« October 2002 | Main | December 2002 »

November 30, 2002

سامون علیکم رنگی نشی بچه!!

سامون علیکم
رنگی نشی بچه!! تازه رنگ کِردم، قربون دسات پشتته به در و دیفالا نزن!
اوی مگه کوری! مگه نمیگم پشتتو به دیفال نزن! رنگی می‌شی بعد میوی میگی وای کت شلوارم خراب شد!!
انگولکم زیادی به این دسته و دستگیره ها نکون تازه سوارشون کردم رو درو دیفالا، خراب می‌شن. فقط یه نگاه بنداز چیز بدرد بخورم بری خوندن ندارم بیخود اینجوری نَپِلک، برو یه چیز درس و حسابی بخون! امروز نه من وقت شو داشتم نه حوصله شو! دیشب تا بوق سگ داشتم اینجارو رنگ میکردم. میدونید همش تقصیر شماست! آره تقصیر شما، هی رو میگم دست به درو دیفالوی اینجو نزنید کثیف میشه مگه گوش میکنن! آخه مگه مرض دارین!! هیرو که من نمی‌تونم رنگ و روغن کنم اینجارو که!! مگه پولِ علفِ خِرسِ !
فقط یک دید سطحی بنداز و برو، اگه ایرادی داره بگو تا درسش کنم! البته نه ایکه همه چیزو بریزم به هم ها! نه خیر، فقط اگه نوشته‌ها خرتوخر شده بگو وگرنه رنگ و منگ بی خیال ای رنگوره خودم انتخاب کردم به هیچکی هم ربطی نداره!! دلم گرفته بود از رنگ قهوی‌یو، گفتم رنگ شاد و روشنش کنم دلم واشه کاکو. لینکاشم یه تغییراتی دادم اونام عوض بشو نیست بیخود ایراد نگیر. همی دیگه.

November 29, 2002

نامه فوری از شمر به

نامه فوری از شمر به عمروعاص
خسن آقا جان
از شما چه پنهان سفر عمروعاص دست پای ما را حسابی بسته است وبلاگ شمر را راه انداخته ولی هنوز نام گذر آنرا بعرض ما نرسانده واز سوی دیگر مارا از دانش سیاسی تاریخی خود بی بهره گذاشته است هر چه هم برایش برید الکهربایه(ایمیل به زبان عجمی)و تیر قلاف و فاکس می فرستم پاسخ نمی دهد،ترسم از آن است که همشیره سیدالشهدا زینب همه آنهارا پیش ازرسیدن بدست عمرو عاص از بین ببرد.
بهررو از آنجا که میدانم یکی از خوانندگان پروپاقرص وبلاگ شما می باشد و خواندن این وبلاگ را از واجبات به حساب می آورد از شما خواهشمندیم این پیام را در وبلاگ خود بنهید تا به گوش ایشان برسد. ورنه ناچار خواهیم بود ابن سعد را با شتر اکسپرس راهی شام نمایم
سبز باشی
شمر
خرطوم
۲۹ نوامبر ذکرالاحمر

آکروباسی بجای دیپلماسی اینکه آخوند

آکروباسی بجای دیپلماسی
اینکه آخوند جماعت دروغ‌گوترین حقه باز ترین و کثیف ترین قشر جامعه‌ی ایرانی است دراین اصل کسی شکی ندارد، ولی از اینکه این حضرات هنرپیشه‌های ماهری هستند کمی تردید بود که اینک با این مطلب به حقیر ثابت شد که اینان در هالیود هم پیشرفت خوبی خواهند داشت، میگویید نه این مطلب را بخوانید:

بنا به گزارش بخش حقوقي خبرگزاري ايسنا صالح نيكبخت وكيل آقاجري گفته است : با توجه به اينكه اينجانب وكالت دكتر آقاجري را به عهده دارم براي حفظ آبروي دستگاه قضايي كشور در بعد بين‌المللي ، حتي در صورت عدم موافقت موكلم با درخواست تجديدنظر، خود، مبادرت به انجام اين كار ميكنم.
صالح نيك‌بخت، وكيل مدافع هاشم آقاجري در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشت: به عنوان يك وكيل دادگستري و به عنوان اينكه خواهان اجراي قانون و نظم در كشور مي‌باشم و براي ايجاد آرامش در ذهن دانشجويان عزيز كشور و همچنين اساتيد دانشگاه كه در اين مدت به صور مختلف اعتراضات خود را به اين حكم به سمع مقامات محترم رسانده‌اند، در نظر دارم، در صورت عدم موافقت آقاي آقاجري با تجديد نظرخواهي ، ولو اينكه وي شخصا اين كار را نكند، نسبت به تقديم درخواست تجديدنظر به ديوان عالي كشور اقدام نمايم.
وي افزود: اميدوارم ديوان عالي كشور با توجه به خطاهاي فاحش و بيني كه در اين حكم وجود دارد و موضوع اعدام آن مورد توجه مقام رهبري قرار گرفته است، با دقت بررسي نموده و حكم صادره را نقض نمايد.

خُسن‌آقا میگوید:
اولندش جناب آقای نیکبخت یا شما از حقوق چیزی سرتان نمی‌شود یا اینکه خود نیز به روال آخوندی به حرفه‌ی هنرپیشگی ملحق شده‌اید. حضرت آقای وکیل! شما بفرمایید طبق کدامین دروس حقوق بشما یاد داده‌اند که اگر موکل شما نخواست به حکمی اعتراض کند شما می‌توانید بجای او یا شاید هم بجای رهبر معظم این خواسته موکلتان را به کناری بگذارید و خواسته‌ی هاشمی عراقی را اجرا کنید!؟

اوهوی ملت بیچاره‌ی ایرانزمین! اینها گمان کرده‌اند که ما بلانسبت خر تشریف داریم و نمی‌دانیم تمام این شامورته بازی‌ها برای نجات بیضه‌ی اسلام ناب محمدی است و بس وگرنه در عرف حقوقی هیچ جهنم دره‌ای اینگونه عمل نشده که در آن دیار آخوندزده دومی‌اش باشد.

آقای نیکبخت تازه داشت بازی قشنگ می‌شد حالا شما آمدید وسط میدان که برینید به این بازی زیبا!! تاز داشت رهبرمعظم و هاشمی عراقی و کل سیستم حقوقی آن دجال خانه پیش روی جهانیان سکه‌ی یک پول می‌شد شما پادرمیانی میکنید که مثلآ بیضه‌ی اسلام را نجات دهید! تازه ملت موفق شده‌بود یک لگد جانانه به بیضه‌ی اسلام ناب محمدی بزند و شما از اینکار جلوگیری می‌کنید؟ ملت این نان قرض دادن‌ها را نخواهد بخشید.

خبرنامه امیر کبیر نیز گویا

خبرنامه امیر کبیر نیز گویا قرار است فعالیت بیشتری در زمینه اخبار رسانی انجام دهد. این یک نیاز مبرم است، دانشجویان اگر می‌خواهند مستقل عمل کنند "باید" یک ارگان خبررسانی مستقل و پرکار داشته باشند. خبر رسانی را شاید بتوان به جرعت نیمی از فعالیت دانست. بازسازی سایت خبری http://www.akunews.com که به http://www.akunews.net تغییر نام داده را تبریک میگویم

رئيس جمهور جوان (اخبار ويژه)

رئيس جمهور جوان (اخبار ويژه)

به دنبال آغاز گمانه زني مطبوعات درباره نامزدهاي انتخابات آينده رياست جمهوري، هاشمي رفسنجاني در يكي از ديدارهاي اخير، بر نامزد نشدن در اين انتخابات تاكيد كرده است. وي يادآور شده كه بايد اين عرصه را به چهره هاي جوان سپرد. كروبي نيز روز سه شنبه طي گفت وگويي يادآور شد به نفع نامزدي جوانان، داوطلب رياست جمهوري نخواهد شد.

(اخبار خُسن‌آقایی)
بنا به تحلیل‌های مفسرین سیاسی وبلاگشهر و نشریه‌ي وزین خُسن‌آقا ارگان سندیکای کله‌پزهای اسلو و حومه، حضرت خُسن‌آقا دامت برکاته بمنظور تشویق و ترغیب جوانان برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و انگشت بزرگی به کون جرج بوش رئیس جمهور شیطان‌کده عالم بنماید از شرکت در انتخابات سیاسی عبادی سندیکای کله‌پزها خودداری خواهد کرد، باشد که این عمل سیاسی عبادی جوانان کله‌پز را بیشتر در مبارزه در برابر شیطان بزرگ یاری رساند.

رئیس دفتر معظم اله و شاگرد کله‌پزی
مرتضی یه چشم

پیام فوری به شمر! آیت

پیام فوری به شمر!
آیت الله استمناء مد ظله العالی پیغامی داشتن که شما هر چه زودتر با بیت ایشان تماس بگیرید، ملک اسلام در خطر است و وجود مبارک شما بس مورد نیاز. درضمن حضرت عالی مرحمت فرموده یک دفتر و دستکی برای خود دست و پا کنید که در شرایط خطیر مثل امروز که اسلام ناب محمدی بوجود شما آیت الله های گردن کلفت اسلام نیاز دارد بتوان از این سنگر برای حفظ بیضه اسلام استفاده ی بهینه کرد.

التماس دعای خیر
حاج خُسن‌آقا کله‌پز

این تومار را هم امضا

این تومار را هم امضا کنید گرچه من مخالف امضاء هرچیزی که به اسلام مربوط می‌شود هستم، ولی این یکی برای دفاع از برابری زن و مرد است. ایکاش این دوستان تلاش میکردند برای ازبین بردن کل قوانین اسلامی چه دیه و چه چیز دیگر را از میان بر میداشتند. چه می شود کرد! گاهی اوقات بایستی به تب هم راضی باشیم.

November 28, 2002

بفرمان شمر، این مطلب را

بفرمان شمر، این مطلب را اینجا گذاشتم، البته فکر نکنید که خودم مخالفم‌ها! نخیر، من صد درصد با این کار موافقم و خودم هم قبل از اینکه اینو بنویسم رفتم امضاء کردم. حالا همگی بریت اینو تا دیر نشده امضاء کنید، اجرش رو هم توی ایران، خاک پاک اهورایی دریافت خواهید کرد.

دادخواست ملی[+]
چهار سال از دشنه آجين شدن داريوش و پروانه فروهر، دو مبارز استقلال طلب، آزاديخواه و عدالت جو مي گذرد، تاريخ ايران گواه جايگاه ويژه ی آنان در مبارزه در راستای مردمسالاری در كشورمان مي باشد.

قتل دو نويسنده ی آزاده محمد مختاری و محمد جعفر پوينده تنها چند روز پس از قتل فروهرها، آذر ۷۷ را به نقطه ی اوجی در جنايت بر ضد دگرانديشی در ايران بدل كرد و زخم عميقی در تاريخ معاصر ايران بر جای نهاد.

جامعه ايرانی به اميد افشای اين جنايتهای هولناك و قتلهای سياسی پيش از آن، به اعتراضی فراگير همت كرد. اما عليرغم پيگيری افكار عمومی و يكايك سازمانها و شخصيتهای سياسي و اجتماعی و فرهنگي معترض به اين جنايتها و عليرغم تلاش مستمر خانواده های دردمند اين قربانيان و وكلای پرونده، اين چالش ملی همچنان به نتيجه ای كه ضرورت تاريخی داشت نرسيده است.

از آنجا كه مسئولان پرونده در طی چهار سال گذشته به خواست عمومی كه افشای حقايق و احقاق حق و عدالت بوده است، پاسخ در خور نداده و به وظايف قانونی خود عمل نكرده اند، تقاضای تحقيق و بررسی از سوی کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد را داريم.

خانواده های فروهر - مختاری - پوينده
يکم آذر ١٣٨١

تعريف دقيقترى از دمكراسى دينى

تعريف دقيقترى از دمكراسى دينى به بازار آمد!!
شعار "ايران براي همه ايرانيان"، استعماري و مردود است

حجت الآسلآم والمسلمين "غلآمرضاعباسي" رييس شوراي سياست گذاري ائمه جمعه سيستان و بلوچستان، در جنوب شرق ايران، گفت: موضوع "ايران براي همه ايرانيان" كه شعار يك عده شده، طرحي استعماري و مردود است.
اینها را خواندید؟
حالا این را بخوانید:
یکی از چیزهایی که در نوشته‌یِ اصولِ من آمد این بود که ما نباید به هیچ وجه مسئله را به خارج بکشانیم، و باید در داخلِ خودِمان حلَ‌ش کنیم، بنابراین من با هرگونه نزدیکی‌یِ بیش از حد به گروه‌هایِ خارج مخالف ام، خصوصاً اگر آن گروه‌ها ارتباطِ خوبِ سیاسی با خارجی‌ها داشته باشند.(۱)

حالا به خُسن‌آقای متعلق به گروه‌های خارج! گوش کنید:
دوست گرامی من گمان نمیکردم که نوشته‌ی شما را درست خوانده باشم ولی بعد از چند بار خواندن متوجه شدم که با اینکه بقول شما فارسی ما خارجه نشین‌ها نم کشیده ولی نوشته‌ی شما را درست فهمیده‌ام، و تصمیم گرفتم که پاسخی به شما بدهم. باور بفرمایید اگر شما ۵۰ یا ۶۰ ساله بودید حتی به خود این زحمت را هم نمی‌دادم تا خود را درگیر بحث با شما بکنم، چون این نظریه‌يِ خودی و غیر خودی از پایه ویران است و در دنیای امروز که همه چیز رو به جهانی شدن می‌رود این نگرش شباهت زیادی به نگرش غلآمرضاعباسي و مصباح یزدی دارد تا یک جوان روشن فکر و تحصیل‌کرده.

دوست گرامی من دلایل خودم از دوری از وطن را برای شما توضیح می‌دهم و کاری به دیگران ندارم و شما خود قضاوت کنید که تا چه حد به بیراهه رفته‌اید.
برای تحصیل به فرانسه رفتم درحین تحصیل از بعد از تعطیلی روزنامه آیندگان به یکی از مخالفین سرسخت رژیم تبدیل شدم بعد از درگیریهای بسیار با نیروهای چپ و راست و رژیم سال دوم عمر جمهوری اسلامی پاسپورتم را ازدست دادم، شاید برای شما ازدست دادن پاسپورت معنی خاصی نداشته باشد ولی برای من از دست دادن هویتم بود. در تمام این مدت با عشق به میهنم بدون هیچ چشم داشتی از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده‌ام، اولین درگیری فیزیکی من با اوباش فلسطینی محافظ سفارت ایران در اسلو منجر به شکسته شدن دستم شد، میدانید این درگیری بخاطر چه بود!؟ این درگیر بخاطر تحریک کردن سازمان زنان اسلو برای دفاع از خواهران من وشما که در اوایل انقلاب در زندانهای رژیم مورد تجاوز قرار میگرفتند بود، این اتفاق به گمانم زمانی افتاد که شما هنوز چشم به جهان نگشوده بودید. شاید یکی از دلایلی که باعث شد زود تر از دیگران خود را درگیر رژیم کنم این بود که بعد ها بتوانم با سری افراشته به نسل بعد از خودم با افتخار بگویم شرمنده‌ام! من تمام کوششم را کردم ولی متاسفانه موفقیتی بدست نیاوردیم! چون هنوز مردم کوچه و بازار پشت سر ملاها نماز می‌خواندند و ما شانسی برای پیروزی نداشتیم.

راستی بگمان شما سالهای اوایل انقلاب که ملاها ایران را تبدیل به یک گورستان کرده بودند وهیچ صدایی شنیده نمی‌شد چه کسی صدای ملت ایران را به گوش جهانیان رساند؟

با آرزوی پیروزی ملتم
یک ایرانی رانده شده

(۱) : مطالب وبلاگ امید در زمانی که این مطلب نوشته شد دردسترس نبود This site is currently unavailable.

پرکن پیاله‌را کین آب آتشین

پرکن پیاله‌را کین آب آتشین ...
رفته بودم پیش عرق‌سگی دیدم یک ساقی خوب را آدرس داده، رفتم ببینم چی‌داره، یاد خاطرات دوران جوانی افتادم همان زمانها که همه چیز زیبا بود و ما عاشق و مست در کوچه پس‌کوچه های پاریس عرق‌خوری میکردیم.

این را داشته باشید از پياله : چشمهايم باز باز بود. ساقي وقت ندارد چشمهايش را ببندد. يك بار است و يك دنيا آدم كه يا مستند يا آمده‌اند مست شوند. مست؛ چشمهايش بسته است، اصلا چشم ندارد. [+]

انعکاس حکم آقاجری در نشریات

انعکاس حکم آقاجری در نشریات نروژی 2
بعد از نوشتن مطلب قبلی به مطلب دیگری برخوردم دریک رزنامه دیگر نروژی که بحث مفصل و طولانی کرده درمورد اسلام و دموکراسی، این مقاله بوسیله‌ی خانم Kari Vogt نوشته شده، نامبرده که یک اسلام شناس شناخته شده در نروژ است مطالبی را درمورد مسائل ایران مطرح می کند.

او نیز با بحث در مورد اصلاح طلبان و درمورد نظرهای ارائه شده بوسیله‌ی اشکوری، کدیور، سروش و همین‌طور دیگران به این نکته اشاره می کند که با بیست و چندسال حکومت ملاها در ایران زمان تغییرات در ایران نزدیک است و نوید این را میدهد که شاید بتوان با اینگونه رفرم‌ها اسلام را هم مثل دیگر مذاهب مدرن کرد.

البته باز هم بگویم که این عقیده‌ی یک اسلام شناس نروژی است که ای‌کاش میتوانستم با این خانم چند ساعتی بحث کنم و عقیده‌اش را عوض کنم و به او هم بفهمانم که اسلام دموکرات همان اسلام مرده است، وگرنه آب اسلام و دموکراسی هیچگاه دریک جوی نخواهد رفت.

November 27, 2002

انعکاس حکم آقاجری در نشریات

انعکاس حکم آقاجری در نشریات نروژی
از دیروز تصمیم گرفته بودم مطلبی در مورد آقاجری بنویسم تا هم دِینَم را به این انسان با شهامت اداکرده باشم و هم نظرم را درمورد این تصمیم او بیان کنم، تا اینکه امروز دیدم که کار به جایی رسید که حتی روزنامه‌های نروژ هم به این خبر پرداخته اند و گویا آش آنقدر شور شده که نروژی‌ها هم فهمیده‌اند. میدانید این نروژی‌ها انسانهای جالبی هستند سرو کله شان همه جا پیداست در همه گونه امور بین‌المللی شرکت میکنند البته بصورت مثبت نه منفی ولی وقتی به اخبار میرسد پنداری در جهان صلح و صفا برقرار است و هیچ اتفاقی نیفتاده و فقط مسائل داخلی را منعکس میکنند، چه روزنامه‌های‌شان چه تلوزیون‌شان. حال اوضاع آنچنان در رژیم ملاها خراب شده که روزنامه صبح اسلو در صفحه اولش با عکس بزرگی از آقاجری و همچنین مطلبی تقریبآ یک سوم صفحه‌ی داخلی را پرکرده. در این مقاله با تشریح حکم داده شده به آقاجری و همچنین جایگاه او در رابطه باجنگ ایران و عراق و جایگاه علمی او و هم‌چنین به مسائلی که این حکم بوجود آورد، پرداخته شده و اغتشاشات دانشجویی در این زمینه را تشریح کرده و به دستگیری دیروز سران دفتر تحکیم بصورت جامعی پرداخته شده. این مقاله بطور کلی یکی از مثبت ترین مطالبی است که در این مورد در یک سال گذشته در نشریات نروژی منعکس یافته، این روزنامه همچنین در نسخه‌ی اینترنتی‌اش به این مطلب پرداخته است.


این شهامت آقاجری را بایستی ستود چون زمانی که خاتمی با آن همه پشتوانه‌ی مردمی‌اش که از سه انتخابات گذشته بدست آورده بطور مشکوکی منفعل عمل می کند و گویی که او منتصب رهبر معظم می‌باشد نه ملت، درست برعکس آقاجری، یک استاد دانشگاه با هیچ پشتوانه‌ی واقعی یک تنه به جنگ اهریمن رفته . آقاجری با انکار تقاضای تجدید نظر، روند تغییرات در ساختار قدرت در ایران را سرعتی چند برابر می‌بخشد و با این کارش دارودسته هاشمی عراقی را مجبور به عقب نشینی و شکستی سخت خواهد کرد. این عقب نشینی را بایستی به فال نیک گرفت چون بگمان من مواضع از دست رفته تمامیت خواهان دیگر قابل بازپس‌گیری نیست.

November 26, 2002

A discussion in the

A discussion in the immigrant office at the airport:

- NAME ?
- Muhjmatil Ahmed Khan.
- SEX ?
- Three times a week !
- I MEAN: MALE OR FEMALE ?
- Doesn´t matter. Sometimes even with camel ...

24900 arrestert på iranske bordeller

24900 arrestert på iranske bordeller

مبارک است، مبارک! چشم مقام معظم رهبری روشن. این خبر رو امروز روزنامه تابلوید VG نوشته در مورد ۲۴.۹۰۰ فاحشه‌ای که تاکنون در ایران گرفتند.
مشاالله ماشالله چشم نخورند این بسیجی های باغیرت در مملکت امام زمان چه گل‌هایی کاشتن بعد از نزدیک به ۲۴ سال حکومت عدل علی و مخصوصآ از نوع سید علی گدایی آن چه آبادان شده اون مملکت!! حداقل از این نوع واردات خودکفا شدیم! ودیگه نیازی به کشورهای مسیحی مثل فیلیپین نداریم.
از قرار نوشته در این روزنامه ماشاالله ماشاالله رشد اقتصادی هم داشته این جینده‌خانه‌ی سید علی گدا، این رشد بنا به نوشته این روزنامه ۱٫۵ درصد در مدت مشابه میباشد. از قرار این ۱۰۷ جینده‌خانه را که بسته‌اند سید‌علی چلاق قول داده که از نوع اسلامی‌ش رو هرچه زودتر با همکاری عسکراولادی جهود و خاندان هاشمی گبر دایر کنند، مبارک است مبارک.

November 25, 2002

عجب روزگاری شده! دیروز وبگردی

عجب روزگاری شده!
دیروز وبگردی میکردم هرچه می‌روی تمامی ندارد! درست شده مثل یک شهر بی در و پیکر، مثل تهران، نه سرش معلوم است نه ته‌ش، نه شمالش نه جنوب‌ش شرق و غرب‌ش را که دیگه نگو به بینهایت می‌رسد. سالهاپیش زمانی که برای اولین بار که به اینترنت وصل شدم دنبال سرور‌های ایرانی می‌گشتم، عاقبت موفق شدم دانشگاه شریف را پیدا کنم. گویا یک سروری بود (Gopher) که هر از گاهی از طریق خط تلفن وصل می‌شد به اینترنت و همیشه هم آن‌لین نبود و تازه هیچ چیز هم برای عرضه نداشت، چقدر خوشحال شده بودم که یک سایت ایرانی البته نه به فارسی پیدا کرده بودم. حالا حتی آخوندها هم سایت دارند، از ملای مفنگی فلان ده بگیر تا رهبر معظم. اولِ مطلب نوشتم سالها پیش! گمان نکید که مثلآ ۱۰۰ سال پیش بوده ها! نه‌خیر، این حرف سال ۱۹۸۹ یا ۹۰ میلادی است. شنیده‌ام که اول بار این لاریجانی بوده که اینترنت را به ایران آورده چه پارادوکس‌ی!، اگر آن روز می‌دانست که این اینترنت بلای جانش می‌شود، دست خود را می‌شکست و این کار را نمی‌کرد. وحالا دیگر دیر است وگرنه اگر می‌توانست این روند را متوقف کند حتمآ حاضر بود هر دو دست خودش را هم بشکند، ولی دیگر دیر شده! گمان نمی‌کنید؟
چقدر زیباست این شهر بی در و پیکر، مخصوصآ برای ما ایرانی ها که از نبود آزادی بیان رنج میبریم. هرکسی هر چه دلش می‌خواهد مینویسد و هرکسی هم دلش خواست می‌خواند و دیگر محدودیت معنی ندارد.
مشکل من امروز کمبود اطلاعات نیست، برعکس زیادی نوشته‌ها مرا رنج می‌دهد چون نمی‌توانم همه را بخانم، آخر مگر می‌شود همه را خاند، منظورم همه‌ی آن نوشته‌هایی است که دوست دارم. حتی بعضی اوقات نهارام را هم پای این مشاین جادویی میخورم، باز هم کم می‌آورم، زمان را می‌گویم. خوشا به حال شما که امروز بدنیا می‌آیید.

عرق خوری سلمان فارسی با

عرق خوری سلمان فارسی با مولا(ع) را در شیطان سرا بخوانید.
شير شرزه عالم توحيد(ع) ساکت شد و صورت خيسش را پاک نمود. سلمان برخاست و تکه حصيري را که بر کف گوشه‌اي از خيمه افتاده بود کنار زد. سوراخي نمودار شد که به مدخل سردابه‌اي تاريک ميمانست... [ادامه]

آیا کسی از شما فرمولی

آیا کسی از شما فرمولی را میشناسد تا بتوان با آن تاریخ لاتین را به تاریخ فارسی و یا برعکس محاسبه کرد

November 24, 2002

خانم سپیده صادقی دانشجوی ایرانی

سپیده صادقی و رضا رضایی دو عضو حزب سوسیالیست نروژخانم سپیده صادقی دانشجوی ایرانی مقیم اسلو از سال 2003 تا سال 2007 جایی برای خود در انجمن شهر اسلو باز کرد. این دختر خانم ایرانی که از طرف SV (حزب چپ سوسیالیستی) برای این پست کاندید شده 23سال دارد. مطلب از Aftenposten

اوی کشتی می‌سازیم بخاطر دارید

اوی کشتی می‌سازیم
ملاقات خصوصی شرودر رئیس دولت آلمان و شل اینگه رُکه سرمایه‌دار نروژیبخاطر دارید مطلبی رو که روز دوازده نوامبر درمورد سروتمند نروژی شل اینگه رُکه نوشتم و شامی رو که این آقای گردن کلفت با شرودر خوردن که امیدوارم زهرمار بخورند! حالا تقاصش رو ملت ما باید پس بدن میگین نه، این مطلب رو از یک روزنامه اینترنتی نروژی بخونید:
یک کارخانه کشتی‌سازی توی آلمان (Aker MTW IN Wismar) (همانی که شرودر آمد و خایه‌مالی کرد تا بلکه آقای رُکه درشو لجن نزنه توی آلمان) که متعلق به این آقاهه هست یک قرارداد 205 میلیون دلاری بسته با "Islamic Republic of Iran Shipping Lines" برای ساختن شش کشتی کانتینری، خدا خیر بده به هر دوشون که باز کشتی برامون می‌سازند! ویک حق و حسابی هم به آقازاده‌ها یا بقول شمر، انگل‌زاده‌‌ها می‌رسونند وگرنه این بدبختها گشنگی می‌مردند مخصوصآ که این اواخر هم ملت هیشه در صحنه وشله زردخور بازم بقول شمر خودمون دیگه هیچ گونه خیر و خیرات نمی‌کنند.

این‌هم پاسخ مهشید ای‌کاش می

این‌هم پاسخ مهشید
ای‌کاش می توانستم بگویم که با شما مخالفم، نمیگویم چون نیستم، من با حرفهای شما در کل آن موافقم تحقیر زن یا مرد فرقی نمی‌کند با هر دو مخالفم. و از پیش بگویم برای رسیدن به یک حدف، حدف وسیله را توجیح نمی کند این را هم باور دارم ولی، گاهی اوقات حدف وسیله را توجیح می کند! و آن زمانی است که من یا شما در گرداب مرگ و زندگی غوطه می‌خوریم و برای نجات از تنها وسیله‌ای که در اختیار داریم و شاید تنها وسیله باشد استفاده می‌کنیم. این حق ماست چون در غیر این صورت مرگمان حتمی است.
شرایط امروز ایران مشابه یک چنین وضعی است. اگر تلاش ما امرز با هر وسیله‌ای که در دسترسمان هست برای سرنگونی این رژیم منفور بکار نرود فردا (اگر فردایی باقی مانده باشد) درمقابل فرزندانما مسولیم، مسولیم که پاسخ‌ بگویم، که چرا از همه‌ی امکانات موجود استفاده نکردیم.
درنبرد امروزمان اگر نوک حمله‌مان را به سوی سردمداران رژیم ضد زن، ضد مرد و ضد بشریت تنظیم نکنیم و خود را درگیر تصمیم گیری برای پیداکردن بهترین وسیله دلمشغول کنیم، این مبارزه را خواهیم باخت و دیگر ایرانی نخواهد ماند تا بتوان آن را برای زنان یا مردانش یا هر کس دیگری ساخت. اول ایران را پاکسازی کنیم و بعد به مشکلات درجه دوم و سومش بپردازیم.
این جا بحث بر سر زن و مرد بودن مطرح نیست اینجا بحث بر سر ایرانی بودن و نبودن مطرح است. در این مقطع گرچه من خود را فمینسیت تر از شما میدانم حدف اول و آخر امروز من سرنگونی رژیم است و بس، مسایل دیگر جانبی است و از اولویت برخوردار نیست.

همگی میدانیم که وارد کردن مواد شیمیایی خطرناک به بدن انسان کار غلطی است، ولی گاهی اوقات برای مداوای سرطان از همین مواد شیمیایی خطرناک در شیمی درمانی برای درمان سرطان استفاده می شود.
تیغ در دست لوطی مست ممکن است که خطر ناک باشد ولی دردست یک پزشک جراح نه

البته همانطور که شما هم گوشزد کرده بودید این حساسیت در مردان و زنان یکسان نیست و خوب شاید این هم یکی از تفاوتهای ما باشد. این هم یک مثال برای اینکه ببینید که اینگونه مسائل و مشکلات فقط دامن گیر ما ایرانی ها نیست :
در دهه‌ی گذشته در نروژ سازمانهای زنان بر سر تبلیغاتی که از زنان بعنوان ابزار فروش استفاده میکردند بحثهای زیادی را براه انداختند، ارباب سرمایه بجای اینکه با آنها وارد بحث شوند شروع کردند به استفاده از بدن مرد برای فروش اجناس خود، هیچ اعتراضی صورت نگرفت تا اینکه پلیس نروژ با ارائه‌ی آماری درمورد افزایش تصادف زنان در خیابانهایی که اینگونه تبلیغات نسب شده بود تقاضای برداشتن این تبلیغات را کرد. امروزه دیگر کمتر کسی به اینگونه تبلیغات اعتراض می‌کند، و شاید بتوان گفت که دیگر حتی آنها را نمی‌بینند.

November 23, 2002

حتمآ شما هم این مطلب

حتمآ شما هم این مطلب بامداد را خوانده‌اید! که در وصف سر قلم رفتن بهنود نوشته و ...
اگر نه به شما پیشنهاد می کنم بخوانید.

برسر مطلب دیروزم چند میل

برسر مطلب دیروزم چند میل بین من و مهشید ردو بدل شد که با اجازه ایشان میلهای دریافتی را در زیر می‌خوانید. مطلبی را هم هر چه زودتر تهیه خواهم کرد که آن را هم بعدآ خواهید خواند، فعلآ این دو میل را داشته باشید تا بعد:
میل اول:
حسن آقای عزیز.
راستی که آدم را به چه کارهایی مخبور میکنید.
به سایت برگزیده رفتم و تعداد را شمردم از 22 عکس حاضر در صفحه اول 4 تا جنبه تحقیر زنان و دو تا یشان تحقیر همجنس گرایی بود.
که با یک خساب سر انگشتی می شود حدود 40 درصد عکس های صفحه اول.
عکس های صفحه های بعد. مثل بوش این فشن و تماما تحقیر زن است. و شما میگویید بگذارید بچه مردم کارش را بکند. دارد مبارزه میکند و بگذارید اشتباه کند.
آفای حسن عزیز. در طول تاریخ همیشه برای تحقیر مردان به آنان زن خطاب میکردند. چرا که ارزش زن را همیشه پایین تر از مردان
میدانستند و زن خطاب کردن مردان نزول ارزش آنان بود: تو مرد نیستی. برو ماتیک بزن. شلوارت رو .در بیار دامن بپوش/ حالا که این حرفا رو می زنی لپات رو هم گلی کن.شما را نمیدانم( انگار که شما با این مسئله چندان مشکلی هم ندارید ). اما من از این " اشتباهات " به تنگ آمدم. این که این آقا از بدن مرد هم استفاده کرده و شما صدایتان در نمیآید مشکل من نیست. من همیشه از مردان تعجب می کردم که بیشترین مشتری های =مجلات و سایت های پرنو گرافی را تشکیل می دادند و از بابت این همه توهین که به آنها می شد و به چشم حیواناتی که تنها به فکر پایین تنه شان هستند به آنها نگاه کرده میشود و دم هم بر نمی آورند ، هیچ
تازه زنانی را که به پرنوگرافی اعتراض می کنند متعصب و یکسویه و غیره هم مینامند.
آری از بدن مرد هم استفاده میشود. و من این را تابو شکنی نمی گویم آقای حسن آقا..یک بار در رابطه با وبلاگ توت فرنگی همین بحث را با هم داشتیم. که اگر کلماتی مثل "کون کن " تابو شگنی است که تمام لات های چاقو کش ما صد سال است که تابو شکن هستند.
نه حسن آقا ..من نه این سایت را مترقی میدانم . نه تابو شکن. شما اگر این نوع ادبیات و این نوع عکس ها را می پسندید و بضاعت این را دارید که نام این دید زن ستیز را " اشتباه " بگذارید من حرفی برای گفتن ندارم. اما از من نخواهید که مثل شما بضاعت این "اشتباهات" را داشته باشم. اگر در مقابل لحن تحقیر مادر بزرگم که مرد را از زن کمتر می نامید به خاطر سن و سالش و عدم امکان تغییر او سکوت کردم در مقابل کسانی که از بدن زن برای تحقیر جلادی خون خوار استفاده میکنند نمی توانم سکوت کنم.
عکس سر خمینی بر بدن برهنه یک زن که هیچ نیست جر برهنگی و زن بودن و همین برای صاحب سایت بسیار جالب است و شاید برای کسانی که سایت را تبلیغ می کنند هم. برای من جذاب و جالب نیست. بوش یک دیکتاتور ابله است. که دنیا را به آتش می کشد. تابو شکن شما چگونه او را معرفی میکند ؟؟ با بدن زنانه...
شما اینها را اشتباه مینامید.اما من اینها را دیدگاه های تحقیر آمیزی نسبت به جنسیت زن می نامم. نمی خواهم شما را تغییر دهم.
میخواهم که خود فکر کنید. احتمالا هم باز دارم بر دیوار سنگی سر میکوبم ..اما من عادت
دارم..
باقی بقایتان.
مهشید.
بعدلاتحریر. اگر خواستید این نوشته را هم میتوانید در وبلاگ خود بیاورید ..انچه گفتم باور من است.

میل دوم:
و یک چیز دیگر که یادم رفته بود.
من هم اشتباه میکنم و شما هم. چون زنده ام. چون حرکت میکنم. و چون تلاش می کنم پس اشتباه میکنم. اما اشتباهات من با تحقیر نسلی، قومی، ملتی، نیمی از کره زمین اگر همراه باشد آقا دیگر اسمش اشتباه نیست. شما اگر اسم توهین و تحقیر نیمی از کره زمین را اشتباه میگذارید هم میتوانم اسم این را یکی از اشتباهات شما بگذارم.

November 22, 2002

اصلآ کون لق دنیا، شما

اصلآ کون لق دنیا، شما خودتون تنهایی انقلاب کنید! من که رفتم شرابم را بخورم، امشب شب شنبه هست ماهم بروال هر هفته شراب خوران داریم، پس تا بعد اگر زنده ماندیم!

پاسخ به یک انتقاد ازقرار

پاسخ به یک انتقاد
ازقرار معلوم مهشید خانم دوباره برداشت بد کرده و میدونید که خُسن آقا هم آدم نازک دلی هست نمی‌تونه تحمل کنه که کسی بیخود و بی جهت دلگیر بشه. ماجرا از اینقرار است که مطلبی رو که چندساعت پیش نوشتم و در آن یک سایتی رو معرفی کردم باعث رنجش خاطر ایشان شد و مرا بر آن داشت که توضیحی بدهم و بگویم که چرا این سایت را معرفی کردم و چرا با عقیده‌ مهشید موافق نیستم. سایتی رو که معرفی کردم محتوی تعدادی عکسهای دستکاری شده هست و دراین عکسها از بدن مرد و زن بطور مساوی استفاده شده و بلکه بیشتر مرد.

البته تا انجایی که من دیدم تنها دوعکس محتوایی تحقیر آمیز نسبت به زن دارد و بقیه یا از بدن مرد استفاده شده و یا اگر از بدن زن استفاده شده تحقیر آمیز نمی‌باشد. اصلآ بهتر است نوشته‌ی مهشید را بخوانید و بعد هم پاسخی را که من در کامنت به ایشون دادم.

پیغام اول:
خسن آقا متاسفم که با شما موافق نیستم.
به عکس ها نگاه کنید.. آیا تحقیر زن را فقط من میبینم؟؟ آیا تنفر ما از رژیم جمهوری اسلامی موجب شده که تجسم خمیینی در بدن زن را جذاب بدانیم؟؟
دلم میگیرد از اینکه شما هم به این رفتار حکم تایید می زنید. دلم میگیرد که همان حرف مادربزرگ را که میخواست مردی را تحقیر کند و به او میگفت از زن کمتر است را در شما میبینم.
دلم میگیرد.
راه دراز است و تاریک...بسیار تاریک

پیغام دوم:
غلط شد..متاسف نیستم که با شما موافق نیستم.
بلکه هم متاسفم..و هم با شما موافق نیستم.

پاسخ من
مهشید خانم خیلی می‌بخشید مجبورم بشما بگویم که کمی با این نظر شما مخالفم، این همه عکس توی این سایت هست شما فقط بند کردید به این یکی!؟ همه چیز که نمی تواند کامل باشد، برای کسی که کاری را انجام میدهد بایستی کمی هم جای اشتباه بگذاریم. هیچکس کامل نیست، هست!؟
اگر بخواهیم در همه چیز تا این اندازه سخت گیر باشیم هیج کس جرات کاری را نمی‌کند، که مبادا اشتباه کند.
من هم اشتباه میکنم بگمانم شما هم همین طور، پس اجازه دهیم افراد کمی هم اشتباه کنند و با تذکر خودشان را اصلاح کنند. بشما پیشنهاد می کنم به عکس‌های دیگر نگاه کنید و او را بخاطر تابو شکنی‌اش کمی تشویق کنید. و کمی هم انتقاد تا شاید کار های بعدیش به‌تر از آب درآید.

باز هم می گویم نقل قولی یا معرفی وبلاگی در این مکان به معنی تایید تمام گفته ها و عقاید آنها نمی‌باشد بلکه من معمولا با نگاهی کوتاه و مطالعه‌ی قسمتی از وبلاگ و سایت و با برسی آن بطور کلی اگر آن را برای مبارزه بر ضد رژیم مفید بدانم معرفی میکنم و باور فرمایید اکثر وبلاگهایی که معرفی می‌کنم شاید فقط با 20 درصد عقایدشان موافق باشم ولی این دلیل نمی‌شود که من همه چیز آنها را دور بریزم بخاطر اینکه مثلآ 80 درصد عقایدشان را دوست ندارم، واگر این چنین کنم دیگر کسی برای هم‌زیستی باقی نخواهد ماند.
درهر صورت اگر باعث رنجش شما و دیگر خانم ها شدم از همگی عذرخواهی می کنم.

این خاطرات محرمانه علمدار آقا

این خاطرات محرمانه علمدار آقا رو حتمآ بخونید وگرنه نصف عمرتان برفناست، نیم ساعت داشتم می‌خندیدم، از زور خنده اشک از چشمانم جاری شده بود که رئیس جان آمد داخل و گفت چه شده اشک میریزی، با خنده گفتم: بخاطر حقوق کم است!

اسامی بامسما سه آقازاده‌ای (بقول

اسامی بامسما
سه آقازاده‌ای (بقول شمر، انگل‌زاده‌) که در ارتباط با پرونده شهرام جزايری مجرم شناخته شده اند عبارتند از محمد دری نجف‌آبادی فرزند حجت‌الاسلام دری نجف‌آبادی وزير سابق اطلاعات و رييس فعلی ديوان عدالت اداری، مهدی مقتدايی فرزند آيت الله مقتدايی، دادستان سابق کل کشور و احمد رستگاری فرزند آيت الله رستگاری از روحانيون پر نفوذ حوزه علميه قم

دقت کنید به شغل مبارک این آقای دری جان پدر: "رييس ديوان عدالت اداری"
این هم شغل سابق آیت‌الله مقتدایی: "دادستان سابق کل کشور"
بیخود نیست که توی اون مملکت نه عدالتی پیدا می‌شه نه دادستانی، وقتی رييس ديوان عدالت اداری و دادستان کل کشور مان دزد باشن و دوتا دزدزاده تربیت کرده‌باشند چه توقعی دارید از دیگران!
تازه این یکی حجت اسلام هست و اون یکی آیت خدا پس وای به‌حال اسلام و خدا.

معرفی معرفی یک سایت دیگر

معرفی
معرفی یک سایت دیگر ضدآخوندی، البته این سایت رو نوجوان گرامی معرفی کرده بود و من آدرس رو از وبلاگ اون پیدا کردم. قبل از هرچیز هشدار بدم که عکس‌هاش بدرد زیر ۱۸ ساله‌ها نمی‌خوره. فقط این یک عکس‌ رو ببینید تا متوجه بشید با چه‌گونه مطالبی طرف‌اید. این هم آدرس سایت.

چهره‌ی شیطان نگاهی بیندازید به

چهره‌ی شیطان
نگاهی بیندازید به چهره‌ی خانم کندوليزا رايس(Condoleezza Rice)،انسان نگو! حیوان به این درنده خویی هرگز ندیده‌ام، پنداری تخمه‌ی تاچر وخمینی است من را که به وحشت می‌اندازد شما را نمی‌دانم، انگاری زاده‌ی شیطان است این عجوزه، پنداری تخمه‌ی تاچر وخمینی است.

ملت دنیا عاقبت بدی در پیش روی دارند، تا این عجوزه بر قدرت سوار است. چهرشناسی من می‌گوید: این ضعیفه با همکاری دیک چینی و رامزفلت دنیا را به آتش خواهند کشید، البته با همکاری صدام خان و رهبر معظم و جناب بن‌لادن جان عزیز

November 21, 2002

به این عکس نگاه کنید

به این عکس نگاه کنید از تظاهرات چندروز گذشته‌ هست. این عکس ‌ رو از وبلاگ امید گرفتم، عکس‌های بیشتری هم هست می‌تونید برین توی وبلاگش ببینید، ولی این یکی رو دوست داشتم یک توضیحی درموردش بدم. یک نفر که در عکس پلاکارتی رو که به عربی نوشته شده "الرفراندم" به مامور انتظامات نشون می‌ده، من اگه جای این مامور انتظامات بودم یا خودم را می‌کشتم یا طرف رو، چون توهین‌ی از این بالاتر گمان نمی‌کنم باشد برای کسی که کمی عرق‌ملی در وجودش باشد.

طنز جالبی است این اسلام

طنز جالبی است این اسلام ناب محمدی!
نگاهی به این عکس بیندازید، عکس مربوط است به تظاهرات بسیج دانشجوئی دانشگاه تهران درمسجد دانشگاه. (عکس از پیک‌نت است)

انگار که همگی از زور شرمندگی در حال آب شدن هستند، انگار دیگر آن حالتی که قبلآ داشتند ندارند. یکی خود را پشت عینک دودی قایم کرده دیگری با سبیل خود بازی می کند تا شاید بتواند با این حقه صورت شرمسار خود را بپوشاند، دو سه نفر سر خود را پشت پلاکارتهایشان مخفی کرده اند. چند نفر هم سربزیرند، پس کجاست آن افتخاری که رهبر در وصفش روده درازی می کند!!؟ نیازی نیست که روانشناسی بدانید تا حال و روزگار این مفلوکین را درک کنید.
حالت چهره‌ها را به‌دقت نگاه‌کنید تا اوضاع و احوال رژیم را درک کنید.

باید از رهبر پرسید، این نیروهای مردمیی بود که در سخنرانی خود فرمودید و دولتیان را تحدید به رویارویی با آنان را به رخشان کشیدید!؟ با این نیرو من به جنگ پشه هم نخواهم رفت، چراکه نیرویی که از کردار خود خجل باشد نیروی مبارزه نیست.

November 20, 2002

شرکت "مجد آسان" انحصار تبليغات

شرکت "مجد آسان" انحصار تبليغات فوتبال ايران را در يک مزايده از پيش سازمان داده شده برد. مدير عامل پشت پرده اين شرکت خانم "کلهر" همسر حاج حبيب الله عسگراولادی مسلمان دبيرکل موتلفه اسلامی است. بلا فاصله پس از اين برد؛ چکي به مبلغ 22 ميليارد و 200 ميليون تومان از سوی شرکت برنده در وجه سيمای جمهوري اسلامی صادر شد .

خُسن آقا:
این بیچارگان از نظر من مریض تشریف دارند که این همه پول دور و بر خودشان جمع می‌کنند. یکی نیست به اینها بگوید: خوب الاغ جان بهتره یک کم پس انداز کنی برای آینده‌ات!!! البته اگه آینده‌ای داشته باشند.
راستی فکرش رو کردین، با این همه پول چه کار می خوان بکنند!؟
بگمانم این مفلوکها فقط چهارتا عمر نیاز دارند تا بتونن این پولها رو بشمارند.

یک سال پیش از طرف محل کارم پیشنهاد شد که من یک پست دیگه بگیرم با مسولیت بیشتر و حقوق بهتر، به رئیس مبارک گفتم، به من تا هفته‌ی دیگه فرصت بده تا روش فکر کنم بعد خبرت میکنم.
دوروز بعدش رفتم و بهش گفتم متاسفانه هرچی فکرش را کردم دلیلی پیدانکردم برای قبول این شغل، با چشمانی به شکل دو علامت سوال بزرگ گفت، دلیلش حقوق بهتر و موقعیت بهتر برای آینده‌ات . با خنده جوابش را اینچنین دادم: من نیازی به پول بیشتر ندارم همین را که دارم برایم کافی است و در مورد آینده از کجابدانم که فردا زنده‌ام تا چه رسد به چندسال آینده و درهرصورت من نیازی به موقعیت بهتر هم ندارم همین موقعیت امروزیم کفایت می‌کند.

حال وقتی این مفلوکین را می بینم که اینچنین پول جمع می کنند و حتی از آن نمی‌توانند استفاده کنند. این فلک زده‌ها حتی یک رستوران ناقابل هم نمی‌توانند بروند چون اگر رستوران رفتن ممکن است یکی از آنهایی که پولش را دزدیده‌اند گریبان‌شان را بگیرد. انسان چقدر باید الاغ باشد که زندگی را از این دید ببیند.

از قرار معلوم عده‌ای هنوز

از قرار معلوم عده‌ای هنوز با این "ی" وسط مشکل دارند و کاری هم نمی‌توان با آن کرد چون این مشکل از ویدوز 98 هست.
طبق آمار وبلاگ من، فقط 15 درصد ویندوز 98 استفاده می کنند، من به تمام کسانی که ویندوز 98 استفاده می کنند پیشنهاد میکنم درصورت امکان به 2000 یا XP نقل‌مکان کنند، چون برای فارسی نویسی ویدوز 98 بطور‌کلی ناقص است درصورتی که 2000 و XP برای فارسی نویسی مشکلی ندارند.

جهت اطلاع، من بدون هیچ مشکلی XP را روی یک (PC 220Mhz) با 128MB حافظه سوار کردم، این PC حتی بعد از سوارکردن XP به سرعتش افزوده شد.

بعد از نوشتن مطلب دیروز

بعد از نوشتن مطلب دیروز در مورد احکام آقازاده‌ها (بقول شمر، انگل‌زاده‌ها)، این شمرجان سه کامنت نوشته بود که بدون دخالت دست در زیر هر سه را می‌خوانید:

خسن آقای گرامی
عدل علی از این بهتر نمیشود. به پیشنهاد عمروعاص هوشیار باید هوشیارانه واژه انگل زاده را جایگزین آقازاده نمود.
*****
در پایان باز هم که بیخودی ریش ما عربها را گرفتی این انگل زاده از بیخ عجمند.

پاینده باشی
*****
اینک دنباله نوشته از عمرو عاص: اینکه می گویم انگل زاده بخاطر جایگاه آخوندها در اقتصاد است. یک نگاه ساده به کار فیزکی آخوندها در درازنای یک سال نتیجه زیر را می دهد.
اگر وزن متوسط یک مهر(مهر و جانماز و آخوند از صادرات قم) را ۱۰۰ گرم بگیریم و اگر خوشبین باشیم و بگویم فلان پیشنماز(کون گشاد نیست) این مهر را خودش از مهرخانه مسجد بر می دارد و به محراب می برد و این فاصله ۵ متر بگیریم در رفت و برگشت میشود ۱۰ متر و اگر اینکار سه بار در روز انجام بدهد میشود ۱۰۰ گرم را در روز ۳۰ متر جابجا کردن و در سال میشود ۱۰۰ را ۱۰۹۵۰ متر جابجا کردن. خب با توجه به در آمد یک آخوند چه در دوره پیش و چه کنون:میتوان گفت اینها انگلی بر بدنه اقتصاد کشورند. ناگفته نماند امت انگل پرور هم همیشه به داد این انگلها رسیده اند خمس و زکات و سهم امام و پول روضه و هزار کوفت زهرمار دیگر را به حلقوم کثیف این انگلها ریخته اند و اکنون نیز این انگلها چنگ بر اقتصاد کشور انداخته اند و ...خود بهتر دانید پس بگویید انگل زاده نه آقا زاده
عمروعاص

این مطلب رو از وبلاگ

این مطلب رو از وبلاگ شبح کپی کردم اینجا. دوستان امید دارم که همگی تا آنجایی که برایتان امکان دارد از ترویج اینگونه پیامها دریغ نورزید، باشد که ریشه ی ظلم را از وطن خود بزداییم و حکومتی مردمی بر آن بگماریم.

● دانش‌جويان را دريابيد!
دانش‌جويان ايراني پرشورتر از هميشه بر عليه قاتلين انديشه قيام کرده‌اند و به حمايت جهاني احتياج دارند.
دی‌روز دانشگاه صنعتي شريف مورد يورش چماق‌دارن قرار گرفت و در حالي که اجازه ورود دانش‌جويان ساير دانش‌گاه‌ها به محوطه‌ي دانش‌گاه شريف داده نمی‌شد. حدود پانصد لباس شخصی به دانش‌جويان يورش بردند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
از دانش‌جويان ايراني سراسر جهان انتظار می‌رود دوستان ايراني خود را بی‌دفاع رها نکنند.
دانش‌جويان افغاني نيز توسط رژيم وابسته‌ي آمريکايی به خاک و خو کشيده شدند. اين بايد درسي باشد برای ما که هيچ قدرت خارجی کاری براي مردم آزاد انديش جهان انجام نخواهد داد. پس آزادانديشان جهان برای رهايی دينای تحت ستم و جهل کاري کنيد.

November 19, 2002

احکام دزدان راه‌خدا احکام قضایی

احکام دزدان راه‌خدا
احکام قضایی در جمهوری اسلامی نیازی به بررسی ندارد ولی وقتی که انسان جرایم آقازاده‌ها را میبیند با خود می اندیشد که این دکانداران دین تا چه حد می خواهند پیش بروند؟
آیا این جرثومه‌های فساد، فریب و ریا حد و مرزی هم دارند!؟ باور بفرمایید که گمان نمی‌کنم. اگر حکومتهای شاه و دیگر دزدان تاریخ را روی هم گذاریم چیزی بیشتر از انگشت کوچک این دزدان راه خدا نمی‌توانند باشند. فقط کافی‌ست به احکام صادره در مورد سه بچه دزدی (مهدي مقتدايي، احمد رستگاري و محمد دري نجف‌آبادي) که همگی به مراکز مافیای قدرت متصل هستند نگاه کنید تا ابعاد فاجعه را ببینید. فراموش نکنید که جرائم را به ریال تعیین کرده اند تا از لحاظ عددی بزرگتر نشان داده شود.

مقتدايي به دليل شركت در اعمال نفوذ برخلاف حق به ٥/١ سال حبس و رد اصل مال و ضبط به نفع دولت و ‌١٠ هزار ريال جزاي نقدي و براي شركت در تحصيل مال نامشروع علاوه بر رد مال به ‌٥/١ سال حبس و به دليل دخالت در امر وكالت، محكوم به پرداخت ‌٥٠٠ هزار ريال جزاي نقدي شد

احمد رستگاري متهم رديف ‌٢٩ به دليل اولين اتهام خود(اعمال نفوذ غير حق) به ‌١٥ ماه حبس و ‌١٠ هزار ريال جزاي نقدي و رد وجه مورد اعمال نفوذ و براي اتهام تحصيل مال نامشروع به ‌١٥ ماه حبس و رد و براي دخالت در امر وكالت به ‌١٥ هزار ريال جزاي نقدي بدل از حبس محكوم شد

هم‌چنين متهم رديف ‌٣٠ اين پرونده (محمد دري نجف‌آبادي) به دليل اتهام شركت در اعمال نفوذ غيرحق، ‌١ سال حبس و رد اصل مال و ضبط آن به نفع دولت و به اتهام شركت در تحصيل مال نامشروع علاوه بر رد مال به ‌١ سال حبس و براي دخالت در امر وكالت به پرداخت ‌٥٠٠ هزار ريال محكوم شد

روزی خلق آن سرزمین از خواب بیدار خواهد شد و این تازیان دزد را به سزای اعمال ننگین خود خواهد رساند.

انتخاب دختر شایسته خُسن‌آقا بخاطر

انتخاب دختر شایسته خُسن‌آقا

بخاطر پیروی از منویات امام امت و در آوردن لج این زن و زولهای [+] [+] [+] [+] وبلاگستان، مخصوصآ فمینیست‌ها، وبلاگ وزین خُسن‌آقا اقدم به انتخاب دختر شایسه می‌نماید.

نظر به این تصمیم شایسته و بایسته از کلیه‌ی دخترکان نجیبه و پریچهر دعوت بعمل می‌آورد در این انتخاب شایسته شرکت نمایند.

شرایط شرکت:
دختران علاقه‌مند نباید فمینیست باشند.
باکره باشند.
از زیبایی وافر برخوردار باشند.
پستان وکفل به وفور داشته باشند
تحصیلات ابتدایی و نه بیشتر داشه باشند
حجاب اسلامی را بر طبق دستورات رهبر معظم انجام دهند.
نجیبه باشند
تعهد نمایند که بعد از ازدواج مطیع مرد خود باشند
آشپزی بدانند
فنون کلفتی را تا مقطع کارشناسی ارشد بدانند
در امور مهمه دخالت نکنند

متقاضیان با دردست داشتن بکارتنامه به تائید پزشک مجرب و دیگر مدارک که به تایید پیشنماز محله رسیده به دفتر خُسن‌آقا واقع در اسلو مراجعه نمایند.

خُسن‌آقا تنها کله‌پز وبلاگستان

November 18, 2002

یک سوال معاون اجتماعي نيروي

یک سوال

معاون اجتماعي نيروي انتظامي استان اصفهان: فعاليت زنان روبنده‌دار در اصفهان غيرقانوني است

يك مقام مسوول در نيروي انتظامي اصفهان گفت: ما به شدت مخالف برخوردهاي خشن در عرصه‌ي فرهنگي هستيم است. به گزارش ايسنا، سرهنگ جوادي، معاون اجتماعي نيروي انتظامي اصفهان در جمع دانشجويان دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه اين استان عنوان كرد: تاكنون با مسوولان شهري چندين جلسه براي برخورد با گروه “زنان روبنده‌دار“ در سطح شهر داشته‌ايم و حتي موضوع به شوراي امنيت كشور نيز ارجاع داده شده است، اما به دليل نداشتن شاكي خصوصي تاكنون نتوانسته‌ايم برخورد قانوني با اين گروه داشته باشيم.

وي ادامه داد: اين گروه برخوردهاي بسياري خشني در سطح شهر انجام مي‌دهند كه در برخي از موارد به ضرب وشتم افراد نيز منجر شده است.

سرهنگ جوادي تاكيد كرد: اين گروه يك گروه انحرافي است و در جلسه‌ي شوراي تامين استان نيز مساله مطرح شده است، طي هفته‌هاي آينده نيز از مجاري قانوني با آنها برخورد خواهد شد.

خُسن‌آقا:
چطوره که اگه دانشجو رو بخواهند بگیرند وسربنیست کنند و یا زندان و شکنجه کنند، شاکی خصوصی نیاز ندارند؟ باطبی را فقط برای بردن یک پیراهن بالای سرش بدون شاکی و ماکی به اعدام محکوم میکنند، کافی است بر آن نام اغتشاش!! یا توهین به مقدسات!! یا رهبر معظم!!! بگذارند و بعد هم هر بلایی سر بدبخت دانشجو خواستند بیاورند! ولی همین که شد چهارتا جنده لاشی حزب الهی، آن موقع نیاز به شاکی خصوصی است!؟
اشکالی ندارد همین روزها یک دسته شاکی خصوصی تهیه خواهیم کرد، ۴۰ تا ۵۰ ملیون ملت عاصی خوبه!؟

نظرسنجی خُسن آقایی با درنظر

نظرسنجی خُسن آقایی

با درنظر گرفتن وقایع دوهفته گذشته

۱. آیا با امامت حجت الاسلام خاتمی بعنوان امام ۱۵ موافقیت؟ (البته فقط برای نجات بیضه‌ اسلام)
۲. اگر پاسخ اولتان مثبت است، حال با ریاست جمهوری كروبي چه نظری دارید؟
۳. بگمان شما عقب نشینی رهبر در مساله‌ی آغاجری از قبل طراحی شده بود یا اینکه رهبر تصمیم به گوزیدن داشت بی اختیار رید.
۴. آیا درصورت کناره‌گیری رهبر امکان زنده ماندنش هست! یا اینکه جمله‌ی "اعدام باید گردد" را شما بعد از کناره‌گیری وی فریاد خواهید زد.
5. آیا شما اصلن با حفظ بیضه اسلام موافقیت یا خیر؟

November 17, 2002

دیکتاتوری یا توتالیتر! چند وقتی

دیکتاتوری یا توتالیتر!
چند وقتی است که این تئوری مرا رنج میدهد، عده زیادی رژیم ایران را یک رژیم دیکتاتوری می نامند، درست است که تمام قدرت (تقریبآ) در دست یک نفر است ولی چنانچه رژیم ملایان را برسی عمیق کنید خواهید دید که این رژیم یک رژیم توتالیتر است نه دیکتاتوری

خوب آقا‌جان اگه این پرده‌ها

خوب آقا‌جان اگه این پرده‌ها به همین سادگی می‌افتاد که خوب بود. این پرده‌هایی که من می‌بینم به این سادگی‌ها نمی‌افتد.

استفتاء حضور محترم حضرت آیت‌الله

استفتاء
حضور محترم حضرت آیت‌الله استمناء مد‌ضلله‌العالی

با آرزوی طول و عرض عمر برای جناب‌عالی این حقیر سوالاتی داشتم که تقضا دارم مرحمت فرموده پاسخ بفرمایید.


همان گونه که مستحضرید مقام معظم رهبری روزانه مقدار کمی فقط برای رفع اشکالات مزاج مبارک شیره‌ی چراغی مصرف می‌نمایند

سوال اول:
آیا در ایام مبارک رمضان حضرتش می توانند از راههای معمول این عمل مبارک را نجام دهند یا خیر.

سوال دوم:
چنان‌چه انجام این عمل عبادی سیاسی از طریق معمول مجاز نمی‌باشد آیا تنقیه این شیره‌ی بهشتی مجاز است یا خیر.

طول و عرض عمر جنابعالی را از خداوند من‌نان مسالت دارم

رئیس منقل مقام معظم رهبری

خُسن آقا

برق رفت میگن بخت آخوند

برق رفت
میگن بخت آخوند که بر میگرده دوجا دوجا سفره (پلوخوری) دعوت می‌شه، این یکی از زیباتری و باهوش ترین ضرب‌المثل های فارسی است، با عمقی به طول اقیانوسها.
حالا چرا این ضرب‌المثل رو نوشتم!؟ موضوع از اینقراره که اگه یادتون باشه پریروز نوشتم که هاردم خرابه و شاید این تعطیلات آخر هفته نتونم بنویسم!؟ درست همون اتفاقی که بری آخونده افتاد برای من بیچاره هم افتاد و چون من شانس ندارم اتفاق برعکس افتاد، یعنی اینکه نه فقط دیسک کرش کرد بلکه برق خونه هم به مدت 12 ساعت رفت. مخصوصآ این دومی از عجایب روزگار هست! می دونم حالو ممکن بگین این که جزو عجایت نیست! ممکن تو ایران جزو عجایب نباشه ولی توی این نروژ جزو عجایبه، من هرچی فکر کردم دیشب تا حالا نتونستم بیاد بیارم آخرین باری که برق رفت کی بود، مخصوصآ بمدت 12 ساعت، فکر کنم یک همچین اتفاقی هر از 50 یا 60 سال توی این مملکت بیوفته!.
خلاصه الان سه‌ساعت هست که برق اومده و من هم موفق شدم یک دیسک 2GB قدیمی که داشتم بزارم روی این صاحب مرده و خلاصه راهش بندازم گویا این دنیای ارتباطات از نون شب واجب تر هست بری ما.

توضیح:(توی نروژ همه چیز با برق کار می‌کنه حتی پختن غذا و آب‌گرم‌کن و گرمای خانه و... خلاصه همه چیز. با این توصیف تنها چیزی که من رو ناراحت کرده بود این نداشتن اینترنت بود.

November 16, 2002

رفراندوم یا خون‌ریزی کسی میداند

رفراندوم یا خون‌ریزی
کسی میداند که در ایران چه میگذرد؟؟؟؟ اگر می‌دانید ما را هم باخبر کنید، آیا رژیم در حال فروپاشی است یا این اخبار جعلی است!؟
کافی است سری به چند سایت شناخته شده‌ی اینترنتی بزنید تا متوجه شوید که من چه می‌گویم. فقط کافی است این چند خبر و مطلب را بخوانید تا گوشی دستتان بیاید.

انتشار شايعه نگران کننده در مجلس [لینک]

حجت الاسلام "پروازي" بازداشت شد [لینک]

تجمع دانشجویی در اطراف بیت مقام معظم رهبری [لینک]

تهران دكان شخصي آقاي شهردار است! [لینک]

شهرداری از تصرف غیرقانونی اراضی ارتفاعات شمال غرب تهران جلوگیری کرد [لینک]

تحرك دانشجويان استمرار مي يابد؟ [لینک]

تصویری از التهاب در جامعه‌ی ایران [تصویر]

پيامد صدور حکم اعدام هاشم آغاجرى: مشکل رهبر جمهورى اسلامى [صوت]

تاج زاده : اگرمنظوررهبربرگزاری رفراندوم باشد تحقق آن رادنبال می كنيم!ا [لینک]

حمايت نمايندگان مجلس از رفراندوم و مراجعه به مردم [لینک]

این لیست را می‌توان همین‌طور ادامه داد و حداقل پنج تا شش صفحه را پرکرد.

و با درنظر گرفتن جمله‌ای که سیدعلی‌گدا همین چند روز پیش گفت: «روزي كه قواي سه گانه نتوانند يا نخواهند مشكلات بزرگ را حل كنند، آن وقت اگر احساس نياز كند، نيروي مردم را براي مواجهه با مشكلات وارد ميدان مي كند» باید دیگر شکی برای کسی باقی نمانده باشد که این رژیم به روزهای آخر خود نزدیک می‌شود و یا در بهترین حالت آخرین ماههای خود را می‌گذراند.

این مطلب "چگونه وبلاگ خود

این مطلب "چگونه وبلاگ خود را ایمن کنیم " را بصورت یک لینک ثابت گذاشتم اون بالا، البته این یک شروع هست اگر کسی چیزهای تکمیلی بهتری دارد میتوانم با آن اضافه کنم،

November 15, 2002

صدبار گفتم وهزار بار دیگر

صدبار گفتم وهزار بار دیگر هم تکرار میکنم شاه الله فرقی ندارد با حزب الله این ها همگی از یک توبره جو میخورند

چگونه وبلاگ خود را ایمن

چگونه وبلاگ خود را ایمن کنیم
این مطلب را من بایستی همون اوایلی که عده‌ای رو هک کردن می‌نوشتم ولی بخاطر حجم زیاد مطالبی که می‌نویسم و کمی هم تنبلی واقعآ وقتش را نکردمُ ولی امروز دیگر نباید این کار را به فردا واگذاشت.

کنجکاو در کامنتی نوشته بود این اشخاص را نباید هکر نام گذاشت من با او کاملآ موافقم چون بگمانم اینها فقط چهارتا روش یادگرفته‌اند حالا یا از اربابان‌شان که بهشان آموزش داده‌اند یا خودشان توی اینترنت این‌طرف و آن‌طرف اطلاعات جمع کرده‌اند و قادر شده‌اند که از آسانی حروف رمز وبلاگ‌نویس‌ها استفاده کرده و وارد شوند. و این اشخاص را فقط میتوان دزد نامید چون حرف رمز کسی را دزدیدن هنر نمی‌خواهد. برگردم به سراغ اصل مطلب.

برای درست کردن یک وبلاگ ایمن به چند نکته بایستی توجه کرد، اینهارا برای آسان تر شدن بصورت ساده می‌نویسم تا برای همه قابل اجرا باشد.

۱. داشتن ۲ آدرس میل یاهو یا هات‌میل :
یکی از آدرسها برای قراردادن روی وبلاگ و دیگری برای رابطه با blogger.com درنظر گرفته شده. این کار خیلی مهم است، چون همانطور که قبلآ هم گفته‌ام، اگر میل شما هک شود برای بدست آوردن Password بلاگر، کافی است که هک کننده به صفحه‌ی بلاگر برود و خود را بجای شما معرفی کند وتقاضای پسورد کند و بلاگر هم پسورد شما را به میلی که شما معرفی کردید ارسال میکند.

۲. User Name و نام وبلاگ نباید یکی باشد:
اینکار باعث می‌شود که کسانی که می‌خواهند به وبلاگ شما دسترسی پیدا کنند مجبور شوند که User Name شمارا هم حدث بزنند و این کار را برای آنها واقعآ مشکل میکند.

۳. از همه مهمتر پسورد شماست این یکی را بایستی دقت کنید که کلمه‌ای قابل حدث زدن نباشد، اکثر کسانی که هک می‌شوند پسوردهایی دارند به اینشکل(۱۲۳ یا ۱۲۳۴۵ یا abcde) یا حتی بعضی ها پسورد و User Name شان یکی است به این‌شکل (hasanagha با پسورد hasanagha) با اینکار شما خود دزد را به منزل دعوت کرده‌اید و در اینصورت حتی پلیس هم به شما خواهد گفت که مقصر خودتان هستید.

حالا برای روشن‌تر شدن موضوع یک وبلاگ را با تمام مشخصات‌ش بطور مثال اینجا توضیح میدهم:

اسم وبلاگ: khaterat.blogspot.com
اسم صاحب: aboli (این همان User Name هست)
حرف رمز: ame35jan (همانطور که میبینید این کلمه هم راحت است برای شما و هم سخت است برای هکر) برای شما راحت است چون اسم عمه‌ی شماست و در ضمن تاریخ مثلآ سال تولد نامبرده وست اسم قرار گرفته. یک حرف رمز به این شکل خشتک هر هکری را پاره می‌کند تا چنین حرف رمزی را بیابد.
میل روی وبلاگ: khaterat@hotmail.com
میل برای مکاتبه با بلاگر: batol@yahoo.com
گمان نمی‌کنم یک همچین وبلاگی را هر بچه‌ی تازه از شیر گرفته شده‌ای که اسم خودش را گذاشته هکر بتواند دسترسی به این وبلاگ پیداکند.

در خاتمه یادآوری میکنم تمام کسانی که حرف رمز ساده دارند همین امروز اقدام به تغییر آن بکنند و همچنین برای شما این امکان نیز وجود دارد تا User name را هم عوض کنید و آن را به چیز دیگر بجز اسم وبلاگ خود تغییر دهید.

برای تغییرات:
۱. وارد صفحه‌ی اصلی بلاگر شوید
۲. دکمه‌ی Team را فشار دهید
۳. در سمت چپ در قسمت Name اسم خود را یک تقه بزنید تا واردشوید
۴. حالا مشخصات خود را می‌بینید. در قسمت راست روی لینک Edit My Profile یک تقه بزنید تا وارد صفحه شوید.
۵. در قسمت Username نام جدید را وارد کنید (این همان اسمی است که شما همراه با پسورد برای ورود به بلاگر استفاده می‌کنید.
۶. در قسمت Email میلی را که می‌خواهید بلاگر با شما مکاتبه کند در اینجا قرار دهید و کنارش قسمت Hide from non-teammates را هم ضربدر بزنید، تا از دید دیگرا مخفی بماند.
۷. در قسمت New Password و Verify پسورد جدید خود را در هر دو قسمت یکسان وارد کنید
نکته مهم فراموش نکنید حتمآ این مشخصات را یک جایی یادداشت کنید که اگر فراموش کردید دوباره آن را بتوانید بخاطر بیاورید.
۸. آخر سر هم دکمه Save profile را یا اگر پشیمان شدید دکمه‌ی Cancel را فشار دهید

فراموش نکنید که بعد از فشار دادن دکمه Save دیگر باید از پسورد و دیگر اطلاعات جدیدی که وارد کردید استفاده کنید.

امروز نامه‌ای از آقای افشین

امروز نامه‌ای از آقای افشین زند دریافت کردم که درکش برای من بسیار مشکل است و بخاطر همین هم تصمیم گرفتم که آنرا اینجا منتشر کنم تا شاید دیگران بتوانند مرا راهنمایی کنند، و بگویند چه کنم.
پس اول نامه‌ی اقای زند را با هم مرور میکنیم و بعد می پردازم به چند توضیح و قضاوت را به شما واگذار می‌کنم، آقای زند مینویسند:

اقای محترم؛

شما در وبلاگت مرا نقد می کنی و بعد ای پی مرا در پيامگيرت قفل کرده ای و اين فرصت را از من گرفته ای که به شما پاسخ دهم. کارت سانسور است. من و شما با هم قبلآ گفتگو کرده ايم و تصور نمی کنم در اين ميان مشگلی باقی مانده باشد که شما ای پی مرا قفل کنی! گفتم که بدانی کارت غلط است. مشگل شخصی داری رک بگو. من ادمی نيستم که با کسی خورده حساب داشته باشم. اگر مسئله ای هم با کسی وجود داشته باشد به او می گويم. افتخار زندگی من اينست که فکر می کنم تا کنون کسی را از خود نرنجانده ام. اگر رنجيده ای بگو، اقدام نکن. شما دو نامه پر از فحش از من منتشر کردی و بعد از من پرسيدی و به شما پاسخ خود را گفتم. ايا کلمه ای برعليه ات نوشتم؟ ايا وقتی دوستان مشترکمان از من پرسيدند که چرا به تو جواب نمی دهم، عکس العملی نشان دادم؟

اما متأسفانه تکذيبيه مرا منتشر نکردی! ايا اين رسم ازادگی و پاسداشت ازادی قلم است؟ باز به تو می گويم: اين روشت مثبت نيست، اگر شما از من خوشت نمی ايد، برای من مهم نيست زيرا اين حق توست، اما اقدامت را نمی پسندم

افشين زند - کاناد

هموطن گرامی اگر حداقل میفرمودید من کجا شما را نقدکرده‌ام! شاید برای من هم ساده‌تر می‌بود به مطالبی که در مورد شما نوشته‌ام بنگرم و پاسخی به شما بدهم ولی متاسفانه من نمیدانم، شما از چه نقدی سخن میگوید!؟ درمورد قفل کردن آی‌پی شما من تنها یک آی‌پی را قفل کرده‌ام و آن هم متعلق به شخصی است که گویا با جعل نام شما و ممدسن کامنت مینوشت و بدون دلیل و منطق فحاشی میکرد و من هم مطالبش را روی وبلاگم گذاشتم و بعد از آن‌هم دیگر نه با نامبرده تماسی داشتم و نه نامه‌نگاری‌ای کردم. بعد از آن هم تماسی با ممدسن و شما گرفتم و هنگامی که هر دوی شما مطالب را تکذیب کردید، و اگر خاطرتان باشد در میلی که برای من نوشتید فرمودید که آن فحاشی‌ها را شما ننوشته بودید، آخرالعمر هم این IP: 24.102.120.124 را قفل کردم. پس درنتیجه من آی‌پی شمارا قفل نکرده‌ام، بلکه آی‌پی آن‌شخصی را قفل کرده‌ام که بدون دلیل شروع به فحاشی کرد، بدون اینکه من وی را بشناسم یا به او مطلبی گفته یا نوشته باشم.
پس من باز هم متوجه نمی‌شوم مشکل از کجاست!؟ اگر آن فحاشی ها را شما ارسال کرده بودید که خوب من هم با دلیل آی‌پی شمارا قفل کرده‌ام، ولی اگر شما نفرستاده بودید که خوب من هم آی‌پی شما را قفل نکرده‌ام. من آی‌پی شخصی را قفل کرده‌ام که این مطالب را با اسامی جعلی بدون دلیل برای من نوشت. باز هم چنانچه مطلبی دارید من با کمال میل آن را روی وبلاگم منتشر خواهم کرد.

نکته‌ی آخر من آی‌پی کسی را قفل نمی‌کنم حتی اگر به من فحش بدهند دلیل قفل کردن این آی‌پی آن است که نامبرده با جعل نام دیگران مطلب می‌نوشت نه با نام خود و باعث بدنام شدن دیگران می‌شد.

با پوزش فراوان اگر باعث ناراحتی شما شدم.

اطلاعیه کله‌پزی خُسن‌آقا اگه من

اطلاعیه کله‌پزی خُسن‌آقا
اگه من یک روز یا دو روز ننوشتم خیال نکنید که من هک شدم ها! چون حال PC من خوب نیست یعنی که دیسک شماره صفرش داره نفسهای آخرش رو می‌کشه برای همین هم بود که دیشب زیاد روی نت نبودم و داشتم اطلاعات روی دیسک رو به دیسک شماره ۱ منتقل می‌کردم. بخاطر همین شاید تا روز دوشنبه نتونم دیسک تهیه کنم، ولی اگه دیسک تهیه کردم که خوب درعرض ۱۰ دقیقه PC سرپاس، الانم دارم از سرکارم می‌نویسم. هرچی زور زدم به رئیسم که بهم اضافه کاری بده بری شنبه، یکشنبه گفت نمی‌شه، وگرنه میومدم اینجا سرکار می‌نوشتم(شوخی کردم بابا). در هرصورت نگران نباشید دیسک شاید اصلآ تا دوشنبه هم دوام آورد و من هم تونستم یک خروار فحش به آخوندا بدم. البته تا بعد از ظهر در خدمت هستیم چون تازه اومدم سرکار و تا برم خونه هنوز ۸ ساعتی وقت هست.
پس اگه روز شنبه کله‌پزی تعطیل بود برید دکون حلیم فروشی ممدسن، اصلآ کون لق‌تون فراموش کردم که ماه رمضونِ، اصلآ کله پزها تعطیلن برین خدا روزی‌تونو جای دیگه حواله کنه.

هک در وبلاگستان دوستان در

هک در وبلاگستان
دوستان در وبلاگ عمومی مینویسند:
هک در وبلاگستان

امروز نامه تهديد اميزی دريافت کردم که اوباشی به نام گروه
visualizer-guys@yahoogroups.com
برای من (افشين زند) و خلبان کور و اميد ميلانی و نوجوان ايرانی و خسن اقا فرستاده بودند که در ان نوشته شده بود "بدنبال وبلاگ های قبلی، قيصر و پاگنده هم توسط گروه ما هک شدند". من اطمينان دارم اين گروه از جيره خواران مزدبگير رژيم اخوندی هستند. والا چه کس در اين زمانه پر مشغله وقت کلان می گذارد تا وبلاگ ازادانديشان را هک کند؟


محض اطلاع هکرهای دشمن ازادی انديشه بايد اين نکته را عرض کنم که اين افرادی که شما نام برديد، با هک کردن تفاله های مزدبگيری چون شما - که حتی شکنجه گران ديروز، امروزه به دامان ملت باز می گردند و شما همان نادان قبلی باقی مانده ايد- به قول زنده نام پرويز شاپور "اينقدر مطلب برای نوشتن دارند که می ترسند در دنيا قحطی کاغذ بشود"!
پس بجای خيانت به ازادی انديشه راه خدمت را برگزينيد که اين بيشک بهتر است.

ای کاش به اینجور الاغهای بی دم یال اشکم رو نمیدادند، این درست چیزی است که آنها میخواهند، "جلب توجه". ما هم باید به آنها پشت کنیم. وبلاگ درست کردن کاری است مثل آبخوردن و بدون دخالت دست درست می شود، اگر مرا هم هک کردن به تخم خودم و همه ی آزادی خواهان، یکی دیگه درست میکنم. این کون نشسته ها هم هرچی خواستند هک کنند، باز هم به پشم کس تمام آزادی خواهان زن. کیر هرچی آزادی خواه هست توی کون هکرها اگر هم کونشون گشاده توی دهنشون که اون هم گشاد شه. این آقایان بهتر بود میرفتن اول کونشان را می‌شستند بعد می آمدند از این گوه خوری ها می کردند.
میلشان را دریافت کردم الاغها حتی بلد نیستند یک جمله ی درست و حسابی بنویسند، زبان پارسی را هم با این پارسی نویسیشان نجس کردند، بهتر است به زبان پدریشان که همان عربی است بنویسند تا شاید بتوانیم یک مترجم پیدا کنیم جملاتشان را برایمان ترجمه کند. درضمن من اثری از هک شدن قیصر و پاگنده هم ندیدم. پاگنده خودش به فرانسه نوشته sans adieu .... که این بچه گداها فرانسه بلد نیستند، اگر هک شده بود مثل دفعه های قبل به عربی می نوشتند. درمورد قیصر هم وبلاگش بروز نشده وگرنه اثری از هک شدن در آن دیده نمی شود.

آخرین سخن: دوستان یک وبلاگ زاپاس درست کنید و دم دست داشته باشید تا اینها هک کردن در آن دومی بنویسید و آدرسش را هم بوسیله‌ی میل به وبلاگ عمومی پست کنید تا منتشر شود.

این یکی را خیلی خوشم

این یکی را خیلی خوشم آمد دلم نیامد به شما هم نشانش ندهم، با اجازه ی صاحب قلم:

هوا پس است
پس گردني ملس است
آن مرد چماق دارد
آن يكي هم شلاق دارد
سياسي نويسي دل و جرئت ميخواهد
سياوش ندارد
سياوش IP دارد
از فردا در اين جا دكان لبو فروشي افتتاح ميشود
آش رشته بعد از افطار آماده است


تا فردا

دولت طنز یا طنزدولتی!! حتمآ

دولت طنز یا طنزدولتی!!
حتمآ شما هم پیگیر مساله‌ی این زنان سیاه‌جامگان! در اصفهان شُدیت! این چندروز گذشته هرکسی یک چیزی میگه! رئیس شهربانی اصفهان ساز خودشو میزنه، استاندار رقص خودشو می‌کنه و خلاصه هر الدنگی یک چیزی برای دلخوش کنک به خوردِ ملت می‌دِه، این وسط مونده ملت، کیج و خمار که آیا سیاه جامگان هستند یا سفیدجامگان! کونی زاده اند یا حرامزاده! نیروی دولتی هست که از این گوه خوریها میکنه یا نیروی امام زمان! خلاصه خیلی که بخواهیم تخفیف بدیم که لغات رکیک بکار نبریم اسمش رو میتونیم بگذاریم دولت خرتوخر، یا باز هم تخفیف بدیم اسمشو میشه گذاشت دولت طنز. خوب درسته که ما ملت از طنز خیلی خوشمون میاد، ولی این طنز هم دیگه تبدیل شده به اسهال خونی. چه توقعی داریم!؟ وقتی یک حکومتی رو مثل حکومت شاه، حالو کون لق شاه، نریت فردو حرف بَرِی خُسن آقو دربیارید و بگیت خُسن آقو هم شاهی شده ها! ولی حالو خودمونیم هیچکَس غریبه‌یی هم حرفمونه نمی‌شنفه! ولی واقعآ حکومت طنز برقرار کردیم ها! مثلآ انقلاب کردیم (میبخشید ها باید گفت استفراغ) یکی نیست به این آقوی خاتمی بگه خوب مردیکه تو دیگه ریدی به این حکومت کردنت، باور کن شاه سلطون حُسین هم بهتر از تو حکومت کرد. آخه مردیکه مگه مجبوری!؟ ول کن برو روضَتو بخون، مَگِه کِرم داری مسولیت قبول میکنی!؟ این مطلب رو بخونید البته قبل از خوندن بریت توالت وگرنه اگر از زور خنده ریدیت تو تومبون خودتون بعد نیوت به خُسن آقو فحش بدیت ها!؟

حمله نقابداران سياه پوش در خيابان هاى اصفهان به زنان و دختران

در شهر اصفهان، گروهى با حجاب اسلامى زنان و ملبس به روبنده، چادر و دستکش سياه، با رهگذرانى که بدحجاب يا کم حجاب تشخيص مى دهند، به طرز خشونت آميزى درگير مى شوند. سرگرد حقيقت فرمانده نيروى انتظامى استان اصفهان گفت گروه سياهپوش روبنده دار، تحت سرپرستى زنى به نام علامه فعاليت دارند و با توريست هاى خارجى هم برخورد مى کنند. گزارش ها حاکى است که آنها زنان و دختران را در پارک ها و خيابان ها به روز و با ضرب و شتم به رعايت احکام حجاب اسلامى دستور مى دهند. فرمانده نيروى انتظامى اصفهان گفت بدون وجود شاکى خصوصى نيروى انتظامى نمى تواند با آنها برخورد کند. وى افزودبعضى از سياهپوشان با اتوموبيل هاى مدل بالا تردد مى کنند و ممکن است مردان نيز با لباس مبدل در ميان آنها باشند.

November 14, 2002

نامه سرگشاده به جوجه هکرها

نامه سرگشاده به جوجه هکرها
این هک‌شدن‌ها داره منو کلافه می‌کنه٫ این دوتای آخری که هک شدن٫ بانوی‌شرقی و روح‌الله‌پهلوی بودند. قبلآ هم که همه می‌دانند کسان دیگری هک شده‌بودند.

با نوشتن این مطلب دوست دارم چند کلمه با این بزمجه‌هایی که به‌خیال خودشون هکرشده‌اند صحبت کنم.

جوجه هکر‌های محترم٫ سوال اول: آیا شاش شما کف کرده یا هنوز بجای شاشتان دهنتون از شیر کف میکنه!؟ آره با شماهستم٫ محض رضای خدا بیایید این مکان را هم هک کنید تا ما هم از این نوشتن نجات بیاییم! ما :
اول‌ندش از نوشتن خسته شدیم و پنجه‌هامون دیگه ازش خون میریزه از بس دو‌انگشتی نوشتیم.
دویومندش از صبح تا شب داریم فحش میدیم به خواهر و مار و پدر و جدو آباد هرچی آخونده و از این ببعد باید فحش دادن به شما رو هم به لیست فحاشی‌هامون اضافه کنیم.
سه‌یومندش دوست دارم ببینم شما چند مرده حلاجیت!
خلاصه به‌امید دیدار

November 13, 2002

دیروز و امروز هوا بس

مسیر راه خُسن‌آقا از خانه به کار  و برعکسدیروز و امروز هوا بس ناجوانمردانه سرد بود و برف و باد و مه درکار بود تا روزگار مارو سیاه کنه٫ گفته می‌شه خرتوخری که در اسلو و اطراف در این دو روز گذشته اتفاق افتاده در ۳۰ گذشته بیسابقه بوده میگیت نه! این هم مدرک.
دیروز سه ساعت رانندگی کردم تا رسیدیم خونه٫ امروز هم یک ساعت تا رسیدم سر کار٫ راهی که معمولا در ۱۲ تا ۱۵ دقیقه پیموده می‌شود.

November 12, 2002

برید یک سر بزنید خونه‌ی

برید یک سر بزنید خونه‌ی روح الله پهلوی٫ او مینویسد:
تصويبش کنيد که نکردنش حيف است!!
با توجه به نقش تاريخي، فرهنگي؛هنري؛ اقتصادي؛ اجتماعي و فرهنگي شوراي نگهبان، لازم است مجلس لايحه تعيين وظايف و اختيارات رياست جمهوري را بشرح زير به تصويب برساند.
ابتدا شرح وظايف : ....

مقایسه‌ی ساده امروز میخوام دوتا

مقایسه‌ی ساده
امروز میخوام دوتا رئیس دولت رو با هم مقایسه بکنم گرچه می دونم که این دونفر قابل مقایسه نیستند ولی چون هردو رئیس دولت هستند میتونیم با هم مقایسه‌شون کنیم.

قبل از شروع یک مطلبی رو مطرح میکنم و بعد میپردازم به مقایسه این دو شخصیت.

فرض کنید شما نان آور یک خانواده هستید و اقتصاد خانواده شما شدیدآ خراب است، بصورتی که خانوادتون تقریبآ در حال از هم پاشیدن هست.
فرض بفرمایید شخصی را می‌شناسید که ممکن است بتواند به شما کمک کند(کاری برای شما تهیه کند یا پولی به شما قرض بدهد) تا شما و خانواده را از این فلاکت نجات دهد.
شما برای تقاضای کمک به پیش این شخص می‌روید، وقبل از اینکه مذاکره‌ای با آن شخص انجام دهید شروع می‌کنید به پیش شرط تعیین کردن.
چه‌نظری نسبت به یک چنین شخص فرضی دارید؟ این فرضیه را داشته باشید تا بعد.

و حالا مقایسه ای که می‌خواهم بکنم:
1- آقای خاتمی دوهفته پیش برای بستن قرارداد و بهتر کردن روابط مابین ایران و اسپانیا به اسپانیا می‌رود و قبل از شروع هر مذاکره‌ای شروطی را برای ملاقات تعیین می‌کند که همگی می‌دانید، از آن جمله بر سر نوشیدن شراب هنگام میهمانی شام و اینکه خانم پادشاه چگونه لباس بپوشد و ...
ملاقات خصوصی شرودر رئیس دولت آلمان و شل اینگه رُکه سرمایه‌دار نروژی
2- آقای شرودر رئیس دولت آلمان برای یک دیدار خصوصی به اسلو می‌آید تا با یک سرمایه‌دار ملاقات کند. این سرمایه‌دار نروژی کنترل دو کارخانه‌ی کشتی سازی در قسمت شرقی آلمان (المان شرقی سابق) را در اختیار دارد. این اتفاق در رسانه های نروژی انعکاس زیادی داشت چون معمولآ رئیس یک حکومت به دیدار یک سرمایه دار نمی رود و معمولآ با سران حکومتها ملاقات می‌کنند نه با اشخاص عادی. دلیل این کار آقای شرودر جلوگیری از تعطیل آن دو کارخانه‌ای است که گفتم. همانطور که می‌دانید آقای شرودر در مبارزات انتخاباتی‌اش قول داد که تمام امکانات خود را بکار گیرد تا از افزایش نرخ بیکاری در آلمان جلوگیری کند. این آقا در مصاحبه مطبوعاتی که دیشب داشت از سرمایه دار نروژی چنان تعریفی می‌کرد که انگاری که این دو عاشق و معشوق هستند.

قضاوت را به خود شما واگذار می کنم.

شام آخر رفتم خانه‌ی ممدسن

شام آخر

رفتم خانه‌ی ممدسن یک عکس گذاشته اونجا همه را جمع کرده برای افتار، پیش خودم فکر کردم ایکاش اون آشپزی که این شام را پخته یک کمی شرف ‌داشت، چون اگر حتی یک صدم من هم شرف می داشت فردا روز شادی ملت می شد. اگر منظورم را متوجه نشدید پیغام بگذارید راهنمایی خواهم کرد.

November 11, 2002

کنسرتی با بوی آریایی دیشب

کنسرتی با بوی آریایی
دیشب رفته بودم کنسرت پریسا همراه با گروه دستان، از این اتفاقها توی این مملکت کم می افته ولی وقتی اتفاق می افته من همیشه میرم به دیدن اینگونه کنسرتها.
این جور برنامه ها به ما یک هويت میده، همون هویتی که در اثر برویکار آمدن رژیم خمینی از دست دادیم و همیشه در مقابل ملیتهای دیگر احساس سرشکستگی میکنیم ولی زمانی که به دیدن اینگونه اثار از ایران و ایرانی میرم دوباره یک احساس افتخار و سربلندی به من دست میده، دوبار باورم می شه که ما هم ملتی هستیم که فرهنگی داریم سوای فرهنگ اسلامی آخوندی.

دیروز از زمانی که این عزیزان روی صحنه اومدن و مخصوصآ با دیدن پریسا بیدرنگ چهره ی او و فرهنگ ایران را در 24 سال پیش یا پیشتر بخاطر آوردم و ناخودآگاه اشک از دیدگانم جاری شد. گریه کردم بخاطر آنچه که برما گذشت در این 24 سال.

بخاطر آوردم روزی را که حدود 26 سال پیش برای اولین بار پریسارا در جشن هنر شیراز دیدم، زنی جوان با صدایی سحر آفرین. دیشب اما در چهراش رنج و غم 24 سال گذشته او و خودمان را دیدم. در تمام طول کنسرت به این فکر می کردم که او را در این مدت از حق مسلمش یعنی پرداختن به هنری که دوست داشه و می توانست از این راه زندگی پرباری داشته باشد فقط بخاطر اینکه زن بوده و چیزی را می خوانده که چند ملای قرون وسطایی آنرا برنمیتابند محروم کردند.
اما دیشب او در مقابل انبوه جمعیت ایرانیانی که به او فرهنگ خود افتخار میکنند، چنان درخشید، که شاید برای او همچون ما مرحمی بود بر زخمهای 24 ساله مان.
در خاتمه برنامه دیشب را بطور خلاصه به حضورتان معرفی می کنم و به تمام ایرانیانی که خارج از ایران هستند پیشنهاد می کنم که به دیدن این کسرت بروند و خاطرات را زنده کنند و هم زمان به سردمداران رژیم نشان دهند که ایرانی زنده است و تا نفس دارد با جهل آخوندی مبارزه خواهد کرد.

گروه دستان:
حمید متبسم، نوازنده‌ تار
پژمان حدادی نوازنده تنبک
سعید فرج‌پوری نوازنده کمانچه
حسین بهروزی‌نیا نوازنده بربط
بهنام سامانی نوازنده دف

بخش اول:
در مایه ی افشاری از ساخته های سعید فرج پور
1- قطعه حکایت
2- آواز
3- تصنیف ناگزیر شعر مولانا
4- ساز و آواز
5- تصنیف راز پنهان شعر عطار
6- ساز تنها
7- قطعه شوریده ساخته حمید متبسم
8- ساز و آواز
9- تصنیف نوای چنگ شعر سعدی

بخش دوم:
در مایه ی دشتی از ساخته های حمید متبسم
1- قطعه ی گیلکی
2- تصنیف سحرآفرین، ساخته ی حسین بهروزی نیا بر اساس ردیف، شعرحافط
3- ساز و آواز
4- تصنیف چسم تو، شعر مولانا
5- ساز تنها
6- قطعه پرواز خیال
7- تصنیف مهرگیاه، شعر سعدی

تاریخ برگذاری کنسرتها در نقاط دیگر اروپا:
Münster, 15.11.2002
Frankfurt, 16.11.2002
Gieβen, 17.11.2002
München, 23.11.2002
Freiburg, 24.11.2002
London, 29.11.2002
Köln, 30.11.2002
Heidelberg, 01.12.2002

بخاطر دفاع از آزادی

بخاطر دفاع از آزادی بیان امضاء خود را پای این بیانیه بگذارید[+]

امروز دوست دارم خودم رو

امروز دوست دارم خودم رو بگذارم جای آغاجری و ببینم که چه حالی داشتم امروز اگر من آغاجری بودم.

زمانی که افرادی مثل خُسن‌آقا ریدن به اون رژیم (حدودآ 6 ماه بعد از استفراغ) این شخص آغاجری با پشتکار به حمایت از کسانی برآمد که امروز می‌خواهند از زندگی ساقطش کنند. زمانی که جنگ را افروختند باز او کنارشان (در بهترین حالت کنار ملتش) ایستاد و تا پای جان از ایمان و عقایدش دفاع کرد، و با پایی از دست داده تا آخر عمر بایستی شاهد صحنه‌های جنگی باشد که منافعش به جیب کسانی رفت که امروز می‌خواهند او را اعدام کنند. در تمام این مدت پس از جنگ بجای باز کردن دکانی مثل همان دکانهایی که رفسنجانی و دیگران باز کردن به دانشگاه رفت و در ترویج علم (شاید هم علم آخوندی) کوشید. در اجتماع فعال بود و مدام با نوشتن و شرکت در بحثها و ...، دین خود را به اجتماع (اجتماع آخوندی)ادا کرد.

حالا پس از این همه فداکاری (درست یا غلطش را کاری ندارم) و ترویج همان رژیمی که اینها صاحبش شده اند میخواهند او را ساقط کنند.

من اگر شش میخه هم مسلمان بودم! امروز مطمئن باشید دیگر امکان نداشت آب من با این اسلام توی یک جوی رود، و برای نابودی آن تمام توانم را بسیج می‌کردم. گمان میکنید آغاجری هم همین کار را خواهد کرد!؟

چند روز پیش نامه ای

چند روز پیش نامه ای به حضور محترم آیت الله استمناء نوشتم و سوالاتی در مورد مساله‌ی سیاسی عبادی استمناء را از ایشان استفتاء نمودم. حضرت آیت الله با تمام گرفتاری هایی که دارند و بیماری بواسیر و چه وچه زحمت کشیدند و پاسخ مرا دادند. پاسخ ایشان را در اینجا نیز منعکس می کنم، باشد که در این ماه عبادت، مسلمین را نافع افت.

● با عرض سلام و تبریک ماه روزه، خواهشمندم بفرمایید لغت جلق درست تر است یا جق.
درضمن در اسلام آیا جلق یا جق را بایستی با تف زد یا با صابون

خُسن آقا

.................


بسم الله الرحیم


متاسفانه بسیاری از مومنین عزیز بدون توجه به کراهت استفاده از زبان مجوسان ملحد آتش پرست، همچنان به استفاده از کلمات عجمی "جلق" و "جق" (که اولی صحیح می‌باشد) می‌پردازند و قلب آقا امام زمان (عج) را به درد می‌آورند. خدمت برادر محترمی که این سوال را مطرح کرده‌اند عرض می‌شود که هیچیک از این دو کلمه صحیح نیست و از این پس از لفظ "استمناء" استفاده شود که هم به گوش چهارده معصوم آشنا است و هم اینکه خداوند منان که فقط به زبانهای سامی (عربی، جهودی و...) تکلم می‌کند به منظور مومن پی می‌برد.


در اسلام عمل استمناء با موارد زیر مجاز است:
تف، صابون، شامپو، مایع ظرفشویی، پودر رختشویی، روغن طعام ، روغن موتور، گریس، واسکازین، عن دماغ مومن سرماخورده، ترشحات رحم، ترشحات روده، منی یا ماء الفرج سایر مومنین و سایر مواد لیز و روان کننده.
اما برادران و خواهران عزیز باید توجه بفرمایند که از بکار بردن موادی که در ممالک کافر و ملحد و مخصوصا آمریکای جهانخوار ساخته شده است خودداری کنند که استمناء ایشان باطل نشود.

November 10, 2002

این هم یک نامه رسیده

این هم یک نامه رسیده از یک هموطن:

حسن آقاي عزيز،

اون عكس هواپيما قراضه ات را ديدم و متاْسف شدم. متاْسف نه تنها از دست اندركاران ايران بلكه از هيئتهاي ايراني نيز كه براي خريد ماشين آلات و لوازم به خارج از كشور روان شده و به جاي خريد اقلام مورد نظر و واجب براي مملكت سعي در گرفتن رشوه از طرفهاي خارجي معامله دارند و اين چيز تازه اي در بيست و سه سال گذشته نيست. فرستادگان ايراني كه از ضعف و فساد سردمداران استفاده ميكنند و به پركردن جيب خود مشغول ميشوند نام اين كار خود را هم زرنگي ميگذارند. يادم ميآيد كه در زمان جنگ تحميلي سرداري كه نامش را نميبرم براي خريد ماسك ضد گاز به يكي از كشورهاي خارجي فرستادند. طرف هم بلافاصله از موقعيت استفاده كرد و سي هزار ماسك ضد گاز زمان جنگ جهاني اول بله درست شنيديد جنگ جهاني اول كه فرسوده هم شده بودند خريداري كرده و مابقي بودجه را به جيب مبارك زد. زماني كه عراقيها به هور حمله شيميايي كردند سربازان و پاسداران بيچاره ايراني كه فكرميكردند در امن هستند به طور دستجمعي هلاك شدند و يا گروه ديگري را كه به سوئد فرستادند با گرفتن حق الزحمه بنام ايران امضاء زير پاي قرارداد چيزي گذاشتند كه به مفت نمي ارزيد . يا تاجر با نفوذ آذري مقيم تهران كه با روسها معامله چاي كرد و زير صندوق چاي را ميخ ريخت تا وزنش بالا برود و بدينوسيله پول بيشتري بدستش برسد . طرف با اين زرنگي كاري كرد كه نام ايران و ايراني با دروغ و بدمعاملگي عجين شود و كار چند تاجر بعد از خودش را هم خراب كرد ولي بيائيد و ببينيد كه اينجا چه برو و بيائي دارد و لولهنگش چقدر آب برميداره. آخه زرنگه. خوب نيست كه فقط به رژيم بد و بيراه گفت چرا كه رژيم خود مائيم.


چون نيك نگه كرد پر خويش بر او ديد....... گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست

خوش خيال

رمضان المبارک درباب رمضان المبارک،

رمضان المبارک
درباب رمضان المبارک، (دروسی از امام خمینی مد ظله العالي).
ایشان در مورد دخول در ماه مبارک رمضان میفرمایند:

کسی که آلتش را بریده‌اند(ختنه شده)، اگر کمتر از مقدار ختنه‌گاه را هم داخل فرج کند روزه‌اش باطل میشود، ولی اگر چنین کسی، که آلتش را بریده‌اند شک کند که دخول شده یا نه روزه‌اش صحیح است.

تفسیر سیاسی عبادی خُسن‌آقایی:
اگر دودولتونو بریدن، فقط میتونید درمالی کنید، ولی چنانچه کمی مثل آخوندها زرنگ باشید میتوانید تا خایه هم فرو کنید و در آن دنیا جواب خدا را به این صورت بدهید:
پاسخ به خدا: "خدا جون ما نمی دونستیم که آنجا فرج بود! ما گمان کردیم متکا، یا بالش چیزی بود! درضمن ما خواب آلود بودیم اصلآ یادمون نمی‌یاد چه غلطی کردیم.

حالو اگه که دودولتون بریده نباشه، که چه بهتر میتونین تا خایه فرو کنین، و بر مسلمان دودول نبریده هیچ حرجی نیست.

کارون       کارونِ سرزمين من          جاری

کارون

      کارونِ سرزمين من

         جاری در چشمانم در خاطراتم

            در رگها يم

         جاری در سوره هايم


کارون

      کناره های فقر و بينامی

کارونِ رونده

کارونِ گوينده

کارون رودخانهء خوبم ...
          شاملو

November 09, 2002

چند مطلب از قرار معلوم

چند مطلب
از قرار معلوم فضولک دوباره شروع کرده به نوشتن با اینکه هیچوقت این کارو رها نکرده بود ولی این اواخر کمتر مینوشت! این دوروز گذشته پشت سر هم دوتا مطلب نوشته. کاکو جون وضع مملکت خرابه قیام ملتِ که نمی‌شه تعطیل کرد که! هر روز باید نوشت، هر روز باید تحلیل کرد، این کار تعطیلی نداره کاکو.

این هم یک وبلاگ خوب که من امروز پیدا کردم به نام "اي قوم بيچاره!دنيا را چه ارزان فروختيد.... " اسمش درازه ولی محتویاتش خوبه، آقا جان یک اسم کوچیک انتخاب بکن تا بشه بهت لینک داد، با اینکارت آدمو از لینک دادن پشیمون می‌کنی.

عده‌ای از جماعت وبلاگ نویس چندبار سعی کردند یک سندیکایی چیزی بری وبلاگ نویسها راه بندازن، نشد که نشد! ولی حالا وقتی توی این وبلاگها دور میزنی، می‌بینی این سندیکا بدون قرار و مدار داره شکل می گیره! چطوری!؟ لینکهارو که نگاه می‌کنی میفهمی طرف چه عقایدی داره چه چیزهایی میگه چه چیزهایی دوست داره چه چیزهایی دوست نداره! خلاصه طرف چندمرده حلاجه! مگه سندیکا چی‌چی هست، این هم یک نوع سندیکاست، سندیکای خودجوش، سندیکای مردمی، یا هر چی دیگه دلت خواست اسمشو بذاری.
من تا یک وبلاگ مورد علاقه ام رو می بینم، اسمشو میذارم توی قسمت لینکهام بری ایکه عقایدش رو ترویج بدم خوب این میشه یک نوع سندیکا دیگه! نمی شه!؟

خبرنگار خُسن‌آقا رو فرستادیم توی

خبرنگار خُسن‌آقا رو فرستادیم توی فرودگاه مهرآباد تهران برای عکسبرداری از این هواپیماهایی رو که گویا از ترکیه خریدن، بدبخت بیچاره گویا یک کتک مفصلی خورده تا تونسته یک عکس برامون بیگیره، زدن دوربینش و هم شکوندن. حالو هم بجرم عکس برداری از اشیاع و محلهای محرمانه میخوان از تخم دارش بزنن.
این هم یک نوع از هواپيماهاي خريداري شده و آخرين سيستم براي پروازهاي داخلي

November 08, 2002

خواندن یا شنیدن این مصاحبه

خواندن یا شنیدن این مصاحبه رو به همه پیشنهاد میکنم
مصاحبه راديو پيوند صداي کانون دفاع از دمکراسي در ايران (مالمو - سوئد) با بهروز خليق و نيما راشدان

قبل از شروع مطلب باید

قبل از شروع مطلب باید گوشزد کنم که مقاله‌ای را که می‌خواهم درموردش بنویسم را بسیار روشن بینانه می دانم و خواندن آن را به همه توصیه میکنم ولی دو سطر این نوشته مرا بر آن داشت که این توضیح را بدهم.

آقای رضا علیجانی در مطلبی که در پیک‌نت از ایشان منتشر شده فرموده‌اند:
"آنان تصور مي‌كنند ابتدا بايد قانون تغيير كند و سپس تحول اجتماعي به وجود آيد، در حالي كه در عالم واقع ابتدا تحول اجتماعي به وجود مي‌آيد و سپس قانون تغيير مي‌كند."

حرف ایشان از نظر تئوریک حرف درستی است ومن با اینگونه تئوری ها کاری ندارم "ولی" نه در حکومت "سیدعلی" این جمله مرا یاد این تئوری می‌اندازد که می‌پرسد:"اول تخم مرغ خلق شد یا مرغ؟"
این تئوریسین ملی مذهبی فراموش کرده است که ایران "عالم واقع" نیست، ایران عالم معتلفه و سید علی گداست، پس خواهشن حرف "عالم واقع" را نزنید. این هموطن عزیز غافلند که با این گفته‌ی ایشان از فردا نیروهای دست راستی شروع میکنند به سوء استفاده و میگویند جامعه هنوز آماده‌ی این تغییرات نیست و بایستی صبر پیشه کرد و اجازه داد تا آقایان و آقازادهایشان باقی مانده ثروت آن ملک و ملت را به تاراج ببرند تا شاید زمانی که اینها از فرط بلعیدن ثروت ملت ترکیدند! آنگاه زمان آماده است تا تغییرات انجام شود، البته اگر ثروتی مانده باشد.
ایشان با این سخنشان روغن وبنزین برای موتور از کار افتاده‌ی تمامیت خواهان تهیه می کنند و نه چیز دیگر.

این بن‌بست هم کارش به

این بن‌بست هم کارش به بن‌بست کشید

شیطان رجیم همونی که مینویسه:"من

شیطان رجیم همونی که مینویسه:"من شيطاني به راه راست هدايت شده‌ام که منقاش طبيب‌الاطبا بيشترک مغز سابقا ً گمراهم را با لطفي بيکران بيرون آورده است." امشب از نژادپرستی محمد رسول الله و خاندان نبوت می نویسد برید بخونید تا دیر نشده.

November 07, 2002

اعدام با اعمال شاقه!! حکم

اعدام با اعمال شاقه!!
حکم هاشم آقاجري صادر شد و با صدور این حکم مجددآ حکومت آخوندی ثابت کرد که بربریت را به حد اعلا رسانده و خریت را به بینهایت، میگویید نه!! حکم را بخوانید:

احكامي كه قاضي رمضاني براي هاشم آقاجري صادر كرده است عبارت است از :

1- 10 سال محروميت از تدريس

2- 8 سال زندان در زندانهاي زابل، طبس و گناباد

3- 74 ضربه شلاق

4- اعدام

میگن یکی به کلاغی گفت منار تو کونت، کلاغ پاسخ داد: " یک چیزی بگو که بگنجد!" حالا حکایت کار این مفلوکین شده. طرف را میخواهند 10 سال از تدریس محروم کنند بعد 8 سال در زابل و طبس و گناباد زندان کنند و بعد از آن 74 ضربه شلاق بزنند! اگر آدم نشد! اعدامش کنند. البته ممکن است این احکام را از حکم شماره چهار شروع کنند و آخر سر برن سر حکم شماره 1 . این حکم هم شباهت زیادی به حکم خردادیان داره و وقتی که قاضی احمق "جمهوری نفهم‌ها" فهمید که چه غلطی کرده از گوه خوردن خودش پشیمان شد و حکم را لغو کرد.

عجایب جهان هشتگانه شد!! بسم

عجایب جهان هشتگانه شد!!
بسم الله قاسم الجبارین
زنجان_خبرنگار سياست روز: برای نخستين بار در تاريخ بانکداری کشور(جهانی!!) بانک ملی ايران اقدام به راه اندازی گيشه مخصوص به بانوان با امکانات کامل يک واحد بانکی کرد.

به گزارش روابط عمومی بانک ملی ايران، اين گيشه در يک طبقه از شعبه خيابان سعدی اين بانک در زنجان قرار دارد و کارکنان آن از خواهران بوده و صرفا به ارائه کليه خدمات بانکی به بانوان می پردازند.

گمان میکنید فقط آمریکای جهان خوار قادر است عجایب چندگانه تولید کند، حکومت سید علی گدا هم موفق به این امر شد. از قرار معلوم از این ببعد خانمها میتوانند با مراجعه به این بانک امور مالی خود را بدون تماس با نامحرم انجام دهند. البته برای اینکه دیگر هموطنان زن هم بتوانند از این نعمت برخوردار باشند بزودی اتوبوسهای زنانه هم دایر خواهد شد تا این استوره های نجابت را برای امور بانکی از نقاط مختلف کشور به زنجان ببرد. در این خبر گفته نشده با عبور دادن زنان نجیبه!! از قزوین نجابت خانمها تضمین میشود یا خیر.

ملت ساده دل ایران آزادی

ملت ساده دل ایران
آزادی نوری همراه با زندانی کردن عباس عبدی، آغاز شوی جدیدی را نوید میدهد. این رژیم فاسد تر از آن است که بتوان حتی اصلاح طلب ترینشان را هم لایق حکومت دانست.

این شعبده بازی جدید پس از آن آغاز میشود که زودتر در انتخابات مجلس هاشمی رفسنجانی را آزموده بودند وجواب منفی گرفتند، پس از آن با معرفی دست نشانده ی او مهاجرانی را میخواستند در نظر مردم منزلت بخشند و او را با چهره یی همچون یک روشنفکر!! از نوع دینی!! آن به مردم معرفی کنند، او نیز با بی مهری مردم روبرو شد.
و آنگاه با شعبده بازی گنجی و نوشتن منیفست او نیز راه به جایی نبردند.

و اینک این رادیکال ترین چهره ی اسلامی خود را برای آزمایش به میدان میفرستند! و همزمان با دستگیری عبدی به آمریکا التماس میکنند که غلط کردیم، گوه خوردیم دیگر از اینکارها نمی کنیم تا شاید بتوانند آمریکا را رازی به حمایت از رژیم کنند.

شاید با کمی مقاومت ملت، این آخرین ورق بازی پوکر سیاسی در ایران نیز بسوزد و ملت با خواندن دست حریف بتواند کل رژیم منفور خمینی را به تاریخ رنجدیده‌اش بسپارد. تا بر افتادن پرده زمان زیادی نمانده، با کمی خودباوری و فشار از پایین شیرازه ی رژیم از هم پاشیده خواهد شد.

پاسخ به یک نظر {+}

پاسخ به یک نظر {+}
دیروز تصمیم گرفتم پاسخ نوشته‌ی دوستمان احسان رو بدم ولی متاسفانه دیروقت بود و امروز هم از ساعت 6 صبح تا همین نیم ساعت پیش گرفتارکارشدید بودم در نتیجه وقت این کار را پیدا نکردم ولی اکنون اجازه دهید تا به نظر دوم ایشان که در نظرخواهی من نوشته‌اند پاسخ دهم تا شاید این دوست ناشناخته هم کمی آرام تر مرا نقد کنند و بیخود به فحاشی نپردازند.

نکته‌ی اول: دلیل اینکه من به رژیم فحاشی میکنم بگمانم برای همه روشن است، رژیمی که همه چیز وطنم را نابود کرده به همه‌ی باورهای من توهين کرده و میکند این حق را برای من بوجود می آورد که با هر وسیله ای به مبارزه با آن بپردازم.

نکته‌ی دوم: دوست گرامی "احسان" من نه شما را می‌شناسم و نه به شما خیانت یا خدمتی کرده‌ام که لایق چنین رفتاری ازطرف شما به من باشم.

شما از من انتقاد می‌کنید که چرا به عقاید دیگران توهین کرده‌ام ولی متاسفانه مشخص نمی کنید که به عقاید چه کسی توهین کرده‌ام اگر منظورتان دکان داران دین اسلام باشد که گمان میکنم شما بایستی در عقایدتان تجدید نظر کنید چون به گمان من عقاید چنین رژیمی نه قابل دفاع است و نه قابل احترام. اگر هم منظورتان دین اسلام بطور کل باشد که من تا آنجا که بتوانم به هیچ دینی توهین نمی‌کنم گرچه گاهی اوقات ممکن است انتقادات من صریح و خشن باشد و این هم بخاطر آن است که دین اسلام یک رژیم‌حقوقی خشن و بدون منطق است که بایستی با همان ابزار با آن مبارزه کرد وگرنه شکست حتمی است. مگر می‌توان با سنگ به جنگ توپ وتانک رفت!؟

شما می‌نویسید که کاری که من کرده‌ام اگر توی US (آمریکا) می‌کردم فلان وبهمانم می‌کردند. پاسخی که به این گفته‌ی شما میدهم این است که در مرحله‌ی اول من سیستم آمریکا را به هیچ عنوان یک سیستم عادل و منطقی نمی‌دانم و درضمن بگمانم شما فراموش کرده‌اید که آقای بوش درحال برچیدن همین رژیمی است که شما از آن دفاع می‌کنید پس بگمانم در این مورد نیز شما باید در مواضعتان تجدید نظر کنید.

نوشته بودید که کسانی که سالها در ایران نبودند حق ابراز عقیده ندارند. بگمانم که اینهم از همان تئوری هایی است که فقط در (US) آمریکا قابل اجرا باشد. و تازه شما از کجا میدانید که اطلاعات من درچه حد است و چنانچه اطلاعاتم کم باشد یا زیاد چه کسی تعین میکند که، کم است یا زیاد شما یا رژیم یا من!؟ اگر به این تئوری شما بخواهیم عمل کنیم دیگر هیچ کس در مورد هیچ کشور دیگری بجز کشوری که در آن سکني دارد نمی تواند صحبت کند!! و تازه مگر ابراز عقیده فقط ملک 6 دانگ دانایان هست، پس به عقیده‌ی شما دموکراسی نیز بایستی بوسیله‌ی نخبگان اداره شود درست مثل همان عقیده و روشی که شورای نگهبان می‌خواهد.

و در خاتمه زحمت کشیده اید و بخاطر فحاشی از من عذرخواهی کرده‌اید که بگمانم کسانی که مرا میشناسند به این امر واقفند که من اهمیتی به فحاشی دیگران نمیدهم پس عذرخواهی هم درمن تاثیری ندارد.

November 06, 2002

یکی از دوستان نوشتن که

یکی از دوستان نوشتن که سیستم نظرخواهی خُسن آقا خراب شده! من که متوجه نمی شوم چونکه این سیستم توی PC من کار میکنه و بگمانم که مشکل از سیستم خودشما باشه!

November 05, 2002

بطور اتفاقی به خبری برخوردم

بطور اتفاقی به خبری برخوردم توی روزنامه صبح اسلو بتاریخ 4 نوامبر 2002، در این خبر گفته میشود که شرکت نفت نروژ یک قرارداد با ایران منعقد کرده که این قرارداد از قرار گفته شده اولین قرارداد نروژ در خاورمیانه می باشد، انشاالله مبارک است!!

فکرش را بکنید مملکتی به وسعت استان فارس با جمعیتی کمتر از یک سوم تهران قادرست چنین کارهایی را در ایران انجام دهد ولی دولت آخوندی ما کاری کرده که ما با اینکه حدودآ 30 سال زودتر از نروژ از چاههای نفتی برخوردار بودیم قادر نیستیم.
خدا خیر بدهد به خاندان پهلوی و رژیم ولایت فقیه. این قرارداد مابین پتروپارس و شرکت Stat oil که بزرکترین شرکت دولتی نروژ می باشد منعقد شده. سهم استات اویل از این قرارداد 40 درصد است، فقط برای اینکه یک کمی گوشی دستتان بیاید که تولیدات این منبع گازی چقدر هست کافیست بدانید که تولیدات آن بالق بر 100 میلیون متر مکعب در روز خواهد بود! آمین یا رب العالمین (تکبیر) !!.

این دو مقاله را میتوانید در مورد این قرارداد بخوانید: نروژی ، انگلیسی

پاسخ به یک کامنت یکی

پاسخ به یک کامنت
یکی از بازدیدکنندگان بنام "!Ehsan"مطالبی را در نظرخواهی 4 اکتبر نوشته اند و از من خواسته اند که پاسخگو باشم. برای اینکه شما هم در جریان سوالات ایشان باشید اصل نوشته ایشان را می آورم گرچه انگلیسی است، بعد هم سعی خواهم کرد پاسخ کوتاهی به ایشان بدهم.
ایشان مینویسند:

I hadn't seen such a stupid jerk as you.
When was your last visit of Iran? More important, Do you consider yourself as an Iranian? if

yes, please tell me why? Do you have any connection expect the fact that your dad was

Iranian(which I suspect about number of your dads).


حضرت آقای"Ehsan" خان از من سوال فرموده بودید که آیا خودم را ایرانی میدانم وچرا؟
پاسخ ساده است من حداقل از شما ایرانی ترم چرایش را گمان نمیکنم که شما درک کنید! چون که از قرار معلوم شما یا فارسی نمی دانید و یا گویا علاقه ای به نگارش فارسی ندارید. من آنقدر ایرانی هستم که حداقل برای نوشتن از زبان مادریم استفاده کنم نه از انگلیسی.
در مورد تعداد پدرانم سوال کرده بودید، تا آنجا که از علوم پایه میدانم فقط امکان داشتن یک پدرد وجود دارد، و من تاکنون مخلوقی را نمی شناسم که دارای دو پدر یا بیشتر باشد البته من که مثل شما کالیفرنیا نشین که نیستیم که!! و دانش من در همین حد پایه است. حال اگر شما علومی را می‌شناسید که برعکس این را ثابت میکند بفرمایید.
زیاده عرضی نیست جز سلامتی شما
خُسن آقا کله پز

این روح الله پهلوي را

این روح الله پهلوي را بریت بخوانید که پسر باهوشی است، مخصوصآ مطلب 13 آبانش را، او مینویسد:
USA يعني يوم الله سيزده آبان :
برررسي اقشار مختلف مردم در 13 آبان:

جواد 10 ساله 13 آبان را دوست دارد. او ميتواند به بهانه راهپيمايي براي يکروز هم که شده از زير درس در برود و قيافه معلمش را نبيند! او تعطيلي را دوست دارد

November 04, 2002

ارزش و ضد ارزش این

ارزش و ضد ارزش
این مطلب را از سایت "یه‌خبر" برایتان انتخاب کرده ام، از نوشته های این سایت مشخص است که سایتی است متصل به گروهای اولترا کنسرواتیو که مستقیمآ از دستگاه شایعه سازی حسین آقا شریعتمداری تغذیه میشود، در این مطلب برای ضربه زدن به حزب مشارکت سعی زیادی شده، باهم بخوانیم و بعد هم چند نکته را گوشزد میکنم:

(¯`·._.·[+]·._.·´¯)

رقص مختلط در اردوي حزب مشارکت شاخه جوانان

تنها 5 درصد شرکت کنندگان بيانيه کنگره حزب مشارکت را خوانده بودند

حزب مشارکت که براي جلب هوادار دچار مشکل جدي شده است به شيوه هاي سازمان مجاهدين خلق براي ايجاد سمپاد روي آورده است

در اردوي شاخه جوانان حزب مشارکت نمايشي روي صحنه اجرا شد و برگزار کنندگان آن به مسخره کردن روحانيت و خصوصا هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پرداختند اين کاري است که مجاهدين خلق در برنامه تلويزيوني خود مرتبا انجام مي دهند

در اين اردو که در منظريه تهران برپا شده بود دختران و پسران اصلاح طلب به رقص مختلط پرداختند سازمان مجاهدين خلق در آخرين ارتقا ايدئولوژيک خود ارتباط ميان زنان و مردان را آزاد اعلام کرد بطوريکه رجوي زن شوهر دار را مال خود کرد

در اين اردو از تعدادي از شهرها حتي يک نفر هم شرکت نکردو در نظر سنجي ميان 200 نفر از شرکت کنندگان مشخص شد تنها 10 نفر بيانيه کنگره اخير حزب مشارکت را خوانده اند

(¯`·._.·[+]·._.·´¯)

چقدر این شریعتمداری و دارو دسته شان بی خردند، یکی نیست به اینها بگوید که دیگر در نظر افکار عمومی رقصیدن یک کار بد و تابو به حساب نمی آید و حتی برعکس نشان از یک نوع مدرنیته دارد، چگونه شما با اینکار قصد دارید به مشارکت با این روش ضربه بزنید!؟

درمورد به نمایش گذاشتن صحنه های تمسخر آمیز از روحانیت هم، این کار در افکار عمومی امروز ایران، یک نوع ارزش به حساب می آید نه ضد ارزش و خصوصآ اگر این تمسخر، هاشمی رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام را که منفورترین چهره ی رژیم است به مسخره بگیرد.

با فرض درست بودن مطالب بالا این شعر را چگونه میتوان بازنویسی کرد:

دوستى با مردم دانا نكوست دشمن دانا به از نادان دوست

یک مطلبی رو امروز از

یک مطلبی رو امروز از یک جایی کپی کردم و دوتا اسم توش بود من بصورت xxx کردم چون نخواستم اسم از کسی ببرم، دوست دارم نظر شما را در مورد چنین افکاری رو بدونم، خواهشمندم از نوشتن نظر خود دریغ نکنید :

● صبح از National Academy of Sciences امریکا اومده بودن بازدید مرکز محاسبات. چند تاشون عضو National Reseach Council بودن. دلم لک زده بود برای انگلیسی بی‌لهجه. از mumble انگلیسیا و ته‌لهجه‌ی فرانسوی کاناداییا و اون دری‌وری ایرلندیا و استرالیاییا بدم می‌آد. لهجه، فقط امریکایی ناب!

کلی راحت حرف زدم و showmanبازی در آوردم. کلی کیف کردن، از انگلیسیمم تعریف کردن. کارم درسته از بس! (البته خودمونیم، xxxxکم نیاورد، منتها xxxx موقع حرف زدن تمام تنش می‌لرزید، از دستش که ماوسو نگه داشته بود، تا چونه‌ش.)

November 03, 2002

سران پرشین بلگ توی جلسه‌ی

سران پرشین بلگ توی جلسه‌ی سینه‌زنی
وقتی ما میگیم این پرشین بلاگیها از دماغ رژیم (ببخشید از کون رژیم) افتادن بیرون شما باور نمی‌کنید می‌گیت نه! برین از خود کربلای سوال کنید.

از قرار معلوم کربلایی توی آخرین مطلب‌ش در یک جلسه‌ی سینه‌زنی یا چمی‌دونم قمه‌زنی تعریف می‌کنه که پرشین‌ها اونجابودن، دروغ چرا تا قبر آ.. آ.. آ.. آ.. ما که‌خودمان که به چشم خودمان که ندیدیم آقاجان که فقط از زبان کبلایی رهام شنیدیم.

هاشمی عراقی: عدم تساوی ديه

هاشمی عراقی: عدم تساوی ديه زن و مرد از محکمات دين است که شيعه و سنی بر روی آن توافق دارند. در اين باب نمی توان قوانين را تغيير داد.

خُسن آقا:جون ننت! شطرنج هم از حرامات دین بود! دیدی که ریدن به دین و ایمون و حالا حلال حلال شده، خاویار هم حرام بود اونوهم ریدن به دین وحلاکش کردن. از آخوندهمه چیز بر میاد. درضمن ملت ایران همین روزا تصمیم داره از دین شیعه و سنی و هرچی اراجیف هست اسعفا بده.

او میگوید: اينکه بعضی از آقايان فتوا بر تساوی ديه داده اند معلوم نیست بر چه اساسی بوده است.

خُسن آقا: بر اساس راز بقای آخوندی!

رييس قوه غذاييه: قرار شده که ما به التفاوت ديه را حکومت تقبل کند.

خُسن آقا: یا اینکه از کیسه ی خلیفه!

November 02, 2002

حوزه علمیه ایران در کنیا!

حوزه علمیه ایران در کنیا!
ایران در نایروبی پایتخت کنیا حوزه علمیه دایر کرده و از قرار معلوم این مرکز از سال 62 فعال بوده است و ریاست آن را شخصی لبنانی بنام ‏‎حجت الاسلام سید مرتضی مرتضی بعهده دارد. ایشان در گفتگویی که اخیرآ با روزنامه‌ی جمهوری اسلامی انجام داده‌اند فرموده‌اند علت روی آوردن بسیاری از جوانان آفریقایی به مذهب شیعه بخاطر روی داد انقلاب اسلامی می‌باشد. خوب این خبر که بتنهایی چیز شگفت انگیزی نیست. ما انقلاب کردیم و یک بدبختی را برای خود بوجود آوردیم بعد فکر کردیم که عجب غلطی کردیم‌ها! پس تصمیم گرفتیم که دیگران را هم به همان مرضی که خود دچارش شده‌ایم دچار کنیم و از آن روز شروع کردیم به صادر کردن انقلابمان. این خبر زمانی جالب میشود که با خبر دیگر که امروز خواندم کنار هم بگذاریم و "دو دوتای" ریاضیاتی را که از کلاس سوم ابتدایی یاد گرفتیم بکار ببریم تا ببینیم چه دکان نون و آبداری برای خود دست و پا کرده‌ایم.

خبر دوم این است که : 53 کیلو گرم گوشت الاغ در مشهد کشف شد. نخندید! چرا میخندید!؟ مگر نگفتم نخندید؟!! تئوری‌های خُسن‌آقا مو لای درزش نمیره! الآن خدمتتون عرض میکنم که گوز چه ربطی به شقیقه داره!
با صادرکردن انقلاب و ترویج مذهب شیعه در کشورهایی مثل کنیا و بورکینافسو میتوان عده‌ای آدم درست و حسابی را تبدیل کرد به خر و بعد از مدتی با جفت زدن آنها با اسب میتوان الاغ تولید کرد و برای جبران کمبود گوشت در ایران، آن را بعنوان یک محموله‌ی وارداتی به ایران وارد کرد.
از این کار چند بهره‌ی مهم نسیبمان میشود! اولآ ایکه دیگران را به همان مرضی که خود دچارش شده‌ایم گرفتار میکنیم، دویمآ ایکه کمکی به تولیدات در کشورهای فقیر نشین آفریقایی میکنم و سیومآ معضل کمبود گوشت را در داخل کشور حل میکنیم. نگفتم که این کار خوبی است! حالا هی رو بگیت رژیم ملا بد است!!

November 01, 2002

یک‌سر برین توی حجره‌ی آیت‌الله

یک‌سر برین توی حجره‌ی آیت‌الله استمناء از پندهای ایشان درمورد عزاداری و گریه وشیون و خودزنی و همچنین صواب گریه و چه وچه ...

اينهمه آوازه ها از شه

اينهمه آوازه ها از شه بود

حتماْ يادتان هست كه در مورد آقاي دكتر عبدالله وزير امور خارجه افغانستان و اظهارات ايشان در مورد جاري ساختن آب رودخانه هيرمند براي مدت معلوم به سوي ايران نوشتيم.

امروز برايمان كل جريان مشخص و روشن گرديد كه ماجرا از چه قرار بود و قضيه از كجا آب ميخورد.

حتماْ بهتر از بنده كمترين خبر داريد كه كشورهاي مترقي و متمدن جهان به هنگام از كار افتادن رژيم طالبان و به روي كار آمدن رژيم دائماْ موقت افغانستان به رياست آقاي حامد كرزاي كارمند درجه سوم شركت نفتي يونوكال آمريكا، قول دادند كه براي رفع كمبود در افغانستان كمكي مالي معادل چهارونيم ميليارد دلار در اختيار ايشان قرار دهند. ايران كه نيز كشوري مترقي و متمدن و خودكفا ميباشد كه در آن مردمش هيچگونه مضيقه معاشي ندارند نيز متعهد گشت كه مبلغ نيم ميليارد دلار از آن را از كيسه مردم غني و بي احتياج خود پردازد كه برابر با يك نهم كل مبلغ بود. پس پايان يافتن كار طالبان ، تمامي اين كشورهاي متعهد به نحوي از پرداختن وجوه سرباز زدند.
رئيس جمهور منتخب و محبوب و متعهد به قول خود به ملت ايران در اين ميان سفري به افغانستان داشتند و با توجه به بحران مالي كشور مذكور به نحوي اين ماجرا به ميان كشيده شد و صد البته رئيس جمهور محبوب ما به مصداق عبارت الكريم و اذا وعده وفا قول شرف ايران را از ياد نبرده و ديگر بار متضمن پرداخت وجه ناچيز گرديد و باز هم صد البته دولت شريف افغانستان نيز از ياد نبرد كه رسم ياري و سپاسگزاري را به جا آورده و متقبل گرديد كه جريان آب رودخانه هيرمند را كه بنا به قوانين بين المللي تا ميزاني هم به ايران تعلق دارد، ديگر بار بر روي تشنگان ايراني باز نمايد ولي فقط و فقط به مدت معلوم. البته معلوم براي همگان بغير از ما نا محرمان.

در اين ميان براي ما نافهمان چند پرسش پيش ميآيد كه اميدواريم كه دست اندر كاران پاسخ دهند.

1ـ از كي تا بحال ايران موظف به پرداخت خمس ( نيم ميليارد خمس چهارونيم ميليارد است) به كشورهاي ديگر شده است؟

2ـ اگر ايرانيان موظف به پرداخت خمس به كشورهاي ديگر ميباشند، آيا بهتر نيست كه مردم ايران از اين پس در عوض پرداخت خمس خود به روحانيون و فقهاي ايران مستقيماْ به حساب كشورهاي دريافت كننده ريخته و فيش واريز را به مقامات ايراني عرضه نمايند؟

3ـ مگر آبي كه قانوناْ و حقاْ متعلق به ايران است و افغانها آنرا به گرو گرفته اند از قرار ليتري چقدر ميباشد كه ما براي آن موظف به پرداخت نيم ميليارد دلار هستيم؟

4ـ آيا آب رودخانه كارون را كه قرار است ايران به كويت بفروشد با همين قيمت به اين همسايه متمول خود ميفروشيم؟

5ـ آيا كشور پاكستان كه خود طالبان را پرورش داد و در افغانستان به قدرت رسانيد و مسبب تمامي خرابكاريها و بدبختيها بود، نيز دولت تازه به قدرت رسيده افغانستان را مساعدت مينمايد. اگر بلي كجا و به چه اندازه و اگر نه چرا ما بايد كاسه داغتر از آش شويم و دايه مهربانتر از مادر؟

6ـ مگر عيد قربان است كه حقوق مردم ايران چنين بي محابا قرباني ميشود؟

7ـ آيا در ايران خودمان محتاجي پيدا نميشود؟ از قديم گفته اند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.

8ـ آيا چند كشور ديگر در ليست جيره خواران ملت ايران قرار دارند و چرا و به چه حسابي؟


9ـ لطفا ْ به پايان رسيدن فصل حراج حقوق ايران و ايرانيان را رسما‎ْ به اطلاع همگان برسانيد تا بتوانيم نفس راحتي كشيده و كمي وعده مردانه به زن و فرزند خود دهيم كه بعد هم از عهده آن بر آييم.


زبانم لال، نكند كه كسي به خرج ملت ايران نزديكي با ديگران را ميجويد، آخر اينكار ها در مملكت ما تازگي ندارد.