« December 2002 | Main | February 2003 »

January 31, 2003

انگلیس از آمریکا بد تر

انگلیس از آمریکا بد تر است، روسیه از هر دو و... الی آخر، از سخنان گوه هر بار حضرت امام بود و کسانی مثل خرازی هم جزو پامنبری‌های حضرتش بودند، زمانی که اینگونه تراوشات مالیخولیایی از مغز مبارک آن سفلیسی تراوش میشد. اینان به‌به گویان تراوشات مغزی او را بارها در مصاحبه‌ها و گفتگوهایشان طوطی‌وار تکرار میکردن. حالا وقتی این گونه اخبار را می‌خوانم چندشم می شود از این همه بیشرمی:

روزنامه گاردين چاپ لندن، روز گذشته خبر از ديدار قريب الوقوع كمال خرازي وزير امور خارجه ايران و توني بلر نخست وزير انگليس در لندن داد.
به نوشته اين روزنامه، در اين ديدار كه براي ماه آتي ميلادي برنامه ريزي شده است، دو طرف بحران عراق را مورد توجه جدي قرار خواهند داد.

عجب دیداری، حیف شد امام به رحمت ایزدی پیوست وگرنه آثار ایدپولوژی خود را امروز می‌دید، گرچه خود او بود که اینگونه گوه خوردنها را باب کرد، زمانی که جام زهر را سر کشید.

این مطلب رو تمام کرده بودم میخواستم پستش کنم که تلویزون نروژ قیافه‌ی کریه کمال خرازی را نشان داد، تمام خبر را نشنیدم ولی گویا آقا آمده پیش نروژی‌ها در باره آینده رژیم عراق صحبت کند (مورچه چی هست!! که کله پاچه‌اش چی باشد!!). از قرار معلوم هنوز آمریکایی‌ها خرس را شکار نکرده درحال فروش پوستش هستند، چه روزگاری دارند ملت بدبخت عراق! که کمال خرازی درباره آینده‌شان تصمیم میگیرد.

این مطلب (کی مقاومت خواهیم کرد) را هم از ادوارد سعید ترجمه مهرناز شهابی بخوانید. (PDF)

January 30, 2003

پاسخی به چند نظر با

پاسخی به چند نظر
با خواندن دو کامنت بر روی مطلب دیروز که درمورد جنگ آمریکا با عراق بود، لازم دیدم نکته هایی را گوشزد کنم.
این تصاویری که در ذهن اکثر ایرانیان از صدام و عراق هست چیزی نیست که بسادگی محو شود من هم این را خوب می دانم و آنرا احساس میکنم، تازه از این موضوع جنگ ایران و عراق هم که بگذریم، دشمنی دیرینه‌ی ایرانیان با اعراب چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت و به دفاع از مردم عراق پرداخت ولی چیزی را که در این معرکه گیری اخیر باید درنظر داشت، دشمنی است که بیشترین تخریب را در تاریخ سیاسی سرزمین ما در این ۵۰-۶۰ سال گذشته انجام داده است، و از همه مهمتر امروز ابرقدرتی شده که آینده‌ی جهان را تحدید می کند. امروز دیگر مساله خصوصی بین ایران و عراق مطرح نیست و در عوض هستی ملتهای کل خاورمیانه در خطر است. باید قبول کنیم که بعنوان یک انسان مسول، در این شرایط، موظف به انتخاب درست و موضعگیری صحیح هستیم. دوستان گرامی سام و بابک عزیز، مساله صدام و دارو دسته‌اش نیست که مرا به نوشتن این مطلب واداشت، مساله آنهایی هستند که همچون من وشما در کشور خود گرفتار اشخاصی مثل صدام یا خامنه‌ای هستند و مجبورند بجنگ کردن با دیگران بپردازند بدون آنکه بخواهند. مساله آن کودکانی هستند که هنوز یاد نگرفته‌اند که عراقی چیست و آمریکا کجاست. مساله آن فلک زده‌ای است که در جنوب عراق یا باید اسیر گلوله های ملاهای ایران شود یا آمریکا ویا اگر از دست دشمنان خارجی جان بدر برد با گلوله صدام آدمخوار جانش گرفته شود، مساله آن کودکانی هستند که قبل رسیدن به سن تفکر، جان خود را بخاطر نداشتن حد‌اقل بهداشت صحیح از بیماریهای ساده‌ی انگلی از دست می‌دهند، برای چه!؟ برای دشمنی افراد احمقی مثل صدام و بوش. باور بفرمایید آقای بوش تنها پیگیر یک چیز است و آن یک چیز چیزی نیست جز صلای سیاه و بخاطر همین مساله در فردای پایان جنگ عراق، بطرف ایران نظر خواهد افکند و آنگاه است که دیگر نفسی از کسی باقی نمانده تا از ما دفاع کند.
فراموش نکنید که پدر همین جورج بوش زمانی که می‌توانست صدام را در جنگ قبلی از اریکه قدرت بردارد بخاطر منافع آمریکا این کار را نکرد، صدام آنزمان بمراتب خطرناک تر از صدام امروز بود. خلاصه‌ی کلام، فراموش نکنید که آمریکا میلیاردها دلار خرج نمی‌کند تا دموکراسی را به ملت افقانستان، عراق یا ایران هدیه کند.

January 29, 2003

با عرض پوزش، این مطلب

با عرض پوزش، این مطلب بنا بود دیشب بیاد روی نت ولی بلاگ اسپات بامبول در آورد و تا همین حالا نتوانستم چیزی بنویسم.

اين آدميزاده واقعاْ كه موجود عجيبي هست. خودمونيم بعضي وقتها با وجود اين كه قبول اين واقعيت برام سخته ولي به اين موضوع معتقد ميشم. حتماْ ميپرسيد كه اينهمه آسمون و ريسمون براي چي بهم ميبافم؟ خب راستش رو بخواهيد توي رختخوابم دراز كشيده بودم و سعي ميكردم كه گوسفند ها رو بشمارم كه خوابم ببره يكدفعه يادم افتاد به اين حرف آقاي جرج بوش پدر كه دوازده سال پيش پس از حمله موفقيت آميزش (؟) به عراق گفتش كه ما (يعني آمريكائيها) برنامه هاي اتمي عراق را با بمباران به سطح عصر حجر رسونديم. سال 1995 آمريكائيها اقرار كردند كه قدرت نظامي عراق به سطح يك سوم توان نظاميشان در زمان حمله عراق به كويت نزول كرده. سال 1997 توان خريد عراقي ها را سرشكن شده براي هر نفر برابر 47 سنت در هر روز تخمين زدند و امروز آقاي جرج بوش پسر سخن از نابودي دنيا بوسيله توان ويرانگر نظامي عراق ميكند و اينكه اگر آمريكا فداكاري نكنه همين امروز و فرداست كه ديگه هيچي بايد خر بياريم و باقالي بار كنيم چونكه نيم بشريت برده عراق شده. آقائي كه شما باشيد همين جفنگيات باعث شد كه خواب از سرم بپره و بيام با اين لاطائلات سر شما رو درد بيارم. ببخشيد ها

راستي گوسفند چندمي رو شمرده بودم؟

خواب از سر پريده

در پی علاقه ای که

در پی علاقه ای که همه نشون دادند، من چنان خوشحال شدم که دیشب تا دیروقت نشستم و یک لیستی رو از چند دفتر اریکسون در ایران، اروپا و آمریکا تهیه کردم که میتونید در این آدرس ببینید. درضمن خواهشمندم از اونهایی که توی سوئد و دانمارک زندگی میکنند یک مطلبی رو البته نه خیلی طولانی هرچه کوتاهتر باشه بهتره به زبان سوئدی و دانمارکی و همچنین کسانی که انگلیسیشون خوبه به اینگلیسی و من هم به زبان نروژی تهیه میکنم، همان متن را هم به زبان فارسی تهیه میکنیم، همه چیز را آماده می کنیم تا حد اکثر قبل از دوشنبه آنها را با هم و همزمان بروی وبلاگهایمان بگذاریم و کپی آن را برای اریکسون با آدرس وبلاگهامون همچنین برای چند وبلاگ خارجی (بغیر از ایرانی ها) ارسال می کنیم. کار دیگری رو هم که باید انجام بدیم اینه که به چند سایت خبری ایرانی همین اصلاعات رو ارسال می کنیم (گویا نیوز، پیک ایران پیک نت) و خلاصه هرچه پر ملات تر باشد اثرش بیشتر است. خلاصه همه ی کارها باید همزمان انجام بشه تا اینکه اثرش بیشتر باشه.

می‌بخشید بخاطر فارسی نویسی امشبم عجله داشتم.

January 28, 2003

هماهنگی و همدلی! با امید

هماهنگی و همدلی!
با امید به اینکه همگان بخصوص آنها که به نوشتهای چند روز گذشته‌ام در مورد اتحاد پاسخ مثبت دادند، می‌خواستم پیشنهادی را برای یک کار جمعی بدهم تا هم یک تست باشد برای اینکه ببینیم تا چه حد قدرت همکاری در ما است و هم کار انجمن را ریزه ریزه شروع کنیم.

مساله از اینقرار است که شرکت سوئدی اریکسون (Ericsson)‌ دستگاه‌های مخابراتی را در ایران سوار کرده تا رژیم بوسیله‌ی آنها قادر شود از ورود امواج ماهواره‌ای به تهران جلوگیری کند. این دستگاه‌های ایجاد کننده‌ی پارازیت (Noise) نه فقط کار ماهواره‌ها را در فضای تهران مختل کرده، بلکه بر روی سلامتی شهروندان نیز اثر می‌گذارد و عواقب وخیمی را هم برای سلامتی آنها به همراه خواهد داشت.

چنانچه کسی حاضر به انجام یک عکس‌العمل دست جمعی هست، خواشمندم با من تماس بگریرید یا از طریق میل یا همین کامنت زیر، تا بتوانیم با هماهنگی یک تبلیغات منفی برای شرکت اریکسون براه بیندازیم.

کارهایی را که میتوانیم بکنیم:

۱. تمام کسانی که در این عملیات شرکت میکنند یک لوگ مثلآ مبایل اریکسون را با یک علامت ممنوع ادقام کرده بر روی صفحه‌ی وبلاگ خود قرار میدهیم.
۲. با تماس به شرکت اریکسون در چند نقطه دنیا از جمله سوئد، دانمارک، نروژ، ایران و چند کشور دیگر اروپایی و آمریکایی، آنها را از عملیات خود مطلع میکنیم.
3. همزمان با نوشتن مطالبی برای دیگر وبلاگ نویسها که به زبانهای دیگر مینویسند، از آنها نیز خواهیم خواست که در این کار مارا یاری دهند.
4. تماس با چند روزنامه (مخصوصآ روزنامه های اسکاندیناو) و اطلاع رسانی در مورد این عملیات.

چناچه این عملیات همزمان هماهنگ شود و مخصوصآ با تماس با دفاتر اریکسون در چند کشور از جمله کشورهای اسکاندیناوی هماهنگ شود، این کار باعث خواهد شد تا اریکسون بخاطر حفظ وجهه‌ی بین‌المللی‌اش هم که شده عکس العملی نشان دهد. تنها راز پیروزی در چنین عملیاتی هماهنگی و همزمانی است.

محی الدين حائری شيرازی، امام

محی الدين حائری شيرازی، امام جمعه شيراز، اخيرا خواستار تحريم ترياک از سوی علمای دين شده است.

خُسن‌آقا: البته ایشون نفرموده‌اند که، آیا با رهبر معظم هماهنگی کرده اند یا خیر، از قرائن چنین بنظر می‌رسد که خیر.


کارشناسان اعتقاد دارند در تاريخ معاصر ايران اگرچه يکبار تنباکو و آنهم با شائبه سياسی از سوی مراجع تقليد تحريم شد، اما ترياک و مواد مخدر ديگر علی رغم اذعان علمای دين به ضررهايی که وارد می کند هيچگاه حرام اعلام نشده و تنها در باب کراهت استفاده از آن اشاراتی به عمل آمده است.

خُسن‌آقا: کارشناسان مثل همیشه خیلی احمق تشریف دارند! چون چیزی را که بدان توجه نکرده‌اند، نیاز علما به این ماده‌ی فرح‌بخش است. انگاری اینها (کارشناسان) خبر ندارند که نه فقط در منزل علما بساط کیفور برپاست بلکه تا آنجا که ما میدانیم، حتی در خانه‌ی کاشناسان نیز کم و بیش اوضاع بر همین روال است.


آيت الله موسوی تبريزی دليل عدم اعلام "حرمت" مواد مخدر در رساله های فقهی موسوم به توضيح المسايل را روال نبودن آن می داند.

خُسن‌آقا: همان طور که در بالا استدلال شد، روال کار علما بر چیز دیگر ایست.

این مطلب با عنایت رهبر گرانقدر تهیه شده، هم ایشان بودند که نظر حقیر را به این هجمه‌ی جدید استکبار بر پیکر اسلام ناب محمدی جلب کردند.

January 27, 2003

مطلب در باره همبستگی وب

مطلب در باره همبستگی وب لاگها
دوست عزیز من هم همین کار را می‌خواستم و حتی یک چیزی هم بعنوان چرک نویش تهیه کردم ولی گویا ملت بجز حسینیه در امور دیگر چندان فعال نمی باشند! و همانطور که من را می‌شناسی(از نوشته‌هایم) در خط حسینیه و حسنیه و بسم الله و از این تعارفات نیستم، پس درنتیجه (بگمان من البته) باید این کار را فعلآ در یک محدوده ۱۰ تا ۲۰ وبلاگ اجرا کنیم و وقتی راه افتاد به تبلیغ و بست آن مبادرت ورزیم. تا نظر دوستان چگونه باشد.

سخنی از بیرون گود به

سخنی از بیرون گود به داخل گود!
این مشکل اسلام گویا حل شدنی نیست، مطلب دیروز رو یادتون هست! کامنتی رو داروگ بر نوشته من گذاشته که دوست دارم یک بار برای همیشه این مشکل گروه‌های اسلامی رو حداقل برای خودم حل کنم، چون فعلآ سرم خیلی شلوغه فعلآ این نظر نوشته شده بوسیله‌ی داروگ رو بخونید و همچنین سرورگرامی والد بمونعلی یک پاسخ خوبی دادند آنراهم بخوانید تا من وقت کنم یک مطلب درست حسابی برای این مشکل ملی‌مذهبی‌ها بنویسم، داروگ مینویسه:

حسن آقای عزيز !
بعضی در تاريخ امتحان خود را پس داده اند. بعضی بیرون گود نرفته اند ، داد و بیدادی گوش خراش کنند. بعضی یک سال نشده است که از انفرادی در آمده اند ، که این چیزی در برابر تحمل و حرف زدن و فرار نکردن در بدترین شرایط دهه ی ۶۰ نبود.
ادب حکم میکند ، قدر خود و قدر مردان خود را بدانیمو مثل گفته ات درباره ی استاد بزرگوار جامعه شناسی ، دکتر توسلی ، حرمت بزرگان نشکنیم ، که :
از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از فیض رب
دوست عزیز! پایدار و صبور باشی

دوست عزیز فقط یک چند جمله کوتاه برای دفاع از آنان که بقول شما "بعضی بیرون گود نرفته اند ، داد و بیدادی گوش خراش کنند" دوست گرامی افرادی مثل من اگر از گود خارج نشده بودند، ملایان تهران همان اوایل انقلاب بکمک اصلاح طلبان امروزی و ملی مذهبی‌هایی که شما سنگشان را به سینه می‌زنید سلاخی شده بودند، همانطور که عده‌ی زیادی از همفکران من و دیگر دگر اندیشان سر بباد دادند. پس خواهشمندم سخن از داخل گود و اینگونه بحثها را پیش نکشید تا داغهای ۲۵ ساله‌مان تازه نگردد.

و این هم پاسخ کوتاه ولی مفیدی از والد بمونعلی، پاسخ خودم بماند یک زمانی که وقت به اندازه‌ی کافی داشتم چون اینبار واقعآ تصمیم دارم برسی جامعی از این لغت دهن پرکن "ملی مذهبی" بعمل بیاورم.

والد بمونعلی مینویسه:
خسن آقا جان
نميدونم سن و سالت قد ميده که روزای اول انقلات رو بياد بياري. اون روزايی که مثلث بيق همه کاره بود: بنی صدر اقتصاد توحيدی تراوش مي فرمود- قطب زاده زهرا خانم پتياره (سلف ده نمکی) رو به امر بمعروف گسيل مي کرد و يزدی به لهجه آمريکائی بسم اله قاسم الجبارين ميگفت و سر تمام اونائی رو که ميتونسن اسرار سيه روزی اين ملت رو فاش کنن به تعجيل مي بريد. از اين سه تا يکي در عزلت غربت و ديگري به پاسخ آنچه از وي رفت گرفتارند. اما اين سومي شايد به ميمنت همون لهجه هنوز و همچنان اسباب و علل تداوم ظلمت تاريخي اين مرز و بوم رو ميچينه.

January 26, 2003

آش شله قلمکار در مدبخ

آش شله قلمکار در مدبخ ولایت
آش شله قلمکار را که حتمآ می‌دانید چیست، یک آشی است که همه جور مخلفات در آن است بدون درنظر گرفتن این موضوع که آیا مزه‌های این مخلفات با هم سازگاری دارند یانه.
پس از قبل، شکل و شمایل و مزه‌ی اینچنین آشی را می‌توان حدس زد. حالا همین آش را گروهای سیاسی یا بخوانید گروهای شعبده باز در سیاست ایران در حال پختن هستند و تصمیم دارند یک آش "دهن سوزی!" برای ملت بدبخت درست کنند که بیا و ببین! البته حالا این وسط آشپز که مشخص است همان شعبده بازانی هستند که تا به امروز همه نوع آشی را به شکم ملت بدبخت فرو کرده‌اند. مشتری این آش هم که تا به حال کسی بجز ملت از همه جا بیخبر نبوده ولی حالا که این ملت کمی از خواب 1300 ساله بیدار شده و عنقریب است که شدیدآ از دلدرد این همه آش شله قلمکاری که شعبده بازان به حلقش ریخته‌اند عصبانی شود و دماری از روزگار آشپز و سرآشپز در آورد که آن سرش ناپیداست.
البته فراموش نشود که آقای سر آشپز تصمیم گرفته برای فریب مشتری بدبخت، تعدادی آشپز جدید (بخوانید نهضت آزادی و بطور کلی ملی مذهبی) استخدام کرده تا با این فریب چندصباحی دیگر این مدبخ رواج داشته باشد.
اگر به گفته های من شک دارید سری به مدبخ ولایت وقیح بزنید تا شک تان برطرف شود.

January 25, 2003

نگفتمت مرو آنجا که آشنات

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم ...
طبق نوشته BBC فضله‌ی هادی شينواری، رييس دادگاه عالی يا ستره محکمه افغانستان، فرموده‌اند که، دریافت تلوزیونهای ماهواره‌ای خلاف شرع است. یکی نیست به ملت ایران بگوید که بابا منتظر ظهور امام زمان از آمریکا نشوید، آنها هم اگر بیایند بهتر از این رژیم خمینی نخواهند بود، مگر آمریکایی‌ها دائم گوش دنیا را کر نمی‌کردند و نمی‌گفتند که می‌خواهند ملت افقان را از دست عقب افتاده‌هایی مثل طالبان نجات بدهند!؟ خوب چطور شده حالا که جکومت دربست در اختیار آقای بوش جونیور است و آقای کرزای، همان کرزایی که از خود آقای بوش هم آمریکایی تر است بر مسند حکومت تکیه دارد، با این همه هنوز ماهواره شیطانی است!؟. خوب پس چرا ماهواره برای آمریکایی‌ها شیطانی نیست.

نهضت آزادي، کدام آزادی!؟ آقای

نهضت آزادي، کدام آزادی!؟
آقای غلامعباس توسلی می فرمایند:

«غلامعباس توسلي» استاد جامعه‌شناسي دانشگاه تهران گفت كه نهضت‌آزادي در هر شرايطي در پاي صندوق‌هاي رأي انتخابات شوراها حضور خواهد يافت، حتی با رد صلاحيت شدن اعضای این نهضت.

وي در گفت‌وگويي اظهار داشت كه نهضت‌آزادي قطعاً ليستي از كانديداهاي موجود را به مردم ارائه خواهد كرد.

یکی نیست از این آقایون بپرسه شما با کدام پشتوانه می خواهید به انتخابات بروید!؟ با اون 14 و نصفی عضو علیل و ذلیل تون!؟ تازه گیرم که شما هم شرکت کردید، ملت فکر میکنید آنقدر احمق تشریف دارند که یک بار دیگر هم به پای صندوقهای رای بروند!؟ چند درصد این حماقت را انجام خواهند داد!؟ 20% ، یا 30%، خریت هم حدی دارد.

نیاز به اتحاد! این موضوع

نیاز به اتحاد!
این موضوع اتحاد را اگر همین شنبه یا یکشنبه حل نکنم خوابم نخواهد برد.
خانمها و آقایون من یک ایده دارم، تمام کسانی که "بله" رو گفتند خواشمندم یک طرف این مشکل را بگیرند تا بلکه این مشکل حل شود.

کارهایی که باید انجام شود:
1. تعریف انجمن.
2. تعریف اهداف آن.
3. تعریف هیئت اجرایی، محدوده‌ی عمل کسانی که عضو هیئت اجرایی می شوند، از لحاظ زمان و هم از لحاظ نقشی که باید اجرا کنند.
4. تعداد این افراد و روش انتخاب آنها.
5. پیشنهاد روشهایی برای برقرار کردن ارتباط مجازی بین اعضای هیئت اجرایی و همچنین اعضای عادی و راهکارهای ایمن کردن این ارتباطات.
6. روش رای گیری بصورت مجازی ( از راه دور).
7. روش به بحث گذاشتن مسائل و رای گیری (مجازی از، راه دور)
8. لوگو و دیگر کارهای فنی، نگهداری لیست اعضاء.

عده ای تا امروز توافق خود را نسبت به انجام این امر مهم اعلام کرده‌اند، پس خواهشمندم هرکدام از شما یکی از کارهای دربالا توضیح داده شده را انتخاب کرده و بروی آن کار کنید و نوشته‌ها و ایده‌های تهیه شده را از طریق وبلاگ خود یا از طریق دیگری که صلاح میدانید به اطلاع دیگران برسانید، چنانچه خواستید یک نفر را برای هماهنگ کردن تعیین کنید. برای انتخاب کارهای بالا در کامنت زیر مشخص کنید که کدام قسمت از کار را به عهده میگیرید تا از دوباره کاری پرهیز شود.
چنانچه نکته دیگری بنظرتان می رسد خواشمندم در کامنت همین مطلب بنویسید تا نسبت به انجام آن اقدام شود.
فراموش نکنید این یک کار گروهی است پس همگی باید یک گوشه کار را بگیرند تا نتیجه‌ی بهتری بدست آید.

افکار پراکنده‌ی خُسن‌آقا کارهایم زیاد

افکار پراکنده‌ی خُسن‌آقا
کارهایم زیاد شده، نمی دانم از کجا شروع کنم! هم توی زندگی خصوصی‌ام هم توی زندگی کاری‌ام و هم این مبارزه‌ی لعنتی با رژیم بیشتر وقتم را می‌گیرد. از همه بدتر وقتی است که می‌بینی هرچه تلاش می‌کنم به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسم البته نه که به نتیجه‌ای نرسم ولی به نتیجه‌ی مطلوب نمی‌رسم و این مرا بیش‌تر از همه چیز کلافه می‌کند.

شاید اگر کمی با شما و خودم درددل کنم کمکی باشد برای بازبینی موقعیتم و شاید بتوانم راهی برای خروج از این بنبست! پیدا کنم.

اول با کارم شروع می‌کنم چون مشکل‌ام آنجا از همه‌ی مشکلات دیگر کمتر است و قابل حل‌تر و یا حداقل با کمی پرکاری مشکل حل می‌شود.
اوضاع از اینقرار است که کل سیستمها بناست که در یک ماه و نیم آینده عوض شود، یعنی هم سرورهایما باید عوض شود (از Novell به Windows2000) همچنین کل سیستمهای روتینگ و خلاصه کل Networking یعنی IP ها بطور کلی عوض می‌شوند. مشکل سرور ها با پیدا کردن یک برنامه‌ای یا روشی که بتواند User ها را از روی NDS Novell یا حداقل از روی یک text file خوانده و به Active Directory ویندوز 2000 منتقل کند حل خواهد شد، یا اینکه یک بیچاره‌ای را باید پیدا کنم تا این کار را بدون دریافت پول هنگفتی انجام دهد. حالا اگر کسی از چنین برنامه‌ای خبر دارد لطفآ از ما دریغ نکند.

زندگی خصوصی یا خانگی هم با یک نقاش حل می‌شود چون اگر این یک چند جایی که باید یک سال و نیم پیش نقاشی می‌شده نقاشی نشود دیوانه خواهم شد، البته اگر تا حالا دیوانه نشده باشم! معمولآ این‌جور کارها را خودم انجام میدهم ولی خوب مگر شبانه روز چند ساعت دارد؟ اگر می‌شد آن را از 24 ساعت به مثلآ 30 ساعت افزایش داد، باز هم مشکل من ممکن بود حل شود، ولی با این 24 ساعت امکان پذیر نیست. البته اگر در یکی از این لاتاری‌ها برنده شوم این مشکل هم حل خواهد شد، چون یک نقاش کارکشته را صدا میزنم و میگویم همه درو دیوارها را رنگ بهاری بزن تا روحم شاد شود.

از همه مشکل تر این زندگی سگی من هست با اوضاع سیاسی ایران. این یکی دیگه به این راحتی ها قابل ترمیم نیست. میگید نه!؟ بریت یک سر بزنید به فضول و این مطلبشرو بخونید، اون هم مثل من مونده حیرون. از یک طرف هرچی من اینجا داد میزنم که بابا بیاید یک اتحادی درست کنیم تا حداقل اگر چهارتا وبلاگ نویس بدبخت را مثل خود من یا شما را گرفتند بتوانیم با هماهنگی یک حرکت منسجم راه بیندازیم و رژیم را یک کمی بترسانیم. ولی کو گوش شنوا! آقای فضول دلیل اینکه رژیم خمینی مثل مُف خشک شده از دماغ ملت افتاده ولی هنوز آویزون اون زیر همینه، همین که هیچ کس جرات حرکتی رو نداره، همین که همه از اتحاد میترسند فکر میکنند که مثل دفعه ی قبل کلاه سرشون بره
این ایده‌ی همکاری رو چند بار مطرح کردم ولی به جایی نرسید چون پی‌گیری به اندازه‌ی کافی نشد. من به شخصه نمی‌خوام این کار را بتنهایی انجام بدهم چون کار درستی نیست و تبدیل میشه به یک چیز من دراوردی. بهمین خاطر خواستم که دوستان با هم یک کار گروهی انجام بدهیم ولی گویا همه منتظر هستند تا یکی دیکتاتور وار شروع به دیکته کردن کند! یا اینکه همانطوری که گفتم همه میترسند که نکند دباره کلاه گشادی سرشان برود. خوب این هم که غیر ممکن هست البته اگر هدفمون یک کار دموکراتیک هست پس باید با ابزار دموکراتیک این هدف دنبال بشه، وگرنه دیکتاتور زیاد هست.

پاسخ این مشکلات را باید در همین چند روز آینده بیابم وگرنه، خواب از چشم ترم...

تست میکنم ازقرار معلوم این

تست میکنم
ازقرار معلوم این بلاگر امروز وبا گرفته یا اسهال خونی، چون تمام وقت جوابهای بی ربط می‌دهد، شاید هم به بیماری جمهوری اسلامی گرفتار شده.

January 24, 2003

امروز به یک چیز جالب

امروز به یک چیز جالب برخوردم! یعنی رفته بودم وبلاگ کشکعلی‌خان (چه اسمی، به این میگن طنز باسلیقه) لینکی داده بود و مطلبی هم نوشته بود که مطلبش را نمی‌نویسم چون خوشمزگی این لینک در این است که بدون اطلاع اونجارو ببینید، فقط همین قدر بگم که برای دق دلی درآوردن از دولت فخیمه یک هموطن سایت BBC را به این حال و روز درآورده و به روز سیاه نشانده.

January 23, 2003

آقایی بنام مسعود پیغامی اینجا

آقایی بنام مسعود پیغامی اینجا گذاشته‌اند (22.01.2003) و از طرف ما قولهایی داده‌اند که باید تکذیب کنم وگرنه... بهتره اول کامنت ایشون رو بخونید تا بعد من پاسخ‌گو بشم.

masoud

خدمت آقای تنها
البته با شما تا حدودی موافقم که فحاشی به اعتقادات ديگران درست نميباشد. ولی در مورد مسئله اسلام در کشور ما چند چيز حائز اهميت وجود دارد .
اول اينکه ميبايست اين نوع اعتقادات از روی طاقچه پايين کشيده شود . درک اين مطلب که ميشه به چهارده معصوم (؟) فحش داد و سنگ نشد قدمی در اين راستاست .
دوم اينکه چيزی که عوض داره گله نداره . هر وقت يه مسلمون مثل من ياد گرفت که چطور به عقابد ديگران احترام بذاره ميتونه همين توقع را از ديگران داشته باشه
سوم اينکه چرا قياس مع الفارق ميکنی . فکر نکنم شمر داعيه رقابت با هادی را داشته باشه . طنز هادی برای افرادی کاربرد داره که ادعا دارند و همچنان از بيضه اسلام و افرادی مانند منتظری دفاع ميکنند مثل ملی مذهبی ها ( هر کسی تونست صيغه ملی مذهبی رو تعريف کنه يه جايزه پيش خسن آقا داره) در صورته که مطالب شمر برای رو کم کنی از جوونايی که هنوز هم دنبال آخوند راه ميرن ميتونه خوب باشه.


با درود برشما آقای مسعود خان شما از قرار معلوم اینجا جدید هستید و از قراری که می‌بینم در استدلا هم خیلی خوش فکر هستید. قدم شما برچشم ولی آخه آقا‌ جان این چه قولی هست که از طرف ما می‌دی!؟ که ما اینجا جایزه پخش می‌کنیم!! یا شما مسلمین رو نمی شناسی!! یا اینکه میخوای مارو بدبخت کنی!! مسلمونا برای یک بهشت نسیه، کون خلق‌الله رو پاره می‌کنند، حالا شما قول جایزه نقدی میدی!؟ از فردا همگی از آیت الله گرفته تا چمیدونم حجج اسلام و طلبه و ملبه و خلاصه هرچی کور و کچل و مفنگی هست اینجا مثل گداخونه جمع میشن و کار دست ما میدن، قربان دستت ما رو تو دردسر ننداز، منهمین الان اعلام می‌کنیم که این جایزه رو خود مسعود خان قراره بدن و ما اصلآ از این ناپرهیزی‌ها بلد نیستیم.

هجوم همه‌جانبه‌ی رژیم به رسانه‌ها!

هجوم همه‌جانبه‌ی رژیم به رسانه‌ها!
هجوم رژیم به دیگر رسانه‌ها بعد از موج جدید هجوم و به مسلخ بردن روزنامه‌ها را می‌توان امروز مشاهده کرد.
همگی می‌دانستیم که این روند تعطیلی روزنامه‌ها فقط به روزنامه‌ها محدود نخواهد شد، این موضوع را حتی اصلاح طلبان هم بخوبی آگاه بودند و دست روی دست گذاشتند و با کم کاری و مماشات راه را برای هجوم بعدی آماده کردند.
با تعطیل شدن بهار، حیات‌نو ، نوروز و همشهری در دوهفته اخیر، اکنون نوبت به رادیو و تلوزیونهای ماهواره‌ای رسیده و زمینه‌ی جمع کردن اینترنت هم بکار افتاده . با این همه، اصلاح طلبان!! به خواب خرگوشی خود ادامه می‌دهند و بجای اینکه راهکاری را برای بیرون آمدن از این مسیر و به تحرک درآوردن نیروهایشان بیابند، هنوز بر این باورند که ۸۰٪ رای دهندگان را باخود دارند! قافل از اینکه برای بسیج این ۸۰٪ نیاز به رسانه‌های جمعی است تا بتوان آنها را درصورت نیاز به میدان کشید. افسوس و صد افسوس که اینان یا دست در دست تمامیت خواهان دارند و این شعبده بازی اصلاح طلبی دکانی است دیگر از دکانهای هاشمی و خامنه‌ای و یا اینکه اینها هیچ اطلاعی از مسایل و مشکلات اداره‌ی یک جامعه‌ی پیچیده را ندارند.

January 22, 2003

آقا جان اگه آب دست

آقا جان اگه آب دست هست نخور برو
اینو بخون تا ببینی هادی خان خرسندی چه جوری زده به بیضه‌ی اسلام ناب محمدی

به این میگن دفاع جانانه

به این میگن دفاع جانانه از عقاید خود

سندیکا یا حسینیه انتخاب با

سندیکا یا حسینیه انتخاب با شماست!
این موضوع سندیکای وبلاگ نویسها از قرار معلوم مشکل تر از آن است که فکر میکردم، تاکنون فقط دونفر جواب مثبت داده اند و یک نفر هم جواب پیچ در پیچ داده! جواب مثبت را گلناز و بامداد داده‌اند و جواب پیچ در پیچ را هم مهشید، پیچ در پیچ از این نظر که نه گفته "نه" نه گفته "بله". فضول هم قول داده که هرچه زودتر جوابی بدهد، امید دارم که مثبت باشد، دیگران هم هیچ پاسخی نداده‌اند. در هر صورت من پررو تر از آن هستم که گمان میکنید. اگر بنا شود حتی با سه نفر هم شروع کنیم شروع خواهیم کرد، تا ببینیم چند نفری را میتوان زیر این بیرق جمع کرد. باور کنید اگر گفته بودم میخواهیم حسینیه وبلاگ‌شهر برپا کنیم، مطمئنآ هزارتایی جمع می‌شدند و صلواتی میفرستادند و همه چیز به خوبی و خوشی میگذشت، ولی همین که حرف سندیکا مندیکا پیش می‌آید همگی یک دفعه عقب نشینی میکنند، انگاری جن دیده‌اند. بیخود نیست که سید علی چلاق میتواند اینجوری سوار ملت بشود، قبول کنید که مقصر خودمان هستیم.

باز هم تکرار میکنم خواشمندم پا پیش بگذارید و این کار مفید را انجام دهید. ما که نمیخوایهم آزادی را از شما بگیریم! ما میخواهیم دور یک اساس نامه محدود و مشخص سینه بزنیم. باور کنید این سندیکا بهتر از ولایت فقیح است که ۹۹٪ رای آورد.
خواهشمندم از علاقمندان به شرکت در این کار مفید چه بصورت عضو معمولی و چه بصورت ریش سفید (گیس سفید) اسم خود و وبلاگشان را در همین کامنت زیر ثبت کنند یا اگر خجالتی هستید یک میلی به آدرس من بفرستند.

خانمها و آقایان از دیروز

خانمها و آقایان از دیروز این بلاگر و کامنتینگ ما که یکی blospot باشه و دیگری YACCS بنا را بر این گذاشته‌اند که از شام تا غروب کرم بریزند. این‌گونه کرم ریزی‌ها هم از کف با کفایت خُسن‌آقا بیرون هست و بیخودی هم ما رو متهم به پاک کردن با چمی‌دانم انگولک کردن مطالب نکنید!
حرف حسابی دارید برین به این دوتا شرکت نرخر بزندید که هردوتاشون هم خیر حسینی سرویس میدن و البته با این سرویس دادنشون بیشتر دهن ما رو سرویس میکنن تا سرویس بدن. به سخنی دیگر این دوشرکت سرویس میکنن نه سرویس میدن.

صدبار نگفتم که اسلام مال

صدبار نگفتم که اسلام مال ۱۳۰۰ سال پیشه و دیگه قابل استفاده برای دنیای مدرن نیست! حالا هی رو بگین نه خیر، این خبر رو بخونین:
شوراي نگهبان قانون اساسي، در تازه‌ترين نشست خود طرح « ضوابط به كارگيري تجهيزات دريافت از ماهواره » را بر خلاف موازين شرع و اصول سوم و نهم قانون اساسي دانست. ادامه خبر

به نوشته ی رویداد


به نوشته ی رویداد بسیج امامان جمعه برای ضربه زدن به مشارکت شروع شده و این پروژه بشدت دنبال میشود، این دو بریده را از خبری که میتوانید اصل آنرا در اینجا بخوانید نمونه‌ای است از اینگونه سخنرانی‌هایی که امامان جمعه پیگیری می‌کنند:

- حجت‌الاسلام حبيب‌الله غفوري امام جمعه تنكابن گفته: «يك مشت جاسوس در رأس حزب مشاركت وجود دارند كه به بيگانه خدمت مي‌كنند و آمريكا قصد دارد از طريق عناصر وابسته اين حزب به اهداف خود برسد.»

- حجت‌الاسلام شيخ علي طهماسبي امام جمعه آران و بيدگل اظهار داشت: «حزب مشاركت ساخته و پرداخته آمريكا است و يك حزب آمريكايي مي‌باشد. واقعيت اين است كه اينها ضدامام و شهدا و نظامند.»

نکته‌ای را که نه این امام جمعه‌های ریز و درشت درک میکنند و نه شاید حزب مشارکت این است که اینگونه اتهامات دیگر از نظر افکار عمومی اتهام بحساب نمی‌آیند و برعکس یک نوع ارزش است نه ضد ارزش، البته منظورم جملاتی از قبیل اينها "ضدامام و شهدا و نظامند" هست. یکی نیست به این حجج اسلام خر فهم کند که حضرات امام امت سالها قبل از اینکه جسمش بمیرد، آرمان و افکارش در بین جوانان مرده بود و کسی دیگر پشیزی برای این عقب مانده‌ی تاریخ ایران تره هم خورد نمیکرد البته بجز جیره خواران او که خوب امروز هم جیرخوار جانشینش هستند.

شمر گویا شدیدآ از دست

شمر گویا شدیدآ از دست بهنود پکر شده، گوش کنید به حرفهایی که به بهنود میزنه:
قربان آن قلم مسالمت جویت!!شله زرد خور نمک نشناس!، همانگونه که همگان دانند ما در میدان جنگ آنهم در روز روشن(صلاه ظهر روز دهم عاشورا، ای کوفتت شود آنهمه شله زرد که در چنین روزهای خوردی) و جلو چشم همه، سر نورچشم رسول الله چون گوساله بریدیم و از هیچکس هم پنهان نکردیم و نمی کنیم ، کار ما با آدمکشی های حکومت اسلامی اصلا قابل قیاس نیست که شما چنین جسارتی می کنید. ادامه ...

January 21, 2003

بسته شدن روزنامه نوروز منو

بسته شدن روزنامه نوروز منو بیاد این حکایت انداخت: میگن در زمان حمله‌ی مغول‌ها، دو سرباز مغولی از محله‌ای میگذشتند، چند ایرانی را دیدند آنها را جمع کردن و دورشان دایره‌ای کشیدند و گفتند منتظر بمانید تا ما برویم شمشیر بیاوریم و سر شما را ببریم. سربازان مغول پس از مدتی بازگشتند و سر آنها را بریدند.

این حکایت چه درست باشد چه غلط امروز به یقین میتوان حدیث اصلاح طلبان با اقتدارگرایان را از این نوع تصور کرد. اینها با بیشتر از %80 پشتوانه‌ی مردمی قادر نیستند گروهی ملای بیسواد و پیر و خرفت را سر جایشان بنشانند و روز بروز از سنگری به سنگر دیگر عقب نشینی میکنند.
باور بفرمایید من که دارم به این حکایت سربازان مغولی و سربریدن ایرانیان ایمان می آورم شما چطور؟

January 20, 2003

امام هشتم شیعیان کفتر باز

امام هشتم شیعیان کفتر باز بود!؟
امروز بعد از مدتها رفتم سر زدم به این سایتهای سینه زنی، همونهایی که زوب شدن توی نعلین رهبر. اول که هَمَشون توی وبلاگ‌شون یک هوا سینه زنی و نوحه خونی راه انداختن، انگاری که ماه محرم ِ. یک چیز جالب دیگه هم که کشف کردم این بود که کربلایی رهام ادعا میکنه که امام رضا، همونی که فکر کنم امام هشتم‌شون هست، کفتر باز ِ! ازکجو فهمیدم!؟ از این جمله‌ای که بعنوان تیتر شنبه 21 دی نوشته بو، می‌پرسید چی نوشته بود!؟ کربلایی نوشته "قربون کبوترای حرمت"! خوب یکی نیست به این یارو بگه آخه بیچاره کبوترها اونجا هستند چون ملت میان و خوراک به اینا میدن اون بدبخت که هزاران سال پیش مرده، دیگه کفتر نمی‌تونه داشته باشه! تازه حتی اگر قدیما هم کفتر باز بوده حالو دیگه مرده، کفتر چی‌چی! کشک چی‌چی! خدا امیدوارم یه عقل درست و حسابی به شما بده یک پول هنگفت هم به ما! البته خدای شما هارو میگم‌ها! ما که خدا نداریم.

پیشنهاد میکنم تمام کسانی که

پیشنهاد میکنم تمام کسانی که به اهداف امریکا در خاورمیانه شک دارند یا اطلاع درستی از اهداف کلانتر دنیا ندارند، این مقاله را حتمآ بخوانند.

امان ز مرغ جنگ و

امان ز مرغ جنگ و مرغواي او كه تا ابد بريده باد ناي او

ولي تا زمانيكه كشورهائي بمانند ايالات متحده آمريكا وجود داند كه با زمينه چيني به جنگ ميپردازند ناي مرغ جنگ بريده كه نميشود هيچ، به تنور جنگ هم هيزم جديد ريخته ميگردد. در جنگي كه آمريكا به پيش ميخواهد بكشد منافع زير را براي آمريكا ميتوان پيش بيني كرد
اول: براي مدت كوتاهي بهاي نفت پائين آورده ميشود ولي پس از مدتي كشورهاي محتاج به نفت مجبور به پرداخت
بهائي براي نفت ميگردند كه آمريكا ديكته ميكند. بدينوسيله سازماني مانند اوپك عملاْ از اعتبار افتاده
و ا ز بين ميرود.
دوم: منافع آمريكا در خاورميانه تثبيت گشته و اميال آمريكا در منطقه ديكته ميگردد.
سوم: كشوري مانند ايران نيز دير يا زود با سياستهاي آمريكا همگام ميگردد.
چهارم: به كشورهاي اروپائي متحد اين فرصت داده نميشود كه طي ده سال آينده به قدرتنمائي اقتصادي در برابر
آمريكا بپردازند.

حالا هي شما بگوئيد كه جرج بوش چيزي حاليش نيست. اين خط و اين نشان.

خوش نظر

دستاوردهاي تازه از سفر به

دستاوردهاي تازه از سفر به ايران ( بخش آخر)

اينها گوشه اي بسيار خرد را از زندگي روزمره ايرانياني را بيان ميكند كه در يكي از مهلكترين و دشوارترين مقاطع تاريخي خود قرار دارند و با وجود اين عمق فاجعه را بدرستي درك نميكنند. سردرگمي ايرانيان خارج از كشور و بعضاْ گمراهيهاي ايشان نيز جوابگو و پاسخ منطقي از راه به دور افتادگان ايرانيان درون نميباشد. جناحهاي قدرت در داخل و خارج حكومت نه تنها بفكر چاره انديشي نيستند كه بعضاْ همسو با سياستهاي خارجي و پنهان از دولت و ملت به زد و بستهاي خود با ديگران مشغولند و باكي از بهاي گزافي كه اين ملت كهن مجبور به پرداخت آن خواهد بود، ندارند.
گروهها و دستجاتي را در درون ايران ميتوان يافت كه در تلاشند و سعي در به جوي بازگرداندن آب رفته را دارند ولي آيا ايشان تا چه اندازه موفق خواهند بود كه نظم داخلي را شكل داده وتهاجم خارجي را (بهر صورت اقتصادي، سياسي، راستائي و هر نوع ديگر آن) ممانعت ورزند، پرسشي تا كنون بي پاسخ است كه بستگي تام به بازيهاي قدرتمداران داخلي و پيوستگي و همبستگي ملت در برابر مهاجمان داخلي و خارجي دارد.
ديگر بار ملت ايران و آزاديخواهان مجبور به حضور و نبرد در دو جبهه داخلي و خارجي است ولي اين اولين بار نخواهد بود كه ايرانيان پيروز از دو جبهه به خانه برگردند. با اينهمه پيشرفتهاي بسياري نايل گرديدند و ميتوان كه به اين ملت دل بست و اميدوار بود. شما ميبايستي كه اين ملت و كشور را شش سال پيش ميديديد تا درك نمائيد كه چرا خوش بين هستم.

خوش نظر

جفت گیری کرگدن با آهو!

جفت گیری کرگدن با آهو!
موسوي تبريزي درباره‌رابطه‌دين و دموكراسي در انديشه‌هاي حضرت امام(ره) نيز گفت: اين رابطه، رابطه‌اي تنگاتنگ است. از نظر امام (ره) حكومت بدون جمهوريت، حكومت زور و ناپايدار است و حكومت بدون اسلاميت، حكومتي خشك و بدون ارزش‌هاي انساني و معنوي است.

بنابراين حكومت وقتي مي‌تواند سعادت دنيا و آخرت و زندگي باسعادت مدرن و معنوي را تأمين كند كه هم مردمي ـ دموكراسي ـ باشد و هم فرهنگ ديني اسلام را رعايت كند

خبرنگار خُسن آقا از حضرت آیت الله سوال کرد:
ممکن است حضرت آیت الله بفرمایند که چگونه می توان کرگدن را با آهویی طناز جفت زد بدون اینکه آهوی بدبخت تلف شود؟

January 19, 2003

این سخنرانی حاج آقا رمسنجانی

این سخنرانی حاج آقا رمسنجانی رو حتمآ گوش کنید، اگه نه نصف عمرتون بر فناست.

درضمن مطلب دیروز روهم فرستادم به سایت خبری گویا نیوز آنها هم مرحمت فرمودند و منتشرش کردند

اتحاد! این دو سه روز

اتحاد!
این دو سه روز گذشته میل‌هایی در مورد اتحادیه یا سندیکا یا هرچیزی که اسمشو بخواهیم بگذاریم به من رسید تمام نامه ها در تایید این کار بود و عده‌ای نوشتند که این حرف اتحاد همیشه زده می‌شود ولی هیچگاه به نتیجه نمی‌رسد.
این یک مشکلی است که ما خود باید گناهش را بگردن بگیریم، اگر یادتان باشد زمانی که ضایه راه افتاد یک شبه تبدیل شد به چیزی بنام society خوب این چیزی هست که ما خودمون مقصر هستیم، می‌شینیم دست روی دست میگذاریم تا یکی برامون society درست کنه، پس دیگه بعدآ نیایم بگیم چرا از ما سوال نکردین، چرا مارو توی بازی راه ندادین! یا هر چیز دیگه. خانمها و آقایون اینجورکارها زحمت داره همه چیز صاف نمیوفته توی دامان ما! برای هر چیزی باید زحمت کشید تا بهره برد.

حالا برگردم سر این اتحادی که درموردش صحبت کردم. من چون هیچکس داوطلبانه پا پیش نگذاشت خود سر و دیکتاتور معابانه چند نفر رو برای هیئت ریش سفیدان انتخاب میکنم، اگر چنانچا اینها خود برای شرکت مخالفت کردند، درنتیجه مجبور خواهیم شد کسان دیگری را برای اینکار پیدا کنیم و اگر نه این خانمها و آقایون پا پیش میگذارند و افتخاری یک مرامنامه‌ای یا اساس نامه‌ای تهیه میکنند و به رای گیری می گذاریم. برای رای گیری هم یک روشی را من انتخاب کرده‌ام که یک کمی برنامه نویسی احتیاج داره اون هم به جهنم خودم کارش رو انجام می‌دهم، البته اگر کسی داوطلب این کار بشود خیلی خوشحال می‌شوم چون در چند هفته‌ی آینده من سرکارم باید مثل خر کار کنم و وقتی برگشتم خانه دیگه نای هیچکاری رو نخواهم داشت. روش رای گیری به این طریق است که همه با نوشتن رای خود روی صفحه‌ی وبلاگشان رای خود را صادر میکنند، یک برنامه درست میکنم تا بیاید و بطور خودکار رای نامبرده را بخواند و نتیجه‌ی آن را هم میگذاریم روی یک صفحه‌ای یک جایی ملت برن نتیجه را ببینند. در نتیجه رای گیری مخفی وجود نخواهدداشت، همه بطور روباز رای خواهند داد (همه چیز شفاف خواهد شد) غیر از این هم من راهکار دیگری بفکرم نرسید.

حالا برم سر اسامی، اول چیزی که فکر کردم این است که حد اقل نصف ریش سفیدها باید زن باشند (نخندید می دانم همین حالا عده‌ای اعتراض میکنند، که زنها که ریش ندارند!) دوم در حد امکان نصف بیشتر مقیم ایران باشند.
حالا اسامی:

گلناز از وبلاگ http://golnaz1982.blogspot.com
مهشید از وبلاگ http://zanane.blogspot.com
گل کو از وبلاگ http://golku.blogspot.com
شراره از وبلاگ http://7aseman.persianblog.com
بامداد از وبلاگ http://bamdad.blogspot.com
فضولک از وبلاگ http://fozool.blogspot.com
شبح از وبلاگ http://www.shabah.org


باور کنید من مقصر نیستم! اگر اسامی رو از توی لیست خودم انتخاب کرده ام چون شناخت کافی از دیگر وبلاگها ندارم، حالا اگر کسی نامی رو شایسته میدونه که من نمیشناسم حتمآ اسم و آدرس نامبرده رو ارسال کنه من به لیست اضافه میکنم. درهرصورت باز هم میگویم خواشمندم پا پیش گذارید تا با همکاری هم اینکار را به ثمر رسانیم. همچنین اگر منتخبین اولیه باید 5 نفر باشند حتمآ به اسامی بیشتری نیاز است، اگر کسی دوست داشت خود داوطلبانه پا پیش گذارد، من اسمش را به لیست اضافه خواهم کرد.

انتقاد یا نظری دارید ما مخلص همگی هستیم.

جواد طواف آزاد شد دوستان

جواد طواف آزاد شد
دوستان با خوشحالی الان خبر آزادی جواد طواف را از دوستان شنیدم، ای کاش تمام حوادث ایران بهمین خوبی بپایان می‌رسید شاید این حادثه باعث شود که ما به این باور برسیم که با اتحاد به هر هدفی که بخواهیم خواهیم رسید. امید دارم از فردا تمام دوستان دست بدست هم دهیم و این اتحادیه یا هرچیزی که توافق کردید نامش را بگذارید را پی‌ریزی کنیم.
خواشمندم از کسانی که در اینگونه کارها تجربه دارند شکسته نفسی را کنار بگذارند و با پیشنهادهای سازنده‌ی خود این حرکت را به مقصد نزدیک کنند.

January 18, 2003

با خوشحالی و مسرت شروع

با خوشحالی و مسرت شروع بکار ترجمه‌ی لوموند دیپلماتیک را بفارسی به همه‌ی دوستاران افکار آزاد تبریک میگویم.

سکوت جایز نیست هنگامی که

سکوت جایز نیست
هنگامی که خبر دستگیری «جواد طواف» را خواندم بلافاصله بنا به وظیفه‌ای که احساس کردم خبرش را در اینجا نوشتم. شب دیروقت میلی را از گلناز نویسنده‌ی وبلاگ گلناز دریافت کردم که از من تقاضا کرده بود تا با همکاری دیگر وبلاگنویسها حرکتی را آغاز کنیم در جوابش نامه‌ای نوشتم و گفتم که فردا صبح (جمعه دیروز) سعی خواهم کرد تا با تماس با دیگران کاری را انجام دهیم. صبح روز جمعه قبل از اینکه وقت انجام کاری را بدست آورم نامه‌ای از امید دریافت کردم به این مضمون: چنین بنظر میرسد که بچه های انجمن نمیخواهند در مورد طواف سروصدا راه بیندازند، چونکه فکر میکنند که جواد مشکل چندانی نداشته باشد و زود آزاد خواهد شد و چنانچه ما سروصدا راه بیندازیم ممکن است که او را بیشتر مورد اذیت و آزار قرار دهند و از من خواسته بود که من هم در این مورد کاری انجام ندهم.

حال پس از دو روز هنوز نه از آزادی جواد خبری است و نه بگمانم خبری خواهد شد. امروز هم نامه‌ای از نویسنده‌ی وبلاگ ايران آرا و هميشك دریافت کردم که مرا به نوشتن این مطلب واداشت، مطلب نامه را باهم بخوانیم تا برگردم به اصل مطلب:

برخورد حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي با نويسندگان يادداشت روزانه به روي اينترنت پايگاه اينترنتي جبهه مشاركت ايران اسلامي نوشت : اخيرا حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي با نويسندگان وبلاگ ها (يادداشت هاي روزانه اينترنتي) و پايگاه هاي اينترنتي فارسي زبان آغاز كرده است.

بازداشت « عليرضا جباري » ، نويسنده ومترجم و « جوادطواف » ، از فعالان سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير نويسنده « وبلاگ » ، در همين چارچوب صورت گرفت. وي اخبار اعتراضات دانشجوئي به حكم اعدام هاشم آغاجري، مدرس تاريخ دانشگاه تربيت معلم را در « وبلاگ رنگين كمان» منعكس مي كرد.
برخي ار وبلاگ هاي ايراني كه صاحبان آنها در خارج از كشور هستند، به خرابكاري تهديد شده اند.
« مسعود بهنود » ، روزنامه نگار مقيم بريتانيا كه وبلاگ بهنود ديگر » را » مي نويسد، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد:
وبلاگ ها و اصولا حضور بچه هاي ايراني در اينترنت به قدري وسيع شده كه ديگر نمي شود به آن به صورت يك رسانه كوچك و وسيله اطلاع رساني مختصر كه فقط عده اي از بچه پولدارها به آن متصل هستند، نگاه كرد. الان وسعت اينترنت كمتر از مطبوعات تعطيل شده نيست و اراده اي كه مطبوعات را تحمل نمي كند، طبيعي است كه در صدد برمي آيد اگر بتواند اين رسانه جديد را هم تعطيل كند. وي مي افزايد :
“ در نامه اي كه به روي سايت ما گذاشته بودند تهديد كرده بودند كه آن را از كار بياندازند.
وي مي گويد : “ طرز تفكري در ايران وجود دارد كه هرنوع بحث و گفتگو را حمله به ارزش هاي خود و به اصول انقلاب مي داند.
« گلناز اسفندياري » ، مصاحبه با مسعود بهنود (لندن)
---» راديو فردا

حسن آقا سلام ؛ خسته نباشيد ؛ نميدونم اين خبر را شنيده ايد يا نه ؛ - اميدوارم حالت خوب باشد -
قربان تو مزدك كاسپين از وبلاگ ايران آرا و هميشك.

چکار باید کرد؟
دکتر عبدالکریم لاهیجی تنها ایرانی است که در تمام این سالها برای نجات زندانیان سیاسی بدون وقفه فعالیت کرده همیشه در گفته‌هایش بما میگوید: "درمورد زندانیان سیاسی سکوت به هیچ وجه جایز نیست" نقل به مضمون.
دوستان انفعال ماست که رژیم را تا این حد دریده خو کرده، باور کنید اگر ما با اتحاد عمل کنیم رژیم هیچگاه نخواهد توانست به این آسانی و بدون هیچگونه هزینه‌ای هر کس را که خواست به غل و زنجیر بکشد.

چه بکنیم؟
دوستان من پیشنهاد میکنم تا دیر نشده یک اتحادیه برای خود درست کنیم یک کمیته اجرایی برای اینگونه مواقع تشکیل بدهیم، تا در این مواقع بتوانیم با اتحاد بیشتر به اینگونه امور رسیدگی کنیم. برای اینکار من پیشنهادی میدهم چنانچه دوستان با این پیشنهاد موافقند میتوانیم راهکار انجام اینکار را به بحث بگذاریم.

1. تشکیل اتحادیه (مجمع) وبلاگ نویسها
2. تهیه‌ی اساسنامه
3. تشکیل یک کمیته‌ی اجرایی، تعداد اعضای کمیته 5 نفر یا بیشتر (باید به بحث گذاشته شود)
4. اعضا کمیته از بین وبلاگ نویسها با اکثریت آراء انتخاب میشوند روش رای گیری را میتوانیم بعدآ مشخص کنیم
5. مسائلی را که بنا است بوسیله‌ی کمیته به بحث گذاشته شود از طرف وبلاگ نویسها اعلام میشود (حد اقل تعداد تقاضا کنندگان؟؟) و ...
6. تصمیمهای گرفته شده بوسیله کمیته از طرف دیگران بدون قیدو شرط لازم الجرا خواهد شد، چنانچه کسی با حرکتی مخالفت دارد مجاز است از عضویت در این مجمع کناره گیری کند.
7. تهیه ی یک لوگو برای شناسایی اعضای اتحادیه.

من منتظزم، رژیم هم مطمئن باشید منتظر است تا با سکوت ما یکی یکی سر همه را از بدن جدا کند.

ایمنی اینترنت چند وقت پیش

ایمنی اینترنت
چند وقت پیش از برادرم که در امور ایمنی شبکه بیشتر از من اطلاعات دارد خواستم که مطلبی را در این مورد بنویسد، امروز عاقبت این کار را انجام داد که مطلبش را بدون دست کاری بنظرتان می رسانم قسمتهایی از مطالبش را قبلآ توضیح داده ام ولی مقدار زیادی از نوشته اش برای من هم تازگی داشت امید دارم که مورد توجه واقع شود.

چگونه کسی رد ما را نگیرد.
در این نوشته سعی میکنم تا به ساده ترین روش آگاهیهایی در مورد اینترنت به دوستان اینترنت باز بدهم تا از نظر تکنیکی کاربر بتواند با خیال راحت سایتهای متفاوت را ببیند و از استفاده بهنه از خط خود بنماید.

اول از هر چیز جهت ارسال Email هیچ وقت از آدرسهایی که توسط سایتهای محلی به شما داده می شود استفاده ننمایید . و از سایتهایی که Email رایگان ارايه میدهند استفاده نمایید . مثل Yahoo - Hotmailیا از این قبیل که ترجیها از سایتهای خارجی استفاده
کنید. از خریدن اینترنت دايمی خود داری فرمایید و از کارتهایی استفاده کنید که هیچ نشانی از شما جایی ثبت نشود. این قسمت برای این است که شما خیالتان از ردیابی راحت شود .

البته باید خدمتتان عرض کنم که حتی این هم نمی تواند جلو رد گیری را بگیرد و چون راههای دیگری برای ردگیری وجود دارد . البته من در این مقاله به این راهها اشاره نمیکنم چون راستش را بخواهید کسانی که قرار است مردم را ردیابی کنند یک مشت آدم بی سواد هستند پس من سعی میکنم که این گونه اطلاعات را ندهم :-) تا آنها نتوانند از آن استفاده کنند . به هر حال این راهها اگر چه غیر ممکن نیستند ولی به اندازه ای سخت و هزینه ساز است که فکر نکنم این آخوندها حاضر به انجام همچین هزینه باشند و سعی میکنند که از همان راههای شستشوی مغز جلو مردم را بگیرند. که به نظر من چندان ناموفق هم نبوده .

یک بخش دیگر که کاری به رد گیری ندارد ولی دوست دارم به آن اشاره کنم جلوگیری از سو استفاده از حساب اینترنتی شما می‌باشد. این یکی از مشکلات بزرگ تمام سایتها میباشد که خیلی از کاربران شکایت از Hack شدن میکنند و اینکه از حساب آنها استفاده می شود . برای جلوگیری از این گونه سواستفاده ها من به کاربران محترم پیشنهاد میکنم که :
1- حد المکان از کلمات رمز مشکل استفاده کنند. کلماتی که درآنها هم از حرف و هم از عدد و علايم استفاده شده باشد مثل R7pi6&9 و تا جای ممکن کلمه عبورتان از 6 حرف بیشتر باشد .
2- از کسی فایل برنامه یا عکس از طریق Yahoo Pager یا دیگر برنامه‌های Chat قبول نکنید و اگر کسی میخواهد چیزی برایتان بفرستد از او بخواهید که از طریق Email آن را برای شما ارسال کند . چون حتی بعضی از دوستان شما برای شوخی ممکن است که Trojanرا به شکل یک عکس برای شما ارسال نماید که البته وقتی فایل را برای دیدن اجرا میکنید به شما یک پیغام خطا می دهد که (
The file might be corrupt,please download it again) ولی از این به بعد فایل مورد نظر خود را در سیستم عامل شما نصب می کند و هر بار که شما وارد اینترنت شوید کامپیوتر شما در دست هر کسی که بتواند آدرس اینترنتی شما را پیدا کند قرار خواهد گرفت که البته پیدا کردن آدرس شما کار خیلی آسانی میباشد. حال وقتی که یکی از فایلها توسط ایمیل برای شما ارسال گردد چنانچه این فایل یک عکس باشد شما می توانید عکس را در خود متن نامه مشاهده کنید و دیگر بدون دغدغه آن را به کامپیوتر خود انتقال دهید. در
ضمن غالب سایتهایی که Eamil رایگان ارايه میکنند امکان چک کردن فایلهای متصل به نامه را به کاربر می دهند که شما بتوانید قبل از انتقال فایل به کامپیوتر خود آن را جهت نداشتن ویروس چک کنید.
3- چنانچه از طرف دوستان شما آدرس اینترنتی برای شما ارسال میشود خوصوصا توسط برنامه های Chat اول از دوست خود سوال کنید که آیا او این آدرس را برای شما ارسال کرده یا خیر . چون یک سری از ویروسها خود را به صورت اتوماتیک در هنگام Chat برای طرف مقابل ارسال می کنند.
4- حد المکان از سیستم عاملهای جدید مثل Windows 2000 - Windows XP استفاده کنید که از ایمنی بالاتری بر خوردار هستند که
ترجیها Windows XP می توانند بهتر باشد چون خود یک FireWall روی اتصال شما به اینترنت سوار می کند.
5- چنانچه امکانش برای شما هست از یک FireWall روی سیستمهای خود استفاده کنید اگر این کار برای شما سخت است میتوانید از سایتی که خط اینترنت خود را گرفته اید درخواست کنید که شما را راهنمایی کنند و یک برنامه خوب از این نوع را روی سیستم شما
نصب کنند.

به امید اینکه این اطلاعات بتواند به شما کمک کند تا از اینترنت به راحتی و بدون دردسر استفاده کنید.

January 17, 2003

کلمات قصار حاج آقا سلطان

کلمات قصار حاج آقا سلطان بهرمان در مشهد!
رسمنجانی : اگرچه در کشور کمبودهائی وجود دارد، ولی هيچ کشوری نميتواند همه ملت را راضی نگه دارد!

خُسن‌آقا : شما حاج آقا همه رو که هیچ اگه تونستید ۱۰٪ ملت رو راضی کنی ما اسممون رو عوض میکنیم.

رسمنجانی : اینکه بسیاری از علما از اینکه مورد سوال قرار میگیرند، ولی نمی‌توانند پاسخگو باشند، ناراضی هستند و برخی از این مشکلات مربوط به حاکمیت است.

خُسن‌آقا : حاج آقا شکسته نفسی میفرمایند با این همه علما دراز و کوتاه وکلفت که توی اون مملکت هستند گمان نمی کنم کمبودی وجود داشته باشد، البته منضورم گوشت خر است ها یک دفعه بیخودی حاج آقا خوشی نزنه به زیر دلشون‌ها!!

رسمنجانی : ... در این مدت، بدنه روحانیت تقریبآ آسیب ناپذیر نشان داده است و اینها نمی توانند پلی برای مقاصد خود بسازند.

خُسن‌آقا : خوب این که از واضحهات است با این پوست کلفتی که ما از روحانیت سراغ داریم غیر این اگر بود بایشتی شک میکرد پوست آخوند به پوست کرگدن میگه زکی.

خطيب جمعه تهران، جنتي ملعون

خطيب جمعه تهران، جنتي ملعون میفرمایند:
آمدند، كاريكاتوري را در روزنامه تصوير كردند. من كاري به اصلش ندارم. فرض كنيم كه مال پنجاه و شش سال پيش باشد، ولي الان هر كسي آن را مي‌ديد كاريكاتور موهني بود كه توهين به حضرت امام (ره) ا‌ز آن استنباط مي‌شد و خون همه را به جوش مي‌آورد. ديديم كه چگونه همه حركت كردند، مراجع بزرگوار تقليد تاب نياوردند، اعلاميه دادند، اظهار نظر كردند، حوزه‌هاي علميه به جوشش آمدند ، مردم به خيابان‌ها ريختند، تظاهرات كردند، راهپيمايي كردند و شعارها دادند.
در تلويزيون صحنه‌ي مدرسه‌ي فيضيه را ديديد كه صحن مدرسه و طبقه بالا و روي بام پر از جمعيت بود و مردم حتي در خيابان‌ها هم بودند.

یکی نیست به این نرخر بگه: خوب شما که این همه طرفدار دارید!! چرا برای یک رفراندم ناقابل مثل مرده‌ی قالب تُهی‌کرده و توی تنبان خود خرابی میکنید!؟

دستاوردهاي تازه از سفر به

دستاوردهاي تازه از سفر به ايران ( بخش چهارم)


با اين وجود تعداد دانشجوياني كه ساليانه از دانشگاههاي ايران فارغ التحصيل ميگردند بسيار قابل توجه است. گرچه آينده چندان درخشاني در داخل منتظر ايشان نخواهد بود ولي گمان بر اينكه اگر مردمسالاراني با درايت به اداره امور و برنامه ريزي مرتب و استفاده از امكانات موجود بدون محدود ساختن فضاي لازم براي تنفس روحي بر سر كار ميبودند، اوضاع بمراتب بهتر از اين كه هست ميبود، بس فرح انگيز است.
اين فارغ التحصيلان پيام آور نوآوريهائي ميباشند كه بدون از دست دادن هويت ملي، ميتوانند بس رهگشا بسوي آينده باشد اما بنظر ميرسد كه والدين ايراني ناآگاهانه با حمل مشقت و تحمل صدمات فرزندان خود را به دانشگاهها گسيل ميدارند تا پس از پايان كارشان ايشان را جوجه فكلي و ميرزا مزلف بنامند و در برابر نوآوريهايشان واهمه بخرج دهند. اين اتفاقي نميباشد كه دانشجويان دانشگاه اميركبير خواهان ادامه تحصيل در كشور ويران گشته و مخروبه افغانستان ميباشند و براي اين منظور نامه ها به سفارت افغانستان روان ميدارند. اين بايد براي والدين ايراني و سردمداران ايران بسي قابل تاْمل باشد ولي كمتر كسي به اين چيزها توجه ميكند. اگر نسل جوان ايراني با همت و غيرت خويش موفق به نيل به هدفي والا گردد، همگي خواهان چسابندن نشاني به سينه خود خواهند بود ولي در حال عادي هيچگونه برنامه منسجم و تصوري روشن از نسل جوان نداشته و تنها تمايلات جنسي را خواسته و آرزوي جوانان پندارند. جاي بسي تاْسف ميباشد.
در اين زمينه گمان برم كه افغانيها از ما جلوتر هستند. افغانهاي پناهنده به ايران كه پس از روي كار آمدن دولت موقت ( و البته به كمك آمريكا هميشگي) افغانستان ، با بازپس دادن كارت پناهندگي خويش در ايران به كشور خود بازگشته و اوضاع آن ديار را همچنان آشفته ديدند ، ديگر بار آهنگ بازگشت مخفيانه به ايران را كردند. اينان كه ديگر با در دست نداشتن كارت پناهندگي، نميتوانستند فرزندانشان را به مدارس رسمي بفرستند ( بايد تذكر كرد كه در برخي از مدارس اينگونه اطفال را بصورت غير رسمي به كلاسهاي آموزشي راه ميدهند) خود برآن شدند تا كلاسي غير رسمي داير نمايند و از روس كتب درسي فرسوده ديگران فرزندانشان را تعليم دهند و خيريني نيز پيدا ميشوند كه محلي براي تدريس بصورت رايگان در اختيار ايشان قرار ميدهند. حتي در يكي از اين مدارس (يا بقول خودشان مكتبهاي) غير رسمي به دانش آموزان كلاس پنجم ابتدائي نحوه كار با كامپيوتر را فراميدادند.

ادامه دارد

خوش نظر

بهنودی دیگر و دلپذیر عاقبت

بهنودی دیگر و دلپذیر
عاقبت یک تحلیل درست و بی غرض از مسعود بهنود، این تحلیل بنظر من یکی از درست‌ترین تحلیلهایی ست که این اواخر خوانده‌ام، مخصوصآ در مورد پیام رسانی آمریکایی‌ها و دریافت پیام ازطرف اقتدارگرایان. بنظر من هم این عمل را آمریکا با مکاری کامل درحال انجام دادن است تا ایران را یا به یک جنگ داخلی سوق دهد تا بعد زمینه‌ی تجزیه‌ی ایران را فراهم کنند یا اینکه یک قیام همگانی بپاشود تا در آن شرایط برای بروی کار آوردن یک حکومت دست نشانده از اب گلالود ماهی خود را صید کنند.

January 16, 2003

امام زاده درخت جدید مشهور

امام زاده درخت جدید مشهور به (درخت سبز واقع در جزیره کیش )
این مطلب رو یکی از ایران برام فرستاده، وقتی که ایران بودم همراه این شخص رفتیم به یکی از کوهای اطراف شیراز درختی زیبا بالای این کوه بود، به شوخی گفتم می خواهید یک امامزاده بسازم و یک تیکه پارچه را تیر شِه* تیر شِه کردم و به جاهای مختلف درخت بستم. حالا بشما قول می دهم در آینده هروقت رفتم ایران عکسی از این امامزاده تولید شده بوسیله‌ی خُسن آقا گرفته و گزارش‌اش را بشما خواهم داد، مطمئن باشید درخت تبدیل به امامزاده شده.
اینهم مطلب دوستم:
اینهم سه تا عکس دیگه
این هم یک امامزاده تازه زاییده شده . جالب است نه؟
این امامزاده بیشتر از هشت سال عمر ندارد چون هشت سال پیش که من به کیش رفته بودم این امامزاده وجود خارجی نداشت واین درخت تنها زندگی می کرد اما امسال که رفتم دیدم به به، یک امامزاده دیگر هم به امامزاده های ما اضافه شده است . حالا کی متولد شده - کی مرده - کی دفن شده است خدا عالم است . به هر حال می توانید خود ببینید. در ضمن یک عکس هم از خریت بعضی آقایان/خانمها می فرستم .
اینها از آن دسته خرها یی هستند که فکر می کنند اگر اسمشان را به درخت بنویسند مراد می گیرنند . امیدوارم که اسمشان را به سنگ قبرشان بنویسند تا اینقدر باعث آزار و اذیت درختان زنده بیچاره نشوند. یکی نیست به ایننان بگوید آخر دوست دارید یکی با چاقو به جانتان بیفته و روی تن و بدنتان یادگاری بنویسه !
به امید روزی که مردم کشور ما هم مثل دیگر انسانها فکر کنند و دست از خرافات و آزار و اذیت انسانهای دیگر و جانداران بردارند.

میازار موری که دانه کش است
      که جان دارد و جان شیرین خوش است

* "تیر شِه" به لحجه‌ی شیرازی به باریکه پارچه‌ای گویند که احمقها برای دخیل بستن به درخت و دیوار و چمی‌دونم فلان خر می‌بندند تا مراد بگیرند!!

بازداشت نويسنده «وب لاگ» پرخواننده

بازداشت نويسنده «وب لاگ» پرخواننده «رنگين كمان» توسط دادسراي نظامي
منبع خبر۱
منبع خبر۲
خوب بسلامتی مبارک است! از قرار معلوم حاج آقا هاشمی عراقی با قمه بجان وبلاگ نویسها هم افتادند، انشا الله به مبارکی و میمنت همین روزها در همه چیز را تخته خواهند کرد و ملت راحت و آسوده میرند کَپِه مرگشون رو میگذارن!!!

January 15, 2003

نشان دادن آلت در اسلام

نشان دادن آلت در اسلام
ايسنا استفتاپی کرده از آيت‌الله مكارم شيرازي و او هم پاسخی داده بشرح زير:
با سلام و تقديم ادب و احترام؛
به استحضار شريف مي‌رساند خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در نظر دارد با توجه به جواز استماع موسيقي غير مطرب در قوانين جاري كشور، نظر حضرت‌ عالي را درباره‌ي رؤيت يا نمايش آلات و ادوات موسيقي در زمان نواختن موسيقي (غير مطرب) جويا شود.
اگر شنيدن نوعي موسيقي (غير مطرب) جايز باشد، ديدن ادوات آن به هنگام نواختن چه حكمي دارد؟ گرچه از اين ادوات براي موسيقي مطرب نيز استفاده مي‌شود.
پيشاپيش از بذل عنايتي كه مي‌فرماييد، صميمانه سپاسگزاريم.

باسمه‌ تعالي
ج: كليه‌ي صداها و آهنگ‌هايي كه مناسب مجالس لهو و فساد است، حرام و غير آن حلال است و تشخيص آن با مراجعه به اهل عرف خواهد بود و تماشاي آلات موسيقي به هنگام نواختن، تابع حكم خود موسيقي است.
هميشه موفق باشيد.
‌‌٢٢/١٠/٨١

فقط توی این سوال و جوابها ما نفهمیدیم که آخر العمر میتونیم آلتو نشون بدیم یا نه اگه کسی فهمید ما رو هم خبر کنه، چون شدیدآ نیازمند به نشون دادن آلت هستیم.

سخنان رئیس جمهور را بخوانید،

سخنان رئیس جمهور را بخوانید، گویی که نامبرده در ایران زندگی نمی‌کند! وگرنه هر بیخبری از اوضاع سیاسی ایران میداند که چه بر سر انتخابات‌های آینده خواهد آمد! البته اگر انتخاباتی در این رژیم در آیند برگذار شود!:

رييس‌جمهور با بيان اينكه در جريان جزئيات قضاياي شوراي شهر نيست، اظهار داشت : اميدوارم اين مسائل هيچ تاثيري در مشاركت و حضور مردم شريف در انتخابات شوراها نداشته باشد .

بزک نمیر بهار میاد کُمبیزه با خیار میاد

خاطرات حاج آقا سلطان بهرمان!

خاطرات حاج آقا سلطان بهرمان!
داشتم خاطرات حاج آقا سلطان بهرمان را می خواندم از خنده روده بر شده بودم، تصمیم گرفتم چند جمله‌ای به آن اضافه کنم تا ببینید چه به روز ما ملت آمده که یک احمقی مثل این الاغ رهبر ما شده.

جمعه ۶ آبان ١٣۶٢

تمام روز در خانه بودم. (آيت الله) آقاي خامنه اي، نماز جمعه را اقامه كردند، با نخست وزير درباره وزراي جديد، تلفني صحبت كردم.تعدادی شپش را که از یک هفته پیش کِر لیفه‌ی تنبانم جمع شده بودند را با حمله‌ی شیمیایی کشتم. قرار شد در هفته آينده، جلسه اي داشته باشيم. شب، بچه ها مهمان داشتند؛ خانواده اخوي مرحوم، مقداري از وقت را هم با ديدن فيلمي از ويدئو صرف كردم و اكثر وقت به مطالعه گزارش ها گذشت.استخاره کردم ببینم که آیا برای ریدن بر طبق دستورات امام با پای چپ وارد مستراح شوم یا با پای راست!؟ امروز عصر، نهضت آزادي اعلام ميتينگ به نام سمينار تامين آزادي انتخابات كرده است.راستی استخاره بد آمد خواستم با پای راست به مستراح بروم متاسفانه با سر افتادم توی .... وزارت كشور اجازه نداده و مردم جمع شده و بساط آنها را به هم ريخته اند و نيروهاي پليس و كميته آنها را نجات داده و به خانه هايشان برده اند.

دستاوردهاي تازه از سفر به

دستاوردهاي تازه از سفر به ايران ( بخش سوم)
(بخش اول بخش دوم)

با يكي از دوستان در هفته سوم اقامتم سري به تخت جمشيد شيراز زديم. نسبت به بار قبل مقداري نوآوري و تحولات در آن ايجاد كرده بودند. به اينگونه كه به ساختن غرفاتي در حاشيه آن مبادرت ورزيده اند كه گويا پس از اتمام كارها، به مثابه مراكز جهانگردي كشورهاي توريستي عمل خواهد. امكنه اي كه در آن صنايع دستي و ديگر خدمات و همچنين بخشي از فرهنگ ايراني عرضه خواهند شد. مطمئن هستم كه در ابتدا چنگي به دل نخواهد زد ولي جايگاهش را بعنوان يك شروع تازه نميتوان و نبايد كه سهل انگاشت. ميدانم كه عده اي خواهند گفت كه اگر بيست و اند سال پيش كارها دچار وقفه نميگرديد، ما اكنون چه چيزها كه نميداشتيم و چه درجات كه بدست نمي آورديم. پاسخ ايشان شايد اين جمله ساده من باشد كه ما ديگر وقتي براي گريستن براي گذشته و حسرت خوردن براي احتمالاتي كه ميتوانستيم داشته باشيم و نداريم ديگر نداريم، زيرا كه بايد تا مجلس و دولت نيم بند و نسبتاْ ملايمي در داخل راْس كار ميباشد و تضادي در خارج ميان كشورهاي بلعنده وجود دارد، بتازيم و فاصله هايمان را با ديگر كشورها به حداقل برسانيم. بر من روشن است كه در شرايط كشورهاي اروپائي ميتوان از اينگونه موقعيتها بهره اي بس بيشتر برد ولي در اين ميان نيز نبايستي فراموش كنيم كه اين واقعيات نه در اروپا و نه در آمريكا ميباشند و نه اينكه توده عامي در آن مرحله ميباشد كه اين ارزشها را پاس داشته و قدرش را بداند. بالنتيجه مساعدتي نيز نمينمايد. جاي شكرش باقيست كه حداقل جاهلي با كلنگ به جلو نمي افتد تا گوسپند وار در پيش بشتابند و چيزهاي موجوده را تخريب نمايند (خطري كه هنوز كاملاْ منتفي نيست). كارهائي دارد انجام ميگيرد ولي سرعتش بسيار كم ميباشد و كم كاريها سرعتش بسيار زياد. اگر شخصي يا گروهي داراي ايده اي زيبا و جالب ميباشد، بايستي كه ابتدا از سد كارهاي اداري با سرعت لاكپشتي گذر نمايد (كارمندان از توده مردم عادي هستند و از كره مريخ نيامده اند) سپس بارها و بارها شماتت و ريشخند جاهلانه بشنوند و با وجود اين شكيبائي و بردباري را از دست نداده و هدف را فراموش نكنند و اين در كشوري است كه در آن سفارت استراليا رسما‎ْ اعلام ميدارد كه فارغ التحصيلاني كه بيكار هستند و جوياي كار ميباشند ميتوانند به اين سفارت مراجعه نمايند تا بدانها رواديد كاري براي كار در استراليا داده شود. اين ظرفيت بالا و توانائ كاري بازار اشتغال در ايران را بيان ميكند (كنار نفت بزرگترين پشتوانه و ذخيره ايران را همين نيروي كار متخصص تشكيل ميدهد كه متاءسفانه مانند طلاي سياه بخوانيد بلاي سياه ايران به هدر ميرود). استانهاي گلستان و كهكيلويه تغذيه رايگان را در مدارس بصورت روزانه نيم ليتر شير به دانش آموزان دوباره دنبال ميكنند و اين با ارزش ميباشد. در اين برهه زماني مهم اين نيست كه اين مفكوره چه زمان و بوسيله چه كسي نخستين بار به ايران رسيد، مهمتر اينستكه اين عمل دوباره انجام پذيرفته و پيگيري ميگردد و گويا قرار است در سطح كشور گسترش يابد (يهتر است به كودكاني فكر كرد كه فرداي جامعه ايراني را تشكيل ميدهند و امروزه در فقر بي حساب بسر ميبرند و نه اينكه به مشاجرات لفظي و لغوي پرداخت آنهم به بهاي محروميت بيشتر فرزندان اين آب و خاك كه انصافاْ مستحق و لايق هرگونه كمكي ميباشند).


ادامه دارد

خوش نظر

January 14, 2003

چگونه وبلاگ بسازیم همانطور که

چگونه وبلاگ بسازیم
همانطور که قول داده بودم برای کسانی که در پرشین وبلاگ هستند و مشکل دارند برای ساختن وبلاگی در بلاگ اسپات (www.blogspot.com) یک روش تهیه وبلاگ درست کرده‌ام، امید است که مورد قبول واقع شود درضمن اگر کسانی از شما مشکلی داشتید یا پیشنهادی یا سوالی مطرح کنید سعی میکنم پاسختان را بدهم و در ضمن اشکالات را بمرور زمان رفع خواهم کرد تا شاید دوستانی که علاقه‌مند هستند به ساختن وبلاگ در زیر مجموعه ی blogspot.com بتوانند هرچه زودتر بجمع ما بپیوندند. لینکهای دیگری هم هست که دوستان دیگری مطالبی را در این مورد نوشته‌اند که در نوشته‌ام به آن اشاره کرده‌ام.
مطلب را از اینجا میتوانید مطالعه کنید

توی کامنتهای وبلاگ مسعود بهنود

توی کامنتهای وبلاگ مسعود بهنود این نوشته را خواندم، خواستم ببینم نظر شما چیست:

mohsen_64


دوست جوان عزيز اقاي مسعود
نسل ما افرادي نظير مسعوداحمدزاده ،اميرپرويزپويان
بهروزدهقاني ،خسروگلسرخي ، کرامت دانشيان و....
را تحويل اين آب و خاک داد و اين رفت ستم بر ما
واي به حال نسل شما که به سم موادمخدر و سکس
گرفتاريد و بتتان مسعود بهنود است ![+]

یک چیزی را آقایان هفت‌تیر

یک چیزی را آقایان هفت‌تیر کشها یاد نگرفته‌اند، اینها فراموش کرده‌اند که در ایران هفت‌تیر کشی و قمه‌زنی حرفه‌ای دولتی است و اگر کسی خارج از این مجموعه و بطور خودسر دست به اینگونه اعمال بزندُ خوب معلوم است که رژیم بشدت با آنها برخورد خواهد کرد، میگوید نه! این خبر را بخوانید:

اعدام 6 نفر در زندان اوين
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، روابط عمومي دادگاه‌هاي انقلاب اسلامي اعلام كرد: در پي گزارش‌هاي متعدد از سرقت‌هاي مسلحانه‌ي مغازه‌هاي فرش فروشي در سطح شهر تهران بزرگ كه توام با تيراندازي و ايجاد رعب و وحشت و تهديد بود و سارقين به صورت گروهي و باندي و بدون ترس و هراس به‌طور وقيحانه‌اي مرتكب سرقت‌ها مي‌شدند و حتي در جهت نيل به اهداف ننگين خود هرگونه مقاومتي را بلافاصله با گلوله‌ي آتشين پاسخ مي‌دادند و به ايجاد درگيري، چاقو‌كشي، رعب و وحشت، سلب آسايش مردم و قاچاق انواع مواد مخدر و پخش آن در جامعه، مبادرت مي‌كردند متهمين دستگير و در شعب مختلف دادگاه‌هاي انقلاب اسلامي تهران محاكمه و براي ‌٦ نفر از آنان حكم اعدام صادر شد.

فقط رهبران ما نیستند که

فقط رهبران ما نیستند که مکار و حرامزاده هستند این سخنان را بخوانید:
يك مقام بلندپايه‌ی دولت بوش گفت: « هر گونه گزارشی از تيم بازرسان سازمان ملل كه در برگيرنده‌ بی گناهی عراق و در اختيار نداشتن سلاح‌های كشتار جمعی اين كشور باشد برای دولت بوش كافی نيست و آنچه را كه اين دولت به آن معتقد است گناهكار بودن عراق است نه تبرئه‌ آن.»

به سخن واضح تر اینکه "ای آقا ما از قیافه‌ی صدام خوشمان نمی‌آید، آیا همین دلیل کافی برای سرنگونی دولت او نیست!؟"
البته در پشت این همه هیاهو چیز دیگری خوابیده که فقط ملت بدبخت آسیا آن را درک می کنند، نفت سیاه یا بقولی طلای سیاه.

دستاوردهاي تازه از سفر به

دستاوردهاي تازه از سفر به ايران ( بخش دوم)

پس از چند روزي كه در ايران بسر برده بودم و به عبارتي به اوضاع حاكمه بر روحيه توده مردم بيشتر عادت كرده بودم، متوجه شدم كه اعماق فاجعه بسيار بزرگتر از آن است كه فكر ميكردم. بي برنامگي، بي خيالي و بيفكري اينان مرا عجيب زجر ميداد و جالب اينكه هر گاه به تذكر و يا گوشزدي ميپرداختم با لبخندي كه همراه با نگه كردن عاقل اندر سفيه ميبود، سعي داشتند كه توجيهم كنند كه اي بابا دست بردار ما هم با اين نظرات تو موافقيم ولي فكر ميكني كه بقيه هفتاد ميليون نفوس ايران هم حرف ما را ميفهمند؟ (توجه بفرمائيد كه جمله جمع بندي شده بود به اين معنا كه حرف ما را كسي نميفهمد يعني كه خيالم راحت باشد كه در اين گمانه پردازي تنها نيستم). هرگز در عمرم اينهمه هم فكر با خود را مشاهده نكرده بودم و هرگز نيز در عمرم اينهمه مردم پر قول ولي بيعمل را نديده بودم. همه همينطور فكر ميكردند ولي قادر نبودند كه قبول نمايند كه همفكران ديگري نيز دارند. نتيجه اينكه پنداري با يكديگر گفتگو نمينمايند و يا اينكه اگر گفتگويي هم در ميان باشد، يكديگر را جدي نميگيرند كه اين خود ضعفي بس فاحش و غير قابل جبران ميباشد. در كنه ماجرا كه نگريستم ديدم كه از نظر تئوري از هيچ كشوري كه عقب نمانديم هيچ كه بسي هم جلوتر از ديگران هستيم ولي پاي عمل كه بميان آيد كميتمان بد جور لنگ است. اين درست همان نقطه ضعف ايران و ايراني است كه ديگران را بر آنها مسلط نموده و ايراني را عملاْ (هر چقدر هم كه خودش نخواهد كه قبول نمايد) اسير ديگران نموده است. اگر كار است كه افغاني ها را براي چه داريم؟ ما فقط و فقط بايد كه بر ايشان حكم رانيم و بس. اين درست همان مفكوره‌اي است كه ايران صفوي زمان شاه سلطان حسين را به چنگ افغان ها انداخت ( منظور اينجا برانگيختن احساسات ديگران بر عليه افغانيهاي مقيم ايران كه بعضا‎ْ بواسطه تولد ،رشد و بيش از هر چيز كار كردن در ايران از بسياري از ايرانيان ايراني تر هستند و پيوسته مورد بيمهري نيز قرار ميگيرند، نيست. در اين زمينه بعداْ بيشتر خواهم نوشت). در آن زمان گروه‌ها و اقوام ديگر كه به ايران مي‌آمدند اين نقاط ضعف را درك و حس ميكردند و در موقع خود از آنها بهره ميجستند. غرض از نوشتن اين نشان دادن ضعف و آسيب پذيري بيحد ايران و ايراني به ايراني كه پنداري از نظر روحي هيچ فرقي با چهارصد سال پيش نكرده، ميباشد و نه بيشتر. هنوز هم تا گردن در منجلاب توقعات ،كم كاريها ، كژ نگري و بي برنامگي خويش هستيم و دست را از كمر بر نميداريم و پيوسته از خود و ديگران پرسش ميكنيم كه چرا بدكرداراني بر ما حكم ميرانند. افكار امام زماني كه بهنگام ظهور خويش دنيا را از شر و فساد و بدي پاك ميكند (صد البته بدون اينكه به تافته جدا بافته ايراني زحمت بدهد) اكثريت را بدانجا كشانده كه قلباْ و پنهاني آرزوي آمدن آمريكائيها را ميكنند كه به بدبختي ايشان پايان بخشند. در اينجا تذكر دوستي را كه در ايران فرصت ملاقاتش دست دادبراي خواننده بازميگويم. او تعريف ميكرد كه در زمان شاه عباس ميخواستند كه تنبل ترين فرد ايران را بيابند. براي اين منظور از طرف دربار صفوي امريه به تمام واليان و حكام فرستاده شد كه تنبل ترين فرد حوزه خود را به اسپهان بفرستند. پس از چندي پس از اينكه اطمينان بعمل آمد كه نمايندگان تنبلهاي تمام ايران در اسپهان گرد گشته‌اند، بدستور شاه عباس تنور حمامي را سخت افروختند و آب را نيز بستند . سپس تنبلها را با پاي برهنه بداخل حمام هدايت كردند. هر يك از ايشان پس از مدتي كه پايش ميسوخت، محيط حمام را ترك ميكرد تا اينكه سرانجام دو نفر باقي ماندند كه نهايت تحمل را مينمودند و فقط يكي از ايشان از فرط تنبلي به خود تكاني نداده ولي مرتب فرياد ميزد و طلب كمك از بيرونيها ميكرد. دومي كه از او نيز تنبل تر و بيكاره تر ميبود با صداي ملايم از اولي خواهش ميكرد كه اگر ممكن است براي او نيز فرياد زده و مطالبه كمك كند. اين حكايت با وجود اينكه داستاني غير واقعي ولي اندرزگو ميباشد، در عين حال بيانگوي حال توده كاهل فكري و عملي و تحت ستم ايران امروزه نيز ميتواند باشد.
انواع و اقسام فلسفه‌هاي شيخ ابوسعيد ابي الخير را بلغور ميكنند ولي از دنياي امروزه و آنچه كه ميتواند بر سرشان آيد تصور واضحي ندارند. امام اولشان از سر كرم نگين پادشاهي به گدا ميدهد و خودشان لقمه از دهان يكديگر ميربايند. ذغال را خالي كرده و در آن ترياك جا ميدهند تا بتوانند كه با خود به سفر حج برده و در آنجا از پاي در نيايند. سرهنگ فرمانده نيروهاي مبارزه با مواد مخدرشان در اتاق در بسته سه لول و نيم ترياك ميكشد و در بيرون اتاق صحبت از كثافت كاريهايش ميباشد ولي به محض اينكه از دختر صاحب خانه خواستگاري مينمايد، صاحبخانه دو ركعت نماز شكر به درگاه پروردگاري كه مدعي شناختش ميباشد بجاي مي آورد.
ميتوان زندگي را بر خود آسان نمود و همه اينها را بگردن دولتهاي حاكم در ايران انداخت ولي آيا اين عملي صادقانه ميباشد؟ آيا ميتوان بر بيگناهي مردم عادي گواهي داد؟ غرض دفاع از حاكمين بر ايران و ايراني نيست كه آنها جائي براي دفاع از ايشان را براي خود باقي تگذاشته اند.

ادامه دارد

خوش نظر

January 13, 2003

در سفری که به یران

در سفری که به یران داشتم دوست خوبم که مقیم اروپاست نیز به ایران آمد و چند روزی را با هم بودیم. نامبرده که گاه گاه مطالبی را برای من میفرستد و با نام "خوش نظر" در این صفحه درج می‌شود، مطلبی را برایم فرستاده که قبل از آوردن مطلبش گوشزد میکنم که برداشتهای او از ایران دقیقآ برابر برداشتهای خود من و حتی کسان دیگری که بتازگی به ایران رفته‌اند دیدم، بهمین خاطر آنرا در زیر خواهید خواند، امید است که نوشتن این سطور کمکی به حل معضلات اجتماعی میهنم کرده باشم.


دستاوردهاي تازه از سفر به ايران

چيزي كه مينويسم شايد بمزاج خيلي ها از راستاهاي گوناگون سازگار نيايد ولي چه باك از ايشان، زيرا اينها همه برداشتهاي من از سفر اخيرم به ايران پس از شش سال ميباشد و تا زمانيكه احساسات من از وطنم و هموطنانم چيزي باشد كه اكنون مينويسم، از ديد من نبشته هايم معتبر خواهد ماند. فقط ميگويم كه اين نبشته جنبه سياسي ندارد و بايد كه از زاويه ديد اجتماعي و سلوكي نگريسته شود.

در بدو ورود به ايران پس از شش سال، در فرودگاه از آن سختگيريهاي بيدليل و نفرت انگيز گذشته چيزي مشاهده نكردم. بنظر ميرسيد كه چيزي عوض شده است. ماْمورين فرودگاه مهربانتر بودند و دلشادتر از گذشته. اين به خودي خود به هيچ معنايي نميباشد فقط ميگويم كه راحت تر از گذشته بود. ولي در خارج از محيط فرودگاه بنظرم آمد كه مردم عادي اشتباهات جامع خود را كما في السابق انجام ميدادند. اشتباهاتي شبيه داناي هرچيزي بودن ، انتقاد كردن بي وقفه بدون ارائه كردن راه حل ، قبول نكردن مسئوليت به هيچ وجهي و بدتر از هرچيزي گمان به اينكه هر چيزي كه بد باشد يقيناْ از سوي رژيم آمده و اين دولت است كه مسبب تمامي بدبختيها و معضلات است (البته دولت يا دولتهاي موجود و بيش از هر چيز نهادهاي زالوگونه غير دولتي در ايران مسبب بسياري از گرفتاريها هستند و در اين جاي هيچ شكي نيست) و اينكه هرچيز كه جاي رژيم حاكم را پر كند لاجرم بهتر از آن خواهد بود. گويي كه خود براي آينده هيچ برنامه اي ندارند و تصميم هم ندارند كه برنامه اي ارايه كنند فقط و فقط منتظر كسي يا چيزي ميباشند كه ايشان را از منجلابي كه خود نيز يكي از مسببين قاطع آن ميباشند، رها بخشد. براي مثال اشاره ميكنم به صندوقهاي صدقه كه به فراواني در گوشه و كنار شهر وجود دارند و همگي ميدانند كه محتويات اين صندوقها سر از كجاها در ميآورد و اين مسئله كه مراكز اداره كننده و بهره بردار از صندوقهاي صدقه خود يكي از مخالفين داخلي رژيمي و رياست جمهوري و مجلسي ميباشند كه مردم خودشان انتخاب كرده اند ، ايشان را پريشان نگردانده و كماكان به پر كردن اين صندوقها مشغولند (مالياتي كاملاْ مستقيم و داوطلبانه و نه به ميزان كم البته نه به دولت) و اين در حاليست كه اگر مجلس و رئيس جمهور منتخب خود ايشان خداي نكرده صحبت از بالا بردن ماليات كند (چيزي كه البته تا كنون انجام نگرفته است) آنهم بمنظور سبك تر كردن مخارج دولتي و اجراي طرحها و پروژه هاي مردمي و ملي، فرياد ايشان به آسمان برخواهد خواست.
در شهر مامورين شهرباني سعي در مهار كردن سيل لجام گسيخته خودروها را دارند كه بدون رعايت هرگونه موازين راهنمايي و رانندگي كرم وار و جنون آميز در حركتند ولي مردم عادي بجاي يادگيري و فراگيري قوانين، به رانندگي بي محاباي خود ادامه داده و ضمن نثار نمودن دشنام به هرچيزي كه رنگ و بوي دولتي دارد گوشزد مينمايند كه در كشورهاي خارجي (منظورشان به احتمال زياد اروپايي و آمريكايي است گويي هفته اي چهار روز را در اين كشورها بسر ميبرند ) جمله مردم مطابق قانون عمل ميكنند (تفسير اين جملات از سوي من : بدون شرح). بر سر چهار راهي به جواني كه ميخواست از ميان چهار راه و انبوه خودروها عبور كند و بوسيله مامور راهنمايي برگردانده شده بود، از سر خير گفتم كه مامور هرچند كه داري رتبه دولتي و ملبس به پوشاك شهرباني است (چيزي كه به خودي خود شخص را در برابر فرد شخصي ايراني گناهكار ميسازد) ولي راست ميگويد در جوابم گفت چه را راست ميگويد؟ ماست ميگويد ( بستن قافيه به جملات از هنرهاي ظريفه ايراني ميباشد و فقط صد افسوس كه با هيچ منطقي همراه نيست) اگر دولت راست ميگويد بايد كه بر سر هر گذري مامورين راهنمايي بگمارد تا مشكل حل گردد. بيچاره نميدانست كه دارد بطور ضمني اعتراف ميكند كه مردم به خودي خود قادر به فكر كردن و احترام گذاشتن به مقررات راهنمايي و رانندگي كه الزاماْ اصلاْ هم سياسي نميباشد، نيستند و احتياج به قوه قهريه شهرباني بر سر هر كوي و برزن دارند تا بر سر عقل آيند و اندكي به مقرارت راهنمايي و رانندگي احترام گذارند تا شايد از ميزان مرگ و ميرهاي آنچناني كه خود ايشان را از همه بيشتر رنج ميدهد كاسته گردد. اميد مردم بيشتر به اين است كه رژيم احتمالي آينده يكشبه تمامي مشكلات سياسي، اجتماعي و مالي ايشان را حل كند، بدون اينكه مردم مجبور شوند براي آن سر انگشتي خم نمايند. دكان تمامي كسانيكه با مژده حل مشكلات بوسيله اين و آن در كمترين زمان ممكن و بدون هيچگونه تغييري در عادات و روحيات توده مردم، به بحثهاي متداول در زندگي روزمره وارد ميشوند، شديداْ گرم ميباشد و واي به حال كسي كه در كنار انتقاد از رژيم به خود اجازه داده و از مردم عادي نيز انتقادي نمايد.


ادامه دارد

خوش نظر

January 12, 2003

موج حمله دوباره شروع شد!

موج حمله دوباره شروع شد!
خانمها هم واردصحنه‌ی سینه‌زنی ولایت شدند. از قرار معلوم اینها هم دارند "غيرت ديني مردم"! را به رخ ملت میکشند، همانطوری که در بیانه آمده خانمها میخواهند غيرت ديني مردم مخصوصآ زنان را بنمایش بگذارند! فقط یک شیر پاک خورده‌ای نیست از این خانم‌ها عفیفه بپرسد، غیرت دینی شما کجا هست زمانی که خواهرانتان را که پرورش یافته‌ی همین حکومت ولایت هستند زمانی که به کشورهای خلیج برای فحشا صادر می‌شوند شما در خوابید؟ یا اینکه خودتان هم جزو ایشان هستید!؟

دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري هم بیانیه دادند و خلاصه کار روزنامه حیات نو خیلی خراب است. این اوباش در بیانیه خود می نویسند:"بدون ترديد امتي كه با شعار « يا مرگ، يا خميني » در برابر گلوله‌هاي رژيم طاغوت ايستادگي نمود، امروز نيز با صلابت از نام و آرمان آن عزيز سفر كرده در برابر قلم‌هاي مسموم حراست مي‌كند".
یکی نیست به حضرات بگوید زمانی که ملت بلانسبت خر شد و جلو گلوله رفت، امام حقه باز کلاه سر ملت گذاشت و گفت نفت‌تان را بشکه میکنیم می آوریم در خانه تان و آب و برق را هم مجانی میکنیم وگرنه ملت کرم نداشت یک نره خری را مثل امام امت به رهبری بپذیرد.

خاطرات ایران 2 توی شیراز

خاطرات ایران 2
توی شیراز خیابانی هست موازی خیابان چمران، واقع شده بین خیابان قصرالدشت و چمران توی این خیابون یک روز با برادرم رانندگی میکردیم که این ساختمان نظرم را جلب کرد. اسم ساخمتمان هست "مجتمع علمی فرهنگی بنیاد ازدواج اسلامی طوبی شیراز". جنده خانه‌ی اسلامی از برادرم خواستم ماشین را متوقف کند تا ببینم چه گونه ساختمانی است. پس از پیاده شدن خواستم عکسی بگیرم دونفر از ساختمان خارج شدند، یکی یک کارگر افقانی بود و دیگری یک مرد 40-50 ساله خوش لباس که معلوم بود کارگر نیست تا دوربین من را دید سوال کرد، برای چه میخواهم عکس بگیرم؟ من هم که همیشه جوابی حاضر و آماده دارم در پاسخ گفتم: از شکل ساختمان خوشم آمد خواستم عکسش را بگیرم و با یک دروغ دیگر ادامه دادم "من آرشیتکت هستم و از ساختمانهای جالب عکس تهیه میکنم" دروغم مورد قبول واقع نشد و نامبرده از من خواست که چنانچه می‌خواهم عکس تهیه کنم باید با بنیاد صاحب ساختمان تماس بگیرم. عکس نگرفتم، سوار ماشین شدیم و به برادرم گفتم دور بزند بعد از چند دقیقه‌ای دوباره به طرف ساخمان راندیم و از آنطرف خیابان این عکسها را تهیه کردم، خدا خیر بدهد به Sony با این zoom خوبش این عکسها را گرفتم(تبلیغ نیست‌ها!).
یکی نیست توی اون مملکت از این اراذل سوال کند، مگر دفتر ازدواج و طلاق هم علمی فرهنگی می‌شود!!؟ اسمش را گذاشتید "مجتمع علمی" فعالیتهایش را بعدآ چگونه پاسخگو خواهید بود!؟ هنگامی که زیبا رویان در این مکان به کار مشغول شدند چگونه می‌خواهید مردم را قانع کنید!؟ که این یک مجتمع علمی است نه جنده‌خانه (خانه عفاف)!؟


چنانچه مایل به دیدن این عکس به صورت کامل هستید روی این لینک و این یکی تقه بزنید، اندازه عکسها هر کدام 800KB است.

دیوارهای بلند حوزه مهشید خانم

دیوارهای بلند حوزه
مهشید خانم در کامنت دیروز می‌نویسند: "بی خود نيست اين آخوند های پدوفیل (بچه باز ) این اسلام را ول نمی کنند. وقتی عکس پیامبرش مثل ملیجک دربار باشه . دیگه معلومه فیظیه چه خبره. "

خانم جان مثل اینکه شما از اتفاقاتی که در حوزه می‌افتد بی خبر هستید! حکایتی را از یکی از دوستان مقیم نروژ برای شما تعریف کنم تا شاید مفید افتد.

این دوست ما که حدودآ 55 سالی دارد در دوران جوانی با فشار پدر و مادر مجبود به رفتن به حوزه علمیه! قم می‌شود. بیچاره از همه جا بیخبر پس از چند روزی علما به او گیر می‌دهند فشار تا حدی زیاد میشود که دوستمان یا بایستی به خواسته‌های علما جواب مثبت می‌داده یا ترک تحصیل، از حوزه چند روزی را مرخصی می‌گیرد و به کرمانشاه نزد خانواده‌اش می‌رود تا شاید پدر متعصبش را قانع کند که حوزه جای او نیست. پدر قانع نمی‌شود و این دوستمان هم که نه راه پیش داشته نه راه پس در بازگشت بجای رفتن به قم به تهران نزد دایی خود می‌رود و ماجرا را برای او تعریف می‌کند، او هم پس از تهیه مقداری پول نامبرده را برای ادامه تحصیل به آلمان می‌فرستد (بخوانید تبعید برای فرا از پاره شدن کون آقا).

ای‌کاش دیوارهای این حوزه‌ها زبان در می‌آوردند تا وقایع پشت این دیوارهای بلند را برای ما تعریف کنند تا ملت خرفتی که هنوز بعد از این همه فجایع دنبال کون آخوند راه می‌افتند بدانند که آخوند چگونه جانور شاخ داری است.

January 11, 2003

در دزد خونه‌های مملکت لجن

در دزد خونه‌های مملکت لجن خورد!
به گزارش گروه خبر ايسنا، جامعه مدرسين حوزه علميه قم بخاطر کاریکاتوری که توی روزنامه حیات‌نو چاپ شده بود بیانیه زیر را صادر کرده‌اند.
متن اين اطلاعيه كه در پايان آن نام آيت الله علي مشكيني و امضاي آيت‌الله محمد يزدي به چشم مي‌خورد، به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انالله و انااليه راجعون
بدنبال توهين به ساحت مقدس بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) رهبر كبير و فقيد انقلاب اسلامي در يكي از روزنامه‌هاي صبح كشور، جامعه مدرسين حوزه علميه قم اين اقدام بسيار زشت و موهن را محكوم مي‌نمايند.
با عنايت به اين نكته، به همين منظور از سوي شوراي عالي حوزه علميه قم روز يكشنبه ‌٢٢/١٠/٨١ كليه دروس حوزه‌هاي علميه سراسر كشور تعطيل اعلام گرديده و در ساعت ‌١٠ صبح از عموم اساتيد، علما، فضلا و طلاب گرامي دعوت مي‌نمايد در مراسمي كه به منظور محكوم نمودن اين عمل ناپسند در مدرسه فيضيه قم و مدارس علميه سراسر كشور برگزار مي‌گردد، شركت فرمايند.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
جامعه مدرسين حوزه علميه قم

اعلامیه خُسن آقا بخاطر گوه خوری‌های علما و فضله‌های مزاحم
از قدیم گفتن خوش از باقی که توره ازش قهرکنه. انگار ملت کار دیگه‌ای ندارند!! و فقط نشسته اند و منتظرند که آقایان مشکینی و یزدی درس حوزه رو از سر بگیرند!! یکی نیست به این دوتا الاغ مصری بگه الاغ‌جان اگه ملت می‌دونست چکار کنه تا شما برای همیشه در این گداخونه‌ها رو لجن بزنید باور کنید تا حالا انجام داده بود و از شر هرچی آدم مفتخوری مثل شما هست خلاص شده بود.

چند نکته درمورد پرشین بلاگ

چند نکته درمورد پرشین بلاگ
از زمانی که پرشین بلاگ بوجود آمده عده‌ی زیادی از وبلاگ نویسان از جمله خود من به همه هشدار دادیم که این دسیسه‌ی رژیم است برای بدام انداختن مخالفین عده‌ای پذیرفتند و عده‌ای نه، عده‌ای به نوشتن در پرشین بلاگ ادامه دادند و عده‌ای نقل مکان کردند.
امروز بدون اینکه بخواهم به بحث گذشته دامن بزنم باز می‌خواهم نکته‌ای را در مورد این سرویس به استفاده کنندگان آن گوشزد کنم.

چند روزی است که دسترسی به پرشین بلاگ تقریبآ غیر ممکن شده. من روزانه به چند وبلاگ که در پرشین بلاگ است سر میزنم و از نوشته های دوستانی که در آنجا می‌نویسند استفاده می‌کنم از جمله کسانی که در لیست لینکهای سمت چپ من قرار دارد. امروز هرچه کردم دسترسی به این وبلاگها میسر نشد.
دوستان باور کنید blogspot.com هم سرعت بهتری دارد و هم ایمنی آن برای شما که سیاسی می‌نویسید بهتر است حال به چه دلیلی شما اصرار دارید که در پرشین بلاگ بنویسید نمیدانم، اگر بخاطر این است که ایجاد یک وبلاگ در blogspot.com مشکل تر از پرشین هست که این کار را می‌توانید با کمک دیگران انجام دهید من خودم به چند نفر کمک کرده‌ام و باز هم حاضرم به هرکسی که بخواهد کمک کنم. پس این مشکل هم قابل حل شدن است. باز هم از همه‌ی عزیزان تقاضا دارم که نقل مکان کنند تا هم کار خودشان را و هم کار خوانندگانشان را آسان کنند.

به! چه خوشمزه است لبهای

به! چه خوشمزه است لبهای این فکلی

آقای کروبی در حال لواط ایستاده


عکس بدون شرح از شهروند








خاطرات ایران 1 جمعه 3 دسامبر

جمعه 3 دسامبر تصمیم گرفته بودیم به غار شاهپور در نزدیکی کازرون برویم، جهت اینکار مینی‌بوسی را کرایه کردیم، روی شیشه‌ی مینی‌بوس عکسی بود که ملاحضه می‌کنید. mohamad.jpg از قرار معلوم عکس متعلق به محمد پیغمبر مسلمانان است!. متاسفانه عکس را بوسیله یک دوربین دیجیتال از روی عکس اصلی گرفته‌ام، بهمین خاطر از کیفیت خوبی برخوردار نیست، مخصوصآ که هنگام گرفتن عکس نور از پشت شیشه‌ی مینی‌بوس منعکس شده و کیفیت آن را خراب‌تر هم کرده ولی هنوز قابل استفاده است.

زمانهایی که من در بلاد اسلام زندگی می‌کردم عکس‌های امامان و پیغمبران خدا را معمولآ باوقار تهیه میکردند ولی امروزه در جمهوری اسلامی برای بهره‌برداری‌های بخصوص، تنوع عکسهای این اشخاص هم زیادتر شده. نگاهی به این عکس مرا به خنده انداخت و بلافاصله تصمیم به گرفتن عکس کردم. محمد در این عکس با حالت خاصی طناز و زیباروی طراحی شده که سعی دارد با نشان دادن شانه‌ی چپ خود از بیننده دلربایی کند!.
با آگاهی از اینکه در آن دوران محمد پیغمبر خدا نبوده پس در نتیجه از جایگاه بخصوصی بجز چوپانی جوان و دلربا برخوردار نبوده است و با آگاهی از اینکه اعراب در آنزمانها دختران خود را زنده بگور می‌کرده‌اند و درنتیجه کمبود زن درجامعه‌ی عربستان بایستی مشکل ساز میبوده و با نگاهی به زیبایی محمد در این عکس می‌توانید خود نتیجه بگیرید که حاصل کار چه شوربایی از آب در خواهد آمد. بیخود نیست که در اسلام مجازات لواط سنگسار است!

چنانچه کسی اعتراضی نسبت به نتیجه گیری من دارد! اعتراضش را به ملایان رژیم بکند که برای منافع خود از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند، من فقط از مشاهداتم نتیجه گیری می‌کنم و به خیر یا شر بودن آن کاری ندارم.

چنانچه مایل به دیدن این عکس به اندازه بزرگتری هستید روی این لینک تقه بزنید.

January 10, 2003

کاخ سازی به سبک ملاها

کاخ سازی به سبک ملاها
بیانیه سپاه پاسدارن را که حتمآ خوانده‌اید! اگر نخوانده‌اید بخوانید که مایه‌ی خنده است شاید هم گریه، در هر صورت یک قسمت آن را برایتان بازنویسی میکنم و توضیحی بر آن خواهم نوشت:

در قسمتی از این بیانه چنین آمده:
... چگونه از خروج از حاكميت دم مي‌زنيد در حالي كه كساني كه به قانون اساسي پايبند هستند، مي‌دانند كه بر اساس اصل 56 قانون اساسي حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم‌او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم كرده است. شما از كدام حاكميت مي‌خواهيد خارج شويد؟

میگویند شبی زنی خیلی دلش هوس کس دادن (به زبان بهداشتی: عشق بازی) کرده بود روکرد به شوهرش و گفت امروز بالای منبر فلان ملا میگفت که هرکس که با زنش چنین کند خدا در آن دنیا برایش یک کاخ مجلل برپا خواهد کرد، بعد رو کرد به مردک و گفت بیا کاخی برای خود در آن دنیا بسازیم! مردک شروع به ساختن کاخ کرد! پس از خاتمه بعد از چند دقیقه‌ای زن با ناز و عشوه روکرد به مرد و گفت بد نیست یک کاخ هم برای پدر و مادرت برپا کنیم، مرد بیچاره دوباره شروع کرد به ساختن کاخ. این روند ادامه داشت تا اینکه پس از ساختن هفت هشت کاخ مردک دیگر نایی برای کاخ سازی نداشت! وقتی زن برای چندمین‌بار تقاضای کاخسازی برای دیگر بستگان را کرد مرد با اشاره کردن به کیر و خایه‌اش و گفت: ما دیگر نیستیم این بیل و این هم کلنگ تو خودت به تنهایی بساز!

حالا حکایت کار این پاسدارن مفت‌خور شده که از یک طرف میگویندحاکم اصلی جهان خداست و هم اوست که انسان را بر سرنوشت خود حاکم کرده و همزمان حاضر نیستند تخم آقای خاتمی را ول کنند که از مسند ریاست به پایین آید و نه خودشان دست از سر مردم بر می‌دارند، یکی نیست به اینها بگوید خوب شما که کاخ‌سازهای خوبی هستید چرا خودتان نتوانستید بسازید که حالا ذست به دامان این ملای بی خاصیت شده‌اید!!

کاشف بعمل آمد که جرج

کاشف بعمل آمد که جرج بوش آخوندزاده است!
امروز توی اخبار شنیدم که جناب بوش جونیور درمورد عراق گفته که: "عراق هنوز ثابت نکرده که سلاحهای کشتار جمعی ندارد"

البته از اینکه یک الاغی مثل صدام حسین نیاز به یک همچین کره خری مثل بوش داره تا اونو سرجاش بشونه حرفی نیست، ولی حالا خودمونیم این کره‌خر بوش هم بد خری نیست ها، انگاری نطفه‌ی آخوند هست، درست به همون طریقی که آخوندا استدلال میکنند، استدلال می‌کنه، یعنی میگه ثابت کن که مجرم نیستی. تا اونجایی که ما میدونیم جرم را باید همیشه مدعی‌العموم ثابت کنه نه مجرم! ولی خوب همون‌طوری که گفتم این جورج بوش جونیور هم از تخم وترکه‌ی آخوند باید باشه که از استدلال آخوندی استفاده می‌کنه.

حالا ما هم به همون طریق اولی از آقای جرج بوش جونیور تقاضا داریم که ثابت کنند که از تخم وترکه‌ی آخوندها نیستند.

January 09, 2003

این مطلب را بعد از

این مطلب را بعد از نوشتن مطلب قبلی خواندم، دیدم شاید بد نباشد که آقای بهنود بعد از خواندن این مطلب باز هم بگویند آیا بر نوشته‌ی خود پافشاری می‌کنند یا نه!

اگر عموی من کس میداشت

اگر عموی من کس میداشت عمه‌ام میشد!
مثل اینکه امروز من از دنده‌ی چپ از خواب بیدار شده‌ام! اول مجبور شدم چند کلمه‌ای به آقای نگاهی پند و اندرز بدهم و حالا هم به این آقای بهنود دیگر. ایشان با بافتن آسمان و ریسمان به هم میخواهند به خوانندگان خود القاء کنند که بهتر این است که پا از پا خطا نکنیم و به کس و ناکس اجازه دهیم هر غلطی دلشان خواست بسر ما بیاورند وگرنه چنین و چنان می شود، و کسانی دیگر هم‌چون فروهرها و پوینده‌ها و ... کشانده خواهند شد.
باور بفرمایید آقای "بهنود دیگر" من همه‌ی عمر طالب یک عمه‌ی زیبا روی بوده‌ام و اگر خدا بجای کیر ترکی لای‌پای عموی من قرار می‌داد! من هم عمه‌دار می شدم!.
حضرت بهنود اگر بنابود که ما به نصایح شما گوش کنیم! که حتی شاه را هم به دیار دیگر نمی‌فرستادیم و شاید اکنون احمدشاه یا بچه و نواده‌ی او بر ما حکومت میکردند. وشاید حتی در دوران بربریت می ماندیم بهتر میبود در آنصورت هیچ کس از کسانمان را از دست نمیدادیم.

خلاصه‌ی مطلب آقای "بهنود دیگر" شما هم ترکمان زدید با این استدلالتان.

ترکمان زدید آقای نگاهی ای

ترکمان زدید آقای نگاهی
ای کاش بجای جر و بحثهای بی مورد میتوانستیم تمام نیروی خود را صرف مقابله با جمهوری لجن کنیم تا بتوانیم هرچه زودتر این حکومت ننگین را به تاریخ پر رنج ایرانزمین بسپاریم و هرچه زودتر به احیای فرهنگ کهن آن مشغول شویم.

ایکاش کسانی که ادعای دموکرات بودن را دارند کمی کمتر ادعا میکردند و کمی بیشتر عمل میکردند. آقای نگاهی، من مطلب SAM را که شما پاک کردید نخواندم چون شما آن را پاک کرده بودید پس نمی توانم درمورد آن مطلب قضاوت کنم ولی کار شما را "پاک کردن مطلب"، را می توانم محکوم کنم چون این کار را سانسور مینامم.
مطلب شما را هم در این مورد خواندم، متاسفم برای ملتی که کسی مثل شما را نویسنده می‌نامد! چون شما حتی در مطلبتان همان مطلبی را که برای دفاع از این سانسور نوشته بودید بقدری گنگ و گیج کننده نوشته بودید که من "بیسوات" را هم نتوانست قانع کند، چه رسد به "سوات" داران را و در ضمن روضه خوانی شما را هم که از ساعدی قرض گرفته بودید متاسفانه باید بگویم که مثل ضرب المثل "گوز چه ربطی به شقیقه دارد!" بود.
خلاصه بگویم "ترکمان" زدید با این دلایل‌تان برای دفاع از سانسور.

راستی آقای نگاهی اگر شما انسان شفاهی نیستید چرا از مردگان نقل قول می‌کنید!؟

January 08, 2003

تابلویی توی یکی از اتوبانهای

تابلویی توی یکی از اتوبانهای تهران هست برای مشخص کردن مسیر، همانهایی که به راننده مسیرش را نشان می دهد. این جمله رویش نوشته شده: "یادبود امام، میدان آزادی، اوین"
این جمله را پریشب که در تهران بودم توی تاکسی خواندمُ، از من ن‍پرسید که توی کدام اتوبان بود چون نمیدانم، فقط می دانم که داشتیم از میدان آزادی میرفتیم به طرف دربند، بیچاره من، گمان میکردم دربند رژیم خمینی هم مثل دربند زمان شاه است! که البته زود رفع ابهام شد!
با این نوشته، نوشتن مرتب را دوباره آغاز می کنم با خبرهای داغ و حیرت انگیز!

January 04, 2003

صندوقهای صدقه و حقه‌بازی رژیم

صندوقهای صدقه و حقه‌بازی رژیم
دیروز داشتم اخبار یکی از تلوزیونهای جمهوری اسلامی رو می‌دیدم خبری داشت درمورد صندوقهایی که حکومت برای بیشتر چاپیدن ملت در گوشه و کنار مملکت فقرزده قرار داده تا اگر پولی از دستتشان دررفته باشد بتوانند از این طریق جمع آوری کنند. مبلغ جمع آوری شده در یک سال را که شنیدم کله‌ام سوت کشید با یک حساب سرانگشتی دیدم ملت از همه جا بیخبر روزانه چیزی برابر 88 ملیون تومان به حساب این دزدان واریز می کنند. این مبلغ بطور متوسط چیزی بیشتر از 1 تومان برای هر ایرانی است، با دانستن این موضوع که در مملکت ایران اکثریت شهروندان در سنین پایین قرار دارند و امکان پرداخت این مبلغ برای‌شان وجود ندارد، میتوان نتیجه گرفت که اشخاصی که پولی در این صندوقها میریزند خیلی بیشتر از 1 تومان می‌باشد. البته ممکن است این خبر را در این شرایط داده باشند تا بخواهند بطور غیر مستقیم یک نوع مشروعیت برای خود دست و پا کنند و به این وسیله به جهانیان بگویند که "ببینید ما تا چه اندازه مهبوبیت داریم!" چون شاید همانطور که می دانید تلویزیونهای برون مرزی در این اواخر تبلیقات زیادی برعلیه این صندوقها راه انداخته اند و همان طور که می دانیم این رژیم آنچنان مکار است که روباه بدبخت پیشش لنگ می اندازد و بگمان من ارائه ی اینگونه آمارها را هم باید از این نوع مکاری دانست، تا نظر شما چه باشد!