« July 2003 | Main | September 2003 »
در زمانهایی که من در ایران زندگی میکردم، برای مردگان ختمی را در مسجد محله برپا میکردند و سومی بود هفتهای و سیام و چهلم و سرسال. در این مراسم معمولا ملایی میآمد و ارجیفی میخواند و صد یا دویست تومانی میگرفت و گورش را گم میکرد و میرفت. با همین صد یا دویست تومان بهشت مردگان تضمین میشد!!
اما امروز از تصدق سر جمهوری آخوندی چند روز دیگر به این روزها اضافه شده و پنجم ونهمی را هم میگیرند و مراسم هم بجای یک بار در مسجد به سه یا چهار بار افزون شده و ملایی هم که برای خواندن همان اراجیف میآید بجای صد یا دویست تومان بیست تا چهل هزار تومان میگیرد و باجگیری مساجد هم که جای خود دارد. حقوق کارگر بدبختی که از صبح تا شام کار میکند به سختی به پنج هزار تومان در روز میرسد، درصورتی که ملای مفتخور با کمتر از یک ساعت وراجی، خز عبلاتی را به خورد ملت نا آگاه میدهد و مبلغی معادل سی چهل برابر حقوق کارگر مفلوک را دریافت میکند و میرود.
با دادههای بالا اگر کسی در این گمان است که این زالوصفتان به این راحتیها مراکز قدرت را رها میکنند و مملکت را دودستی تحویل مردم میدهند! باید گفت که خوشباوری بیش نیست.
گفته میشود قتل حکیم به دستور ایران و با همکاری اعضای القاعده انجام شده است.
به گفته منابعی در ایران، رهبری القاعده برای پیشگیری از تحویل اعضای دستگیر شده خود در ایران به دولت عربستان سعودی، ترور حکیم را بدستور سپاه پاسداران برای جمهوری اسلامی ایران انجام دادهاند.
در مطلب دیروزم در مورد باقر حکیم نوشتم "اگر آمریکاییها به منطقه آمدهاند تا از این شاهکارها بکنند" اشتباه برداشت نشود منظور نه این است که این کار آمریکاییها بود درست برعکس این ترور دست پخت جمهوری اسلامی است. منظور من از جمله بالا این بود که حضور آمریکاییها باعث شده که اختلافات آخوندهای منفعتطلب بیشتر شود و این خود ماییه نشاط است. چون من همیشه بر این عقیده بوده و هستم که برای نابود کردن آخوند باید از آخوند استفاده کرد چون نابود کردن این حرامزادگان به این سادگیها نیست و سلاح مخصوص به خود را میطلبد.
عدهای بعد از رفتن حکیم به بغداد بر این گمان بودند که باقر حکیم برای منافع ملت عراق دست به همکاری با آمریکاییها زده بود و بخاطر همین هم روابطاش را با تهران کمتر کرده و به امریکاییها متمایلتر شده. باید به این گونه افراد گفت (چقدر شما احمق تشریف دارید) بیچارهها! آخوند جماعت فقط یک استراتژی دارد و آن هم این است که چگونه با کمترین فعالیت بیشترین منافع را ببرد. البته آن هم فقط برای خوداش نه ملتاش. چیزی که این آقای حکیم در محاسباتاش اشتباه کرده بود و باعث کشته شدناش شد نه این بود که منافعاش در پیش جمهوری اسلامی باشد، درست برعکس حکیم به درستی جانب آمریکاییها را گرفته بود چون منافع شخصیاش در این بود ولیکن این آقا در این محاسبه اشتباه کرده بود که جمهوری اسلامی نوکرانی را در اینجا و آنجا در اختیار دارد و میتواند سر هر بندهی ناشکری را زیر آب کند.
درخاتمه این مطلب را هم از وبلاگ دیدگاهی نو بخوانید:
وی که در مدتی که در ايران بود همکاری گسترده ای عليه رژيم صدام حسين داشت و از کمک های مالی وسيع رژيم ايران بر خوردار بود. بطور مثال وی نمايندگی انحصاری واردات سيگار وينستون را در زمان خمينی در دست داشت . خدا بيامرزدش هميشه از دم منزلش در عباس آباد بوی ترياک سناتوری به مشام می خورد.
این ضربالمثلهای ایرانی گاهی اوقات آنقدر حقیقت دارند که آدم میماند مات و مبهوت.
آقای آیتالله باقرحکیم که از حرامزادگان روزگار بود و گویی نطفه او را هم با رفیق شفیقاش آیتالله شاهرودی عراقی بسته بودند، امروز به نزد جد حرامزاده خود حسین شهید رفت و خلقی را از دست خود راحت کرد.
اگر آمریکاییها به منطقه آمدهاند تا از این شاهکارها بکنند من همین روزهاست که به دست بوس جرجی بروم و تشکر خود و دیگر ملل در بند اسلام را به عرض ایشان برسانم. گرچه بعدآ وقتی که جرجیجان زد این حرامزادگان را از میدان بدر کرد مجبور خواهیم شد با آمریکاییها در بیفتیم ولی به گمانم که از میدان بدر کردن آمریکاییها اصولآ سادهتر از آخوندهای شپشو باشد.
از ملت شهیدپرور تقاضا دارم حاج آقا شاهرودی عراقی را تشویق کنند که هرچه زودتر به عراق وطن اصلیشان بازگردند و بر صندلی ریاست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق تکیه بزنند، تا هم ملت عراق را از بی رهبری نجات دهند!! و هم مردم ایران را بی اندازه شادمان کنند. البته اگر تشریف سگشان شان را نبردند ما هم مجبور خواهیم شد به روش عراقیها ایشان را رهسپار جهنم کنیم.
برم تا لذت این اتفاق میمون از بین نرفته شراب جمعه را نوش جان کنم. شب شنبه همگی خوش.
سالروز اعدام شدگان سال 1367 در گورستان خاوران تهران و راه اندازي سايت ويژه www.bidaran.com قربانيان آن سال
جمشيد چالنگي (راديوفردا): روز جمعه شماري از خانواده هاي اعدام شدگان سال 1367، امسال نيز مانند سالهاي گذشته در گورستان خاوران گرد خواهند آمد. شمار اين اعدام شدگان که در فاصله شهريور تا آذرماه آن سال در محاکمه اي چند دقيقه اي اعدام شدند، بيش از 3 هزار تن برآورد شده است و بسياري از آنان بنا به راي دادگاهها جمهوري اسلامي، مدت حبس خود را سپري مي کردند و در آستانه آزادي از زندان بودند. در گفتگو با همکارم امير مصدق کاتوزيان، جعفر بهکيش که دو برادر خود محمود و محمدعلي بهکيش را در اين اعدامها از دست داده و تا پيش از آن که دو سال پيش به تورنتو کانادا بيايد، هر سال در خاوران همراه با اعضاي خانواده هاي ديگر اعداميان و سپس در خارج از کشور، در مراسم يادبود آنان شرکت داشته، از تدارکهاي مراسم يادبود امسال مي گويد: ادامه مطلب
نماينده ايران در آژانس بينالمللی انرژی اتمی:
تجهيزاتی در تاسيسات هسته ای نطنز به اورانيوم غنيشده آلوده بوده است، اما اين تاسيسات در سال های گذشته خريده شده و پيش از خريد به اين مواد آلوده بوده است. خبرگزاری آسوشيتدپرس، از قول علی اكبر صالحی نماينده ايران در آژانس بينالمللی انرژی اتمی نوشت:
تجهيزات آلوده، سالها پيش از طريق چند واسطه خارجی خريده شده و به همين دليل تشخيص كشور يا كشورهايی كه آنها را به ايران فروختهاند غيرممكن به نظر ميرسد.
ببین حکومت خرتوخر که میگن همین هستها! این آقای نماینده ایران هنوز به این درک نرسیده که بابا آژانس بینالمللی انرژی که پیروان احمق فلان آیت الله نیستند تا بشود به این راحتی فریب شان داد!
علی اكبر آقای صالحی هنوز به این درک نرسیدهاند که هر حکومتی (دولتی) حتی برای خریدن مداد هم باید پروندهای تشکیل دهد و مدارکی را در بایگانی نگاه دارد تا فردا خدای! ناکرده کسی به ایشان تهمت دزدی و اختلاس نزند.
چیزی که مایه خنده یا بهتر است بگوییم گریه میشود این است که شاهکار بالا در مورد تکنولوژی حساس اتمی اتفاق افتاده!! وای به حال خریدهای دیگرشان. حضرات ادارهی کارهای یک مملکت را با همان روشهایی انجام میدهند که علما حجرههایشان را 1000 سال پیش اداره میکردند.
البته پیش خودمان بماند ممکن است آقای بوش و بلر ساده باشند! و این دلیلهای آبکی را قبول کنند ولی خودمانیم ما که خوب آخوند جماعت را میشناسیم و این اراجیف را به این راحتی باور نمیکنیم! میکنیم!؟
این اصلاح طلبان هم یا خودشان خراند یا ملت را بلانسبت خر حساب میکنند.
یکی نیست به آقای آرمین بگوید که این حرفها دیگر دیر است، عزیزجان زمانی که آزادی خواهان را سر میبریدند و خفه میکردند، آقای خاتمی که لیدر اصلاح طلبان است بجز تهیهی یک گزارش آبکی چه غلطی کرد؟ باز زمانی که دانشجویان و روزنامهنگاران آزادیخواه را به زندان میانداختن و شکنجه میکردند، ایشان بجای عملی مثبت به مجیز گویی هاشمی و لاجوردی مشغول بودند، حالا هم که دیدید مثل یک موش توی سوراخ قایم شده که کسی او را نبیند، گویی که بر مملکت گل و بلبل ریاست میکند! حتی زمانی که دانشجویان نظر حضرتاش را پرسیدند، آقا در جواب دانشجویان فرمودند از کجا معلوم که بی گناه باشند.
این را یا شما میدانستید که این خلقاللهِ متحجر با صحبت و التماس و لاسزدن های سیاسی دست از آدمخواریهایشان بر نخواهند داشت و این همه قدرت و ثروت باد آورده را دودستی خود تقدیم ملت نخواهند کرد، یا اینکه خیلی از مرحله پرت تشریف داشتید.
حالا که دیگر دیر شده است بیخود نه وقت ملت را تلف کنید نه خود را بیشتر از این سکهی یک پول.
آن زمانی که آقایان غافلگیر شده بودند و در گرداب سقوط دست و پا میزدند بجای لاس زدن با آنها میتوانستید با یک تلنگر آنها را جمله از میدان بدر کنید که نکردید. البته همه میدانیم که شما ها همگی از یک توبره جو میخورید و به هیچ صورت حاظر نیستید که توبره را به دست صاحباش بسپارید چون در آن صورت هم خودتان و هم پدرخواندههایتان باید مثل سابق با خواندن روضههای پنچ تومانی امرار معاش کنید.
امروز میلی را از یک هموطن دریافت کردم که از من خواسته بودند تا آن را در وبلاگ خُسن آقا منعکس کنم، به جهت اینکه نامه ارسالی به صورت تصویر بود من آنرا باز نویس کردم و بدون هیج تغییری نامه را در زیر میخوانید:
با سلام
دوستان عزیز و هموطنان گرامی
خانوادهای 8 نفره مدت 4 ماه است که بعلت عدم استطاعت مالی در پارک بعثت واقع در اتوبان بعثت تهران بیتوته کردهاند. این خانواده که دارای 2 پسر و 3 دختر کوچک و یک مادر و پدر و مادربزرگ هستند. پدر خانواده کارگر ساختمانی است که بعلت آسیب دیدگی مفصل سرشانه قادر به کار سنگین و زیاد نیست و فعالیت او جوابگوی نان شب خانواده هم نمیباشد.
باتوجه به محیط نامناسب پارک و جهت وجود معتادان و فشار شهرداری منطقه برخروج این خانواده از پارک و نزدیک شدن به فصل پائیز و زمستان این خانواده در وضعیت نا مناسبی قرار دارد.
ما چند دانشجو هستیم که مدت یک ماه است با این خانواده آشنا شدیم و تصمیم گرفتیم که مسکنی در جنوب تهران واقع در اکبرآباد برای این خانواده تهیه کنیم چون با وضعیت پدر خانواده امکان تهیه و پرداخت اجاره بطور دائم نیست ما با کمک هم و دوستان و آشنایان مبلغ 6 میلیون تومان جمع کردیم و اکنون 4 میلیون کم داریم تا بتوانیم ارزانترین جانه موجود را تهیه کنیم دوستانی که توانایی مالی جهت کمک دارند یا میتوانند مسکن ارزانتری پیدا کنند قدم پیش گذارند و ما را یاری برسانند درضمن هرگونه کمک از لحاظ پوشاک و غیره مایه خوشحالی این خانواده خواهد بود.
این آدرس ایمیل یکی از دوستان ماست که جهت انجام این کار اختصاص داده شده است:
fjm11100@yahoo.com
با تشکر از محبت های بی پایان شما هموطن عزیز
حتمآ در جریان این حملهها و ضد حملهها هستید. چند قسمت از نوشته را برایتان باز نویسی میکنم تا ببینید وقاحت و بی شرمی را به کجا رساندهاند.
2) ... جوانان مسلمان و مبارزي كه در زير سختترين شكنجههاي دژخيمان، حاضر به تحمل كمترين توهيني به رهبر و مقتدايشان نشدند به هيچ عنوان هتاكي به ساحت مقدس نبيمكرم اسلام (ص) و حضرت اميرالمومنين (ع) و ديگر ائمه معظم را بر نميتابند
3) سابقهي فرهنگي و علمي ايران اسلامي و موقعيت فعلي آن در ميان ملل جهان موقعيتي استثنايي و بينظير ميباشد و صيانت از شان و حرمت قلم برهمگان فريضه است. لكن بايد بين حوزهي انديشه، فرهنگ، علم، نقد، تبادل نظر با هتاكي، توهين، اهانت، تخريب و انهدام مباني اعتقاداتي يك ملت تفاوت قايل شد.
جوانان مبارزی که زیر شکنجه دژخیمان بودند نه برای مقتدایشان و نه برای ساحت مقدس که بر عکس برای آزادی ملت خود از چنگال ناپاکانی همچون شما بود. و اینکه در بین راه مبارزه با اشتباهی سکان ملک و ملت به دست شما افتاد را هنوز که هنوز است بر خود این گناه نمیبخشند. سابقه فرهنگی و علمی جمهوری اسلامی را هم فقط میتوان در کشورهایی مثل گینه یا چمی دانم فلان کشور مفلوک تر از خودمان پیدا کرد نه در میان ملل پیشرفته جهان.
اینها آنقدر از مرحله پرتند که نمیدانند که کار از این کارها گذشته و دیگر راه برگشتی نیست. این تقلاهای آخر، درست مثل مفلوکی است که در باتلاقی گرفتار افتاده و با دست و پا زدن فقط کار فرورفتن در باتلاق را تسری میبخشد نه نجات خود را. باید به عرض مبارکتان برسانم که در مرداب مخصوصآ از نوعی که شما در آن گرفتارید (مرداب گوه) کوچک ترین حرکتهایی ممکن است که شما را در یک چشم بهم زدنی به عمق بکشاند، پس بیخود دست و پا نزنید که به نفع شماست نیست.
بعضیها خیلی مثل اینکه از مرحله پرتاند! آقاجان شیطان رجیم هم الان مدت مدیدی است که رابطهاش را با ملت ایران قطع کرده میگی نه! خودت برو ببین. والله از برج دسامبر 2002 دیگر به فارسی نمی نویسد. گویا بعد از خدا حالا نوبت شیطان شده که ملت ایران را از دفتر و دستکاش حذف کند. ولی خوب نارحت نباشید گویا شیطان بزرگ در تدارک است تا جای شیطان کوچک، خدا، پیغمبر و همه اراذل دیگر را یک جا بگیرد.
پس از 21 سال اقامت در نروژ این پدیده که ما ناماش را حکومت یا دولت پاسخگو میگذاریم برای من به روشنی مشخص شده. در این نوشته سعی خواهم کرد تا روش و منش حکومتگران را در این گونه کشورها به تصویر بکشم و با مقایسهای با حکومت یا دولت ایران اختلافات فاحش آن را و دلایل وجود این اختلاف را تا انجا که در توانم باشد توضیح دهم، باشد تا از این طریق دلایلی را که قبلآ برای تحریم انتخابات و بطور کلی تحریم حکومت ایران و سرنگونی آن توضیح دادم را به نمایش بگذارم.
دولتهایی را میتوان مسول و پاسخگو خواند که زگهواره تا گور شهروندان خود را به طریقی اداره (تامین) کنند، که بیشترین شهروندان راضی و خوشنود از حکومتگران باشند و همچنین حکومتگران در مقابل اعمال خود مسول و پاسخگو باشند. اینچنین دولتهایی مثل یک خانواده عمل میکنند و شهروندانشان را مثل یک پدر و مادر عادل به یک چشم نگاه میکنند و برای رشد جسمی و فکری آنها وسائل لازم را بطور مساوی فراهم میسازند.
اینکه روابط اجتماعی را به صورتی تنظیم میکنند که تمام شهروندان بتوانند با پیروی از قانون و قراردادهای اجتماعی سالم به یک زندگی مرفه و بالنده دست یابند و نیازی به جدال هر روزهِ برای بدست آوردن حداقلهایی برای امرار معاش خود نباشند، چون که این حداقلها بوسیلهی دولت پاسخگو تهیه شده و ضمانتِ در دسترس بودن این حداقلها را حکومتگران تامین میکنند و اگر در دولتی این حداقلها رعایت و تامین نشود این حکومتگران مجبور به ترک قدرت هستند و بدون دعوا و مکافات خود از اریکهی قدرت کنار میروند.
حکومت پاسخگو اولین هدف خود را در اجتماعی (socialization) کردن شهروندان خود قرار میدهد و از این طریق به شهروندان خود میآموزد که چگونه باید روابط مابین خود را تنظیم کنند تا بتوان در جامعه از هرج و مرج جلوگیری کرد. قانون را برای همه مساوی خلق میکنند تا از این طریق بتوانند از بی عدلتی جلوگیری کنند. حرف آخر اینکه جامعهای برپا میکنند که همه از پیر و جوان، باهوش و کمهوش، سیاه و سفید، مذهبی و لامذهب بتوانند از حداقلهایی برای زندگی کردن برخوردار باشند و حکومت پاسخگو تامین این حداقلها را یکی از اولین اهداف خود قرار میدهد.
این امر باعث میشود که آموزش و پرورش شهروندان امری اجتناب ناپذیر میشود و معمولا این پدیده بصورت رایگان، همهگیر و اجباری در اختیار همگان قرار میگیرد.
در مرحله بعد زمانی که شهروند به سنکار میرسد بطریقی که گفته شد باز همین حکومت پاسخگو است که مسول تامین کار و یا حداقل مسول تامین مخارج یک زندگی انسانی برای شهرونداش میشود تا شهروند بتواند از مسکن، بیمههای درمانی و اجتماعی، تحصیل، تفریح و خلاصه تمام مایحتاج زندگی برخوردار شود، حال فرقی نمیکند که شما در این اجتماع کار میکنید یا بخاطر مشکلات شخصی/اجتماعی قادر به کار کردن نیستید. اولین چیزی که برای چنین حکومتی اصل است امرارمعاش شهرونداناش به طریقی بالنده میباشد.
پیر میشوید به همین روال حکومت پاسخگو برای شما خانهی سالمندان میسازد تا بتوانید در این مکانها دوران پیری خود را سپری کنید. و حتی زمانی که عمرتان به پایان میرسد چنانچه در توانیایی خانواده شما نباشد به خرج دولت "پاسخگو" شما را به خاک میسپارند خلاصه زگهواره تا گور شما را پاسخگو هستند.
آیا بعد از این تعاریف برای یک حکومت پاسخگو دیگر نیازی برای بررسی حکومت ایران وجود دارد!؟ مگر اینکه نادان باشیم تا از این همه اختلاف فاحش چشم پوشی کنیم. دولتی مثل حکومت ملاها را نمیتوان پاسخگو خواند، آن را نمیتوان حتی حکومت خواند این پدیده چیزی نیست جز یک مشت اوباش که دور محوری بنام ولایتفقیه جمع شدهاند و بر خود نام حکومت نهادهاند و با قوانینی متعلق به عصر حجر که خود نیز منکر آن نیستند میخواهند روابط اجتماعی ایرانزمین و حتی جهان را تنظیم کنند! التبه این ظاهر امر است، درباطن اهدافشان بجز منافع شخصی چیزی نیست.
تصمیم داشتم این سخنان گوه هربار رهبر عظیمالجثه را برایتان یک کمی خنده داراش کنم و تفسیری بر آن بنویسم تا مایهی خنده شود! هرچه خواندم دیدم هیچ چیز بیشتر از نوشته خود آقا طنزگونه نخواهد شد. الحق که این حضرت باید بجای رهبر شدن میشد طنزپرداز هم موفقتر میشد هم مردمیتر.
بعلت اهمیت خبرزیر عین خبر در اینجا منعکس میکنم:
نتيجه تحقيقات وكيلان بدون مرز كانادا در ايران: يك بازجوي امنيتي جمهوري اسلامي به زهرا كاظمي تجاوز جنسي كرده بود
علي سجادي (راديوفردا): درتهران جميله كديور، مخبر كميسيون مجلس شوراي اسلامي، اعلام كرد در نشست آينده اين كميسيون، مسئله مشكوك مرگ زهرا كاظمي، خبرنگار عكاس ايراني ، كانادايي بررسي خواهد شد. خانم كديور افزود در ارتباط با همين پرونده از سعيد مرتضوي، دادستان تهران و نيز رؤساي كميسيون امنيت ملي و قضايي، براي اداي توضيح در نشست دعوت شده است.
روز دوشنبه كمال خرازي، وزير امور خارجه ايران در گفتگو با همتاي كانادايي خود، بيل گراهام، وعده همكاري سريع در ارتباط با پرونده مرگ زهرا كاظمي را داده بود. اكنون نماينده وكيلان بدون مرز، كه از جمله براي تحقيق در مورد اين پرونده به تهران سفر كرده، در گفتگو با راديوفردا مي گويد: نتيجه تحقيقات او تا كنون مشخص كرده دست كم يكي از بازجويان زهرا كاظمي در زمان بازداشت به او تجاوز جنسي كرده بوده است.
حميد مجتهدي (وكيل رسمي دادگاههاي كانادا، تهران): دو نكته مهم در مورد پرونده مرگ خانم زهرا كاظمي، اول اين كه مي شود گفت صد در صد در زمان حبس خانم زهرا كاظمي در زندان تجاوز جنسي شده، مسئولين اين سه بازجو هستند كه زير سئوال هستند در حال حاضر، البته شايعاتي بود در پيرامون تجاوز به ايشان كه اين را ما تصويبش كرديم بنا بر صحبت هائي كه با مسئولين قضايي كه در ايران داشتيم.
امير مصدق كاتوزيان (راديو فردا): معلوم است آن سه بازجويي كه گفتيد صددرصد در دوره بازداشت به زهرا كاظمي تجاوز كردند، از چه نهادي بودند؟
حميد مجتهدي: به احتمال خيلي زياد اينها مربوط مي شدند به دستگاههاي امنيتي وزارت اطلاعات كه رسما و عملا همكاري نزديكي با آقاي سعيد مرتضوي داشتند، كه ايشان جزء آن سه بازجويي كه ما به آنها اشاره كرديم نيستند ولي خوب ايشان همكاري نزديكي با آن افراد داشتند.
ا.م.ك.: و آيا موفق شديد كه با آقاي سعيد مرتضوي ملاقاتي را ترتيب بدهيد؟
حميد مجتهدي: نخير ما هنوز با آقاي سعيد مرتضوي رودررويي نداشتيم، سعي داريم كه با دفتر ايشان هماهنگ كنيم كه ايشان را از نزديك ببينيم و نشست داشته باشيم و به اين مسائل بپردازيم، ولي هنوز موفق نشديم.
ا. م. ك.: دليلي آوردند كه چرا نمي توانيد با ايشان ملاقات كنيد؟
حميد مجتهدي: دليل رسمي اين است كه دفتر ايشان وقتش پر است و امكان ديدار با ما را در حال حاضر ندارند، ولي من احساس مي كنم كه دليل اصليش عدم تمايل باشد، چون اگر كه ما به اين مسائل بپردازيم و اين مسائل شفاف بازگو بشود، مطمئنا رسواگري بسيار بسيار مهمي روي خواهد داد، البته ما خوشبين هستيم كه تا هفته هاي آينده، تا وقتي كه ما در ايران هستيم، اين رو در رويي صورت بگيرد. نكته دوم قابل توجه در مورد پرونده مرگ اين مرحومه اين است كه نبش قبر در حال حاضر در راس كار ما قرار گرفته و انتقال جسد به كانادا، چون دفن مرحومه زهرا كاظمي، بر خلاف قوانين هم فقهي و هم مدني بوده، پسر ايشان استفان به هيچ عنوان رضايت نداده، هنوز هم راضي نيست كه مادرش در آنجا به خاك سپرده شود، و شده، اما بنا به گزارش هائي كه به ما دادند، قبل از دفن خانم كاظمي، به جسد ايشان تركيبات شيميايي تزريق شده. انگيزه اين عمل اين بوده كه جسد به صورت سريع متلاشي بشود و از بين برود كه اين متلاشي شدن سريعتر جسد، طبيعتا مانع پيگيري بعد از نبش قبر در پيرامون دلايل مرگ و اثبات 100 درصد تجاوز به اين مرحومه است. البته مسئله نبش قبر، منابع فقهي اسلامي ايران مي توانند با اين امر موافق باشند، چرا كه در چهارچوب فقهي آمده كه اگر امري مهمتر از امر ديگري مطرح شود در چهارچوبي، آن امر مهمتر را ما بايد در راس قرار دهيم، در اين مورد هرچند كه دفن فوت شده، هرچه زودتر در چهارچوب فقهي واجب است، اما چون دليل مرگ مبهم باقي مانده، نبش قبر الزامي است. البته هنوز مرجع تقليدي رسما اين فتوي يا اين دستور را اعلام نكرده، ما كماكان به دنبال آن هستيم.
ا.م.ك.: وزير امورخارجه ايران به همتاي كانادائي خودش قول مساعدت و همكاري سريع داده بود در باره اين پرونده. تا آنجا كه شما مي دانيد معني اين همكاري سريع چي بود؟
ا . م . ك: وزير خارجه ايران به همتاي كانادايي خودش قول مساعدت و همكاري سريع داده بود در باره اين پرونده، تا آنجا كه شما مي دانيد، معني اين همكاري سريع چه بوده؟
حميد مجتهدي: تصور ما اين است كه اين ابراز همكاري دولت ايران مي تواند همان نقش قبر براي انتقال جسد باشد اما ما قطعا مي دانيم كه تزريق مواد شيميائي وجود داشته اما نبش قبر چندان كمك نهائي نخواهد و معني نهائي اش همان موافقت با تقاضاهاي ماست.
ا.م.ك.: در مورد پرونده دانشجويان بازداشت شده به چه سرنخ هائي دست پيدا كرديد؟
حميد مجتهدي: در مورد دانشجويان با آقاي محمدعلي دادخواه، كه از وكلاي ايران هستند و ايشان در حال حاضر وكيل رسمي 11 تن از دانشجويان آزاد شده هستند، در اين باره مذاكره داشتيم. اغلب اين دانشجويان به صورت خيلي فجيعي چشم بسته از منازل خود يا محل كار خود راهي زندان شدند و در ساعت هاي اوليه در حسينيه مسجد مانندي در حومه اوين در داخل محوطه نگهداري شدند چون زندان پر بود. تعدادي در سلول هاي انفرادي بودند. تعدادي در سلول هاي عمومي بودند و عليرغم ادعاي رسانه هاي گروهي كه اين افراد اعتراف كردند به تخلفات خودشان، تمام اين اعترافات در زير فشار بسيار شديد قوه قضائيه و نيروي انتظامي بوده است.
ا.م.ك.: به چه جور فشارهائي اشاره مي كنيد؟
حميد مجتهدي: رسما به اين دانشجوها اعلام شده بود كه اگر شما اعتراف نكنيد به اين مسائل ما شما را در حبس كماكان نگه مي داريم و دراصل آزادي اين دانشجوها در گروه دادن اين اعترافات بوده و به هيچ عنوان داوطلبانه نبوده البته فشارهاي روحي و شكنجه هاي روحي و جسمي به تعداي از اين ها وارد شده.
ا.م.ك.: چه شكلي داشته كه به آن شما شكنجه روحي اطلاق كرديد؟
حميد مجتهدي: بنا به اطلاعاتي كه به ما دادند، تعدادي از اين دانشجوها به طور بسيار فجيعي به دست فردي به نام رمضان چوپان كه ايشان از شخصت هاي شناخته شده زندان هاي اوين هستند، عريان شدند آويزانشان كردند و در بعضي مواقع لاي در فلزي اينها را قرار دادند و در را چنان با شتاب بستند كه ضربات سختي به جسم اين افراد وارد شده.
ا.م.ك.: چند نفراز بازداشت شدگان اعتراضات خردادماه هنوزدر زندان هستند؟
جميد مجتهدي: تعداد 700 و خورده اي در زندان هستند در سراسر ايران كه پيگير پرونده هاشان ما هستيم.
حميد مجتهدي : تصور ما اين است كه اين ابراز همكاري دولت ايران، در انتها مي تواند همان رضايت براي نبش قبر و انتقال جسد باشد، اما ما معتقديم كه مسئله تزريق مواد شيميايي وجود داشته و اين نبش قبر چندان كمك نهايي نخواهد كرد متاسفانه، ولي معني نهفته اش همان موافقت با همچين تقاضاهاي ما است.
امير مصدق كاتوزيان، مصاحبه با حميد مجتهدي (تهران)
منبع خبر
در محضر امام چهاردهم
سوال دانشجو : خواهشمندم توضيح دهيد كه چرا چين كمونيست، اينترنت را به شدت سانسور مىكند ولى در ايران اسلامى اين كار انجام نمىشود؟
جواب رهبري: در همه جاى دنيا - مخصوص چين نيست - وقتى اين جهاز عظيم و فراگير اينترنت وارد مىشود، معمولا فيلترهايى هم هست كه هر كشورى به فراخور تمايلات و تفكرات و مصالحى كه دارد، آنها را كار مىگذارد؛ اين يك چيز طبيعى است. در اينجا هم در آغاز كار مقدارى بىتوجهى شد، لكن بعد اقداماتى كردند؛ و بايد بكنند؛ اين درست است؛ البته كه بايد فيلترهاى مناسب و لازم را بگذارند.
سوال خُسنآقا از حاج آقا رهبر: آیا برای وافور هم فیلتر مجاز است یا خیر و اگر پاسخ حضرت عالی مثبت است بفرمایید آیا جناب عالی هم از اینگونه فیلترها استفاده میکنید یا اینکه بدون فیلتر استعمال میفرمایید؟
جواب رهبري: بیشین بچه! این فضولیها به تو نیومد.
رهبرفرزانه به داروغه بقل دستشون: بگیر این بچه پررو رو بده دست میرغضب خلاص ِش کنه.
در خبرها آمده بود که: برگزاري همايش هاي ويژه خواهران و برادران در مقاطع مختلف سني و پيوستن تعداد كثيري از مساجد به شبكه جهاني اينترنت ازجمله برنامه هاي هفته جهاني مسجد است .
منبع خبر
باور بفرمایید دروغ چرا تا قبر آ. آ. آ. آ. ما که فارسیمان آب کشیده! البته آب که نه یک کمکی نم کشیده و تازه بعضی از لغات هم بعد از اینکه ما ایران را ترک کردیم به وجود آمده، پس از دوستان تمنا دارم این کلمه همایش را در خبر بالا برای حقیر ترجمه فرمایید.
این که نوشته شده همايش هاي ويژه خواهران و برادران چه معنی دارد!
رنگ و وارنگ از همه رنگ
امامي كاشاني نماز جمعهی امروز: ترس استكبار از اسلام است. در غرب محوريت عقل و انسان و اومانيسم وجود دارد و اين مشرب فلسفي غرب است.
حاج آقا اگر توضیح میدادند که در اسلام محوریت بر چه چیزی میچرخد بد نبود! شاید ما هم قانع میشدیم و خفهخون میگرفتیم و این همه اراجیف سر هم نمیبافتیم!
ولی حالا چون حاج اقا امامی نفرمودند محوریت بر چه چیزی در اسلام میچرخد ما خودمان حدسهایی میزنیم.
تا آنجایی که ما فهمیدیم و آقایان علما هر روز در روضههایشان برای ما تکرار میکنند اسلام با غرب کاملآ در تضاد است. پس برای یافتن پاسخ از علم ریاضی استفاده میکنیم و دادهها در غرب را بصورت متضاد بیان میکنیم تا شاید محوریت اسلام را پیدا کنیم:
حاج آقا فرمودند در غرب محوریت عقل و انسان و اومانیسم است پس داریم:
عقل <> بیعقلی
انسانی <> غیرانسانی (آخوندی)
اومانیسم (انسانگرا) <> غیرانسانگرا (آخوندگرا)
آیا میدانستید که دنیای احتمالات(Probability) و دنیای کپیبرداری با هم شباهتهای زیادی دارند!؟
اگرنه! به این دو پدیده نگاه کنید: سمت راست (وبلاگهاي برگزيده) سمت چپ (معرفی چند وبلاگ)
البته احتمال اینکه این دو پدیده نامبرده در بالا در آینده نزدیک وجود خارجی نداشته باشند زیاد است.
گویا کتاب وبلاگستان که بنا بود در سال گذشته عرضه بشه آماده فروش هست این هم آدرس وب سایت کتاب : (وبلاگستان یا شهر شیشهای)
حکومت گل و بلبل که میگن، ایران هست! چرا!؟ چون همه چیزاش ورای آدمیزاد است، حتی دروغ گفتنشان. اول رژیم قسم و آیه میخورد که القاعدهای در کار نیست و هیچ کس از آنها وارد ایران نشده و الخ. حالا که دنیا میگوید آقا القاعدهایها از ایران فرار کردهاند. حکومت میگوید خیر اینها هنوز در اختیار ما هستند. این هم بریدهای از خبر :
ايران خروج اعضای القاعده از اين کشور را تکذيب کرد
يک مقام مسئول در وزارت امور خارجه ايران، خبر منتشر شده در روزنامه الشرق الاوسط مبنی بر خروج اعضای القاعده از ايران را تكذيب كرد.
ايسنا، خبرگزاری دانشجويان ايران، روز پنجشنبه چهاردهم اوت به نقل از اين مقام وزارت خارجه که نامش اعلام نشده، افزود عناصر دستگير شده القاعده همچنان در بازداشت به سر می برند.
روزنامه الشرق الاوسط مدعی شده بود سعد، پسر اسامه بن لادن رييس گروه القاعده و ايمن الظواهيری، عماد مغنيه و سيف العدل از اعضای ارشد گروه مذکور که برای مدتی در ايران بوده اند، توانسته اند از اين کشور خارج شوند.
مطالعه این مصاحبه را به طرفدارن آمریکا وسرمایهداری لجام گسیخته آن توصیه میکنم
مروي معاون اول قوه قضائيه به رئيس ثبت احوال پیشنهاد کرده شجره نامه سادات را در شناسنامه انها درج كند. ایشان فرموده اند : براي جلو گيري از فراموش شدن شجره نامه سادات در نسلهاي آينده بايد مشخصات آنها در شناسنامه شان درج شود. منبعخبر
البته اینکار استفادههای دیگری غیر از فراموش نشدن نام این حرامیزادگان هم دارد و آن هم آسان کردن کار ملت در آیندهی نزدیک برای حساب پسگیری از این اراذل است.
در اوایل انقلاب بودند کسانی که از حول حلیم نزدیک بود توی دیگ بیفتند و اسامی خود را از پرویز و خسرو به حسین و حسن تغییر میدادند و نامهای فامیلی همچون هاشمی، مرتضوی، اسلامی و امامی مثل علفهرز هر روز از ثبت احوال خارج میشد. چیزی که این موقعیتطلبان فراموش کردهاند این است که روزی که رژیم چپاولگر از صحنهی گیتی برچیده شد این مفلوکین مجبور به پاسخگویی خواهند بود و دست کم تا ابد خود و فرزندانشان باید نامهای عربی را با خود به یدک بکشند برای چه؟ برای اینکه چند روزی بتوانند مردم را بچاپند.
جریان بودجه امسال را که در زمستان بین مجلس و دولت و شورای نگهبان مشکلاتی را ایجاد کرد!! و بعد هم با پادرمیانی خاتمی (م.ج.) و کروبی (م.ک.) و اکبر شاه به نفع شورای نگهبان تمام شد را که بخاطر دارید!؟ حالا ببینید همان دولتی که پادرمیانی کرد و بودجه کت و کلفتی برای شورای نگهبان بست میخواهد از گشایش دفاتر این شورا را در شهرستان ها جلوگیری کند! به این میگویند شامورته بازی از نوع عمامهایاش. خوب یکی نیست به این خاتمی قرمساق بگوید خوب کون کش چرا بودجه را دادی تا حالا با همان بودجه برای ملت دردسر درست کنند. اینها همه جنگ زرگری است برای سرگرم کردن مردم وگرنه این حرامیها همگی تخم و ترکه یک زنازاده(حسین شهید) هستند.
هفته گذشته یک آقایی بنام Paolo Zanotti نامهای برام نوشت و از من سوال کرد درصورتی که مایل باشم او این مطلبی رو که در مورد سانسور نوشته بودم رو برام به ایتالیایی هم ترجمه کنه و درضمن حمایت خوداش را از مبارزه ما با سانسور اعلام کرده بود.
امروز یک آقای دیگری بنام Dominique Kaspar متن آلمانی را که یکی از دوستان تهیه کرده بود و چندان چنگی به دل نمیزد برایم ترجمه کرده بود و آنرا همراه میلی ارسال کرده و درضمن لینکیایی [+] [+] را هم به صفحه مبارزه با سانسور داده بود.
این کار این دو تا ناشناس مرا چنان امیدوار میکند که اشک در چشمانم جمع میشود وقتی که میبینم اشخاصی ناشناس و غیر ایرانی برای آزادی ما ایرانیان تلاش میکنند. و باز هم اشکم در میآید وقتی میبینم که هموطنانی بیخیال از کنار این مشکل که مشکل همه ما ایرانیان است میگذرند، بدون اینکه حتی نیم نگاهی هم به مشکل بیندازند.
این مطلب رو از حزبخران کپی کردهام بریت بخونید چیزهای بهتری هم هست:
* الو، مگاواتي سوكارنو هستم از اندونزي زنگ ميزنم، اكنون كه مجلس اندونزي اينجانب را رسما رئيس جمهور معرفي كرده شوهرم با همدستي جماعت اسلامي "محمديه"اعلام كرده كه يا من رئيس باشم و تو معاون يا رسما ميگويم كه من با اينكار موافق نبوده و نيستم ميخواستم بپرسم براي رئيس جمهور شدن هم اجازه شوهر لازم است؟
ـ اگر ايشان شوهر عقدي شما است، شرعا اطاعت از وي واجب و لازم الاجراست و حكم مجلس اندونزي مانند حكم مجلس ايران كه بدون نظر شوراي تشخيص مصلحت پشيزي ارزش ندارد، بدون اجازه شوهر شما از درجه اعتبار ساقط است. و اگر خاطرتان باشد در جمهوري اسلامي چندزن كانديداي عضويت در شوراي نگهبان نه تنها به عضويت درنيامدند بلكه چون بدون اجازه شوهرانشان اقدام به اينكار كرده بودند، در خانه هدايت اسلامي كرج سنگسار شدند چون در توضيح المسائل حضرت امام راحله آمده است كه اگر زني فقط صدمتر بدون اجازه شوهر از خانه دور شد حكم زنا درباره وي به اجرا درخواهد آمد. حتي المقدور خانه اي نزديك يا چسبيده به مجلس اندونزي بگيريد تا مشمول اين قانون نگرديد! موفق و منصور باشيد!
بر طبق نوشته BBC بیشتر از صد نفر مسافرین ایرانی فدای تخم امام حسین شدهاند. بارها و بارها گفتهام و باز هم تکرار میکنم، نیازی به واردات خر از قبرس نیست، ما خودمان به حدی خودکفا شدهایم که حتی میتوانیم صادرات خر هم داشته باشیم!
چه کسی مدعی است که در ایران مردم سالاری نداریم به این تصویر نگاهی بیاندازید تا مردمسالاری دینی و رهبری بلامنازع آن را با چشم خود ببینید.
بگمانم که حاج آقا در حال کشیدن حشیش هستند، البته این مربوط میشه به زمانی که هنوز انقلاب نشده بود و ایشون فقیر و بیچاره بودند و به قول بعضیها هنوز ایشون سیدعلی گدا نامیده میشدند ولی حالا دیگه وضع شون بهتر شده بهمین خاطر هم حشیش مشیش نمیکشند و بیشتر به مواد فرحبخش دیگر روی آوردهاند.
پس از پایان گرفتن حرکتهای پیش و پس از سالگرد 18 تیر جامعه ایران کمی آرام تر بنظر میرسد (آرامش قبل از طوفان). چیزی که یقینآ برای دست اندرکاران رژیم هم بسیار مطلوب است و همگی جناحها حداقل تا پایان انتخابات مجلس دست به عصا راه خواهند رفت تا بلکه با فریب دوباره ملت عمر حکومت ننگین خود را طولانیتر کنند. از این نظر به باور نگارنده مایه بسی تاسف است اگر که نیروهای مردمی نتوانند خود را در این مدت زمان باقیمانده مهیا کنند تا در ماهها و روزهای پیش از انتخابات بتوان با مراجعه به افکار عمومی و تشویق هموطنان به تحریم انتخابات زندگی را بر آخوند تلخ کرد و راه مبارزه را کوتاه تر نمود.
نکتهای را که در این مقوله باید درنظر گرفت این است که اگر فعالینی که وبلاگ نویس هستند دست به دست هم دهند و در زمان باقیمانده با برنامه ریزی منسجم و پیداکردن راهکارهای لازم برای اطلاع رسانی این کارزار را از چنگ رژیم خارج کنیم و از پیش قبل از اینکه دوباره رژیم دست به سانسور وبلاگها بزند وظیفه خبررسانی و آگاهی دادن به هموطنانمان را انجام دهیم.
از اینرو نگارنده امید دارد با دور هم جمع کردن دوستانی که بر این باورند که راهی جز تحریم انتخابات باقی نمانده دست به دست هم داده تا با آگاهی رساندن به هموطنان داخل و خارج کشور و همچنین آگاهی دادن به جهانیان این ابزار فریب را از دست ملایان خارج کنیم و با این وسیله به جهانیان نشان دهیم که ملت ایران رژیم را به رسمیت نمیشناسد و به همین منظور هم در انتخابات شرکت نمیکند. اجازه ندهید رژیم با سوء استفاده از رای ما مشروعیتی در سطح جهان برای خود کسب کند.
راهکارهای این کار بسیار آسان است، از این رو پیشنهادهایی را در همین زمینه به عرض دوستان میرسانم و به امید اینکه دستها برای همیاری بهم فشرده شوند و کار را آغاز کنیم.
1. نوشتن مطالبی در این زمینه و انتشار آن از طریق وبلاگها برای اگاهی ملت و افشاگری در بی نتیجه بودن شرکت در انتخابات.
2. ترجمه همین مطالب به زبانهای مختلف بمنظور افشاگری های جهانی.
3. هموطنان داخل کشور را ترغیب کنیم تا با دوستان و آشنایان در این زمینه بحث و گفتگو کنند و دیگران را هم به تحریم انتخابات ترغیب کنند.
4. تشویق هموطنان خارج از کشور به افشاگری در این زمینه( آگاهی دادن به رسانههای خارجی) .
بهمین منظور صفحهای را تهیه کردهام که از دوستان تقاضا دارم با یاری خود محتوای آن را پر حجم و پر معنا کنند. درضمن برای این کار نیاز به یک متن اصلی است مطلبی را خودم تهیه کردهام ولی از دوستان مصرآ تقاضا دارم در اصلاح آن به بنده کمک کنند و همچنین متن را پس از اصلاح و تکمیل باید به زبانهای مختلف ترجمه کرد تا بوسیلهی آن به جهانیان فهماند که ملت ایران این رژیم را به رسمیت نمیشناسد.
در کم کردن مشروعیت رژیم در سطح جهان کوشاتر عمل کنید.
امروز گویا روز خبرنگار است و قلم بدستان در ایران قلمها را برزمین گذاشته و نوشتن را تحریم کرده اند! چرا؟ از خودشان بپرسید. انگار نه انگار که رهبر عظیمالشان و سعید مرتضوی هم همین را میخواهند!
یکی نیست به اهل قلم بگوید ایول شما هم همان کاری را میکنید که سران حکومت ننگ و زور میخواهند!؟ بعد هم اسمش را می گذارید مبارزه!
امروز هم درست برعکس روزهای قبل من هم سرقلم رفتم و بیشتر از هر روز دیگر نوشتم تا شاید دهن کجی باشد به ازمابهتران!
آزادی دانشجویان دربند خواسته همهی ایران دوستان آزادی خواه است در این هیچ شکی نیست، ولی به چه قیمتی؟
مطلب زیر را بخوانید تا برگردم و به نکاتی اشاره کنم.
....
آزادي اين دانشجويان در پي نامه ي حجت الاسلاموالمسلمين قمي رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها و حجتالاسلاموالمسلمين ابوترابي رييس اين نهاد در دانشگاه تهران به مقام معظم رهبري و موافقت ايشان، از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران صورت گرفت.
شب گذشته روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران با صدور اطلاعيهاي از دستور آزادي 9 نفر از دانشجويان بازداشتي خبر داده و اسامي آنان را به اين شرح اعلام كرده بود:1- مهدي شيرزاد 2- عبدالله مومني 3- پيمان عارف 4- رضا عامري نسب 5- ميثم رشيدي 6- مرتضي صفايي ناييني 7- مسعود كريمي 8- علي اكبر اكرمي عراقي 9- امير حسين اعتمادي بزرگ.منبع خبر
حال در این مقوله دو سوال مطرح میشود:
1. این آزادی به چه قیمتی برای این دانشجویان تمام شده؟ و اینکه درشیراز برای دو دانشجوی دیگر حکم محارب صادر شده این دو اتفاق را باید با چه استدلالی بررسی کرد. در اینکه در حکومت ملایان قانون و منطق جایی ندارد شکی نیست ولی این یک بام و دوهوا را دیگر هیچ کس قادر به توضیح نیست.
2. آیا کسی از خود پرسیده که مگر مقام رهبری خدا تشریف دارند که جان و مال و ناموس و آزادی اشخاص به کیفور بودن ایشان متصل است. اگر مقام معظم یک شب خوبی را پشت منقل گذرانده باشند که خوب فردایاش زندانیان را آزاد میکنند و فرقی هم نمیکند که این زندانیان به چه جرمی زندانی شده بودند ولی وای به روزی که معظماله شب بدی را پشت دستگاه خلافت (وافور و منقل) گذرانده باشند در آن صورت حتی حکم اعدام هم برای بیگناه ترین فرزندان آن آب و خاک میسر است.
بعضی ها آنقدر پرو تشریف دارند که آدم نمیداند به چه طریق گفتار این اشخاص را بررسی و تجزیه و تحلیل کند یا شاید اصلآ نیازی به این کار نیست، چون این اراذل خود بخوبی میدانند که هر کاری بکنند رفتنی هستند بهمین خاطر هم افکار عمومی را به تخم خود حساب کرده و هر گوهی دلشان خواست میخورند. برای روشن شدن موضوع به سخن پراکنی های برادر محترم! رئیس جمهور توجه فرمایید تا خدمتتان عرض کنم منظورم چیست.
عزم جدي شوراي نگهبان براي رد صلاحيت كانديداهاي مجلس هفتم
محمدرضا خاتمي، در جلسه اخير نمايندگان عضو «فراكسيون مشاركت» گفت: دو لايحه رئيس ......
همچنين وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا صحبتهاي رئيس جمهوري پاسخ به نامه افراد تندرو بود، گفت: به هيچوجه، اگر متن كامل صحبتهاي ايشان منتشر ميشد، مواضع خاتمي، روشن ميشد و اين كه چه كساني همراه و همفكر خاتمي هستند نيز آشكار بود. بخشي از صحبتهاي رئيس جمهوري، به اين علت منتشر نشد كه آقايان اين سخنان را مصادره به مطلوب كردند. منبع خبر
خیلی عذر میخواهم من واژهای بهتر از کس شعر برای گفتههای برادر محترم! رئیس جمهور نیافتم اگر شما یافتید مرا هم خبر کنید. ایشان یا خیلی خر تشریف دارند که نمیدانند برای انتشار سخنان گوه هربار رئیس جمهور خود ایشان هزار و یک راه برای انتشار سخن انشان در دسترس دارند، اگر آقای رئیس جمهور برای حفظ بیضه اسلام ترجیح میدهند که سخنانشان را تیکه تیکه بگویند و یا خودسانسوری کنند یا لاپوشانی، این را باید به حساب آقای رئیس جمهور گذاشت نه کس دیگر. همه چیز را نمیتوان به گردن اقتدارگرایان انداخت این موضوع را دیگر هر ناوارد در مسائل سیاسی ایران هم فهمیده. خر خودتانید آقای برادر رئیس جمهور. خاک برسر آن رئیس جمهوری که نتواند حرفهای دلاش را بگوش رای دهندگاناش برساند! یک همچین رئیس جمهوری بدرد لای جرز میخورد.
چه بر سر سایت خبری امیرکبیر آمده کسی میداند؟ این یکی از منابع خبری مطمئن من بوده که حالا چند روز است کار نمیکند.
امشب توی اسلو شاهیها همونهایی که طرفدار! مشروطه! هستند جشن مشروطیت گرفته بودند و جمعیت زیادی رو در یکی از میادین شهر دور خودشون جمع کرده بودند و با موزیک و تنبک و نقاره میخواستند خودی نشون بدهند. همگی شون وقتی با هاشون صحبت میکنی ساعتها برات از دموکراسی حرف میزنند و هزار و یک دلیل میآورند که آری شاه جوان با تحصیلات در خارج و ماندن در اروپا و آمریکا یقینآ دموکرات شده و عنقریب است که با ورود به ایران و سرنگونی رژیم ملایان دموکراسی تمام عیاری در ایران دایر کند! یکی نیست از اینها بپرسه آقا دموکراسی نخود هست یا لوبیا! از حبوبات است یا از حیوانات، خزنده است یا جهنده!؟
امشب با اینکه دلم نمیخواست برم ولی چون آدم کنجکاوی هستم رفتم و بخودم گفتم که از دورادور نگاهی بینداز و برگرد، میدانید چرا نمیخواستم بروم!؟ چون این خلقالله هروقت که دور هم جمع میشوند عکس و ویدئو میگیرند تا بعدآ از تلوزیونهاشون نشون بدند و به رخ این و آن گروه، این و آن کشور بکشند و بگویند ببینید ما قادریم این همه ایرانی را دور خودمان جمع کنیم پس ما مشروعیت داریم.
پس از اینکه چند لحظهای اونجا ایستادم دیدم یک نروژی بیچاره از همه جا بیخبر هم آنجا با دوربین درحال گرفتن عکس است که یک مرتبه چندتا از این شاهاللهییها ریختن دور طرف و با زبان الکنشان میخواستند به او بفهمانند که حق عکس گرفتن ندارد. من را هم که میشناسید دندهام میخارد برای دردسر! پا پیش گذاشتم و با تمسخر به نروژی گفتم دوستم میدانی اینها دارند برای دموکراسی در ایران مبارزه میکنند به همین خاطر هم نمیتوانند به شما اجازه بدهند در مملکت خودت از این جشن عکس بگیری. طرف خندید و به همان طعنه تلخ من گفت پس مبارک است. از آقایان سوال کردم که حضرات شما به چه مجوزی میخواهید جلو یک نروژی را در مملکت خودش بگیرید که میخواسته در یک میدان شهر خوداش عکس بگیرد. یکی از آنها پاسخ داد ما در کمیته تصمیم گرفتهایم که کسی عکس نگیرد، در پاسخاش گفتم کمیته شما به چه مجوزی قوانین نروژ را زیر پا گذاشته و آزادی یک نروژی را در مملکت خوداش صلب کرده فقط برای اینکه شما در کمیتهتان تصمیم گرفتهاید!؟ تازه برای چه این تصمیم را گرفتهاید!؟ طرف پاسخ داد برای اینکه عدهای از این میترسند که ماموران رژیم عکسشان را بگیرند و به ایران بفرستند. گفتم خوب حتمآ این طرف هم مامور حکومت ایران است!؟ درضمن شما خودتان هم عکس میگیرید و هم ویدئو! الحق که منطقشان هم مثل دموکراسیشان بند تنبانی است.
خلاصه کار به جایی کشید که دیگر رهگزر نروژی راهاش را کشید و رفت، من هم که دندهام برای دردسر میخارد با دوربینی که همراهم برده بودم شروع به گرفتن عکس کردم که یک مرتبه چند نفرشان ریختند دوروبرم. ماشاالله ماشاالله همگی هم بازو داشتن کلفت تر از ران من. از من با ادب خواستند که عکس نگیرم. پاسخشان دادم به چه مجوزی میخواهید جلو مرا بگیرید!؟ فرمودند ما اجازه نمیدهیم عکس بگیرید. باز گفتم به چه مجوزی!؟ یا من عکسم را امشب میگیرم یا شما با زور مرا از اینکار باز میدارید که خوب من هم برای همین آمدهام تا فردا با شکایت از شما کاری کنم که دیگر هیچگاه اجازه ندهند شما اینجا را هم مثل ایران به گند بکشید. خلاصه کوتاه آمدند و من هم چند عکسی گرفتم و برگشتم منزل. الحق که کسانی که در ایران به اینها امید بستهاند بی خبرند و گمان میکنند که اینها برایشان دموکراسی میآورند صد افسوس که تعدادشان هم روز به روز زیادتر میشود.
آقایان کیهان نشین مطلبی را نوشتهاند که بدنیست باهم بخوانیم (تاکیدها از من است)
كيهان(13 مرداد) نوشت: آقاي دكترمعين، بيش از دوازده سال در دولت آقايان هاشمي و خاتمي، مديريت نظام آموزش عالي كشور را برعهده داشت. ادعاي امروز آقاي دكتر معين كه «اختيار ندارم» و «نگذاشتند كار كنم» با هيچ منطقي قابل توجيه نيست. آقاي دكتر معين نبايد تصور كند كه با يك ژست ژورناليستي و استعفاي طلبكارانه ميتواند افكار عمومي را از پرسش در باره عملكرد دوازده ساله خويش منصرف كند و بهجاي پاسخگويي، در موضع مدعيان بايستد چرا كه وقتي پرونده عملكرد سياسي و مالي و مديريتي دكتر معين و معاونان حزبياش در محضر وجدان دانشگاه، رو شود و برگ برگ آن مورد بررسي قرار گيرد، او خواهد دانست كه اين شيوههاي ژورناليستي و ترفندهاي حزب افراطي حاكم، نيز بينتيجه خواهد ماند و بلكه جواب معكوس خواهد داد.
ما تاکنون همه گونه فحش خواهر و مادر دیده بودیم ولی این سبکاش را دیگر خیر. این دیگر چه گونه فحش خواهر و مادری است که کیهانیها اختراع کردهاند (ژست ژورناليستي ). البته ملت ایران به خوبی آگاهند که کیهان و ژستهای ژورنالیستیاش چه معانی دارند ولی از اینکه این واژگان را وارد فرهنگ فارسی هم کرده باشند ما بیخبر بودیم.
کيهان :
دو تن از دستگيرشدگان آشوب هاي شيراز محارب شناخته شدند
رئيس كل دادگستري استان فارس گفت: محاكمه افرادي كه در آشوب هاي تيرماه امسال شيراز دستگير شدند در مراجع قضايي استان پايان يافته و احكام همه متهمان صادر و به آنها ابلاغ شده است.
حسينعلي اميري ديروز در گفت وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: از بين متهمان آشوب هاي تيرماه در شيراز 32 نفر حكم محكوميت گرفتند كه از بين محكوم شدگان دو نفر به اتهام ايجاد رعب و وحشت و اغتشاش محارب شناخته شدند كه احكام محاربان به ديوان عالي كشور رفته است. منبع خبر
از این ببعد باید شدیدآ هشیار بود و اینگونه اخبار را جدی گرفت و آنها را پیگیری کرد تا با تحتفشار قرار دادن حکومت ننگین آخوندها به آنها اجازه صادر کردن اینگونه احکام را نداد وگرنه اگر این احکام حتی یک بار هم به اجرا گذاشته بشوند این خطوط قرمزی که تا کنون ترسیم شده است خواهد شکست و دیگر بسختی بتوان اقتدارگرایان رژیم را بسادگی مجبور به عقب نشینی مجدد کرد.
برای مبارزه با اینگونه احکام دوستانی که در خارج از ایران زندگی میکنند میتوانند بسیار کارساز باشند و با اطلاع رسانی و تماس یا گروههای مدافع حقوق بشر در کشورهای محل اقامتشان با براه انداختن تبلیغات منفی علیه رژیم، رژیم را وادار به عقب نشینی کنند.
طبق اعلام دادسراي امور جنايي تهران، دو تن از خانمهاي مراقب زهرا كاظمي كه در جريان تحقيقات با صدور قرار بازداشت موقت، بازداشت شدند، پس از انجام تحقيقات تكميلي با تبديل قرار بازداشت موقت به كفالت و معرفي كفيل از طرف بازپرس شعبهي اول دادسراي جنايي تهران، آزاد شدند.
همگی تا امروز اگر از عدالت علی سردر نمی آوردیم حالا سر در آوردیم. اگر هنوز کسانی از شما تا این درجه خنگ تشریف دارید که هنوز از این نوع عدالت سر در نمیآورد بنده همین الان این نوع عدالت را تشریح میکنم:
عدالت از نوع علی آن به این روش پیاده میشود که جوان سوسول دانشجو وقتی غلط زیادی کرد و توی خیابون به ساحت مبارک! علی چلاق توهین کرد بدون هیچگونه قرار و مداری (نه موقت و نه چندماهه بلکه ابدی) و بدون کفیل یک راست میروند زندان آب خونک و کتک میخورند تا جانشان در بیاید و دیگر از این گونه رفتارهای ناشایست ازشان سر نزند. در عوض عدل علی درمورد ذوب شدگان در عدل علی هنوز زندان نرفته با کفالت یا بی کفالت آزاد میشوند تا دوباره به جامعه برگشته و برای عدل گستری بیشتر از نوع علیاش فعالیت کنند.
بدون اینکه بنده حقیر را دست بیندازید و از خنده روده بر شوید یک سر به این صفحه بزنید! بگمانم که راه چاره ما ایرانی ها همین روش است.
با قرار دادن یک لوگو (بنر) در صفحه وبلاگ خود با هرچه هست و نیست مخالفت میکنیم! اینجوری مجبور نیستیم هزار و یک لوگو و کشلهای جور و واجور توی وبلاگمون قرار بدیم! به این میگن ابتکار! تا اینکه نظر شما چه باشد!
با عرض پوزش از دوستانی که لینک همراه لوگو به وبلاگ من دادهاند (لینکهای قدیمی) از امروز قابل روئیت نیست. دلیل این عمل از دست دادن محلی بود که بر روی نت در اختیارم بود که از امروز دیگر در اختیارم نیست. همچنین عکسها و مطالبی که در این آدرس بود دیگر در دسترس نیست از این جهت به اطلاع دوستان میرسانم که آدرسهای (URL) های جدید را از روی وبلاگ میتوانید کپی برداری کنید.
همچنین از امروز صبح قسمت نظرخواهی من هم بزبان فارسی کار نمیکرد این مشکل هم به دلیل ذکر شده در بالا بود که رفع شد.
ارادتمند خُسنآقا
استمداد يك كاريكاتوريست از مردم ايران
به ۵ واحد گروه خونی A- (خون گرم اهدا ۲ روز قبل از عمل )جهت جراحی باز قلب پدرم نيازمنديم.
دوشنبه 13 مرداد 1382
اين حقير عليرضا سيستانی کاريکاتوريست و طراح با سيزده سال سابقه در مطبوعات کشورمی باشم با توجه به جراحی باز قلب پدرم و ساير مشکلات اقتصادی جانبی نياز به همکاری و کمک همکاران مطبو عاتی و هموطنان دارم .
به ۵ واحد گروه خونی A- (خون گرم اهدا ۲ روز قبل از عمل
منبع خبر
گویا صداهایی که از این طرف و آن طرف بلند شد و زجرنامه سورش را به تمسخر گرفتند آقای سروش را بسی رنجانده و خلاصه ایشان را بر آن داشته تا دوباره با ریاکاری و چپاندن چند قطعه شعر به ما تحت منتقدین، که همانطور که میدانید اینگونه اشخاص در سفسطه بازی و مغلطه کاری استادند و هم اینانند که به سلاح نوشتن و نطقهای غرا مسلحاند و از این طریق قادرند عامیان را بفریبند و زندگی ننگین خود را در این دوران هرج و مرج رونقی دوباره بخشند. حضرتاش هنوز درک نکرده که اگر ملت به خاتمی رای داد از روی ناچاری بود نه از روی ناآگاهی که همان روز اول هم اگر ملت چارهای جز این انتخاب میداشت خاتمی و شرکا حتی 15 درصد رای جناح اقتدارگرا را هم نسیب خود نمیکردند. افسوس از این همه سرمایه آن ملت که خرج مدرسه و دانشگاه این و آن بیخرد شد که بجای پیشرفت، در راه پسرفت میهن مصرف شود. ایشان ندانمکارهای خود ودیگر دست اندرکاران را شعلههای انقلاب مینامند و از این طریق قصد دارند از گناهان کرده خود فرار کنند قافل از اینکه همین شعلههای انقلابی که ایشان میگویند در راه است و عنقریب دامان ناپاکان را خواهد سوزاند و آنزمان به یقین دیگر این زیبا نویسی و اشعار فریبا بلغور کردنهای ایشان و نه خدههای ملیح خاتمی کسی را که به آن ملت خیانت کرده نجات نخواهد داد.
ایشان فراموش کردهاند که همین سینهزنیها و امام امام کردنهای امروز ایشان و شرکا کافی است که جملگی را اگر تا امروز منفور ملت نبودند منفور ملت کند. و ایشان هنوز براین باورند که روح امام امتشان و انقلاب اسلامیشان پابرجاست و ایشان هنوز امید دارند که با مسلط شدن خاتمی وشرکا بر ارکان قدرت حتمآ پست وزارت و یا وکالتی منتظر ایشان است و از همین رو است که هنوز امام امام میکنند.
به سبک خود ایشان باید نوشت:
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت آقای سروش
درخبرها خواندم که نوهی خمینی هم تصمیم به آزاد کردن ملت ایران از دست ملاها را گرفته، و مرحمت فرمودهاند و حاضر به قبول رهبری این آزاد سازی شدهاند .
اینکه آقای رضا پهلوی ادعای ولیعهدی میکند و بگمان خودشان میخواهند ملت ایران را آزاد کنند! شاید تا اندازهای قابل فهم باشد ولی زمانی که نوه خمینی همانی که یک پایاش را گذاشت جماران یک پای دیگراش را قم و از دل و جان رید به اون مملکت، دیگر انسان را به فشار خون بدی مبتلا میکند، فشار آنقدر بالا میرود که گویی رگهای گردن در حال متلاشی شدن هستند. یکی نیست به این آقا بگوید مگر ملت ایران چلاق است که برای آزادی نیاز به تخم و ترکه خمینی داشته باشد.
باور کنید اگر ملت ایران آستینها را بالا نزند و هرچه زودتر این مفلوکین را به دریا نریزد همین روزهاست که یک جایی خواهید خواند که نوه چنگیزخان هم اعلام آمادگی برای آزادی ایران کرده است.
بر طبق گفته هودر حکومت اسلامی وبلاگاش رو بلاک کرده و اجازه نمیده که وبلاگ نامبرده از داخل ایران قابل دسترسی باشه من که درک نمیکنم این چه خریتی است که این آقایون شب و روز دوست دارند تکرارش کنن؟ یکی نیست به اینها بگه بابا دوران عصر حجر تمام شده امروز با یک فلش دیسک یا چمیدانم یک کوفت زهرماره دیگه میشه هزاران صفحه اطلاعات و عکس و هرچیزی رو از اینجا به هر کجا انتقال داد بدبختها کمی به عقل بیاید دوران دایناسورها به پایان رسیده و همچنین دوران شما .
یادم میاد در دوران انقلاب برای انتقال سخنرانی خمینی هزار بدبختی میکشیدند تا یک کاست اراجیف آقا را به ایران منتقل کنند، حالا اگه آقایان یک کمی آگاهی داشتند میدانستند که کل سخنان خمینی را میشود در یک فلش مموری یا فلش دیسک چپاند که اندازهاش کوچکتر از یک فندک است. ای وای ملت ایران گرفتار چه الاغ هایی شدهاند
کسانی که کشتی گرفتهاند و به فنون آن آشنایی دارند میدانند که یکی از شگردهای این ورزش این است که کشتی گیری بتواند بدل فنون را به کشتی گیر مقابل وارد کند حتی بعضی کشتی گیران نیز به بدل کار معروفاند.
حالا با خواندن این خبر در سایت خبری امروز که متعلق به اصلاح طلبان!! ست شاید بتوان اینها را هم بدل کار سیاسی خواند با هم بخوانیم:
رفسنجاني خواهان كنارهگيري مرتضوي است
سياست روز(9/5) نوشت: روز گذشته يكي از نمايندگان عضو فراكسيون مشاركت مدعي شد كه هاشمي رفسنجاني هم خواستار كنارهگيري قاضي مرتضوي شده است و گفت: «رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، در جلسهاي تأكيد كرده است كه مرتضوي بايد برود.»
در همين زمينه يك تحليلگر سياسي به سايت امروز گفت: با توجه به نزديكي فكري و سياسي مدير مسئول محافظهكار روزنامه سياست روز و مسئولان قوه قضاييه، درج اين خبر بسيار مشكوك به نظر ميرسد و احتمالاً به آن منظور درج شده كه دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام رسماً آن را تكذيب كند كه در اين صورت مسأله به نفع قاضي مرتضوي تمام خواهد شد كه از حمايت هاشمي رفسنجاني برخوردار است.
حالا یکی نیست به این سایت امروز بگوید خوب بچههای خوب! شما هم که از همان شگرد اسفاده کردهاید تا هر دو گروه را در این زمینه خلع سلاح کنید تا نه هاشمی بتواند بگوید که ما همچین چیزی گفته و نه تکذیب کردهایم و چون هم شما میدانید و هم من که هیچ احمقی در شرایط امروز نمیتواند به غاضیخان مرتضوی نزدیک شود نه رفسنجانی نه شاهرودی نه هیچ کس دیگر چون این آقای غاضیخان بدجوری بقول ما شیرازیها چوب دوسر گوهی شده نه این سراش را میتوان گرفت نه آن سراش را . و شما هم با این کارتان میخواهید هاشمی را که همه بعنوان مار سیاست ایران میشناسند فریب دهید! تا شاید از سوراخاش بیرون بیاید و خوداش را با تکذیب یا تایید این خبر کنف کند!؟ الحق که سیاست پدر و مادر ندارد.