« March 2003 | Main | May 2003 »

April 29, 2003

ساده ترین نوع رفراندوم ملت

ساده ترین نوع رفراندوم

ملت زجر کشیده‌ی ایران، نظر به اینکه همه سیاست بازان، روشنفکران، کفتربازان و ... نظرات خود را در مورد اجرای طرح رفراندم به عرض ملت شریف رسانده‌اند، خُسن آقا هم برای اینکه از قافله دموکراسی خواهی! عقب نیفته و همچنین برای نجات شما از دست اوباشان و تسویه‌ی ارگانهای قدرت از اوباشان و اوباشزادگان، طرح دو مرحله‌ای رفراندوم به شرح زیر را پیش کش ملت میکند:
از آحاد ملت تمنا داریم در رفراندومی که برای سامان دادن به ایران ویران ترتیب داده شده شرکت کرده و افراد زیر را تایید یا تکذیب نمایید:
با گذاشتن یک آری به نشانه‌ی مقبولیت و یا یک بیلاخ بزرگ به نشانه‌ی تکذیب وظیفه‌ی ملی خود را به انجام رسانید.
۱. سید علی گدا ملقب به سیدعلی چلاق
۲. هاشمی رسمنجانی
۳. هاشمی عراقی
۴. جنتی مرموز
۵. تمساح یزدی
۶. اعضا انواع و اقسام سپاهی اعم از شاخ دار و بی شاخ
۷. اعضا انواع مختلف مجمع و تکایا و مفت خورخانه‌ها
۸. انواع و اقسام اصلاح‌طلب و شامورته باز، هم از نوع خندان آن هم از نوع گریان‌اش
۹. اگر کسی از لیست بالا جا افتاده، لطفآ به آن بیفزاید تا در مرحله دوم رفراندوم ترتیب کار آنها نیز داده شود

از اینکه توافقی بین مجاهدین

از اینکه توافقی بین مجاهدین خلق و نیروهای آمریکایی انجام شده در آن شکی نیست و تازه اگر از نظر منطقی هم به آن نگاه کنید و از این جمله‌ی ظریف "دشمن دشمن من دوست من است" بهره بگیرید، دوستی بین آمریکا و مجاهدین امری است طبیعی! حداقل در کوتاه مدت، تا اوضاع روابط ایران و آمریکا مشخص شود. مگر اینکه آمریکایی ها دنبال منافع ملی خودشان، یا حد اقل منافع آن گروهی که قدرت را در آمریکا در دست دارد نیستند!؟ پس بایستی منتظر چنین توافقی می‌بودیم، البته از سران جمهوری اسلامی چنین توقعی نست، چون آنها در این ۲۴ سال نشان داده‌اند که از منطق و روشهای اصولی بهره نمی‌برند و بیشتر استراتژی آنها بند تنبانی است تا علمی و منطقی.
نکته‌ای را که اعضای مجاهدین باید در نظر داشته باشند این است که آمریکا برای منافع بلند مدت خود از به مسلخ بردن این یا آن گروه ابایی ندارد. پس امید است که نیروهایی از مجاهدین که هنوز اندکی عرق ملی در وجودشان باقی مانده و کاملآ ذوب در ولایت رجوی نشده‌اند، بایستی که راه خود را در این مقطع از رهبری سازمان جدا کنند و راه ملت را درپیش گیرند.

سایت زنان ایران تصمیم دارد

سایت زنان ایران تصمیم دارد بخاطر خارج کردن غير قانوني لايحه الحاق ايران به کنوانسيون رفع همه اشکال تبعيض از زنان شکایتی را از هیئت ریسه‌ی مجلس تنظیم کند. از همه‌ی کسانی که دل برای ایران می‌سوزانند و آرزوی ایرانی دموکراتیک را دارند تقاضا دارم این طومار را امضاء کنند

متاسفانه در چند روز آینده

متاسفانه در چند روز آینده نخواهم توانست این وبلاگ را مثل گذشته بروز کنم، دلیلش هم همانطور که قبلا گفتم قطع شدن اینترنت منزل است. به من قول داده‌اند که تا ۶ ماه مه حتمآ خط ADSL مرا وصل کنند، گرچه قبلآ هم قول داده بودند که تا ۳۰ ماه آپریل وصل شود ولی گویا قول هم قول‌های قدیم.

April 25, 2003

دکتر غازی خان مرتضوی سعيد

دکتر غازی خان مرتضوی
سعيد مرتضوي در دانشگاه فرانسه تحصيل مي‌كند ؛ قاضي شعبه 1410 از كانديداهاي مطرح سمت دادستاني كل تهران

به نوشته ی ایسنا سعيد مرتضوي، قاضي شعبه‌ي 1410 دادگاه عمومي تهران به زودي تحصيلات خود را تحت نظر يكي از دانشگاه‌هاي فرانسه شروع مي‌كند.
طبق آخرين گزارش ايسنا مرتضوي اخيرا در مقطع دكتراي يكي از رشته‌هاي حقوق غيربورسيه در دانشگاه سوربن فرانسه پذيرفته شده كه اينك مشغول طي كردن مراحل اداري براي شروع آن است.
پيش از اين مطرح شده بود كه او قرار است به كانادا برود؛ در حالي كه وي قرار است تحصيلات خود را در فرانسه و از راه دور (غير از دوره‌ي امتحانات) ادامه دهد.
هم‌چنين شنيده مي‌شود قاضي مرتضوي يكي از چند كانديداي تصدي سمت دادستاني كل تهران است كه بيش از بقيه مورد بحث قرار گرفته و قرار شده پس از بررسي‌هاي مربوطه طي هفته‌هاي آتي با نظر مسوولان و نهايتا رياست قوه‌ي قضاييه نتيجه مشخص شود

خُسن آقا:
مگر سعید آقا چی‌چی از بنی‌صدر کم داره!؟ هم ریشِش پرپَشم تره و هم از لحاظ مذهب شپشو تره، چطور آقای بنی‌صدر در سوربن دکترا بگیره ولی حاج آقا مرتضوی نه!؟
خوب ایشون هم میخواد سوربن درس بخونه به شما چه مربوط! تازه اون هم در مقطع دکترا!! کی میره این همه راه رو، ماشاالله، ماشاالله دیگه از این ببعد آقای شاهرودی هر وقت خواست آمپول بزنه میره سراغ عزیز دردانه‌اش دکتر غازی خان مرتضوی.

و در مورد شغل دادستانی مگر برای رسیدن به مشاغلی مثل دادستاني كل تهران بجز این محاسن نیاز دیگری هم هست!؟

April 24, 2003

اگر ...... اگر مردمان به

اگر ......

اگر مردمان به خطائي گرفتار آيند و گناهي مرتكب شوند، تا هفت نسل پس از ايشان، آنها را جزا دهم و عقوبت بينند.
(نقل از كتاب عهد عتيق از زبان يهوه به قوم يهود)


بهتر است كه جمله بالا را چند بار بخوانيم و از زواياي مختلف و مطابق با داده هاي زمان خويش آنرا بررسي كنيم. اگر مردمان خطائي كنند تا هفت پشتشان كفاره اين خطا را پس خواهند داد.
اگر مردمان موقعيتي تاريخي را به بطالت بگذرانند، تا چندين نسل دنباله روي ديگران خواهند بود. آيا اين نيز بدين معني ميباشد؟
اگر فرضاْ محمد مصدقي را ارج ننهند و پشتيباني نكنند و يا اينكه بدنبال رقباي وي افتند، با گذشت چند دهه هنوز هم سر از چاه بر نياورده و حيران كار خويش ميباشند. آيا اين نيز بدين معنا توان گرفت؟
اگر با رفتن شاه، سياسيون و متفكرين رابطه و حفظ جوانب احتياط را جانشين ضابطه نكنند و با اين كار خويش مردمي از نظر سياسي كم تجربه را بدنبال خود نكشند، امروزه مجبور نميشديم كه نگران حال خويش در منطقه و پريشان ندانم كاريها و خودپرستيهاي هيئت حاكمه ايران باشيم. ممكن است كه از اين گذر نيز اين حال را با جمله فوق مقايسه نمود؟
اگر پدران ما آستين همت بالا زده بودند، ما امروزه اينچنين خوار و زبون نبوديم. اگر ما امروزه آستين همت بالا زنيم، فرزندانمان واله و حيران نخواهند شد. اين نيز بهمين معناست؟
منظور يهوه خداي يهوديان از اين جمله چه بوده و چرا هنوز اين گفته وي معتبر است؟ هرچه هست، نكته نهفته در اين پيام اين است كه دوران عقوبت را پاياني ميباشد و آن زماني است كه مردمان ديگر خطا نكرده و تجارب گذشته را تكرار ننمايند.
زيبا و بسيار پرمعنا جمله اي است اين گفته يهوه خداي قوم يهود.

پاورقی: این نوشته از ما نیست‌ها!! فردا نیایید بگویید خُسن آقا صهیونیست شده‌ها!! این رو بیغرض نوشته، فردا توقع نداشته باشید دوباره ما بیایم وسط میدون و بگوییم که صدای انقلاب شما رو شنیدیم!! و به گوه خوری بیفتیم‌ها!

روز جهاني كتاب امروز روز

روز جهاني كتاب

امروز روز جهاني كتاب شناخته شده است. سبب انتخاب اين روز بودن سالروز مرگ دو نويسنده مشهور جهان يعني سروانتس خالق دون كيشوت و شكسپير خالق آثاري همچون مكبث، شاه لير، رومئو و ژوليت و و و.... ميباشد.
كتاب تنها يكي از وسايل ايجاد ارتباط بين ابناء بشر، ثبت احوالات مردمان در روزگاران مختلف و انتقال، سنجش و نشر آرا بين ملتها ميباشد. خواندن كتاب صرفنظر از پرورش و صيقل فكر، آرامش و تعمق را نيز بهمراه آورده و نيكو وسيله اي است براي گذراندن مفيد اوقات فراغت.
خواندن كتابهاي متعدد در زمينه هاي گوناگون و از نقطه نظرات مختلف را بهمه توصيه كرده و گراميداشتن آنرا ضروري ميدانم.
ميانگين ملي خواندن كتاب غير درسي در ايران بالغ بر يازده دقيقه براي هر نفر در هر سال ميباشد كه برابر با اندكي بيشتر از يك صفحه ميشود آنهم در كشوري كه نويسندگان و شعراي قابل و برجسته زيادي را به جامعه بشري عرصه نموده است.

آيا نام و موضوع آخرين كتابي را كه خوانده ايد و فاصله زماني آنرا با كتاب پيشترش بخاطر ميآوريد؟

خُسن آقا خر کله‌اش را

خُسن آقا خر کله‌اش را کنده بود! حمایت بی حمایت
این اواخر خیلی از زندگی بیزار شده‌ام و گاهی اوقات احساس پوچی مرا کلافه می‌کند. گاهی اوقات به خودم فحش می‌دهم، گاهی اوقات گریه می‌کنم، خلاصه حال و هوای یک مجنون سرگشته را دارم. از این مطلب دیروز بعد از نوشتن‌اش خودم هم به خنده افتادم با خودم فکر کردم نه به آن تحریم انتخابات‌ات نه به این حمایت‌ات از این نامه نگاری، این نشان از آن دارد که خُسن آقا نیاز به بستری شدن دارد. حق با دوستانی است کهمعترض شده‌اند. شاید بهتر باشد چند ماهی دکان کله‌پزی را تعطیل کنم و مقداری استراحت فکری کنم.
باور کنید شدیدآ ، ناامیدم یا شاید بیچاره! منظورم desperation هست.
در دوران انقلاب، شاه مفلوک یک صدم این وقاحت‌ها را که ملاها بکار برده‌اند بکار نبرد ولی ملت بپا خواست، اما امروز که رژیم همه جور بلایی سر همان ملت می‌آورد باز همگی نشسته‌ایم و انگاری نه انگار، این قیام (سینه زنی) شیعیان در کربلا نیز مزید علت شده، از خودم مدام سوال می‌کنم آیا خلقهای منطقه تا این حد خر تشریف دارند!! (داریم!!) و پس از این همه سال حکومت آخوندی در ایران هنوز عده‌ای نه چندان کم حاضراند بروند زیر علم این اوباش سینه بزنند!!
قدرت فکر کردن ندارم، قدرت تحلیل ندارم، خلاصه desperation

April 23, 2003

خُسن آقا از این عکس‌العمل

خُسن آقا از این عکس‌العمل حمایت می کند

نامه جمعي از وبلاگ‌نويسان و کاربران اينترنت به خاتمی


جناب آقای خاتمی، رياست محترم جمهوری
با سلام و احترام

جوانان ايرانی كه در جامعه خود از بسياری از آزادی‌های اساسی و حقوق پايه‌ای بی‌بهره‌اند، رفته‌رفته از همين اندك امكانات موجود هم محروم می‌شوند. گويا عزمی در كار است كه به‌رغم شرايط بحرانی منطقه، حصار كنترل و ممانعت را به حوزه‌های خصوصی و نيمه خصوصی افراد هم تسری دهد و از حق مسلم دسترسی شهروندان به جهان آزاد اطلاعات جلوگيری كند. در اين ميان حرفهايی هست كه بايد گفته شود پيش از آنكه دير شود، و شما تنها مخاطب رسمی هستيد كه شايد هنوز بتوان با او سخن گفت.
چند روز پيش، سينا مطلبی نويسنده وبلاگ «وبگرد» بازداشت شد. پيش از اين هم خبرهای نگران‌كننده‌ای در رابطه با كنترل و اعمال محدوديت در دسترسی كاربران به اينترنت به گوش می‌رسيد. وبلاگ‌نويسان شديدا نگران برخوردهای نسنجيده و بی‌ضابطه با مسائل اين حوزه هستند، و شما را، به عنوان مجری قانون اساسی و آخرين اميد داخلی، مسئول تأمين آزادی‌ها و رفع محدوديت‌ها می‌دانند.

آقای خاتمی!
اين حق نسل نو است كه نخواهد محدود باشد. اين حق هر فرد امروزين است كه افكار جزمی ديروز را نپذيرد و به رفتارهای گرد و خاك گرفته تمكين نكند. اين حق ماست كه نخواهيم سليقه و نگرش برخی نهادهای غيرانتخابی محدودمان كند. ما نمی‌خواهيم كسانی كه با خواسته‌ها و انديشه‌های جوانان امروز بيگانه‌اند، برای ما تصميم بگيرند.
آيا اين مايه تأسف نيست كه در حالی كه كشورهای ديگر بر سر ميزان بهره شهروندان از جهان ارتباطات رقابت می‌كنند، در كشور ما بايد جوانان بر سر بديهی‌ترين حقوق خود با نهادهای غيرمسئول چانه‌زنی كنند؟ جوانان تا كی بايد آزادی‌های خود را از دست بدهند، و تا كجا بايد تاوان جزميت‌های گذشته را بپردازند؟ كجاست عقلانيتی كه باعث شود، دست‌كم در شرايط پرآشوب منطقه‌ای و وضعيت ناآرام سياسی، اشتباهات قبلی تكرار نشود؟
آقای رئيس جمهور!
كم‌كاری‌های دولت شما و دشواری‌های ارتباط با دنيای بيرون برای ما كافی است، و ديگر نمی‌توانيم اعمال محدوديت در صفحات شخصی خود را هم بپذيريم. ما می‌خواهيم به دنيای آزاد اطلاعات و ارتباطات متصل باشيم و از مزايای آن بهره ببريم، بدون اينكه سليقه كسی بخواهد از ما جلوگيری كند يا يك ايدئولوژی بخواهد بر ما نظارت كند. ما معتقد به آزادی بيان و قلم هستيم، و از اين حق خود در فضای مجازی نخواهيم گذشت.
در حالی كه دولت و سازمان‌های رسمی در سالهای گذشته با وجود امكانات گسترده نتوانسته‌اند زمينه حضور شايسته فرهنگ ايرانی را در چرخه گسترده فرهنگ جهانی فراهم كنند، وبلاگ‌نويسان ايرانی در همين اندك مدت فعاليت خود، در عين مشكلات بسيار و امكانات كم، توانسته‌اند به حضور ايرانيان و فرهنگ ايرانی در فضای مجازی رنگی تازه و حال و هوايی ديگر ببخشند. ما انتظار داريم سازمان‌های مسئول، چنين حضور شايسته‌ای را به رسميت بشناسند و مورد قدردانی قرار دهند. اما برعكس، می‌شنويم كه يكی از بهترين وبلاگ‌نويسان، مجبور به ارائه يك نسخه از تمام مطالب خود می‌شود تا موارد اتهامی و بهانه بازداشت او فراهم گردد!

آقای خاتمی!
سينا دوست ماست، و قبل از آن يك شهروند جامعه جهانی است. آزادی در عرضه و استفاده از اطلاعات نيز حقی پذيرفته شده و جهانی است. او و هيچكس ديگری نبايد به بهانه افكار و نوشته‌های خود بازداشت يا بازجويی شود. هرگونه بررسی احتمالی محتوای وبلاگ‌ها، بايد توسط افراد آشنا و پاسخگو و برمبنای قوانين و ضوابط دموكراتيك باشد، و دستمايه سلب آزادی‌ها و بسط موانع قرار نگيرد.
ما نويسندگان وبلاگ‌های فارسی و كاربران ايرانی اينترنت ضمن محكوم كردن بازداشت سينا مطلبی نويسنده وبلاگ «وبگرد»، خواستار آزادی سريع او هستيم، و از شما به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی می‌خواهيم طبق سوگندی كه خورده‌ايد از آزادی‌های جوانان ايرانی، خصوصا كاربران اينترنت، حمايت كنيد.

April 22, 2003

آزادی بیان حق ماست خبر

آزادی بیان حق ماست
خبر دستگیری سینا مطلبی را من دیشب خیلی دیروقت خواندم و متاسفانه نتوانستم همان دیشب در این باره چیزی بنویسم.
از نظر من آزادی بیان بی قید و شرط است. بی قید وشرط بودن هم که معنی‌اش مشخص است، یعنی هیچ قید و شرطی در کار نیست، اما و اگر ندارد، زیرا و چرا و مِن و مِن هم ندارد هر انسان زنده‌ای حق دارد در مورد هر موضوعی خواست سخن بگویدُ بنویسد یا بخواند.
این آقایون هنوز درک نکرده‌اند که دنیای امروز با دنیای ۲۴ سال پیش فرق دارد وگرنه کسی را بخاطر نوشتن چند سطر انتقاد به زندان نمی‌انداختند. امروز مثل 24 سال پیش نیست! خبرها قبل از اینکه اتفاق بیفتند به تمام دنیا مخابره شده‌اند. هنوز حضرات سرشان را نخارانده‌اند خبراش به سرتاسر دنیا مخابره شده . حالا یا این تغییرات را مثل بچه‌ی آدم درک می‌کنند یا با چوب و چماق به حلقشان فرو خواهیم کرد.

برای آزادی هرچه زودتر سینا مطلبی یک وبلاگ و همچنین صفحه‌ای (Free Sina Motallebi) برای جمع آوری امضاء راه‌اندازی شده که با مراجعه به آن میتوانید با امضاء تومارهای موجود، فشار خود را بر رژیم آخوندی افزایش دهید.

همچنین در وبلاگ راپورتهاي يوميه نیز گزارش کاملی از اتفاقات و اقداماتی که انجام شده را می‌توانید بخوانید.
این هم آدرس روزنگار سینا مطلبی است، گرچه از دیروز من هرچه کوشش کردم، نتوانستم چیزی را بر روی صفحه‌اش مشاهده کنم گویا محتویات صفحه حذف شده است.

متاسفانه پس از ده سال

متاسفانه پس از ده سال استفاده از سرویس ISP که هنوز تا آخر همین ماه میلادی سرویس دهنده‌ی اینترنت من است، مجبور به انتخاب سرویس دهنده‌ی دیگری شدم، فقط بخاطر سرویس بد و گران. بهمین خاطر مجبور خواهم شد تمام file های تصویری و دیگر را که برای صفحه خُسن آقا استفاده می کنم را به مکانی دیگر منتقل کنم. از اینرو در هفته ی اول ماه مه ممکن است که صفحه‌ی خُسن اقا دچار اشکالاتی بشود و تصاویر و لینکهای من قابل رویت نباشند، و همچنین از دوستانی که لطف کرده‌اند و به من با لوگ لینک داده‌اند پوزش می‌خواهم زیرا لوگوی خُسن اقا نیز از این پس در آدرس قبلی موجود نخواهد بود و بمحض نقل مکان همه‌ی امکانات قبلی به مکان جدید منتقل خواهد شد.
چنانچه همه چیز به خوبی و خوشی به پیش برود از ششم یا هفتم ماه مه نقل مکان انجام شده و همه چیز به حالت عادی باز خواهد گشت.

زمانی که منابع خبر رسانی

زمانی که منابع خبر رسانی اخباری را رده‌بندی می‌کنند آنها را یا بصورت منطقه‌ای رده‌بندی می‌کنند یا بصورت خارجی و یا داخلی. مثلآ اگر بی‌بی‌سی خبری را در مورد جزایر فالکلند مخابره کند آنرا در قسمت خبرهای داخلی مخابره می‌کند. این کار بدلیل آن است که فالکلند را یک بخش از انگلستان به حساب می‌آورند. حالا چرا این همه مقدمه چینی کردم! امروز خبری را روی صدای آمریکا VOA در باره عراق خواندم که آن را در قسمت اخبار آمریکا (داخلی) رده‌بندی کرده بودند. اگر کسانی در این شک داشتند که هدف آمریکا از اشغال عراق چیست به مرور زمام می‌توانند اهداف آمریکا را مشاهده کنند.
این هم سر تیتر خبر

ايالات متحده

جی گارنر امروز برای نخستين بار از زمان تصرف بغداد، وارد پايتخت عراق شد

21 Apr 2003, 17:14 UTC

پایان ماه عسل آمریکا و

پایان ماه عسل آمریکا و شیعیان!
از قرار معلوم ناآرامی‌های عراق زودتر از اینکه گمان میرفت شروع شد. ماه عسل آمریکا و شیعیان جنوب امروز به پایان رسید و در تظاهراتی که شیعیان به راه انداخته بودند شیخ محمد الفرتوسی Sheikh Mohamad Al-Fartosi (اسم این آشیخ رو مطمئن نیستم صحیح باشه) یکی از رهبران شیعه‌ی جنوب عراق بوسیله‌ی آمریکایی‌ها دستگیر شد. این دستگیری باعث شده که خشم شیعیان را دوچندان کند و روزهای آینده باید دید که این عمل چه عواقبی را در بر خواهد داشت.

April 21, 2003

حساب احتمالات عراق بصورت كامل

حساب احتمالات
عراق بصورت كامل تسخير شد و عليرغم كشمكش جناحهاي دروني عراق براي بدست گرفتن كل يا حداقل قسمتي از قدرت در رژيم آينده اين كشور، محتمل بنظر ميرسد كه فاتحين نيز از پيگيري مقاصد خويش غافل نمانند.
يكي از اين برنامه‌ها ميتواند دنباله گيري رساندن نفت شمال عراق از طريق سوريه با كشيدن لوله هاي نفت جديد و ترميم و گسترش لوله هاي فعلي به مديترانه و از آنجا به بازارهاي غرب باشد و از اينرو تهديدها و اتهامات اخير آمريكا به سوي سوريه را ميتوان بهتر فهميد. اگر اين جزئي از برنامه‌هاي آمريكا براي آينده خاورميانه باشد، تاْثيراتي كه اين عمل بر سياست خارجي آمريكا در قبال برخي از كشورهاي دوست ميگذارد را نميتوان ناديده انگاشت.
تاكنون وجود كشوري مانند اسرائيل كه تا حدودي كشورهاي یاغي عربي را تحت كنترل داشته باشد حتي با وجود مخارج هنگفت‌اش براي آمريكا ضروري بنظر مي‌رسيد و اما از اين ببعد با وجود دوستان و همگامان جديدي در عراق، كويت، سوريه، افغانستان و حتي امارات حاشيه خليج فارس ديگر نميتوان نقش سابق را براي اسرائيل تجسم نمود شايد از همينرو ميباشد كه تلاش اسرائيل بر اين باشد تا انتهاي لوله انتقال نفت شمال عراق از راه سوريه، به بندر حيفا در اسرائيل ختم گردد و بخاطر همين اسرائيل بر روي نقش آينده ژنرال گارنر كه داراي ارتباط بازرگاني و اقتصادي نزذیک با اسرائيل ميباشد، حساب زياد ميكند. تا حدودي ميتوان گفت كه حساب موفقيت و يا عدم موفقيت اسرائيل در نقشي كه در آينده بازي مي‌كند بخودش واگذاشته شده است.

تركيه متحد ديگر نيز با كاهش درجه اهميت مواجه ميگردد ولي نه به اندازه اسرائيل. تركيه در نقشي كه بعنوان كنترل شمال عراق داشت نه تنها تقليل درجه پيدا ميكند بلكه احياناْ بعنوان خطري محتمل كه در صدد از دست ندادن منافع خويش ميباشد نيز تلقي ميگردد و اما از طرف ديگر نزديكي تركيه با اتحاديه اروپا رقيب اقتصادي و خودسر آمريكا و تعدد نفرات شهروندان تركيه در اين اتحاديه نيز چيزي نيست كه آمريكا بتواند بسادگي از آن گذر نمايد. از سوي ديگر گستاخي تركها در جريان حمله اخير آمريكا به عراق و ندادن حق ترانزيت به سربازان و مهمات آمريكائي نيز بي پاسخ نخواهد ماند.

كشورهاي عربي مانند كويت و عراق و عربستان و ديگران نيز ضمن متحد بودنشان با آمريكا يكايك نقش متقابل را در برابر يكديگر ايفاء خواهند نمود تا وابستگي به ايشان پيش نيايد.

April 20, 2003

امید در وبلاگ‌اش مینویسد: من

امید در وبلاگ‌اش مینویسد:
من خیال می‌کردم این هم‌کاری‌یِ جوانان با مساجد برایِ‌ امن‌کردنِ شهرهایِ عراق تبلیغاتِ سیمایِ لاریجانی اَست، ولی در رویتر هم اخباری درباره‌ئَ‌ش دیدم که حتی شهر را نسبتاً امن‌شده توصیف می‌کنند بی‌این‌که حتی یک سربازِ آمریکایی جرئتِ قدم‌زدن در آن را داشته باشد. اگر واقعاً این‌گونه باشد که وای به حالِ آمریکایی‌ها، انقلابِ خودِمان را به یاد آورید و زمانی که به طول اَنجامید تا جوانانی که برایِ‌ چند ماه ناچار از چنان کارهایی شده بودند پا به سن گذاشتند و کلاشینکوف‌هایِ‌شان را بر زمین، و هم‌چنین سربازهایِ عراقی‌یِ سرخورده از خیانتِ ره‌برانِ‌شان (حالا چه صدام چه سرانِ ارتشَ‌ش) را هم در نظر بگیرید که اَکنون در شوکِ شکست هستند ولی با چنین اتفاقاتی و مبارزه‌یِ چریکی‌یِ اِحتمالی ممکن اَست بخواهند به شغلِ خود برگردند و نبردی که نجنگیده باخته بودندَش را ازسر بیآغازند.

مساله ی حفاظت شهرها صحت ندارد فقط یک شهر را تلوزیون فرانسه گزارش کرد یادم نمی‌آید شهر نجف بود یا کربلا و چنانچه نشان میداد هیچ سربازی در شهر نبود و هیچگونه اثری از قارت و دزدی در شهر گزارش نمی‌شد. برطبق همین گزارش مذهبیون بخوانید "حزب‌الله اوباش" درشرف بدست گرفتن قدرت هستند "مافیای زیر زمینی" نوشته های توی گیومه از من است. البته گمان نمی‌کنم که آمریکایی‌ها هم این را ندانند و به این دام بیفتند. گرچه رهبران شیعیان ممکن است با دادن تلفاتی "شهادت!! طلبی" را وسیلهِ‌ی مبارزه با آمریکا کنند و آبروی آمریکایی‌ها را با کشتن چند جوان ماجراجو در دنیا ببرند. این شیعیان را که می‌شناسی در مظلوم‌نمایی استادند و کارخانه شهید سازیشان هم که خوب کار می‌کند درنتیجه وقایع آینده از خود جنگ مهم‌تر خواهد بود. با فشاری که سه کشور روسیه، فرانسه و آلمان (بخوان محور شرارت! آینده) و دیروز هم که کنفرانس اعراب همسایه عراق (بخوان هدفهای آینده‌ی آمریکا) با اولتیماتومی که پادشاه عربستان داد و خلاصه جنگ روانی که راه افتاده امکان اینکه آمریکایی‌ها را روز بروز ایزوله تر کند بعید نیست.

به گزارش روزنامه کيهان عدم

به گزارش روزنامه کيهان عدم پرداخت اضافه كار، اعتراض فرهنگيان شهرستان پلدختر را برانگيخت.
دبيران مراكز پيش دانشگاهي علامه جزايري، رضوان و دبيرستان علامه طباطبايي (بزرگسالان) نوبت دوم، هنوز حق الزحمه ترم اول خود را دريافت نكرده اند.
جمعي از دبيران معترض به خبرنگار ما گفتند: اداره آموزش و پرورش شهرستان پلدختر با گذشت 7 ماه از سال تحصيلي هنوز حق الزحمه ترم اول سال 81 را پرداخت نكرده است. منبع خبر

تا آنجا كه ما خبر داريم كل ملت ايران بيست و چهار سال است كه حق‌الزحمه خود را بصورت كامل دريافت نكرده‌اند و پيشنهاد مي‌كنيم كه دبيران شهرستان پل دختر هم همان كاري بكنند كه ديگر فرهنگيان در ديگر نقاط ايران كردند. ايشان نيز مجبور گشتند كه صبر نمايند تا عتبات مطهره غبار روبي گردند و ته مانده آنچه كه باقيماند را به ايشان دادند. يعني پس از اينكه گدايان و متكديان از نظر مالي تاْمين گشتند باقي مانده را نيز به فرهنگيان دادند زيرا دولت پولي در بساط نداشت. اين ميان سئوال اينستكه چگونه دولت بودجه ندارد ولي عده‌اي در سايه دولت روز بروز ثروتمندتر مي‌گردند؟ لطفاْ جواب ندهيد كه صهيونيست‌ها خزانه را خالي كردند كه ملت باور نمي‌كند، کافیست از همین آقای شریعتمداری شروع کنید تا ثروتهای به باد داده‌ی ملت را پیدا کنید.

هم‌وطن بیدار شو، زمان تنگ

هم‌وطن بیدار شو، زمان تنگ است
حتمآ نمایش قدرت را دیشب همگی بر صحنه‌های تلوزیونهایتان دیدید! همان صحنه‌ای که عراقی‌ها برای رفتن به سرکارشان در وزارت نفت عراق در جلو در ورودی آن تجمع کرده بودند و لاشخوران فرستاده‌ی بوش از ورود آنها به داخل ساختمان جلوگیری کردند. فکرش را بکنید! کسی از آن طرف شهر می‌اید در منزل شما اطراق می‌کند و کم‌کم اطاق خواب شما را اشغال می‌کند و زمانی که خواستید به داخل اطاق خواب خودتان بروید با زور سرنیزه جلو شما را می‌گیرد گویی که ملک پدری‌شان هست. صندلی شما را به تصرف در می‌آورد و از نشستن شما جلوگیری می‌کند. وقاحت را به نهایت می‌رساند. تمام همسایه‌های اطراف شما برای بیرون کردن متجاوز بیانیه صادر می‌کنند باز هم انگاری نه انگار. گویی ارث پدریِ‌شان را به تصرف در آورده‌اند.

بخاطر دارید! آمریکا قسم خورد و باز قسم خورد و ما گفتیم دروغگواست، این حرامزاده. قسم خوردند که می‌خواهند آزادی و دموکراسی برای عراق و خاورمیانه به ارمغان آورند! گفتیم دروغ می‌گویند. اینها دزدانند، باز ساده دلان به ریشمان خندیدند. کسانی همچون مرتضی مردیها، نیما راشدان و حتی علیرضا نوری‌زاده که خود را ختم روزگار می‌داند، به پایکوبی برخواستند و جشن و سرور راه انداختند گویی عروسی ملت است. گویی مغز خر خورده‌اند یا شاید چیزی پشت پرده است که ما نمی‌دانیم !! مگر نه اینکه اینان روشنفکران ما هستند!
آنهایی که باور کردند که خوب، نشان دهنده هشیاریشان هست. آنها که باور نکردند هنوز دیر نشده حداقل برای ما ایرانی‌ها هنوز دیر نشده! یعنی تا زمانی که بختک شوم مرگ از مدل آمریکایی آن بر پیکر وطنمان نیفتاده زمان داریم ولی باور کنید این زمان بهمان سرعتی که برای افقانستان و عراق گذشت برای ما هم خواهد گذشت و روزی از خواب بیدار خواهیم شد که میراث خوار دولت فخیمه بر خاکمان خیمه زند و زالووار از این پیکر از پیش نحیف شده باقیمانده خونمان را هم خفاش وار بمکند و ما باز 50 سال به عقب برگردیم و باز زانوی ماتم در بقل بگیریم و به زمین و زمان دشنام دهیم و باز روز از نو روزی از نو. باز صدسال به عقب برگردیم.

April 19, 2003

کرزی در گفتگو با خبرگزاری

کرزی در گفتگو با خبرگزاری آمريکايی اسوشيتدپرس.

در اين مصاحبه از کرزی پرسيده شد آمريکا در دوره پس از جنگ عراق، چه درسی می تواند از افغانستان بگيرد. وی در پاسخ گفت آمريکا بايد در گزينش افراد مناسب برای اداره عراق دقت کند.
وی گفت شخصيت های تبعيدی عراق که به کشورشان بازمی گردند، بايد در دولت جديد عراق حضور داشته باشند.

آيا اين يك اعتراف غير مستقيم نيست وقتي طرف خود اظهار ميدارد كه آمريكائيها از نظر گزينش افراد مناسب براي بدست گرفتن زمام امور در عراق بايستي كه از تجارب افغانستان درس بگيرند؟ يعني اشتباهاتي انجام گرفته شده و بنظر من يكي از همين اشتباهات گزينش شخصي مانند كرزاي ميباشد كه گرايشهاي كاملاْ آشكار به آمريكا دارد.

April 18, 2003

!کمیته حمقا

!کمیته حمقا

به خودم هم بگم كه

به خودم هم بگم كه يادم نره

بجاي اينكه به مطلب امروز بپردازم، لازم ميبينم كه اشاراتي در مورد نوشته ها و مقالات خود بكنم. اينچنين بنظر ميرسد كه با توجه به مطالب اخير، عده اي بر اين گمانند كه نويسنده اين وبلاگ به مخالفت با كشورهاي بخصوصي برخاسته و حب كشورهاي بخصوص ديگري را در دل ميپروراند. بايستي بگويم كه نخير نه دشمني با كشوري در كار است و نه دوستي با ديگري. تنها هدف اين نوشتارها در ميان گذاشتن مستدل مسائل روز با هموطناني است كه از آمدن هر بيگانه متجاوزي به اين مملكت نگراني بدل راه ميدهند و براي آينده اين ملت و مملكت نگران هستند ضمن اينكه معضلات داخلي را نيز از نظر دور نميدارند. از ديد من ايران و ايراني هيچگونه ديني به هيچ كشور و يا گروه بخصوص خارجي نداشته و تنها بايستي كه در چارچوب قوانين و ضوابط قبول گشته بين المللي، تمامي هم و غم خود را بر آن دارد تا مشكلات اين كشور را از طريق مشاوره و محاوره با تمامي آحاد و اقشار اين مملكت و سپس با ديگر كشورها بر طرف نمايد. در اينگونه بحث و گفتگو، حق قبول و يا رد و علي الخصوص انتقاد را نه تنها مجاز بلكه كاملاْ لازم و مفيد ميباشد، بشرطيكه از محدوده احترام به عقايد حتي غير قابل قبول ديگران و حوزه منطق، پاي بيرون ننهيم. هرگونه برخورد فيزيكي را محكوم نموده و معتقدم كه ميزان تعدد طرفداران يك نظر به تنهائي پايه مقبوليت و درستي آنرا تعيين نمينايد و گرنه همگي ما ميبايستي كه طرفدار نظريه كمونيستي مائو ميگشتيم كه ظاهراْ بيشترين طرفداران را حد اقل در كشور چين و يا در سطح آسيا دارد. استقلال راي و عمل و مصالح ملي بنظر من در درجه اول اهميت قرار داشته و تحديد حقوق گروه يا قوميتي را به نفع گروه و يا قوميتي ديگر، در جائي كه استدلال محكم و قابل قبول ملي بهمراه نداشته باشد محكوم ميدانم. مشتاقم كه بدانم كه كشورم با تمامي موازين علمي و فرهنگي جهان همگام به پيش ميرود و ملتم سربلند و خوشبخت و داراي آينده اي با ثبات و مداوم هستند. به عدالت اجتماعي معتقد و پايبندم. بدين منظور مينويسم و اميدوارم كه بتوانم در حدي هر چند ناچيز، مثمر ثمر باشم و عقايدم نيز پيوسته محك خورده و تصحيح گردند و يا اينكه مورد قبول عامه.

بدون اجازه‌ی قیصر خان اینو

بدون اجازه‌ی قیصر خان اینو از توی وبلاگ‌ِش کش رفتم:

قيصر حكايت مي كند نامرد شكايت مي كند
ديرو يه چيزي نوشتم و پاره ش كردم. راجع به جنگ بود. ديدم چي بگم؟ چي بگم به اونايي كه به اسم منافع ملي از راه دور دو دسسي چسبيدن به خايه هاي آمريكا و انگليس. به اونايي كه خيال مي كنن اين دو تا بهتر از صدام هسسن. انگار يادشون رفته همه ي بمباي شيميايي كه صدام ريخ رو سر ايرونيا و’كردا ساخت آمريكا بود و آمريكاييا يادش دادن كجا بندازه و چه جوري بندازه. انگار يادشون رفته همه ي خاور ميانه يه روزي زير كنترل انگليس بود و كودتاي 28 مردادم انگليسا نقشه شو دادن به آمريكا و با كمك آخوندا مصدق خونه نشين شد تا روزي كه تو احمد آباد مرد. بعضيشون اميدوارم خام باشن. ولي بعضيشون شك ندارم منظورشون از منافع ملي، منافع خودشونه. پست ومقامي كه دارن و پست مقامي كه شايد در آينده داشته باشن. گفتم ولش بابا هر كي داره زور مي زنه كه بگه من راس مي گم. حق با منه. و ايروني جماعت بيچاره كه هميشه سرش از دس اين نامردا كلا رفته. اسم نمي برم. فرقي يم نداره اسم ببري يا نه. فقط بگم كاش يه روزي بشه كه ايروني جماعت از دس اين وابسسه ها نجات پيدا كنه. اگه اين وابسسه ها نباشن اون گردن كلفتا نمي تونن هر كاري بخوان بكنن. ولي من تو يه چيزي موندم. اينا كي مي خوان بفهمن كه خارجي ها( هر نوعش) دلشون نه واسه عراقيا سوخته و نه به حال هيچ كس ديگه. اينا به مردم خودشونم دروغ مي گن. عين هر سياستمدار ديگه يي. کي مي خوان بفهمن که وقتش که برسه اونا رو عین یه تیکه سنده ی مي اندازن تو خلا. همین کاری که الان دارن با صدام مي کنن. اونا كه روياي زندگي ي بهتر بعد از اومدن آمريكا و انگليس رو براي ايراني و خاور ميانه مي بينن و خیالشون امریکا و انگلیس همیشه هواشونو دارن بهتره از رويا در آن. شايدم واسه اونا بهتر باشه. ولي هر چي كه واسه من خوبه يني واسه همه خوبه؟ تا بعد. صفا.

خوش رقصی‌های آقای هاشمی رسمنجانی

خوش رقصی‌های آقای هاشمی رسمنجانی از قرار معلوم نتیجه داده که باعث شده عشوه‌گری‌های جنرال مایرز را در پی داشته باشد. البته باید دید آیا این طنازی و عشوه‌گری‌ها عاقبت به ازدواج این دو دشمن ملتها خواهد انجامید یا اینکه باز هم تجاوز این یکی به منافع آن یکی از ازدواج ایندو جلوگیری خواهد کرد.

نيويورک تايمز به نقل از يک افسر ارتش آمريکا نوشت: آمريکا حداقل دو پايگاه سازمان مجاهدين خلق، از جمله ستاد فرماندهی نظامی آن به نام "اردوگاه اشرف" در 100 کيلومتری شمال بغداد را "ويران" کرده است.
خبر حمله به پايگاه های مجاهدين ابتدا در يک کنفرانس خبری در روز سه شنبه از سوی ژنرال ريچارد مايرز، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا، فاش شد.

وی گفت: "ما هنوز دنبال اين گروه هستيم. اين که اين مساله چه تاثيری بر روابط آمريکا و ايران بگذارد، فکر می کنم بايد صبر کنيم تا زمان نشان دهد."

حتمآ به خوبی و خوشی خواهد گذشت، چون بنظر می‌رسد که رژیم ملاها با دیدن هیولای وحشتناک جنگی آمریکا همچون موشی آب کشیده به دنبال سوراخی است تا خود را از گزند این حیوان درنده برهاند.

شنبه گذشته بنا به قراری

شنبه گذشته بنا به قراری که داشتم رفته بودم خونه یکی از آشناها. از من خواسته بود که برم خونه‌اش و برایش یک کامپیوتر انتخاب کنم. تعدادی بروشور را با خودم بردم تا از میان آنها یکی را نسبت به نیاز و بودجه‌اش انتخاب کنیم. پس از بررسی چند تا کامپیوتر مشخص شد که کامپیوتری که می‌خواهد در چه سطح قیمت است وخلاصه چهار پنج تا آلترناتیو را کنار هم گذاشتیم برای انتخاب نهایی. تقاضای بعدی او این بود که یکی را انتخاب کن که آمریکایی نباشد! کمی فکر کردم و با تعجب گفتم مگر چنین چیزی هم ممکن است! آخر میدانید این پدیده‌ی تحریم آمریکایی‌ها در حال شکل گرفتن است. بحث طولانی داشتیم و با اینکه من خودم یکی از سرسخت ترینها در تحریم کشورهای فاشیست هستم در این کار عاجز ماندم. به او گفتم که ببین در این خرید امکان تحریم وجود ندارد چون تو هر کامپیوتری را که بخری حداقل CPU آن آمریکایی است و هیچ کجای دنیا هم چنین چیزی را تولید نمی‌کنند.
دوست من که در تصمیم‌هایش همیشه مصمم است، گفت پس فعلآ از خیر خرید کامپیوتر می‌گذرم و با همان کامپیوتر قدیمی سر می‌کنم. به او پیشنهاد کردم که بجای خریدن کامپیوتر می‌توانی با خرید قطعاتی که غیر آمریکایی است آن را بروز کنی و گرچه مثل یک کامپیوتر نو نخواهد شد ولی میتوان با افزایش حافظه و بزرگ کردن دیسک و یک کارت گرافیک خوب و تغییر Windows از 98 به 2000 به نتیجه‌ی مطلوب دست یافت. پرسید مگر Windows 2000 آمریکایی نیست، گفتم چرا ولی آن را میتوان از کپی رایت‌اش گذشت و یک کپی مجانی آن را استفاده کرد. پریروز تلفن کرد و گفت که قطعات را خریده و خواست که بروم و قطعات را سوار کنم. دیروز هم کار سوار کردنش را تکمیل کردیم و با پیشنهاد خودش نام‌اش را هم گذاشتیم خاورمیانه. خلاصه با یک بودجه‌ی 1500 کرونی موفق شدیم کامپیوتر 200MHz او را تبدیل کنیم به یک کامپیوتر قابل استفاده.

April 17, 2003

دبير مجمع تشخيص مصلحت بیضه

دبير مجمع تشخيص مصلحت بیضه اسلام ناب محمدی فرموده اند:
آمريكايي‌ها طالب مذاكره نيستند وگرنه چراغ سبزهايي در زمان رياست جمهوري آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي به آنها داده شده است. در دوران هاشمي، تورگت اوزال و نخست وزير ژاپن به ما گفتند اگر شما به آزادي گروگان‌ها در لبنان كمك كنيد، آمريكا نيز سياست خود را تغيير خواهد داد اما پس از تحقق اين امر هيچ اتفاقي نيفتاد. در دوران خاتمي هم به نهادهاي دولتي دستور داده شد كه در پادگان‌ها و مراكز دولتي پرچم آمريكا را آتش نزنند.

ما شنیده بودیم آمریکایی ها خیلی ساده لوح هستند! ولی نه به این ساده لوحی!! که فقط بخاطر توقف آتش زدن پرچمهایشان شتابان به پابوسی رهبر!! مسلمانان جهان بیایند و باج سبیل بدهند.

ایشان ادامه میدهند: همچنين ما در بحران افغانستان و عراق هم دخالتي نكرديم اما در ازاي آن هيچ امتيازي نگرفتيم.

از قرار معلوم آقایون خیلی عادت دارن با انجام کمترین کاری حق حسابهای هنگفتی دریافت کنند، بهمین خاطر بد عادت شده‌اند و گمان می کنند که آمریکایی‌ها هم به همین سادگی باج سبیل میدهند. وتازه وقتی آمریکایی ها تا کربلا آمده‌اند پس قبول کنید که برای آنها هم راه تهران از کربلا میگذرد و حالا که تا کربلا آمده‌اند بنظرم بجز جام زهرمار به چیز کمتری قانع نخواهند شد.

در ادامه می فرماییند:ايران علاوه بر سلاح‌هاي نظامي از توانايي‌هاي ناشناخته‌اي برخوردار مي‌باشد و نمونه آن حزب الله است كه جزو اولين كشور عربي بود كه توانست اسراييل را شكست دهد. و مصداق آن هم در ايران وجود دارد و اگر مسوولان استراتژي مناسبي را به موقع اتخاذ كنند آمريكاييان نمي‌توانند از طريق نظامي به اهداف خود برسند.

البته ایشان اگر می‌فرمودند توانایی های ایران چیست بد نبود و مارا مجبور به حدس زدن نمی کردند، تا آنجایی که ما میدانیم آقایان بجز گاز معده سلاح خطرناک دیگری در اختیار ندارند.
یکی نیست به این آقای دکتر!! بگوید، مربا جان!! شما هنوز فرق بین کشور و گروه را نمی دانی بیخودی اظهار فضله نکن جانم مگه مجبوری!! در هر موردی اظهار نظر کنی!! در مورد استراتژی و اینجور چیزهایِ سخت سخت هم بهتر است قبل از اظهار فضله با دکتر!! الله کرم تبادل نظر کنی چون از قرار معلوم او هم دکترای!! استراتژی یک چیزی را داره.
بیخود نیست مملکت روی آبه، وقتی هر بچه بازاری شروع میکنه به اظهار فضله وضع از این هم بهتر نخواهد شد.

با بسته شدن شیرهای نفت

با بسته شدن شیرهای نفت عراق بر روی سوریه و همچنین تشدید حملات لفظی آمریکا به ایران و سوریه باعث خواهد شد که پیمان سوریه و ایران مجددآ قویتر شود و ایران هم برای نگاه داشتن سوریه در بین کشورهای حامی خود نفت بیشتری را از جیب ملت ایران به سوریه هدیه کند.

April 16, 2003

در بگیر و ببند جنگ

در بگیر و ببند جنگ و گردو خاک کردن های جرج بوش نوشته‌ای را به مسابقه گذاشتم و از شما خواستم که نام صاحب گفتار را معرفی کنید و همچنین جایزه‌ای هم برای‌اش در نظر گرفتم . متاسفانه هیچ کس مطلب رو جدی نگرفت، درصورتی که بنظر من حرفها بس جدی بود وشاید حتی بتوان گفت که برای آینده جهان بسیار خطرناک. سخنان را از یک مصاحبه جورج بوش کپی کرده بودم البته ترجمه‌اش کرده بودم. حالا این اصل و همچنین ترجمه آن و همچنین اصل مصاحبه آنرا با دقت بخوانید این مرد فوق‌العاده خطرناک است. این قسمت را از پاراگراف دوم مصاحبه کپی کرده ام:


There is a value system that cannot be compromised. And if the values are good enough for our people, they ought to be good enough for others, not in a way to impose because these are God-given values. These aren't US-created values. These are values of freedom, the human condition, mothers loving their children.

ارزش‌هایی هستند که نمی توان آنها را به مصالحه گذاشت. اگر این ارزش‌ها برای ملت ما به اندازه کافی پسندیده هستند، پس باید همین ارزش‌ها برای دیگران هم پسندیده باشد نه بصورت اجبار، زیرا اینها خدادادی هستند.

در این قسمت جرج بوش با چنان وقاحتی بر این باور است که ارزش‌های آمریکا حقیقت محض است و در نتیجه همه باید سر تسلیم در مقابل آنها فرود آورند و در پاراگراف هفتم حتی پا را از این هم فراتر می‌گذارد و خود را خدای آمریکا و در نتیجه خدای دنیا می‌انگارد.
این هم پاراگراف هفتم این مصاحبه :


I'm the commander, I do not need to explain why I say things. That's the interesting thing about being the President. Maybe somebody needs to explain to me why they say something, but I don't feel like I owe anybody an explanation....

اصل مصاحبه

با خواندن این مصاحبه باید که نسبت به آینده دنیا نگران شد، چون این شخص بسی دیوانه تر از هیتلر و استالین است، صدام و خمینی در مقایسه با او طفل بی گناهی بیش نیستند.

April 15, 2003

افکار دایی جان ناپلئونی! كوكب

افکار دایی جان ناپلئونی!
كوكب خاتون توی منقل، مخده و پلوراليسم ديني! مینویسه:
بابا جان آخه اين ملت عراق چقدر گاون (شرمنده ، واقعا هيچ چيزي به غير از اين نمي شد گفت) . حالا همه جا رو غارت ميكنين به درك (دوستي نوشته مشكل سيستم اقتصادي عقب مانده شون هست) ولي آخه ديگه چرا همه چيز را خراب ميكنن. تمام آثار موزه بغداد رو غارت كردند و اونهايي رو هم كه باهاش حال نمي كردند ،زدند داغون كردند (چقدر حيف).

خُسن آقا هم که می دونید گاهی اوقات افکار دایی جان ناپلوئنی‌اش گل می‌کنه، ورداشت یک قسمت از این نوشته رو توی نظرخواهی کوکب خاتون نوشت:
یک تئوری: همونطوری که می‌دونید جهودا(اسرائیلی‌ها) خیلی توکار عتیقه ماهرند. حالا فرض بمفرمایید، این جهودا که پشت سر آقای بوش دارن تحریک‌اش می‌کنند که این جنگهای صلیبی رو راه بی‌اندازه همزمان فکر بکری به کلشون زده و گفتن چرا که نه! یک کم هم منافع جانبی داشته باشیم، پول که فقط از راه فروش نفت حاصل نمی‌شه که ! و یک عده لومپن رو تحریک می‌کنند و می‌فرستند اون تو و خودشون هم اون پشت واستادن و هرچی رو که لومپنها از توی موزه بیرون آوردند می‌خرند. شما واقعآ باور نمی‌کنید که یک پاپتی بیچاره عراقی بتونِ مثلآ مجسمه‌ای از مادها رو توی بازار مکاره بغداد بفروشه که! باور می‌کنین!؟ پس یا خیلی ساده تشریف دارین یا نمی‌دونین یک مجسمه‌ای از دوران مادها چند قیمتِ‌ش هست و چقدر مشکل هست که اونو به پول تبدیل کرد. تازه مگه خبر ندارین که هم اقتصاد جهودا و هم اقتصاد آمریکایی‌ها بدجوری خرابه، چند ده میلیارد دلار عتیقه‌جات میتونه کمک بزرگی به بودجه جنگ صلیبی جورجی جون بکنه.
چطور بود خوشت اومد!
امضاء دایی جان ناپلئون

April 14, 2003

مصاحبه با صدام درمورد سخنان

مصاحبه با صدام درمورد سخنان رسمنجانی
آقای!! هاشمی رسمنجانی در مصاحبه‌یی که با فصلنامه راهبرد که از سوی مرکز تحقيقات استراتژيک وابسته به مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر می شود فرموده‌اند:
"ما به عنوان مسلمان هيچ مشکلی نداريم که هريک از مسائل خارجی را که گريبانگير ماست حل کنيم ... ما اصلی در اسلام داريم و آن تقدم مصلحت اقوا بر مصلحت ضعيف است ... اصلاً مجمع تشخيص مصلحت از اين خاستگاه به وجود آمده است."

ما که عربی سرمان نمی‌شود به همین خاطر خبرنگارمان را فرستادیم سراغ برادر صدام حسین تکریتی با ایشان تماس گرفت و از ایشان خواست که این سخنان عربی را که آقای رسمنجانی بلغور کرده‌اند ترجمه و تفسیر کند. ایشان با اکراه زیاد قبول کردند و در این شرایط سخت که همگی آگاهی دارند زبان رنجه فرموده و با فارسی سلیلس گفتند:
صدام عفلقی: با این جمله خواهر هرچی مستضعف هست گاییده شد که.
خبرنگار خُسن آقا: شما مطمئن هستید که لسان عربی حاج آقا رسمنجانی رو درست درک کرده‌اید.
ایشان با پوزخند معروفشان فرمودند
صدام عفلقی: مردک مگر خری! مگر گیجی! مگه نمیدونی که ما خودمون دائمآ از این اراجیف تحویل ملتمون میدادیم! گمان میکنی ما منظور ایشان را درک نمی‌کنیم!؟
خبرنگار خُسن آقا: البته ایشان از گفته های رهبر عظیم الجثه انقلاب هم که فرموده بودند: "نماز و روزه را هم می‌توان به خاطر مصلحت نظام (بخوانید مصلحت ملا) تعطيل کرد" کمک گرفته‌اند می‌خواستم نظرتان را در این مورد هم بدانم.
صدام عفلقی: مثل اینکه تو از مرحله پرتی!! من وقت توضیح این اراجیف را ندارم رهبر آزادی بخش جهان با ارتش آزادی بخشش دنبال من گذاشته و شما هم وقت گیر آوردی! شما ایرانی‌ها مثل اینکه خیلی از خط خارجین! حتی ملت عراق هم فهمیده بودند که ما چه علف هرزهایی هستیم، شما هنوز حالیتون نشده! واقعآ که...!!
خبرنگار خُسن آقا: آیا شما فکر می‌کنید با این همه خایه مالی حاج آقا، باز هم آمریکا به ما حمله می‌کنه یا نه؟
صدام عفلقی: بععععله، من خودم آنقدر مالیدم که بوش این روزا کج کج راه می‌ره ولی دیدیت که هیچ گونه تاثیری بر روند وقایع نداشت.
خبرنگار خُسن آقا: با تشکر بخاطر وقتی که در اختیارمون قرار دادین و به امید دیدار
صدام عفلقی: دیدار به قیامت

April 13, 2003

اي بابا مذاكره با آمريكا

اي بابا مذاكره با آمريكا هيچوقت احتياج به رفراندم نداشته. اينرا همگي ما بخوبي ميدانيم، منتهي مسئله اين است كه چه رابطه اي؟ اگر منظورشان رابطه پنهاني در قبرس و سوئيس و شمال آلمان است كه درست ميگويند و راست گفته اند. مذاكره كرده اند و خدا و نه بنده خدا ميداند كه چه گفته اند و چه شنيده. اگر منظور رابطه مشهود و در چارچوب مذاكره رسمي مقامات كشوري ايران با با مقامات رسمي و كشوري آمريكا ميباشد، فكر كنم چند تا بدجنس بودند كه هميشه چوب لاي اين چرخ ميگذاستند. پيدا كنيد نام ايشان را.

اوی والو سرجدتون اینو بخونین:

اوی والو سرجدتون اینو بخونین:
حبيب الله مهمان نواز امام جمعه بروجرد با ذكر اين كه مردم عراق چرا ازدشمن استقبال كردند، افزود: بايد با حل مشكلات مردم زمينه هرگونه تبليغات سوء دشمن را از بين ببريم تا آنان شيفته نظام شوند. بنده به عنوان يك طلبه اعصابم خرد شده است، آنقدر كه دختران و پسران جوان بيكار و سرگردان را مي‌بينم. وي افزود: اگر ملت توبه نكنند و اگر از فسق و فجور دست برنداريم، چه بسا كه خداوند دشمن را بر ما مسلط كند.

اول‌اندش باید از این آقا پرسید: خوب مردک تو چرا اسمت رو گذاشتی مهمان نواز وقتی که حتی حاظر نیستی ملت عراق از آمریکایی ها استقبال کنند!!

دویوم‌اندش: اينهم يك نمونه از طرز تفكر و برداشت روحانيون در ايران. از ديد ايشان هميشه ملت است كه مقصر ميباشد و ملت است كه بايد مغفرت بطلبد و ملت است كه بايد توبيخ شود براي گناهاني كه روحانيون كرده اند. آيا واقعاْ از اين قشر روحاني تكامل و بهبودي ميتوان انتظار داشت؟ حتي اكنون نيز كه خطر خارجي كه ايشان بوجود آورده اند و ملت نيز بپاي آن بايد بسوزد، از دو طرف مملكت را تهديد ميكند، دست از مقصر جلوه دادن ملت بر نميدارند. ملت در چشم ايشان حيواناتي هستند كه بايست كار كنند و خمس و زكات و ماليات بپردازند بدون داشتن هيچگونه توقعي از مجريان و مسئولين امر والسلام.

خانه از پاي بست ويران

خانه از پاي بست ويران است
    خواجه در بند نقش ايوان است


بالاخره مجمع تشخيص مصلحت رژيم به اين نتيجه رسيد كه بايستي مذاكره با آمريكا را شروع كرد، اينرا رئيس مجمع تشخيص مصلحت رژيم در مصاحبه‌اي با آقايان عباس ملكي و محمود واعظي بيان داشت. قابل توجه است كه اين هر دو از معاونان وزارت امور خارجه در زمان رياست جمهوري آقاي رفسنجاني بودند. سئوالها زياد هستند كه در اينجا فقط به ذكر چند نكته اساسي مي‌پردازيم.

هنوز صحبت از مجمع تشخيص مصلحت رژيم ميباشد و همگي ميدانيم كه مصلحت رژيم و مصالح ملي با يكديگر در تناقض بوده و هستند. آقاي رفسنجاني به اين موضوع و رفع مشكل هيچگاه اشاره نكرده‌اند. آيا از ديد ايشان بايستي مذاكراتي با آمريكائي‌ها انجام گيرد تا طي آن قوام هيئت حاكمه تضمين گردد و يا اينكه اراده ملي كه عمدتاْ با سياست جهاني تناقضي ندارد فرصتي يابد تا براي حفظ موجوديت خويش و فراهم نمودن زمينه‌هاي لازم براي وفق دادن خويش با جهان مترقي، ملاقات‌هاي لازم در سطح بين‌المللي را انجام دهد بدون اينكه هويت ملي خود را قرباني اين و آن كند؟

آقاي رفسنجاني رابطه و يا عدم رابطه با آمريكا را از معضلات سياست ايران دانسته و حل اين معضل را از وظايف رهبري مي‌داند. آقاي رفسنجاني فراموش كرده‌اند كه هر گاه ايران به كوششي براي ايجاد رابطه مناسب با آمريكا پرداخت، خود ايشان يكي از كساني بودند كه اينگونه اقدامات را تقبيح و تكفير مي‌نمودند و اكنون نيز با نگرش كاملي كه از آقاي خامنه‌اي دارند اين مهم را به ايشان وامي‌گذارند تا هم بار مسئوليت مستقيم را از شانه خود برداشته باشند و هم اينكه از پشت پرده و در لواي رياست مجمع تشخيص مصلحت رژيم مستقيماْ در جريان چند و چون چنين مذاكرات احتمالي قرار داشته باشند و چيزي را از دست ندهند و از چيزي عقب نمانند.

آقاي رفسنجاني هنوز نمي‌خواهند كه باور كنند كه سيل نارضايتي ملت ايران از كرده‌هاي رژيم بيش از آنستكه كه حتي كشوري بمانند آمريكا بتواند و يا بخواهد با پشتيباني امثال ايشان در مقابل اين موج عظيم قرار گيرد و گرفتاري‌هاي شخصيتي بيشتري را براي خود در سطح جهاني فراهم سازد.

بزرگترين سلاح در دست رژيم ايران كه تا كنون توانسته بود به دوام ايشان بينجامد، نفت و درآمدهاي حاصله از آن بود كه بنظر ميرسد با نفوذ مستقيم آمريكا بر منابع نفتي عراق و كويت و امكانات اين كشور در جمهوري‌هاي سابق شوروي اين سلاح برائي گذشته را ديگر نداشته باشد، طيف عظيم مردم هم كه همچنان ناراضي و بي برنامه براي آينده خويش باقي مانده‌اند، روياي سرمايه گذاري خارجي در ايران هم كه بدلايل وضعيت بی‌ثبات اقتصادي و ناپايدار اجتماعي سياسي به واقعيت نپيوست، گلوهاي نورچشمان هم كه همچنان گشاد مانده است و حتي عده‌اي در پي آنند كه در آخرين لحظه آخرين تلاش خود را در چپاول بيت‌المال انجام دهند تا بتوانند در آينده به گوشه‌اي خزيده و چند صباحي همچنان راحت زندگي كنند. بنظر ميرسد كه اوضاع دارد به آرامي از كنترل سران رژيم خارج ميشود. در چنين حالي مي‌توان به چون و چراي آشفتگي سران رژيم و اظهارات ضد و نقيض ايشان پي برد.

داره از دست ميره اي

داره از دست ميره

اي داد و بيداد. اي حسن آقا جون، ديگه دارم بالا ميارم. جان مادرت ديگه از اين شر و ورها بهم نباف و هي پخششون نكن. آخه بابا تو كه اينجا نيستي كه ببيني اين همسايه ما جعفرآقا چه جوري زده بسرش و همش پرت و پلا ميگه. هر چيز هم كه ميگه يك شعركي به پشتش ميبنده و خيال ميكنه كه ديگه همه چيزش تاْئيد شده. من بيچاره هم بايد مرتب اين اراجيفي كه تو بهش ياد دادي با تفسير و حاشيه جعفري بشنفم و صدام (منظورم صدا هست نه صدام حسين، اون كه حالا حالاها در نمياد) هم در نياد. همش داد همش شيون همش جيغ.

كارو بار جعفري هي جيغ شد    طالع منهم به برج ريق شد
فكر كنم زيادي همزبان اين بدبخت شدم. منهم دارم شروع ميكنم به شعر گفتن. نكنه مسري باشه؟ ديدي چه خاكي به سرم شد؟
اون مقاله آخري رو كه در مورد لهستان و آمريكا نوشته بودي، حرص جعفرآقا را از دست اين دو تا حسابي در آورد و مرتب به جفنگ گوئي انداختش. هرچي بهش ميگم كه آخه مرد موءمن اينكارها آخر و عاقبت نداره و سرانجام كار دستت ميده حاليش نميشه كه نميشه. فكر ميكنه كه مثل بابا طاهر عريان شده در صورتيكه بنظر من جعفر جني گريان شده. ميگه كه اين لهستاني ها هميشه گدا بودند و گدا ميمونن. ميپرسم آخه تو لهستاني ديدي؟ لهستاني ميشناسي؟ اين حرفها چيه كه ميزني؟ ميگه من ميدونم يا تو؟ من همش اخبار رو گوش ميدم يا تو؟ تو كه همش توي آگهي هاي تجارتي گير كردي و بيرون نمياي. همش فكر ميكني كه دنياي آگهي دنياي واقعي هست. خلاصه نميدونم خيلي براش نگران هستم، آخه طرف زن و بچه داره و حساب هيچ چيز را نميكنه. ميدوني به لهستاني ها چي ميگه؟ ميگه پولاك، نميدونم كه معنيش چي هست. زده به سيم آخر. ميگي نه؟ پس اينهم يك نمونه از شعرهاي جعفر جني گريان :

ايـــا جـــرج دبليوي كشور گشـــا    زمـــن گر نترسي بترس از گــــــدا
كه پيش از تو ايشان فـراوان بدند    همه گشنه، افسرده، حيران بدند
گمانم كه جرجي خطازاده است    كـــه پول عــرب بر پولاك داده است
اگـــر جرج را جرج بودي پــــــــدر    نگشتي گـــدايان بگــــــردش بــــدر
چـــو جعفر بـــرنجد بگويد هجـــا    بماند هجـــا تـــا قيــــامــــــت بجـــا

برم. برم ببينم يك دوا موائي ميتونم براي اين بدبخت فلك زده پيدا كنم يا نه. اينا واسه فاطي تنبون نميشه.

اسمال بينوا ( از امروز بدبخت هم روش)

April 12, 2003

چرا هرج و مرج! تصاویری

چرا هرج و مرج!
تصاویری که از بغداد می‌رسد نشان از آینده‌ای بس خطرناک و نا امید کننده تر از چیزی را نشان میدهد که ملت عراق زیر سلطه صدام انتظارش را می کشید.
چرا این هرج مرج!؟ سوالهایی را طرح خواهم کرد گرچه خود پاسخهایی را برای آن ارائه خواهم داد ولی امید دارم که دیگر دوستان که دل به حال ایران می‌سوزانند با ارائه تحلیلهایشان بتوانند انتخابی را که در پیش روی ایرانی قرار گرفته بیشتر بشکافند و راه از چاه نشان دهند تا شاید میهن‌مان را از اشتباهی دوباره نجات دهند.

1. آیا آمریکای و متحدش انگلیس در کنترل اوضاع ناتوانند!؟ یا این هرج و مرج هم جزئی از استراتژی آنهاست؟
2. اگر آمریکا به عمد ایجاد هرج و مرج در عراق می‌کند، اهدافش از این کار چیست؟

دوستان گمان نکنند که این مشکل عراق است، همگی میدانند که همین عاقبت ایران خواهد بود اگر و فقط اگر ملت ایران خود بدست خود رژیم را سرنگون نکند و یک حکومتی ملی را بجای آن ننشاند.

حال برمیگردم به پاسخ دو سوال فوق:
بگمان من آمریکا در این هرج و مرج شریک است، چرا؟ برای نشان دادن و ترویج این ایده که " دنیا نگاه کنید این ملت برای کنترل اوضاع مملکتش نیاز به یک قدرت خارجی دارد" تا آقای بوش (البته بوش که نه، آقابالاسرهای بوش) بتوانند در مرحله بعد با بکار گرفتن گماشتگان خود، حکومتی مشابه دیگر حکومتهای دست نشانده را جایگزین کنند. حکومتی که بتواند با روشهای دیکتاتوری بر عراق حکم براند و ازطرف دیگر وابسته به غرب باشد تا درنتیجه مجبور باشد منابع طبیعی‌اش را به نرخ آمریکا به بازار (آمریکا) عرضه کند. چنانچه صحنه‌هایی را که حتی تلوزیونهای غرب نشان می‌دهند ببینید، مردم عادی (بیش از 80% مردم عراق) از این هرج و مرج نگرانند و بگمانم که همین زمینه‌هایی که به نمایش گذاشته شده کافی باشد تا همین 80% بعد از اتمام جنگ حاضر بشود (مجبور بشود) به آقای چلبی و ژنرال‌های آمریکایی قناعت کرده و زیاده خواهی را کنار بگزارد و به "مبارک" یا "اسد" یا یک دیکتاتور دیگر از این قماش رضایت دهد.
آیا کسانی هستند که ادعا کنند که آمریکا، همان آمریکایی که بقول طرفداران‌اش قدرت مطلق روی زمین است، قادر به کنترل ملت عراق نیست!؟ آیا این خود یک پارادوکس نخواهد بود. چون در آنصورت باید از خود پرسید: "پس چرا باید به چنین قدرتی اجازه داد که بلندپروازی کند و جهان را بسوی هرج و مرج و ویرانی سوق دهد".

وزارت خارجه انگليس اعلام كرد

وزارت خارجه انگليس اعلام كرد در حال كمك مالي و همكاري عملي با قوه قضائيه ايران در چارچوب اجراي برخي طرح‌هاي اصلاحي است. [لینک]

مگه ما صد بار نگفتيم كه در ديگش رو باز نكنيد كه بوي گندش مياد بيرون! حالا بفرما. حالا بخوريد. ثابت كرديد كه براي حفظ موازين حقوق بشري قانون مانون كه نداريد كه هيچ، بفكرتون هم نميرسه كه يك جوراي يك قانون شلم شوربائي مثل هميشه براش
دست و پا كنيد. تازه باید اربابان آقای شاهرودی از خارجستان بيان بهتون راهش را ياد بدن. اي واي بر من و دل اميدوار من. اي بابام هي.


محمد ابراهيم شمس: قاچاق زنان بعد از مواد مخدر سودآورترين نوع قاچاق است هر ساله 700 هزار تا 2 ميليون زن و كودك در جهان قاچاق مي‌شوند [لینک]

محمد آقا، فكر ميكني خبر تازه‌اي آوردي؟ پس فكر ميكني اين محلل و صيغه و امثالهم براي چي بوده؟ اين را ملت خدا ساله كه شخصاْ تجربه كرده اونهم بدون كنوانسيون پالرمو. راه حل عملي با پشتوانه دولتي اگر داري ارائه بده و گرنه از دانستن كه ميدونستيم.

حضرت آيت الله العظمي دامت

حضرت آيت الله العظمي دامت كيفاته و منقل مكان هم بالاخره اظهار نظر كردند و فرمودند كه نارضايتي ملي در عراق سبب پيروزي آمريكا در اين كشور گرديد. پس از اتمام سخنراني نامبرده تمامي سران رژيم بفكر بستن بار و بست خويش افتادند و در تكاپوي فروختن اموال غير منقول بدست آمده از راه حلال هستند. علتش را از ما نپرسيد چونكه نميدانيم.



رهبر: ملت ايران هم‌چون ملت عراق از سقوط صدام خوشحال است
شايد چونكه ملت ميدونه كه يواش يواش نوبت جنابعالي هم داره ميرسه. راه مورد پسند ملت اين نيست ولي شما متاسفانه ديگه چاره اي براي اين ملت باقي نگذاشتيد كه.


آقا، نامرداش قانون اساسي جديد را نمينويسند. در ضمن بعرض مباركتان بياورم، ما هم آن چيزهائي كه اون موقع قبول كرديم، ديگه قبول نميكنيم. به اين ميگويند سير تكامل بشري.

نماز جمعه یا خیمه شب

نماز جمعه یا خیمه شب بازی نابینایان
بر اساس گزارش ايسنا، نمازگذاران!! (بخوانید کسانی که دارند منافعشون رو از دست میدهند) با شعارهای «مرگ بر آمريكا»،« مرگ بر اسرائيل»،« مرگ بر انگليس»،« واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد، ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد»،« ما همه سرباز توييم خامنه‌اي»،« قسم به خون شهدا انتقام انتقام»، «وزارت خارجه اقتدار اقتدار»، «لانه روباه پير تعطيل بايد گردد ، سيزدهم آبان‌ماه تكرار بايد گردد» و « مسلمان بپاخيز برادرت كشته شد»، در راهپيمايی شرکت کردند.

شعار: واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد حالا یکی نیست که به اینها بگه خوب حالا داد چرا نشستید!! مگه صدام همین حکم را به فدائیان‌اش!! نداده بود!؟ چه شد که خود بعلاوه فدائیان‌اش!! همگی در سوراخهای موش مخفی شدند و هنوز کسی نتوانسته پیدایشان کند(یا شاید با امضای قراردادی با بوش فلنگ را بستند و در یکی از جزایر خوش آب هوا که از قبلآ با پول دزدی خریده بودند سکنا گزیدند).
چند ماه قبل از جنگ خبرنگار تلوزیون TF1 تلوزیون فرانسه با صدام حسین مصاحبه‌ای داشت، خبرنگار با خنده از او پرسید: اگر آمریکایی ها شروع به بمباران کاخهای شما بکنند شما چکار خواهید کرد، گمان نمی کنید آنها این قدرت را دارند که شما را بکشند. صدام با پوزخندی گفت: آیا تا حالا شنیده‌اید که رهبر یک کشوری در بمباران کشته شده باشد. او مثل همه‌ی رهبران فاسد میدانست که در آخرین لحظه‌ها راه فراری هست، این را همه‌ی دیکتاتورها می‌دانند. فقط این میان نوکران آنها هستند که نابود می‌شوند،مثل پاسداران احمق خودمان که از خامنه‌ای و هاشمی تا روز آخر محافظت خواهند کرد و آخر سر خود را فدای آنها خواهند کرد و رهبران هم طبق روال همیشگی به کنجی دنج پناه خواهند برد.

شعار بعدی:ما همه سرباز توييم خامنه‌اي خوب که چی بشه دوتا بمب میزنند توی سرتون دیگه نه از سرباز و نه از رهبری چیزی باقی خواهد ماند.

شعار بعدی : لانه روباه پير تعطيل بايد گردد یکی نیست از این احمقها بپرسد: مگر نه اینکه نماینده‌ی رهبر با تماس با روباه پیر باعث باز شدن این لانه روباه شد!؟

شعار بعدی: مسلمان بپاخيز برادرت كشته شد کسی نیست از این بی‌خردان که این شعارها را می‌دهند بپرسد خوب الاغ جان مگر همین چند سال پیش نبود که خود شما بدستور همین رهبرتون به کشتار همین برادرانتون مشغول بودید!؟

درخاتمه این جمله را هم از رهبر بیخردمان بشنوید ضرر ندارد:
هرکس به تحکيم قدرت نيروهای بيگانه در عراق ياری برساند نامش به عنوان لکه ننگی در تاريخ ثبت خواهد شد.

آیا شما دقیقآ همین کار را نمی‌کنید آقای رهبر!!؟؟

April 11, 2003

بادا بادا بادا باد بادا    ايشاءالله

بادا بادا بادا باد بادا    ايشاءالله مبارك بادا

بعدش نگوئيد كه ما شما را در جريان آخرين اخبار قرار نميديم!
ديروز يعني همون روزي كه بغداد سقوط كرد، لهستان ميهمان عزيزي داشت. خودتان هم كه ميدانيد ميهمان حبيب خداست. ميهمان را كجا ميبرن؟ ميبرندش دانزيگ همانجائي كه مركز صنعتي لهستان هست و خلاصه خيلي به ميهمان آمريكائي احترام ميگذارند. ميهمان هم شرمنده و خجالت زده از اينهمه ميهمان نوازي مرتب پيش خودش فكر ميكنه كه چگونه اينهمه محبت را جبران كنم؟ يكدفعه يادش ميفته كه توي عراق بايد پالايشگاه درست بشه و نامردي نميكنه و قراداد ساخت پالايشگاه را ميده به ميزبان. ميزبان كه ديگه از خوشحالي سر از پا نميشناخت، ديگه نميدونه كه چه كار بكنه. آخه تا همين ديروز بود كه شهروندانش توي اين كشورهاي اروپائي آواره و سرگردون تن به هر كاري در ميدادند و اتحاديه اروپا مرتب به دولت لهستان كمك مالي و اقتصادي ميكرد. از طرف ديگه مردم عراق ديگه شب از ناراحتي نداشتن پالايشگاهي كه در جنگ بوسيله بمب خراب شده بود، خوابشون نميبرد. حالا ديگه آمريكائي ديگه داشت واقعاْ مثل فرشته ها بال در مياورد كه دو تا ملت و مملكت را با يك حركت خوشحال كرده و اين دو ملت و مملكت هم ديگه از خوشحالي توي پوستشون جا نميشدن چونكه اموراتشون به بهترين وجه گذران شده بود. اين ميون هم لابد يك چيزي بايد توي جيب طرف آمريكائي بره كه داستان عاقبت خوب پيدا كنه. آقا قدرت خدا، هنوز اولين شب سقوط بغداد به پايان نرسيده بود كه همه خوشحال و خندان شده بودن. از اين ببعد ديگه لهستان لازم نيست نگاه به اروپا بكنه. برادر بزرگ ايندفعه از طرف غربش مياد. عراقي لازم نيست به پالايشگاه نفت فكر بكنه، وسايل توي راه هستند و مهمتر از همه اينكه فكر قيمتش را هم نبايد بكنه، پولشو از دل خاك هم شده براشون ميكشن بيرون. رفيق گذاشتن براي چه چيزي؟ براي همين كارها ديگه. آمريكائي هم نبايد عذاب وجدان داشته باشه كه بمبهاي باهوشش، عوضي به در و ديوار همسايه خوردند. خلاصه همه خوشحال هستند. خدا را صد مرتبه شكر.

در ضمن تا يادم نرفته بگم كه ميهمان و ميزبان بر سر حمله به يك كشوري با يكديگر هم‌عقيده بودند ولي هر چي فكر ميكنم اسم كشوره يادم نمياد!!

انتخابات مجلس نزدیک می شود

انتخابات مجلس نزدیک می شود
شاید حال که جنگ درهمسایگی ما رو به فروکش کردن رفته و اینکه مسائل مهمی از قبیل تصویب این دولایحه در مجلس و نزدیک بودن انتخابات مجلس بد نباشد که دوستان از پیش از رسیدن زمان انتخابات خود را بسیج کرده و این مرتبه با توشه ی بیشتر برای مبارزه با انتخابات مجلس به این مهم بپردازیم.

آمدن آمریکا در مرزهای ایران و استقرار آنها گرچه مایه تاسف و نگرانی است ولی اگر ملت ایران در این شرایط با هشیاری عمل کند شاید بتوان موفقيت بمراتب بيشتري براي به كرسي نشاندن خواستهاي ملي مردمي و عملي كردن اراده ملت بدست آورد و رژيم را مجبور کرد که انتخابات با آزادی کامل برگذار شود و در غیر این صورت کسانی که دل برای ایران می سوزانند وارد کارزار تحریم انتخابات شوند. این تهدید به تحریم شاید در این شرایط برنده ترین کارتی است که ملت در دست خود دارد و با فشار بر رژیم می توان هم جناح تمامیت خواه و هم جناه مماشات طلب آن را بزیر کشید و کار خودكامگي و خود سالاري را در دو مرحله بپایان رساند ولي پيش از هر چيز بايستي كه شرايط داخلي و خارجي را بدرستي و تحقيق، تحليل نمود و براي آينده برنامه اي مشكل گشا و مردم نگر كه در آن خود مردم سهمي عمده را در قبول مسئوليت و انتخاب و يا رد داشته باشند، ارايه نمود.

چنان ترسشان گرفته است كه

چنان ترسشان گرفته است كه اگر يكي هم از ميان خودشان، بسود خودشان و ملت صحبت كند، زود ميخواهند زيرآبش را بزنند تا راحتتر به چاپلوسي و سفسطه براي ابقاي خودشان بپردازند. جالبش اينستكه سربزنگاه هم كه شد مثل صدام حسين و كابينه اش و يا ملاعمر و نوچه هايش غيبشان ميزند و اين ملتها هستند كه بايد با نتايج كارهاي ايشان سر كنند و بهاي گزاف بپردازند. واقعاْ كه.