« November 2003 | Main | January 2004 »

December 30, 2003

دوستان لوگوی دیروزی را همراه

دوستان لوگوی دیروزی را همراه با کدهای نسب آن را در این صفحه قرار داده‌ام درصورت علاقه می‌توانید آن را برای نسب در وبلاگ خود استفاده کنید. مهشید جان متاسفانه عرض این لوگو زیاد است و برای استفاده در side bare زیاداز حد عریض است، بهمین خاطر آنرا در صفحه مجزایی قرار دادم متاسفم که بخاطر گرفتاری نتوانستم در این حرکت شما را همراهی کنم خلاصه باید مرا ببخشید.

دوستان متاسفانه اون سوراخی که

دوستان متاسفانه اون سوراخی که من توش گیر افتادم به اینترنت دسترسی درست حسابی نداشتم این رو هم از طریق مبایل می فرستم . این عکس را به نا به خواسته مهشید روی نت می گذارم دوستان اگه خواستن از این استفاده کنن. فردا اگه بتونم در این باره بیشتر می نویسم

آدرس تصویر بالا در زیر نوشته شده می توانید کپی کنید

http://home.c2i.net/ahoraian/images/bam01.jpg

December 26, 2003

خسته‌ام، طبیعت هم با ما لج افتاده. مرگ بر طبیعت!

دیو دستا بالا

این هم برای شمر که گمان نکند ما خواسته آن عزیز را فراموش کرده‌ایم ولی خوب جای مناسب نداشتم ولی حالا جابرایش باز کردم.
فقط یک چیزی در مورد موزیک متن صفحه‌های وبلاگها و دیگر صفحه‌های روی نت بگویم و آن اینکه کمی مراعات دوستان را در ایران بکنید. آنها با مودم به نت وصل می‌شوند و اکثرا با سرعت‌های پایین و یک فایل 3MB زمان زیادی می‌برد تا به PC کاربر برسد اگر در وبلاگهایتان موزیک می‌گذارید آنها را AUTOSTART=FALSE قرار دهید تا بطور اتومات موزیک نواخته نشود. چون در آنصورت اگر کسی خواست زحمت داونلود کردن را به خود میدهد و با یک تقه فایل را به کار خواهد انداخت، این انتخاب را به دیگران بدهید تا چنانچه نخواستند به موزیک گوش ندهند.

این هم دیو دستا بالا موزیک مورد علاقه شمر عزیز(هجم 3.8MB)
دیو

December 25, 2003

حق و ناحق فلسطین و اسرائیل

در این بحث مساله‌ی حکومت اسرائیل مدنظر است نه قوم یهود.
ای‌کاش می‌توانستم از بحث‌های جانبی دوری گزینم و به آن چیزی که عشق می‌ورزم بپردازم! ولی گاهی اوقات نمی‌گذارند. عده‌ای دانسته یا ندانسته به اینگونه بحث‌ها دامن می‌زنند و من و شما را به بیراهه می‌کشند.
آقای حدر را من کمتر از دیگران می‌شناسم ولی به اندازه کافی می‌شناسم تا بتوانم این ایده‌ی ایشان را کاری بس کثیف بدانم چرا؟ چون ایشان اگر اشتباه نکرده باشم یک زمانی با شمس‌الواعظين ¹فالوده می‌خوردند و بگمانم که هنوز هم می‌خورند دروغ چرا ما که خودمان به چشم خودمان ندیدیم که! ایشان خود یک جایی توی وبلاگ‌اش نوشته بود، متاسفانه دیگر ماشین جستجو هم در وبلاگ حدر وجود ندارد تا مطلب را برایتان پیدا کنم ولی به عقل خود که شک ندارم که! دارم؟ در جایی در وبلاگشان خوانده‌ام.
خوب شاید عده‌ای بپرسند که مگر آقای شمس‌الواعظين چه مرضی دارد. برای شما بگویم که این آقای آخری هم یک بار با هاشمی رفسنجای ²فالوده خورده و همین مرض برای من کافی است.

در مورد منفعت و ضرر و اینکه آیا باید اسرائیل را به رسمیت شناخت و حمایت از فلسطین را رها کرد. برای روشن شدن چنین پاسخی باید به وقایع بعد از جنگ دوم برگشت و نگاهی کرد به تشکیل حکومت اسرائیل و از بین رفتن حق فلسطینی‌ها. اینکه فلسطینی‌ها برای ما منفعت دارند یا اسرائیلی‌ها بحث من نیست. این بحث را به دکانداران سیاست وا می‌گذارم. همان‌ها که برای چند دلار حق مردم ایران را به استات اویل می‌فروشند و اگر لازم شد مادر خود را هم با شارون به حجله میفرستند تا بلکه یک روز بیشتر به زندگی ننگین خود ادامه دهند و یک دلار بیشتر بدزدند. من مطمئن هستم اگر در اتاق دربسته‌ای همین سوال را از هاشمی و خانواده‌اش بکنید درست جوابی را که حدر می‌دهد به شما خواهند داد. ولی من با اینها فرق دارم و مطمئنم که شما و پاگنده هم با اینها فرق دارید ولی گاهی اوقات پاگنده هم چرندیاتی می‌گوید که باید گذشت کرد و به روی خود نیاورد. دوست عزیز برای گفتن حق و حق طلبی باید هزینه داد هیچ کس از حق گویی و حق طلبی ثروتمند نشده پس باور کنید در حق طلبی هیچ منفعتی نیست بجز حق طلبی. حقایق را نمی توان با دلار اندازه گرفت و نمی توان آنها را با دلار خرید و فروش کرد. اگر رژیم به ظاهر از حق فلسطین دفاع می‌کند این بدان معنا نیست که پس در نتیجه ما باید با آن مخالفت کنم. عقل خود را باید بکار گرفتن نه گفته این یا آن را. آقای حدر هم ماموریتی دارد که باید انجام دهد. شاید عده‌ای را فریب دهد ولی ما را نه.
شاید استقلال فلسطین از اهداف من نباشد ولی دربین راه مبارزه‌ام این حق را به خود نمی‌دهم که برای رسیدن به حقی حق دیگری را پایمال کنم.


1. ایشان یک بار در کانادا میزبان شمس‌الواعظين بودند و با افتخار از ایشان یاد می‌کرد.
2. آقای شمس‌الواعظين یک بار فرمودند نقل به مضمون (اشتباه بزرگی بود که اصلاح طلبان هاشمی را کنار گذاشتند)

دیشب دیروقت مطلبی رو نوشتم

دیشب دیروقت مطلبی رو نوشتم و چون دیروقت بود آن را پست نکردم، بایستی باز خوانی می‌شد. امروز زمانی که نظر کنجکاو و گل‌کو رو دیدم مجبور شدم مطلب دیشب رو عقب بیندازم، گرچه از نظر من مطلب دیشب مهم تر بود، ولی بخاطر اینکه از واژه خائن برای مجاهدین خلق استفاده کرده بودم و اینکه این واژه ای نیست که بتوان بسادگی از کنار آن گذشت مجبور شدم امروز توضیحی بدهم. ولی همین حالا می‌گویم این بحث را ادامه نخواهم داد، چونکه بحث بی اهمیتی است و ربطی به روند نجات ایران ندارد. زیرا مجاهدین بعنوان یک گروه و پدیده، از بین رفته اند هم از نظر ایدولوژیک هم از نظر وزن سیاسی و همانطور که میدانید هدف من فقط یک چیز است نجات ایران نه بیشتر نه کمتر.
حالا بروم سر واژه‌ی خیانت. از نظر من رهبران مجاهدین خائن هستند زیرا:
درگیرودار درگیری ایرانیان با یک کشور خارجی با پیوستن به عراق آن هم عراقی که رهبرش از خمینی دست کمی نداشت، خود را در مقابل ایرانیان قرار داده اند و ازاین عمل فقط یک برداشت میتوان کرد. گروهی برای به قدرت رسیدن از استفاده از هیچ وسیله‌ای خودداری نمی‌کنند همانطور که دیدیم، آخر خط مجاهدین شد یک هدف و شعار (مریم رجوی، ایران رجوی و رجوی ایران) از نظر من کسانی که زیر بیرق چنین شعاری بروند خیانت پیشه هستند. باز هم می‌گویم از نظر من مجاهدین دوگروه‌اند رهبران، آنها که برای قدرت در مرکزیت مجاهدین ماندند و این شعارهای گمراه کننده را ساختند. دوم گروه‌های دون پایه که اینها نیز بر دوگروه‌اند عده‌ای که دانسته برای قدرت ماندند به این امید که بعده‌ها خود رهبر شوند وگروه دوم آنها که گمراه شدند. این گروه آخر از نظر من با ایرانیان کوچه و بازار، من و شما هیچ فرقی ندارند یکی فریب آخوند را می‌خورد و 25 سال عمر خود و دیگران را تلف می‌کند بدون اینکه هیچ منفعتی برای خودش و دیگران داشته باشد و گروهی فریب رجوی و مریم و دارودسته شارلاتان‌شان را خوردند و عمر خود تلف کردند و همچنین لطمه به ایران زدند.


گل‌کوی عزیز من از امضای این نامه بخاطر پاراگراف زیر (قسمتی که بصورت پرنگ نوشته شده) معذورم.

ما از سازمان ملل متحد و صليب سرخ بين المللي خواستار تامين امنيت و سلامت مجاهدين در خاك عراق هستيم. سكوت در مقابل نقض آشكار قوانين بين المللي و زد و بندهاي ننگين عليه مردم و مقاومت ايران, رژيم آخوندي و عواملش را در صدور بنيادگرايي و تروريسم جري تر ميكند. چرا كه مجاهدين اصلي ترين مانع گسترش پديده شوم بنيادگرايي در اين منطقه از جهان هستند.

گل‌کو جان مجاهدین خود گسترش دهنده‌ی پدیده‌ی شوم فردپرستی هستند. تازه، اگر بنابر این است که نامه نگاری شود باید به سازمانهای بین‌المللی نامه نوشت نه به آقای بوش، پاول و کوفت و زهرمار اینها خود جانیانند.

December 24, 2003

مخالفت خود را با بازگرداندن

مخالفت خود را با بازگرداندن نیروهای مجاهدین به ایران اعلام دارید. این کثیف‌ترین کاری است که با جان انسانها می‌توان کرد. گرچه مجاهدین از نظر من به ایران و ایرانی خیانت کرده‌اند ولی فرستادن آنها به ایران با تمام قوانین و کنوانسیونهای بین‌المللی مغایرت دارد و جان آنها را با خطر مواجه می‌کند. اگر آمریکا برای خوش رقصی دربرابر ملاها تصمیم به بازگرداندن این انسانهای بی‌پناه را دارد، مجامع بین‌المللی باید از این کار پیشگیری کنند.

برای کسانی که تحریم انتخابات

برای کسانی که تحریم انتخابات را کار درستی نمیدانند. چه فایده مجلسی را انتخابت کردن وبعد این باشد وضع مجلس منتخب!! مردم.

تبریک بخاطر تصويب قطعنامه سازمان

تبریک بخاطر تصويب قطعنامه سازمان ملل درباره نقض حقوق بشر در ايران. از امروز دیگر نمی‌توانیم بگوییم که دنیای بیرون از ایران با ما همگام نیست. این قطعنامه خود باعث فروریختن ستونهایی از برج ملاها خواهد شد. پیش بسوی سرنگونی رژیم، تحریم انتخابات اولین و محکم‌ترین قدم است.

December 23, 2003

این قسمت بعدآ اضافه شده

این قسمت بعدآ اضافه شده
مطلب "افشاگری برده فروشی در ایران" از وبلاگ آیات شیطانی رو حتمآ بخونید.



والدبمانعلی توی نظرخواهی مطلب قبلی آدرس صفحه‌ای رو از سایت مایکل مور داده که پیشنهاد می‌کنم به کسانی که انگلیسی می‌دونند سری به این صفحه بزنند. در این صفحه نامه‌هایی از تعدادی از نیروهای آمریکایی که در عراق می‌جنگند (آیا این واژه درستی است!؟ "جنگیدن") را منتشر کرده که نشان از درک سربازان آمریکایی از چرایی این جنگ و اینکه تا چه اندازه نیروهای مستقر در عراق خود نسبت به کاری که انجام می‌دهند نادم و نگرانند.
والدبمانعلی عزیز، من کارهای مایکل مور را مدتهاست پیگیری می‌کنم و باید بگویم که اورا انسانی آزادی خواه و حق طلب می‌دانم. خوشبختانه در آمریکا هم انسانهای آزادی خواه پیدا می‌شود گرچه ممکن است تعدادشان کم باشد.


امروز پدر من در آمد اول صبح که میخواستم برم سرکار درجه حرارت 12 درجه زیر صفر بود بعد هم از شانس من ماشین هم پینچر شد. خلاصه توی این استرس نوئل توی اتوبان پیاده شدیم و در سرمای نروژ لاستیک عوض کردیم. تازه در این مواقع می‌فهمم که رژیم چه بلایی سر ماها آورده. آخه این هم شد مملکت؟ تازه هنوز اول زمستونه پارسال دو هفته 25 درجه زیر صفر بود. مادرم سوال میکرد، خیلی سرده!؟ گفتم در فریزرت رو باز کن برو اونتو یک چند ساعت بشین تا بفهمی یک من روغن چقدر کره می‌دهد. تازه توی فریز خیلی باشه 18 درجه زیر صفر هست.
از فردا تعطیلات نوئل شروع می‌شه و خلاصه کار ملت اینجا می‌شه گوشت خوک خوردن و مستی کردن، جای آخوندا خالیست.
آخر هفته هم دیگه معلوم نیست ما در خدمت باشیم یانه یک سر ممکن بریم کوهستان. البته نه توی کوه ولی توی یک خانه کوهستانی بشینیم پای شومینه و عرق و شرق بخوریم و دعا به جون شما بکنیم. البته جاتون رو هم خالی خواهیم کرد. مخصوصآ دوستان عرق خورمون رو،آریا نانا، رهگذر، شمر، یزدانی و خلاصه همه‌ی عرق خورای وبلاگی. یک لپ تاپی با خودم می‌برم ولی اگه ارتباط از طریق موبایل امکان پذیر نشه وبلاگ بی وبلاگ.

December 22, 2003

دانشجویی که دست به اینگونه

دانشجویی که دست به اینگونه کارها می‌زند، نشان می‌دهد که به آگاهی کافی برای هدایت جامعه دست یافته و مشکلات جامعه را می‌شناسد.

دوستان از اخباری که از ایران بدستم می‌رسد چنین پنداشته بودم که سانسور تا اندازه‌ای شل شده. اگر چنین نیست حتمآ اینگونه خبرها را سعی کنید به دیگر وبلاگ نویسها اطلاع دهید مخصوصآ آنها که در ایران نیستند. با اینکار اول از همه رژیم را افشا می‌کنید و همچنین افرادی را که در پیداکردن راه چاره فعالند کمک می‌کنید تا بدانند کدام ISP ها بیشتر سانسور می‌کنند و کدام نمی‌کنند. همچنین تاثیر دیگری که این کار خواهد داشت نام ISP هایی که با رژیم همکاری می‌کنند فاش می‌شود و مردم از آنها کارت اینترنت نمی‌خرند.
درضمن دوتا وبلاگی که گویا هنوز سانسور می‌شوند یکی وبلاگ شمر و دیگری وبلاگ نت‌پد ایرانی است که امید آینه‌ای برای وبلاگ شمر در اینجا درست کرده و فضول هم خودش یک وبلاگ دیگه باز کرده که کپی مطلب‌اش را در آنجا قرار می‌دهد.
من همچنین در پی راه اندازی سایتهای آینه‌ای برای سایتهای خبری هستم البته اینها بسیار مشکل‌تر خواهد بود و فضای زیادی را می طلبد. نکته دیگر اینکه من زمانی که اخبار را دراین جا کپی کردم وقتی دیدم که تعداد مراجعه کنندگان کمتر از 10 نفر در 24 ساعت بود گمان بردم که نیازی به این کار نیست بهمین خاطر هم از این کار دست کشیدم وگرنه به نظر من اطلاع رسانی و خنثی کردن سانسور از نظر من یکی از اساسی ترین کارهاست که می‌توان برای جنبش آزادی خواهی انجام داد

ایا کسی یک پراکسی سرور

ایا کسی یک پراکسی سرور برای مبارزه با سانسور سراغ دارد. یکی چیزی که به راحتی قابل نصب کردن و برداشتن باشد. cgi یا چیزی در این مایه‌ها سوار کردن‌اش هم باید ساده باشد.
برای اینکه با سانسور احتمالی که در روزهای نزدیک به انتخابات بوجود خواهد آمد بد نخواهد بود اگر چند تایی از ما که خارج از ایران هستیم سایتهایی را برای اینکار درنظر بگیریم تا بتوانیم در سر بزنگاه راههای سانسور را حداقل برای یک مدت کوتاه هم که شده باز نگه داریم. یک چیزی در مایه همان چیزی که امید گاهی اوقات استفاده می‌کند.


روزنامه VG می‌نویسد: آقای پُل برمر در مصاحبه‌ای در CBS فرموده‌اند که صدام بدبخت توی سلول زندان صبح تا شام باید به عکس آقای جرج بوش نگاه کن. بنا به نقل قول این روزنامه نه تنها عکس دیکتاتور بوش به دیوار سلول صدام آویزان است بلکه دو عکس دیگر هم به دیوار زندان آویزان است این دوعکس متعلق به اودای وقصی دو پسر صدام هم برای زجر دادن او به دیوار سلول زندان آویزان شده. شاید بد نباشد که این اخبار را به گوش خامنه و هاشمی هم رساند تا بدانند که آدمهای دیگری هم در دنیا پیدا می‌شوند که اگر مریض تر از آنها نباشند دست کمی هم از آنها ندارند وچنانچه مراعات ملت ایران را نکنند در آینده نه چندان دور شاید مجبور شدند با این بیمار روانی بوش روبرو شوند و مزه شکنجه‌هایی را که در طی این 25 سال به ملت ایران دادند خود نیز بچشند

December 21, 2003

درخبرها آمده بود که امروز

درخبرها آمده بود که امروز ساعت 6 کنسرتی در اسلو به افتخار خانم عبادی اجرا خواهد شد. خوب مبارک است گویا ایلنا هم مثل دیگر دست اندرکاران رژیم جمهوری اسلامی قرنها از همه چیز عقب است حتی از خبرهایی که روی نت به آسانی در اختیار همه قرار دارد.
این بیچاره‌ها 10 روز بعد از وقوع خبر آن را دریافت می‌کنند! حتمآ بخاطر سانسورهای جمهوری اسلامی است. برای اینکه ایلنا خیال نکند که خدای ناکرده ما ضد انقلابی‌ها دروغ می‌گوییم عکسی هم از این اتفاق در اینجا برایتان می‌گذاریم. در ضمن باید بگویم که این کنسرت را در دنیا بیشتر از 100 ملیون نفر بطور زنده روز 11 دسمامبر دیدد.

دیگر فریب ملا اثر ندارد

كروبي: مردم به كساني كه قانون اساسي و نظام را قبول ندارند راي نمي‌دهند

خُسن آقا: حاج آقا شما اول برادریت رو ثابت کن بعد ادعای ارث بکن. یارو ملت رو هم مثل خودش بلانسبت خر فرض کرده!. آقا جان اگه این ملت دیگه به کسی از شما رای داد! به قول معروف اگه شما کف دستت مو دراورد ملت هم به شما رای خواهد داد.
این بار انتخاب مردم تحریمهست. چه آخوند بخواهد چه نخواهد. دوران فریب به سر آمده.

نه روسری نه توسری

امروز مطلبی رو توی گویا نیوز خوندم که داشت منو به گریه می آنداخت. چند سطر از این نوشته را برایتان نقل می کنم تا شما هم متوجه شوید چرا داشت گریه ام می گرفت.

نامه حسين خداداد به آيت الله منتظري پيرامون حجاب اجباري
به نام خداوند مهربان كه اختيار را در امر دين حكم كرد.

محضر مبارك حضرت ايت الله اقاي شيخ منتظري دامت بركاته

لادين لمن لاعقل له (بحار 77/158) كسي كه عقل خود را بكار نمي گيرد، دين ندارد. بنده عاجز مانده ام كه عقل را در دينم راه بدهم يا سكوت و اطاعت كوركورانه در احكام دين. آيا بايد احكام امضايي از روز خارج شده را بپذيرم يا سخن معاصر را گوش كنم.

امام باقر(ع) از رسول گرامي اسلام(ص) نقل مي كند «اگر روايتي از رسول خدا نقل شد، آنچه را كه قلب آدمي نسبت به آن واكنش مثبت نشان داده و پذيراي آن مي شود بايد پذيرفت و به كار بست و آنچه قلب آدمي نسبت به مفاد آن واكنش منفي نشان مي دهد كه در متن روايت مي گويد «ما اشمازت قلوبكم ... آنچه قلب شما از آن مشمئز مي شود.»(كافي 1/401 ش1 .
باقی نامه را چنانچه خواستید می توانید در این آدرس بخوانید.

فکرش را کرده اید!؟ 25 سال از زندگی من و شما را آخوند فریبکار بهدر داده تا تازه با سوال از یک ملا که چند سانتیمتری دماغ خودش را هم با هزار مشکل می تواند ببیند سوال شود که آیا زنان می توانند چادر از سر بردارند یا نه! حتمآ ملای فریبکار هم بعد از هزار و یک عشوه مکش مرگ ما می خواهد جواب بدهد که بعععله مرحمت فرموده ایم اجازه می دهیم زنها با احتیاط چادر از سر بکنند.
بیش از نیم میلیون کشته دادیم 1000 درصد فقیر تر شدیم، آبرویمان را در دنیا بردند تا تازه با هزار عشوه به ما اجازه کاری را بدهند که در زمان شاه دیکتاتور یک امر طبیعی می نمود و هیچ کس هم به خودش حتی اجازه این را نمی داد که از این سوالهای بی ربط بکند. حالا متوجه شدید چرا داشت گریه ام می گرفت.
شاید این گونه مسائل باعث شود تا عده ای که هنوز در خوابند از خواب بیدار شوند و درک کنند که هیچ امیدی نمی توان به این رژیم داشت و تنها راه نجات سرنگونی چنین رژیمی است، حتی اگر هزینه های سرنگونی چنین رژیمی بسیار سنگین تر از قیام 57 باشد.

تسليت به رئیس دانشگاه فردوسی

جمعي از فعالين سياسي دانشگاه فردوسي دستگيري صدام را به رياست اين دانشگاه تسليت گفتند

به این میگن خلاقیت، این مطلب رو حتمآ بخونید.

کسی خبری از خبرنامه امیرکبیر داره. آیا این سایت هم توی انشعابات و ... به فنا رفت یا با زور چماقداران خامنه بسته شد.

December 19, 2003

چوپان و بره‌های‌اش

رهبر عظیم الجثه: در منطق بسيار مستحكم و عميق مردم سالاري ديني هيچ ولايت و حاكميتي مطلوب نيست مگر پروردگار تفويض كرده باشد و خداوند نيز اين حاكميت را در رده‌‏هاي مختلف حاكميت اسلامي تنها به كساني تفويض مي‌‏كند كه عدالت و تقوا داشته باشند و مردم هم آنان را بخواهند.

ایشان با پیچیدن کلمات و سفسطه می‌خواهند به زبان آخوندی بگویند که:
1. حکومت مردم سالاری چیزی نیست جز رهبری یک شخص بر همه! مثال میزنم تا برای کسانی که زبان فارسی را خوب نمی‌فهمند شیرفهم بشوند. همگی بره تشریف دارید و امام چهاردهم چوپان.

2. ایشان می‌فرمایند خداوند در گیتی به این بزرگی هیچ کس را بعنوان چوپان قبول ندارد جز حضرت ایشان که بر حسب اتفاق چلاق نیز میباشند. حالا باید به ایشان دست‌مریزاد گفت و خر فهم‌شان کرد که: ای آقا ما ریدیم به آن خدایی که اول گیتی به این بزرگی و گل و گشادی را می‌آفریند! و این همه حیوانات و گیاهان را در آن قرار می‌دهد ولی در کشف رهبر به ذلیل ترینشان بسنده کند و از بس که پیدا کردن این رهبر مشکل بوده بدبخت خداوند مجبور شده چلاقی را برای این کار بگمارد. حالا با دانستن این داده ها آیا می‌توان در مقابل چنین خدای عاجزی سر تعظیم فرود آورد!؟ من که نمی‌توانم در برابر چنین خدایی سر تعظیم فرود آورم، ولی اگر شماها تا این درجه مفلوک تشریف دارید بفرماید.

ایشان در همان سخنرانی در تبيين اهميت مجلس و قانون می‌فرمایند:

قانون يعني سرنوشت كشور؛ بنابراين نمايندگان مجلس با تصويب قوانين, 4 سال سرنوشت كشور و مردم را تعيين مي‌‏كنند و اهميت فراوان مجلس شوراي اسلامي از همين نكته قابل درك است.
ايشان انتخابات را از مهمترين مظاهر مردم سالاري ديني خواندند و افزودند: نظام پارلماني شكل خوبي از مردم سالاري است چرا كه مجلس برخاسته از آراي مردم است و هر چه تصويب مي‌‏كند بايد عمل شود و اگر كسي قصوري دراين مصوبه ها مي بيند و يا احساس مي‌‏كند در برهه‌‏اي از زمان بر اساس مصالح كشور عمل نمي‌‏شود بايد بخود مراجعه كند چرا كه نمايندگان, با راي مردم به مجلس رفته‌‏اند. منبع خبر

از این یکی پاراگراف دو نکته دیگر را می‌توان استخراج کرد:
1. الاغعلی بعد از اینکه در قسمت اول روضه‌خانی‌اش می‌گوید: فقط او لیاقت چوپانی امت شله زردخور را دارد! برای اینکه همزمان شله زردخواران خیال نکنند که ایشان مسولیت هم می پذیرد، بلافاصله سر خر را کج می‌کند و با وقاحت کامل حرفهای قبلی‌اش را مثل گوه نشخوار می‌کند و می‌افزاید: در هرصورت اگر مملکت به گل نشست رای دهندگان مسولند!!

2. استیصال او و همچنین ترس و وحشت از عاقبتی که در انتظارش است تا مثل برادر صدام، روز موعود شپش‌های سرش را جستجو کنند و بعد هم قلاده به گردن به سیاه‌چال تاریخ بیندازنداش. البته چیزی را که این الاغعلی فراموش کرده یا گمان می‌کند که مردم فراموش کرده‌اند "حکم حکومتی" است که ایشان با آن شلوار پایین نکشیده ریدند به کل مجلس و رای دهندگان و فرمودن "مجلس حق تغییر قانون مطبوعات را ندارد" و تازه آنجایی هم که خود ایشان دخالت نکردند، چاکران سینه چاک ایشان و خانم بیاران دستگاه خلیفه راه را بر همین بقول خود ایشان مظهر مردم سالاری می‌بندند. به این می‌گویند پررویی به توان بی‌نهایت

خودشان می‌برند خودشان می‌دوزند و وقتی همه چیز به گوه کشیده شد، ایشان با پررویی می‌فرمایند مجلسیان با رای مردم انتخاب شده‌اند درنتیجه این مردم هستند که باید به خود مراجعه کنند.

با این همه باز هم عده‌ی در این توهم‌اند که با شرکت در انتخابات به دموکراسی خواهیم رسید!! بنظر من چنین افرادی باید با مراجعه به پزشک مغز خود را مورد معاینه قرار دهند ممکن است که از عقل سلیم برخوردار نباشند.
وگرنه در سیستمی که این الاغعلی رهبری را به عهده دارد نمی تواند چیزی بنام انتخابات را جدی گرفت.

تحریم تنها راه نجات ملک و ملت است.

اين ايميل را شخصی فرستاده

اين ايميل را شخصی فرستاده که چون ناشناس است گيرنده ايميل اسمش را گذاشته ( اميد)

فکر ما باشيد
نطق پذيرش جايزه نوبل شيرين عبادی فرصتی از دست رفته ای بود برای ايرانيانی که در صول ۲۴ سال گذشته در ديکتاتوری اسلامی از نظر حفوف انسانی زجر کشيده اند .
دليل اين از دست رفتن چيزی نيست چز همان بيماری مذمن که در عده ای زيادی از ايرانيان نسل قديمی وجود دارد و ان فراموش کردن مشگل خود و پرداختن به مساله ديگران است
اين بسيار رنج اور است که سالهاست ايرانيان به مسائل خود بيتفاوت هستند و در مقابل به مسائلی چون جنگ امريکا با ترورو يا اعتراض در برابر سياست دولت امريکا و حتی پشتيبانی و تطاهرات برای فلسطينيان.
(( ۱۴۰۰ سال پيش جنگی بين دو عرب بر سر قتل دختری بنام اوراينه در گرفت يک عرب خليفه بود و ديگری نوه پيغمبر دو گروه در کربلا روبرو شدند و طبق سنت عربها تا انجا که ميشد از همديگر کشتند به اضافه زنان و بچه ها .
حالا بيشتر دنيای عرب اين ماجرا را فراموش کرده اند ولی ايرانيان هنوز برايشان سوگواری ميکنند و به سر و کله حود کوبيده و سر خود را با قمه زخم ميکنند در خالی که هيج مراسمی برای قهرمانان خود که در طول ۲۵۰۰ سال تاريخ ايران پا به عرصه گذارده اند ندارند .
ايرانيان روز ملی ندارند که به ان مفتخر باشند . مراسمی که تاريخ ايران را بياموزند و به ان مفتخر باشند و ايران را اول و مهمترين قرار بدهند.
برای توصيح بيشتر مساله ايرانيان به مردم جهان بهتر است اينطور بگويم که تصور کنيد مردم يهود بجای ادای احترام برای قربانيان فاجعه يهود برای مرگ ۷۲ ژنرال المانی که در يک جنگ بی اهميت کشته شده اند سوگواری کند .
خنده دار است . نيست ))
هر کس ميتوانست اميد داشته باشد که زنی که از نظر بين المللی شناخته شده است و تمام دنيا به نطق قبولی جايزه او گوش ميدهند و متمرکز شده اند به نبود ازادی-- اعدام های دسته جمعی -- زير پا گذاردن روزانه حقوق انسانی بپردازد و از اين فرصت استفاده کند نه اينکه به تبليغ سياست خارجی جمهوری اسلامی در مورد جنگ امريکا با ترور يسم و فلسطين بپردازد اين فراموش کردن مردم خود از طرف شيرين عبادی بسيار غم انگيزه .

شيرين عبادی در همان سنت که بدبختی ملت فراموش ميشودمسائلی چون کشتار دسته جمعی زندانيان سياسی در سپتامبر ۱۹۸۸ --تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام برای جلوگيری انها از رفتن به بهشت --زندانی کردن دانشجويان و فعالين سياسی --کسانی که در جنگ برای دفاع از وطن هرچه داشتند از دست دادند --
فقر ايرانيها --بچه های خيابانی --جوانانی که در ملا عام شلاق ميخورند را فراموش کرد و بجايش از جه حرف زد
فلسطينيان زندانيان گوانتاتامو!!!! طوری که انگار مردم جهان به اندازه کافی به اين مسائل نميپردازند نسل قبل که ما را به اين کثافت کشاندند بار ديگر ما را و اينده مار را در انتهای خط نگه ميدارند .
شايد روزی انها ياد بگيرند که خيريه در خانه اغاز ميشود بگذاريد اول مردم خانه خود را ازاد کنيم و بعد به زندانيان گوانتانامو بپردازيم با بهتر بگويم همانطور که مردم در خيابان دسته جمعی شعار ميدهند .
به فلسطين کار نداشته باشيد يه کم بفکر ما باشيد.
اينحا ميخواهم به شيرين عبادی بگويم .
وطيفه شما در برابر ملت ایران که تاریکترین دوره تاریخ خود را میگذراند است . حمهوری اسلامی به اندازه کافی
امکانات ما را برای مساله فلسطين به هرز ميدهد مدرسه و بيمارستان برای فناتيک ها در لبنان و بوسنی ميسازد .
و از هر ايده ئولوژی غير دموکرا تيک حمايت ميکند.
امروز شما ميتوانيد سخنگوی همه مردان و زنان و پسران و دخترانی که در زندان جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند و يا هنوز وير شکنجه زجر ميکشند باشيد .
اين افتخاريست که شما برنده اين جايزه شده ايد ولی اگربهر دليلی با رژيم چه اصلاح طلب چه محافظه کار همراه شويد. در اينده هيچ گونه احترامی بين مردم ايران و همکيشان خود نخواهيد داشت .
لطفا فرصت را حرام نکنيد .

ترجمه این متن بوسله نانا

December 18, 2003

مصاحبه مطبوعاتی محمد خاتمی

سوال: آيا در سطوح بالای نظام تصميم گرفته شده كه كسی ردصلاحيت نشود؟

جواب: هرگز چنين تصميمی گرفته نشده است، البته مذاكراتی صورت گرفته. نظر نظام از سطح رهبری گرفته تا ما، اين است كه سختگيري‌ها زياد نباشد و در چارچوب قانون باشد، هم‌چنين بعضی بهانه‌هايی كه برای ردصلاحيت‌ها هست را كنار بگذاريم و واقعا امور را به سندهای دقيق قانونی مسترد كنيم.

سوال: آیا کروبی در انتخابات شرکت می کند.

جواب: از خودشان سوال كنيد ولی من معتقدم كه ايشان در انتخابات شركت كنند و فكر مي‌كنم كه تصميم گرفته‌اند ثبت‌نام كنند.

سوال: آيا ابراهيم يزدی و همفكرانش اجازه‌ شركت در انتخابات را دارند

جواب: اميدوارم كه همه بتوانند در انتخابات شركت كنند.

تحریم انتخاباتناز بشی تو ایشاالله. چشم نخوری ایشاالله، هم تو هم رهبر عظیم الجثه. آخه از قرار معلو صدای انقلاب مردم به گوش حضرات رسیده و فهمیده‌اند که کار بدجوری خراب است و اگر مردم از شرکت در انتخابات خودداری کنند آنگاه است که همه چشمها بطرف جمهوری ظلم برخواهد گشت. البته نه که خیال کنید این رژیم از نگاههای دیگران شرم داشته باشد ها! نه خیر، اینها از چیزی شرم ندارند ولی خوب ترس بسیار دارند. مخصوصآ از زمانی که برادر صدام مثل موش آب کشیده به دام افتاده و همچنین آمریکا شدیدآ درپی به تله انداختن بن لادن است بدجوری لرزه به ستون فقرات اسلام ناب محمدی افتاده. فکرش را بکنید! در روز انتخابات هیچ صفی درمقابل مراکز رای گیری نباشد و پس از شمارش عددی برابر 30 درصد از صندوقها بیرون بیاید آنگاه است که رژیم باید پاسخگوی جامعه‌ی جهانی شود.
این را که می‌گویم نه فقط بخاطر سخنان خاتمی است ها! اگر سخنان دیگر سردمداران را هم خوانده باشید و هم‌چنین خبرهایی که در مورد ثبت‌نام‌ها منتشر می‌شود را پی‌گیری کنید می‌بینید که گروهایی چون ملی! مذهبی‌ها و همچنین نوکران آمریکا مثل آقای یزدی و دارودسته توده‌ای‌ها و خلاصه همه و همه بسیج شده‌اند تا مردم را باز بفریبند و به پای صندوق‌ها بکشانند. قبول کنید اگر مثل سابق می‌شد جهان را با پرکرد صندوق‌ها با آرای قلابی پرکرد حتمآ این کار را می‌کردند ولی خوشبختانه امروز دیگر با چشمان تیزبین خبرنگاران به این سادگی‌ها نمی‌شود جهان را فریب داد.

December 17, 2003

چه گونه موتور انتخابات را از کار بیندازیم

چناچه ادعا کنیم که جدال واقعی در ایران بین نسل جوان و نسل پیر یا بهتر بگوییم نسل دایناسورهای ایران است بی خود نگفته ایم.
برای ادعای این گفته که ایران مملکتی است جوان احتیاجی به ارائه آمار نیست. حال چگونه است که هنوز در آن دیار، دایناسورها بر جوانان حکومت می کنند! دلیل اول و اصلی اش داشتن قدرت بی اندازه اقتصادی و در نتیجه سیاسی نسل مرده ایران است و تا زمانی که این قدرت به طریقی از چنگال این گروه خارج نشود راه به جایی نخواهیم برد.
اگر نگاهی به نظر خواهی زیر که بوسیله ی انجمن اسلامي دانشجویان دانشگاه اميركبير در سطح این دانشگاه انجام شده بیندازیم (این آمار از نمونه های آماری قشر جوان انتخاب شده) می توانیم نتیجه گیری کنیم که قشر جوان بطور کلی نسبت به این رژیم دل خوشی ندارد و این خود ماییه امید است.

نظرسنجی:

به گزارش خبرنگار خبرگزاري كار ايران، ايلنا، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات مجلس هفتم، نظرسنجي را در جامعه آماري، 500 نفري از دانشجويان اين دانشگاه را انجام داده است.
يك عضو شوراي مركزي اين تشكيلات نتايج اين نظرسنجي را به شرح ذيل اعلام كرد.
با توجه به نزديكي انتخابات دور هفتم مجلس شوراي اسلامي:
1- در هيچ شرايطي در انتخابات شركت نمي كنم.40 درصد
2-به شرط برگزاري رفراندوم قانون اساسي در انتخابات شركت مي كنم. 21 درصد
3-به شرط رفع نظارت استصوابي در انتخابات شركت مي كنم.10 درصد
4-در هر شرايطي در انتخابات شركت مي كنم. 29 درصد

گویا نیوز


اگر این آمار را با آماری که دیروز آوردم مقایسه کنیم می توانیم به همان نتیجه ای که پیشتر گفتم برسیم و آن اینکه در این آمار کسانی که بدون قیدوشرط در انتخابات شرکت خواهند کرد فقط 29 درصد است. درصورتی که در آمار دیروز که متعلق به جمعیت شهر تهران بود تعدادی که بدون قیدوشرط در انتخابات شرکت خواهند کرد 51.2 درصد بود. پس باید بتوان نتیجه گرفت که تعداد شرکت کنندگان در انتخابات شدیدآ بستگی به خواست جوانان دارد تا گروهای دیگر.
حال اگر این نتیجه گیری آماری را قبول کنیم برای کسانی که سعی در خاموش کردن موتور انتخابات دارند تنها یک راه وجود دارد: کار کردن بر روی گروهای سنی 16 تا 35 سال خواهد بود (*بیشتر از 21 میلیون نفر). حال آنکه آمار کل رای دهندگان برابر 36 میلیون نفر تخمین زده می شود. از بخت خوش ما اکثر استفاده کنندگان از اینترنت در ایران هم در این گروه سنی قرار دارند و یکی از دلایلی هم که رژیم سعی در مسدود کردن راههای دریافت خبر جوانان را دارد به همین خاطر است. پس باید هرچه می توانیم تلاش خود را بر روی جوانا متمرکز کنیم و استدلاهای خود را جوان پسند کنیم و از این طبقه بخواهیم که انتخابات را تحریم کند فراموش نکنیم که اکثرآ جوانان هستند که در خانواده ها خط دهی سنین بالا تر را هم به عهده دارند. اکثر پدرها، مادرها، پدر بزرگها و مادر بزرگها یا اطلاعی از مسائل سیاسی ندارند یا اگر دارند چنان پیشرفته فکر نمی کنند که به این جنبه های انتخابات توجه کنند. جوانان را ترغیب کنیم که در انتخابات شرکت نکنند و آنها خود اکثرآ رهبری فکری خانواده را به عهده خواهند گرفت.
دوستان دلیل ارائه آمارهای بالا و نوشتن این مطلب فقط هشداری است به همفکرانی که کمر به تحریم انتخابات بسته اند. عزیزان دست روی دست نگذارید وقت تنگ است. مطمئن باشید رژیم در هفته های نزدیک به انتخابات سانسور اینترنت را شدیدتر خواهد کرد پس برای تاثیر گذاری بر جوانان باید هرچه زودتر وارد عمل شد و از بحث های جانبی دوری جست

* آمار متعلق به سال 1375 از مرکز آمار ایران

December 16, 2003

خامنه ای :ذلت امروز صدام، سرانجام همه مستكبران و ظالمان جهان است!

به نقل از ايسنا : خامنه ای تاريخ را سرشار از درس و عبرت خواند و با اشاره به خشنودي فراوان ملت ايران از دستگيري صدام ديكتاتور گفت : ذلت امروز صدام، سرانجام همه مستكبران و ظالمان جهاني همچون آمريكا و رژيم صهيونيستي است و رييس جمهور آمريكا بداند همچنان كه دنياي بدون صدام براي منطقه بهتر است، دنياي بدون بوش و شارون هم براي همه جهان، بسيار بهتر خواهد بود.


راستی شما وقتی چنین وقاحتی را می‌بینید چه حالتی به شما درست می‌دهد؟ من که به نقطه‌ی انفجار نزدیک می‌شوم و گاهی اوقات حتی سرخودم را به دیوار می‌زنم تا بلکه در چنین جهانی نباشم تا مجبور شوم از همان هوایی تنفس کنم که رجاله‌های تاریخ می‌کنند

چه بر سر خبرنامه امیرکبیر

چه بر سر خبرنامه امیرکبیر آمده؟
اول چندروز از مراجعه کنندگان نام کاربر و رمز ورود میخواست و اکنون مدتی است که دیگر سایتشان کاملآ مفقود شده است از دوستانی که اطلاع دارند خواهشآ بنویسند که چه بر سر این سایت آمده.
مخصوصا حالا که بخش علامه دفتر تحكيم وحدت انتخابات را تحریم کرده، باید دانست که برای دسترسی به مواضع دانشجویان و مخصوصآ این گروه از دانشجویان به کدام سایت باید مراجعه کرد.

بشتابید وقت تنگ است

ميزان مشاركت‌ شهروندان‌ تهراني در انتخابات
براساس‌ گزارش‌ روابط‌ عمومي‌ جهاددانشگاهي‌ كه‌ به‌ طور اختصاصي‌ دراختيارخبرگزاري‌ دانشجويان‌ ايران‌ قرارگرفته‌ است‌، نتايج‌ حاصل‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ درمجموع‌ ‌51.2 درصد شهروندان‌ اعلام‌ نموده‌اند درانتخابات‌ آتي‌ شركت‌ مي‌كنند، ‌19 درصد از پاسخ‌ دهندگان‌ اعلام‌ داشته‌اند كه‌ هنوزبراي‌ شركت‌ درانتخابات‌ تصميمي‌ نگرفته‌اند و ‌1.5 درصد شركت‌ خود را در انتخابات‌ منوط‌ به‌ تحقق‌ شرايط‌ مورد نظر نموده‌اند .

براساس‌ نتايج‌ به‌ دست‌ آمده‌ 28.3 درصد پاسخ‌ دهندگان‌ عنوان‌ كرده‌اند كه‌ درانتخابات‌ شركت‌ نمي‌كنند. ایسنا

حال با درنظر گرفتن آمار بالا می‌توان گفت که تعداد کسانی که انتخابات را تحریم خواهند کرد بیشتر از 28 درصد است، چرا؟
دلیلش خیلی روشن است با ترسی که هنوز درجامعه وجود دارد کسانی که خواستار تحریم انتخابات هستند از ترس اینکه رژیم گریبانشان را بگیرد علنی چنین اظهار نظری نخواهند کرد و روز انتخابات یقینآ خیلی راحت تر درخانه خواهند ماند.
باید گفت برای کسانی که خواهان تحریم انتخابات هستند حتی اگر 50% از واجدین شرایط هم شرکت نکنند باز کارساز نخواهد بود. برای به تزلزل کشاندن رژیم حداقل به چیزی بیشتر از 60% نیاز است تا دیگر اما و اگر در آن نباشد، و بتوان با نشان دادن آمار شرکت کنندگان، رژیم را در جهان از مشروعیت انداخت.
درنتیجه باید به دوستانی که خواهان تحریم انتخابات هستند گفت که: دوستان پاشنه های کفش را باید کشید و با سرعت نیرو جمع کرد وگرنه مجددا 4 سال دیگر گرفتار جمهوری اسلامی خواهیم بود.
اگر کسی هنوز تصمیم نگرفته و درشک و تردید است، باید بداند که اگر درصد شرکت کنندگان در انتخابات بیشتر از 40% کل واجدین شرایط شود مطمئن باشید که وضع بر همین روال و حتی بدتر از قبل ادامه خواهد یافت. بهمین دلیل هم من از ماه ها پیش اعلام کردم که برای تحریم باید فعالیت را هرچه زودتر شروع کرد. در این شکی نیست که جناههای رژیم چه چپ، چه راست و چه میانه منفعتشان در این است که مردم در انتخابات شرکت کنند. حتی مخالفین شرکت در انتخابات موفق شوند آن 19 درصدی هم که هنوز تصمیم نگرفته‌اند را به جمع خود دربیاورند باز آمار تحریمی‌ها کمتر از 50 درصد خواهد بود و با چنین وضعی نخواهیم توانست مجامع جهانی را قانع به همکاری با مخالفین رژیم کنیم.

با ادامه روند کنونی باز اگر اصلاح طلبان به اکثریت برسند همان روش گذشته، پیش گرفته خواهد شد. یعنی لوایح آبکی به مجلس می‌روند و باز شورای نگهبان لوایح آبکی را رد خواهد کرد باز لوایح به تشخیص مصلحت نظام خواهد رفت و باز اصلاح طلبها خواهند گفت از دست ما کاری بر نمی‌آید. اگر هم که برعکس دست راستی های رژیم به اکثریت برسند همان خواهد بود که در دوره رفسنجانی بود. این دور باطل را فقط با تحریم تمام عیار می‌توان شکست. بیدار شویم انتخابات نزدیک است.

December 15, 2003

در ستايش شمر از نانا

در ستايش شمر
از نانا

شمر بزرگ پس از خواندن منشورت لازم ديدم که اين مطالب را برايت بنويسم .
حدود شش ماه پيش روزی که در وبلاگها ميگشتم در گيره مطلبی ازت خواندم و در جا ميخکوب شدم .
به دنبال ان هر چيزی که نوشته بودی با دقت و چند بار خواندم ميزان شگفتی مرا از پيدا کردن ازاده ای چون خودت حتی تصور نميتوانی کنی .
تمامی نا اميدی های ساليان که خمودی و سستی روحی به من داده بود ناگهان رخت بر بست
برای اولين با برای من در تاريخ معاصر ميهن ستمزده ما
مردی قد علم کرد که يک سر و گردن از ازادی خواهان ديگر بالاتر بود
مردس که علم و معرفت را با زبان مردم کوچه و بازار وطنم درهم اميخته بود و مبارزه ای را شروع کرده بود که
به قلب عناصر مستقل و صادق و ازادی خواه گرمی ميبخشيد .
با همه شوری که يافتن تو در من ايجاد کرد يک غم سنگين هم در دلم نشست و ان اين بود که من هرگز
هرکز تا روزی که زنده ام تو را نخواهم ديد.
چون مبارزه ای که تو با لجن قشريت اغاز کرده ای ريسکی است که حتی بعد از سقوط رژيم جان گران قدرت را تهديد خواهد کرد.

پس از کشف تو همانجا با خود پيمان بستم که در راهی که ميروی قدم به قدم همراهت باشم و تا دم مرگ از اين پيمان سر پيچی نخواهم کرد .
ديشب با خواندن منشور شمريت برام ثابت شد که النده ديگری در سرزمين ستمديده ما پا به صحنه گذارده برای من النده بزرگترين ازادی خواه معاصر دنياست .
و در منشورت ديدم که تمام کارهائی را که او سعی در انجامش در شيلی داشت تو برنامه خود برای ايران قرارداده ای .
بروشنی ميبينم که از درون مردابی که اين جنايتکاران از سر زمين ما ساخته اند تو چون دسته گلی سفيد و عطر اگين بيرون امده ای و روشنی و شادی و انسانيت برای همه به ارمغان خواهی اورد .
از هرچه که بگذريم ملت ما شايسته اين ارمغان تو هستند .

درود بر مرد ازاده راهت پر رهرو باد نانا

رئيس مجمع تشخيص بیضه اسلام:

رئيس مجمع تشخيص بیضه اسلام: عاقبت خفت بار صدام نتيجه ظلم و ناديده گرفتن حقوق مردم است.

خُسن آقا: دیگ به دیگ میگه روت سیاه. حضرت، عاقبت شما را هم خواهیم دید زمانی که گرفتن و توی تلوزیون تحقیرتان کردن و مثل یک حیوان دنبال شپش توی سرتان را گشتند و بعد سر و صورتتان را تراشیدند خواهیم دید چه کسی همین کرکری‌ها را برای شما خواهد خواند. مثلا رئیس حفظ بیضه حکومت قذافی خواهد گفت: عاقبت خفت بار هاشمی نتيجه ظلم و ناديده گرفتن حقوق مردم است.
رو که نیست، قربان سنگه‌پای قزوین.

درپی نوشتن یک پیام توی

درپی نوشتن یک پیام توی پیامگیر یکی از دوستان میل زیر رو دریافت کردم. میل رو بدون امضا اینجا می‌آورم چونکه از فرستنده میل اجازه نگرفتم که آیا می‌تونم میلشو اینجا منعکس کنم یا نه ولی مهم نیست چه کسی اونو نوشته همین که کسی این ارزش رو برای من قائل شده که یک نامه‌ با این صراحت و روراستی بنویسه مایه شادمانی است. من همیشه برای حقیقت گویی و راستی احترام زیادی قائلم نامه رو بخونید تا بعد یک چند نکته برای برطرف کردن چند سوء تفاهم اضافه کنم.

سلام خسن آقا ي گرامي .
مرسي از اينكه نظرتون رو برام نوشتيد . من نگفتم كه اون آقاهه تنها مرد فمنيستيه كه من ديدم . گفتم اولين مرد فمنيست بود كه باهاش آشنا شدم . بعد ها هم با يكي دو نفر ديگه آشنا شدم كه فقط ادعا داشتند و در عمل از اعراب جاهليت هم زن ستيز تر بودند . با كساني هم آشنا شدم كه هيچ ادعا يي نداشتند ولي در عمل به حقوق انساني زنان احترام مي گذاشتند و رعايت مي كردند .
با عرض پوزش من هيچ جوره نمي تونم شما رو فمنيست بدونم . دليلش هم فحش هاي جنسي است كه شما تو وبلاگتون مي نويسيد و من يك بار هم بهتون گفتم و شما فقط دستم انداختيد . من نمي دونم چرا هر مشكلي با هر كسي داريد بايد حتما ترتيب مادرشو بدين ؟ اين جور موقع ها از زن بودنم احساس حقارت مي كنم . مي فهميد منظورمو ؟
به هر حال من هيچ وقت برام مهم نبوده كه شما فمنيست باشيد يا نه يا از نظر سياسي چقدر با من مخالف باشيد . تا حالا براي شما به خاطر منطقي بودن و صداقتي كه به نظرم اومده داريد احترام قائل بودم و فكر كنم يه بار ديگه هم گفتم كه خيلي به نظرم دوست داشتني هستيد . و همين برام كافيه .
هر وقت مي خوام تو ذهنم مجسمتون كنم يه مرد كپل و قد كوتاه و كچل و سيبلو و خوش اخلاق به نظرم مياد .
همين ديگه . مواظب خودتون باشد .


نکته اول در مورد فحاشی. این روش مبارزه و نگارش من هست. من فحش رو یکی از حربه‌های حمله به رژیم قرار داده‌ام دلایل زیادی هم برای اینکار دارم که اگه بخواهم آنها را ذکر کنم مثنوی هفتاد من خواهد شد.
دوستی دارم مقیم انگلستان سالها قبل زمانی که تاچر نخست وزیر بود می گفت نمی دونم چطوره که خیلیها از تاچر بدشون میاد ولی او هنوز بر سر قدرت هست. باهم این بخث رو داشتیم که چگونه میشه یک نفر با کاریزمای مثلآ خمینی رو از کاریزما انداخت. من بر این باور بودم که اگر برای مردم این صحنه رو بیافرینیم که مثلآ خمینی روی توالت نشسته و داره برای ریدن زور می زنه و عرق از چهار ستون بدنش جاری شده در اون صورت میتونیم مقدار زیادی از کاریزماش رو ازبین ببریم. روش شمر هم یک چیزی در همین ردیف هست من هم سعی خودم رو میکنم.
ولی ایکاش می‌تونستم فحشهایی بدم که به مادر و یا خواهر این رجاله‌ها مربوط نشه و اکثرآ هم سعی می‌کنم که اینطور نباشه ولی خوب همگی آگاهید که فحاشی در زبان فارسی بیشتر سهم زنان فامیل این اراذل می‌شه ای کاش زنهای فمینیست فحشهایی اختراع می‌کردند که مردها رو مورد حمله قرار بده در اون صورت قول می‌دهم از آنها استفاده کنم ولی اینکه قول بدم به رژیمی‌ها فحش ندهم اینکار از دست من بر نمی‌آید. پس هرچه زودتر فمینستها بسیج بشوند وفحشهای آبدار مردانه درست کنند تا این مشکل حل بشه. یک جایی پاگنده گفته بود (نقل به مضمون) اگر یک روز خُسن آقا به رژیمیها فحش ندهد آن روز شب نمی‌شود.

درمورد اینکه نوشته بودید من شمارو دست انداخته ام باید به شما بگویم که از نوشته من برداشت بد کرده‌اید من هیچگاه چنین قصدی را نداشته‌ام و اگر چنین شده از شما عذر می‌خواهم.

درمورد فمینست بودن من هم باید دیگران قضاوت کنند نه من. اگر پیامی رو نوشتم فقط برای شوخی بود وگرنه من همیشه سعی کرده‌ام در مورد خودم قضاوت نکنم و اجازه دهم دیگران اینکار را بکنند، گرچه شاید همیشه موفق نبوده باشم.

درمورد شکل و شمایل من هم باید بگم که شما بدجوری به بیراه زده‌اید و شاید همین هم خودش نشان از آن باشد که من در گمراه کردن رژیم هم موفق بوده‌ام ولی برای اینکه کمی راهنمایتان کنم می‌گویم که کچل نیستم و سبیل یا ریش را هم اصلآ برنمی‌تابم چون این متعلق به مچوها و "اعراب جاهليت" هست. درمورد كپل و قد کوتاه هم گمان می‌کنم که باز به بیراهه رفته باشید. این برداشت به گمانم بخاطر عکسی باشد که بالای صفحه وبلاگم قرار داده‌ام همچنین درمورد خوش اخلاق بودن من. من انسانی هستم با صدای بلند (همه میگن من بلندگو قورت داده ام)و رک گو به همین خاطر گاهی اوقات به نظر می‌آید که بد اخلاق باشم ولی اصلآ چنین نیست من رک‌گو هستم و از بی عدالتی و نابرابری شدیدآ عصبانی می‌شوم. فقط برای اینکه رفرانسی داشته باشید عکسی از دوران کودکیم را برایتان در این کنار قرار می‌دهم از شما بخاطر نامه‌تان تشکر می‌کنم و همچنین آرزو می‌کنم که در مبازه‌تان برای احقاق حق زنان موفق باشید.

December 14, 2003

فرق میان صدام و خامنه

این کنجکاو هم تصمیم داره کار دست ما بده! ببینید چه چیزهایی برای ما می‌فرسته!
معما ی روز (ويژه وب لاگ خُسن آقا)

اگر گفتيد چه فرقی هست زمانی که صدام حسين را گرفتند و زمانی که مردم خامنه ايی را دستگير کنند؟

ريش!

صدام ريش گذاشته، خامنه ايی ريشش را می تراشته.

شو به سبک آمریکایی (We got him)

جسیکا لینچآیا صدام را گرفته‌اند یا این هم جزئی از پروپاگاندهایی است که بوش و دستگاه‌اش برای مقاصدشان اجرا می‌کنند تا بدین وسیله مقاومت نیروهای صدام را خنثی و با شکست مواجه کنند. از اتفاقاتی که در قبل هم در کویت و هم در عراق پیش آمده می‌دانیم که آمریکایی‌ها در تولید اینگونه حقایق!! تخصص خاصی دارند. یادمان نرفته زمانی که تاتری بنام جسیکا لینچ (Jessica Lynch) را برایما به روی صحنه آوردند و همگی هم باورمان شد. ولی امروز دیگر کسی اینگونه اخبار را تا اینکه تاییدی بر آن از دیگر منابع مستقل نرسد قبول نخواهد کرد(داستان چوپان دروغ گو را که می‌دانید). آمریکا برای نجات خود از مخمصه‌ای که گرفتارش هست دست به هرکاری می‌زند حتی ساختن یک صدام قلابی.

خبر جانبی:
محمدعلي ابطحي، معاون رييس جمهور : خبر دستگيري اين جنايتكار مرا بسيار خوشحال كرد. منبع خبر
به این میگویند سیاست مدار! اول صدام عفلقی بود بعد شد برادر صدام حالا شد جنایت کار. آخه حرامزادگان آدم کدام حرف شما را باور کند.
فکرش را بکنید صدام از این ماجرا پیروز بیرون بیاید آقای معون رئیس جمهور بعدآ چه خواهد گفت؟ اگر گفتید؟
حالا هی بگید دروغ در اسلام حرام است.

خرس را به دام انداختند

خرس را به دام انداختند

خرس را به دام انداختند

اینکه عده‌ای درپی راه انداختن

اینکه عده‌ای درپی راه انداختن جنگ در وبلاگستان هستند در آن شکی نیست. ولی چرا؟ معلوم است، برای اینکه انرژی من و شما را تهلیل ببرند و ... ، نشریه‌ای هم که دیگر در ایران باقی نمانده که بتواند بطور آزاد در زمینه انتخابات افکار مردم را بسیج کند. سایتهای خبری را هم که سانسور کرده‌اند و تلوزیونهای برون مرزی هم که مدام مورد تهاجم پارازیت قرار می‌گیرند. چیزی که شدیدآ مبارزه با آن مشکل است همین وبلاگهای فکسنی و صفحه‌های پراکنده ایست که بر روی جنگلی بنام اینترنت است. بهمین خاطر استراتژی رژیم بر این است که مارا به طریقی مشغول کارهای فرسایشی کند تا در زمان انتخابات بتواند جلو هرگونه تاثیری را بگیرد. شما را دعوت می‌کنم نگاهی به سه پیامی را که در زیر با دونام متفاوت در پیامگیر من قرار داده شده بیندازید. اولین پیام را همان Thinking معروف خودمان گذاشته. دومین پیام را باز هم همان Thinking گذاشته ولی با نامی دیگر فقط نامبرده چنان الاغ تشریف دارد که نمی‌داند که روی نت خیلی راحت می‌توان همه را ردیابی کرد مخصوصآ اگر نامبرده الاغی مثل Thinking باشد. پس از این دوپیام من به وبلاگ http://ayatesheytani.blogsky.com رفتم و پیامی گذاشتم و از بهزاد خواستم تا تایید کند که آیا او پیام برای من گذاشته یا نه و پیام سوم را خود می‌توانید ملاحظه کنید. جالب توجه است که هر سه پیام با یک آی پی نوشته شده. حالا یا باید این سه پیام به وسیله یک نفر نوشته شده باشد یعنی Thinking چون گمان نمی‌کنم کار بهزاد باشد یا اینکه معجزه‌ای رخ داده باشد. من گمان نمی‌کنم که بهزاد پیامی را با نام خود و با همان آی پی بنویسد و نام Thinking را بر آن بگذارد و بعد با همان آیپی قبلی پیام سومی مجددآ با نام خود و همان آی پی بگذارد.
ولی برعکس این حالت بیشتر طبیعی می‌نماید یعنی نویسنده هر سه آنها Thinking معروف است. مبارک است کاربر شماره: 217.218.127.71
این مطلب را نوشتم که دوستان هشیار باشند و بدانند که اگر رژیم وبلاگها را سانسور نمی کند ولی پیگیر راههای دیگری برای ایجاد اغتشاش و سرگرم کردن ملت و خنثی کردن اثر آنها هست.

بی هویتی بدچیزی است حضرت Thinking ، شماها در تاریخ ایران گاو پیشانی سفید شده‌اید همه شما را می‌شناسند و بزودی با پستیسید دفع خواهید شد.

این هم پیامها:
Thinking


ببينم خسن ! تو هنوز هم داری گه زيادی ميخوری ؟ عجب ! يعنی بعد از اين بيست و چهار سالی که اموراتت رو با کون شوری فرانسوی ها گذروندی نفهميدی که حرف ملت هر چی باشه اونی که تو ميگی نيست ؟ ای خاک بر سرت ! خيالت تخت اگر ملت از آخوندها يکی متنفر باشن از مادر قحبه هائی مثل تو دو تا متنفر هستن ! بشين همونجا و هی زور بزن و ان آخوندها رو قرقره کن و فکر کن آدمی ! دلت به همينا خوشه ... نه ؟ بد بختی ديگه !! بشين و ساک بزن و با خيالاتت خوش باش ! ... راستی ؟ نگفتی ؟؟؟ اين شيما جنده هه خواهر تو نيست که اون طرف وبلاک مينويسه ؟؟ راستش رو بگو کلک ؛)


[Ban] [delete]IP: 217.218.127.71
Dec 13 2003, 09:53 am [+]

[ | web ] behzad


جناب تينکينگ مطمين باش اگه از حسن اقا ۲ تا بدمون بياد از امثال شماها ۵۳۴۸۶۷۸۶۵۱۴۳۶۱۴۵۶۷۸۶۳۶۱۴۵۶۷۴۸۴۶۵۱۴۶۸۷۹۷۸۶۶۵۴۱۵۶۷۸۹ تا بدمون مياد پس بشين سر جات گه زيادی هم نخور :)) فدام بشی ايشالا بای


[Ban] [delete]IP: 217.218.127.71
Dec 13 2003, 11:15 am [+]

[ | web ] behzad


معذرت عزيزم اره ما ل من بود اخه اين thinking حرف گنده تر از دهنش زد قاط زدم يهو عذر ميخوام اگه ميخوای پاکش کن:)) فدات بای عزيز


[Ban] [delete]IP: 217.218.127.71
Dec 13 2003, 01:39 pm [+]

December 13, 2003

این پیام را یک هموطن

این پیام را یک هموطن با شرف در زیر مطلبی در گویانیوز نوشته بود چنان رسا و از ته دل نوشته شده بود که دلم نیامد شما آنرا نخوانید:

جمشيد ارزنده از تهران هستم
باسلام خدمت همه هم ميهنان عزيز. عرضم بيشتر از هر کس ديگر ختاب به کسانی ست که وابستگی و سر سپردگی به کسی جز ايران ندارند و تا کنون به هر دليل متوقغ و اميدوار بودند که تحولی از طريق حکومت اسلامی در ايران صورت گيرد. البته اين تحول صورت گرفته است. در آينده اين نوشته توضيح خواهم داد. ولی خطاب به کسانيکه تا کنون به راستی و درستی و انسانيت و اميد به تصحِح به اين آقايان رای دادند با اميد اينکه وضع بهتر شود، بايد بگويم که شما و حتی خود من، با رای دادن بهر کس در اين حکومت و حتی شرکت در انتخابات، هشت سال به جنگ رای داديم، بيست و پنج سال است که به غارت کشور و مردم خود رای می دهيم، بيست و پنج سال است که به زندانی شدن هموطنانمان و خودمان رای داه ايم، بيست و پنج سال است که به تجاوز جنسی دختر بچه های کشورمان پيش از اعدام رای داده ايم، بیست و پنج سال است که به کشتار زندانيان سياسی رای می دهيم، بيست و پنج سال است که به فحشای هر چه بیشتر کشورمان رای داده ايم، بيست و پنج سال است که برای ترويج هر چه بيشتر دروغ و تقيه و ريا و تزوير رای می دهيم، و حتی اگر اسلامی هم هستيم بيست و پنج سال است که با رای به حکومت اسلامی، اسلام خشن و رشت را خشن تر و زشت تر و کريه تر از آنچه بوده نمايان کرده ايم، شما را بخدا انسانيت، شرف درستی ، مردم دوستی، انصاف ، ميهن دوستی، اعتماد، امنيت، راستی، عفت، پرهيزکاری، و هر چه را شما خوبی و نيکی و درستی می دانيد را در امروز و تحت حکومت نايبان پيامبر اسلام و امام زمان را با زمان به قول آقايان طاغوت مقايسه کنيد و بر خود بلرزيد! شما را بخدا اهل هر فرقه ای هستيد جواب مرا بدهيد که از غم اين مردم و اين فرهنگ و اين کشور در آتش می سوزم. اگر خواهان اين هستيد که همچنان درستکاران اين کشور در زندان باشند، اگر خواهان آنيد که فتل های زنجيره ای با ادامه داشته باشد، اگر راضی هستيد ترياک و هرئين و مرفين در کشورتان ارزانتر از نان و آب و گوشت باشد، اگر خواهان آنيد که دخترکانتان در کشور های خليج فارس به رسم اسلام محمدی توسط شيوخ عرب ازاله بکارت شوند، اگر خواهان آنيد که کوس رسوايی ترور و وحشت ايرا اسلامی بیش از پيش در جهان بصدا در آيد، آری اگر خواهان اينهمه ايد باز هم به اين حکومت الله به اين حکومت آيت الله به اين حکومت خون و قيام، به اين حکومت اسلامی دوباره رای بدهيد. ولی اگر خواهان هر کيفيتی هستيد شما را بخدا ديگر بار در دام اين حکومت شيطان صفت مردم فريب نيفتيد. شما را بخدا اگر با من موافقيد مردم را تشويق کنيد تا خواهان يک رفراندوم تمام عيار شوند، شما را بخدا دوباره گول آخوند ديگری را نخورِد گول حتی منتظزی و کديور را نخوريد آینان سوپاپ های اطمينان رزيمند> گول خاتمی کم است؟ بايد گولها و گولهای ديگری بخوريم تا بخود آييم؟؟ پاسخ مرا بدهيد. تمامی کسانی که برای اين رژيم کار می کنند سرسپرده اين رژيمند. سايت ارزشمند گويا از احمد معتمدی گلايه کرده است. احمد معتمدی که نام اصلی او احمد تجاوز است خودش چند سال پيش در دانشگاه پلی تکنيک اعتراف کرده است که سالهای سال در پاريس و در مرکز اسلامی چماقدار و بزن بهادر بوده است. چنانکه دوست ديگر او در دانشگاه ما در تهران می گفت آنها در فرانسه مامور امر به معروف و نهی ار منکر بوده اند... اگر شما خواننده اين آقايان را می شناسيد اينان را افشاء کنيد. آقايان خانمها شما را بخدا يکبار ديگر گول اين حضرات را نخوريد. مردم را آگاه کنيد!!
جمشيد

خاتمی دروغ می گوید

بین خود ما ملایان بماند!!اصلاح طلبان که مرتظوی را مدام به دروغگویی متهم می‌کنند باید نخست نگاهی به رفتار و گفتار خود بکنند و مخصوصآ رئیس جمهوری بی‌شرم خود را بیشتر درنظر بگیرند زمانی که دیگران را به دروغگویی متهم می‌کنند. ملت بخوبی به دروغگویی مرتضوی و دیگر دست راستی‌های رژیم واقفند اما چیزی را که روز بروز بیشتر به آن آگاه می شوند این است که برخلاف فرهنگ ایرانی ما که بجز گفتار نیک، کردار نیک و رفتار نیک را برنمی‌تابیم ایشان برعکس به روش پیغمبر دروغگوی خود دروغ گویی را از ایشان به ارث برده‌اند و این کردار زشت را با بی شرمی تمام روزانه تکرار می‌کنند.
برای اینکه بدون مدرک و دلیل سخن نگفته باشم به گفته‌های دیروز رئیس جمهور محبوب!! نگاه می کنیم:

ژنو VG : بین خود ما ملایان بماند* ، خاتمی به شِل‌ماگنه بونده‌ویک قول میدهد که دستهای برنده جایزه نوبل خانم شیرین عبادی را باز بگذارد. مطلب به نروژی است

دروغ شماره یک. همگی آگاهیم که آقای خاتمی یا نخواهد توانست چنین کند یا نمی خواهد چنین کند. البته به نظر من هردو مورد صادق است چون ایشان نمی خواهد و نه می تواند چنین کند.
گویا آقای خاتمی قول دیروز خود را خیلی زود فراموش می‌کند (بی خود نیست که می‌گویند دروغگو فراموشکار است) باور ندارید سخنان دیگر ایشان را در جایی دیگر بخوانید تا باورتات شود.


خاتمي: خانم عبادي بايدخواست ملت مسلمان ايران را رعايت كند، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي - خارجي
شبكه‌ي تلويزيوني يورو با خاتمي مصاحبه‌اي اختصاصي داشت كه روز گذشته بارها خلاصه‌ي آن را پخش كرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، رييس جمهور كشورمان در اين مصاحبه گفت: جايزه‌ي نوبل جايزه مهمي است، تقريبا همه‌ي ما از اين كه يك زن ايراني برنده شد، خوشحال شديم.
البته بايد خوب صلح را يافت و آن گاه به آن جايزه داد. خانم عبادي هم بايد خواست ملت مسلمان ايران را رعايت كند. اصل خبر

اول از همه باید از ایشان پرسید که: آیا خانم عبادی باید خواست ملت را درنظر بگیرد یا خواست ملایان شپشو را؟ چون خواست ملت را همه می‌دانند و همچنین خواست زالوهایی مثل آقای خاتمی را.
دروغگوی ما اول به ملای نروژی قول بازگذاشتن دست عبادی را می‌دهد و بلافاصله یاداش می‌رود چه گوهی خورده و چند دقیقه بعد در یک مصاحبه سرخر را کج می‌کند و اراجیف دیگری را بهم می‌بافد.
تازه این قسمت کمی از اراجیف ایشان بود به شما پیشنهاد می‌کنم باقی گفتار این دجال را بخوانید تا بیشتر به وقاحت ملای فریب کار پی ببرید.

هنوز هم به رای دادن به این دجالان ایمان دارید!؟ یا اینکه تحریم را اجتناب ناپذیر می‌دانید

* قابل توضیح است که "شِل ماگنه بونده‌ویک" (Kjell Magne Bondevik)نخست وزیر نروژ هم ملاست البته ملای مسیحی و بدون عبا و عمامه (ملای خیلی اصلاح طلب!!).

December 12, 2003

این مطلب دیشب نوشته شده

این مطلب دیشب نوشته شده
اول چند خبر کوتاه و بعد مطلبی که به هاله قول داده بودم درجوابش بنویسم.
برای اونهایی که توی ایران هستند و به لطف سیمای لاریجانی قادر به دیدن مراسم توضیع جایزه نوبل نشده‌اند می‌توانند آنرا در این آدرس ببینند. آدرس از طریق شبح

خبرهایی از گویا و جاهای دیگه کپی کردم در این آدرس، تا برای دوستان داخل ایران که مورد سانسور رژیم واقع شده‌اند دسترسی به اندکی خبر میسر شود. به امید اینکه دیگران هم همین روش را پیاده کنند تا رژیم دریابد که حنایش رنگی ندارد.

این هم پاسخ هاله. هاله می نویسد:

حسن آقا با سلام. ميبخشيد اما من اينهمه obsession رو که شما و کسان دیگه با شيرين عبادی داريد درک نميکنم. يعنی ما ديگه دغدغه ای به جز شيرين عبادی نداريم؟ اونايی که دارن آدما رو سنگسار ميکنن و جوونامونو کردن تو محبس هيچ، تنها چشم دوخته ايم به دهن خانم عبادی و اينکه ايشون چه پوشيد و چه گفت؟ اگر اينجوره که ايکاش همه دغدغه های ما مثل خانم عبادی باشه. حسن آقا کاش اولويت ها رو بهتر ببينيم و بقول انگليسيها witch-hunt نکنيم. شاد باشيد.

هموطن عزیزم شاید شما ندانید، زمانی که کمیته نوبل خبر مربوطه را اعلام کرد من توی اداره بودم و بلافاصله اشک از چشمانم جاری شد. این اشک نه اشک خشم بود که برعکس اشک شادی بود. دیرزمانی بود که وطنم را در بد منجلابی می‌دیدم و هرچه خبر از آن دیار غمزده می‌آمد چیزی بجز ریختن اشک را سبب نمی‌شد. اما آنروز برای اولین بار اشک شوق بود که جاری شد.
افسوس که خانم عبادی در اولین سخنرانی‌اش این اشک را اول به غم و بعد به اشک خشم تبدیل کرد. چرا!؟
تصورش را بکنید، شما خانواده‌ای دارید که به جز مشکلات جانفرسا در زندگی چیز دیگری را تجربه نکرده‌اند و گرسنگی توان تان را گرفته. ناگهان از جایی یک وعده غذای لذیذ آن هم نه هر غذایی، یک وعده غذای شاهانه را به شما و خانواده شما میدهند. یک مرتبه یکی از افراد خانواده شما از روی بی فکری غذا را واژگون میکند آیا چنین رفتاری باعث حسرت و بلکه خشم شما و دیگران نمی شود؟ آیا خشم شما در چنین حالتی غیر منطقی است؟ آیا این پاسخ قانع کننده هست؟

شاید شما خانم عبادی را درک کنید ولی باور کنید من مشکل می‌توانم رفتاری را که ایشان در برابر رجاله‌های جمهوری اسلامی دارد درک کنم. ایشان ریسکهایی را به جان خریده تا به این جا رسیده. همگی آگاهیم چه فداکاری هایی را ایشان در دوران قبل از دریافت جایزه انجام داده در این هیچ شکی نیست. همین امر ما را متوقع‌تر می‌کند. چگونه است که ایشان با شهامتی بی نظیر با شکستن تابوی حجاب به این راحتی به ملایان دهن کجی می‌کند و این همه از خود شهامت نشان میدهد ولی از آنطرف به مجلس می‌رود و آن حرف‌ها را میزند که نیازی به تکرارش نیست. یا با مقایسه‌ای که درمورد اسلام و حقوق بشر می‌کند.

دیشب کانال 2 تلوزیون نروژ مصاحبه ای با ایشان داشت. پس از خاتمه مصاحبه خبرنگار در شک بود که آیا به خانم عبادی دست بدهد یا نه. عبادی خود پیشقدم شد و دست خبرنگار را فشرد و با شهامتی غیرقابل وصف دستان خبرنگار را بالابرد. قبول کنید چیزی که این زن کم ندارد شهامت است. پس چه چیزی است که او را وامیدارد که در مجلس چنان گوید و از خاتمی تمجید کند و هچنین حقوق اسلامی را با حقوق بشر قابل همزیستی بداند؟ خود او بهتر از من و شما آگاه است که اینگونه نزدیکیها به رژیم و اسلام و چنین ژستهای بی معنی تا چه اندازه مورد تنفر مردم است. قبول کنید مردم ما حتی مذهبی ترینشان از اینگون رفتار دل خوشی ندارند. نمی‌دانم که آیا این دلایل کافی است تا بتوان انتقادات مرا موجه دانست یا نه؟
از قرار معلوم خانم عبادی انسانی است که می‌داند چه می‌خواهد، چون در تمام مصاحبه‌های‌اش این دو جمله معروف‌اش را بدون هیچ تردیدی مدام تکار می‌کند.

December 11, 2003

صندوق‌های حقه‌بازی

صداي مهدي کروبي در سخنراني مجلس شوربای اسهالی: انتخابات پرشور لازمه براي ما و امكاناتي مي خواهد. با توجه به شرايط جهاني و منطقه اي و رشد سياسي كه مردم دارند، اميدوارم انتخابات خوبي انجام بشود و مردم خوب شركت كنندو همه بايد به قانون عمل كنند و تخطي از قانون نكنند.


قدیما بابای خُسن آقا وقتی یک کسی از این گوه‌های زیادی می‌خورد فقط یک کلمه برزبان جاری می‌کرد ودیگر هیچ نمی‌گفت. کلمه‌ی او را که دیگر در قید حیات نیست من بجایش می‌گویم و بعد می‌روم سر کلمات خودم: "میره"

جناب کروبی فراموش کرده‌اند یا بقول قدیمی‌ها زیر سیبیلی در می‌کنند یا گویا ایشان خود را به کوچه علی چپ می‌زنند یا اصلآ خنگ تشریف دارند. دیگر کسی که سرش به تن‌اش بیارزد در آن مملکت به پای صندوق حقه‌بازی (رمالی) آخوند مفت خور نخواهد رفت. تنها زمانی ملت به پای صندوق‌های رای خواهند رفت که آخوند جماعت به قول آریا در محدوده‌ی کویر درحال بیل زدن باشند و ملت از شر هرچی ریش و پشم دار هست خلاص شده باشد.
ملت قرار است انتخابات را تحریم کند.

اطلاعات تکمیلی

امروز با اینکه من درست مقابل در ورودی شهرداری اسلو بودم نتوانستم تمام مهمانانی را که برای جشن اهدای جایزه صلح نوبل دعوت کرده بودند را ببینم، اکثرآ با ماشینهایی با شیشه‌های دودی به محل آورده شدند. از جمله کسانی را که ندیدم حضرت آیت الله فرخ نگهدار و پرویز خزایی بودند. امشب اما در اخبار تلوزیون نروژ با هر دو در محل اهدای جایزه مصاحبه کردند که شاید بتوان گفت که جابجایی مهرها در شرف انجام شدن است.
آخر به چه علت دولت نروژ آقای نگهدار را به این میهمانی دعوت می‌کند!؟ حالا خزایی را بخاطر اینکه نماینده شورای ملی مقاومت در اسکاندیناوی است شاید منطقی باشد ولی آقای نگهدار سرپیاز است یا ته پیاز. درضمن از گفتارهای جانبی می‌توان چنین استنباط کرد که خانم عبادی و این حضرات درپشت پردههای سالن با هم گپی زده باشند. راستی چرا فرخ نگهدار را دعوت کرده بودند؟ اگر کسی میداند ما را هم خبردار کند.

از همه بامزه تر اینکه وقتی به این جمع خوبان شله‌زرد خورهای سفارت را هم اضافه کنید، تازه گمانه زنی‌ها تکمیل‌تر می‌شود و پازل درحال شکل گیری آشکارتر. البته شله زردخورهای سفارت آنقدر الاغ تشریف دارند که ممکن است فرخ نگهدار و پرویز خزایی را نشناسند! عاقلان دانند. گویا تنها گروهی که در این جمع نبودند شاهی‌ها بودند. البته اگر آنها را هم از راههای مخفی وارد معرکه نکرده باشند.

هموطن عزیز بنام هوشنگ در پیام‌گیر می‌نویسند: