003, 01:47 pm [+]
[ | web ] خُسن آقا


ول کنید شب جمعه ای عرقتونو بخورید این هم خودش یک نوع مبارز است.
رفتم چنتای دیگرو هم دعوت کردم بیان اینجا عرق خوری


Dec 05 2003, 01:45 pm [+]
[ | web ] Aria


... آتشکده ي مني تو يزدانيان عزيزم. تو معبد سکوت مني وقتي بميرم. مي نوازي و سرود شادي مي خواني تا من به گيتي بپيوندم در معبد سکوت. تو با گاهانه هاي » اشم وهو « جهان را مي آرايي عزيزم. دليلش نازنين خيلي ساده است. ايراني نمي تونه خونريزي و کشتار کنه. براي ما٬ جان و زندگي قداست داره. اينه که خاصمان ما اين مسئله را مي دانند و وقيح هستند در زورگويي و خونريزي. اگه ما مثل خاصمان باشيم خب فرقي نداريم با اونا. بحث روشنفکران را نگو که من يکي از دست اين طيف متابع و دنباله رو و زر زر کن واقعا به ستوه اومدم. اينا بخشيشون افتخار مي کنن با فرهنگ ايران بجنگند خاک بر سرها. افتخار خود مي دانند. مکافاتيه عزيزم ///


Dec 05 2003, 01:43 pm [+]
[ | web ] Aria


... من آرزو مي کنم خسن آقاي نازنين. اون روز بياد که واقعيت روياي تو را در تخت .جمشيد با قدحهاي شراب در کنار همديگه تماشا کنيم. اون روز مياد حتا اگه ما نباشيم. من مطمئنم. ما هنوز در روند » شدن « هستيم و سپيده دم اون روز را همه .حا ميشه ديد. من باور دارم. اون روز٬ جهانيان ميان در ميکده ي ايرانزمين تا دلشاد و خوش زندگي کنن. به به///


Dec 05 2003, 01:37 pm [+]
[ | web ] يزدانيان


آرياي نازنين شوربختانه با نگاهي کوتاه به تاريخ به راحتي متوجه مي شويم که يک جاي کارمان بدجوري عيب دارد!خودمان براي چنگيز خان مغول دعوت نامه مي نويسيم که تشريف بياور و خاک سرزمين ما را بر توبره کن وبعد هم قرنهاست که با افتخار نام چنگيز را بر فرزندانمام مي نهيم.کليد فتح ايران زمين را دودستي تحويل تازيان وحشي بي مقدار مي نهيم که آن کنند با سرزمينمان که کردند وبعد در عزاي اين قاتلين نياکانمان ،خاک بر سر کرده ورخت عزا مي پوشيم .تمامي روشنفکران معاصر سرزمينمان از کوچک وبزرگ ،پشت سر رجاله بي مقداري چون خميني قرار مي گيرند واز او امام سيزدهم مي سازند و بر دستش بوسه مي زنند تا قدم کثيفش را بر اين سرزمين بگذارد و بکند آنچه کرد وخودشان يا اعدام مي شوند ويا آواره دنيا.نمي دانم آرياي عزيز کجا ولي يقينا يک جاي کارمان ايراد دارد


Dec 05 2003, 01:36 pm [+]
[ | web ] خُسن آقا


بیا نروژ اونقده سرما به خوردت بدیم تا دیگه مارو فراموش نکنی. یخچال که چه عرض کنم فریزر هست اینجا.
ولی خوب، اگه دلت گرم باشه همه چیز گرم می شه

Dec 05 2003, 01:31 pm [+]
[ | web ] Aria


... شماها بايد همتون بيان آلمان ميهمان من. دوستان آلماني خوبي دارم که مي فروشي دارن. بهترين شرابها را برام تهيه مي کنن. خيلي آدمهاي با حالي هستن. هر موقع که جشن شرابخواري و تست شراب دارند بايد برم و گرنه سرويسم. خلاصه زندگي مي کنن. بيا و ببين. فقط مائيم که هنوز سر بحث شيرين لواط و موال و آفتابه به دست گرفتن داريم تو باتلاق اسلام دست و پا مي زنيم. ///


Dec 05 2003, 01:25 pm [+]
[ | web ] خُسن آقا


ما فقرا توی نروژ زورمون فقط به خریدن شراب ریوخا می رسه. ولی چه خوب می شد اگه همه حمع بودند باهم می خوردیم. به سلامتی نانای عزیز شمر و آریای خوبم

Dec 05 2003, 01:16 pm [+]
[ | web ] Aria


... به به خسن آقاي عزيز خودم. تخت .حمشيد مني تو. من همين الان يه ساتگين ۵ ليتري از شرابهاي شيراز ( نسخه ي خودت ) کنارم گذاشتم. برو بريم به سلامتي آينده ايرانزمين بنوشيم که ديسکوي جهاني خواهد شد. به به. ///


Dec 05 2003, 01:08 pm [+]
[ | web ] خُسن آقا


باز جمعه شد شما حرف از شراب و کنیاک و از اینگونه زهرماری ها زدید!؟ خجالت هم خوب چیزیه مگه شما مسلمون نیستید!!
نانا جان تو هم با این نسخه پیچیدنت! آریا جان کنیاک خالی بخور شفابخش تره. چایی می ریزی توش خرابش میکنی!
منم برم شرابم را بیارم

Dec 05 2003, 01:05 pm [+]
[ | web ] Aria


... آره اتفاقا همين کار را هم کردم خوشگل نازم. من يکي از اون آدمها هستم که نه تنها خودم بلکه لاشه ام و افکارم نيز با حکومت الهي مبارزه خواهند کرد. سرماخوردگي که کشکه. فردوس برين مني تو » نانا « جان. ///


Dec 05 2003, 12:52 pm [+]
[ | ] nana


اريا جون مرسي که گفتي کجا هستي گوش کن يه دواي خوب براي سرماخوردگي در هواي سرد اينه که چاي درست کن توش کنياک بريز و داغ داغ بخور هم حال جسميت خوب ميشه هم حال روحيت .زود خوب شو کارداريم بابا.


Dec 05 2003, 12:16 pm [+]
[ | web ] Aria


.... ها فداي اون جون گفتنت بشم من » نانا « ي عزيزم که ميميرم براي اون گيسوان افشانت و لبخندهاي زندگي بخش و آرامش دهنده ات. تمام عالم و آدم و ستاره ها و جانوران و صد البته سازمانهاي حفاظتي و اطلاعاتي و تروريستي دنيا مي دانند که آريا کدوم .حهنميه. حتا تمام سوراخ - سنبه هاي رفتاري مرا مي شناسند. همين آلمان٬ محکوم هستم که اصلا آب و هواشو دوست ندارم. فقط فيلسوفا و متفکراشو دوست دارم. الان هم يه سرماي مزخرفي افتاده تو بدنم و هي هوار ميکشه. سرما خوردم عزيزم. يه عمامه بستم به سرم مثل کلاه مکزيکيها. خودمم بستم تو دو سه تا پتو و چسبيدم به شوفاژ. ولي حالم خوبه دلبر. ///.

داش قیصر از ای حاجیا

داش قیصر از ای حاجیا زیاد هست تو او مملکت، چوب تو سرسگ می‌زنی ده‌تا شو می‌رینه. همشونم بری نونه که حاجی شدن.

مطلب زیر رو يزدانيان در

مطلب زیر رو يزدانيان در نظرخواهی مطلب قبلی نوشته. دیدم فرمول بندی خوبی است کوتاه و مختصر. ما نیاز به چنین فرمول بندی‌های خیلی کوتاه داریم، فراموش نکنیم که جامعه ایران هنوز کمسواد (حتی بیسواد) زیاد دارد و برای انتقال اینگونه بحث‌ها به تمام سطوح جامعه، همیشه نیاز به چنین جمله بندی‌های مختصر و مفید هست تا پیامها رسا به جامعه منتقل بشه.


يزدانيان
اينبار ديگر جای هيچگونه شک وترديدی نيست.اگر در خرداد ۷۶ به خاتمی رای داديم که ارواح عمه مان ولايت فقيه را به زير بکشيم وبه دموکراسی برسيم !! واگر در انتخابات مجلس ششم رای داديم تا پارلمان را به ياری دولت اصلاحات بفرستيم ،اينبار تنها رای دادن يعنی قبول داشتن سيستم ولايت فقيه و رای ندادن يعنی مخالفت با آن .اين نکته را همه از شريعتمداری گرفته تا خود خاتمی به روشنی بيان می کنند.حالا ديگر هر که طرفدار سيستم بسیار مترقی !! ولايت فقيه است تشريف ببرد پای صندوقها و هر که نيست با تحريم اين انتخابات تير آخر را به مغز متعفن ملايان شليک کند.
کار اينها تمومه

خیمه شب بازی انتخابات

محسن آرمین:
شيرزاد استاد دانشگاه و داراي دكتراي فيزيك و رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس است. وي در مورد انرژي اتمي و اقدامات غيرمسوولانه‌اي كه صورت گرفته، آن هم پس از اينكه مساله در مجامع بين‌المللي مطرح شده و تمام اطلاعات در اختيار اين مجامع است صحبت کرده است وآنها که ایشان را متهم به اقدام عليه نظام و كشور می کنند، هدفشان ادامه بی خبر مردم است.

شيرزاد در شرايطي حق حرف زدن در مورد انرژي اتمي را ندارد و حق ندارد به عنوان نماينده مجلس نظر بدهد که متخصص اتمی است و آنوقت آقايي كه نمي‌داند اتم يعني چه؟ مي‌تواند هر حرفي دلش می خواهد بزند.

حالا یکی نیست از ایشان بپرسد، آیا واقعآ شرکت در چنین انتخاباتی که در بهترین شرایط کسانی مثل آقای شیرزاد را به مجلس می‌آورد و این آقا هم آنجا می‌نشیند و حق حرف زدن هم ندارد، چه ارزشی دارد!؟ پس همان بهتر که توی دانشگاه تدریس کند شاید آنجا مثمر ثمر واقع شود. پس می‌توان نتیجه گرفت که بود یا نبود حتی بهترین نمایندگان هم در چنین سیستمی سودی برای انتخاب کننده ندارد. با یک حساب سر انگشتی به این نتیجه می رسیم که تحریم انتخابات بهترین گزینه برای مبارزه با کل این سیستم فاسد و ناکارامد است.


این مطلب رو هم از نظرخواهی مطلب دیروز داشته باشید. تا شاید بهتر درک کنید که چه کسانی از تحریم انتخابات به وحشت افتاده‌اند.

Thinking
کونت خوب داره ميسوزه ! حالا بشين و ببين چند درصد ملت تو انتخابات شرکت ميکنن ! خاک بر سرت که عمری ازت گذشت و ملت کس خل ايران رو نشناختی ! باور کن حق دارم بگم کس ننت ! :)

فراموش نکنید که کسانی که به پای صندوقهای رای می‌روند به این قماش اراذل رای رای خواهند داد.

December 04, 2003

یک هموطن خوش ذوق صفحه‌ای

یک هموطن خوش ذوق صفحه‌ای بنام ملا برپا کرده‌اند و در آن چند عکس قرار داده یکی از این عکس‌ها مربوط به تحریم انتخابات است که گذاشتم توی صفحه مربوطه و این یکی که شامل 6 تا عکس می‌شد تبدیل شون کردم به یک Animated gif فایل که در زیر مشاهده می‌کنید.

درضمن یک توضیح در مورد کسانی که لوگو می‌سازند. سعی کنید اندازه لوگوها بیشتر از 170 نقطه (پیکسل) عرض و 90 نقطه ارتفاع نشوند و همچنین حجم آنها سعی شود کمتر از 6 تا 7 کیلو بایت باشد. بیشتر از این حجم وبلاگها را سنگین می‌کند و باز کردنشان را بسیار آهسته.

حضرت معظم اله میمون

نگفتمت مـــرو آنجا که آشنات منـــــم

شيرين عبادي پس از ايجاد اخلال در برنامه‌ي سخنراني‌اش گفت: هركس بايد بتواند آزادانه عقايدش را بيان كند و استدلالش را بگويد.

خُسن آقا: قبل از این به شما خانم عزیز هشدار داده بودیم و گفته بودیم که هرکی با آخوند شربت بخوره عاقبت خناق می‌گیرد، باور نکردید. مولوی چه زیبا این شعر رو انگار که از برای شما از زبان خلق نوشته بود. افسوس که با آن همه علم و دانشی که داشتید باز درک نکردید و عاقبت کار خیش دیدید، همان گونه که انتظار می رفت. فعلآ شعر مولوی رو داشته باشید تا صبح بیداری شما فرا رسد.

نگفتمت مـــرو آنجا که آشنات منـــــم
                در این سراب فنا چشمه ی حیات منم
وگر به خشم روی صد هزار سال زمن
                به عاقبت به من آیی که منتهات منـــم
نگفتمت که به نقش‌جهان مشو راضی
                که نقش بنـــد سراپرده‌ی رضات منـــم
نگفتمت که منــم بحر و تو یکی ماهی
                مرو به خشک که دریای باصفات منـــم
نگفتمت که چو مرغان بسوی دام مـرو
                بیـــا که قوت پـــرواز پـــر و پــات منـــم
نگفتمت که تو را ره زنند و ســرد کـنند
                کـه آتش و تپش و گرمی هوات منـــم
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهنـد
                که‌گم کنی که سر چشمه‌ی صفات منم
نگفتمت‌‌نگو‌که‌کار‌بنده‌از‌چه‌‌جهت‌نظام‌‌گیرد
                کـــه خـــلاق بـــی جهـــات منـــم
اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست
                وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

خانم عبادی فراموش نکنید که این شما بودید که ادعا کردید: بین قوانین حقوق بشر و اسلام هیچ اختلافی وجود نداره.

December 03, 2003

شاشیدم به این انتخابات

تحریم انتخابات
خُسن اقا پس از تفکر زیاد! عجب جمله‌ای شد جان خودم‌ها! حالا مردم فکر می‌کنند خُسن آقا متفکر شده! ولی نه خیر نترسید، خُسن آقا عوض بشو نیست. همه کاراش سیکیم خیاری هست. تا یادم نرفته قبل از اینکه مثل آخوندا بزنم به صحرای کربلا برم سر اصل مطلب.
داشتم می‌گفتم. خُسن آقا با خودش عهد و پیمان بسته که تمام تلاش خودشو برای این انتخابات پیش رو انجام بده و اگر تعداد شرکت کنندگان در این انتخابات بیشتر از 50 درصد کل حائزین شرایط شرکت در انتخابات بشه، البته بدون تقلب آخوندا، خُسن آقا بعنوان اینکه ملت یک بیلاخ به عقاید ایشان (یعنی خود بنده) نشان داده‌اند از فردای روز انتخابات دیگه وبلاگ ننویسه و بره دنبال همون کار کله پزیش.
برای اینکه ما مجبور به تعطیل این خراب شده نشیم و همچنین بیلاخ ملت هم حواله ما نشه از این ببعد خسن آقا روزانه از صبح تا شام همه حرکاتش رو بر اساس این هدف تنظیم می‌کنه و حرف‌ها، گفته‌ها، نوشته‌هاش و خلاصه حتی توی خلو (مستراح) هم که می‌ره باید به این هدفش فکر کنه و راه چاره بیندیشه. از این ببعد هم هرکی به این اصل پایبند نبود و خواست که حتمآ در انتخابات شرکت کنه خُسن اقا باهاش قهر می‌کنه ودیگه نه تو وبلاگ طرف می‌ره و نه طرف رو تحویل می‌گیره.
خلاصه دیکتاتوری کامل! هرکی هم نمی‌خواد بره پی‌کارش و دیگه ما باهاش قهریم.
آخه مگه می‌شه کسی که به جمهوری اسهالی رای می‌ده باهاش رفیق شد! نه خداوکیلی مگه می‌شه!؟ مثل ایکه شما برین کله‌پاچتونو از کله‌پزی چهارتو خیابون پایین‌تر بخرین بعد چای مجانی‌تون رو بخواهید توی کله‌پزی خُسن اقا بخورید! خوب معلومه خُسن آقا یه بیلاخ بهتون نشون می‌ده و اگر توی رودربایسی هم گیر افتاد و یک چای گذاشت جلوتون مطمئن باشید توش مرگ موش کرده، حالا حالیتون شد یا نه!؟
پس پیش بسوی تحریم انتخابات. کوچیک و بزرگ از امروز هر وقت میاین اینجا بجای سلام یا درود میگین "تحریم انتخابات"، بری خداحافظی هم میگین "کاراینا تمومه" . حالا همگی با من تکرار کنید: "تحریم انتخابات" و برای خدا حافظی "کار اینا تمومه".
درضمن لینک به این صفحه تحریم انتخابات یادتون نره وای به حال اون فلک زده‌ای که بیام توی وبلاگش ببینم لوگوی تحریم اونجا نیست. دیگه نه من نه اون. مخصوصآ وای به حال اونایی که حداقل یک مطلب هفتگی درمورد تحریم ننویسند، روزگارشون سیاست!.

آخه جان من یه فرقی بین ماها و خاتمی و خامنه‌ای و جنتی باید باشه، یا نه!؟ اونا به مردم می‌گن در انتخابات شرکت کنید. پس اگه کسی توی انتخابات شرکت کرد یا دیگرون رو تشویق به شرکت در انتخابات کرد، یعنی بطور عملی شده عمله‌ی این اراذلی که اسم بردم. می‌خواید عمله این اراذل بشید!؟ نه خداوکیلی می‌خواید!؟ این خداوکیلی که می‌گم یک تکیه کلام هست‌ها، فردا نرید پشت سر خُسن آقا صفحه بی‌زارید و حرف دربیارید بگید خُسن آقا مسلمون شده‌ها! ما حتی یک اتم اسلامی هم توی بدنمون نیست. همه‌ی اتمهای توی بدن خُسن آقا لامذهبیه.

آیا زیبا کلام سفلیس گرفته

زيبا كلام: پذيرش ايران در اتحاديه عرب حركت بسيار سنجيده‌‏اي است، ايلنا
پذيرش ايران در اتحاديه عرب حركت بسيار سنجيده‌‏اي است، ايلنا

آیا زیبا کلام سفلیس گرفته؟ از اینکه هرکس با آخوند نشست و برخواست کند سفلیس می‌گیرد حرفی در آن نیست و تا آنجا که ما می‌دانیم تمام کسانی که به طریقی به خمینی و دیگر آخوندها نزدیک شده‌اند سفلیس گرفته‌اند، گفتیم شاید این مردک هم بخاطر مقاربت با این حرامی ها سفلیس گرفته باشد. وگرنه دروغ چرا ما که دکتر که نیستیم ولی خوب از این مزخرفاتی که این مردک گفته بعید می‌دانیم که سفلیس نگرفته باشد.

این حرامی‌ها بعد از اینکه به ثروت و آبروی ایرانی ریدند حالا می‌خواهند ایران را عربی هم بکنند. چه خیال باطلی، اگر کسی میتوانست چنین به سر ایران زمین بیاورد آن محمد عرب پاپتی همان دوران کرده بود شما توله‌های محمد عرب، سگ کی باشید که از این غلط ‌ها بکنید. به وجدان ایرانیم قسم که تک تکتان را زادگان سرزمین اهورا به درک واصل خواهند کرد.

December 02, 2003

ما که رسوای جهانیم غم عالم پشم است

در پیامگیر عده‌ای پیام زیر از طرف من نوشته شده که بطور یقین بوسیله‌ی یکی از این دو شخصی نوشته شده که در این چند روز گذشته مدام برای من و دیگران پیام‌های تهدید می‌گذارند. از شبح و دیگر دوستانی که این پیامها را در پیام‌گیرشان نوشته شده خواهشمندم درصورت موافقت IP این نوکران استعمار را برملا کنند. و همچنین با سپاس فراوان از دوستانی که این پیام رو برای من کپی کردند باید به عرض دوستان برسونم که خُسن آقا از این بیدها نیست که از این بادها بترسه. همونطوری که در پیام‌گیر شبح هم نوشتم من نه تهدیدی دریافت کرده‌ام نه حتی اگر دریافت کنم به این سادگی‌ها جا می‌زنم یک جان دارم آن هم فدای ایران.
اگه بنا بود عقب نشینی کنم 24 سال پیش اینکارو کرده بودم نه امروز که شلوار امام چهاردهم در حال پایین آمدن هست.
مشکلاتی که امروز در وبلاگ من و حتی عده‌ای دیگر از وبلاگ‌ها وجود داشت از خود سرورهای بلاگر بود.
هم‌چنین از دوستانی که پیام‌ها در پیام‌گیرشان نوشته شده خواهش می‌کنم که آنها را با این دو آی‌پی "217.218.139.66" ، "217.66.199.250" مقایسه کنند. چون از سبک نوشتن پیام‌ها گمان می‌کنم که یکی از این دو شخص باشند. درهرصورت اهمیتی ندارد که چه کسی این پیام‌ها را می‌نویسد تلاش من برای این است که با افشای این توله‌های خمینی اجازه ندهیم که جو ترور بر وبلاگستان گسترده شود.


این هم پیامی که در پیامگیر دوستان نوشته شده بود:

حسن آغا

«دوستان از بابت غیبتی که در طی روزهای آینده خواهم داشت پوزش میخواهم.چندی است که تهدیدهای از طرف حامیان حکومت به من ارسال شده. من از شما دوستان به لحاض احتیاط و در نظر داشتن وضعیت پیش رو در خواست میکنم تا مدتی بدون گذاشتن هیچ سر نخی پا به این سایت نگذارید.خطر جدی است سایت حسن آغا توقیف و از سرنوشت این دوست مبارز هیچ اطلاعی در دست نیست.به خاطر داشته باشید در وضعیت کنونی هر گونه بی احتیاطی منجر به متلاشی شدن جمع دوستانه مان میگردد....از دادن فحش و ناسزا گوئی تا اطلاع ثانوی معذورم به امید دیدار دوباره»

محمد خاتمی: اگر مردم خواستار

محمد خاتمی:
اگر مردم خواستار جامعه پيشرفته، دموكراتيك و مبتنی بر معيارهای اسلامی و انقلابی هستند، مسوول اصلی، خودشان هستند؛ هر چه مردم حضور پررنگ‌تری داشته باشند، امكان نيل به جامعه مطلوب بيشتر است، در مقابل اگر مردم كا را رها كنند، امكان انحراف هم بيشتر مي‌شود.

خُسن آقا:
حاج آقا! درست مردم هم بهمین دلیل که اسلام را نمی‌خواهند در انتخابات فرامایشی شما شرکت نخواهند کرد، تا بلکه از شر آخوند مفت‌خور رها شوند. آنگاه ممکن است دسترسی به یک جامعه پیشرفته ممکن پذیرشود. با اسلام 1400 ساله نمی‌توان جامعه‌ی پیشرفته ساخت.

December 01, 2003

تهدید حزب‌الله

از پیغام گیر خُسن آقا:
محفوظ
http://sairoi@sairoi.ir

وب مستر عزیز و بازدید کننده های سایت.بزودی طبق گزارش های که از طرف هیت بازرسی و کنترل ارتباطات مجلس شورای اسلامی به وزارت اطلاعات ارجاع شده .بزودی اشخاصی که مبادرت به نشر اکاذیب و مقالات تحریک آمیز علیه جمهوری اسلامی ایران مینمایند در سه نوبت اخطار و در مرحله بعدی طی سلسله مراتب مبادرت به جلوگیری از امکانات فراهم شده برای شما میگردد و بدیهی است حتما با در نظر گرفتن این هشدار کمال احتیاطات لازم را جهت انتشار دیدگاه ها و نظرات منتشر شده از طریق این سایت را مینمائید.به هیچ عنوان این اخطار به منزله تهدید و یا ایجاد رعب نمیباشد.هرگونه اعتراض و یاشکایتی از طریق صندوق پستی درج شده قابل پیگیری میباشد.امید با نصایح و ارشاد های استادان و بزرگان علم ودین به راه راست که همان صراط المستقیم میباشد رهنمون گردید ....و من الله التوفیق


خوندید!؟ حالا پاسخ خُسن آقا، البته اول به لهجه شیرازی بعد به لهجه چمی‌دونم تهرانی:
اگه ما می‌خاسیم از امثال توی نَنِسَگ بترسیم که 24 سال پیش غلاف کِردِه بودیم. پس جیش داری برو جلو. دویومندش اگه مجلس شوربوی اسلامی غلطی میتونس بوکونه یه انگشت می‌کرد کون رهبر که هم صوابش بیشتره هم اجر آخرتش.
و من الله التوفیق
صِد بِیزار از تخم خُسن آقا برو بالو.

حالو به لهجه تهرونی:
بچه بیو برو وگنه می‌گم از تخم دارت بزنن. آخه توله سگ توکه هنوز فرق بین آدرس وب و آدرس میل رو نمی‌دونی چطور می‌خوای بیای از تخم و بلاگ نویسای مرد و از پشم کس وبلاگ نویسای زن بری بالا!؟

نبوی زنده شد! (‌آن‌لین شد)

دوستانی که دیشب به اینجا سرزدند حتمآ مطلبی را که در مورد نبوی نوشته بودم خوانده‌اند. باور کنید در این دنیای کیری دیگر نمی‌توان به کسی اعتماد کرد. پارسال کلاغ سیاه خودکشی شد و امسال مجددآ زنده شد و کاملآ زنده در حال نوشتن است. دیشب برای چند دقیقه نبوی آن‌لین "نبوی آف‌لین شد" و خودکشی کرد یا شد نمی‌دانم، مسولش هم من نیستم. مسولش برعکس آقای نبوی است که با احساسات مردم بازی می‌کند یا اینکه کس دیگری است که مردم را دست می‌اندازد و بگمان خودش خیلی هم بامزه تشریف دارد. ما که نخندیدیم شما را نمی‌دانم!! ولی یک چیزی را می‌دانم که من همیشه مسولیتهای خودم را بعنوان یک انسان جدی می‌گیرم، حتی زمانی که نوشته‌هایم طنز آمیز باشند. برای پیگیری جریان آقای نبوی، دیشب و امروز بارها به سایت‌اش رفتم و درنتیجه تعدا هیت هایش را بالا بردم!!
درزیر نوشته امروز ایشان را برای رفع هرگونه شایعه‌ای!! می‌خوانید:

سخن امروز
انتخابات
يكشنبه 09 آذر 1382
انتخابات را تحريم کنيم يا در آن شرکت کنيم؟
متن مربوط به تحريم يا عدم تحريم انتخابات تا ساعاتی ديگر در صفحه سخن امروز نبوی آن لاين گذاشته خواهد شد. بدينوسيله ضمن اعلام اين خبرهر گونه شايعه ای تکذيب می گردد.
سيد ابراهيم نبوی
10 آذر 1382

وای به روزی که بگندد نمک

يك فرد مطلع به سايت امروز گفت: آقاي اسدالله بادامچيان در جلسه دو هفته پيش مسئولان احزاب با وزير كشور به تعدادي از نمايندگان احزاب اصلاح‌طلب به شدت انتقاد كرد كه چرا فهرست انتخاباتي آنان را در مجلس هفتم ”ليست رهبري“ مي‌خوانند، در حالي كه رهبري فراجناح است. وي در اين جلسه به سايت امروز و رويداد شديداً اعتراض كرد.

آش اونقده شور شده که صدای آشپز هم دراومد. ببین این بدبخت فلک‌زده رهبر چقدر بو گندو شده که بادامچیان حاجی بازاری هم حاضر نیست بهیچ طریقی زیر بیرق رهبر بره. البته حق هم داره می‌دونه که چسبیدن به رهبر همانا و از نظر مردم نجس شدن همان.