این خاطرات محرمانه علمدار آقا
این خاطرات محرمانه علمدار آقا رو حتمآ بخونید وگرنه نصف عمرتان برفناست، نیم ساعت داشتم میخندیدم، از زور خنده اشک از چشمانم جاری شده بود که رئیس جان آمد داخل و گفت چه شده اشک میریزی، با خنده گفتم: بخاطر حقوق کم است!
« اسامی بامسما سه آقازادهای (بقول | Main | پاسخ به یک انتقاد ازقرار »
این خاطرات محرمانه علمدار آقا رو حتمآ بخونید وگرنه نصف عمرتان برفناست، نیم ساعت داشتم میخندیدم، از زور خنده اشک از چشمانم جاری شده بود که رئیس جان آمد داخل و گفت چه شده اشک میریزی، با خنده گفتم: بخاطر حقوق کم است!