« May 2003 | Main | July 2003 »

June 30, 2003

ما زياران چشم ياري داشتيم

ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم


عباس كيارستمي كارگردان سرشناس و موفق ايراني اقدام به برگزاري تئاتر تعزيه خواني در ايتاليا نموده است. اين موضوع مرا بياد گفته هاي مادر بزرگم انداخت كه ميگفت بعضي ها همانند خروس بي محل هستند و درك نميكنند كه كي شب و كي زمان خواندنشان است.

درست در بحبوحه درگيريهاي مردم و جوانان ايران و بهنگامي كه اينان ميروند تا از اين نوع مفكوره فاصله گيرند، آقاي كيارستمي به فكر مي افتد كه اين گوشه از فرهنگ غني ايراني را براي اروپائيان نيز بنمايش گذارد. امروز ملت ايران از مويه و زاري بري و گريزان شده است و راه حل مشكلات خود را در گريه و لابه نميبيند و اين امر چگونه بر كارگرداني چون كيارستمي روشن نگشته، محل شگفتي است. صرفنظر از اينكه اروپائي هيچگونه آشنائي با جريانات و تاريخچه عاشورا نداشته و به اين تئاتر با ديدي اگزوتيك (پديده اي نو كه جالب است حد اقل يكبار آنرا تجربه كرد) مينگرد، اين پرسش نيز مطرح است كه آيا اين گونه تئاتر در ايران با موفقيت ايدئولوژيكي همراه بوده كه در اروپا نيز بنمايش گذارده ميشود؟ اگر منظور از نمايش اين تئاتر بگونه اي نمايان كردن ظلمي است كه بر حال و افكار ايرانيان روا شده است كه خب اين مسئله ديگري است و تنها چيزي را كه ميتوانم به آن اضافه نمايم اينستكه برخلاف اطلاعاتي كه در اختيار رسانه هاي همگاني در اروپا قرار گرفته، نمايش تعزيه ريشه هزار ساله در ايران نداشته بلكه پس از سفر يكي از شاهان قاجار به اروپا و تماشاي تئاتر و بازگشت مشاراليه به ايران و خواست ايشان براي احداث تئاتر در ايران بوجود آمد و با توجه به مخالفت احتمالي روحانيون با اين پديده تئاتر و نمايش، جنبه مذهبي بدان داده و سابقه اي بيش از دويست سال ندارد. بصورتي ميتوان گفت كه تعزيه خواني يادگار شاهان در ايران است.

June 29, 2003

جوانان را پاسخي در خور

جوانان را پاسخي در خور پرسششان داده ايم؟


آيا ارزشهاي انساني (چيزي كه بكرات در ايران از سوي نهادهاي دولتي و غير دولتي ولي پرنفوذ از آن صحبت شده است) كه يكي از زيباترين چيزهاي انساني را مطالبه كرده و در ازاي آن هيچ چيزمثبتي چه در زمان حال و چه در زمان مستقبل ارايه نميكنند، ارزش هستند يا اينكه انساني هستند؟

نه ارزشند و نه انساني. قريب به ربع قرن است كه جوانان اين مملكت يكي از زيباترين شاهكارهاي طبيعي را بيدريغ قرباني آينده اي نامعلوم و غير منطقي ميكنند بدون اينكه حق بازخواهي ازاي داده خود كه همانا جواني يكباره ايشان است، داشته باشند. جوانان يك مملكت بزرگترين سرمايه هاي آن مملكت ميباشند و گذرگاه بين گذشته و آينده آن مملكت را تشكيل ميدهند.
گذرگاه به هنگامي قابل اعتماد است كه از قبل تداركات لازم را برايش فراهم كرده باشند. تداركات براي جوانان مملكت ميتواند بصورت ايجاد فضاي مناسب با زمان براي ايشان، تاْمين آينده ايشان، فراهم آوردن تسهيلات براي ترقي ايشان و همچنين شنيدن و پاسخ مناسب دادن به ايشان باشد. جوانان را ميتوان در بعضي موارد كم تجربه خواند ولي بايد اقرار نمود كه ايشان باريك بين و نوآور و كنجكاو ميباشند و اگر مملكتي را آباد ميخواهيد و تندرست بايد جوانان را دريابيد.
جاي جوانان گوشه هاي زندان و حبس نميباشد بلكه صحنه هاي توليد و اداري را بايستي متدرجاْ به ايشان واگذار نمود زيرا كه نيروئي بس عظيم ميباشند كه در حال حاضر متا‎سفانه يا به هدر ميروند و يا به خارج از كشور روي ميآورند. آيا اين همان چيزيست كه سردمداران يك كشور خواهان آن هستند؟ و اگر پاسخ مثبت است پرسش اينستكه چرا؟

مگر ایرانی غیرت ندارد!

در خبرها و نوشته های چند روز گذشته این یا آن رسانه نوشته می‌شود که رژیم قصد دارد با اعدام چند نفری قیام را خاموش کند، زهی خیال باطل.
خاک بر سر من وتو اگر رژیم منفور ملایان این بار نیز با زندانی کردن رهبرانمان اجازه یابد به حکومت نگین خود ادامه دهد. من که نخواهم توانست با این ننگ زندگی ننگینم را ادامه دهم، پس همان بهتر که من هم از این ببعد درقیدحیات نباشم تا این ننگ را بر دوش خود حمل کنم.

دوستان باور کنید سفارت نروژ را به آتش خواهم کشید حتی اگر مجبور شوم خودم در آتش‌اش بسوزم. این ننگ را یک بار تحمل کردیم دیگر تکرار نخواهد شد. بشما قول میدهم که در همین نروژ حداقل 10 نفر را شخصآ می‌شناسم که حاضرند در چنین عملیاتی شرکت کنند، ما خودسوزی نخواهیم کرد، ما دشمنان ایران را به اتش خواهیم کشید.

ننگ بر ایرانی باد اگر منتظر و گوش به فرمان رادیو فردا یا رادیو تلوزیونهای برون مرزی بنشینند و از آمریکا یا این یا آن کشور خط بگیرند. این بار ما به همگی این نوکران گوش بفرمان نشان خواهیم داد که غیرت ایرانی بیشتر از این هاست و خود دست بکار خواهیم شد یک به یک، مگر نه اینکه دانشجوی ما یک به یک پرچم مبارزه را از همدیگر تحویل می‌گیرند و ایستاده در مقابل قدرتهای داخلی و خارجی کمر رشیدشان را خم نمی‌کنند، ننگ برمن و تو باد اگر این بار هم تنهایشان بگذاریم.

ننگ برمن باد اگر این بار هم بنشینم. بپاخیز بی غیرت.
این بار بپاخواهیم خواست و اگر لازم شود جهان را به آتش خواهیم کشید، حتی اگر تنها باشیم.

من آزادی زندانیان سیاسی را بدون قید و شرط خواهانم درصورت آسیب رسیدن به جان این عزیزان سفارت ایران و کلیه منافع ایران در نروژ را با مسولیت خودم به آتش خواهم کشید، دیگر شکایتی به پیش این یا آن سازمان بین المللی نخواهم برد، اینبار من منتظر دستور و فرمان هیچ جاکشی نخواهم نشست، این بار من یکه و تنها بپا خواهم خواست.

خاتمی حقه باز ننگ برتو

خاتمی حقه باز ننگ برتو فریبکار فریبکارن ننگ بر تو سید بی‌شرم و بی‌شرف، نفرین خلق ایران بر روح سیدالشهدا که تو ولدزنای او هستی

June 28, 2003

خُسن آقا به فرنگ می

خُسن آقا به فرنگ می رود
با عرض پوزش این دکه بمدت دوهفته متروکه خواهد شد. دروغ چرا ما هم نیاز به تعطیلات داریم وگرنه یک دفعه دیدیدت زد به سر خُسن آقا و آمپرش پرید و خلاصه چهارتا فحش آبدار داد به آخوندا، شما که همچین چیزی رو نمی‌خواید که! می‌خواید!؟

به خودم قول دادم که یک لپتاپ باخودم ببرم و اگر سر راه یک سوراخ اینترنت یک جایی پیدا کردم حتمآ وصل‌اش کنم و اخبار رو بخونم و یک چند کلمه‌ای بنویسم.
مسیر راه هم بنا شده که از جنوب سوئد بریم به کپنهاگ و از اونجا بندازیم توی آلمان و بعد هم یا میریم بلژیک یا توی آلمان میریم بطرف جنوب و آخر سر هم سر از جنوب فرانسه در میاریم یک هفته‌ای اونجا ملع کنیم و برگردیم. اگه گاوی! آخوندی چیزی دم دستتون بود و خواستید جلو پای خُسن آقا سر ببرید می‌تونید از دوشنبه صبح بوق سگ بیوید لب جاده‌ها و خلاصه خُسن آقا رو شرمنده کنید.

البته هنوز که نرفتیم تا دوشنبه هم در خدمت خواهیم بود ولی خوب اگه یک دفعه مارو ندیدیدت خلاصه حلال‌مون کنید مخصوصآ اگه توی راه چپ شدیم دیدار به قیامت دیگه! درضمن کلید اینجارو دادم دست آقوی بیغرض گفتم بیاد هر روز یک آب و جارویی اینجا بکنه گرد و خاکی بگیره که اینجو مثل حجره‌ی آخوندا نشه و گوه از سر و روش بلا بره. اگرم فحشی چیزی داشتید نثار بیغرض بکنید! قول میدم فحش خورش خوب باشه!. راستی یک چیز دیگه 18 تیر هم اگه کسی میدونه تظاهرت دوروبر نیس Nice کجاست بما یک خبری بده که ما هم بیوم تو تظاهرات، پنج، شیش نفرم نیرو همراهمون هست

یک هموطن خوش ذوق این

یک هموطن خوش ذوق این شعارهارو فرستادند اگه دوست داشتید توی تظاهراتهای 18 تیر بخونید
حسن آقا، منهم بنوبه خود در اين اعتراضات مردمي شركت كرده و شعارهاي پيشنهادي خود را كه همگام و ملهم از شعارهاي مردمي در اينجا ميباشد، ارايه ميدهم :


عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز    غارت نفت ملت زير عباست امروز
رهبر چلاق امروز، دستش چماق امروز    روي كباب اكبر يك من سماق امروز
ملت نوا نداره، دردش دوا نداره    هاشم رفسنجاني خودش يك شاه ست امروز
جوون زياد داريم، دخلشو در مياريم    براي كيف ملا، جانها فداست امروز
مردم همه بيچاره، درمانده و آواره    برجهاي آقازاده سرش هواست امروز
بيكار زياد گشته، بختها همه برگشته    حقوق كل ملت به زير پاست امروز

خواستم بازم بنويسم، ولي مطمئن هستم كه به بيشتر از اين ديگه نميكشه. توي همون بيت سوم و چهارم لباس شخصي ها ميان تا غلطهاي املائي شعار دهندگان را تصحيح كنند.

بریت این بیانیه غیر سیاسی

بریت این بیانیه غیر سیاسی رو هم بخونید و اگر توانستید جمله ای به آن بیفزایید.

June 27, 2003

گلناز نوشته بود: يه بار

گلناز نوشته بود:

يه بار ديگه هم گفتم كه براي من لغاتي نظير مزدور ، جاسوس ، خائن و... بار معنوي سنگيني داره . نمي تونم قبول كنم كه به اين راحتي به كسي بچسبونمش . طبر زدي هم مثل بقيه . ولي چيزي كه هيچ وقت نتونستم بفهمم اينه كه هر بار توي هر تجمع آروم و مسالمت آميزي كه شركت داشتم ( يك سالي هست كه نسل گونه تجمعات ور افتاده ) هميشه درست اون موقعي كه جمعيت داشته آهسته حركت مي كرده يكي از اين بچه هاي گروه طبرزدي كه عموما سن بالا هم هستند شروع مي كنه به شعار هاي تند و تيز دادن و عده اي هم جو زده شده و شروع مي كنند زنده و مرده ي رهبر و اكبر و سيد خندان را زيرو رو كردن . بعد هم عده ي ديگري مي ريزند مي زنند و مي كوبند و شخص شعار دهنده و جو زده هاي هم صدايش رو دستگير مي كنند . علامت سوال وقتي شكل مي گيره كه چند روز بعد اون عضو دار و دسته ي طبر زدي آزاد ميشه ولي بقيه براي هميشه گم و گور مي شن .

رفتم مقاله‌ای رو که گلناز نشانی داه بود خواندم دیدم توی عجب سوراخی این طبرزدي گیر کرده ولی خوب معلوم بود از اول هم که آفتاب همیشه پشت ابرها نخواهد ماند. این جور چیزا دیرو زود داره ولی سوخت وسوز نداره! داره!؟

ابوعطا خواندن غورباقه نظرسنجي «بازتاب»

ابوعطا خواندن غورباقه
نظرسنجي «بازتاب» درباره مطالبات اصلي مردم پس از يك هفته به پايان رسيد. نتيجه بيش از 27 هزار پاسخ دريافتي در اين نظرسنجي عبارت بود از:

1ـ حل مشكلات معيشتي با رفتار سياسي موجود 19 درصد
2ـ اصلاحات سياسي و افزايش اختيار اصلاح‌طلبان 20 درصد
3ـ تغيير نظام حتي با دخالت خارجي 30 درصد
4ـ تغيير گسترده مديران و رشد كارآمدي نظام 31 درصد

نظرسنجي بازتاب را خواندید؟ ضرب‌المثلی است که می‌گوید وقتی که بخت برمی‌گرده قورباغه ابوعطا می‌خونه. حالا حکایت کار ملت ایران هم همین شده، آنقدر بخت‌اش برگشته که آقای رضایی (قورباغه) صاحب سایت بازتاب و سوگولی حرم هاشمی رسمنجانی دموکرات شده و برای ملت ایران نظرسنجی راه می‌اندازد! اگر این نظرسنجی را ابوعطا نتوان گفت پس چه چیزی را میتوان ابوعطا گفت!؟
آقای رضایی که 24 سال همراه این رژیم و در رکاب منفورترین شخصیت این رژیم بوده و به هر دسیسه‌ای دست یازیده تا این ملت را از حق مسلم‌اش محروم کند یک شبه دموکرات می‌شود و نظرسنجی راه می‌اندازد! تازه حتی با حقه‌بازی‌های آقای رضایی هم که بخواهیم به نظر سنجی نگاه کنیم %100 ملت ایران ناراضی هستند در بهترین حالت‌اش که اون حالت اول است 19% از اوضاع اقتصادی ناراضی هستند که دلیل آن و راه کار تغییر این وضع اقتصادی هم مشخص است همانا برکناری افراد دزدمنشی مثل آقای رضایی و مرشد ایشان هاشمی دزد است. پس می‌توان از این نظرسنجی نتیجه گرفت که با این وضعی که موجود است این رژیم حتی %1 درصد هم خواستار ندارد. باور کنید اگر من بر ملتی حکومت می‌کردم که این تعداد طرفدار داشتم حتمآ خودم را از اولین درختی که می‌یافتم آویزان می‌کردم و بیشتر از این چنین ننگی را تحمل نمی‌کردم. البته فرق است بین من و آقای رضایی (قورباغه) و شرکا.

June 26, 2003

هم‌وطنی با ارسال یک میل

هم‌وطنی با ارسال یک میل از من سوال کرده اند که دلیل نوشتن این قسمت از شعر سهراب سپهری چی است "نسبم شاید به زنی فاحشه درشهر بخارا برسد" دوست عزیز شما اولین کسی نیستید که این سوال را از من می‌کنید ولی اگر بخواهم دلیل نوشتن این شعر سهراب را توضیح بدهم مجبور خواهم شد کتابی در این باره بنویسم چون تا کنون هربار این شعر را برای خودم تکرار کرده‌ام برایم معنی جدیدی به معانی قبلی این شعر اضافه شده است. این یکی از پرمعنی ترین کلماتی است که شنیده و خوانده‌ام . البته با نوشتن این شعر در بالا دوست داشتم که دیگران هم مثل من در عمق این شعر کاوش کنند و خود را بیابند و از خودبزرگ بینی‌ها و فخر فروختن‌ها دوری جویند تا شاید این عمل باعث کاستن از مشکلاتی شود که از اینگونه اخلاق سرچشمه می‌گیرد. شاید اگر خامنه‌ای و دیگر سردمداران رژیم این شعر را آویزه‌ی گوش خود کرده بودند امروز به این فلاکت نمی‌افتادند. راست‌اش را بخواهید گمان من بر این است که هنوز به تمام زوایای این شعر دست نیافته‌ام پس از شما تمنا دارم که مرا از توضیح بیشتر در مورد این شعر معاف فرمایید.

این هم نوشته این دوست گرامی:


dorood bar hasan agha ,
omidvaram khoob ,sarkeyf ,sar damagh ,... bashi. har
chand motmaen nistam .
man mamoolan har rooz be webloge shoma sari mizanam .
dige in baram adat shodeh .va khabaraye mohem ro
alaveh bar jahaye digeh az webloge shoma ham mikhoonam
.
kheyli vaghte ke har vaght be webloge shoma sari
mizanam ye soal baram pish miyad ke ta behal
naporsidam
omidvaram javab bedid .
chera sardare weblog oon jomlaro neveshti ?
(nasabam shayad be zani .......)
ba ejazeh
1382/4/4
barin.

با عرض معذرت از مردم

با عرض معذرت از مردم ايران بخاطر اينكه بعنوان يك ايراني زودتر از رژيم منفور جمهوري اسلامي از حمايتهاي آمريكا و جرج بوش از دانشجويان انتقاد نكردم، ولي حداقل عرض ميكنم كه انگيزه من با انگيزه ملايان كاملاْ با هم متفاوت هستند.

امروزه كه كارد نيز از استخوان مردم ايران گذشته و فريادهاي دادخواهيشان حتي ساكنين سبز كره مريخ را هم كر كرده است و ميروند تا با راي و دست خويش، تكليف خود را با رژيم جمهوري اسلامي يكسره كنند، ناگهان پشتيبان و دلسوز است كه از زمين و آسمان براي اين ملت ميبارد. گوئي بوي حلوا براي مفتخورها بدجوري بلند شده است. باز هم ميخواهند سر اين ملت كلاه بگذارند و بعد به ريشش بخندند. نميگويم كه كلاه گذاشتن بر سر ملت ايران غير ممكن است ولي ميگويم كه به آساني گذشته هم ديگر نيست.
كسي بره به آمريكائيها و انگليسيها بگه نفت اعراب و رخت افغانها براتون كم بود كه حالا ميخواين سرا‎غ ايرانيها هم بياين؟
تازه يادتون افتاده كه از خواستهاي ملت ايران دفاع بكنيد؟ چرا پارسال يادتون نبود؟ چرا سالهاي قبلش يادتون نبود؟ چرا موقعيكه يواشكي لوازم جنگي را به پنج برابر قيمت بازار عادي در قبرس به ايران ميفروختيد يادتون به ملت ايران نبود؟ چرا موقعيكه ماهواره هاتون عكسهاي آرايش ارتش ايران را براي صدام حسين تهيه ميكرد بياد ملت ايران و نظام حاكم بر آن نبوديد؟ چرا موقعيكه كمك ميكرديد كه رژيم ملايان بر سر كار مستقر شود بفكر ملت ايران نبوديد؟ چرا وقتيكه طالبان محبوب شما خشخاش ميكاشتند و مثل آبنبات توي منطقه پخش ميكردند، بفكر هيچ ملتي و از جمله ملت ايران نبوديد؟ چرا موقعيكه ايرانيان تلاشها براي كسب آزادي و استقرار دموكراسي در مملكتشان ميكردند و رژيم پهلوي مورد حمايت شما هر بار صداها را در گلو خفه ميكرد، بفكر حال مردم ايران نبوديد؟ ميخواين بگيد كه يكدفعه خواب نما شديد؟ يكدفعه جبرئيل به سراغتان آمد و وحي الهي براتون آورد؟

ميخواستم بگم كه ببخشيدا، جسارت ميشه ها ..... ولي خودتون هستيد. اون همكاراتون رو هم كه در ميون لباس شخصي ها بالا و پائين ميدوند، جمعشون كنيد كه دستتون بد جوري خونده شده. ملت ايران در كنار ملاها حواسشون به اونها هم هست.

June 25, 2003

یک هموطن عزیزی گویا مطلب

یک هموطن عزیزی گویا مطلب دیروز در مورد فرمانده دانشگاه علوم انتظامي رو جدی گرفته‌اند، گرچه همچین هم شوخی شوخی نبود! شما اگه به شکل و شمایل و نگاه ایشان نظر بیندازید و مخصوصآ اگر آشنایی با حزب‌الله داشته باشید درک خواهید کرد که گرچه من طنزگونه نوشته بودم ولی باور بفرمایید بعضی وقتها من خودم فرق بین طنز و واقعیت رو در جمهوری اسلامی از هم تمیز نمی‌دهم. البته فکر نکنید که مقصر من یا این دوست مهربانمون هستیم‌ها! خیر اصلآ این چنین نیست این بیشتر به ماهیت جمهوری اسلامی برمی‌گرده چون بیشتر شباهت به یک جوک داره تا یک حکومت. این هم نوشته این دوستمون:


salam hasan agha .
rajebe khabare marboot be sardar kakooi neveshteh boodi ,
joori neveshteh boodi ke man fekr kardam vaghean hamchin harfi zadeh .
mashti ageh mikhay tanz benevesi ye jai aghallan beresoon ke in mozoo ke neveshti tanze .intor ke to bedoone moghaddameh gofti folani injoori gofteh vaghean be zahn motabader misheh ke taraf hatman hamchin harfi zadeh .chon khabaret hich booi az tanz nemidad.

گویا دوست ناشناسمان قلم رنجه

گویا دوست ناشناسمان قلم رنجه فرمودند و توضیحی در مورد نوشته هایشان در نظرخواهی خُسن آقا داده اند این هم توضیح ایشان:

حسن آقاي عزيز،

با عرض پوزش از اينكه قسمت پيامگيرت را به كپي خبرهائي كه در سايتهاي گوناگون خوانده بودم، تبديل كردم آنهم بدون اطلاع تو و بي هيچگونه هماهنگي قبلي با تو، سپاسگزارم كه اين را با بلند همتي و علو طبع پذيرا گشتي و حتي يكي از آنها را خود دوباره در سايت خودت بچاپ رساندي.

راستش را بخواهي با توجه به جو حاكم در ايران و التهابات و هيجاناتي كه با جنبش بحق مردمي همراه گشته ( و اينرا نيز نميتوان عيب اين حركت مردمي دانست و بنظر من كاملاْ طبيعي ميماند)، سزاوار ديدم تا در حد امكان اين اطلاعاتي را كه در مقايسه با ساكنين ايران در اين ديار راحت تر ميتوان بدست آورد، جمع نموده و بدينوسيله خلاصه اهم آنرا در اختيار خوانندگان جوانتر از خويش در ايران قرار دهم. در انتخاب اين اخبار سعي نمودم تا حتي المقدور جانب بيطرفي را نگاه داشته و تمايل به سوي مشخصي ننمايم و حتي در چند مورد اخبار و يا مقالاتي كه ناقض يكديگر بودند را پشت سر هم در پيامگيرت كپي نمودم. و نيز سعي كردم كه اين مطالب ناقض خرد و انديشه نبوده و روح زمانه را دريافته باشند. همچنين بعنوان يك ايراني سپاسگزارم كه خود پخش اخبار روز را در سيت خود جدي گرفته و در انتشار ايشان براي علاقه مندان ميكوشي. پرواضح است، براي كسانيكه دسترسي به اينترنت دارند، مطالعه روزنامه و مجله كمتر جدي گرفته ميشود و افرادي مانند تو سعي در پرنمودن اين گوشه هاي خالي مينمايند. اميدوارم كه اين عمل خودسرانه من تو و ديگران ناراحت نكرده باشد.

با اميد موفقيت و سلامتي براي تو

ناشناس

June 24, 2003

به گزارش خبرگزاري كار ايران

به گزارش خبرگزاري كار ايران ؛ ايلنا؛ عيسي كاكويي فرمانده دانشگاه علوم انتظامي در جمع دانشجويان و فراگيران دانشكده جنايي گفت:

آی ما مرغ دوست دارُم! هرچی مرغ بوخُورُم بازم کَمَه!! البته اگه شله زد نذری هم باشه بَدوُم نمی‌یاد‌ها! ولی مرغ یه چیزَ دیگَه هست. ما اصلآ خانوادگی نذری خور بودیم، البته قبلنا که جمهوری اسلامی نبود چون نذری کمتر گیرمون میومد آباو اجداد ما مرغ دزد بودند ولی خوب به برکت جمهوری اسلامی مرغ دزدی رو کنار گذاشتیم حالا ذیگه ماشاالله ماشاالله از بیت المال مستقیم میارن درخونه.

این مطلب از دوست ناشناسمان

این مطلب از دوست ناشناسمان است که در قسمت نظرخواهی نوشته شده، به خاطر با همیت بودن مطلب و همچنین دقت در نوشتن مطلب و نیز بخاطر شناخت خودم از پدیده ی مهاجرت و همچنین آثار بسیار زیان بار آن برای جهان سوم و سودکلانی که از این طریق به جیب کشورهای سرمایه داری می ریزد تصمیم گرفتم آنرا در صفحه ی اصلی قرار دهم. با تشکر فراوان از دوست ناشناسم

نگاهی کوتاه به مسئله مهاجرت و آثار آن
• يکی از بليه‌هائی که بطور کم و بيش دامنگير تمام کشورها است مسئله فرار مغزهاست. متاسفانه بعضی از دولتها بطور آگاه و يا نا آگاه اين بليه را دامن ميزنند و فرار مغزها را تشديد و دائمی ميکنند. دولت ايرانيكی از اين دولتها بوده است


دکتر حميد زنگنه
Hxz0001@widener.edu
دوشنبه ٢ تير ١٣٨٢

معمولا ميتوان بطور کلی گفت که کسانی که مهاجرت ميکنند از بهترين، روشنترين، و فعالترين افراد يک جامعه‌اند. در يک جامعه (چه اينکه اين جامعه يک شرکت ، يک شهر ، و يا يک مملکت باشد فرق کيفی ندارد بلکه فقط فرق کمی خواهد داشت) کسانی ميتوانند کار و مکان بهتری برای خود دست و پا کنند که حرفه آنها در بازار طالب داشته باشد. در نتيجه آنهائی که بالقوه ميتوانند مهاجرت نمايند از زبدهگان آن جامعه‌اند.


دلايل مهاجرت
مهاجرت افراد به سه دليل ميتواند باشد.
الف- دليل اقتصادی: برای يافتن يک زندگی بهتر برای خود و خانواده خود.
ب- دليل سياسی: برای فرار ازرنج و ستم و شکنجه زندگی در کشورهائی که آسايش سياسی، اجتماعی، و فردی کمتر وجود دارد.

ج- دليل عاطفی: برای پيوستن به ساير افراد خانواده.
ولی بايد توجه داشت که در نهايت، دليل مهاجرت و ترک از وطن هر شخص، از دست دادن اميد به آينده خويش در کشور زادگاه خويش است چون فقط جبر زمان ومکان ميتواند انسان را به بريد ن تمام علا ئق انسانی وکنار گذشتن عرق ملّی وادار کند و به دنبال قوس قزح به غربت بفرستد. بنابراين هر چند که ميتوان علل مهاجرت را به منظور آمارگيری در سه بند بالا تقسيم کرد ولی، نهايتاً نااميدی از آينده است که باعث ميشود نخبگان مملکت به خانه و زندگی خود پشت پا بزنند و به ديار غربت پناه بياورند.

چرا ممالک ميزبان مهاجر قبول ميکنند؟
يکی از فاکتورهای مهم رشد اقتصادی هر مملکت بستگی به رشد نيروی کار آن دارد. در عين حال رشد جمعييت و در نتيجه نيروی کار در کشورهای پيشرفته در رکود بوده است. بنابراين تنها راه برای رشد نيروی کار قبول مهاجر بوده است. در اين راستا رقابت شديدی بين کشورهای پيشرفته برای جذب نيروهای کارمجرب و حرفه‌ای وجود دارد. بزرگترين مغناطيس سرمايه‌های انسانی امريکا بوده است. تعداد کل مهاجرين به امريکا دردويست سال گذشته بيش از ٧٥ مليون نفر و فقط در دهه ١٩٩٠ حدود ١٥٨٠٠٠٠٠ نفربوده است.

کانادا نيز از اين موهبـت استفاده سرشاری کرده است. هر چند که مرغ همسايه برای شهروندهای کشورهای توسعه يافته نيز غاز بوده است و همه ساله تعدادی از نخبه‌های کانادا به امريکا مهاجرت ميکنند ولی تراز مهاجرت به کانادا به علت مهاجرت از کشورهای ديگر به کانادا مثبت بوده است. کانادا فقط در دهه ١٩٩٠ ميلادی بيش از ٢٢٠٠٠٠٠ نفر مهاجر قبول کرده است. شايع است که نخست وزير کانادا اظهار کرده بود که از انقلاب ايران برای هد يه نيروی انسانی تحصيل کرده و ثروتمند به کانادا متشکر است.

ولی کانادا فقط بطور پاسيو منتظر مهاجرين با سرمايه مالی و انسانی نبوده است. در سال ٢٠٠٠ در يک برنامه پنج ساله دولت ٥٠٠ مليون دلا ر سوبسيد برای دانشگاهها تصويب کرد. منظور از اين برنامه کمک به دانشگاهها برای تعليم و پرورش نيروی انسانی لازم برای شرکتهای‌های تک و برای شرکتهائی که احتياج به محققين مجرب تراز اول دارند قلمداد شد. باين صورت با اينگونه برنامه‌های آينده نگر هم ازمهاجرت کارشناسان کانادائی جلو گيری ميشود و هم کارشناسان کشورهای ديگر را به کانادا جذب ميکنند و تا کنون در اين مورد موفق بوده‌اند.

اسرائيل ازاين قافله هيچوقت دور نبوده است. اسرائيل کشوری است که اکثرا از مهاجرين تشکيل شده است و در اين مورد سياست فعال درهای باز را برای کليميهای دنيا بکار برده است. اسرائيل بعلل سياسی که همه ازآنها مطلعيم و احتياج به تکرار ندارند احتياج مبرمی به جذب مهاجرين جديد دارد

بنابراين نه تنها مهاجرين مذهبی را با آغوش باز ميپزيرد، سياستهای بسيار مناسبی برای جلب مهاجردارد. بطور مثال اخيراً سياستهای بخصوصی برای جلب و جذب کليميهای آرژانتين که بيش از ٢٥٠٠٠٠ هستند ترتيب داده است . مثلا اجازه ميدهد که افراد ملّيت قبلی خود را حفظ کنند، برای آنها بيمه درمانی ، کار، و کلاس زبان ترتيب ميدهد و برای هر کدام حدود ٢٠٠٠٠ دلار مدد معاش ميپردازد.

ايران و مسئله مهاجرت
مهاجرينی که از کشورهای ثروتمند مانند ايران به کشورهای ثروتمند ديگر ميروند، بر خلاف آنهائی که ازکشورهای فقير و جنگ زده مانند افغانستان که به ايران مهاجرت کردند، بيشتر تحصيل کرده و کارگران ماهر بوده‌اند . هر چند که آمارها‌ی رسمی ضد و نقيض هستند ولی بين يک تا سه مليون از افراد ثروتمند، تحصيل کرده، کارشناس، و کارگران ماهر ايران به دلايل مختلف به خارج و به خصوص به امريکا مهاجرت کرده‌اند. بنابراين ضرر قابل توجهی که مهاجرت ايرانيان به خارج داشت بيشتر متوجه سطح بالای اجتماع (سطح مديريت ) وبخصوص دانشگاههای مملکت شد.

دانشگاههای مملکت که در خاورميانه بی رقيب بودند د ر دو دور زير عنوان "پاکسازي" وبعداً در لوای "انقلاب فرهنگي" به سطحی غير قابل قبول برای کشوری مانند ايران تنزل دادنه و اين سيل هنوز نيز ادامه دارد. فارغ اتحصيلان دانشگاهها بعلت عدم وجود کار و نا امنی سياسي-اجتماعي-اقتصادی به طريقی به خارج از کشور مهاجرت موقت ميکنند و وقتی از مواهب ينگه دنيا کامشان شيرين شد و به بدست آوردن انچه که ميخواستند اميدوار شدند راه برگشت ندارند و سکونت موقت آنها به سکونت دائمی تبديل ميشود.

بايد توجه کرد که ضرر مهاجرتها فقط به سطح مديريت و دانشگاهها نبوده است. صنايع ايران نيز ضربه مهمی متحمل شدند. بطور مثال ميتوان صنعت قالی بافی را نام برد. تا پيش از انقلاب فرش ايران از نظر کيفی رقيب قابل ملاحظه‌ای نداشت. قاليهای هند و پاکستان و چين نميتوانستنداز نظر کيفيت با فرشهای بافت ايران رقابت کنند.

بنابراين بازار فرش ايران منحصر به ايران بود. فرشهای چين و هند و پاکستان و غيره نيز برای خود بازاری جداگانه داشتند. ولی در سالهای گذشته که قاليبافان ايرانی به پاکستان و ديگر نقاط دنيا مهاجرت کرده‌اند فرشهای بسيار زيبا با کيفيت بسيار خوب به بازار فرستاده‌اند و رقيب سر سختی برای فرشهای بافت ايران شده‌اند. در نتيجه ارز خارجی که به ايران ميرفت اين روزها به پاکستان و هند و چين ميروند.

مهاجرت ميتواند يک طرفه نباشد.
تجربه کشورهای جنوب (کشورهای فقير و در حال توسعه) نشان داده است که هر چند که برای بيشتر آنها مهاجرت شهروندانشان غير قابل جبران و دائمی بوده است بعضيها متوجه شده‌اند که هر چند نميتوان اين شاهراه را مسدود کرد ولی ميتوان آن را دو طرفه کرد. در اين راستا هند، تايوان، چين، و تا حدی ويتنام در سالهای اخير موفق شده‌اند شاهراه مهاجرت را تا حدودی دو طرفه کنند.

آنها توانسته‌اند از طريق شهروندان سابق خود بين سيليکان وَ لی کاليفرنيا و کشورهای خود رابطه بر قرار کنند و باين طريق تکنولژی و در بعضی موارد سرمايه مالی را نيز به مملکت خود جذب نمايند. بنابراين هنديهای آمريکائی با دسترسی به منبع عظيم نيروی تحصيل کرده هند در هندوستان سيليکان وَ لی هندی در هندوستان تشکيل داده‌اند که با سيليکان وَ لی کاليفرنيا رقابت ميکند. اين رقابت بحدی رسيده است که مديران شرکتهای‌های تک در امريکا در عموم و شفافانه دلهره‌های خود را ابراز کرده‌اند. ترس آنها بر اين است که رهبری توليد تکنولژی جديد (بخصوص نرم افزار) که مهمترين منبع رشد اقتصادی امريکا بوده و تمام همّ آنها هميشه بر اين بوده است که اين رهبری را به هر قيمتی است برای خود نگهدارند را از دست بدهند.

چرا مسئله فرار مغزها مهم است؟
حد اقل دو دليل مهم وجود دارد که فورّيت اين مسئله را ميرساند:
١-- تعداد افراد با هوش و تحصيل کرده محدود است و اين يک امر ژنه تيکی است و دولت نميتواند آنرا تغيير دهد.
٢-- تعليم و تربيت اين افراد هزينه فراوانی برای مملکت دارد. تخمين زده‌اند که تربيت هر پزشک برای امريکا بيش از يک مليون دلار هزينه دارد. بنابراين هر پزشکی که يه امريکا بيايد حدود يک مليون دلار به اقتصاد امريکا کمک مجانی داده است. ولی اگر به فرض محال امريکا راضی شود که به کشور فرستنده اين پول را بپردازد آنهم ضرر کشور فرستنده را جبران نميکند زيرا اضرار جنبی آن برای کشور فرستنده زياتر از يک مليون دلار است.

شرايط لازم برای جلو گيری و تغيير جهت فرار مغزها
با توجه يه تاريخ کشورهای ديگر بايد توجه نمود که بستن راهها چاره جلو گيری از اين درد گريبانسوز نيست. افرادی که برای آنها تاب زندگی تحت يک شرايطی تمام شده است به طريقی خود را آزاد خواهند کرد.

اگرفرار کوبائيها، ويتناميها، و آلمانيهای شرق آلمان قبل از يکی شدن آلمان، و غيره و غيره را ناديده بگيريم، حد اقل اين امر در مورد ايرانيان مصداق دارد. همه ما به داستانهای وحشتناک و دلخراش "فرار گله اي" فرزندان ايران از مرزهای کوهستانی ترکيه و پاکستان اطلاع داريم. همه ما به نوعی از وضع زندگی اسفناک ايرانيان در کمپهای مهاجران ايرانی در پاکستان، تايلند، ترکيه، و ساير نقاط دنيا آشنائی داريم و احتياج به يادآوری آنها نيست. بنابرابن اغراق نيست که گفت دولت قدرت بستن راههای فرار از مملکت را ندارد. حال بايد ديد که اگر نميتوان جلوی آنرانميتوان بست، چگونه ميتوان جريان سيل را آهسته کرد و يا جريان را دو طرفه کرد؟ در اين راستا بايد از تجربيات کشورهای پيشرفته استفاده کرد و سياستهای موفق آنها را درنگهداری و بالاخره جذب مغزها دنبال کرد.

١-- سرمايه گذاری در دانشگاهها به منظور تعليم و تربيت نيروی کار لازم و ايجاد کار برای نخبگان و فراهم سازی همکاری آنها با شرکتهای جديد داخلی و خارجی. اين الگوئی است که چين و کانادا استفاده نموده‌اند. کانادا در سال ٢٠٠٠ يک طرح پانصد ميليون دلاری برای اين کار اختصاص داد. چين طرح بسيار هنگفتی برای ايجاد يکصد دانشگاه که بتوانند در سطح بين المللی رقابت کنند به اجرا گذاشته است. اين نوع طرحها نه تنها از فرار مغزها جلوگيری ميکند، احتياج فرستادن فرزندان انها به خارج برای مطالعه را نيز کم ميکند.
٢-- افزايش حقوق و مزايای دانشگاهيان يه سطح جهانی تا مزايای مالی کار در خارج از بين برود و خارجيان همچنين (حداقل ايرانيهای مقيم خارج) بتوانند بدون زيان و مضيقه مالی برای کار موقت به ايران بروند. اين طرحی است که قطر به اجرا گذاشته است و موفق بوده است.
٣-- آزاد سازی تجارت خارجی. باين طريق ايرانيان مقيم خارج ميتوانند شعبی در ايران ايجاد و با آنها براحتی معامله و مراوده کنند.
٤-- آزاد ساری رفت و آمد به خارج. هيچ دليلی نيست که که ايرانيان با پاسپورت ايرانی با پاسپورت وطن جديد شان ويزای ورودی يا خروجی بگيرند. يک امريکائی، حتی در اين زمانه که اوضاع رفت و آمد سخت شده است و ياصطلاح کنترل شديد ميکنند، بدون اجازه دولت و به دلخواه خود سفر ميکند و اين امريکا آمال تمامی دنيا است و مردم آن فرار نميکنند چون احتياجی به فرار کردن ندارند. بايد تمامييت دولت برای ايرانيهای مقيم خارج امنيت سياسی، اقتصادی، و اجتماعی بدون شرط ايجاد و اجرا کند.

٥-- ايجاد محيط زيست قابل قبول سياسی، اجتماعی، و اقتصادی. در مطالعه‌ای که آکبر تربت انجام داد باين نتيجه رسيد که بيشتر مهاجرين ايرانی مهاجرين سياسی و نه مهاجرين اقتصادی هستند. من در جای ديگر نوشته ام که مسئله‌ای که ايران را به ورطه ورشستگی کشانده است نا امنی سياسی، اقتضادی، و اجتماعی است. تا زمانيکه اين مسئله حل نشود مسائل ديگر حل نخواهند شد.
٦-- تضمين سرمايه‌های مالی و مغزی (اينتلکچوال پراپرتی).

چکيده بحث
يکی از بليه‌هائی که بطور کم و بيش دامنگير تمام کشورها است مسئله فرار مغزهاست. متاسفانه بعضی از دولتها بطور آگاه و يا نا آگاه اين بليه را دامن ميزنند و فرار مغزها را تشديد و دائمی ميکنند. دولت ايران از اين شق دولتها بوده است. اگر از يکی دو سالی که دولت رفسنجانی دعوتی عموم از ايرانيان مقيم خارج برای بازگشت به ايران نمود که متاسفانه ديگران آنرا تخطئه کردند بگذريم، در بقيه بيست و چند سال گذشته دولت اسلامی با ايرانيان مقيم خارج سرستيز داشته است. همچنين سياستهائی در مملکت اتخاذ نموده‌اند که باعث راندن مابقی آنها در ايران است. اگر اين وضع ادامه يابد روزی خواهد رسيد که مملکت نتواند باندازه کافی برای خود افراد جديد تربيت کند. روزی خواهد رسيد که ما برای دکتر و معلم نيز مانند ساير چيزهائی که صادر کرده‌ايم دست به دامن قطر و دوبی بشويم.

June 23, 2003

ماه قربان نزدیک است اینکه

ماه قربان نزدیک است
اینکه حزب الله انسانهای وحشی هستند همه آگاهند، چیزی که اکثرآ از یاد می‌بریم این است که اینان نادان ترین اقشار جامعه هستند، که به سادگی قابل بهره‌برداری (manipulation) هستند. فراموش نکرده‌ایم عاقبت مامورین دون‌پایه‌ی ساواک را که چگونه مورد سوء استفاده قرار گرفتند و آخر سر هم به حال خود رهایشان کردند و رفتند. اینها بخاطر کمبود عقل هیچ‌گاه به این آگاهی نمی‌رسند تا درک کنند که آب از آب گذشته و کار حکومت تمام است. هنوز که هنوز است با چشمان بسته به حمایت از مافیایی می‌پردازند که از آنها فقط بعنوان ابزاری برای امور خود استفاده می‌کنند و آن روزی که دیگر نیازی به آنها نداشتند یا به‌حال خود رهایشان می‌کنند یا در شرایط حادتر به قربانگاهشان می‌فرستند تا بلکه خود چند روزی بیشتر حکومت کنند. فراموش کرده‌اید واجبی خور کردن سعید امامی را!؟ حال امروز نوبت قربانی کردن سعید عسگر است باید دید که این همای سعادت بر دوش کدام بدبخت دیگری در پیچ و خم حوادث آینده خواهد نشست و او را نیز به همین روش به قربانگاه بفرستند. شاید نفر بعد حُسین شریعتمداری باشد کجای‌اش را دیده‌اید!! این تازه شروع ماه قربان است، قربانی‌های بیشتری در صف‌اند تا کی نوبتشان برسد.

هفته‌نامه شما ارگان جمعيت مؤتلفه در شماره آخر خود می نویسد:

سعيد عسگر و همدستانش نقشه آمريكا را تكميل كردند

شما(29/3): اكنون نوبت توضيح كامل و كافي مسئولان است كه اصل ماجرا و عاملان اصلي و خطوط مرتبط با آمريكا را براي مردم آشكار كنند و با قاطعيت و طبق قانون با اين عوامل برخورد نمايند. چهره‌ها، قلم‌ها، نوشته‌ها و گوينده‌هايي كه به اين عوامل دامن زدند و سنگ‌پراني كردند و به ماشين مردم آسيب رساندند و شعار غيردانشجويي دادند و همچنين چهره‌هايي كه بنام حزب‌اللهي، مرتكب ضرب و شتم دانشجويان شدند و نقش امثال سعيد عسگرها، كه با يك گروه به خوابگاه دانشجويان علامه طباطبايي ريخته‌اند و عليرغم منع همه مسئولان وبيانيه‌هاي بسيج و انصار حزب‌الله كه نفي هرگونه برخورد غيرقانوني را كرده‌اند، ضرب و جرح كرده‌اند و دقيقاً نقشه آمريكايي‌ها را تكميل كرده‌اند بايد در اين وقايع براي مردم روشن شود.

این بیچاره‌های حزب‌الله‌هی مثل بره می‌مانند هم در عزا و هم در عروسی باید قربانی شوند. عاقبت بره بودن همین است دیگر، بره‌ی بینوا را که به شام دعوت نمی‌کنند! او را برای شام آماده تبخ می‌کنند همین.

June 22, 2003

این مطلب رو از یک

این مطلب رو از یک همشهری دریافت کرده ام که بدون هیچ تغییری ملاحظه می کنید:

"سلام در ابتدا از شما تشکر می کنم به خاطر اطلاع رسانی و افشای رژيم جمهوری اسلامی ...
عرض شود چندی پيش جهت تمديد گذرنامه خود به اداره گذرنامه شيراز واقع در فلکه وليعصر مراجعه کردم ؛ در اين منطقه چندين اداره انتظامی در يکجا جمع شده است يعنی اطلاعات نيروی انتظامی - اداره اماکن کل استان فارس - اتباع امور خارجه - دفتر رياست جمهوری و اداره گذرنامه . در ابتدا که بايد فرم می خريد يم که قيمت آن به بهانه پست ناگهان از 550 تومان به 2800 رسيده بود! وپس ازتکميل آن از کليه افراد از عکسهايشان به بهانه های مختلف ايراد می گرفتند و عکاسی در آنجا داير کرده بودند که افراد بالاجبار مجبور بودند دوباره عکس بگيرند آن هم با قيمت 2000 تومان ! و حتی شاهد بودم که از اشخاص 2000 تومان می گرفتند جهت اينکه گذرنامه آنها را سريعا به آنها بدهند که صد البته دست رييس گذرنامه(سرهنگ خادم الصادق) هم حتما در کار بوده است ... چون گذرنامه را او هم بايد امضا می کرد.... رابط اين شخص که گويا شخصی بنام ابراهيم فخرايی است تمام اين امور را انجام می دهد و جهت اطمينان می توانيد يکی از دوستانتان را به آنجا بفرستيد و ببينيد که چه پولهايی روزانه از مردم اخذ می شود من خودم شاهد بودم که پيرزنی که از فرسنگها دور تر آمده بود تا گذرنامه بگيرد تا به مکه برود بيچاره از عکس وی ايراد گرفتند و پول ديگری برای برگشت به خانه نداشت! ضمنا از بعد از عيد تمام قيمتهای تمديد و صدور گذرنامه چند برابر شده است تا اون بالايی ها هم از دزدی عقب نمانند...ضمنا جديدا ماموران اطلاعاتی که در آنجا مستقر هستند همگی از ترس مسلح شده اند و حتی ماموران بلند پايه اداره های آنجا هم برای ناشناس ماندن با لباس شخصی بر سر کار
حاضر می شوند. خواهشمند است با انعکاس اين خبر در سايت خود ديگران را از اين دزدی ها آگاه فرمايد تا بلکه تا اندازه ای جلوی اين راهزنی سر گردنه گرفته شود. با سپاس فراوان از شما ناشناس "

بيانيه‌ي خانواده‌هاي متحصن دانشجويان دستگيرشده

بيانيه‌ي خانواده‌هاي متحصن دانشجويان دستگيرشده
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي
برخي از خانواده‌هاي دانشجويان دستگيرشده‌ي دانشگاه تهران در پي تحصن اعتراض‌آميز در مقابل مسجد اين دانشگاه، بيانيه‌اي صادر كردند.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران در بخشي از اين بيانيه با اشاره به آنچه از آن به عنوان بازداشت‌هاي غيرقانوني اخير، ياد شده، آمده است: ما خانواده‌هاي دانشجويان دستگيرشده كه طي روزهاي اخير به تمام مراجع قانوني امكان‌پذير مراجعه كرده و جوابي نگرفته‌ايم، امروز شنبه، از ساعت 5 بعدازظهر در مسجد دانشگاه تهران تجمع كرده و از مقامات مسوول و از هر كه قادر به جلوگيري از قانون‌شكني باشد، استمداد مي‌كنيم.
در ادامه‌ي اين بيانيه آمده است: بديهي است در صورت عدم آزادي هر چه زودتر دانشجويان يا حتي حداقل اعلام اطلاع رسمي از وضعيت آنها و تضمين رعايت قانون در مورد آنها، اين حركت را تكرار مي‌كنيم.

امشب بقدری عصبانی بودم که

امشب بقدری عصبانی بودم که میخواستم بیایم اینجا ویک صفحه فحش نثار دین و ملا بکنم و بدون آوردن هیچ دلیلی بروم بخوابم. ولی بعد تصمیم گرفتم بجای این کار جریان را تعریف کنم چون گمان می‌کنم که اثرش بیشتر از فحش دادن به ملا و مذهب باشد چون ایندو روزانه به اندازه‌ی کافی فحش نوش جان می‌کنند.

حکایت از اینقرار است که امشب با ایران صحبت می‌کردم. در ایران دختر عمویی دارم که از بچگی باهم بزرگ شده بودیم و همیشه غمخوار یکدیگر بودیم. امشب با صدایی لرزان زنگ زد و خبر از دستگیری پسر 16 ساله‌اش را داد. وحشت تمام وجودش را گرفته بود. گویا بعد از دستگیری به خانه آمده‌اند و زندگی‌شان را هم بهم ریخته‌اند و خوب طبق معمول دیش ماهواره و فیلم و چمی دان بطری مشروب و خلاصه هرچه که برای یک زندگی زنده و شاداب نیاز است با خود برده‌اند. مغولها چنان وحشتی در این خانواده ایجاد کرده بودند که دختر عمویم التماس می‌کرد که به هر قیمتی است راهی برای خروج پسرش از ایران پیدا کنم چون دیگر نمی‌خواهد شاهد اینگونه صحنه‌ها باشد و تنها جگرگوشه‌اش را از او بگیرند.
به او گفتم که قربانت بروم اگر ملت ایران اتحاد داشتند تاکنون باید این حرامزادگان را به دریا ریخته بودند. در ایران %80 درصد ملت مخالف این رژیم هستند ولی زمانی که جوانان به خیابانها می‌ریزند فقط 3 تا چهار هزار نفر به حمایتشان می‌آیند! چه توقعی دارید آخوند بیرحم هم که هم پول در اختیار دارد و هم اوباش، خوب معلوم است که می‌گیرد و شکنجه می‌کند و می‌کشد مگر غیر از این هم از اینها توقع دارید!؟ برای نجات خود در ایران هیچ راه دیگری بجز یک قیام ملی و همه گیر و مرگ یک بار و شیون یک بار سر یک به یک آخوندها را بریدن و نسل هرچه عمامه بسر است را از روی خاک پاک ایرانزمین برداشتن وگرنه تا قیامت همین روند است و باید با اینها سوخت وساخت.

اجازه ندهید که این اوباش بدون هزینه هر کاری دلشان می‌خواهد بکند. خاطرم می‌آید در دوران انقلاب توی شیراز چند ماه آخر کار ما شده بود شکار سرباز اسم‌اش را هم گذاشته بودیم شکار گنجشک. با یک تیرکمان راه می‌افتادیم پشت بامها مخصوصآ پشت بام بازار چون راه فرار زیاد داشت با تیرکمان و سیم فلزی بجای سنگ از اون بالا میزدیم به صورت سربازها و ماموران ساواک در آنروزها شایع شده بود که چندین سرباز چشم خود را از دست داده بودند.
نگاه کنید به این بچه‌های فلسطینی و از آنها یاد بگیرید با تیرکمان وسنگ به شکار تانک مدرن اسرائیلی میروند باید هزینه را برای شان زیاد کرد از اینکه دست روی دست بگذارید و به آنها اجازه دهید که بدون هیچگونه هزینه‌ای هرکاری دلشان می‌خواهد بکنند روز بروز پرروتر می شوند، یا مبارزه نیم بند را کنار بگذارید و مطیع آخوند بشوید یا تمام عیار به مبارزه شان بروید هزینه بیخود ندهید هزینه را بالا ببرید آنقدر بالا که دیگر نتوانند هزینه را تحمل کنند و ورشکسته شوند.

June 21, 2003

بریت این فراخوان رو امضا

بریت این فراخوان رو امضا کنید:
امضا فراخوان

June 20, 2003

یکی از دوستان این میل

یکی از دوستان این میل را امروز برایم ارسال کرده دیدم بد نیست آنرا بخوانید:

toye hameye shahr haye iran ( taghriban ) shologhe . ( tehran , esfehan , mashhad ,...) majera az eteraze daneshjoha nesbat be pazireshe daneshjo ba pol shoro shod ke mardom be onha peyvastan va toye mashin hashon bogh mizadan , shabe aval momaneate chandani nabod va mardom khayli shoaar dadan bar aleyhe rahbar , daneshjoha ham ye bayaniye sader kardan baraye barkenariye rahbar .

shabe 2 ham mardom hamon ja jam shodam vali niroye entezami va lebes shakhsi ha onja bodan , niroye entezami az mardom hemeyat kerd va joloye lebas shakhsi haro gereft , mardom soar midadan " niroye entezami hemeyet hemeyet " ...

toye in modat khayli etefagh ha oftad daneshjoha joloye motore lebas shakhsi ha sim migereftam vaghti motor mioftad onha ham mirikhtan sare lebas shakhsi ha va mizadaneshon , mardom ham har jayi basiji ha ya lebas shakhsi ha ro tanha gir miovordam mizadaneshon .

roze jomee baad az mosabeghe ghrar bod mardom toye meydone azadi jam beshan vali otobus hayi ke az varzesh ghah harekat kard mikhast mardom ro parakande kone va jayi ghyr az miydone azadi bebare , tedadi az in otobus haro mardom be tasarof dar ovordan va ranande hashon ro piyade kardan va be samte meydane azadi harekat kardan vaste rah polis joloshon ro gereft onhaham piyade rah oftadan ,toye medone azadi mardom 50 ta az lebas shakhsiharo kotak zadan ke 7 ya az onha toye bimarestan bastari shodan .

toye mashad mardom seda osimaro beraye chand saat tasarof kardan .

tye esfehan 2 ta az pasgaha be daste mardom oftade va mardom selah haro badashtan .

ye olagh ro ro saresh amame gozashtan va to gardanesh akse khatami va be domesh akse khamenei ro avizon kardan . va beyne mardom velesh kardan .

ama toye karaj man didam ke mashin niroye entezami ro atish zadan basiji haro kotak zadan , shishe haye bank haro shekondan .

ye roz mardom toye ye khiyabone asliye karaj 2 ta kamiyon ajor to khone ha pakhsh kardan , shab ke shod az balaye poshtebomeshon ro sare niroye entezami o basijo .... rikhtan khiyabon jaye rah raftan nadasht az bas pare ajor tosh bod .

masle avale enghlab mardom toye shishe mavade monfajere mirizan va be samte doshman part mikonan .

az saate 11 be bead halate hokomat nezamiye hameye khabon ha por az nirohaye mosalah . vali mardom baz ham mirizan tore khiyabon shoar midam atish mizanan savg mindazan .

albate nirohaye mosalah ( doshman ) ham vaghti daste be kasi berese be ghaste kosh mizanetesh , dokhtaro pesar , zan o mard farghi nemikone .

harki dast gir beshe ba parvande zendani mishe (3 ta 10 ,15 roz ).

midone harkas ro ke betonen migiran o mibaran ba taghsir ya bi taghsir .

mardom alani be rahbar fosh midan .

toye karaj 2 nafar koshte dade , shiraz 2 nafar ro ba tir zadan ke 1 nafareshon morde , peseshkesh migiof man vaghti didamesh tir az vasate sinash rad shode bod , vali pazashk ghanoni gofte be elate zarbeye chagho morde baad in pesare 18 sala ro dafn kardan va be khanevadash etela dadan

toye esfehan ham koshte dade va az valedeyne shon taahod gereftan ke be gan on ha tasadof kardan .

dar majmo vaz khayli kharabe , khabar neghar haro gereftan .

afrade nehzate azadi ro gereftan .

felanin haro bekhon ta baad

June 19, 2003

مرگ بر خامنه‌ای چرا؟ چند

مرگ بر خامنه‌ای چرا؟
چند روز پیش که عکس سمت چپ با شعار مرگ بر خامنه‌ای را به پیروی از خلبان کور در اینجا گذاشتم مورد اعتراض شمر، بیغرض و کاسا قرار گرفتم. دلیل اینکه تا کنون پاسخی نداده بودم این بود که به این دوستان وقت کافی داده باشم تا در تفکر خود تجدید نظر کنند و به معانی گفته‌های خود بیندیشند تا شاید خود به اشتباه خود پی ببرند و مساله منتفی گردد.
حال که گویا دوستان بر سر عقیده‌ی خود هستند! قصد بر این کردم که توضیحی بدهم و از این موضوع بگذرم. قبل از ادامه موضوع نوشته این سه دوست را با هم بخوانیم و بعد به پاسخم خواهم پرداخت:

شمر می‌نویسد:

دوست گرامی خُسن آقا
بی رودربایستی باید بگوییم که از این شعار مرگ بر خامنه ای در وبلاگت خوشمان نیامد!
چرا که شعار "مرگ بر" شعاری اسلامی است.
اگر ما بگوییم مرگ بر مانند آنان مسلمان شده ایم.
وانگهی باید خامنه ای های را محاکمه کرد و باید حفظ شان کرد تا مردم بدانند که در این کشور چه گذشته است و به این ترتیب از به روی کار آمدن چنین جانورانی در آینده جلوگیری کنیم.

کاسا هم می‌نویسد:

با سلام دوست عزیز
از وبلاگ شما دیدن کردم ولی کمی ناراحت شدم . البته ناراحتی من نه بدلیل طرفداری از حکام باشد بلکه روشی است که شما انتخاب کرده اید . مطمئنا میدانید که افرادی در سیاست و اهدافشان موفق هستند که با زبان منطق سخن برانند و در سخنانشان به دلائل روشن تکیه کنند نه با مرگ بر ... یا کشیدن کاریکاتورهایی که در ان مصداق بارز بی ادبی دیده میشود . ما هم در راستای تحلیلهای سیاسی و موارد نظیر ان منتظر نظرات شما با تکیه بر دلائل کافی هستیم . کاسا

و بیغرض هم می‌نویسد:

من نيز با گفته هاي كاسا موافقم.


من شناختی از کاسا ندارم پس قضاوتی هم در باره نوشتارش ندارم ولی با شناختی که از شمر دارم به جهت مطالعه‌ی افکارش و طرح شعارهایی که او در این چند مدت مطرح کرده بعید می‌دانستم که کسی همچون شمر چنین برداشتی را از این عمل من داشته باشد و همچنین با شناخت بسیار خوبی که از بیغرض دارم.
دوستان چرا به بیراهه می‌روید. طرح شعار مرگ بر این یا آن دیکتاتور نه به معنای مرگ فیزیکی آنهاست بلکه به معنای مرگ سیاسی آنهاست، مگر شاه مرده بود!؟ درصورتی که پس از خلع او عینآ برای ملت ایران مرد، گرچه مرگ جسمی او سالها بعد اتفاق افتاد. اگر برطبق خواست شما بخواهیم شعار مرگ بر این یا آن را تعریف کنیم پس حداقل شمر در تناقضی گرفتار خواهد افتاد که بیرون آمدن از آن کار بسیار دشواری خواهد بود. دوست گرامی شمر جان شما روزانه سه تا چهار بار حُسین را با شمشیر خود می‌کشی مگر ما تاکنون معترض تو شده بودیم که چرا او را می‌کشی! دوست گرامی طرح این شعارها سنبولیک است حداقل از نظر تو و من! منی که در تمام دوران همیشه بر علیه اعدام و قتل عام موضع گرفته‌ام و همیشه اینگونه اعمال را محکوم کرده‌ام نیازی به دفاع از خود ندارم. در جای‌جای نوشته‌های من آثار اینگونه نگرش و طرزفکر دیده می‌شود.
وانگهی مگر نه این است که ما برای ملتمان مبارزه می‌کنیم. یا شما شعارهای اخیر را نشنیده‌اید یا اینکه دانشجویان را هم بهمان چیزی که مرا متهم کرده‌اید متهم می‌کنید. دوستان مشخصه تظاهرات اخیر همین شعار مرگ بر خامنه‌ای است و بس، یا در خوابید یا اینکه مبارزات مردم را قبول ندارید وانگهی من گمان نمی‌کنم طرح شعار مرگ بر خامنه‌ای از طرف داشجویان نیز چنین معنی داشته باشد که شما مطرح می‌کنید.

درهرصورت امید است که هموطنانی مثل شما که از آگاهی کافی برخوردارند با طرح اینگونه مسایل شعارهایی را که مطرح میشود زیر سوال نبرند که این کار از نظر من فقط به بیراهه رفتن است.

خمینی و جایگاه‌اش در بهشت!

خمینی و جایگاه‌اش در بهشت!
این مطلب را در خبرنامه گویا خواندم، البته مطلب از کیهان شریعتمداری است:

کيهان : « به گفته پيامبر اسلام روح الله خميني در سمت راست عرش خداوند جاي خواهد گرفت»

کيهان گوشه اي از پاورقي خود را که قصد دارد به تحليل بيانات سعيد حجاريان و مصطفي تاجزاده درخصوص انتخابات شوراها بپردازد - به پيامبر اسلام محمد بن عبدالله - اختصاص داده است : به نوشته روزنامه کيهان مورخ 26 خرداد ماه 1382 ص 14 - درست 1400 سال پيش ، محمد بن عبدلله پيامبر اسلام در حضور ابوبکر - زبير - عبدالرحمن و علي از مردي سخن مي گويد که قرار است در طرف راست عرش خداوند جاي گيرد و صورت و اندامش از نور پوشانده شود. نويسنده کيهان دوشنبه 26 خرداد ماه عقيده دارد پيامبر نام اين فرد را با صداي رسا در حضور ۴ نفر از بهترين اصحاب خويش تکرار نموده است : «روح الله (خميني)». پيامبر در فراز ديگري از سخنان خويش با اشاره به سلمان فارسي مي گويد :« که اين قوم فارس و ايرانيان اند که ايمان را حتي در کهکشان و ثريا نيز مي يابند »...

حالا برای تایید گفته شریعتمداری داستانی را که از آن دنیا گزارش شده گوش کنید تا باورتان بشود که این بچه حزب اللهی راست میگوید!!!
نقل است که پاسدار بدبختی را که در درگیری‌ها کشته شده بوده پس از عبور از موانع بسیار وارد حیاط (بهشت!!) می‌کنند البته بگمان خودش چون بیچاره باور داشته با این کارهایی که او برای اسلام کرده حتمآ جای‌اش در مرکز بهشت است با حوری‌های بهشتی.
همینطور که با کنترل‌چی بهشت!! داشته بطرف دفتر ثبت‌نان می‌رفته روی یک سنگی چهارگوش امام خمینی (مج) را ایستاده می‌بیند که از سر و بدن او نورهایی منور است. با خوشحالی بطرف معبوداش می‌دود و با فریاد می‌گوید رهبر عظیم الشان من یکی از سربازان فدایی شما هستم و خیلی خوشحالم که می‌بینم جایگاه شما در بهشت به این خوبی است و حتی نور امامت!! هم دور سر شما نورافشانی می‌کند. خمینی در جواب بدون اینکه سرش را بطرف پاسدار برگرداند با صدایی خشک و همراه با درد میگوید مردک کدام بهشت!! کدام نور امامت!! کدام کشک!! این را که می‌بینی گرز آتشین است که بدستور خداوند برای مجازات به مقعد من کرده اند و این نور دور سرم هم از همین گرز آتشین است.

June 18, 2003

اخبار دریافتی از شیراز

اینگونه به نظر می رسد که تهرانی ها دست از کار کشیده و دیگر فعالیت قابل توجهی ندارند اما در شیراز آزادی خواهان همچنان و حتی بیشتر از قبل نا رضایتی خویش را با فعالیتهایشان به همه نشان می دهند در چند شب گذشته چند تن از آزادیخواهان به یک محل تجمع بسیج حمله کرده و تعدادی از بسیچیان را مجروح کرده اند از تعداد دقیق مجروهان اطلاعی در دست نیست ولی 3 نفر از این بسیجیان خونریزی زیادی داشته اند که به خون احتیاج داشته اند. همچنین یک خانه نیز به آتش کشیده شده است در ضمن این چند شب به صورت پراکنده صدای گلوله فضای شهر شیراز را پر کرده است.

تا اخبار بعدی :-)

این ملیجک بدجوری به گریه

این ملیجک بدجوری به گریه افتاده و داره به آمریکایی‌ها میگه، آقا بیاید من حاضرم از کون شما هم بخورم فقط شما رخصت بدین ما چند صباحی دیگه بر ایران حکومت کنیم. بدبخت نمی‌دونه آمریکا که هیچ اگه تمام دنیا هم جمع بشن دیگه کاری از دست‌شون برنمیاد. چون دست آخر این ملت هستند که تصمیم می‌گیرند، و اونها هم که تصمیم شون رو گرفتن. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ...

June 17, 2003

عکسهای ایسنا رو که از

عکسهای ایسنا رو که از وحشی گریهای اوباش حزب الله گرفته شده را در این آدرس قرار دادم با HTML کد مبروطه اش هرکس خواست از این عکسها اسفتاده کنه و جایی روی وب نداشت میتونه از این عکسها اسفتاده کنه. خوب هست که این عکسها رو هرچه بیشتر روی نت مردم دنیا ببینند.

معرفی یک وبلاگ بسیار مفید

معرفی یک وبلاگ بسیار مفید
دوستان اگه اینجور وبلاگها یا منابعی رو می شناسید یک کم بیشتر فعال باشید و اینگونه فعالیتها رو به دیگران هم خبر بدیت.
با سپاس از رهگذرثانی که این آدرس رو برام فرستاد.

این وبلاگ همینطور که رهگذر ثانی نوشته مطالب رو به انگلیسی نوشته و از گوگل استفاده کرده تا اونو بطور اتوماتیک به زبانهای آلمانی، اسپانیایی، فرانسوی، ایتالیایی و پرتقالی ترجمه کنه این کار کار فوق العاده با ارزشی است. از کسانی که به زبان انگلیسی مسلط هستند و در محیط‌های دانشگاهی هستند و اخبار را راحت تر از دیگران بدست می آورند یا اینکه خود در درگیریها شرکت میکنند خواهش میکنم چنین کارهایی را بکنند و با ترجمه آن به زبانهای دیگه سعی کنند اینگونه اطلاعات رو روی نت ترویج بدهند چون اخبار این مبارزه باید در دنیا پخش بشه تا اثر خودشو بهتر بجا بگذاره وگرنه اوباش رژیم سر بچه ها رو زیر آب میکنند بدون اینکه آب از آب تکون بخوره. این کار فوق العاده با ارزشی هست. در اشاعه دادن نام این وبلاگ کوشا باشید. اگر در خارج از ایران زندگی میکنید آدرس این وبلاگ رو به روزنامه های محل سکونتتون ارسال کنید یا به دوستانتون بدید یا به ارگانهای بشردوست اطلاع بدید و خلاصه در هرجا که توانستید آدرس‌اش را ترویج دهید.

من میخوام یک لیست از

من میخوام یک لیست از دانشجوهای گزارشگر این کنار درست کنم اگه وبلاگهایی از دانشخوها می شناسید که به کار خبر رسانی مشغول هستند بمن خبر بدین.

این دو پاراگراف را بخوانید:

این دو پاراگراف را بخوانید:

هنگامي كه دادستان تهران، حكم توقيف يك روزه «كيهان» را صادر كرد، اين اميد به وجود آمد كه قوه قضاييه در صدد است، همزمان با احياي دادسراها، به بازسازي وجهه آسيب‌ديده خود همت گمارد و خود را از اتهام سنگين «جناحي بودن» تبرئه كند.

البته هرچند كه حكم توقيف موقت «كيهان» آن هم براي يك شماره در مقايسه با احكام صادره براي روزنامه‌هاي جناح ديگر، بسيار سبك بود لكن بايد به اين نكته توجه داشت كه تعطيلي 24 ساعته «كيهان» بيش از آنكه توقيف «يك شماره» باشد، «پيامي معنادار» به شمار مي‌رفت؛ پيامي كه با دستگيري چند عضو گروه فشار از جمله چهره شاخص آنها «سعيد عسگر» به شيوه ديگري دوباره فرستاده شد.

اگر گمان می‌کنید که این نوشته یک نشریه‌ی مخالف رژیم در خارج از کشور است کاملآ در اشتباه هستید. این نوشته ها از سایت خبری آقای رضایی، دوردانه‌ی آقای هاشمی است که تازگی‌ها بعد از اینکه از آتن برگشتند گویا از آمریکایی‌ها دستور گرفته‌اند که به این سبک بنویسند، و یا اینکه آقازاده که فرار کردند رفتن پیش عموسام برای پدر گرام شون پیغام فرستادند که مواضب باشید هوا پسه و قمر در عقربه ایشان هم گمان میکنند که با رنگ عوض کردن یک شبه می‌شود مردم را فریب داد.

June 16, 2003

حزب خرای تقدیم میکند: اطلاعیه

حزب خرای تقدیم میکند:
اطلاعیه رهبری
خانه : عرعر : اطلاعیه رهبری
اطلاعیه رهبری
• پخش زنده
• دريافت فايل صدا
اطلاعیه مقام رهبری در باره تظاهرات اخیر (۷ دقيقه)

آخرين عرعرها:
• اطلاعیه رهبری

June 15, 2003

یک مشکل اجتماعی ویک پاسخ!

یک مشکل اجتماعی ویک پاسخ!
چند روز پیش هموطنی با ارسال یک میل سوالی را برای من مطرح کردند که چندروزی است ذهن مرا به خود مشغول کرده بود، نه اینکه تصمیم به پاسخگویی نداشتم بلکه دو مشکل با این میل داشتم یک زبان میل بود که به انگلیسی نگاشته شده بود و مانده بودم که آن را ترجمه کنم یا اصل‌اش را بدون ترجمه منعکس کنم. ولی مشکل اساسی‌تر من نداشتن پاسخ بود! گرچه در ذهنم پاسخهایی داشتم ولی در درست بودن پاسخها شک و تردید داشتم و هنوز هم دارم، ولی چون روش و منش من بر این بوده و هست که پاسخگو باشم امروز تصمیم گرفتم به این نامه پاسخ!! گویم کرچه نیم بند باشد. باز هم تکرار میکنم من پاسخی برای این معضل ندارم ولی فقط سعی میکنم تا با طرح آن و انتشار افکار خود شاید بتوان به پاسخی درست! برسیم( انگار که پاسخ درست هم وجود دارد!؟ باور من حداقل بر این است که در رابطه با آنسانها هیچ پاسخی درست یا نادرست نیست اینها فقط برداشتهای ما هستند و بس)

اصل نامه را با هم می‌خوانیم:


Dear Hasan,

Its been a long time that I have been following your writings and I
must tell you that how much I enjoy reading them.

Today I was going through your recommended list of weblogs and for the
first time I opened Alpar, I wasn't interested at all until I saw the
name : Abdullah Shahbazi . Do you know who this guy is? He is one of
the first few "Tavabas" from Tudeh Party of Iran who actively took part
in extracting "Confessions" from the leaders of the party. It is
widely
known that he became one of Hussein Shariatmadry (this murderers son of
a bitch) assistance in Evin prison, alongside Mehdi Partovi.....

If you have read Faraj Sarkoohi's book, he talks about him.

What do you think about the notion of "Tavab". Do we reject them,
isolate them or should we encourage them to reveal the truth about
their
cooperation with the fascist Islamists? Maybe this would be an
interesting topic to raise with other like minded friends.

Ba Drood Farawan

Saeed


برای کسانی که با انگلیسی مشکل دارند، چکیده‌ی مضمون نامه چنین است. این دوست از لینک الپر که در وبلاگ من است(بود) به وب لاگ شخصی بنام عبدالله شهبازی رسیده‌اند و ادعای این دوستمان این است که نامبرده یک تواب است و از من سوال می‌کنند که نظرم در باره این معضل اجتماعی ما چیست.

نکته اول این است که من شخص عبدالله شهبازی را نمی‌شناسم و از اینکه نامبرده تواب است یا نه اطاعی ندارم در نتیجه این مشکل را به دیگران که آشنایی به تاریخ انقلاب اسهالی دارند وامی‌گذارم.

حال بر سر اینکه با توابین چه باید کرد هم من مشکل دارم چون واقعآ نمی‌دانم چه راه درست است چه را نادرست. حداقل یک چیز را می‌دانم و آن اینکه اینگونه اشخاص نباید در آیند در هیچگونه پست سیاسی شرکت داده شوند چون حداقل می‌توان گفت که یک تواب مسولیتی را (شرکت در یک حزب سیاسی) پذیرفته ولی هنگامی که مجبور به پرداختن هزینه کارهای‌اش شده از کیسه‌ی خلیفه بخشش کرده و دوستان و همفکران خود را لوداده و به کلامی ساده تر خیانت کرده(از نظر من خیانت به دوستان و آشنایان کثیف ترین کار است). یک معضل بی‌پاسخ دیگر هم میماند و آن این است که آیا اگر خُسن آقا را در "شرایط" یک تواب قرار دهند خیانت نخواهد کرد!؟

این را هم میتوانم با صراحت بیان کنم که چنین شخصی باید در یک دادگاه بخاطر به خطر انداختن جان دیگران یا حتی اگر بانی تباهی کسی شده پاسخگو باشد. البته پاسخگو بودن بمعنای محکوم شدن نیست چون متهم شدن و محکوم شدن دو مقوله‌ی کاملآ جدا از هم است و چیزی که بیشتر در مردم عامی به آن باور دارند این است که متهم شدن و محکوم شدن یک معنی دارد.

خلاصه بگویم شکافتن جراحات چرکین 24 سال کثافتکاری آخوند کار شخص بی سوادی مثل من نیست این را باید یک گروه تحقیق که درای مدارک و تجربیات کارشناسی در این زمینه هستند بطور بیطرف انجام دهند ولی همین‌قدر به خودم بعنوان یک شهروند اجازه می‌دهم که نظرم را در این باره بیان کنم.
باز هم می‌گویم من شناختی از آقای شهبازی ندارم و همزمان با این مطلب نامه‌ای هم بوسیله آدرس میل ایشان برایشان خواهم فرستاد تا از خود دفاع کنند البته اگر مایل بودند.

این هم آخرین خبر رسیده

این هم آخرین خبر رسیده از شیراز تنها تغییر داده شده در متن نام فرستنده خبر است که بصورت XXXXX نوشته شده. زمان دریافت خبر 25 خرداد ساعت 13:00

Salam

manam XXXXX

dishab jeloye mokhaberate VALIASR ke sare khiabone vali asre shiraz yani beine Zargari va AfifAbad hast chan ta az bajehaie Telephone ro mardom atish zadan , :-)
in akhbare tavasote yeki az khabar negaran javan eraee shode hast va kamelan sehat darad , khode TV ham ke kamelan dare elam mikone ke vaz kharabe va mardom nabayad eghteshash konan

bye

آيا ديگر بار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پيش از

آيا ديگر بار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پيش از اينكه به نوشتن ادامه دهم، اقرار ميكنم كه با بيان اين جملات و طرح اين پرسشها، مورد سرزنش و پرخاش بسياري از خوانندگان قرار خواهم گرفت. ميدانم كه عده اي خير نيز خواهند گفت كه اي آقا حالا موقع چنين پرسشهائي نيست. بعضاْ عده اي نيز احياناْ مرا متهم به داشتن وابستگي و علاقه به رژيم حاكم بر ايران خواهند كرد اما چه باك از ياوه گوئيها، من ميگويم.

بگذاريد تا وقايع اخير در ايران را در كنار هم و حدس در باره رابطه هايشان با يكديگر دوباره بررسي كنيم :


هژده تير با تمامي خاطرات تلخش براي ملت ايران دارد نزديك ميشود و طبيعي است كه مردم اين فداكاري و شهامت فرزندان تحصيلكرده اين مملكت را پاس داشته و فراموش ننمايند.

مصباح يزدي صحبت از كمك پانصد ميليون دلاري آمريكا به گروههائي در ايران ميكند كه سعي در براندازي رژيم ملايان دارد. سام براون بك سناتور آمريكائي نيز از همين ميگويد و فقط مبلغ را پائين تر ذكر ميكند ( پنجاه ميليون دلار). پس چيزي وجود دارد و ملايان نيز بيم آن دارند كه از ميان ايشان كسي پنهاني با آمريكا به توافق رسيده باشد و بخواهد كه سر ديگران را زير آب نمايد. فراموش نكنيم در كودتاي ضد مصدق و در اوج هيجانات و التهابات مردمي بناگاه با پرداخت صدهزار دلار از سوي سيا مسير مبارزات عوض شد و دكتر مصدق سرنگون. پس مشابهات اين امر در ايران چندان هم بيسابقه نيست و مكرر بوقوع پيوسته.

شاهدين وقايع اخير صحبت از نقش فعال و آرامش طلب دانشجويان در تظاهرات ميكنند و در همين زمان گفتمان به حضور فعال و اغتشاشگر موتورسواران طرفدار رژيم نيز كشانده ميشود كه تنور نا آراميها را بگونه اي داغ نگاه ميدارند. هر دو امر بنا به تاْئيديه هاي وارده از ايران صحيح بنظر ميرسند.
معمولاْ رژيمهاي توتاليتر در چنين مواردي سعي در اجتناب از گسترش ناآرامي و تحريك دارند و در ايران امر بگونه ديگريست.

جنبش دانشجوئي و حركت اصلاح طلبان (كه هر دو عمدتاْ خواهان جاينشين گشتن نظام مردم سالار و مستقل از مذهبيون ميباشند) بنظر ميرسد كه آغاز به گزيدن راهي براي مبارزه نموده اند كه احياناْ بدون دخالت كشورهاي خارج هم به مقصد خواهد رسيد. اين راه ميتواند (الزاماْ نه ولي ميتواند) براي كشورهائي كه علاقه به تعيين نوع حكومت آينده ايران دارند مشكل آفرين باشد.

فراموش نكنيم كه در اواخر دوران رژيم پهلوي نيز ارتش بيكبارگي و بي انتظار تسليم گرديد گرچه سران ارتش حتي تا پاي جوخه هاي اعدام بالاي سر حاج آقا خميني به شاه وفادار ماندند. مسئله تباني براي انتقال قدرت از پهلوي ها به خميني ها بود كه در بحبوهه هيجانات مردمي و بي اطلاع ايشان انجام گرفت. آيا ديگر بار در گرماگرم پيكارهاي بحق مردم، باز هم بر سر حقوق ايشان معامله اي در پيش است؟

مردم ايران مدتهاست كه ماءيوس و ناراضي هستند. مردم ايران علاقه به شركت در اجتماعات ضد رژيم دارند. مردم ايران ميخواهند كه خود تعيين كننده سرنوشت خويش باشند. مردم ايران همچنين علاقه به شركت و يا حداقل تماشاي چنين مراسمي دارند. سئوال اينستكه گوشه هائي از اين جنبشها و شورشها تا چه حد متاْثر از عوامل وابسته و غير ايراني ميباشند و چه فيلتري براي جدا كردن سره از ناسره از سوي ايراندوستان تعبيه گرديده است. آيا صرف مخالفت تنها با رژيم، براي جزئي از جنبش مردمي شدن و احياناْ سو دادن به آن كافيست؟

با آغاز رياست جمهوري آقاي خاتمي، بسياري از نويسندگان فضا را براي نبشتن باز پنداشته و به اين امر اقدام ورزيدند. اين عده بسرعت شناسائي شده و در طي قتل هاي زنجيره اي بر طرف گشتند. اين ماجرا گروههاي داخلي مخالف رژيم را مدتها به بهت كشاند صرفنظر از اينكه در مملكتي مانند ايران تعداد اينگونه افراد معدود ميباشد و فقدان ايشان بسادگي براي جامعه جبران پذير نيست. آيا باز چنين دامي گسترده شده است؟

در خبر هاست كه ايالات متحده با گروهها و نمايندگان اقوام در ايران بطور جداگانه به ايجاد رابطه پرداخته است. هدف چيست؟ براي عراق كليه گروهها و نمايندگان اقوام در زير يك سقف و همزمان مخاطب قرار ميگرفتند. در مورد ايران وضع بگونه ديگر است. چرا؟ ايا از اتحاد و ايجاد ارتباط و تبادل نظر ايرانيان با يكديگر وحشت بدلها راه پيدا كرده است؟ اينكه گروههاي مخالف رژيم بايستي براي ايجاد تفاهم بين المللي و دفاع از مواضع ايران با ديگر كشورها گفتگو كنند (منظور به بيع گذاشتن منافع ملي و خود ملت نيست)، امريست درست ولي چرا گروهها بطور جداگانه و مجزا مخاطب قرار ميگيرند؟

بسيار علاقه مند هستم تا نظر خوانندگان ،اظهارات و ايرادات ايشان را بدانم. تنها با تبادل نظر و حفظ نظم فكري درون خودمان ميتوانيم بر مشكلات و جهل غلبه كنيم. اين نيز روشن است كه نميتوان تمامي وقت را به بحث و گفتگو پرداخت ولي بدون آن نيز آزادي واقعي ميسر نميباشد.


بيغرض

ادامه و شدت گرفتن درگیریها

ادامه و شدت گرفتن درگیریها در شیراز
این بار هم همشهری ها آبروی خُسن اقا را حفظ کردند و پیگیر تر از همیشه وارد میدان شدند. آنچنان تظاهرات در شیراز فراگیر شده که روزنامه VG نروژی هم که همیشه دیر ازخواب بیدار می شه از خواب بیداراش کرده اند و مجبور شده در نسخه اینترنتی روز یکشنبه در مورد وقایع ایران و مخصوصآ در مورد ..... شیراز نوشته . خوب معلومه اون واژه قبلی رو که ممنوع کردید حالا خُسن آقا مونده و چندتا نقطه. در هرصورت گویا اینطوری که VG مینویسه در پنجمین شب درگیریهای مخالفان رژیم (این واژه "درگیری" بهتره!!؟ بجای اون واژه که بد بود!) و حزب الله در ایران در یک شهر جنوبی ایران بنام شیراز درگیری‌های شدیدی بوقوع پیوسته تظاهر کندگان شعارهایی علیه ملاها میدادند.
این روزنامه همچنین نوشته که درگیری‌ها در تهران منجر به ضدوخورد بین نیروهای ان صار و مردم و همچنین نیروهای بسیجی و مردم. ( ما آخر نفهمیدم چه فرقی هست بین ان صار و بسیجی) مگه اینها همگی چماق دار نیستند!؟)

اول یک خبر، تیشع جنازه

اول یک خبر، تیشع جنازه اولین جانباخته انقلاب نوین ایران فردا در شیراز انجام خواهد شد.

اقا ما پشیمون شدیم دیگه نمی‌خوابیم. آخه اینطوری که بوش میاد شما حوصله ندارید و مثل یک بچه هفت ماهه میخواهید همین امشب خواهر مسلمین جهان را بگایید. حالا که بناس ما بیدار باشیم پس بهتره که یک تحلیلی از سایت آقای رضایی بیضه راست مجلس مصلحت بیضه اسلام ناب محمدی همونی که تازگی‌ها دکتر هم شده، شناختید اونو! بنیوسم.
اگر حتی 3 روز پیش رفته بودید به این سایت کاملآ معلوم بود که یک سایت حزب الله است. ولی امشب انگار مرکز انقلاب نوین ایران شده برید و ببینید چطور بعضی ها رنگ عوض میکنن.
چند تیتر خبری را با هم مرور می‌کنیم:
● سعيد عسگر دستگير شد
● پزشكي قانوني شيراز در گزارشي علت مرگ فرد مذكور را ضربات متعدد چاقو اعلام كرده است
● فرمانده نيروي انتظامي مستقيما حادثه گيشا را پيگيري مي‌كند
● گزارش «بازتاب» از وقايع بامداد شنبه
● آتش‌سوزي در خوابگاه دانشگاه صنعتي اصفهان
● سعيد عسگر،حادثه گيشا را رهبري مي‌كرده است
● نامه سرگشاده دانشجويان به رييس‌جمهور
● حادثه كوي دانشگاه دوم در گيشا رقم خورد
● تا خون در رگ ماست، پهلوي رهبر ماست!!

سر جدتون قسم امشب انقلاب

سر جدتون قسم امشب انقلاب نکنیدها!! من باید برم بخوابم خوابم میاد. حد‌اقل تا صبح صبر کنید تا من هم بیام. آقا نامردی اگه امشب انقلاب کنیدها! من 24 سال منتظر این موقعیت بودم حالا نامردی شما بدون من انقلاب کنید صبر کنید حد‌اقل تا صبح.

گویا روند فروپاشی شروع شده.

گویا روند فروپاشی شروع شده. اینکه سوال کردم که آیا سعید عسگر بازداشت شده یا نه بخاطر این بود که هرچه باشد اینها بازوی رژیم‌اند یا بهتر است بگوییم بازوی قاعداعظم‌اند و زمانی که قاعداعظم مجبور به قطع بازو میشود یعنی اینکه قانقاریا بد جوری پیشروی کرده و در هرصورت یک بازو و یا یک پا را مجبوری ببری و تازه این کار دلیل حاصل شدن بهبودی نیست.
می‌تواند خیلی دیر شده باشد و دیگر حتی قطع عضو فاسد هم دردی را دوا نکند. و مرحله بعدی مرحله مرگ است. البته اینها هنوز به اون مرحله نرسیده‌اند، هنوز چند هفته یا شاید ماه باقی است.

مرحله بعدی به احتمال قریب به یقین حسین شریعتمداری یا لاریجانی یا چمی‌دانم یک کوفت زهرمار دیگری را باید به قربانگاه بفرستند. و زمانی که کار اینها تمام شد. نوبت به هاشمی و یا شاید مسباح برسد ولی دیگر این روند قابل توقف نیست، و نوید صبح وطلوع خورشید است. این روزها من به زندگی خیلی امیدوار شده‌ام.
امیدوار وشاد باشید.

ادامه اغتشاشات در شیراز چند

ادامه اغتشاشات در شیراز
چند لحظه پیش تلفن دیگری از شیراز داشتم که خبر از ناآرامی‌ها و شادی وبوق زدن‌های ممتد مردم را در خیابانها و میادین شهر شیراز میداد. برطبق گفته مخاطبم، امشب دامنه اغتشاشات به خارج از محدوده بلوار چمران هم کشیده شده. گفته میشود این اغتشاشات تا مناطقی به فاصله 15 تا 20 کیلومتری بلوار چمران که معمولآ مرکز اینگونه اغتشاشات است نیز کشیده شده است.

زمان دریافت خبر: یکشنبه 25 خرداد ساعت 01:00 بامداد بوقت ایران

یک سوال: آیا این خبر که سعید عسگر را پلیس دستگیر کرده صحت دارد؟؟

June 14, 2003

این خبر رو همین چند

این خبر رو همین چند لحظه پیش از شیراز دریافت کردم و بهمین شکلی که دریافت کردم مشاهده‌اش می‌کنید


Salam
dishab to Shiraz 2 nafar koshte shodan, yani mamora vaghti ke donbaleshon bodan az roye poole chamran part mishan pain va mimiran albate in marge yekishone yeki dovomi ro man nemidonam vali in khabar movasaghe ke 2 nafar koshte shodan .

پاسخ به یک هموطن

دیروز نامه ای از یک دوشیزه جوان هم وطن دریافت کردم که مرا شدیدآ متاثر کرد، به همین خاطر تصمیم به پاسخ گویی به این نامه را گرفتم. قبل از پاسخ نامه این دوشیزه هموطن را بدون هیچگونه تغییری باهم می خوانیم فقط من به نکاتی که در این نامه از نظر من جالب پاسخگویی می‌باشد را به رنگ قرمز منعکس می‌کنم.


salam

khahesh mikonam in mailo ta akharesh bekhoonin

man yek dokhtare 12 sale az iranam neveshtehaye shomaro kheili vaght nist ke mikhoonam amma az harfatoon fahmidam ke adame manteghi hastin.

mikhastam begam man ba afkar aghayed va harfaye shoma mokhalef nistam amma matlabi ke mikham begam ineke shoma be ghole khodetoon jatoon amne kharej az iran neshastin va mikhain ba ma hamdardi konin vali aya vaghean mifahmin man va amsale man inja harfemoon chie? shoma oonvar che dardi dari? oontaraf neshasti ba khiale rahat bedoone hich tarsi harchi mikhay migi be ino oon naseza migi va javoonaro tashvigh mikoni

nemigam karetoon eshtebahe shoma va amsale shoma har kari ke az dastetoon bar biad darin mikonin

dar toole tarikh harvaght beine dolatha moshkeli pish miomade in mardom boodam ke tavanesho pas midadan

mardom boodan ke mijangidan hamdigaro mikoshtan bedoone inke hich khosoomati az hamdige dashte bashan va in dar hali bood ke mosabbebane aslie in jangha dar kharej az meidoon nezare mikardand,dastoor midadand va dar enteha niz tamamie manafee hasel ro be nafe khodeshoon zabt mikardand.

hala inja irane inja jang nist amma mardom khaste shodan az dini ke beheshoon tahmil shode az hokomati ke ba neyrang rooye kar omad va ghodrat ro dar dast gereft va keshvare bozorg o ghodratmandi manande iran ro nagahan az arsh be farsh avorde.

va hala shoma shomayi ke dar antarafe in marzha hasti bebin aya doroste dar kharej az god istadan, nezare kardan va tasmim gereftan baraye bazigarane in bazi.

azatoon mamnoonam az tamame delsoozihatoon va harhatoon

az inke vaghtetoono be man dadin tashakor mikonam va agar khastin javabi be man bedid lotfan dar weblagetoon javab bedin ya mail bezanin

az inke ba fonte farsi naneveshtam maazerat mikham

khoda negahdar


ای‌کاش سید علی چلاق به اندازه یک چهارم این دختر خانم 12 ساله عقل می‌داشت در آن صورت ایران گلستان شده بود! فقط نگارش زیبای ایشان مرا ساعتها به خود مشغول داشت.

هموطن عزیزم درنامه‌تان به اختیار یا از روی بی‌احتیاطی مرا به چند لقب ملقب کرده‌اید که برای شفاف شدن اوضاع بد نیست به آنها پاسخ گویم. اول مرا به منطقی بودن ملبس کرده‌اید که مایه شرمندگی من شدید. اولین نکته‌ای که در نامه شما مرا دلگیر کرد این جمله شما بود که "شما اون ور چه دردی داری ... بدون هیچ ترس.." دوست گرامی زمانی من کمر به مخالفت با رژیم بستم که شما هنوز بدنیا نیامده بودید و در آنزمانها که آقای خمینی و اوباشان‌اش ابزاری همچون "صندوقهای رای با آماری بالاتر از %90" !! و تظاهرتی ملیونی!! در اختیار داشتند، باور کنید وحشتی در دل هر مخالفی می‌آفریدند که بیا و ببین، منظورم آنزمانهایی است که کوچکترین مخالفت با رژیم حتی در خارج از ایران عقوبتی کمتر از نابودی بدنبال نداشت.
بگمانم که فضای آن دوران بسی رعب‌آور بود ولی من بدون هیچ امیدی به آینده به مبارزه خود با رژیم ادامه میدادم نه بخاطر اینکه امیدی به پیروزی بود و پاداشی، بلکه بدلیل اعتقادی که به باورهای خود داشتم به راهم ادامه می‌دادم، باور کنید اگر برای پاداش می‌بود همکاری با رژیم در آن دوران پاداشهای بس دلنشینی داشت، در صورتی که پاداش مخالفت با رژیم فقط مکافات بود و عقوبت. اما خوشبختانه امروز شاهد آن خیزشی هستیم که در آن سالها حتی خوش باورترین ماها هم در خواب هم نمی‌دیدیم، همانا منفور شدن رژیم ضد مردمی خمینی و نابودی خمین‌ایسم. گمان نمی‌کنید که کمی دیر باشد که این حقیر را که سالها با این رژیم مخالفت ورزیده‌ام امروز می‌خواهید به راه راست!! هدایت کنید!؟

نکته دیگه‌ای که مرا شدیدآ متاثر کرد این جمله شما بود که مینویسید" مسببین اصلی این جنگها در خارج از ایران .. " دوست گرامی من هیچگاه نه جنگ افروز بوده‌ام نه وابستگی به هیچ دولتی داشته‌ام پس این نکته شما بی اندازه بی‌انصافیی است. مخصوصآ که در این تغییر و تحولات ایران، هیچ منفعت یا زرری نصیب من بعنوان یک شخص نخواهد شد. بعد از سرنگونی رژیم ایران باز هم من مقیم نروژ خواهم بود (متاسفانه) و باز هم به انتقاد از هر شخص یا گروهی که بخواهد منافع کل جامعه میهنم را بخطر بیندازد ادامه خواهم داد.
بنی آدم اعضای يکديگرند      که در آفرينش ز يک گوهرند

همچنین در آخرین انتقاد خود نیز به بیراهه رفته‌اید و مرا متهم به تغییر رژیم کرده‌اید من عقاید خودم را ترویج میدهم و این کار را بدون هیج سلاحی انجام میدهم و هرکه بخواهد گوش می‌دهد و آن که نخواهد گوش نمی‌دهد. آیا در این کار هم آزاد نیستم!؟

در خاتمه باز هم میگویم نامه شما مرا بسیار تحت تاثیر قرار داد.

اغتشاشات در شیراز امشب با

اغتشاشات در شیراز
امشب با تماسی که با شیراز داشتم این خبرها را از یکی از دوستان دریافت کردم:

اغتشاشات در شیراز هم گویا شروع شده، امشب (دیشب 13 جون) جمعیت زیادی در بلوار چمران شیراز جمع شده بودند که باعث درگیری هایی در این خیابان شده است.پلیس با استفاده از گاز اشک آور در صدد متفرق کردن تظاهرکنندگان بوده و نیروهای بسیج ضد مردمی با جوانان درگیر شده اند. در رودخانه خشک شیراز که به موازات بلوار چمران است جوانان با آتش زدن علف های خشک و لاستیک اتوموبیل برای بی اثر کردن گاز اشکاور استفاده کرده اند.
همچنین دیده شده که دخترها با برداشتن روسری های خود ورقص و پایکوبی به ماموران رژیم کج دهنی میکرده اند.
از حدود ساعت 9 و سی دقیقه شب ماموران انتظامی راههای منتهی به بلوار چمران را مسدود کرده اند و به هیچ کس اجازه ورود به این بلوار را نمیداه اند.

ساعت دریافت خبر: 24:30 به وقت شیراز

June 13, 2003

آرشیو مبهوت را امید بازسازی

آرشیو مبهوت را امید بازسازی کرده و آن را برای من فرستاده. آرشیو را می‌توانید در این آدرس بخوانید. نکته‌ای که قابل تامل است این است که من قبل از امید مشغول بازخوانی آرشیو‌اش بودم که به نکاتی جالب در مورد مفقود شدن‌اش یا ربوده شدن‌اش یا هرچیزی که میخواهید اسم‌اش را بگذارید برخوردم ولی متاسفانه هنوز وقت نکرده‌ام آن را بطور کامل باز خوانی کنم، حتمآ این کار را در تعطیلات آخر هفته انجام خواهم داد از دوستان دیگری هم که وقت دارند یک نگاهی بشکل یک کارآگاه به این آرشیو بیندازند. فراموش نکنید که پشت این نوشته‌ها یک انسان قرار دارد که به احتمال قوی بوسیله اوباشان رژیم شاید اکنون که من این مطلب را مینویسم درحال شکنجه شدن باشد. کاری بکنید دست روی دست نگذارید.

یک نکته دیگه که باید اضافه کنم اینه که بعد از این جریان مبهوت تصمیم گرفتم لینهای پرشین بلاگ را از توی صفحه ام حذف کنم چون نمی‌خواهم دوستان را به این دامی که رژیم پهن کرده راهنمایی کنم. دلیل‌ اینکه هنوز این کار را نکرده‌ام این است که برنامه‌ای که لینکها را جمع آوری میکند باید تغییر داده شود و این کار را هم در اولین فرصت انجام خواهم داد.

June 12, 2003

آیا هنوز کسانی هستند که

آیا هنوز کسانی هستند که بر این نظر باشند که با این اوباش باید با ملایمت رفتار کرد یا هنوز امیدی به اصلاحات در حکومتی که چینین بی آبرویی در مرکز هرم قدرت قرار دارد وجود دارد!!. باور کنید اگر امکان‌اش بدستم برسد قطعه بزرگ این رجاله‌ی تاریخ ایران گوش‌اش خواهد بود رحمی درکار نخواهد بود. این رجاله شریفترین ایرانیان را وباستگان اجنبی می‌نام درصورتی که از ملا سرسپرده تر در ایران وجود ندارد، همگی خودفروخته هستند.

بیاد رفتگان از عرصه‌ی وبلاگ‌استان

دیروز که مطلب اعتراض به نوشته‌ی ابول‌بلاگر را نوشتم دیروقت بود رفتم بخابم یادم به کسانی افتاد که بخاطر دفاع از چیزی که به آن اعتقاد دارند مجبور شدند حتی از نوشتن در دنیای مجازی هم دوری جویند. رفتم به فکر هیس، زمانی که او نوشتن را متوقف کرد من تازه وارد دنیای مجازی وبلاگستان شده بودم و زیاد هم او را نمی‌شناختم ولی بعد از اینکه مجبور به اسعفتا شد چند مطلب‌اش را به لطف امید که به زنده کردن وبلاگهای مرده تخصص دارد خواندم. دیدم که بیخود نبود که او را از زیر تیغ سانسور ولی فقیه گذراندند. بهمین خاطر فکر کردم بد نباشد به یاد هیس این نوشته را از او بخوانید. درضمن یادآور بشوم که آرشیو‌اش هنوز زنده است.
قبل از اینکه مطلب رو بخونید توضیح بدم که این مطلب انتخابی نیست این رو شانسی انتخاب کردم:

Saturday, August 03, 2002


● سلام و عليک يا جميع المخلصيني و کثير المفلسيني في کل البلاد الايران و السلام عليک الي جميع الخا ئفين مـِــن ال چماقنا والتفنگنا والفشنگنا والبقية الچيزهايمان . اسلام عليک الي ام نا و زوجنا و بنتنا و آبجينا (در کل العرض کنم الناموسنا ) في البيوت ال عفافنا ، اسلام عليک الي کل النسوان تحت الفشار في الجنت اليد سازنا و عفت البيتسازنا . اسلام و الدرود و الهزار باريکلا و الدوهزار باريکلا به الاون ابا البيامرزی که هذا الپيشنهاد مشتي رو الارائه داد .
بنده برادر فشارکي يکي از اعضای گروه فشار از اين به بعد در کنار اين مردک بي ادب ، آريا که طبق سخنان گه هر بار برادر پشت صحنه شمس الواعظين ، بهداشتي حرف نميزند ، مطالب نغز و نظرات هجو خودم را اينجا خواهم نوشت . لازم به ياد اوری نيست که من نماينده آقا ولي کد خدا در وبلاگ هيس خواهم بود و تا يک وقتي خدايي نکرده اينجا از زير دست مقدس آقا دست نخورده و انگشت نزده در نره .
همانطور که برادران و روم به ديوار ، خواهران ميدانند اين مردک مزلفِ کوني ِ ، سگ پدر ِ بي پدر ِ در به در ِ خاک به سر هيچ شعور و تربيت نداره ، اين نامبرده ء کون بشور ( متضاد کون نشور ، يکي از فحشهای خيلي بد برادران انصار و گروهای فشار ) اصلا عفت کلام نداره و کونده خوار اصلا عفت کلام عصمت زبان رو در نوشته هاش رعايت نميکنه ، لذا در شورای ا َ ن قــُــلاب فرهنگي ، تصميم گرفته شد که بنده مدتي را در کنار اين جونور به امر کتابت مشغول شوم .
البته اهداف ديگری هم درگرفتن اين تصميم مد نظر داشتيم که اصليترين آنها زدن مخ اين خورشيد خانم و ندا خانم بود .
راستش بنده البته از طرف حاج آقا( پيشنماز مسجد سر کوچه مون) حکم خروج از دين اين دو تا خانم رو داشتم ، به زبان ديگه اين دوتا خانم جزو اموال خصوصي بنده به حساب مياين چون که از دين خارج شدن ، وليکن اين که خودمون مخشون رو بزنيم و جفتشون رو ببريم شهد خدمت آقا تا آب توبه بريزيم سرشون يه چيز ديگس .
من از اين به بعد گه گاه در هيس خواهم نوشت و بيانيه های گروه فشار شعبه شهر نو را به اطلاع شما ملت عفاف پرور ميرسانيم .
بيانيه گروهای فشار در مورد طرح عفاف
ساملکم . هاپ هاپ .
بدين وسيله بدون هيچ گونه احساس حيا از محضر شهدا ، جانبازان ، ورزشکاران دلاوران نام آوران ، به نام يزدان پيروز باشيد .
(صدای نويسندگان بيانيه هم در اين بيانيه به چشم ميخورد )
ــ حاج آقا فشارکي احمق ، مومن کس نگو اينقدر ، اين يک آهنگ بود که وقتي علي دائي به گوام گل ميزد ميذاشتن
ــ ا شرمنده حاج اقا الان درستش رومينويسم.
خلاصه ما اعلام ميکنيم که از آقا ميخوايم که ما يعني گروهای فشار را بنا به دلايل زير مسئول راه اندازی و و دريافت وجوه دريافتي حاصل از کسب و کار خانه های فشار ببخشيد !!!! خانه های عفاف !!!!! بکنند .
اولا خواهران و مادران و دختران و زنهای ما بار اصلي اين کار را بر دوش ميکشند . بيخود که نيست ما خودمون جلق بزنيم چون نواميسمون شب خونه پيش ما نيستن بعدش مردم برن بزنن توش، تازه ما هم پولشم نگيريم ؟
دوما : کار اصلي که در خانه های عفاف انجام ميشود فشار است ،از انجا که فشار نام گروه ماست ، پس بايد خود ما عهده دار مسئوليت اين خانه ها باشيم ( طبق قانون کپي رايت )
سوما : تو کل بلاد اسلامي و غير اسلامي از ما کس کشتر پيدا نميشود .
و من ال آقا توفيق
خدافظ شما



شخصيت بالا که مشاهده ميکنين از مخلوقات جديد بنده هستند ، از دوستاني که موافق ادامه دادن نوشته های اين شخصيت هستند خواهش ميشود که يه ايي ميل برای من بفرستند تا من هم خير سرم يکم دموکراسي دار بشم !!! .
يا حق

□ نوشته شده در ساعت 1:29:02 AM

اگر گمان می‌کنید که مبهوت از یادم رفته در اشتباه هستید فقط درحال باز سازی آرشیواش هستم تا بعد به وضع او هم بپردازم.

عقل‌کل! یک عده ای باید

عقل‌کل!
یک عده ای باید برای هر چیزی و هر موردی اعلام نظر بکنند وگرنه دنیا بهم میریزه. یکی نیست بگه آقا جان مگه مجبوری!! میگن چرا عصبانی میشم، چرا آمپرم میره بالا، چرا داغ میکنم، باور کن اگه شما هم بودین تاحالا گیرپاج کرده بودین میگین نه!؟ خودتون بخونید ببینید چی نوشته مردک:


شانس آورديم
خوشبختانه باوجود شلوغ‌کاری‌ها و اغراق‌های راديوها و تلويزيون‌های ماهواره‌ای، درگيری‌های اطراف دانشگاه از همان منطقه فراتر نرفت و عمومی نشد. معلوم است که اين بار مردم حواسشان هست و مواظب بچه‌هايشان هستند که بی‌خودی خود را به دردسر نيندازند. خبرها حاکی است که چند نفر هم دستگير شده‌اند که دل آدم می‌سوزد. احتمالا يک سری جوان احساساتی شهرستانی هستند که چيزی برای از دست دادن ندارند. بابا الان وقت درگيری خيابانی نيست، وقت نامه نوشتن و امضا جمع‌کردن و وب‌سايت درست کردن و اين جور کارها است که هرکدام به اندازه‌ی يک تجمع تاثير دارند.

12:02 PM

مواظب بچه‌هاشون هستند بنده‌ی خدا اگه یکی بچه باشه تو هستی، اینایی که دارن با رژیم خونخواری مثل رژیم ملاها می‌جنگند تا امثال من و تو بیایم خارج بعد هم چسناله‌های این‌چنینی بکنیم، یک سرو گردن از من و تو بلندتر‌اند البته نه از لحاظ هیکل میگم‌ها منظورم از لحاظ عقل هست. چون از قرار معلوم تو هم یک کمی عقل‌ات پارسنگ میبره وگرنه نمی‌نوشتی "احتمالا يک سری جوان احساساتی شهرستانی هستند که چيزی برای از دست دادن ندارند" حالا انگار خودت مثلآ تحفه نطنز هستی! که مثلآ فلانِ غول رو شکستی که مثلآ بچه تهران شدی!! مگه فرقی هم میکنه که توی کدوم خراب شده بدنیا اومدی. وقتی این جور حرفها رو می‌شنوم تازه دوزاریم میفته که چرا کسانی مثل ملای خمین و خامنه تونستن سوار ما ملت بشن، وقتی افکار ما مثل شما باشه، حاج آقا! وضع مملکت بهتر از این هم نباید باشه.
این جمله رو بخونین :

وقت نامه نوشتن و امضا جمع‌کردن و وب‌سايت درست کردن و اين جور کارها است که هرکدام به اندازه‌ی يک تجمع تاثير دارند

ای بدبخت به امثال من و تو میگن مبارز سوفا نشین (مبل نشین). اگر من و تو 5 هزار سال هم امضا جمع کنیم و وبلاگ بنویسیم آب هم از آب تکان نخواهد خورد. اگر این جوانان نبودند که 16 آذر و 18 تیر رو بیافرینند من و تو باید امروز میرفتیم توی سوراخ موش قایم می‌شدیم بلکه آخوند نیات نفسمون رو بگیره.

June 11, 2003

نمی‌خواهم رئيس جمهور بشم! مگه

نمی‌خواهم رئيس جمهور بشم! مگه زوره!؟
سر علی! یکی به این آقا یک‌کم التماس کنه بلکه از خر شیطون بیاد پایین و حتمآ رئیس جمهور بشه. والله اخبار از بلاد اسلام هم نشان از این داره که گویا تظاهرات دیروز هم برای همین بوده!! مردم میگفتن خاتمی استعفا استعفا، برای همین بود دیگه!! چون میگن بهتره حالا که بنا است گوه بزنن به همه چی توی اون مملکت خراب شده! بهتره بزارن این کوسه‌هه گوه بزنه، هم بهتر گوه میزنه و هم اینکه بعد خوب بلده گوه زدنهاش رو ماست مالی بکنه. عجب رنگ با حالی میشه‌ها! سفید و خردل چه چیز هنرمندانه‌ای میشه! به سر مبارک این دوتا قسم.
منبع عکس و خبر

June 10, 2003

در تهران چه خبر است؟

در تهران چه خبر است؟ خواهشمندم دوستان وبلاگ نویسی که به اطلاعات دقیق دسترسی دارند آنرا به اطلاع دیگران برسانند اجازه ندهید اینبار هم رژیم با حیله و نیرنگ جوانان را به انفعال بکشانند.

پشت دانشجویان را خالی نکنید. از آنها حمایت کنید اینها فرزندان شما هستند. سردمداران رژیم و کارکزارانشان اعرابی هستند که 13 قرن بر ایران حکومت کرده‌اند

آقای !!دكتر محسن رضايي!!، دبير

آقای !!دكتر محسن رضايي!!، دبير مجمع تشخيص مصلحت بیضه اسلام در گفت‌وگویی با ايسنا فرموده‌اند:

براي شركت در سمينار علمي در آتن به دليل پذيرش مقالات، از من دعوت شد و در آن سمينار شركت كردم و طي يك روزي كه در آنجا بودم دو سخنراني در صحن عمومي سمينار و دو نشست در كميسيون‌هاي سمينار داشت. البته سمينار چهار روز بود كه من تنها در يك روز آن شركت كردم.

ببین علم چقدر به گوه کشیده شده که این تاپاله هم به کنفرانس علمی دعوت می‌شه!؟ البته که همین هم باید برسر علم بیاید! در جهانی که جرج بوش کلانتراش باشد و سیدعلی چلاق ولی فقیه‌اش روزگار علم هم از این بهتر نخواهد شد.
اگر دنیا بر روی چرخهای طبیعی‌اش میچرخید مطمئن باشید که جنابعالی حتی سبزی فروش محله هم به سختی می‌شدید، با پوزش از سبزی فروشان شریف متاسفانه مجبور به استفاده از این واژه شدم.
بگمانم که شما بدجوری فراموش کردید که جایگاه‌تان چه بوده و قبل از انقلاب در کجای جهان قرار داشته‌اید ولی خوب نگران نباشید عمر من وشما کفاف این را میدهد که ببینیم در آینده نچندان دور جایگاه واقعی خود را باز خواهید یافت.

بُزَک نمیر بهار میاد خربوزه

بُزَک نمیر بهار میاد خربوزه با خیار میاد

این مطلب رو با دوتا

این مطلب رو با دوتا نظر که یکی در وبلاگ خودم نوشته شده و دیگری در وبلاگ مبهوت و هر دو از شبح عزیز است با هم بخوانیم تا بروم سر روضه ی امروز، بله درست خوندید چون این چیزایی که من اینجا مینویسم گویا مثل روزضه است به گوش هیچ کس فرو نمیره


نظر شبح در نظر خواهی من:
حسن‌آقای عزيز!
آيا فکر نمی‌کنی اين کارها برای ترساندن وب‌لاگ‌نويس های داخل کشور است و به تر است به آن دامن نزد؟
اين روزها خيلی با عصبانيت و ناسزاگو می‌نويسی. خسن‌آقای عزيز باور کن کار اين کشور با عصبانيت جلو نمی‌رود. ضمنا اين رژيم خودش يد طولایی در پرورش لومپنيسم دارد بايد با آن مقابله کنيم نه آن را ترويج کنيم.
ما مثل هميشه مخلط شما هستيم البته!

نظر شبح در نظر خواهی مبهوت:
بايد ديد نظر شرکت فخيمه‌ی پرشين بلاگ در اين مورد چيست! من فکر مي‌کنم کل موضوع بلوفی براي ترساندن وب‌لاگ‌نويس‌ها باشد. بلاخره قوه قضاييه! اگر بخواهد اين کار را شروع کند موردي انجام نمي‌دهد ناگهان يورش مي‌برد! که به نظر مي‌رسد الان در موقعيت اين کار نيستند. هر چند نبايد هوشياري را از دست داد.

شبح عزیز شاید حق با شما باشد وقتی که مینویسید: "کار اين کشور با عصبانيت جلو نمی‌رود" ولی چه کنم که گاهی اوقات تسلط بر اعصاب و روانم را از دست میدهم، من هم انسانم نه یک ماشین تایپ.

همانطور که شما هم نوشته بودید این یک بلوف بیشتر نیست و نباید از این حرکتهای رژیم ترسی به دل راه داد ولی چه کنم که باز حتی با اینکه مطمئن هستم که این یک بلوف است ولی نمی توانم حتی اگر یک درصد هم امکان حقیقت بودن این امر وجود داشته باشد ریسک اش را ببپزیرم نه برای خودم چون جای من امن است ولی برای آن جوانانی که بی باکانه در ایران درحال نوشتن هستند و هر روزه با فداکاری، آینده میهن‌ام را بیمه میکنند.

حالا که درد دلهایم و احساساتم را نوشتم بروم سر مسائل فنی:

1. این امر ممکن است که حکومت با کمک و همکاری پرشین بلاگ نویسنده مبهوت را پیدا و دستگیر کرده باشد. گفتم این امکان وجود دارد اشتباه نکنید این امری حتمی نیست ولی چون احتمال اش وجود دارد در محاسبات هم جایی برای اش درنظر باید گرفت.

2. چنین چیزی اتفاق نیفتاده ولی پرسین بلاگی ها (آقا عطا و شرکا، شریک دزد و رفیق قافله) این وبلاگ را مسدود کرده اند و این پیام را هم تابلو کردن اون بلا برای ترساندن وبلاگ نویسها
3. همانطوری که این شخص مینویسد:
نويسنده: مبهوت
يكشنبه، 18 خرداد 1382، ساعت 5:31
دوستان وبلاگ من هک شده. اين بابا هم بامزگيش گرفته خواسته مردم رو بترسونه. در اولين فرصت وبلاگ جديدی تاسيس خواهم کرد.

اصلآ هیچ اتفاقی نیفتاده و فقط یک هکر بی مزه چنین‌کاری را انجام داده و مطلبی را هم برای خوشمزه گی آنجا تابلو کرده.

اگر به عقب برگردیم و مطالبی را که در چند وبلاگ تقریبآ یک سال پیش نوشته شد و من [1] [2] [3] [4] [5] [6] ، فضول [1] [2] و همچنین امید
که متاسفانه وبلاگ اش در دسترس نیست، مخصوصآ در این امر هشدار دادن خیلی فعال بودیم و سعی کردیم دوستان وبلاگ نویس را از نوشتن در پرشین بلاگ منع کنیم. شاید این اتفاق همان چیزی باشد که ما یک سال پیش پیش‌بینی‌اش را کردیم و هشدار به همه دادیم و حتی من همان موقع صفحه‌ای را تهیه کردم و روش ساختن وب‌لاگ در بلاگ اسپات را بطور ساده توضیح دادم تا شاید بتوان دوستان را از دامی که جمهوری اسلامی گسترده بود تا کار فعالیت وبلاگ نویسان سیاسی را در روز مبادا مختل کند برهانیم. افسوس که گوش شنوا کم بود و تعداد کمی نقل مکان کردند متاسفانه حالا داریم نتایج اش را می بینیم.

هنوز هم دیر نشده از همه دوستانی که سیاسی مینویسند خواهش میکنم از اون دامی که جمهوری اسلامی گسترده بیرون بیایند. من خودم شخصآ حاضرم برای کسانی که مشکل در ساختن وبلاگ در بلاگ اسپات دارند وبلاگ بسازم و در اختیارشان بگذارم، پس دیگر هیچ بهانه‌ای برای ماندن در پرشین بلاگ باقی نمانده، و درضمن این افتخار نیست که بی خود وبی جهت هزینه پرداخت کنیم، هرچه هزینه مبارزه را کمتر کنیم موثرتر خواهیم بود.

یک نکته اساسی برای آنهایی که هنوز پافشاری در نوشتن در پرشین بلاگ را دارند و یا نظرهاشون رو توی وبلاگهای پرشین مینویسند حتمآ برای نوشتن در پرشین بلاگ از آنونیمیزرها استفاده کنید، چون در اینصورت هویت شما مخفی خواهد ماند البته نه تمام آنونیمیزرها ولی تعداد زیادی از این آنونیمزرها IP شما را هنگام اسفتاده از آنها تغییر میدهند و پیدا کردن IP شما برای رژیم غیر ممکن خواهد شد.

June 09, 2003

بروید و اعتراض های

بروید و اعتراض های خودتان را اینجا بنویسید. این هم اعتراض من:
خوب حالا که چی بشه!! نوردبان بگذارید از خایه وبلاگ نویسان بالا بروید خیلی می‌بخشید خانم‌ها این یکی را مجبور شدم از آقایون مایه بزارم ولی خوب اگه آخوندا دوست داشتن میتونن از کون خانم‌ها هم یک شکم سیر بخورن. اصلآ چرا راه دور برویم محمد رسول الله میتونه نوردبون بگذارد از کیر خُسن آقا بالا برود ویک ساک جانانه نوش‌جان کند اگر خوشش آمد میتواند آنرا با سید علی چلاق تقسیم کند.

دعوا بر سر حرام و حلا در مجلس شوربای اسلامی

آقا بشتابید که قیمت خر در ایران ارزان شد بنا به خبرهای رسیده تولیدات خر در ایران به حد نساب کافی رسید و از امروز می‌توان کشور جمهوری اسهالی را یکی از بزرگترین تولید کنندگان خر در دنیا معرفی کرد تا جایی که حکومت قبرس به سازمان ملل شکایت کرده که ای آقا این چه حرفی هست ما همیشه مقام اول را داشته‌ایم حالا چطور شده که جمهوری اسلامی این مقام شامخ رو کسب کرده!!. دبیرکل سازمان ملل هم برای اینکه قائله را خاتمه بدهد این مدرک دندان شکن را بر روی میز دفتر نماینده قبرس در سازمان ملل گذاشته.
مدرک دندان شکن:
کمال خرازی، وزير خارجه ايران روز يکشنبه هشتم ژوئن، در مجلس اين کشور و در تکذيب اتهام هايی که در مورد تلاش ايران برای توليد سلاح های اتمی مطرح شده گفت که اصولا استفاده از سلاح های اتمی، ميکروبی يا شيميايی در اسلام حرام است.

یکی نیست به این مرتیکه خر بگوید آخه کس‌کش مگه صلاح‌های تخریب جمعی هم گوش خر است که حرام و حلال داشته باشد. تازه مگه شما عادت ندارید که با خر و حیوانات بی زبان دیگر هم جماع کنید پس از نظر شما گوشت خر هم حرام نیست.

خواندن این تحلیل را به

خواندن این تحلیل را به همه پیشنهاد می‌کنم. مقاله ایست بسیار دقیق در رد اصلاح پزیری دین اسلام یابقولی مدرنیزاسیون دین اسلام.

June 07, 2003

مجلس شوربای اسلامی هنوز هیچ

مجلس شوربای اسلامی

هنوز هیچ کدامشان جرات و شهامت این را ندارند که بگویند خوب جاکش تو خودت پوند از اینگلیس می‌گیری تا منافع آنها را نگه داری حالا گیرم اصلاح طلبها دارند از آمریکا پول می‌گیرند تا منافع آمریکا را نگهدارند.

راستی یک چیز دیگه، میخواهید بدانید اصلاح طلبها در ایران چه تعداد طرفدار دارند!؟

تا نباشد چيزكي يزدي نبندد

تا نباشد چيزكي يزدي نبندد شيشكي.
نه آخه جان من اينو خودتون بخونيد و خودتون هم قضاوت كنيد. اصلاْ به من چه.

سخنگوي وزارت امور خارجه‌: موضوع دريافت پول از آمريكا از سوي مسوولان ايراني كذب محض است
سخنگوي وزارت امور خارجه‌ي كشورمان گفت: «موضوع دريافت پول از آمريكا از سوي مسوولان ايراني، به هيچ وجه صحيح نيست و كذب محض است.»
حميدرضا آصفي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در پاسخ به اين سوال كه آيا اين موضوع كه رسانه‌هاي خارجي در خصوص پرداخت 500 ميليون دلار به مقامات ايراني مطرح كرده‌اند؛ صحت دارد؟ گفت كه اين مطلب كذب محض است.

البته نظر شخصي بنده اينه كه مقامات كه همانا اصحاب عمم ميباشند به اين پولها احتياجي ندارند چونكه ربع قرنه كه سالانه دويست برابرش رو با لطايف الحيل از ملت ايران كشيدن بيرون (بخاطر همين هم هست كه ملت بدبخت ديگه ريقش در رفته و از اون گذشته آمريكا هم از شيوه كم خرج براي خودش بيشتر خوشش مياد) اگر كسي هم پولي مولي چيزي گرفته همانا نوچه هاي مقامات هستند كه خب اون بدبختها هم خرج دارن چونكه روءسابشان حتي به اونا هم نم پس نميدن ولي خب بجاش دستشون رو توي اينطور كارها باز ميگذارن. بنظر من آقاي مصباح يزدي دست پيش رو گرفتن كه پس نيفتن. شايد هم اين يكنوع اقرار به گناه بشيوه غير مستقيم باشه چونكه همونطور كه قبلاْ خدمتتون عرض كردم مقامات در ايران همان معممين هستند و بس، بقيه نخودي هستند. در مملكتي كه نمايندگان مجلس و وزرا و رئيس جمهور بوق هستند و آرايشان با تصويب مجمع تشخيص مصلحت با يك باد از پنجره بيرون ميفته، يكدفعه همچين مواقعي مقامات ميشن؟

دوست گرامی که در نظرخواهی

دوست گرامی که در نظرخواهی خواسته بودید ویدئوی شکنجه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای رو براتون پیدا کنم این ویدئو رو می‌تونید از این آدرس دونلود کنید، البته فراموش نکنید که حجم‌اش 21MB هست و اگر از ایران از طریق مودم داونلود میکنید باید زمان زیادی برای دونلود‌اش بگذارید. این فیلم از فرمات real player هست. اگر آدرسی که نوشتم فیلتر شده با من از طریق میل تماس بگیرید تا یک آدرس مخصوص بشما بدهم چون در این آدرس فقط در ساعات بخصوصی سرور روی نت هست و در اون صورت می‌تونید برای دونلود‌اش اقدام کنید.

June 06, 2003

ازقرار معلوم گیره هم گیره‌ای شد

رفته بودم توی گیره مطالب‌شان را بخوانم خواستم نظر بدهم وقتی که لینک را فشار دادم دیدم میگه: کجا بابا مگه اینجا طویله است که همینطور سرت را انداختی پایین میخوای بیای تو! البته نه با این لحن ولی کمی مودبانه‌تر. رفتم با هزار مکافات اسم شناسه و حرف رمز ورودم را پیدا کردم، وارد شدم چون شدیدآ این مساله داشت به اعصابم فشار می‌آورد و نمی‌توانستم بدون عکس‌العملی آنجا را ترک کنم. خلاصه بعد از پیدا کردن حرف رمز ورود این مطلب را برایشان گذاشتم آنجا بجای نظر:

آقا جان این دیگه چه بامبولی هست سر مردم در میارین!؟ با این حرف رمزهای مشکلی که تحویل مردم میدهید توقع دارید که هر کسی بتواند صدتا از این حروف را توی کله‌اش جا بدهد!؟ مخصوصآ مغز پوکی مثل مغز خُسن آقا!؟ خوب معلوم است که اینکار امکان پذیر نیست و شما با این کارتان تیشه به ریشه‌ی خود میزنید و بس. اگه وارد نشیم اجازه نمی‌دید بنویسیم!؟. شمام دارین به همان راه انحصار طلبی رژیم وارد می‌شید که کار خیلی بدی است.

این هست معنی آزادی بیانی که تبلیغ‌اش را می‌کنید!؟

اینتر نت را که نمی‌توان درون یک دیوار قرار داد! کی می‌خواهید متوجه شوید!؟

حالا خودمونیم، مگر شما نیستید که از سانسور رژیم می‌نالید!؟ مگر چه می‌شود گیرم خُسن آقا مخفیانه آمد و چهارتا فحش داد و رفت! فکر می‌کنید کسانی که سرشان به تن‌شان می‌ارزد ارزشی برای اینگونه نوشتارها قائلند!؟
مگر این آقای افشین زند با هزار حقه‌بازی برای من بارها وبارها فحش‌های رکیک ننوشت، دیدید چه شد! عاقبت او رسوا شد و من حتی بدون دفاع از خودم سربلند تر از او از این معامله بیرون آمدم.
آقا جان کی می‌خواهید درک کنید حرف باد هواست، البته اگر بدون منطق باشد ولی اگر منطق برنده پشت حرف باشد آنگاه سلاحی است که نمی‌توان با آن در افتاد.

آقای خمینی اوایل انقلاب دستور شکستن قلم‌ها را صادر کرد، همگی تشویق کنان از او حمایت کردند، روزنامه آیندگان را بست و دیدید که بعد از آن چه شد. عاقبت این راه به جهنمی منتهی می‌شود که دامن همه را خواهد سوزاند.

من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم     تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

چو در تاس لغزنده افتاده

چو در تاس لغزنده افتاده مور     رهاننده را چاره بايد نه زور

گذر كردن از سد نارسائيهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي در ايران براي ورود به مرحله تعيين سياست و برنامه ريزي ملي توسط برگزيدگان مردم كه بنا بر اصول و قوانين بين المللي پذيرفته شده دموكراتيك، قبول مسئوليت نموده و هم خود را بخرج دهند، امري اجتناب ناپذير بوده و هست.
شرايط سياسي اقتصادي بين المللي در دو دهه گذشته بيشتر آبشخوري براي رشد و نمو عناصر افراطي در مملكت ما بود ولي همزمان همين شرايط باعث گشتند تا ملت ما پرده از روي بسياري از فريبهاي ملي و بين المللي و بعضاْ همسوئيهاي علايق ايندو با هم برداشته و بنوعي ميرود تا آبديده تر گردد.
اين عجيب بنظر ميرسد كه عده اي با كاربرد مواردي از اعمال زور و سركوب مردم، زمينه را كاملاْ براي نارضايتي ملي آماده تر از روز پيشتر گردانده و در زمينه سياست خارجي با مطرح ساختن مستقيم و غيرمستقيم شعارهائي بهانه بيشتري بدست كشورهاي فرصت طلب داده و يا بگونه اي كشورهاي منطقه را تحريك و تهييج مينمايند كه به منافع ملي ايران متعرض گردند.
اين بنوبه خود ملت را در ميادين مختلف مبارزه مشغول داشتن است كه ميتواند به بازي خطرناكي با عواقب جدي براي ايران منتهي گردد و چندان هم به مذاق قدر قدرتهاي حاضر در منطقه ناخوشايند نمي آيد زيرا هرگونه حركت احتمالي بعدي ايشان مشروعيت داده و انظار بين المللي را چنان گل آلود مينمايد كه ماهي گرفتن از اين منجلاب آسانتر ميشود.

به چند مورد مشكوك و دستهاي پنهان پشت آنها نظري بيفكنيم ،

ِ گسترش اعتياد در بين جوانان كشور و بررسي اينكه خاستگاه عمده مواد مخدر در منطقه در كجا بوده و چگونه بسترهاي عمده كشانده شدن جوانان كشور به اينگونه مواد گسترده ميگردد.

ِ بدور نگهداشتن گسترده مردم از حق تعيين سرنوشت خويش و دادن اين احساس به ايشان كه در مملكت خويش برده گشته و داراي حقوق مدني كاملاْ محدود و مشروط ميباشند.

ِ پائين نگاهداشتن سيستماتيك و عمدي سطح كيفيت اقتصادي مردم و بگونه اي مشغول نگاهداشتن ايشان، تا نتوانند فرصت كنكاش و بررسي عوامل و يافتن ريشه هاي آن برآيند بلكه در معضلات خود غوطه خورده و فرصت سر خاراندن نداشته باشند.

ِ نا اميد ساختن مردم از هر گونه مشاركت در ساختار ملي حكومتي ايران تا ايشان را هواي مداخله در سياست نباشد. به اين طريق تنها طرف گفتگوي بين المللي ماندن و فرصت پرداختن به زد و بندهاي فرامرزي.


اينها و ديگر موارد متعدد و خارج از شمار كوچك و بزرگ كه هر كدام به نوبه خود تنها علايق گروه محدودي را در داخل و نيز همپالكي هاي خارجي ايشان را تضمين ميكنند، ميتوانند ملتي را گيج و مبهوت ساخته و قدرت تحركش را بصورت معتنابهي محدود نمايند.

در سه دهه گذشته هيچ زمان به مانند امروز جو بين المللي و ملي براي مطرح نمودن خواستهاي مدني و بحق ملت ايران مهيا نبوده و اكنون بر ماست كه خط بطلاني بر پندارهاي باطل كج انديشان كشيده و بيداري و هوشياري خود را به معرض نمايش گذاريم.

آريوبرزن

June 05, 2003

بازتولید کوتوله‌ها زمانی که نوشتم

بازتولید کوتوله‌ها
زمانی که نوشتم از 120 نفر نمایندگانی که نامه به خامنه‌ای را امضاء کردند باید حمایت کرد دلیل‌اش نه این بود که عاشق چشم و ابروی زیبای آنها شده بودم، دلیل‌اش تنفر بیش از اندازه از دیگر اصلاح طلبانی بود از قماش کروبی و شرکا، هاشمی و کارگزاران. فراموش نکنیم که برای مبارزه دو راهکار بیشتر وجود ندارد، یا حمله تمام عیار و شکستن و خورد کردن و هزینه دادن و هزینه گرفتن سنگین، یا راه و رسمی ملایم تر و طولانی‌تر و کم هزینه‌تر. برای روشن‌تر شدن منظورم به این بریده از یک تحلیل نگاه کنید:

اظهارات و انتقادات چهره های شاخص مجمع روحانيون مبارز و اعلام آمادگی زودرس آنان برای شرکت در انتخابات مجلس هفتم، عملا به معنای آن است که امکان تحقق راهکارهای پيشين اعلام شده در جبهه دوم خرداد مبنی بر استعفا و خروج از حاکميت و يا حتی برگزاری رفراندوم، کمتر از هر زمان ديگر است.
ادامه مقاله

این بدان معنا است که 120 نفر امضاء کننده نامه به انزوا رانده خواهند شد و مجمع روحانیون به رهبری کروبی و کارکزاران به رهبری هاشمی محیط باز تری برای جولان خواهند یافت. آیا این است آنچه ما می‌خواهیم!؟

در مبارزه‌ی امروز ما با این رژیم، بخاطر نداشتن تشکلی منسجم و همگن گاه مجبوریم که از دشمن ِ دشمن ِ خود حمایت کنیم تا بلکه بدترین‌ها را بتدریج به کنج انزوا برانیم و در مرحله‌ی بعد بدها را از صحنه جغرافیای سیاسی ایران کنار بزنیم، راه دیگری وجود ندارد! دارد!؟
با منزوی شدن این نمایندگان در درون رژیم بازتولید کوتوله‌های هاشمی نسب میکروب وار آغاز خواهد شد و باز یک مرحله از نبرد را به رژیم خواهیم باخت و باز روز از نو روزی از نو. در این مرحله باید مخالفین رزیم مواضع بدست آورده را مستحکم کنند تا بتوانند در مرحله بعد از جایگاهی قدرتمندتر به حمله‌ی بعدی بپردازند.

با برداشت‌هایی که من از ایران دارم، اکثریت ایرانیان حاضر به پرداخت هزینه سنگین نیستند، درنتیجه پیش زمینه یک مبارزه‌ی همه گیر و پرهزینه مهیا نمی‌باشد و کسانی که در این شرایط دست به عملیات پرهزینه بزنند منزوی خواهند شد.

آیا کسی در میان شما

آیا کسی در میان شما وجود دارد که بتواند این اعجوبه را تجزیه و تحلیل کند وبگوید که این انسان مرموز متعلق به کدام جبهه سیاسی در جغرافیای سیاسی ایران است.

June 04, 2003

پس از نوشتن مطلب قبلی

پس از نوشتن مطلب قبلی شمر گرامی نظرم را به مطلب دیگری در همین زمینه جلب کرد که بد نیست این مطلب را هم باهم مرور کنیم.

خبرگزاري كار ايران با ارائه مصاحبه‌ای که به گفته این خبرگزاری اكبر تاجيك راد که یک !!آسيب شناس اجتماعي!! است مطالبی را که بیشتر شباهت به چرندیات دارد تا علم جامعه شناسی یا آسیب شناسی مطرح کرده که به خواندن‌اش می‌ارزد.

راهکارهایی که این !!!آسیب شناس!!! مطرح می‌کند بقول معروف عذر بدتر از گناه است تا اینکه راهکار حل معضل فحشا در ایران. به این گفته ایشان توجه کنید:

مسؤلين كشور در حالي در قبال واقعيتهاي اجتماعي سكوت كرده‌‏اند كه شاهد صدور دختران ايراني از سوي يك سري آدمهاي سود جو به خارج از كشور هستيم و متاسفانه برخي از اين افراد سودجو از رده‌‏هاي بالا نيز مورد پشتيباني قرار مي‌‏گيرند.
وي گفت: مسؤلين رده‌‏هاي بالا به جاي اينكه جلسه‌‏هاي متعددي براي برطرف شدن ريشه‌‏اي اين معضل بگذارند شروع به پاك كردن مسئله مي‌‏كنند.
وي تصريح كرد: اگر طرح خانه‌‏هاي عفاف اجرا مي‌‏شد با معضل فساد خانه به خانه مواجه نمي‌‏شديم.
تاجيك راد افزود: در سالهاي گذشته وقتي كه خانه‌‏هاي عفاف مطرح شد اين طرح مورد استقبال خيلي از جوانان قرار گرفت.

بزبانی ساده تر این آقای کارشناس بیشتر ناراحت آن است که چرا اجازه داده نشد تا خانه‌های عفاف را علما برپا کنند و در نتیجه منافع مالی آن هم بجای رفتن به جیب "سودجویان" به جیب علما میرفت و مثلآ دفتر امام یک حساب 100 هم برای این منظور در بانک باز می‌کرد و با این عمل یک منبع دیگر به منابع درامد حضرات اضافه می‌شد.

برای اینکه بیشتر با توانایی‌های علمی این !!کارشناس خبره!! در جمهوری اسلامی آشنا شوید این چند خط دیگر از در!!! افشانی‌های آیت الله کارشناس را باهم مرور کنیم:

تاجيك راد تصريح كرد: ما بايد آفتهاي اجتماعي را كه سبب بزه دختران مي شود ريشه كن كنيم.
وي اظهار داشت: اگر جواني، دختري با لباس تنگ و باز و آرايش غليظ ببيند مسلماً تحريك مي‌‏شود.
اين آسيب شناس اجتماعي خاطر نشان كرد: دستگاههايي كه خود را عوامل اين معضلات مي‌‏بينند بايد با دختراني كه ظاهر خراب و تحريك كننده دارند و امنيت جامعه را از بين مي‌‏برند و سبب تحريك جوانان مي‌‏شوند، برخورد كنند.
تاجيك راد افزود: هر چيزي كه سبب تحريك جوان شود بايد جرم محسوب شود و اگر مسؤلين چاره‌‏اي نينديشند جوانان ما در آينده منفجر مي‌‏شوند.

بیخود نیست که مملکت روی آب میرود که! مملکتی که کارشناس‌اش آقای تاجیک باشد باید هم روی آب برود.
منبع خبر

مصاحبه مهدی خلجی با آقای

مصاحبه مهدی خلجی با آقای اکبر کرمی و احمد سلامتیان را حتمآ بخوانید این مصاحبه برای مداوای بواسیر رهبری بسیار مفید است. در قسمت پایانی این مصاحبه آقای کرمی با شهامت کامل گناه گروهای فشار در ایران را به گردن کلفت! رهبر می‌اندازد و به او گوشزد می‌کند که افسار این اوباش را سفت کند این هم قسمت آخر مصاحبه:
...
مهدی خلجی: و سر انجام اين پرسش هنوز مطرح است که مسئوليت گروه فشار در ايران با کيست؟ و حتي مهمتر از آن، با توجه به ناکامي اصلاح طلبان در مقابله با گروه فشار، چه مرجعي در ايران مي تواند گروه فشار را مهار و محدود کند.

اکبر کرمي: نهاد رهبري به دو علت عمده مسئوليت مستقيم دارد. نخست اينکه گروههاي فشار علنا اعلام کردند که ذوب در ولايت هستند، بنابراين به باور خودشان دارند از حريم ولايت دفاع مي کنند و هر کاري که مي کنند براي اين است که منويات مقام رهبري را به نوعي از آن حمايت مي کنند و با مخالفين آنها برخورد بکنند. رهبري و نهاد رهبري بايد با اين مسئله برخورد بکند. اگر اينها را تاييد مي کند، شفاف بايد تاييد کند تا تکليف همه روشن شود و اگر تاييد نمي کند، شفاف برائت خودش را از اين رفتارها اعلام بکند و با ايشان برخورد بکند. مسئله دومي که به نظر من مسئوليت نهاد رهبري را به شدت بزرگ مي کند، اين است که ما به هر حال طبق مناسبات حقوقي که در قانون اساسي و قوانين عادي داريم، رهبري و نهاد رهبري عالي ترين مقام حتي اجرائي جامعه ما است. عملا بسياري از نهادهايي که مي توانند در اجراء با اين رفتارها مخالفت بکنند و برخورد بکنند و جلوي اين نوع پرخاشگريها و رفتارهاي غير قانوني را بگيرند، در دست رهبري است. بنا بر اين نهاد رهبري اگر واقعا مخالف اين رفتارها باشد، قاعدتا بايد بتواند جلوي اين رفتارها را بگيرد و قصور ايشان در تاريخ ما ثبت خواهد شد و غير قابل اغماض خواهد بود.
منبع خبر

رهبر به این بی‌غیرتی هرگز

رهبر به این بی‌غیرتی هرگز ندیده ملتی
آقای رهبر یادتان هست که چندوقت پیش نمایندگان مجلس را بی‌غیرت خطاب کردید!؟ حتمآ می‌دانید که در ایران یکی از شرایط بی‌غیرت شدن این است که زنی از خانواده به کار خودفروشی روی آورد در چنین شرایطی به سرپرست مرد خانواده (رهبر خانواده) لقب بی‌غیرت داده می‌شود. این خبر را مرور کنید بعد خودتان نتیجه بگیرید چه کسی بی‌غیرت است شما یا نمایندگان مجلس:

چهل زن و دختر شبی 70هزار تومان به افراد پولدار اجاره داده می شدند

مطبوعات ایران در روزهای اخیر اخبار و گزارشات تاسف باری از بردگی جنسی زنان منتشر کرده اند.
یک دختر جوان به بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران گفت که به مبلغ 10میلیون تومان به مردی که تبعه یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس بود،فروخته شده و این مرد قصد داشت او را از کشور خارج کرده و به دوبی انتقال دهد. ... ادامه مطلب

June 02, 2003

آقای هاشمی که زرد کرده

آقای هاشمی که زرد کرده دیگران را نمی‌دانم، سخنان ایشان را در نماز جمعه بخوانید:


...

آقای هاشمی در مقابل تهديدهايی که در مورد احتمال اقدام آمريکا عليه ايران مطرح است گفت هر کس بخواهد دستی به طرف ايران دراز کند، مردم ايران دستش را قطع خواهند کرد.

وی در عين حال تصريح کرد که آمريکاييها خودشان گفته اند که قصد برخورد خشن با ايران ندارند.

گویا ایشان هم پیام آمریکا را دریافت کرده و میداند که روزهای آخرشان نزدیک است ولی متاسفانه این شخص و دیگر ملایانِ برسر قدرت چنان پلیداند که حاضرند قدرت را تحویل آمریکا بدهند تا به ملت. بهمین خاطر هم هست که منتظرخواهند ماند تا آقای بوش و همکارانشان بیایند و آنها را باخفت بیرون بیندازند و خود دست نشانده ی دیگری را جایگزین این اوباش کنند. در غیر اینصورت میتوانستند با کنار آمدن با ملت از نفوذ آمریکا در ایران جلوگیری کنند. پس همانطور که می بینید شعارهایی که در نیم قرن گذشته میدادند همگی بجز فریب چیزی نبوده وگرنه امروز برای نشان دادن درجه ضد آمریکایی بودن حاج آقا!! بهترین زمان است .

چند نکته در مورد سانسور

چند نکته در مورد سانسور
دوستی از ایران توی قسمت نظرخواهی این صفحه‌ای که برای مبارزه با سانسور درست کردم نوشته:

سلام
حسن آقا من از ايرانم
مثل اينکه وبلاگ خودتم مشکل پيدا کرده
سانسور يا چيز ديگه نميدونم
در ضمن سايتاي سانسور شده با اين لينک که دادي
http://www.websiterelay.com/cgi-bin/nph-public-proxy.cgi/111/
تو همين جا اصلا کار نميکنن و سانسور شدن
يه راه ديگه برو
در ضمن قبلا هم مثلا پيک نت فقط صفحه ي اول ميومد
ميل بهم بزن
باي

دوستان گمان نمی‌کنم وبلاگ خُسن آقا رو توی ایران سانسور کنند چون این وبلاگ آنقدر طرفدار ندارد که سانسورچیان رژیم وقت صرف این کار کنند. درضمن بخاطر داشته باشید که بلاگر این اواخر مشکلات زیادی داشته و اگر نتوانستید یک وبلاگ را باز کنید دوباره سعی کنید چون معمولا بعد از چندبار باز خواهد شد. من خودم هم با وبلاگم مشکل دارم.
درمورد پراکسی هم باید بگویم که مطمعنآ رژیم آنها را به مرور خواهد بست و شما هم باید همیشه چند روش مختلف را دم دست داشته باشید.

دوستان میبینید که تلاش های

دوستان میبینید که تلاش های ملت ثمربخش است. با تلاشی که این جوانان انجام دادند و فشارهایی که با تحصن خود بر مقامات دانشگاه و وزارت علوم آوردند عاقبت وزارت علوم را مجبور به عقب نشینی کرد.

پیروزی دانشجویان متحصن یزد را تبریک میگویم

June 01, 2003

این مقاله را از

این مقاله را از مسعود بهنود بخوانید. کار آنقدر خراب است که مسعود بهنود هم بر علیه رژیم مینویسد. اگر از اینجا نوتنستید بخوانید به اینجا مراجعه کنید